امید به جهش و تحول

بیش از سه سال است که از احیای سازمان برنامه و بودجه کشور می گذرد، در این مدت فرصت مناسبی فراهم گردید تا این سازمان با بازیابی ساختار و تشکیلات مورد نیاز، شرایط مناسب را برای تحقق اهداف و ماموریت های خود فراهم سازد. در این میان نقش و جایگاه روابط عمومی در این سازمان کلیدی و کارکرد مهم آن در تبیین موضوعات حساس و مناقشه برانگیز آنچنان که شایسته بود؛ مورد توجه قرار نگرفته است.واقعیت این است که در سال‎‎های گذشته تصویر ناخوشایندی در ذهن مردم از رکود، تورم، رشد منفی اقتصادی، نرخ بیکاری، افزایش شکاف طبقاتی و جرائم اقتصادی شکل گرفته است که نشان می ‎‎دهد اگر روند توسعه نامطلوب باشد نه تنها روندهای اجتماعی و اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه منجر به زایل شدن امید و مخدوش شدن روحیه و تصویر امیدوارانه مردم از آینده و بروز اغتشاشات و بحران های اجتماعی خواهد گردید.بدیهی است بدنبال هر تصمیم سازی کلان در حوزه اقتصادی و معیشتی، توجه به افکار عمومی، اطلاع رسانی صحیح، سریع و پاسخگویی مناسب اهمیت مضاعفی دارد که بی تردید خلاء روابط عمومی فعال و پیشرو در این زمینه ملموس است، در این راستا نقش روابط عمومی را می توان در سه حوزه اطلاع رسانی، اعتماد سازی و افکارسنجی تبیین نمود.اکنون با تغییر تشکیلات در سازمان برنامه و بودجه کشور و تشکیل مرکز اطلاع رسانی، روابط عمومی و بین الملل، این جایگاه که مدتی با غفلت مواجهه شده بوده ترمیم گشته و فضا برای جهش در این حوزه فراهم شده است. در همین رابطه برگزاری نخستین نشست مدیران روابط عمومی سازمان برنامه و بودجه را به فال نیک گرفته و امید است این نشست به ارتقاء و هم افزایی در حوزه روابط عمومی و اطلاع رسانی، ساختار سازی ، تبیین استراتزی ، برنامه و چشم انداز منجر گردد و حمایت لازم و کافی از نقش آفرینی روابط عمومی در این سازمان و واحد های استانی به عمل آید.شایسته است مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی سازمان برنامه و بودجه کشور با اجرای فعالیتهای مدیریتی و تعیین کننده نقش اساسی خود را در هدایت برنامه ریزی های توسعه ای و تصمیم گیری ها در حوزه هایی نظیر لوایح بودجه، اسناد آمایش و طرح های اشتغال زایی به سمت منافع جمعی و تحقق اهداف و ماموریت های خطیر این سازمان و دولت خدمتگزار ایفا نماید.بنابر این آنچه بیش از پیش در این برهه حساس ضروری است تلاش روابط عمومی برای شفاف سازی، استفاده صحیح از رسانه ها، برقراری ارتباط دوسویه و صادقانه میان آحاد مردم، کارگزاران و مدیران و نیز ایجاد فضای همدلی و تفاهم ملی است.از سوی دیگر گشایش های تازه در حوزه اقتصاد علی الخصوص فراهم نمودن زیرساخت های تازه برای سرمایه گذاری و رونق به فضای کسب و کار و تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند برنامه ریزی و تلاش مضاعف خواهد بود که امید است به توجه به تغییرات ایجاد شده در ساختار روابط عمومی در سازمان برنامه و بودجه کشور شاهد نقش پررنگ این نهاد در تحقق چشم انداز های مورد نظر باشیم.

 http://www.shara.ir/view/32316/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%B4-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84

عوامل موثر بر ارتباط روابط عمومی ها با رسانه ها

چگونگی ارتباط روابط عمومی با رسانه ها بابع عوامل گوناگونی است که شناخت آنها می تواند هم از یک سو انتظارهای روابط عمومی ها از رسانه ها را عقلایی تر و منطقی تر سازد و از جانب دیگر کیفیت ارتباط را بهبود بخشد. این عوامل عبارتند از:

1 – مدیرت و مالکیت رسانه ها: مالکیت رسانه ها را در ایران می توان به سه بخش خصوصی، دولتی و عمومی یا بیت المال (اموال عمومی) تقسیم کرد. هر یک از این سه نوع مالکیت، مدیریت های گوناگونی را نیز در رسانه های خود اعمال می کند که بر رفتار ارتباطی آن رسانه تاثیر می گذارد. رسانه های خصوصی اصولاً به اخبار رسمی، دولتی و تبلیغاتی کمتر اهمیت می دهند و به همین سبب سرگذشت اخبار ارسالی روابط عمومی ها به این قبیل رسانه ها (مطبوعات) در مقایسه با مطبوعات دولتی ممکن است، تفاوتهای زیادی داشته باشد.

 رسانه های خصوصی که فعلاً در ایران فقط مطبوعات را در بر می گیرند معمولاً روش انتقادی دارند و می کوشند در اموری که دولت تصدی آنها را بر عهده دارد جستجو و تحقیق بیشتری بکنند، اما به هر حال بحث نیازهای متقابل در مورد مطبوعات خصوصی هم صادق است.

اما میانه رسانه ها و مطبوعات دولتی با روابط عمومی ها معمولاً بهتر و روابط آنها فعالتر است. در مورد رسانه های عمومی که نمونه بارز آنها موسسات کیهان و اطلاعات هستند وضع تا حدودی تفاوت می کند و چرخشها و گرایشهای آنها به هر دو سمت قابل مشاهده و تابع موقعیت خاص و روابط آنها با دولت است. به هر حال مدیریت و مالکیت از عوامل موثر بر شکل گیری ارتباط روابط عمومی و رسانه هاست.

2 – سیاستها و خط مشی ها: سیاستها و خط مشی های هر نشریه که پاره ای اوقات، اعلام و شناخته شده و گاه اعلام نشده و تلویحی است نیز از عوامل موثر بر ارتباط دو نهاد روابط عمومی و رسانه ها (مطبوعات) است. گرایشها و تعلق های سیاسی، حزبی، اقتصادی و ... منافع فردی و گروهی، وابستگی رسانه به برخی نهادها و سازمانهای رسمی و غیر رسمی و ... از جمله اموری است که در این چارچوب قابل ارزیابی است.

3 – دوره انتشار: نشریات روزانه، هفتگی، ماهانه و ... هر کدام اقتضائات خاص خود را دارند و به همین دلیل بر اساس ترکیب و نیاز مخاطبان خود و با توجه به فاصله انتشار دو شماره خود دست به گزینش اخبار می زنند. با این توجه که نشریات روزانه به اخبار بیشتر علاقه دارند و نشریات ادواری به گزارشها، تحلیلها و مصاحبه های غیر خبری.

4 – زمینه انتشار: نشریات برحسب آنکه عمومی باشند یا تخصصی، نوع گزینش خود را براساس زمینه انتشارشان شکل می دهند. همچنین بسته به سطح و ترکیب مخاطبان، دست به انتخاب اخبار گوناگون می زنند. بنابراین روابط عمومی ها می توانند مطالب تخصصی یا خاص خود را به برخی نشریات تخصصی بدهند و مطالب کلی تر و عمومی تر را به روزنامه ها و نشریات فراگیر.

5 – شرایط سیاسی – اجتماعی: تردیدی نیست که موقعیتهای خاص پیش آمده تحت تاثیر شرایط ویژه سیاسی یا اجتماعی بر انتخاب مطبوعات و رسانه ها تاثیر می گذارد. روابط عمومی ها باید با دقت، وضعیتهای مختلف را تحت نظر داشته باشند و تعقیب کنند. در شرایطی که تراکم خبری به علت رویدادها یا موقعیتهای ویژه پیش می آید، ممکن است شانس انتخاب مطالب روابط عمومی ها کاهش یابد. بر عکس در موقعیتهای کم خبری، احتمال انتشار این گونه اخبار افزایش می یابد.

6 – مناسبتها: مناسبتهایی از قبیل سالگردها، روزها یا هفته های ویژه می توانند فضای مناسبتری را در اختبار روابط عمومی های ذیربط قرار دهند و بر عکس شانس انتشار مطالب کم اهمیت روابط عمومی هایی که ارتباطی با این مناسبتها ندارند، کاهش می یابد. روابط عمومی ها باید از این نظر نیز ارزیابی صمیمی از موقعیتها داشته باشند.

 منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

چهار گام ساده برای شناسایی مخاطبان هدف

ریشه هر تلاش ارتباطی مخاطب است و اینجاست که هر تلاشی شروع می شود. با اختصاص قدری زمان و تعقیب چهار گام ساده برای شناسایی مخاطبان هدف، طراحی هنرمندانه پیام و تشخیص رسانه نهایتا ارایه آن در قالب یک فرآیند می توانید به هدف تان برسید.

• گام نخست. تمام مخاطبان جهانی خود را که به آنها دسترسی دارید شناسایی کنید.

• گام دوم. جمعیت گسترده ای را که مد نظر قرار داده اید، به گروه هایی تقسیم بندی نمایید. این بخش بندی ها به عنوان مثال می توانند بر مبنای جنسیت، سطح تحصیلات، سطح درآمد، وضعیت تاهل، و غیره انجام شوند.

• گام سوم. برای هر کدام از آن بخش ها پرونده ای تشکیل دهید که در آن مشخصات کامل ذکر شده باشد. مشاهده می کنید که در اکثر موارد بخش ها با هم همپوشانی دارند (زنان متاهل، سن میان 30 تا 35، کسانی که از دانشکده دانش آموخته شده اند و غیره). این همپوشانی ها را شناسایی کنید و پرونده هایی را برای گروه هایی که در یک بخش قرار می گیرند تهیه نمایید.

• گام چهارم. هر گروه را بر مبنای پرونده اش رتبه بندی کنید. این کار به اندازه ای که به نظر می رسد ساده نیست. اگر زنان مذکور که سن شان بین 30 تا 35 سال است و از دانشکده دانش آموخته شده اند کسانی هستند که می خواهید به آنها دسترسی پیدا کنید، باید به آنها رتبه یک بدهید و به همین ترتیب بعدی ها را در رتبه های 2 و 3 و ... قرار دهید و در نهایت شما به یک دسته بندی سلسله مراتبی خواهید رسید که کارتان را به شدت آسان می کند.

مدیریت پاسخگویی در روابط عمومی

پاسخگویی یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت علی ‎الخصوص مدیریت دولتی نوین از جمله «روابط ‏عمومی» در شرایط کنونی است. همین امر سبب شده است که به این موضوع از جهات و زوایای مختلفی پرداخته شود.

لذا آنچه که بسیار حایز اهمیت می‌نماید ایجاد یک نظام پاسخگویی کارآمد و جامع است که بر اساس آن بتوان اطمینان یافت که رفتار و تصمیمات کارگزاران، در جهت تأمین منافع مردم است و سازمانها و دستگاه‏های اجرایی دولت، در راستای منافع جامعه گام بر می‌دارند.

بعلاوه، پاسخگویی یک فضیلت و به منزله یک ویژگی مثبت برای مردم، کارگزاران و سازمانهای دولتی است که به موجب آن همه ملزم به ارایه توضیح درباره رفتارها، تصمیمات و عملکردهای خود هستند و این امر اگر محقق شود موجب تقویت رابطه بین شهروندان و دولت و افزایش اثربخشی و شفافیت در عملکرد سازمانها و شرکتها، کاهش فساد، افزایش انسجام، مشروعیت نظام سیاسی و ارتقای منفعت عامه خواهد شد.

«اون هیوز» در کتاب «مدیریت دولتی» می ‏گوید رابطه دولت و شهروندان، سیستم پاسخگویی را شکل می‌دهد که به موجب آن سازمانهای دولتی وظایف مربوط را انجام می‌دهند و به شهروندان اجازه می‌دهند که وظایف ساده را انجام دهند مشروط بر این که وکیل از حد خود تجاوز نکند و پاسخگو باشد.

هر دولتی نیازمند یک سیستم پاسخگوست و لازمه دموکراسی، داشتن یک سیستم پاسخگویی مناسب است. سازمانهای دولتی، به وسیله مردم و برای مردم ایجاد می‌شوند و باید در برابر آنها پاسخگو باشند.

بنابراین «مردم‌سالاری» ایجاب می‌کند دولتها در برابر مردم که قدرت را به آنها تفویض کرده‌اند، پاسخگو باشند. مردم حق دارند با استفاده از حقوق شهروندی و حق پاسخ‌خواهی از نحوه مصرف منابع مالی عمومی و کارایی و اثربخشی برنامه‌های مقامات منتخب و میزان تأثیر اجرای برنامه‌های یاد شده در ارتقای سطح رفاه خویش، آگاه شوند. همچنین مدیران دولتی باید در برابر تصمیم‌هایی که می‌گیرند و اقداماتی که انجام می‌دهند، پاسخگو باشند.

 پاسخگویی بدون بهره‌گیری از یک سیستم اطلاعاتی مناسب، امکان‌پذیر نیست. سیستمی که در واقع یک جریان منصفانه و صحیح اطلاعاتی را بین دولت به عنوان پاسخگو و مردم و نمایندگان ایشان به عنوان پاسخ‌خواه برقرار کند و به پاسخ خواه این اطمینان را بدهد که دولت منابعی را که در اختیار می‌گیرد به نحوی مناسب و در جهت‌ هدف‌های مصوب نمایندگان ایشان مصرف می‌کند.»

با توجه به مطالبی که از نظر گذشت می‌توان نتیجه گرفت پاسخگویی یکی از چالشهایی است که دولتها امروزه با آن مواجه هستند.

نظام اداری ایران در این حوزه با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند و متأسفانه با وجود بخشنامه‌ها و آیین‏نامه‌های فراوان، فقدان یک سیستم پاسخگویی مناسب در سازمانها و شرکتهای دولتی احساس می‌شود و با همه تلاشهای صورت گرفته هنوز در برابر وظایف، تصمیمات و عملکردهای خود پاسخگو نیستند.

به نظر می ‎‏رسد تلاش برای رفع این معضل احتیاج به عزم‌ ملی و همگانی دارد و بی‌شک در پرتو همکاری گسترده و همه‌جانبه مردم و دولت می‌توان به این مهم دست یافت.

علاوه بر آن، از روابط‏ عمومی‏ ها انتظار می‌رود در قبال عملکرد و فعالیتهای سازمان خود، جوابگو و پاسخگو باشند. کسانی که در حوزه روابط ‏عمومی دولتی فعالیت می‌کنند باید به اقدامات بهتری دست بزنند و در هر صورت درباره تصمیمات و اقدامات مذکور توضیح بدهند. پاسخگویی با مکانیسم‌های مختلفی حاصل می‌شود که به منظور جلوگیری از فساد وضع شده‌اند و تضمین می‌کنند که کارکنان دولت در مقابل اعمال خود پاسخگو و در دسترس مردم هستند. روابط ‏عمومی‌ها، مسئول مستقیم پاسخگویی در سازمانهای دولتی‌اند.

اولین و مهمترین درس «مدیریت»، پاسخگویی نسبت به امور و فعالیتایی است که در حیطه مسئولیت مدیر رخ می‌دهد. مدیر باید از طریق دریافت بازخورد کارشناسی، به خواسته‌های مخاطبان خود احترام بگذارد و مردم را از جریان کار و برنامه‌های خود مطلع سازد.

 البته این امر زمانی محقق خواهد شد که از یک سو اطلاعاتی جامع و درست از عملکرد سازمان و نتایج سیاستهای آن در دسترس مردم باشد و از سوی دیگر، مدیر آمادگی و ظرفیت شنیدن حرف‌های افراد جامعه را داشته باشد و حقوق شهروندی را محترم بشمارد.

 منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

دانش ارتباطات یا علم پروپاگاندا!

دانش ارتباطات و جنگ روانی،کتابی است در حوزه جامعه‌شناسی معرفت، که رابطه تولید دانش و شرایط اجتماعی و سیاسی را واکاوی می‌کند.

 در این کتاب مشخصا به این مساله پرداخته می‌شود که در پانزده سال پس از جنگ جهانی دوم، که جنگ سرد در دوران اوج خودش بود و ایالات متحده امریکا ترجیح می‌داد درگیر جنگ بزرگ تازه‌ای نشود، نیاز سیاستمداران امریکایی به تحقق اهداف‌شان از طریق جنگ روانی، چه تاثیری بر شکل‌گیری و هدایت دانش ارتباطات داشت.

 کریستوفر سیمپسون، نویسنده کتاب، ابتدا به این نکته می‌پردازد که «تحقیقات ارتباطات... بین سال‌های 1950 تا 1955 به رشته‌ای متمایز در جامعه‌شناسی (با همه ابزارهای مورد نیاز مانند کالج‌ها، دوره‌های درسی، مراجع صدور مدرک دکترا و...) تبدیل شد» و امروزه بخش عمده‌ای از زیربنای آموزشی خبرنگاران رسانه‌ها و پرسنل روابط عمومی و تبلیغات نهادهای گوناگون را تشکیل می‌دهد.

 وی درباره نسبت قدرت سیاسی در ایالات متحده با تکوین و تکامل دانش ارتباطات، می‌گوید: «حاکمیت معمولا به طور مستقیم مشخص نمی‌کرد که دانشمندان چه چیزی می‌توانند بگویند یا نمی‌توانند، اما تاثیری معنادار بر انتخاب اینکه گفته‌های چه کسی در این حوزه نقش «مرجع» را بازی می‌کند می‌گذاشت.»

 بنابراین، این کتاب را می‌توان پژوهشی در زمینه رابطه «دانش و قدرت» قلمداد کرد که توان قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی را بر شکل‌گیری دانش در دوره‌ای خاص را بررسی می‌کند.

 سیمپسون در کتابش سه کار عمده انجام می‌دهد. نخست، طرحی کلی از تاریخچه جنگ روانی در امریکا در سال‌های 1945 تا 1960 به دست می‌دهد. دوم، سهم محققان و نهادهای برجسته دانش ارتباطات جمعی را در این زمینه بررسی می‌کند. سوم، تاثیر برنامه‌های جنگ روانی بر تصورات عمومی ایجاد شده نسبت به علم ارتباطات را می‌کاود. وی تاکید می‌کند که سی.‌آی.‌ای در دوران پس از جنگ جهانی دوم، تقریبا تمام تحقیقات علم ارتباطات را به سمت «تکنیک‌های ترغیب و اقناع، اندازه‌گیری افکار، بازجویی، بسیج سیاسی و نظامی، انتشار ایدئولوژی» و مسائلی از این دست سوق داد.

  به نوشته سیمپسون، دستاوردهای این تحقیقات بسیار بیش از آن بود که پول بخش خصوصی به تنهایی توان محقق کردن آن را داشته باشد. در واقع پول دولت امریکا در دوران مذکور، بیش از 75 درصد از بودجه‌های سالانه مهم‌ترین مراکز مطالعات ارتباطات در جامعه امریکا را تامین می‌کرد و این امر غالبا بدون اطلاع افکار عمومی انجام می‌شد تا خروجی‌های تحقیقاتی این نهادهای علمی، به صورت «کالاهای علمی پدیدآمده به سفارش دولت» ارزیابی نشوند.

