نقش تريبون آزاد در ارتباطات جمعي

«تريبون آزاد اعضاء» يکي از فنون روابط عمومي است که از آن در بخش ارتباطات مردمي بهره‌برداري مي‌شود. اين تريبون، فرصتي را به دست مي‌دهد تا اعضاء فعالانه در يک فضاي ارتباطي آزاد درباره موضوعهاي مورد نظر با مسئولان سازمان به گفت و شنود بپردازند. در واقع، منظور از تريبون آزاد اين است که روابط عمومي ابتدا با صدور اطلاعيه‌اي اعلام مي‌کند که تني چند از مسئولان سازمان (اين مسئولان با نام و عنوان شغلي مشخص مي‌شوند) در يک روز معين با حضور در اتاق کنفرانس به پرسش‌هاي نمايندگان اعضاء (يا اعضاء داوطلب) پاسخ مي‌دهند. همچنين از اعضاء داوطلب دعوت مي‌کند در صورت تمايل، براي حضور در جلسه ثبت نام کنند.

در روز برگزاري جلسه، پس از حضور مسئولان مورد نظر و اعضاء داوطلب که تعداد آنان براساس زمان جلسه تعيين مي‌شود، از بين اعضاء و به راي خود آنان، يکنفر به عنوان دبير جلسه انتخاب و هدايت جلسه به عهده او گذاشته مي‌شود. با انتخاب دبير، روابط عمومي و هيچيک از مسئولان حق دخالت در برگزاري جلسه را ندارند و دبير جلسه به ترتيب به کارکنان فرصت مي‌دهد تا نظرهاي خود را اظهار کنند و هر يک از مسئولان پاسخ لازم را ارايه دهند.

روابط عمومي مي‌تواند افزون بر ضبط تصويري برنامه، محتواي مباحث جلسه را در قالب يک گزارش اداري در اختيار مديريت قرار دهد. نبايد فراموش کرد حتي ضبط برنامه و تهيه گزارش از جلسه بايد با کسب اجازه از اعضاء حاضر باشد. ضمن اينکه موضوع جلسه مي‌تواند آزاد باشد، يا از طرف اعضاء حاضر مشخص شود و يا روابط عمومي آن را اعلام کند. «تريبون آزاد» آثار مهمي را بويژه از طريق ارتباطات ميانفردي در بين کارکنان برجاي مي‌گذارد و حس توجه و احترام را در آنان تقويت مي‌کند و به مسئولان و اعضاء فرصت مي‌دهد تا به صورت چهره به چهره در جريان آرا و ديدگاههاي يکديگر قرار گيرند.

تاثير ((مشاوره با مديريت ))بر ارتباطات اجتماعي

«مشاوره با مديريت» يکي از وظايف عمده روابط عمومي است تا بتواند در جريان تصميم‌سازي سازمان مشارکت مؤثري داشته باشد. براي ارايه نظر مشورتي مؤثر به مديريت، راه‌اندازي هسته‌هاي مشورتي، در روابط عمومي به عنوان يک فن کارآمد بسيار ضروري است. در اين فن، هسته‌هاي مشورتي براساس نيازهاي سازمان و بر پايه تشخيص روابط عمومي در زمينه‌هاي فعاليتي سازمان، شکل مي‌گيرد. در اين هسته‌ها، موضوعاتي مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرند که در معرض بررسي افکار عمومي قرار مي‌گيرند و يا احتمال آن مي‌رود که در «هسته‌هاي مشورتي» اطلاعات خام به «تصميم» تبديل شود و در واقع اين هسته‌ها وظيفه «تصميم‌سازي» را عهده دار مي‌شوند. شما در روابط عمومي سازمان خود، مي‌توانيد به سازماندهي اين هسته ها مبادرت کنيد تا در مواقع لازم با برگزاري جلسات، رهنمودهاي کارشناسي را براي ارائه به مديريت در اختيار روابط عمومي قرار دهيد.

براي راه‌اندازي  «هسته‌هاي مشورتي» صرفاً کافي است يکي از کارشناسان روابط عمومي به عنوان دبير هسته، وظيفه تهيه اطلاعات خام و توزيع آنها بين اعضاي هسته و دعوت از اعضاء، تشکيل جلسات، جمع‌بندي نتايج جلسات و تهيه گزارش مباحث آنها را به عهده گيرد. انتخاب ساير اعضاي هسته براساس تشخيص مدير روابط عمومي از بين افراد آگاه و خبره در موضوع تخصصي هسته از داخل و خارج سازمان صورت مي‌گيرد. با اين سازماندهي، روابط عمومي مي‌تواند به طور مستمر و منظم با ايجاد هماهنگي بين افکار عمومي و اهداف و برنامه‌هاي سازمان، تصميم‌سازي مناسب و لازم را در اختيار مديريت قرار دهد.

خاطرنشان مي‌سازد که اطلاعات خام براي بررسي در هسته‌ها از طريق تحليل محتواي مستمر محتواي رسانه‌ها، سنجش افکار عمومي، گفت و گو با حضور کارکنان و مردم با مسئولان سازمان، جمع‌بندي و تجزيه و تحليل شايعات و نامه‌هاي مردم و پيشنهادهاي دريافتي تهيه مي‌شود.

نقش نشريه در روابط عمومي

انتشار «نشريه داخلي» يکي از فنون روابط عمومي در بخش «درون سازماني» است. «نشريه داخلي» در يک سازمان، نوعي نشريه ادواري است که روابط عمومي با اهدافي همچون اطلاع‌رساني، پر کردن اوقات فراغت اعضاء و خانواده‌هاي آنان، پاسخگويي به پرسشهاي اعضاء، تقويت ارزشهاي کاري و سازماني و توسعه و تقويت تفاهم و بين مديريت و اعضاء به طور منظم و در فاصله زماني معين منتشر مي‌شود. در يک نشريه داخلي که براي استفاده اعضاء منتشر مي‌شود، معمولاً نشريه شامل بخهشاي مختلفي از جمله سرمقاله، مقاله، گزارش، پرسش و پاسخ، تريبون آزاد، پاي صحبت اعضاء  و مسئولان، مصاحبه، اخبار پيشرفت طرحهاي سازمان، اخبار احکام انتصابات، ترفيع، عزل، نصب و اخبار جلسات و گردهمايي‌هاست. از لحاظ تشکيلاتي، يک نشريه داخلي بايد شامل قسمتهاي تحريريه، توزيع، عکاسي، حروفچيني، صفحه‌بندي، طراحي و نظارت بر چاپ باشد.

اگر در روابط عمومي قرار شد نشريه داخلي منتشر شود، لازم است مقدمات اين مسئله در قالب يک طرح و با توجه به اين موارد مشخص شده و نسبت به فراهم ساختن آنها عمل شود؛ تعيين هدف نشريه، تعيين مخاطبان نشريه، تعيين کيفيت مورد نظر براي نشريه، انتخاب نام و عنوان نشريه، تعيين مسئولان و اعضاي هيأت تحريريه به نشريه، طراحي صفحه‌هاي نشريه و يا نحوه صفحه‌يندي و عناوين مطالب نشريه، تصميم‌گيري درباره چاپ نشريه، تعيين چاپخانه، نوع کاغذ و ترکيب رنگها، تصميم‌گيري درباره طرح روي جلد نشريه، زمان انتشار و نحوه توزيع نشريه.

تاثير رسانه بعنوان يكي از ابزار روابط عمومي

 

رسانه‌ها مهمترين ابزار روابط عمومي براي تأثيرگذاري بر افکار عمومي و آگاهي از آن محسوب مي‌شوند. بهره‌برداري بهينه از رسانه‌ها، نيازمند ايجاد ارتباطات تنگاتنگ و صميمانه با خبرنگاران و نمايندگان رسانه‌هاست. براي اين منظور بايد به دنبال شيوه‌هاي غيررسمي ارتباط با آنان بود. يکي از اين شيوه‌ها، «ميهماني مطبوعاتي» است به اين ترتيب که خبرنگاران براي صرف ناهار در يک محيط دوستانه دعوت مي‌شوند و هدف از آن، توسعه ارتباطات دوستانه و غيررسمي است. در چنين ارتباطاتي گاه اطلاعات مي‌تواند در لابلاي گفت و گو با خبرنگاران به آنان منعکس شود.

شيوه ديگر، دعوت از خبرنگاران به صورت انفرادي و گفت‌وگو و تبادل نظر دوستانه با هر يک از آنان، پيشنهاد مي‌شود. در اين نشستها بايد فرصت اصلي در اختيار خبرنگار قرار داده شود و محيطي فراهم آيد تا خبرنگار براي کسب آگاهي‌هاي هر چه بيشتر در مورد سازمان ترغيب شود.

شيوه بعدي، حضور مسئول روابط عمومي و يا مسئولان بخش ارتباط با رسانه‌ها در دفاتر مطبوعات، خبرگزاري يا گروههاي راديويي و تلويزيوني است. يک شيوه ديگر، دعوت از خبرنگاران براي حضور در مراسم جشن سازمان همراه با خانواده‌هاي آنان است.

رعايت و اجراي مجموعه اين شيوه‌هاي ارتباطي يا آداب معاشرت، پس از مدتي سبب ايجاد ارتباط عميق و صميمانه بين مسئولان روابط عمومي با خبرنگاران مي‌شود و مي‌تواند در مواقع لازم، گره‌گشا باشد.

نقش انتشارات بعنوان يكي از عوامل ارتباطات

انتشار بروشور يكي ديگر از فنون روابط عمومي در بخش انتشارات است. بروشور يا دفترچه راهنما، وسيله‌اي ارتباطي است كه توضيحاتي دربارة موضوعهاي مشخص ارايه مي‌كند و به طور رايگان به مخاطبان عرضه مي‌شود. شما بايد بدانيد كه در تنظيم متن بروشور، انتخاب عنوان كلي بروشور، ذكر مقدمه و متن اصلي حايز اهميت هستند. در متن بروشور، شرح موضوع و در مقدمه، هدف و علت انتشار بروشور و در روي جلد آن افزون بر طرح يا عكس، عنوان بروشور، تاريخ انتشار و نام ناشر درج مي‌شود. در تعيين شكل و محتواي بروشور، هدف از انتشار بروشور و مخاطبان آن، تعيين كننده هستند. در نوشتن متن بروشور، توجه به آغاز و گسترش موضوع نوشته از مهم به كم اهميت و از ساده به مشكل، سادگي و رواني مطالب، پرهيز از كاربرد واژه‌هاي تخصصي (مگر با توضيح كامل)، كوتاهي و اختصار و استفاده از تيترهاي متعدد همراه با نمودار، جدول، عكس و طرح ضروري است. به طور كلي مي‌توان بروشورها را به دو دسته تقسيم كرد: الف. بروشورهايي كه با هدف معرفي كلي يك سازمان به مخاطبان تهيه و درواقع شناسنامه موسسه تلقي مي‌شوند. بهتر است در اين بروشور علاوه بر درج تاريخچه، اهداف، وظايف، عملكرد و برنامه‌هاي سازمان شماره تلفن موسسه نيز درج شود. در اين نوع بروشورها، از كلي بافي پرهيز كرده، و به بيان نمونه‌هاي ملموس از دستاوردهاي سازمان پرداخت. تعداد صفحات بروشور از چهار صفحه تا تعداد صفحات موردنظر قابل افزايش است، اما در هر صورت بايد مضربي از چهار را انتخاب كرد. ب. بروشورهايي كه براي كاربرد خاص منتشر مي‌شوند مثلاً انتشار بروشور براي ارائه در يك نمايشگاه بين‌المللي انتخاب حروف مناسب، استفاده بجا از رنگ، نوع كاغذ و عناصر گرافيكي، نكات ديگري هستند كه اعمال دقت در كاربرد بجا از آنها مي‌توان بر جذابيت بروشور اضافه كند.

نقش سفر تبليغاتي بعنوان يكي از فنون روابط عمومي در ميزان آگاهي

«سفر تبليغاتي» يا برنامه بازديد از طرحها، اقدامات، توليدات و دستاوردهاي يك سازمان از جمله فنوني است كه درصدد است تا «مخاطبان مطلوب» را از نزديك با دستاوردها و اقدامات سازمان آشنا سازد و در آنان باور عيني نسبت به پيشرفتهاي سازمان ايجاد كند. در برنامه‌ريزي سفرهاي بازديد از طرحها و اقدامات، روابط عمومي بايد افزون بر فهرست كردن طرحهايي كه قابليت بازديد را دارند، فهرست افراد و گروههايي كه بازديد آنان از طرحها مي‌تواند اثربخشي بيشتري را در پي داشته باشد، ‌تهيه كند. دعوت از رهبران فكري، خبرنگاران رسانه‌ها و جمعي از هريك از قشرهاي جامعه مثل قشر كارمندي، كارگري، دانش‌آموزي، دانشجويي و ... ارايه تعهدات براي بازديد آنان از طرحها و دستاوردهاي سازمان، مي‌تواند سازمان و پيشرفتهاي آن را به خوبي به مردم معرفي كند.

در برنامه‌هاي بازديد، پذيرايي از بازديدكنندگان، اطلاع‌رساني دقيق به آنان، توضيح كامل جزييات موارد قابل بازديد و توزيع نشريات سازمان در بين آنان حايز اهميت است.

روابط عمومي يك سازمان بايد تقويم سفرهاي تبليغاتي خود را با مشخصاتي شامل عناوين پروژه‌هاي قابل بازديد، زمان بازديد، تركيب بازديدكنندگان، برنامه‌هاي جنبي بازديد و اهداف هريك تهيه و به عنوان يك جزء از «برنامه عمل سالانه» منظور كند.

نكته آخر در اين باره، تاييد بر فشرده نبودن برنامة بازديد است؛ به همين سبب اكتفا به حداقل پروژه‌ها براي بازديد، پيش‌بيني جنبي با گرايش تفريحي و احياناً دادن هداياي تبليغاتي به بازديدكنندگان لازم است كه مورد توجه قرار گيرند تا براي بازديدكنندگان جاذبه بيشتري ايجاد شود.

فن نظام پيشنهادات و ارتباط با روابط عمومي

«نظام پيشنهادها» يکي ديگر از فنوني است که روابط عمومي مي‌تواند از آن در کار «اطلاع‌يابي» بهره‌برداري مناسبي را به عمل آورد. در واقع اين فن، جايگزين صندوق پيشنهادها و شکايتهاي اعضاء مي‌شود که در حال حاضر، يک شيوه بسيار کهنه و با کارايي بسيار کم ارزيابي مي‌شود.

در «نظام پيشنهادها» براساس نياز سازمان و نيز به طور آزاد، برگهاي پيشنهاد طراحي شده و در مکانهاي پر رفت و آمد سازمان قرارداده مي‌شود تا اعضاء هر وقت که بخواهند با تکميل آن، پيشنهاد خود را به طور مکتوب ارايه دهند. از نظر ساختاري نظام پيشنهادها، وجود «دبيرخانه» و «ستاد اجرايي» که کار بررسي پيشنهادها و امور اجرايي نظام را بر عهده مي‌گيرد، ضروري است. همچنين يک «ستاد مرکزي» نيز با حضور بالاترين مقام سازمان، نمايندگان اعضاء، دو نفر از اعضاي ستاد اجرايي و معاون اداري-مالي سازمان تشکيل مي‌شود تا ضمن تصويب نهايي تصميم‌گيريهاي ستاد اجرايي، آنها را براي اجرا ابلاغ کنند.

با اجراي نظام پيشنهادها، انبوهي از ايده‌ها و نظرهاي اعضاء به صورت رايگان ، سازمان را از پشتوانه فکري قوي و انبوه بهره‌مند مي‌سازد و آثار بسياري همچون تقويت حس مشارکت و احترام به خود در بين اعضاء را نيز در پي دارد.

در نظام پيشنهادها، از کليه پيشنهادهاي اعضاء استقبال مي‌شود و به پيشنهادهاي غيرقابل قبول به طور مکتوب و با تقدير و تشکر پاسخ منطقي داده مي‌شود به پيشنهادهاي مناسب نيز براساس درجه اهميت جوايز مناسب تعلق مي‌گيرد.

بايد خاطرنشان ساخت کار بررسي پيشنهادها در کميته اجرايي نظام پيشنهادها، از طريق گروههاي کارشناسي صورت مي‌گيرد که اين گروهها براساس موضوعهاي فعاليتي سازمان شکل مي‌گيرد.

روابط عمومي مي‌تواند در پايان هر سال به صاحبان بهترين پيشنهادها، در مراسمي با حضور مسئولان سازمان، پيشنهاد دهندگان و خانواده‌هاي آنها، جوايزي را تقديم کنند.

همچنين، انتشار «کتاب پيشنهادها» مي‌تواند در تکميل کار پيشنهادگيري، آثار مناسبي را برجاي بگذارد.

ارتباط متقابل ودوسويه روابط عمومي ورسانه ها

مطالعه مطالب مندرج در روزنامه‌ها، مجلات و ضبط و كنترل برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني و پاسخگويي به پرسشها، تنوير ابهامات و ارايه توضيحات ضروري و يا به عبارت كلي‌تر، «پاسخگويي به رسانه‌ها» يكي از فنوني است كه روابط عمومي در بخش ارتباط با رسانه‌ها به خدمت مي‌گيرد. روابط عمومي مي‌تواند در صورت نياز به پاسخگويي، ضمن پاسخ به مورد مشخص، مطالبي را نيز در كنار آن ارايه دهد. «حق پاسخگويي» براساس اصل 23 قانون مطبوعات به رسميت شناخته شده است و روابط عمومي از زمان درج مطلب نيازمند پاسخگويي، تنها يكماه فرصت دارد تا جوابيه خود را به رسانه‌ها بويژه سانه‌اي که مطلب مورد نظر در آن به چاپ رسيده ارسال کند ضمن اينکه متن جوابيه نبايد از دو برابر اصل مطلب تجاوز کند و يا در آن به يک شخصيت حقيقي يا حقوقي توهين شود.

توجه داشته باشيد که اگر رسانه‌اي همراه با جوابيه ارسالي روابط عمومي، مطالب يا توضيحات مجددي را درج کند، حق جوابگويي مجدد براي روابط عمومي محفوظ خواهد ماند.

پاسخهاي روابط عمومي به رسانه‌ها مي‌تواند به شکل تکذيب، توضيح، اصلاح و يا تأييد باشد. زماني مطلبي تکذيب مي‌شود که خلاف واقع باشد. ارسال توضيح به رسانه‌ها، زماني صورت مي‌گيرد که مطلب چاپ يا منعکس شده، ناقص يا مبهم باشد اما اگر در انعکاس بخشي از مطلب اشتباهي صورت گرفته باشد، «اصلاحيه» ارسال مي‌شود.

تأييد مطلب يا خبر زماني صورت مي‌گيرد که مطلب درج شده يا منعکس شده با وجود صحت احتمال اثر سويي داشته باشد. در اين صورت، روابط عمومي مي‌تواند با تأييد خبر مطالب جديدي را مطرح کند و آثار سوء قبلي را از بين ببرد.

زماني که مي‌خواهيد پاسخ را تنظيم کنيد، دقت کنيد تا شماره روزنامه يا مجله يا نام برنامه، تاريخ انتشار يا پخش آن در (روز-ماه-سال) عنوان مطلب يا برنامه، صفحه سطر و ستون يا ساعت و شبکه منعکس کننده مطلب، به نام فردي که مطلب در پاسخ نوشته يا گفته او ارسال مي‌شود و نام و مشخصات کامل فرستنده پاسخ را در آن ذکر کنيد.

لحن جوابيه روابط عمومي بايد مثبت و از هرگونه تندروي و گلايه دور باشد. سرعت در ارسال جوابيه براي تنوير افکار  عمومي بسيار مهم است و روابط عمومي به محض درج هرگونه مطلب نيازمند توضيح بايد آن را با مسئول ذي‌ربط در ميان گذارد و پس از دريافت توضيحات او، نسبت به تنظيم جوابيه اقدام کند.

توصيه مي‌شود روابط عمومي ستونهاي ويژه‌اي که مطبوعات به خوانندگان اختصاص مي‌دهند و تقريباً جايگاه مشخصي را در مطوبعات دارند و نيز آن دسته از برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني را که پيامهاي مردم را پخش مي‌کنند، کنترل کنند و با ايجاد ارتباطت با آنها، پاسخهاي خود را در کوتاهترين وقت تنظيم و به اطلاع مردم برسانند.

 

ارتباط روابط عمومي وسفر مطبوعاتي

سفر مطبوعاتي يکي ديگر از فنون روابط عمومي براي استفاده بهينه از مطبوعات در راستاي اطلاع‌رساني درباره عملکرد سازمان است. رابط عمومي مي‌تواند با انجام سفرهاي مطبوعاتي حجم قابل توجهي از صفحات مطبوعات را براي درج مطالب خود به دست آورد. منظور از سفر مطبوعاتي، دعوت از خبرنگاران مطبوعات و اعزام آنان براي بازديد طرحها و اقدامات سازمان و انعکاس آنان به خوانندگان مطبوعات است. مقدمات فراهم ساختن «سفر مطبوعاتي» با دعوت از نمايندگان مطبوعات آغاز مي‌شود. «سفر مطبوعاتي: بايد مبتني بر برنامه‌ريزي باشد، به گونه‌اي که از ابتدا تا انتهاي سفر و جزييات آن از قبيل زمان دعوت از خبرنگاران، زمان حرکت، طرح و اقدامات قابل بازديد، محل اسکان، نحوه پذيرايي از ميهمانان در طول مسير سفر و محل اقامت، راهنماي سفر، امکانات مورد نياز، نحوه تردد در مسير طرحها و افراد پاسخگو به خبرنگاران اعزامي درباره طرحها در برنامه سفر براساس زمانبندي مشخص قرار گرفته باشد.

در سفر مطبوعاتي بايد دقت شود که تبعيضي بين خبرنگاران اعمال نشود و خدمات ويژه‌اي به آنها اعم از خبرنگاران داخلي و خارجي داده شود.

براي برگزاري مناسب سفر مطبوعاتي توصيه مي‌شود کميته خاصي در روابط عمومي مسئوليت برنامه‌ريزي و اجراي اين کار را عهده‌دار شود.

بايد توجه داشت که يکي از اهداف عمده «سفر مطبوعاتي» مشاهده طرحها توسط خبرنگاران و ايجاد باور عيني در آنان نسبت به پيشرفتها و دستاوردهاي سازمان است و اين باور ممکن است در طول زمان به طور مستقيم و غير مستقيم در انواع نوشته‌هاي آنان منعکس شود. نکته آخر اينکه در سفر مطبوعاتي، بايد خبرنگاران راديو و تلويزيون را نيز دعوت کرد و سفر را به مطبوعات منحصر نکرد.

ارتباط سخنراني وروابط عمومي

يکی از فنونی که در روابط عمومی به کار گرفته می شود, سخنرانی است. سخنراني، ابزاري است که مي‌توان با استفاده از آن در مدتي کوتاه پيامي را به عده زيادي ارائه داد. اين فن در برگزاري مراسم مختلف، آموزش و اطلاع‌رساني به کار گرفته مي‌شود و نوعي اطلاع‌رساني حضوري و چهره به چهره به شمار مي‌رود و اگر سخنران بتواند سخنان پرمحتوايي را با مهارت لازم به شنوندگان ارائه دهد، اثر گذاري و جريان ارتباط و اطلاع‌رساني به مراتب بيشتر خواهد شد. روابط عمومي‌ها براي اينکه از اين فن در بهترين شکل ممکن بهره‌برداري کنند، مي‌توانند به ايجاد دفتر سخنرانان يا سخنگويان اقدام کنند.در اين دفتر، مسئولان و کارشناساني که استعداد لازم را براي ايراد سخنراني دارند، تحت آموزش قرار مي‌گيرند و آن دسته از کارشناساني که صرفاً مي‌توانند مسئوليت نوشتن متون سخنراني را به عهده‌دار شوند، مشغول به کار مي‌شوند. دفتر سخنرانان بايد با استفاده از مطالعات بخش افکارسنجي روابط عمومي در تهيه متون سخنراني، نيازهاي افکار عمومي را در سرلوحه معيارهاي تهيه متن سخنراني قرار دهند و در نوشتن مطلب به دو رکن زبان ارتباطي، يعني ساده نويسي، کوتاه نويسي توجه کافي داشته باشد.

براي بهره‌برداري بهينه از فن سخنراني در دو مورد بايد عمل شود:

الف – تهيه متن سخنراني

در تهيه متن سخنراني، بايد سه مرحله را پشت سرگذاشت. مرحله اول: شناسايي سخنران، دوم: شناسايي مخاطبان سخنراني و ويژگيهاي آنان، سوم: انتخاب موضوع سخنراني و محل سخنراني است. اين مرحله را مرحله مقدمه‌سازي مي‌نامند. پس از اينکه از روابط عمومي تقاضاي تهيه متن سخنراني شد، کارشناس دفتر سخنگويان يا سخنرانان روابط عمومي با در نظر گرفتن ويژگيهاي سخنران از جمله تکيه کلامهاي او و به طور کلي روانشناسي سخنران و سطح اطلاعات و اهداف او به مطالعه مخاطبان (افرادي که قرار است در مراسم سخنراني حضور داشته باشند) و ويژگيهاي آنان از قبيل ميانگين سني، نسبت جنسي، وضعيت شغلي، سطح تحصيلات و ديدگاهها و گرايشهاي آنان مي‌پردازد و با در نظر گرفتن موضوع و محل سخنراني به مرحله دوم متن سخنراني، يعني گفت‌وگو با سخنران گام مي‌گذارد. دراين مرحله، هدف سخنراني، ديدگاه محوري سخنران و پرسشهاي سخنراني روشن مي‌شوند.

مرحله سوم، کارشناس روابط عمومي با انجام تحقيق، به تهيه اطلاعات مورد نياز براي گنجاندن در متن سخنراني اقدام مي‌کند. در مرحله چهارم، او بايد به سازماندهي اطلاعات و نوشتن متن سخنراني بپردازد. در اين مرحله بخشهاي اصلي متن سخنراني که شامل مقدمه، مطالب اساسي و نتيجه‌گيري هستند، نوشته مي‌شوند. در بخش مقدمه، کلياتي از موضوع و مهمترين بخش سخنراني در بخش مطالب اساسي، واقعيتها، آمار و اطلاعات (با تأکيد بر مقايسه و تشبيه) و در بخش نتيجه‌گيري نيز نظرگاههاي اصلي به صورت کوتاه و به شکل بيان نتايج مطرح مي‌شوند.

در مرحله پنجم، بايد تيتر و عنوان متن سخنراني را انتخاب کرد. پس از اين مرحله است که روابط عمومي متن سخنراني را براي آمادگي سخنران به او مي‌دهد. توصيه مي‌شود متن سخنراني با حروف درشت و خوانا نوشته شود تا سخنران به راحتي بتواند آنها را دريابد و بخواند.

ب- انجام سخنراني:

پس از اينکه متن سخنراني آماده شد و سخنران از نظر محتوا مشکلي نداشت، نوبت به ارايه سخنراني مي‌رسد. نقش روابط عمومي در اين مرحله فضاسازي مناسب محل سخنراني، دعوت از سخنرانان، اجراي برنامه، تهيه خبر از سخنراني، تصوير و عکس برداري از مراسم، کنترل وسايل صوتي، تأمين وسايل مورد نياز سخنران و معرفي سخنران است. اما سخنرانان را نيز بايد براي ارايه بهتر سخنراني آموزش داد. از جمله اينکه سخنران به هنگام سخنراني بايد به اين موارد توجه کند:

-    نگاه خود را بين کليه شنوندگان حاضر تقسيم کند.

-    حس کنجکاوي شنوندگان را برانگيزد.

-    قبل و بعد از بيان هر ايده، مکث کند.

-    کلمات مهم را با تأکيد بيان کند.

-    وضعيت ظاهري مرتب و تميزي داشته باشد.

-    از حرکات دست و چشم به طور کلي غير کلامي استفاده بجا بکند.

-    نسبت به تغيير آهنگ صدا و سرعت بيان در مواقع لازم اقدام کند.

-    موضوع اصلي را در لابلاي سخنراني يادآوري کند.

-    با اعتماد به نفس و با جرأت سخنراني کند.

-    شنوندگان خود را دوست داشته باشد.

روابط عمومي بايد با برگزاري دوره‌هاي آموزشي و تشکيل کلاس، افراد مورد نظر سازمان را براي کسب مهارت در سخنراني آموزش دهد و سخنرانان حرفه‌اي را براي مواقع لازم در اختيار داشته باشد.

نکته آخر اينکه روابط عمومي بايد سعي کند از زياده‌گويي سخنران جلوگيري کند و زمان کوتاه، تعيين شده و مفيدي در اختيار او قرار دهد تا شنوندگان با حوصله لازم به سخنان سخنران گوش دهند.

ارتباط نمايشگاه وروابط عمومي

برگزاري نمايشگاه، يكي از فنون عمده در روابط عمومي است. منظور از نمايشگاه محلي است كه در آن محصولات  يا خدمات سازمان در معرض ديد بازديدكندگان قرار مي گيرد. در نمايشگاه، مي توان از ساير ابزارهاي ارتباطي از قبيل نمايش فيلم، نصب تابلو، عكس، نمودارهاي رنگي، تابلوهاي گردان، تراكت و ... استفاده كرد. از ويژگي هاي مهم نمايشگاه، رعايت اصل عينيت در توليد پيام و اطلاع رساني است كه آثار ديرپايي را در مخاطب برجاي مي گذارد. روابط عمومي مي تواند افزون بر برگزاري نمايشگاه در مواقع ضروري، در نمايشگاه هاي كه از طرف ساير ارگانها برگزار مي شود، حضور داشته باشد.

دريك تقسيم بندي عمده نمايشگاه را مي توان از لحاظ مخاطب به دونوع تقسيم كرد:

الف) نمايشگاه عمومی: برای بازديد از اين نوع نمايشگاه که معمولا" عموم افراد را مخاطب قرار می دهد می توان از کليه اقشار جامعه دعوت کرد.

ب ) نمايشگاه تخصصی:نمايشگاه تخصصی برای طيف خاصی از مخاطبان يک سازمان برگزار می شود.مثل برگزاری نمايشگاه کتاب پزشکی که درمقابل نمايشگاه کتاب, يک نمايشگاه تخصصی به حساب می آيد.

برای موفقيت در برگزاری نمايشگاه , داشتن تقويم نمايشگاهی برای روابط عمومی به عنوان يکی از اجزای برنامه عمل سالانه ضرورت دارد.در تقويم يا برنامه نمايشگاهی بايد زمان برگزاری نمايشگاه, مخاطبان موردنظر, اهداف,نحوه برگزاری, هزينه های برگزاری, و محصولات يا خدمات قابل ارايه مشخص باشد.

دومين عامل موفقيت در برگزاری نمايشگاه, مديريت غرفه است. برای اين منظور, افزون بر طراحی اصولی غرفه بويژه رعايت اصول سادگی ترکيب و روشنی موضوع نمايشگاه, احترام به بازديدکنندگان, پيشگامی در ايجاد ارتباط با شرکت کنندگان در نمايشگاه,پاسخگويی کامل ومشتاقانه به پرسشهای بازديد کنندگان, بسيار اهميت دارد.

عامل سوم برای تسهيل امور برگزاری نمايشگاه, ساماندهی رابطان نمايشگاهی که در واقع نمايندگان بخشهای مختلف سازمان هستند, در قالب تشکيلاتی به نام دبيرخانه دايمی نمايشگاهها است.اعضای دبيرخانه با تشکيل جلسات مرتب می توانند هماهنگی های لازم را در راستای برگزاری هرچه بهتر نمايشگاههای موردنظر سازمان به عمل آورند.برای استفاده بهينه از ابزار نمايشگاه, توجه به موارد زير را توصيه می کنيم:

1-برای هر نمايشگاهی, دستور خاصی را که مبين امور مربوط به برگزاری آن از ابتدا تا انتهاست, تهيه و آن را دراختيار دست اندرکاران برگزاری نمايشگاه قرار دهيد.

2-به هنگام عرضه محصولات يا خدمات, به منظور ايجاد امکان ديد مناسب برای مخاطب, آنها را در فاصله بين 80 تا 180 سانتی متری از زمين قرار دهيد.

3- با استفاده از فنون هنری خاص مثل گرافيک, روح واحدی بين غرفه های مختلف حاکم کنيد.

4-  از بازديدکنندگان بخواهيدنظر خودرا درباره چگونگی برگزاری نمايشگاه دربرگهای نظر خواهی خاصی که تهيه می کنيد,منعکس کنند.استفاده از دفتريادبود نيز پيشنهاد می شود.

5- در طراحی غرفه, سعی کنيد درصورت امکان غرفه ای را که می توان به شکل جزيره ساخت, انتخاب کنيد تا بازديدکنندگان از هرچهار طرف بتوانند غرفه شما را تماشا کنند.

6- از نورپردازی و رنگ نهايت استفاده را برای افزايش جذابيت نمايشگاه استفاده نموده لکن دقت شود در اينکار گرفتار زياده روی نشويم و جذابيت کلی غرغه فراموش نشود.

7- از ساير فنون روابط عمومی مثل بروشور,نمايش فيلم, تابلوهای گردان,نمودارهای رنگی,کاتالوگ و... نيز استفاده شود.

8- از رهبران فکری و مخاطبان مهم سازمان برای بازديد از نمايشگاه دعوت کنيد..

9-سه روز قبل از برگزاری نمايشگاه , با برگزاری کنفرانس خبری, جزئيات برگزاری نمايشگاه را از طريق رسانه ها به اطلاع عموم برسانيم.

10-در پايان نمايشگاه,گزارش کاملی از نحوه برگزاری نمايشگاه را همراه فهرست کاستيها,دستاوردها و انتظارات احتمالی, به رياست سازمان منعکس کنيم.

11- در نمايشگاه های بين المللی يا نمايشگاه هايی که احتمالا" بازديد کننده خارجی دارند, لازم است شرح عکسها و توضيحات نمودارها به زبان انگليسی درج شود و يکی از دست اندرکاران غرفه ها با اين زبان آشنايی کامل داشته باشد.

12-برنامه‌هاي جنبي نمايشگاه، فرصتهاي خوبي براي اطلاع‌رساني و ايجاد ارتباط با مخاطبان هستند. براي اين منظور برگزاري مسابقات مختلف، توزيع هداياي ترويجي و توزيع انواع انتشارات توصيه مي‌شود.

13-برگزاري نمايشگاههاي مختلف مثل نمايشگاه کتاب يا عملکرد سازمان براي کارکنان در بخش روابط عمومي داخلي از اهميت بسياري برخوردار است.

ارتباط آگهي وگزارش در روابط عمومي

آگهي و گزارش (رپرتاژ) فنوني هستند که در روابط عمومي کاربرد بسياري دارند، آگهي، وسيله‌اي است که پيام دهنده در ازاي پرداخت وجه، از طريق انتشار آن پيام خود را به مخاطب مي‌رساند. در تهيه و تنظيم آگهي بايد نکاتي را مد نظر قرار داد. يکي از اين نکات، توجه به «مخاطب آگهي» است. براين اساس است که عنوان آگهي مشخص مي‌شود. نکته دوم، متن آگهي است که بايد متناسب با موضوع باشد. نکته بعدي روشني و رسايي متن آگهي است و بالاخره، عنوان پيام دهنده  و سازمان يا فردي که اقدام به نشر آگهي مي‌کند، در زير متن آگهي مي‌آيد. در آگهي، هدف اطلاع‌رساني است مثل آگهي مناقصه مزايد و...

در مقابل آن در «گزارش آگهي» هدف، تبليغ خدمت، کالا و يا يک فعاليت است. تهيه و تنظيم «گزارش آگهي» به مراتب علمي‌تر از آگهي است. در نگارش گزارش آگهي بايد سعي شود که پيام تبليغي در قالب خير به اطلاع مردم برسد و جنبه‌هاي خبري مطلب برجسته شود. به طور کلي در تنظيم گزارش آگهي توجه به سه نکته زير اهميت دارد.

١- پرهيز از بزرگنمايي خبر: متن گزارش آگهي نبايد شکل آگهي شناخته شده را پيدا نکنند و تأثيرگذاري خود را از دست بدهد.

