هفت قانون فروش حرفه ای (3)

قانون سوم: تشخیص دقیق نیازها

بسیاری از مشتریان وقتی با شما صحبت می‌کنند نمی‌دانند نیازی دارند که برآوردن آن از عهده محصول یا خدمت شما ساخته است.آن‌ها افرادی مردد هستند و صرفا به جمع‌آوری اطلاعات می‌پردازند.
وقتی با مشتری صحبت می‌کنید ، ممکن است نیازی داشته باشد که مشخص ، نا‌مشخص یا غیرواقعی باشد.اگر نیاز مشخص باشد ، ممکن است مشتری روش دقیق برآورده کردن آن را بداند و یا نداند.ممکن است نیاز واقعی او با آنچه فکر می‌کند نیاز دارد ، بسیار متفاوت باشد.

اگر نیاز نامشخص و مبهم باشد ، شما و مشتری تنها از طریق معاینه و تشخیص می‌توانید نیازهای موجود را به دقت بشناسید و روش برآورده کردن آن‌ها به وسیله محصولات و خدمات خود را مشخص کنید.
در بسیاری از موارد ، مشتری ممکن است فکر کند نیازی دارد ، در‌حالی‌که شرایط او واقعا رضایت بخش است. او به محصول یا خدمت شما احتیاجی ندارد و کار شما به‌عنوان فروشنده حرفه ای آن است که این موضوع را به او گوشزد کنید.پرسیدن سوالات مختلف کلی و جزئی و گوش سپردن به پاسخ آن‌ها ، روش دقیق تعیین نیازها است. پردرآمدترین فروشنده‌ها ، سوالات خود را از قبل به دقت آماده می‌کنند ، آن‌ها را یاداشت کرده و به ترتیب می‌پرسند.بدترین فروشنده کسی است که هرچه به ذهنش می‌رسد را بیان کند و در حین مکالمه فروش ، از یک مطلب به مطلب دیگر بپرد. پرسیدن سوالات نامرتبط بدون شک از اعتبار شما می‌کاهد و دستیابی به فروش را بسیار دشوار می‌کند.

نقش روابط عمومی ها در انتخابات

نقش روابط عمومی ها در انتخابات

     در دنیای امروز که دهکده جهانی و عصر ارتباطات نامگذاری شده است ، روابط عمومی را هنر هشتم محسوب می كنند، هنری که به برقراری تعامل و ارتباط مربوط می شود و در این رابطه جایگاه روابط عمومی ها در سازمان و نهادهای مختلف به دلیل قابلیت برقراری ارتباطات با مردم، مخاطبان و با سایر سازمان ها و دستگاه ها بالا است.

اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع از وظایف مسئولان روابط عمومی است.لذا  مسئولان روابط عمومی باید در مجموعه خود با كارهای فرهنگی و تبلیغی زمینه جلب مشاركت را افزایش دهند . در این زمینه نقش روابط عمومی به تنهایی و بدون یاری گری رسانه به مفهوم واقعی خود دست نمی یابد. رسانه ها در تحولات انتخابات و همچنین اطلاع رسانی در بین مردم جامعه نقش بسزایی ایفا می کنند.شایان ذکر است که روابط عمومی با تعامل ،همدلی و اتحاد می توانند در برگزاری این رویداد مهم سهیم باشند.روابط عمومي ها مي توانند زمينه حضور حداكثر مردم را در انتخابات و پيشرفت جامعه فراهم كنند . انتخابات صحيح ،ضريب امنيت ملي ،اجتماعي جامعه و كشور رابالا خواهد برد و جامعه در راستاي عدالت محوري، رشد اقتصادي ،رشد اجتماعي و پيشرفت قرار خواهد گرفت.در نهایت اینکه رسیدن به این امور رضایمندی مردم را نیز در بر خواهد داشت.

(ف.شایان نیا )

نقش روابط عمومی در مدیریت تغییر

 تغییرات از عوامل ذاتی جامعه بشری به حساب می آید که در سطوح مختلف افراد سازمانها و جوامع دستخوش آن میشود ایستایی در یک زمینه  عدم تحرک سبب واماندگی ازفرآیندمتغیر امور وجریان انباشت دانش بشری خواهد شد برای بهره گیری از تغییرات باید عناصر و اجزای آن را شناسائی و تثبیت کرد روابط عمومی پیش گام مواجه وآماده ی رویارویی با تغییرات است وبه همین سبب وبرای آشنائی هر چه بیشتر با نقش های جدید روابط عمومی در هزاره سوم از جمله ((نقش روابط عمومی در مدیریت تغییر)) باید مباحث ذیل را مورد توجه قرار داد

ادامه نوشته

کارکرد پست در کاهش آلاینده های زیست محیطی (یادداشتی به قلم فهیمه بابایی)

 

  کارکرد پست در کاهش آلاینده های زیست محیطی (به قلم : فهیمه بابایی)

 

همه ساله با فرا رسیدن 29 دی روز هوای پاک، صفحات روزنامه‌ها، مجلات و سایت‌های خبری پر از اخبار و گزارش‌هایی در مورد مشکلات و بیماری‌های ناشی از آلودگی هوا و راه‌های رفع این معضل است.

اما با پایان فصل پائیز و زمستان و کاهش موقتی غول آلودگی، نگرانی‌ها فروکش کرده و به وادی فراموشی سپرده می‌شود تا سال دیگر و روز از نو و روزی از نو.

به جرأت می‌توان گفت که معضل آلودگی کلان‌شهرهای بزرگ، از آن دست مشکلاتی است که فقط و فقط راهکار حل آن، فرهنگ‌سازی و فراهم ساختن مقدمات یک انقلاب فرهنگی در جامعه است. نه تغییر سوخت و نه کاهش تعداد وسایل نقلیه نمی‌تواند به تنهایی به این مشکل پایان دهد، چرا که روز به روز بر وابستگی انسان‌ها در جوامع شهری و روستایی به امکانات رفاهی افزوده شده و هر کس به فراخور نیاز خود از این وسایل استفاده می‌کند.

مشکل آلودگی هوا فقط به ایران و تهران خلاصه نمی‌شود؛ از شرق آسیا تا قلب اروپا و آمریکا با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته با برنامه‌ریزی درست و البته سپردن اختیارات لازم به یک مدیریت واحد توانسته‌اند مشکل آلودگی هوا را از بحران خارج کنند. این روزها که مسئولان درگیر این بحث، هر یک به ‌نوعی مشکل را گردن دیگری می‌اندازند و در واقع هر کدام به تنهایی داعیه حل این مشکل را دارند، بهتر است از منظری دیگر به آن نگاه کرد و امکاناتی را یافت که شاید به دلیل در دسترس بودن از دید مسئولان امر جا مانده باشد. اتفاقی که شاید بتواند بعد از سال‌ها، کلید برون‌رفت از این مشکل باشد.

تا چند دهه پیش در شهر لندن که همیشه از نعمت باران برخوردار بوده، معضل آلودگی هوا و ترافیک، موجب سردرگمی و نگرانی بسیاری از ساکنان و توریست‌های این شهر شده بود. اما دولتمردان انگلیسی چه راهکاری را در پیش گرفتند که توانستند هم بر آلودگی هوا و هم بر گره کور ترافیک غلبه نمایند.

آلودگی هوا آن هم در شهر توریستی لندن یکی از مشکلات جدی در پایتخت انگلستان بود که در نهایت با برنامه‌ریزی و اتخاذ تدابیر مناسب تا حدود بسیار زیادی حل شد.

در نخستین قدم، بخش‌های دولتی با به حداقل رساندن خود پستچی‌گری و کاهش تردد در بین سازمان‌ها، فرآیند جدیدی را برای فعالیت‌های خود تعریف نمودند که در نهایت منجر به حذف اقدامات زائد و بهینه‌سازی امور شد. این اقدام با هماهنگی کامل بین بخش‌های اجرایی و با حمایت دولت و احزاب به وقوع پیوست که خود موجب حل بسیاری از تداخلات کاری شد. هم اکنون پست انگلستان، با بر عهده گرفتن بسیاری از خدمات شهری و روستایی، نقش مهمی در کاهش آلاینده‌ها و ایجاد هوای پاک دارد.

یکی دیگر از شهرهایی که پس از دوران انقلاب صنعتی دچار مشکل آلودگی هوا شد، توکیو پایتخت ژاپن بود. مسئولان ژاپن پس از چند دهه دست و پنجه نرم کردن با این مشکل، در تصمیمی واحد ضمن برنامه‌ریزی جهت فرهنگ‌سازی در بلند مدت، راهکارهای کوتاه مدتی را برای رفع مشکل در دستور کار قرار دادند که از جمله آن‌ها می‌توان به تمرکززدایی از این کلانشهر و پخش شدن مراکز تصمیم‌گیری و قدرت در شهرهای دیگر اشاره کرد.

اداره پست ژاپن نیز که از ثروتمندترین سازمان‌های دولتی دنیا بهشمار می‌رود با تغییر ساختار و مأموریت، خدمات مختلف اجتماعی، مالی و الکترونیکی را در جامعه بر عهده گرفت و تا جایی پیش رفت که هم اکنون اداره پست این کشور، دومین بانک بزرگ ژاپن مشغول فعالیت است.  

در ایران اما، مشکل به دلیل وسعت شهر و جمعیت زیاد به یک انقلاب عظیم نیاز دارد. در کوتاه مدت، اقداماتی مانند توسعه حمل و نقل عمومی، بهینه سازی سوخت‌های مصرفی و برخی دیگر از این اقدامات شاید بتواند در رفع آلودگی هوا مؤثر باشد ولی به دلیل تمرکز دستگاه‌های اجرایی و همچنین سیل مهاجرت از روستاها به شهرها، راهکار مناسبی برای طولانی مدت نبوده و باید برای این مشکل فرهنگ‌سازی نمود.

راه حلی که در بسیاری از جوامع مدرن برای رفع مسائلی نظیر این ها در پیش گرفتند، ترسیم نقشه راه برای ریشه کنی مشکل است. شالوده اصلی هر جامعه‌ای را کودکان و نوجوانان آن تشکیل می‌دهند و هر چه آموزش در این سنین عمیق‌تر و ریشه‌ای باشد خود به ارزش در بزرگسالی تبدیل می‌‌شود.

ادارات پست در بسیاری کشورها، به یک صنعت مهم که با تنوع خدمات مالی، فیزیکی و الکترونیکی، درآمده و هر شهروند می‌تواند با سرویس‌های مختلفی که در این ادارات تعریف شده، بسیاری از نیازهای خارج از منزل و یا محیط کار را برطرف نماید.

این قابلیت‌ها تا جایی در لایه‌های مختلف زندگی شهروندان این جوامع نفوذ کرده که حتی در برخی کشورهای اروپائی مردم دیگر برای انجام امور اداری نیز نیاز به مراجعه حضوری نداشته و پست به نیابت از آنان، به رفع این گونه موارد می پردازند.

زمانی که یک شهروند ایرانی برای دریافت خدماتی نظیر ثبت‌نام در دانشگاه‌ها و یا دریافت مدارک از سازمان‌ها صرف می‌کند با احتساب ترافیک و فاصله مکانی هر سازمان چیزی در حدود 3 تا 4 ساعت در روز است که  چنانچه هر شخص با واگذاری امور خود به پست، با وجود شبکه حمل و نقل وسیع و بیش از 5 هزار پستچی در سراسر کشور، روزانه از 3 میلیون سفر کاسته شده و این خود می تواند علاوه بر کاهش ترافیک، در پاکیزگی هوا و مصرف سوخت نیز اثر مثبت گذاشته و در نهایت موجب افزایش بهره‌وری ملی شود.

بر اساس گزارشی که دفتر بازاریابی شرکت پست در خصوص تأثیر قراردادهای کلان این شرکت بر کاهش رفت و آمدهای ناشی از انجام کار اداری مردم منتشر نمود، با انعقاد قراردادهای کلان پست با دیگر سازمان ها و بخش‌های دولتی، بیش از 93 میلیون سفر و در ازای سایر قراردادها بیش از 944 میلیون سفر کاری مردم کاهش پیدا می‌کند که در مجموع خدمات پستی قابلیت کاهش بیش از یک میلیارد سفر را داراست که البته این رقم فقط مربوط به بخش قراردادهاست که در صورت احتساب خدمات باجه‌ای که رقمی در حدود 300 میلیون مرسوله در سال را شامل می‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که اگر به ازای هر مرسوله 2 سفر در نظر بگیریم، نزدیک به 2 میلیارد سفر غیر ضروری، سالانه کاهش پیدا خواهد کرد.

راهکارهای زیادی برای برون رفت از معضل آلودگی هوا که علاوه بر اثرات منفی در جسم و روح شهروندان باعث اتلاف منابع مالی جامعه است، وجود دارد که یکی از آنها همان تسری خدمات پستی در همه بخش‌های و واگذاری خدمات سایر دستگاه‌ها به شرکت پست به صورت متمرکز است، اما نخست به فرهنگ‌سازی در لایه‌های مختلف جامعه، دوم عزم ملی و سوم مدیریت یکپارچه و واحد نیاز است تا بتوان با تدابیر مناسب به تصمیمی درست جهت دستیابی به نعمت هوای پاک و عاری از آلودگی اقدام نمود.

 


پنج دلیلی که روابط عمومی دوست داشتنی است :

 

1. روابط عمومی یک حرفه کافئین دار است

تاکنون هرگز با فرد شاغل و دست‌اندر کار روابط عمومی برخورد نداشته‌ایم که قهوه دوست نداشته باشد. مطالعه‌ای که توسط برندهایCareerBuilder  و  Dunkin' Donuts انجام شد به این تیجه دست یافتند که روابط عمومی دومین حرفه دارای کافئین است و دانشمندان اولین در این زمینه بوده‌اند.

در حال حاضر شاغلین روابط عمومی یک گروه تولید کننده هستند اما با اضافه کردن قهوه به این ترکیب، دیگر محدودیتی برای انجام آنچه که می‌توانیم انجام دهیم، وجود ندارد. اگر شما با کسی دوست هستید و و یا کسی را دوست دارید که در روابط عمومی شاغل است و قصد دارید کاری خاص و ویژه برای او انجام دهید، روز او را با نوشیدنی کافئین دار مورد علاقه‌اش آغاز کنید.

2.  شاغلان روابط عمومی علاقمند به ذخیره زمان و روز هستند

دست‌اندرکاران روابط عمومی رشد و پیشرفت خود را از طریق بحران‌ها و ایستادن بر روی پاهای خود بدست می‌آورند. حتی ما گاهی اوقات از اینکه یک پیام متنی فوری در ساعت 10 روز جمعه از مدیرعامل دریافت نمی‌کنیم، مایوس و ناامید می‌شویم.

بیشتر از آن، ما ایجاد تفاوت‌ها در جامعه را دوست داریم و افتخار می‌کنیم که به شرکت خود در جهت  برنامه ریزی، اجرای تلاش‌‌های مسئولیت اجتماعی و به اشتراک گذاری دانش مفید با مصرف کنندگان از طریق خبرنامه‌ها، گزارش‌ها و مصاحبه‌ها کمک می‌کنیم.

3. روابط عمومی‌ها همه چیز رابیش ازحد تجزیه و تحلیل می‌کنند

کارکنان روابط عمومی نسبت به تجزیه و تحلیل بیش از حد دچار وسواس هستند و به همین دلیل است که حاضر به پرداخت هزینه برای آن هستیم. البته ما فقط به تحلیل بسیار استراتژی‌های روابط عمومی و راهکارهای آن علاقه‌مند نیستیم بلکه این صفتی است که تقریبا در همه جوانب زندگی ما مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگرقصد دارید که با یک شاغل در روابط عمومی قرار ملاقات داشته باشید، حتما این نکته را به ذهن خود بسپارید.

4. روابط عمومی‌ها تعقیب‌گرهای حرفه‌ای هستند.

و به آن افتخار می‌کنیم! ما به عنوان دست‌اندرکاران روابط عمومی باید نه تنها درباره آنچه که مردم می‌گویند، بدانیم بلکه درباره اطلاعات مورد نیاز روزنامه‌نگاران نیز بایدآگاه باشیم. ما به طور مداوم در توییتر، ایمیل و سایر اشکال شبکه هستیم و بنابراین گیرنده‌های مجازی ما می‌توانند فرصت‌ها را به چنگ آورند و بر گفتگوها نظارت داشته باشند. ما باید یک
پیوستگی غیرقابل انکار به رسانه‌های اجتماعی داشته باشیم.

5. روابط عمومی دارای هیجان 24 در 7 است

به طور کلی ما روابط عمومی را دوست داریم به این دلیل که زمان کسل کننده در آن وجود ندارد( حتی اگر هیچ کس واقعا متوجه نباشد که چه کاری انجام می‌دهیم). ممکن است دو ساعت ابتدای هر روز را به گوگل آلرت(نامه های الکترونیکی که به صورت اتوماتیک برای شما فرستاده می شوند و شما را از تازه ترین نتایج جستجو در مورد لغات کلیدی که قبلا در صفحه خانگی گوگل آلرت وارد کرده اید مطلع می نماید) و نوشتن مقاله اختصاص می‌دهیم. ساعت بعد که تا هنگام ناهار ادامه خواهد داشت شاید دربرگیرنده چت و گفتگو با مشتری درباره ایده‌های کمپین رسانه‌های اجتماعی باشد.

البته، شما همیشه باید برای یک بحران غیر منتظره آماده باشید. 

 

منبع : سایت کاوشگران روابط عمومی

جملات ماندگاري از دكتر حميد نطقي در مورد روابط عمومي:   

 

- روابط عمومي در متن است نه در حاشيه، ضرورت است نه در لوكس، در خود مديريت است نه در بيرون آن، پس حق داريم بگوئيم هر مديريتي سزاوار روابط عمومي اي است كه دارد.

- روابط عمومي از مديريت جدا نيست و با آنچه كه به عنوان چرخ پنجم ارابه به تنه برخي مؤسسات مي چسبانند، فرق بسيار دارد.

- روابط عمومي بايستي در ارتباط با مردم، مدافع سازمان و در ارتباط با مديران، نقش مدعي العموم را به خود بگيرد. انگيزه اعمال انساني اغلب احساسات است نه منطق، بنابراين كارشناس روابط عمومي بايد عكس العملها را به حساب آورد و بكوشد تا تفسيرهاي مختلف را پيش بيني كند.

- هدف فعاليت هاي روابط عمومي در يك سازمان بايستي چنان باشد كه كاركنان منافع خود را با سازمان يكي بدانند. بعبارت ديگر معتقد بشوند كه ضرر مؤسسه ضرر آنها و نفع مؤسسه منفعت آنهاست.

- هميشه در پشت سر روابط عمومي كاردان و موثر، مديريتي آگاه و مدبر وجود دارد و بدون اين پشتيبان، كوششهاي روابط عمومي به جايي نخواهد رسيد.

- قدرت روابط عمومي در صلاحيت و صميميت آن است، با كوشش خردمندانه چنين روابط عمومي اي مي توان در مردم اعتقادي بوجود آورد كه همواره به اقدامات مؤسسه و مديران آن خوشبين بوده و اعتماد نمايند.

- به من بگو كارشناس روابط عمومي مؤسسه تو كيست تا بگوييم كه مؤسسه تو چگونه است.

