مشکلات ناشی از عدم رشد و توسعه همزمان برند و شهرت جبران‌ناپذیر است

مشکلات ناشی از عدم رشد و توسعه همزمان برند و شهرت جبران‌ناپذیر است

 

برند و شهرت به شدت با یکدیگر مرتبط بوده اما مترادف هم نیستند، اگر چه در هر دو روش‌ها و اهداف کاری تقریبا یکسان است و هر دو با استفاده و بکاریگیری ابزارهای مختلف ارتباطات به دنبال ایجاد درک بهتر از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های سازمان مطبوع خود در بین مخاطبان می‌باشند.

یک نام تجاری به عنوان عاملی که باعث تمایز، تمایل و انگیزه خریداران در تقاضای بیشتر محصولات می‌شود، از درجه اهمیت بالایی در بازارهای پولی و مالی برخوردار است و علاوه بر بازدهی و سود مالی موجب افزایش اعتبار که به واقع یکی از ارزشمندترین دارایی یک موسسه مالی و یا بنگاه اقتصادی است، خواهد شد.

همواره در مفهوم برند مشتری به عنوان محور اصلی مورد بحث و نظر قرار می‌گیرد در حالیکه در شهرت این شرکت و موسسه است که محور تمامی سیاست‌گذاری‌ها و اهداف در نظر خواهد شد و به طور ایده‌آل، یک نام تجاری و یک کسب‌وکار در پشت یک شهرت قوی ایجاد می‌شود و از اعتبار و سازگاری شهرت برای جذب مردم، سرمایه‌گذاران، سهامداران و... استفاده می‌کند.

عدم تمرکز بر شهرت می‌تواند منجر به تولید و عرضه محصولات یا خدماتی شود که در بازار وجود داشته و با عدم استقبال از سوی مخاطبان روبرو شود، از سوی دیگر، تمرکز صرف بر روی نام تجاری و غفلت از شهرت می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد و منجر به پایین آمدن قیمت سهام، مشکلات در جذب استعدادهای برتر و حتی تحریم محصول یا خدمت از سوی مشتری شود، به همین دلیل است که لزوما وجود یک نام تجاری قوی باعث افزایش اعتبار نخواهد شد و از سوی دیگر، اعتبار به تنهایی سبب ایجاد یک برند قوی نمی‌شود.

برای اینکه موفقیت در فروش و عرضه محصولات و خدمات دارای دوام و ثبات باشد و نیز شاهد ارتقای روزافزون و توامان برند و شهرت سازمان باشیم، می‌بایستی تیم‌های ارتباطات و بازاریابی با تعیین و صرف زمان‌های مشخص، علاوه بر آموزش هدفمند که در راستای برآورده‌سازی نیازهای مخاطب صورت می‌گیرد، نسبت به یکپارچه‌سازی استراتژی‌های فروش و جذب مخاطب در سازمان اقدام نمایند.

گام برداشتن بسوی روابط‌عمومی تجاری اجنتاب‌ناپذیر است

گام برداشتن بسوی روابط‌عمومی تجاری اجنتاب‌ناپذیر است

 

روابط‌عمومی‌ها با شناسایی دقیق نیازها و خواسته‌های مخاطبان و انعکاس آن به بخش‌های مختلف سازمان علاوه بر رفع این خواسته‌ها، همواره به عنوان حلقه اتصال میان سازمان‌ها و ذینفعان بشمار می‌روند.

از آنجاییکه در حال حاضر تجارت به عنوان یکی از ارکان اصلی و اساسی در شرکت‌ها و سازمان‌های خصوصی و همچنین دولتی به‌شمار می‌رود، لزوم توجه به منافع ذینفعال و شناسایی نیازهای واقعی آنها به عنوان یکی از اصلی‌ترین وظایف در حوزه روابط‌عمومی تجاری بشمار می‌رود.

در حوزه کسب و کار یک سازمان، بخش‌های مختلفی دخیل بوده که هر بخش بر اساس شرح وظایف خود نسبت به مواردی همچون نیازسنجی، تولید محتوا و... اقدام خواهند نمود. این اطلاعات پس از جمع‌آوری و دسته‌بندی در اختیار روابط‌عمومی تجاری قرار خواهند گرفت تا از این پس این بخش از سازمان بر اساس نیازها و ابزارهای مورد نظر مخاطبان نسبت به انجام تبلیغات و یا اطلاع‌رسانی در خصوص خدمات و یا محصولات مورد اقدام نماید.

در روابط‌عمومی تجاری عدم آگاهی از پیش‌شرط‌ها و پیش‌نیازهای لازم به منظور گسترش ارایه خدمات به ذینفعان موجب خواهد شد تا سازمان‌ها نتوانند نسبت به شناسایی نیازهای واقعی جامعه و راه‌های ارتباط موثر با مشتریان خود اقدام نمایند که این موضوع می‌تواند علاوه بر از دست دادن هر چه بیشتر مخاطبان و بازار هدف، باعث بروز خسارات جبران‌ناپذیری به سازمان شود.

در سازمان‌ها علی‌الخصوص شرکت‌ها و بنگاه‌های خصوصی، اطلاع‌رسانی دقیق به کارکنان بخش‌های مختلف و نهادینه کردن این موضوع که کسب درآمد به عنوان یکی از اصلی‌ترین اهداف مدنظر مدیران سازمان است و همچنین آموزش صحیح و اصولی کارکنان در برخورد و مواجه با مخاطبان و کسب رضایتمندی آنها، به عنوان بخشی از وظایف درون سازمانی روابط‌عمومی تجاری بشمار می‌رود.

بحران روابط عمومی و طرح و نقشه فائق آمدن بر آن

بحران روابط عمومی و طرح و نقشه فائق آمدن بر آن

 شاید بحران روابط عمومی پیش آمده برای برند فولکس واگن در چند سال گذشته را به یاد بیاورید.

 در آن زمان پیش بینی می‌شد که به زودی این بحران فراموش می‌شود، چرا که بحران‌های متعدد دیگری برای برندهای دیگر رخ می‌دهد.

 امروز با یک بررسی کوتاه می‌توانید ببینید که از آن تاریخ تاکنون برندهای اوبر، امریکن ایرلاین، پپسی یا حتی فاکس نیوز تلاش‌هایی برای اثبات این ادعا داشته‌اند.

 اینکه وضعیت شما چطور باشد و چقدر برند شما مورد اعتماد باشد، مهم نیست.

 چرا که به هر حال هیچ برندی برای همیشه از یک بحران روابط عمومی در امان نیست.

 اما با نظارت صحیح، حتی در صورت رخداد چنین بحرانی می‌توانید بدون ایجاد تغییرات زیاد در برند جان سالم از آن به در ببرید.

در ادامه راهکار فائق آمدن بر بحران روابط عمومی را به اعتقاد مارتین لیندستورم برای شما آورده‌ایم:

1- به مسئله اذعان داشته باشید

 شناسایی و اذعان به مسئله و بحران رخ داده از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

 سکوت اختیار کردن یا سست بودن نسبت به مسئله بیش از سود داشتن به ضرر برند تمام می‌شود.

 خیلی روشن و واضح به مشکل بپردازید و اینگونه از رخداد هر بحران مجدد دیگری برای برند خود جلوگیری کنید.

2- زمان عکس العمل را کوتاه کنید

 همچنان که روشن شدن زوایای دیگر بحران می‌تواند سرعت عمل شما نسبت به واکنش نشان افزایش دهد، یک کمیته تحقیق مستقل در رابطه با آن تشکیل دهید.

 همچنین باید یک کارگروه عملیاتی – حداکثر شامل 4 نفر – با تمام اختیارات نسبت به برند انتخاب کنید.

 این کارگروه باید بتواند با سرعت بالا و بدون هیچ بروکراسی داخلی نسبت به هماهنگی با شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خبری اقدام کند.

 با جستجو کلمات کلیدی، مقالات و شبکه‌های اجتماعی لحظه به لظحه از دیدگاه مردم نسبت به خودتان آگاه شوید.

 بدون این کار برند شما نمی‌تواند تشخیص دهد که بر چه اخباری باید تمرکز کند و از کدامیک دوری کند.

3- دوستان خود را شناسایی کنید

 قانون 1- 9 – 90 را در شبکه‌های اجتماعی فراموش نکنید.

 بر اساس این قانون یک نفر 9 نفر از نزدیکان خود و آن 9 نفر 90 نفر از عموم را مطلع می‌کنند.

 هدف شما باید آغاز گفتگو با آن 9 نفر باشد.

 ارتشی از نمایندگان برند تشکیل دهید.

 آنها را مجهز به هر مجوز و ابزاری برای آغاز گفتگو با عموم مردم و مخاطبین خود بکنید.

 دوستان، طرفداران و ارتباط کاری خود (حتی بنگاه خودرو نزدیک دفتر) را شناسایی کنید.

 در صورتی که می‌دانید ارتباط با اخبار در شرف انتشار دارند، یک به یک با آنها گفتگو کنید.

 بطور خلاصه باید ارتشی از نمایندگان برند تشکیل دهید.

 و آنها را مجهز به هر مجوز و ابزاری برای آغاز گفتگو با عموم مردم و مخاطبین خود بکنید.

4- نسبت به مسئله هم‌حسی داشته باشید

 تبلیغات را فراموش کنید. چرا که اکنون دیگر هیچ شخصیتی به شما اعتماد ندارد.

 در عوض، بیش از انتظار نسبت به خواسته‌های مشتری پاسخگو باشید.

 این کار شاید هزینه‌های گزافی را به شما تحمیل کند، اما نتایج کوتاه مدت خلاف آن قابل ارزیابی نیست.

 از خود بپرسید این برند چه چیزی را باید عرضه کند تا هر مصرف کننده – حتی رقبا و مسموم کنندگان فضای آنلاین به عنوان جبران خسارت از آن راضی باشند.

 این مخالفین باید در پاسخ بگویند “آنها اشتباه کردند، اما تلاشی بیش از توان برای اصلاح آن پیش گرفته‌اند.”

 اگر در جبران مافات صرفه جویی کنید، همانند جبران 50 هزار یورویی لوفتانزا برای هر قربانی پرواز 9525، تصویری منفی را از ابتدا در ذهن مخاطبین حک کرده‌اید.

 این رویکرد در واقع حتی ریشه در علوم اعصاب هم دارد:

 شما باید چنان اثر طبیعی و مادی – یک نشان روانی – از خود به جای بگذارید، که هرگز فراموش نشود.

5- شرایط را 180 درجه تغییر دهید

 اگر رقیب برند دچار شده به بحران روابط عمومی بودید، چه عکس العملی نشان می‌دادید؟

 نیازی به گفتن نیست که این را یک فرصت برای خود می‌دانستید.

 در واقع برملا شدن یک بحران روابط عمومی، به دلیل برداشته شدن قدمی از سوی رقیب برای آشکار کردن آنست.

 در حقیقت، در این مرحله رقبای شما برای جلب مشتریان شما آماده می‌شوند.

 اگر بسرعت اقدام نکنید، درآمد و سودآوری آینده شما در معرض خطر نابودی قرار می‌گیرد.

 بنابراین، یک کارگروه دوم فقط و فقط با هدف توقف خونریزی رخ داده شده تشکیل دهید.

 به مانند یک رقیب بیاندیشید، سپس برای معکوس کردن آن طرح و برنامه‌ها، برنامه‌ریزی کنید.

آموزش؛ مسیر مصونیت در برابر گزندهای مجازی

آموزش؛ مسیر مصونیت در برابر گزندهای مجازی

 

الو ...، الو ...، الو ...، ستون خوانندگان و عناوینی از این دست تا همین چند سال پیش، تنها راه انتشار دیدگاه‌های مردمی درباره عملکرد سازمان‌ها، انتقادات و پیشنهادات در رسانه‌های مکتوب بود که اگر خارج از چارچوب‌ها و مرام‌نامه‌ها نبود، چاپ می‌شد. رادیو و تلویزیون نیز در قالب گزارش‌های تلفنی و میدانی که عموماً تولیدی و نه زنده، بودند هم ممکن بود برخی از اظهارات مردم و انتقادات آنان از دستگاه‌های دولتی و عمومی را پخش کنند. در این قالب، روابط‌عمومی‌ها نیز به شکل سنتی، وظایف مربوط به رصد، تجزیه و تحلیل و در نهایت پاسخ موافق یا مخالف را انجام می‌دادند. امروز که دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات به طور حیرت‌آوری توسعه پیدا کرده، راه‌های ارتباط و حتی اعتراض مردمی به سازمان‌ها متنوع و متکثر شده است. این راه‌ها با پیدایش انواع وب‌ها، متعددتر و تکمیل‌تر شده است.

اگر پیش از این، مخاطبان از کمترین امکان برای ابراز نظر و بیان دیدگاه‌ها، انتقادات و پیشنهادات خود از سازمان‌ها برخوردار بودند اکنون، قادرند در کوتاه‌ترین زمان و حتی به‌طور زنده و مستقیم، وضعیت نابسامان یک سازمان را از طریق رسانه‌های اجتماعی، گزارش کرده و از زاویه دید خود به شرح، تجزیه و تحلیل ماجرا بپردازند. همه ما در سال‌های اخیر از طریق رسانه‌های اجتماعی اخبار، عکس‌ها و فیلم‌های متعددی از رویدادها و اتفاقات تلخ و شیرین، دریافت کرده‌ایم که ساعت‌ها بعد در رسانه‌های رسمی منتشر شده است. یعنی، شهروندان، خیلی سریع‌تر از رسانه‌های رسمی اقدام کرده‌اند!

در چنین شرایطی و علی‌رغم تمام محدودیت‌ها، حضور مؤثر و آگاهانه روابط‌عمومی‌ها در رسانه‌های اجتماعی اهمیت پیدا کرده و به موضوعی کلیدی تبدیل می‌شود.  در حال حاضر فناوری‌های مبتنی بر گوشی‌های تلفن همراه هوشمند چنان در جامعه رسوخ کرده‌اند که هیچ توجیهی برای غیبت روابط‌عمومی‌ها در فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی، باقی نمی‌گذارند.

به‌اشتراک گذاشتن محتوای تولیدی اعم از متن، عکس، صوت و فیلم در کوتاه‌ترین زمان ممکن از طریق کانال‌ها و گروه‌های پرشمار و اپلیکیشن‌های مختلف، رتبه محبوبیت و مقبولیت سازمان‌ها را جابه‌جا کرده و باعث تغییر ذهنیت و مثبت یا منفی شدن تصویر آن‌ها، نزد افکار عمومی می‌شود. ارزش‌های یک سازمان را تغییر داده یا ارزش‌های جدید خلق می‌کند. به عبارت دیگر، رسانه‌های اجتماعی فرصت‌ها و تهدیدهای فراوانی را پیش روی سازمان‌ها و روابط‌عمومی‌ها قرار داده است.

در دنیای فناورانه امروز، آموزش کاربردی تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و کسب مهارت‌های لازم، این امکان را فراهم می‌کند تا سازمان‌ها علاوه بر استفاده از مزیت‌های این رسانه‌ها در تعامل با ذی‌نفعان‌شان، از گزندهای مجازی مصون بمانند.

تنها آموزش است که می‌تواند کم‌و‌کیف چرخه تولید و توزیع محتوا را ارتقا داده و با رفع نیازهای اطلاعاتی مخاطبان سازمان، حضوری موثر در رسانه‌های اجتماعی و تعاملی همه جانبه با مخاطبان را رقم بزند.

خلق ارزش در بازاریابی محتوا در رسانه‌های اجتماعی

در تعریف ویکی‌پدیا آمده که بازاریابی محتوا نوعی از بازاریابی است که به فرایند تولید و اشتراک‌گذاری محتوا گفته می‌شود که باعث حفظ مشتریان قبلی و به دست آوردن مشتریان جدید می‌شود، این محتوا و اطلاعات می‌توانند به شکل‌های مختلفی مانند اخبار تحلیلی، ویدئو، کتاب الکترونیکی، اینفوگرافی، مطالعۀ موردی، راهنما و دستور‌العمل‌ها، سؤال و پاسخ، مقاله‌ها و تصاویر و... تولید و منتشر شوند.

 بازاريابي با زندگي روزگرد انسان در ارتباط است. ما در زندگي نيازهاي زیادی داریم و اين نيازها ما را به تلاش و تكاپو وادار می‌کنند و بازاريابي سعي می‌کند با كمترين تلاش اين نيازها را برطرف سازد. درواقع، قانونِ دست نامرئي آدام اسميت يك بار ديگر ميدا‌ن‌داري مي‌كند و تلاش‌هاي بازاريابي بنگاه‌هاي اقتصادي را كه اصولاً با هدف كسب سود انجام مي‌شود، به ابزاري جهت برآوردن نيازهاي افراد جامعه بدل مي‌سازد.

پيتر دراكر، پدر مديريت نوين، نیز درباره بازاريابي گفته است هدف بازاريابي افزايش فروش با تكيه بر آگاهي و شناخت مشتري است تا كالا يا خدمات عرضه شده با نيازهاي مشتري همخواني داشته باشد.

تصور عموم از بازاريابي تلاش براي يافتن مشتري بيشتر است. هر سازمان مشتريان مشخصي براي كالاهاي توليدي خود دارد. يك شركت ممكن است در برهه‌ای زماني با كمبود تقاضا، تقاضاي ناكافي يا تقاضاي بيش از حد براي محصولات خود روبه‌رو شود. وظيفۀ مديريت بازاريابي اين است كه راهكارهاي مناسبي براي بهبود اين شرايط پيشنهاد کند.  

مديريت بازاريابي جست‌وجو براي تقاضاي بيشتر است، اما گاهی شامل تغيير و حتي كاهش تقاضا نيز مي‌شود. مديريت بازاريابي مي‌كوشد ميزان، زمان و ماهيت تقاضا را با توجه به مقتضيات محيطي تغيير دهد. به بيان ديگر، مديريت بازاريابي، مهار تقاضاست.

اگر بپذیریم که بازاریابی محتوا شیوه‌ای برای فروش است، می‌توانیم بگوییم که هرکس چیزی برای فروختن دارد می‌تواند بازاریابی محتوا را به‌عنوان ابزار و گزینه‌ مدنظر قرار دهد. حتی کسانی هم که هدف‌شان کسب مادیات نیست و به صورت غیرانتفاعی فعالیت می‌کنند، با این معنای عام فروش، فروشنده محسوب می‌شوند. برای مثال، مؤسسۀ خیریه‌ای هم که از کودکان سرطانی حمایت می‌کند درگیر فرایند فروش است. این مؤسسه می‌خواهد افراد جامعه خریدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند، بنابراین تلاش می‌کند مخاطبانش را افزایش دهد و از هر کدام از آن‌ها کمک و حمایت بیشتری دریافت کند.

محتوای دیجیتال اگرچه یکی از شکل‌های رو به رشد محتوا در دنیای امروز محسوب می‌شود، فقط یکی از انواع محتواست. اگر شما نویسنده هستید و کتاب منتشر می‌کنید، باز هم تولیدکنندۀ محتوا هستید. اگر شب‌هنگام اوقات فراغت خود را با ارسال پیام و پیامک از طریق نرم‌افزارهای مختلف مانند وایبر و واتس‌آپ و تلگرام می‌گذرانید، تولیدکنندۀ محتوا هستید. اگر معلم هستید و درس می‌دهید، تولیدکنندۀ محتوا هستید. اگر مدیر بخش تضمین کیفیت یک شرکت هستید و دستورالعمل‌ها و فرایندها را تنظیم و منتشر می‌کنید،‌ تولیدکنندۀ محتوا هستید. اگر داستان‌های اخلاقی و مذهبی برای مردم تعریف و تلاش می‌کنید آن‌ها را به سمت زندگی بهتر هدایت کنید، تولیدکنندۀ محتوا هستید. اگر فیلم می‌سازید، تولیدکنندۀ محتوا هستید. حتی کسانی که قبض تلفن همراه چاپ یا فاکتور فروش یک فست‌فود را صادر می‌کنند، در حال تولید محتوا هستند.

 

ارزش‌آفرینی با استراتژی بازاریابی محتوای اثربخش

از نظر کارکردی، استراتژی ارتباطی رویکردی است که برای مشتری ارزش و برای سازمان مزیت رقابتی می‌آفریند.

مزیت رقابتی در بازاریابی محتوا عاملی است که سبب می شود مشتری، سازمان را بر رقیب ترجیح دهد. این مفهوم در کسب‌وکار، به‌ویژه در شرایط رقابتی، بسیار اهمیت دارد و تمامی تلاش سازمان‌ها در راستای نوآوری، کیفیت، بهره‌وری و مدیریت را معنا می‌بخشد. بازاریابی محتوا یک رویکرد استراتژیک ارتباطی است که بر تولید و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و سازگار با اهداف برندها متمرکز شده است. بازاریابی محتوا بسیار هدفمند است و به دنبال جذب، حفظ و تعامل با مخاطبانی است که به‌وضوح تعریف و شناخته شده‌اند.

 بر همین اساس و با رویکرد خلق ارزش در بازاریابی محتوا ، مک‌دونالد آموخت که محتوای پیام‌های ارتباطی‌اش در کشورهای مسلمان، در ماه رمضان باید رنگ و بوی اسلامی بگیرد و در غیر این صورت پیام‌هایش اثربخش نخواهد بود. کشورها آموختند که در محتواهای تولیدی‌شان برای نقاط دور جهان تصویری خوش‌آب‌ورنگ‌تر از واقعیت خود ترسیم کنند. افرادی که در صنعت گردشگری کار می‌کردند آموختند که تولید محتوا برای جذب گردشگر چیزی فراتر از انتشار سفرنامه‌های جهانگردان گذشته است و حالا می‌توانند تیزرهای تبلیغاتی جذاب تولید و پخش کنند. پزشکان هوشمند آموختند که به‌جای آگهی تبلیغاتی، مقاله‌های آموزشی درباره روش مواجهه با بیماری‌ها بنویسند. روان‌شناسان یاد گرفتند که به‌جای اصرار و التماس برای اینکه مردم به آن‌ها پول بدهند و مشورت بگیرند، ستون پاسخ به سؤالات راه بیندازند و با لبخندی بر لب و چهره‌ای مهربان آمادگی خود را برای پاسخ‌گویی به سؤالات نشان دهند.

بنابراین، تولید محتوا به‌تدریج به دانشی تخصصی‌تر تبدیل شد.

 

 خلق ارزش در بازاریابی محتوا

 ارائۀ ارزش ( Value Shop):

 فرض اساسی ارائۀ ارزش در بازاریابی محتوا چيست؟ منطق اصلي، حل مسئله است (مصرف منابع و فعاليت براي حل مشكل مشتري) و ارزشی که با پیدا کردن راه‌حل برای مشکل مشتری خلق می‌شود. ارزش براي مشتري فقط در دادن راه‌حل نيست، بلكه در ارزشي است كه حل آن مسئله برايش مي‌آفريند. ارائۀ ارزش در تولید محتوا فرايندي است مستمر شامل شناسايی مسئله، حل مسئله، دادن راه‌حل، اجرا، کنترل و ارزيابی.