 مثلا وزارت امور خارجه امریکا، به صورت مخفیانه و غیرقانونی، هزینه مطالعات «مرکز ملی افکارسنجی» امریکا را پرداخت می‌کرد تا نبض افکار عمومی جامعه امریکا را در دوران جنگ سرد در دست داشته باشد. یا سی.‌ای.‌ای با این استدلال که بازجویی اسیران را می‌توان کاربرد دیگری از اصول اجتماعی-روانی بیان‌شده در مطالعات ارتباطات تلقی کرد، مخفیانه هزینه‌های مطالعات «اداره تحقیقات علوم اجتماعی» را در مورد شکنجه اسرای جنگی تقبل کرد.

 سیمپسون پس از این مثال‌ها، می‌گوید: «در کل، بدون تزریق منظم پول از طرف آژانس‌های نظامی، اطلاعاتی و پروپاگاندای امریکایی به بخش‌های پیش روی این حوزه، احتمال چندانی وجود نداشت که تحقیقات ارتباطات به شکل امروزی خود درآید.» پیشبرد تکوین دانش ارتباطات بر مبنای جنگ روانی، طبیعتا منتقدین خودش را داشته است.

 

این منتقدین معتقد بوده‌اند که جنگ روانی از منظر آژانس‌های امنیتی ایالات متحده امریکا، ابزاری بوده است تا جنبش‌های مردمسالار بومی در جهان سوم و حتی در اروپا و خود امریکا، «پا را از گلیم خود درازتر نکنند» و زور و دستکاری را جانشین علم ارتباطات راستین کرده و مانع از شکل‌گیری اشکال اصیل‌تر «درک» شده‌ است و در مجموع ابزاری بوده است برای حفظ ساختارهای اجتماعی عمدتا سوءاستفاده‌گر؛ به خصوص در روابط جهانی شمال- جنوب. اما مدافعان گره خوردن تحقیقات علم ارتباطات به مقوله جنگ روانی، معتقد بودند جنگ روانی، جایگزینی منطقی برای خشونت و هزینه‌های سرسام‌آور جنگ متعارف است و می‌تواند بدون افزایش تلفات، کارایی عملیات نظامی را افزایش دهد.

اما اصطلاح «جنگ روانی» از کجا می‌آید؟ سیمپسون می‌گوید: «این واژه نخستین بار در {زبان} انگلیسی در سال 1941 در متنی پیرامون استفاده نازی‌ها از پروپاگاندا، ستون پنجم و وحشت‌آفرینی در نخستین مراحل جنگ اروپایی پدیدار شد. » اما تعریف جنگ روانی دقیقا چیست؟ «مجموعه استراتژی‌ها و تاکتیک‌های طراحی شده برای دستیابی به اهداف ایدئولوژیک، سیاسی یا نظامی سازمان‌های حامی (نوعا دولت یا جنبش‌های سیاسی) از طریق بهره‌گیری از ویژگی‌های فرهنگی-روانی جامعه مخاطبان هدف و نظام ارتباطی آن.» در جنگ روانی امریکایی، خرابکاری و ترور هم جزو موارد مجاز بوده است.

 

 پروپاگاندا هم به سه شکل سفید و سیاه و خاکستری رایج است. پروپاگاندای سفید «بر سادگی، شفافیت و تکرار تاکید می‌کند... ایالات متحد نیز علنا ترویج این نوع اطلاع‌رسانی از طریق خروجی‌هایی از قبیل صدای امریکا را تایید می‌کرد.»

 پروپاگاندای سیاه «بر مشکل، سردرگمی و وحشت‌آفرینی تاکید می‌کند.» جعل اسناد دشمن و توزیع آنها میان مخاطبان هدف برای اعتبارزدایی از قدرت‌های رقیب، یک نمونه از پروپاگاندای سیاه است. سیمپسون می‌گوید دولت امریکا استفاده از پروپاگاندای سیاه را رسما انکار می‌کند اما این ابزار از اجزای لاینفک سیاست خارجی و داخلی ایالات متحده بوده است.

 پروپاگاندای خاکستری، مابین سیاه و سفید و شامل درج اطلاعات غلط پیرامون رقبا در آن دسته از خروجی‌های خبری است که مدعی استقلال از دولت امریکا هستند. سیمپسون در مجموع بر کانالیزه شدن روند تحقیقات در دانش ارتباطات در امریکای پس از جنگ جهانی دوم، تاکید ویژه‌ای دارد و می‌گوید: «برخی بخش‌های قدرتمند دولت، به خصوص اف.بی.‌آی و سایر آژانس‌های امنیت داخلی، مفاهیم رقیب علمی در حوزه ارتباطات را به‌شدت تحت فشار قرار می‌دادند؛ به خصوص آن روندهای تفکر انتقادی را که، به زعم این آژانس‌ها، براندازانه قلمداد می‌شدند.

 به واسطه تلخی و گزندگی جنگ سرد و اثر و نفوذ مک‌کارتیسم... به دست دادن تحلیل‌های نامتعارف پیرامون رابطه میان ارتباطات و ایدئولوژی می‌توانست پیامدهایی همچون محرومیت حرفه‌ای، بازجویی‌های خصمانه اف.‌بی.آی، حملات مطبوعاتی و حتی خشونت را به دنبال داشته باشد. در دهه‌های 1940 و 1950، تحقیق جامعه‌شناسانه (اگر که منتقد نهادهای امریکایی قلمداد می‌شد) ریسک‌های حرفه‌ای جدی برای محققان به دنبال داشت و امروزه نیز گاهی اوقات چنین خطرپذیری‌هایی وجود دارند.»
منبع: http://etemadnewspaper.ir

روابط عمومی وجامعه مدنی

روابط عمومی و جامعه مدنی
روابط عمومی ها بویژه در مرحله تولید و تکوین جامعه مدنی می توانند در خدمت آن قرار گیرند و نیز به روند توسعه پایدار ملی یاری رسانند. زمینه ها و عواملی که تحقق این نقش را برای روابط عمومی ها میسر می سازند، عبارتند از:
1 – نقش پاسخگو بودن دولت: در جامعة مدنی دولت (حکومت) در برابر مردم مسئول و ناگزیر از پاسخگویی در قبال عملکردها، تصمیمات و برنامه های خویش است.
2 – آگاه سازی و اطلاع رسانی: از ویژگیهای جامعه مدنی، حضور شهروندانی آگاه، مطلع و محرم است. زیرا مردم در شرایطی صاحب تشخیص و تصمیم درست می شوند که آگاه و مطلع و در نتیجه صاحب تحلیل باشند. روابط عمومی با اطلاع رسانی صحیح و بموقع و با شفاف ساختن سازمان از نظر ارتباطی، می تواند در این زمینه به ایفای نقش بپردازد.
3 – عقلایی ساختن افکار عمومی: فزون خواهی،‌بالا رفتن بی رویه سطح خواسته ها و توقعات عمومی، افزایش انتظارهای بی حد و حصر از دولت، ترویج روحیه منفی گرایی و نق زنی، از آفتهای توسعه پایدار به حساب می آیند، اما رشد این ویژگیها و خصلتها در جامعه، خود معلول نشناختن واقعیتها، نبودن ارتباط صحیح و نتگانتگ میان مردم و دولت، پنهانکاری، نامحرم انگاشتن مردم و قایل نبودن قدرت تشخیص، درک و تحلیل برای آنها و دامن زدن به سوء تفاهم ها و بدبینی هاست.
4 – مقابله با عوام گرایی: عوام گرایی یکی از عواقب گریزناپذیر فقر دانش و اطلاعات، و منزوی و مهجور بودن نیروهای فهیم، خوش فکر، خلاق و صاحب بصیرت است.
5 – افزایش اعتماد: شفافیت اطلاعاتی که جز از طریق صداقت ارتباطی حاصل نمی شود، اعتماد و باور عمومی را نسبت به حسن نیّت و عملکردهای دولت بالا می برد و در نتیجه خوش بینی، امیدواری و همدلی جای منفی بافی، انفعال و تقابل را می گیرد و روشهای مسالمت جویانه ارتباطی را به جای برخوردها و روابط خشونت بار اجتماعی می نشاند، و این لازمه تحقق و رشد جامعه مدنی است.
6 – مقابله با فرهنگ تملق و تظاهر:‌ جامعه شفاف از نظر اطلاعاتی، جامعه ای است که متملّقان و متظاهران، کمتر در آن فرصت اظهار وجود و نشو و نما پیدا می کنند. روابط عمومی با تولید و توزیع اطلاعات با ارزش، بموقع و کافی قادر است عرصه را بر این گروه تنگ سازد و این خود یکی از شرایط تحقق جامعة مدنی است.
7 – تحقق شایسته سالاری: شایسته سالاری یعنی اینکه هرکس در جای مناسب خودش قرار گیرد و افرادی که دارای علم و تجربه غنی تر و بالاتر هستند فرودست افراد کم توانتر و ضعیف تر نباشند. 8 – جلب مشارکت مردمی: روابط عمومی ها در فرایند توسعه کشور می توانند به مثابه یک عامل موثر حضور داشته باشند. 9– حرمت گذاری به انسان: مردمی که احساس کنند مسئولان خود را موظف به پاسخگویی و رفع نیازهای آنها می دانند و به عنوان یک شهروند، صاحب حق و منزلت هستند به جایگاه خویش، عنوان «انسان» و نمایندة خداوند در زمین که صاحب احترام و مشخص است، واقف می شوند و این خود یکی از مشخصه های جامعة مدنی است.
10 – در جامعة مدنی مردم دارای «حق کسب اصلاع »‌ هستند. این حق از جمله حقوق اساسی انسانهاست که در جوامع مدنی هیچ کس حق سلب آن را از دیگران ندارد. روابط عمومی یکی از ابزارهای مهم تامین حق کسب اطلاع مردم است. مردم حق دارند که بدانند واقعیتهای محیط زندگی شان چیست و روابط عمومی در استیفای این حق، سهم مهمی دارد.
11 – جلوگیری از شکل گیری و رواج شایعه: شایعه به طور کلی محصول «ابهام» و «نیاز» اطلاعاتی است و ابهام و نیاز اطلاعاتی نیز از موانع شکل گیری و رشد جامعه مدنی است.
منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

قوانین طلایی روابط عمومی در شرایط بحرانی

هر کسب‌وکاری در یک نقطه از فعالیت‌های خود با بحران مواجه می‌شود، در چنین شرایطی نقش روابط عمومی بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد. این تیم روابط عمومی است که از ترفندهای مختلف باید برای مدیریت بحران استفاده کند. اما باید در نظر داشت، هر حرکت اشتباهی ممکن است به نابودی کسب‌وکار شما منجر شود.
خصوصا در زمان کنونی که اخبار بد کسب‌وکارها بلافاصله ویروسی می‌شوند. بنابراین کسب‌وکارها باید فورا پاسخگو باشند، اما در این مواقع چه اصولی را باید رعایت کرد؟

مسئولیت اشتباه‌‎تان را به گردن بگیرید
سعی نکنید فقط به دنبال پوشش بحران و خاموش کردن سر و صداها باشید، این اوضاع را بدتر خواهد کرد.
در عوض، با مسئولیت‌پذیری و واکنش سریع، وضعیت را مدیریت کنید.
به جای استدلال کردن، نگرانی‌ها و سوالات مردم را پاسخ دهید.
یک پست مطبوعاتی بنویسید و یا یک ویدیو ضبط کنید و آن را در شبکه‌های اجتماعی پخش کنید.

شفاف باشید
در دنیای رسانه‌های اجتماعی، مدیریت شهرت بیش از هر چیزی اهمیت دارد و ممکن است آن را در یک لحظه از دست بدهید.
شفافیت اصل اساسی در چنین مواقعی است که تیم روابط عمومی شما باید آن را در نظر داشته باشد.
شما باید اتفاق یا مشکل را تائید کنید، مسئولیت را به گردن بگیرید و عذرخواهی کنید.

در رسانه‌های اجتماعی فعال باشید
یکی از اشتباهاتی که شرکت‌ها انجام می‌دهند اینست که فکر می‌کنند، اگر در شبکه‌های فعالیت نداشته باشند، برایشان مشکلی پیش نمیاید. در حالی‌که این اتفاق کاملا برعکس است.
معمولا بدترین اتفاقات برای شرکت‌هایی رخ داده که در شبکه‌های اجتماعی فعال نبوده‌اند.
قبل از این‌که چنین اتفاقی برای شما رخ دهد، در شبکه‌های اجتماعی فعالیت کرده و محبوبیت جذب کنید.
آن شرکت‌هایی که برای دنبال‌کنندگان‌شان محبوب هستند، خیلی سخت دچار بحران می‌شوند.

نخست به درک وضعیت بپردازید
قبل از این‌که اعتراضات همه گیر شوند، بهتر است به خاطر اشتباهاتی که صورت داده‌اید، عذرخواهی کنید.
سپس شروع به اقداماتی برای جبران اشتباه‌تان برآیید.
صبر برای رسیدن به یک استراتژی مناسب‌تر باعث فراگیرتر شدن اعتراضات می‌شود.
تنها کاری که نباید انجام دهید اینست که ساکت باشید.
حتی اگر در حال ارزیابی وضعیت هستید، به سادگی آن را بگویید.
اگر ساکت باشید، مردم فورا فرضیه‌های خود را منتشر می‌کنند و شما را متهم به کارهایی می‌کنند که شاید انجام نداده‌اید.

با اعضای تیم خود مشورت کنید
این بسیار آسان است که فورا واکنش نشان دهید و سروصداها را بخوابانید.
اما برای این‌که شفافیت کافی در سخنان خود داشته باشید.
بهتر است فورا جلسه‌ای با اعضای تیم خود تشکیل دهید و در مورد بحران با هم صحبت کنید.
اطلاعات کافی از مسائلی که رخ داده بدست آورید و برای رفع بحران مشورت کنید.

از قبل آماده باشید
یکی از اصول اساسی مدیریت بحران، پیش‌بینی و آماده شدن برای آن است.
قبل از این‌که اتفاقات بدی رخ دهد. آن‌ها را پیش بینی کنید و استراتژی‌های مناسبی برای مقابله با آن‌ها اتخاذ نمایید.
افرادی که نقش اصلی در مقابله با بحران را خواهند داشت و این‌که ارزش‌ها و اولویت‌های اصلی برای شما در هنگام بحران چه خواهد بود. این موارد به شما کمک خواهند کرد، به هنگام بروز مشکلات سریع‌تر و برنامه‌ریزی‌شده‌تر اقدام کنید.

منبع: www.ibazaryabi.com

روابط عمومی چگونه می تواند کمک کند

 امروز،روابط عمومیشامل تجزیه و تحلیل و درک کاملی از همه عوامل تاثیر گذار بر نگرش مردم نسبت به یک سازمان،می باشد.دردنیای امروز،فروش ایده ها به طور فزاینده ای سخت تر و رقابتی ترشده است، به خصوص با وجود میلیون ها موضوعی که مصرانه می خواهند در آگاهی افراد نفوذ کنند.

ایده ها را می توان تنها به صورت آشکارا از طریق تبلیغات سنگین فروش، فروخت، و این کار در صورتی موثر خواهد بود که "وضعیت پذیرش" قبلی وجود داشته باشد. با این حال، چنانچه تصور منفی وجود داشته باشد یا در صورت وجود بی تفاوتی، چنین روش ارتباطی در بهترین حالت نیز بی اثر خواهد بود و در بدترین حالت مقاومت را افزایش خواهد داد.

همواره یک "آستانه آگاهی" وجود دارد که باید پیش از آن که تبدیل به یک فاکتور شود، باید رسیدگی شده و از آن عبور کرد. اما دوباره متذکر می شویم، به خاطر وجود ایده های بسیار که مصرانه می خواهند به ما برسند، ما به طور خودکار موانعی را برای نمایش اطلاعات فراهم می کنیم که در غیر این صورت حواس ما را مخدوش می کنند.

بنابراین برای این که یک ایده تنها از مقاومت صفحه نمایش افراد بگذرد و به بخشی از واقعیت ذهنی آن ها تبدیل شود، باید از بسیاری از تجربیات استفاده کرد، باید از جهات مختلفی عبور کرده و در آستانه رخنه کند تا بتوان مفهوم مورد نظر را در واقعیت فرد مورد نظر جا داد. اگر آن ها از طریق کانال های مختلف هدایت شوند و نه به صورت مکرر از طریق یک ابزار، به همان تعداد احتمال بیشتری وجود خواهد داشت که موثر واقع شوند.

چنین کانال هایی می توانند روزنامه ها، مفسران رادیویی، برنامه های تلویزیونی، ورود به تصاویر متحرک، بحث های دهان به دهان، جلسه در کلوپ و سایر کانال ها باشند. دیگر احتمال ندارد که ارتباطات موفق بتوانند فقط به یک روزنامه شرکت یا فقط تبلیغات در مطبوعات محلی یا یک یا دو کانال خروجی دیگر، محدود شوند.

روابط عمومی برای موثر بودن باید تا حد ممکن (یعنی تا جایی که منابع و استعدادهای موجود اجازه می دهند) تطبیق پذیر و یکپارچه و شامل همه کانال های ارتباطی باشد.

برخی از مواردی که روابط عمومی می تواند انجام دهد، عبارتند از:
• پرستیژ یا "تصویر مطلوب" و مزایای آن.
• شناسایی و مقابله با مسائل و فرصت ها.
• حسن نیت کارکنان یا اعضاء
• تعیین وضعیت سازمان در برخورد با جامعه هدف آن.
• حسن نیت سهامداران یا اجزاء.
• ارتقاء محصولات یا خدمات
• پیشگیری و حل مشکلات کارگران.
• ترویج حسن نیت جوامعی که سازمان ها در آن واحد دارند.
• غلبه بر تصورات و تعصبات غلط.
• حملات پیش بینانه.
• حسن نیت نمایندگی مجاز و جذب نمایندگی های دیگر.
• حسن نیت دولت.
• حسن نیت مابقی صنایع.
• توانایی جذب بهترین پرسنل.
• آموزش عمومی برای استفاده از یک محصول یا خدمات
• آموزش عموم به منظور دستیابی به یک نقطه نظر
• حسن نیت مشتریان یا هواداران.
• بررسی نگرش گروه های مختلف نسبت به شرکت.
• فرمول بندی و هدایت سیاست ها.
• هدایت دوره تغییر.
• ایجاد پایداری جامعه ای که سازمان در آن فعالیت می کند.
منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

واکنش پذیری وروابط عمومی

مسولان برای رسیدن به نوآوری موفقیت آمیز و اجرای توسعه گسترده سازمانی، نیاز دارند تا اطلاعاتی در مورد فعالیت های سازمان بدانند. تلاش های روابط عمومی می تواند با فراهم کردن اطلاعات مناسب در مورد محدودیت های محیطی و مسایل درون سازمانی، مسولان را در جهت تطبیق سازمانی یاری دهد.

همچنین اغلب تمام تلاش های روابط عمومی، صرفا" به عنوان فعالیت های ارتباطی برون سازمانی نگریسته می شود، در حالی که جمع آوری اطلاعات و فراهم کردن اطلاعات برای مخاطبان درون سازمانی از عناصر اصلی روابط عمومی موثر است.

اعضای سازمان، مخاطبان مهمی برای تلاش های درون سازمانی روابط عمومی هستند. اطلاعات گردآوری شده از طریق تلاش های درون سازمانی روابط عمومی، مسولان سازمان را قادر می سازد تا با اشاعه واکنش پذیری فزاینده سازمانی (یا توانایی سازمان برای مشاهده خود) به وضوح حالت معمول سازمان را از نقطه نظر عضویت سازمانی ببینند.