 

نقش روابط عمومی در نهادینه کردن ارتباطات سازمانی

امروزه نقش روابط عمومی ها در کمک به تصمیم گیری های مدیریتی و استراتژیک یک سازمان نقشی در خور توجه است. تبدیل روابط عمومی به ابزار مدیریتی برای فعالیتهای حرفه ای، علمی و الکترونیکی،‌ از مشخصه های جدید روابط عمومی در قرن حاضر است. بنابراین،‌ از نقاط برجسته و ممتاز در مدیریت استراتژیک، تأکید بر محیط برون سازمانی و حتی جهانی است و در واقع،‌ منظور از وظایف استراتژیک روابط عمومی، دخالت در روند تصمیم گیری سازمان است.
با چنین دیدگاهی جزء مهمی از سازماندهی هر دستگاهی،‌ مدیریت روباط عمومی و مهم ترین ویژگی مدیران عالی توانایی ایجاد ارتباطات درون و برون سازمانی است و چنانچه عالی ترین مقام هر دستگاه و سازمانی به این وظیفه خطیر بی تفاوت باشد. یا در مدیریت کلان سازمان چنین مدیریتی اندیشیده نشود. بخش عمده ای از وظیفه دستگاه مورد نظر ابتر می ماند و از حداکثر توان بالقوه آن سازمان نمی توان بهره برد.
رسانه ملی درمقام بزرگ ترین دانشگاه عمومی و فرهنگی خود بزرگترین مدیریت روابط عمومی کشور شمرده شده و نیازمند آگاهی از افکار عمومی نیاز سنجی مخاطبان از سویی اتخاذ روشهای بهبود ارتباطات دو سویه میان مردم و دولتمردان از سوی دیگر است. از این رو باید اذعان کرد به لحاظ اهمیت و وسعت وظایف رسانه ملی توجه به روابط عمومی و نقش کلیدی ارتباطات در سازمان ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
● محورها:
هر راهبرد ساختار نیروی انسانی و امکانات و اعتبار ویژه ای را می طلبد.
روابط عمومی ها در پارادیم مدرن اتاق فکر ارتباطات هستند نه واحد صف و اجرا.
ارتباطات ملی در پنج حوزه دولت نهادهای مدنی افراد و جامعه و رسانه ها قابل حصول است.
ارتباطات حلقه های تودر تویی دارد که مهم ترین و هسته مرکزی آن ارتباطات انسانی است.
آنان که روابط عمومی ها را برای تعریف تمجید و پوشاندن ضعفهای سازمانی می خواهند قائل به این رویکرد هستند.
رویکرد علمی- سازمانی ضمن اصالت قائل شدن بر ارتباطات به ویژه ارتباطات انسانی به مثابه یک هدف در زندگی بشر (نه ابزار) به مدیریت صادقانه افکار عمومی در جهت منافع ملی و در سطح پائین تر منافع سازمانی قائل است.
تعاریف گریزی کوتاه گویی و مجمل نویسی، صداقت و صراحت،‌ خوش مشربی،‌ آراستگی و خوش برخی از ملزومات این ارتباطات انسانی است.
وظیفه مدیریت ارتباطات و روابط عمومی انجام سخت افزاری امور نیست، بلکه وظیفه اصلی آن مدیریت افکار و اندیشه های سازمانی به سوی افق و چشم انداز سازمان است.
سازمانها هر چه بزرگ تر می شوند مدیریت ارتباطات و روابط عمومی در آنها پیچیده تر می شود.
با گسترش فناوریهای ارتباطی در سالهای اخیر و شبکه های رایانه ای اطلاع رسانی،‌ اولویت دولت الکترونیک باید روابط عمومی الکترونیک باشد.
برای جلوگیری از هدر رفتن زمان توان و نیروی انسانی در سازمان ها امروز باید با اطلاع رسانی جوامع مدیریتها و سطوح کارشناسی را در تصمیم سازی یاری کرد و بستر اصلی تسهیل ارتباطات را فراهم ساخت.
نظام ارتباطی که کل گرا باشد و افراد حقیقی را در سپهر برنامه ریزی و هدف گیری خود قرار ندهد کمتر به توفیق دست خواهد یافت.
در سالهای اخیر رسانه ها چندان قوت و تأثیر گذاری و نفوذ یافته اند که نوع تعامل با آنها می تواند متضمن بقایای ممات با افول کارکرد سازمانها باشد.
آشنایی کارگزاران روابط عمومی به زبانهای رایج دنیا آشنایی با نرم افزارهای ارتباطی نوین ایجاد پیوندهای مستحکم با کانونهای قدرت در عرصه جهانی از جمله ملزومات ارتباطات بین المللی است.
تنظیم و اجرای ارتباطات کارآمد مؤثر و مبتنی بر دانش و تجربه
برقراری ارتباط مستمر با دیگر رسانه ها برای ایفای نقشهای مکمل در کارکردهای ملی و نقد منصفانه عملکرد موجود از دیگر حوزه هایی است که با ساماندهی ارتباطات رسانه ای قابل دستیابی است.
در قالب ساختار روابط عمومی در سازمان صدا و سیما، پیچیدگیها و مهارتهای منحصر به فرد خود را دارد.
ساماندهی ارتباطات درون این سازمان بزرگ از جهت مدیریت مهارتی منحصر به فرد طلب می کند.
ساماندهی ارتباط بین حدود ۳۰ هزار نیروی این سازمان در سراسر کشور،‌ در قالب حدود ۳۰۰ عنوان شغلی پروژه ای است که صرفاً در قالب برنامه ریزی زمانمند قابل اجرا است.
مشکل فقط در مفاهمه و ارتباطات به معنای خاص آن است که امید است با تغییرات صورت گرفته در دولت و رسانه ملی به این مهم یاری رساند.
ایجاد هسته های فکری تخصصی بین کارکنان در حوزه های مختلف برای فکر سازی و تصمیم سازی و ......... ازجمله راهکارهای ارتباطی درون سازمانی در رسانه ملی که قابل اجرا و نظارت و ارزیابی است.
برنامه سازی رادیویی و تلویزیونی برای ایرانیان داخل و خارج از کشور و دیگر علاقه مندان به ایران اسلام و انقلاب اسلامی در گوشه و کنار جهان فرایندی بسیار پیچیده است که اغلب عوامل مؤثر بر آن نامحسوس هستند.
نیروی انسانی متخصص و هنرمند امکانات و اعتبارات مالی و ایده های متعالی ترکیب چهار رکن، صدا و سیما را به چشم اندازهای ایده آل نزدیک می کند آن حلقه مفقوده ای که این اجزا را ترکیب می کند ارتباطات است.
● اشاره
امروزه در مجامع و محافل علمی بحثهای فراواین درباره مقولاتی چون روابط عمومی ارتباطات افکارعمومی رسانه ها تبلیغات اطلاعات و فناوریهای مربوط به میان می آید و نتایج آن در قالب نظریه ها راهبرد ها راهکارها و پیشنهاد های موردی به سازمان ها ادارات مؤسسات و شکرتهای فعال در حوزه های گوناگون ارائه می شود و با نسبتهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. مهم ترین موانع و چالشهای پیش روی به کارگیری دیدگاههای تخصصی در حوزه ارتباطات به معنای عام و کلی آن در سازمانهای کوچک و بزرگ عبارت اند از:
  نبود ساختار سازمانی مناسب برای مدیریت هدایت و نظارت بر ارتباطات-1
 جهل و سوۀ فهم مدیران علی سازمانها به نقش ارتباطات بر ارتباطات 2-
 3- ضعف و ناتوانی صاحب نظران حوزه ارتباطات در کاربردی ساختن نظریه ها و بومی سازی نظریه ها جهانی در این حوزه.
4- نبود مدیران و کارشناسان توانا خبر و علاقه مند برای اجرا و تحقق دیدگاههای کارشناسی در حوزه ارتباطات و روابط عمومی.
در برخی از سازمانها ترکیبی از علل چهار گانه مذکور مشاهده می شود که از نظر آسیب شناسی باید برای آنها چاره اندیشید.
آنچه در زیر می آید پرسشهایی که همواره پاسخهای جدید می خواهند.
پرسشهای اساسی که همواره صاحبت نظران و دست اندرکاران را به خود مشغول داشته و این مشغله ذهنی را ضرورتی اجتناب ناپذیر برای پویایی فکری در این حوزه ساخته است عبارتند از:
▪ نگاه ما به ارتباطات چگونه است؟
▪ آیا آن را امری صوری و سطحی می دانیم، یا عمقی و زیربنایی؟
▪ آیا به ارتباطات رسمی قائلیم یا به ارتباطات غیر رسمی،‌ ولی محسوس هم در سازمان باور داریم؟
▪ به عبارت دقیق تر،‌ بر اساس کدام نظریه ارتباطاتی فکر و عمل می کنیم؟
▪ آیا نظریه ثابت و تعریف شده ای در ارتباطات سازمانی ساری و جاری است یا نوعی از تعارض و تکثیر در سازمان مشاهده می شود؟
▪ برای نمونه، اساساً‌ سازمانی که ما در آن فعالیت می کنیم چه نیازی به ارتباطات دارد و اگر فکری برای ارتباطات نکنیم چه خدشه ای بر فرآیند فعالیتهای سازمانی وارد می شود؟
▪ در رسانه ملی نقش ارتباطات در کارکردهای سازمان چیست؟
▪ منظور کارکردهای آموزشی،‌ اطلاع رسانی، تفریحی و سرگرمی،‌ نظارتی،‌ تهیجی و تبلیغی است. آیا بین الگوهای حاکم بر ارتباطات درون سازمانی و ارتباطات بیرون سازمانی هماهنگی وجود دارد؟
▪ مثلاٌ آیا درصد قابل توجهی از امور داخل سازمان با ارتباطات غیر رسمی سامان می یابد؟
▪ آیا در خارج از سازمان هم این شکل از ارتباطات مؤثر واقع می شود؟
▪ آیا در ارتباطات متصور ما انسان محور است یا ساختار؟ آیا ما انسان یا فرد سازمانی را معیار می دانیم یا سازمانی انسان را؟
همانگونه که ملاحظه کردید، این پرسشها اولاً پاسخهای متفاوتی دارد. ثانیاً راهبردهای سامزان را در قبال ارتباطات متفاوت می سازد و ثالثاً هر راهبرد، ساختار، نیروی انسانی و امکانات و اعتبار ویژه ای را می طلبد و رابعاٌ‌ هر پاسخ نتایج گوناگونی را برای سازمان در بر خواهد داشت.
از این رو، ضروری است در هر سازمان به پرسشهای مذکور پاسخهای شفاف و مبتنی بر نظر و عمل داده شود تا کارایی سازمانی افزایش یابد.

 

آیا روابط عمومی به مثابه چشم، گوش و پیشانی سازمان است؟

آیا روابط عمومی به مثابه چشم، گوش و پیشانی سازمان است؟

 

آیا روابط عمومی به مثابه چشم، گوش و پیشانی سازمان است؟پاسخ گویی یعنی احساس مسئولیت ، همه مسئولان و مدیران رده های مختلف کشور بدون استثناء باید پاسخگوی کارها و تصمیمات خود باشند. مسئولانی شایسته تکریم مردم هستند که خود را در قبال همه گفتار، اقدامات و تصمیمات خود پاسخگو و مسئول بدانند. «مقام معظم رهبری»
ارتباط مستقیم و روش های سنتی اطلاع رسانی، دیگر پاسخگوی خواسته های روز افزون جوامع پیچیده امروزی نیست و باتحولاتی که در روش اداره جوامع به وجود آمده است مردم دیگر حق خود می دانند تا در تعیین سرنوشت خود و مشارکت در اداره امور جامعه سهیم باشند و در این راه سخت تشنه دانستن ، تحلیل کردن و پردازش اطلاعات و اخبارند بر این اساس خلاء فوق سبب شده روش ها ، رسانه ها و وسایل نوین ارتباطی، ایجاد و روز به روز بهینه شود تا بتواند با سرعت انتقال اطلاعات و اخبار و نیز بازخورد و نحوه نگرش بین رابط و مربوط را از میان بردارند.
باتوجه به امر خطیر اطلاع رسانی و هماهنگی بین رابط و مربوط، کارشناسان و صاحبنظران حوزه نظری بر آن شدند با ایجاد واحدهایی به نام روابط عمومی نقش ارتباطی بین مردم و سازمانها را محقق سازند تا بتوانند نسبت به اصل داده ها و اطلاعات پاسخگو باشند. در واقع تبیین مفهوم ارتباط و پاسخ گویی در روابط عمومی، مثلث مدیر، کارکنان و مردم را در بر می گیرد و هر کدام از این ارتباطات نیز ویژگی های خاص خود را موجب می شود. به عقیده «دکتر اقتداری» روابط عمومی به مثابه زبان مؤسسات و اندامی است که سازمانها برای ترغیب ، تشویق و جلب حمایت دیگران به آن نیاز دارند" افزون بر این روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است که نیازمند همکاری مداوم و برنامه ریزی شده می باشد تا تفاهم و تعامل و پشتیبانی کسانی را که با سازمانهای مربوطه ارتباط دارند به دست آورند و برقرارسازند.
● روش های پاسخ گویی
روابط عمومی برای ایجاد زمینه مناسب در امر بستر سازی نظام پاسخگویی و برقراری تعامل و ارتباط مخاطبان با سازمان از روشهای گوناگونی می تواند استفاده کند که مهم ترین این روشها عبارتنداز: تماس با دوستان، کارمندان، مراجعه کنندگان و مصرف کنندگان کالا یا خدمات، جمع آوری و بررسی شکایات ، گزارش ها ، نامه ها، تلفن ها و نوشته های انتقادی و پیشنهادی افراد عضو سازمان یا بیرون از سازمان ، شرکت در جلسات و سمینارها و نشست های مربوط به فعالیت موسسه ، شرکت در جلسات مسئولان سازمان، تهیه بریده جراید مربوط به سازمان و حوزه کاری ، افکار سنجی، تهیه و انتشار نشریه داخلی، برقرار ارتباط با نویسندگان و ارباب جراید ودیگر رسانه ها ، جلب همکاری و مساعدت آنان برای نشر مطالب و مقالات مربوط به مؤسسه ، مصاحبه های مطبوعاتی ، نمایشگاه ، مراسم اهدای جوایز، سخنرانی، تنظیم متن آگهی برای انتشار در جراید و دیگر رسانه ها . روابط عمومی با استفاده از موارد فوق می تواند به نحو درست و صحیح در امر بستر سازی در درون سازمان مؤثر واقع شود.
● آیا روابط عمومی ها می توانند نقشی در بستر سازی نظام مشارکت عمومی داشته باشند؟
اکنون که در سال مشارکت عمومی و همبستگی ملی قرار داریم روابط عمومی ها نقش حساس و کلیدی تری به خود گرفته و باتوجه به وظایفی که بر آنها مشتمل است روابط عمومی ها می توانند با عمل به وظیفه مشخص قانونی و مدیریتی که برای استقرار و ابقاء خط ارتباطی دو سویه، درک مشترک و همکاری میان مربوط و سازمان نقش گسترده ای برای تفاهم ، تعامل و نیز پاسخگویی ایجاد نمایند و نیز توجه مدیریت را معطوف به مسایل حاکم بر اهداف و درخواست ها نماید به گونه ای که آن سازمان یارای حل دشواریها را داشته باشد و به مدیریت کمک کند که از دگرگونی و تحول بهره گیرد و در کنار آن به ازای پاسخ دادن به نیازهای مخاطبان به راحتی ادامه حیات دهد و به عنوان یک سیستم هشدار دهنده در کنار روند های آتی سازمان عمل کند. پس اگر برای روابط عمومی وظایفی چون پاسخ گویی، اطلاع رسانی، فرهنگ سازی ، شکل دهی به افکار عمومی و ارتقای سطح آگاهیهای عمومی در نظر آوریم با انجام صحیح و درست هر یک از آنها به راحتی بخشی از فراگرد بستر سازی نظام پاسخ ده شکل می یابد و حرکتی قابل قبول صورت می گیرد.
اگر به نقش روابط عمومی از نظر و بعد اطلاع رسانی و پاسخ گویی توجه کنیم بی شک در شکل دادن شناخت و فرهنگ پاسخ گویی، گروه کثیری از افراد جامعه و سازمانها نقش می یابد و می تواند آنان را از مرحله ای به مرحله دیگر که همان ارتقاء جامعه است کاملاً سوق دادو اگر وظیفه روابط عمومی را در بسیاری از موارد تغییر نگرش افراد و سازمانها بدانیم در آن صورت ملاحظه خواهیم کرد در توسعه، فرهنگ سازی و ایجاد بستر پاسخگویی ناچار می باید نگرش سازمانها و افراد را تغییر داد و با دگرگونی نگرشها بستر را برای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آماده کرد . نگرش از آموزه ها و شناخت سرچشمه می گیرد و با شناخت قابل تغیراست هر چند در این راستا پیچیدگی های فراوانی باشد که با برنامه مدون و راهبردی به این بستر سازی می توان دست یافت.
لازم به ذکر است روابط عمومی برای رشد وارایه کارکرد مطلوب ، نیازمند بستر مناسبی است . درحقیقت آیا روابط عمومی به مثابه چشم و گوش و پیشانی سازمان است و یا روابط عمومی می باید در یک اتاق تنگ و تاریک بنشیند و به هر مراجعه کننده ای پاسخ منفی بدهد؟
به واقع باید برای نقش و وظایف روابط عمومی قانونی برقرار ساخت تا با نظام مند بودن اختیارات و وظایف وشفاف کردن حوزه وظایف در متن قانون بتواند بنا بر آنچه که بر دوش آنها نهاده اند عمل نمود و بستری برای پاسخگویی ایجاد نماید و در غیر اینصورت باتوجه به عدم ارائه وظیفه از آن بازخواست نمود. به کارگیری نیروهای آموزش دیده و متخصص در روابط عمومی ها و شناخت روش ها از دیگر نکاتی است که می بایست در روند پاسخ گو نمودن روابط عمومی برآن همت گمارد. در نهایت روابط عمومی ها می توانند محل تفاهم و تبادل نظر و ارتباطات درونی و بیرونی باشد و این یعنی افزایش بهره وری و گسترش زمینه های توسعه اقتصادی و اجتماعی .
امید است با عنایت به رهنمودهای مقام معظم رهبری که سال (۱۳۸۴) را سال مشارکت عمومی و همبستگی ملی نام گذاری نموده اند برآن باشیم تا به واسطه پاسخ دادن به نیازهای مردم و نیز اطلاع رسانی در مورد کارکردهای سازمانها، روابط عمومی ها بتوانند به نقش خطیر خود دست یابند و این نیست مگر با همکاری و تعامل درون سازمانی که به امید حق با تلاش و مساعی همه دست اندر کاران به بار و بهره وری نشیند.