خلق ارزش در تولید محتوا بر اساس اولاً شفاف‌سازی اطلاعات و تولید محتوا بين سازمان و مشتريان شکل می‌گیرد، به این معنی که سازمان اطلاعاتی را که مشتری نياز دارد در اختيار دارد. دوم بر پايۀ اطلاعات فشرده برای حل مشکلات مشتريان، به این معنا که سازمان فرايند کسب اطلاعات و دادن اطلاعات را استاندارد کرده است. و سوم، فرايند چرخشی و دوره‎ای راه‌حل است، که در این بخش به افراد غيرماهر و در موارد خاص افراد ماهر نياز است.

 ایجاد شبکۀ ارزش ( Value Network):

  منطق حاكم بر آن، مدیریت ارتباط بين مشتريان (ارتباط مستقيم بين دو مشتري و مشتري با سازمان)، مديريت ارتباط با مشتری ( CRM ) و مدیریت شبکۀ انتقال ارزش است، شامل مديريت بر تماس‌ها و توزيع شبكۀ ارتباطی و فعاليت‌هاي مرتبط با جذب و انتخاب مشتريان با هدف مديريت ارتباط با مشتري و آماده‌سازي محتوا و پیام ارتباطی سازمانی برای برقراري ارتباط يك مشتري با ديگر مشتريان در شبکه‌ای تعاملی.

 ارزش از مقياس و ظرفيت مشتق می‌شود و هر کدام از شرکت‌کنندگان در شبکۀ ارتباطی می‌توانند ارزش‌افزوده‌ ايجاد کنند. درحقیقت، باید بر این نکته تأکید کرد که ارزش خدمات نوين به اثر بازاریابی در افراد ديگری که آن را می‌پذيرند بستگی دارد.

 زنجيرۀ ارزش ( Value Chain):

منطق حاكم بر آن انتقال ورودي‌ها به محصولات با تمركز بر فعاليت‌هاي متوالي در تولید محتواست. زنجيرۀ ارزش نشان می‌دهد که يک فعاليت چگونه بر فعاليت ديگر در بازاریابی و تولید محتوا اثر می‌گذارد.

 فرض اساسی زنجيرۀ ارزش چيست؟ زنجيرۀ ارزش برای شناسايی فعاليت‌هايی به کار می‌رود که قابليت‌های اصلی و منبع مزيت‌های رقابتی تولید محتوا در سیستم محسوب می‌شوند، و همچنین ارزشی که از طريق تغيير ورودی‌ها به توليد محتوا منجر می‌شود.

بازاریابی محتوا در نظام مشتری‌مدار به‌تدریج به دانشی تخصصی‌ تبدیل شده و یکی از مزیت‌های مهم رقابتی در جذب و حفظ و نگهداری مشتری و جلب اعتماد مخاطب و حفظ برتری سازمان است.

روابط‌عمومی محتوامحور و حرفه‌ای‌گرایی

بر اثر توسعۀ فناوری‌های نوین ارتباطاتی و اطلاعاتی در جوامع نوین، رویکردهای روابط‌عمومی حرفه‌ای نیز دچار دگرگونی شده است. در دوران نوین، روابط‌عمومی چیزی فراتر از صرفاً تنظیم کردن و فرستادن اخبار و گزارش‌ها، طراحی آگهی برای رسانه‌های عمومی یا پست کردن اعلان‌های رسانه‌ای است. روابط‌عمومی در دوران نوین، از رویکرد اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی به منظور تقویت هویت بصری برند، انگاره‌سازی و تصویرسازی مثبت از سازمان فاصله گرفته و به رویکرد بازاریابی محتوا و محتوامحوری روی آورده است.

«محتوامحوری»، به‌عنوان شاخصی مهم در سنجش حرفه‌ای‌گرایی در روابط‌عمومی، محصول توسعۀ رسانه‌های اجتماعی است. درواقع، بر اثر توسعۀ فراگیر رسانه‌های اجتماعی، همچون وبلاگ‌ها، ویکی‌ها، وب‌سایت‌های شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی موبایلی، روابط‌عمومی‌ها کم‌کم از رویکرد اطلاع‌رسانی صرف و بمباران خبری و تبلیغاتی مخاطبان دست برداشتند و به تولید محتوای مخاطب‌پسند و مبتنی بر نیاز مخاطب روی آوردند. روابط‌عمومی‌های حرفه‌ای دریافتند که در دنیای جدید، منبرها و تریبون‌های زیادی (رسانه‌های اجتماعی متنوع و متکثر) وجود دارد و دورۀ رسانه‌های جمعی (رادیو، تلویزیون، مطبوعات و خبرگزاری‌ها) به سر آمده است و بنابراین اگر منبری محتوای مطلوب و مفید داشته باشد، مخاطب را جذب می‌کند.

«روابط‌عمومی محتوامحور»، با در پیش گرفتن رویکرد بازاریابی محتوا، به دنبال تولید محتوای تأثیرگذاری است که از یک طرف، اطلاعات و دانش مخاطبان را بالا ببرد و آن‌ها را هوشمند سازد و از طرف دیگر، با تولید محتوای غیرتبلیغاتی و مفید و روایت داستان، علائق سازمان را با دیگران به اشتراک بگذارد، آگاهی عمومی درباره سازمان را افزایش دهد و با مخاطبان تعامل کند.

«قالب‌های تولید محتوا در روابط‌عمومی محتوامحور» نیز دگرگون شده است. امروزه متن و عکس حرف اول را نمی‌زنند، بلکه تأثیر یک تصویر ویدئویی کوتاه، اینفوگرافیکی حرفه‌ای، موشن‌گرافیکی چند ثانیه‌ای و پادکست یا وادکستی چند دقیقه‌ای، هزاران برابر کلمه، متن و عکس است. بنابراین، تسلط بر روزنامه‌نگاری برند مهارتی مهم برای تولید محتوا در روابط‌عمومی محتوامحور است.

 روابط‌عمومی محتوامحور به منابع انسانی متخصص و ماهری نیاز دارد که به سازمان هویت انسانی ببخشند، نه هویت تجاری؛ یعنی از طریق تولید محتوای مخاطب‌محور به پیوند علائق سازمان با علائق و نیازهای مخاطبان کمک کند تا سازمان در میان مخاطبان به برند و هویتی تبدیل شود که در راستای «توسعۀ پایدار انسان پایه» حرکت می‌کند. درواقع، منابع انسانی متخصص محتوامحور در روابط‌عمومی به مخاطب برای یافتن روش‌ها و شیوه‌های بهتر زیستن کمک می‌کنند. این مؤلفه به سرمایۀ اجتماعی سازمان در میان مخاطبان تبدیل می‌شود.

روابط‌عمومی محتوامحور در سازمان، مخاطبان را دسته‌بندی می‌کند تا برای هر دسته پیام‌هایی دقیق تولید شود. این نوع روابط‌عمومی سعی می‌کند با ترکیب دانش و خلاقیت، محتوایی خیره‌کننده تولید کند تا مخاطبان را ترغیب کند پیام را بپذیرند، نه اینکه آن‌ها را وادار به پذیرش پیام کند.

روابط‌عمومی محتوامحور هنگام تولید پیام‌های خود به همۀ پرسش‌های مخاطبان پاسخ می‌دهد، از محتوای بصری جذاب (ویدئو، گرافیک، عکس و...) کمک می‌گیرد، به دغدغه‌های مخاطبان رسیدگی می‌کند، و از تکنیک‌های داستانی و اینفوتینمنت (اطلاع‌رسانی سرگرم‌کننده) برای سرگرم کردن مخاطب و تقویت انگیزه‌اش جهت دنبال کردن محتوا و موضوع استفاده می‌کند.

روابط‌عمومی محتوامحور را می‌توان روابط‌عمومی‌ای حرفه‌ای در دوران کنونی توسعۀ رسانه‌های اجتماعی دانست، دورانی که مخاطبان آنلاین همیشه در جست‌وجوی محتوا و مطالبی‌اند که برای‌شان مفید و جذاب باشد و آن‌ها را هوشمند سازد. هوشمندسازی مخاطب از سوی روابط‌عمومی، موجب ایجاد وابستگی و دل‌بستگی مخاطبان به سازمان می‌شود و با ایجاد وفاداری و همدلی، سرمایۀ اجتماعی و شهرت سازمان را تقویت می‌کند.

رسانه‌های اجتماعی و از بین رفتن مرزبندی روابط‌عمومی و تبلیغات

در روزگار کنونی، تغییر رفتار و رویکرد مخاطب برای دریافت سرویس و خدمات، مدل‌های نوین ارتباطی و تبلیغی را طلب می‌کند.

گسترش روزافزون رسانه‌های اجتماعی و تحولات عظیم سالیان اخیر در فراگیر شدن تکنولوژی‌های نوین و گردش سریع اطلاعات، تغییرات اقتصادی بسیاری را به دنبال داشته است، به ‌نحوی که اقتصاد با تمامی مؤلفه‌هایش، همچون بازاریابی و اشتغال فیزیکی، به سمت ایجاد ارزش‌افزوده برای مخاطب در بازارهای جدید سوق پیدا کرده و از مبادلات اقتصادی برحسب محیط جغرافیایی به مبادلات اقتصادی در فضای فراگیر مجازی تبدیل شده است.

همچنین، شیوه‌های بازاریابی و تبلیغات نیز، به‌عنوان یکی از اولین حوزه‌هایی که تحت‌تأثیر قرار گرفته، به دلیل گسترش تعاملات مجازی، دچار تغییرات و دگرگونی‌های فراوانی شده‌ است و فعالان این حوزه ‌بایستی ضمن درک این موضوع با تحلیل مناسب شرایط بازار، ابزارهای هوشمند و رسانه‌های اجتماعی را به کار گیرند و همگام با این تغییرات، در راستای جلب نظر مخاطبان، حرکت کنند.

روش‌های مختلف و متنوع در زمینۀ جذب و اقناع مخاطب، به‌عنوان مؤلفه‌ای تأثیرگذار بر تبلیغات نوین، راه را برای دستیابی صاحبان کالا و خدمات به بازارهای گوناگون هموارتر کرده است و در این میان، ارائۀ ایده‌های جدید و جذاب نقشی غیرقابل انکار در این موفقیت خواهد داشت.

درنهایت باید گفت که امروزه مرز بین روابط‌عمومی و تبلیغات تقریباً از میان برداشته شده و فعالان حوزۀ روابط‌عمومی، به‌عنوان هستۀ مرکزی سازمان، در ایجاد ارتباط با محیط بیرونی، با استفاده از ابزارها و رسانه‌های اجتماعی و برقراری ارتباط دوسویه با مخاطبان خود، ضمن شناسایی نیازهای اصلی آن‌ها و ارائۀ راهکارها و راهبردهای متنوع تبلیغاتی سعی در جذب حداکثری مشتری برای سازمان متبوع خود دارند.

از سوی دیگر، حوزۀ تبلیغات نیز بدون داشتن پشتوانۀ فکری قوی و شناخت مناسب از طرز تفکر و نحوه تعامل با مشتری، قادر به انجام صحیح وظایف محولۀ خود نیست و نیاز دارد با به کارگیری نظرات و بازخوردهایی که روابط‌عمومی به ‌دست آورده است، کمپین‌های متنوع و ایده‌های تبلیغاتی اثربخش طراحی کند.

به ‌همین دلیلِ گفته‌شده و ده‌ها دلیل ناگفتۀ دیگر، می‌توان اذعان کرد که فعالیت‌های روابط‌عمومی و تبلیغات در حوزۀ جذب مخاطب، به نوعی با یکدیگر ادغام شده‌اند و فعالیت هر کدام بدون دیگری ناقص و ناکارآمد خواهد بود.

باشگاه مشتریان

باشگاه مشتریان
♦️چندین سال است که بحث باشگاه مشتریان توجه بسیاری از شرکت ها را به خود جلب کرده و نظرات مختلفی هم راجع به آن وجوددارد که در یک سر طیف عده ای اعتقاد دارند که با روی کار آمدن پلتفرم های شبکه های مجازی دیگر نیازی به هزینه کردن و راه اندازی باشگاه مشتریان نیست و عده ای دیگر در آن طرف طیف معتقدند که فضای مجازی و باشگاه مشتریان هر کدام رسالت مجزایی دارد و اعتقاد محکمی به راه اندازی باشگاه در شرکت خودشان دارند. در اینجا قصد داریم به طور مختصر به این بحث بپردازیم که باشگاه مشتریان چیست؟ تئوری مبنایی آن چیست؟ و چه مراحلی برای ایجاد آن باید طی شود.

♦️پس از مطرح شدن مباحث بازاریابی سنتی که در آن اعتقاد بر این بود که بازاریابی هنر فروش محصول است و نقطه اتمام بازاریابی را انجام مبادله می دانستند کم کم مباحث جدید تری مطرح شد که به نقد این دیدگاه پرداخت.در چند دهه گذشته، رویکردهای سنتی بازاریابی دچار تغیراتی شده است و بازاریابی رابطه‌ای به‌عنوان یک گزینه جایگزین مطرح می‌شود که به دنبال ایجاد و حفظ ارتباط بین دو طرف مبادله یکی تأمین‌کننده و دیگری مشتری است تا از این طریق هردو طرف مبادله به اهداف خود نائل آیند. شرکت ها از ابزارهای مختلفی برای جذب و در ‌‌نهایت حفظ مشتریان خود استفاده می کنند که یکی از این ابزار‌ها، باشگاه مشتری است. هدف باشگاه مشتری، فعال کردن مشتریان و افزایش وفاداری آن‌ها به وسیله ایجاد یک رابطه عاطفی با آنهاست. به طور خیلی خلاصه و ساده در باشگاه مشتریان شرکت می خواهد با برقراری رابطه با مشتریان خود به آن ها این احساس را القا کند که مشتری برای شرکت اهمیت دارد و شرکت به آن ها توجه ویژه ای دارد و طبیعتأ در این مسیر منافعی عاید هر دو طرف خواهد شد.

♦️برای ایجاد باشگاه مشتریان در عمل و اجرا مسلما مراحل خیلی زیادی باید طی شود که در اینجا مجال بازگو کردن آن نیست اما در یک طبقه بندی کلی سه مرحله را می توان نام برد که عبارت اند از:

۱- اهداف باشگاه: در ابتدا، اهداف باشگاه باید به وضوح تعیین شوند. البته هدف اصلی یک باشگاه مشتری افزایش عایدی سود و سهم بازار است. سایر اهداف مهم باشگاه مشتری عبارتند از: حفظ مشتری، جذب مشتریان جدید، ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی مشتری قوی، پشتیبانی از سایر بخش‌ها به وسیله فراهم کردن اطلاعات یا امکان دسترسی به اطلاعات برای آن‌ها، و ایجاد فرصتهای ارتباطی بین سازمان و مشتریان خود.

۲- گروههای هدف: باید دقیقا مشخص شود که به کدام دسته از مشتریان می خواهید خدمات ارائه کنید. مشتریان دائمی و سودآور، مشتریان جدید، دوستان و آشنایان آن ها و ....

۳- منافع باشگاه: قلب و روح باشگاه مشتری،‌‌ همان منافعی است که در آن وجود دارد. انتخاب منافع درست و مناسب، باعث موفقیت باشگاه خواهد شد. منافع باید برای اعضای باشگاه، ارزش درک شده بالایی را در برداشته باشد.

سه زاویه روشن ارتباطات اجتماعی در جامعه مدنی

سه زاویه ای که از قضا برای مخفف کردن نام آن ها از سه پی نورانی ( p*3 ) یاد کرده و می کنیم ۱- روابط عمومی ۲- روزنامه نگاری و ۳- مردم

 این سه ضلع را در زبان انگلیسی با سه P یعنی: «public relations» ، «press» و «people» تلفیق کرده  و باور داریم که برای پایه ریزی یک جامعه مدنی موفق و برای انتقال اطلاعات دقیق، صحیح و بهنگام، لازم است، این سه ضلع با هم تعامل و ارتباطی تنگاتنگ و حرفه ای داشته باشند.

نکته یادشده به این دلیل است که: روزنامه ها و رسانه ها گذشته از مکتوب، غیر مکتوب و دیجیتالی و شبکه ای آن از مهم ترین ارکان دست کم دو قرن اخیر جامعه بشری به حساب می آیند،  تا جائیکه که به عنوان رکن چهارم قوا از آن ها یاد شده است و بی تردید ارتقاع سطح دانش،  اطلاعات و آگاهی های مردم بوسیله آن ها محقق شده و می شود. آن ها به منزله گوش و چشم جامعه عمل می کنند و با تحقیق و تلاش خود نور بر ابعاد تاریک اتمسفر جامعه می اندازند. اطلاعات و عملکرد سازمان ها را در اختیار مردم قرار می دهند تا مردم از حقوق خود با تمامی آگاهی یابند و در مقابل نیز مسولین و مدیران را از خواسته ها و انتظارات جامعه آگاه می سازند.

رسانه ها و خبرنگاران،  این اطلاعات را علاوه بر بررسی موشکافانه و پژوهش های میدانی و کتابخانه ای، با ارتباطی تخصصی از روابط عمومی های حرفه ای سازمان ها و نهادها بدست می آورند تا بتوانند در تحقق حقوق شهروندان نقش حرفه ای خود را ایفا کنند.

و اما در ضلع دیگر این مثلث نورانی،  روابط عمومی های حرفه ای قرار دارند، که با توانمندی ها، کارشناسان و کارگزاران حرفه ای و خبره خود، در مسیر اطلاع رسانی و انتقال بهنگام و شفاف اطلاعات و پیام به جامعه گام بر می دارند.

روابط عمومی حرفه ای، بر مبنای برنامه و فعالیتی فرآیندی عمل می کند. چنین روابط عمومی تحقیق و پژوهش محور است و اطلاع رسانی دقیق و آن تایم را جزو وظایف ذاتی خود می داند. کارگزار روابط عمومی، با شوری متعهدانه و مستمر، آگاهی های لازم را از طریق کانال های مختلف بدست آورده و در دسترس مخاطبان، ذی نفعان و مشتریان سازمان خود قرار می دهد. او با این تلاش، در حقیقت از یک طرف برای مردم خدمت می کند تا آنچه که حق آن هاست بدست آورند و آنچه که مشتریان از خدمات سازمان و شرکت متبوعشان مطالبه دارند را بی کم و کاست دریافت کنند و از سوی دیگر خود را موظف می دانند؛ خواسته ها، نیازها، نقدها و انتظارات مردم را با فوریت و با امانتداری کامل به گوش مدیران ارشد سازمان خود برسانند.

پس می بینیم که در این مثلث نورانی، سه ضلع مردم، روابط عمومی و رسانه ها نقش پایه ای و اثرگذاری در خلق یک ارتباط موفق و حرفه ای در جامعه مدنی بازی می کنند.

فواید فضای مجازی ، اثرات منفی فضای مجازی و اسیب شناسی فضای مجازی

فواید فضای مجازی ، اثرات منفی فضای مجازی و اسیب شناسی فضای مجازی 

فضای مجازی نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که با اینکه عمر خیلی زیادی ندارند، توانسته اندبه خوبی در زندگی مردم جا باز کنند. مردم بسیاری در سنین مختلف و از گروه های اجتماعی متفاوت در فضای مجازی کنار هم آمده اند و از فاصله های بسیار دور در دنیای واقعی، از این طریق با هم ارتباط برقرار می کنند. امروزه روش های ارتباطی با دیگران از طریق اینترنت افزایش یافته است. پست الکترونیک، پیام های کوتاه، چت روم ها، وب پایگاه ها و بازی ها، روش هایی برای گسترش و حفظ روابط اجتماعی شده اند. روزانه نزدیک به چهارصد میلیون نفر در سراسر دنیا از اینترنت استفاده می کنند و یکی از کاربردهای اصلی اینترنت، برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران است. شاید عیب اصلی ارتباط های اینترنتی آن است که ارتباط در فضای مجازی، اساساً بر متن استوار است و بنابراین، از نشانه های بصری و شنیداری در تعامل های رو در رو بی بهره است.

امروزه خانواده ایرانی در سبد فرهنگی خود مواجه با شبکه‌های ماهواره‌ای، فضای مجازی، رسانه‌های مدرن و … است، که هر کدام به نوبه خود بخشی از فرآیند تأثیرگذاری در خانواده را هدف گرفته‌اند. بعضی از شبکه‌های ماهواره‌ای که به طور تخصصی تمام تمرکز خود را بر مقوله خانواده نهاده است و پیام مشترک برنامه‌های این شبکه‌ها عبارتند از: ترویج خانواده‌های بی‌سامان ولجام گسیخته در مقابل ساختار خانواده، عادی سازی خیانت همسران به یکدیگر، عادی جلوه‌دادن روابط جنسی دختر و پسر پیش از ازدواج، ترویج فرهنگ هم‌باشی به جای ازدواج و عادی جلوه‌ دادن سقط جنین برای دختران.

پیامدهای مواجهه مخاطبان ایرانی با برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای دغدغه‌های بسیاری را برای جامعه کار‌شناسی ایجاد کرده است. بسیاری از کار‌شناسان خانواده و بهداشت جنسی از برنامه‌ریزی برای تأثیر فرهنگی این سریال‌ها در عادی‌سازی خیانت زوجین به یکدیگر می‌گویند. افزون بر شبکه‌های ماهواره‌ای ما مواجه با سیل عظیم دی‌وی‌دی‌های سریال‌های خارجی هستیم که بخش عمده این سریال‌ها در مقوله زن و خانواده با ترویج فرهنگ بی‌حیایی و بی‌عفتی و عادی‌سازی مقوله خیانت، عشق‌های ضربدری، مثلثی و… قصد همراه کردن مخاطب با خود را دارد و ممکن است مخاطب با دریافت پیام این سریال‌ها، با محتوای ارائه شده آنها احساس هم‌ ذات‌پنداری ‌کند.

گسترش فضای مجازی در حوزه رابطه فرزندان و والدین نیز تغییراتی بوجود آورده است که از جمله آن به کاهش نقش خانواده به عنوان مرجع، کاهش ارتباط والدین با فرزند، شکاف نسلی به دلیل رشد تکنولوژی، از بین رفتن حریم بین فرزندان و والدین و ایستادن در برابر یکی از والدین یا هر دو را می‌توان نام برد.

 در بحث ازدواج‌ها نیز مسائلی چون ناپایداری ازدواج‌ها، تغییر الگوی همسرگزینی، نداشتن مهارت‌هایی برای ازدواج ناتوانی والدین برای آموزش به فرزندان، افزایش روابط دختر و پسر در زمان نامزدی بدون عقد، تمایل به دریافت مهریه‌های سنگین، بالا رفتن سن ازدواج و افزایش تنوع‌طلبی جنسی مردان و … را می‌توان اشاره کرد. تغییراتی که در حوزه دینی در جامعه رخ داده، کاهش آموزه‌های دینی در خانواده، دوری خانواده از شریعت، کم‌رنگ‌شدن حریم‌های دینی در روابط خانوادگی است.

 

مزایای فضای مجازی

  • اینکه فاصله، مانع انجام کار موسسات، همکاری‌ها و کنفرانس‌ها نگردد.
  •  
  • به حداقل رساندن آمار بلایای فیزیکی از قبیل آتش‌سوزی‌ها، انفجار بمب‌ها و زلزله‌ها یا سایر حوادث مخرب مانند
  • اعتصاب‌ها زیرا دیگر فعالیت ها در یک محوطه یا سازمان متمرکز نیستند.
  • تأکید روزافزون بر جنبه انسانی کار زیرا با تاکید بر مهارتهای انسانی و فکری در محیط کاز غیر متمرکز کارهای فیزیکی و خدماتی به حداقل می رسد.
  • بهبود شاخص بهره ‌وری در مقیاس فردی ، سازمانی و اجتماعی
  • کاهش هزینه‌های فضاهای اداری، زیرا انواع متنوعی از کارگران منعطف معرفی می‌شود.
  • مزایای زیست محیطی، زیرا افراد کمتری در حال تردد به محل کار هستند.
  • کیفیت و تسهیلات بیشتر برای مشتری: امکان دریافت خدمات در هر زمان.