واکنش اطلاعات، ضمن آنکه جهت تغییر در سازمان را مشخص می سازد، مسولان را در شناسایی مسایل جاری و بالقوه یاری می دهند. "برین"، بیان داشت که "در نظریه سازمانی هیچ مسئله ای مهمتر از مدیریت تغییر در درون و برون سازمان نیست." بسیاری از فعالیت های ارتباطی برون سازمانی روابط عمومی مانند افکارسنجی جهت جمع آوری اطلاعات مناسب از محیط، در نظر گرفته شده اند.

این اطلاعات برون سازمانی، با یاری کردن مسولان برای ملاحظه سازمان خود به صورتی که اعضای محیط مربوط آن را مشاهده می کنند، واکنش پذیری سازمانی را نیز افزایش داده، مسولان را قادر می سازد تا مناسبت فعالیت های سازمانی را برای هدایت نوآوری سازمانی و توسعه ای که در پیش است، دریابند.

افزایش واکنش پذیری، به مسولان توانایی شناسایی شکاف های مهم اجرایی "تفاوت میان انتظارات سازمان و اجرای عملی" را می دهد. شکاف های اجرایی در موقعیت هایی پیش می آید که هدف های سازمانی به طور کامل تحقق نیافته اند.

تلاش های روابط عمومی می تواند برای جمع آوری اطلاعاتی در مورد ماهیت و جدیت شکاف های اجرایی سازمان به کار رود. در حقیقت، "گرین بوم"، اعتقاد داشت که برای تشخیص شکاف های اجرایی و جهت یابی استراتژی های مناسب برای پرکردن این شکاف ها، لازم است که فعالیت های ارتباطی منظم درون سازمانی مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد.

سازمان هایی که در آنها شکاف های اجرایی شناسایی شده اند، می توانند اطلاعات بیشتری را در مورد جهت نوآوری های سازمانی داشته باشند. با وجود این، صرف داشتن اطلاعات مناسب در خصوص تغییر و توسعه مورد نیاز به آن مفهوم نیست که سازمان ها به واقع توانایی توسعه و تکمیل نوآوری های مناسب را دارند.

استفاده از منابع ویژه "منابعی که تا کنون برای دیگر مقاصد به کار نگرفته شدند" برای تقویت نوآوری سازمانی ضرورت دارد. منابع ویژه می توانند کارکنانی باشند که در مورد حل شکاف های اجرایی آزادانه به کار می پردازند. تجهیزات موجود، یا زمانی که کامپیوتر می تواند مورد استفاده قرار گیرد و یا پولی که برای دیگر مقاصد در نظر نگرفته شده است، همگی می توانند جزیی از منابع ویژه باشند.

در مجموع سازمان ها از برخی منابع ویژه برخوردارند. جهت هدایت و تکمیل نوآوری هایی که در توسعه سازمانی منظور است لازم است منابع ویژه شناسایی و تجهیز شوند.
  http://www.shara.ir/view/30682/

روابط عمومی برای روابط عمومی

وقتي از ‹‹لرنر›› علت شكست #الگوي #توسعه پيشنهادي در كشورهاي جهان سوم را پرسيدند وي پاسخ داد كه در اين كشورها، همه چيز جنبه #نمايشي، كليشه اي و تبليغي دارد. البته اين حرف، حرف درستي است و همه ما در اطراف و اكناف خود مصداق هاي زيادي سراغ داريم كه جنبه نمايشي دارند و به منظور فريب ديگران انجام مي شود.
يكي از اين مسائل كه در كشور ما جنبه نمايشي و تبليغي پيدا كرده، #روابط #عمومي است. مدير سازمان به روابط عمومي نگاه تبليغي دارد، مدير روابط عمومي، هنرهشتم را وسيله اي براي كسب محبوبيت و ارتزاق و معيشت و ماشين و ميز و مقام مي داند، كارگزار روابط عمومي هم چنين تلقي از روابط عمومي دارد.
منتهي تعدادي هم هستند كه عاشق روابط عمومي هستند و روابط عمومي را براي مردم مي خواهند نه روابط عمومي براي روابط عمومي، نه روابط عمومي براي مدير سازمان، نه روابط عمومي براي مدير روابط عمومي، نه نه نه، روابط عمومي براي مردم و دفاع از منافع عمومي و ذيحق و در يك كلمه، روابط عمومي براي انساني كردن فرآيند ارتباطات...
وقتي در روابط عمومي چنين زمينه يي براي فعاليت مهيّا و فراهم نشود، مقررات حرفه اي نقض و زير پا گذاشته مي شود. در حقيقت آن چه به عنوان روابط عمومي مطرح مي شود پذيراي خواست مردم و منافع آنان، ارزش هاي ملي، بسترهاي حقوقي، مقررات حرفه اي و شغلي و استانداردهاي اخلاقي نبوده و البته  سازماني كه به روابط عمومي اجازه فعاليت برمبناي اهداف فلسفي و تاسيسي خود نمي دهد بيانگر اين است كه آن سازمان وارد مرحله تعامل نشده و چه بسا ممكن است در اين جريان، خود از صحنه روزگار حذف شود.
منبع: فصلنامه کارگزار روابط عمومی

مشکل جاری بشریت،بوروکراسی بد ویکطرفه بودن کار رسانه هاست.

«سیرل پارکینسون» تاریخدان انگلیسی که در طول عمر 84 ساله خود 60 کتاب نوشت سی ام جولای 1909 در دورام انگلستان به دنیا آمده بود. وی از همان زمان که در کمبریج به تحصیل تاریخ سرگرم بود عقیده داشت که خدمت مورخ و روزنامه نگار هنگامی کامل و مفید خواهد بود که مشکل و درد روز جامعه ملی و بشریت را تشخیص دهد و آن را آنقدر دنبال کند، بشکافد و بگوید و بنویسد تا برطرف شود و یا دست کم رو به کاهش بگذارد و دنباله کار را به پژوهشگران دیگر بسپارد و با خیالی آسوده و شادمان از خدمتی که کرده است از این دنیا برود. دکتر پارکینسون با این باور، مشکل بشریت در قرن بیستم را بوروکراسی بد، کاغذبازی و تصمیمات و اقدامات بدون منطق و خلاف عقل سلیم دولتمردان تشخیص داده بود و برای هرکدام از این موارد چند کتاب و دهها مقاله نوشت و حتی «طنز» خلق کرد که ضرب المثل شده اند. یک ضرب المثل طنزگونه او در این زمینه از این قرار است: در این سازمان همه مدیرند و کارمند وجود ندارد. وی این ضرب المثل را به زبانی دیگر برای آمریکاییان بیان کرده است که ورد زبان آنان شده است، از این قرار: در این قبیله همه چیف (رئیس) هستند و سرخپوست (عضو معمولی قبیله) وجود ندارد!.

    پارکینسونCyril Parkinson در انتقاد از رسانه ها گفته است: رسانه ها هر مطلبی را که سردبیرشان بپسندد به مخاطبان می دهند، و تا کنون دیده نشده است که آنچه را که مخاطب بطلبد تهیه کنند و عرضه بدارند و به عبارت دیگر؛ قبلا از مشتری بپرسند که چه می خواهد تا برایش فراهم آورند. به باور دکتر پارکینسون، تا این مسئله حل نشود و روابط رسانه ها و مردم دو طرفه نباشد نباید رسانه ها را دستگاههایی پیشرفته بشمار آورد. نباید سردبیر، دیکتاتور رسانه باشد که از لحظه پیدایش روزنامه در جهان و سپس سینما و رادیو تلویزیون، از شدت این دیکتاتوری مطلق ذره ای کاسته نشده است و در این حرفه، سردبیری را «خیلی خوب» نمره می دهند که در تحریریه اش و انتخاب مطالب و ماموریت دادن به خبرنگار و نویسنده دیکتاتوری بیشتری اعمال کند. جهت اصلاح کار، این نظریه پارکینسون اینک در دانشگاه میسوری (گروه ژورنالیسم) تحت بررسی است تا راه حل به دست آید.

    آخرین انتقاد پارکینسون از بوروکراسی، اجباری شدن «بی منطق» کمربند ایمنی، به وجود آمدن کارت شناسایی (کارت ملی) در انگلستان (با وجود این همه کارتهای شناسایی بزرگ و کوچک) و .... بوده است.

    در زمینه تاریخ، مهمترین کارهای پارکینسون تالیف تاریخ جنگ دریایی ژوئیه 1588 انگلستان و اسپانیا و شکست آرمادای اسپانیا از ناوگان کوچک انگلستان در آبهای گراولین فرانسه است که به برتری قدرت اسپانیا پایان داد و انگلستان جای آن را گرفت.

 عنوان این تالیف «کشتی آتش (ناو توپدار و شعله افکن): چرا قدرت اسپانیا ازمیان رفت؟» است. کتاب دیگرش «قانون و بی قانوی» عنوان دارد که در آن تاریخچه قانون و قانونگذاری از پیش از حمورابی تا قرن بیستم و از جمله قوانین «سولون» منعکس شده و به مورخان و پژوهشگران تاریخ توصیه کرده است که هنگام بررسی یک برهه و یا یک حکومت، نخست قوانین موضوعه این دوره را تحلیل کنند زیرا که این قوانین نیت های دولت را آشگار می سازد که آیا قصد اختناق داشته، تصمیم به دور ساختن برخی از مردم از نزدیک شدن به مراکز قدرت داشته ... در ضدیت با چه اقدامی افراط داشته، در کجا بی قانون بوده و سهل انگاری قانون داشته و قانون اساسی اش را تا چه حد رعایت می کرده است و .... تالیفات مهم دیگر او «زبان چپ (درباره چپ گرایی ها)» و «تاریخ نیروی دریایی = سی پاور» هستند. پارکینسون از معتقدان به «فلسفه تاریخ» بوده و همانند هگل، تاریخ ایران را مشحون از تکرار رویدادها معرفی کرده است از جمله این دو رویداد: ناپلئون در آغاز قرن هجدهم تصمیم گرفته بود که از طریق ایران و با کمک این کشور هندوستان را از دست انگلستان خارج سازد و در اجرای این تصمیم به ایران نزدیک و متحد شد ولی در لشکرکشی به روسیه جهت رسیدن به ایران از طریق قفقاز نیروهایش را از دست داد که به پایان قدرتش انجامید. در دهه چهارم قرن بیستم هم هیتلر به همان ترتیب می خواست از راه قفقاز به ایران برود و با کمک ایران انگلستان را از هند و جهان عرب بیرون راند که در لشکرکشی به روسیه نیروهایش را ازدست داد و پایان یافت.

منبع: www.iranianshistoryonthisday.com

روابط عمومی وخلاقیت

امروزه رشد سریع و گسترده ابزارهای ارتباطی و تکنولوژی های مربوط به آن، تعاریف حوزه های مختلف را با تغییر فاحشی روبرو کرده به طوری که بین تعاریف موجود برای این حوزه ها در شکل سنتی و مدرن آن نمی توان شباهت زیادی را جستجو کرد. این موضوع در عرصه روابط عمومی ابزارمند و مسلح به اینترنت و مهم تر از آن شبکه های اجتماعی، به شکل ملموسی قابل مشاهده است.

وجود این ابزارها، تعریف روابط عمومی و معادلات آنرا آنگونه به هم ریخته که تقریبا به جز ساختار اصلی آن که اطلاع رسانی (آن هم در شکل محتوا) است، دیگر نمی توان بین روابط عمومی سنتی و مدرن شباهتی یافت.

تمامی این تغییرات ساختاری تنها در طول یک دهه شکل گرفته و با این وجود می توان مدعی شد که در عصر کنونی، آن دسته از روابط عمومی هایی که با شبکه های اجتماعی سر و کار نداشته و تسلط خود را بر فضاهای مجازی تحمیل نکرده باشند، نمی توانند امید حضور در عرصه روابط عمومی مدرن را داشته باشند.

بهتر است برگردیم و نگاهی به آنچه که گذشت بیندازیم، از روزهایی که روابط عمومی بی هراس از چشم های تیزبین رسانه های شخصی مردم همچون تلفن های همراه، قادر بود هر بحران خبری را در نطفه خفه کرده و با یک تکذیبیه یا جوابیه ساده، بازی را به زمین خود برگرداند، تا شرایط کنونی که ورق کاملا برگشته است.

امروز دیگر شعار "هر شهروند ـ یک رسانه" شعاری ساده، پیش پا افتاده و غیرکاربردی نیست، بنابراین روابط عمومی ها برای موفق بودن باید چند سر وگردن بالاتر از رسانه های مردمی عمل کنند تا بتوانند سازمان خود را از گزند افشاگری ها، جوسازی ها، شانتاژهای خبری و در نهایت تخریب مصون بدارند.

پیش از این در تعریف روابط عمومی آمده بود "سازمانی که کارمندان روابط عمومی آن پشت میزها بنشینند، بویی از این حرفه نبرده اند" اما اکنون روابط عمومی فقط یک حرفه نیست، بلکه هنری است که اتفاقا بیش از آنکه در فضای بیرونی اتفاق بیفتد در پشت میزها و رایانه ها نمود عینی پیدا می کند.

در گذشته هنگامی که در مورد منافع سازمان حرفی زده می شد، گاه یک کارگر با نوآوری در یک قطعه یا خلاقیت و ابتکار در فرآیند کار خود می توانست کاری کند تا حاصل این اقدام صرفه جویی بالای ارزی و ریالی برای آن واحد تولید داشته باشد اما امروز این روابط عمومی ها هستند که با مدیریت اخبار، پیش بینی حرکت کاربران فضای مجازی و بررسی روان شناسی و جامعه شناسی رفتار مخاطبان می توانند به آن سمت و سو داده و این بالاترین خلاقیت روابط عمومی است که بتواند فضای بی انتهای تبادل و انتقال اطلاعات را از دور ساماندهی کند.

http://www.shara.ir/view/30647/

بررسي پيرامون قدرت اثربخشي و متقاعد كنندگي ارتباط گـران روابط عمومي

ارتباط، یک تعامل پیچیده بین ارتباط گر و گیرنده است. ارتباط، فراتر از انتقال صرف اطلاعات بوده، و شامل درک موقعیت، دانش و انگیزه های هر یک از طرفین، می شود (رابینوویچ، مورتون و بیرنی، 2012). اقناع (متقاعد شدن)، یعنی استفاده از ارتباط به منظور دستیابی به یک تغییر نگرش و یا تغییر رفتار مدنظر، که این مسئله در اصل، هدف روابط عمومی است. برای رسیدن به این هدف از اقناع، پیام، گیرنده، و ارتباط گر، همگی مورد توجه قرار گیرند. یک پیام متشکل از دو بخش محتوا، که مظهر (در بر دارنده) تغییرات است که ارتباط گر می خواهد صورت دهد، و کانال یا فرمت پیام، می باشد. به عبارت دیگر، آن چه که گفته می شود و چگونگی بیان آن. افراد مختلف دریافت کننده یک پیام مشابه، بر اساس ویژگی های خود، مانند میزان دانش، زمینه های فرهنگی، رویکرد شناختی، و غیره، پاسخ های متفاوتی به آن نشان خواهند داد (اولند و کوپر، 2013).

 این میزان متفاوتِ حساسیت توسط والکنبرگ و پیتر (2013) به عنوان تفاوت های موجود در متغیرهای جهت مند، تکاملی و اجتماعی طبقه ندی شده است:

    اصالت

اصالت، یک قضاوت فردی از رابطه شخصی درک شده، صرف نظر از حقیقت واقعی می باشد. این موضوع اجازه می دهد تا دانش تازه (جدید) به دست آمده با مدل های ذهنی ما از زندگی روزمره ادغام شوند (پتراگلیا، 2009). ارتباط گران و پیام هایی که متناسب با حس گیرنده از خود و از جهان هستند، به عنوان اصیل (موثق) در نظر گرفته می شوند. ارتباط گران اصیل (موثق) همچنین الهام بخشِ تحسین و احترام بیشتری می باشند، چرا که آن ها بهتر قادر به ارائه ایده ها در زمینه شرایط واقعی زندگی هستند (گرابوسکی و راسموسن، 2014).

 ارتباط موثر می تواند سبب انتقال رابطه شخصی شود، بدون آن که تجربه شخصی واقعی رخ دهد، که پس از آن می تواند سبب تغییر نگرش افراد بسیار مقاوم در برابر تغییر، شود. به عنوان مثال، هارت و نیسبت (2012)، دریافتند که هیچ ارتباطی (همبستگی) بین دانش تغییرات اقلیمی و حمایت از سیاست های کاهش تغییرات اقلیمی وجود ندارد. افراد ممکن است دانش مربوطه را داشته باشند و در معرض یک موضوع خاص قرار گیرند، اما بدون تجربه مستقیم یا ارتباط اصیل (موثق)، آن ها همچنان به حفظ اعتقادات خود و مقاومت در برابر پیام های مخالف، ادامه خواهند داد. پیام ها می توانند اصیل (موثق) شوند، زمانی که آن ها از طریق ارتباط گران اصیل آمده باشند.

 یک راه برای این که ارتباط گر به عنوان اصیل (موثق) قلمداد شود، آن است که قابل شناسایی (دارای هویت) باشد. هویت ارتباط گر، درک این مسئله است که می توان به ارتباط گر از طریق ویژگی های به اشتراک گذاشته شده، عضویت در گروه های اجتماعی، و عدالت و انصاف، هویت داد (راس، فیلدینگ و لوئیس، 2014). از طریق هویت، گیرندگان می توانند استنباطی از ارزش ها و منافع مشترک بر اساس سایر شباهت ها و نزدیکی اجتماعی، داشته باشند.

 راه دیگر به این منظور، استفاده از گفتگوی تشویقی و حمایتی می باشد. گیرنده با تعامل با ارتباط گر و پیام آن ها، بیشتر می تواند چگونگی تناسب و رابطه اطلاعات را با زندگی خود درک نماید. با ترویج اصالت از طریق گفتگو، اطلاعات جدید با طرح واره های از قبل موجود، یکپارچه می شوند. این روابط جدید، زمینه ایجاد تغییرات در نگرش و رفتار گیرنده خواهد بود.

 گفتگو می تواند برای یادآوری و تقویت (به عنوان مثال، ستایش) گیرندگان در جهت افزایش تعهد و انگیزه آن ها و همچنین کمک به گیرندگان در جهت عمل به پیام، مورد استفاده قرار گیرد (دورد، لتو، اویناس-کاکونن، 2012). این رویکرد در ترویج پیشگیری از بیماری HIV در آسیای جنوب شرقی بسیار موثر بود، که در آن ارتباط گران از گیرندگان (دریافت کنندگان) پیام می خواستند که به بحث در مورد پیام ها در داخل گروه و بین گروه ها بپردازند، و در نتیجه این عمل هم ارتباط گران و هم پیام ها اصیل تر می شد (پتراگلیا، 2009).

 گفتگو همچنین در حفظ و یا ترمیم اعتماد در زمان بروز شرایط بحرانی، بسیار مهم و حیاتیست، مانند زمان برگشت (مرجوع شدن) یک محصول. هنگامی که مسئله شهرت و اعتبار در میان است، تاکید بر یک رابطه دو طرفه شخصی می تواند سبب دور شدن از یک خروجی بالقوه منفی شود (یانگ، کانگ و جانسون، 2010). از شرکت های مورد مطالعه توسط کی و نکمت (2014)، آن هایی که از این نوع رابطه استفاده می کردند، با توجه به ارزیابی پاسخِ گیرنده، موفق تر بودند. این رابطه دو طرفه به واسطه تعهد ارتباطگر به گیرنده، شکل گرفته است. با تعامل در تداوم گفتگو، ارتباط گر نشان می دهد که گیرنده تمایل به حفظ یک رابطه دارد، تا بتواند از گیرنده نیز عمل متقابل را ببیند (رافین، مدینا و ری، 2013). تعهد از هر دو طرف، ارتباط گر و گیرنده، سبب ترویج و تقویت اقناع متقابل طولانی مدت و معنا دار خواهد شد.