 

نویسنده : دیوسالار

 

منبع : انجمن روابط عمومی ایران

روابط عمومی چگونه می تواند مشاور خوبی باشد؟

روابط عمومی چگونه می تواند مشاور خوبی باشد؟

 

روابط عمومی چگونه می تواند مشاور خوبی باشد؟یکی از وظایف مهم مدیریت روابط عمومی، مشاوره و تصمیم سازی برای مدیران ارشد سازمان است.تصمیم گیری همواره به عنوان یکی از چالش های جدی در عرصه ی مدیریت مورد توجه بوده است.
امروزه با افزایش آگاهی های مخاطبان و تولید انبوه اطلاعات، امر تصمیم گیری نیز برای مدیران، کاری سخت به حساب می آید و اغلب با شیوه های درست تصمیم گیری در شرایط کنونی کمتر آشنا هستند.
دکتر " رایف کینی " در کتاب ارزشمند " تفکر ارزشی راهی به سوی تصمیم گیری خلاق " اشاره می کند که مردم در حالی که باید تصمیم هایشان را بر پایه ی " ارزش ها " یشان اتخاذ کنند، به روش " گزینه ای " تصمیم می گیرند.مدیران وقتی که با یک موقعیت دشوار و حساس تصمیم گیری مواجه می شوند، دچار سردرگمی شده و نمی دانند که آیا باید سراغ روش های تحلیلی تصمیم گیری بروند؟ یا باید به شهود و احساسات درونی خود اکتفا کنند؟
روابط عمومی ها به عنوان مشاوران امین مدیران ارشد سازمان با ایجاد توازن بین شهود و تحلیل عقلانی صحیح و با استفاده از بازخوردهای عملکرد سازمان در حوزه های مختلف؛ می توانند سازمان را در اتخاذ تصمیمی درست یاری کنند.
▪ برای ایجاد چنین توازنی توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد:
۱ ) هیچگاه در اتخاذ تصمیم عجله نکنیم
برای اتخاذ هر تصمیمی بهتر است با واقع نگری، ابتدا به بررسی ابعاد مختلف مسئله بپردازیم و آن را از زوایای مختلف مورد توجه و ارزیابی قرار دهیم. روابط عمومی با نگاه از بالا به موضوع می تواند اشراف کاملی نسبت به موضوع یافته و بازخوردهای آن را از نگاه مخاطبان، کارکنان، مدیران و رهبران فکری سازمان مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
۲) تصمیم های متعدد را بررسی کنیم
در اتخاذ تصمیم، مهم این است که گزینه های تصمیم گیری را بیشتر و بیشتر کنیم. اگر خود را در مسیر اتخاذ یک تصمیم، فقط به یک یا دو گزینه محدود کنیم، انتخاب ما نیز محدود خواهد شد. روابط عمومی با توجه به ارتباطات گسترده ای که در سطوح مختلف دارد، می تواند دامنه ی گزینه ها را به میزان زیادتری افزایش دهد، چرا که بررسی گزینه های متعدد، وی را در اتخاذ تصمیمی درست تر و هماهنگ تر با خواست مخاطبان سازمان کمک می کند.
۳) پیامدهای احتمالی هر گزینه در تصمیم گیری را مورد توجه قرار دهیم
به طور طبیعی هر تصمیمی ممکن است علاوه بر پیامدهای مثبتی که مورد نظر مااست، پیامدهای منفی نیز به دنبال داشته باشد. روابط عمومی به عنوان طراح تصمیمات مهم سازمانی باید با طرح هر گزینه ای برای تصمیم، پیامدهای مثبت و منفی ناشی از تصمیم اتخاذ شده را نیز مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد و با توجه به این مهم، مدیر یا سازمان را به تصمیمی رهنمون کند که کمترین پیامدهای منفی را در پی داشته باشد.
۴) از تمرین در تصمیم گیری غافل نشویم
برای اتخاذ تصمیم بهتر، لازم است که همواره مؤلفه های مختلف و مرتبط با سازمان خود را لیست کرده، سپس گزینه های مختلف را برای هر کدام مورد بررسی قرار دهیم. روابط عمومی با توجه به بازخورد هایی که از عملکرد سازمان خود در اختیار دارد، می تواند پیش بینی های متفاوتی را نیز داشته باشد و قبل از وقوع برای هر یک از آنها تصمیماتی را اتخاذ کند. این در حقیقت مانور و تمرینی خواهد بود که به هنگام مواجهه با مسئله، با آمادگی بیشتری به استقبال آن رفته و سازمان را سریع تر در مسیر اتخاذ یک تصمیم درست، هدایت کند.



منبع : پنجره

روابط عمومی کلید ارتباطات مؤثر

روابط عمومی کلید ارتباطات مؤثر

 

روابط عمومی کلید ارتباطات مؤثرامروزه در هر اداره و سازمانی وجود بخشی با عنوان روابط عمومی از بدیهیات است. کارکرد و نقش این حوزه آن قدر اهمیت یافته است که اساساً وجود هیچ سازمان و اداره ای را بدون آن نمی توان متصور شد و بقا و ادامة حرکت آنها بیش از هر چیز وابسته به کارآیی و قدرت است. روابط عمومی در واقع مهمترین بخش بدنة یک سازمان است. بخشی که برای تحقق اهداف آن سازمان ؛ بستر سازی و بیشترین ارتباط را با مخاطبان انسانی آن سازمان برقرار می کند.
تا بحال برای روابط عمومی ( Public Rlations ) تعاریف گوناگون منظور شده است :
روابط عمومی فعالیتی است ممتد ، مداوم و طرح ریزی شده که از طریق آن افراد و سازمانها می کوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنان سر و کار دارند، به دست آورند و در حقیقت بخشی از مدیریت است و در اغلب موارد نقش مغز متفکر، قلب تپندة ، دست اجراء ، پای پیشرفت ، گوش شنوا ، چشم بینا و زبان گویای مدیریت سازمان را ایفا می کند.
روابط عمومی عبارت است از ابلاغ اطلاعات واقعی مؤسسه به مخاطبین خود و کسب نظریات آنها به منظور ایجاد حُسن تفاهم و پشتیبانی از طریق ایجاد احساس اشتراک از سوی فرد یا سازمان و از سویی دیگر مخاطبان می باشد.
کشور آمریکا پیشکسوت در ایجاد تشکیلات امروزی روابط عمومی است و شخصی بنام دای ویلی را پدر روابط عمومی آمریکا و موجد و طراح برنامه های نوین در آن کشور می دانند.
وی عقیده داشت که سیاست پرده پوشی سازمان ها علت عمدة سوء ظن مردم به آنها می باشد. زندگی در دنیای جدید نیازمند درک نقش مردم است. و روابط عمومیاز جمله نهادهایی است که گرانیگاه آنها افکار عمومی و نقش مردم است. روابط عمومی از جمله نهاد هایی است که در جهان کنونی جایگاه ویژه دارد. نمی توان در عصر ارتباطات زیست و از نقش روابط عمومی در جامعه ای که دستخوش تغییرات _ آنهم تغییرات پرشتاب و درهم تنیده_ غافل ماند. عصر ارتباطات عصر شتابندگی زمان و به هم پیوستن شبکه های گوناگون حیات فرد و جامعه است . نظام ها و شبکه های نوین ارتباطی، زمان و مکان_ این عناصر بنیادین زندگی انسان_ را دگرگون ساخته اند. نکتة شایان توجه این است که در کشورهای مختلف با توجه به نوع ساختار اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی گوناگونی که دارند؛ شیوه های اجرایی روابط عمومی آنها نیز با هم متفاوت است و از این روست که روابط عمومی در ایران نیازمند تدوین و تبیین تجربه "روابط عمومی ایرانی" است.
جامعة امروز ایران به سوی مشارکت جویی، حقوق مداری، تکریم ارباب رجوع و مشتری مداری پیش می رود. مردم سالاری آن هم از منظر موضوع دین و پاسخگو بودن قدرت گفتار غالب و مطلوب در جامعة امروز ماست.
امروزه روابط عمومی ضمن سنجش محیط و انتقال اطلاعات به مدیر، به عنوان مرکز مشاوره و راهبری سازمان را در دفع مشکلات و مردم را برای تأمین حقوقشان یاری می دهد و بستر مناسبی را برای همکاری بین سازمان و گروه های مخاطب فراهم می آورد و با استفاده از تکنیکهای مدیریت همچون برنامه ریزی ، نظارت، کنترل و هماهنگی به صورت منظم؛ در راستای ایجاد هماهنگی بین منافع سازمان و منافع مخاطبین عمل می کند .
فعالیتی که روابط عمومی انجام می دهد در یک کلمه ‹‹ ارتباط›› از دیدگاه نظری،‹‹ علم›› از جنبة عملی و اجرایی خود‹‹ فن›› و از جنبة خلاقانه و زیبایی شناسی‹‹ هنر›› است و آیینة تمام نمای سازمان و جایگاه دریافت و انتقال اطلاعات است.
روابط عمومی در حقیقت شبکة هوشیار بانک اطلاعات مغز متفکر سازمان و پل ارتباطی آن با افکار عمومی و مخاطبان خاص و عام و با نگرشها و تمایلات و عادات و سلایق متفاوت است و باید خصلتهایی چون قانون مداری ، نظم ، شجاعت ، ابراز عقیده ، تحمل شنیدن آرائ مخالفان ، احترام به حقوق فردی و اجتماعی دیگران و صداقت رشد و توسعه دهد.
بدون شک در پیکره بندی یک سازمان ، روابط عمومی یکی از اعضای اصلی بدنه سازمان محسوب می گردد زیرا مستقیماً زیر نظر بالاترین مقام اجرائی سازمان مشغول به فعالیت است. بدیهی است برای هر وزارت خانه، سازمان یا اداره ، هدف از پیش تعیین شده ای وجود دارد که الزاماً این "هدف" یا "اهداف" موجودیت سازمان را معنا می بخشد و تمام فعالیتهای افراد درون یک سازمان باید در جهت نیل به آن هدف به کار گرفته شود.
هدف روابط عمومی نیز کسب تفاهم و پشتیبانی از طریق ایجاد حس اشتراک میان فرد و یا سازمان از سوئی و " مخاطبان " از سوی دیگر می باشد.
روابط عمومی ،نقش یک سیاستگزار سازمان و مسؤل راهبری مدیریت یک سازمان را برعهده دارد و با اتکاء به الگوها،علاوه بر توجه متوازن به داخل و خارج سازمان ؛ به تعامل با محیط اهمیت قائل بوده و به جمع آوری و تفسیر غیرجانبدارانة اطلاعات مردمی در کنار اطلاعات سازمان پرداخته و افزون بر مدیریت ارتباطات سازمان و ارائة مشاوره به مدیریت، خود را حامی و خادم ارباب رجوع می داند.
در قرن حاضر روابط عمومی فعالیت های خود را با تحقیق و نظرسنجی شروع کرده و با ارزیابی و نتیجه گیری پایان میدهد و صرفاً خود را ابزاری برای انتقال پیام ها و اطلاعات نمی داند. بر این اساس روابط عمومی در واقع شکل دهندة افکار عمومی است و از آنجا که افکار عمومی نقش مهمی در تحولات اجتماعی یک جامعه دارد، شکل و شیوة اطلاعات در افکار عمومی، بیشترین نقش را در شکل دهی آن اجتماع دارد. از اینرو سازمانهایی که روابط عمومی قوی تری داشته باشند، به همان اندازه می توانند افکار عمومی را تغییر دهند یا بر آن تأثیر بگذارند. بطورکلی می توان گفت که روابط عمومی می توانند به تعیین هنجارها، ترسیم روابط ، افزایش ارتباطات و تأمین نیاز شهروندان و مشتریان بپردازند و نقش کلیدی را در افزایش اعتماد به نفس، پیشرفت اقتصادی ، یکپارچگی فرهنگی ، مشارکت بین المللی و ارتقاء تصویر کشور در جهان ایفا کنند.
▪ شرح وظایف کلی روابط عمومی :
- جمع آوری و تنظیم بهینة اطلاعات و اخبار مربوط به اقدامات،طرح ها و برنامه های سازمان.
- تنظیم گزارشات جهت ارائه تحت قالب : خبر و سیاستهای خبری و تبلیغاتی.
- اجرائ طرح های ارتباطی و انتشاراتی جهت آماده نمودن اذهان عمومی.
- تهیة گزارشات و اطلاعات از طریق:
شرکت در جلسات مهم هیأت امنا ، شورای معاونین و جلسات سیاست گذاری در سطح مدیران و معاونان ردة اول سازمان ، ارتباط مستقیم و مستمر با مسؤلان ، شرکت در گردهمایی ها، حضور در سفرهای داخلی و خارجی، دریافت گزارش فعالیتهای واحدهای مختلف سازمانی و مکاتیاتی که ارزش اطلاع رسانی دارند، جمع اوری اخبار اطلاعات مردمی از طرق تلفنی،مکاتبه ای، شفاهی و رایانه ای و ارتباط مستقیم با مردم و رسانه های گروهی داخلی و خارجی و....
- بررسی مطالب مطروحه در رسانه ها و مجامع عمومی در ارتباط با فعالیتهای مستقیم و غیر مستقیم سازمان، انعکاس و پاسخگویی در صورت لزوم
- برقراری ارتباط با دیگر روابط عمومی های سازمانها و نهادهای دولتی
- حضور در مراکز قانونگذاری و ارتباط با نمایندگان مردم
- بررسی دیدگاهها و سنجش افکار عمومی مردم ، مخاطبان و خدمات گیرندگان در چهارچوب وظایف و در قالب طرحهای تحقیقاتی و ارائة نتایج حاصل به مسؤلان سازمان به منظور اتخاذ روشهای اجرائی مطلوب در تدوین طرح ها و برنامه های اجرائی و ارتباطی مناسب.
- دریافت و خرید کتب و نشریات ، کاستها و نوارهای تصویری و اطلاعات و لوحها و نرم افزارهای رایانه ای و دیگر اسناد و اطلاعات و مدارک مورد نیاز ایجاد و ادارة کتابخانه و آرشیو اطلاعاتی ، مطبوعاتی و، سمعی بصری و رایانه ای مرجع در ارتباط با فعالیتهای سازمان و روابط عمومی پیشرفته به منظور کاربردهای ارتباطی و استفادة همکاران سازمان.
- پیگیری انجام به موقع وعده های مسؤلان سازمان به منظور انعکاس نتایج حاصل
- فراهم اوردن حُسن ارتباط متقابل میان مردم و مسؤلان از طریق برگزاری ملاقات های عمومی ، مصاحبه با رسانه ها، برپائی سخنرانیها
- ترتیب سفرها ، بازدیدها و ملاقاتها
- ایجاد حسن رابطه و جلب مشارکت بین کارکنان و مسؤلان سازمان در ستاد و واحدهای تحت پوشش و سایر مراکز با برگزاری جلسات داخلی و نظام مند پیشنهادات و انتقادات.
- ایجاد وحدت رویه و نظارت بر حسن اجرای امور انتشاراتی ، تبلیغاتی و ارتباطی سازمان.
- طراحی سازمان و شرح وظایف روابط عمومی برای بخشهای تحت پوشش سازمان و ارتقاء سطح روابط عمومی های موجود.
- اجراء امور نگارشی و هنری در زمینة تبلیغاتی و انتشاراتی ستاد و سازمان مرکزی.
- اجراء و ارائة خدمات و برنامه های فرهنگی و تبلیغاتی و انتشاراتی ستاد و سازمان مرکزی.
- اجراء برنامه ها و خدمات تبلیغاتی و هنری در قالبهای گوناگون به همکاران.
- مطالعه ، بررسی ، ارزیابی ، برنامه ریزی و تجهیز مستمر روابط عمومی و فعالیتهای آن به منظور ارتقاء و بهبود فعالیتهای تبلیغاتل و انتشاراتی بر اساس پیشرفتهای به روز و آموزش مستمر همکاران روابط عمومی.
- مشارکت و برنامه ریزی جهت برگزاری سمینارها ، کنفرانسها ، نمایشگاهها و کمیته های بازرگانی ، صنعتی ، تبلیغاتی ، فرهنگی ، هنری و فنی سازمان .
- عقد قرارداد مجریان طرحهای روابط عمومی که به بیرون سازمان سفارش داده می شوند.
- تهیه و تنظیم پیشنهادهای برنامه و بودجة سالیانة روابط عمومی .
- پشتیبانی و تحلیل و توجیه ارتباطی طرحها و برنامه های سازمان به مردم ، دولت و نهادها و سازمانهای داخل و خارج کشور از طریق:
سخنگوی سازمان ، تهیه و تدوین اخبار، بیانیه ها و اطلاعیه ها و پیامهای سازمان، ترتیب نشر و انعکاس آن در رسانه های گروهی، انتشار نشریة ادواری داخلی و چهارچوب قوانین مصوب ، انتشار نشریات ادواری و غیر ادواری برای عموم مخاطبان، تهیة عکس و اسلاید و فیلم و تیزر کاست صوتی گزارشی و دیگر فعالیتهای صمعی و بصری و نوشتاری و رایانه ای از فعالیتهای سازمان ، آرشیو آنها و انعکاس وپخش از طریق رسانه های گروهی، انتشار عملکرد سازمان و واحدهای مختلف آن در چهارچوب قوانین مصوب، برپایی نمایشگاههای گوناگون و شرکت در نمایشگاههای مرتبط ،طراحی و اجرای فعالیتهای ارتباطی و تبلیغاتی کلان سازمان.
- اجراء سایر امور مربوط که بر حسب ضرورت از طریق بالاترین مقام سازمان برای اقدام ابلاغ می گردد.
▪ مشخصات مسؤل روابط عمومی:
الف) علاقه و انگیزه:
شرط اولیة اجرای صحیح و مطلوب طرحها و برنامه های هر واحد روابط عمومی با میزان بالای علاقه و دلبستگی مدیران آن رابطة مستقیم دارد. وجود انگیزه و عشق و علاقه به هر شغل و فن و حرفه ای شرط نخست برای موفقیت در اجرای وظایف آن است و به ویژه در کار روابط عمومی که خلاقیت و ابتکار و تدوین طرحهای حساس و ظریف ، مدنظر است و این گونه امور حسی و فکری بودن انگیزة قوی و علایق طبیعی و شخصی بطور کامل و مقبول انجام پذیر نخواهد بود.
ب) تخصص:
در کار روابط عمومی مثل امور دیگر مسئلة تخصص واجد اهمیت بسزایی است. ممکن است افرادی بدون تحصیل و کسب تخصص علمی به هر حال و به هر تقدیر بتوانند در اجرای وظایف محوله نقشی را ایفا کنند اما این امر بدیهی و قطعی است و بارها و بارها ثابت شده است که اشخاصی که صرفاً بر مبنای علاقه و یا توصیه و رابطه های دوستی و مقتضیات و مصلحتهای مقطعی و نامرئی مسؤلیت امری را عهده دار شده اند که اصول و مبانی و ظرایف و دقایق و رمز و راز و مهارت آن را فرا نگرفته اند، اما نتیجه و بازده فعالیت های آنها هرگز رضایت بخش نبوده است و بالاخص در کار روابط عمومی که آموختن علوم و مهارتهای مربوط به آن واقعاً ضرورت تام دارد؛ مسئله صورت روشن تری می یابد. کوتاهی و سرسری گرفتن این ضرورت گاه نتیجة کار را از رکود و خاموشی و بی رمقی عبور می دهد و در جهت عکس هدف یعنی بی زاری و نفرت و سوء ظن و خشم مخاطبین و مرتبطین قرار می دهد.
ج) تجربه:
تجربة عملی در هر کار و پیشه و حرفه ای، پشتوانة صحت اقدامات اجرایی است.
د) شناخت مؤسسه و مخاطبین:
مسؤل روابط عمومی همطراز با مقام اول تشکیلات باید از شرح وظایف و اهداف و کارکرد کلیة قسمتهای مربوط آگاه باشد و حتی ایجاب می کند که در جزئیات امور اطلاعات بیشتری داشته باشد.
"پرسیدن و کسب اطلاع از حقوق مسلم مردم است و پاسخ دادن از وظایف متصدیان روابط عمومی است."
یک متخصص روابط عمومی باید علاوه بر دانش و مهارتهای ارتباطی از علوم دیگری همچون روانشناسی ، جامعه شناسی ، سیاست ، اقتصاد ، اصول مدیریت و علم اخلاق برخوردار باشد تا بتواند ضمن اشراف بر بازارهای جدید و تولیدات و روشهای نوین ؛ به هنگام هجوم مشکلات درون سازمان و غیره موفق به "حفظ وضع موجود" شده . از " انزوای اجرایی" که خواه ، ناخواه متوجه سازمان می شود جلوگیری نماید و در واقع سازمان را برای رویدادهای آینده آماده نماید.
در واقع بالاترین ارزش روابط عمومی پیش بینی مسائل و کنترل اوضاع آینده است نه ارائة گزارشات و مستندات از " وقایع اتفاقیه" !