٢- برجسته سازي جنبه‌هاي خبري: گزارش آگهي در واقع نوعي تبليغ است، ولي در ظاهر شکل خبري دارد. برخلاف آگهي که به طور مستقيم و آشکارا شکل تبليغي دارد.

٣-خوداري از انتخاب شيوه «گزارش آگهي»  در زماني که مطلب داراي ارزش خبري است. شيوه تهيه و تنظيم گزارش آگهي همان شيوه‌هاي تهيه گزارش خبري است. با اين تفاوت که در گزارش آگهي تنها جنبه‌هاي مثبت موضوع مدنظر قرار مي‌گيرد و گهگاه از فرصت نيز استفاده مي‌شود. ضمن اينکه مطلب با مثالهاي بارز و کلمات ساده و بي‌پيرايه بيان مي‌شود. بايد سعي کنيد در موارد نادر و در صورتي که امکان انعکاس مطلب را از راههاي ديگر نداريد، به نگارش آگهي متوسل شويد. زيرا زماني که مطلب شما داراي ارزش خبري است مي‌تواند به شکل خبر انعکاس يايد و نبايد به سراغ «گزارش آگهي» برويد.

 

 

ضرورت مهارت ارتباط موثر

ثبت‌نامورود

 

ضرورت مهارت ارتباط موثر :

برقراری ارتباط با دیگران با دیگران برای بشر که موجودی اجتماعی است یک امر طبیعی و مهم به شمار می اید. از انجایی که ما انسانها به شکل گروهی زندگی می کنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم دائماً در حال برقراری ارتباط با دیگران هستیم. زیرا ارتباط فقط این نیست که حرفی بین ما و دیگران رد و بدل گردد، بلکه هر آنچه که انجام می دهیم و انجام نمی دهیم توسط دیگران تفسیر شده و در واقع همه اعمال ما نوعی ارتباط به حساب می آیند. تکان دادن سر، روی برگرداندن، اشارات چشمی یا بدنی و ... هر یک می توانند پیامی را به دنبال داشته و در برگیرنده انواع ارتباط و تعامل با دیگران باشند. حتی سکوت نیز در برخی مواقع می تواند نشانه های ارتباطی مختلفی را در بر داشته باشد. ما برای برآورده ساختن انواع نیازهای خودناگزیر از برقراری ارتباط با اطرافیانمان هستیم. اما همانطور که می دانیم ارتباطات، زمانی کارآمد خواهند بود که به شیوه مثبت و سازنده برقرار شوند و در غیر این صورت دردسرآفرین خواهند شد. برخی، از برقراریارتباط خوب ناتوان هستند چرا که عناصر ارتباط و عوامل مؤثر بر آن و موانع بر سر راه ارتباط صحیح را نمی شناسند. در این مقاله به اصول و چگونگی یادگیری مهارت ارتباط مؤثر با دیگران پرداخته شده است.

 

ضرورت مهارت ارتباط مؤثر:

*آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که سعی در برقراری ارتباط داشته باشید ولی مقصود شما درک نشده باشد؟ چه اتفاقی افتاده است؟ به چه نحو متفاوت دیگری می توانستید ان را انجام دهید؟

*آیا تا به حال ارسال یک پیام برای شما دشوار بوده است؟ چه اتفاقی افتاده است؟ چرا برخی اوقات گفان انچه که می خواهیم دشوار است؟

          هدف از برقراری ارتباط با دیگران این است که بتوانید پیام خود را به آنها منتقل سازید. اگر شما بتوانید پیام خود را با موفقیت به دیگران تفهیم کنید، افکار و ایده های شما به طور مؤثر منتقل خواهد شد. در غیر اینصورت، نمی توانید نظر خودتان را با دیگران در میان گذارده و ارتباط شما با آنها به خوبی برقرار نشده و به شکست اهداف فردی یا حرفه ای شما خواهد انجامید. برای کلیه فعالیت های اجتماعی از جمله دوست یابی، ازدواج، تحصیل، اشتغال، برطرف ساختن نیازهای روزانه و ... نیازمند برقراری ارتباط مؤثر با دیگران هستیم و اگر این مهارت را به خوبی نیاموخته باشیم، اغلب فعالیت های اجتماعی ما انگونه که می خواهیم پیش نرفته و رضایت ما را تأمین نخواهد کرد. به عنوان مثال اگر شما نتوانید با همسر،فرزند، والدین یا رئیس تان به طور مؤثر ارتباط برقرار کنید، تعامل صحیحی بین شما شکل نمی گیرد و نمی توانید صحبت یا ایده های یکدیگر را درک منید. عدم توانایی برقراری ارتباط مؤثر باعث شکل گیری تعارضات بین فردی و در نهایت انزوا و تنهایی افراد خواهد شد.

          توانایی برقراری روابط اجتماعی، یکی از نشانه های اصلی سلامت روان در افراد است. کسانی که از این توانایی برخوردار نیستند، غالباً دوستان اندکی داشته و شبکه اجتماعی و حمایتی محدودی دارند. دستیابی به پیوندهای اجتماعی و بدنبال آن احساس امنیت، آرامش، اهمیت و احترام، نیازمند برخورداری از برخی مهارتهای اجتماعی می باشد که مهمترین آنها را توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران تشکیل می دهد.

          افراد بسیاری وجود دارند که به دلیل فقدان این مهارتها از رسیدن به اهداف اجتماعی شانم باز می مانند. اما خوشبختانه یکی از اصول مهارت های زندگی از جمله "ارتباط مؤثر" آن است که قابل یادگیری بوده و همه می توانند با فراگیری و تمرین ان عملکرد مؤثرتری در تعامل با دیگران داشته باشند. در ادامه با مفهوم ارتباط و مراحل برقراری یک ارتباط خوب و موانع بر سر راه آن آشنا می شویم.

 

ارتباط چیست و اجزای آن کدامند؟

          "برقراری ارتباط، عبارت است از ؛ ارسال پیام از یک شخص به شخصی دیگر از طریق یک کانال ارتباطی کلامی یا غیر کلامی".

فرستنده، پیام را ایجاد و ان را منتقل می کند. پیرنده، فرد یا گروهی است که پیام را دریافت و به آن پاسخ می گوید. پیام، شامل اطلاعات فرستنده + تفسیر گیرنده از آن است. کانال ارتباطی، شیوه ای است که فرستنده از ان طریق پیام خود را به گیرنده منتقل می کند که ممکن است به صورت کلامی یا غیر کلامی (با استفاده از زبان بدن مثل اشارات و یا نوشتاری) باشد. بازخورد، اطلاعی است که فرستنده پیام از گیرنده پیام، به روش های مختلف، دریافت می کند.

          ارتباط ضعیف می تواند از هر گونه نارسایی در الگوی ارتباط حاصل شود:

*فرستنده نتواند یک پیام روشن را ارسال کند.

*گیرنده به دقت گوش ندهد و نتواند پیام را به درستی دریافت کند.

*گیرنده نتواند توسط یک بازخور صحیح، پیام را برای فرستنده روشن نماید.

*فرستنده نتواند بازخورد را تصدیق کند و یا به آن پاسخ گوید.

مشکلات مربوط به هر یک از عناصر فرایند ارتباط که ممکن است به ارتباط ضعیف و ناکارآمد بینجامد، عبارتند از:

فرستنده:

برای اینکه پیام شما به خوبی از سوی گیرندگان پیام دریافت و درک گردد، ابتدا باید قابلیت اعتماد خوبی بین آنها کسب نمایید مثلاً به آنها نشان دهید که از دانش خوبی در حوزه مذکور برخوردارید. همچنین باید شناخت نسبی از گیرنده یا گیرندگان پیام تان (مثل آگاهی از سطح تحصیلات آنها) داشته باشید.

پیام:

          پیام، فقط آنچه که فرد می گوید نیست، بلکه مفهومی که در پیام وجود دارد، نیز دارای اهمیت است. مفهوم به دو صورت در پیام متجلی می شود: مفهومی که فرستنده قصد آن را دارد و مفهومی که گیرنده از پیام دریافت می کند.

          پیام ها از دو مؤلفه منطقی و هیجانی تشکیل شده اند که در کنار یکدیگر می توانند مفهومی را منتقل کنند. گیرنده پیام با ترکیب این دو مؤلفه بهتر منظور فرستنده پیام را درک خواهد کرد مثلاً محبت، خشم یا تعجب اگر با بخش منطق پیام و ذکر علت این هیجانات ترکیب نگردد، نمی تواند پیام فرستنده را به خوبی منتقل کند. تون صدا، حالت چهره، نوع نگاه و حرکات بدنی فرستنده بیانگر مؤلفه هیجانی پیام و اعتبار بحث، نقطه آغاز و پایان بحث، استدلالات و مفاهیم مطرح شده در پیام با بخش منطقی پیام مرتبط می باشند.

کانال ارتباطی:

پیام ها ممکن است به شیوه های مختلفی مخابره شوند از جمله مکالمه رو در رو، تلفنی، ایمیل، نامه، و یا حتی به صورت غیر کلامی با استفاده از زبان بدن. کانال ارتباطی که برای انتقال هر پیام انتخاب می گردد باید متناسب با نوع و اهمیت ان باشد.

گیرنده:

          بدون شک شما انتظار دارید که پیام شما از سوی فرد مقابل دریافت و فهمیده شود. به خاطر داشته باشید که وضعیت و حالات گیرندگان پیام در درک آنها از پیامی که با آن روبرو می شوند، تأثیر می گذارد. خستگی، بی حوصلگی، عدم علاقه به فرستنده پیام یا محتوای پیام و همچنین حالات هیجانی گیرندگان پیام، در فرایند برقراری ارتباط حائز اهمیت می باشد. به عنوان مثال مردی که خسته از کار روزانه و با درگیری های فکری فراوان به منزل برمی گردد، هرگز نمی تواند گیرنده خوبی برای پیام همسرش در مورد کم کاری و بی توجهی او به وضعیت تحصیلی فرزندشان باشد. بنابراین ارتباط نارسایی شکل گرفته و نتیجه مطلوبی حاصل نخواهد شد. اما اگر زن وضعیت همسرش را در نظر گرفته و زمانی مشکل را مطرح کند که او شرایط بهتری برای پذیرش پیام داشته باشد، حتماً این ارتباط به نتیجه بهتری خواهد انجامید (البته در صورتی که سایر موانع ارتباطی وجود نداشته باشند).

بازخورد:

بازخورد، هم به روشی گفته می شود که گیرنده در پیش می گیرد تا به فرستنده بفهماند که پیام او را دریافت کرده است و هم روشی است که فرستنده از طریق آن می فهمد که گیرنده پیام او را به درستی دریافت کرده است.

          گیرندگان پیام با استفاده از روشهای کلامی و غیرکلامی مثل تأیید، اخم یا بی توجهی و ... به فرستنده بازخورد می دهند. دادن بازخورد برای هر دو طرف حائز اهمیت می باشد. به خاطر داشته باشید که با دادن بازخورد به فردی که پیامی را به شما منتقل می کند به او می رسانید که پیامش را دریافت کرده و نسبت به آن بی توجه نبوده اید. همچنین وقتی شما فرستنده پیامی باشید، با توجه به بازخوردهای فرد مقابل پی می برید که آیا او متوجه پیام شما شده و آن را به خوبی دریافت کرده است یا خیر. صادر نشدن هیچ گونه بازخورد کلامی یا غیر کلامی از سوی گیرنده به این معنا است که در واقع ارتباط مؤثری شکل نگرفته و پیام به درستی منتقل نشده است.

بافت یا زمینه ارتباط:

          موقعیتی که پیام در آن منتقل می گردد، بافت یا زمینه ارتباط نامیده می شود. مثلاً پیام هایی که محتوای یکسان دارند، اگر در موقعیت های مختلف مثل مدرسه، محل کار، بین دو دوست، بین والد و فرزند، بین دو غیر همجنس و ... مطرح شوند، می توانند مفاهیم گوناگونی را در بر داشته باشند که با توجه به بافتی که مطرح می گردند، تفسیر و درک می شوند.

ارتباط نارسا باعث بروز مشکلاتی در خانواده ها، روابط، مشاغل و غیره می گردد. مهرت ارتباط مؤثر به شما کمک می کند تا پایه های برقراری و حفظ یک ارتباط خوب را آموخته و به آن مبادرت ورزید.

 

روند برقراری ارتباط مؤثر:

          اولین گام در برقراری ارتباط بهینه آن است که موانع موجود در هر یک از مراحل فوق و اجزای تشکیل دهنده ارتباط را به خوبی شناسایی و برطرف گردند. به عنوان مثال اگر پیام شما طولانی، سازمان نایافته و همراه با خطاهای متعدد باشد، نباید انتظار داشته باشید که پیام تان به خوبی درک یا تفسیر شود و یا استفاده نابجا از کلمات و یا زبان بدنی، در نظر نگرفتن شرایط گیرندگان پیام و موقعیتی که پیام در آن منتقل می گردد، می تواند مفهوم پیام را مختل ساخته و مانع برقراری ارتباط مؤثر شود.

موانع برقراری ارتباط:

برخی از موانع برقراری ارتباط مؤثر عبارتند از:

*گوش ندادن

*مسخره کردن

*فریاد زدن یا با صدای بلند سخن گفتن

*انتقاد یا تحقیر کردن افراد

*خشمگین شدن

*احساس خود را صادقانه بیان نکردن

*پیام های منفی غیرکلامی (مثل بی اعتنایی، عدم توجه، و حالت تدافعی)

*اخم کردن یا روی در هم کشیدن

*حرف دیگران را قطع کردن

*دروغ گفتن

*تهدید کردن

*متهم کردن یا مقصر شناختن

*ارزیابی های شتابزده و نتیجه گیری های عجولانه

*پیش داوری و نگرش سوگیرانه

*تعصبات و تفکرات قالبی و خشک

در مقابل، توجه به موارد زیر و بکارگیری آنها در حین تعامل با دیگران می تواند به برقراری ارتباط مؤثر کمک کند:

*به درستی گوش دادن

*به فرستنده فهماندن که به او گوش می دهید (از طریق زبان بدن یا اصوات دلگرم کننده مثل "آها")

*تکرار و انعکاس آنچه که سخنگو می گوید

*انتخاب زمان مناسب برای صحبت

*برقراری ارتباط غیرکلامی

*سعی در پی بردن به احساس دیگران

*ارائه راه حل های احتمالی

*ادا کردن آنچه که گفته شد تا مطمئن شوید منظور را به درستی فهمیده اید

*تماس چشمی خوب و حالات چهره ای خوشایند

*ارائه فیدبک یا بازخورد دلگرم کننده همراه با تحسین

 

گامهای برقراری ارتباط مؤثر:

به طور کلی نمی توان برقراری ارتباط را به فرایندی تشبیه نمود که از مراحل و گام های مجزا تشکیل شده باشد چون همه مقوله های آن با هم همپوشانی داشته و باید در کنار یکدیگر به عمل درآیند. اما به منظور تسهیل یادگیری این فرایند در ذیل رهنمودهایی در قالب مهارتهای جزئی تر آورده شده است که می تواند یاریگر شما در کسب مهارت برقراری ارتباط باشد:

*با شناخت و درک سبک ارتباطی خودتان شروع کنید:

مهارت ارتباط مؤثر در درجه اول نیازمند آن است که شما از خودآگاهی خوبی برخوردار باشید. آگاهی از سبک ارتباطی خودتان به شما کمک می کند تا تأثیر خوب و پایدار بر دیگرانبگذارید. با درک اینکه دیگران شما را چطور ارزیابی می کنند، بهتر می توانید با سبک ارتباطی آنها سازگار شوید. البته این بدان معنی نیست که شما باید دمدمی مزاج بوده و با هر فردی که برخورد می کنید، به رنگ او در آیید. در واقع شما با شناسایی، انتخاب و برجسته نمودن آن دسته از ویژگی ها یا رفتارهای دیگران که با شما همخوانی بیشتری دارند، راهی برای برقراری ارتباط با آنها فراهم می سازید.

*از قبل، آمادگی برقراری ارتباط با افراد یا گروه های مختلف را در خود ایجاد نمایید. بدین منظور از خودتان بپرسید که: "چه کسی؟"، "چه چیزی؟"، "چطور؟"، "چه زمانی؟"، "کجا؟" و "چرا؟":

 

*چه کسی یا چه کسانی مخاطب شما هستند؟ علائق، پیش فرض ها و ارزش های آنها کدامند؟ از چه ویژگی های خاص و منحصر به فردی برخوردارند؟

*چه چیزی قرار است بین شما مبادله شود؟ یک راه پاسخ پاسخ به این سوال این است که شما تعیین کنید معیارهای موفقیت ارتباط شما چیستند یعنی شما از برقراری این ارتباط چه هدفی در ذهن تان دارید؟

*چطور می توانید به بهترین طریق پیام خود را منتقل سازید؟ در اینجا بکارگیری زبان کلامی و غیرکلامی متناسب با موقعیت و نوع پیام اهمیت می یابد. از قبل برای نحوه انتقال پیام در ذهن تان برنامه ریزی کنید.

*چه زمانی؟ تنظیم وقت در اینجا مهم است یعنی از قبل بدانید چقدر برای برقراری ارتباط، انتقال آنچه که می خواهید و رسیدن به نتیجه مطلوب وقت دارید و بر این اساس برنامه ریزی کنید. به یاد داشته باشید که در این زمان، اوقاتی را نیز برای سکوت و همچنین شنیدن حرف های طرف مقابل تان در نظر بگیرید.

*کجا؟ این سؤال به بافت و زمینه ارتباط (که قبلاً مورد بحث قرار گرفت) بر می گردد.

*چرا؟ به منظور ترغیب گیرنده پیام به برقراری ارتباط، شما باید بدانید که علت برقرای این ارتباط چیست و پاسخگویی به این سؤال نیازمند آن است که شما هم خودتان و هم فرد یا افراد مقابل تان را بشناسید.

 

-یک برداشت اولیه خوب از خودتان ارائه دهید:

 

وقتی برای اولین بار با فرد یا افرادی برخورد می کنید، از سوی آنها مورد ارزیابی اولیه قرار می گیرید که ممکن است تنها ظرف چند ثانیه، برداشتی از شما برای ایشان شکل بگیرد. در این زمان کوتاه، بر اساس جلوه های ظاهری، زبان بدن، طرز رفتار و نحوه پوشش شما در ذهن فرد مقابل تان، نگرشی نسبت به شما ایجاد می گردد. این نگرش اولیه که ممکن است در برخی موارد تغییرناپذیر و یا غیرقابل برگشت باشد، تأثیر بسزایی روی پذیرش شما از سوی دیگران و شکل گیری ارتباط مؤثر میان طرفین خواهد داشت. بنابراین مهم است بدانید که در برخورد با افراد جدید، چگونه عمل کنید تا برداشت اولیه خوبی از خودتان در ذهن آنها ایجاد کنید:

*همیشه و در هر موقعیتی سروقت و به موقع سر قرارتان حاضر شوید؛ حتی در برخورد اول سعی کنید چند دقیقه هم زودتر برسید.

*در عین حال که باید ظاهری تمیز و آراسته داشته باشید، سعی کنید طرز لباس پوشیدن و آرایش تان با موقعیت و زمینه ارتباط متناسب باشد.

*راحت و آرام باشید؛ چون داشتن احساساتی مثل اضطراب و ناراحتی این برداشت را به طرف مقابل تان القاء خواهد کرد که شما از اعتماد به نفس یا دانش کافی برخوردار نیستید.

*خودتان باشید؛ و از گرفتن نقش ها یا ژست های مصنوعی که گمان می کنید جلوه بهتری از شما ارائه می دهند، اجتناب کنید.

*لبخند گرم و ملایمی بر لب داشته باشید؛ هیچ چیز به اندازه لبخند و روی خوش نمی تواند در ایجاد یک برداشت خوب از خودتان موفقیت آمیز باشد، اما زیاده روی در این کار می تواند نتیجه متضاد ایجاد کرده و شما را دو رو، فریبکار یا سبک جلوه دهد.

*معرفی دقیق و متناسب با موقعیت از خودتان ارائه دهید؛ بدیهی است که این معرفی که: "سلام، من دکتر ... هستم، متخصص در زمینه درمان اعتیاد، شاگرد اول دانشگاه و نویسنده کتب و مقالات مختلف ..." اگر چه برای شروع یک کلاس درس یا یک رابطه شغلی می تواند مناسب باشد، اما برای معرفی خود در یک جمع دوستانه یا یک مهمانی مناسب نخواهد بود. معرفی مناسب در این بافت ها بهتر است این گونه باشد: "سلام، من ... هستم، علاقمند به موسیقی، اهل تفریح یا کوهیپیمایی، دوستدار مطالعه و ...".

 

-مثبت نگر باشید؛ حتی اگر با چهره ای انتقادی یا خشک از طرف مقابل تان روبرو شدید، به موقعیت و برقراری ارتباط با دیدی مثبت بنگبرید.

-رفتاری همراه با فروتنی و ادب داشته باشید و از کوچک شمردن، بی اهمیت دانستن و تمسخر و بحث با طرف مقابل تان اجتناب نمایید.

-با بحث های کوتاه، مسیرهای طولانی را طی کنید؛ سعی کنید در همان ابتدای آشنایی با سؤالات کلیدی و به جا یک نقطه اشتراک بین خودتان بیابید و بحثی را آغاز کنید. مثلاً: "به چه تفریحی علاقه داری؟"، "در چه رشته ای فعالیت می کنی؟"، " تعطیلات چطور بود ؟" و ...

-تمام توجه تان را به فرد مقابل متمرکز سازید و طوری رفتار کنید که او نیز متوجه این امر بشود؛ به عنوان مثال موبایل خود را در آغاز خاموش کنید و یا فرد دیگری را در جمع نپذیرید و ... .

-در حین صحبت، ساده و بی آلایش باشید و به اندازه کافی خودافشاگری نمایید؛ دادن اطلاعات در مورد خود به دیگران به برقراری ارتباط کمک می کند اما خودافشاگری های زیاد از حد ممکن است دیگران را خسته کرده و یا در قالب خودستایی تفسیر گردد. همچنین مراقب باشید که هنگام خودافشایی، اطلاعاتی را ارائه دهید که متناسب با نوع ارتباط و روحیات فرد مقابل تان باشد. چرا که دادن اطلاعات نامتناسب از خود گاهی ممکن است ارتباط را محدود و یا حتی قطع سازد. به عنوان مثال نوجوانی را در نظر بگیریدکه برای برقراری ارتباط صمیمانه با پدرش در همان جلسات اولیه به منظور خودافشایی و مطرح کردن مسأله اعتیادش به سیگار، یکباره در مقابل پدرش سیگاری را روشن کرده و شروع به کشیدن آن کند و خشم ناگهانی پدر باعث بهم خوردن این رابطه نوپا گردد. این گونه خودافشایی که نامتناسب با زمان و شرایط ارتباط صورت بگیرد، نه تنها مؤثر نیست بلکه ممکن است نتیجه معکوس نیز داشته باشد. در حالیکه اگر این نوجوان با دادن اطلاعات در مورد دوستان، وضعیت تحصیلی، علائق و ... اش شروع کرده و به تدریج موضوع را با پدرش مطرح می نمود، رابطه به نحو مؤثرتری پیش می رفت.

-هنگام صحبت کردن سعی کنید از موضوع بحث منحرف نشوید. بسیاری از افراد مرتباً موضوع بحث صحبت خود را تغییر می دهند و هر چه به ذهنشان می رسد را بیان می کنند طوری که شنونده ممکن است مسیر صحبت را گم کرده و از منظور اصلی گوینده منحرف شود. پراکنده گویی و از این شاخه به آن شاخه پریدن در حین صحبت باعث می گردد که شنونده از گوش کرده خسته شده و ارتباط خوبی به وجود نیاید.

-از زبان بدن بسیار و به موقع استفاده کنید؛ ابزارهای غیرکلامی ارتباط می توانند بسیار کمک کننده باشند: صاف و آرام بایستید یا بنشینید، روی خوش را فراموش نکنید، تماس چشمی داشته باشید و به دلائلی مثل خجالت کشیدن سرتان را پایین نینداخته و یا مرتباً به اطراف نگاه نکنید، اما مراقب باشید که تماس چشمی شما به احساس خیره شدن نینجامد، و در صورت امکان با طرف مقابلتان دست بدهید. با این کارها هم خودتان احساس اطمینان و آرامش بیشتری خواهید کرد و هم طرف مقابل راحت تر با شما ارتباط برقرار می کند.

-به لحن و صوت کلام خود توجه داشته باشید، چرا که با استفاده از نحوه صحیح ادای کلمات می توانید بهترین تأثیر را در دیگران ایجاد نمایید. کلمات هر چند به تنهایی دارای اهمیت هستند اما فقط بخش ناچیزی از انتقال پیام را تشکیل می دهند. چگونگی ادای آن کلمات یعنی لحن صدا (خشن، نرم، بی تفاوت، بالا رونده یا پایین رونده) زیر و بمی و درجه صدا (بالا، پایین، بلند، نرم یا معمولی) سرعت ادای کلمات (تند، آرام یا معمولی) و تأکید و فشار شما روی آن کلمات همگی در برقراری ارتباط از اهمیت بسیاری برخوردارند.

-در مکالمات فقط گوینده نباشید؛ گهگاهی در پایان صحبتهای خود مکث کرده و طرف مقابلتان را ترغیب کنید تا نظرش را بیان کند. برای اینکه به دیگران هم فرصت حرف زدن بدهید می توانید عقیده و نظر آنها را در مورد موضوع بحث جویا شوید. مثلاً سؤال کنید: "نظر تو چیست؟" یا "آیا با من موافقی؟". با این کار هم ارتباط دو طرفه و خوبی بین شما شکل می گیرد و هم به دیگران نشان می دهید که برای آنها و نظراتشان احترام قایل هستید.

-شنونده خوبی برای آنچه که طرف مقابل تان می گوید، باشید؛ اغلب ما آنچنان درگیر افکار و احساسات خود هستیم که واقعاً به آنچه دیگران می گویند گوش نمی دهیم. مکالمه زیر را ملاحظه کنید:

شخص الف: تعطیلات چطور بود؟

شخص ب: بد نبود!

شخص الف: به من که خیلی خوش گذشت، ما به شمال رفتیم و ...

 

کاملاً واضح است که شخص الف ترجیح می دهد بیشتر در مورد خودش صحبت کند تا به حرف شخص ب گوش کند.

حال تصور کنید شخص الف در پاسخ بگوید: "بد نبود؟! چطور مگه؟ برام از تعطیلاتت بگو". در اینجا شخص الف واقعاً به حرفهای شخص ب گوش می دهد و با نشان دادن علاقه خویش به طرف مقابل او را برای ارتباط بیشتر ترغیب می کند.

*اگر برایتان دشوار است که روی صحبت دیگران تمرکز نمایید، سعی کنید گفته های آنها را در ذهن تان – همانگونه که خودشان بیان می کنند – تکرار کنید. این کار به شما کمک می کند تا هم پیام آنها را بهتر درک کرده و هم از منحرف شدن حواس تان جلوگیری کنید.

*با استفاده از زبان غیرکلامی مثل تکان دادن سر به علامت تأیید، تماس چشمی و نشان دادن علاقه به صحبت های فرد مقابل به او نشان دهید که فعالانه در حال گوش کردن حرف های او هستید. سر را پایین انداختن، به در و دیوار نگاه کردن  و بی ارتباط سر را تکان دادن و ... نشانه بی توجهی شما است. مستقیماً به خود شخص نگاه کنید و وقتی با شما صحبت می کنند به تلویزیون نگاه نکنید، کتاب نخوانید، خود را مشغول نکنید و ...

*پاسخده بودن و ارائه بازخورد به طرف مقابل نیز شرط لازم برای گوش دادن فعال است. به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که می گوید: "انتظار چنین برخوردی را از ... نداشتم"؛ یک شخص پاسخده در این مواقع اینگونه پاسخ می دهد که: "آره، متوجهشدم که ناراحت شدی. خوب! حق داری چون ...". اما داغلب ما در این مواقع توجهی به آنچه که طرف مقابل واقعاً می خواهد بگوید نداریم مثلاً پاسخ می دهیم: "طبیعی بود، من فکر می کردم اینطوری رفتار کند". با پاسخ ندادن به گفته طرف مقابل و یا دادن این گونه پاسخ های دلسرد کننده در واقع او را از ادامه ارتباط باز می داریم و منظور واقعی او را نیز درک نخواهیم کرد. پاسخدهی نشان دهنده علاقه شخصی و احساسات مثبت است، همچنین پاسخدهی تقویت کننده اطمینان و اعتماد به نفس است. افراد دوست دارند بدانند که شما به آنها توجه دارید و آنها را جدی می گیرید.

*هنگام بازخورد دادن به دیگران ملاحظات فرهنگی آنها را مدنظر قرار دهید. برخی فرهنگ ها پذیرش بعضی شیوه های بازخورد را ندارند و ممکن است آن را نوعی توهین به حساب اورده و باعث رنجش ایشان گردد.

 

 

ارتباط غير كلامي

ارتباط غیر کلامی (لحن کلام چیست؟)

 

وقتی سخن از ارتباطات به میان می آید معمولا صبحت کردن با یکدیگر در ذهن انسان تداعی می شود. اما ارتباطات چیزی بیش از صحبت کردن است. وقتی شما در کلاس درس به پرسش، پاسخ می دهید وقتی تشویق می شوید، وقتی درمورد عقاید وافکار دیگران بحث می کنید، باکسی دست می دهید در یک مصاحبه استخدامی شرکت می کنید. در یک جلسه گروهی شرکت 
می کنید، لباسی را انتخاب می کنید و یا به خرید یک خودرو اقدام می کنید در واقع شما ارتباط برقرار کرده اید.

بنابراین از آن جایی که دايما با مردم درارتباط می باشیم باید از روابط اجتماعی قوی برخوردار باشیم وتوانایی برقراری ارتباط با مردم را داشته باشیم  و از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشیم چرا که با افراد گوناگون با آداب ورسوم متفاوت درارتباط می باشیم. توانایی برقراری ارتباط مناسب، قدرت شما را درتبادل نظرات افزایش می دهد. شما در شغل وحرفه خود به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کنید. همچنین جذب  مشتری به مهارتهای ارتباطی شما بستگی دارد. بنابر این زیربنا و شالوده موفقیت شما درامررضایتمندی وجذب مشتری برقراری ارتباط متناسب است و این اهمیت ارتباطات و ارزش آنها را درمشتری مداری روشن می کند. ( احمد یحیایی، ص 18، تشریفات).

 

انواع ارتباطات انسانی: کلامی وغیرکلامی

 

ارتباطات غیرکلامی: عبارت است ازکلیه پیام هایی که افراد علاوه برخود کلام، آنها را نیز مبادله می کنند. طرز قرارگرفتن، راه رفتن، ایستادن، حرکات چهره وچشم ها، لحن صدا، طرز لباس پوشیدن، جملگی نشانه های ارتباطات غیرکلامی هستند. بنابر این توجه به کلیه موارد فوق می تواند درنحوه ارتباط با مشتری  وجذب وی موثر واقع شود. مشتری دربدو ورود به محل کارشما با دیدن نشانه های غیرکلامی درمورد شخصیت شما قضاوت می کند. لذا باید تلاش نماییم تا شخصیت مثبتی برذهن مشتری ازخود به جای گذاریم تا درمورد شما قضاوت خوبی داشته باشند.

اصولاً درمراودات اجتماعی بیشتر برنشانه های  غیرکلامی اعتماد می کنند تا برنشانه های کلامی. پس نشانه های غیرکلامی را تقویت کنید. نخستین برخورد ونخستین تأثیری که برمردم می گذارید بسیار اهمیت دارد. بدنیست بدانید که کلام 7 درصد  لحن وطنین 38% و حرکات 55% اطلاعات را منتقل می کنند. (تشریفات، یحیایی، ص 27، 28). 

مثلاً محسنیان راد درکتاب ارتباطات غیرکلامی خود می فرمایند» برخی ازآدم ها با قراردادن کف دست برسینه و پایین آوردن مختصرسر به دیگران اظهار ارادت ودوستی می کنند . این یک عمل ارادی است که فرد براساس قراردادهایی که دراجتماعش وجود دارد پیامی را می فرستد. ممکن است شما با فردی شروع به صحبت کنید وببینید که رنگ رخسار او به تدریج سرخ می شود. ازاین سرخ شدن صورت او نیز پیامی دریافت می کنید. امادراینجا فرستنده این پیام، پیام خود را به صورت غیرارادی می فرستد. ازهمین دو مثال ساده می توان دریافت که پیام های غیرکلامی، هم ارادی وهم غیرارادی هستند. این پیام های غیرکلامی سهم خاصی دردامنه ارتباطات انسانی دارند. (محسنیان راد، ارتباط شناسی ، ص 243).

حال بعد ازآن که ما توضیحی کلی درمورد ارتباط غیرکلامی دادیم به یکی از موارد آن که جزئی از ارتباطات غیرکلامی محسوب می شود یعنی  لحن کلامی می پردازیم.

ابتدا از صحبت های آقای یحیایی شروع می کنیم  که درکتاب خود نوشته اند. ایشان می فرمایند: همان طور که هرفرهنگ نسبت به فرهنگ های دیگر ازبسیاری جهات متفاوت است ازنظر ارتباطی نیزتفاوت هایی مشهوداست. مثلا مردم آذربایجان عموما بلندتر ودرشت تر ازمردم فارس و اصفهان سخن می گویند.

مردمان کوهستان ها ودشت های فراخ به نسبت شهرنشینان از بلندی بیشتری درسخنگویی ومحاوره استفاده می کنند. حرفه نیز دربلندی صدا موثراست. کارگران و کارکنان سازمان های صنعتی که با سروصدای بیشتری سروکار دارند ازکارمندان اداری که دردفاتر تمیز وبی سروصدا کارمی کنند بلندتر صحبت می کنند. معماران عمدتاً نسبت به دیگر حرفه ها مثل پزشکان یا کارمندان دفتری وحسابداران ازبلندی صدای بیشتری درمحاوره با دیگران استفاده می کنند. هراندازه سروصدا وعوامل اختلال زا بیشتر وجود داشته باشد بلندی صدا بیشتر می شود. فردی که بسیار بلند سخن می گوید اغلب موجب رنجش دیگران می شود.

روان شناسان ومتخصصان ارتباطات معتقدند: افرادی که دارای ویژگی شخصیتی تهاجمی هستند با بلندای صدای بیشتری نسبت به کسی  که درنقطه مقابل است ودرویژگی شخصیتی خجالتی قرارگرفته است سخن می گوید.

کیفیت صدا نیز باید مطلوب و خوش طنین باشد. لذا ناخوشی های مربوط به بینی، بینی گرفتگی، گرفتگی صدا، خشونت صدا، نفس زنی (دشواری های تنفسی) موجب اختلال درارتباط وناراحتی مشتریان خواهد شد. (تشریفات هتل، احمد یحیایی، ص 35 و 36).

-بررسی جنبه های گفتاری صدا به علم آواشناسی معروف است. صدای شخص به اندازه حرکات بدن، چهره  وچشم ها اطلاعات به دیگران منتقل می کند. تحقیقات برروی علم آواشناسی چند نکته مفید را مشخص کرده است.

-کسانی که هیجانات صوتی خود را کنترل وتنظیم می کنند بهترمی توانند هیجانات صوتی افراد دیگر را شناسایی کنند.

-احساسات ظریف صوتی به سختی قابل تشخیص ودرک هستند. کنایه وطنز برای بعضی ازمردم مشکل است. درنتیجه ممکن است کارمندان بخواهند ازبیان کنایه و طنز ظریف وزیرکانه اجتناب کنند، اما بیاموزند که بیانات سرپرست خود را بشنوند.

-کسانی که با برون ده خوب صوتی صحبت می کنند درمحیط سازمان نسبت به دیگران اشخاص با جاذبه و باورپذیر شناخته می شوند. (روابط عمومی حرفه ای بالقوه، دیواکارشارما، ص 84).