       اعتبار

درک گیرنده از اعتبار ارتباط گر برای اعتمادسازی بسیار مهم و حیاتی می باشد. اعتبار، باور به این مسئله است که ارتباط گر قادر به تصمیم گیری و پخش پیام هایی ست که به نفع گیرنده بود و می تواند به واسطه ارزیابی خود گیرنده از ارتباط گر، بر پایه کیفیت های مختلف مانند تخصص، جذابیت و هویت ارتباط گر، و یا از طریق تایید سایرین، قابل تشخیص باشد (دورد، لتو، اویناس-کاکونن، 2012؛ راس، فیلدینگ و لوئیس، 2014).

       تخصص

یکی از ویژگی های کیفی مهم ارتباط گر که تعیین کننده اعتبار اوست، تخصص می باشد و این یعنی درک گیرنده از توانایی ارتباط گر در گرفتن تصمیمات آگاهانه (ماژور و کلمن، 2012). تخصص از طریق اعتقاد به این که کارشناسان استدلال معتبرتری دارند، به اعتبار کمک می کند. به عنوان مثال، ماژور و کلمن (2012)، دریافتند که جوانان آمریکایی آفریقایی تبار پیام های مرتبط با آزمایش اچ آی وی (HIV) از یک پزشک را بسیار موثرتر از یک وزیر، با توجه به دانش و تجربه پزشک با این موضوع، ارزیابی و دنبال می نمایند.

پهنگام بررسی اثر تخصص، مد نظر قرار دادن باورهای (عقاید) اولیه گیرنده مهم است و این که آیا پیام ما مخالف و یا موافق آن عقاید است. افراد ممکن است پیام های کارشناس را مخالف عقاید خود حس نموده و آن را تهدیدآمیز تر تصور نمایند، و در نتیجه آن ها را بیشتر مورد بررسی و موشکافی قرار دهند (کلارک، وگنر، حبشی و ایوانز، 2012).

       جذابیت

جذابیت، وجود ویژگی های مطلوب یا دوست داشتنی  نه لزوما فقط ویژگی های فیزیکی  مدت طولانیست که به عنوان یک عامل مهم در اقناع شناخته می شود. در حالی که اغلب کلیت بحث صفات جذاب مورد توافق می باشد، اما این صفات می توانند تا حد زیادی در افراد مختلف متفاوت باشند. دوست داشتنی بودن کلی یک ارتباط گر می تواند یک اثر هاله ای تولید نماید که در آن گیرندگان به شکلی مثبت به پردازش اطلاعات مبهم پرداخته، و این مسئله باعث می شود تا ارتباط گر دارای صفات مثبت دیگری نیز به نظر رسد -- این موضوع به عنوان تعصب (تاثیر) مثبت شناخته می شود (پتی و برینول، 2010). عموما افراد تمایل دارند با کسانی همراه شوند که آن ها را به واسطه تمایل به شناسایی با آن ها، جذاب تشخیص دهند، و می توان این کار را با موافقت و پذیرش نگرش و رفتار آن ها انجام داد.

      هویت ارتباط گر

علاوه بر ایجاد حس اصیل (موثق) بودن در یک ارتباط گر، تعیین هویت (یکی شدن) با ارتباط گر سبب خواهد شد تا ارتباط گر ذاتا معتبر تر (قابل قبول تر) به نظر رسد. این تعیین هویت سبب ایجاد اعتبار می شود، چرا که هر چه گیرنده بیشتر به ارتباط گر از طریق شباهت ها و برداشت ها از عدالت و انصاف متصل شود، بیشتر حس می کند که ارتباط گر بهترین ها را برای او می خواهد (ون لار و دِ رویتر، 2010).

       انتظارات

دانش از پیش موجود، نگرش ها، و شاید تعصبات گیرنده، در ترکیب با هم ایجاد کننده انتظارات آن ها از ارتباط، می باشد. این که آیا ارتباط گر مطابق انتظارات گیرنده عمل نموده است یا خیر، این مسئله می تواند میزان اعتماد در آن رابطه را تحت تاثیر خود قرار دهد (رابینوویچ، مورتون و بیرنی، 2012). گیرندگان از دانش قبلی برای تولید انتظارات از موقعیت یا قصد یک ارتباط گر استفاده می کنند -- انجام این کار به آن ها اجازه می دهد تا به لحاظ ذهنی برای پردازش و واکنش (پاسخ) آماده شوند.

       جهت گیری های آینده

در حالی که تحقیقات، اصول کلی برای ارتباط گران موثر را نشان داده اند، اما همچنان حوزه های تحقیقاتی بسیاری وجود دارند که می توانند مورد بررسی قرار گیرند. مقیاس های موثرتر برای آزمایش درک (حس) گیرنده از صفات مختلف ارتباط گر، برای متخصصان روابط عمومی ابزاری به منظور آماده سازی و ارزیابی ارتباطات، فراهم می نماید. مد نظر قرار دادن بحث پیگیری ارتباطات به منظور مقابله با هر گونه اثرات ناخواسته و یا توسعه و تکامل روابط جدید، نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 با توجه به اهمیت گفتگوی باز و افزایش سهولت ایجاد تعامل بین طرفینِ درگیر به دلیل پیشرفت در فن آوری های ارتباطی، ارتباطات بعدی ممکن است از ارتباط اولیه اهمیت بیشتری داشته باشند، چرا که لحن ادامه تعامل را تنظیم می نماید. تحلیل های متفاوت از واکنش گیرنده، مانند احساسات، لحن، و یا معانی، می تواند برای پردازش مجموعه بزرگی از پاسخ ها، نظیر آن چه که از رسانه های اجتماعی اخذ می شود، مفید باشد، و می تواند در درک چگونگی تاثیر تفاوت های فردی گیرنده و تغییرات در ویژگی های کیفی ارتباط گر بر اقناع، بسیار مفید باشد.

 http://www.shara.ir/view/30542/

چگونه مشارکت و تبلیغ مشتریان باعث افزایش درآمد یک شرکت خواهد شد؟

چگونه مشارکت و تبلیغ مشتریان باعث افزایش درآمد یک شرکت خواهد شد؟

اکثر شرکت‌ها و برندها معمولا بر محور #بازاریابی و #فروش هستند، اما به راستی چرا شرکت‌ها تلاش نمی‌کنند مشتری محور باشند؟ حقیقت این است که هر شرکت بخش‌های مختلف برای ارتباط با مشتری داشته و هر بخش با توجه به نوع برخورد خود، تاثیر خاص خود را که معمولا ماندگار نیز می‌باشد، بر روی #مشتری خواهد داشت. لذا امروزه بسیاری از متخصصین حوزه بازاریابی بر این باورند که فرهنگ سازمانی هر شرکت پارامتر بسیاری مهمی به حساب می‌آید و لذا ممکن است تلاش یک شرکت برای مشتری محور بودن صرفا یک شعار به نظر برسد.

بر اساس تجارب شرکت‌های بزرگ، هر #مشتری به دو روش می‌تواند بر روی درآمد یک شرکت اثر بگذارد: اول اینکه وجود مشتریان برای حفظ درآمد فعلی شرکت حیاتیست و دوم این که مشتریان تضمین کننده درآمدهای آتی هر شرکت هستند.

در مورد تاثیر مشتریان بر روی مورد اول، پاسخ واضح است: تا زمانی که شما مشتریان خرسند و در نتیجه وفادار نداشته باشید، درآمدی نیز نخواهید داشت. هم‌چنین، بر اساس نظرسنجی‌های انجام شده حدود 50 درصد از شرکت کنندگان معتقدند هنگامی که یک برند در کمپین‌های مختلف حضور داشته و با مشتریان ارتباط برقرار کرده است، بازده فروش بالاتری نیز داشته است.

تغییرات متعدد در مدل‌ها و روش‌های بازارگانی امروزه قدرت را از فروشندگان به مشتریان انتقال داده است. به طور کلی، امروزه باید انتظار تعهد و وفاداری کم‌تری از سوی مشتری داشت. زیرا، اگر مشتری به آن چیزی که انتظار دارد نرسد، به راحتی و حتی به ارزانی نیاز خود را از سوی شرکت دیگری تامین می‌کند. به همین دلیل نیز می‌باشد که تجارب مشتریان امروزه وزنه سنگینی در رقابت بین برندها به شمار می‌آید.

فراموش نکنید: مشتریان امروزه هم می‌توانند صدای خود را به گوش دیگران برسانند و هم حق انتخاب دارند. تنها توجه به همین نکته می‌تواند به راحتی نقش و اهمیت مشارکت و #تبلیغ مشتریان را روشن کند. هم‌چنین، مشتریان راضی و خوشحال امروزه دیگر به عنوان سرمایه‌های یک شرکت تلقی می‌شوند. تاثیر مثبت این مشتریان بر روی مساله بازاریابی دهان به دهان و نقل قول تجاربشان می‌تواند ده‌ها مشتری دیگر را به سوی شما جذب می‌کند.

مشتریانی که از شما حمایت می‌کنند هم‌چنین می‌توانند با نوشتن نظرات مثبت خود در شبکه‌های اجتماعی و انعکاس نظرات خود، دادن فیدبک‌های خود در مورد محصولات و افزایش #محبوبیت چهره شما در شبکه‌های اجتماعی به کمک شما بیایند. این مشتریان حتی می‌توانند به تولید #محتوا برای شما هم بپردازند!

https://t.me/sharapr/4774

نقش روابط عمومي در موفقيت كسب و كار

نقش روابط عمومي در موفقيت كسب و كار

 روابط عمومي يكي از بخش هاي كليدي در شركت هايي است كه كسب و كار تجاري دارند. بيشتر روابط عمومي را به عنوان مبلغ مي شناسند درحالي كه روابط عمومي فراتر از همه اين حرف هاست. بزرگي و كوچكي يك شركت يا كسب و كار ربطي به وجود يا عدم روابط عمومي ندارد. براي رسيدن به موفقيت در كسب و كار، روابط عمومي نقش مهمي ايفا مي كند.

 

بدون هيچ گونه شكي، روابط عمومي چيزي فراتر از تنظيم كردن و ارسال مطالب و مقالات به روزنامه ها و رسانه هاي عمومي يا پست گذاشتن اعلان هاي مطبوعاتي است. حوزه گسترده روابط عمومي چندين فعاليت مرتبط را دربرمي گيرد كه هدف اصلي همه آنها انتقال پيام هايي خاص با هدف مشخص است. مسئوليت مديريت روابط بين شركت و همه مخاطبان عام، به عهده خود شما خواهد بود.

روابط عمومي يكي از آن اركاني است كه مي تواند با كمترين هزينه و كمترين زمان ممكن به كسب و كارهايي را كه نوآورانه هستند و جنبه هاي از هم گسيختگي دارند مورد پوشش قرار دهد. عدم توجه به روابط عمومي در شركت، در نهايت باعث خواهد شد تا از رسيدن به موفقيت هاي چشمگير دور بمانيد.

روابط عمومي مجموعه اي از اقدامات و كوشش هاي حساب شده اي است كه هر سازمان براي برقراري ارتباط مؤثر و هدفمند با گروه هايي كه با سازمان در ارتباطند انجام مي دهد. روابط عمومي يكي از مهم ترين قسمت هاي هر مجموعه فعال در عرصه تجارت به شمار مي رود. اين در شرايطي است كه معمولاً اهميت اين بخش به فراموشي سپرده شده و كمپاني ها صرفاً روي رشد اقتصادي خود متمركز مي شوند.

حال آنكه صاحبان صنايع و شركت هاي بزرگ به صراحت اذعان مي كنند رويكرد نادرست به بخش روابط عمومي و تلاش براي تقويت آن، يكي از قاتلان فرصت هاي بزرگ كسب و كار آنها محسوب مي شود. امروزه در شركت هاي مدرن جهان همانند گوگل يا اپل مي توانيد پوياترين بخش مجموعه را در قسمت روابط عمومي آن بيابيد. برنامه ريزي دقيق، استفاده از نيروي هاي متخصص به ويژه در حوزه روانشناسي و همچنين بهره برداري از دانش روز در حوزه علوم اجتماعي منتج به ايجاد تيم هايي قدرتمند در قسمت روابط عمومي اين شركت ها شده است.

در رابطه با مزاياي روابط عمومي نسبت به تبليغات، مي توان بيان كرد كه براي چاپ شدن يا نمايش پيام تبليغاتي بايد مبلغ قابل توجهي بپردازيد ولي اگر از روابط عمومي استفاده كنيد، نياز به پرداخت هيچ پولي نيست و نويسنده يا گزارشگر بدون دريافت مبلغ درباره شما، كسب و كارتان و محصولات تان مطلب مي نويسد. درواقع او خودش به دنبال اطلاعاتي بوده و با كسب و كار شما آشنا شده است. تأثير روابط عمومي بسيار بيشتر از تبليغات است. زمان اثرگذاري و ماندگاري روابط عمومي بسيار بيشتر از تبليغات است و مي تواند تا مدت ها بر ميزان فروش شما تأثير بگذارد. در اين تعريف روابط عمومي همان رسانه ها در نظر گرفته مي شوند.

توصيه هاي حرفه اي از مديران موفق
- مردم درباره آنچه مي بينند حرف مي زنند. آنها هرچه را بيشتر در مقابل خود ببينند بيشتر به آن اهميت مي دهند. اگر بيشتر به مسائل تجاري اهميت دهند، در اين باره بيشتر صحبت خواهند كرد و ذهن شان بيشتر درگير اين دست مسائل خواهد بود و در شبكه هاي اجتماعي خود نيز اين قبيل مسائل را به اشتراك خواهند گذاشت، اما نمي دانند تمام اين اتفاقاتي كه رخ مي دهند به دليل به كارگيري تكنيك هاي روابط عمومي است. روابط عمومي اغلب كم صدا است. كمپين هاي روابط عمومي بعد از مدت زمان بيشتري نتيجه ‎بخش هستند و يك انجمن واقعي تر و پايدارتري تشكيل مي دهند.

- روابط عمومي به شما كمك مي كند تا در اذهان مخاطبان و سازمان ها اعتبار خود را كسب كنيد. اخبار رسمي با احاطه به فعاليت سازمان ها و شركت ها، به شما كمك خواهد كرد تا هرچه بيشتر در سطح انظار عمومي پديدار شده و برند خود را در جايگاه مناسب جامعه جاي دهيد. درواقع ما با ابزارهاي برندسازي و روابط عمومي شما را قادر خواهيم كرد علاوه بر كسب اعتبار، به كسب و كار خود رونق ببخشيد.

- روابط عمومي يكي از بخش هاي كليدي در شركت هايي است كه كسب و كار تجاري دارند. بيشتر روابط عمومي را به عنوان مبلغ مي شناسند درحالي كه روابط عمومي فراتر از همه اين حرف هاست. بزرگي و كوچكي يك شركت يا كسب و كار ربطي به وجود يا عدم روابط عمومي ندارد. براي رسيدن به موفقيت در كسب و كار، روابط عمومي نقش مهمي ايفا مي كند.

 

منبع: شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا) جمعه 30تیر ماه 1396

http://www.shara.ir/view/30552

«شبکه های اجتماعی و روابط عمومی»

«شبکه های اجتماعی و روابط عمومی»

امروزه انسان ها به دنبال انجام بسیاری از فعالیت های خود از جمله تجارت، ارتباطات آموزش و حتی سرگرمی در فضای مجازی هستند. ساز و کارهای فضای مجازی هر روز براساس توسعه و گسترش کمی و کیفی فناوری های نوین سخت افزاری، نرم افزاری و ارتباطات بین مردم و دانشمندان جهان باعث افزایش دانایی انسان عصر حاضر شده و زمینه تغییرات زیادی در امور زندگی به وجود آورده است.

تغییرات در قالب فناوری های نوین مانند رویکرد به وب دو باعث شده است تا بتوان هرچه بیشتر و بهینه تراز امکانات بالقوه فضای سایبر برای مهندسی مجدد امور روزمره زندگی بشر و تغییر ساختارهای سازمانی مانند روابط عمومی  ها استفاده کرد چون از وب دو به عنوان وب کاربر عمومی نیز یاد می شود. که باعث بروز فرصت ها و چالش های فراوانی در روابط عمومی ها شده که به نام روابط عمومی الکترونیکی مطرح شده است.

روابط عمومی ها با توجه به توسعه شبکه های اجتماعی و جامعه اطلاعاتی باید توجه خاص خود را به دو عنصر اطلاعات و ارتباطات معطوف کنند. تولید اطلاعات، توزیع اطلاعات و استفاده از اطلاعات از یک سو، ارتقای دانش نظری روابط عمومی، تسلط بر ارتباطات اجتماعی و استفاده مناسب از رسانه های نوین در جهت شکل دهی به افکار عمومی از سوی دیگر نیازهای عصر حاضر در روند بیشتر تکامل روابط عمومی دهه سوم عصر جدید است.

روابط عمومی شبکه های اجتماعی در واقع نحوه به کارگیری فناوری جدید ارتباطی و شیوه های نوین اطلاع رسانی در جهت ارائه خدمات منطبق برخواسته های مخاطبان به صورت لحظه ای بر خط و در درون شبکه های اجتماعی بر بستر اینترنت است. روابط عمومی مبتنی بر وب دو تنها در ارائه خدمات بهتر و سریع تر به مخاطب خلاصه نمی شود بلکه شرایطی را فراهم می کند تا مخاطب بتواند نظرات خود را بسیار راحت تر و بدون گذراندن محدودیت ها و عبور از سدهای قوی به اطلاع مدیران برساند.

شبکه های اجتماعی که به سرعت در جهان امروز در حال توسعه هستند همانند توییتر، یوتیوب، مای اسپیس، پادکست و فیس بوک، گوگل ویو همگی در خدمت روابط عمومی الکترونیکی هزاره سوم قرار دارند. توسعه فناوری های نرم افزاری و سخت افزاری که در خدمت فناوری اطلاعات و کاربردهای آن قرار گرفته جهان را دچار تغییر و تحول جدی کرده و آینده ای نامشخص را در پیش انسان عصر جدید قرار داده است.

شاید تغییرات ایجاد شده در طول یک دهه گذشته با کل تغییرات زندگی بشر در طول تاریخ برابری کند. باید باور کنیم که جهان در حال تغییر سریع و اساسی است و این تغییرات در همه زمینه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی درجریان است.

در نهایت تغییرات سیاسی شامل دولت الکترونیکی، رأی گیری الکترونیکی، دموکراسی دیجیتالی و امثال آن می شود. حال باید باور کنیم که روابط عمومی سنتی نیز باید به سمت روابط عمومی الکترونیکی و بعد هماهنگ بودن با شبکه های اجتماعی تغییر کند.

روابط عمومی زمانی می تواند در یک مسیر پویا و درست قرار گیرد که آینده آن دیده شود. برای رسیدن به آینده مطلوب باید براساس توانمندی های موجود که امروزه استفاده از شبکه های اجتماعی در صدر آن است برنامه ریزی کرد، زیرا شبکه های اجتماعی این باور را تقویت خواهند کرد و ابزار آن را نیز به رایگان در خدمت انسان هزاره سوم قرار می دهند. بنابر این مدیران روابط عمومی ها باید بدانند که در آینده نزدیک نیازی به سخت افزارهای پیچیده و نرم افزارهای بومی ندارند.