 

عبدالرضا یعقوبیانی

منبع:روابط عمومی ها و توسعه ،اداره کل تبلیغات(اداره هماهنگی روابط عمومی های کشور)،دکتر پرویز علوی

روابط عمومی یک شوق اداری است نه یک شغل اداری

روابط عمومی یک شوق اداری است نه یک شغل اداری

 

روابط عمومی یک شوق اداری است نه یک شغل اداریاحترام به ارباب رجوع و تكریم مشتری سالهاست كه در دنیا رواج پیدا كرده است. این امر جزء پایه اترین سیاستهای موسسات و سازمانها است كه از آن با عناوین مختلفی چون «مشتری نوازی»، «مشتری محوری» و …. نام می برد.
آنچه باعث موفقیت ایشان در پیاده سازی این مهم گردیده است در درجه نخست اعتقاد كامل به نقش و جایگاه مشتری و ارباب رجوع در بقاء و تداوم كاری سازمان است و درجه بعد ایجاد ساختار سازمانی برمبنای مشتری مداری می باشد. این موضوع تا اندازه ای از اهمیت برخودار است كه امروز شركتها و سازمانی كوچك و بزرگ در سطح بین المللی در بازار رقابت، دائما در حال تحقیق و پژوهش در جهت ابداع راهكارها و روشهای جدید و كارآمد به منظور جذب مشتریان جدید و جلب رضایت مشتریان قدیم می باشند. البته در سازمانها و ادرات دولتی كه ماهیت كاری آنها، خدماتی است شیوه های كسب رضایت ارباب رجوع و احترام به آنها تقریبا متفاوت است.
زمانی كه صحبت از تكریم ارباب رجوع به میان می آید، تنها احترام ظاهری و برخورد مناسب با ایشان مدنظر نیست بلكه منظور اصلی برخورد سازمان و نوع عملكرد آن به گونه ای است كه ارباب رجوع به نحوی شایسته و محترمانه پاسخ خویش را دریافت نماید. متاسفانه تاكنون در بعضی از سازمانها دولتی نه تنها به این مهم توجه نشده و ارباب رجوع مورد احترام قرار نگرفته و پاسخ مناسب را دریافت ننموده اند، بلكه ضمـن درگـیر شـدن در بـروكراسی اداری اصطلاحا، به سر دوانده شده كه همانا مصداق بی احترامی و عدم تكریم ارباب رجوع می باشد. طرح تكریم ارباب رجوع كه از جانب سازمان مدیریت و برنامه ریزی و در راستای سیاست مردم سالاریش ارائه دولتی ابلاغ گردیده می توانند نقطه عطفی در جهت حیران آنچه می بایست از سالها قبل، پیاده سازی این طرح می باشد، چرا كه اگر به مثابه بسیاری از طرحهای پیشین با شیوه های نادرست و با سطحی نگری با آن برخورد شود نه تنها جبران مافات ننموده و نگرش مردم و ارباب رجوع را نسبت به دولت و دولتمردان تغییر نمی دهد، بلكه زخمهای گذشته ایشان را عمیق تر نموده و موجباب دلسردی آنها را نسبت به مسئولان فراهم می آورد كه همانا آفت بزرگی است كه می تواند مبانی حكومت اسلامی را خدشه دار نماید.
آنچه در این جا ضرورت دارد نقش و جایگاهی است كه روابط عمومی در اجرای این طرح ایفا می كند. روابط عمومی در این عرصه دارای نقش دو سویه است. از آنجایی كه اجرای موثر و موفقیت آمیز این طرح مستلزم تعییر نگرش سازمان نسبت به ارباب رجوع است قبول تكریم ارباب رجوع به عنوان یك فرهنگ سازمان می باشد، لذا روابط عمومی می تواند با ایجاد یك تعامل میان ارباب رجوع و سازمان نقشی موثر در ایجاد فرهنگ ایفا نماید.
همچنین روابط عمومی می تواند با اطلاع رسانی صحیح و دقیق، ارباب رجوع را نسبت به اقدامات انجام شده در سازمان در راستای پیاده سازی طرح تكریم و نتایج آن در امور ارباب رجوع آگاه نماید. روابط عمومی می تواند با حفظ جایگاه و شان سازمانی خویش با ایجاد مجاری خاص، موانع، نواقص و كاستی های اجرای طرح را شناسایی و در اختیار سازمان قرار دهد تا با پیـش بیـنی راهـكارهـای منـاسب و برطـرف نمـودن مـوانع و مشكلات، موجباب اجرای بهتر طرح و در نتیجه جلب رضایت ارباب رجوع را فراهم آورد.
ذكر این نكته ضروری است كه روابط عمومی زمانی می تواند در ایفای وظایف خود موفق باشد كه از اختیار و قدرت كافی از جانب سازمان برخوردار باشد. از دیگر ضروریات انكارناپذیر در جهت اجرای طرح تكریم مشتری تجهیز منابع، اتوماسیون، بهره گیری از تكنولوژی روز، پیشگاهی در ارائه خدمات، ایجاد و حفظ شادابی پرسنل، بازنگری مداوم در رویه ها و روش ها اجرایی، نگرش تطبیقی، استراتژی وفاداری مشتری، شناخت رقبا، نگاه سیستمی و ….. از پارامترهای اساسی هستند كه باید همواره مدنظر قرار گرفته و تجدید نظر شوند. این واحد باید ضمن سنجش محیط و انتقال اطلاعات به مدیریت و مراكز تصمیم گیری به عنوان یك مركز مشاوره راهبردی به مدد سازمان بیاید سازمان را در رفع مشكلات یاری دهد و بستر مناسب را برای همكاری بین سازمان و گروههای مخاطب فراهم سازد و با استفاده از تكنیك های مدیریت در راستای ایجاد هماهنگی بین منافع سازمان و منابع گروههای مخاطب عمل كند. چرا كه به تعبیر مرحوم دكتر نطقی پدر روابط عمومی ایران «روابط عمومی همان مدیریت تفاهم است».
ایشان در جایی دیگر روابط عمومی را «گفتمان» بین سازمان و گروههای مخاطب برای رسیدن به «تفاهم» دانسته اند. روابط عمومی نباید صرفا توجیه گر سازمان باشد و یكسویه عمل كند. روابط عمومی نه تنها محاسن را روشن می سازد و تصویری واقعی نه دروغین از سازمان ارایه می كند (برخی از متفكران، روابط عمومی را خانه شیشه ای سازمان می دانند) بلكه باید نگاهی عمیق و متفكرانه به نقاط ضعف سازمان بیندازد و با روحیه انتقادپذیری، عیوب آن را برای تصمیم گیران و مدیران برملا سازد. فراموش نكنیم كه غفلت از این فرصت مغتنم بی گمان ما را در ورطه غربت و انزوا فرو خواهد برد.

 

نویسنده : جعفربخشی بی نیاز

روابط عمومی چیست؟ تعریفی متمایز تر از روابط عمومی

روابط عمومی فعالیت است ممتد، مداوم و طرح ریزی شده که از طریق آن ، افراد و سازمان ها می کوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سرو کار دارند به دست آورند و در  حقیقت بخشی از مدیریت  است و در اغلب موارد نقش مغز متفکر ، قلب تپنده ،دست اجراء ، پای پیشرفت، گوش شنوا، چشم بینا و زبان گویای سازمان مدیریت آن را ایفا می کند.

فعالیتی که روابط عمومی انجام می دهد در یک کلمه" ارتباط" از دیدگاه نظری "علم" از جنبه عملی و اجرائی خود"فن" واز جنبه خلاقانه وزیبائی شناختی " هنر" است وآئینه تمام نمای سازمان و جایگاه دریافت وانتقال اطلاعات است.

روابط عمومی در حقیقت شبکه هوشیار ،بانک اطلاعات، مغز متفکر سازمان و پل ارتباطی آن با افکار عمومی و مخاطب خاص و عام  و با نگرش ها و تمایلات و عادات و سلایق متفاوت است و باید خصلت هائی  چون قانون مداری ، نظم ، شجاعت، ابراز عقیده، تحمل شنیدن آرای مخالفان، احترام به حقوق فردی و اجتماعی دیگران و صداقت را  رشد و توسعه نماید.

روابط عمومی اعمال فلسفه ،فلسفه اجتماعی،مشاوره وکارکرد ارتباطی مدیریت است ؛ از این جهت یکی از اصلی ترین ارکان برای پایه گذاری یک روابط عمومی کارآمد و مسئولیت پذیر در دستگاه این است که زیر نظر  بالاترین مقام دستگاه و سازمان انجام وظیفه نماید.

بی تردید ، هر نگرشی گویای اهداف  و شیوه  هایی است که نحوه  رسیدن به آنها را مشخص  می کند . بررسی نگرش های عمده به روابط عمومی مشخص کرد که شامل مسیر و هدف مستند : منظور از  مسیر کار روابط عمومی تاکتیک هائی است که روابط عمومی برای رسیدن به اهداف خود انتخاب می کند  پس هدف مشخص کننده افق ها و ارزش هایی است که روابط عمومی در پیام ها و برنامه ای خود منظور می کند و در حقیقت به اختصار می توان گفت :هدف روابط عمومی کسب تفاهم و پشتیبانی از طریق ایجاد احساس  اشتراک میان فرد یا سازمان از سوئی و مخاطبان از سوی دیگر می باشد که باعث ایجاد ارتباطی تعاملی  و دوسویه  ، مشارکتی و پیچیده است که بطور  بالقوه به ایجاد حس اشتراک کمک می کند پس متخصصان روابط عمومی  نقش هماهنگ کننده درون سازمان و ارتباط سارمان با بیرون را ایفا می کنند.

پس باید از دانش مهارت های ارتباطی ، روان شناسی ، روان شناسی جامعه ، جامعه شناسی ، سیاست ، اقتصاد، اصول مدیریت و علم اخلاق برخوردار باشند تا بتوانند از جایگاه ویژه خود بر عواملی چون تشخیص بازار جدید ، شناخت تولیدات جدید روش های نوین به طور کامل مشرف شوند تا هنگامی که سازمان در معرض هجوم مشکلات قرار  می گیرد بتوانند وضعیت فعلی را حفظ نموده و برای جلوگیری از انزوای اجرائی که دیر یا زود متوجه هر سازمانی هست کمک شایانی نمایند پس یکی دیگر از وظایف بس مهم و غیر قابل انکار هر سازمان داشتن یک روابط عمومی  متخصص می باشد.

 

روابط عمومی چیست؟

آداب حضور در شبکه‌های اجتماعی

آداب حضور در شبکه‌های اجتماعی از قول دکتر محمدعلی تهرانی دانشیار دانشگاه علامه گروه روزنامه نگاری : ‌‌1-هر چیزی را فورأ به اشتراک نگذارید. ابتدا آنرا با دقت بخوانید و کمی در آن تأمل کنید. 2-هر چیزی را ازهر جایی کپی نکنید. ۳ - لطفا از شدت آزادی بیانی که در گروه‌های مجازی وجود دارد، ذوق‌زده نشوید! شاید مسیر را گم کرده باشید و به بیراهه بروید. ۴ - اول از همه، اهداف گروه‌تان را مشخص کنید. ۵ - هر کسی را به هر گروهی اضافه نکنید. ۶ - حجم خبرهایي را که به اشتراک می‌گذارید خودآگاهانه و با وسواس کنترل کنید! ۷ - گاهی تماشاگر باشید. ۸ - واکنش سریع نشان ندهید. ۹ - همیشه حواس‌تان باشد که چه پست می‌کنید. ۱۰ - مطالب متناسب با مخاطب پست کنید. ۱۱ - گاهي وقتها مي توانيد با كم يا زياد كردن کلمات یا جملات، پيام قبلي را اصلاح و يا تكميل نماييد. 12هوشيارانه عمل كنيد چون شاید در آينده، از أثرات منفی این پيامها، در شرایطی عليه خودتان یا خانواده تان استفاده شود! ۱۳ - دقت کنید که اشاعه دهنده بی بند و باری و فحشا نباشید. ۱۴ - آبروی دیگران، بازیچه شما و ابزاری برای سرگرمی دوستانتان نیست! ۱۵ - در به اشتراک گذاشتن فایلها و عکسها، کمی دوراندیش باشید! شاید قربانی بعدی شما باشید. ۱۶ - در هر شرایطی که قراردارید، ترویج دهنده افکاری سازنده و سالم باشید. ۱۷ - اگر شما را در گروهي عضو كردند و شما هيچ كس را نمي شناسيد و يا از هدف گروه بي اطلاعيد، سریعأ از آن خارج شويد. ۱۸ - پيامي كه قبول نداريد به ديگران ارسال نكنيد! ۱۹ - توجه كنيد كه امروزه يكي از راههاي شناخت شخصيت شما همين شبكه هاي اجتماعي است. 20در انتقاد از دیگران انصاف را رعایت کنید. ۲۱ - در مبارزه با نظرات و عملکرد دیگران از جاده مردی و مردانگی خارج نشوید. ۲۲ - همیشه خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال خود بدانید. ۲۳ - از دین استفاده ابزاری نکنید. ۲۴ - خرافه پرستی را ترویج نکنید.

   10 روش برگزیده از پیتر دراکر برای تکنیک های مذاکره

10روش برگزیده از پیتر دراکر برای تکنیک های مذاکره

پیتر دراکر اندیشمند و صاحبنظر بزرگ آمریکایی در عرصه مدیریت معتقد است ، هنر متقاعد کردن رازموفقیت انسانها و یاشرکتهای تجاری موفق است  .
امروزه بسیاری از شرکتها جهت برنده شدن در مناقصات و مزایده ها در عرصه تجارت ، از متخصصین زبده درامر مذاکرات تجاری بهره می گیرند .
در اینجا برای شما چند راهکار در مذاکرات تجاری را ذکر می کنیم که حاصل تجربیات این مشاوران حرفه ای می باشد:

1-هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای مذاکره قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان مطلع شوید .

2-همیشه دو خریداررا درکنار هم قرار دهید  
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.

3-همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.
  4-هیچگاه خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.

  5-همیشه برای ترک مذاکره آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک مذاکره باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که مذاکره ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.

  6-فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتماد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.

7-یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید. سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.

  8-در مورد همه چیز تحقیق کنید
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در جریان مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
  9-هیچگاه در وسط کار مذاکره را بر هم نزنید

در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا مذاکره را تمام کنید، اما مهم این است که مذاکره نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن

است. آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن مذاکره نداشته باشید .

10-همیشه  مودب باشید
مهم نیست که طرف مقابلتان با شما بد حرف می زند مهم این است که شما مودب باشید .

 

 

چرا نگرش مهم‌تر از هوش است؟

چرا نگرش مهم‌تر از هوش است؟

◀️ وقتی از موفقيت صحبت به ميان می‌آيد، ممكن است اينطور فكر كنيم كه فقط افراد باهوش می‌توانند موفق شوند. ولی تحقيقاتی كه اخيرا انجام شده‌اند اين طرز فكر و نگرش شما را تغيير خواهند داد. تحقیق اخير نشان می‌دهد كه نگرش شما، خيلی بهتر از هوشتان می‌تواند موفقيت شما را پيش‌بينی و البته تضمین كند. طبق این تحقیقات افراد به لحاظ نگرشی به دو دسته تقسيم می‌شوند: افراد با طرز فكر ثابت و افراد با طرز فكر رشد.

◀️ اگر فردی با طرز فكر ثابت باشيد بر اين باور خواهيد بود كه شما همين هستيد و قابل‌تغيير نيستيد. در اين صورت وقتی با چالش مواجه می‌شوید دچار مشكل خواهيد شد، زيرا هر چيزی كه خارج از توان شما باشد باعث نااميدی‌تان می‌گردد.

◀️ ولی افرادی كه طرز فكر رشد دارند معتقدند كه با تلاش و كوشش می‌توانند بهتر شوند. اين افراد حتی اگر ضريب هوشی پايين‌تری داشته باشند باز هم موفقتر از افرادی كه طرز فكر ثابت دارند، عمل می کنند؛ زيرا اين افراد از چالش‌ها استقبال كرده و آنها را فرصت‌هایی برای يادگيری چيزهای جديد می‌دانند.

◀️ بنابراین گرچه داشتن تواناییهایی مثل هوشمند بودن باعث اعتماد به نفس می‌شود ولی این نگرشها، باورها و طرز فکر ماست که تعیین کننده میزان موفقیت ماست.

پنج نقش مهم روابط عمومی در بازاریابی

 

 

 

پنج نقش مهم روابط عمومی در بازاریابی

 

درک نقش و قدرت روابط عمومی(PR) در پشتیبانی فعالیت های فروش و بازاریابی امری بسیار حیاتی است، نقشی که باعث افزایش «سهم از اذهان» و به طبع آن «سهم از بازار» می شود.
در این نوشتار به پنج مقوله از یک «برنامه یکپارچه بازاریابی» اشاره می شود که روابط عمومی می تواند به موفقیت کامل برنامه کمک کند:
۱) طراحی یک برنامه روابط عمومی کارا، مؤثرترین راه برای نفوذ و تأثیر واقعی بر مخاطبان و مشتریان می باشد. هیچ ابزار جایگزینی برای افزایش اعتبار شرکت و محصول، بهتر از ابزار روابط عمومی وجود ندارد ابزاری که می تواند شما را به رهبر کسب و کار تبدیل کرده و وجهه شما را نزد نشریات تجاری، تحلیل گران مالی و صنعتی و سایر صاحب نظران بهبود بخشد.
تشابه با بیشتر فعالیت های فروش و بازاریابی، هر چه بیشتر بر فعالیت های روابط عمومی تمرکز کنید نتایج بهتری خواهید گرفت. به طوری که طبق اصل پاره تو ۸۰ درصد مطالب مثبت تقریباً از ۲۰ درصد از تحلیلگران و رسانه های هدف یا سایر مخاطبان اصلی ارایه می شود. برای مثال، روابط عمومی بایستی با پیگیری کلیه اخبار شرکت و صنعت مربوط به موارد مربوط پاسخ مقتضی و مناسب دهد.
۲) روابط عمومی در خارج از سازمان، نقش یک سفیر تجاری را دارد و در داخل سازمان بعنوان یک سامان دهنده مطرح است. به طوری که متخصصان روابط عمومی به طور روز افزونی در توسعه و یا پشتیبانی ابعاد مختلف ارتباطات مربوط به نام تجاری در یک برنامه بازاریابی و تبلیغاتی به کار گرفته
می شوند. این نگرش هوشمندانه ای است که مفهوم ارتباطات را عین بازاریابی و معنی بازاریابی را عین ارتباطات می داند.
این بدین معنی نیست که روابط عمومی فقط بایستی روی خارج از سازمان تمرکز کند.
روابط عمومی می تواند نقش عمده ای در پشتیبانی یا راه اندازی کارکنان یا فعالیت های مربوط به ارتباطات فروش و حفظ مشتریان داشته باشد. اگر شما ارتباطات داخلی مؤثری نداشته باشید درباره ارتباطات خارجی شما چه خواهند گفت؟ اشخاص حرفه ای در روابط عمومی در دوران تحصیل خود روش های مقایسه گرایشات، تغییر تصورات، تغییر رفتارها، اندازه گیری نتایج و تنظیم دقیق تاکتیک ها را یاد می گیرند. برای مثال فقط روابط عمومی است که می تواند به شایعات منفی در داخل و خارج ایران خودرو پاسخ مناسب دهد.
۳) اعتماد مشتریان را جلب کنید. روابط عمومی تنها مرجع صلاحیت دار برای بهبود نام های تجاری یا شرکت های بد نام و مخدوشی است که مشتریان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، تصور بدی از آنها دارند. یک برنامه عملیاتی دقیق و راهبردی روابط عمومی می تواند نتایج مطلوب را در پی داشته باشد و نشان دهنده مسئولیت اجتماعی یک سازمان باشد. برای مثال، روابط عمومی شرکت ایران خودرو با شرکت در امور عام المنفعه مانند امور خیریه، تصویر خوبی از ایران خودرو نزد مشتریان بجای می گذارد.
مرجع سخنگویی در سازمان و پشتیبانی از بازاریابی مرتبط با رویدادها (Event Marketing) به عهده روابط عمومی است. اگر شما مرتباً رویدادهای محلی و ملی را زیر نظر دارید روابط عمومی
می تواند شما را در بهبود RO درآمد سرمایه گذاری یاری کند. برای مثال، قرار گرفتن مدیران اجرایی و کارشناسان ارشد در رأس سازمان، می تواند کسب و کارهای جدید و فرصت های شراکت راهبردی را در پی داشته و ارزش عمومی شرکت شما را بالا ببرد ضمناً فعالیت های استخدام را تسریع و آگاهی بازار هدف را درباره محصولات شرکت افزایش دهد.
۴) روابط عمومی می تواند برنامه های پیشبرد فروش را توسعه داده و مشتریان کنونی را افزایش دهد. برای مثال شما می توانید در صورتی که خوب عمل کنید داستان های موفقیت آمیزی درباره شرکت منتشر کنید. امروزه در برخی زمینه ها نقش تبلیغات غیر مستقیمی همچون روابط عمومی
(Pablic Relations) در بازاریابی را بیشتر از تبلیغات مستقیم محیطی(Advertisting) می دانند. مثلاً بلایی که بر سر یک شرکت تولید کننده محصولات گوشتی داخلی آمد فقط و فقط با ابزار روابط عمومی قابل جبران بود نه با تبلیغات مستقیم.
به علاوه روابط عمومی یک اهرم پرقدرت و بهینه برای عرضه و فروش ایده هاست؛ ورود به بازارهای جدید؛ تغییر عقاید تثبیت شده؛ راه اندازی، ادغام و تصاحب شرکت ها و در نهایت توسعه و پخش محصولات، خدمات، افکار و ایده های جدید از کارهایی است که روابط عمومی قادر به انجام آنهاست.
۵) روابط عمومی جزء پیوسته ای از یک آمیزه بازاریابی یکپارچه و متعادل است که حداقل باید درصدی از بودجه بازاریابی بدان تخصیص یابد بودجه ای تقریباً برابر با ۱۵ تا ۲۰ درصد.
از طرف دیگر، شاید شما نتوانید بودجه مناسبی برای روابط عمومی تخصیص دهید و بنابراین قسمتی از فعالیت های روابط عمومی را به منابع خارجی واگذار می کنید تا فعالیت های مربوطه به طرز بهینه ای انجام شوند که این هم به برنامه ریزی خوب شما بستگی دارد تا نام تجاری همه گیر شود، سطح وفاداری مشتریان افزایش یابد و در نهایت فعالیت های یکپارچه بازاریابی و فروش به ثمر نشیند. در نهایت لازم به ذکر است شناسایی افکار و تصورات مردم درباره شرکت فقط از طریق نظرسنجی های مستمر و علمی امکان پذیر است تا راه حل های پیشنهادی، کارایی بیشتری داشته باشند.