 

نشانه ها یا راهنمایی های بیانی (Vocalcues)

 

«ازت متنفرم» . تصور کنید که این کلمات درچه وضعیت وحالتی بیان می شود، درحالت خشم وناراحتی ویا درحالتی کاملاً متفاوت، بین دو دوست بسیار نزدیک ویا زن وشوهر. عبارت ساده « ازدیدن شما خوشحالم»  می تواند علی رغم پیام کلامی خود، ریاکارانه وغیر صادقانه باشد وچندان رضایت وخوشحالی درآن نهفته نباشد. در این قسمت سعی در تمایز بین پیام های بیانی وکلامی می شود واینکه چه چیزی گفته می شود وچگونه  گفته می شود .«مهرابیان»  به خوبی به تشریح اطلاعات بیانی می پردازد و می نویسد(اطلاعات بیانی، آن دسته ازپیام هایی هستند که درگفتگو زمانی که نوشته شوند مفهوم خود را ازدست می دهند).

برای بررسی تاریخ مطالعات مربوط به «پدیده های بیانی» به نام برجسته یک مردم شناس سرشناس جورج ال ترانر برمی خوریم که اصطلاح «پارالنگویج» (para language) را برای اولین بار به کارگرفته است. کلمه پارا (para)  کلمه ای یونانی است به معنی «به علاوه» ، «نزدیک »، «فرا». ازاین رو می توان گفت paralanguage  که ما آن را دراینجا (زبان آوایی) ترجمه کرده ایم اشاره داردبه چیزهایی که ورای زبان است یاعلاوه برآن می باشند. ازاین پس ما به جای آن «زبان آوایی» را به کارمی گیریم.

زبان آوایی دارای دوعنصراساسی است: کیفیت های صدا- مانند «دانگ» یا «گام»- «دامنه» ، «طنین»- «کنترل لب» و «تلفظ» و«ادا» یا صدای منفک ازساختارهای زبان شناسی، مانند گریه، خنده وغرغر وامثال آنها.

راهنمایی های بیانی به گونه ای که خواهیم دید، عواطف ما را ازیکدیگر متمایز می کنند وبرقضاوت های ما نیز درمورد شخصیت وپایگاههای اجتماعی اثرمی گذارند. با این  حا، هرچند ما سعی درخود آگاهی خویش در«اثرگذاری دیداری» برروی دیگران داریم، عده کمی ازما توجه لازم به «اثرگذاری بیانی» خود بردیگران می کنیم. دلیل خوبی برای این امر وجود دارد. اگرکسی به چهره شما خیره شود، شما می توانید به آینه نگاه کنید ودریابید که چرا او به شما خیره شده بود. (البته این نکته مهم وجود دارد که اگر درمجالس، مخصوصا مجالس رسمی به کسی خیره شویم، عمل بسیار بدی می باشد  ودرواقع با این کار به فرد مقابل با نگاهمان توهین می کنیم). نگاه کردن به آینه نیز امروزه امری طبیعی است وهرکس حداقل یک بار درروز به آینه نگاه می کند وبه چهره خویش خیره می شود. درمقابل، شما هرگز صدای خود را آن گونه که دیگران می شنوند، نمی شنوید. برای اولین بار که شما صدای خود را ازطریق ضبط صوت شنیده اید، اکثراً برایتان عجیب بود و گاه تکان دهنده ومأیوس کننده. شما ممکن بود که اصلاً صدای خود را نشناسید وتصور کنید که صدا، صدای دیگری است.

برخلاف بسیاری ازما انسان های عادی، هنرپیشه گان، آوازخوانان، سخنرانان ووعاظ وآنان که آموزش های مربوط به آوا وآواشناسی را دریافت کرده اند، دقیقا می دانند که آوای آنان چگونه است وچه تأثیری می گذارد. گاه آنان به راحتی صدای خود را که بسیار دقیق تقلید شده است ازصدای تقلیدی تشخیص می دهند. درحالی که اشخاص عادی ازچنین مهارتی کمتر برخوردارند. درحقیقت صدای هرانسانی منحصربه فرد است. برای آنکه، صدای هرانسان ترکیبی ازکیفیت های یگانه است که فقط خاص او می باشد ونه کس دیگری. پس ازبحثی مختصر درمورد اطلاعاتی که راهنماهای بیانی ارائه می کنند، به چهارکیفیت اساسی صدا وآثارآن برفراگرد ارتباطات می پردازیم. با یددر نظرداشت زمانی که ما سخن می گوییم این چهار کیفیت وبسیاری دیگر که درارتباطات وجود دارند ولی دراین نوشته نیامده است به طورهمزمان بریکدیگر اثرمی گذارند.

 

اطلاعات در راهنماهای بیانی

 

گاه ممکن است ما به گونه مشهودی احساس کنیم که می توانیم قضاوت هایی درمورد بیان ونحوه بیان چیزی که کسی به صورت پیام به ما می فرستد، انجام دهیم. شاید هریک ازما بارها درطول زندگی خود درشرایط وگفتگوهای با دیگران بوده ایم وشنیده ایم که به ما گفته اند« با این لحن با من سخن نگو». درحالاتی نظیراین، خلق ها تنگ وخشم وغضب به گونه ای محسوس دررفتارها مشخص می باشند. همه این حالات از اینجا نشأت گرفته اند که ما از لحن صدای طرف مقابل خود نوعی مخالفت ویا ااحساس ناخوشایندی را نسبت به خود دریافته ایم. ما نسبت به احساس او که درقالب لحن (tone) صدا تبلوریافته است واکنش نشان می دهیم وگرنه خود کلام دربسیاری ازمواقع بسیار خوشایند ومؤدبانه است واگرتوام با لحنی مناسب نیز باشد شاید خیلی دوستانه نیز جلوه کند.

راهنماها یا نشانه های بیانی منبع بسیاری از تعبیرها وتفسیرها درمورد چیزهایی است که ما آن ها را درشمارعواطف واحساسات درمی آوریم. با این نشانه ها است که ما به گنج خانه عواطف دیگران وقوف حاصل می کنیم وبا کلیه این راهنماها است که می توانیم دربرج عاطفه را بازگشاییم. بی این نشانن ها وراهنماها کاربس دشواراست و گاه ناممکن.

بسیاری ازعواطف مشخص دیگران را می توان به درستی فقط ازطریق نشانه های بیانی دریافت ومورد شناسایی قرارداد.

درحقیت، درک بسیاری ازعواطف گوناگون افراد فقط ازطریق شنیدن نحوه ادای کلمات وجملات آنها وآن هم با توسل به الفبا میسر است. گرچه هر اندازه تشابه بین عواطف واحساسات بیشتر باشد به همان میزان تشخیص وتمیز آنها دشوارتر خواهد بود. مثلا تمیز بین تحسین وپسند کار نسبتاً دشواراست.

بقیه عواطف واحساسات نیز از طریق نشانه های بیانی قابل تشخیص اند. برای مثال، دیگران می توانند خشونت وحالت تهاجمی فرستنده پیام را با شنیدن آن ازطریق ضبط وپخش صوت به دست آورند. این استدراک هرگز ازطریق نوشته به این سهولت مقدورنیست. نشانه های آوایی گاه مبنای قضاوت واستنتاج ما درمورد سلوک وشخصیت دیگران می شوند. برای مثال اگرشخصی با رسایی نسبی سخن گوید وصدایش دارای دانگ و طنین مناسب بوده وکلامش  ازسرعت (Rate) نسبتاً بالایی نیز برخوردارباشد، همه مؤید آن است که اوفردی متحرک وپویاست. اگر کسانی بیشتر ازلحن ونواخت یا تلحین وسرعت بالاتر کلمات، بلندی آوایی وروانی وسلاست درسخنگویی استفاده می کنند، آنان را بیشتر اقناعی یا متقاعد کننده می یابیم.

علیرغم توافق گسترده میان صاحبنظران ارتباطات برسرارتباط تنگاتنگ کیفیت های صدا ومشخصات شخصیتی افراد، مبانی پشتیبانی کننده قاطعی ازنظر پژوهش دراین مورد وجود ندارد. چنین به نظرمی رسد که این قضاوت اه ازکلیشه های آوایی نشأت گرفته اند. حتی اگر باورهای ما ریشه ای درحقیقت نداشته باشند، تأثیر شگرفی برپاسخ وواکنش ما نسبت به دیگران خواهند داشت. زیرا ما به گونه ای عمل می کنیم وکنش های خود را شکل می دهیم که تصورمی کنیم  درست ترین است. ازاین روف زمانی که درصنعت سینما صوت نیز به تصویراضافه شد تعداد قابل ملاحظه ای ازستارگان فیلم های صامت، کارشان کساد شد ودیگر نتوانستند به خوبی گذشته بدرخشند. چه تماشاگرانی که اینک آنها را درفیلم های ناطق می دیدند، انتظار داشتند که صدایشان با شخصیت پیشین که به گونه صامت درفیلم ها ظهورکرده بود،انطباق داشته باشد وهنگامی که چنین نبود به تخریب آن شخصیت درذهن آنان منجر می شد.

عده ای براین باورند که هرطبقه وقشر اجتماعی برای خود از نظرآوایی دارای ویژگی هایی است. افرادی که می خواهند درشمار آن طبقه وقشرقلمداد شوند ناچار به پیروی ازآن رفتارهای آوایی می باشند. مثلا درگذشته درکشور خودما عیاران ولوطی ها علاوه براینکه برای خود ازنظر ظاهرویژگی هایی را قائل بودند ازنظر آوایی نیز لهجه وتلفظ خاصی را داشتند که دیگر اقشار نمی توانستند بدان گونه تکلم کنند. این شیوه تکلم وضعیت اجتماعی عیار یا لوطی را ازدیگر اقشار نظیر دیوانیان، صوفیان، وسپاهیان و.. متمایز می کرد. این تنها درکشورما حاکم نبوده بلکه درهمه جا کم وبیش چنین وضعی به شکلی جاری بوده است. مثلا گوفمن  ازنویسنده ناشناسی درقرن 19نقل می کند که چگونه صدا وریزه کاری های آوایی درطبقات اجتماعی نقش داشته وبه تعیین وتشخیص پایگاه اجتماعی افراد کمک می کرده است. نویسنده به چگونگی گفتگو با مستخدمان برای طبقه فرا مرتبه می پردازد:

«فرامین خود را برگزیده وبا ملایمت ووقار وطمطراق وبا حالتی محتاطانه ومختصر صادر کن. بگذارصدایت آسوده وآرام بخش باشدف اما ازلحن دوستانه وتوام با همدردی با آنان بپرهیز. بهتر است به هنگام شرح دادن فرامین خود به آنان ازصدای بالایی استفاده کنی. اما باید سعی کنی که این آوای بلند درانتهای جمله به ضعف وملایمت گرایش پیدا نکند. یکی ازبهترین مردانی که دراین زمینه آموزش لازم را دیده وآن را به کارگرفته است وما افتخار هم صحبتی با اورا داشته ایم درگفتگوی با مستخدمان اغلب این عبارات را به کارمی برد: « من ازشما به خاطرفلان وفلان ممنونم» ویا«لطفا فلان کاررا برای من انجام دهید». این فرامین بسیار با ملایمت ولی با لحنی بسیار بلند وآمرانه داده می شد. مهارت واستادی گوینده دراین نهفته بود که به زبان، چیزی را می طلبید ولی به لحن وآوا به مخاطب خود هشداری داد که فرمانی لازم الاجرا است.

نوشته فوق ممکن است غریب وجالب توجه باشد. اما باید درنظرداشت هنوز هم تازگی خود را دارد ودربیشتر اجتماعات می تواند درروابط بین افراد مورد نظر باشد واثربخشی راهنماها یا نشانه های آوایی را به درستی نشان دهد.

امروزه درکالیفرنیای آمریکا  «ندا درمان» ها به مداوای بسیاری ازاشخاص می پردازند که به آنها مراجعه می کنند ومی خواهند ازشر لهجه نامناسب مثلا تگزاسی یا نیویورکی ویا هرلهجه دیگری خلاص شوند. دکتر «مورتون کوپز» یک پزشک گفتاردرمان ازلوس آنجلس درگفتگویی به خبرنگار نیویورک تامیز گفته است که بیشتر کسانی که به اومراجعه کرده اند افرادی هستند که دوست ندارند  درگفتگو، طرف مقابل آنها پی به اصلیت آنها یا زادگاه وجایی که درآن پروده  شده اند ، ببرند. برای آنان این یک ویژگی منفی است که هرچه سریعتر وبهتر می خواهند آن را ازخود دورکنند. دکترکوپر پس ازچند ماه ندادرمانی بروی آنان مشکل آنها را برطرف می کند وآنان  اینک توان ان را دارند که به جرأت بگویند منشأ کالیفرنیایی دارند نه جای دیگر. آن ها به این دلخوشند که مردم آن ها را کالیفرنیایی بدانند ودکتر کوپر می گوید: من این رابه آن ها می دهم.

نشانگرهای مربوط به پایگاه اجتماعی درگفتار به طرق مختلف خودرا نشان می دهند وترکیبی هستند ازانتخاب کلما، تلفظ، ساختاردستوری، کیفیت صدا، نحوه سخنگویی ونکات قابل مشاهده دیگر. جالب توجه است که درنظر داشته باشیم قضاوت های مربوط به پایگاه اجتماعی بسیار سریع درگفتگوی میان افراد شکل می گیرند. برای مثال، بعد ازاستماع حدود 10 تا 15 ثانیه  ازگفتار یک فرد ناشناس که به عنوان  نمونه انتخاب شده است این ارزیابی وقضاوت درذهن شنوندگان یا مخاطبان پدید می آید وباید دانست که ازپایایی نسبتا بالایی نیز برخوردار است. (ارتباطات انسانی، علی اکبر فرهنگی، ص 310-316).

 

بلندی یا شدت صدا

 

یکی ازپیش شرط های اساسی برای یک فراگرد ارتباط کلامی موثر، بلندی یا شدت صدای (volume) مناسب می باشد. اگرصدای فردی آن اندازه ضعیف باشد که به زحمت شنیده شود، شنوندگان او به سرعت خسته شده ازشنیدن سخن او سرباز خواهند زد ویا آن که خجالت کشیده واز او نمی خواهند که سخن خود را تکرارکند ودرنتیجه آن چه مورد نظر اوست تحقق نخواهد یافت. البته باید  درنظرداشت که بلندای مناسب صدا بستگی تام وتمام به وضعیت وحالت حاکم برفراد گرد ارتباطی دارد. سخنوران نام آور بلندی صدای خود را ازحالتی به حالت دیگر وازوضعی به وضع دیگرتغییر می دهند وآن را مناسب وضع موجود ودلخواه می کنند.

جدای ازتفاوت های مربوط به وضعیت که موجب دگرگونی بربلندی یا شدت صدا می شود، فرهنگ های مختلف ازبلندی ویژه ای درمحاوره استفاده می کنند. همان طور که هر فرهنگ نسبت به فرهنگ های دیگر  ازبسیاری جهات متفاوت است ازنظر ارتباطی نیز تفاوت هایی مشهود است. ادوارد هال دربررسی خویش دریافته است که بطورکلی بلندای صدای آمریکائیان به نسبت برخی ازمردمان دیگر ازفرهنگ های دیگر مثل عرب ها، اسپانیایی ها، روسها وهندوهای آسیای جنوب شرقی آسیا درمکالمه ها پایین تراست. او درهمین مطالعات به این نتیجه رسیده ست که صدای آمریکائیان نسبت به طبقه بالا ومرفه انگلیسی، مردمان آسیای جنوب شرقی وژاپنی  ها تا حد قابل ملاحظه ای بلندتراست.

درخرده فرهنگ های مربوط به یک فرهنگ نیز بلندای صدا تفاوتی محسوس دارد. مثلا درفرهنگ مغرب زمین، آن هم درایالات متحده آمریکا، مردمان ایالات شمالی وشمال شرقی آهسته تر وازمردمان جنوبی به ویژه جنوب غربی سخن می گویند. مردمان تگزارش ازمردمان نیوجرسی یا ماساچوست وکانتیکت  عموماً بلندتر سخن می گویند. همین تفاوت را ما درخرده فرهنگ های حاکم برکشور پهناورخویش ملاحظه می کنیم. مثلا مردمان آذربایجان عموماً بلند تر ودرشت تر ازمردمان فارس واصفهان سخن می گویند. عموماً شهرنشینان نسبت به روستائیان وعشایر آرام تر وبا بلندای کمتری سخن می گویند. درتبیین علت یا علت های این پدیده عوامل گوناگونی دخالت دارند ویکی ازآنها محیط جغرافیایی وشرایط اقلیمی است. مردمان کوهستان ها و دشت های فراخ به نسبت شهرنشینان ازبلندای بیشتری در سخنگویی ومحاوره استفاده می کنند.

حرفه نیز در بلندای صدا موثراست. کارگران وکارکنان سازمان های صنعتی که با سروصدای بیشتری سروکاردارند ازکارمندان اداری که دردفاتر تمیز وبی سروصدا وبا موزیک ملایم کارمی کنند وبلند تر صحبت می کنند. معلمان عمدتاً نسبت به دیگر حرفه ها مثل پزشکان ویا کارمندان دفتری وحسابداران ازبلندای صدای بیشتری درمحاوره بادیگران می کنند. حساسیت انسان ها نسبت به سطح ناخوشایند صدا به عوامل بازدارنده واختلالات بیرونی نیز بستگی دارد. هراندازه سروصدا وعوامل اختلال زا وجود داشته باشد بلندای صدایی بیشترمی شود.

اما باید درنظرداشت که صدای سهمگین وغرش هواپیمای جت تنها صدای بازدارنده نیست. فردی که بسیار بلند سخن می گوید اغلب موجب رنجش دیگران می شود. درحقیقت بیشتر روان شناسان ومتخصصان ارتباطات بین اشخاص، بلندای صدای آنان را مبین شخصیت وویژگی شخصیت آنان می دانند. ازاین رو آنان براین باورند که افرادی که دارای ویژگی شخصیتی تهاجمی هستند با بلندای صدای بیشتری نسبت به کسی که درنقطه مقابل است ودرویژگی شخصیتی خجالتی قرارگرفته است سخن می گوید.

هرچند بلندی صدا کم وبیش ویژگی شخصیتی داشت. چه بسیار موارد ووضعیت ها که فردی ناچار است جدا ازوِیژگی های شخصیتی خود با بلندای ویژه ای سخن گوید. دراین حالت به هیچ وجه بلندی صدا بیانگر ویژگی شخصیتی فرد سخنگو نمی باشد.

دریافت بازخور (feed back) ازگیرنده پیام بهترین وسیله کنترل بلندی صدا است. اگرصدا ازحد متعارف آرام ترباشد، شنونده یا گیرنده پیام سعی درنزدیک تر کردن خود ویا گوش خود برای شنیدن بهتر دارد. واگر صدا ازحد معمول بلند ترباشد عکس العمل های دیگری نشان می دهد. درهریک ازحالات فوق فرستنده پیام  باید سعی دراصلاح بلندی صدای خود کرده وآن را متناسب با وضعیت حاکم برفراگرد ارتباطی کند.

 

تعداد کلمات ادا شده دریک زمان معین یا ضریب سخنگویی

 

تعداد کلمات  ادا شده دریک زمان عین عبارت است ازتعداد کلماتی که هرکس دریک زمان معین درگفتگوها وسخنوری به کارمی گیرد وآن را ضریب سخنگویی می گویند. واحد زمانی به کارگرفته شده اراین مورد یک دقیقه است ومتوسط کلمات ادا شده دراین زمان درزبان انگلیسی 125 تا 150 کلمه می باشد. دربررسی دیگر این رقم تا 190 کلمه دقیقه نیز درزبان انگلیسی ذکر شده است.

ضریب سخنگویی به میزان فراوانی برای هرانسانی ثابت است وکمتر دستخوش تغییر قرارمی گیرد مگر آن که اتفاق خاصی برای اورخ داده باشد. به همین سبب ضریب سریع تر همانند ضریب کندتر ومکث های بیشتر درسخنگویی به نظرمی رسد که به ترس وغضب یا غم واندوه وافسردگی بستگی دارد. ضریب سریع به هنگام ترس وخشم وضریب کند به گاه غم واندوه وافسردگی خود را نشان می دهند. برخی ازانسان ها علیرغم  شرایط عاطفی حاکم برخود این توان را دارند که ضریب سخنگویی خود را تحت کنترل درآورند ولی فشار این کنترل به نحو دیگر ودردیگر نشانگر های بیانی وچهره ای خدو را نشان می دهد.

هرچند ضریب سخنگویی بهینه ای به طور عام وجود ندارد. یک ضریب با سرعت معینی ممکن است برای ارائه یک داستان خنده دار یا لطیفه برای گروهی ازشنوندگان مناسب باشد وهمان سرعت برای عرضه یک مطلب علمی برای عده ای دریک سمینار یا کلاس درس نامناسب باشد. سخن گفتن درمورد یک مطلب علمی پیچیده وناآشنا برای شنوندگان می تواند درصورت انتخاب ضریب نامناسب کاملاً پیام های کلامی را خنثی کرده و چیزی از آن عاید شنوندگان نشود. دراین حالت با انتخاب ضریب آرام تر این امید وجود دارد که بخش عمده ای ازآن دستگیر شنوندگان شود.

انتخاب ضریب مناسب برای سخنرانی ها وکلاس های درس ازاهمیت بسزایی برخوردار است. سخنگویی آرام وبا سرعتی بسیارپایین موجب دادن مجال بیشتر به ذهن دریافت کنندگان پیام است وآنان پس از اندکی شاید کمتر از7 یا 8دقیقه به رویا ها  ویا خیال های خویش فرومی روند ورشته کلام ازدستشان خارج می شود. سرعت بیش از اندازه سخنگویی نیز کم وبیش همین دشورای را پدید می آورد. فردی که باسرعت بیش ازاندازه، سخن می گوید وپس ازچند جمله وعبارت دیگران را درپشت سرخود قرارمی دهد وبخش هایی ازسخنان او دستگیر شنوندگان نخواهد شد. دراین حالت یا شنوندگان عمل جایگزینی را انجام می دهند ویا مطلب را رها کرده به رؤیاهای شیرین خویش روی می آورند.

یکی ازعمده ترین  مهارت هایی راکه معلمان باید کسب کنند این است که ضریب سخنوری خود را به چه نحو وچه میزان تدوین کنند تا کاملا مناسب حال کلاس آنها باشد ودانش آموزان  یا دانشجویان را دچار دل زدگی یا رؤیا زدگی نکند. همین قاعده برای سخنرانان ومدیرانی که اداره کننده جلسات درسازمان های خود می باشند وخود می خواهند مطلبی را برسبیل راهنمایی یا آموزش ارائه کنند ویا می خواهند دیگران را وادار به گفتگو با همکاران خودکنند، وجود دارد. آنان باید ضریب مناسب مخاطبان  خود را به دست آورده  وبراساس آن ضریب سخن خود را تنظیم کنند.

علیرغم این نکته که یک ضریب بهینه واحدی وجود ندارد وبا توجه به مخاطبان، ضریب بهینه پدیدارمی شود، باید گفت  که اکثر مخاطبان دریک طبقه بندی  معین از نظر ضریب سخنگویی قرارمی گیرند که یافتن آن طبقه وضریب برای سخنوران الزامی است. باید درنظرداشت اگرمخاطبان ما ازمیزان سواد پایین تری برخوردارند وما درمورد یک مسأله علمی سخن می گوییم، ضریب می باید کند تر باشد. اگرهمان مطلب را برای افراد با معلومات بیشتری بیان می کنیم، ضریب می تواند تندتر باشد. درمورد اشخاصی که زبان ما زبان دوم آنهاست، هرچند آنها به خوبی به زبان ما تکلم می کنند، می باید ضریب آرام تر باشد. دراین مورد هموطنان آذری زبان، عمیقا می باید مورد توجه باشند.

بنابر این می توان گفت که ضریب سخنگویی تأثیر مشخصی بر پاسخ ها وواکنش های مخاطبان بر فرستنده پیام دارد. این ضریب زمانی به گونه ای موثرتر عمل خواهد کرد که کاملا همانند دیگر ویژگی های آوایی با زمینه ارتباطی ومحتوای کلامی همسو ومنطبق باشد وخصوصیات فردی وجمعی دریافت کنندگان پیام یا مخاطبان را درنظر داشته باشد.

نکته دیگری که مرتبط با ضریب سخنگویی می باشد ودراکثر کتب ومقالات مربوط به ارتباطات غیرکلامی درکنار آن قرارمی گیرد روانی (Fluency) یاتداوم (Continuity)سخنگویی می باشد. روانی یا تداوم به حرکت کلمات وعبارات ویا مکث آنها بستگی دارد. گاه اشخاص بدون وقفه وایجاد ناهماهنگی وگشودن فضاهای باز درمحاوره ومکالمه خود با دیگران به جلومی روند وزمانی مکث های مقطعی ومکرر برفراگرد ارتباطی حاکم می شود. بدیهی است این روانی ومکث نیز برتأثیر پیام موثرمی باشد. درمکالمات، مکث معمولا درسه وجه بروز می کند. مکث بلند که چند ثانیه تا یک دقیقه ممکن است طول بکشد، مکث پرشد(filled)  که با آواها پرمی شود وگاه نیز ممکن است با سکوت پاره ای ازجمله وعبارت را پر کرد ومکث مکانی (location)  که درانتها ویا درمیان عبارت یا مفهومی این مکث حادث می شود ویا کلماتی مثل امثالهم، اینطور وامثال اینها پرمی شود. افرادی که به گونه ای مستمر ومداوم ازمکث درمکالمه و محاوره خوداستفاده می کنند وسخنان آنان پراست ازآواهایی چون «آ...آ..» ، هوم، هان وغیره دربیشتر موارد ازاثر بخشی کلامی کمتری به نسبت دیگران برخوردارمی شوند.

اگرسیاستمدار یا مدیری دریک مصاحبه مطبوعاتی به طورمستمر مکث داشته باشد ویا ازآواها بیش ازاندازه استفاده کند ازاعتبار خویش می کاهد و چنین تصورمی شود یا به کارخود وبه پاسخ مسلط نیست ویا اینکه قصد پنهان کردن مطلبی را ازمخاطبان خود دارد .درهر صورت این مکث برای او مفید نیست واثر پیام اورا به حد بسیار بالایی می کاهد.

 

دانگ یا گام

 

هرزبان درمحاره خود ازدانگ ویا گام به نحوی استفاده می کند. درفیلم بانوی زیبای من وقتی پروفسور هیگینز به طور ناخوشایندی درمورد کسی گفتگومی کند که صدایش شیشه ها را فرو می ریزد ویا می شکند، منظورش دانگ یا گام صداست. سطح نوسان صدا ازنظربلندی ویا کوتاهی دانگ یا گام صدا نامیده می شود. گام یا دانگ صدای هرکس براساس اندازه وشکل تارهای صوتی حنجره او می باشد. دانگ دلخواه ومناسب، سطحی ازنوسان صدا که راحت ترین برای هرکس می تواند باشد. تقریبا یک سوم بالای کوتاه ترین گام خود اوست که می تواند تولیدکند.

بسیاری از سخنوران ناوارد وتعلیم نادیده ازدانگی بالاتر ازدانگ متعارف ومناسب خود استفاده می کنندوهمین موجب ناخوشایندی صدای آنها شده وتأثیری منفی برسخن آنها می گذارد. پژوهشهای انجام شده دراین مورد براین یافته اند که دانگ یا گام کوتاه تر ازحد متعارف یامناسب هرفرد بیشتر خوشایند شنوندگان است تا دانگ بلند.

دانگ عامل بسیار موثری درقضاوت شنوندگان نسبت به سخنوراست. صدای بدون فراز ونشیب ازنظر دانگ یکنواخت وبرای اکثرافراد ازتأثیر کمی برخورداراست. درحقیقت صدای یکنواخت تأثیر همانند چهره ای یکنواخت ونامطلوب برای مخاطبان دارد. اشخاص دوست دارند که طرف های ارتباطی آنها صدایی با دانگ های  متفاوت داشته وبا توجه به احساسات حاکم برآنها این گام ها دگرگون شوند وازحالتی به حالت دیگردرآیند. آنها دوست دارند که بتوانند احساسات وعواطف حاکم برطرف ارتباطی خود را ازاین طریق کشف کنند وبدانند که با فرد مقابل خود چه باید انجام دهند.

ارزش بالقوه ارزیابی دانگ یا گام براین واقعیت استواراست که می تواند ابزاری دقیق برای شناخت حالات عاطفی فرد پیام فرست باشد.. مال براین باوراست که سطح گام یا دانگ عمومی که اکثراشخاص درزبان انگلیسی بدان می پردازند . سطحی نامعلوم وازنظرسخنوری چندان مهم نیست، چرا که آموزش چندانی دراین مورد ندیده اند ودر نتیجه می توان گفت بیشتر براساس طبیعت خود رفتارمی کنند. ازاین رو، توسل به دانگ دراین زبان، شاخص خوبی برای ارزیابی حالات درونی فرد است.

درکل، به این ترتیب می توان گام یا دانگ را عامل موثری درشناخت حالات عاطفی و احساسی اشخاص مقابل خویش بدانیم وبا داشتن این اطلاع برخورد بهتر و ارتباط مناسب تری با آنها برقرار کنیم.

شاید این نکته کاملا آشکارباشد که سطح گام یا دانگ تأثیری برمیزان اطلاعاتی که به اشخاص مقابل منتقل می شود ندارد، اما بطورقطع برنگرش آنان برروی پیام فرست موثر است ونیزبرمحتوای پیام مورد نظرتأثیر خود را می گذارد. این نکته نیز می باید مورد توجه باشد که تغییر مداوم وبیش ازحد گام یا دانگ صدا به مراتب ازیکنواخت بودن آن نامأنوس تراست و موجب دلزدگی شنونده نسبت به پیام وپیام فرست می شود. یک صدای طبیعی ورسا وازنظر آیین سخنوری موجه، صدایی است که بطورطبیعی سطوح مختلف گام یا دانگ را درخود مستتر داشته باشد وصاحب آن بتواند بموقع آنها را به کارگیرد ودراین فراز ونشیب ها حالتی طبیعی ومبرا ازفشار وجود داشته باشد. باظهور اندک صحنه سازی وفشار به گام ازسوی سخنور، مخاطبان آن را دریافته و به سرعت دچار دلزدگی نسبت به محتوای پیام وشخص پیام فرست می شوند. یکی ازعمده ترین توصیه هایی  که توسط متخصصان علوم ارتباطات، به ویژه کارشناسان سخنوری، به سخنوران مبتدی می شود، این است که حتی المقدور تأثیر گام یا دانگ را درسخن خود درک کرده وآن را آگاهانه  وبه صورت طبیعی درسخنان خویش به کارگیرند.

 

کیفیت صدا

 

تفاوت اساسی واولیه یک پخش صوت کوچک وقابل حمل ونقل به هرجا با یک دستگاه بزرگ با حساسیت های بالا فقط درتولید وارائه صدایی است که ازخود بیرون می دهند. درحقیقت دستگاه بزرگ بخش کوچکی ازکیفیت صدا را از دست می دهد، درحالی که پخش صوت کوچک بخش قابل ملاحظه ای را حذف می کند. بیان تفاوت های موجود درکیفیت صدا ویاکیفیت آوایی انسان ها، ممکن است با یک تمثیل مرتبط با موسیقی آسان ترباشد وبه درستی ما را با این وجه ازویژگی آوایی انسان هاآشنا ترکند. یک ویولن، یک تار ویک کمانچه را درنظرآورید، هرسه سازی سیمی می باشند، ولی هرکدام اندازه وشکل متفاوتی را ازیکدیگر دارند. اگرکسی آنها را با نت یکسانی بنوازد ازهرکدام صدایی با طنین متفاوتی برمی خیرد، صدایی باکیفیتی کاملا متمایز ازیکدیگر. به همین ترتیب هرانسانی ازکیفیت صدای ویژه ای بهره مند است، چه شکل واندازه اعضای بدن به ویژه اعضای صوتی وتارهای مرتبط باآنها با یکدیگر متفاوت است. این تفاوت موجب طنین وکیفیت صدایی کاملا متمایز ازیکدیگر می شود.

چنین به نظرمی رسد که درمورد کیفیت صدا وتأثیر آن براثربخشی ارتباطی توافق های گسترده ای میان صاحب نظران علم ارتباطات وجود دارد. داوران به راحتی تفاوت میان صداهایی راکه به صداهای تند وخشن معروف هستند وصداهایی که خوشایند ویا خوش طنین تعریف شده اند را بیان می کنند. انها در تجارب گوناگون به درستی این قضاوت را انجام داده و تفاوت ها را ذکر کرده اند. هرچند این امربدیهی است که انسان ها می توانند با آموزش وتمرین کیفیت صدای مطلوبی را برای خود تدارک ببینند. اندرسن  ما را برآن می دارد که به این نکته بیندیشیم  که صداهای بدون کیفیت دلخواه یا صداهای بدون کیفیت اثربخشی کلی وعمومی، لزوما دارای طنین نامطلوب نمی باشند. علت ممکن است عوامل متعدد دیگری باشد. فقط طنین خوشایند، صدای مطبوع وپسندیده ای راپدید نمی آورد.

درمیان موارد ناخوشایند نسبت به کیفیت صدا چند مورد اساسی وجود دارد که ما دراینجا به پنج مورد آن اشاره می کنیم»

1-ناخوشی های مربوط به بینی یا سخن گفتن تودماغی. افراد زیادی هستند که به علت بیماری های گوناگون بینی وحلقوم، صدا را ازمیان بینی خود به بیرون می دهند. صدای آنها ناخوشایند و دربیشتر موارد نامفهوم است.

2-بینی گرفتگی : صداهایی که فرد به هنگام سرماخوردگی شدید یابینی گرفتگی ازخود بیرون می دهد. برخی ازافراد به علت انحراف بینی ویا بیماری های مشابه هنگام ادای کلمات بیشتر با بینی گرفته صحبت می کنند. این نوع سخنگویی نیز خوشایند اکثرافراد نیست ودربرخی موارد نامفهوم است.

3-گرفتگی صدا: که حالتی ازگرفتگی مزمن سینه ونای است وفرد بیماررادچار دشواری سخنگویی وآوایی می کند. این حالت درمورد بیماران مبتلا به آسم نیز درصورت حاد بودن بیماری وجود دارد.

4- خشونت صدا یا گوش خراشی: که حاصل صدایی بانگ گونه است. این صداهای گوشخراش ازحنجره هایی بیرون می آید که دارای دشواری های فیزیکی می باشند. نکته ای که تذکر ان خالی ازانتفاع نیست، این است که صدای خشن غالبا ًمنشا اجتماعی وفرهنگی دارد. یک پژوهش روشن کرده است که گرچه صداهای خشن این توانایی را دارند که به راحتی  ازمیان دیگر صداها شنیده شوند ویا به عبارت دیگر این صداها نسبت به صداهای معمولی شانس شنیده شدن بیشتری دارند، اما تأثیر آنها نامطلوب است وگاه حالت انزجار وتنفر درشنونده ایجاد می کنند.

5- نفس زنی: که براثر اتلاف هوا پدیدمی آید ومانند خشونت صداست که بیشتر درخانم ها اتفاق می افتد. برخی اوقات منشأ ارگانیک دارد، ولی اغلب همان طور که گفته شد براثر دشواری های تنفسی پدیدار می شود ویا به کارگیری غلط اعضای تولید صدا آن را شکل می دهد که آموختنی است ومی توان کم وبیش آن را برطرف کرد.

تمام موارد فوق وبسیاری که ذکر نشده اند قابل آموختن واصلاح کردن می باشند. تمرین دربهبود کیفیت صدا نقش برجسته ای دارد. یکی ازبهترین وسایل یا رسانه های دردسترس برای بررسی شیوه های ارتباطی بطور کلی دستگاه ضبط ویدئویی است. هرچند بخشی از آواها وطنین های صوتی از طریق ضبط ویدئویی ازبین می روند ولی درمجموع تماس چشمی، علائم حرکتی وغیره ضبط می شوند وبادیدن مجدد آنها می توان دریافت که دشواری های ما درکجاست وچگونه باید آنها را برطرف کرد. با تمرین مکرر ومشاهده مجدد این کار به خوبی انجام می پذیرد. وسیله دیگری که بیشتر دردسترس است، ولی به خوبی اولی نیست دستگاه ضبط صوت است که ازطریق آن می توان برخی ازکیفیت های آوایی را ضبط و مورد بررسی مجدد قرارداد ودرصورت وجود نارسایی هایی به اصلاح آن پرداخت.