 

تاثیر فضای مجازی در نارضایتی های خانوادگی

یکی از بزرگترین مسائل اجتماعی که جوامع امروزی به آن مبتلا می باشند ضعف بنیاد خانواده است. از آنجایی که مشکلات خانواده ها به صورت ناهنجاری های اجتماعی بروز می کند خانواده و سلامت آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردارمی باشد. آماده کردن فرزندان برای پذیرش مسئولیت های اجتماعی یکی از وظایف مهم و اساسی خانواده ها به شمار می رود. جوانان باید بتوانند به خصوص برای زندگی های مشترک آماده شوند و سعی نمایند روابط خود را با پیرامون شان در حد متعارف و قابل قبولی تنظیم نمایند.

صرف نظر از آمار و ارقام بالا و روز افزونی که در مسایلی مانند بالا رفتن سن ازدواج ، طلاق، فرار از منزل، فحشا و سایر مسایل خانوادگی وجود دارد، سرد شدن ارتباطات عاطفی و نارضایتی ها از زندگی خانوادگی است که باعث ناکامی ها و شکست های بزرگی در زندگی جوانان شده است. اینها نشان از مشکلات عمیقی در سطح خانواده دارد که به نوعی باید ریشه یابی و درمان شوند. یکی از زمینه های اصلی در بروز مشکلات خانوادگی و اصولاً نارضایتی از زندگی مشترک، فضای مجازی است که تحت تأثیر تولیدات رسانه ای بوجود آمده و باعث آن گردیده تا سطح توقع و ارضاء از زندگی های مشترک را به خصوص در میان نسل جوان بالا ببرد. تحت تأثیر این فضا آنچه جوان باید از زندگی مشترک انتظار داشته باشد به نوعی تحریف می شود. لذت و صمیمیتی که از برنامه ها و محتویات رسانه ها مانند فیلم ها و سریال ها در اذهان جوانان نقش می بندد تا حد بسیار زیادی در زندگی طبیعی قابل دست یابی نخواهند بود و این می تواند تبعات زیانباری برای آینده جوانان به همراه داشته باشد.

 

اعتیاد به اینترنت

یکی از آسیب های اینترنت، اعتیاد به آن است به طوری که از میان 47 میلیون استفاده کننده از اینترنت در امریکا 2 تا 5 میلیون دچار اعتیاد اینترنتی شده اند و با معضلات زیادی گریبان گیر هستند. در جامعه ما نیز با گسترش روزافزون اینترنت شاهد این مسأله هستیم. نتیجه تحقیقات انجام شده در کشور نشان می دهد که بیشترین استفاده کنندگان از اینترنت جوانان هستند و 35 درصد از آنها به خاطر حضور در چت روم، 28 درصد برای بازی های اینترنتی، 30 درصد به منظور چک کردن پست الکترونیکی و 25 درصد نیز به دلیل جستجو، در شبکه جهانی هستند.

اعتیاد به اینترنت می تواند مشکلات جدی تحصیلی و خانوادگی برای مخاطبان به وجود آورد. اگر استفاده کنندگان از اینترنت نتوانند به مدت یک ماه دوری از اینترنت را تحمل کنند در معرض خطر اعتیاد به آن قرار دارند. متأسفانه ما شاهد این پدیده در میان جوانان هستیم، به طوری که برخی از جوانان، شب ها را تا صبح با اینترنت می گذرانند و تمام صبح را خواب هستند و این مسأله آغازگر آسیب های متعدد دیگر نیز می شود. از جمله این آسیب ها می توان به آسیب های خانوادگی، ارتباطی، عاطفی، روانی، جسمی و اقتصادی اشاره کرد.

 

بحران هویت و اختلال در شکل گیری شخصیت

عناصر سه گانه هویت، یعنی: شخص، فرهنگ و جامعه، هر یک در تکوین شخصیت فرد نقش مهمى را ایفا مى‏کنند. هویت شخصى، ویژگى بى‏همتاى فرد را تشکیل مى‏دهد. هویت اجتماعى در پیوند با گروه‏ها و اجتماعات مختلف قرار گرفته و شکل گیری آن، متأثر از ایشان است. و در نهایت، هویت فرهنگی، برگرفته از باورهایی است که در عمق وجود فرد به واسطه تعامل او با محیط پیرامون و آموزه‌های آن، از بدو تولد تا کهنسالی جای گرفته است. از آن جا که فضای سایبری، صحنه ای فرهنگى و اجتماعى است که فرد خود را در موقعیت‏هاى متنوع، نقش‏ها و سبک‏هاى زندگى قرار مى دهد، خود زمینه ای است برای آسیب پذیری شخصیت کاربر که در نتیجه، موجب چند شخصیتی شدن کاربر خواهد شد. در فضای سایبر بیش از آن که هویت ظاهری فرد مطرح گردد، درون مایه‌های افراد بروز می‌کند. هر کس در صدد بیان اندیشه‌ها و علاقه مندی‌های خویش است. مطرح نشدن هویت شخصی و مشخصات فردی در اینترنت موجب تقویت شخصیت‌های چندگانه و رشد و استحکام آن می‌گردد. جوانان در این محیط از آسیب پذیری بیشتری برخوردارند و به ویژه در دورانی که هویت آنان شکل می‌گیرد، این خطر پر رنگ تر می‌شود.

با امکانات و گزینه ‏هاى فراوانى که رسانه‏ هاى عمومى از جمله اینترنت در اختیار جوانان مى‏گذارند، آنان دائماً با محرک‏ هاى جدید و انواع مختلف رفتار آشنا مى‏شوند. چنین فضایى هویت نامشخص و پیوسته متحولى را میآفریند، یعنی “اینترنت یک صحنه اجتماعی است که فرد را در موقعیت های متنوع نقش ها و سبک های زندگی، قرار می دهد و از آن تأثیر می پذیرد.

واقعیت این است که از نظر صاحبنظران جامعه شناسی، شکل گیری هویت افراد تحت تأثیر منابع گوناگونی است. عمده ترین این منابع خانواده، رسانه های گروهی، مدرسه و گروه همسالان است. “از این میان رسانههای گروهی با توجه به گستره نفوذ و فراگیری آن اهمیت ویژه ای یافته اند. گسترش تلویزیون های ماهواره ای موجب شده است شکل گیری نظام شخصی و هویت افراد تحت تأثیر عوامل متعدد و گاه متعارض قرار گیرد.

 

تعارض ارزش ها

تغییرات تکنولوژیکی ارزشها و هنجارهای اجتماعی را تحت تأثیر خود قرار داده است.

 یکی از چالش های فرا روی فرهنگ ها برخورد با این پدیده است، چون اساساً ورود اینترنت همراه با ارزش های غربی، چالش های جدیدی را در کشورهای دیگر به وجود آورده است. از آنجایی که برخی از عناصر موجود در این پدیده مغایر با فرهنگ خودی است، پس می توان گفت اینترنت می تواند آسیب های زیادی را به همراه داشته باشد. مثلاً ورود اینترنت در حوزه خانواده موجب تغییر نظام ارزشی در خانواده ها می شود. در یک مطالعه تجربی نشان داده شد که استفاده جوانان از اینترنت موجب کاهش ارزش های خانواده شده است.

 

گسترش ارتباطات نامتعارف میان جوانان

اینترنت به دلیل تسهیل ایجاد روابط دوستانه و عاشقانه، در زمینه های غیر اخلاقی بسیار مورد توجه قرار گرفته، تا جایی که اینترنت موجب سهولت خیانت در روابط زناشویی و ایجاد روابط نامشروع می شود.

 

شکاف نسل ها

اینترنت شکاف میان نسل ها را بیشتر کرده است و اکنون شکاف میان نسل دوم و سوم علاقمند به اینترنت نیز آشکار شده، به گونه ای که هیچ یک زبان دیگری را نمی فهمند. امروزه با ورود وسايل و تکنولوژي‌هاي جديد به عرصه خانواده‌ها شاهد اين هستيم که والدين و فرزندان ساعت‌هاي متمادي در کنار يکديگر مي‌نشينند، بدون آنکه حرفي براي گفتن داشته باشند. ما ديگر کمتر نشانه‌هايي از آن نوع خانواده‌هايي را داريم که والدين وفرزندان دور هم نشسته و درباره موضوعات مختلف خانوادگي و کاري با هم گفتگو کرده و نظرات همديگر را راجع به موضوعات مختلف جويا شوند. در شرايط فعلي روابط موجود ميان والدين و فرزندان به سردي گرائيده و دو نسل به دليل داشتن تفاوت‌هاي اجتماعی و تجربه‌هاي زيسته مختلف زندگي را از ديدگاه خود نگريسته و مطابق با بينش خود آن را تفسير مي‌کنند. نسل ديروز احساس دانايي و با تجربگي مي‌کند و نسل امروز که خواهان تطابق با پيشرفت‌هاي روز است، در برابر آنها واکنش نشان مي‌دهد و چون از پس منطق و نصيحت‌هاي ريشه‌دار و سرشار از تجربه آنها بر نمي‌آيد به لجبازي روي مي‌‌آورد.

امروزه سرعت تکنولوژي شکاف بين نسل فرزندان و والدينشان را بسط داده است. براساس اظهارات معاون سازمان بهزيستي کشور ميزان گفتگو در بين اعضاي خانواده در کشور تنها حدود 30 دقيقه است که اين مي‌تواند آسيب‌زا باشد. فرزندان در مقايسه با والدين با وجود اينکه در يک فضاي فرهنگي زندگي مي‌کنند اطلاعات، گرايش‌ها و رفتارهاي متفاوتي دارند، عوامل متعددي بر اين پديده تأثيرگذارند و اين شکاف را روز به روز بيشتر مي‌کنند. سرعت تحولات و بسط ارتباطات با جهان توسعه‌يافته، توجه بيشتر جوانان به برنامه‌هاي جهاني‌شدن فرهنگ، رسانه‌ها، گسترش روزافزون انجمن‌ها و کانون‌هايي غير از کانون خانواده براي پيوستن و تعلق يافتن جوانان به آن‌ها و غيره از آن جمله است.

 

سوء استفاده جنسی

در سال 1999 گردهمایی جهانی تحت عنوان “کارشناسی برای حمایت کودکان در برابر سوء استفاده جنسی از طریق اینترنت” برگزار گردید که منجر به صدور قطعنامه ای شد که در آن آمده است “هرچه اینترنت بیشتر توسعه پیدا کند، کودکان بیشتر در معرض محتویات خطرناک آن قرار خواهند گرفت. فعالیت های محرمانه مربوط به فحشای کودکان و پورنوگرافی که از طریق اینترنت مورد استفاده واقع می شود، اکنون از مسائل حاد به شمار می رود.

 

انزوای اجتماعی

امروزه اینترنت در زندگی اجتماعی، جای دوستان و نزدیکان را گرفته و در حقیقت جایگزین روابط دوستانه و فامیلی شده است. افرادی که ساعت ها وقت خود را در سایت های اینترنتی می گذرانند بسیاری از ارزش های اجتماعی را زیر پا می نهند. چرا که فرد دیگر فعالیت های اجتماعی خود را کنار گذاشته و به فعالیت های فردی روی می آورد. “نتایج پژوهش شاندرز نشان داد که استفاده زیاد از اینترنت با پیوند ضعیف اجتماعی مرتبط است. برعکس کاربرانی که از اینترنت کمتر استفاده می کنند، به طور قابل ملاحظه ای با والدین و دوستانشان ارتباط بیشتری دارند.

بررسی محققان نشان می دهد شاید هیچگاه کاربران اینترنت از افسردگی و انزوای اجتماعی خود آگاه نباشند و در صورت آگاهی آنرا تایید نکنند اما ماهیت کار با اینترنت چنان است که فرد را در خود غرق می کند. پژوهش های انجام شده حاکی است دنیای اجتماعی در آینده دنیای منزوی باشد چرا که اینترنت با توجه به رشدی که دارد و جذابیت های کاذبی که برای نوجوانان ایجاد می کند آنها را به خود معتاد ساخته و جانشین والدین می شود.

 

 

نتیجه گیری

ارتباط از طریق فضای مجازی در سال های اخیر جایگاه قابل توجهی در بین نسل جوان جامعه ما پیدا کرده است. شبکه های اجتماعی در ابعاد مختلف زندگی افراد تأثیر گذارند.

در شکل دهی به هویت نقش دارند و حتی روی ابعاد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جوامع هم تأثیرگذارند.

 امروزه با توجه به نقشی کهتاکنون در ابعاد مختلف زندگی داشته اند، نمی توان آن ها را نادیده گرفت. در حال حاضر اينترنت ابزاري مناسببراي توسعه ي افكار و انديشه هاي بشري محسوب مي شود به شرط آن كه در راه صحيح استفاده شود. افراد بايد براي ورود به دنياي مجازي اطلاعات كافي در اختيار داشته باشند تا دچار مشكلات مالي و اجتماعي نشوند. ارتباطات سالم در فضاي مجازي و لزوم هوشياري جوانان و خانواده ها نسبت به تهديدات فضاي سايبري در درجهي نخست اولويت قرار دارد.

پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي و توجه والدين به رفتار فرزندان بسيار مهم ميباشد و براي جلوگيري از هم پاشيدگي خانواده ها، والدين بايد تا حدودي به فناوري هاي روز دنيا مسلط باشند وآگاه باشند كه تغيير در رفتار فرزندان به معناي ايجاد تغيير در طرز فكر آنهاست و هنگامي كه بنيان فكري و شخصيت آنها به صورت ناصحيح شكل گيرد، راه نفوذ شيادان به حريم خصوصي افراد و محيط امن خانواده باز ميشود. لذا، چنانچه خانواده ها نسبت به شيوه هاي جديد ارتباط فرزندان خود آگاهي و شناخت كافي و لازم را داشته باشند، از انجام بسياري از جرايم و ارتباطات پنهاني آنان جلوگيري به عمل مي آيد.

khortoom.com :منبع

 

فرصت ها و تهدیدهای فضای مجازی

فرصت ها و تهدیدهای فضای مجازی

 فضای مجازی را می توان برای توصیف انواع منابع اطلاعاتی موجود از طریق شبکه های رایانه ای به کار برد، در حقیقت فضای مجازی نوع متفاوتی از واقعیت مجازی و دیجیتالی است که توسط شبکه های رایانه ای هم پیوند تامین می شود که در حالتی ساده می توان آن را مترادف با شبکه جهانی اینترنت دانست. در هر حال فضای مجازی در هر تعبیری و با هر تعریقی، قلمرویی وسیع، بدیع و بکر است که برای ساکنان خود امکانات، آزادی ها، فرصت ها، دلهره ها، آسیب ها و محدودیت های نوینی را به همراه دارد؛ از اینرو امروزه برخی دانشمندان صحبت از دو جهانی شدن دنیای معاصر می کنند.علیرغم اینکه سهولت دسترسی به اطلاعات، استفاده از زمان، هزینه کم و کاهش بلایای زیست محیطی به عنوان برخی از ویژگی های فضای مجازی مطرح می شود ولی در کنار آن آسیب های جسمی، خستگی چشم، اضطراب سلامتی، سردرد، ضعف قوای جسمانی و کوتاه شدن عمر، کاهش موالید و آسیب های روحی و اجتماعی از مضرات استفاده بیش از اندازه از فضای مجازی است.استفاده از فضای مجازی در بین جوانان و نوجوانان بازتاب گسترده ای داشته است و جذابیت های این فضا موجب شده است که این قشر بخش عمده ای از زمان خود را صرف حضور در فضای مجازی کنند.این حضور موجب آسیب هایی از جمله اعتیاد اینترنتی، هزینه مالی برای خانواده ها، تعارض با ارزش های اسلامی، افسردگی، عدم تحرک و ورزش، به خطر افتادن سلامت دانش آموزان، افت تحصیلی و از دست دادن هویت می شود.ارگان ها و نهادهای فرهنگی می بایست دراین خصوص ورود کرده و هریک به توان خود در راستای به حداقل رساندن آسیب های ناشی از فضای مجازی اقداماتی انجام دهند.

یکی از نهادهای موثر که جامعه هدفی متشکل از اقشار مختلف جامعه دارد اداره کل تبلیغات اسلامی است که می بایست در این زمینه اقدامات تاثیر گذاری انجام دهد.

 منبع: خبر گزاری شبستان

ویژگی های روابط عمومی در ارتباطات نوین


ویژگی های روابط عمومی در ارتباطات نوین را می توان به صورت زیر بیان کرد:

1. دسترسی به اطلاعات
کارگزاران روابط عمومی از اینترنت به عنوان بستری برای فعالیت های اطلاع یابی، اطلاع رسانی و پایش رسانه ای بهره برداری می کنند. در سال های اخیر، امکانات و خدمات فناوری موجب گسترش بیش از پیش فعالیت های اطلاع رسانی در این رسانه جهانی شد.
به عنوان مثال، راه اندازی سامانه های مختلف اطلاع رسانی الکترونیکی توسط روابط عمومی سازمان ها و شرکت های دولتی و خصوصی گواه صادقی بر اهمیت فناوری های اطلاعات و ارتباطات در این حوزه است.
یک سامانه اطلاع رسانی الکترونیکی می تواند دارای بخش های زیر باشد:
• سامانه اطلاع رسانی از طریق پیامک
• سامانه اطلاع رسانی از طریق خبرنامه الکترونیکی
• بریده جراید روزانه
• تالار گفتگوی سایت
• نشریه الکترونیکی
• وبلاگ
• شبکه های اجتماعی
• ارتباط مستقیم با مسئولان و روابط عمومی
• پورتال های استانی و غیره

2. تعامل پذیری
در حال حاضر اینترنت به یک ابزار ارتباطی بسیار مهم برای تعامل تبدیل شده است. در سطح جهانی با توجه به وجود بسترهای مختلف ارتباطی و اطلاعاتی که اینترنت ایجاد کرده، تبادل نظر و افکار به ویژه در شبکه های اجتماعی به اوج خود در تاریخ حیات بشری رسیده است. در واقع اینترنت به مفهوم اصلی خود واجد کارکردهای تعاملی در حوزه های فردی، سازمانی و اجتماعی است و امکانات و خدمات و ابزارهای آن موجب تحول و تسریع در ارایه رویکردهای افراد، سازمان ها و شرکت های مختلف دولتی و خصوصی شده است.
این ویژگی مهم ترین وجه تمایز روابط عمومی در حوزه فناوری ارتباطی است. سطح تعامل در این نوع رسانه ها به هیچ وجه قابل مقایسه با رسانه های سنتی نیست. امکان انتخاب ابزار مورد نظر و مرور محتوای پیام های روابط عمومی به دلخواه کاربر و مخاطب از مزایای اینترنت است.
کارگزاران روابط عمومی با استفاده از اینترنت می توانند بر اساس مشخصات، سلایق و علایق مخاطبان، فرآیند تعامل را مدیریت نمایند و در راستای منافع خود و مخاطبان برنامه ریزی کنند. در واقع اینترنت مخاطب محور است و همین امر سبب شده که سازمان ها و شرکت ها با نیازسنجی و برنامه ریزی، خواست های مخاطبان را در اولویت قرار دهند.
در روابط عمومی آفلاین هیچ گونه ارتباط دوسویه ای بین سازمان و مخاطب وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد در حد محدود است. اما در روابط عمومی آنلاین؛
- ارتباط دوسویه ای بین سازمان و مخاطب وجود دارد.
- برقراری یا تداوم ارتباط به اختیار مخاطب است.
- دریافت پیام و محتوا به انتخاب مخاطب صورت می گیرد.

3. تنوع رسانه ای
اینترنت با ترکیب متن، عکس، تصویر، صدا، فیلم، اسلاید، گرافیک و تصاویر متحرک، پیام های روابط عمومی را عرضه می کند و یکی از دلایل اصلی تاثیرگذاری اینترنت در ارایه فعالیت های اطلاع رسانی به همین موضوع مربوط می شود.
برای مثال، کاربر می تواند در «شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران» (شارا) متن مورد نظر خود را از یک مقاله چاپ و یا ذخیره کند و یا در بخش «صوت و فیلم»، کلیپ های مورد نظر خود را تماشا کند. همچنین می تواند به دلخواه از «گزارش های تصویری» لذت ببرد. در واقع کاربر در «ترکیب عناصر اطلاعات و تشکیل دهنده محتوای پیام (روابط عمومی)» مختار است.
علاوه بر آن با توجه به امکانات جدید، راه اندازی نمایشگاه های مجازی و مشاهده مناظر، اماکن و محصولات در فضای سه بعدی امکانپذیر شده است. «روابط عمومی مولتی مدیا» در ارایه ویژگی های پیام ها، خدمات و محصولات متکی بر تمامی راه های حسی است و مخاطب در دریافت آن ها در قالب های مختلف آزاد و مختار است و این ویژگی سبب گردیده که انتقال پیام به یک یا دو راه حسی محدود نشود.

4. تنوع کاربردها
رسانه نوین امکانات زیادی برای روابط عمومی ها به ویژه «روابط عمومی تجاری» فراهم کرده است. برای مثال از رسانه های نوین تعاملی نه تنها می توان برای انتقال پیام استفاده کرد بلکه این رسانه امکان آموزش از راه دور و تجارت الکترونیکی را در تمامی ابعاد و اشکال آن فراهم کرده است.
از طریق اینترنت، اینترانت و اکسترانت امکان پشتیبانی فرآیند برنامه ریزی، تامین و تولید، تبلیغ، توزیع و تجدید حرکت تمامی این چرخه نیز میسر است. به گفته «جی. زیگموند» و «ام. دامیکو»، رسانه تعاملی این قابلیت را دارد که در تمام مراحل به عنوان ابزار بازاریابی و شناسایی نیاز مخاطبان و کاربران، انجام تبلیغات، ارایه خدمات پشتیبانی و استخراج نظریات مشتریان مورد استفاده قرار گیرد. در زمینه های نرم افزاری و منابع اطلاعاتی و رسانه ای مانند انواع داده ها و اطلاعات، سیستم ها و ابزار نرم افزاری، محصولات رسانه ای (اعم از فیلم، موسیقی) و همچنین مبادلات پولی و اعتباری، امکان ارسال و دریافت مستقیم از طریق همان بستر ارتباطی و رسانه ای فراهم است و نیازی به بهره گیری از روش های نقل و انتقال فیزیکی و صرف هزینه های مالی و زمانی نیست. به علاوه، شیوه های عرضه و تقاضا، خرید و فروش و مدیریت نقل و انتقال کالا (حتی به صورت جا به جایی فیزیکی) در این نوع رسانه، در چارچوب نظام های یکپارچه تجارت الکترونیکی تحقق یافته است به نحوی که تبلیغات تجاری تنها بخشی از این نظام فراگیر محسوب می شود. می توان گفت که حوزه کاربرد چنین رسانه ای علاوه بر کارکردهای رایج رسانه ای و تبلیغاتی، کارکردهای گسترده دیگری را نیز دربرمی گیرد.
در حال حاضر، مجموعه وسیعی از حوزه های کاربردی تحت پوشش این فناوری قرار دارند. از فعالیت های روزمره مانند خرید منزل گرفته تا کاربردهای تجاری کلان، خرید و فروش، تبلیغات و بازاریابی، فعالیت های مالی و بانکی، آموزش از راه دور، خدمات صوتی (تلفن اینترنتی)، قابلیت ارسال و دریافت ویدئو و فیلم، پخش از طریق وب، تلویزیون اینترنتی، خدمات wap، نقل و انتقال منابع اطلاعاتی، چاپ و نشر الکترونیک، پست الکترونیک و فهرست های پستی، گروه های خبری، خدمات مسافرتی، کاریابی، سیستم های اطلاعاتی و کاربردی و بسیاری از امکانات و خدمات و زمینه های کاربردی دیگر در قلمرو این فناوری عرضه می شود. در طول تاریخ، هیچ یک از فناوری های ارتباطی و رسانه ای از این میزان گستردگی و تنوع حوزه های کاربردی و تعدد ویژگی ها برخوردار نبوده است.»