 

 

 

 

بحران نگرش به حرفه روابط عمومی در ایران

بحران نگرش به حرفه روابط عمومی در ایران

== پ قربانعلی تنگ شیر ===========
 
 در حال حاضر بدلیل عدم شناخت مسئولین از نقش روابط عمومی در سازمان این حرفه در نازلترین جایگاه ارزشی خود قرار دارد.
باید به یاد داشته باشیم که خلاء اطلاعات زمینه بروز بحران خواهد بود و شایعه نیز رواج پیدا می‌کند. با توجه به اینکه روابط عمومی باید سمبل افکار و همه در خواسته‌های مخاطبان خود باشند. چون باید با مردم رو راست بود. نداشتن نظام جامع ارتباطی نیز به این بی توجهی به روابط عمومی دامن میزند زیرا باعث بروز بی اعتمادی در جامعه می‌شود.
چرا باید روابط عمومی همیشه فدا شود و یا سلاخی گردد. آیا دیواری کوتاه‌تر از دیوار روابط عمومی در این مملکت پیدا نمی‌شود؟ با وجود اساتید روابط عمومی ـ دانشگاها ـ منابع فراوان و سایت‌ها، هنوز این حرفه گمنام و ناشناس می‌باشد. روابط عمومی را در دنیا کنونی نمی‌بینید.
چه کارهای شایسته در همه سطوح مختلف و مهم در جهان صورت می‌دهد و این عملکردها ادامه دارد. آیا هیچ مدیری در این مملکت یک بار یک مقاله درباره اهمیت روابط عمومی خوانده است. فکر نمی‌کنم. البته باید این سوال را از خود روابط عمومی هم پرسید که چه کرده ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟
روابط عمومی‌ها به سوی پانسمان اولیه رو آورده‌اند. در حالی که این زخم باید جراحی کامل شود. بجای ارتباط درست و شفاف، موثر با افکار عمومی فقط خواستیم ظاهر زخم را بپوشانیم. باید روابط عمومی اعتماد آفرینی کنند و آن را توسعه دهند. نه اینکه در جا بزنند. زیرا دولت نیز به روابط عمومی توانمند و پویا و حرفه‌ای نیز نیازدارد. نه با شرایط روابط عمومی فعلی کشورما. زیرا روابط عمومی با کمترین امکانات کار انجام میدهند. باید بودجه‌ای که برای روابط عمومی ها هزینه می‌شود نتایج و آثار آن برای مردم جامعه قابل لمس کردن باشد و تاثیر آن در زندگی‌شان دیده شود.
در عصر حاضر و شرایط کنونی با گسترش باور نکردنی ابزارهای اطلاع رسانی خصوصاٌ در فضای مجازی، اطلاع رسانی توسط روابط عمومی ها نه یک امر معمولی بلکه یک کار عظیم تخصصی و وظیفه هر سازمان میباشد که برای تصمیم گیری‌های و تصمیم‌سازی‌ها خود برنامه مدون و به روز داشته باشند. که نتیجه آن نزدیک‌تر شدن مردم به دولت و احترام به حقوق و افکار عمومی خواهد بود.
بیاییم روابط عمومی‌ها را بادیگر حرفه‌ها این مملکت مقایسه نکنیم و روابط عمومی‌ها را با جایگاه واقعی و تاریخی آن و با عملکردهای مثبت آن بهتر ببینم. نه اینکه جایگاه آن تقلیل دهیم. زیرا روابط عمومی‌ها هم دانش است و هم هنر و باید به دور از هر گونه دغل و ناراحتی باشد. لذا مسئول روابط عمومی‌ باید دانشمند هنرور و متعهد باشد.

بحران نگرش به حرفه روابط عمومی در ایران

 

بحران نگرش به حرفه روابط عمومی در ایران:


در حال حاضر بدلیل عدم شناخت مسئولین از نقش روابط عمومی در سازمان این حرفه در نازلترین جایگاه ارزشی خود قرار دارد.

باید به یاد داشته باشیم که خلاء اطلاعات زمینه بروز بحران خواهد بود و شایعه نیز رواج پیدا می‌کند. با توجه به اینکه روابط عمومی باید سمبل افکار و همه در خواسته‌های مخاطبان خود باشند. چون باید با مردم رو راست بود. نداشتن نظام جامع ارتباطی نیز به این بی توجهی به روابط عمومی دامن میزند زیرا باعث بروز بی اعتمادی در جامعه می‌شود.

چرا باید روابط عمومی همیشه فدا شود و یا سلاخی گردد. آیا دیواری کوتاه‌تر از دیوار روابط عمومی در این مملکت پیدا نمی‌شود؟ با وجود اساتید روابط عمومی ـ دانشگاها ـ منابع فراوان و سایت‌ها، هنوز این حرفه گمنام و ناشناس می‌باشد. روابط عمومی را در دنیا کنونی نمی‌بینید.

چه کارهای شایسته در همه سطوح مختلف و مهم در جهان صورت می‌دهد و این عملکردها ادامه دارد. آیا هیچ مدیری در این مملکت یک بار یک مقاله درباره اهمیت روابط عمومی خوانده است. فکر نمی‌کنم. البته باید این سوال را از خود روابط عمومی هم پرسید که چه کرده ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟

روابط عمومی‌ها به سوی پانسمان اولیه رو آورده‌اند. در حالی که این زخم باید جراحی کامل شود. بجای ارتباط درست و شفاف، موثر با افکار عمومی فقط خواستیم ظاهر زخم را بپوشانیم. باید روابط عمومی اعتماد آفرینی کنند و آن را توسعه دهند. نه اینکه در جا بزنند. زیرا دولت نیز به روابط عمومی توانمند و پویا و حرفه‌ای نیز نیازدارد. نه با شرایط روابط عمومی فعلی کشورما. زیرا روابط عمومی با کمترین امکانات کار انجام میدهند. باید بودجه‌ای که برای روابط عمومی ها هزینه می‌شود نتایج و آثار آن برای مردم جامعه قابل لمس کردن باشد و تاثیر آن در زندگی‌شان دیده شود.

در عصر حاضر و شرایط کنونی با گسترش باور نکردنی ابزارهای اطلاع رسانی خصوصاٌ در فضای مجازی، اطلاع رسانی توسط روابط عمومی ها نه یک امر معمولی بلکه یک کار عظیم تخصصی و وظیفه هر سازمان میباشد که برای تصمیم گیری‌های و تصمیم‌سازی‌ها خود برنامه مدون و به روز داشته باشند. که نتیجه آن نزدیک‌تر شدن مردم به دولت و احترام به حقوق و افکار عمومی خواهد بود.

بیاییم روابط عمومی‌ها را بادیگر حرفه‌ها این مملکت مقایسه نکنیم و روابط عمومی‌ها را با جایگاه واقعی و تاریخی آن و با عملکردهای مثبت آن بهتر ببینم. نه اینکه جایگاه آن تقلیل دهیم. زیرا روابط عمومی‌ها هم دانش است و هم هنر و باید به دور از هر گونه دغل و ناراحتی باشد. لذا مسئول روابط عمومی‌ باید دانشمند هنرور و متعهد باشد.

(قربانعلی تنگشیر)

هفت قانون فروش حرفه ای (2)

قانون دوم: ایجاد صمیمیت و اعتماد

با‌وجود همه داده‌ها و تخصص‌هایی که در فرایند فروش مورد استفاده قرار می‌گیرد ، اکثریت قریب‌به‌اتفاق تصمیمات خرید بر پایه احساسات، مخصوصا احساس خریداران نسبت به محصول و فروشنده اتخاذ می‌شود. نوع احساس خریدار به فروشنده ، نوع احساس او نسبت به کل شرکت را شکل می‌دهد.
بهترین فرایند فروش فرایندی است که طی آن ، مشکلات مصرف‌کننده را ( با جزئیات واقعی ) به او گوشزد کرده و سپس مزایای حاصل از راه حل‌های خود را به او نشان می‌دهید.البته ، بزرگ‌ترین بخش فروش تا بعد از فروش ادامه پیدا می‌کند.

وقتی فروشی انجام می‌دهید ، باید خدمت یا محصول را تحویل دهید و مطمئن شوید که به‌طور رضایت‌بخشی نصب شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد و تا زمان مشخصی بعد از فروش، پاسخگوی شکایات و نگرانی‌های مشتریان باشید. به همین دلیل، مشتری در ابتدا به‌دنبال ارتباط است. تا زمانی که مشتری نگران است ، ارتباط با فروشنده بسیار مهم‌تر از خود محصول یا خدمت است.

قانونی با عنوان «قانون تلاش غیر‌مستقیم» در فروش وجود دارد.بر اساس این قانون هرچه بر ارتباطات تمرکز کنید ، فروش بهتری خواهید داشت.اما هرچه بیشتر بر فروش تمرکز کنید و ارتباطات را نادیده بگیرید، احتمال فروش یا برقراری ارتباط خوب با مشتری ضعیف‌تر خواهد شد.اعتماد و اعتبار مهم‌ترین عوامل در ارتباطات فروش هستند.مشتری باید کاملا به شما (فروشنده) اعتماد کند و اطمینان قطعی داشته باشد که به تعهدات خود عمل خواهید کرد.مشتری باید معتقد باشد که کارایی محصول و خدمت شما همان است که در ابتدا گفته‌‌اید و به همان ترتیب هم باقی خواهد ماند.صحبت به فروش منجر نمی‌شود.بین تعداد سوالاتی که درباره نیازها و خواسته‌های مشتری می‌پرسید و قدرت ارتباطی که شکل می‌دهید، رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. صحبت به فروش منجر نمی‌شود ، پرسیدن به فروش منجر می‌شود.

به علاوه، بین گوش‌دادن دقیق به پاسخ‌های مشتریان و میزان علاقه و اعتماد مشتری به شما رابطه مستقیمی وجود دارد.واقعیت این است که گوش دادن اعتماد به‌وجود می‌آورد. برای ایجاد ارتباطی قابل اعتماد بین فروشنده و مشتری ، هیچ راهی سریع‌تر و موثرتر از پرسیدن سوالات بسیار از مشتری و گوش سپردن دقیق به پاسخ‌ها نیست.

هر‌چه دقیق‌تر به سخنان مشتری گوش بسپارید ، علاقه و اعتماد او به شما افزون‌تر شده و پذیرای محصولات و خدمات شما خواهد بود.سوالات ، کلید کار و اعتماد ، عامل حیاتی در این فرایند هستند.

تهیه کننده: امیرحسین رضایی

الگوهاي هماهنگي استراتژي روابط عمومي:

الگوهاي هماهنگي استراتژي روابط عمومي:

همانطور که می دانیم اهمیت هماهنگی تا آنجاست که می‌توان مدیریت را معادل هماهنگی دانست. سایر وظایف مدیریت از قبیل برنامه‌ریزی، سازماندهی و کنترل خود از ابزارهای هماهنگی محسوب می‌شوند (اعرابی، 1385). برقراری هماهنگی همواره یکی از نگرانی‌های مدیران سازمان‌ها بوده‌است. سؤال اساسی این است‌که مدیران چگونه می‌توانند بین شرایط محیط و قابلیت‌های درونی سازمان هماهنگی بوجود آورند تا عملکرد سازمان را بهبود بخشند؟ و چگونه به گزینه‌هایی برای هماهنگی استراتژیک می‌رسند؟

از آنجا که محیط خارجی به صورت مداوم در حال تغییر است و اغلب نمی‌توان شرایط آینده را پیش بینی کرد، برقراری هماهنگی بسیار مشکل بوده و مستلزم رفع نواقص و کاستی‌های داخلی و ایجاد قابلیت‌های جدید در طول زمان می‌باشد. ایتامی ‌در سال 1987، این موضوع را تحت عنوان هماهنگی پویا مورد بررسی قرار می‌دهد و نقش مدیریت را در دنیای امروز، هم ایجاد و هم رفع این هماهنگی دانسته است. مدیریت باید به سختی تلاش‌کند تا بین استراتژی‌ها، سیستم‌ها و فرایندها ارتباط برقرار کند تا موجب بهبود عملکرد سازمان شود. از سوی دیگر، سازمان باید به طور مستمر تغییرکند تا به قابلیت‌های جدیدتری دست یابد و بتواند به سمت آینده جهت‌گیری کند. بنابراین، هماهنگی استراتژیک مستلزم ایجاد قابلیت‌های پایدار در طول زمان برای کسب فرصت‌های بیرونی است. این هماهنگی می‌بایست بتواند در سطوح مختلف سازمان، در درون هر زیرسیستم، در تعامل میان زیرسیستم‌ها با یکدیگر، در تعامل سیستم‌ها با سیستم‌هایی که محیط آنها را تشکیل می‌دهند (شامل سیستم‌های فعال در محیط داخل سازمان و سیستم‌های برون سازمانی) بطور موفقیت‌آمیزی برقرار‌ شود. تنها در این شرایط است‌که می‌توان به شکل‌گیری یک کل واحد که از عهدة برآوری انتظارات و اهداف گوناگون سازمان برآید، امیدوار بود. برای ایجاد هماهنگی و انسجام بین استراتژی روابط عمومی و سایر عناصر سازمانی، لازم است الگویی محور هماهنگی قرار گیرد. در این بخش، به چند الگوی رایج برای ایجاد هماهنگی اشاره می گردد:

 

 

 

 

الف) الگوی بخردانه (عقلایی، سلسله مراتبی)

 

این الگوها در میانه دهه 1980، با نگرش عقلایی، منطقی متکی بر استراتژی سازمان طراحی شده‌اند. الگوهای بخردانه که با اسامی دیگری نیز نامیده می‌شود (الگو‌های سازگار/ میشیگان یا الگوی  کنترلی/  اشنایدر یا الگوی روابط زنجیره ای و سلسله مراتبی)، یکی از رویکردهای مطرح هستندکه به علت سهولت و سادگی و متکی بودن به منطقی روشن بسیار مورد استفاده قرار‌می‌گیرند. این الگو‌ها فقط در صورتی قابل طراحی هستند که استراتژی سازمان به صورت آماده، از قبل تهیه شده باشد. البته در این صورت هرگونه اشتباه و انحراف در فرایند تدوین استراتژی سازمان، عیناً به استراتژی روابط عمومی نیز سرایت می‌کند. از ویژگی‌های این الگو می‌توان به زنجیره‌ای بودن، در نظرگرفتن همه عوامل با تساوی احتمال و برقراری هماهنگی‌های عمودی اشاره کرد. بدین ترتیب استراتژی روابط عمومی، مستقیماً بر اساس استراتژی سازمان و همسو وهم راستا با آن تعیین می گردد

ب) الگو‌ی فزاینده (طبیعی، دایره ای)

در پاسخ به چالش هماهنگی، از اواخر دهة 1980، الگوهای دیگری با عنوان الگو‌های فزاینده (طبیعی، دایره ای) مطرح شد. مطابق این الگو؛ (الف) می‌دهد (ب)، اما عوامل دیگری نیز وجود دارد که بر (ب) تأثیر می‌گذارد؛ به نام (ج) که می‌توان آنها را عوامل نهادی یا عوامل واقعی کننده نامید. این الگوها در فرایند تدوین استراتژی روابط عمومی، به نقش عوامل سیاسی و نهادی درون و بیرون سازمان بسیار بیشتر از محاسبات و عوامل کمی ‌و فنی، توجه نشان می‌دهند

 

ج) الگوی یکپارچه (ترکیبی، همه جانبه)

نگرش نقاط مرجع استرات‍ژیک به طراحان استراتژی این امکان را می‌دهد که ضمن بهره‌مندی از مزایای هر دو الگوی بخردانه و فزاینده، با ملاک قراردان معیارهای محوری، اولویت‌های کلی سیستم را تعیین کرده و در استراتژی بگنجانند، به طوری که کلیه گروههای ذینفع مطابق مبانی و اصول مورد نظر، هدایت و مدیریت شوند. نقاط مرجع استراتژیک هدف یا الگوهای شاخصی است که تصمیم‌گیرندگان سازمانی برای ارزیابی راه‌ها یا گزینه‌های خود به‌کارمی‌برند تا بتوانند بدان وسیله تصمیم‌های استراتژیک را اتخاذ کنند و اولویت‌های کل سیستم را به آگاهی‌گروه‌های ذینفع اصلی برسانند (بامبرگر و مشولم،2000).