دربرخی ازفرهنگ ها، آموزش های لازم درمورد صدا و کیفیت آن به جوانان ونوباوگان داده می شود وآنان را برای سخنوری آماده می کند. مثلا درتاریخ یونان باستان وکم وبیش بعدها درروم باستان این آموزش ها مجدانه مورد پیگیری بسیاری ازوالدین برای جوانان خود قرارمی گرفت وآنان را درجوانی به سخنورانی ورزیده تبدیل می کردند.

تفاوت روابط عمومي وتبليغات

 

تفاوت‌ بین‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌

یکی‌ از موضوعات‌ مهم‌ برای‌ کسانی‌ که‌ به‌ کار روابط عمومی‌ اشتغال‌ دارند، تفکیک‌ بین‌ تبلیغات‌ و روابط عمومی‌ است‌. اگر اینان‌ بدون‌ ملحوظ داشتن‌ وجوه‌ افتراق‌ تبلیغات‌ با روابط عمومی‌ به فعالیت‌های‌ خود رنگ‌ تبلیغات‌ بدهند، به‌ سمت‌ فعالیت‌هایی‌ گرایش‌ خواهند یافت‌ که‌ تفاوت‌ اساسی‌ با ماهیت‌ فعالیت‌های‌ روابط عمومی‌ دارد. باید توجه‌ داشت‌ که‌ این‌ تفاوت‌ در واقع‌ از سلطه‌جویی‌ بر مخاطب‌ در فعالیت‌های‌ تبلیغی‌ تا ایجاد ارتباط متقابل‌ و مبتنی‌ بر گفت‌ و گو با مخاطب‌ در فعالیت‌های روابط عمومی‌ توسعه‌ پیدا می‌کند. بنابراین‌ رفع‌ ابهام‌ و مشخص‌ کردن‌ تفاوت‌های‌ روابط عمومی‌ با تبلیغات‌ برای‌ شاغلین‌ روابط عمومی‌ بسیار ضروری‌ است‌. هدف‌ این‌ مبحث‌، روشن‌سازی‌ وجوه‌ افتراق‌بین‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌ است‌.

توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ اساسی‌ ضروری‌ است‌ که‌ کارکنان‌ روابط عمومی‌ با حرکت‌ به‌ سمت‌ تبلیغات‌ از «ارتباطات‌ مشارکت‌آمیز» به‌ سمت‌ «ارتباطات‌ سلطه‌آمیز» گام‌ بر می‌دارند و گام‌ به‌ گام‌ از فلسفه‌ روابط عمومی‌ که‌ همانا مردمداری‌ است‌، دور می‌شوند.

تعریف‌ و ویژگیهای‌ روابط عمومی‌

برای‌ رسیدن‌ به‌ وجوه‌ افتراق‌ بین‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌ لازم‌ است‌ در ابتدا تعریف‌ آنها را بررسی‌کنیم‌. «جی‌. ای‌. گرونیک» نظریه‌ پرداز معاصر، روابط عمومی‌ را مدیریت‌ بین‌ یک‌ سازمان‌ و کسانی می‌داند که‌ با آن‌ سروکار دارند. از طرفی‌ در تعریف‌ روابط عمومی‌ می‌توان‌ گفت‌: «روابط عمومی‌مجموعه‌ای‌ از عملیات‌ ارتباطی‌ آگاهانه‌ و مبتنی‌ بر تحقیق‌ و برنامه‌ است‌ که‌ با استفاده‌ از شیوه‌های‌ علمی و هنری‌ به‌ دنبال‌ اطلاع‌رسانی‌ به‌ مردم‌ و اطلاع‌یابی‌ از آنان‌، تجزیه‌ و تحلیل‌ گرایش‌های‌ مخاطبان‌ و افکارعمومی‌ به‌ منظور جلب‌ نظر، تفاهم‌ و حمایت‌ مستمر از مخاطبان‌ با کاربرد تکنیک‌ها و ابزارهای‌ ارتباطی نوشتاری‌، گفتاری‌، دیداری‌ و شنیداری‌ است‌. دقت‌ در این‌ تعریف‌ نشان‌ می‌دهد که‌ روابط عمومی‌ بیشتر متکی‌ بر مخاطب‌ و دیدگاه‌های‌ اوست‌ و این‌ مخاطب‌ است‌ که‌ سهم‌ عمده‌ای‌ را در برنامه‌ریزی‌های‌روابط عمومی‌ و تعیین‌ اشکال‌ ارتباط با خود دارد.»

همچنین‌ ویژگی‌های‌ روابط عمومی‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:

1. روابط عمومی‌ در پی‌ ارتباط دو سویه‌ با مخاطب‌ است‌;

2. مخاطب‌ در برنامه‌ریزی‌های‌ روابط عمومی‌ با آگاهی‌ کامل‌ ایفای‌ نقش‌ می‌کند و سهیم‌ است‌ ;

3. روابط عمومی‌ صرفاً به‌ دنبال‌ «اطلاع‌رسانی» نیست‌، بلکه‌ مکمل‌ این‌ فرآیند را «اطلاع‌یابی» می‌داند. در واقع‌، روابط عمومی‌ از طریق‌ «اطلاع‌یابی» بر اهمیت‌ تأثیرپذیری‌ از افکار عمومی صحه‌ می‌گذارد.

تعریف‌ و ویژگیهای‌ تبلیغات‌

بعضی‌ها تبلیغ‌ یا پروپاگاندا (Propaganda) را به‌ معنی‌ پخش‌ یا تحریک‌ و یا به‌ حرکت‌ واداشتن‌ اندیشه‌های‌ ویژه‌ می‌دانند. آنان‌ بر این‌ باورند که‌ پروپاگاندا به‌ معنی‌ دروغ‌، تحریف‌، فریب‌، جنگ‌ روانی‌ و شستسوی‌ مغزی به‌ کار می‌رود و هویت‌ یک‌ پیام‌ به‌ عنوان‌ پروپاگاندا، از معنای‌ منفی‌ و نادرست‌ آن‌شناسایی‌ می‌شود.

با چنین‌ دیدگاهی‌، تبلیغ‌ را به‌ پنج‌ نوع‌ تقسیم‌ می‌کنند:

1. تبلیغ‌ آشوب‌ آفرین‌ یا هیجانی‌: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود مخاطب‌ به‌ سوی‌ اهداف‌ معین هدایت‌ شود.

2. تبلیغ‌ وحدت‌ بخش‌: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌، تلاش‌ منبع‌ در راستای‌ منفعل‌ کردن‌ مخاطب‌ است‌.

3. تبلیغ‌ مفید: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ علی‌رغم‌ این‌ که‌ منبع‌ مشخص‌ است‌ و اطلاعات‌ پیام‌ ارسالی‌ ازطرف‌ او صحت‌ دارد، تلاش‌ منبع‌ ایجاد اعتبار در نزد مخاطب‌ است‌.

4. تبلیغ‌ خاکستری‌: در این‌ تبلیغ‌ ممکن‌ است‌ منبع‌ مشخص‌ و یا نامشخص‌ باشد و احتمال‌ دارداطلاعات‌ پیام‌ نیز درست‌ و یا نادرست‌ باشد.

5. تبلیغ‌ سیاه‌: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌، اطلاعات‌ پیام‌، نادرست‌ و ساختگی‌ بوده‌ و هدف‌ منبع‌، نیرنگ‌آمیز است‌.

اگر در هر یک‌ از انواع‌ تبلیغات‌ دقت‌ کنیم‌، درمی‌یابیم‌ که‌ مهمترین‌ ویژگی‌ آنها، نادیده‌ گرفتن‌ نقش‌مخاطب‌ است‌. همچنین‌ بعضی‌ها معتقدند که‌ در تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود اراده‌ مردم‌، تفکر، نگرش‌ وجهان‌بینی‌ آنان‌ به‌ سوی‌ عوامل‌ تبلیغ‌ جلب‌ شود; یعنی‌ به‌ جای‌ مخاطب‌ خود فکر می‌کند و عقاید خودرا به‌ آنان‌ تحمیل‌ می‌کند.

از ویژگیهای‌ اصلی‌ تبلیغات‌ می‌توان‌ موارد زیر را برشمرد:

1. یک‌ سویه‌ بودن‌ ارتباط مبلغ‌ (منبع‌) با مخاطب‌

2. مشروعیت‌ استفاده‌ از راه‌ها و ابزارهای‌ مختلف‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌

3. توجه‌ صرف‌ به‌ منافع‌ سازمان‌ یا منبع‌

4. دستکاری‌ اطلاعات‌ در جریان‌ تبلیغ‌

5. تحمیل‌ عقاید به‌ مخاطب‌

6. توجه‌ به «اقناع» در شکل‌ متعالی‌ تبلیغ‌

وجوه‌ افتراق‌ روابط عمومی‌ با تبلیغات‌

آوازه‌گری‌ و تبلیغات‌ تجاری‌ شکل‌ یک‌ سویه‌ ارتباطات‌ هستند. در حالی‌ که‌ روابط عمومی‌ آرمانی‌، یک‌ ارتباط دو سویه‌ است‌. یک‌ بنگاه‌ مطبوعاتی‌ با استفاده‌ از تبلیغ‌ می‌کوشد تا به‌ هر قیمت‌، نام‌ مشتری در رسانه‌ها ذکر شود. در حالی‌ که‌ روابط عمومی‌ تنها به‌ این‌ دلیل‌ به‌ تبلیغ‌ می‌پردازد که‌ قصد دارد آن‌ را دردرون‌ برنامه‌ گسترده‌ که‌ اهداف‌ سازمان‌ و افکار عمومی‌ را مدنظر خود قرار می‌دهد، بگنجاند. در تبلیغات‌تجاری‌، پیام‌های‌ ارسالی‌ تحت‌ کنترل‌ مؤسسه‌ تبلیغاتی‌ است‌، در حالی‌ که‌ بیشتر پیامهای‌ روابط عمومی‌غیر قابل‌ کنترل‌ هستند، یعنی‌ چون‌ پیام‌ها در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گیرد، توسط آنها دستخوش‌ تفسیر وتغییر می‌شوند.

یکی‌ از تفاوت‌های‌ بسیار اساسی‌ بین‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌، وجود موازین‌ و اخلاق‌ حرفه‌ای‌ درروابط عمومی‌ است‌ که‌ در واقع‌ ضامن‌ سلامت‌ فعالیت‌های‌ روابط عمومی‌ می‌باشد، و آن‌ را به‌ سطح‌ یک‌فعالیت‌ صادقانه‌، صریح‌، روشن‌ و در خدمت‌ مخاطب‌ ارتقاء می‌دهد.

در اینجا، اشاره‌ به‌ یک‌ تفاوت‌ دیگر نیز ضروری‌ است‌. در تبلیغات‌، غرایز طبیعی‌ مورد هدف‌ است‌، در حالی‌ که‌ در روابط عمومی‌، هدف‌ عقلانیت‌ ارتباطی‌ است‌ و روابط عمومی‌ سعی‌ می‌کند ضمن‌ گفت و گو با مخاطب‌، بحث‌ استدلالی‌ و بهره‌گیری‌ از دیدگاه‌های‌ مخاطب‌، به‌ اجماع‌ و نظر مشترکی‌ برسد.

تفاوت‌ روابط عمومی‌ با تبلیغات‌ را باید از نظر غایب‌ و هدف‌ نیز مورد توجه‌ قرار داد. غایت فعالیت‌های‌ روابط عمومی‌، آگاهی‌ بخشی‌ به‌ مخاطب‌ است‌ و مخاطب‌ گزینشی‌ عمل‌ می‌کند و تأثیرپذیری از روابط عمومی‌ ارادی‌ بوده‌ و بین‌ روابط عمومی‌ و مخاطب‌، کنش‌ متقابل‌ دو سویه‌ وجود دارد، در حالی که‌ تبلیغات‌ صرف در پی‌ تحمیل‌ عقیده‌ای‌ است‌ که‌ مورد نظر مبلغ‌ است‌. بنابراین‌ هرگاه‌ مخاطب‌ بدون اطلاع‌ و آگاهی‌ از غایت‌ روابط عمومی‌ تأثیرپذیر شود، تحت‌ تأثیر تبلیغ‌ قرار گرفته‌ است‌.

تفاوت‌ عمده‌ دیگر بین‌ تبلیغات‌ و روابط عمومی‌ این‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌ با مخاطب‌ یک‌ تعامل دموکراتیک‌ را دنبال‌ می‌کند و از زبان‌ مخاطب‌ سخن‌ می‌گوید، در حالی‌ که‌ تبلیغات‌ در پی‌ بهره‌برداری‌ ازمخاطب‌ برای‌ تأمین‌ مقاصد مبلغ‌ است‌ و آزادی‌ مخاطب‌ را مورد تهدید قرار می‌دهد.

معیار تفکیک‌روابط عمومی تبلیغات‌

هدف‌تعامل‌ با مخاطب‌ و گفت‌ و گو تسلط بر مخاطب‌، تأمین‌ منافع‌ منبع‌ و با او و جلب‌ وفاداری‌ مخاطب در نهایت‌ امتناع‌ مخاطب‌

ماهیت مشارکت‌آمیز سلطه‌آمیز

ضوابط مدون‌ اخلاق‌ حرفه‌ای دارد ندارد

نقش‌ مخاطب فعال‌ و هوشمند بی‌ نقش‌ و منفعل‌

الگوی‌ ارتباطی‌ روابط عمومی مخاطب‌ (دو سویه‌) منبع‌ مخاطب‌ (یک‌ سویه‌)

وضوح‌ نیت منبع‌ روشن‌ است روشن‌ نیست‌

الگوی‌ انفکاک‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌

با توجه‌ به‌ بحثی‌ که‌ در این‌ بخش‌ مطرح‌ شد، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ :

1. روابط عمومی‌ و تبلیغات‌ دو مقوله‌ جدا از هم‌ هستند و از نظر هدف‌، شیوه‌، ماهیت‌، الگوی‌ارتباطی‌، توجه‌ به‌ موازین‌ اخلاقی‌ و نقش‌ مخاطب‌، دارای‌ تفاوت‌ فاحشی‌ هستند.

2. روابط عمومی‌ در صورت‌ استفاده‌ از تبلیغ‌، آن‌ هم‌ به‌ طور محدود، از یکی‌ از انواع‌ تبلیغات‌یعنی‌ «تبلیغات‌ سفید» استفاده‌ می‌کند که‌ البته‌ در این‌ صورت‌ نیز نوع‌ تبلیغاتی‌ که‌ روابطعمومی‌ انجام‌ می‌دهد، با تبلیغاتی‌ که‌ مبلغان‌ مدنظر قرار می‌دهند، تفاوت‌ زیادی‌ دارد. بطورمثال‌، ممکن‌ است‌ درج «گزارش‌ آگهی» در مطبوعات‌ که‌ در قبال‌ پرداخت‌ وجه‌ صورت‌ می‌گیردو روابط عمومی‌ در آن‌ نکات‌ قوت‌ فعالیتهای‌ سازمان‌ را برجسته‌ نشان‌ می‌دهد، نوعی‌ تبلیغ‌محسوب‌ شود، ولی‌ توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌ علی‌رغم‌برجسته‌سازی‌ یک‌ جانبه‌ نقاط قوت‌ عملکرد و دستاوردهای‌ سازمان‌، به‌ دور از نیرنگ‌، دروغ‌ وهدف‌ سودجویانه‌ عمل‌ می‌کند و هدف‌ روابط عمومی‌ تنها جلب‌ توجه‌ مخاطب‌ به‌ عملکردبرجسته‌ سازمان‌ است‌.

3 - از کاربرد واژه‌ تبلیغات‌ در روابط عمومی‌ باید تا حد امکان‌ پرهیز کرد. افزون‌ بر مواردی‌ که‌درباره‌ تبلیغات‌ ذکر شد، توده‌ مردم‌ نیز نگرش‌ مثبتی‌ از تبلیغات‌ ندارند و با شنیدن‌ این‌ واژه‌ دربرابر آن‌ موضع‌گیری‌ می‌کنند. از نظر علمی‌ نیز تبلیغات‌ در پی‌ ارتباط یک‌ سویه‌ است‌ و روابطعمومی‌، ارتباط دوسویه‌ را دنبال‌ می‌کند. بنابراین‌ می‌توان‌ بجای‌ تبلیغات‌، از «امور فرهنگی» در روابط عمومی‌ استفاده‌ کرد.

4 - تبلیغات‌ سنتی‌ نیز به‌ لحاظ یک‌ سویه‌ بودن‌ و متکلم‌ وحده‌ بودن‌ مبلغ‌، به‌ نظر می‌رسد که‌کارایی‌ خود را از دست‌ داده‌ باشد. در چنین‌ تبلیغاتی‌، مخاطب‌ دارای‌ نقش‌ منفعل‌ است‌ و به‌پرسش‌های‌ او پاسخ‌ داده‌ نمی‌شد.

 

 

ارتباط نمايشگاه وروابط عمومي

برگزاري نمايشگاه، يكي از فنون عمده در روابط عمومي است. منظور از نمايشگاه محلي است كه در آن محصولات  يا خدمات سازمان در معرض ديد بازديدكندگان قرار مي گيرد. در نمايشگاه، مي توان از ساير ابزارهاي ارتباطي از قبيل نمايش فيلم، نصب تابلو، عكس، نمودارهاي رنگي، تابلوهاي گردان، تراكت و ... استفاده كرد. از ويژگي هاي مهم نمايشگاه، رعايت اصل عينيت در توليد پيام و اطلاع رساني است كه آثار ديرپايي را در مخاطب برجاي مي گذارد. روابط عمومي مي تواند افزون بر برگزاري نمايشگاه در مواقع ضروري، در نمايشگاه هاي كه از طرف ساير ارگانها برگزار مي شود، حضور داشته باشد.

دريك تقسيم بندي عمده نمايشگاه را مي توان از لحاظ مخاطب به دونوع تقسيم كرد:

الف) نمايشگاه عمومی: برای بازديد از اين نوع نمايشگاه که معمولا" عموم افراد را مخاطب قرار می دهد می توان از کليه اقشار جامعه دعوت کرد.

ب ) نمايشگاه تخصصی:نمايشگاه تخصصی برای طيف خاصی از مخاطبان يک سازمان برگزار می شود.مثل برگزاری نمايشگاه کتاب پزشکی که درمقابل نمايشگاه کتاب, يک نمايشگاه تخصصی به حساب می آيد.

برای موفقيت در برگزاری نمايشگاه , داشتن تقويم نمايشگاهی برای روابط عمومی به عنوان يکی از اجزای برنامه عمل سالانه ضرورت دارد.در تقويم يا برنامه نمايشگاهی بايد زمان برگزاری نمايشگاه, مخاطبان موردنظر, اهداف,نحوه برگزاری, هزينه های برگزاری, و محصولات يا خدمات قابل ارايه مشخص باشد.

دومين عامل موفقيت در برگزاری نمايشگاه, مديريت غرفه است. برای اين منظور, افزون بر طراحی اصولی غرفه بويژه رعايت اصول سادگی ترکيب و روشنی موضوع نمايشگاه, احترام به بازديدکنندگان, پيشگامی در ايجاد ارتباط با شرکت کنندگان در نمايشگاه,پاسخگويی کامل ومشتاقانه به پرسشهای بازديد کنندگان, بسيار اهميت دارد.

عامل سوم برای تسهيل امور برگزاری نمايشگاه, ساماندهی رابطان نمايشگاهی که در واقع نمايندگان بخشهای مختلف سازمان هستند, در قالب تشکيلاتی به نام دبيرخانه دايمی نمايشگاهها است.اعضای دبيرخانه با تشکيل جلسات مرتب می توانند هماهنگی های لازم را در راستای برگزاری هرچه بهتر نمايشگاههای موردنظر سازمان به عمل آورند.برای استفاده بهينه از ابزار نمايشگاه, توجه به موارد زير را توصيه می کنيم:

1-برای هر نمايشگاهی, دستور خاصی را که مبين امور مربوط به برگزاری آن از ابتدا تا انتهاست, تهيه و آن را دراختيار دست اندرکاران برگزاری نمايشگاه قرار دهيد.

2-به هنگام عرضه محصولات يا خدمات, به منظور ايجاد امکان ديد مناسب برای مخاطب, آنها را در فاصله بين 80 تا 180 سانتی متری از زمين قرار دهيد.

3- با استفاده از فنون هنری خاص مثل گرافيک, روح واحدی بين غرفه های مختلف حاکم کنيد.

4-  از بازديدکنندگان بخواهيدنظر خودرا درباره چگونگی برگزاری نمايشگاه دربرگهای نظر خواهی خاصی که تهيه می کنيد,منعکس کنند.استفاده از دفتريادبود نيز پيشنهاد می شود.

5- در طراحی غرفه, سعی کنيد درصورت امکان غرفه ای را که می توان به شکل جزيره ساخت, انتخاب کنيد تا بازديدکنندگان از هرچهار طرف بتوانند غرفه شما را تماشا کنند.

6- از نورپردازی و رنگ نهايت استفاده را برای افزايش جذابيت نمايشگاه استفاده نموده لکن دقت شود در اينکار گرفتار زياده روی نشويم و جذابيت کلی غرغه فراموش نشود.

7- از ساير فنون روابط عمومی مثل بروشور,نمايش فيلم, تابلوهای گردان,نمودارهای رنگی,کاتالوگ و... نيز استفاده شود.

8- از رهبران فکری و مخاطبان مهم سازمان برای بازديد از نمايشگاه دعوت کنيد..

9-سه روز قبل از برگزاری نمايشگاه , با برگزاری کنفرانس خبری, جزئيات برگزاری نمايشگاه را از طريق رسانه ها به اطلاع عموم برسانيم.

10-در پايان نمايشگاه,گزارش کاملی از نحوه برگزاری نمايشگاه را همراه فهرست کاستيها,دستاوردها و انتظارات احتمالی, به رياست سازمان منعکس کنيم.

11- در نمايشگاه های بين المللی يا نمايشگاه هايی که احتمالا" بازديد کننده خارجی دارند, لازم است شرح عکسها و توضيحات نمودارها به زبان انگليسی درج شود و يکی از دست اندرکاران غرفه ها با اين زبان آشنايی کامل داشته باشد.

12-برنامه‌هاي جنبي نمايشگاه، فرصتهاي خوبي براي اطلاع‌رساني و ايجاد ارتباط با مخاطبان هستند. براي اين منظور برگزاري مسابقات مختلف، توزيع هداياي ترويجي و توزيع انواع انتشارات توصيه مي‌شود.

13-برگزاري نمايشگاههاي مختلف مثل نمايشگاه کتاب يا عملکرد سازمان براي کارکنان در بخش روابط عمومي داخلي از اهميت بسياري برخوردار است.

ويژگي وشاخص هاي روابط عمومي كارآمد

ویژگی‌ها و شاخص‌های روابط عمومی کارآمد

 

الف) تعریف روابط عمومی كارآمد :
روابط عمومی برتر یا كارآمد، واحدی است كه با ساماندهی مناسب تشكیلاتی و مدیریت علمی، در قالب برنامه و عمل مشخص، ضمن رعایت اصول اخلاقی و حرفه‌ای روابط عمومی و ارایهٔ اطلاعات مشاوره‌ای به مدیریت سازمان، برای نفوذ در افكار عمومی و هدایت آن افزون بر برنامه‌ریزی ویژه برای رهبران فكری، به شكل اصولی رسانه‌ها را به خدمت گرفته و به اصل اطلاع‌یابی، اهمیت ویژه‌ای قایل می‌شود و از طرفی با توسعه فعالیت‌های افكار سنجی و ارتباطات مردمی و تولید فرآورده‌های فرهنگی سعی دارد جریان مبادله پیام بین سازمان و مخاطب را دوسویه و بازخورد لازم را در جریان ارتباطی خود با مخاطبان در ابعاد درون سازمانی، ملی و بین‌المللی ایجاد كند و از طریق نقشی تعیین‌كننده و تأثیرگذار درسطح كلان در برنامه‌های سازمانی و برنامه‌های توسعه ملی ایفا كند و باگرایش به سمت مردم در هیأت وكیل مدافع مردم و دادستان ظاهر شود و به صورت یك نهاد مدنی حامی و پاسدار افكار عمومی درآید.
ب) ویژگی‌های روابط عمومی كارآمد :
۱) عمل به اصول اخلاقی روابط عمومی ازطریق استفاده نكردن از دروغ، رازداری و حفظ اسرار سازمان و مخاطبان، خودداری از نشر اطلاعات كذب، عمل به اصل حقانیت مخاطب و پرهیز از برخورد غیراخلاقی با مخاطبان و پرهیز از ترفندهای تبلیغاتی برای فریب افكار عمومی و تطمیع یا تهدید رسانه‌ها در مورد دادن آگهی‌ یا قطع آن.
۲) توجه به روابط عمومی بین‌المللی از طریق تولید فرآورده‌های فرهنگی جهت دار مبنی بر فعالیت‌های توسعه‌ای، تولید اخبار توسعه و انتشار نشریات و بروشور به زبانهای خارجی و تولید و صدور گزارشهای خبری.
۳) قدرت مشاوره مدیریت از طریق شكل‌دهی «هسته‌های مشورتی» در زمینه‌های مختلف و براساس وظایف تخصصی سازمان و با استفاده از نتایج نظرسنجی‌ها، پژوهش‌ها، تماس‌ها و مطالب رسانه‌ها.
۴) كارآیی روابط عمومی داخلی از طریق توجه به بعد داخلی سازمان و پرهیز از گرایش اصلی به سمت بیرون سازمان و جلب و تأمین رضایت و ایجاد تفاهم بیشتر بین مدیریت و كاركنان.همچنین جمع‌آوری اطلاعات برای مخاطبان درون سازمان و انتشار نشریات داخلی و برنامه‌های بازدید برای كاركنان و خانواده های آنان.
۵) برنامه‌ریزی برای رهبران فكری از طریق اطلاع‌رسانی به ائمه جمعه و جماعات، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، مدرسان و ...انتشار بولتن اطلاع‌رسانی ویژه برگزاری برنامه‌های بازدید از طرحها، حضورمسئولان سازمان در بین آنها و ... است.
۶) استفاده اصولی از رسانه‌ها برای نفوذ در افكار عمومی.
۷) كلان‌نگری در انجام وظایف و تأثیرگذار بودن بویژه در جریان تصمیم‌سازمانی.
۸) دوسویه بودن جریان مبادله پیام و توجه به «بازخورد» از طریق كاربرد الگوی ارتباطات مشاركت‌آمیز در ارتباط با مردم و توجه به ضرورت مشاركت مردم در تصمیم‌گیریها و برنامه‌ریزیها.
۹) داشتن برنامه عمل و اصالت برنامه‌ریزی از طریق تهیهٔ برنامه‌های كوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت و برنامهٔ عمل سالانه.و همچنین شناسایی مخاطبان، تعیین اهداف روابط عمومی براساس اهداف سازمان و تعیین پیام‌های روابط عمومی و پیش‌نویس برنامه و مشورت با مسئولان.
۱۰) اطلاع‌یابی، یعنی علاوه بر اطلاع‌رسانی، نگاه مردم به سازمان را تفسیر كند و آن را در اختیار مدیریت سازمان قرار دهد. مهمترین شیوه اطلاع‌یابی سنجش افكار عمومی است و همچنین نظام پیشنهادها برای آگاهی از دیدگاههای اصلاحی كاركنان و قشرهای مختلف مردم.
۱۱) اولویت ارتباطات مردمی هم در درون و هم در بیرون سازمان از طریق برگزاری جلسات پرسش و پاسخ بین كاركنان و مدیریت و گروههای مختلف مردم، بویژه مخاطبان خاص سازمان یا مدیریت و برگزاری بحث آزاد. و همچنین طراحی یك بخش مستقل در نمودار و تشكیلات سازمانی روابط عمومی.
۱۲) سازماندهی و مدیریت علمی با استفاده از طراحی تشكیلاتی مناسب و مدیریت عملی و تعیین جایگاه مشخص روابط عمومی زیرنظر مستقیم بالاترین مقام سازمانی. همچنین مدیر كارآمد و متخصص در حوزهٔ افكار عمومی، علوم ارتباطات و آشنایی اجمالی با اصول علم مدیریت و ضرورت توجه به جذب نیروی انسانی متخصص در علوم روابط عمومی و ارتباطات.
۱۳) توانمندی در تولید فرآورده‌های فرهنگی از طریق تولید اطلاعات در قالب‌های مختلف همچون تفسیر خبر و غیره و از این طریق كمك به كار فرهنگ سازی جامعه. 
۱۴) ایفای نقش در قالب نهاد مدنی از طریق مطالعهٔ مستمر افكار عمومی و دخالت دادن آن در تعیین خط مشی سازمان و ایفای نقش پل ارتباطی بین ملت و دولت.

 

 

 

 

گفتگوي آزاد وروابط عمومي

وابط عمومي بطور تاريخي اخلاق گراست و اساسا براي گفتگو با مردم شكل گرفت. اما رفته رفته با رشد روزافزون كاركرد تبليغاتي در واحدهاي روابط عمومي ماهيت كار روابط عمومي تغيير كرد و منولوگ (تبليغات) جاي ديالوگ (گفتگو) را گرفت و كاركردهاي اخلاقي روابط عمومي تضعيف شد.

به معنايي ديگر روابط عمومي براي گفتگوي بين سازمان و مردم شكل گرفت و امروزه اين گفتگو با فهمي كه روابط عمومي ها از اقتدار افكارعمومي پيدا كرده اند به گفتگوي آزاد  تبديل شده است. به معنايي ديگر امروزه يك روابط عمومي سرآمد تلاش مي كند با ترويج گفتگوي آزاد به مردم نزديك تر شود.

تفسير اخلاقي روابط عمومي به كاركرد آن از طريق گفتگو بر مي گردد و اساسا اگر گفتگو در روابط عمومي متوقف شود چيزي از روابط عمومي نمي ماند.

توسعه ديالوگ به جاي مونولوگ و توسعه ارتباطات افقي به جاي ارتباطات عمودي در درون و بيرون سازمان در واقع توسعه كاركرد اخلاقي روابط عمومي است. در زير با برخي از آداب گفتگوي آزاد آشنا مي شويم:

 

آداب گفتگوي آزاد

1-   روابط عمومي بايستي تلاش كند تا سازمان را انعطاف پذير كند. بخصوص روابط عمومي سازمانهاي دولتي بايستي از توهم دوران ارباب و رعيتي خارج شوند و انرژي لازم را جهت تغيير ديدگاه سنتي به ديدگاه نوين يعني مردمداري و مشتري مداري تزريق كنند.

2-   سازمانها بايستي ياد بگيرند كه فرصت و امكان برابر را به مردم بدهند و روابط عمومي ها بايستي براي ساختن جهاني انساني تر تلاش كنند. جهاني كه تمام مردم در آن فرصت و امكان برابر براي گفتگو داشته باشند.

3-   اخلاق در روابط عمومي يعني عمل از طريق گفتگو با مردم. گفتگو با مردم را متوقف نكنيد زيرا اگر اين كار انجام شود روابط عمومي متوقف شده است.

4-      در واقع ترويج گفتگوي آزاد ترويج اخلاق است و هر گاه گفتگويي حقيقي انجام مي گيرد در واقع اخلاق ترويج مي شود.

5-   صداقت پايه اصلي اخلاق است. در گفتگوي آزاد صداقت را به عنوان بهترين سياست انتخاب كنيد. زيرا تنها بر پايه صداقت است كه مي توان اعتماد مردم را جلب كرد.

6-   هميشه موانع بيشماري بر سر راه گفتن تمامي حقيقت وجود دارد اما حداكثر تلاش خود را بكنيد تا مردم بدانند كه سازمان شما با آنان صادق است.

7-   اگر فرصت گفتگوي آزاد براي مردم مهيا شود مردم نماينده نمي خواهند و نيازي نيست بار نمايندگي مردم به دوش كسي بيفتد. فقط كافي است اجازه بدهيد مردم در گقتگو فرصت و امكان برابر پيدا كنند.

 

 

مشكلات خبر نويسي در روابط عمومي

صرفنظر از اینکه خبر را گزارشی از رویدادهای عینی و واقعی اتفاق افتاده یا جاری بنامیم یا از آن به عنوان پیامی که احتمال صدق و کذب در آن وجود دارد ، تعبیر کنیم در حوزه روابط عمومی آنچه که برای یک روابط عمومی کارآمد مهم است ،نوع نگاه خبری و دخالت دادن احساسات و افکار و.. براساس عقلانیت در خبرنویسی است.یک کارگزار روابط عمومی برای انعکاس دقیق ، شفاف و کامل آنچه که در حوزه قلمرواش می گذرد ناگزیر از رعایت همه اصول و چارچوب های خبر نویسی است.

روابط عمومی نیازمند این است که جامعیت را دردر خبر رعایت کند تا همه ابهامات ذهنی و سوالات ارباب رجوع و عامه را درباره سازمان متبوعش پاسخ دهد ؛ باید به روشنی خبر توجه داشته باشد تا در نهایت سادگی مطالب را به صورت قابل فهم به اطلاع مردم برساند ؛ همچنین یک روابط عمومی قوی باید همواره به درستی خبر منتشر شده اش اطمینان حاصل کند تا مجبور نشود بیش از آنچه گفته توضیح دهد زیرا در صورت نادیده گرفتن درستی و صحت اخبار در دراز مدت باید سلب اعتماد و اطمینان از دستگاه متبوع خویش را به نظاره بنشیند.

در کنار اینها توجه به ارزشهای خبری چون دربرگیری ، شهرت، برخورد، تازگی ، بزرگی و فراوانی مقدار ، استثناء و عجیب و شگفتی ، مجاورت جغرافیایی و معنوی و ... توجه داشته باشد و در تنظیم خبر عناصر ششگانه که ، کجا، کی ، چه ، چرا؟، چگونه؟ را مد نظر قرار دهد..

در سایه توجه به این موارد و نکات است که می توان از خروجی یک روابط عمومی ، نشر یک خبر درست،روشن ، رسا و کامل را انتظار داشت.

مشکلات خبر نویسی در روابط عمومی:

در نظام اداری دنیا در برخی موارد نقش روابط عمومی تاحد اجرای منویات مدیر موسسه یا آن سیستم تنزل پیدا می کند که این امر در کشورهای صنعتی و پیشرفته نمود کمتری دارد ودر کشورهای جهان سوم ملموس تر است و این تفاوت از نوع نگاه سیستماتیک این جوامع حکایت دارد.

در کشورهای جهان سوم که شاخص های مختلف قابل قیاس با کشورهای پیشرفته نیست نوع خبر نویسی روابط عمومی ها همه متأثر از عوامل متعددی است که شاید اصلی ترین آن نگاه مدیریتی از بالا به پائین است.

نظام اداری کشورهای جهان سوم در موارد متعدد ، متأثر از نظام اجتماعی و سیاسی آنان است و هنگامی که نوع مدیریت در جامعه ای به جای مدیریت افقی و مبتنی بر مشورت ،برمدیریت عمودی ،یکجانبه و از بالا به پائین استوار باشد ، قطعا همه ابعاد سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد.هنگامی که کارگزاران روابط عمومی در مقابل دیدگان خود باید ها و نبایدها ی نوشته و نانوشته ای را بینند قطعا نباید از آنها انتظار انعکاس اخبار عینی و واقعی را داشت ؛ هنگامیکه آنان باید سطر به سطر و مورد به مورد اجراکننده ودستورها و نظرهای مدیر مجموعه شان باشند ؛ انتظار خبر رسانی دقیق و کامل و مبتنی بر اصول خیال واهی است و اینجاست که فروع جای اصول را می گیرند. متأسفانه در برخی موارد مشاهده شده است که مدیر مجموعه تحت تأثیر یک سری القائات و نگرشهای احساسی و نه عقلانی ، دستور به چاپ یا درج و ارسال خبری کرده است بقیه موارد را می توان حدس زد که نتیجه این اقدام پروپاگاندایی و تبلیغاتی و به اصطلاح طبل توخالی چیست و این چالشی اساسی در کار روابط عمومی به ویژه در حوزه خبرنویسی است.