5. نامحدود و مجازی بودن مرزها
یکی از ویژگی های ذاتی اینترنت، مجازی بودن مرزها و ارتباط گرایی نامحدود است. به این معنا که ایجاد ارتباطات اطلاعاتی از طریق واسط سخت افزاری در محیط های انسانی مبتنی بر فلسفه وجودی وب است.
به همین دلیل سازمان ها و شرکت های مختلف برای بهره گیری از خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات در زمینه های مختلف؛ تبادل اقتصادی، مبادلات پولی و بانکی، اطلاع رسانی، تبلیغات، مبادلات علمی و پژوهشی، عرضه محصولات رسانه ای، برگزاری همایش های از راه دور، ایجاد آموزشگاه های مجازی، دسترسی به اطلاعات، پست الکترونیکی و بازاریابی، سرمایه گذاری های قابل توجهی انجام داده اند و هر چه زیرساخت های ارتباطی توسعه یافته تر و کامل تر باشد به همان اندازه کیفیت، امنیت و سرعت فعالیت ها نیز بیشتر می شود.

6. سایر ویژگی ها
برخی ویژگی های دیگر روابط عمومی در ارتباطات نوین عبارتند از:
- ارتباطات سریع تر
- ارزانی اینترنت نسبت به امکانات دیگر
- تنوع خدمات و محصولات ارایه شده در یک بستر مشترک مانند اینترنت
- قابلیت دسترسی زمانی همیشگی (24 ساعته) و عدم وابستگی مکانی
- امکانات بازاریابی بیشتر
- امکان جستجو، مقایسه و انتخاب در دسترسی به منابع
- امکانات ایجاد پایگاه و تبلیغات و اطلاع رسانی
- مجازی بودن شیوه ارایه خدمات و محصولات
- سرعت بیشتر و صرفه جویی در وقت
- عدم نیاز به صرف زمان برای جابجایی و انتقال فیزیکی (کاهش ترافیک و آلودگی هوا)
- دسترسی به نرم افزارهای مختلف و غیره.

منبع: راشا

آموزش روابط عمومی: تعدیلی ساده یا بازبینی کامل؟

آموزش روابط عمومی: تعدیلی ساده یا بازبینی کامل؟

  اگر شما به مکالمات آنلاین گوش می دهید یا در حلقه های اجتماعی قرار دارید، احتمال دارد بحث هایی را در باب روابط عمومی و آموزش عالی را شنیده باشید. این یک بحث سه بخشی است که شامل، دانشجویان، مدرسان و متخصصان روابط عمومی می شود که شایسته توجه هستند. آموزش روابط عمومی قلب صنعت ماست. آموزش امروزه و دانشی که پیش روی دانشجویان ما قرار دارد همان چیزی است که باعث می شود دانشجویان ما رهبران آینده عرصه ارتباطات شوند. آموزش نباید یک سرمایه گذاری اختیاری باشد.


برجسته ترین بخش های این بحث کدامند؟ این بخش شامل مباحث زیر می شود: چگونه دانشجویان امروز ترجیح می دهند که بیاموزند و چگونه تکنولوژیبخث عمده ای از جهان آنها شده است، چگونه می شود که گاهی مربیان شبکه های اجتماعی را در کلاس های آموزشی مخل و گاهی آن را مفید ارزیابی می کنند و کدام متخصصان روابط عمومی درک می کنند که سازمان های امروز نیاز به متخصصان جوان با مجموعه ای از مهارت ها و توانمندی های ویژه دارند.


با شروع جریان آموزش دانشجویان، آیا دانشجویان در معرض بیشتر رسانه های جدید قرار می گیرند و از یادگیری مشارکتی در کلاس درس بهره مند می شوند؟ تجربه من به عنوان یک استاد دانشگاه نشان می دهد که تجربه بیشتر دانشجویان من بیشتر از اینکه با تکنولوژی و همکاری های اجتماعی در کلاس درس بیاموزند، می توانند از تجارب شغلی شان در مقطع کارشناسی ارشد بهره مند شوند. رسانه اجتماعی بخش معظم از دنیای آنها را تشکیل می دهد. این دانشجویان مستقل هستند و اطلاعات به سرعت در اختیارشان قرار می گیرد. ما می دانیم آنها توسط اتصال به همسالان و افراد همرده خود متصل شده اند و تجربه ای تعاملی از این اتصال دارند. چراکه بیش از 70 درصد مصرف کنندگان گوشی های هوشمند در فاصله سنی 18 تا 24 سال قرار دارند و بیش از 15 ساعت در طول ماه را صرف مشاهده آنلاین ویدئو در گوشی شان می کنند. تلویزیون های اجتماعی نیز بخشی از جهان آنهاست که ضمن کار با توییتر و تلویزیون به عنوان بخشی از جامعه ای بزرگتر تجربه می شود. چیزی که امروز برای نسل دانشجوی ما آشناست، در نسل های گذشته به فراموشی سپرده شده اند.


همزمان، مدرسان با سرعت های متفاوت در حال پیوستن به جرگه شبکه های اجتماعی هستند. بر اساس یک پیمایشی که در سال 2013 توسط گروه بابسون در همکاری با پیرسون اجرا شد، حدود 70 درصد از اساتید از شبکه های اجتماعی به طور شخصی استفاده می کنند. با این حال، تنها 41 درصد از اساتیدی که در پیمایش شرکت کرده اند از رسانه های اجتماعی در کلاس درس نیز استفاده می کنند. روابط عمومی و چشم انداز رسانه ای در حال تغییر است؛ در شرایطی که تغییر تنها چیزی است که ثابت می ماند. ایجاد روابط و درک فعالانه از ارتباطات از طریق کانال های رسانه ای جدید نیازمند درک عمیق تر می باشد.


سوالاتی که در این زمینه مطرح می شود این است که آیا می توان درکی را بدون تجربه و یا همگامی با تکنولوژی های نوین در کلاس درس بدست داد؟ و با توجه به اینکه تکنولوژی های اجتماعی به شدت بر کسب و کار جهانی امروز اثر گذار هستند، رسانه های اجتماعی باید تا چه میزان در دوره های آموزشی برای دانشجویان در درک میان ارتباطات و کسب و کار وجود داشته باشد؟ اکثر مدرسان تکنولوژی را با رویکردشان پیوند می دهند، و برای درس های ارتباطات در کلاس درس، بیشتر آنها قادر هستند که انتظارات دانشجویان خود را پاسخ دهند، همچنان که انتظارات شرکت های بزرگ را که نیازمند مهارت ها و شایستگی های جوانان در حرفه های خاص هستند.


نهایتا، شرکت ها انتظارات گسترده ای از متخصصان جوان شایق به ورود به بازار کار دارند. سازمان هایی که جویای متخصصان ارتباطات هستند، بدنبال تخصص هایی در حوزه آی تی و رسانه های اجتماعی می گردند. اگرچه در این زمینه تحقیقات بیشتری مورد نیاز است، یکی از مطالعات جالب توجه در سال 2012 به وضوح نشان می دهد که ارتباطات میان نیازهای شرکت های جهانی و صلاحیت های جدیدی در روابط عمومی تا چه اندازه است. در عصر جهانی شدن و رسانه اجتماعی، تقاضای زیادی برای نوع جدیدی از کارگزاران روابط عمومی است که قادرند خود را با تغییرات مداوم سازمان سازگار کنند و به طور مداوم جوامع آنلاین در حال ظهور حضور داشته باشند.


یک مطالعه تحقیقاتی در قزاقستان که با چند روش پیمایشی انجام شد. در این مطالعه محققان اجزای کمی و کیفی را مورد استفاده قرار داده که میان صدها مسئول ارتباطات و آنهایی که در جایگاه های مدیریتی رده بالای روابط عمومی قرار داشتند توزیع شده است. در این بررسی انتظارات متخصصان در مورد شایستگی های ارتباطی مهم دانش آموختگان رشته های روابط عمومی که باعث موفقیت سازمان متبوعشان می شود، خواسته شده است. بخشی از نتایج مطالعه نشان می دهد که از میان کارفرمایان بالقوه شناسایی شد که آنها مایلند که دانش آموختگان روابط عمومی به تکنولوژی های اطلاعاتی جدید تسلط داشته باشند و بتوانند دیالوگ های جدیدی را به طور ساختارمند تولید کنند و در این مصاف از ویژگی های خودکنترلی، اقناع و فنون مذاکره به عنوان مهمترین معیارهای حرفه ای جوانان برخوردار باشند.


به نظر می رسد شکافی میان نیازهای دانشجویان روابط عمومی، آموزش روابط عمومی و آنچه شرکت ها از متخصصان جوان برای ورود به عرصه کار انتظار دارند به وجود آمده است. این شکاف می تواند با مطالعات بیشتر و بحث هایی که در فضای صنعتی انجام می شود، بسته شود. دانشگاه هایی هستند که برای این موضوع با اعضای هیئت عملی خود بحث می کنند، تغییر برنامه درسی پیشین روابط عمومی و ترکیب رسانه های اجتماعی در کلاس های درس به منظور کاهش شکاف و کسب رضایت از نیازهای همه حوزه ها چیزی است که باید اتفاق بیافتد.


همانطور که بسیاری بر تکنولوژی ها متمرکز هستند، زمان آن رسیده که این موضوع را به عنوان یک سوال در عرصه آموزش روابط عمومی مطرح کنیم. آیا آموزش روابط عمومی نیازمند تعدیلی ساده است، یا به تغییرات اساسی نیازمند است؟ من در این حوزه بالغ بر 10 سال تدریس کرده ام. من کار خودم را در دانشگاه دیکنسون آغاز کردم و در حال حاضر در دانشگاه نیویورک تدریس می کنم و همچنین به طور آنلاین در دانشگاه امهارست حضور دارم. کار نزیک با دانشجویان، مدرسان و متخصصان روابط عمومی این موضوع را به من اثبات کرده است و این امر چیزی بیش از یک واقعیت روزمره است.


منبع: شارا

نقش مالیات در ارتقای جایگاه ایران در جهان

نقش مالیات در ارتقای جایگاه ایران در جهان

پیشرفت و توسعه هر کشوری، جایگاه و موقعیت آن را در عرصه بین الملل تعیین و تثبیت می کند و به طور حتم، آبادانی و عمران هر کشور میزان رضایت و اعتماد مردم آن کشور را به نظام و دولتمردان رقم می زند.امروزه مجهز بودن به دانش و تکنولوژی روز دنیا و بهره مندی از افراد مجرب و کاردان که توانایی استفاده از این دانشها را داشته باشند تاثیر چشمگیری در پیشرفت و توسعه کشورها دارد. ضمن اینکه داشتن بودجه ای کافی و مستمر برای انجام پروژه ها و طرحهای تعریف شده مهمترین رکن برای اداره هر کشوری است.
در عصر کنونی مقوله مالیات به عنوان یکی از فاکتورهای مهم و تاثیرگذار در توسعه اقتصاد و گسترش تولید و تجارت به حساب می آید. مقایسه درآمدهای مالیاتی با درآمد خالص و سهم مالیات در بودجه جاری هر کشوری، مولفه ای مهم و قابل اعتناست.
در دنیای فعلی بالا بودن سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه و نقش آن در داشتن اقتصادی سالم و پویا، معیار اصلی پیشرفت و رشد هر کشوری می باشد.تعیین جایگاهی دقیق برای مالیات در چرخه اقتصاد، مسیری است که کشورهای توسعه یافته طی کرده اند و همین امر موجب افزایش نقش مالیات در اداره کشور شده است.با نگاهی به آمار کشورهای مختلف در می یابیم که سهم مالیات در درآمد ملی کشورهای پیشرفته 30 تا 50 در صد و در کشورهایی نظیر کشور ما حدود 20 درصد است.در ایران هم طبق برنامه های دولت قرار شد که نرخ مالیات در بودجه جاری افزایش یافته و با فرهنگ سازی و انجام اقدامات لازم، میزان آگاهی آحاد جامعه از مقوله مالیات و موارد مصرف آن افزایش یابد.
تغییراتی که در قانون مالیاتهای مستقیم صورت گرفته و بسترسازی برای اجرای طرح جامع مالیاتی و اجرای مالیات بر ارزش افزوده از مواردی است که در راستای شفاف سازی قوانین و افزایش میزان اعتماد مودیان و تک تک مردم جامعه انجام شده است.
پرواضح است که ورود به فهرست کشورهای پیشرفته و توسعه یافته، نیازمند بسترسازی و ارتقای فرهنگ پرداخت مالیات در جامعه می باشد تا بدین ترتیب مقدمات اقناع افکار عمومی فراهم آمده و با ایجاد اعتماد متقابل بین دستگاه مالیاتی و آحاد جامعه میزان مشارکت مودیان برای پرداخت مالیات افزایش یابد.
بدون شک، کسب جایگاهی رفیع در دنیا و همچنین به همراه داشتن همیاری و رضایتمندی مردم، اصلی ترین و مهمترین دستاورد زمامداری و حکومت هر کشوری است که در تاریخ دنیا و حافظه ملتها ثبت و ضبط می شود.هر گاه کسب این اهداف برای سردمداران نظام و حکومتی مهم و قابل اعتنا باشد بستر و زمینه سازی برای نیل به آنها صورت گرفته و انجام اقدامات مقتضی سرلوحه امور و نصب العین مسئولین قرار می گیرد.
کلید رسیدن به این هدف، داشتن برنامه ای منسجم و در اختیار داشتن ابزار لازم است .ایجاد سنگ بنای اقتصادی پویا و کارآمد که بتواند فشارهای لایه های اجتماعی و فرهنگی و توقعات و مطالبات جامعه را تاب آورد نیازمند تزریق بودجه ای قابل اتکا و پایدار است . در کشور ما که درآمدهای نفتی به منزله بازوان اجرایی دولت است هر لحظه بیم آن می رود که با تغییراغت سیاسی و نوسانات قیمت جهانی نفت ،پایه های اقتصاد به لرزه در بیاید و اقتصاد کشور دچار از هم گسیختگی گردد.
در چند سال اخیر که تجربه کافی از نوسانات قیمت نفت که حاصل هم اندیشی دشمنان بیگانه داشته ایم زنگ خطری برای مسئولین و مجریان حکومتی به صدا در آمده است تا هوشیارانه به دنبال راهکاری برای پیشگیری از این فتنه ها باشند. جایگزینی درآمدهای مالیاتی مهمترین دستاورد همیاری و هم اندیشی دولت و ملت برای مقابله با نیرنگهای دشمنان بوده است.
بررسیهای کارشناسی و فراهم نمودن تمهیدات لازم برای افزایش مشارکت مودیان در پرداخت مالیات، سر خط تلاشهای مسئولین نظام و دستگاه مالیاتی با هدف پررنگ کردن نقش مالیات به عنوان اهرمی قدرتمند در گردش چرخهای اقتصاد و اداره کشوردر سنوات اخیر بوده است.در سالهای اخیر تلاش برای اجرای قانون مالیات برارزش افزوده و طرح جامع مالیاتی به عنوان دو طرح عظیم ملی، به ثمر نشسته و قانون مالیات برارزش افزوده چند سالی است اجرا شده و طرح جامع مالیاتی نیز مراحل پایانی اجرا را پیش رو دارد.
نتیجه این دو طرح ، ایجاد تحولی شگرف در سیستم مالیاتی به لحاظ شفاف سازی در اقتصاد و تسریع و تسهیل در انجام امور مالیاتی شده است. همین امر موجب رونق کسب و کار و افزایش تولید و شکوفایی اقتصاد گردیده و توجه سرمایه گذاران را به کشور ما معطوف کرده است. تمامی این موارد، رشد و ارتقای جایگاه ایران در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در سطح بین الملل و کشورهای در حال توسعه را درپی داشته و چشم انداز وسیعی از موفقیت و سربلندی را برای کشورمان نمودار می سازد.
نتایج پر بار و درخشانی که حاصل شده، نشان از غیرت و تعصب ملت فهیم ایران و عزم ملی و وفاق همگانی برای همراهی با حکومت منتخبشان می باشد.باید گفت هم اکنون ایران در بین کشورهای همطراز، مقام و جایگاه مهمی در زمینه علمی ،تولید، رونق کسب و کار و تعلیم و تربیت نیروهای متخصص و کار آزموده دارد. ملت ایران توانسته جایگاه رفیعی در عرصه بین المللی کسب نماید و یقینا این امر حاصل اعتماد و همکاری مردم و دولت می باشد.

منبع:taxrazavi.ir   

استرس شغلی ونقش آن در انجام بهینه کار کارکنان ادارت

 

استرس شغلی ونقش آن در انجام بهینه کار کارکنان ادارت

مقدمه:

استرس یکی از عمده ترین مسائل پزشکی و اجتماعی روز است.. استرس در مفهوم عام آن عاملى است که همواره تعادل فیزیکى و روانى فرد را به هم زده و با ایجاد مشکلات روان تنى و مشکلات روانى کارآیى فرد را در ابعاد مختلف زندگی- شغلى، خانوادگى و اجتماعى کاهش مى دهد. در روانشناسى استرس به معنى تحت فشار روحى و روانى قرار گرفتن تلقى شده است.در این حالت جسم و روان به تقاضاهاى درونى و بیرونى با فشار پاسخ مى دهند. استرس هنگامى رخ مى دهد که فرد واکنش هاى خود را در مواجهه با محرکهاى درونى و بیرونى ناتوان ببیند که همانا پیامد آن از دست رفتن تعادل روانى فرد است.

کار و پیشه به عنوان مهمترین عامل شکل دهنده هویت اجتماعى، منبع تامین کننده زندگى و شکل دهنده روابط اجتماعى، براى هر فرد تلقى مى گردد. چرا که نه تنها افزایش مشکلات شخصی کارآئى فرد را در محیط کارى کاهش مى دهد بلکه با ایجاد اختلال در روابط خانوادگى چرخ معیوبى را دامن خواهد زد. به همین دلیل است که امروزه توجه به محیط هاى شغلى و شرایط کار کارکنان و کارگران امرى است که به منظور بالا بردن کیفیت کار، حفظ سلامت و بهداشت کارکنان و به منظور بهره جویى بیشتر و بهتر از طول مدت سنوات کارى مورد توجه قرار گرفته است.

استرس یعنی چه؟

استرس حالتی است که در آن فرد مجبور به کاری می شود، یعنی هنگامی که فرد نتواند فشار روانی را که بر او واقع گردیده است تحمل نماید، دچار استرس یا تنش می شود.

به عبارتی علمی تر، استرس، یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید. هرجا که تغییری در زندگی روی دهد، ما با یک استرس رو به رو می شویم. ترس از عدم توانایی در تحمل شرایط پیش آمده، اضطراب و نگرانی را در وجود انسان شعله ور می سازد.به طور کلی می توان گفت که اضطراب و نگرانی یک حس و حالت روحی ناخوشایند از نگرانی و تردید است که برای مدتی تعادل و ثبات روانی فرد را برهم می زند. استرس یا هیجان و دلهره ، در تمامی حالات زندگی و البته باتوجه به ظرفیت و توان تحمل افراد ممکن است به وجود آید.

افراد مبتلا به استرس چگونه اند؟

افراد مبتلا به استرس، به نظم بیش از حد، سخت کوشی و جدی بودن، بسیار پایبندند. اگر قراری داشته باشند، زودتر از طرف مقابل، در محل مورد نظر حاضر خواهند شد. اگر قرار باشد کاری انجام دهند، با بی قراری به استقبال آن کار می روند. غذا را سریع تناول می کنند. در رانندگی، صحبت کردن، راه رفتن و در مجموع انجام کارهای روزانه، بسیار عجله دارند. به زبانی، افراد مبتلا به استرس، بسیار عجول و بی طاقت و نگران عمل می کنند.

نقش خانواده در تولید و ریشه استرس

تظاهر استرس، یا هیجانات بالا می تواند مربوط به زمانی باشد که فرد، دوران کودکی اش را طی می کرده است، چرا که شکل گیری و قوام شخصیت کودک به طور معمول، در چهار سال اولیه زندگی صورت می پذیرد . چنانچه در میان این چهار سال، کودک را به لحاظ شیطنت های کودکانه ای که دارد، سرکوب نماییم و ترس را به او بشناسانیم و یا تنبیه مداومی را درباره اش به کار ببندیم، کودک را در ضمیر ناخودآگاهش، دچار استرس ذخیره شده و پایداری کرده ایم. همچنین، مشاجره های خانوادگی و اوضاع نابسامان و نامطلوب اقتصادی و تزلزل موجود در خانواده نیز از دیگر عواملی هستند که کودک را دچار استرس پایدار خواهند نمود. البته هجوم ناراحتی ها، مسئولیت ها و معضلات گوناگون در سنین بالاتر را نیز به عنوان عوامل دیگر استرس زا، نباید از یاد برد.

1- استرس شغلی

استرس شغلی را می‌توان روی هم جمع شدن عاملهای استرس‌زا و وضعیتهای مرتبط با شغلی دانست که اکثر افراد نسبت به استرس‌زا بودن آن اتفاق نظر دارند. همچنین استرس شغلی را می‌توان کنش متقابل بین شرایط کار و ویژگیهای فردی شاغل به گونه‌ای که خواست های محیط کار بیش از آن است که فرد بتواند از عهده آنها برآید تعریف کرد. در بعضی موارد به کارگیری فرد در کاری که با توانایی‌ها و اطلاعات او همخوانی ندارد و یا تغییر در فعالیت کاری او می‌تواند باعث ایجاد استرس در فرد شود.

2- عوامل استرس شغلی

عواملی که باعث استرس شغلی در محیط کار می‌شوند را می‌توان به سه دسته کلی تقسیم کرد:

*عوامل فردی: مثل تضاد در نقش، ابهام در نقش، تعارض در هدف های فردی، اتفاقات غیر منتظره شخصی و مسائل اقتصادی

**عوامل سازمانی: شامل ساختار سازمانی، فرآیندهای سازمانی، خط‌مشی‌های سازمانی، عوامل ارتباطی، الزامات شغلی، شرایط فیزیکی سازمان و مراحل حیات سازمان

ادامه نوشته

نقش داده‌ها در بهبود وضعیت دنیا

نقش داده‌ها در بهبود وضعیت دنیا

 

ریکاردو هاوسمن اخیراً در مقاله‌ای در دانشگاه هاروارد، چند نکته جالب در مورد ارزش فعالیت‌های الگوبرداری رقابتی (Benchmarking) و بهترین نحوه استفاده از آنها را مطرح کرده است. در این مقاله برخی از این نکات را بازگو می‌کنیم و این موضوع را مطرح می‌کنیم که با وجود محدودیت‌ها و چالش‌های موجود در مبحث داده‌ها و تئوری‌های جدید، الگوبرداری و به ‌طور خاص رقابت‌پذیری، ابزارهای مهمی هستند که در توسعه وضعیت جهان نقش دارند.