روابط عمومي خطوط قرمزو چالشهاي پيش رو:

روابط عمومي خطوط قرمزو چالشهاي پيش رو:

یکی از مهمترین چالشهای کنونی نظام خبر و اطلاع رسانی در کشور ما تشخیص مرز شفافیت و خطوط قرمز است، به نحوی که این موضوع به محل چالشی در عرصه رسانه ها، سازمانها و حلقه های واسط یعنی روابط عمومی ها بدل گشته است. هریک از این بخشها به لحاظ ملاحظات ساختاری و ماهیتی از طرفی سعی در پایبندی به جریان آزاد اطلاعات دارند و از سویی رعایت خطوط قرمز و حریم های اطلاع رسانی مد نظر قرار می دهند. اما براستی محدوده خطوط قرمز در کجا قرار دارد؟ چه کسی آن را تعیین می کند؟ چه مبانی یا روشهایی در ترسیم جایگاه آن وجود دارد و چگونه می توان به درستی حریم ها و مرزهای تعیین شده پی برد؟
به طور مشخص در فرایند اطلاع رسانی در سازمانهای دولتی سه عامل اصلی و تاثیرگذار وجود دارد:

۱) مدیر سازمان
۲) روابط عمومی سازمان
۳) مردم یا مخاطبان سازمان (رسانه ها)

آنچه به عنوان محل اختلاف و گاه تنش در جریان اطلاع رسانی قرار دارد مرزبندیهایی است که هر یک از این سه برای خود در نظر می گیرند.
بنابر واقعیات جاری کشور ما معمولا آنچه از نظر مدیر دستگاه مرز اطلاع رسانی یا خط قرمز است با دیدگاه روابط عمومی آن دستگاه منطبق نمی گردد. مدیران معمول موضع محتاطانه تری در انتشار اخبار، اطلاعات سازمان خود دارند و روابط عمومی ها به دلیل تعهد حرفه ای ، دایره وسیعتری را در خبر رسانی مدنظر قرار می دهند و این اختلاف نظر، گاه به وقوع تنش میان این دو مبدل می گردد. از سویی کشمکش دیگری در نقطه انعکاس اخبار و اطلاعات از روابط عمومی به مخاطب شکل می گیرد. در این بین معمولا انتظارات مخاطب فراتر از خروجی های روابط عمومی است که البته اقناع و مجاب ساختن او با رعایت حد و مرزهای خبری کار ساده ای نیست.
با مروری گذرا به کارکرد اطلاع رسانی در دستگاههای دولتی، گرایش به سلایق و دیدگاههای مدیران سازمانها به شکل بارزی در روابط عمومی ها رایج است. این موضوع که در پیکره اغلب سازمانها رواج یافته از فاصله معنی دار روابط عمومی ها با رسالت حرفه ای و تخصصی خود در امر اطلاع رسانی حکایت دارد. آنگاه که سازمان احساس می کند لازم است اطلاعات و اخباری در مورد موضوعی به آگاهی مردم برسد یا آنکه بر اثر فشار افکار عمومی و انتظار عطش آگاهی از جزئیات موضوع ، سازمان را به واکنش وادار می سازد. ماجرای نحوه اطلاع رسانی، مرز و حریم آن آغاز می گردد، در یک سو مدیر سازمان به عنوان پاسخگوی تمامی مسایل و تعهدات سازمان به مسئولین مافوق یا خدمت گیرندگان و در یک سو روابط عمومی سازمان با مسئولیتهای حرفه ای و فشار رسانه ها و افکار عمومی قرار دارد و از طرفی دیگر مخاطب به نمایندگی از او رسانه ها اعم از روزنامه، خبرگزاریها و رادیو و تلویزیون جای دارند.
در این رابطه هریک از سه طرف موضوع با در نظر گرفتن جایگاه و وظایف و مسئولیتها حد و مرزی را در اطلاع رسانی یا اطلاع یابی برای خود قائلند که در جای خود قابل توجه و نیازمند بازکاوی است:

● خطوط قرمز از نظر مدیرسازمان
همانگونه که گذشت مدیر هر دستگاه بنابر حساسیتها و تعهدات سازمانی که گاه با مسایل حساس همانند امور امنیتی و سیاسی کشور مرتبط است به موضوع اطلاع رسانی نگاه متفاوتی دارد و خطوط قرمز نزد اوبسیار پر رنگ تر از مطالبات و تقاضای موجود در یافتن اخبار و اطلاعات است او به دلیل موقعیت حساس خود نگاه محتاطانه تری در شفاف سازی مسایل دارد و معمولا به دلیل در نظر گرفتن برخی ملاحضات و یا آگاه بودن از مسایل پیچیده و محرمانه تمایل کمتری در بازگویی اخبار دارد. به همین سبب مدیران دستگاهها به اقتضای حساسیت نوع فعالیت سازمان همواره با فاصله معناداری از رسانه ها حرکت می کنند و به طور معمول روابط عمومی سازمان را در مقابل فشار افکار عمومی قرار می دهند و پاسخگویی به موضوع را به این بخش احاله می دهند در اینجا چالش و اختلاف نظر مدیر سازمان با روابط عمومی اش آغاز می گردد. مدیر روابط عمومی دستگاه طبعا به دلیل مسئولیتها، تعهدات و نگاه حرفه ای که به حوزه اطلاع رسانی دارد کار سختی را در انجام همزمان مسئولیتهای سازمانی و نقش های حرفه ای خواهد داشت بنحوی که شاید کمتر از عهده هر دو جنبه بخوبی برآید.

● خطوط قرمز و حرفه روابط عمومی
به قولی معروف، روابط عمومی نزد مخاطبان وکیل مدافع سازمان و نزد مدیران سازمان، مدعی العموم مردم است اما درست همین نقطه محل چالش است. چگونه می توان در بعد اطلاع رسانی این دو را یکجا جمع کرد. به نحوی که با تعیین مرزی هم رسالت حرفه ای روابط عمومی در شفافیت و اطلاع رسانی حفظ شود و هم مدیر دستگاه از افشای برخی اطلاعات سازمان خشمگین نگردد.
روابط عمومی ها با اشراف کامل به مسایل و اطلاعات سازمانها در این بین وظیفه حرفه ای خود می دانند که موضوعات مورد نیاز مخاطبان را به طور شفاف تا مرز اقناع به ایشان منعکس و در عین حال حد و مرزها و خطوط قرمز را نیز حفظ کنند، اما آیا می توانند در این کار توفیق کاملی داشته باشند؟ موضوع نارضایتی و دلخوری رسانه ها از اطلاع رسانی ضعیف و ناکافی دستگاهها از کجا نشات می گیرد؟ روابط عمومی ها چگونه باید بین آنچه که مخاطبان را اقناع می کند در برابر حریمی که خود بدان قائلند و یا از آن سخت گیرتر مدیران سازمانها در نظر دارند گزینش درستی صورت دهند؟ در صورت بروز اشتباه آسیب و خسارت متوجه چه کسی خواهد بود؟
پیامد سختگیری در انعکاس اخبار و اطلاعات، بروز پدیده نامیمون منابع غیر رسمی اطلاعات در بدنه سازمانهاست به این علت که رسانه ها برای بدست آوردن جزئیات خبر وقتی از روابط عمومی دستگاه و منابع رسمی نا امید می شوند به سراغ منابع غیر رسمی در درون سازمانها می روند و این امر پیدایش باندهای خبری و اطلاعاتی را در سازمانها موجب می گردد و از طرفی روابط عمومیها را از وجاهت در درون دستگاه خلع نموده به حاشیه می راند.
آنچه مسلم است شفافیت در اطلاع رسانی، جزو ذات حرفه روابط عمومی است اما هنگامی که روابط عمومی در جریان ارتباط با مدیر دستگاه مطابق با مشی مورد نظر او حرکت کند، مخاطبان به دلیل قرار گرفتن او در قالب مدیر سازمان به کیفیت اطلاع رسانی او با دیده تردید خواهند نگریست و آن را غیر شفاف و مبهم خواهند دانست و در صورت ناهماهنگی با مشی مدیر دستگاه بین این دو اصطحکاک به وجود خواهد آمد و این تنش ادامه خواهد داشت تا جایی که یکی از این دو عرصه را به نفع دیگری خالی کند که تجربه نشان داده در این گیرو دار نهایتا روابط عمومی ها به لحاظ موضع ضعیف تر قربانی سلیقه و دیدگاه مدیران سازمانها می شوند و به جای شفاف سازی توجیه گر رفتار و عملکرد سازمان خود می شنوند.

● خطوط قرمز و مخاطب
گرچه مخاطب نهایی سازمانها در اطلاع رسانی اقشار مختلف مردمند اما رسانه ها اعم از خبرگزاریها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون به عنوان نماینده افکار عمومی در کسب اخبار نوک پیکان مطالبات مردم هستند.روی دیگر اختلاف و درگیری روابط عمومی ها زمان انعکاس اخبار به این مخاطبان است آنجایی که نمایندگان رسانه ها برای تهیه اخبار روزانه خود دائما عملکرد فعالیت دستگاهها و سازمانهای مختلف مرتبط با مسایل اقتصادی، سیاسی و ... را زیر نظر دارند و مرتب با سازمانها و روابط عمومی ها در ارتباط و تعامل هستند، به لحاظ ماهیت و ذات حرفه رسانه ای و لزوم اقناع مخاطبان خود و ایجاد جاذبه، مشتاق کسب اخبار و اطلاعات عریان و شفاف با تمام جوانب و زوایای آن هستند تا بتوانند ضمن انعکاس اصل موضوع، تحلیل جامع و جذابی از آن تهیه کنند، در این بین اختلاف و چالش به شکل دیگری نمایان می شود نخست این که رسانه ها از روابط عمومی انتظار دارند جزئیات کاملی از مسایل مورد نظر منعکس کند، حال آن که روابط عمومی که خود پیش از آن برسر نحوه انعکاس خبر مرحله ای سختی را گذرانیده در روی دیگر، با نمایندگان افکار عمومی به شکل دیگری دچار تعارض و بحث و چانه زنی خواهد شد بدین سبب روابط عمومی در این چرخه از سویی به دلیل مواجهه با دو دیدکاه متفاوت در تعیین خط و مرز خبر رسانی دچار مساله خواهد شد.

۱) دیدگاهی که انعکاس خبر را در حد قطره چکانی و محتاطانه کافی می داند.
۲) دیدگاهی که اطلاعات را در عریان و شفاف می خواهد.

● سخن آخر
امروزه سازمانها و دستگاههای دولتی کشور، ناگزیر از تطبیق شیوه های خبررسانی خود با روشهای نوین هستند فلدا حل چالشهایی از قبیل تعیین مرزبندیهای خبری اطلاع رسانی و از همه مهمتر شفاف سازی عملکرد خود برای اقناع افکار عمومی و هم جهت ساختن آنها با برنامه ها و استراتژیهای کلی کشور امری ضروری است بنابر این به حداقل رسانیدن تنش ها و اختلاف، در محدوده اطلاع رسانی و رسیدن به نقطه تفاهم در مرزبندیها و خطوط قرمز با حفظ اصل شفافیت و رعایت شان حرفه ای تریبونهای سازمانها یعنی روابط عمومی ها لازم به نظر می رسد.

روابط عمومي تجاري:

روابط عمومي تجاري:

برای اینکه مفهوم روابط‌عمومی تجاری روشن شود، ابتدا روابط‌عمومی را (همچون تبلیغات که به تبلیغات تجاری و تبلیغات سیاسی تقسیم می‌شود) به روابط‌عمومی تجاری و روابط‌عمومی سیاسی تقسیم کردیم. همان‌طور که در عصر انحصار اقتصادی و سیاسی، روابط‌عمومی سیاسی، فعال و غالب است. روابط‌عمومی تجاری، محصول، فرزند و خاستگاه فضای رقابتی اقتصاد است. هرجاکه انحصار حاکم است، نه مشتری‌مداری معنایی دارد و نه روابط‌عمومی تجاری کارامدی لازم را. در روابط تجاری، تمامی قسمت‌های سازمان از مدیران ارشد گرفته تا نگهبانان سازمان، سعی در ارتباط مناسب با مخاطبان دارند. درصورتی‌که در روابط عمومی سنتی (سیاسی) این مسئولیت فقط بر عهده واحد روابط عمومی (انحصار) است. در روابط عمومی تجاری، تمامی صفحات و قابلیت‌های سایت سازمان با دیدگاه روابط‌عمومی و ایجاد ارتباط با مشتریان طراحی و تدوین می‌شود. به‌بیانی‌دیگر، می‌توان گفت در روابط‌عمومی تجاری می‌بایستی به مشتریان خدمات مادرانه ارائه کرد. مادر ضمن شیردهی به کودک، او را نوازش می‌کند، کودک را می‌جنباند تا از جنبیدن لذت ببرد و در نهایت با صدای روح‌نواز و دلنشین برای او می‌خواند تا آرام بگیرد و چند ساعتی به خواب ناز برود. براستی تاکنون به این شیوه مشتری‌نوازی از سوی مادر دقت کرده‌ایم، مادری که در تمام دوران عمر خود به فرزندان خود برای همیشه این‌گونه خدمت می‌کند. بنابراین، ضرورت توجه و نگاه به مشتری با دیدی ژرف، از ارکان روابط‌عمومی تجاری است.

تفاوت روابط عمومی تجاری با تبلیغات تجاری
یکی از مهم‌ترین و جدی‌ترین مباحثی که با مطرح کردن روابط‌عمومی تجاری به‌وجود می‌آید، تفاوت روابط‌عمومی تجاری و تبلیغات است.
جدول 1، برخی تفاوت‌های روابط‌عمومی تجاری و تبلیغات تجاری را نشان می‌دهد. به‌طورکلی تفاوت‌های ماهیتی و فعالیتی بین روابط‌عمومی تجاری و تبلیغات تجاری وجود دارد، اما نباید روابط‌عمومی تجاری را با تبلیغات تجاری (بازرگانی) یکی دانست، هرچند مشترکات فراوانی دارند. اما روابط‌عمومی تجاری همان تبلیغات تجاری (بازرگانی) نیست.

ساختار و ابزار روابط عمومی تجاری
واقعیت غیرقابل انکار این است که روابط‌عمومی تجاری نیازمند ساختاری مشتری‌مدار است. ساختاری که بتواند به هر یک از مشتریان، در هر زمانی و در هر مکانی پاسخ‌گو باشد و چنین ساختاری نیازمند توسعه استراتژیک روابط‌عمومی در تمامی لایه‌های ارتباطی با مشتریان است. یعنی بایستی استراتژی مشتری‌مدار، سازمان مشتری‌مدار، مدیران مشتری‌مدار و کارکنان مشتری‌مدار طراحی کنیم. در روابط‌عمومی تجاری، می‌توان به بخش‌هایی چون: شناسایی نیازهای مخاطبان (تحقیقات بازار)، تبلیغات، پاسخ‌گویی به مشتریان و ... اشاره کرد. این درحالی است که در حالت سنتی، روابط‌عمومی (سیاسی) از بخش‌هایی چون: سمعی و بصری، مطبوعات، مراسم و ... تشکیل می‌شود. ساختار روابط‌عمومی تجاری بر سه محور زیر تأکید بیشتری دارد:

  1. تحقیقات بازار
  2. اطلاع‌رسانی گسترده و فراگیر
  3. پاسخ‌گویی به مشتریان

 

چرا روابط‌عمومی تجاری ظهور کرد؟


به‌جرأت می‌توان گفت که تا پایان جنگ دوم جهانی، جریان یک‌سویه اطلاعات و ارتباطات در تمامی سطوح از جمله ارتباط بین دولت‌ها و ملت‌ها و همچنین مشتریان و سازمان‌ها حاکم بوده است. این رویکرد در عرصه اقتصادی پس از جنگ دوم جهانی بین مشتریان و سازمان‌ها به‌واسطه گسترش و تنوع محصولات کیفی و رقابت جدی در بین تولیدکنندگان به آرامی به طرف نوعی از ارتباطات دوسویه با مفاهیمی همچون خدمات پس از فروش، مدیریت ارتباط با مشتریان، نظام پیشنهادگیری از مشتریان و ... حرکت کرد.
این‌گونه رفتار، خروج از فضای صرف تبلیغاتی بود زیرا تبلیغات به‌تنهایی کارا نبوده و مشتریان نیازمند پاسخ‌گویانی به سوالات خود بودند. از این‌رو می‌بایستی سیستمی برای پاسخ‌گویی به مشتریان طراحی می‌شد، چیزی که تا آن زمان وجود نداشت و پاسخ‌گویی به سوالات مشتریان در مقابل کالاها و خدمات، موضوعی کمرنگ در تجارت محسوب می‌شد.
تبلیغات یک‌سویه بود، یعنی حسن‌ها را بزرگنمایی و عیب‌ها را کوچک‌نمایی می‌کرد. واحدهای تبلیغات شرکت‌ها نیازی به پاسخ‌گویی را احساس نمی‌کردند، اما مشتریان این نیاز و احساس را داشتند. در چنین شرایطی، اطلاع‌رسانی و ارتباط با مشتریان اهمیتی به مراتب بیشتر از تبلیغات پیدا کرده و ضرورت سازماندهی مجدد شیوه‌های ارتباطی مشتریان و سازمان‌های اقتصادی را روشن می‌کند.
روابط‌عمومی با ماهیت ذاتی خود که کارکردی دوسویه دارد، جانشین مناسبی برای تبلیغات است، چون هم به اطلاع‌رسانی تأکید بیشتری دارد و هم شنونده‌بودن را بر گوینده‌بودن ارجحیت می‌دهد. معروف و مشهورشدن شرکت‌هایی بزرگ (مایکروسافت و ...) در دهه اخیر به‌کمک روابط‌عمومی و نه تبلیغات، اهمیت روابط‌عمومی را در عرصه‌های اقتصادی روشن کرده است، اما نمی‌توان روابط‌عمومی را با کارکردهای گذشته (کارکرد در سازمان‌های دولتی و سیاسی) به‌کار گرفت و لازم است نوعی از روابط‌عمومی را طراحی کرد که توانایی پاسخ‌گویی به نیازهای سازمان‌های اقتصادی را داشته باشد. ما این روابط‌عمومی را «روابط‌عمومی تجاری» می‌نامیم.

روابط‌عمومی تجاری باید طراحی شود
با توجه به نقش و جایگاه روابط عمومی در فرایند توسعه ارتباطات سازمانی و بالاخص تأثیر آن در رضایت‌مندی مشتریان، امروزه شاهد آن هستیم که وجود هرگونه نقص و یا آسیبی در ساختار، ابزار و فرایند فعالیت‌های روابط‌عمومی، تمامی ابعاد، قابلیت‌ها و نقش‌های آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از این‌رو، بی‌تردید توجه به شناخت دقیق هر یک از محورهای عملکردی روابط‌عمومی، آسیب‌ها و ارزشیابی عملکرد در مؤسسات اقتصادی و اجتماعی، گامی بزرگ در تسریع مشکلات و تدوین استراتژی مناسب روابط‌عمومی در کشور قلمداد می‌شود. با چنین رویکردی هنگامی که روابط‌عمومی وارد عرصه اقتصادی می‌شود، باید طوری طراحی شود که در راستا و جهت استراتژی اتخاذ شده و اهداف سازمانی قرار گیرد.
برای این منظور، روابط‌عمومی باید عوامل زیر را موردتوجه قرار دهد:
1. ساختار (بخش‌های) سازمانی: ساختار و شرح وظایف روابط‌عمومی باید طوری طراحی شود که اهداف و استراتژی سازمانی را براورده سازد. مثلاً، اگر استراتژی سازمان تمرکز بر مخاطبان باشد، بخش‌های روابط‌عمومی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که به تحقق این هدف کمک کنند. مثلاً، می‌توان به بخش‌هایی همچون: شناسایی نیازهای مخاطبان، مدیریت ارتباط با مخاطبان، افکارسنجی مخاطبان و ... اشاره کرد. این درحالی است که در حالت سنتی روابط‌عمومی از بخش‌هایی چون سمعی و بصری، مطبوعات، مراسم و ... تشکیل می‌شود.
2. فرهنگ سازمانی: هر سازمانی، هنگامی که تغییری در استراتژی و فرایندها و فعالیت‌های خود می‌دهد، معمولاً با مخالفت مدیران، کارکنان و مخاطبان خود روبه‌رو می‌شود که گاهی ممکن است فرایند جدید را با شکست مواجه کند. در این خصوص مدیران روابط‌عمومی در سازمان‌هایی اقتصادی باید تدابیری بیندیشند که بتواند مقاومت‌های موجود را به حداقل برساند و تلاش کنند که استراتژی ارتباطی را به یک فرهنگ در سازمان تبدیل کنند. درگیر کردن کارکنان (مثل شرکت دادن آنها در تصمیم‌گیری‌های روابط عمومی)، افکارسنجی مخاطبان، ایجاد ارتباط مؤثر با مشتریان، ایجاد سیستم‌های انگیزشی (همانند تخصیص هدایا و امکانات به مخاطبان، ایجاد پست الکترونیکی، درج خبرهای ویژه، ارائه پاداش به کارکنان)، ارائه آموزش‌های لازم و ... از راهکارهایی است که می‌تواند مقاومت را کاهش دهد.
3. مهندسی مجدد کارکنان: هنگامی که سازمان‌ها وارد فعالیت‌های تازه‌ای می‌شوند، چندان معقول به‌نظر نمی‌رسد که با کارکنانی ناتوان ادامه کار بدهند. ما احتیاجی به تاکتیک‌گرایان نداریم بلکه استراتژیت‌ها هستند که برای ما مهم‌اند. به‌غیر از متخصصان ارتباطات، چه کسانی توانایی توسعه استراتژی ارتباطی، گسترش دامنه پیام‌ها و سنجش پاسخ‌ها را دارند؟ شرکت‌های تجاری باید به شرکت‌های روابط‌عمومی و متخصصان ارتباطات فعال در سازمان‌های خود روی بیاورند، چرا که آنان فرمانروایان استراتژی‌اند.