در کنار این چالش می توان به چالشهای دیگری هم اشاره کرد . نوع نگاه به مقوله روابط عمومی و خبرنویسی درآن به ویژه در کشورما یک نوع نگاه غیرتخصصی است و نمی توان از یک غیر متخصص انتظار ابداع و تنوع در خبر نویسی را داشت . شرایط به گونه ای رقم خورده است که برخی از روابط عمومی ها به آفت کلی گویی، کلیشه گویی ، بی توجهی به ارزشها و عناصر خبری ،رویکرد احساسی و نه عقلانی ، اجرای کامل دستورات مدیریتی ، نگاه سازمانی به قضایا و .. مبتلا شده اند

بارها بارها مشاهده شده است که مثلا بدون توجه به ارزش و شهرت و قواعد حاکم برآن در خبرنویسی یک سازمان اقدام به ارسال خبری کلی ،بی محتوا و کلیشه ای کرده که درآن منبع خبر با عنوان جناب آقای .. مدیر محترم و .. آورده شده است که ارزش این خبر را به حد یک نامه اداری درجه چندم تنزل داده است و قطعا در هیچ رسانه ای قابل چاپ یا پخش نیست چون هیچ اطلاعاتی به مخاطبان نمی دهد.

در موارد دیگر باز هم بدون توجه به قواعد خبر نویسی ، یک نامه اداری با آمارهای فراوان در یک قالب خشک ورسمی با عنوان خبر ارسال می گردد که در اغلب موارد به خاطر خشک و مبهم بودن به جای پخش یا چاپ روانه سطل آشغال شده است.به این موارد ، نگارش احساسی و شعارگونه به اصطلاح خبرهای منتشر شده از سوی روابط عمومی ها را هم می توان اضافه کرد.بر اساس قواعد روانشناسی آنجا که پای احساس و شعر و شاعری و شعار به میان می آید ؛ عقلانیت نمی تواند جولان دهد و هنگامیکه به جای عینیت و واقع گرایی ، روابط عمومی ها شعار نویسی را در نامه های اداری و به اصطلاح خبر تقویت کنند ، نباید انتظار انعکاس رسانه ای آن را داشته باشند.

چه باید کرد ؟

بی توجهی به در برگیری خبرها ، اطلاع نداشتن از وقایع پیرامون ، در نظر نگرفتن بازخوردهای منفی و مثبت، بی توجهی به اصول خبر، نگاه یکجانبه و مونولوگ به جای دیالوگ از جمله آسیبهای است که روابط عمومی ها را دچار چالش می کند و باید برای آن چاره و تدبیری اساسی اندیشیده شود.

برای برون رفت چالشهای خبرنویسی در روابط عمومی موارد زیر پیشنهاد می شود:

  • برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت و بلند مدت
  • جایگزین شدن رویکردهای تخصصی به جای تصمیمات و رویکردهای غیر تخصصی
  • اطلاع از آخرین تحولات در عرصه و مقوله اطلاع رسانی
  • توجه جدی به اصول ومبانی خبرنویسی
  • استقلال روابط عمومی ها و رهایی آنها از عوامل درون و برون سازمانی مختلف
  • تفویض اختیارات به روابط عمومی ها صورت کامل

در سایه توجه به مواردی اینچنینی است که پویایی و کارآمدی روابط عمومی ها محقق می شودو به تبع آن یک سازمان پویایی، نشاط، دوام و بقایش را تضمین خواهد کرد

 

مشكلات خبر نويسي در روابط عمومي

صرفنظر از اینکه خبر را گزارشی از رویدادهای عینی و واقعی اتفاق افتاده یا جاری بنامیم یا از آن به عنوان پیامی که احتمال صدق و کذب در آن وجود دارد ، تعبیر کنیم در حوزه روابط عمومی آنچه که برای یک روابط عمومی کارآمد مهم است ،نوع نگاه خبری و دخالت دادن احساسات و افکار و.. براساس عقلانیت در خبرنویسی است.یک کارگزار روابط عمومی برای انعکاس دقیق ، شفاف و کامل آنچه که در حوزه قلمرواش می گذرد ناگزیر از رعایت همه اصول و چارچوب های خبر نویسی است.

روابط عمومی نیازمند این است که جامعیت را دردر خبر رعایت کند تا همه ابهامات ذهنی و سوالات ارباب رجوع و عامه را درباره سازمان متبوعش پاسخ دهد ؛ باید به روشنی خبر توجه داشته باشد تا در نهایت سادگی مطالب را به صورت قابل فهم به اطلاع مردم برساند ؛ همچنین یک روابط عمومی قوی باید همواره به درستی خبر منتشر شده اش اطمینان حاصل کند تا مجبور نشود بیش از آنچه گفته توضیح دهد زیرا در صورت نادیده گرفتن درستی و صحت اخبار در دراز مدت باید سلب اعتماد و اطمینان از دستگاه متبوع خویش را به نظاره بنشیند.

در کنار اینها توجه به ارزشهای خبری چون دربرگیری ، شهرت، برخورد، تازگی ، بزرگی و فراوانی مقدار ، استثناء و عجیب و شگفتی ، مجاورت جغرافیایی و معنوی و ... توجه داشته باشد و در تنظیم خبر عناصر ششگانه که ، کجا، کی ، چه ، چرا؟، چگونه؟ را مد نظر قرار دهد..

در سایه توجه به این موارد و نکات است که می توان از خروجی یک روابط عمومی ، نشر یک خبر درست،روشن ، رسا و کامل را انتظار داشت.

مشکلات خبر نویسی در روابط عمومی:

در نظام اداری دنیا در برخی موارد نقش روابط عمومی تاحد اجرای منویات مدیر موسسه یا آن سیستم تنزل پیدا می کند که این امر در کشورهای صنعتی و پیشرفته نمود کمتری دارد ودر کشورهای جهان سوم ملموس تر است و این تفاوت از نوع نگاه سیستماتیک این جوامع حکایت دارد.

در کشورهای جهان سوم که شاخص های مختلف قابل قیاس با کشورهای پیشرفته نیست نوع خبر نویسی روابط عمومی ها همه متأثر از عوامل متعددی است که شاید اصلی ترین آن نگاه مدیریتی از بالا به پائین است.

نظام اداری کشورهای جهان سوم در موارد متعدد ، متأثر از نظام اجتماعی و سیاسی آنان است و هنگامی که نوع مدیریت در جامعه ای به جای مدیریت افقی و مبتنی بر مشورت ،برمدیریت عمودی ،یکجانبه و از بالا به پائین استوار باشد ، قطعا همه ابعاد سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد.هنگامی که کارگزاران روابط عمومی در مقابل دیدگان خود باید ها و نبایدها ی نوشته و نانوشته ای را بینند قطعا نباید از آنها انتظار انعکاس اخبار عینی و واقعی را داشت ؛ هنگامیکه آنان باید سطر به سطر و مورد به مورد اجراکننده ودستورها و نظرهای مدیر مجموعه شان باشند ؛ انتظار خبر رسانی دقیق و کامل و مبتنی بر اصول خیال واهی است و اینجاست که فروع جای اصول را می گیرند. متأسفانه در برخی موارد مشاهده شده است که مدیر مجموعه تحت تأثیر یک سری القائات و نگرشهای احساسی و نه عقلانی ، دستور به چاپ یا درج و ارسال خبری کرده است بقیه موارد را می توان حدس زد که نتیجه این اقدام پروپاگاندایی و تبلیغاتی و به اصطلاح طبل توخالی چیست و این چالشی اساسی در کار روابط عمومی به ویژه در حوزه خبرنویسی است.

در کنار این چالش می توان به چالشهای دیگری هم اشاره کرد . نوع نگاه به مقوله روابط عمومی و خبرنویسی درآن به ویژه در کشورما یک نوع نگاه غیرتخصصی است و نمی توان از یک غیر متخصص انتظار ابداع و تنوع در خبر نویسی را داشت . شرایط به گونه ای رقم خورده است که برخی از روابط عمومی ها به آفت کلی گویی، کلیشه گویی ، بی توجهی به ارزشها و عناصر خبری ،رویکرد احساسی و نه عقلانی ، اجرای کامل دستورات مدیریتی ، نگاه سازمانی به قضایا و .. مبتلا شده اند

بارها بارها مشاهده شده است که مثلا بدون توجه به ارزش و شهرت و قواعد حاکم برآن در خبرنویسی یک سازمان اقدام به ارسال خبری کلی ،بی محتوا و کلیشه ای کرده که درآن منبع خبر با عنوان جناب آقای .. مدیر محترم و .. آورده شده است که ارزش این خبر را به حد یک نامه اداری درجه چندم تنزل داده است و قطعا در هیچ رسانه ای قابل چاپ یا پخش نیست چون هیچ اطلاعاتی به مخاطبان نمی دهد.

در موارد دیگر باز هم بدون توجه به قواعد خبر نویسی ، یک نامه اداری با آمارهای فراوان در یک قالب خشک ورسمی با عنوان خبر ارسال می گردد که در اغلب موارد به خاطر خشک و مبهم بودن به جای پخش یا چاپ روانه سطل آشغال شده است.به این موارد ، نگارش احساسی و شعارگونه به اصطلاح خبرهای منتشر شده از سوی روابط عمومی ها را هم می توان اضافه کرد.بر اساس قواعد روانشناسی آنجا که پای احساس و شعر و شاعری و شعار به میان می آید ؛ عقلانیت نمی تواند جولان دهد و هنگامیکه به جای عینیت و واقع گرایی ، روابط عمومی ها شعار نویسی را در نامه های اداری و به اصطلاح خبر تقویت کنند ، نباید انتظار انعکاس رسانه ای آن را داشته باشند.

چه باید کرد ؟

بی توجهی به در برگیری خبرها ، اطلاع نداشتن از وقایع پیرامون ، در نظر نگرفتن بازخوردهای منفی و مثبت، بی توجهی به اصول خبر، نگاه یکجانبه و مونولوگ به جای دیالوگ از جمله آسیبهای است که روابط عمومی ها را دچار چالش می کند و باید برای آن چاره و تدبیری اساسی اندیشیده شود.

برای برون رفت چالشهای خبرنویسی در روابط عمومی موارد زیر پیشنهاد می شود:

  • برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت و بلند مدت
  • جایگزین شدن رویکردهای تخصصی به جای تصمیمات و رویکردهای غیر تخصصی
  • اطلاع از آخرین تحولات در عرصه و مقوله اطلاع رسانی
  • توجه جدی به اصول ومبانی خبرنویسی
  • استقلال روابط عمومی ها و رهایی آنها از عوامل درون و برون سازمانی مختلف
  • تفویض اختیارات به روابط عمومی ها صورت کامل

در سایه توجه به مواردی اینچنینی است که پویایی و کارآمدی روابط عمومی ها محقق می شودو به تبع آن یک سازمان پویایی، نشاط، دوام و بقایش را تضمین خواهد کرد

 

نظريه هاي روابط عمومي

نظریه های روابط عمومی:

.
بودجه بندی ونقش آن در کارایی روابط عمومی:
بودجه روابط عمومی:
تنظیم بودجه، اعمال کنترل دقیق در چگونگی مصرف برای دولت، صاحبان کار و حتی بخش های خدمات اجتماعی اهمیت زیاد دارد. روابط عمومی به ویژه در جامعه آگاه از بودجه بندی امروز ما از این قاعده مستثنی نیست.
بودجه بندی نتیجه فرآیند برنامه ریزی ساختاری است. به این ترتیب سازمان ها برای حمایت از فعالیت ها در زمینه برنامه ریزی نیاز به بودجه بندی دارند، ممکن است این کار برای افراد غیر حرفه ای پیچیده بنماید اما بودجه بندی در چارچوب یک برنامه رسمی روابط عمومی، کمکی لازم و ضروری محسوب می شود.
معمولاً برنامه های بودجه بندی، جنبه های پویایی فعالیت های روابط عمومی را نادیده می گیرند. نکته حائز اهمیت این است که تنها با توجه به هزینه های جاری و نتایج و تغییر آنها نمی توان با درصد گیری که ممکن است. مدیر روابط عمومی آنرا برای آینده مناسب بداند، بودجه قابل قبولی ارائه داد. بدین منظور مذاکرات اولیه با کارکنان روابط عمومی در سازمان به جهت حصول اطمینان از در نظر گرفتن تمامی فعالیت های مهم و همچنین بازبینی کارنامه رسمی در اولویت قرار دارد.
تکنولوژی های نوین ارتباطی ونقش آنها در کارایی روابط عمومی:
در عصر ارتباطات و اطلاعات روابط عمومی ها هم ناگزیر هستند که خود را با تجهیزات و وسایل نوین و شیوه-ها و روش های جدید هماهنگ نمایند و ظرفیت های خود را برای استفاده از این سخت افزارها و نرم افزارها بالا ببرند تا مطابق با انتظارات و توقعات جدید مأموریت ها و مسئولیت های خود را به انجام رسانند. روابط عمومی در یک سازمان مسئول گردش اطلاعات همه جانبه از سوی سازمان به مخاطبان ان و بالعکس می باشد. روابط عمومی بدون برقراری ارتباط و انتقال آن به سیاستگزاران و برنامه ریزان سازمان و سرعت، شفافیت و جهت اطلاع رسانی از مدیریت سازمان به مخاطبان وظیفه اصلی روابط عمومی را تشکیل می دهد. انجام این مأموریت نیازمند دانستن شیوه ها و روش های تازه و کاربرد تجهیزات ارتباطی نوین است. روش های قدیمی و کهنه دستیابی و نگهداری اطلاعات و پردازش و انتقال آن در عصر کنونی که عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات است، روبط عمومی را با سکون مواجه خواهد کرد. (میر سعید قاضی، 1390 ، 60)
ایجاد و گسترش زیرساخت های ارتباطی، ایجاد سایت ها و شبکه های اطلاعاتی، به خدمت گرفتن نیروهای متخصص و آموزش نیروهای موجود به روابط عمومی کمک می کند تا گام های نخست یک روابط عمومی الکترونیک (E-Public Relation) را بنیان گذاری کنند و به عرصه روابط عمومی الکترونیک برسند. اگر روابط عمومی ها نتوانند خود را با پایگاه های اطلاعاتی رسانه ای عصر حاضر همگام نمایند از برقراری ارتباط موثر محروم خواهند بود. امروزه شهروند الکترونیک (E-Citizen)، مخاطبان الکترونیک (E-Organization)، نیازمند روابط عمومی الکترونیک است (همان منبع،61).
امروزه فناوری های اطلاعات به عنوان ابزاری توانمندساز برای مدیران و کارکنان سازمانی، مطرح است. در این میان روابط عمومی های الکترونیک، به عنوان واحد های ارتباطی - اطلاعاتی سازمان، می توانند نقش مهمی در بهینه سازی فرآیند معماری اطلاعات در سازمان ها داشته باشند. چرا که در سازمان هایی که جایگاه روابط عمومی به صورتی مناسب شناخته و تعیین شده است.
سرعت اطلاع رسانی، اصلی ترین عاملی است که روابط عمومی الکترونیک را نسبت به روابط عمومی سنتی، متمایز می کند. روابط عمومی الکترونیک، عامل کاهش هزینه های غیرضروری در انتقال اطلاعات است.
امروزه روابط عمومی ها تنها با کارکنان، سازمان، مشتریان و روزنامه نگاران مواجه نیستند، بلکه با افرادی که ممکن است از سراسر دنیا وارد سایت آنها بشوند و درخواست اطلاعات، خدمات و تسهیلات نمایند، روبه رو خواهند بود (قاسمی، 1386 ، 28).
استفاده از فناوری های ارتباطی باعث تحول جدیدی در روابط عمومی شده است. "جان بردسلی، رئیس واحد روابط عمومی انجمن روابط عمومی آمریکا در این باره می گوید:" تکنولوژی به شما این امکان را می دهد که همزمان با مخاطبان و حوزه های مختلف، در تماس و در حال تعامل باشید و با تقسیم بندی این حوزه ها به جایی برسید که گویا تنها یک نفر با یک نفر دیگر در حال گفتگوست. متخصصان روابط عمومی با استفاده از این فناوری ها می توانند تمامی پیام های متفاوت را همزمان از خطوط مختلف دریافت یا به آنها ارسال کنند. در اینجاست که یک مدیر زبده امور ارتباطات، در آینده نه تنها از مطالب رسانه های انتخابی و در دسترس با خبر خواهد بود بلکه می تواند دقیقاً برآورد کند که کدامیک از این رسانه ها برای گزینش بهتر است. دراین شیوه متخصصان روابط عمومی با طراحان آژانس های تبلیغاتی و رسانه ها، نقش ایفا خواهند کرد (مؤمنی نور آبادی، 1383 ، 39-37).
در روابط عمومی الکترونیک به جای بهره گیری از شیوه های سنتی مواجه با مشتریان یا مخاطبان، از تکنولوژی های الکترونیکی به منظور سهولت، سرعت و فراگیری بیشتر استفاده می شود. در هر صورت فرآیند گام گذاشتن روابط عمومی سنتی به عرصه الکترونیک، یک جهش و گام اساسی برای ورود به دنیای مجازی محسوب می شود و سنگ بنای سایر فعالیت های روابط عمومی در فضای آنلاین در همین مرحله گذاشته می شود.
پس از خروج از روابط عمومی سنتی و آغاز روابط عمومی الکترونیک، راهکارهای ارتباطی الکترونیکی در ارتباط با مخاطب مورد نظر قرار می گیرد و اینترنت، اینترانت، اکسترانت و دیگر رسانه های اجتماعی به منظور تسریع در اطلاع رسانی، ایجاد سهولت برای ارباب رجوع در جهت کار با سازمان، افزایش کارایی، شفاف سازی سازمان در ارائه خدمات و تحقق مفهوم مشتری مداری، مخاطب محوری و ارباب رجوع محوری به کار گرفته می شود که مبتنی بر فضای مشارکت و باز خورد می باشد (امامی، 1387 ، 91).
نتیجه گیری:
روابط عمومی در سازمان های امروزی نقش تعیین کننده ای در برقراری ارتباط بین مجموعه مدیران،کارکنان،مشتریان،رقبا و نهاد های قدرت مرتبط با سازمان ایفا نماید.روابط عمومی به عنوان مدعی العموم مردم و وکیل مدافع سازمان یکی از اصلی ترین کانال های ارتباطی سازمان و برون سازمان با جامعه مخاطبان یاهمان جامعه هدف که از دو طیف مخاطبان درونی سازمان و برون سازمان تشکیل می شوند،نقش مهمی در تشریح وضعیت موجود،تبین اهداف ارتباطی و رسانه ای و تعیین سازو کارها و تکنیک های برقراری تعامل منطقی و هدفمند سازمان با جامعه خارج از آن ایفا می کند که تقویت این حوزه می تواند زمینه ساز حرکت های اثر بخش در سازمان به منظور دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده باشد.
همانگونه که دراین پژوهش به آن اشاره و پرداخته شد، نقش راهبردی یکی از بارزترین و مهم ترین نقش هایی که روابط عمومی می تواند با اشراف و احاطه بر اطلاعات درون و برون سازمانی ،تصمیماتی مبتنی بر هدف اتخاذ کرده ، شناخت کاملی نسبت به محیط اطراف خود داشته باشد.به این ترتیب روابط عمومی کارآمد و موثر به عنوان یکی از مهمترین وظایف مدیریت می تواند تصمیم گیری های مدیران را با موفقیت همراه نماید.
مدیریت سازمان برای هدایت ،هماهنگی و رهبری سازمانی نیازمند روابط عمومی کارآمد است.مدیران باید بتوانند نگرش ها و علایق افراد سازمانی و برون سازمانی را به نحوی همسوی اند که کنش های متقابل آنان در حین انجام فعالیت ها منجر به بقای سازمان و معطوف به اهداف کلان آن باشد.در این خصوص نیز نقش روابط عمومی بسیار مشهود است. روابط عمومی می تواند با بهره گیری از ابزارها و حمایت های لازم از جمله دیدگاه متعالی مدیران به جایگاه و تقش روابط عمومی ،تخصیص بودجه مناسب،استفاده از تکنولوژی های نوین ارتباطی و امکانات ارتباطی درون سازمانی و برون سازمانی همراه با یک برنامه راهبردی وپیوست های ارتباطی و .. نیازها و خواسته های جامعه مخاطب سازمان را شناسایی،تحلیل نماید و مدیریت را در شناخت درست و تلاش برای برآورده ساختن آن یاری رساند.
اما الگوی یک روابط عمومی کارآمد و با کارایی لازم آن است که بتواند به استقرار و حفظ فهم دوجانبه بین سازمان و گروه های مرتبط (تفاهم) کمک کند.
در این الگو که اساس آن فهم مشترک است،رابطه یک سویه نیست بلکه دوسویه و تعاملی است.
در روابط عمومی عمومی تعاملی که همچون شبکه اجتماعی در سطح سازمان و خارج از آن فعال است هیچ امری از رصد روابط عمومی پنهان نیست و می تواند با بهره گیری از تکنولوژی های نوین ارتباطی و در بستری که از نیاز سنجی،افکارسنجی،تحلیل داده و بازخورد به نحو کاملی استفاده می کند،سعی در القاء مفاهیم سازمان خود به مخاطب ندارد،بلکه به تفاهم و دستیابی به یک فهم مشترک می اندیشد.این الگو به الگوی دوسویه همسنگ که از سوی گرونیک و هانت مطرح شد نزدیک است و از بسیاری از ویژگی های آن همچون توجه به اخلاق،تعدیل سیاست های سازمان،ارزیابی فعالیت ها،گفت و گو ، مشارکت و تفاهم بهره می برد.
بر این اساس باید گفت: کارایی روابط عمومی و عوامل موثر بر آن بستگی زیادی به عوامل ذیل دارد.چنانچه بر این عوامل وکارکردها واقف و براساس آن در تصمیم گیری های توجه نماید،دستیابی به کارایی و تفاهم ممکن خواهد شد.
1- کارکرد درون سازمانی: بیشتر حول محور نیروهای درون سازمان می چرخد و روابط عمومی می تواند تعامل را در جامعه مخاطب خود تقویت نماید.ارتقای فرهنگ سازمانی،دستیابی به اهداف سازمان و اطلاع رسانی درست خط مشی،چشم انداز و ماموریت سازمان در جهت استراتژی های کلان سازمان
2- کارکرد برون سازمانیدر این کارکرد روابط عمومی به دنبال برقراری ارتباط درست و موثر با جامعه مخاطبان خود در حوزه خارج از سازمان است و تلاش می نماید و با بهره گیری از تکنولوژی های نوین ارتباطی و منابع مالی و حمایت های مدیریت ارشد،مدیریت افکار عمومی،اطلاع رسانی و تبلیغ خدمات و دستاوردها،پاسخگویی، ارتباط با شرکای سازمانی که همگی در جهت اهداف سازمان صورت می پذیرد.
3- کارکرد راهبردیروابط عمومی با شناسایی نقاط ضعف و قوت،فرصت ها و تهدیدها ، با استفاده از نیروهای متخصص،ابزارهای ارتباطی و تحلیل داده ها و ارایه گزارش نقش کلیدی خود را در تصمیم سازی و تصمیم گیری سازمان برای رسیدن به اهداف کلان خود یاری می نماید.

 

 

 

 

 

 

 

  •  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چالش هاي روابط عمومي ها

 

 

  

 

مقالات- شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران(شارا):

 

چکیده

اگرچه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد. چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

کارشناسان علوم ارتباطات مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!


1- مقدمه

با توجه به اینکه از پیدایش روابط عمومی در ایران حدود نیم قرن می گذرد هنوز روابط عمومی با مسایل مختلفی مواجه است. متاسفانه بررسی تاریخی این دانش در ایران نشان می دهد که به رغم وجود اندیشه ها و ایده های اصلاح طلبانه برای توسعه آن، هیچ گونه اقدام عملی بنیادی در این زمینه صورت نگرفته است به همین دلیل است که امروزه روابط عمومی ها بیشتر وقت خود را صرف برطرف ساختن مشکلات خود می کنند. ورود به این مشکلات، توان و شرایط ایفای وظایف و رسالت راستین را از روابط عمومی گرفته است.

چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی ( نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دست یابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه " خطر مدیریت مداری " را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد.

چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است. نادیده انگاشتن و لحاظ نکردن برخی از بخش های مهم روابط عمومی در تشکیلات آن و عنوان های شغلی را باید از مسایل مهم در طراحی تشکیلاتی روابط عمومی دانست. متاسفانه در برخی موارد روابط عمومی را با تشکیلاتی نظیر حراست، گزینش و بازرسی در یک ردیف تحت عنوان ادارات کل قرار می دهند که این کار اقدامی نادرست است. چرا که گستره فعالیت های روابط عمومی در درون و بیرون سازمان فراگیرتر از فعالیت واحدهای دیگر است. به همین لحاظ، ارتقای جایگاه روابط عمومی و سطح تشکیلات آن باید به گونه ای باشد که بتواند در یک فضای ارتباطی مناسب به رسالت خود عمل کند.

نکته دیگر اینکه میان مدیر روابط عمومی و مدیریت سازمان نباید فاصله ای وجود داشته باشد. در برخی سازمان ها، مدیران روابط عمومی به سختی می توانند با مدیر سازمان ارتباط مستقیم داشته باشند که دلیل این مساله نگرش منفی و نادرست مدیریت آن سازمان نسبت به روابط عمومی است. اگر چه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی درمجموعه سازمانی روابط عمومی را یک مجموعه خدماتی می دانند.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

به طور کلی روابط عمومی به دلیل اینکه مورد قبول دستگاه ها نیست و دچار نبود وکمبود تخصیص اعتبارات برای فعالیت های خود است، مشکلات فراوانی را به دوش می کشد. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمبود کارشناس متخصص درعلوم ارتباطات مواجه هستند.

مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش موثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آن است که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی می کنند. در جامعه ایران نگرش به روابط عمومی صرفا تبلیغاتی است که این امر تحریف افکار و دورشدن روابط عمومی از رسالت اصلی خود شده است. مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

 1-جابه جا شدن وظایف

 2-گسترش یافتن وظایف

 3-ناهمگون بودن وظایف

 4-پیش بینی شدن وظایف

5-موازی بودن وظایف

به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود. به این معنا که وظایف هم سنخ با یکدیگر ترکیب شود، وظایف جابجا شده به مسئولان مربوطه سپرده، وظایف گسترش یافته غیر ضروری با ارکان مربوطه تعویض شود و وظایف گسترش یافته ضروری در قالب شرح وظایف جدید قرار گیرد و وظایف پیش بینی نشده در قالب ساختار جدید رسمیت یافته و وظایف موازی در هم ادغام شود.

کارشناسان روابط عمومی مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!

 

2- برخوردهای سلیقه ای با رسانه های جمعی

یکی از مسایلی که در خصوص نحوه عملکرد روابط عمومی ها، به چشم می خورد گزینشی عمل کردن آنهاست. روابط عمومی برخی از سازمان ها و نهادها فقط با تعداد انگشت شمار و البته گلچین شده ای از رسانه ها ارتباط می گیرند که این مساله، موضوع اطلاع رسانی را به طور کامل تحت الشعاع قرار می دهد.

روابط عمومی ها باید دایره نقدپذیری خود را گسترده تر کنند. اگر مسئولان روابط عمومی در واکنش به انتقادات مثبت و سازنده فعالیت رسانه های جمعی را درباره سازمان یا مرکز متبوع خود محدود کنند خود آسیب می بینند و به تدریج از فضای اطلاع رسانی دور می شوند. متاسفانه برخی روابط عمومی ها به دلیل ترسی که از انتقاد رسانه ها دارند با برخی از رسانه ها ارتباطی ندارند و به تعبیری مانع این ارتباط می شوند؛ این در حالی است که روابط عمومی قوی و تخصصی آن است که به خود اعتماد دارد، بنابراین با همه یکسان عمل کرده و نه تنها واهمه ای از نقد و ایراد آنها ندارد بلکه از انتقاد مناسب استقبال می کند.

 در برخی موارد عملکرد رسانه ها نیز به این مساله دامن می زند. به عنوان مثال برخی مواقع روابط عمومی ها مطلبی برای رسانه ها ارسال می کنند و بعد از انتشار متوجه می شوند که محتوای مطلب و تیتر با محتوایی که آنها برای رسانه ها ارسال کرده اند، همخوانی ندارد یا مطلبی عنوان می شود که مورد نظر گوینده سازمان نیست و این باعث می شود که بین روابط عمومی ها و رسانه ها سوء تفاهم به وجود آید و منجر به این شود که روابط عمومی فقط با رسانه هایی خاص ارتباط و تعامل داشته باشد.


3-نقش مدیران حرفه ای در فضاسازی رسانه ای

کارشناسان روابط عمومی بر نگاه حرفه ای در هدایت یک روابط عمومی و برقراری تعامل و همکاری با رسانه های جمعی تاکید می کنند. واقعیت این است که متأسفانه جایگاه حساس و بسیار مهم روابط عمومی ها کمتر مورد توجه مدیران سازمانی و اجرایی قرار دارد و بعضا این بی توجهی ها جایگاه روابط عمومی را در حد یک اداره تبلیغی درون سازمانی تنزل داده است.

خصوصیات ذاتی و تجربه از مهم ترین ملاک هایی است که نبود آنها در برخی مدیران روابط عمومی موجب می شود کارکرد و خروجی مناسب نداشته باشند.

ممکن است در یک مجموعه سازمانی، سیاست مدیر ارشد این باشد که به صورت بسته عمل کند. این نگاه مدیر روابط عمومی را وادار می کند تا خود را با خواسته های مدیر سازمان منطبق کند که در نهایت باعث پس رفت روابط عمومی می شود.
وی همچنین مدیریت قوی و توانمند در روابط عمومی ها را مهمترین عامل در تغییر نگاه برخی مدیران سازمانی می داند و می گوید: «یک مدیر حرفه ای می تواند رئیس سازمان را نیز از نگاه بسته خارج کند.»

اگر چه جایگاه روابط عمومی در رشد و اعتلای حرکت یک سازمان و مجموعه بسیار تاثیرگذار است اما متأسفانه کمتر به این جایگاه توجه شده و بعضا برخی افراد که تخصص، تجربه و آموزش کافی برای احراز این پست حساس را ندارند به کار گمارده می شوند که سبب افت فعالیت رسانه ای یک مجموعه نیز می شود.

برخی از مدیران روابط عمومی فعالیت مجموعه مدیریتی خود را با رسانه های جمعی تقسیم بندی می کنند و در این تقسیم بندی ها برخی از مطبوعات تحریم می شوند که البته این حرکت مانع از شکل گیری ارتباط مناسب حرفه ای با رسانه های جمعی می شود.

 مهمترین مؤلفه اقتدار روابط عمومی بینش مدیر آن دستگاه به افکار عمومی است و این که مدیریت، نظام ارتباطی را به طور کامل به روابط عمومی بسپارد، اما این بحث در بسیاری از موارد مشکل است؛ روابط عمومی ها با اقتدار عمل نمی کنند و تمام نظام ارتباطی دستگاه در اختیار روابط عمومی نیست.

یکی از این زیرساخت ها خود مدیریت روابط عمومی است؛ به این معنا که اگر در یک واحد روابط عمومی مدیریت متخصص و باتجربه مستقر نباشد، به طور قطع این زیرساخت ها به وجود نمی آیند و اگر هم به وجود آیند آسیب خواهند دید؛ این مشکل در حال حاضر در روابط عمومی ها مشهود است.

 

4- جایگاه آموزش در روابط عمومی ها

واقعیت این است که مقوله روابط عمومی و نقش و اثرگذاری آن کمتر مورد توجه مدیران اجرایی و مدیران سازمان ها و مجموعه ها قرار دارد. اما سوای از این بی توجهی ها در عرصه آموزشی نیز رویکرد بر روابط عمومی بسیار قابل تأمل است. متأسفانه اساتیدی که در دانشگاه این رشته را تدریس می کنند اشراف و تخصص روابط عمومی را ندارند و فارغ التحصیلان روابط عمومی بازار کار خوبی ندارند؛ بنابراین دانشجویان این رشته، با علاقه و عشق درس نمی خوانند و در نتیجه نمی توان انتظار کارشناس و تخصص آگاه دراین حوزه را داشت.

روابط عمومی به دلیل عدم حمایت مدیران اجرایی- که روابط عمومی را به عنوان یک مزاحم می بیند و توجه و اهمیت چندانی به آن نمی دهند- مهجور واقع شده و به دلیل نبود حمایت از این حوزه کاری، افرادی که جایگاه تخصصی ندارند برای مدیریت دراین حوزه انتخاب می شوند و در نتیجه نمی توانند کار تخصصی روابط عمومی را به خوبی انجام دهند.

 تحقیق و پژوهش یکی از فعالیت های مهم و به عبارتی از ارکان روابط عمومی است. اگر سنجش افکار عمومی را یکی از فعالیت های عمده و مهم روابط عمومی بدانیم پس بهره گیری از روش های پژوهشی و تحقیق گامی بلند برای دستیابی به اهداف روابط عمومی است. امروزه در روابط عمومی های نوین و کارآمد تحقیقات و پژوهش به ویژه سنجش افکار موجب شده تا تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها در سازمان مخاطب محور شده و سطح فعالیت ها و موفقیت های سازمان ارتقاء یابد.

اطلاع رسانی صحیح و هدفمند زمانی بطور منطقی و اصولی محقق می شود که زمینه پژوهشی داشته باشد. طبعاً در یک ارتباط دو سویه هم زمینه اعتماد مخاطبان را فراهم سازد و هم با ارزیابی دیدگاه های مخاطبان و تبادل اطلاعات زمینه مشارکت فعال و پویای آنان ایجاد می شود.

بررسی و شناخت و مطالعه مداوم محیط داخل و خارج سازمان یک وظیفه مهم روابط عمومی است پیشرفت روز افزون وسایل ارتباط جمعی و بهره گیری از فن آوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی موجب شده است تا روابط عمومی هایی بتوانند در عرصه فعالیت سازمان موفق باشند که پژوهش محور و تحلیلگرا باشند.

 امروزه روابط عمومی را کوشش مدبرانه ای برای ترغیب و تشویق مردم یا نفوذ در افکار آنان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی تعریف می کنند. روابط عمومی در واقع رابطی است بین سازمان ها و مردم و سعی دارد که اهداف سازمان را برای مردم تشریح و از مردم بیشتر خبرگیری کند و عکس العمل آنان را به تصمیم گیران سازمان تحویل دهد. 
اگر به نقش روابط عمومی به عنوان پل ارتباط با رسانه و مخاطبان بیشتر توجه شود گام بهتر و مؤثرتری در کیفی سازی برنامه ها برداشته شده است.

 روابط عمومی در جوامع اطلاعاتی آینده نقش مهمی در امر اطلاع رسانی بهینه، ارائه سرویس ها و خدمات به جامعه خواهد داشت. ویژگی های خاص روابط عمومی دیجیتال سبب تسهیل دسترسی شهروندان و مخاطبان به اطلاعات و خدمات موردنیاز، بهبود پاسخگویی و اطلاع رسانی به مخاطبان و ساده سازی فرآیندهای ارتباطات و کاهش هزینه ها خواهد شد.

 گذر از عصر صنعتی به عصر دیجیتالی مستلزم این است که غیر از متخصصان فنی، دیگران نیز بتوانند به تحولات مدیریت جدید و مهارت های ارتباطات کمک کنند. از این رو مهمترین نقش مدیران روابط عمومی آشنایی با تاثیرگذاری فناوری های جدید بر سازمان هاست.