وقتی اولین کامپیوترها برای انجام فعالیت‌ها و معادلات آماری در دسترس قرار گرفت، اقتصاددانان به‌تدریج از یک نظام صرفا تئوریک به سوی نظامی تجربی‌تر تغییر رویه دادند. با رشد کامپیوتر و دسترس‌پذیری داده، هر کس که یک لپ‌تاپ قابل قبول داشته باشد و از اتصال به اینترنت برخوردار باشد، می‌تواند صدها منابع داده را جست‌وجو و مدل‌های آماری را اجرا کند.

چنین فرآیندی چطور می‌تواند برای تصمیم‌ گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام شود تا پیشرفت اقتصادی و رشد جامع حاصل شود، اطلاع‌رسانی کند؟ با توجه به پیچیدگی دنیا و دسترس ‌پذیری فزاینده داده‌ها، تحقیقات کاملا تئوریک، بسیار نادر یا حتی غیرممکن است. ما باید انتخاب کنیم که به دنبال چه چیزی هستیم و کجا باید چیزی را بجوییم. این انتخاب‌ها بر اساس اتفاقات و انتخاب‌های گذشته شکل می‌گیرند؛ یعنی سیستم‌های ایده‌ای که هدف آنها توضیح در مورد دنیای پیچیده و آزمایش فرضیات با اثرات متقابل مداوم بین تحقیقات تئوریک و تجربی است.

آیا می‌توان از روش علمی تحقیق بر اساس مشاهده، تئوری، آزمایش فرضیه و اثبات آن فراتر رفت و به روش یادگیری با تکیه بیشتر بر داده و عاری از تئوری رسید؟ برخی کارشناسان می‌گویند این امر ممکن است و باید اتفاق بیفتد. قابلیت‌های یادگیری ماشینی، داده‌های بزرگ و هوش مصنوعی به ما امکان می‌دهند که به صورت تصادفی روابطی را کشف کنیم که پیش از آن هیچ‌گاه فکرش را نمی‌کردیم. با این حال، اگر روابط علّی مرتبط به خوبی تحلیل نشود و روابط اقتصادی آنها به خوبی شناخته نشود، این مسیر خطرناک خواهد بود.

پیشرفت کردن در مسئله اساسی چگونگی توسعه وضعیت دنیا و رقابت ‌پذیرتر کردن کشورها و رشد پایدار و جامع، مطمئنا نیازمند بهترین‌ها از سوی دنیای تئوریک و دنیای تجربی است. با اینکه هیچ تئوری جامعی برای توسعه وجود ندارد، تاکنون تئوری‌های زیادی پیشنهاد شده‌اند و تکه‌های پازل زیادی بر اساس سال‌ها تحقیق اقتصادی وجود دارند که آغازگر آنها آدام اسمیت در قرن 18 بوده است. این تکه‌ها و قطعات به ما کمک می‌کنند فاکتورهایی را که باعث رشد کشورها، حذف فقر و توسعه شرایط زندگی می‌شوند، شناسایی کنیم.

در این فضا، ابزارهای الگوبرداری به تحقق اهداف زیادی کمک می‌کنند. به عنوان مثال، شاخص توسعه انسانی در تحول مباحث توسعه‌ای و اقدامات وابسته به آن، از رویکرد درآمد-محوری به سوی فرد-محوری بسیار موفق بوده است. این شاخص از تابع مطلوبیت گرفته شده که رویکردی کاملا تئوریک است.

هدف ابزارهای دیگر این است که محرک تغییر و نقطه شروع مبحثی باشند در مورد اینکه چه کارهایی برای پیشرفت یک مساله خاص باید انجام شود. گزارش «رقابت‌پذیری جهانی» و «گزارش رشد فراگیر» مجمع جهانی اقتصاد، آنچه را که در مورد فرآیند توسعه اقتصادی می‌دانیم ترسیم کرده تا ویژگی‌هایی را که داستان‌های موفقیت را شکل می‌دهند، ارائه کند و بنابراین فرآیند تحقیق و بررسی، تقلید و ترکیب‌بندی برنامه‌های بلندمدت تسریع می‌شود. این دو گزارش به‌طور کامل به پیچیدگی توسعه اذعان می‌کنند و در ضمن درک خوبی از محرک‌های فرآیندهای توسعه موفق ارائه می‌دهند.

در نتیجه این شاخص‌ها ابزارهای تشخیصی هستند. این شاخص‌ها نمی‌گویند چه کاری باید انجام شود، بلکه می‌گویند تحقیقات و بررسی‌های بیشتر در چه نقاطی مجاز هستند. این شاخص‌ها به رسانه‌ها و جوامع مدنی کمک می‌کنند دولت‌ها را در برابر رشد بلندمدت مسوول نگه دارند و به دولت‌ها کمک می‌کنند نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند. همچنین می‌توانند ابزارهایی برای پیگیری رشد در طول زمان باشند.

ادعا نمی‌شود که این شاخص‌ها توصیه‌های تجویزی هستند، بلکه قرار است با فراهم کردن امکان مقایسه کشورها با یکدیگر در طول زمان، هدف تسهیل یادگیری تکاملی را محقق کنند. هیچ اقدامی صرفا بر اساس رتبه‌بندی‌های صورت گرفته انجام نمی‌شود، بلکه تحلیل‌های تکمیلی هم لازم است. ماهیت رتبه‌بندی‌ها به گونه‌ای است که از نظر جذب تفاوت‌ها بین کشورهای مختلف محدود هستند، اما این به آن معنا نیست که این تفاوت‌ها وجود ندارد، بلکه تنها این دیدگاه را می‌رساند که ساده‌سازی و ساختاربندی داده برای درک آسان‌تر مفاهیم ارزشمند است.

اگر ابزارهای ذکر شده به خوبی طراحی و تفسیر شوند، می‌توانند عمیقا در تسریع فعالیت‌ها و ایجاد تغییر موفق باشند. این ابزارها با ایجاد امکان همکاری بین دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی و نیز کمک به ایجاد دستورالعمل‌های سیاسی حول اهداف بلندمدت به جای اهداف کوتاه‌مدت، اثر مثبتی بر تعدادی از کشورها داشته‌اند.

به ‌طور خاص، گزارش‌های مذکور با ارائه اطلاعات جهانی مفید و جلب توجه عمومی، هر سال تاثیر مثبتی به ‌ویژه بر کشورهای در حال توسعه دارند. منابع جدید داده و روش‌های یاد گیری با استفاده از این داده‌ها، به ‌طور حتم می‌تواند موجب غنی‌سازی این فعالیت‌ها شود. البته این منابع روش‌های جایگزین نیستند، بلکه تکمیلی هستند. ما مطمئنا به لنز تئوری و ترکیب مداوم دانش جدید نیاز داریم تا شاخص‌ها و الگوبرداری را به امری رایج و مفید تبدیل کنیم.

 

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک

يکي از مهمترين آثار و تبعات رشد و توسعه فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي(ICTs) در عصر حاضر ظهور پديده تجارت الکترونيک(E-Commerce) بوده است. تجارت الکترونيک که همگام و همپاي توسعه اينترنت قوت و بسط بيشتري يافت زمينه لازم را در جهت رشد و توسعه اقتصادي فراهم مي کند و راندمان کمي و کيفي مبادلات تجاري را افزايش مي دهد. افزايش و گسترش عرصه هاي رقابتي را در مراودات تجاري باعث مي شود و موجب توليد مشاغل جديد در سازمان مي شود.

مديران پيشرو در عرصه فعاليت هاي تجاري خود ضمن تحکيم وتوسعه شاخصهايICT بر حسب نيازهاي سازمان از ظرفيتهاي مثبت آن نيز در امور تجاري بهره مي برند و با ساختار شکني اقدام به حذف و يا کمرنگ کردن نقش تجارت به شيوه سنتي مي کنند. به خاطر داشته باشيد که يکي از معضلات و مشکلات تجارت سنتي، کندي سرعت مبادلات و حجم بالاي فعاليت براي انجام مبادله است.اما تجارت الکترونيک با تسريع در روند مبادله فعاليت کمي را نيز مي طلبد. در سازمانهاي پويا مديران با شناخت مناسب از ساختار سازمان و کالاهاي توليدي اقدام به راه اندازي پايگاه اينترنتي ويژه اي با قابليت ها و نيازهاي مورد استفاده در ارتباطات تجارت الکترونيکي مي کنند.

 مهمترين و حساس ترين موضوع در تجارت الکترونيک سرويس هاي پشتيباني مناسب از جانب شما براي مشتري است بايد دقت کنيد تا هر يک از مشتريان کالاي خود را با کيفيت مناسب و در کوتاهترين زمان ممکن در يافت کنند.
با مسائل مطرح شده اهميت تجارت الکترونيک و پيوستن به استفاده کنندگان از اين پديده نوظهور براي سازمان ها مورد اشاره قرار گرفت اما بايد ديد که يک سازمان براي دست يافتن به اهداف و برنامه هاي مورد انتظار از تجارت الکترونيک نيازمند فراهم کردن چه ابزارها و زير ساختهايي است.

اولين و مهمترين مسئله بهره گيري از ابزارهاي ارتباطي مناسبي است که بر اساس نياز سنجي و طرح مطالعاتي آينده نگرانه مورد گزينش قرار گرفته باشد. اين ابزارها را استفاده از خطوط اينترنت مناسب، استفاده از شبکه هاي داخلي(LAN ، WAN ، INTRANET )، استفاده از شبکه هاي مخابراتي ماهواره اي و سيمي و…. هر کدام از اين ابزارها با توجه به نوع کاربردها و سطح فعاليت سازمان نسبت به انتخاب زير ساختهاي ارتباطي موجود استفاده کنيد.

با وارد شدن تجارت الکترونيک به ساختار سازماني که تا کنون به شيوه سنتي فعاليت اقتصادي کرده به عنوان يک برنامه کليدي و اساسي در مراودات تجاري سازمان نيازهاي جديدي بوجود مي آيد. از جمله اين مسائل تغيير در روند ارتباطي کارمندان سازمان با طرفهاي تجاري است بدين صورت که کارمندي که تا ديروزبا استفاده از نامه نگاري، فکس و… اقدام به ارسال و دريافت اطلاعات مي کرد هم اکنون با ابزارها و بسترهاي جديدي روبرو مي شود. در اين وضعيت مسائل جديدي در سازمان ظهور خواهد کرد. نياز به بازاريابي الکترونيکي (E- MARKETING ) تغييرات اساسي در بخش تبليغات و روابط عمومي سازمان و … از مسائلي است که مدير را مجاب خواهد کرد که به جذب نيروهاي جديد و متخصص در زمينه هاي مزبور اقدام کند و يا طي برنامه هاي اموزشي نيروهاي موجود را باتغييرات هماهنگ سازد.

در بعد ديگر مدير سازمان بايد مسئله تجارت الکترونيک را از نظر اهميت سازماني به دقت مورد توجه قرار دهد و از لحظه ورود اطلا عات به سازمان تا ذخيره سازي آنها به حفظ و امنيت آنها نظارت داشته باشد. امنيت در دريافت و پرداخت به شيوه الکترونيکي بايد به شدت مورد توجه مديران سازمان قرار بگيرد. مدير بايد با توجه به حجم و گستردگي کار بايد از سخت افزارها و نرم افزارهاي مطلوب و مورد اقبال ساير شرکتها و سازمان ها استفاده کند.

با اين اوصاف بايد گفت که آينده تجارت جهاني در عرصه بازارهاي الکترونيکي رقم خواهد خورد.

و بنابراين سازماني موفق خواهد بود که با تقبل هزينه ها و ريسک هاي احتمالي در روند تغييرات ساختار تجاري خود از شيوه هاي سنتي به شيوه هاي مدرن از رقبا پيشي بگيرد.

منبع: سایت dimehr.ir

کارکرد روابط عمومی در دیپلماسی عمومی  

کارکرد روابط عمومی در دیپلماسی عمومی  

روابط عمومی ها  امروز به عنوان بال دوم دیپلماسی عمومی درخدمت  تامین منافع کشورها عمل می کنند وعهده دار نقش های پیچیده ای هستند که در گذشته حتی تصور آن هم ممکن نبود.  

در آغاز قرن 21 روابط عمومی ها با بهره گیری از فناوری پیشرفته و مدرن ونیز برخورداری از محیط سایبری ، وارد حوزه های بسیار گسترده ای شدند که پیش از این حتی خوشبین ترین کارشناسان تصور آن را هم نمی کردند.

با درنظر گرفتن این واقعیت می توان گفت شیوه ها و روش های سنتی گذشته در روابط عمومی ها دیگر  نمی تواند به تنهایی پاسخگوی تغییر و تحولات اساسی روز بویژه در دیپلماسی عمومی باشد . برای رسیدن به اهداف عالی یک روابط عمومی چابک و کارآمد که در خدمت دیپلماسی عمومی قرار گیرد ،  باید روش ها و تکنیکهای جدیدی را به کار گرفت.                          

دولتها ی مطرح در عرصه دیپلماسی عمومی با  بهره گیری از تکنیک های مختلف ، میلیون ها دلار هزینه می کنند تا افکار عمومی یک ملت یا جهان را شکل داده و یک باور عمومی مثبت را به جای یک باور منفی در جامعه هدف ایجاد و نهادینه کنند. این هزینه صرف شده برای تغییر افکار عمومی یا ساختن یک تصویر مثبت از یک کشور در کشور دیگر، به نوعی سرمایه گذاری بلندمدت برای دستیابی به اهداف و سیاست های آن کشور محسوب می شود.

در گذشته  نام ایران همراه با تصاویر مثبتی مثل فرش ایرانی یا زعفران  یا پسته همراه بود اما بدلیل تلاش های وسیع و تبلیغات منفی گسترده ای  که علیه ایران  در این سال ها در جهان بویژه در آمریکا و اروپا  صورت گرفته است ، متاسفانه نام ایران را همراه با تروریسم ، نقض حقوق بشر و تولید سلاح های کشتار جمعی همراه ساخته اند. ایران اگرچه با راه اندازی شبکه های بین المللی خبری مانند پرس تی وی و العالم و شبکه های تولیدی مانند الکوثر و سحر تلاش کرده است با روند ایران هراسی در غرب مقابله کند ، اما هم زمان  ما تلاش درخور توجهی در دستگاه دیپلماسی  انجام نگرفته است تا از طریق دیپلماسی عمومی بر سایر کشورها تاثیرگذار باشیم . هم درجهت زدودن افکار منفی در باره ایران و هم در ایجاد تهاجم متقابل در برابر غرب مانند تولید فیلم ها و سریال های پر مخاطبی که در سایر کشورها نیز مخاطب خود را پیدا کرده است . بر این اساس ضرورت تدوین  یک راهبرد مدون به منظور تاثیرگذاری  بیشتربر افکار عمومی  سایر مردم جهان و تغییر در جهت مثبت اندیشی آنها  در باره ایران بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.  

از این منظر به گمان من  تقویت روابط عمومی ها در ایران هم از لحاظ آموزش نیروی انسان کارآمد که به روز باشد و هم از جهتی که درخدمت  دیپلماسی عمومی قرار گیرد . ضرورت حتمی دارد.

روابط عمومی ها امروزه نه به عنوان یک پل ارتباطی بین مردم و مسئولین بلکه ایجاد کننده راه های ارتباطی بین اداره تابعه با افکار عمومی داخل و خارج کشور شناخته می شوند. روابط عمومی ها دیگر مرکزی برای توجیه سیاست ها و تائید یا تکذیب خبرها نیستند بلکه با بکارگیری روش های نوین تلاش می کنند  بخشی از وظایف و کارکردهای  دیپلماسی عمومی را نیز  به دوش کشند.

روز روابط عمومی فرصت مغتنمی است تا به همدیگر یادآور شویم که  مفهوم سنتی روابط عمومی ، یعنی ایفای نقش تدارکاتی و انجام تبلیغات و برگزاری همایش ها  دیگر در حاشیه قرار دارد امروزه وجهه اصلی این حرفه در یک سازمان افکار سازی و تاثیر عمیق بر رفتارهای دیگران است . یعنی روابط عمومی نوین دیگر بدنبال برقراری ارتباط یکسویه با مخاطب نیست بلکه ارتباط کاملا دو یا چند سویه شده است و در یک روابط کاملا تعاملی دو یا چند جانبه افکارمورد نظر و طراحی شده در جامعه هدف ساخته می شود. روابط عمومی نوین در جایگاه مدیریت افکار عمومی و اثر گذاری بر تعامل سازمان یا دولت با محیط اش می تواند در عرصه دیپلماسی عمومی نقش آفرینی کند. در این صورت است که  روابط عمومی،  یکی از ابزارهای مهم برای رسیدن به اهداف تعیین شده برای دیپلماسی عمومی  در کشور تلقی می شود.

برگزاری  روز روابط عمومی تنها به منظور یک اقدام تشریفاتی  آثاری  جز اتلاف بودجه در پی نخواهد داشت ولی اگر جایگاه و کارکرد واقعی روابط عمومی نقد یا معرفی شود، به طور قطع اثر گذار و آینده ساز  خواهند بود .

امروزه با برخورداری از جامعه بزرگ تحصیلکرده در رشته های روابط عمو می و اساتید برجسته این رشته در کشور بخوبی می توان این باور را در میان مسئولان جا انداخت که تنها فناوری پیشرفت نکرده بلکه اندیشه ها نیز متحول شده اند. بکارگیری  اندیشه های پویا و افزایش توانمندی و بروز رسانی دانش روابط عمومی در ایران می تواند بخشی از نیاز روز افزون کشور را در عرصه دیپلماسی عمومی تامین کند.

منبع:  جایگاه رسانه در دیپلماسی عمومی نوشته حسن بهشتی پور

 

 

   تعریف مدیریت استراتژیک چیست؟

    تعریف مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک مجموعه تصمیم ها و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلند مدت یک شرکت را تعیین می کند.
مدیریت استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی (هم محیط خارجی و هم محیط داخلی) تدوین استراتژی، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل. بنابراین مدیریت استراتژیک بر نظارت و ارزیابی بر فرصت ها و تهدیدهای خارجی در سایه توجه به نقاط قوت و ضعف یک شرکت تأکید دارد.
● مراحل مدیریت استراتژیک چیست؟
فرآیند مدیریت استراتژیک در بر گیرنده سه مرحله می شود.
  1)تدوین استراتژی ها
  2)اجرای استراتژی ها
3) ارزیابی استراتژی ها
مقصود از تدوین استراتژی این است که مأموریت شرکت تعیین شود. شناسایی عواملی که در محیط خارجی، سازمان را تهدید می کنند یا فرصت هایی را به وجود می آورند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدف های بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت.
اجرای استراتژی ها ایجاب می کند که سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد، سیاست ها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد کند و منابع را به گونه ای تخصیص دهد که استراتژی های تدوین شده به اجرا در آید
ارزیابی استراتژی ها بدان سبب باید استراتژیهای را مورد ارزیابی قرار داد که موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید. موفقیت همیشه موجب بروز مسائل جدید و گوناگون می شود، سازمانی که به وضع کنونی خود بسنده نماید یا دچار تکبر شود محکوم به فنا خواهد بود.
● مزایای مدیریت استراتژیک چیست؟
مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت هایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.
● ویژگی های مدیریت استراتژیک چیست؟
مدیریت استراتژیک، ویژگی هایی را که مدیریت کلی داراست در بر می گیرد، اما متفاوت از این ویژگی ها، از یک سری خصوصیات که مختص مدیریت استراتژیک است می توان بحث کرد که عبارتند از:
۱) قبل از هر چیز مدیریت استراتژیک یک وظیفه مدیریتی عالی (بلند پایه) است: مدیریت استراتژیک چون بطور کامل مربوط به متوجه آینده سازمان بوده و سعی در مشخص کردن راستا و جهت برای آن دارد، بدان جهت وظیفه اصلی مدیران بلند پایه است.
۲) معطوف به آینده بوده و به هدفهای بلند مدت سازمان مربوط است: به این می اندیشد که در افق زمانی مشخص شده سازمان چه خواهد شد و برای گرفتن این نتایج چه کارهایی را باید انجام داد.
۳) مدیریت استراتژیک سازمان ره به صورت یک سیستم باز می نگرد: سازمانها با محیطی که در آن قرار دارند در داخل هم بستگی و تعامل می باشند. در محیط هر تغییری صورت می گیرد سازمان نیز از آن تأثیر خواهد پذیرفت. بدین سبب مدیریت استرتژیک محیط را از نزدیک تعقیب می کند.
۴) مدیریت استراتژیک مدیران رده پایین را راهنمایی می کند: به عبارت دیگر مدیریت استراتژیک اهداف، تصمیم و فعالیتهایی را که مشخص می کند در داخل سازمان تا پایین ترین سطوح برای هر کس نقطه شروع حرکت را تعیین می کند.
● تأثیر مدیریت استراتژیک بر عملکرد کدامند؟
تحقیقات نشان داده است که عملکرد سازمان هایی که به مدیریت استراتژیک می پردازند بیشتر و بالاتر از دیگر سازمان هاست. دست یابی به یک حلقه ارتباط مناسب بین محیط یک سازمان و استراتژی، ساختار و فرآیندهای آن سازمان، آثار مثبتی بر عملکرد آن دارد. برای اثربخش و مؤثر بودن، همیشه لازم نیست که مدیریت در قالب فرآیندی رسمی به اجرا درآید. شرکت های کوچک، در عمل، ممکن است به شکل غیر رسمی و به طور نامرتب برنامه ریزی کنند. مدیر عامل و گروهی از مدیران ارشد ممکن است به طور اتفاقی دور هم جمع شوند تا به حل مسائل استراتژیک بپردازند و قدم های بعدی را برنامه ریزی کنند.
● نحوه تکامل مدیریت استراتژیک چگونه است؟
مدیریت استراتژیک طی چهار مرحله تکامل می یابد:
مرحله ۱) برنامه ریزی مالی اساسی.
با هدف اهمال کنترل عملیاتی بهتر از طریق تلاش برای تأمین بودجه ها
مرحله ۲) برنامه ریزی مبتنی بر پیش بینی.
با هدف برنامه ریزی مؤثرتر به منظور کمک به رشد سازمان از طریق تلاش برای پیش بینی آینده فراتر از سال بعد
مرحله ۳) برنامه ریزی با تأکید بر محیط خارجی سازمان (برنامه ریزی استراتژیک)
با هدف تأمین خواسته ها، نیازها و سلایق بازارها و موفقیت در رقابت از طریق تلاش برای جا انداختن و اعمال تفکر استراتژیک.
مرحله ۴) مدیریت استراتژیک.
با هدف کسب مزیت رقابتی و آینده ای موفق از طریق مدیریت تمام منابع.