آنها به راحتی با استفاده از شبکه های اجتماعی می توانند به دانایی جهان متصل شوند. بنابراین باید آموزش در طول عمر و استفاده از جدیدترین روش های مدیریت نوین و فناوری های نرم افزاری و سخت افزاری را به خدمت بگیرند آنها باید هوشیار و آماده ورود به روابط عمومی عصر مجازی سه بعدی باشند

نقش مدیریت در موفقیت یک کسب و کار  

نقش مدیریت در موفقیت یک کسب و کار 

 راهکارها و سبک‌های مدیریت در تجارت مبحثی است که رابطه مکملی با مسئولیت‌پذیری اعضای تیم تجاری دارد. مدیران تجاری با ارزیابی وضعیت بازارهای داخلی و بین‌المللی سعی می‌کنند تا محصولی متفاوت و با کیفیت را با توجه به کالاهای رقیبان وارد بازار کنند.

تدبیر صحیح مدیر و راهکار به کار گرفته شده وی عامل اصلی در موفقیت محسوب خواهد شد. در واقع همفکری و مشارکت اعضای تیم در جایگاه کارشناسان متبحر و کارآزموده با مدیر، بسترهای ایجاد خلاقیت و افزایش سطح فروش را به وجود می‌آورد.

انتخاب عنوان تجاری

نام تیم تجاری نخستین گام در شکل‌گیری و هویت‌بخشی شرکت محسوب می‌شود. در واقع عملکرد و قدرت رقابت‌پذیری هر شرکتی با انتخاب‌های شایسته در بخش گزینش منابع انسانی و اتخاذ راهبردهای موثر در مواقع بحران مشخص خواهد شد.

با انتخاب عنوان تجاری، طرح‌های کسب و کار با تشخیص مدیر و با توجه به صلاحیت‌های اعضای تیم به آن‌ها واگذار می‌شود و هر کارشناس با خلاقیت و اطلاعات خود همچون زنجیرهای مستحکم موجب اتصال شبکه تجاری شده و ساختار توسعه شرکت شکل می‌گیرد.

عناوین تجاری فراوانی تاکنون تحت مشاغل و کسب و کارهای کوچک و بزرگ فعالیت خویش را آغاز کرده‌اند، اما ماهیت و مدیریت آن‌ها هنگامی مشخص خواهد شد که پیوسته و مطابق با رهنمودهای مدیری مدبر و اعضایی مسئولیت‌پذیرفعالیت کنند و با رقیبان به رقابت بپردازند، آنگاه عنوان تجاری به برندی بین‌المللی مبدل خواهد شد.

  واگذاری اختیارات طبق شایسته سالاری

مسئولیت‌پذیری از جمله خصوصیات بارز کارمندان است و کارگروهی به تبع هماهنگی و تدبیر نیاز دارد. اما باز هم وظیفه اصلی مدیر، شناسایی کارمندان ساعی و اعتماد به آنان است که حس رقابت را بین آن‌ها برانگیزد و براساس عملکرد هر فرد سمت و عناوینی شایسته به وی اعطا کند. واگذاری مسئولیت‌ها از دو منظر بسیار حائزاهمیت است.

  اهمیت مدیریت استراتژیک در کسب و کار

اساس فعالیت سازمان‌ها و شرکت‌ها برمبنای طرح برنامه‌ریزی شده مدیران و کارشناسان تنظیم می‌شود. همانگونه که پس از زمان ورود به دانشگاه و بعد از آن نخستین جرقه‌های اشتغال و استقلال‌طلبی مالی در ذهن هر دانشجویی شکل می‌گیرد برای هدایت اعضای تیم و آغاز کسب و کار نیز به استراتژی و راهبرد مدیریتی نیاز داریم. اهمیت راهبردهای مدیریتی به اندازه‌ای است که در مواقع بحران نیز اتخاذ تصمیم‌های مناسب ، دانش و تجربه کافی را می‌طلبد.

مرز میان موفقیت و شکست تجاری مدیران

تفاوت ساختاری شرکت‌های موفق در مقایسه با سایر شرکت‌ها در چیست؟ چرا برخی از مدیران تجاری به رغم دارا بودن سرمایه و منابع انسانی کارشناس و متبحر در نخستین سال‌های فعالیت از ادامه همکاری باز می‌مانند؟ طبق بررسی‌هایی که  در همین رابطه از سوی محققان آمریکایی انجام شده، ارائه طرح و راهبرد مدیریتی عاملی تأثیرگذار در تداوم فعالیت‌های تجاری شناخته شد. در این پژوهش شرکت‌های دارای برند تجاری بین‌المللی مبادلات تجاری گسترده‌ای دارند و هر ساله برارزش و میزان محصولات صادراتی آ‌ن‌ها افزوده شده است.

 تأثیر بحران‌های اقتصادی در دوام شرکت‌ها

از دیگر دلایلی که بر اهمیت استراتژی کسب و کار می‌افزاید، تغییر و تحولات نرخ ارز و نوسان‌های بازارهای تجاری است. تغییرات به هر اندازه کوچک هم که باشند بر تداوم و نحوه تولید و توزیع محصولات تأثیر می‌گذارند. از سوی دیگر نه تنها مدیران تجاری باید بر نحوه تولید و توزیع واقف باشند، وضعیت کنترل کارمندان را نیز باید درنظر بگیرند.

(روابط عمومی پست استان اردبیل)

   نقش های نوین روابط عمومی درسازمانها ی توسعه یافته  

    نقش های نوین روابط عمومی درسازمانها ی توسعه یافته  

 روابط عمومی ها به دلیل جایگاه استراتژیک و بنیادین خود یاری رسان سازمان ها در همگامی با پیشرفت و تحولات جهانی هستند، و به عنوان نهادی پویا در سازمان هیچ گاه سکون و تعطیلی ندارند. حیات سازمان مستلزم فعالیت مستمر روابط عمومی است و بدون این نهاد زنده و پویا، سازمان در کسب و کار خود موفق و اثربخش نخواهد بود.

آن چه حایز اهمیت است، ماهیت غیر مادی وظایف و مسؤلیت های روابط عمومی است که مبتنی بر فرهنگ، جامعه، گروه ها، باورها و اندیشه ها است و با تمامی واحدهای سازمان در ارتباط است.


           روابط عمومی، مرکز ارتباطی و اطلاعاتی سازمان و یکی از مبانی توسعه سازمانی است. سازمان به عنوان سیستمی اجتماعی از طریق روابط عمومی به جامعه؛ رسانه ها؛ مدیران و راهبران دیگر سازمان ها و نهادها معرفی می شود؛ بازخوردها را تجزیه و تحلیل می کند؛ کامیابی ها و ناکامی ها را مورد بررسی قرار می دهد و ممکن است در عرصه های رقابت، صحنه های بین المللی را تجربه کند.


توجه به جایگاه روابط عمومی، التفات به حجم وسیعی از مخاطبان و اهمیت قائل شدن به پاسخگویی و باور به کار گروهی و مشارکتی است که با نگرش سازمان یافته تطابق دارد.


از نقش های عمده روابط عمومی در سازمان، می توان به اطلاع رسانی، تبلیغات و برقراری ارتباط دو سویه بین ذینفعان و مدیریت سازمان اشاره کرد. علاوه بر این، روابط عمومی در سازمان های برتر، نقش های جدیدی را به عهده گرفته است که در ذیل به آن خواهیم پرداخت:


الف) اعتبارسازی برای سازمان
سازمان ها به طور نسبی از اعتبار و حیثیت اجتماعی برخوردارند، با این همه یکی از عوامل جلب و جذب مشتریان جدید و کسب مزیت رقابتی برای سازمان، ارتقاء اعتبار و نام سازمان است. این اعتبار اجتماعی ممکن است تحت تاثیر عوامل مختلف برون و درون سازمانی نقصان یابد. بر این اساس، مهم ترین نقش روابط عمومی حفظ حیثیت و اعتبار سازمان و همچنین اعتبارسازی جدید متناسب با شرایط و ویژگی های سازمان است.



ب) آینده نگری
هدف از آینده نگری، محاسبه یا پیش بینی برخی از رویدادها یا شرایط آتی است. آینده نگری مدیر را یاری می کند تا شرایط آینده را به خوبی بشناسد و برای مشکلاتی که در راهند، چاره اندیشی کند. به بیان دیگر، هدف اصلی آینده نگری، کسب آگاهی درباره رخدادهای نامعلومی است که احتمالا در آینده روی خواهد داد. بدین منظور، جایگاهی که در آن می توان در این زمینه سرمایه گذاری کرد، روابط عمومی است.


ج) مقابله با بحران
هر سازمانی در دوره فعالیت خود دچار بحران های مختلفی می شود که مدیریت بر بحران های سازمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نقش روابط عمومی، زمینه سازی برای به کارگیری همه ظرفیت ها و توانمندی های موجود سازمان برای حل بحران است.


پاسخگویی به انتقادات وشبهات مطرحه در رسانه ها، جامعه و درون سازمان درباره عملکرد سازمان است. قدم بعدی بررسی بازخورد اقدامات و فعالیت های سازمان در جامعه و درون سازمان و انتقال آن به مدیران و ایجاد رضایت در کسانی است که به نوعی با سازمان در ارتباطند


د) فرهنگ سازی
هدف فرهنگ سازی، تقویت احساس هویت در اعضای سازمان است؛ طوری که نسبت به باورها و ارزش ها ایجاد تعهد کند. ارزش ها موجب تقویت و ثبات هر چه بیشتر سازمان می شوند و افراد تازه کار را با علت وجودی فعالیت و رویدادهای سازمان آشنا می کنند.


روابط عمومی برای عملی کردن نقش فرهنگ سازی، لازم است در زمینه های زیر کوشا باشد:
۱- ارزش آفرینی با تقویت ارزش های فرهنگی مطلوب و تضعیف ویژگی های نامطلوب
۲- ایجاد انسجام فرهنگی میان کارکنان به منظور ساختن فرهنگ مشترک سازمانی
۳- ایجاد هویت فرهنگی در سازمان به نحوی که تمامی کارکنان به عضویت در آن مفتخر باشند.
۴- نهادینه کردن فرهنگ سازمانی از طریق اجرای صحیح سیاست ها و برنامه های سازمان

ه) مسئولیت اجتماعی سازمان
نقش روابط عمومی در موضوعی مانند حمایت از محیط زیست چیست؟ مسئولیت اجتماعی سازمانی باید یکپارچه، پایدار و نظام‌مند باشد. متخصصان توصیه می‌کنند که در اولین گام باید یک بررسی جامع و ارزیابی زیست‌محیطی از تمام جوانب فعالیت‌های شرکت صورت پذیرد و در مرحله دوم نیاز به مدیریت پاکسازی آلودگی‌ها و رفع نقایص زیست محیطی در قالب تدوین برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت انجام شود.
     سازمان‌ها باید روابط عمومی را جزئی از شغل مدیران عملیاتی قرار دهند. مدیران عملیاتی برای موفقیت کارکردهای روابط عمومی اهمیت زیادی قائلند؛ به‌ویژه اگر بتوانند پیامدهای اقدامات خود را از نظر روابط عمومی شناسایی کنند، نسبت به نگرانی‌های گروه‌های بیرونی حساس باشند و بدانند که در چه زمانی باید از کمک خبرگان روابط عمومی استفاده کنند.


امروزه در اغلب کشورهای صنعتی و پیشرفته روابط عمومی به موازات سایر ارکان مهم یک سازمان از غالب یک واحد کوچک سازمانی خارج شده و به عنوان مجموعه ای از افراد، جایگاه ها و تخصص ها، با برنامه ریزی قوی و منسجم وظایف خود را انجام می دهد. در حالی که بسیاری از ساختارهای اداری، روابط عمومی به عنوان یک واحد سازمانی فرعی اداری یا خدماتی منظور شده که در این صورت نمی تواند نقش موثری ایفا کند. بنابراین مهمترین نقش ایفا شده توسط روابط عمومی همواره در سازمان هایی بوده است که روابط عمومی آن سازمان جایگاه والایی حتی پس از عالی ترین مقام سازمان داشته است.

 

                                             تهیه وتنظیم : روابط عمومی پست استان اردبیل 

نقش روابط عمومی  در توسعه فرهنگی

              نقش روابط عمومی  در توسعه فرهنگی

         آنچه مسلم است اینکه بدون دگرگونی در شناخت، تفکرات و الگوهای رفتاری انسان های ساکن در مناطق کمتر توسعه یافته، توسعه محال و یا بسیار دشوار است. به عبارتی دیگر ، برای توسعه تحول اساسی در درون انسان ها و نگرش های آن ها ضروری است. توسعه فرهنگی یعنی پذیرش تغییر و انطباق آن با شرایط جدید، که در صورت وصول ، فرهنگ توسعه پدید می آید. تحول فرهنگی ، تغییر  و تحول ارادی و غیر ارادی در رفتار است. این تحول ، هم جنبه درونی دارد و هم جنبه بیرونی، ایجاد فرهنگ کارآمد و توسعه بخش به عهده نخبگان جامعه است. این فرهنگ در جامعه گسترش می یابد و چون مورد پذیرش واقع شد، محیط جدیدی فراهم می کند که برآفرینندگان فرهنگی تاثیر می گذارد. دولت بهتر است خود را متولی تهیه امکانات ، زیر ساخت ها و ابزارهای لازم برای تولید، ابداع، نوآوری فرهنگی و رواج آن در میان مردم بداند و از متولی گری امور فرهنگی بپرهیزد. اهمیت دادن به اقشار نخبه جامعه، تاکید بر تولید، تنوع و آزادی، فراهم آوردن امکانات تحرک اجتماعی، جامعه نگری توجه به تحول نظام آموزشی و جامعه پذیر ی – بویژه از طریق رسانه ها – از راه کارهای توسعه فرهنگی و ایجاد فرهنگ مناسب توسعه در ایران است ..

         از جمله پیشنهادهای مهم در این زمینه، ایجاد مرکز تحقیق و توسعه فرهنگی، برای شناخت فرهنگ عمومی و راه کارهای توسعه فرهنگی است. پیشنهاد بعدی، تکیه بر خصلت فرهنگ سازی در روابط عمومی هاست که اقدامی علمی است. روابط عمومی ها در پدید آمدن و شکل دهی فرهنگ توسعه، بیشترین نقش را دارند. و می تواند زمینه و بستر لازم را برای توسعه فراهم آورند.

با آماده کردن بستر لازم برای فرهنگ کار و تلاش، ایجاد رفاه ملی و شرایط ویژه سیاسی برای شکل دادن به برنامه توسعه و حرکت جامعه در جهت تحقق آن، روابط عمومی ها می توانند نقش فرهنگ ساز خود را به خوبی ایفا کنند .

          روابط عمومی ها، چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی ناگزیرند خود را با تغییرات و تحولاتی ژرف، تطبیق دهند و از دست آوردهای نظری، علمی و فنی، برای پیشبرد و ارتقای خود بهره مند شوند. اساس و پایه روابط عمومی مدرن ارتباط، گفتگو، مذاکره و همکاری برای رفع اختلاف ها و تضادها و رسیدن به تفاهم و همکاری میان ملت ها، سازمان ها و افراد است .

    توسعه چیزی نیست جز فرایندی پویا و مستمر از تامل میان دولت و جامعه مدنی و نهاد های آن که به افزایش ثروت و درآمد سرانه، دگرگونی اکثریت مردم و نیز توسعه سیاسی و فرهنگی جامعه، منجر خواهد شد. توسعه پایدار، ایجاد نوعی توازن مستمر قدرت میان دولت و جامعه مدنی است. در این حالت، دولت، مقتدر و مشروع و جامعه مدنی را توسعه خواه گویند حتی دموکراسی یا مردم سالاری را هم می توان نتیجه برقراری توازن قدرت میان دولت و جامعه مدنی دانست که در آن جامعه مدنی وجود نوعی فرهنگی و سیاسی بازتر را وسیله ای برای تحمیل خواسته های خود بر دولتی مقتدر، قانونی و مشروع می دانند. در حال حاضر با توجه به تحولات درونی ایران و جوان بودن جامعه ایجاد نگرش و فرهنگ نو و رواج قانون مندی و نظم در روبط میان فردی، گروهی، سازمانی، و در روابط ملی و بین الملل، ضرورت پیدا کرده است ایجاد فرهنگ توسعه، ایران وارد دوره تثبیت و قانون مندی خود شده و شکل دادن به افکار عمومی و رواج نهاد های مدنی و فرهنگی و مدنی از لوازم توسعه و پیشرفت ما ایرانیان است. روابط عمومی ها می توانند در این زمینه نقش مهمی ایفا کنند؛ کمک به تغییر نگرش ها، ایجاد شناخت و رابطه انسانی دو سویه و ایجاد فرهنگی کمال گرا و آینده نگر، از جمله مواردی است که می توان در این رابطه از آن ها یاد کرد .

     روابط عمومی ها همچنان وظایف و نقش های کلی را به عهده دارند که ازآن جمله می توان به کارآمدی، اطلاع رسانی، پاسخگویی، تغییر نگرش، ارتباط با رسانه ها و نقد و اصلاح نظریه ها و عمل کرد ها اشاره کرد؛ با این حال روابط عمومی ها برای همگام شدن با جهان و ایران متحول، به سازماندهی مناسب تشکیلاتی، مدیریت علمی، برنامه عمل مشخص و رعایت اصول اخلاق حرفه ای نیز نیاز دارند .

  ایجاد روابط دو سویه میان مدیران و کارکنان، تشویق مشارکت و افکار سنجی و انعکاس آن برای تصمیم گیری مدیران سه وظیفه بسیار مهم روابط عمومی ها به شمار می روند. روابط عمومی ها باید در حیطه عمل درون و برون سازمانی خود فرهنگ مناسب را برای توسعه ایجاد کنند و در عین حال به برنامه های سازمانی، توسعه ملی، گسترش جامعه مدنی توسعه سیاسی و فرهنگی در سطح کلان، یاری رسانند.

                                                 

                                                                        تهیه وتنظیم : روابط عمومی پست استان اردبیل                        

نقش روابط عمومی ورسانه درتحقق اقتصاد مقاومتی

 

         نام گذاری سال جاری از سوی مقام معظم رهبری تحت عنوان اقتصادمقاومتی ، تولید واشتغال با تاکیدی دوباره براقتصاد مقاومتی حکایت از این دارد که اقتصا مقاومتی در وضعیت کنونی نیز نسخه روز اقتصاد کشور است.

      مخاطرات پیش روی همه نظام های اقتصادی دنیاواتفاقاتی که اقتصاد ایران در سالهای گذشته با آن مواجه بوده باعث گردیده مطابق سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری، تأمین رشد پویا، بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله ازاهداف و برنامه های مهم نظام اسلامی تلقی گردد ، بدیهی است اصلاح و مسیر حرکت اقتصاد ایران از شرایط فعلی به سمت رویکردهای اقتصاد مقاومتی، نیازمند تغییرات جدی در سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی است که بخش عمده‌ای ازآن در قالب بندهای مختلف سیاست‌های کلّی اقتصاد مقاومتی تبیین شده است .

آنچه مسلم است این که روابط عمومی ها ورسانه ها می توانند در گفتمان سازی این اهداف ،  نقش اساسی ایفا نمایند و از آنجا که هیچ برنامه اقتصادی بدون اطلاع رسانی وتبیین اهداف جهت همراهی همگانی به سرانجام نمی رسد ، لذا نقش نظام رسانه ای و روابط عمومی ها درمعرفی اقتصادمقاومتی ودر نتیجه  تحقق برنامه های اقتصاد مقاومتی برهیچ کس پوشیده نبوده وگفتمان سازی در جامعه ما از جمله نیازهایی است که هم از سوی مخاطب و هم از سوی سیاست گذاران از اهمیت بالایی درجامعه برخورداراست .