نتیجه‌گیری
در روابط‌عمومی تجاری، مشتری‌مداری به‌عنوان جنبه‌ای از ارتباطات انسانی می‌بایستی موردتأیید و تأکید قرار بگیرند. به‌خصوص در سازمان‌های اقتصادی به‌‌عنوان رویکرد اصلی و جدی خود در ارتباط با مشتریان آن را برگزیده‌اند. این رویکرد می‌تواند در چارچوب چرخه کیفیتی پروفسور دمینگ، صاحبنظر برجسته مدیریت، تعریف و سازماندهی شود. به‌این معنا که ادارات عمومی تجاری، مشتری‌مداری را در چهار مرحله فعالیت زیر استوار سازند تا روابط‌عمومی تجاری ایجاد و توسعه یابد.


1. نیازسنجی: روابط‌عمومی تجاری می‌بایستی دو گوش را جایگزین زبان کند و بجای هیاهو و غوغا، شنونده خوبی برای مشتریان باشد.
2. برنامه‌های ارتباطی را سازماندهی کند
3. اجرا: اجرای فعالیت‌های مشتری‌مدارانه در روابط‌عمومی تجاری می‌بایستی بر منافع دوطرفه (نگرش برنده - برنده) انجام پذیرد.
4. ارزیابی: ارزیابی تمامی فعالیت‌ها یعنی ارزشیابی از طریق پرسشنامه و اثربخشی از طریق مصاحبه، همواره می‌بایستی تأکید شود و هرگز نباید به فراموشی سپرده شود.
به‌طور خلاصه فلسفه ایجاد و تداوم روابط‌عمومی‌ در سازمانها از دو روش مردم‌مداری و مشتری‌مداری پیروی می‌کند.

چالشهاي موجود درروابط عمومي

چالشهاي موجود درروابط عمومي

با توجه به اینکه از پیدایش روابط عمومی در ایران حدود نیم قرن می گذرد هنوز روابط عمومی با مسایل مختلفی مواجه است. متاسفانه بررسی تاریخی این دانش در ایران نشان میدهد که به رغم وجود اندیشه ها و ایده های اصلاح طلبانه برای توسعه آن، هیچ گونه اقدام عملی بنیادی در این زمینه صورت نگرفته است به همین دلیل است که امروزه روابط عمومی ها بیشتر وقت خود را صرف برطرف ساختن مشکلات خود می کنند. ورود به این مشکلات، توان و شرایط ایفای وظایف و رسالت راستین را از روابط عمومی گرفته است. چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی ( نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دست یابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است.چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه " خطر مدیریت مداری " را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد. چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایربخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است. نادیده انگاشتن و لحاظ نکردن برخی از بخش های مهم روابط عمومی در تشکیلات آن و عنوان های شغلی را باید از مسایل مهم در طراحی تشکیلاتی روابط عمومی دانست. متاسفانه در برخی موارد روابط عمومی را با تشکیلاتی نظیر حراست، گزینش و بازرسی در یک ردیف تحت عنوان ادارات کل قرار می دهند که این کار اقدامی نادرست است. چرا که گستره فعالیت های روابط عمومی در درون و بیرون سازمان فراگیرتر از فعالیت واحدهای دیگر است. به همین لحاظ، ارتقای جایگاه روابط عمومی و سطح تشکیلات آن باید به گونه ای باشد که بتواند در یک فضای ارتباطی مناسب به رسالت خود عمل کند. نکته دیگر اینکه میان مدیر روابط عمومی و مدیریت سازمان نباید فاصله ای وجود داشته باشد. در برخی سازمان ها، مدیران روابط عمومی به سختی می توانند با مدیر سازمان ارتباط مستقیم داشته باشند که دلیل این مساله نگرش منفی و نادرست مدیریت آن سازمان نسبت به روابط عمومی است. اگر چه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد.چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند.به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:
1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی درمجموعه سازمانی  روابط عمومی را یک مجموعه خدماتی می دانند.4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند. 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.
به طور کلی روابط عمومی به دلیل اینکه مورد قبول دستگاه ها نیست و دچار نبود وکمبود تخصیص اعتبارات برای کلیه فعالیت های خود است، مشکلات فراوانی را به دوش می کشد. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمبود کارشناس متخصص درعلوم ارتباطات مواجه هستند.مشکل دیگرناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش و موثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آن است که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی می کنند.در جامعه ایران نگرش به روابط عمومی صرفا تبلیغاتی است که این امر تحریف افکار و دورشدن روابط عمومی از رسالت اصلی خود شده است. مهمترین این آسیب ها عبارتند از: 1-جابه جا شدن وظایف 2-گسترش یافتن وظایف 3-ناهمگون بودن وظایف 4-پیش بینی شدن وظایف5-موازی بودن وظایف
به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود. به این معنا که وظایف هم سنخ با یکدیگر ترکیب شود، وظایف جابجا شده به مسئولان مربوطه سپرده، وظایف گسترش یافته غیر ضروری با ارکان مربوطه تعویض شود و وظایف گسترش یافته ضروری در قالب شرح وظایف جدید قرار گیرد و وظایف پیش بینی نشده در قالب ساختار جدید رسمیت یافته و وظایف موازی در هم ادغام شود.

 

آینــــده روابـط عمـومی

آینــــده روابـط عمـومی

اگر در گوگل «آینده روابط عمومی» را به انگلیسی جستجو کنید، در حدود 300 میلیون پاسخ در این موضوع پیدا می کنید. اگر 300 میلیون نباشد، احتمالا 300 میلیون و یک پاسخ وجود دارد، که این تعداد به مراتب از تعداد متخصصان روابط عمومی در این سیاره بیشتر است.
به نظر می رسد که هرکسی برای آن نظری داده باشد و شاید هم هرکسی برای آن ده نظر داده باشد! حقیقت این است که واقعا نمی داند.
سرعت مقیاس تغییر در چشم انداز اطلاعات بی سابقه بوده است. ده سال پیش، ما توییتر نداشتیم. ما تنها شروع کرده بودیم که فیسبوک داشته باشیم. امروز این ها و سایر رسانه های دیجیتال و اجتماعی چگونگی فعالیت روابط عمومی ما را دگرگون کرده اند.
اما حتی یک تحول عمیق تر در خلال دهه اخیر اتفاق افتاد، به ویژه از سال 2008. اعتماد عمومی که مردم به دولت، موسسات و شرکت ها داشتند به شدت مورد تردید واقع شد. اینکه آیا امنیت غذایی داریم، پرداخت های اضافی به مدیران عامل یا رسوایی دولت ها، باعث شد که روندی از زوال را در سراسر جهان شاهد باشیم. اعتماد ما نسبت به کسانی که در جایگاه مسئولیت برای انجام کارهای صحیح هستند جایگزین بی اعتمادی و بدبینی شد. سه سال پیش ما شاهد اشغال وال استریت در نیویورک بودیم. امروز ما مرکز هنگ کنگ را در اشغال می بینیم.
در همین زمان، چالش های جوامع در سراسر جهان تبدیل به پیچیدگی رو به افزایشی شده اند. کشورهای توسعه یافته هنوز هم از اثرات بحران های مالی و رکود اقتصادی، با سطح بالایی از بیکاری و بهبود نوپای اقتصادی روبرو هستند. کشورهای در حال توسعه در تلاش برای پاسخ به تقاضاهای رو به افزایش ساختارهای انرژی، غذا و استانداردهای بالاتر زندگی در عین حال مقرون به صرفه از همه نظر هستند. در سراسر جهان، رشد اقتصادی تلفات محیط زیست و بافت اجتماعی جوامع را در بر گرفته و در عین حال ثروت حاصل از آن به طور کامل میان همه مردم عادلانه توزیع نمی شود. بنابر یک گزارش اکسفام در سال جاری، 85 نفر از ثروتمندترین مردم در جهان بیشتر از سرمایه 3.5 میلیارد نفر را در اختیار دارند که بیش از نیمی از سرمایه بشریت است.
ارایه قدرت دیجیتال و رسانه اجتماعی به مردم همه جهان این نیروها را با هم در یک ترکیب قابل انفجار به ارمغان آورده است. افراد اکنون توانایی ایجاد تحرکات اجتماعی را در طول یک شب دارند. این صداهای اجتماعی که مهار شدند اکنون قدرت آن را دارند که دولت را سرنگون کنند، همچنان که در بهار عربی دیدیم، یا بالا بردن مسائل به کانون توجه، همانطور که ما می بینیم با توجه به چالش آب یخ آگاهی مردم از بیماری ALS بالا رفت. هرگز چنین نفوذ و قدرتی در بعد وسیع در میان بشریت وجود نداشته است یا قدرتی نبوده که سهم کمی در وضع موجود داشته باشد.
وقتی این به سادگی به معنای روابط عمومی است اینکه عموم صدایی دارند که بسیار بزرگتر از صدای ماست. جایی که پیش از روابط عمومی تا حد زیادی جریانی یکطرفه از اطلاعات بود، امروز، موضوعات متعددی از مکالمات است که بر یکدیگر اثر می گذارند و کانال شان هم شاهراه رسانه ای و از طریق امواج است. این امر متعاقب آن است که برندهایی که تاکنون فقط به دنبال کنترل خودشان بودند باید از داستان نویسی و کنترل دست بردارند و به طور مستقیم با مخاطبانی که در سراسر جهان پراکنده هستند به طور رادیکال و شفاف ارتباط برقرار کنند.
برای متخصصان روابط عمومی، این روندهای موجود فرصتی هستند، یک چالش، و همچنین من معتقدم، یک مسئولیت، برای کمک به بازسازی اعتماد از دست رفته مورد نیاز است. اینکه روابط عمومی در جایگاهی قرار گرفته است که به عنوان سرپرست نهایی و کارشناس برند و متخصص در درک محیط بیرونی است. برندها نیز در این محیط بایستی عامل باز برقرار کردن ارتباط با عموم بر مبنای یک رابطه متعامل مشترک از اعتماد باشند. به این منظور، برندها باید مرتبط، ویژه، اصیل، شفاف و متعامل باشند. بیشتر از همه این ها برندها باید هدفمند باشند.
آینده روابط عمومی هرچه که باشد، باید با نقش ویژه در مدیریت فضا میان برند ما و مخاطب ما پیوند بخورد. وقتی اعتماد ایجاد یا نابود شد، تسهیل مدار گفتگو و مشارکتی که از «کشش گرانشی» برند محافظت و آن را گسترش می دهد، صورت می گیرد. «کشش گرانشی» برند یک لایه محافظ از اعتماد را می سازد، مانند محافظت جوی یک سیاره از شهاب سنگ ها. همچنان که این امر قوی تر می شود، این همچنین فضای بیشتر و بیشتری را به درون آن می کشاند، گسترش نفوذ نام تجاری برند به عنوان نیرویی اجتماعی است.

ایجاد یک فروش به یاد ماندنی

ایجاد یک فروش به یاد ماندنی

مدیریت بازاریابی، تبلیغات و فروش

یکی از مسایل مهمی که فروشنده را به موفقیت می‌رساند، این است که بتواند فروش را در ذهن مشتری خاطره‌‌انگیز و به یاد ماندنی کند. براین اساس، چگونگی نوع برخورد و صحبت با مشتریان و فنون شروع و خاتمه مذاکره، بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود. در ادامه پنج نکته کلیدی برای پایدارتر کردن تاثیر صحبت‌هایتان در ذهن مشتری ذکر می‌شود که به کارگیری آن برای ایجاد یک فروش به یادماندنی ضروری است.

۱) شروع تاثیرگذار

قانون «اولین برخورد، موثرترین برخورد است» را همیشه در ذهن داشته باشید. برای تاثیرگذار بودن شروع، نیازی به صحبت کردن با صدای بلند یا حرکت‌های تند نیست بلکه باید طوری صحبت را آغاز کرد که شور، اشتیاق و علاقه را به خریدار منتقل کند. وقتی ما به عنوان فروشنده، واقعا مشتاقانه و با علاقه‌مندی در مورد کالا یا محصولاتمان صحبت می‌کنیم، این اشتیاق به خریدار منتقل می‌شود. در فروش‌هایی که فقط یک ملاقات لازم است، باید بتوانیم مخاطب را به سرعت و بلافاصله وارد گفت‌وگوی فروش کنیم. هر چند پرسیدن نام مشتری و تکرار آن در طول ملاقات برای ایجاد فضایی دوستانه مفید است، اما باید سعی کنیم اولین جملات ما متمایز از دیگر فروشندگان باشد.

در جلسات فروش با مشتریانی که قبلا با آن‌ها آشنا شده‌اید و نام و عادت‌های خرید آن‌ها را می‌دانید، مشتری را به اسم خطاب کنید. ضمن این که در جست‌وجوی راه‌های جدید و خلاقانه‌تری برای احوالپرسی و شروع صحبت باشید و از صحبت‌های دیگران الگوبرداری نکنید.

۲) تکرار عالمانه

فروشندگان حرفه‌ای سعی می‌کنند با شناسایی نیازهای مشتری و تکمیل تصویر ذهنی او، نکاتی را که برای او بهتر است و به آن‌ها نیاز دارد، بیش‌تر تکرار کنند. فراموش نکنیم که برای تاثیرگذاری قوی روی حافظهء مشتری باید نیازهای اطلاعاتی او را با جملات مناسب تامین کنیم و با تکرار پی در پی جملات رضایت او را جلب کنیم تا خریدار به نقطه تصمیم‌گیری برای خرید برسد. پس باید به صحبت‌های مشتری به دقت گوش دهیم و سعی کنیم دلیل واقعی مراجعه او را دریابیم. پرسیدن سوالات مکمل برای تشخیص نیاز واقعی مشتری ضروری است، زیرا ممکن است مشتری نتواند به طور واضح خواسته خود را بیان کند.

۳) تاکید عاقلانه

اگر بتوانیم ویژگی‌های اصلی و مزایای محصولمان را به شیوه‌ای نامتعارف یا سرگرم‌کننده به مشتری معرفی کنیم، تاثیرگذاری قوی‌تری خواهد داشت و مدت‌های زیادی مغز و ذهن مشتری را درگیر خواهد کرد. گاهی وقت‌ها روش‌ها به قدری مبتکرانه و جالبند که خریدار تا سال‌ها بعد هم آن‌ها را فراموش نمی‌کند. در واقع محصول ما هر قدر هم که معمولی باشد، با کمی اندیشیدن و خلاقیت می‌توانیم آن را به نحوی به مشتری معرفی کنیم که اشتیاق او را برای خرید تحریک کنیم.

۴) مشارکت صمیمانه

به طور معمول، فروشندگان به نمایش کالاها و خدمات به مشتری بسنده می‌کنند و تمایل به امتحان محصول توسط مشتری ندارند و یا بارها دیده شده که فروشندگان ابتدا با بیان پرسش‌هایی از خرید مشتری اطمینان حاصل می‌کنند و بعد محصول را جهت امتحان در اختیار مشتری قرار می‌دهند.

در حالی که موثرترین روش این است که تلاش کنیم تا مشتری کالا را حتما امتحان کند و به نوعی خدمات ما را تجربه کند. هر فروشنده بسته به نوع محصولی که می‌فروشد، می‌تواند راه‌های ابتکاری جالبی برای مشارکت دادن مشتری و خرید و ایجاد فرصت امتحان محصول پیدا کند.

۵) پایان به یادماندنی

ما به عنوان یک فروشنده باید بهترین برنامه خود را برای پایان جلسه فروش نگه داریم و آن را با زیبایی تمام اجرا کنیم; جلسه را در نقطه اوج خود به پایان ببریم و خاطره‌ای فراموش ناشدنی و جاودانه برای خریدار بیافرینیم. در این مرحله بیان جملاتی که روحیه و اعتماد به نفس را در مشتری تقویت می‌کند و رضایت حاصل از خرید را در او افزایش می‌دهد، الزامی است.

مثلا بیان جمله «اگر من هم به جای شما بودم، همین تصمیم را می‌گرفتم» باعث می‌شود که مشتری با احساس مثبت از شما جدا شود و این پیام مثبت را که «کار خوبی کرده‌ام که موجب رضایتم شده است» را در ذهن خود مرور می کند و به این ترتیب علاقه‌مندی‌اش برای مراجعه مجدد بیش‌تر می‌شود.

قدرت استراتژیک محیط مجازی بالاست و اینترنت در همه جای زندگی ایفای نقش می‌کند.

قدرت استراتژیک محیط مجازی بالاست و اینترنت در همه جای زندگی ایفای نقش می‌کند.

 

♦️ بايد پذيرفت در آينده‌اي نزديك حدود 70درصدي از عملكرد و زندگي ما به فضاي مجازي منتقل مي‌شود. حتما در آينده دانشگاه، مدرسه و شهر بدون اداره خواهيم داشت. اين روزها خيلي از دانش‌آموزان ما اطلاعات مفيد زندگي‌شان را ندارند و نمي‌توانند وارد ارتباطات جدي اجتماعي بشوند؛ چرا كه فرايند اجتماعي شدن را نمي‌توانيم تنها در مدرسه دنبال كنيم. جمعيت 14ميليوني دانش‌آموز اقتضا مي‌كند كه الزامات آموزش مجازي براي آنها فراهم شود. متأسفانه بعضي‌ها قبل از شناخت پديده‌هاي جديد به آن حمله مي‌كنند، اما بايد پديده‌ها را شناخت و بعد از شناخت نيازمند آموزش هستيم. انسان يك موجود اجتماعي است و در فضاي اجتماعي رشد مي‌كند. هم‌اكنون روزانه 112ميليارد ايميل تبادل مي‌شود و نمي‌توانيم از اجتماعي بودن انسان جلوگيري كنيم. زندگي جديد و مدرن امروز نفس ما را تنگ كرده و دائما در مشاغل كاذب فعال هستيم. جهان مجازي هم مثل جهان واقعي، داراي عناصر مثبت و منفي است.