 

 

منبع : پایگاه اطلاعات صنعتی ایران

فناوری اطلاعات و ارتباطات چیست؟

 

 فناوری اطلاعات و ارتباطات چیست؟

در پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمینه کامپیوتر و ارتباطات، تغییرات عمده ای را در عرصه های متفاوت حیات بشری به دنبال داشته است. انسان همواره از فناوری استفاده نموده و کارنامه حیات بشری مملو از ابداع فناوری های اطلاعات و ارتباطات که از آنان به عنوان فناوریهای جدید و یا عالی، یاد می شود بیشترین تاثیر را در حیات بشری داشته اند
دنیای ارتباطات و تولید اطلاعات به سرعت در حال تغییر بوده و ما امروزه شاهد همگرایی آنان بیش از گذشته با یکدیگر بوده، بگونه‌ای که داده‌ها و اطلاعات بسرعت و در زمانی غیرقابل تصور به اقصی نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده کنندگان قرار می‌گیرد
ICT یافناوری‌‌اطلاعات‌وارتباطات( Information & Communication Technology) بدون شک تحولات گسترده ای را در تمامی عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی بشریت به دنبال داشته و تاثیر آن بر جوامع بشری بگونه‌ای است که جهان امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جامعه اطلاعاتی است. جامعه ای که در آن دانایی و میزان دسترسی و استفاده مفید از دانش، دارای نقشی محوری و تعیین کننده است. گستره کاربرد و تاثیرات آن در ابعاد مختلف زندگی امروزی و آینده جوامع بشری به یکی از مهمترین مباحث روز جهان مبدل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است
اما در تعریف فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌توان گفت؛ فناوری عبارت است از گردآوری، سازماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم از صوت، تصویر، متن یا عدد که با استفاده از ابزار رایانه‌ای و مخابرات صورت پذیرد
صرفنظر از تعاریف متنوع و دامنه وسیع کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در بخشهای مختلف زندگی بشری، دسترسی سریع به اطلاعات و انجام امور بدون در نظر گرفتن فواصل جغرافیایی و فارغ از محدودیتهای زمانی محوری‌ترین دستاورد این فناوری است
می‌توان از ارتباطات مطمئن و در دسترس بصورت کارآمد، به عنوان بخشی از ابزار مطرح سازی مشکلات جهانی بهره‌گرفت. ممکن است فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی به تنهایی گرسنه‌ها را سیر نکند، گرسنگی را ریشه کن نکند، یا مرگ و میر کودکان را نکاهد، اما عواملی بیش از پیش و با اهمیت هستند که رشد اقتصادی و برابری اجتماعی را به حرکت درمی‌آورند
فناوری اطلاعاتی و ارتباطی؛ تولید، تنوع و توزیع کارآمد محصولات کشاورزی را مقدور می‌سازد و امکان عرضه خدمات اولیه بهداشتی به افراد بسیار نیازمند مناطق محروم از تسهیلات بهداشتی را فراهم‌تر می‌سازد. همچنین به آموزگاران این امکان را می‌دهد که دانش خود را به دورافتاده‌ترین نقاط این سیاره برسانند. دسترسی به فناوری اطلاعات می‌تواند ایجاد شرکتهای کوچک و گروه بندی فقیرترین و دورافتاده‌ترین مناطق جهان را تقویت کند و به آنها کمک کند و بخش عمده بازارهای داخلی و جهانی را به هم پیوند دهد
فناوری اطلاعات امکان جهش زیر ساختهای فقیر را طوری فراهم ساخته که دوری از بازارها دیگر عامل زیان نیست و کانالهای توزیع ناکارآمد، دیگر از میان رفته و به گذشته‌ها متعلق می‌شوند
▪ فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند تاثیر بسیار زیادی در بهبود حکومت گردانی برجای گذارد، می‌تواند به

ادامه نوشته

        بازاریابی ربایشی چیست؟ و چه خصوصیاتی دارد؟

         بازاریابی ربایشی چیست؟ و چه خصوصیاتی دارد؟

 

اول ببینیم بازاریابی ربایشی چه نیست؟

پیش از اینکه وارد بحث چیستی بازاریابی ربایشی شوم، به نظرم مفید و کاربردی‌تر است که ببینیم بازاریابی ربایشی چه نیست و به چه چیزی نمی‌توان گفت بازاریابی ربایشی؟ شاید به‌واسطه مطالعات و دوره‌های آموزشی که پیش‌ازاین داشته‌اید، اطلاعات بسیار زیاد و متنوعی در مورد روش‌های مختلف بازاریابی و استراتژی‌های آن آموخته یا شنیده باشید که ازجمله آن استراتژی‌ها می‌توان به پست مستقیم، بازاریابی با ایمیل، تبلیغات، تماس‌های برنامه‌ریزی نشده و . اشاره کرد. تمامی این روش‌ها و تاکتیک‌ها دربرگیرنده ارسال و یا به‌نوعی تحمیل کردن مخاطب خودتان به خواندن یک پیام و در بسیاری از موارد قطع کردن تمرکز و توجه وی از یک موضوع دیگر است

 

قدری در رابطه با این موضوع فکر کنید. تبلیغات تلویزیونی موجب قطع کردن تمرکز شما بر برنامه موردعلاقه خودتان می‌شود، هرزنامه‌های ارسالی از طریق ایمیل موجب قطع شدن جریان کاری شما می‌شود، تماس‌های غیر برنامه‌ریزی‌شده موجب ایجاد وقفه در هر کاری می‌شود که در آن لحظه در حال انجام دادن آن بودید، تبلیغات پاپ آپ بر روی وب‌سایت‌ها و در حین زمان وبگردی شما موجب حواس‌پرتی شما از دیدن و یا ادامه دادن مطالعه شما در حین خواندن یک وب‌سایت می‌شود و حتی تبلیغات رادیویی هم موجب قطع جریان گوش دادن شما به موسیقی موردعلاقه خودتان از طریق رادیو می‌شود. 

تبلیغات به‌طور مطلق مزاحم و رنجش آور است. به همین دلیل است که مردم به‌طور روزافزون در حال علاقه نشان دادن به ابزار و فناوری‌هایی برای مسدود کردن جریان تبلیغات برای هدف قرار دادن آن‌ها هستند که ازجمله آن‌ها می‌توان به مسدودکننده‌های تبلیغات پاپ آپ، فیلتر هرزنامه‌ها، رادیوهای ماهواره‌ای و . . . اشاره کرد

 

از این رویکرد سنتی نسبت به بازاریابی اغلب تحت عنوان بازاریابی برونگرا (بازاریابی رنجش آور) نام‌برده می‌شود و در سال‌های اخیر هم بیش‌ازپیش اثربخشی خود را ازدست‌داده و چیزی که بیشتر مورد تعجب است این‌که هزینه بسیار بیشتری هم در برابر بازاریابی جاذبه‌ای دارد

تعریف بازاریابی ربایشی

اگر در گوگل “بازاریابی ربایشی چیست” را جستجو کنید، شاید تعریف جامع و مناسبی از آن پیدا نکنید که بسیاری از آن‌ها هم برگرفته از مقالات و اظهارنظر مدرسین و مشاورین مختلف است. در زیر سعی کرده‌ام تعریف جامع و کاملی از این شیوه بازاریابی با رجوع به مقالات و منابع مختلف انگلیسی‌زبان برای شما ارائه کنم

 

بازاریابی ربایشی یک استراتژی است که از محتوا به‌ منظور ایجاد سرنخ برای یک کسب‌ وکار استفاده می‌کند، سپس آن‌ها را تبدیل به مشتری می‌کند و سپس در مرحله بعدی سعی در تقویت آن‌ها و تبدیل آن‌ها به یک مشتری وفادار دارد

 

به نظر من، این تعریف به‌طورکلی نشان‌دهنده هرآن چیزی است در دل بازاریابی ربایشی می‌توانید پیدا کنید.  

درحالی‌که 100% با تعریف ارائه‌شده در طرح شماتیک زیر موافقم، اما تصور می‌کنم یک تعریف ساده‌تر مانند چیزی که بالاتر به آن اشاره کردم، به‌خوبی می‌تواند بسیاری از حواشی مطرح‌شده در رابطه با این نوع از بازاریابی را روشن کرده و بر روی آن‌ها سرپوش بگذارد. اگر دقت کنید تعریف ارائه‌شده توسط من خیلی جامع و در عمل چکیده‌ای از تعریف ارائه‌شده در تصویر بالاست.

 

می‌توان گفت که نکته اصلی در تعریف ربایش درواقع در کلمه “محتوا” نهفته است. ازلحاظ تاریخی، بازاریابی تنها در ارتباط با مفهوم پیام و پیام‌رسانی بود و چالش اصلی بازاریابان رساندن پیام خود به مصرف‌کننده و مخاطب خودشان بود. اگر قدری به این موضوع و تعریف من ارائه توجه کنید، به‌خوبی متوجه می‌شوید در این شیوه از بازاریابی روند کار برعکس بوده است و تمرکز اصلی بر اقناع مخاطب برداشتن نیازی است که دیده نشده و کمتر توجهی به حل کردن مشکلات و یا پاسخ دادن به سؤالات مطرح‌شده از طرف آن‌ها دارد. یعنی بیشتر به‌جای گوش دادن بر گفتن تأکید داشت.

 

در مقابل، بازاریابی ربایشی بیشتر در ارتباط با گوش دادن است. بازاریابان خوب و حرفه‌ای که از این شیوه بازاریابی استفاده می‌کنند، در ابتدا سعی می‌کنند ویژگی‌ها و خصوصیات مشتریان و مخاطبان خودشان را لیست کرده و آن‌ها را توصیف کنند و ببینند دقیقاً در هر مرحله از قیف فروش دارای چه نیازهای اطلاعاتی هستند. سپس اقدام به تهیه محتوایی کاربردی می‌کنند که به آن نیازهای اطلاعاتی پاسخ دهند. اگر محتوای تهیه‌شده واقعاً خوب و مناسب باشد، مخاطبین شما در پی جستجو آن برآمده و حتی پس از مواجه با آن اقدام به اطلاعات بیشتر در مورد خودشان به شما می‌کنند تا از این طریق دسترسی کامل به محتوای شما پیدا کنند. درواقع از شما می‌خواهند که آن‌ها را هدف بازاریابی محصولات و خدمات خودتان قرار دهید و جالب‌تر آن است که این افراد همان افرادی هستند که در شیوه سنتی از تبلیغات و پیام‌های شما فرار می‌کردند. به نظر رویکرد بهتری می‌آید، این‌طور نیست؟

 

نکته مهم در رابطه با این مطلب که من می‌توانستم با وارد شدن به جزئیات بیشتر این مطلب را طولانی‌تر کنم، اما درواقع نکات قابل‌طرح برای این موضوع آن‌قدر زیاد است که می‌توان آن را به‌راحتی تبدیل به یک کتاب کرد، پس در مقالات بعدی که در آینده در رابطه با این موضوع برای شما منتشر می‌کنیم، ما را همراهی کنید!

ibazaryabi.comمنبع:

 

آشنایی با تجارت الکترونیک و اصول اولیه آن

آشنایی با تجارت الکترونیک و اصول اولیه آن

در ابتدای هزاره ی سوم، جهان دوران جدید و تازه ای را تجربه می نماید. تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد باعث گردیده که دنیا کوچکتر بنظر آمده و ارتباطات سریعتر و وسیعتر صورت پذیرد. تجارت نیز از این قاعده مستثنی نیست و در سطحی گسترده و با سرعت بسیار متحول گردیده است.

یکی از محبوبترین در دنیای وب خرید اینترنتی است. شما میتوانید در زمانهای پرت، در هرزمان و مکان حتی با لباس خواب اینکار را بکنید.

به معنای واقعی هر کسی می تواند صفحه اینترنتی خود را بسازد و کالاهای مورد نیازش را در ان ارایه دهد. البته تاریخچه تجارت الکترونیک با تاریخچه اختراعات قدیمی مثل کابل، مودم، الکترونیک، کامپیوتر و اینترنت گره خورده است.

تجارت الکترونیک به شکل کنونی در سال ۱۹۹۱ محقق شد. از آن زمان هزاران هزار کسب و کار و تجار وارد این دنیا شده اند.

در ابتدا تجارت الکترونیک به معنای پروسه انجام اعمال تراکنش الکترونیکی مورد نظر بود. درواقع تجارت الکترونیکی برای تسهیل معاملات تجاری به صورت الکترونیکی با استفاده از تکنولوژی از قبیل تبادل الکترونیکی داده ها Electronic Data Interchange (EDI) و انتقال الکترونیکی سرمایه Electronic Funds Transfer (EFT) شناخته شد. هر دوی اینها در اواخر۱۹۷۰ معرفی شدند، و به شرکتها و سازمان ها اجازه ارسال اسناد الکترونیکی مانند تجارت کردن با ارسال اسناد تجاری مثل خرید سفارشها یا فاکتورها را به صورت الکترونیکی را می دهد.

حضور در بازارهای جهانی با توسل به شیوه های تجاری موفق و کارآمد که خود نمایی از توانمندی اقتصادی کشورها را به تصویر می کشد، از جمله ضرورت های تطبیق با نظام بین المللی کنونی به لحاظ پیشرفت های حاصله در عرصه های اقتصادی و صنعتی آ ن است.

در شرایط کنونی، سرعت و گستره ی تجارت تا بدان حد می باشد که سهم تعدادی از کشورها در تجارت جهانی بر سهم آنان از تولید جهانی پیشی گرفته است. پیشرفت های اخیر در زمینه ی مبادله ی الکترونیکی داده ها از طریق شبکه های رایانه ای و فن آوری های وابسته به آن، تحول ژرف و گسترده ای در قلمرو ارتباطات به وجود آورده است. در تعریفی ساده، مبادله ی الکترونیکی داده ها عبارت از تولید، پردازش، کاربرد و تبادل اطلاعات و اسناد تجاری به شیوه های الکترونیکی و خودکار بین سیستم های رایانه ای و بر اساس زبان مشترک و استانداردهای ادیفاکت (استاندارد جهت پیام های الکترونیکی برای مدیریت، تجارت و حمل و نقل) سازمان ملل و با کمترین دخالت عامل انسانی است.

بی شک بهره گیری از فن آوری اطلاعات یکی از حلقه های لازم برای افزایش کارایی تجاری در اقتصاد است. تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های مناسب و دقیق، حذف مقررات محدود

ادامه نوشته

مقایسه روابط عمومی و تبلیغات

مقایسه روابط عمومی و تبلیغات

مقدمه:
بحث مرزهای روابط عمومی و تبلیغات، شباهتها و تضادهای آنها و سوالاتی مانند: آیا روابط عمومی همان تبلیغات است؟ آیا تبلیغات بخشی از روابط عمومی است؟ و آیا روابط عمومی وتبلیغات از یکدیگر مجزا بوده و از دو مقوله اند؟ سالهاست که به طور اعم بین عامه مردم وبه طور اخص در مجامع روابط عمومی ودفاتر تبلیغات ومحافل دانشگاهی وبعضا در رسانه های جمعی وبین مدیران ومسئولین موسسات مطرح است. به ویژه دانش پژوهان جامعه شناسی، علوم اجتماعی وانسانی و علوم ارتباطات اجتماعی کنجکاوانه ومشتاقانه در جستجوی یافتن پاسخهای مستدل وروشنی در این زمینه ها هستند اما حقیقت این است که تا کنون عمدتا راه به جای نبرده است
و کماکان ابهامات و تردیدها پابرجا و برقرارند زیرا صاحب نظران مرتبط با این موضوع اعم از خارجی وداخلی در آثار خود یا بدین مهم اشاره ای نداشتند ویا نظرات متفاوتی در این مورد ابراز داشته اند که در ذیل به بعضی از انها اشاره می شود
1- برخی از مفسران تفاوتی بین روابط عمومی و تبلیغات از لحاظ هدف و عملکرد نمی بینند وعقیده دارند که دراین رابطه اهداف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ومذهبی، ابزارهای ارتباطات را توجیه می کند. تبلیغات می تواند یک اسلحه در اسلحه خانه روابط عمومی باشد یا روابط عمومی را می توان به عنوان یک ابزار تبلیغات به کار گرفت
2- برخی دیگر از مفسران بر این باورند که در پشت هر روابط عمومی، قوه مجریه در کمین مبلّغ است و اینکه هر چه صدای اعتراض به تضاد در واقعیت بلندتر باشد احتمال و امکان تبلیغ در بعد منفی لغت وجود دارد و این امر در حال حاضر وجود دارد و صورت می گیرد
3- عده ای معتقدند (مانند anne van deer meiber) تبلیغ در همه جا می باشد هیچ کس از تبلیغ فرار نمی کند. بسیاری از شیوه های ارتباطی را می توان به عنوان تبلیغ به حساب آورد. تبلیغات ارتباطات و روابط عمومی به صورت نزدیکی در هم آمیخته شده اند. و تشخیص آن به سادگی نیست باید واقع گرایانه تشخیص دهیم که در همه فعالیتهای ارتباطی ما در روابط عمومی با زمینه اطلاعات با عناصر تبلیغاتی روبرو هستیم. تبلیغات می تواند اسبی باشد که کالسکه ای از فرشتگان را می کشد یا حیوان درنده خویی باشد که واگنی از شیاطین را می برد
4- از زمانی که لغت تبلیغات هم به صورت منفی و هم به صورت مثبت مورد استفاده قرار گرفت، باید پرسید که آیا این لغت حتی زمانی که به صورت مثبت استفاده می شود می تواند یک معادل کامل برای روابط عمومی باشد. عده ای از دست اندر کاران روابط عمومی در بعضی ازکشورها با این بیان موافقند وعده ای هم به دلایل تاریخی، فرهنگی و سیاسی – هرگز قبول ندارند که لغت تبلیغات نتوانسته است در یک حس مثبت بکار رود
خلاصه در بحث روابط عمومی و تبلیغات، صاحب نظران و اندیشمندان نتوانسته اند به یک نقطه نظر مشترک و جامع دست پیدا کنند. و علت آن شاید مشخص نبودن تعریف دقیق و جامع از روابط عمومی و تبلیغات است که سبب شده است وظایف روابط عمومی و تبلیغات با هم تداخل پیدا کند و صاحب نظران نظرات متفاوت و گاه متضاد را در این خصوص بیان کنند. پس باید به عنوان یک دست اندرکار امور روابط عمومی بدانیم حوزه فعالیت تبلیغات و روابط عمومی کدام است؟ تا بتوانیم به روشنی تمایز بین روابط عمومی و تبلیغات را بیابیم. برای این کار ابتدا به تعریفی دقیق از تبلیغات و انواع و اقسام آن و سپس به تعریف روابط عمومی و کارکردهای آن و در نهایت به تفاوتهای آنها می پردازیم

ادامه نوشته

روابط عمومی در ایران (قبل از انقلاب اسلامی)

 

روابط عمومی به مفهوم امروزی آن تا قبل از جنگ جهانی دوم در ایران پدیده و حرفه ای ناشناخته بود. هر چند که از روش های روابط عمومی در انقلاب مشروطیت ایران بارها استفاده شد ولی به عنوان یک حرفه و فن شناخته شده مطرح نشد.

قبل از جنگ جهانی دوم در ایران اداره کل تبلیغات وجود داشت و بعضی از وزارتخانه ها و موسسه ها واحدی به نام اطلاعات دایر کرده بودند که عمده کار آنان راهنمایی و هدایت ارباب رجوع بود، اما در جنگ دوم جهانی که سالهای اشغال ایران و دوران هیجان ملت برای ملی شدن صنعت نفت بود، لزوم وجود اداره و واحدی به منظور شناساندن کارها و برنامه های هر موسسه به مفهوم واقعی آن احساس و ثابت شد و در همین ایام بود که اکثر سازمانها و دستگاه ها نسبت به تشکیل ادارات اطلاعات و انتشارات اقدام کردند و خود را به وسایل ارتباط جمعی نزدیک ساختند.
آنچه اکنون به عنوان روابط عمومی چه از نظر اصطلاح و چه از نظر حرفه روابط عمومی باز می شناسیم. برای نخستین بار در شرکت ملی نفت ایران ایجاد شده است. در شرکت سابق نفت ایران و انگلیس تا سال ۱۳۳۰ یک دفتر اطلاعات و مطبوعات وجود داشت و این دفتر رابط بین شرکت و مطبوعات بود. پس از ملی شدن صنعت نفت، دفتری تحت همان عنوان در شرکت ملی نفت ایران تشکیل شد و عنوان همین دفتر بود که بعدا" به روابط عمومی تبدیل شد. در شرکت سهامی تصفیه نفت وابسته به صنعت نفت ایران بود که دو نفر از افراد سرشناس علم ارتباطات و روابط عمومی چون دکتر حمید نطقی استاد دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی و ابوالقاسم راحت شاعر و روزنامه نویس در آن اشتغال به کار داشتند. تحول روابط عمومی تا آن اندازه بود که ظرف حدود ۲ سال انجمنی به نام انجمن روابط عمومی ایران و چند موسسه مشاوره در روابط عمومی به وجود آمد و حتی دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی این رشته را در سطوح لیسانس تدریس کرد.
از تشکیل نخستین روابط عمومی در دستگاههای دولتی، تاریخ دقیقی در دست نیست ولی از سال ۱۳۴۵ شمسی بود که وزارتخانه ها به تدریج اداره اطلاعات، تبلیغات و انتشارات را به نام روابط عمومی برگرداندند.