    اهمیت تبیین اصول اقتصاد مقاومتی و ضرورت اطلاع رسانی آن از این جهت دارای اهمیت ویژه می باشد که تا زمانی که نظام آموزشی و رسانه ای ما درآموزش اصول و مبانی اقتصاد به آحاد جامعه موفق نباشند نمی توان انتظار همراهی و همدلی مردم را در بحث تحقق سیاستهای طولانی مدت اقتصادی داشت ،لذاضرورت اعتمادسازی، شفاف سازی، مخاطب شناسی، سیاست زدایی از چهره اقتصاد، ترویج فرهنگ مطالبه گری و نظارتی رسانه‌ها، تدوین نظام نامه جامع مسئولیت اجتماعی برای رسانه  و روابط عمومی، آموزش و پیاده سازی خبرنگاری و گزارشگری توسعه، توجه و بازنشر فرایندها بجای رویدادها، جریان سازی به جای دنباله روی از جریانات، توجه به نیازهای مخاطب برای اقناع سازی، التهاب و ابهام زدایی ازاصطلاح اقتصاد مقاومتی، انطباق اقتصاد مقاومتی با سند چشم انداز 20 ساله کشور، اطلاع رسانی درست پیامدهای اجرای این سیاست و محرم دانستن مردم در آگاهی از این نتایج، نقد منصفانه و نظارت درست و مطالبه گرانه از مسئولان و ترجیح منافع عمومی بر فردی را ازجمله علل وعوامل گفتمان سازی و فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی در کشور نام برد که لازم است از سوی نظام اطلاع رسانی کشور (رسانه‌ها و روابط عمومی ها) مورد توجه جدی قرار گیرد.

روابط عمومی ها می توانند با مشارکت در اطلاع رسانی برنامه های سازمان ،شناسایی عوامل عدم تحقق برخی از شاخص های عمومی واختصاصی  وتوجیه دقیق کارکنان واحدهای ستادی واجرایی سهم اساسی را در زمینه تحقق اصل بهره وری سازمانی وهمچنین تحقق برنامه هاواهداف پیش بینی گردیده ایفا نمایند واز همین جاست که نقش محوری روابط عمومی هادر تحقق اصول اقتصاد مقاومتی بیش از پیش آشکار می گردد . 

           در خاتمه باید اذعان نمود که نقد منصفانه وآموزش سبک زندگی ایرانی – اسلامی از سوی رسانه‌ها مبتنی بر الزامات اقتصاد مقاومتی رامی توان ازجمله عواملی دانست که می‌تواند نقش ارتباطات در توسعه کشور را محقق سازد .

                                                 " تهیه وتدوین : روابط عمومی اداره کل پست استان اردبیل "

نقش تحقيق و پژوهش در روابط عمومي

نقش تحقيق و پژوهش در روابط عمومي

       پژوهش و تحقيقات اجتماعي از وظايف و زيربناي فعاليت هاي روابط عمومي جهت توسعه در عصر اطلاعات است و روابط عمومي هر نهادي زماني موفق تر خواهد بود كه اساس فعاليت هاي خود را بر پايه مباني علمي و تحقيقي استوار كند و با اصل قرار دادن تحقيق هاي انجام شده خلاقيت ها و ابتكارها را از نتايج آن استخراج و در اختيار سازمان خود قرار دهد.

در عصر انفجار اطلاعات و سرعت كم نظير خطوط رسانه اي به ويژه رسانه الكترونيك كه هر نقطه از جهان امروز را پوشش مي دهد، روابط عمومي ها بايد بتوانند با پيش بيني هاي لازم و با بررسي همه جانبه مسائل محيطي و بين المللي خود حركت كنند. يكي از نقش هاي خاص روابط عمومي در سازمان ها توجه آنها به كليه مسائل اجتماعي محيطي خود و جامعه جهاني مي باشد.فراموش كردن محيط خود يا محيط جهاني هر يك به نوبه خود تاثير مستقيم بر فعاليت هاي هر سازماني خواهد داشت.

   براي موفقيت در آگاهي از نگاه جامعه و ايجاد خلاقيت و ابتكارهاي جديد و آشنايي با تعاملات مخاطبين و براي شناخت انديشه، مسائل، مشكلات و انتظاري كه از ما دارند نمي توانيم بدون تحقيق و تفحص گام برداريم و نتايج مثبتي بدست آوريم.
از عوامل اساسي پيشرفت سازمان ها توجه به تحقيق و پژوهش در روابط عمومي ها است. متاسفانه در جامعه امروز ما، هنوز به اين امر مهم توجه نشده و جايگاه خود را به دست نياورده است و به خوبي مشاهده مي كنيم در تبليغاتي كه برخي از سازمان هاي بزرگ با تحمل هزينه هاي بسيار سنگين انجام مي دهند، نتايجي را كه انتظار دارند به دست نمي آورند و به همين دليل فقط براي تقليد از يكديگر تبليغات مختلفي را كه پايه علمي ندارد اجرا مي كنند اين تبليغات پيش از آنكه اثر مثبت داشته باشد اثرات منفي آن گريبانگير آن سازمان مي شود .
پژوهش و تحقيق مي تواند نتايج علمي ويژه اي بوجود آورده و كليه فعاليت هاي روابط عمومي را به ويژه در بازاريابي و تبليغات هدفمند كرده و نتايج مثبتي به همراه داشته باشد.
هر نوع تبليغ و بازاريابي، ارتباط مستقيم با پژوهش و افكار سنجي دارد. ما بايد ابتدا بررسي كنيم مخاطب ما به چه چيزي نياز دارد و سپس براي تامين نياز او فعاليت كنيم. پژوهش در هر جامعه اي نقش وسيعي در ساده تر كردن و روان كردن هدف هاي آن جامعه دارد. قبل از هر حركتي چنانچه با پيش بيني لازم قدم برداريم .

    روابط عمومي ها بايد تحقيق و پژوهش را به عنوان استراتژي در دستور كار خود قرار دهند و اين با ارزش ترين فعاليت هر روابط عمومي است. روابط عمومي هايي كه بدون پايه و اساس تحقيق حركت مي كنند و قبل از آن كه اطلاعات مورد نياز خود را كسب كنند،حركت خود را آغاز مي كنند در طول مسير خود با چالش هاي مختلفي روبرو مي شوند . ما بايد بتوانيم نياز مشتري بازار هدف و منابع مورد نياز در دسترس داشته باشيم و سپس حركت خود را آغاز كنيم و حتي براي ارسال يك مطلب ساده به يك روزنامه يا يك مجله براي آشنايي مخاطبين خود مطمئن شويم كه سليقه آنها مطالب ما را مي پسندند و خواننده آن هستند.

آشنايي با تحقيق در روابط عمومي هاي جنبه هاي مختلف دارد و تحقيق در بازار، صنعت، جامعه اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... با يكديگر متفاوت است. بر اساس نوع مخاطب نوع تحقيق را بايد انتخاب كرد. در اين صورت اين نوع تحقيق مي تواند به بهبود عملكرد روابط عمومي و بهبود عملكرد مديريت در هر سازماني منجر شود .

بسياري از اوقات وقتي فعاليت هايي را در يك رسانه بدون تحقيق تبليغات مي كنيم متوجه مي شويم اين رسانه پاسخ گوي نياز ما نبوده و مخاطبين ما را پوشش نداده است. بنابراين رسانه جايگاه خاص خود را در تحقيق اجتماعي دارد كه نبايد آن را فراموش كنيم .

قبل از هر پژوهش و تحقيق مشكل يا موضوع يا هدف خود را تعريف كنيم، بررسي هاي مقدماتي را انجام دهيم و فرضيه هايي را كه نياز داريم انتخاب كنيم . پس از آن طرح پژوهش و تحقيقي خود را بر اساس اطلاعات
جمع آوري شده انتخاب كنيم، گزينه هاي مورد نياز را به دست اورده و بر اساس اطلاعات صحيحي كه به دست آورده ايم تحقيق خود را پيگيري كنيم تا بتوانيم بر اساس اطلاعات بدست آمده نتايج قابل قبولي را ارائه كنيم .
فراموش نكنيم در هر حركتي و هر فعاليتي مشكلات وجود دارد كه قبلاً بايد آن را بشناسيم. در تحقيق و پژوهش در روابط عمومي اين موضوع قابل رويت است آنچه همواره مد نظر قرارخواهيم داد اثراتي است كه تحقيق به عنوان بخش جدايي ناپذير در روابط عمومي است و در ايجاد ارتباط صحيح نقشي غير قابل اجتناب دارد .
در روابط عمومي در عصر جديد پژوهش عامل تغيير نگرش و تغيير رفتار است و موجب مي شود از تكرار اجتناب كنيم و ادبيات جديدي براي ايجاد بستر ارتباط فراهم كنيم و بر اساس اين تغيير نگرش فعاليت هاي خود را ارزيابي و نوع آوري و فن آوري هاي جديد را در دستور كار خود قرار دهيم و فعاليت سازمان خود را سرعت بخشيده و در رقابت با ديگران سرعت خود را بيشتر كنيم .

 

                                                                تهیه وتنظیم : روابط عمومی پست استان اردبیل

تنگناهای  تحقیق و پژوهش در روابط عمومی

  تنگناهای  تحقیق و پژوهش در روابط عمومی

 همانطور که میدانیم تنها راه شناسایی محیط و گرفتن بازخورد از آن انجام تحقیق و بررسی های دقیق و کارشناسی میباشد، اما برخی از معضلات و مشکلات که در این مسیر وجود دارند این مهم را تحت تاثیر قرار داده است . موانع و مشکلات یاد شده را میتوان در دو سطح درون سازمانی و برون سازمانی مورد بحث و بررسی قرار داد. مواردی همچون عدم اعتقاد برخی از مدیران نسبت به تاثیر امر پژوهش و یا عدم تخصیص اعتبارات کافی بدین منظور به عنوان مانعی در درون سازمان و عدم همکاری مخاطبین و یا جامعه هدف با پژوهشگر به علت تعابیر و تفاسیر متفاوت و اشتباه در حوزه موانع برون سازمانی تقسیم میشوند .

بررسی و شناخت ومطالعه مداوم محیط داخل وخارج سازمان یک وظیفه مهم روابط عمومی است. پیشرفت روز افزون وسایل ارتباط جمعی وبهره گیر ی از فن آوریهای نوین اطلاعاتی وارتباطی موجب شده است تا روابط عمومی هایی بتوانند درعرصه فعالیت سازمانی موفق باشد که پژوهش مدار وتحلیل گرا باشند حرکت از جامعه صنعتی به سوی جامعه اطلاعاتی و پدیده مهم جهانی شدن زمینه شناسایی، کسب پردازش وانتقال دانش واطلاعات را فراهم نموده است واگر روابط عمومی نتواند دراین چرخش اطلاعات نقش آفرینی کند روابط عمومی مرده وناکار آمد است راه اندازی تلفن گویا، سایت وپایگاههای اطلاعاتی، وبلاگ، نشریات الکترونیکی، مجله الکترونیکی درتغییر کارکردها وشکل ومحتوای روابط عمومی در هزاره سوم تأثیر بسزایی داشته است ودراین عرصه سازمانی می تواند موفق عمل کند که با اطلاع رسانی واطلاع یابی به موقع چالش ها را پشت سر بگذارد. درغیر اینصورت سازمانهای باروابط عمومی سنتی و ناکارآمد در آستانه شکست وناکامی قرار می گیرد.

به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:
۱- بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.
۲- ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.
۳- نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی درمجموعه سازمانی (روابط عمومی را یک مجموعه خدماتی می دانند).
۴- نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهش گرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.
۵- تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پژوهشی.

                                                    

                                                                       تهیه وتنظیم : روابط عمومی پست استان اردبیل

تعهد ، تعلق و وفاداری سازمانی چیست ؟

       یکی از شاخص های برتری یک سازمان به سازمان دیگر ، نیروی انسانی آن می باشد نیروی انسانی وفادار حاضراست همواره فراتر از ارزشهای سازمانی فعالیت نموده وهمین امر عامل مهمی در اثربخشی سازمان وارتقای بهره وری می گردد ،تعهد سازمانی عموماً به عنوان خصوصیت مطلوبی هست که باید در میان کارکنان یک سازمان رشد یابد.

   معمولا كارمندان داراي تعهد سازماني بالا نسبت به كساني كه تعهد كمتري دارند، عملكرد بهتري دارند. هر سازمان نياز به اعضايي دارد كه وابستگي اش با سازمان بيشتر از قرارداد مبادله اي رسمي باشد. به عبارت ديگر، سازمان ها به افرادي نياز دارند كه به نفع سازمان فراتر از وظايف مقرر عمل كنند و اين امر به ويژه در مشاغل حساس از اهميت به سزايي برخوردار است.متخصصین براین عقیده اند که بزرگترين چالش براي مديران پرسنلي يكپارچه نمودن نيازهاي سازمان با نيازهاي فردي اعضاي آن مي باشد.

تعهد سازماني سه عامل را شامل مي شود:

  • اعتقاد قوي به اهداف و ارزشهاي سازمان و پذيرش آنها؛
  • تمايل به تلاش قابل ملاحظه براي رسيدن به اهداف سازماني؛
  • آرزو و خواست قوي و عميق براي ادامه عضويت در سازمان؛

دانشمندان و متخصصین مدیریت سه مفهوم وفاداري، احساس هويت و شناسايي و آمادگي را براي تعهد مطرح كرده اند.

آنان معتقدند که تعهد حالتي رواني است كه بيانگر نوعي تمايل، نياز و الزام جهت ارائه خدمت در يك سازمان است. در مدلي كه برخی از انديشمندان در این زمینه مطرح كردند به ترتيب «تعهد عاطفي»، ›تعهد مستمر» و «تعهد تكليفي» ناميده شدند. وجه اشتراك سه شيوه مذكور اين است كه تعهد حالتي رواني است كه 1) رابطه فرد با سازمان را مشخص مي كند، 2) تصميم به ماندن در سازمان يا ترك آن را به طور مخفي در خود دارد.

 آنچه مسلم است اين است كه تعهد موجب بهره وري است، زيرا افزايش تعهد (در حد مطلوب) موجب ارتقاي سازگاري فرد با سازمان و عدم مقاومت او در برابر تغييرات، بروز خلاقيت فردي و نيز استفاده كارآمد از منابع انساني مي‌شود، كه اين همه خود افزايش بهره وري را در پي خواهد داشت.

 مزیت های تعلق و وفاداری سازمانی

وقتي احساس تعلق و وفاداري سازماني وجود داشته باشد، محيطي صميمي و آشنا در سازمان به وجود مي آيد. در چنين محيطي كه افراد با يكديگر در طول زمان آشنا شده‌اند و احساس تعلق و وفاداري به زندگي در يك گروه را پيدا كرده اند، انجام كارها بسيار ساده تر است و فعاليت هاي گروهي به خوبي و با سرعت پيشرفت مي نمايد.

بر اساس نظريه هاي موجود كاركنان داراي تعهد بالا،  انگيزه بيشتري براي حضور در سازمان دارند و براي رسيدن به هدفهاي سازمان تلاش مي‌كنند.

محققین مدیریت رفتار سازمانی معتقدند كه تعهد سازماني بر جنبه هاي ذيل از رفتار سازماني تأثير مي گذارد: تأخير، غيبت، ترك خدمت و عملكرد. آنها معتقدند افزايش تعهد سازماني باعث مي شود افراد بيشتر تلاش كنند و در نتيجه عملكرد بهتري ارائه دهند. كارمندان متعهد علاقه چنداني به خارج شدن و يا كناره گرفتن از كار ندارند.هر اندازه درجة تعهد كارمند نسبت به سازمانش بالاتر باشد كمتر مايل به استعفا يا غيبت مي باشد.

كارمندان متعهد، مشتاق به فداكاري براي سازمان هستند، كارمنداني كه داراي سطح بالايي از تعهد هستند، به مراتب بيش از حفظ كارشان به سهيم شدن و حتي فداكاري براي پيشرفت سازمان علاقه نشان مي دهند.

راههایی که باعث میشود کارکنان دلبسته داشته باشیم عبارتنداز :
● استخدام کارکنان که از آمادگی بیشتری برای دل سپردن به کار و سازمان برخوردارند . اگر در فرایند استخدام روی شاخص های رفتاری و ویژگی های شخصیتی مثل ثبات عاطفی ، وجدانی بودن و مسئولیت پذیری و سازگاری تاکید کنیم و بتوانیم افرادی را استخدام کنیم که به دلیل تناسب با کار  و وظیفه مورد نظر از انگیزه های درونی برای کارکردن برخوردار هستند ، بیش از نیمی از راه موفقیت در مسیر در اختیار داشتن کارکنانی پر انرژی و عاشق کار و سازمان را پیموده ایم .
●  تعهد و وفاداری کارکنان به کار و سازمان تا حدود زیادی به تناسب شخص و شغل و تناسب شخص و سازمان بستگی دارد . توصیه گوگل به مدیرانش اینست که کارکنان را نه فقط برای یک شغل یا واحد سازمانی خاص بلکه برای کل شرکت استخدام نمایید. به این معنی که در زمان استخدام ، علاوه بر بر تناسب فرد با شغل به تناسب او با فرهنگ ، ارزش ها و فضای عمومی شرکت هم توجه نمایید.
●   دلبستگی کارکنان به کار و سازمان به معنای دستیابی به قلب هاست . در فرایند ایجاد ، حفظ و تقویت چنین پدیده ای ما به جای مدیر به رهبر نیاز داریم ، کارکنان به شدت تحت تاثیر شخصیت ، منش و سبک رفتار سرپرستان مستقیم خود هستند . در این سبک و منش و برخوردهاست که بر سرمایه رضایت و اشتیاق کاری کارکنان می افزاید یا از آن می کاهد .
●  دلبسته کردن و دلبسته نگه داشتن کارکنان فقط وظیفه واحد منابع انسانی نیست بلکه وظیفه مشترک همه مدیران و سرپرستان است و باید به یک الزام استراتژیک در سازمان تبدیل شود و در مورد آن باید هدفگذاری و برنامه ریزی سالیانه داشت .
●  یکی از مهم ترین توصیه ها به مدیران سازمان ها این است که به طور مستمر نیازهای انگیزشی کارکنان را شناسایی کنید ، این نیازها ثابت نمی ماند و در مورد همه کارکنان هم کاملا مشابه و یکسان نیستند .

                                                                             " روابط عمومی اداره کل  پست استان اردبیل "

تاثیرآراستگی ظاهردر موفقیت بازاریابی وفروش

 

بازاریابی تلفیقی از علم و هنر است. یادگیری اصول و قواعد بازاریابی بخشی از علم بازاریابی می‌باشد که با شرکت در دوره‌های بازاریابی و فروش، خواندن کتاب‌ها و مجلات و تماشای فیلم‌های آموزشی محقق می‌شود. اما از سوی دیگر بازاریابی یک هنر است و فارغ از تمام اصول و قوانین، بازاریاب باید یک هنرمند باشد تا بتواند نیاز مشتری را به درستی تشخیص داده و با محصول و یا خدمت خود در جهت رفع آن گام بردارد و موجبات خشنودی مشتری را فراهم آورد. هنرمند بودن بازاریاب مسئولیت او را حساس‌تر می‌کند زیرا وی باید به ظرایفی توجه کند که تنها چشمان تیزبین یک هنرمند قادر به مشاهده و درک آنها است.