 

5-چرا روابط عمومی جایگاهی ندارد؟

به اعتقاد علمای علم ارتباط، برآورده کردن انتظارات کارکنان و مشتریان، در نظر گرفتن شرایط بازار و رقبا، روان کردن مسیر جریان اطلاعات در درون و بیرون سازمان، حضور و مشارکت در برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت سازمان، کسب اطلاعات، پردازش آن، تفسیر و تلخیص و در اختیار گذاشتن آن در سطوح مدیران برای اطلاح برنامه های در جریان و ده ها موردی که به نوعی مستقیما با سازمان و مخاطبان آن ارتباط دارد، بسیار مهم تر از کسب نظر رضایت مدیران ارشد سازمان است. گفته می شود روابط عمومی ها حلقه واسط بین دولت و مردم بوده و یکی از ابزارهای مهم اطلاع رسانی به جامعه و اطلاع یابی از نظر دیدگاه مردم و انعکاس آن به دولت مردان بشمار می روند. به عبارت دیگر روابط عمومی ها با عملکرد خوب و اثر گذار خود می توانند بازیگر نقش خطیر و حساس ایجاد ارتباط فعال و اثر بخش بین کارگزاران حکومتی و مردم باشند و فاصله ها را کاهش دهند و زمینه ایجاد تفاهم و هم اندیشی بین مسئولان و مردم را فراهم سازند و تصمیم گیری ها را به سمت منافع عمومی سوق دهند و نهایتا زمینه تحقق یک جامعه دموکراتیک فراهم شود. این نقش روابط عمومی، یک نقش کلی در جامعه است که در اجرا وظیفه خطیر سیاست گذاری، برنامه ریزی و عملکردی و دست یابی به هدف ها و ارزیابی میزان توفیق یا عدم توفیق آن را بدنبال دارد . دست یابی به چنان نقشی، سازمان متشکلی را طلب می کند تا بدرستی جایگاه روابط عمومی را تشخیص داده و از آن حمایت کند .این حمایت در قالب اعتماد می تواند کارساز تر شود . چرا که در سایه اعتماد مدیران سطح بالا، اقتدار روابط عمومی تثبیت می شود. حمایت های دیگر نظیر حمایت مادی و انسانی نیز در سایه اعتماد و اقتدار حاصل می شود. زمانی که بحث اقتدار در سازمان مطرح می شود، مشکل عمده ای در ساختار سازمانی ایجاد می گردد. چرا که مدیران رده بالا و برخی از مدیران هم سطح، موضع خود را در مقایسه با جایگاه روابط عمومی در سازمان، ضعیف تر ارزیابی می کنند و غافل از آنند که دست آوردهای روابط عمومی که حاصل زحمات زیاد مجموعه کارکنان آن واحد است، در جهت اقتدار کلی سازمانی است و اساسا روابط عمومی به لحاظ ساختاری و فلسفه فکری خود نمی تواند فردی عمل نموده و بدنبال منافع غیر سازمانی باشد. طبیعی است عملکرد مدیر روابط عمومی پس از گذشت مدتی که صرف شناخت ساختار و ظرفیت سازمانی و افراد درون و برون سازمانی می شود، نه تنها نمی تواند روال گذشته سازمان را هدایت کند، بلکه به رویکرد های دیگری گرایش پیدا می کند که عوام این تغییرات را ناشی از تحول تلقی می کنند. این انحراف، در سایه خواسته های مدیران، نداشتن تخصص فردی، نداشتن تجربه و آگاهی در زمینه های روابط عمومی، بیشتر از همه مصلحت اندیشی، بروز نموده و عملا اینگونه مدیران منابع، اعم از مادی و انسانی را به هدر می دهند.

علاوه بر هدر رفتن منابع و انرژی های انسانی و عدم دست یابی به اهداف سازمانی، طرز تلقی و تعاریف روابط عمومی در اذهان سطوح مدیران را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها را به مرور با عملیات غیر علمی و غیر حرفه ای در زمینه روابط عمومی بتدریج اجتماعی می کنند. بطوریکه تلقی آنان از یک روابط عمومی، برآورده شدن خواسته های مدیران و اطاعت از دستورات شان است که گاهی تا حد یک منشی گری یا اداره کننده دفتر یک مدیر، این جایگاه سقوط می کند. به کلام ساده می توان گفت یکی از دلایل عدم شناخت افراد جامعه، در سطوح عام و حتی کارکنان و مدیران و متأسفانه در برخی موارد مدیران ارشد سازمان ها، از جایگاه روابط عمومی، حاصل عملکرد ناکارآمد مدیران روابط عمومی در گذشته بوده است که بعلت نداشتن تخصص و آگاهی به سمت و سوی مختلف خدماتی گرایش پیدا کرده اند و نهایتاً سازمان را نیز از داشتن یک روابط عمومی که می توانست بسیار ثمر بخش باشد محروم ساخته اند.

 

 6- چالش های روابط عمومی در ایران

بر اساس نظریه کارشناسان این علوم ، چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی (نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دستیابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی ، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است . نمودارهای تشکیـلاتی در تاریخ روابط عمومی ایران حاکی از نبود تفکر و تلاش در ایجاد بـخش هایی در تشکیلات روابط عمومی است که متناسب با تحولات اجتماعی ایران باشد. به رغم این که در کشور گرایش زیادی برای حرکـت به سمت " جامعه مدنی " و توانمندی و قابلیت های روابط عمومی وجود دارد، تاکنون کمتر روابط عمومی توانسته است از این وضع برای تسریع روند جریان توسعه خود استفاده کند.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه "خطر مدیریت مداری" را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد. چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متأسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. در طراحی ساختار سازمانی روابط عمومی در هر سازمان باید ویژگی های خاص آن سازمان را لحاظ کرد. نحوه طراحی تشکیلات روابط عمومی در ایران بیانگر ناهمگونی در عنوان های شغلی، واحدهای سازمانی و نحوه نگرش به فعالیت های روابط عمومی است. برای این منظور تدوین الگوی مشخص و ایده آل برای واحدهای روابط عمومی در سازمان ضروری است. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمـبود کارشناس متخصص درعلـوم ارتباطـات مواجه هستند. مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش و مؤثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آنست که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی میکنند . روابط عمومی کانال ارتباطی سازمان و مخاطبان و انتقال دهنده نظرات، پیشنهادات و انتقادات مخاطبان به سازمان است.

در نحوه فعالیت روابط عمومی آسیب های وجود دارد که موجب ناکارآمدی روابط عمومی می شود .مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

۱) جابه جا شدن وظایف

 ۲) گسترش یافتن وظایف

 ۳) ناهمگون بودن وظایف

 ۴) پیش بینی شدن وظایف

 ۵) موازی بودن وظایف

 به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود.

 

 7- پیشنهاد های لازم برای توانمندی روابط عمومی ها

۱) توجه جدی به افکار همه کارکنان در ایجاد حرکت، اصلاح و جریان سازی سالم بدون در نظر گرفتن امیال و رویکردهای سیاسی مخرب که متأسفانه یکی از معضلات روابط عمومی هاست.

۲) ارائه مشاوره های مؤثر به مدیران ارشد سازمان که این در صورتی محقق خواهد می شود که مدیر روابط عمومی بهره ای از علوم مشاوره ای، روانشناسی، علوم تربیتی، جامعه شناسی، مردم شناسی و ... داشته باشد؛ که این موضوع خلأ بزرگی در بسیاری از مدیران روابط عمومی های فعلی است.

۳) دفاع از جایگاه روابط عمومی در مقابل دخالت های غیرمسئولانه واحدها و افراد.

۴) حفاظت از حریم سازمان در مقابل جوسازی ها، خلاف گویی ها، دروغ پردازی ها، تهدیدها و ... این در حالی محقق می شود که مدیر روابط عمومی خود مبرا از این مسائل باشد.

۵) خروج روابط عمومی از موضع انفعالی به موضع فعال

۶) تغییر فرهنگ سازمانی غلط، به این نکته باید توجه کرد، کارگزار روابط عمومی موقعی در جهت تغییر فرهنگ سازمانی می تواند حرکت کند که با مقوله فرهنگ آشنایی داشته و دیگر این که با علم رفتار سازمانی مأنوس باشد.

۷) ایجاد حسن رابطه بین کارکنان، مشاوران و مدیران سازمان.

۸)کمک در جذب استعدادهای درخشان کارکنان یا به عبارتی ایجاد بستری مناسب در جهت بالندگی اندیشه کارکنان.

۹) تقویت ارزش ها و ویژگی های مطلوب انسانی.

۱۰) معرفی الگوهای آموزشی مناسب درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۱) سازماندهی خبری سازمان (تلاش برای اطلاع یابی و اطلاع رسانی به موقع با روش ها و ابزارهای ارتباطی.

۱۲) تدوین نظام ارتباطی منسجم و تبلیغی شفاف و روشن.

۱۳) تغییر نگرش مسئولان نسبت به نقش روابط عمومی و جایگاه و اهمیت آن.

۱۴) جهت گیری و جهت دهی سازمان به سوی کارمند محوری.

۱۵) همکاری فعال و مستمر با مطبوعات و رسانه ها.

۱۶) تأکید هماهنگ بر بهبود روابط درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۷) تنظیم برنامه مدون و سالیانه برای عمل به شعائر و برگزاری مراسم مذهبی و غیره...

۱۸)- انعکاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم ممیزی نمودن آن به مسئولان و دریافت بازخورد آن جهت ارائه به کارکنان.

۱۹)برگزاری جلسات داخلی بین کارکنان و مدیران به صورت ماهیانه یا فصلی.

۲۰) تهیه مقاله های علمی در حوزه فعالیت های سازمان و نشر آن در رسانه های گروهی.

۲۱) معرفی مطلوب مقالات و تحقیقات کارکنان در سطح سازمان.

۲۲) انعکاس تجربه های موفق کارکنان سازمان.

۲۳) چاپ بروشور پیام های آموزشی، پژوهشی و دیگر فراورده های سازمانی.

۲۴) تهیه فیلم برای معرفی سازمان.

۲۵) ایجاد برنامه نظامند همدردی با خانواده های سازمان.

۲۶) تهیه و تنظیم منشور اخلاقی روابط عمومی سازمان.

2۷) وجود مراکز آموزشی با محیط عملی و کاربردی روابط عمومی.

 ۲۸) ارایه آموزش کوتاه مدت به طور مستمر برای کارکنان روابط عمومی ها صورت گیرد.

۲۹) نهادهای حرفه ای و تخصصی اثر گذار بر حوزه روابط عمومی ایجاد شود.

۳۰) مدیریت سازمان ها از روابط عمومی حمایت کند.

۳۱) نشریات تخصصی متعددی در حوزه روابط عمومی منتشر شود.

۳۲) کارهای زاید و موازی از وظایف روابط عمومی حذف شود.

۳۳) وظایف روابط عمومی تخصصی شود.


8- نتیجه گیری

روزی که شاهد ارتقاء جایگاه روابط عمومی در کشوربه عنوان مهمترین بخش شناسایی، پیش بینی مسائل و شکل بخشیدن به رویدادها و آینده باشیم و یشرفت های بعدی میسر خواهد شد. اگر مدیران سازمانی می خواهند هنر مردم داری را تحقق بخشند، لازمه آن به کارگیری مدیران روابط عمومی کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراری ارتباط با مخاطبان است. 
به هر حال جوامع امروزی اینک در حال گذار به جامعه اطلاعاتی آینده هستند، جامعه ای که در فناوری های اطلاعات و ارتباطات تمامی ابعاد زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. جامعه ما نیز ناگزیر از این روند خواهد بود و خواه ناخواه به این سمت و سو کشیده خواهد شد. در همین راستا دولت و مسئولان نظام ضمن آنکه باید دغدغه های رهبری معظم انقلاب را درخصوص روابط عمومی های دستگاه خود جدی تلقی نمایند، چاره ای باقی نمی ماند که با اندیشیدن و تدابیر لازم، تلاش مضاعف نمایند تا با لحاظ کردن تغییرات ضروری، روابط عمومی های سنتی را به سوی روابط عمومی های دیجیتال سوق داده و آماده سازند و این امر مهم محقق نخواهد شد مگر با ایفای نقش مدیران که فناوری جدید را درک کنند و آگاهی مناسب از آن داشته باشند.

 

منابع

۱- خلیل، طارق، (۱۳۸۱)، مدیریت تکنولوژی، ترجمه سیدمحمد اعرابی و داود ایزدی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

۲- الوانی، سیدمهدی، (۱۳۷۸)، مدیریت عمومی، نشرنی

۳- اسبورن، الکس، (۱۳۶۸)، پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت، ترجمه: حسن قاسم زاده، انتشارات نیلوفر

4-مورهد و گریفین، (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: سیدمهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده، انتشارات مروارید

5- رابینز، استیفن (۱۳۷۸)، رفتار سازمانی، ترجمه علی پارساییان و سیدمحمد اعرابی، جلد اول، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی .
6- ال دفت، ریچارد (۱۳۷۸)، مبانی تئوری و طراحی سازمان، ترجمه علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

6- طوسی، محمدعلی، (۱۳۷۲)، فرهنگ سازمانی، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی‌.

7-رابینز، استیفن (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، جلد سوم، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

8- تدبیر ( ماهنامه علمی – آموزشی در زمینه مدیریت )، ” مدیریت خلاق، در عصر تحولات پرشتاب ” (میزگرد )، شماره۷۵، سال هشتم، شهریور ۱۳۷۶

 

   

  

 

:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چالش هاي روابط عمومي ها

 

 

  

 

مقالات- شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران(شارا):

 

چکیده

اگرچه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد. چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

کارشناسان علوم ارتباطات مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!


1- مقدمه

با توجه به اینکه از پیدایش روابط عمومی در ایران حدود نیم قرن می گذرد هنوز روابط عمومی با مسایل مختلفی مواجه است. متاسفانه بررسی تاریخی این دانش در ایران نشان می دهد که به رغم وجود اندیشه ها و ایده های اصلاح طلبانه برای توسعه آن، هیچ گونه اقدام عملی بنیادی در این زمینه صورت نگرفته است به همین دلیل است که امروزه روابط عمومی ها بیشتر وقت خود را صرف برطرف ساختن مشکلات خود می کنند. ورود به این مشکلات، توان و شرایط ایفای وظایف و رسالت راستین را از روابط عمومی گرفته است.

چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی ( نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دست یابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه " خطر مدیریت مداری " را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد.

چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است. نادیده انگاشتن و لحاظ نکردن برخی از بخش های مهم روابط عمومی در تشکیلات آن و عنوان های شغلی را باید از مسایل مهم در طراحی تشکیلاتی روابط عمومی دانست. متاسفانه در برخی موارد روابط عمومی را با تشکیلاتی نظیر حراست، گزینش و بازرسی در یک ردیف تحت عنوان ادارات کل قرار می دهند که این کار اقدامی نادرست است. چرا که گستره فعالیت های روابط عمومی در درون و بیرون سازمان فراگیرتر از فعالیت واحدهای دیگر است. به همین لحاظ، ارتقای جایگاه روابط عمومی و سطح تشکیلات آن باید به گونه ای باشد که بتواند در یک فضای ارتباطی مناسب به رسالت خود عمل کند.

نکته دیگر اینکه میان مدیر روابط عمومی و مدیریت سازمان نباید فاصله ای وجود داشته باشد. در برخی سازمان ها، مدیران روابط عمومی به سختی می توانند با مدیر سازمان ارتباط مستقیم داشته باشند که دلیل این مساله نگرش منفی و نادرست مدیریت آن سازمان نسبت به روابط عمومی است. اگر چه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی درمجموعه سازمانی روابط عمومی را یک مجموعه خدماتی می دانند.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

به طور کلی روابط عمومی به دلیل اینکه مورد قبول دستگاه ها نیست و دچار نبود وکمبود تخصیص اعتبارات برای فعالیت های خود است، مشکلات فراوانی را به دوش می کشد. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمبود کارشناس متخصص درعلوم ارتباطات مواجه هستند.

مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش موثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آن است که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی می کنند. در جامعه ایران نگرش به روابط عمومی صرفا تبلیغاتی است که این امر تحریف افکار و دورشدن روابط عمومی از رسالت اصلی خود شده است. مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

 1-جابه جا شدن وظایف

 2-گسترش یافتن وظایف

 3-ناهمگون بودن وظایف

 4-پیش بینی شدن وظایف

5-موازی بودن وظایف

به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود. به این معنا که وظایف هم سنخ با یکدیگر ترکیب شود، وظایف جابجا شده به مسئولان مربوطه سپرده، وظایف گسترش یافته غیر ضروری با ارکان مربوطه تعویض شود و وظایف گسترش یافته ضروری در قالب شرح وظایف جدید قرار گیرد و وظایف پیش بینی نشده در قالب ساختار جدید رسمیت یافته و وظایف موازی در هم ادغام شود.

کارشناسان روابط عمومی مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!

 

2- برخوردهای سلیقه ای با رسانه های جمعی

یکی از مسایلی که در خصوص نحوه عملکرد روابط عمومی ها، به چشم می خورد گزینشی عمل کردن آنهاست. روابط عمومی برخی از سازمان ها و نهادها فقط با تعداد انگشت شمار و البته گلچین شده ای از رسانه ها ارتباط می گیرند که این مساله، موضوع اطلاع رسانی را به طور کامل تحت الشعاع قرار می دهد.

روابط عمومی ها باید دایره نقدپذیری خود را گسترده تر کنند. اگر مسئولان روابط عمومی در واکنش به انتقادات مثبت و سازنده فعالیت رسانه های جمعی را درباره سازمان یا مرکز متبوع خود محدود کنند خود آسیب می بینند و به تدریج از فضای اطلاع رسانی دور می شوند. متاسفانه برخی روابط عمومی ها به دلیل ترسی که از انتقاد رسانه ها دارند با برخی از رسانه ها ارتباطی ندارند و به تعبیری مانع این ارتباط می شوند؛ این در حالی است که روابط عمومی قوی و تخصصی آن است که به خود اعتماد دارد، بنابراین با همه یکسان عمل کرده و نه تنها واهمه ای از نقد و ایراد آنها ندارد بلکه از انتقاد مناسب استقبال می کند.

 در برخی موارد عملکرد رسانه ها نیز به این مساله دامن می زند. به عنوان مثال برخی مواقع روابط عمومی ها مطلبی برای رسانه ها ارسال می کنند و بعد از انتشار متوجه می شوند که محتوای مطلب و تیتر با محتوایی که آنها برای رسانه ها ارسال کرده اند، همخوانی ندارد یا مطلبی عنوان می شود که مورد نظر گوینده سازمان نیست و این باعث می شود که بین روابط عمومی ها و رسانه ها سوء تفاهم به وجود آید و منجر به این شود که روابط عمومی فقط با رسانه هایی خاص ارتباط و تعامل داشته باشد.


3-نقش مدیران حرفه ای در فضاسازی رسانه ای

کارشناسان روابط عمومی بر نگاه حرفه ای در هدایت یک روابط عمومی و برقراری تعامل و همکاری با رسانه های جمعی تاکید می کنند. واقعیت این است که متأسفانه جایگاه حساس و بسیار مهم روابط عمومی ها کمتر مورد توجه مدیران سازمانی و اجرایی قرار دارد و بعضا این بی توجهی ها جایگاه روابط عمومی را در حد یک اداره تبلیغی درون سازمانی تنزل داده است.

خصوصیات ذاتی و تجربه از مهم ترین ملاک هایی است که نبود آنها در برخی مدیران روابط عمومی موجب می شود کارکرد و خروجی مناسب نداشته باشند.

ممکن است در یک مجموعه سازمانی، سیاست مدیر ارشد این باشد که به صورت بسته عمل کند. این نگاه مدیر روابط عمومی را وادار می کند تا خود را با خواسته های مدیر سازمان منطبق کند که در نهایت باعث پس رفت روابط عمومی می شود.
وی همچنین مدیریت قوی و توانمند در روابط عمومی ها را مهمترین عامل در تغییر نگاه برخی مدیران سازمانی می داند و می گوید: «یک مدیر حرفه ای می تواند رئیس سازمان را نیز از نگاه بسته خارج کند.»

اگر چه جایگاه روابط عمومی در رشد و اعتلای حرکت یک سازمان و مجموعه بسیار تاثیرگذار است اما متأسفانه کمتر به این جایگاه توجه شده و بعضا برخی افراد که تخصص، تجربه و آموزش کافی برای احراز این پست حساس را ندارند به کار گمارده می شوند که سبب افت فعالیت رسانه ای یک مجموعه نیز می شود.

برخی از مدیران روابط عمومی فعالیت مجموعه مدیریتی خود را با رسانه های جمعی تقسیم بندی می کنند و در این تقسیم بندی ها برخی از مطبوعات تحریم می شوند که البته این حرکت مانع از شکل گیری ارتباط مناسب حرفه ای با رسانه های جمعی می شود.

 مهمترین مؤلفه اقتدار روابط عمومی بینش مدیر آن دستگاه به افکار عمومی است و این که مدیریت، نظام ارتباطی را به طور کامل به روابط عمومی بسپارد، اما این بحث در بسیاری از موارد مشکل است؛ روابط عمومی ها با اقتدار عمل نمی کنند و تمام نظام ارتباطی دستگاه در اختیار روابط عمومی نیست.

یکی از این زیرساخت ها خود مدیریت روابط عمومی است؛ به این معنا که اگر در یک واحد روابط عمومی مدیریت متخصص و باتجربه مستقر نباشد، به طور قطع این زیرساخت ها به وجود نمی آیند و اگر هم به وجود آیند آسیب خواهند دید؛ این مشکل در حال حاضر در روابط عمومی ها مشهود است.

 

4- جایگاه آموزش در روابط عمومی ها

واقعیت این است که مقوله روابط عمومی و نقش و اثرگذاری آن کمتر مورد توجه مدیران اجرایی و مدیران سازمان ها و مجموعه ها قرار دارد. اما سوای از این بی توجهی ها در عرصه آموزشی نیز رویکرد بر روابط عمومی بسیار قابل تأمل است. متأسفانه اساتیدی که در دانشگاه این رشته را تدریس می کنند اشراف و تخصص روابط عمومی را ندارند و فارغ التحصیلان روابط عمومی بازار کار خوبی ندارند؛ بنابراین دانشجویان این رشته، با علاقه و عشق درس نمی خوانند و در نتیجه نمی توان انتظار کارشناس و تخصص آگاه دراین حوزه را داشت.

روابط عمومی به دلیل عدم حمایت مدیران اجرایی- که روابط عمومی را به عنوان یک مزاحم می بیند و توجه و اهمیت چندانی به آن نمی دهند- مهجور واقع شده و به دلیل نبود حمایت از این حوزه کاری، افرادی که جایگاه تخصصی ندارند برای مدیریت دراین حوزه انتخاب می شوند و در نتیجه نمی توانند کار تخصصی روابط عمومی را به خوبی انجام دهند.

 تحقیق و پژوهش یکی از فعالیت های مهم و به عبارتی از ارکان روابط عمومی است. اگر سنجش افکار عمومی را یکی از فعالیت های عمده و مهم روابط عمومی بدانیم پس بهره گیری از روش های پژوهشی و تحقیق گامی بلند برای دستیابی به اهداف روابط عمومی است. امروزه در روابط عمومی های نوین و کارآمد تحقیقات و پژوهش به ویژه سنجش افکار موجب شده تا تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها در سازمان مخاطب محور شده و سطح فعالیت ها و موفقیت های سازمان ارتقاء یابد.

اطلاع رسانی صحیح و هدفمند زمانی بطور منطقی و اصولی محقق می شود که زمینه پژوهشی داشته باشد. طبعاً در یک ارتباط دو سویه هم زمینه اعتماد مخاطبان را فراهم سازد و هم با ارزیابی دیدگاه های مخاطبان و تبادل اطلاعات زمینه مشارکت فعال و پویای آنان ایجاد می شود.

بررسی و شناخت و مطالعه مداوم محیط داخل و خارج سازمان یک وظیفه مهم روابط عمومی است پیشرفت روز افزون وسایل ارتباط جمعی و بهره گیری از فن آوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی موجب شده است تا روابط عمومی هایی بتوانند در عرصه فعالیت سازمان موفق باشند که پژوهش محور و تحلیلگرا باشند.

 امروزه روابط عمومی را کوشش مدبرانه ای برای ترغیب و تشویق مردم یا نفوذ در افکار آنان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی تعریف می کنند. روابط عمومی در واقع رابطی است بین سازمان ها و مردم و سعی دارد که اهداف سازمان را برای مردم تشریح و از مردم بیشتر خبرگیری کند و عکس العمل آنان را به تصمیم گیران سازمان تحویل دهد. 
اگر به نقش روابط عمومی به عنوان پل ارتباط با رسانه و مخاطبان بیشتر توجه شود گام بهتر و مؤثرتری در کیفی سازی برنامه ها برداشته شده است.

 روابط عمومی در جوامع اطلاعاتی آینده نقش مهمی در امر اطلاع رسانی بهینه، ارائه سرویس ها و خدمات به جامعه خواهد داشت. ویژگی های خاص روابط عمومی دیجیتال سبب تسهیل دسترسی شهروندان و مخاطبان به اطلاعات و خدمات موردنیاز، بهبود پاسخگویی و اطلاع رسانی به مخاطبان و ساده سازی فرآیندهای ارتباطات و کاهش هزینه ها خواهد شد.

 گذر از عصر صنعتی به عصر دیجیتالی مستلزم این است که غیر از متخصصان فنی، دیگران نیز بتوانند به تحولات مدیریت جدید و مهارت های ارتباطات کمک کنند. از این رو مهمترین نقش مدیران روابط عمومی آشنایی با تاثیرگذاری فناوری های جدید بر سازمان هاست.

 

5-چرا روابط عمومی جایگاهی ندارد؟

به اعتقاد علمای علم ارتباط، برآورده کردن انتظارات کارکنان و مشتریان، در نظر گرفتن شرایط بازار و رقبا، روان کردن مسیر جریان اطلاعات در درون و بیرون سازمان، حضور و مشارکت در برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت سازمان، کسب اطلاعات، پردازش آن، تفسیر و تلخیص و در اختیار گذاشتن آن در سطوح مدیران برای اطلاح برنامه های در جریان و ده ها موردی که به نوعی مستقیما با سازمان و مخاطبان آن ارتباط دارد، بسیار مهم تر از کسب نظر رضایت مدیران ارشد سازمان است. گفته می شود روابط عمومی ها حلقه واسط بین دولت و مردم بوده و یکی از ابزارهای مهم اطلاع رسانی به جامعه و اطلاع یابی از نظر دیدگاه مردم و انعکاس آن به دولت مردان بشمار می روند. به عبارت دیگر روابط عمومی ها با عملکرد خوب و اثر گذار خود می توانند بازیگر نقش خطیر و حساس ایجاد ارتباط فعال و اثر بخش بین کارگزاران حکومتی و مردم باشند و فاصله ها را کاهش دهند و زمینه ایجاد تفاهم و هم اندیشی بین مسئولان و مردم را فراهم سازند و تصمیم گیری ها را به سمت منافع عمومی سوق دهند و نهایتا زمینه تحقق یک جامعه دموکراتیک فراهم شود. این نقش روابط عمومی، یک نقش کلی در جامعه است که در اجرا وظیفه خطیر سیاست گذاری، برنامه ریزی و عملکردی و دست یابی به هدف ها و ارزیابی میزان توفیق یا عدم توفیق آن را بدنبال دارد . دست یابی به چنان نقشی، سازمان متشکلی را طلب می کند تا بدرستی جایگاه روابط عمومی را تشخیص داده و از آن حمایت کند .این حمایت در قالب اعتماد می تواند کارساز تر شود . چرا که در سایه اعتماد مدیران سطح بالا، اقتدار روابط عمومی تثبیت می شود. حمایت های دیگر نظیر حمایت مادی و انسانی نیز در سایه اعتماد و اقتدار حاصل می شود. زمانی که بحث اقتدار در سازمان مطرح می شود، مشکل عمده ای در ساختار سازمانی ایجاد می گردد. چرا که مدیران رده بالا و برخی از مدیران هم سطح، موضع خود را در مقایسه با جایگاه روابط عمومی در سازمان، ضعیف تر ارزیابی می کنند و غافل از آنند که دست آوردهای روابط عمومی که حاصل زحمات زیاد مجموعه کارکنان آن واحد است، در جهت اقتدار کلی سازمانی است و اساسا روابط عمومی به لحاظ ساختاری و فلسفه فکری خود نمی تواند فردی عمل نموده و بدنبال منافع غیر سازمانی باشد. طبیعی است عملکرد مدیر روابط عمومی پس از گذشت مدتی که صرف شناخت ساختار و ظرفیت سازمانی و افراد درون و برون سازمانی می شود، نه تنها نمی تواند روال گذشته سازمان را هدایت کند، بلکه به رویکرد های دیگری گرایش پیدا می کند که عوام این تغییرات را ناشی از تحول تلقی می کنند. این انحراف، در سایه خواسته های مدیران، نداشتن تخصص فردی، نداشتن تجربه و آگاهی در زمینه های روابط عمومی، بیشتر از همه مصلحت اندیشی، بروز نموده و عملا اینگونه مدیران منابع، اعم از مادی و انسانی را به هدر می دهند.

علاوه بر هدر رفتن منابع و انرژی های انسانی و عدم دست یابی به اهداف سازمانی، طرز تلقی و تعاریف روابط عمومی در اذهان سطوح مدیران را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها را به مرور با عملیات غیر علمی و غیر حرفه ای در زمینه روابط عمومی بتدریج اجتماعی می کنند. بطوریکه تلقی آنان از یک روابط عمومی، برآورده شدن خواسته های مدیران و اطاعت از دستورات شان است که گاهی تا حد یک منشی گری یا اداره کننده دفتر یک مدیر، این جایگاه سقوط می کند. به کلام ساده می توان گفت یکی از دلایل عدم شناخت افراد جامعه، در سطوح عام و حتی کارکنان و مدیران و متأسفانه در برخی موارد مدیران ارشد سازمان ها، از جایگاه روابط عمومی، حاصل عملکرد ناکارآمد مدیران روابط عمومی در گذشته بوده است که بعلت نداشتن تخصص و آگاهی به سمت و سوی مختلف خدماتی گرایش پیدا کرده اند و نهایتاً سازمان را نیز از داشتن یک روابط عمومی که می توانست بسیار ثمر بخش باشد محروم ساخته اند.

 

 6- چالش های روابط عمومی در ایران

بر اساس نظریه کارشناسان این علوم ، چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی (نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دستیابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی ، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است . نمودارهای تشکیـلاتی در تاریخ روابط عمومی ایران حاکی از نبود تفکر و تلاش در ایجاد بـخش هایی در تشکیلات روابط عمومی است که متناسب با تحولات اجتماعی ایران باشد. به رغم این که در کشور گرایش زیادی برای حرکـت به سمت " جامعه مدنی " و توانمندی و قابلیت های روابط عمومی وجود دارد، تاکنون کمتر روابط عمومی توانسته است از این وضع برای تسریع روند جریان توسعه خود استفاده کند.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه "خطر مدیریت مداری" را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد. چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متأسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. در طراحی ساختار سازمانی روابط عمومی در هر سازمان باید ویژگی های خاص آن سازمان را لحاظ کرد. نحوه طراحی تشکیلات روابط عمومی در ایران بیانگر ناهمگونی در عنوان های شغلی، واحدهای سازمانی و نحوه نگرش به فعالیت های روابط عمومی است. برای این منظور تدوین الگوی مشخص و ایده آل برای واحدهای روابط عمومی در سازمان ضروری است. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمـبود کارشناس متخصص درعلـوم ارتباطـات مواجه هستند. مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش و مؤثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آنست که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی میکنند . روابط عمومی کانال ارتباطی سازمان و مخاطبان و انتقال دهنده نظرات، پیشنهادات و انتقادات مخاطبان به سازمان است.

در نحوه فعالیت روابط عمومی آسیب های وجود دارد که موجب ناکارآمدی روابط عمومی می شود .مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

۱) جابه جا شدن وظایف

 ۲) گسترش یافتن وظایف

 ۳) ناهمگون بودن وظایف

 ۴) پیش بینی شدن وظایف

 ۵) موازی بودن وظایف

 به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود.

 

 7- پیشنهاد های لازم برای توانمندی روابط عمومی ها

۱) توجه جدی به افکار همه کارکنان در ایجاد حرکت، اصلاح و جریان سازی سالم بدون در نظر گرفتن امیال و رویکردهای سیاسی مخرب که متأسفانه یکی از معضلات روابط عمومی هاست.

۲) ارائه مشاوره های مؤثر به مدیران ارشد سازمان که این در صورتی محقق خواهد می شود که مدیر روابط عمومی بهره ای از علوم مشاوره ای، روانشناسی، علوم تربیتی، جامعه شناسی، مردم شناسی و ... داشته باشد؛ که این موضوع خلأ بزرگی در بسیاری از مدیران روابط عمومی های فعلی است.

۳) دفاع از جایگاه روابط عمومی در مقابل دخالت های غیرمسئولانه واحدها و افراد.

۴) حفاظت از حریم سازمان در مقابل جوسازی ها، خلاف گویی ها، دروغ پردازی ها، تهدیدها و ... این در حالی محقق می شود که مدیر روابط عمومی خود مبرا از این مسائل باشد.

۵) خروج روابط عمومی از موضع انفعالی به موضع فعال

۶) تغییر فرهنگ سازمانی غلط، به این نکته باید توجه کرد، کارگزار روابط عمومی موقعی در جهت تغییر فرهنگ سازمانی می تواند حرکت کند که با مقوله فرهنگ آشنایی داشته و دیگر این که با علم رفتار سازمانی مأنوس باشد.

۷) ایجاد حسن رابطه بین کارکنان، مشاوران و مدیران سازمان.

۸)کمک در جذب استعدادهای درخشان کارکنان یا به عبارتی ایجاد بستری مناسب در جهت بالندگی اندیشه کارکنان.

۹) تقویت ارزش ها و ویژگی های مطلوب انسانی.

۱۰) معرفی الگوهای آموزشی مناسب درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۱) سازماندهی خبری سازمان (تلاش برای اطلاع یابی و اطلاع رسانی به موقع با روش ها و ابزارهای ارتباطی.

۱۲) تدوین نظام ارتباطی منسجم و تبلیغی شفاف و روشن.

۱۳) تغییر نگرش مسئولان نسبت به نقش روابط عمومی و جایگاه و اهمیت آن.

۱۴) جهت گیری و جهت دهی سازمان به سوی کارمند محوری.

۱۵) همکاری فعال و مستمر با مطبوعات و رسانه ها.

۱۶) تأکید هماهنگ بر بهبود روابط درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۷) تنظیم برنامه مدون و سالیانه برای عمل به شعائر و برگزاری مراسم مذهبی و غیره...

۱۸)- انعکاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم ممیزی نمودن آن به مسئولان و دریافت بازخورد آن جهت ارائه به کارکنان.

۱۹)برگزاری جلسات داخلی بین کارکنان و مدیران به صورت ماهیانه یا فصلی.

۲۰) تهیه مقاله های علمی در حوزه فعالیت های سازمان و نشر آن در رسانه های گروهی.

۲۱) معرفی مطلوب مقالات و تحقیقات کارکنان در سطح سازمان.

۲۲) انعکاس تجربه های موفق کارکنان سازمان.

۲۳) چاپ بروشور پیام های آموزشی، پژوهشی و دیگر فراورده های سازمانی.

۲۴) تهیه فیلم برای معرفی سازمان.

۲۵) ایجاد برنامه نظامند همدردی با خانواده های سازمان.

۲۶) تهیه و تنظیم منشور اخلاقی روابط عمومی سازمان.

2۷) وجود مراکز آموزشی با محیط عملی و کاربردی روابط عمومی.

 ۲۸) ارایه آموزش کوتاه مدت به طور مستمر برای کارکنان روابط عمومی ها صورت گیرد.

۲۹) نهادهای حرفه ای و تخصصی اثر گذار بر حوزه روابط عمومی ایجاد شود.

۳۰) مدیریت سازمان ها از روابط عمومی حمایت کند.

۳۱) نشریات تخصصی متعددی در حوزه روابط عمومی منتشر شود.

۳۲) کارهای زاید و موازی از وظایف روابط عمومی حذف شود.

۳۳) وظایف روابط عمومی تخصصی شود.


8- نتیجه گیری

روزی که شاهد ارتقاء جایگاه روابط عمومی در کشوربه عنوان مهمترین بخش شناسایی، پیش بینی مسائل و شکل بخشیدن به رویدادها و آینده باشیم و یشرفت های بعدی میسر خواهد شد. اگر مدیران سازمانی می خواهند هنر مردم داری را تحقق بخشند، لازمه آن به کارگیری مدیران روابط عمومی کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراری ارتباط با مخاطبان است. 
به هر حال جوامع امروزی اینک در حال گذار به جامعه اطلاعاتی آینده هستند، جامعه ای که در فناوری های اطلاعات و ارتباطات تمامی ابعاد زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. جامعه ما نیز ناگزیر از این روند خواهد بود و خواه ناخواه به این سمت و سو کشیده خواهد شد. در همین راستا دولت و مسئولان نظام ضمن آنکه باید دغدغه های رهبری معظم انقلاب را درخصوص روابط عمومی های دستگاه خود جدی تلقی نمایند، چاره ای باقی نمی ماند که با اندیشیدن و تدابیر لازم، تلاش مضاعف نمایند تا با لحاظ کردن تغییرات ضروری، روابط عمومی های سنتی را به سوی روابط عمومی های دیجیتال سوق داده و آماده سازند و این امر مهم محقق نخواهد شد مگر با ایفای نقش مدیران که فناوری جدید را درک کنند و آگاهی مناسب از آن داشته باشند.