 تعدادی از آنها حتی تا چند سال بعد از انقلاب نیز فعالیت های روابط عمومی را با برخی فعالیت های دیگر تلفیق کرده بودند و بخش هایی نظیر روابط عمومی و انتشارات یا اداره اطلاعات و روابط عمومی را با هم به کار می بردند، در حالی که همین روابط عمومی ها اکنون به عنوان واحدهای مستقل در موسسه ها عمل می کنند، ولی موسسه هایی که در سالهایی اخیر ایجاد کرده اند آنها را با عناوین سازمانی دیگری چون روابط عمومی و دبیرخانه، روابط عمومی و دفتر مدیر کل، روابط عمومی و اموربین الملل و ... ترکیب کرده اند.
نخستین سمینار روابط عمومی در ایران نیز در تاریخ ۳۰ آذر سال ۱۳۴۲ توسط شرکت نفت در آبادان و دومین سمینار روابط عمومی در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ در کرمانشاه از سوی شرکت نفت برگزار شد.
وزارتخانه ها و موسسات های بزرگ دیگر ایران، به اقتباس از این شرکت و سالها پس از تأسیس دفتر روابط عمومی در شرکت ملی نفت ایران اقدام به تأسیس دفاتر روابط عمومی کردند.
پس از تشکیل واحدهای روابط عمومی در ایران، نیاز به آموزش مسئولان روابط عمومی و کارمندان این واحدها احساس شد. برای این منظور وزارت اطلاعات و جهانگردی سابق، اقدام به تشکیل کلاسهای کوتاه مدت آموزشی کرد. پاره ای از وازرتخانه ها، مانند وزارت امور خارجه، برای آموزش کارکنان و وابستگان خود در کشورهای خارج، رأسا" به تشکیل دورههای کوتاه مدت روابط عمویم اقدام کردند.
در سال ۱۳۴۵ برای تشکیل دانشکده ای در رشته روابط عمومی مطالعاتی صورت گرفت که در سال ۱۳۴۶ منجر به تشکیل "موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی" شد.
این موسسه عالی با اجرای آزمون ورودی از میان فارغ التحصیلان دبیرستان ها در رشته های ادبی، ریاضی، طبیعی و روزنامه نگاری، تعدادی دانشجو برای تحصیل در رشته لیسانس روابط عمومی برمی گزید. دانشجویان پس از طی ۴ سال تحصیل و گذراندن ۱۴۰ واحد درسی موفق به اخذ لیسانس در رشته روابط عمومی می شدند.
موسسه عالی "مطبوعات و روابط عمومی" در سال تحصیلی ۴۷-۱۳۴۶ فعالیت خود را آغاز کرد. فعالیتهای این دانشکده تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و هر سال تعدادی لیسانس روابط عمومی وارد بازار کار شدند.
پیش از پیروز انقلاب اسلامی شرکتهای بزرگ بخش خصوصی، بویژه آنها که بخشی از سرمایه شان را شرکتهای خارجی تشکیل میدادند دارای واحد روابط عمومی بودند ولی روابط عمومی بخش خصوصی در ایران بخش کوچکی از روابط عمومی را تشکیل می داد و حجم آن در برابر روابط عمومی بخش دولتی و نیمه دولتی بسیار ناچیز بود.
در ایران بر خلاف کشورهای سرمایه داری دفاتر خصوصی روابط عمومی که خدمات کارشناسانه به دفاتر روابط عمومی دولتی و غیر دولتی بفروشند، وجود نداشت و هنوز نیز وجود ندارد. تنها پیش از انقلاب اسلامی تعدادی بنگاه تبلیغاتی در تهران وجود داشتند که در زمینه آگهی های بازرگانی خدمات تخصصی خود را به واحدهای روابط عمومی دولتی و غیر دولتی می فروختند. سایر خدمات تخصصی دفاتر روابط عمومی از کارشناسان آزاد و یا دفاتر خاص این خدمت خریداری شد.
در کشورهای صنعتی روابط عمومی از بطن موسسه های بخش خصوصی تولید یافت. ولی در ایران این موسسه های دولتی بود که برای اولین بار روابط عمومی را به وجود آوردند.

 


منابع:
. کتاب تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات، علی میرسعید قاضی

 

برنامه ریزی در روابط عمومی

برنامه ریزی در روابط عمومی

 

روابط عمومی نیز با شیوه های مختلفی اعم از تبلیغ، ترغیب، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به مردم، زمینه حضور فعال سازمان را فراهم می آورد آنگاه می توان بر پایه اهداف مشخص، پی ریزی اولیه سازمان را انجام داد و برای گامهای بعدی برنامه ریزی کرد.

  

بررسی و شناخت عقاید، نظرات، خواسته ها و گرایشهای افراد و گروهها در مورد مسایل مربوط به سازمان یکی از وظایف روابط عمومی می باشد. دست یابی به این اطلاعات از طرق کارشناسی موجب خواهد تا روابط عمومی با استفاده بهینه از امکانات موجود و با هزینه معقول بتواند به اهداف خود نایل آید. لذا عدم برنامه ریزی و بهره گیری از روش آزمون و خطا علاوه بر اتلاف منابع، یا راه به بیراهه خواهد برد و یا به بهره وری اندکی از برنامه با صرف هزینه های گزاف منجر خواهد شد که در هر دو صورت روابط عمومی مورد سؤال و مؤاخذه قرار خواهد گرفت. حال آنکه اگر اقدام روابط عمومی با برنامه ریزی صحیح و روشنی انجام شود نتیجه کار هر چه باشد بازتاب منفی آن بر عملکرد روابط عمومی در حد صفر یا نزدیک آن خواهد بود.

 ناگفته نماند که این برنامه ریزی باید به شیوه ای درست و سنجیده و براساس اصول و معیارهای معین انجام شود.
 
 اصولاً برنامه ریزی را می توان ارابه مند و راهکار مشخص، سنجیده و دقیق، در مدت زمان معین، با امکانات مشخص و به منظور دست یابی به اهدافی از پیش طراحی شده تعریف کرد.
 
 پس در هر برنامه سه نکته اصلی یعنی اهداف، امکانات مشخص و زمان معین را باید مد نظر قرارداد. حرکت براساس برنامه برای یک سازمان امری کاملاً حیاتی است. سازمان بدون برنامه سازمانی مرده محسوب می شود که تلاش مدیران آن هرز دادن امکانات است.
 
 برنامه ریزی یکی از هفت ویژگی اساسی یک سازمان بالغ می باشد که آرجریس نظریه پرداز مدیریت بدان اشاره می کند. او سازمانها را به دو دسته بالغ و نابالغ تقسیم می کند و برای سازمان بالغ علاوه بر برنامه ریزی ویژگیهای زیر را مهم بر می شمارد. سازماندهی، کارمندیابی، هدایت و رهبری، هماهنگی و بازبینی، ارتباطات و گزارش دهی و بالاخره بودجه بندی، اگر بخواهیم بر این قیاس واحدهای درون یک سازمان را نیز به دو گروه بالغ و نابالغ تقسیم کنیم.

 روابط عمومی به عنوان یک واحد بالغ باید از ویژگی های زیر برخوردار باشد:
 1-برنامه ریزی
 2-تجهیز و سازماندهی واحد مربوط از نظر نیروی انسانی و امکانات مادی
3-طرح ریزی و هدایت امور مربوط به مسایل مخاطبان درون سازمان و برون سازمان
4-هماهنگی با واحدهای مرتبط و مسؤول در درون سازمان
 5-ارتباط با مخاطبان برون سازمان به شیوه های مختلف به منظور ارایه خواسته های سازمان به مخاطبان و دریافت نظرات و انتظارات مخاطبان و انتقال آن به واحدهای مربوط
 6-تحقق تمامی امور فوق نیاز به امکانات مالی دارد. بنابراین پیش بینی بودجه لازم برای کارهای روابط عمومی یکی دیگر از ویژگیهای روابط عمومی کارآمد می باشد.
 
 با وصف ویژگی های فوق کارآمدی روابط عمومی را می توان در کارآمد بودن مؤسسه و در مواردی در بالغ کردن آن سازمان مؤثر دانست.
 
 بدون شک برنامه ریزی یکی از ویژگیهای بارز روابط عمومی است. در تعریفی که انجمن روابط عمومی انگلستان از روابط عمومی ارایه داده این نکته نیز مورد توجه است: این انجمن می گوید: روابط عمومی عبارت است از تلاش، و اقدامات آگاهانه، برنامه ریزی شده، و سنجیده برای استقرار و کسب تفاهم متقابل بین یک سازمان و گروههای مورد نظر سازمان.
 
 روابط عمومی در جریان تمام برنامه ریزیهای سازمانی نقش مهمی را عهده دارد چرا که هم در شناخت فرصتها و تهدیدها به برنامه ریزان کمک شایان توجهی را می نماید و هم با دسترسی به نیاز مخاطبان تلاش برنامه ریزان را به سمتی متمرکز می کند که برآورنده نیاز مخاطبان باشد و این امر خود زمینه ساز جنب منفعت برای سازمان خواهد بود.
 
 بنابراین به فراموشی سپردن روابط عمومی توسط برنامه ریزان صدمات جبران ناپذیری را به پیکره سازمان وارد خواهد ساخت. 
 هر جا که سازمان به نوعی با مخاطبان بیرونی سر و کار دارد و قصد اقدام برای آنان را دارد نگاه اول برنامه ریزان باید به روابط عمومی باشد تا بتوانند اطلاعات لازمه را از روابط عمومی اخذ نمایند. بسیاری اوقات اتفاق افتاده که کالایی بدون توجه به نظر مخاطب تهیه شده ولی مورد استفاده واقع نشده است. یک کارخانه بیسکویت سازی اگر بخواهد در طعم بیسکویت خود تغییری ایجاد کند، ذائقه مشتریان خود را ملاک عمل خویش قرار می دهد و براساس آن برنامه ریزی می کند و سپس نسبت به تولید محصول جدید اقدام می کند. در غیر این صورت نباید توقع موفقیت داشته باشد.
 
. در نگاه دیگر اگر سازمانی نوپاست ضروری می نماید تا کام های آغازین خود را از روابط عمومی شروع کند
 
 روابط عمومی نیز با شیوه های مختلفی اعم از تبلیغ، ترغیب، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به مردم، زمینه حضور فعال سازمان را فراهم می آورد آنگاه می توان بر پایه اهداف مشخص، پی ریزی اولیه سازمان را انجام داد و برای گامهای بعدی برنامه ریزی کرد. مشخص می شود که عملکرد روابط عمومی در این زمینه، عرضه خدمت است و نه عرضه یک محصول قابل لمس. روابط عمومی به برنامه ریزان خدماتی می دهد که تحت لوای آن محصول مشخص سازمان به مخاطبان عرضه می شود به عبارت دیگر توانایی دیدن و درک الگوها و فرآیندهایی که یک مؤسسه را با جامعه پیرامونش مرتبط می کند وظیفه منحصر به فرد روابط عمومی است.
 
 مهمترین بحثی که در برنامه ریزی مطرح می شود، فرآیند تعامل مؤسسه با مخاطبان می باشد که تلاش دارد در نتیجه این تعامل، مخاطبان موجود را به مخاطبان مطلوب تبدیل نماید.
 
 معمولاً در هر سازمان، واحدهای مختلف مرتبط با مردم، واحد خود را برتر و با اهمیت تر از دیگر واحدها می بینند اما روابط عمومی باید هدف کلی سازمان را که همانا جلب رضایت مشتری است مد نظر قرار دهد. چرا که این واحد در حقیقت وکیل مدافع مخاطبان در داخل مؤسسه به شمار می رود. روابط عمومی می تواند پشتیبانی ادارات مختلف سازمان را برای تحقق هدف یعنی رسیدن به مخاطبان مطلوب بدست آورد مشروط بر آن که در جهت درک وظایف واحدهای دیگر تلاش کند.
 
 حال با توجه به نقش روابط عمومی در برنامه ریزیهای سازمان، توجه این بخش به برنامه ریزی درون بخشی نیز اهمیت بیشتری پیدا می کند.
 
 انواع برنامه ریزی
 تاکنون برای برنامه ریزی از ابعاد مختلف تقسیم بندی های متفاوتی صورت گرفته است نویسندگان کتاب مدیریت بازار تقسیم برنامه ریزی به سه دسته برنامه ریزی سالانه، درازمدت و استراتژیک را مورد اشاره قرار داده اند توجه به این تقسیم بندی در هر سازمانی ضروری به نظر می رسد
 
 در برنامه ریزی سالیانه معمولاً وضعیت جاری سازمان، اهداف و استراتژی آن، برنامه عملیاتی، بودجه و سیستم کنترلی برای یک سال مشخص می شود.
 
 در برنامه ریزی درازمدت عوامل و نیروهای اصلی که بر فعالیتهای سازمان در طول سالهای آینده اثر می گذارد مشخص می شود. البته این برنامه ریزی همه ساله مجدداً بررسی و مطابق معیارهای روز تنظیم می شود. بعنوان مثال اگر چه در برنامه ریزی 5 ساله برای پنج سال برنامه ریزی می شود اما هر سال برخی از موارد آن مطابق شرایط روز مورد بررسی مجدد قرار می گیرد. برنامه ریزی استراتژیک نیز عبارت است از فرآیند ایجاد همسویی استراتژیک بین اهداف سازمان، توانائی های آن و فرصتهای متغیر محیط. این هدف را برنامه ریزی استراتژیک در سایه رسالت روشن سازمان، اهداف مشخص و استراتژی های هماهنگ سازمان تحقق می بخشد.
 
 برای کسب توفیق در این برنامه ریزی بایستی رسالت سازمان به طور شفاف بیان گردد، مخاطبان سازمان شناسایی شوند و ارزشهای حاکم بر مخاطبان مورد کند و کاو قرار گیرد.
 
 با یک بررسی اجمالی مشخص می شود که اگر چه این برنامه ریزیها در عرض هم هستند اما تنظیم و اجرای درست دو برنامه ریزی سالانه و دراز مدت شرط لازم برای طرح و اجرای برنامه ریزی استراتژیک می باشد و از سوی دیگر شفاف عمل کردن در برنامه ریزی استراتژیک دست اندرکاران را در اجرا و تنظیم درست و منطبق بر سیاست های سازمان در برنامه ریزی های سالانه و درازمدت یاری خواهد نمود و کار برنامه ریزان را تسهیل می کند.
 
 در هر حال برای رسیدن به هدف بایستی به نحو مطلوب نقاط قوت و ضعف سازمان را با شرایط محیطی (فرصت ها و تهدیدهای محیط) تطبیق داد. سازمان باید خط مشی جاری خود را تحلیل نخوده، در مورد این که برای کدام محصول سرمایه بیشتر و برای کدامیک سرمایه کمتری لازم است و با اینکه بهتر است چه محصولات جدیدی را به تولیدات خود اضافه کند، تصمیم گیری می نماید.
 
 شناسایی فرصتها و تهدیدها و پیش بینی زمینه های مهمی که روی سازمان اثر می گذارند از وظایف برنامه ریزان است. بدین منظور مناسب است تا فهرستی از فرصتها و تهدیدها تهیه گردد و سپس به ارزیابی آنها پرداخته شود. در این روند باید توجه داشت هر چند همه تهدیدها نیاز به توجه جدی ندارند ولی باید احتمال وقوع هر تهدید و میزان خطر آن را مد نظر قرار داده سپس روی محتمل ترین و پرخطرترین آنها تمرکز نمود و برنامه لازم را برای مقابله با آنها تدوین کرد.
 
 بهره گیری از فرصت ها نیز همیشه، با ریسک توأم بوده و برنامه ریزان هنگام ارزیابی فرصت ها باید بررسی کنند که آیا سود مورد انتظار، ارزش این مقدار ریسک را دارد و یا خیر؟
 
 از جمله بخش هایی که برنامه ریزان هر سازمان را قبل و بعد از برنامه ریزی پشتیبانی می کند واحد روابط عمومی است که در اینجا به نقش آن در برنامه ریزی سازمان اشاره می شود.

منبع: شارا
 

رضایت کارکنان یعنی رضایت مشتری         

رضایت کارکنان یعنی رضایت مشتری        

 

وقتی شركتها به دنبال یافتن راههای بهبود در ارائه خدمات به مشتری می افتند معمولا سعی می كنند امكانات بیشتری دراختیار مشتری قرار دهند و نیازهای آنان را سریعا برطرف سازند. اما سازمانهای هوشمند و آینده نگر قبل از هر اقدامی در نحوه رفتار و ارتباط با كاركنان تجدیدنظر می كنند و درگام اول آنان را راضی نگه می دارند. مطالعات نشان می دهد رضایت كاركنان یعنی رضایت مشتری.
تحقیقات ثابت می كند كاركنان خرسند تعهد بیشتری نسبت به سازمان و مشتریان احساس می كنند. كاركنانی كه از كارشان راضی اند به احتمال زیاد برای كارفرما موفقیت به ارمغان می آورند. آنان برای رسیدن به موفقیت تلاش و جدیت بیشتری به خرج می دهند و سعی می كنند سطح كیفیت خدمت رسانی به مشتری را ارتقا دهند.
در طول ۱۴ سال گذشته در كانادا هرساله مطالعه ای در زمینه سنجش میزان رضایت مشتری و كاركنان انجام می شد. نتیجه هر مطالعه حاكی است، همبستگی مستقیمی میان رضایت كاركنان و مشتری وجود دارد.

 اگر رضایتمندی كاركنان كاهش یابد رضایت مشتری نیز در طول شش ماه كاهش می یابد، لذا برای حل این مشكل باید سریعا اقداماتی انجام داد تا بتوان رضایت كاركنان را از زمانی كه رضایت مشتری شروع به كاهش می كند بهبود بخشید.

 نارضایتی مشتری می تواند ناشی از كاهش دستاوردهای كاركنان خط مقدم باشد.
كوپرز» و «لای براند» در سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ با بررسی بسیاری از شركتهای بزرگ به این نتیجه رسیدند كه میان رضایت مشتری و كاركنان رابطه مستقیمی وجود دارد.
یافته های مطالعات شركت BAIN درزمینه رضایت و وفاداری مشتری نشان می دهد شركتهای آمریكایی در طول ۵ سال حدود ۵۰ درصد مشتریان خود را از دست می دهند كه اگر بتوانند فقط ۵ درصد این میزان را كاهش دهند سود تقریبا دو برابر می شود. جالب تر اینكه محقق دریافت كه كارخانه های آمریكایی در طول چهار سال به طور متوسط ۵۰ درصد كاركنان خود را نیز از دست می دهند. این نكته نشان می دهد اگر اهمیت حفظ كاركنان از حفظ مشتری بیشتر نباشد لااقل كمتر نیست، لذا باید قبول كنیم كاركنان شاد و خرسند تمایل كمتری به ترك سازمان دارند و این عامل می تواند باعث افزایش سطح رضایتمندی مشتری شود. اما عامل اصلی یا سوخت محركه نارضایتی مشتری درگرو كاهش رضایتمندی كاركنان است.
نارضایتی كاركنان نرخ جایجایی و ترك سازمان را افزایش می دهند و باعث می شود سطح كیفیت، ارائه خدمات و تولید محصول كاهش یابد، بویژه وقتی كه رابطه ما با مشتری مستمر و نحوه ارائه خدمات اهمیت داشته باشد. تعجب آور نیست اگر كاركنان به كارشان یا خدماتی كه انجام می دهند ایمان داشته باشند در محیط كار احساس شادتری دارند.

 لذا باید كاركنان مناسب استخدام كنید، آموزش صحیح بدهید و دائما در فكر ایجاد انگیزه در آنان باشید.
در طول آزمونهایی كه در زمینه خدمت انجام توانمند سازی كاركنان با این هدف كه در راستای خواسته های مشتریان عمل كنیم چندان مشكل نیست، بلكه معضل اصلی هنگامی رخ می دهد كه دیدگاه و روابط مشتریان یا كاركنان با یكدیگر خدشه دار شود.
با تدوین برنامه های صحیح آموزشی، می توان به كاركنان كمك كرد تا چارچوبها را بشناسند و در آن قالبها درست عمل كنند.

 

منبع : ماهنامه تدبیر

                                                                     

 

ضرورت رعایت آداب و تشریفات پسندیده در مراودات بین المللی- تجاری

ضرورت رعایت آداب و تشریفات پسندیده در مراودات بین المللی- تجاری

 

در خصوص کاربرد آداب و تشریفات پسندیده در مروادات دیپلماتیک و مزایای مطلب زیاد آمده است. اما در مراودات تجاری بین المللی نیز اصول کلی حسن سلوک کاربردی فزاینده دارد. به ویژه آنکه عده مدیران بخش تجاری با سابقه کار در سازمانهای بین المللی و گاه دیپلمات های پیشین در حال افزایش است. البته عکس قضیه هم صادق است و جالب آنکه حضور بازرگانان و اقتصاددانان در کادرهای دپیلماتیک به دلیل اهمیت رو به تزاید مراودات اقتصادی میان دولتها، روند فزاینده تری دارد. بنا براین آگاهی از نظرات نویسندگان و کارشناسان امور اجتماعی و متخصصان تشریفات کاربردی بین المللی در این زمینه، منافع قابل توجهی برای هر دو گروه خواهد داشت.

الن ولفهرستEllen Wulfhorst  یک کارشناس تشریفات تجاری بین المللی تعریف می کند که مدیر فروش یک شرکت بزرگ موقعی که سر میز شام با حضور طرف قرارداد، دست به کاری زد که مرسوم نبود، یعنی چاقوی خود را که به سس آغشته بود، لیس زد، این لیسیدن، برای مدیر فروش30 میلیون دلار تمام شد. طرف قرارداد، فقط از این عمل وی آزرده شده بود و قرارداد را با مدیری که آداب دان نبود، لغو کرد.

البته قبلا در آمریکا تصور می شد که تشریفات موضوعی زاید است و امری است که برای سفرا و دیپلماتها مفید است و به کار بازرگانان نمی آید. اما امروزه بسیاری از مدیران و مقامات شرکتهای بزرگ به آشنایی هر چه بیشتر با اصول تشریفات بین المللی علاقه نشان می دهند و آشنایی با اصول تشریفات، عامل مهم برای تجارت شده است، فروش بیشتر و طبعا سود افزونتر که هدف اولیه هر تجارت است. مدیران بسیاری از شرکتها، عموما با همه فنون و اصول و حتی با ظرایف و رموز تجارت تسلط دارند، اما جرأت نمی کنند که مشتریان خود را در روز نخست یا متعاقب امضای قرارداد، به ناهار یا شام دعوت کنند، آنها با غذاخوردن سر میز تشریفاتی، میزی که روی آن بر هر نفر، نزدیک به 20 لیوان و قاشق و چنگال و بشقاب و دستمال و کارت اسم و غیره چیده شده است، بیگانه هستند. بیشتر این مدیران جوان، تاکنون همبرگر یا پیتزا را با دست و یا پیچیده در کاغذ می خوردند و نوشیدنی را از لبه قوطی های نوشابه. البته نسل پیشین در طول زندگی با این اصول آشنا می شدند و آنها را در زندگی و تجارت خود بکار می گرفتند. به همین خاطر، این کمبود را در نسل جوان درک می کنند. به همین دلیل مقامات این شرکتها تصمیم گرفته اند که مدیران خود را به کلاسهای تشریفات بفرستند تا آنها هم مانند سفرا و دیپلماتها آداب میز را یاد بگیرند تا پس از آشنایی، بتوانند مشتریان خود را به شام یا ناهار دعوت کنند، و از این راه، بهتر بتوانند اهداف تجاری خود تعقیب و با اعتماد به نفسی که از این راه کسب می کنند، با تنوع بخشیدن به تجارت بین المللی خود، سفارش بیشتر و سود بیشتری کسب کنند.

کلاسها و دوره های تشریفاتی منحصر به آموزش آداب میز نیست که اساسا اصول اخلاقی و حسن سلوک بخش مهمی از این دوره ها است. در غرب، در بسیاری از شرکتها که کارمندان که در سیستم اتاق بندی جدید به اصطلاح آکواریومی کار می کنند، کارمندانی که با اصول حسن سلوک آشنا نیستند، برای خود و دیگران مشکل ایجاد می کنند. ایجاد مشکل در شرکت، به کار جمعی آنان و در نهایت، به سودآوری شرکت لطمه وارد می کند، و گاه کارمندان مجبور می شوند محل کار خود را ترک کنند. بر اساس مطالعاتی که دانشگاه کارولینای شمالی در یک مدرسه عالی آموزش علوم بازرگانی انجام داده، به این نتیجه رسیده است که از هر 5 نفر، یک نفر از سختی کار به دلیل رفتار نامناسب همکاران، شاکی بوده و اذعان کرده است که این مسئله بر راندمان کار آنها تأثیر منفی داشته است. حتی نیمی از کارکنان در نظر داشتند که محل کار خود را ترک کنند و نزدیک به 10% آنان از شرکت رفته بودند.

همچنین یکی از مدرسان تشریفات، داستان جالبی از یک مقام بالای یک شرکت تعریف می کند. از این قرار که وی دست به سرقت می زند و گرفتار شد. وی با طرح این مسئله که ما در آموزشهای خود به شرکت کنندگان در دوره ها یادآور می شویم که قبل از مبادرت به هر کاری، فکر کنند. این مقام فکر نکرده، دست به اقدام خلاف زد و حال باید که عواقب آنرا تحمل نماید. این نتیجه گیری، یک نتیجه گیری اخلاقی است. البته در بحث تشریفات، حس سلوک، از اصول اولیه است.