یکی از مقولات بسیار مهمی که نقش غیر قابل انکاری در موفقیت شغلی بازاریابان و فروشندگان دارد، نحوه‌ی لباس پوشیدن آنها است. شخصاً بازاریابان، فروشنده‌ها و ویزیتورهای زیادی را دیده‌ام که آنقدر تمرکز خود را روی فروش محصول و یا خدمت خود می‌گذارند که از ظاهر خود و لباسی که به تن دارند، غافل می‌شوند و این نکته به شدت روی برداشت مشتری از آنها تأثیر منفی می‌گذارد.

ذکر این نکته را لازم می‌دانم که منظور من از تأثیر لباس بر موفقیت بازاریاب یا فروشنده، به تن کردن لباس‌های گران‌قیمت نیست بلکه درست لباس پوشیدن و آراستگی در پوشش متناسب با بازار هدف است که می‌تواند علاوه بر موفقیت حرفه‌ای، حس احترام مشتری برای بازاریاب را نیز به دنبال داشته باشد. در ادامه به سه تأثیر مهم لباس پوشیدن بر دستیابی به اهداف بازاریابی و فروش اشاره شده است:

1-  آراستگی در پوشش اعتماد به نفس شما را بالا می‌برد.

پوشیدن لباس مناسب و آراسته به دو طریق باعث افزایش اعتماد به نفس افراد می‌شود. اول اینکه اگر لباس خوب بپوشید، احساس خوبی خواهید داشت و این زمینه‌ساز اعتماد به نفس است. دوم اینکه این کار باعث می‌شود که از دید دیگران فرد با اعتمادبه‌نفسی به نظر آیید و این امر برای شما اقتدار، احترام، اعتماد و ستایش به ارمغان می‌آورد.

2-تأثیر اولیه بیشترین دوام را دارد.

این نکته به خصوص در زمانی که کار جدیدی را شروع می‌کنید، اهمیت دارد. باید بدانید که تأثیر اولیه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. ظاهر شما یکی از عواملی است که افراد بر اساس آن در مورد شما قضاوت می‌کنند و دیدگاه آنها در مورد شما شکل پیدا می‌کند. برای مثال مدیران فروش حرفه‌ای در جذب فروشنده و ویزیتور حتما به کفشی که او پوشیده است توجه می‌ کنند، که چقدر این کفش با آن شغل تناسب دارد.

3-
لباس آراسته به شما اعتبار می‌بخشد.

لباس پوشیدن مانند مدیران ارشد برای شما اعتبار ب ارمغان می‌آورد.

یکی از باورهایی که در مورد نقش لباس در موفقیت وجود دارد، این است که باید همیشه کت و شلوار شیک و گران‌قیمت پوشید. این موضوع درست نیست. اگر کار شما به گونه‌ای است که باید لباس غیررسمی بپوشید، باز هم می‌توانید از لباس به عنوان ابزاری برای افزایش درآمد و ارتقای شغلی خود استفاده کنید. در این شرایط می‌توانید روی لباس غیررسمی خود کت و شلوار بپوشید. این کار باعث می‌شود که هم خودتان احساس خوبی داشته باشید و مشتریان و همکاران شما نیز احساس می‌کنند کسی که با او کار می‌کنند، اعتماد به نفس بالایی دارد. آیا تنها با لباس غیررسمی می‌توانید چنین اثری را ایجاد کنید؟

بازاریابی و برندسازی شخصی با استفاده از لباس بدین معنی نیست که باید برای خرید لباس‌های جدید پول زیادی خرج کنید. نکته‌ی مهم این است که توجه داشته باشید برای ارتقای شرایط کاری خود به چه لباس‌هایی احتیاج دارید؛ در واقع به دنبال لباس‌های مناسب شرایط خود باشید نه الزاماً لباس‌های گران‌قیمت. حتی می‌توانید با خریدن یک جفت کفش جدید به هدف خود دست یابید.

در شرایط برابر، کسانی که ظاهر بهتری دارند از شانس بالاتری برای ارتقای شغلی و افزایش درآمد خود برخوردار هستند. ممکن است منصفانه به نظر نیاید، اما انسان‌ها به طور طبیعی مجذوب زیبایی می‌شوند.

نکته پایانی: ما از سه زبان برای ارتباط با مشتریان خود استفاده می‌کنیم؛ یکی زبان کلامی است که همان فن سخنوری است و لازم است فروشندگان و سایر کارکنان با مطالعه و آموزش، گنجینه لغات‌شان را زیاد کنند و با هوش تدبیری بدانند کی بگویند، چه بگویند و چگونه بگویند تا بهترین تاثیر را در مخاطب هدف داشته باشند. دومین زبان، تن گفتار یا همان زبان بدن است، به دوستان توصیه می‌کنم این فصل را در کتاب مهارتهای ارتباط با مشتریان شاکی حتما مطالعه کنند. در آن کتاب همراهان خوب من در TMBA  با عکسهای واقعی خودشان انواع حالتهای زبان بدن را به نمایش گذاشته‌اند و من هر یک را توضیح داده‌ام. به هر حال زبان بدن بیشترین تاثیر را در مخاطب دارد. سومین زبان به سازمان مربوط می‌شود که به زبان اندام سازمان معروف است. تمیزی و نظافت و تناسب دفتر کار با بازار هدف، آراستگی اتومبیل‌هایی که به نزد مشتری می‌روند و تیپ ظاهری کارکنان همگی زبان اندام سازمان را شکل می‌دهند. باز هم یادآور می شوم همه چیز با هم تاثیر می‌کنند. لذا نگرش جامعیت‌نگری را همواره مدنظر قرار دهیم.

 

                                                                        " روابط عمومی اداره کل پست استان اردبیل  "

اهمیت تولید محتوادر روابط عمومی

اهمیت تولید محتوا در روابط عمومی

        امروزه واحدهای روابط عمومی بیش از هر دوره ای به مدد توسعه تکنولوژی های نوین ارتباطی از ابزارهای مختلف وقدرتمند اطلاع رسانی بهر ه مند شده اند که در حداقل زمان ممکن وبرخط پیام های شان را به انبوه بی شماری از مخاطب انتقال می دهند. از سویی دیگر مخاطبان نیز در لحظه قادر به دریافت پیام ها می باشند  و می توانند به صورت تعاملی بازخوردوخواسته و نظرات شان را ارائه دهند.

لذا در این رهگذر آنچه از اهمیت دوچندانی برخوردار شده است موضوع تولید محتوای پیام ها ومیزان جذابیت، غنا واثربخش آن می باشد.بحث تولید محتوا، بویژه در کارهای انتشاراتی از اهمیت بالایی برخودار است. یعنی به هر میزان فعالیت های انتشاراتی ما در قالب کتاب ، بروشور، خبرنامه، گزارش های عملکرد و فعالیت های انتشاراتی بیشتر باشد ابزارها و امکان بیشتری برای ارتباط و تعامل با مخاطبان در اختیار خواهیم داشت. البته تاثیر گذاری موثر همه اینها در گرو محتوای مناسب و مفید است. درواقع یکی از غفلت های بسیاری ازروابط عمومی ها در این زمینه آن است که در حوزه تولید محتوای با کیفیت، وقت وانرژی زیادی گذاشته نمی شود و حاصل تولید شده در قالب یک محتوای مناسب عرضه نمی شود.

تولید محتوای مناسب براي مشتری و مخاطب همواره یکی از دغدغه های بسيار مهم مدیریت هر سازمان و بنگاه اقتصادي است و هر مجموعه ايي اعم از سازمان، شرکت، بانك و هر نهادي علاقه مند است که جلوه و تصویر مناسبی در اذهان عمومی بخصوص در نگاه مشتریان خاص خود داشته باشد و یک برند معتبر و دارای ارزش و اعتبار اجتماعی بالایی ايجاد نمايد و این تصویر را به مردم ارائه کند. این ها جز اهداف عالی یک مدیر سازمان محسوب می شود و مدیریت معمولا با عملکرد خودش به دنبال ارائه یک تصویر و خدمات مناسب به مشتری است و این از راه های مختلفی حاصل می شود.

     یکی از روش های رسیدن به اعتبار و سرمایه اجتماعی و یک برند متمایز در جامعه می تواند تولید محتوا و ارائه گفتمان مناسب با افکار عمومی و مخاطبین خاص باشد. تولید محتوا و تهیه بسته های محتوایی و اطلاع رسانی برای مخاطب معمولا در سازمان ها در مجموعه روابط عمومی و واحدهای مرتبط با آن صورت می گیرد که در کشور ما معمولا در كنار روابط عمومي ها مجموعه های فرهنگی یا پژوهشی هر سازمان و نهادی به تناسب هویت و ماهیت سازمان متولی این کار هستند.
اما اگر بخواهیم از منظر روابط عمومی بدان بنگریم تولید محتوا برای افکار عمومی و جامعه هدف یکی از وظایف مجموعه روابط عمومی است که باید بادقت و با مطالعه منجر به تولید محتوای مناسب و موثر شود..

محتوا، روح توليدات و درون مايه هر سازمان و مجموعه است، یعنی اگر قرار است نهاد و یا مجموعه و سازمانی پیامی را به مخاطب خود انتقال دهد، محتوایی که تولید شده است باید دارای ارزش کافی، جذابیت لازم و دارای اثرات لازم باشد تا بتواند به مخاطب منتقل و رفتار او را تحت تاثیر قرار دهد..
اساسا هر روابط عمومی باید بتواند برای انتقال پیام سازمانی خود از ابزارهای متعدد و متنوعی استفاده کند تا بشود ماموریت های سازمانی خود را به درستی به انجام برساند. در حقیقت سخت افزار انتقال پیام و محتوي به جامعه هدف، ابزارهاي رسانه اي مي باشد. خريدهاي رسانه ای در بخش هاي سمعي و بصري، بهره گيري از ظرفيت هاي فضاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي و ساير وسايل ارتباطي مي تواند روابط عمومي را در انتقال پيام و محتوي به افكار عمومي همراهي نمايد.
موضوعات مهمی که در تولید محتوا باید بدان توجه داشت عبارتنداز: تناسب محتوا و پیام بر اساس ظرف های مختلف رسانه ای ، توجه ویژه به اهداف سازمانی در تولید محتواهای خاص ، تناسب محتوا با ارزش ها و ویزگی های دینی وفرهنگی جامعه ، تناسب محتوا با فن آوری های نوین و پیشرفت های علمی و تحقیقاتی، تناسب محتوا و پیام بر اساس رسانه موردنظر، تناسب محتوا و نیازهای مخاطب ، تناسب محتوا و چشم انداز آتی سازمان .

از آنجایی که یکی از وظایف مهم روابط عمومی ها تولید محتوا و شناخت مخاطب است و محتوا باید بر اساس شناخت مخاطب تولید شود تا تاثیر گذار باشد، برگزاری رویدادهایی در قالب کنفرانس، همایش، کنگره، جشنواره می‌تواند در این خصوص قدم موثری برای شناسایی و معرفی محتواهای مناسب در قالب های گوناگون  باشد.

                                                                          تهیه وتنظیم : روابط عمومی پست استان اردبیل

روابط عمومی واعتماد سازی

       روابط عمومی واعتماد سازی

      روابط عمومی مؤثر از اجزای حیاتی هر فعالیت اجتماعی و عمومی است. تصورات و نظرات عمومی به معنای "همه‌چیز" است، به‌ویژه در قلمروی که رسانه‌های اجتماعی نفوذ فزاینده‌ای دارند. هر فرد حقیقی و حقوقی که در رقابت رسانه‌ای پیروز شود، به تمام اهداف خود دست‌یافته است. زیرا به چیزی بسیار ارزشمند به نام " اعتماد مردم " دست‌یافته است.

روابط عمومی هنر و علم خوب نشان دادن مردم، دولت‌ها و سازمان‌هاست. روابط عمومی در پشت این فرآیند مشغول به ارسال اخبار به رسانه‌ها، معاشرت با اصحاب رسانه و تحقیق در خصوص نظرات عمومی ست تا کارفرمایان خود را در موقعیتی قرار دهد که نقشی مثبت و سازنده از آن‌ها متصور گردد و یا حداقل از آن‌ها تصوری جنایت‌کارانه و یا غیراخلاقی نشان داده نشود.

باید مدنظر قرارداد که بسیار سخت است که گفته شود روابط عمومی قسمتی از تبلیغات است. تبلیغات تلاش دارد تا محصول و یا خدماتی را بفروشد، اما روابط عمومی بر روی شکل دادن یک تصویر ذهنی خوب تمرکز دارد. می‌توان گفت روابط عمومی و بازاریابی بیشتر به هم شبیه هستند. بازاریابی ازتحقیقات و ارتباطات هدفمند برای رسیدن به یک رفتار دلخواه در بازار استفاده می‌نماید و روابط عمومی تلاش می‌نماید با همان شیوه ها، از رسانه های غیرتجاری (ازنظر عموم) سهمی عمومی به دست آورده و تصویر موردنظر خود را تثبیت نمایند.

به طور کلی روابط عمومی‌ها برای ایجاد اعتماد در مخاطبان برای مشتریان به وجود آمده‌اند و لذا در این خصوص با ماهیتی تجاری، تصویری غیرتجاری دارند. این تصویر غیرتجاری نیازمند حفظ تعادل ذهنی در منافع طرفین است. از یک‌سو می‌بایست تصویری مثبت برای مشتریانش بسازد و از سوی دیگر مخاطبانش را در عبور از نقاط منفی، جهت دهد. در این حفظ تصویر و عبور از نقاط منفی، روابط عمومی نیاز به کمکی دارد که با سرعت رشد تفکرات مخاطبان، رشد یافته باشد تا بتواند همواره مسیری را در پیش پای آن‌ها – و نه پشت- قرار دهد. و لذا در این فرآیند به نقش سومی نیازمند است.

نقش سوم، به رشد اعتماد در یک ارتباط کمک موثری خواهد کرد. به‌عبارت‌دیگر ارتباطی که دو طرف داشته باشد، حاوی میزان بسیار کمی قابلیت اعتماد است؛ اما هرچه تأیید کنندگان ارتباط بیشتر باشد، قابلیت اعتماد افزایش می‌باید. بنابراین روابط عمومی‌ها دارای 3 ضلع "ما، شما، آن‌ها" هستند؛ برعکس تبلیغات که همواره شامل "ما و شما" است. روابط عمومی‌ها نظرات خود را به رسانه‌های عمومی وارد کرده و خود را در معرض دید و نقد مخاطبین آن ها قرار می‌دهند. این باعث می‌شود مزایا و معایب در نگاهی منصفانه –ظاهراً- باهم قیاس گردد و تعادل مثبت و منفی قابل‌کنترل باشد.

اما از بزرگ‌ترین مشکلات روابط عمومی‌ها نیز همین مسئله ضلع سوم است. این ضلع یا رسانه‌ها و نظرات عمومی به دلیل سیال بودن افکار شکل‌دهنده آن، می‌تواند در اثر عوامل دیگری مانند وضعیت اقتصادی، سیاست و ... تأثیر پذیرفته و حتی به صورت ناگهانی دستخوش تغییرات اساسی گردد. روابط عمومی‌ها در مقابل این مسئله بسیار آسیب‌پذیر هستند. عوامل یادشده اغلب دارای دربرگیری و گستره بسیاری در جامعه است و می‌تواند مانع شنیده شدن و دیده شدن ارتباطات طراحی‌شده از سوی روابط عمومی های غیرمرتبط با موضوع باشد.

مشکل دیگر، عدم حضور رسانه های جمعی و عمومی حرفه ای و فراگیر در جامعه هدف است. این مشکل به این دلیل بروز می کنند که با عدم حضور رسانه های قدرتمند، رسانه های کوچک زیادی به صورت همسطح رشد کرده که پوشش دهی مناسبی ایجاد نمی نمایند.

مانع سوم، ماهیت رونده رسانه های یاد شده است. به عبارت دیگر، آن ها یک کانال یک طرفه برای شنیدن نیستند. آن ها در واکنش به یک موضوع، مانند ریشه های یک درخت، سعی در نفوذ به هر کانال ممکن را برای کشف حقایق بیشتر از یک واقعیت می نمایند و از تمام کانال ها، تغذیه خواهند کرد. برای روابط عمومی این یک چالش است که درک نماید، او تنها تامین کننده اطلاعات برای رسانه ها نخواهد بود و رسانه الزامی به داشتن اعتماد به او ندارد. پس فعالیت های اعتمادسازی فی مابین برای انتقال به مخاطبین از طریق رسانه ها، فرآیندی کوتاه مدت نخواهد بود.

به طور کلی می توان گفت که اعتماد، یک زنجیره است و این زنجیره با عوامل متعددی در نقاط اتصال هر حلقه روبرو خواهد بود. روابط عمومی ها باید به این بلوغ دست یابند که ساختارهای درونی آن ها و برنامه هایشان، تا زمانی که مبتنی بر اعتماد سازی میان خود و رسانه های جمعی و عمومی نباشد، عملا انتقال اعتماد به مخاطبین روی نخواهد داد.                                         

                                                                     تهیه وتنظیم  " روابط عمومی پست استان اردبیل "

خلاقیت ونوآوری در روابط عمومی

خلاقیت ونوآوری در روابط عمومی

مقدمه

  روابط عمومی در جوامعی که از پیشرفت های مناسبی در زمینه های علوم ارتباطات اجتماعی برخوردارند، برای ایجاد و حفظ خطوط دو جانبه ارتباطی، درک و همکاری متقابل بین یک سازمان و عموم مردم تلاش می کند. این نهادهای ارتباطی تلاش می کنند تا با اهداف برنامه ریزی شده و معقول از طریق به کار گیری روش ها و تکنیک های ارتباطی و پژوهشی، رابطه ای مستمر و پایدار با گروه های مورد نظر برقرار نمایند. روابط عمومی در این کشورها یک واحد پویا و ارگانیک سازمانی است که همواره در تکاپو و تلاش است. روابط عمومی در کشورهای جهان سوم نیز با پیروی ظاهری از روابط عمومی کشورهای مدرن در انبوهی از مشکلات ناشی از روزمرگی و بی برنامگی گرفتار بوده و بهداشت روانی کارگزاران آن نیز با آشفتگی مواجه است. در بسیاری از کشورهای جهان سوم کارگزاران روابط عمومی از تحصیلات مرتبط برخوردار نبوده و فاقد اطلاعات علمی و تخصصی در این زمینه می باشند؛ طبیعی است خلاقیت و به دنبال آن نوآوری در این روابط عمومی در مقایسه با روابط عمومی مدرن و علمی معنایی متفاوت خواهد داشت. روابط عمومی کارآمد و پویا به طرز بسیار شگفت انگیزی به خلاقیت و نوآوری کارگزارانش وابسته است اما بسیاری از عوامل از جمله شیوه های مدیریتی در سازمان، دانش تخصصی، فرهنگ، ویژگی های فردی و محیط می تواند در ایجاد تفکر خلاقانه و عملی ساختن آن تفکر در بین کارگزاران روابط عمومی دخیل باشد.

خلاقیت به کارگیری توانائی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید استو برخی دیگر در تعریف این مفهوم در حوزه مطالعات سازمانی چنین می‌گویند: خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقاء کمیت یا کیفیت فعالیت‌های سازمان.

  نوآوری(Inovation)، اجرای ایده های بدیع و خلاق در عمل است؛ به عبارت دیگر نوآوری ارایه محصول، فرآیند و خدمات جدید به مخاطبان است. نوآوری را در یک مفهوم وسیع، فرآیندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید می دانند.