 

منابع

۱- خلیل، طارق، (۱۳۸۱)، مدیریت تکنولوژی، ترجمه سیدمحمد اعرابی و داود ایزدی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

۲- الوانی، سیدمهدی، (۱۳۷۸)، مدیریت عمومی، نشرنی

۳- اسبورن، الکس، (۱۳۶۸)، پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت، ترجمه: حسن قاسم زاده، انتشارات نیلوفر

4-مورهد و گریفین، (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: سیدمهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده، انتشارات مروارید

5- رابینز، استیفن (۱۳۷۸)، رفتار سازمانی، ترجمه علی پارساییان و سیدمحمد اعرابی، جلد اول، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی .
6- ال دفت، ریچارد (۱۳۷۸)، مبانی تئوری و طراحی سازمان، ترجمه علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

6- طوسی، محمدعلی، (۱۳۷۲)، فرهنگ سازمانی، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی‌.

7-رابینز، استیفن (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، جلد سوم، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

8- تدبیر ( ماهنامه علمی – آموزشی در زمینه مدیریت )، ” مدیریت خلاق، در عصر تحولات پرشتاب ” (میزگرد )، شماره۷۵، سال هشتم، شهریور ۱۳۷۶

 

   

  

 

:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظريه هاي روابط عمومي

نظریه های روابط عمومی:
1) چهار الگوی گرونیک و هانت
چهار الگوی روابط عمومی نمایانگر ارزش ها،هدف ها و رفتار هایی که سازمان ها در کار روابط عمومی خود اعمال می کنند.این الگو توسط(گرونیک و هانت) در سال 1984 ارائه شدند عبارتند از:
الف - الگوی نمایندگی مطبوعات یا تبلیغات:
این الگو در آستانه ورود به قرن 19 رواج یافت و در این زمان به عنوان الگوی متداول روابط عمومی ترویج پیدا کرد.طبق این الگو،روابط عمومی به مشابه نماینده مطبوعات در سازمان عمل می کند و با تهیه اخبار مختلف در صدد تغذیه اطلاعاتی مطبوعات است.
در این الگو،حقیقی بودن کامل محتوای برنامه های روابط عمومی مد نظر نیست و تحقیق و کشف حقایق از اهمیت کمتری برخوردار است.همچنین ارتباط روابط عمومی با مخاطب یک سویه است.همان طور که این ویژگی گویاست این الگو با نگرش عمل گرایانه و تبلیغاتی به روابط عمومی همخوانی دارد.این الگویی یک سویه است که در آن هدف اصلی ارتباط،تبلیغات است.
ب - الگوی اطلاع رسانی (اطلاعات همگانی):
در این الگو،مهم ترین وظیفه روابط عمومی (نشریه اطلاعات ) تلقی شده و توجه به واقعی بودن محتوای پیام ها و برنامه های روابط عمومی جدید گرفته می شود.در ضمن این الگو مشخص کننده روشی در روابط عمومی است که از سوی رونامه نگاران مقیم اعمال می شود،روزنامه نگارانی که معمولاً درباره سازمان آنچه را که در دست است انتشار می دهند.اما داوطلبانه به بخش اطلاعات منفی مبادرت نمی کنند. در این الگو علیرغم منطقی تر شدن جریان ارتباط با مخاطب،هنوز شیوه های ارتباطی محدود و یک سویه بوده و به تحقیق اهمیت لازم داده نمی شود.
این الگو از اوایل قرن 20 رواج یافت.هر دو این نمونه ها الگو های یک سویه هستند که کارورزان از دادن اطلاعات سازمان به گروه ها از آن پیروی می کنند.اما درصدد کسب اطلاعات از مردم از راه تحقیق یا روش های غیر رسمی بر نمی آیند.هدف این الگو، انتشار اطلاعاتی است که مقصود از آن ضرورتاً اقناع است.
ج - الگوی دوسویه ناهمسنگ:
درواقع در دو الگوی قبلی، جریان ارتباط از جانب سازمان (روابط عمومی) به سمت مخاطب بود و نقش مخاطب نادیده گرفته می شد و ارتباط یکسویه بود.الگوی دوسویه ناهمسنگ معتقد به دوطرفه بودن جریان ارتباط دارد،ولی نقش موزونی را به طرفین ارتباط نمی دهد،وابتکار عمل را در دست نگه می دارد.در این الگو توجه به پست فرصت های پیامگیران،جای خود را باز می کند و بازخورد پیام ها مورد توجه قرار می گیرد. اما توجه بازخورد صرفاً به خاطر تامین منافع سازمان بود و تامین منافع مخاطب مهم نیست و به عبارتی روابط عمومی صرفاً در پی کسب موافقت مخاطبان است و تلاش دارد ایده ها و رفتار های گروه های اجتماعی را تغییر دهد.در این الگو فعالیت های روابط عمومی دوسویه است.ولی نقش تاثیر گذاری سازمان و گروه های مخاطب موزون و همسنگ نیست و هنوز ابتکار عمل در دست سازمان بوده و ودر واقع روابط عمومی سازمان گر است. روابط عمومی به دنبال هماهنگ سازی رفتارهای مخاطب مطابق با اهداف سازمان است و به تغییر ناپذیری سازمان باور دارد.این الگودر سال 1920 رواج یافت.اطلاعات دو مسیر را طی می کند،هم به سمت همگان و هم از سوی آنها جریان می یابد.وجود بازخورد در این الگو امر جدیدی است.
د - الگوی دوسویه همسنگ
مشخصه اصلی این الگو،دادن نقش برابر به روابط عمومی نسبت به مخاطب و پرهیز از اتخاذ راهبرد ارتباطات سلطه آمیز در جریان ارتباط با اوست.
در این الگو،دستیابی به تفاهم و هم فهمی با مخاطب روابط عمومی سازمان مخاطب جای خود را به رابطه گروه-گروه می دهد و در واقع سازمان و مخاطب،به عنوان دو گروه در جریان ارتباطی روابط عمومی مطرح می شوند. همچنین توجه به جنبه های اخلاقی روابط عمومی جای خود را در فعالیت های روابط عمومی باز می کند،گرچه مصادیق آن هنوز روشن نیست.این الگو دارای تاثیر همسنگ است،تاثیرهای که ناظر آنها را برای هر دوطرف،سازمان و گروه ها سودمند توصیف می کند. سازمان هایی که شیوه روابط عمومی همسنگ را به کار می برند از چانه زدن، مذاکره کردن و راهبردهای رفع اختلاف برای سامان دادن به تغییرات مبتنی بر همزیستی در افکار ،گرایش های ذهنی و رفتار های سازمان و گروه های مخاطب خود استفاده می کنند

مراحل تهيه برنامه براي انجام وظايف روابط عمومي


مراحل تهیه برنامه برای انجام وظایف روابط عمومی :
هریک از فعالیت های یک سازمان که در وضع مردمی که با آن دستگاه سرو کار دارند موثر واقع شود یک جنبه روابط عمومی خواهد داشت.اگر بخواهیم از جنبه تکنیک به روابط عمومی بنگریم،روابط عمومی یک رشته فعالیت های مخصوص انجام می دهد و در هریک از مراحل آن فعالیت ها از یک یا چند وسیله ارتباط جمعی استفاده می کند.به طور کلی می توان گفت که عملیات روابط عمومی از چهار مرحله تشکیل می شود و هر یک از مراحل با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند.

                
مراحل چهارگانه عبارتند از:


1- تجزیه و تحلیل: گرد آوری اطلاعات درباره مساله یا مسایلی که یک موسسه (دستگاه) با آن مواجه باشد یا تحقیق و تجزیه و تحلیل آن مسایل اولین قدم در طرح و بررسی کلیه عوامل مربوط و موثر در مساله می باشد.مثلاً باید کشف شود که نظر و عقیده و طرز تفکر مردم نسبت به مساله و موضوعی که سازمان با آن مواجه است چیست و آیا اکثریت موافق موضوع پیش آمده هستند یا مخالف آن.
2- تفسیر و توجیهپس از تجزیه و تحلیل عقاید،کار روابط عمومی این است که کشف های خود را درباره طرز تفکر و عقیده مردم به دقت مورد سنجش قرار دهد و نتایج احتمالی نظرات مردم را برآورده کند،سپس حاصل سنجش و مطالعه و برآورد خود را به عنوان تفسیر و توجیه در اختیار مدیران موسسه قرار دهد.
3- اجراپس از آنکه اطلاعات لازم به دست آمده و مورد سنجش و بررسی قرار گرفت زمان آن است که موسسه براساس اطلاعات بدست آمده توصیه روابط عمومی را به مورد اجرا می گذارد و خط مشی های اساسی خود را تعیین می کند.
4- عمل و اقدام: عمل و اقدام چهارمین مرحله برنامه روابط عمومی است و در این مرحله است که مشاوره روابط عمومی عملاً مورد آزمایش قرار می گیرد.وقتی که مدیران سازمان با توجه به توصیه های واحد روابط عمومی تصمیمات خود را اتخاذ کرد و به وضع داخلی سازمان به نحوی که سازگار با منافع مردم باشد سرو سامان دادند.آن وقت است که باید راجع به این موضوع ها با مردم صحبت کرد و برای مطلع ساختن مردم از این جریان ها و جلب حسن نیت و اعتماد آنها از چند یا همه وسایل ارتباط جمعی استفاده کرد.باز در این مرحله است که تکنیک پابلیسیتی (آوازه گری) و نشر آگهی ها نقش اساسی در مبارزه های روابط عمومی ایفا می کنند،زیرا در این مرحله آگاه ساختن مردم و نفوذ در عقاید آنها به وسیله استفاده ثمر بخش متاثر از وسایل ارتباط جمعی است.با استفاده از وسایل مختلف ارتباط جمعی ابلاغ و ترویج خط مشی و سیاست های جدید موسسه (دستگاه) به طبقات و گروه های مختلف مردم امکان پذیر خواهد شد.(امینی،1350 ، 93 - 92).

 

عناصر روابط عمومي

عناصر روابط عمومي
به طور معمول روابط عمومی را به سه عنصر تفکیک می کنند.این عناصر عبارتند از:
1- هنر: اگر به سیر تطور تاریحی روابط عمومی توجه کنیم،خواهیم دید که روابط عمومی در ابتدا به طور مطلق به صورت هنر متجلی شده است که بایستی از آن به نام دوران پیش از تاریخ روابط عمومی یاد کرد که فاصله زمانی 5 هزار سال پیش از میلاد تا اندکی پس از جنگ جهانی اول را شامل می شود.
2- تکنیک(فن): از زمانی که از تکنیک در روابط عمومی استفاده شد،در واقع دوران روابط عمومی فنی ظهور کرد.این دوران از حدود سال 1918 تا اندکی پس از جنگ جهانی دوم را شامل می شود.
3- فلسفه مدیریت: دوران روابط عمومی متکی بر فلسفه مدیریت است که از سال 1950 تا کنون را در بر می گیرد(سفیدی،1385 ، 22 - 21).
بر این اساس،ماهیت فعالیت های روابط عمومی ،آمیخته ای از هنر،تکنیک و فلسفه مدیریت است.
علاوه بر این امینی در کتاب روابط عمومی خود عناصر زیر را برای روابط عمومی ترسیم می نماید:
1- روابط عمومی بر پایه فلسفه اجتماعی مدیریت استوار است:
اولین عنصر روابط عمومی ،فلسفه اجتماعی مدیران است.مدیران در صورتی که چنین فلسفه اجتماعی برای خود برگزینند،باید در کلیه فعالیت ها و اقدامات مربوط به سازمان خود ابتدا خیر و مصلحت مردم را در نظر بگیرند،زیرا این فلسفه اجتماعی براین فرض استوار است که همه سازمان یا موسسه ای که در یک جامعه پدید می آید برای خدمت به مردم و رفع نیاز از جامعه است خواه این نیاز مادی باشد یا نیاز روحی و معنوی(امینی،1350 ، 16) . بنابراین توجه به مصلحت مردم و قصد و نیت صادقانه برای خدمت به مردم پایه و اساس روابط عمومی را تشکیل می دهد.
2- بیان فلسفه اجتماعی به هنگام اتخاذ خط مشی یا سیاست سازمان:
دومین عنصر اساسی روابط عمومی متجلی ساختن فلسفه اجتماعی به هنگام اتخاذ هر نوع خط مشی برای موسسه یا سازمان است.هر سازمانی مقرراتی دارد که تکلیف مدیران را در مواجهه با هر نوع مشکل مربوط به موسسه را تعیین می کند. این مقررات در واقع خط مشی یا خط مشی موسسه باید منعکس کننده این فلسفه باشد.تصمیمات سازمان درباره سیاست و خط مشی روابط عمومی خود از جمله تصمیمات بسیار مهم سازمان به شمار می آید (همان ،17).
3- روابط عمومی عمل و اقدام است نه حرف:
سومین عنصر روابط عمومی عمل و اقدام است که از مقررات و خط مشی اداری موسسه که منعکس کننده فلسفه اجتماعی مدیران است،ناشی شده باشد.اعلام یک خط مشی و بیان اینکه هدف موسسه خدمت به مردم است کافی برای جلب اعتماد عمومی نخواهد بود.بلکه باید چنین سیاستی توام با عمل باشد.باحرف تنها نمی توان حسن نیت و پشتیبانی جامعه را جلب کرد (همان،17) .به طور کلی این وظیفه مدیران است که توجه داشته باشند که خط مشی موسسه شان که بر مبنای خدمت به مردم و تامین خیر و صلاح مردم اتخاذ شده است از سوی کلیه کارکنان سازمان در داخل و خارج از سازمان به دقت اجرا شود.
4- روابط عمومی مطلع ساختن مردم از نیات و فعالیت های سازمان:
چهارمین عنصر اساسی روابط عمومی شرح و تفسیر و توضیح سیاست ها و اعمال و اقدامات موسسه به مردم و در صورت لزوم دفاع از کارهای موسسه در مقابل مردم است،بدون شرح و تفسیر نمی توان حسن نیت و پشتیبانی مردم را نسبت به موسسه جلب کرد(همان،18

عوامل موثر بر كارايي روابط عمومي

 چه عواملی بر کارایی روابط عمومی موثر است؟

                                                                                                                                       


با توجه به پیچیدگی جوامع امروزی،سازمانها بر آنند به منظور تحقق اهداف،شناخت کاملی از جامعه مخاطبان خود داشته باشند و تصمیماتی مبتنی بر واقعیات اتخاذ کنند.
امروزه سازمان ها به این نتیجه رسیده اند کارایی فعالیت ها زمانی خواهد بود که از تمام ظرفیت های سازمانی و امکانات و شرایط لازم بهرمند می شوند و در عرصه جامعه حضوری فعال و موثر داشته باشند.
در این میان روابط عمومی ها نقش بسیار تعیین کننده دارند و می توانند با انجام فرایند اطلاع یابی، پردازش اطلاعات و اطلاع رسانی،سازمان ها را در جهت تحقق اهداف و پیاده سازی استراتژی های کلان آن یاری نمایند.
روابط عمومی به عنوان یک علم دارای اصول منطقی، نظریه،الگو و فلسفه بوده و با ایفای نقش خود به شکل کار آمد می تواند در تصمیم سازی برای مدیران،برای ایجاد تصویر مناسب و صحیح از سازمان در جامعه اثر بخشی را افزایش دهد.
به طور قطع می توان گفت موفقیت روابط عمومی ها در سازمان ها در گرو توجه مدیران به اهمیت نقش و رسالت روابط عمومی هاست.نمی توان تصور کرد سازمانی در عصر حاضر به خوبی بتواند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند،اما از مکانیزم ،ابزارها و دانش روابط عمومی بی بهره باشد.
روابط عمومی در قالب فعالیت هایی همچون،انتشارات،تبلیغات،اطلاع رسانی،افکار سنجی،ارتباط با شرکای اجتماعی در دو سطح درون سازمانی و برون سازمانی در صدد است تا بتواند مدیران سازمان را جهت برقراری ارتباطی تعاملی و دو سویه با سایر ارکان سازمانی همچون کارکنان،مخاطبان و جامعه یاری رساند.
با شروع هزاره سوم ،سازمان ها و جامعه ایران در آستانه ورود به جامعه اطلاعاتی هستند ،جامعه ای که در آن بر اثر تغییرات و نو آوری های فناوری ،ارتباطات ،اطلاع رسانی و ارایه خدمات سرعت بالایی پیدا کرده است.این نو آوری ها باعث ایجاد چالش ها و فرصت هایی برای سازمان ها و به ویژه روابط عمومی ها در خصوص چگونگی ارتباط با محیط و ایفای نقش های موثر در درون و برون سازمان و ضرورت هماهنگ ساختن سازمان با تغییرات محیطی شده است،وارائه اطلاعات به مخاطبان و مشتریان خود،مسئولیت سنگینی در ((شفاف سازی)) ،به رسمیت شناختن حق دسترسی مخاطبان به اطلاعات،احساس مسئولیت و پاسخ گویی در برابر مخاطبان،ایجاد ارتباط دوسویه و متعامل با مخاطبان و مشورت به کارگیری فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات بر عهده دارند.روابط عمومی در جامعه اطلاعاتی باید در سازمان حضوری قدرتمند و موثر داشته باشد تا بتواند مدیریت سازمان را در تصمیم گیری ها و راه کارهای سازمان در قبال محیط و مخاطبان یاری رساند و مدیریت سازمان را از اهمیت ارتباط دوسویه با محیط،ارزیابی سازمان از نظر مخاطبان ،ضروت مخاطب محوری در سازمان،تطبیق برنامه ها و سیاست های سازمان با گرایش ها و خواسته ها و نیازهای مخاطبان،آگاه کند.
پرداختن به موضوع کارایی روابط عمومی در گذر به جامعه اطلاعاتی و بررسی موانع موجود و فرا روی آن به چند دلیل اهمیت دارد.
اولاً: به رغم کارشناسان روابط عمومی در ایران پدیده ای غربی و وارداتی از غرب بوده و با وجود گذشت از یک قرن از عمر آن در سازمانهای دولتی،هنوز کارکردهایش با فلسفه واقعی آن در سازمان فاصله دارد و نتوانسته به جایگاه مناسب خود در سازمان دست یابد ونقش های موثر خود را در عرصه درون و برون سازمان ایفا کند.
این درحالی است که در روابط عمومی در سازمان های دولتی باید به عنوان بخشی از بدنه دولت به عنوان پل ارتباطی بین دولت و مردم عمل کند و با برقراری ارتباطات دوسویه و متعامل با محیط و مخاطبان و رسانه ها مشارکت و اعتماد مردم را به سازمان و برنامه های آن جلب کند و متقابلاً دیدگاه های مخاطبان را به سازمان منتقل کنند و ضمن برخوردار بودن از جایگاه مناسب در سازمان به ایفای نقش های موثر در عرصه های سیاست گذاری و تصمیم گیری نیز دارد.
دوماً: روابط عمومی یکی از نهادهای تخصصی در جامعه اطلاعاتی محسوب می شود که با گردآوری درست و سیستماتیک اطلاعات و پردازش،تولید و ارائه اطلاعات به عنوان یکی از ضرورت های جامعه اطلاعاتی ، نقش موثر و غیر قابل انکاری در این عرصه بازی می کند.مهمترین مشخصه جامعه اطلاعاتی،حضور اطلاعات و اطلاع رسانی در جامعه با کمک فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات است.
در چنین جامعه ای تولید و ارائه مناسب اطلاعات به مخاطبان،استفاده ازرسانه های نوین ارتباطی و دوسویه روابط عمومی را در راه کمک به رشد ،توسعه ، پویایی و هماهنگی سازمان با تغییرات محیطی و رسیدن به اهداف سازمان یاری می کند و باعث مشارکت گسترده مخاطبان در برنامه ها و فعالیت های سازمان می شود.به عبارتی اطلاعات و اطلاع رسانی و اطلاع یابی به منبع سرمایه اجتماعی سازمان ،ایجاد کننده و تداوم دهنده اعتماد دوسویه بین سازمان و مخاطبان تبدیل شده است.لذا با تحقیق وپژوهش می توان به موانع و چالش های موجود روابط عمومی در راه ایفای نقش فعال آن در عرصه ارتباطات سازمان جامعه و مخاطبان دست یافت و راه کارهای عملی بهبود وضع موجود و رفع مشکلات فرا روی را ارایه داد.
بررسی برخی تعاریف روابط عمومی:
تعاریف متعددی از روابط عمومی در نشریات و کتاب های مختلف ارائه شده است ازجمله تعاریف مطرح شده به شرح ذیل می باشد:
اسکات.ام.کاتلیپ و آلن.اچ سنتر(1984)) درکتاب روابط عمومی
موثر: روابط عمومی عبارت است از انتقال و تجزیه و تحلیل اطلاعات و نظرات مدیریت موسسه به مخاطبان آن و انتقال تجزیه و تحلیل اطلاعات و نظریه های این گروه ها به مدیریت به منظور ایجاد همسویی و هماهنگی در علایق و منافع.
انجمن بین المللی روابط عمومی ،(ایپرا)که در سال 1955 متشکل از انجمن های ملی و کارشناسان روابط عمومی به وجود آمده است در ماه مه 1960 برای روابط عمومی چنین تعریفی را پیشنهاد می کند: ( روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است،عملی است ممتد،مداوم و طرحی ریزی شده که از طریق آن افراد و سازمان می کوشند تا پشتیبانی،تفاهم و همکاری کسانی را که با آنها سروکار دارند و یا در آینده سروکار خواهند داشت به دست می آورند و با اقدامات ارتباطی و تدابیر دیگر به خلق گرایش های مطلوب بپردازند و گرایش های مخالف را از میان برداند،(میر سعید قاضی،29:1370).
جان مارستن (1963) : روابط عمومی ارتباط قانع کننده و از روی نقشه برای تاثیر در گروهی از مردم است که معنی و مقصدی در تاثیر به آنان موجود باشد (نطقی،155،1346) .همچنین آن دسته از اعمال مدیریت است که مدیر به دستیاری آن،برخورد و رفتار عامه و فرد ویا موسسه مزبور باشد، تعیین برنامه عمل و فعالیت ارتباطی خود را به منظور حسن تفاهم و قبولی جامعه مطرح می کند(همان:158).
هارلو(1964) از پیشگامان روابط عمومی در جهان :(روابط عمومی عبارت از دانشی است که توسط آن،سازمان ها آگاهانه می کوشند به مسئولیت اجتماعی خویش عمل کنند تا بتوانند تفاهم و حمایت کسانی را که برای موسسه اهمیت دارند،بدست آورند (میرسعیدقاضی 29،1370) .
درکنگره جهانی سال 1978 روابط عمومی که در شهر مکزیکو برگزار شد تعریف زیر به تصویب متخصصان این رشته که از سراسر جهان گرد آمده بودند رسید:روابط عمومی کاربردی عبارت است از هنر و دانش اجتماعی تجزیه و تحلیل گرایش ها ،پیش بینی آثار آنها، مشورت با روسای موسسات و تهیه و اجرای برنامه های عملی که هم در جهت منافع موسسه و هم همگان باشد(مارانتز کوهن، 15،1376).
جمیز گرونیک(1984):روابط عمومی، مدیریت ارتباط میان یک سازمان و همگان هایی است که با آن سروکاردارند.(ویندال،159،1376).
لانگ و هازلتون(1987):روابط عمومی،کارکرد ارتباطی مدیریت است که از طریق آن سازمان ها با محیط خود سازکار می شوند،آن را اصلاح می کنند و تغییر می دهند یا آن را حفظ می کنند تا به اهداف سازمانی دست یابند(همان ، 159).
آنتونی کارتیس(2011): روابط عمومی پروژه یا برنامه ای پایدار برای ایجاد ونگه داشتن حسن نیت متقابل است.
روابط عمومی،مجموعه ای از عملیات ارتباطی آگاهانه مبتنی بر برنامه و تحقیق است که با استفاده از شیوه های علمی و هنری به دنبال ارتباط با مردم و اطلاع یابی از نظرهای آنان،تجزیه و تحلیل گرایش های مخاطبان و افکار عمومی به منظور گفت و گو با آنان برای رسیدن به تفاهم به کاربرد روش ها و ابزارهای ارتباطی نوشتاری،گفتاری ،دیداری و شنیداری است.( سفیدی،15،1385).


بر اساس تعاریف یاد شده،می توان ویژگی هایی را که برای روابط عمومی بدین شرح برشمرد:
- انتقال و تجزیه و تحلیل اطلاعات و نظرات مدیریت سازمان به مخاطبان و برعکس
- روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است.
- روابط عمومی ،ارتباطات اقناع کننده است.
- روابط عمومی ،فلسفه اجتماعی است.
- روابط عمومی مدیریت ارتباط و کارکرد ارتباطی مدیریت است.
- کوشش آگاهانه و برنامه ریزی شده و سنجیده.
- وسیله نفوذ در افکار عمومی و تغییر آن
- عملیات ارتباطی آگاهانه مبتنی بر برنامه و تحقیق
- وسیله گفت و گو با مخاطبان
- ارتباطات صادقانه در راستای باور پذیری
-وسیله مدیریت اطلاعات و توزیع عادلانه آن در جامعه
- وضوع و انسجام عملکرد ها برای اطمینان و اعتماد
- فعالیت مبتنی بر تحقیق
- وسیله مشاوره مدیران
- مرکز ثقل ارتباطات درون و برون سازمانی
- هنر مردم داری
- روابط عمومی رفتار صحیح ارتباطی است
- وسیله ارتقای روحیه پرسشگری در جامعه
- وسیله توسعه اعتماد و اعتبار اجتماعی سازمان است
- فراهم کننده مشارکت مردم در امور است
- امکان نظارت مستمر مردم بر کارها را ایجاد می کند
- تشکیل،حفظ و استفاده سرمایه اجتماعی است

چالش هاي روابط عمومي ها


اگرچه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد. چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

کارشناسان علوم ارتباطات مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!

 

1- مقدمه

با توجه به اینکه از پیدایش روابط عمومی در ایران حدود نیم قرن می گذرد هنوز روابط عمومی با مسایل مختلفی مواجه است. متاسفانه بررسی تاریخی این دانش در ایران نشان می دهد که به رغم وجود اندیشه ها و ایده های اصلاح طلبانه برای توسعه آن، هیچ گونه اقدام عملی بنیادی در این زمینه صورت نگرفته است به همین دلیل است که امروزه روابط عمومی ها بیشتر وقت خود را صرف برطرف ساختن مشکلات خود می کنند. ورود به این مشکلات، توان و شرایط ایفای وظایف و رسالت راستین را از روابط عمومی گرفته است.

چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی ( نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دست یابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه " خطر مدیریت مداری " را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد.

چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است. نادیده انگاشتن و لحاظ نکردن برخی از بخش های مهم روابط عمومی در تشکیلات آن و عنوان های شغلی را باید از مسایل مهم در طراحی تشکیلاتی روابط عمومی دانست. متاسفانه در برخی موارد روابط عمومی را با تشکیلاتی نظیر حراست، گزینش و بازرسی در یک ردیف تحت عنوان ادارات کل قرار می دهند که این کار اقدامی نادرست است. چرا که گستره فعالیت های روابط عمومی در درون و بیرون سازمان فراگیرتر از فعالیت واحدهای دیگر است. به همین لحاظ، ارتقای جایگاه روابط عمومی و سطح تشکیلات آن باید به گونه ای باشد که بتواند در یک فضای ارتباطی مناسب به رسالت خود عمل کند.

نکته دیگر اینکه میان مدیر روابط عمومی و مدیریت سازمان نباید فاصله ای وجود داشته باشد. در برخی سازمان ها، مدیران روابط عمومی به سختی می توانند با مدیر سازمان ارتباط مستقیم داشته باشند که دلیل این مساله نگرش منفی و نادرست مدیریت آن سازمان نسبت به روابط عمومی است. اگر چه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی درمجموعه سازمانی روابط عمومی را یک مجموعه خدماتی می دانند.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

به طور کلی روابط عمومی به دلیل اینکه مورد قبول دستگاه ها نیست و دچار نبود وکمبود تخصیص اعتبارات برای فعالیت های خود است، مشکلات فراوانی را به دوش می کشد. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمبود کارشناس متخصص درعلوم ارتباطات مواجه هستند.

مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش موثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آن است که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی می کنند. در جامعه ایران نگرش به روابط عمومی صرفا تبلیغاتی است که این امر تحریف افکار و دورشدن روابط عمومی از رسالت اصلی خود شده است. مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

 1-جابه جا شدن وظایف

 2-گسترش یافتن وظایف

 3-ناهمگون بودن وظایف

 4-پیش بینی شدن وظایف

5-موازی بودن وظایف

به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود. به این معنا که وظایف هم سنخ با یکدیگر ترکیب شود، وظایف جابجا شده به مسئولان مربوطه سپرده، وظایف گسترش یافته غیر ضروری با ارکان مربوطه تعویض شود و وظایف گسترش یافته ضروری در قالب شرح وظایف جدید قرار گیرد و وظایف پیش بینی نشده در قالب ساختار جدید رسمیت یافته و وظایف موازی در هم ادغام شود.

کارشناسان روابط عمومی مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!

 

2- برخوردهای سلیقه ای با رسانه های جمعی

یکی از مسایلی که در خصوص نحوه عملکرد روابط عمومی ها، به چشم می خورد گزینشی عمل کردن آنهاست. روابط عمومی برخی از سازمان ها و نهادها فقط با تعداد انگشت شمار و البته گلچین شده ای از رسانه ها ارتباط می گیرند که این مساله، موضوع اطلاع رسانی را به طور کامل تحت الشعاع قرار می دهد.

روابط عمومی ها باید دایره نقدپذیری خود را گسترده تر کنند. اگر مسئولان روابط عمومی در واکنش به انتقادات مثبت و سازنده فعالیت رسانه های جمعی را درباره سازمان یا مرکز متبوع خود محدود کنند خود آسیب می بینند و به تدریج از فضای اطلاع رسانی دور می شوند. متاسفانه برخی روابط عمومی ها به دلیل ترسی که از انتقاد رسانه ها دارند با برخی از رسانه ها ارتباطی ندارند و به تعبیری مانع این ارتباط می شوند؛ این در حالی است که روابط عمومی قوی و تخصصی آن است که به خود اعتماد دارد، بنابراین با همه یکسان عمل کرده و نه تنها واهمه ای از نقد و ایراد آنها ندارد بلکه از انتقاد مناسب استقبال می کند.

 در برخی موارد عملکرد رسانه ها نیز به این مساله دامن می زند. به عنوان مثال برخی مواقع روابط عمومی ها مطلبی برای رسانه ها ارسال می کنند و بعد از انتشار متوجه می شوند که محتوای مطلب و تیتر با محتوایی که آنها برای رسانه ها ارسال کرده اند، همخوانی ندارد یا مطلبی عنوان می شود که مورد نظر گوینده سازمان نیست و این باعث می شود که بین روابط عمومی ها و رسانه ها سوء تفاهم به وجود آید و منجر به این شود که روابط عمومی فقط با رسانه هایی خاص ارتباط و تعامل داشته باشد.


3-نقش مدیران حرفه ای در فضاسازی رسانه ای

کارشناسان روابط عمومی بر نگاه حرفه ای در هدایت یک روابط عمومی و برقراری تعامل و همکاری با رسانه های جمعی تاکید می کنند. واقعیت این است که متأسفانه جایگاه حساس و بسیار مهم روابط عمومی ها کمتر مورد توجه مدیران سازمانی و اجرایی قرار دارد و بعضا این بی توجهی ها جایگاه روابط عمومی را در حد یک اداره تبلیغی درون سازمانی تنزل داده است.

خصوصیات ذاتی و تجربه از مهم ترین ملاک هایی است که نبود آنها در برخی مدیران روابط عمومی موجب می شود کارکرد و خروجی مناسب نداشته باشند.

ممکن است در یک مجموعه سازمانی، سیاست مدیر ارشد این باشد که به صورت بسته عمل کند. این نگاه مدیر روابط عمومی را وادار می کند تا خود را با خواسته های مدیر سازمان منطبق کند که در نهایت باعث پس رفت روابط عمومی می شود.
وی همچنین مدیریت قوی و توانمند در روابط عمومی ها را مهمترین عامل در تغییر نگاه برخی مدیران سازمانی می داند و می گوید: «یک مدیر حرفه ای می تواند رئیس سازمان را نیز از نگاه بسته خارج کند.»

اگر چه جایگاه روابط عمومی در رشد و اعتلای حرکت یک سازمان و مجموعه بسیار تاثیرگذار است اما متأسفانه کمتر به این جایگاه توجه شده و بعضا برخی افراد که تخصص، تجربه و آموزش کافی برای احراز این پست حساس را ندارند به کار گمارده می شوند که سبب افت فعالیت رسانه ای یک مجموعه نیز می شود.

برخی از مدیران روابط عمومی فعالیت مجموعه مدیریتی خود را با رسانه های جمعی تقسیم بندی می کنند و در این تقسیم بندی ها برخی از مطبوعات تحریم می شوند که البته این حرکت مانع از شکل گیری ارتباط مناسب حرفه ای با رسانه های جمعی می شود.

 مهمترین مؤلفه اقتدار روابط عمومی بینش مدیر آن دستگاه به افکار عمومی است و این که مدیریت، نظام ارتباطی را به طور کامل به روابط عمومی بسپارد، اما این بحث در بسیاری از موارد مشکل است؛ روابط عمومی ها با اقتدار عمل نمی کنند و تمام نظام ارتباطی دستگاه در اختیار روابط عمومی نیست.

یکی از این زیرساخت ها خود مدیریت روابط عمومی است؛ به این معنا که اگر در یک واحد روابط عمومی مدیریت متخصص و باتجربه مستقر نباشد، به طور قطع این زیرساخت ها به وجود نمی آیند و اگر هم به وجود آیند آسیب خواهند دید؛ این مشکل در حال حاضر در روابط عمومی ها مشهود است.

 

4- جایگاه آموزش در روابط عمومی ها

واقعیت این است که مقوله روابط عمومی و نقش و اثرگذاری آن کمتر مورد توجه مدیران اجرایی و مدیران سازمان ها و مجموعه ها قرار دارد. اما سوای از این بی توجهی ها در عرصه آموزشی نیز رویکرد بر روابط عمومی بسیار قابل تأمل است. متأسفانه اساتیدی که در دانشگاه این رشته را تدریس می کنند اشراف و تخصص روابط عمومی را ندارند و فارغ التحصیلان روابط عمومی بازار کار خوبی ندارند؛ بنابراین دانشجویان این رشته، با علاقه و عشق درس نمی خوانند و در نتیجه نمی توان انتظار کارشناس و تخصص آگاه دراین حوزه را داشت.

روابط عمومی به دلیل عدم حمایت مدیران اجرایی- که روابط عمومی را به عنوان یک مزاحم می بیند و توجه و اهمیت چندانی به آن نمی دهند- مهجور واقع شده و به دلیل نبود حمایت از این حوزه کاری، افرادی که جایگاه تخصصی ندارند برای مدیریت دراین حوزه انتخاب می شوند و در نتیجه نمی توانند کار تخصصی روابط عمومی را به خوبی انجام دهند.

 تحقیق و پژوهش یکی از فعالیت های مهم و به عبارتی از ارکان روابط عمومی است. اگر سنجش افکار عمومی را یکی از فعالیت های عمده و مهم روابط عمومی بدانیم پس بهره گیری از روش های پژوهشی و تحقیق گامی بلند برای دستیابی به اهداف روابط عمومی است. امروزه در روابط عمومی های نوین و کارآمد تحقیقات و پژوهش به ویژه سنجش افکار موجب شده تا تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها در سازمان مخاطب محور شده و سطح فعالیت ها و موفقیت های سازمان ارتقاء یابد.