 

♦️ خيلي وقت‌ها تنها يك كليك، فاصله بين بهشت و جهنم است و براي زندگي در چنين وضعيتي بايد شناخت كافي داشته باشيم. در فضاي مجازي حضور و دسترسي بدون فاصله داريم و «همه همسايه شدن جهان» اتفاق مي‌افتد. محيط مجازي همه را در كنار ما قرار داده اما متأسفانه غلبه محيط مجازي با جهان غرب است و اگر درگير كار نشويم محيط بر ما غلبه مي‌كند. واقعيت اين است كه شبكه‌هاي اجتماعي بازتوليد دبيرستان‌هاي آمريكاست. شبكه اين محيط براساس فرهنگ غرب است و ما نيازمند بازنگري هستيم. مسئله ما اين است كه چگونه از ظرفيت فضاي مجازي براي زندگي سعادتمند استفاده كنيم. واقعيت اين است كه بايد قدرت تحليل داشته باشيم و بدانيم كه مهم‌ترين موضوعي كه نسل ما را تهديد مي‌كند و آزار مي‌دهد، آزار هويتي است.

علت هم اين است كه در معرض اطلاعات گسترده و فرهنگ‌هاي مختلف قرار گرفته بدون اينكه توانايي حلاجي آن را داشته باشد.

 

♦️ راه‌حل خروج از اين وضعيت شامل مسير‌هاي فردي يعني افزايش معرفت دانش و سواد رسانه‌اي و مجازي و مسير‌هاي اجتماعي مانند ايجاد اكوسيستم جديد با اينترنت سالم است.

 

♦️ يكي از راه‌حل‌ها هم اين است كه توليد نرم‌افزار بكنيم. قدرت در فضاي مجازي اختصاص به پرتال‌هاي بزرگ دارد. 750ميليون وب‌سايت در دنيا وجود دارد و درآمد گوگل در سال گذشته 68ميليارد دلار بوده است كه به 133زبان توليد داده مي‌كند. در كشورهاي پيشرفته بين 11تا 33درصد سرمايه‌گذاري‌ها را صرف سرمايه‌گذاري فضاي مجازي مي‌كنند‌كه در كشور ما نيم‌درصد است.

 

چگونه فن بیان موثری داشته باشیم

 

صدا حتی در مواردی بیشتر از ظاهر می تواند ابعاد شخصیتی افراد را نمایان سازد. تن صدا و محتوای سخنرانی اشخاص احساسات آنها را نشان می دهد. به طوری که از لهجه ای که دارند می توانیم محدوده جغرافیایی آنها را تشخیص دهیم. صدای هر کسی منحصر به فرد است. به عنوان مثال اگر فردی عزت نفس پایینی داشته باشد، تردید در صدای او مشخص می شود، یا افراد خجالتی معمولا تن صدای پایینی دارند. بالعکس کسانی که اعتماد به نفس بالایی دارند، رسایی و قاطعیت در صدایشان بارز است.

جنبه های فن بیان موثر:

 

فن بیان موثر با مفهوم قبلی و منسوخ شده «آیین سخنوری» که در آن افراد را برای سخنرانی به روشی صحیح تشویق می کرد، ارتباطی ندارد. در عوض سخنرانی موثر به جای این که روش یکسانی را برای شخصیت افراد تجویز کند، به مسائلی مانند بیان با اعتماد به نفس در حضور جمع و شفافیت در سخنرانی می پردازد.

جنبه های سخنرانی موثر:

 

    لهجه ها

    شناخت صدای خود

    تاثیر نفس کشیدن بر صدا

    تولید گفتار

 

در  این مقاله با جنبه های لهجه و شناخت صدای خود آشنا شده و در مقاله بعدی که هفته آینده منتشر خواهد شد، نیز دو جنبه دیگر از عوامل موثر بر سخنرانی و فن بیان موثر یعنی تاثیر نفس کشیدن بر صدا و تولید گفتار، برای شما همراهان عزیز تشریح خواهد شد.

لهجه ها و شناخت صدای خود:

 

گویش های محلی افراد نقطه مثبتی تلقی شده و قسمتی از شخصیت آنها محسوب می شود. در طی زمان به دلیل مهاجرت افراد و فراگیر شدن رسانه ها، لهجه ها به تدریج از میان رفته اند. این موضوع ناراحت کننده است، چرا که لهجه ها بعد و تمایز خاصی را به ویژگی افراد اضافه می کند و بر شخصیت وجودی آنها تاکید دارد. این که هر کس بتواند از صدای منحصر خود استفاده کند، اهمیت خاصی دارد. بسیاری از افراد در موقعیت های خصوصی به ویژه در خانه، مشکلی با این قضیه ندارند، چرا که برخلاف سخنرانی در جمع، فشاری را از سوی نقش های اجتماعی و انتظارات احتمالی حس نمی کنند. اما در موقعیت های عمومی این تاثیرات بر شیوه صحبت کردن آنها اثر خواهد گذاشت.

 

لذا صدای خود را می توانید برای اصلاح در موقعیت های غیر رسمی مانند خانه ضبط کنید. به دقت به صدای خود گوش کرده و دقت کنید که چگونه می توانید صدا را با لحن خود هماهنگ کنید. همچنین با این روش می توانید به مواردی که باعث کاهش اثربخشی انتقال پیام شما می شوند، پی ببرید.

 

برخی افراد علاقه ای به شنیدن صدای ضبط شده خودشان ندارند. مانند دیدن عکس های خودمان که تصور بدی نسبت به آنها داریم و حتی گاهی از دیدن و یا شنیدن آن ها احساس خجالت به ما دست می دهد، و این کاملا طبیعی است. اما می توانید با طرح سوالاتی مانند «واقعا صدای من شبیه به این فرد است؟» شناخت بهتری از صدای خودتان داشته باشید. پس با گوش دادن به صدای خودتان در خانه می توانید متوجه شوید که دیگران صدای شما را چگونه می شنوند. با وجود این که شما قادر نیستید همانند دیگران، صدای خودتان را بشنوید، اما می توانید از تاثیر آن بر دیگران شناخت کسب کنید. اگر از ماهیت فیزیکی صدای خودتان درک بیشتری داشته باشید، می توانید آن را بهتر کنترل کنید.

 

نکته دیگر اینکه، همه افراد معمولا از زبان غیر رسمی برای صحبت های روزمره استفاده می کنند، اما هنگام سخنرانی رسمی، کنترل و خودآگاهی بیشتری نسبت به نوع زبان خود دارند. این موضوع به ویژه هنگام صحبت در حضور افراد ناشناس و سخنرانی برای جمع مشهودتر می شود. اگر بتوانید به ساختار صدای خود حالت رسمی بیشتری بدهید، در سخنرانی رسمی، کار راحت تری خواهید داشت. بلند خواندن به روان شدن و گویایی صوت صدای شما کمک می کند.

برای سخنرانی موثر می توانید از تمرین های زیر استفاده کنید:

 

    1. ابتدا مطلبی را برای خواندن پیدا کنید؛ مثلا حدود دو صفحه - انتخاب صفحه های اول کتاب می تواند گزینه مناسبی باشد.

    2. مطالب را به دقت و با آرامش بخوانید، سپس با صدای معمولی که صحبت می کنید، آن را بلند ادا کنید.

    3. اگر با خطا و یا لکنت در خواندن متن مواجه شدید، نگران نباشید و به خواندن خود ادامه بدهید.سرعت خود را پایین بیاورید: این واکنش نسبت به خوانش سریع متن طبیعی است و وقتی رخ می دهد که شما در خواندن متن با مکث و لکنتی روبرو شوید.

    4. سرتان را بالا بگیرید: سعی کنید زمانی که صدای شما در اتاق منعکس می شود، فاصله سرتان را با کتاب رعایت کنید. کتاب را بالاتر بگیرید و با صدای بلند و رسا بخوانید.

    5. هر جا که لازم بود، مکث کنید: انتهای جمله و یا پاراگراف به شما امکان می دهد تا فرصت یک یا دو ثانیه ای را برای توقف داشته باشید. این مکث ها برای تاکید کردن مفید هستند.

    6. تمرین های فوق را برای عملکرد بهتر تا جایی که برایتان امکان پذیر است، ادامه دهید.

 

هر کسی می تواند صدای خود و روش صحبت کردن خود را با انجام تمرین های ساده ای که در مطلب بالا به آنها اشاره گردید، بهبود بخشد. برای این منظور، بایستی خودتان را به انجام برنامه منظم و اختصاص دادن وقت برای انجام این تمرین ها  متعهد کنید.

ما چکاره ایم؟

ما چکاره ایم ؟

مهمترین عامل موفقیت در یک کار،پروژه یا طرح مشخص بودن هدف و نحوه اجرای آن است.همین هویت مشخص کار یا شغل است که آن را قابل برنامه ریزی می کند و علاقمندی به این شغل و رسیدن به نتیجه مطلوب را در انسان به وجود می آورد.

روابط عمومی عنوان شغلی جذابی است که در بیشتر سازمانها به عنوان شغلی با کمترین مسئولیت ها و جایگاه نیروهای کم بازده به آن نگاه می شود.گرچه در سالهای اخیر این نگاه و رویکرد در بین مدیران و مسئولین تغییرات مشهودی داشته است اما همچنان در دیدگاه کارکنان این عنوان شغلی وظایف محدود و ساده ای دارد.

اما برای اینکه خود ما بدانیم در روابط عمومی چکاره هستیم و بتوانیم به آن هدفگذاری و برنامه ریزی برسیم باید به تجزیه شغلی بپردازیم و توانایی های لازم برای این شغل را شناسایی کنیم:

1)      ما در روابط عمومی یک منبع آگاه هستیم. این منبع آگاه باید از تمامی اهداف،سیاستها،ارتباطات موثر، وظایف،قوانین،خدمات،نرخ ها،آمار و ارقام و عملکرد سازمان خود مطلع باشد. این منبع آگاه باید قدرت انتقال به موقع این اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده های متنوع را در هر لحظه و برای هر مقام مسئول،همکار ،جامعه،رسانه ها و یا ارباب رجوع داشته باشد.

2)      ما در روابط عمومی یک برنامه ریز هستیم. برنامه ریزی برای جلسات، دیدارها، مراسم و مناسبتها و این برنامه ریزی باید به گونه ای موثر پیاده سازی شود.

3)      ما در روابط عمومی یک نویسنده هستیم.نویسنده ای که علاوه بر داشتن ذوق و قریحه نویسندگی باید بر ادبیات و قوانین نگارش مسلط باشد.

4)      ما در روابط عمومی خبرنگار هستیم. اشراف به علوم ارتباطات و اصول و قواعد خبر نویسی از ملزومات کار ماست.

5)      ما در روابط عمومی عکاس هستیم. باید از اصول عکاسی خبری و هنری مطلع بوده و تبحر لازم را در عکاسی داشته باشیم.

6)      ما در روابط عمومی فیلم بردار هستیم. تهیه فیلم تبلیغاتی، مناسبتی، گزارشی و حتی فیلم مستند باید در تخصص ما باشد.

7)      ما در روابط عمومی سخنران و مجری هستیم. آشنایی با فن بیان و سخنرانی از ضروریات کار ماست.

8)      ما در روابط عمومی دکوراتور هستیم. زیبایی و نمای مناسب فضا و محیط های اداری در زمره وظایف روابط عمومی در نظر گرفته می شود.

9)      ما در روابط عمومی طراح و گرافیست هستیم. طراحی تبلیغات در ادارات بر عهده روابط عمومی است و آشنایی به اصول طراحی و نرم افزارهای گرافیکی هم بخشی از ملزومات این شغل است.

10)  ما در روابط عمومی مسئول سایت هستیم. تهیه محتوا و مدیریت سایت و پورتال اینترنتی بر عهده ماست و باید به علوم فناوری احاطه داشته باشیم.  

11)  ما در روابط عمومی همراه هستیم. همراهی دایمی مدیر در دیدار ها و جلسات نباید خدشه ای به انجام دیگر وظایف ما در موعد مقرر وارد کند.

12)  ما در روابط عمومی پل ارتباطی و مسئول شنیدن،انتقال دادن،مجاب کردن و پاسخ دادن هستیم.قضاوت ، وکالت و روانشناسی را باید بیاموزیم و به کار گیریم.

13)  ما در روابط عمومی ابر مرد و ابر زن هستیم و باید برای موفقیت در شغل روابط عمومی به تمام این ابزارها و علوم و فنون مسلط باشیم و بتوانیم چندین وظیفه و نقش را در یک زمان ایفا کنیم .

و ما یا دیگران برای داشتن یک ارزیابی درست از شغل و عملکرد این واحد باید بدانیم که در روابط عمومی دقیقا چکاره ایم؟؟!!

نقش موثر روابط عمومی در بازاریابی

نقش موثر روابط عمومی در بازاریابی

یکی از نکات بسیار حساس در تعامل با مردم نقش شاخه های تبلیغات و بازاریابی در روابط عمومی است و برخی عقیده دارند که این سرشاخه از یکدیگر مجزا است. در صورتی که با ساده انگاری و کوچک شمردن نقش کلیدی روابط عمومی به بیراهه خواهیم رفت و به صورت مستمر اصرار بر جداکردن آن دارند و معلوم نیست هدف از این جزئی نگری چیست. یکی از ابزار های ارتباط با مردم و تعامل با مخاطبان در روابط عمومی ها، بازاریابی است . کارشناس روابط عمومی با شناخت کامل مشتری می تواند انگیزه جذب را افزایش دهد. روابط عمومی به عنوان یک تکنیک حمایت از بازار، به خوبی شناخته شده است. بازاریابی در موسسه های بازاریابی بزرگ جهان در کشور های صنعتی به عنوان روند پیش بینی رفتار های مشتری و راضی نمودن او تعریف شده است.

به طور تلویحی و ضمنی ،‌در این تعریف ایجاد حسن نیت بین سازماندهی سفارشات کالا و ارائه خدمات به خریدار، نیاز احساس شده است. یک بازاریابی که به نحو مطلوبی هدف گذاری شده است می تواند بوسیله فاکتورهایی که توسط مدیریت قابل کنترل نمی باشد، خراب و ویران شود. اطمینان مشتری از خدمات خوب، محصولات با کیفیت با وجود عواملی همچون آسیب های بهداشتی، امنیتی و آلودگی که اغلب پوشش های خبری گسترده ای را دارند، کاهش یافته و موجب رضایت می شود.

به نظر می رسد هر سازمانی در هر دوره باید گزارش فعالیت های خود را به سهامدارن ارائه کند و میزان موفقیت خود را در بازاریابی ارائه کند. در اینجا نقش روابط عمومی در جذب سهامداران خشمگین در مجمع عمومی سالانه حساس و موجب می شود توجه بیشتری را نسبت به اعلام امکانات گسترده که برای خدمات با ارائه یک محصول جدید دارند آرامش نسبی ایجاد کند.

به طور معمول عده ای از رقبا در هر حرفه یا صنفی سعی می کنند برنامه های سازمان را با مخدوش کردن اهداف آن ( نزدیکان) در متوقف کردن و در برنامه ریزی گسترده سازمان ، شرکت و موسسه کارخانه خرابکاری می کنند. هر چند در بازار رقابتی سالم این حرکت خلاف اخلاق حرفه ای است ولی روابط عمومی با بازاریابی اصولی، در جلوگیری از آن نقش موثری در ایجاد فرصت ها خواهد داشت.

کارخانه های زیادی وجود دارند که در آن مدیریت بازاریابی هیچ مسئولیتی برای ارتباط با مخاطبینی که اثر خیلی فوق العاده ای در موفقیت آن شرکت دارند، قبول نمی کنند.( یعنی هیچ کاری در این خصوص انجام نمی دهد)، این موضوع می تواند شامل کارمندان، سهامداران،تولید کنندگان، دولت ملی، مسئولین محلی و یا گروه های مشاور باشد. در سال های اخیر شرکت های بزرگ صنعتی با گرایش به بازاریابی قوی تمام نیروی روابط عمومی خود را برای حمایت و حفظ نشان تجاری خود بسیج کرده اند تا بتوانند برند خود را حفظ کنند و به نحوی به این درک رسیده که روابط عمومی می تواند با تبلیغ نام تجاری بازاریابی مناسبی داشته باشد.(در جهت حمایت از نام و نشان تجاری خود هستند .

شرکت هایی که روابط عمومی فعال و توانمند نداشته و یا کمتر از این تخصص بهره می گیرند با قبول یک نگرش ساده و سازمان ضعیف خود ریسک برخی خطرات را می پذیرند. یک چنین مشکلاتی می تواند زمانی که عموم حسن نیت دارند بوجود بیاید یا زمانی که مشتری فشار می آورد و یا رابطه های پارلمانی و یا صنعتی وجود دارد.

یا به طور حتم، سازمانی که دارای روابط عمومی خوب و شناخته شده ای است باعث می شود انتقادات نسبت به آن سازمان کمتر و حمایت ها نسبت به ان افزایش یابد .امروزه محیط های اجتماعی روابط سازمانی و شرایط اقتصادی بسیار پیچیده شده است و شناسایی این محیط می تواند نقش موثری در بازاریابی ایجاد کند.

با وجود این، روابط عمومی به عنوان نقش آغازین در یک سازمان، در موارد زیادی به حمایت از بازاریابی سازمان برمی خیزد مانند: بهبود آگاهی،‌ هدایت کردن فروش،‌تقویت تاثیر بهبود فروش و تبلیغات،‌ایجاد انگیزه در نیروی فروش، عوامل توزیع، سهامداران، خرده فروش ها، معرفی کالا و خدمات جدید، ایجاد وفاداری نام و نشان تجاری، سرو کار داشتن با موضوعات مشتری و در خیلی روش های دیگر به حمایت از بازاریابی سازمان برمی خیزد.

فراموش نکنیم در بسیاری از فعالیت ها اثر تبلیغات موثر را در بازاریابی روابط عمومی، مورد نظر قرارداده و از آن حداکثر بهره برداری را داشته باشیم و البته برخی از این اهداف برای سعی و تلاش هایی که امر تبلیغات انجام می دهد مهم خواهند بود. بنابراین ارتباط بین تبلیغات و روابط عمومی باید خیلی تاثیرگذار و نزدیک باشد.

همسویی تبلیغات و بازاریابی در روابط عمومی هماهنگی و نتیجه فعالیت ها تنها زمانی امکان پذیر خواهدبود که مدیریت روابط عمومی بتواند بازاریابی، تبلیغات و روابط عمومی را با هم و در کنار هم درک کند و به آن اعتماد کند .

تبلیغات و بازاریابی در هر دو طرف و هر دو سمت دارای محدودیت های خواهند بود، که کار کردن با هم ضرورت آن را ایجاد می کند تا این محدودیت ها کم رنگ شده و اثرات آن شفاف شود .

هر چند وجود استقلال برای هر دو طرف نیاز است و بازاریابی و تبلیغات باید هر یک به صورت جداگانه حرکت کنند اما داشتن نقاط مشترک بین تبلیغات و بازاریابی که روابط عمومی آن را به هم متصل می کند ضروری است. هماهنگی زمان بندی بین روابط عمومی و تبلیغات سازمان در آغاز یک فعالیت اقتصادی و تولید یک محصول جدید یا در شروع یک حرکت خدماتی می رسد، اما ممکن است لازم و نیاز نباشد که هر دو طرف در ادامه راه در یک نگرش مشابه با هم کار کنند.

برنامه ریزی در فعالیت های روابط عمومی هماهنگی ایجاد نخواهد شد مگر اینکه روابط عمومی و تبلیغات در طرح ریزی و برنامه ریزی با دقت عمل کرده و ساکت ننشینندو حرکتی از خود نشان دهند و با پیش بینی دوره فعالیت ها اهداف را همسو و هم جهت با هم داشته باشند.