در عین حال، مبانی آموزشی تشریفات هم موضوعات جامد و بی تحرکی نیستند، که به مرور زمان متحول می شوند. مثلا در غرب، زنان بیشتری روز به روز به جمع مدیران و کارشناسان ارشد شرکتهای بزرگ اضافه می شوند و به دلیل جنسیت خود، تقدم و تأخرهای متفاوت با زندگی خصوصی خود پیدا می کنند، پس آنان نیز باید با اصول تشریفات آشنا شوند. تحصیل مبانی تشریفات دیگر یک مسئله مردانه نیست که همه بر اساس مقام و منصب خود بدان نیاز دارند.

جالب آنکه تعداد زنانی که در مقوله تشریفات کار می کنند و به ایراد سخنرانی می پردازند کم نیستند. یکی از آنان؛ خانم دبورا کراوفورد Deborah Crawford سردبیر یکی از سایت های آموزش تشریفات است که مقالات متعددی در این باره نوشته است. از جمله در خصوص مهمانیهایی مرتبط با امر تجارت و به اصطلاح "کاری"،10 توصیه اساسی برای شرکت کنندگان ارائه می کند، از این قرار:

1- نزاکت مربوط به انسانها است. کل قضیه آن است که ما با رفتار پسندیده خود کاری کنیم که دیگران احساس آسایش کنند. بنابراین، سخاوتمند و بزرگوار باشید و از ترشرویی بپرهیزید. به طرز مناسب لباس بپوشید و اگر نمی دانید که آداب لباس هر برنامه کدام است، از یک مدرس تشریفات سئوال کنید.

2- صبر کنید تا همه افراد دور میز غذای خود را دریافت کنند بعد شروع به خوردن نمایید. اگر برای شما بشقاب نگذاشته اند، دیگران را تشویق کنید معطل شما نشوند وبگویید که شروع به خوردن غذا نمایند که سرد می شود.

3- ظرف آب شما سمت راست بشقاب شما قراردارد، ظرف نان سمت چپ آن.

4- تکه کوچکی از نان را با دست پاره کنید، نه با کارد، بعد کره را روی آن پهن کرده، میل کنید.

5- معمولا سر میز نمکدان و فلفل دادن را وقتی که خود استفاده کردیم، هر دو را باهم، اول به سمت چپ تعارف می کنند به سمت راست.

6- پاکت خالی شکر یا قند را زیر بشقاب قرار می دهند.

7- غذای اصلی را از همان ابتدا به تکه های کوچک قطعه قطعه نکنید. بلکه یکی دو تکه کوچک جدا کنید، بعد دوباره تکرار کنید تا غذا تمام شود.(فراموش نکنیم که او به نحوه غذاخوردن آمریکایی ها اشاره دارد.)

8- تلفن همراه خود را سر میز غذا خاموش کنید. اگر تلفن شما روشن باشد و پس از زنگ خوردن به آن پاسخ دهید، یعنی که تلفن کننده از آنها که سر میز نشسته اند، برای شما مهمتر است. این کار دور از آداب است.

9- وقتی که غذا تمام شد، کارد و چنگال خود را موازی هم طوری قرار دهید که اگر بشقاب صفحه ساعت باشد، 10 و 20 دقیقه را نشان دهد. دستمال سفره را هم تا کنید و سمت چپ بشقاب قرار دهید.

خانم دیگری به نام ملیندار سیح Melinda Sih مدیر مؤسسه عالی آداب در کانزاس آمریکا، در مقاله ای تحت عنوان "یک خاطره خوب چند ثانیه ای با تأثیر چندین ساله" می نویسد:

شما ممکن است هزاران دلار برای تحصیل خود هزینه کرده باشید و کمد لباس شما کامل و بدون نقص باشد. اینها مهم است، ولی کافی نیست.

امروزه که همه چیز رقابتی است، تأثیر مثبت در اولین دیدار می تواند باعث شود تا شما نسبت به همگنان خود متمایز شوید، و در رقابت برنده شوید. می گویند که خاطره نخستین ملاقات 15 ثانیه به طول می انجامد، ولی اثر آن می تواند در تمام عمر باقی بماند.

خانم سیح سپس فرمول "12" را مطرح می کند که خاص او است. "12 کلمه اولی که در ملاقات می گویید، 12 قدم اولی که بر می دارید"، و غیره. وی می نویسد: در تأثیر گذاری نخستین، "قاعده 12" را به خاطر بسپارید. یعنی 12 کلمه ای که در اولین ملاقات بکار می برید باید شامل نوعی سپاسگزاری – درصورت لزوم- و ذکر نام طرف ملاقات باشد. در دنیای امروز که همه مشغول هستند و گرفتار، از طرف مقابل به خاطر وقتی که به شما داده، تشکر کرده، اسم او را ذکر می کنیم. مثلا: "آقای اسمیت از اینکه وقت گذاشتید و مرا برای ملاقات پذیرفتید، متشکرم." یا "سرکار خانم جونز از ملاقات امروز با سرکار عالی بسیار خرسندم".

12 قدمی که هم به سوی ملاقات شونده بر می دارید، با اطمینان بردارید. اساسا به هر جا که می روید، هدفمند قدم زنید.

12 اینچ (حدود30 سانتی متر) از موی سرتان به پایین را هم مورد توجه قرار دهید. این فاصله شامل موی سر، یقه لباس و سایر متعلقات سر و قسمت بالایی لباس است که باید شما را ممتاز نشان دهد.

12 اینچ از کف کفش به بالا هم باید محل توجه باشد که شامل کفش – کفش واکس زده ای که نو به نظر برسد- جورابی که سازگار با لباس شما باشد، نه اینکه توجه دیگران را به خود جلب نماید. می گویند اگر می خواهید بدانید که یک نفر خوش پوش است، به قسمت پایین لباس او، یعنی جوراب و کفش او نگاه کنید.

علاوه بر اینها، در ملاقاتهای خود به مسائل دیگری هم توجه داشته باشید. از جمله:
مواظب حرف زدن خود باشید. ممکن است در خصوص زبان خود خیلی به خود زحمت ندهید. ولی بدانید که اشتباه سخن گفتن و کلمات را غلط تلفظ کردن، به اعتبار شما لطمه می زند. تلاش کنید که واژه ها را درست بکار برید و درست تلفظ کنید.


هرگز کلمات زشت و نامناسب بکار نبرید. حتی اگر شما با گروهی که کار می کنید، صمیمی هستید، و احساس می کنید که می توانید بی تعارف باشید، از استعمال کلمات نامناسب خودداری کنید. این کار نه تنها ممکن است که مشکل ایجاد کند، از ظرافت کارهای شما هم می کاهد.


وقتی که سخن می گویید سعی کنید که حرفهای شما هم متقاعد کننده باشد و فصیح سخن بگویید. وقتی که سئوال می کنید، به پاسخ دیگران توجه کنید. هنگام ارتباط، شنیدن به اندازه سخن گفتن مهم است.


در جلسات کاری مواظب باشید بی دلیل نخندید. برخی از مردم، به جای آنکه سکوت کنند، می خندند. اگر این کار از جمله عادات شما است، بدانید که این عادت غیرحرفه ای است و حواس دیگران را پرت می کند.


هنگام ملاقات با دیگران، زیاد سینه خود را صاف نکنید. یکی دو بار ایرادی ندارد، اما اگر تکرار شود، باعث آزردگی طرف مقابل می شود.

 

هرگز سقز (آدامس) نجوید. گاه می بینیم که بعضی هنگام ملاقات، سقز در دهان دارند. این عمل بسیار غیر حرفه ای است. اداره و محل کار جای سقز جویدن نیست. اگر سقز می جوید که نفس شما خوشبو شود، بهتر است قرص های نعناع مصرف کنید.

خانم سیح در پایان می گوید ممکن است که این مطالب معمولی باشد، ولی به موفقیت شما کمک می کند و یادتان باشد که تأثیر اولین ملاقات ناشی از مهارتهای اجتماعی که در دنیای تجارت نشان می دهید، در زندگی روزمره شما حیاتی است و توفیق درازمدت شما را در کار تضمین می کند.

منبع : استاد محمد علی بیدارمغزسخنران بین المللی تشریفات

نقش بازاریابی دیجیتال در پیشبرد کسب‌ وکار

 

نقش بازاریابی دیجیتال در پیشبرد کسب‌ وکار


آیا شما هم سخت در تلاش هستید کسب‌ وکار خود را با تحولات سریع رفتار مصرف‌کننده هماهنگ کنید؟

 بازاریابی دیجیتال همچون پلی است که شکاف میان انتظارات مصرف‌کننده و محصول در دسترس آنان را از میان بر می‌دارد.



فعالیت‌های دیجیتال بازاریابی درحال تبدیل شدن به مهم‌ترین بخش فرآیند بازاریابی است. با وجود کسب‌وکارهایی که توان همپایی با تحولات رفتار مصرف‌کننده و چشم‌اندازهای نوین بازاریابی را ندارند، بخش اصلی فشارها سعی دارند فعالیت‌های بازاریابی را در موقعیتی قرار دهند تا نام‌های تجاری را قادر سازند به واسطه افراد متخصص، فرآیندهای کارآمد و فناوری پشتیبان نه‌تنها با مشتریان خود در ارتباط باشند، بلکه این تعاملات را شکل دهند.
روشن است که با تحقق این رویکرد و براساس بررسی‌هایی که به واسطه معیارهای مرتبط به بازگشت سرمایه و مشارکت مشتری صورت گرفته است، بهبود ۱۵ الی ۲۵ درصدی در اثربخشی بازاریابی قابل مشاهده خواهد بود. هنوز دستیابی به این سطح از توسعه برای بسیاری از کسب‌وکارها دشوار است. درحالی‌که بازاریابان به دنبال بهره‌برداری از مجموعه‌ای از «تحولات تکنولوژیک» برای ایجاد تغییر شکل در فعالیت‌ها و مدل‌های کسب‌وکار خود هستند، بسیاری از این تلاش‌ها با موانع موجود بر سر راه تحقق آرمان‌های بازاریابی به نتیجه مطلوب نمی‌انجامند. برای مثال، مطالعه‌ای اخیرا به این نتیجه دست پیدا کرده است که ۸۴ درصد بازاریابان یک استراتژی محتوایی رسمی و یا یک فرآیند توزیع رسمی به‌منظور تغذیه گروه‌های رو به رشد کانال‌های بازاریابی خود ندارند و به‌طور قطع فاقد مدیریت زنجیره تامین محتوا مناسب نیز هستند. به‌رغم این موضوع بودجه اختصاص یافته به‌منظور تامین محتوای روز به روز در حال افزایش است.
چنین موقعیتی سبب شده است یک شرکت جهانی تولیدکننده محصولات مصرفی با مشاهده افزایش سالانه میزان محتوای مورد نیاز به اندازه بیش از ۲۵ درصد، اقدام به تغییر رویکرد خود به مشتری محوری کند. در این میان هیچ استراتژی منسجم، هدایتگر یا سیستمی که منجر به انسجام بیشتر یا کاربرد مجدد دارایی‌ها شود یا اثربخشی در زنجیره تامین پیچیده شرکت که شامل ده‌ها سازمان، شرکت تولیدکننده و شرکای رسانه‌ای یا وبلاگ‌ها و وبسایت‌های تولیدکننده محتوا و شبکه‌های اجتماعی و تلفن‌های هوشمند را ارزیابی کند، وجود ندارد.
ایجاد یک واحد مرکزی به‌منظور توسعه و مدیریت یک مدل عملیاتی محتوایی پایدار در بخش‌های مختلف منجر به شفافیت بیشتر و روش‌های هدایتی نوین و فرآیندهای بهبود‌یافته می‌شود. این امر در نهایت منجر به صرفه‌جویی در زمان مورد نیاز برای تولید محتوا، کاهش هزینه‌ها و فراهم کردن اصول جدید برای مدیریت تاثیرات محتوا می‌شود. در نتیجه، بازگشت سرمایه در حوزه بازاریابی به میزان 20 درصد رشد خواهد داشت
 گام برای ورود به عرصه دیجیتال
فرآیندهای بازاریابی دیجیتال شامل بهره‌برداری از قابلیت ها، فرآیندها، ساختارها و فناوری‌هایی است که منجر به بهره‌برداری و مقیاس گذاری مقرون به صرفه در تعامل، هدف‌گذاری، شخصی‌سازی و بهینه‌سازی کانال‌های توزیع می‌شود. همان‌طور که در مثال شرکت تولیدکننده کالاهای مصرفی قابل مشاهده است، فعالیت‌های بازاریابی نقشی محوری در پیشبرد توسعه بخش مدیریت عملیاتی سازمان دارد. چنین ظرفیتی به‌طور مستقیم منجر به سرعت، چابکی و توسعه تکرار شونده، تجربه اندوزی و آزمایش و حتی پاسخگویی کسب‌وکارها می‌شود که ازجمله نیازهای مهم سازمان‌های موفق در رویارویی و شکل دهی به بازار است
بازاریابان از کارهایی که باید صورت پذیرند به خوبی آگاهی دارند و بسیاری از آنان وارد عمل شده‌اند، اما این فعالیت‌ها هم اغلب به پیاده‌سازی پلت‌فرم‌های جدید تکنولوژیک یا افزایش سهم فناوری‌های دیجیتال در آمیخته بازاریابی خلاصه می‌شود. درحالی‌که این گام‌ها مهم تلقی می‌شوند، اما تاثیری در از میان برداشتن چالش ندارند. به‌طور اساسی فعالیت‌های بازاریابی مدرن به دنبال توسعه متفکرانه فرآیندهای جدیدی است. در ادامه به ۵ مشخصه اصلی فعالیت‌های بازاریابی اثربخش اشاره می‌شود.

ادامه نوشته

نقش روابط عمومی در تجارت الکترونیک

نقش روابط عمومی در تجارت الکترونیک

 

 

روابط عمومی به شیوه ی نوین زمانی در دنیا معمول شد که موسسات بزرگ اقتصادی در اثر وقوع انقلاب صنعتی از رشد چشمگیری برخوردار شدند . رشد بسیار سریع واحد های اقتصادی – تولیدی – بازرگانی و خصوصی چون راه آهنها – بانکها – صنایع نفتی و معادن آغاز مبارزه ی افکار عمومی بر علیه مفاسد سود جویانه ی آنان بود و در آغاز این جنبش تعدادی از سازمانها و شرکتهای تجاری –تولیدی به ورطه ی ورشکستگی سوق داده شدند و همین امر صاحبان صنایع و شرکتها را به فعالیتهای روابط عمومی در راستای جلب افکار عمومی سوق داد .

 امروز که قرنها از وقوع انقلاب صنعتی می گذرد دنیا به خوبی توانسته است نقش روابط عمومی ها را در سازمانها و شرکتهای تجاری مختلف درک کند .عصر اطلاعات و جامعه ی دانایی امروز تغییراتی را در تجارت به وجود آورده است به گونه ای که امروز ما با مفاهیم تجارت الکترونیکی – تجارت بی سیم و تجارت از طریق فضای مجازی روبرو هستیم .

  1. گر چه بحث پیرامون این موضوع به مطالعات ارتباطی و فناوری اطلاعات مربوط می شود اما لازم می دانم به مقایسه ی روابط عمومی در فضای مجازی با شرکتهای تجاری گذشته بپردازم 

 در گذشته تنها با یک نقش از روابط عمومی رو برو بوده ایم و آن جلب افکار عمومی جهت کسب سود بیشتر بوده اما امروز گستردگی تجارت الکترونیکی باعث شده که ما با سه گروه دولت – مشتری و بنگاههای اقتصادی روبرو باشیم و به مراتب این گستردگی باعث توسعه و گسترش مدلهای مختلف تجارت الکترونیک شده بر نقش روابط عمومی ها افزوده است . شاید بسیاری از ما با شنیدن مفهوم تجارت الکترونیک و تجارت از طریق فضای مجازی به انکار نقش روابط عمومی ها بپردازیم و اظهار کنیم که وب سایتها تاثیر فراوانی بر فعالیت شرکتها دارند و تنها آنها را دروازه ی ورود به یک مارک تجاری بدانیم .

 اما گرچه همه ی ما در مرحله ی اول وب سایتها را مهمترین وسیله در تجارت الکترونیکی می دانیم در باطن باید بدانیم که چه کسانی این وب سایتها را طراحی کرده اند ؟

 از این گذشته جامعه ی امروز ایران به راحتی نمی تواند به این نوع از تجارت دست یابد و برای رسیدن به این نوع از تجارت نیازمند این است که موانع تجارت الکترونیک  بر طرف شود  برای مثال یکی از موانع عمده ی تجارت الکترونیک  کمبود دانش و فرهنگ استفاده از تجارت الکترونیکی و شبکه ی اینترنت است و یا عدم اطلاع کافی موسسات و شرکتهای واسطه ای و تولیدی از مزایای کسب و کار اینترنتی  ورود به این فضا را محدود کرده است و این خود نیاز به حرفه ی روابط عمومی است و از آنجایی که روابط عمومی وسیله ای است برای برقراری ارتباط ابلاغ و اطلاع، می توان گفت که روابط عمومی در تجارت الکترونیکی  که نوعی ارتباط دو سویه است جایگاه ویژه ای دارد و همچنین خلاقیت در کسب و کار الکترونیکی خود مسئله ای است که این تنها از طریق حرفه ی روابط عمومی که حرفه ای خلاق است امکانپذیر است و خلاقیت باعث شکل گیری مدلهای گوناگون تجارت شده  است.

yaserj-bolgfa.comمنبع :  

 

نقش روابط عمومی ها در ارتقای برند سازمان

نقش روابط عمومی ها در ارتقای برند سازمان

 

 

1)   بپذیریم که علم به اندازه تجربه مهم است پس فقط به دانسته های تجربی خودمان اکتفا نکنیم.روابط عمومی یک علم است ، علمی در خصوص ارتقاء برند و خوشنامی سازمان.
پس هرکسی را به عنوان مسئول یا کارمند روابط عمومی استخدام نکنید بلکه انسانهای واجد شرایط از نظر ذات و جوهره به همراه دارا بودن دانش روابط عمومی با پتانسیل یاد گیری را استخدام کنید.

2)   بپذیریم که رقابت واقعیت دنیای تجاری است، اگر رقابت را جدی نگیریم، حذف می شویم. در دنیای شدید رقابتی برقراری روابط شایسته با زنجیره ارزش آفرینی را نمی توان نا دیده گرفت. پس برای آن برنامه ریزی و اقدام کنید.

3)   بپذیریم که ادبیات و کارکردهای حضور در بازارهای انحصاری، قابلیت کاربرد در فضای رقابتی را ندارند، پس باید تغییر کنیم. دید گاه تان نسبت به روابط عمومی را تغییر دهید. امروزه سازمانها به روابط عمومی تجاری و صنعتی نیاز دارند.

4)   بپذیریم که کلید بهبود در هر سازمان تغییر تفکر مدیران ارشد آن است. مدیران ارشد نباید اجازه دهند اعتبار و برند سازمان مورد کوچکترین کم توجهی قرار گیرد.

5)   بپذیریم که کارکنان عضو خانواده کاری و مشتریان درون سازمانی ما هستند پس باید انگیزه های آنان را باور سازیم. یادمان بماند کارکنان راضی، مشتریان راضی می آفرینند، روابط عمومی مواظب درجه شادی بهره ور سازمان باشد.

6)   بپذیریم که مشتریان دلیل اصلی بقای کسب و کار ما هستند، پس در نوازش آنان کوتاهی نکنیم. مسئولیت رضایت مشتریان به عهده تمام کارکنان سازمان است اما بازاریابی و روابط عمومی مسئولیت اصلی را به عهده دارند.

7)   بپذیریم که کیفیت مهم ترین اصل کسب و کار است .روی کیفیت محصول و کیفیت خدمات و ارتباطات سرمایه گذاری کنیم. روابط عمومی و ارتباطات شایسته مدیریت فرایند خرید مشتری در بلند مدت هستند.

8)   بپذیریم که از پشت میز نمی توانیم بازار را ببینیم باید بعضی از مواقع به داخل بازار  برویم.  مدیران بازاریابی و روابط عمومی ها حداقل می بایست پنجاه درصد وقت شان را با مشتریان بگذرانند.

9)   بپذیریم که مشتریان راضی بهترین، ارزانترین و موثرترین مبلغ های  شرکت ها و سازمان ها هستند. مشتریان راضی مبلغ و مروج سازمان خواهند بود و این کاری است که روابط عمومی باید مواظب باشد تا دچار خدشه نشود.

10)  بپذیریم که اگر ما به صدای مشتری مان گوش ندهیم این رقبا هستند که به صدای آنها گوش می دهند. نیروهای شایسته روابط عمومی می دانند که زیباترین و دلنشین ترین صدا برای یک سازمان صدای مشتریان آنان است .

11)  بپذیریم که اطلاعات درست، بموقع و جامع اساس و ابزار تصمیم گیری صحیح است. روابط عمومی با حضور شایسته در بازار و با ارتباطات تنگاتنگ با تحقیقات بازاریابی اطلاعات مورد نیاز برای بهبود و ارتقاء روابط با عموم را افزایش دهد.

12)  بپذیریم که فقط برای سخت افزار هزینه نکنیم ، بلکه هزینه برای آموزش هم نوعی سرمایه گذاری است. آیا در سازمان شما چنین باوری وجود دارد ؟

13)  بپذیریم که شناخت از فرهنگ، باورها، ...... مشتریان مهم است و باید به فرهنگ آنان احترام بگذاریم. شناخت فرهنگ ها هم جزئی از وظایف بازاریابی و روابط عمومی است .

14)  بپذیریم که باید به مشتریان ثابت کنیم که چرا باید ما را انتخاب کنند، پس باید وجوه تمایز شرکت را بشناسیم و به آنان معرفی کنیم. آیا واحد روابط عمومی سازمان شما وجوه تمایز تان را می شناسد ؟ و در معرفی به موقع آنها به مشتریان ، به یاری بازاریابی می آید ؟

15)  بپذیریم که همه چیز در ارتباطات با مشتریان مهم است از برخورد نیروهای حراست تا آراستگی محل شرکت و کیفیت کارو نحوه مدیریت و .....

16)   بپذیریم که خوشنامی به صورت اتفاقی بدست نمی آید پس برای آن برنامه ریزی ، سناریو سازی و اقدام کنیم .

17)   بپذیریم که اولین برخورد و آخرین برخورد در ذهن مشتری می ماند. پس به بهترین نحو آنها را انجام دهیم .

18)  بپذیریم که تبلیغات مهم است اما هیچ تبلیغی به اندازه عملکرد شما و در نتیجه تبلیغات دهان به دهان و نهایتا روابط عمومی موثر نیست.

19)   بپذیریم که باید سخت کار کنیم، هوشمندانه کار کنیم و مهم تر از آنها عاشقانه کارکنیم.

20)  و نهایتاً بپذیریم که تمام ما مسئول ایجاد - حفظ و توسعه برند شرکت مان هستیم و هیچ بهانه ای از سوی هیچیک از ما پذیرفته نیست.

پس با سود کوتاه مدت سرخوش نشویم و خویش را باور کنیم.

 

منبع: پرویز درگی