اطلاع رسانی صحیح و هدفمند زمانی بطور منطقی و اصولی محقق می شود که زمینه پژوهشی داشته باشد. طبعاً در یک ارتباط دو سویه هم زمینه اعتماد مخاطبان را فراهم سازد و هم با ارزیابی دیدگاه های مخاطبان و تبادل اطلاعات زمینه مشارکت فعال و پویای آنان ایجاد می شود.

بررسی و شناخت و مطالعه مداوم محیط داخل و خارج سازمان یک وظیفه مهم روابط عمومی است پیشرفت روز افزون وسایل ارتباط جمعی و بهره گیری از فن آوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی موجب شده است تا روابط عمومی هایی بتوانند در عرصه فعالیت سازمان موفق باشند که پژوهش محور و تحلیلگرا باشند.

 امروزه روابط عمومی را کوشش مدبرانه ای برای ترغیب و تشویق مردم یا نفوذ در افکار آنان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی تعریف می کنند. روابط عمومی در واقع رابطی است بین سازمان ها و مردم و سعی دارد که اهداف سازمان را برای مردم تشریح و از مردم بیشتر خبرگیری کند و عکس العمل آنان را به تصمیم گیران سازمان تحویل دهد. 
اگر به نقش روابط عمومی به عنوان پل ارتباط با رسانه و مخاطبان بیشتر توجه شود گام بهتر و مؤثرتری در کیفی سازی برنامه ها برداشته شده است.

 روابط عمومی در جوامع اطلاعاتی آینده نقش مهمی در امر اطلاع رسانی بهینه، ارائه سرویس ها و خدمات به جامعه خواهد داشت. ویژگی های خاص روابط عمومی دیجیتال سبب تسهیل دسترسی شهروندان و مخاطبان به اطلاعات و خدمات موردنیاز، بهبود پاسخگویی و اطلاع رسانی به مخاطبان و ساده سازی فرآیندهای ارتباطات و کاهش هزینه ها خواهد شد.

 گذر از عصر صنعتی به عصر دیجیتالی مستلزم این است که غیر از متخصصان فنی، دیگران نیز بتوانند به تحولات مدیریت جدید و مهارت های ارتباطات کمک کنند. از این رو مهمترین نقش مدیران روابط عمومی آشنایی با تاثیرگذاری فناوری های جدید بر سازمان هاست.

 

5-چرا روابط عمومی جایگاهی ندارد؟

به اعتقاد علمای علم ارتباط، برآورده کردن انتظارات کارکنان و مشتریان، در نظر گرفتن شرایط بازار و رقبا، روان کردن مسیر جریان اطلاعات در درون و بیرون سازمان، حضور و مشارکت در برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت سازمان، کسب اطلاعات، پردازش آن، تفسیر و تلخیص و در اختیار گذاشتن آن در سطوح مدیران برای اطلاح برنامه های در جریان و ده ها موردی که به نوعی مستقیما با سازمان و مخاطبان آن ارتباط دارد، بسیار مهم تر از کسب نظر رضایت مدیران ارشد سازمان است. گفته می شود روابط عمومی ها حلقه واسط بین دولت و مردم بوده و یکی از ابزارهای مهم اطلاع رسانی به جامعه و اطلاع یابی از نظر دیدگاه مردم و انعکاس آن به دولت مردان بشمار می روند. به عبارت دیگر روابط عمومی ها با عملکرد خوب و اثر گذار خود می توانند بازیگر نقش خطیر و حساس ایجاد ارتباط فعال و اثر بخش بین کارگزاران حکومتی و مردم باشند و فاصله ها را کاهش دهند و زمینه ایجاد تفاهم و هم اندیشی بین مسئولان و مردم را فراهم سازند و تصمیم گیری ها را به سمت منافع عمومی سوق دهند و نهایتا زمینه تحقق یک جامعه دموکراتیک فراهم شود. این نقش روابط عمومی، یک نقش کلی در جامعه است که در اجرا وظیفه خطیر سیاست گذاری، برنامه ریزی و عملکردی و دست یابی به هدف ها و ارزیابی میزان توفیق یا عدم توفیق آن را بدنبال دارد . دست یابی به چنان نقشی، سازمان متشکلی را طلب می کند تا بدرستی جایگاه روابط عمومی را تشخیص داده و از آن حمایت کند .این حمایت در قالب اعتماد می تواند کارساز تر شود . چرا که در سایه اعتماد مدیران سطح بالا، اقتدار روابط عمومی تثبیت می شود. حمایت های دیگر نظیر حمایت مادی و انسانی نیز در سایه اعتماد و اقتدار حاصل می شود. زمانی که بحث اقتدار در سازمان مطرح می شود، مشکل عمده ای در ساختار سازمانی ایجاد می گردد. چرا که مدیران رده بالا و برخی از مدیران هم سطح، موضع خود را در مقایسه با جایگاه روابط عمومی در سازمان، ضعیف تر ارزیابی می کنند و غافل از آنند که دست آوردهای روابط عمومی که حاصل زحمات زیاد مجموعه کارکنان آن واحد است، در جهت اقتدار کلی سازمانی است و اساسا روابط عمومی به لحاظ ساختاری و فلسفه فکری خود نمی تواند فردی عمل نموده و بدنبال منافع غیر سازمانی باشد. طبیعی است عملکرد مدیر روابط عمومی پس از گذشت مدتی که صرف شناخت ساختار و ظرفیت سازمانی و افراد درون و برون سازمانی می شود، نه تنها نمی تواند روال گذشته سازمان را هدایت کند، بلکه به رویکرد های دیگری گرایش پیدا می کند که عوام این تغییرات را ناشی از تحول تلقی می کنند. این انحراف، در سایه خواسته های مدیران، نداشتن تخصص فردی، نداشتن تجربه و آگاهی در زمینه های روابط عمومی، بیشتر از همه مصلحت اندیشی، بروز نموده و عملا اینگونه مدیران منابع، اعم از مادی و انسانی را به هدر می دهند.

علاوه بر هدر رفتن منابع و انرژی های انسانی و عدم دست یابی به اهداف سازمانی، طرز تلقی و تعاریف روابط عمومی در اذهان سطوح مدیران را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها را به مرور با عملیات غیر علمی و غیر حرفه ای در زمینه روابط عمومی بتدریج اجتماعی می کنند. بطوریکه تلقی آنان از یک روابط عمومی، برآورده شدن خواسته های مدیران و اطاعت از دستورات شان است که گاهی تا حد یک منشی گری یا اداره کننده دفتر یک مدیر، این جایگاه سقوط می کند. به کلام ساده می توان گفت یکی از دلایل عدم شناخت افراد جامعه، در سطوح عام و حتی کارکنان و مدیران و متأسفانه در برخی موارد مدیران ارشد سازمان ها، از جایگاه روابط عمومی، حاصل عملکرد ناکارآمد مدیران روابط عمومی در گذشته بوده است که بعلت نداشتن تخصص و آگاهی به سمت و سوی مختلف خدماتی گرایش پیدا کرده اند و نهایتاً سازمان را نیز از داشتن یک روابط عمومی که می توانست بسیار ثمر بخش باشد محروم ساخته اند.

 

 6- چالش های روابط عمومی در ایران

بر اساس نظریه کارشناسان این علوم ، چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی (نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دستیابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی ، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است . نمودارهای تشکیـلاتی در تاریخ روابط عمومی ایران حاکی از نبود تفکر و تلاش در ایجاد بـخش هایی در تشکیلات روابط عمومی است که متناسب با تحولات اجتماعی ایران باشد. به رغم این که در کشور گرایش زیادی برای حرکـت به سمت " جامعه مدنی " و توانمندی و قابلیت های روابط عمومی وجود دارد، تاکنون کمتر روابط عمومی توانسته است از این وضع برای تسریع روند جریان توسعه خود استفاده کند.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه "خطر مدیریت مداری" را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد. چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متأسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. در طراحی ساختار سازمانی روابط عمومی در هر سازمان باید ویژگی های خاص آن سازمان را لحاظ کرد. نحوه طراحی تشکیلات روابط عمومی در ایران بیانگر ناهمگونی در عنوان های شغلی، واحدهای سازمانی و نحوه نگرش به فعالیت های روابط عمومی است. برای این منظور تدوین الگوی مشخص و ایده آل برای واحدهای روابط عمومی در سازمان ضروری است. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمـبود کارشناس متخصص درعلـوم ارتباطـات مواجه هستند. مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش و مؤثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آنست که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی میکنند . روابط عمومی کانال ارتباطی سازمان و مخاطبان و انتقال دهنده نظرات، پیشنهادات و انتقادات مخاطبان به سازمان است.

در نحوه فعالیت روابط عمومی آسیب های وجود دارد که موجب ناکارآمدی روابط عمومی می شود .مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

۱) جابه جا شدن وظایف

 ۲) گسترش یافتن وظایف

 ۳) ناهمگون بودن وظایف

 ۴) پیش بینی شدن وظایف

 ۵) موازی بودن وظایف

 به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود.

 

 7- پیشنهاد های لازم برای توانمندی روابط عمومی ها

۱) توجه جدی به افکار همه کارکنان در ایجاد حرکت، اصلاح و جریان سازی سالم بدون در نظر گرفتن امیال و رویکردهای سیاسی مخرب که متأسفانه یکی از معضلات روابط عمومی هاست.

۲) ارائه مشاوره های مؤثر به مدیران ارشد سازمان که این در صورتی محقق خواهد می شود که مدیر روابط عمومی بهره ای از علوم مشاوره ای، روانشناسی، علوم تربیتی، جامعه شناسی، مردم شناسی و ... داشته باشد؛ که این موضوع خلأ بزرگی در بسیاری از مدیران روابط عمومی های فعلی است.

۳) دفاع از جایگاه روابط عمومی در مقابل دخالت های غیرمسئولانه واحدها و افراد.

۴) حفاظت از حریم سازمان در مقابل جوسازی ها، خلاف گویی ها، دروغ پردازی ها، تهدیدها و ... این در حالی محقق می شود که مدیر روابط عمومی خود مبرا از این مسائل باشد.

۵) خروج روابط عمومی از موضع انفعالی به موضع فعال

۶) تغییر فرهنگ سازمانی غلط، به این نکته باید توجه کرد، کارگزار روابط عمومی موقعی در جهت تغییر فرهنگ سازمانی می تواند حرکت کند که با مقوله فرهنگ آشنایی داشته و دیگر این که با علم رفتار سازمانی مأنوس باشد.

۷) ایجاد حسن رابطه بین کارکنان، مشاوران و مدیران سازمان.

۸)کمک در جذب استعدادهای درخشان کارکنان یا به عبارتی ایجاد بستری مناسب در جهت بالندگی اندیشه کارکنان.

۹) تقویت ارزش ها و ویژگی های مطلوب انسانی.

۱۰) معرفی الگوهای آموزشی مناسب درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۱) سازماندهی خبری سازمان (تلاش برای اطلاع یابی و اطلاع رسانی به موقع با روش ها و ابزارهای ارتباطی.

۱۲) تدوین نظام ارتباطی منسجم و تبلیغی شفاف و روشن.

۱۳) تغییر نگرش مسئولان نسبت به نقش روابط عمومی و جایگاه و اهمیت آن.

۱۴) جهت گیری و جهت دهی سازمان به سوی کارمند محوری.

۱۵) همکاری فعال و مستمر با مطبوعات و رسانه ها.

۱۶) تأکید هماهنگ بر بهبود روابط درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۷) تنظیم برنامه مدون و سالیانه برای عمل به شعائر و برگزاری مراسم مذهبی و غیره...

۱۸)- انعکاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم ممیزی نمودن آن به مسئولان و دریافت بازخورد آن جهت ارائه به کارکنان.

۱۹)برگزاری جلسات داخلی بین کارکنان و مدیران به صورت ماهیانه یا فصلی.

۲۰) تهیه مقاله های علمی در حوزه فعالیت های سازمان و نشر آن در رسانه های گروهی.

۲۱) معرفی مطلوب مقالات و تحقیقات کارکنان در سطح سازمان.

۲۲) انعکاس تجربه های موفق کارکنان سازمان.

۲۳) چاپ بروشور پیام های آموزشی، پژوهشی و دیگر فراورده های سازمانی.

۲۴) تهیه فیلم برای معرفی سازمان.

۲۵) ایجاد برنامه نظامند همدردی با خانواده های سازمان.

۲۶) تهیه و تنظیم منشور اخلاقی روابط عمومی سازمان.

2۷) وجود مراکز آموزشی با محیط عملی و کاربردی روابط عمومی.

 ۲۸) ارایه آموزش کوتاه مدت به طور مستمر برای کارکنان روابط عمومی ها صورت گیرد.

۲۹) نهادهای حرفه ای و تخصصی اثر گذار بر حوزه روابط عمومی ایجاد شود.

۳۰) مدیریت سازمان ها از روابط عمومی حمایت کند.

۳۱) نشریات تخصصی متعددی در حوزه روابط عمومی منتشر شود.

۳۲) کارهای زاید و موازی از وظایف روابط عمومی حذف شود.

۳۳) وظایف روابط عمومی تخصصی شود.

 

8- نتیجه گیری

روزی که شاهد ارتقاء جایگاه روابط عمومی در کشوربه عنوان مهمترین بخش شناسایی، پیش بینی مسائل و شکل بخشیدن به رویدادها و آینده باشیم و یشرفت های بعدی میسر خواهد شد. اگر مدیران سازمانی می خواهند هنر مردم داری را تحقق بخشند، لازمه آن به کارگیری مدیران روابط عمومی کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراری ارتباط با مخاطبان است. 
به هر حال جوامع امروزی اینک در حال گذار به جامعه اطلاعاتی آینده هستند، جامعه ای که در فناوری های اطلاعات و ارتباطات تمامی ابعاد زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. جامعه ما نیز ناگزیر از این روند خواهد بود و خواه ناخواه به این سمت و سو کشیده خواهد شد. در همین راستا دولت و مسئولان نظام ضمن آنکه باید دغدغه های رهبری معظم انقلاب را درخصوص روابط عمومی های دستگاه خود جدی تلقی نمایند، چاره ای باقی نمی ماند که با اندیشیدن و تدابیر لازم، تلاش مضاعف نمایند تا با لحاظ کردن تغییرات ضروری، روابط عمومی های سنتی را به سوی روابط عمومی های دیجیتال سوق داده و آماده سازند و این امر مهم محقق نخواهد شد مگر با ایفای نقش مدیران که فناوری جدید را درک کنند و آگاهی مناسب از آن داشته باشند.

 

منابع

۱- خلیل، طارق، (۱۳۸۱)، مدیریت تکنولوژی، ترجمه سیدمحمد اعرابی و داود ایزدی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

۲- الوانی، سیدمهدی، (۱۳۷۸)، مدیریت عمومی، نشرنی

۳- اسبورن، الکس، (۱۳۶۸)، پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت، ترجمه: حسن قاسم زاده، انتشارات نیلوفر

4-مورهد و گریفین، (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: سیدمهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده، انتشارات مروارید

5- رابینز، استیفن (۱۳۷۸)، رفتار سازمانی، ترجمه علی پارساییان و سیدمحمد اعرابی، جلد اول، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی .
6- ال دفت، ریچارد (۱۳۷۸)، مبانی تئوری و طراحی سازمان، ترجمه علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

6- طوسی، محمدعلی، (۱۳۷۲)، فرهنگ سازمانی، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی‌.

7-رابینز، استیفن (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، جلد سوم، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

8- تدبیر ( ماهنامه علمی – آموزشی در زمینه مدیریت )، ” مدیریت خلاق، در عصر تحولات پرشتاب ” (میزگرد )، شماره۷۵، سال هشتم، شهریور ۱۳۷۶

 

موانع توسعه نيافتگي روابط عمومي در ايران

موانع توسعه نيافتگی روابط عمومي در ايران 
 
 مقدمه   
      چيزي که بسياري از متخصصان و کارشناسان روابط عمومي درباره آن توافق دارند اين است که جايگاه فعلي روابط عمومي در ايران چندان رضايت بخش نيست و از پتانسيل هاي موجود به خوبي بهره برداري نمي شود. هنوز در بخش هاي مختلف روابط عمومي، نقصان زيادي وجود دارد. در حوزه حقوقي، پيشرفت قابل توجهي به دست نيامده است. 
     بسياري از سازمان ها و شرکت هاي دولتي و خصوصي از فقدان ساختارهاي مناسب ارتباطي و اطلاع رساني رنج مي برند. تصويري از ماموريت ها و چشم اندازهاي روابط عمومي وجود ندارد و به اقتضاي روزمره گي و مناسبتي، کارهايي صورت مي گيرد و اين دور تسلسل همچنان ادامه دارد. 
   به طور کلی موانع ظهور روابط عمومي در ايران می تواند موارد زير باشد:
 
انحراف از فلسفه وجودی روابط عمومي
     فلسفه روابط عمومي در مقبوليت، اثرگذاري و رضايتمندي است و اگر نتيجه فعاليت هاي روابط عمومي ملموس در زندگي روزمره نباشد، کم کم بي اثر و کمرنگ مي شود. به ويژه در عصر رسانه هاي اجتماعي که همه فعاليت ها بايد خروجي ملموس و جهت گيري اجتماعي داشته باشند.
      از طرف ديگر، بايد توجه داشت فلسفه وجودي روابط عمومي در خلال زمان دچار تغيير نمي شود اما ابزارها و کانال هاي جديد دايما در حال رشد و تکامل هستند به طوري که امروزه با نسخه جديدي از حرفه روابط عمومي يعني «روابط عمومي 2» مواجه هستيم و تعاريف ابزارهاي سنتي روابط عمومي را دچار تغيير کرده است. اين امر علاوه بر تسريع در اطلاع رساني، صرفه جويي اقتصادي و کاهش هزينه ها، صرفه جويي در وقت و زمان، قالب هاي جديد نشر مطالب و محتوي و برقراري ارتباط با مخاطبان را کاملا دگرگون و بهينه سازي کرده است.
     متاسفانه انحراف از فلسفه روابط عمومي در دوره معاصر گسترده تر و ساختارمندتر شده است. اين انحراف را هم در تشکل هاي روابط عمومي مي توان به وضوح مشاهده کرد، هم در سازمان ها و سوءاستفاده هايي که از صنعت روابط عمومي براي بهره برداري هاي شخصي مي شود و هم در سطح کارگزاران روابط عمومي که فلسفه روابط عمومي را با يک علامت سوال بزرگ مواجه کرده است.
 
 دوری از اخلاق حرفه ای
     روابط عمومي بدون اخلاق، کالبد بي جاني است که شايد بتوان چند روزي با رنگ و لعاب دادن به آن ديگران را فريب داد ولي براي هميشه نمي توان همه را فريفت. از منظر علم  روابط عمومي، کارگزاران روابط عمومي داراي نقش اساسي در مسووليت هاي اجتماعي هستند و روابط عمومي بدون رعايت اصول اخلاقي، قابل تصور نيست. شايد بتوان گفت معيار اصلي سنجش روابط عمومي اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نظام اخلاقي جوامع مختلف، نقش روابط عمومي کامل نخواهد بود. 
      در همين ارتباط بايد اشاره کرد که متوليان روابط عمومي در سطح بين المللي نيز به مساله اخلاق و پايبندي کارگزاران روابط عمومي به اصول اخلاقي توجه ويژه اي داشته اند و در اين زمينه مي توان به تدوين و انتشار منشورهاي مختلف اخلاقي روابط عمومي در نقاط مختلف جهان اشاره کرد.
 البته گاهي اوقات كارگزاران روابط عمومي با نقض مقررات حرفه اي و شغلي و استانداردهاي اخلاقي، خود بزرگترين مانع تعالي و رشد روابط عمومي ها به حساب مي آيند. اين كارگزاران عالباً فاقد تعهد و تخصص هستند و از فلسفه روابط عمومي آگاهي ندارند و نمي دانند كه روابط عمومي ها چگونه عمل مي كنند و لذا به علت چنين ناآگاهي و بي مبالاتي، هويت هنرهشتم را زير سوال مي برند.
 
فقدان سيستم باز
      در زمينه توسعه نيافتگي روابط عمومي دو نظريه وجود دارد. يک نظريه، کلان نگر است. حاملان اين نظريه معتقدند اگر سيستم باز باشد روابط عمومي هم در جايگاه خود قرار خواهد گرفت چون روابط عمومی زاده دموکراسی است.
     نظريه ديگر، مبتني بر «وضع موجود» يا خودنگر است و پرسشي که حاملان آن مطرح مي کنند اين است که در وضع موجود چه کار بايد کرد؟ در وضع موجود، چه نسخه اي مي توان براي پيشرفت و اعتلاي حرفه روابط عمومي تجويز کرد؟ آيا بايد تا ايجاد يک سيستم باز، دست روي دست گذاشت و تسليم شرايط موجود شد؟ 
     لذا اگر بخواهيم يک ارزيابی واقع بينانه از وضع موجود داشته باشيم درمی يابيم که بيشتر سازمان هاي دولتي ما داراي سيستم هاي بسته هستند و از همين رو در آن ها روابط عمومي ها جايگاهي ندارند.
 
نبود نگرش حرفه ای
      هيچ جامعه اي بدون استفاده عالمانه از حرفه و صنعت روابط عمومي نمي تواند حيات خود را حفظ کند و يکي از ارکان اصلي موفقيت هر کشوري، برقراري و استمرار ارتباطات با پشتوانه فرهنگ و ارزش هاي بومي و محلي است. وقتي به فرهنگ ايراني اسلامي و پيشينه آن نگاه مي کنيم، مشاهده مي شود هنر ارتباطات و مردمداري بسيار غني است؛ ارتباطاتي که سرشار از معنويت، انسانيت و اخلاق توام با خلاقيت و تفکر والاي انسانی است. بايد به اين ميراث و تمدن گرانبها بيش از پيش نگاه ارتباطي داشت و از توانمندي هايي که در بطن اين هنر و فرهنگ وجود دارد نيز با بازشناخت همه جانبه، از آن در برنامه ريزي ها در همه عرصه هاي ملي و بين المللي بهره گرفت. 
به نظر، هر چند روابط عمومي به عنوان روشي مثبت شناخته شده، اما بسياري از سازمان ها با توجه به نگرش فرودستانه مديران آن از روابط عمومي در جهت پنهان کاري، فريبکاري، رفوگري و  مبهم گويي استفاده مي کنند و نتيجه اين فعاليت ها، باعث تنزل جايگاه سازماني روابط عمومي و شان کارگزاران آن و سلب اعتماد پرسنل سازمان و مردم جامعه از سازمان ها و در نهايت متوليان امر شده است.
 
فقدان الگوی کارامد
      بزرگ ترين چالش روابط عمومي کشور در حال حاضر، فقدان الگوي روابط عمومي کارامد و يک هسته تصميم گيري با مديريت متمرکز است.  اگر روابط عمومي بخواهد در اين زمانه رقابت تنگاتنگ، نتيجه بدهد بايد همه سعي خود را در باب طراحي و ارايه الگوهاي جديد بکار ببرد.
 
 ضعف بستر هاي حقوقي
      در بخش مقررات و بستر هاي حقوقي، قوانين خوب و به روزي وجود دارد اما ضمانت و پشتوانه اجرايي آن بشدت ضعيف و ناکارامد است و همين امر سبب شده است تا بسياري از  آيين نامه هاي روابط عمومي قابليت اجرايي پيدا نكنند.
 
اشکال ساختاری در فرآيند آموزش
      در حوزه آموزش هم چنين ضعف و اشکال ساختاري وجود دارد. وقتي آموزش کارگزاران روابط عمومي مبتني بر يک سيستم فرسوده و مندرس است صحبت از آموزش مردم و فرهنگ سازی توسط  روابط عمومي کمي خنده دار به نظر مي رسد. 
     ما نبايد فراموش كنيم كه در تربيت يك متخصص روابط عمومي، دچار اشكالات متعدد هستيم. استادان بايد خودشان را با دانش روز روابط عمومي هماهنگ كنند تا دانشجويي كه فارغ التحصيل  مي شود از دو جنبه تئوري و عملي توانايي برخورد با مسايل و مشكلات اين حوزه را داشته باشد.
مساله ديگر كه لازم است به آن اشاره شود اين است كه چون نظام آموزشي ما در تربيت متخصص روابط عمومي ناتوان است جايگاه و اهميت روابط عمومي در سازمان بروز پيدا نمي كند و صرفا به عنوان يك شغل براي امرار معاش مطرح است.
 
رواج سطحي نگري در امر پژوهش
     رواج مطالعات کمي يکي ديگر از اين موانع است. اگر تحليل و اطلاعات درستي از انواع و اقسام تحقيق هاي صورت گرفته در حوزه روابط عمومي وجود داشته باشد اين سطحي نگري کاملا قابل مشاهده است. در واقع در مطالعات کمي، رمزگشايي صورت نمي گيرد و زواياي پنهان مسايل گشوده نمي شود.
 
تنگناهای روابط عمومي بين‌المللي
       در جهان امروز علم روابط عمومي ابعادي غول‌آسا پيدا كرده است. تاثير اين حرفه جذاب در روابط اقتصادي، تحولات بازار، ايجاد اعتماد و مسووليت اجتماعي و مديريت شهرت به عنوان اولويت‌ها و مولفه‌هاي اصلي «روابط عمومي بين‌المللي» غيرقابل كتمان است.
      ايران به عنوان يكي از اعضاي اصلي جامعه جهاني نيازمند است تا با گام‌هايي شتابان، خود را به قافله گريزان تحولات علم روابط عمومي در عرصه جهان برساند. روابط عمومي در ايران، عليرغم جواني و تنگناها و نارسايي‌ها و سوءاستفاده‌هاي حرفه‌اي و اخلاقي، پويايي و جسارت علمي و عملي خود را نشان داده است..
 
فرصت سوزی در استفاده بهينه از فناوری اطلاعات
فرصت هاي زيادي براي دست يابي به روابط عمومي مؤثر و ايده آل وجود دارد. اينترنت يكي از اين فرصت هاست. متاسفانه دركشور ما روابط عمومي به دليل ساختار فرسوده اي كه دارد تا به حال در استفاده از اين ابزارها و تکنولوژی ها چندان موفق نبوده است. 
 
ناتواني تشكل ها
     نقش تشكل هاي روابط عمومي را نبايد ناديده گرفت. استراتژي تشكل هاي روابط عمومي بايد مبتني بر ارتقاء‌ سطح آگاهي حرفه اي و عمومي، حمايت و همكاري نزديك با اشخاص متخصص و سازمان هاي ملي، محلي و بين المللي و حمايت از نوآوري و ابتكار و مشاركت تخصصی فعالان روابط عمومي به عنوان بخشي از يك برنامه گسترده باشد.
     اين برنامه بايد براي ياري رساندن به فعالان روابط عمومي در تجربه مشاغل خصوصي روابط عمومي هم متكي باشد تا بخش هاي خصوصي رشد كنند و در نهايت هنر هشتم به جايگاه واقعي خود دست يابد. هر چند ابتكار و نوآوري بخشي از برنامه استراتژيك تشكل هاي  روابط عمومي محسوب مي شود، متاسفانه اين وظيفه اساسي و اصلي به فراموشي سپرده شده و اين حس را به طور بالفعل پرورش مي‌دهد كه تشكل هاي روابط عمومي در ايران، سستي ها و گرفتاري هاي عظيمي دارند.
 
نکته پاياني
روابط عمومي در ايران در دهه گذشته با فراز و نشيب ها و چالش هاي زيادي مواجه بوده و نسل جديد روابط عمومي به عنوان طلايه دار تغيير و تحول، فعاليت ها و اقدامات بسيار مناسب و موثري را براي توسعه اين حوزه در کشور انجام داده اند.
     برگزاري کنفرانس هاي بين المللي، ايجاد ارتباطات بين المللي، راه اندازي موسسات خصوصي و تشکل های حرفه ای، انتشار نشريات تخصصي، برگزاري دوره هاي متعدد آموزشي،تاسيس رشته روابط عمومي در مقاطع کارشناسي و کارشناسی ارشد و ساير اقدامات از اين دست نشان  مي دهد که روابط عمومي ايران در حال پيشرفت است و البته براي دستيابي به جايگاه حرفه اي خود، بايد در عرصه هاي ديگر نيز فعاليت خود را گسترش داده به ويژه در عرصه روابط عمومي دولتي که به هيچ عنوان جايگاه در شان و قابل قبولی ندارد. 

انواع تفكر درارتباطات انساني

 

 انواع تفکر در ارتباطات انساني 

 
 
 

آنچه امروزه باعث تماز افراد در جوامع مي‌شود به واقع نوع وشکل تفکرات آنهاست چراکه تفکرات افراد منشاء رفتارها و برخوردها اجتماع آنهاست و هر فرد با نوع تفکرات خود ، شخصت کار و اجتماع خود را ساخته و به تلاش در چارچوب اعتقادات تفکر خود ادامه مي‌دهد لذا آشنا با عمده تفکرات انسان مي‌تواند عامل تغر عمق و مثبت در شکل زندگ افراد تلق گردد .
در تقسيم بندي تفکر براساس ميزان ملاحظه افراد و اعتماد به نفس آنها ، تفکرها به چهار دسته تقسيم مي شوند :
1 ـ تفکر ( برنده ، برنده ) تفکر شيري
2 ـ تفکر ( برنده ، بازنده ) تفکر ببري 
3 ـ تفکر( بازنده ، برنده ) تفکر روباه گونه
4 ـ تفکر ( بازنده ، بازنده ) تفکر گرگ مسلک ها
حال داستاني از مثنوي آورده مي شود که در اين داستان مولوي سه نوع تفکر شيري ، روباه اي وگرگي را به زيبايي بيان كرده است.
يک روز صبح زود روباه و گرگ نزد شير رفتند تا هر سه با هم به شکار بروند . شير نيز پذيرفت . به طور معمول در اين گونه موارد، انسانهاي شير مسلک يا انسانهاي با تفکر برنده، برنده هر چند که خود قدرت به دست آوردن نيازهايشان را دارند‌، ولي براي کمک به اطرافيان واينکه بقيه نيز بتوانند در بازي زندگي برنده باشند، با آنها شراکت مي كنند. هر سه وارد دشت بزرگ و پهناور شدند . روباه وگرگ که فقط در فکر سير کردن شکم خودشان بودند، سعي داشتند که شير ، سريع تر شکاري را بگيرد وآنها بدون زحمت وارد گود شوند و از زحمتها وتلاشهاي شير، بدون رنج، بهره ببرند زيرا هرکه با شيرها وافرادي که داراي تفکربرنده، برنده هستند، همراهي کند ، هيچ وقت بازنده نخواهد بود . در اين زمان ، شير که ديد روباه وگرگ قدرت شکار کردن را ندارند ونمي توانند شکار کنند ، خود، وارد ميدان شد و يک گاو ، يک بز و يک خرگوش را شکار كرد. سپس شکارها را پيش گرگ و روباه برد. ولي ناگهان فكري از سرش گذشت و تصميم گرفت كه بيايد به روباه وگرگ درس تفکر برنده، برنده را بدهد. بنابراين، رو به گرگ کرد وگفت: « اي گرگ مي خواهم تو را امتحان كنم بيا واين سه شکار را به عدالت تقسيم کن. » گرگ که از امتحان بزرگي که در زندگي برايش پيش آمده بود بي خبر بود ، بدون تفکر و بدون هيچ گونه ملاحظه اي از اينکه اين شکارها را خود شير با زحمت به دست آورده و او هيچ گونه سهمي در اين شکارها ندارد، گفت: « اي شير بزرگ، اين گاو که از همه بزرگ تر است ، مال شما ، اين بز که ميانه است، مال من که کوچکترم واين خرگوش هم براي روباه که جثه اش از هر دوي ما کوچكتر است‌. در اين لحظه شير عصبي شده بود و مي‌خواست درس عبرتي به گرگ بدهد تا تمام انسانهايي که بعد از گرگ زندگي مي‌کنند‌، درس تفکر برنده، برنده را ياد بگيرند؛ گرگ را با چنگالهاي خود دريد. بعد از اين واقعه روباه چون سرنوشت گرگ را ديد، تازه فهميد وقتي کسي در کاري تلاش نکرده است ، نبايد توقع بيجا داشته باشد . بنابراين وقتي شير از او پرسيد که چگونه اين شکارها را تقسيم مي کني ، از روي ترس ، تفکر بازنده، برنده را که خودش بازنده باشد وشير برنده اتخاذ و گفت: اي شاه حيوان ها اين گاو وحشي خوراک صبحانه شما ، بز کوهي خوراک ناهار و خرگوش را هم شب ميل فرماييد . شير که لبخند رضايت بر لب داشت ودريافت که روباه از اين شکارها براي خودش سهمي نمي خواهد وهمه را پيشکش او کرده است و اين درس بزرگ را به خوبي ياد گرفته است، به اوگفت: من از اين شکارها هيچ کدام شان را نمي خواهم وهمه شکارها مال تو . در حقيقت ، شير که داراي انديشه تفکر برد، برد است از شکارها گذشت وآنها را به روباه بخشيد ودر اين جا بود که روباه ياد گرفت که در تفکر برنده، برنده من و تو به ما تبديل مي شود.
آقاي استفان کاوي در کتاب هفت عادت مردمان موثر يکي از بزرگترين عادتهاي مردمان موثر را عادت تفکر برنده ، برنده مي داند وتفکرها را به چهار دسته تقسيم كرده است که در جدول دوبعدي زير اين چهار نوع تفکر آمده است:
1 ـ تفکر برنده ، برنده
صاحبان اين نوع تفکر، شير مسلکاني هستند که مايل اند در هر کاري، همه برنده شوند . خود ، سودشان را از کار مي برند ومايل هستند بقيه نيز بيشتر از آنها سود ببرند. برنده ، برنده فلسفه کلي کنش متقابل انسان هاست . چارچوبي از ذهن وقلب است که به گونه‌اي مداوم در تمام جنبه هاي ارتباطي درصدد جذب منافع دو جانبه است .
2 ـ تفکر برنده، بازنده
مي گويند وقتي شير به شکار مي رود بعد از شکار ، اجازه مي دهد که بقيه حيوانات هم از باقي مانده شکار استفاده کنند. ولي ببر اين اجازه را به هيچ حيواني نمي دهد؛ انسانهايي با تفکر ببر، هميشه مايل هستند که خودشان در هر ميداني پيروز باشند و بقيه افراد براي آنها جايگاهي ندارند . در دنياي مديريت ، برنده، بازنده روشي مستبدانه و خودکامه است . با اين مفهوم ضمني که من به مقصود مي رسم اما شما چيزي عايدتان نمي شود.
3 ـ تفکر بازنده ، برنده
ذهن بعضي از مردم با بازنده، برنده برنامه ريزي شده است‌:
ـ من مي بازم و تو مي بري .
ـ پيش برو و مانند ديگران مرا لگدمال کن و پشت سر بگذار‌.
ـ من بازنده ام ، هميشه بازنده بوده ام .
بازنده ، برنده از برنده ، بازنده هم بدتر است ؛ چرا که هيچ استاندارد ، تقاضا ، منفعت منطقي وبينشي در کار نيست . اين افراد براي ابراز اعتقادها و احساسهاي خود جرأت وجسارت کافي ندارند وبه راحتي از اثر قدرت ظاهري افراد خود را مي‌بازند‌.
4 ـ تفکر بازنده ، بازنده
در داستان مثنوي ، گرگ ، بازنده داستان بود، انسان هاي گرگ صفت هميشه بازنده هستند. 
فراموش نکنم که در دنا پش رو خود ، در مسائل کار و زندگ ناز به آن دارم تا افکارمان را متحول کنم چراکه تفکرات پوچ و ب اساس که منشاء آن خودخواه و غرور است همشه عامل برا ناکارآمد تلاشهامان بوده و هست.
تلاش با تفکر برد- برد روکرد است مثبت و به واقع امن برا رسدن به اهداف و ان اصل در کشورها پشرفته و مدرن تحت عنوان اصل Win – Win ا همان تفکر برد – برد شعار اصل عامه مردم بوده و حت برترن شرکتها و مدران آنها نز به ان اصل معتقد و پابند مي‌باشند.
اما به واقع در بن ما چند درصد با تفکر برنده ـ برنده زندگ مي‌کنم؟