خلاقیت و نوآوری یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی های خاص کارگزاران روابط عمومی بوده و ادامه فعالیت در این حوزه بدون خلاقیت و نوآوری امکان پذیر نیست. این ویژگی عامل رشد و شکوفایی استعدادها و اصلی ترین عامل بهبود مستمر کیفیت است. خلاقیت و نوآوری در رشد و ظهور مهارت های مختلف مرتبط با وظایف روابط عمومی موثر است. این ویژگی از طریق ایجاد زمینه های انعطاف پذیری ذهنی و رفتاری در توسعه روابط اجتماعی نقش مهمی دارد و عامل موفقیت های فردی، شغلی و اجتماعی است. اگر روابط عمومي ها بخواهند داراي نقش محوري در فرايند تصميم گيري سازمانها باشند بايد همگام با پيشرفت هاي علم و تكنولوژي زمينه و بستري مناسب را جهت  ارتقاء توانمنديها و فعاليتهاي  خود فراهم كنند. اين بستر و زمينه خلاقيت  است كه نياز به كار دسته جمعي ، هم دلي ، آموزش ، تشويق ، تغيير نوع نگرش و... دارد.

تبلیغات هدفمند از وظایف بارز کارگزاران روابط عمومی است. بی شک شیوه های تبلیغات مدرن نتیجه خلاقیت و نو آوری اقناع کنندگان حرفه ای است. یک روابط عمومی با خلاقیت روزانه ضمن روی آوری به شیوه های جدید فعالیت تبلیغاتی خود را با تاثیر بیشتر دنبال خواهد کرد.  بررسی دیدگاه ها و سنجش افکار عمومی، در چهارچوب وظایف محوله و ارائه نتایج حاصله به مدیران شرکت به منظور اتخاذ روش های مطلوب و تدوین طرح ها و برنامه ها از دیگر وظایف تعریف شده برای روابط عمومی است که می تواند از طریق آزمایش، تجربه و کنکاش به عملی توام با خلاقیت تبدیل گردد.

     جمع آوری اطلاعات و اخبار مربوط به فعالیت ها، طرح ها و برنامه های سازمان، به منظور تنظیم سیاست های خبری، تبلیغاتی و اجرای طرح های انتشاراتی وآماده نمودن اذهان عمومی با توجه به خط مشی کلی به عنوان یکی از وظایف اصلی روابط عمومی تحت تاثیر خلاقیت علمی و هنری کارگزاران روابط عمومی قرار دارد. فراهم آوردن حسن ارتباط متقابل بین مخاطبان و مدیران سازمان و سایر سازمان ها نیز متاثر از خلاقیت های علمی و روزانه مسوولان روابط عمومی  است. خلاقیت های علمی و روزانه کارگزاران روابط عمومی در تهیه و تدوین اخبار، بیانیه ها، اطلاعیه ها، آگهی ها و پیام های شرکت و انعکاس آن در رسانه ها نقش غیر قابل تصور دارد.

شیوه های انعکاس فعالیت ها، برنامه ها و طرح های سازمان به مخاطبان متفاوت و به تفکر خلاقانه کارگزاران روابط عمومی بستگی دارد. یک کارگزار روابط عمومی که گرفتار روزمرگی شده و از شیوه تفکر خلاقانه به دور است شاید تنها راه ارتباطی در این زمینه را شرکت در نمایشگاه و انتشار نشریه یا عملکرد سازمان بداند اما شیوه تفکر خلاقانه علمی و هنری همراه با نوآوری در برخی موارد می تواند با استفاده از کانال های ارتباطی جدید از جمله تهیه عکس، اسلاید و نمودار به نتایج مطلوب تری برسد.

انواع خلاقیت و نوآوری در روابط عمومی:

1. خلاقیت و نوآوری روزانه: خلاقیتی که کارشناس روابط عمومی باید برای پیشبرد امور روزانه روابط عمومی در خود ایجاد کند.

2. خلاقیت و نوآوری علمی: خلاقیت و نوآوری در شاخه های مختلف علوم ارتباطات اجتماعی را می توان خلاقیت و نوآوری علمی در روابط عمومی دانست.

3. خلاقیت و نوآوری در بهره مندی از تکنولوژی: خلق اندیشه ها و طرح های نو در جنبه های کاربردی وسایل و تجهیزات مورد استفاده در روابط عمومی از جمله تکنولوژی های جدید سمعی و بصری، صنایع جدید چاپ و نشر و غیره نیازمند خلاقیت و نوآوری  است.

4. خلاقیت و نوآوری هنری: عبارت است از خلاقیت و نوآوری در هر یک از رشته های هنری مرتبط با روابط عمومی از جمله طرح، تصویر، گرافیک، صفحه بندی نشریه و غیره.

عوامل و راه هاي مؤثر  خلاقيت  در روابط عمومي :

ايجاد خلاقيت در روابط عمومي بستگي به سه فاكتور اساسي و مهم دارد كه عبارتند از :

الف ) نيروي انساني : منبع گرانبهاي يك مجموعه يا سازمان كه نقش اساسي در تحقق اهداف و سياستهاي كلي آن دارد نیروی انسانی می باشد

در روابط عمومي بايد كساني مشغول بكار شوند كه علاوه بر اينكه  تحصيل كرده  اين رشته  باشند از ويژگيها و خصوصيات  يك فرد خلاق  برخوردار باشند. از جمله این ویژگیها :

- برخورداري از سلامت روحي و رواني ،انعطاف پذیری ،ابتکار ،ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی ،استقلال رای وداوری،تمرکز نیروی ذهن بر بالاترین هدف .

ب) محيط سازماني:سياستها و تلاشهاي ابتكاري كاركنان زماني مي تواند به مرحله عمل واجرا در آيد كه سازمان مطبوع آنها بتواند با داشتن  ويژگيها و خصوصيات  ذيل، محيط و بستري مناسب را فراهم كند. برخي از اين ويژگيها  و خصوصيات  را مي توان  اين گونه برشمرد:.

- رقابت كامل و فشرده ،فرهنگ خوب و پويا، دسترسي به مديران،احترام به افراد، ارائه خدمات عمومي، امنيت شغلي

ج)مديريت : نقش مديريت در مجموعه هايي مثل روابط عمومي كه خلاقيت  و نوآوري از ضروريات  و عامل اصلي آن به شمار مي رود، بسيار مهم و حساس است. زيرا مديريت مي تواند توانايي و استعداد خلاقيت  و نوآوري را در افراد ايجاد، ترويج و تشويق كند و يا رفتار و عملكرد او مي تواند مانع اين امر حياتي شود.

 

                                                                                 « روابط عمومی اداره کل پست استان اردبیل »

                                                                           

هفت گام موفقیت دربازاریابی خدمات

هفت گام موفقیت دربازاریابی خدمات

     موفقیت مدیران بازاریابی خدمات در جامعه می بایست براساس نیازهای افراد جامعه شکل گیرد واین موفقیت تابع فرآیندهایی می باشد ،فرآیند هفت مرحله ای زیرموفقیت مدیران بازاریابی موسسات خدماتی را تسهیل میکند .


 گام نخست : بررسی های نخستین - متغیرهای محیطی خرد و کلان بازار شامل مشتریان، رقیبان، تامین کنندگان و عوامل اثر گذار در محیط کلان شامل متغیرهای اقتصادی، تکنولوژیک، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... را به طور کلی مورد بررسی قرار داده و روی دو متغیر نخست یعنی مشتریان و رقیبان تمرکزخاص نموده، با شناسایی ویژگی های مشتریان و به ویژه مشتریان هدف انتظارات آنان، همچنین اثر عملکرد رقیبان بر فعالیتهای خود، آمادگی لازم جهت تدوین برنامه های عملیاتی متناسب با شرایط را فراهم می کنیم.


 گام دوم : تدوین برنامه ی عملیاتی - برنامه ی عملیاتی را متناسب با ویژگی ها و نیاز و خواسته مشتریان هدف و با توجه به موقعیت و عملکرد رقیبان، و البته متناسب با توانایی های خود تدوین می کنیم. فراموش نمی کنیم که اگر برنامه عملیاتی بدون توجه به توانمندی های عملیاتی تنظیم شود، در نطفه عامل ناموفقیتی را ایجاد کرده ایم .


 گام سوم : مدیریت انتظارات مشتری - از طریق مجموعه برنامه های ارتباطی یکپارچه - از قبیل تبلیغات - ذهن و انتظارات مشتریان هدف را برای دریافت خدمات خود آماده می کنیم. فراموش نمی کنیم که همواره کمتر از توان عملیاتی خود انتظار ایجاد می کنیم تا از نارضایتی احتمالی پیش گیری بشود.

  گام چهارم : آموزش و انگیزش – با برگزاری جلسات با تامین کنندگان و کارکنان خدماتی ضمن تشریح ویژگی های مشتریان، نیاز و انتظارات آنان، همچنین ابعاد برنامه های عملیاتی شرکت آنها را با نقشی که در ارائه ی خدمات به مشتریان و جلب رضایت آنان به عهده دارند آشنا می کنیم. این جلسات باید علاوه بر بار آموزش فنی، ارتقای سطح انگیزه ی افراد را نیز دربر داشته باشد. باید نیروهای درگیر را به اهمیت نقش شان و ارزشی که در فرایند جلب رضایت مشتری دارند آشنا نمود.


 گام پنجم : نظارت بر عملیات
– مرحله ی بعد همزمان با ارائه خدمات به مشتریان است. به عبارتی در این مرحله که  نوبت عمل کردن به وعده هاست، مدیران باید مراقب باشند نیروهای ارائه دهنده ی خدمات کار خود را مطابق آنچه آموزش دیده اند، همچنین فراتر از انتظاراتی که برای مشتریان ایجاد شده انجام بدهند. بی توجهی به امر نظارت بر اجرا می تواند مشکلات مختلف از جمله برداشت های غلط نیروهای خدماتی از نکات آموزشی را پنهان بدارد .


گام ششم : سنجش رضایت مشتریان – هر قدر گام های پیشین به خوبی انجام شده باشد باز هم نیاز است عملکرد سازمان را - که بیشتر در قالب عملیات نیروهای خدماتی به چشم می آید – از دید مشتریان ارزیابی کنیم. انجام درست این مرحله به ما این امکان را می دهد که مشکلات را شناسایی نموده و اقدام به اصلاح فرایندها بنماییم .

گام هفتم : اصلاح احتمالی فرایند - اگر سنچش رضایت مشتریان به خوبی صورت گرفته باشد، عوامل نارضایتی مشتری شناسایی شده، با توجه به این عوامل راه کارهای اصلاحی را مشخص کرده و فرایند ارائه ی خدمات را متناسب با بازخوردها اصلاح خواهیم کرد. 

                                                                   « روابط عمومی اداره کل پست استان اردبیل »

مدیریت بحران در روابط عمومی

 

      تغییر ناگهانی شدیدتر ازحالت عادی و غافل گیری تهدید آمیز از جمله معیارهای تعریف بحران هستند و گام اول در مدیریت بحران شناخت زمینه های بحران و گرد آوری اطلاعات در زمینه های شکل گیری یا احتمال حادث شدند بحران است که نیاز به واقع بینی دارد تا خوش بینی .

بروز بحران درسازمانها می تواند تابعی از شرایط ویژه، اضطراری و انحراف از برنامه های پیش بینی شده باشد.با این وجود معمولا می توان با تجزیه و تحلیل منظم سیستم ها نقاط بحران خیز را در سیستم شناسایی و نسبت به کور کردن آن اقدام نمود. علاوه براین اندیشیدن قبل از بروز واقعه و ایجاد اتاق بحران وگزینش نیروهای انسانی مورد نظرمی تواند در هنگام وجود مشکل راهگشا و چاره ساز باشد.

نباید ازنظر دور داشت که بروز بحرانهای هرچند کوچک در سازمانها می تواند آغازگر ایجاد بحرانهای بزرگتر و سرباز کردن زخم های کهنه سازمان گردد. همین مسئله است که سرعت عمل را در جریان مواجهه با بحران ضروری می سازد.

معمولا بروز بحران در دو جبهه سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد : در جبهه داخل سازمان و در جبهه خارج سازمان.

مهار بحران و مواجهه با آن در داخل سازمان وظیفه مدیرا ن ارشد و میانی و اتاق بحران سازمان است اما در بعد برونسازمانی این روابط عمومی است که می تواند با ارتباط مستمر وموثر علاوه بر جلوگیری از ایجاد شایعه، ذهن افکار عمومی را بسوی کاهش و رفع بحران سوق نماید.

 در سازمانها هر وقت بحرانی ظهور می کند این روابط عمومی است که با اطلاع رسانی و پاسخگویی مهار و هدایت اخبار و افکار عمومی را به دست می گیرد تا با عبور از بحران های موجود سازمان را به هدف اصلی خود یعنی توسعه در ابعاد مختلف آن از طریق ایجاد تفاهم به عنوان موثرترین راه کار موجود برساند.

 روابط عمومی در مواجهه بابحران در سازمان بهترین ابزار را در دست دارد که همانا می توان به رسانه های گروهی و مطبوعات ا شاره کرد .

 امروزه با توجه به توسعه امر اطلاع رسانی در زمان وقوع یک بحران ، اطلاع رسانی شفاف در مورد آن کمک قابل توجهی را به سازمان بحران زده خواهد کرد .

   برای پیش گیری از بحران باید پیش بینی کرد و راه های پیشگیری را در نظر گرفت. سازمان ها باید در درجه اول برای خود یک مدیریت بحران تعریف کنند که در مواقع مقتضی وارد عمل شوند که روابط عمومی ها قطعا یکی از مهمترین و موثرترین اعضای این تیم هستند .

 بین رفع بحران درسازمان و فعالیت های روابط عمومی رابطه دو جانبه وجود دارد روابط عمومی با ابزارهای رسانه ای که در دست دارد می تواند کنترل خوب و گسترده ای روی مسئله بحران داشته باشد.

 هربحران از دیدگاه روابط عمومی دارای سه مرحله است : یک نقطه که اشاره به آغازبحران دارد ، یک مرحله که در آن بحران آشکار می شود وبه مرحله ای می رسد که باید بحران را از نظر ارتباطی مدیریت کرد.

                                                               تهیه وتنظیم : روابط عمومی پست استان اردبیل

 

نقش کیفیت ارائه خدمات درجلب رضایت و نگهداری مشتریان

نقش کیفیت ارائه خدمات در جلب رضایت و نگهداری مشتریان

       درسالهای اخیر، توجه زیادی به نیازهای مشتریان در رابطه با سطوح کیفیت خدمات شده است سطوح بالای ارائه خدمت به مشتریان به عنوان ابزاری در جهت نیل به مزیت های رقابتی استفاده می شود به موازات افزایش آگاهی مشتریان از خدمات قابل ارائه توسط موسسات  خدماتی بطور فزاینده ای نسبت به کیفیت خدمات دریافتی حساسیت نشان می دهند به منظور حفظ رابطۀ بلند مدت توام بارضایت مشتریان سازمانهاباید بدانند که چگونه می توانند خدماتی با کیفیت بالا ارائه دهند .

سازمانهای بخش عمومی دریافته اند که ارائۀ خدمات باکیفیت به مشتریان از مقوله های راهبردی و استراتژیک بقای سازمانها درآینده است ، ارائه خدمات باکیفیت عامل بسیار مهمی در جلب رضایت و نگهداری مشتریان است ودرآینده بررسی و ارزیابی آن در سازمان هاضرورت بیشتری پیدا خواهد کرد.

   بحث درخصوص کیفیت خدمات از پیچیدگی های زیادی بر خوردار است. تعریف و اندازه گیری کیفیت خدمات ارائه شده توسط یک موسسه خدماتی بسیار دشوار است . در هرصورت صرف نظر از عقاید درون سازمانی که ارائه دهندگان خدمت یا دیگر اعضا یک سازمان خدماتی ممکن است داشته باشند کیفیت واقعی خدمات همیشه به وسیله مصرف کنندگان آن یعني مشتریان سنجیده می شود. ارزیابی  های انجام شده نشان دهندۀ این مطلب است که برداشت مشتری از خدمات در چارچوب انتظارات او شکل می گیرد، یعنی رضایت عبارت است از تفاوت میان انتظارات و برداشت ها، از این رو همواره تاکید شده است که باید فراتر از انتظارات مشتریان نگریست و چنین نگرشی به معنای این است که در ارائه کیفیت خدمات از مرز رقابت فراتر رفته ایم.
       با توجه به اینکه تامین رضایت مشتریان و نگهداری آنها برای سازمانهای ارائه دهنده خدمات از اهمیت بسزایی برخوردار است و مشتری، هدف نهایی  یک سازمان مشتری مدار می باشد. لذا رضایت و عدم رضایت وی در طراحی این نظام حائز اهمیت فراوانی است . ارائه خدمات به دو گروه اصلی مشتریان قدیمی و جدید صورت می گیرد. هزینه جذب مشتریان جدید معمولا بیش از هزینه حفظ مشتریان قدیم است. از این رو حفظ و نگهداری مشتریان قدیمی برای سازمان اهمیتی بیش ا ز جذب مشتریان جدید دارد. حفظ مشتریان قدیم نیز به رضایت آنها بستگی دارد که تا چه حد از کیفیت خدمات ارائه شده توسط سازمان راضی هستند. یک مشتری راضی نه فقط از خدمات ارائه شده استفاده مجدد می کند، بلکه با تعریف این خدمات و کیفیت ارائه آن نزد دیگران باعث جذب مشریان تازه می شود و در این میان به آگهی تبلیغات رقبا توجه کمتری دارد.

    مشتریان راضی منبع درآمدبرای سازمانها هستند. سازمانهایی که می توانند مشتریان را تا دراز مدت راضی نگه دارند از صحنه رقابت خارج نخواهند شد. عرضه خدمات با کیفیت بالا  و در سطح عالی، به طور مستمر ، موجب ایجاد مزیت های رقابتی زیر برای سازمان  می شود:
در سال 1993 میلادی در تحقیقی که در خصوص کیفیت محصولات و خدمات توسط فیلیپ و همکاران  نامبرده، انجام پذیرفت، نتایج به دست آمده نشان داد که کیفیت محصولات و خدمات واحدهای تجاری استراتژیک مهمترین عنصری است که برعملکرد واحدها اثر می گذارد و درنتیجه آنها اعلام  می کنند که  وقتی با کیفیت برتر وارد بازار شد. قطعا سود بیشتر ومنافع از طریق اعمال قیمت های بالاتر تامین می شود و در واقع ارتقاء  واحدها نیز از این راه به دست می آید و مدل دیگر از قابلیت سودآوری کیفیت خدمات که در سال1995توسط راست و همکاران  ارائه گردید دراین مدل عامل کیفیت خدمات منجر به افزايش رضایت مندی و توازن در نرخ حفظ مشتری به دست می آید در نتیجه درآمد و و سهم بیشتری از بازار را در پی خواهد داشت در سال 1987 بازل وگان نظر دیگری را اعلام نمودند که به  دلیل اثر کیفیت بر ارزش درک شده توسط مشتریان کیفیت خدمات گذشته از این که با قابلیت سودآوری سازمان همراه است بلکه با رشد سازمان نیز در ارتباط است. در آمریکا  تحقیقاتی که زيتامل  و همكاران صورت صورت پذیرفت و به این نتیجه رسیدندکه شرکت هایی که درامر ارائه خدمات می باشند در خصوص کیفیت عالی خدمات حساسیت خاصی دارند در واقع کیفیت عالی می تواند کلیدی برای تمایز،  بهره برداری و کارایی سازمان ها باشد.

                                    

                                                                    تهیه وتنظیم : روابط عمومی پست استان اردبیل