نقش موثر روابط عمومی در بازاریابی

یکی از نکات بسیار حساس در تعامل با مردم نقش شاخه های تبلیغات و بازاریابی در روابط عمومی است و برخی عقیده دارند که این سرشاخه از یکدیگر مجزا است. در صورتی که با ساده انگاری و کوچک شمردن نقش کلیدی روابط عمومی به بیراهه خواهیم رفت و به صورت مستمر اصرار بر جداکردن آن دارند و معلوم نیست هدف از این جزئی نگری چیست. یکی از ابزار های ارتباط با مردم و تعامل با مخاطبان در روابط عمومی ها، بازاریابی است . کارشناس روابط عمومی با شناخت کامل مشتری می تواند انگیزه جذب را افزایش دهد. روابط عمومي به عنوان يك تكنيك حمايت از بازار، به خوبي شناخته شده است. بازاريابي در موسسه های بازاريابي بزرگ جهان در کشور های صنعتی به عنوان روند پيش بيني رفتار های مشتری و راضي نمودن او تعريف شده است.
 به طور تلويحي و ضمني ،‌در اين تعريف ايجاد حسن نيت بين سازماندهي سفارشات كالا و ارائه خدمات به خريدار، نياز احساس شده است.  يك بازاريابي كه به نحو مطلوبی هدف گذاري شده است مي تواند بوسيله فاكتورهايی که توسط مدیریت قابل کنترل نمی باشد، خراب و ويران شود. اطمینان مشتری از خدمات خوب، محصولات با کیفیت با وجود عواملی همچون آسیب های بهداشتی، امنیتی و آلودگی که اغلب پوشش های خبری گسترده ای را دارند، کاهش یافته و موجب رضایت می شود.

 به نظر می رسد هر سازمانی در هر دوره باید گزارش فعالیت های خود را به سهامدارن ارائه کند و میزان موفقیت خود را در بازاریابی ارائه کند. در اینجا نقش روابط عمومی در جذب سهامداران خشمگین در مجمع عمومی سالانه حساس و موجب می شود توجه بیشتری را نسبت به اعلام امکانات گسترده که برای خدمات با ارائه یک محصول جدید دارند آرامش نسبی ایجاد کند.

به طور معمول عده ای از رقبا در هر حرفه یا صنفی سعی می کنند برنامه های سازمان را با مخدوش کردن اهداف آن ( نزدیکان) در متوقف کردن و در برنامه ریزی گسترده سازمان ، شرکت و موسسه کارخانه خرابکاری می کنند. هر چند در بازار رقابتی سالم این حرکت خلاف اخلاق حرفه ای است ولی روابط عمومی با بازاریابی اصولی، در جلوگیری از آن نقش موثری در ایجاد فرصت ها خواهد داشت.

 كارخانه هاي زيادي وجود دارند که در آن مديریت بازاريابي هيچ مسئوليتي براي ارتباط با مخاطبينی كه اثر خيلي فوق العاده اي در موفقيت آن شركت دارند، قبول نمي كنند.( يعني هيچ كاری در اين خصوص انجام نمي دهد)، اين موضوع مي تواند شامل كارمندان، سهامداران،توليد كنندگان، دولت ملي، مسئولين محلي و يا گروه هاي مشاور باشد. در سال هاي اخير شركت های بزرگ صنعتی با گرايش به  بازاريابي قوي تمام نيروي روابط عمومي خود را برای حمایت و حفظ نشان تجاري خود بسیج کرده اند تا بتوانند برند خود را حفظ کنند و به نحوی به این درک رسیده که روابط عمومی می تواند با تبلیغ نام تجاری بازاریابی مناسبی داشته باشد.(در جهت حمايت از نام و نشان تجاري خود هستند .
شرکت هایی که روابط عمومی فعال و توانمند نداشته و یا کمتر از این تخصص بهره می گیرند با قبول یک نگرش ساده و سازمان ضعیف خود ریسک برخی خطرات را می پذیرند. يك چنين مشكلاتي مي تواند زماني كه عموم حسن نيت دارند بوجود بيايد يا زماني كه مشتري فشار مي آورد و يا رابطه هاي پارلماني و يا صنعتي وجود دارد.

یا به طور حتم، سازمانی که دارای روابط عمومی خوب و شناخته شده ای است باعث می شود انتقادات نسبت به آن سازمان کمتر و حمایت ها نسبت به ان افزایش یابد .امروزه محیط های اجتماعی روابط سازمانی و شرایط اقتصادی بسیار پیچیده شده است و شناسایی این محیط می تواند نقش موثری در بازاریابی ایجاد کند.

با وجود اين، روابط عمومي به عنوان نقش آغازين در يك سازمان، در موارد زيادي به حمايت از بازاريابي سازمان برمي خيزد مانند:1-بهبود آگاهي،‌2- هدايت كردن فروش،‌3-تقويت تاثير بهبود فروش و تبليغات،‌4- ایجاد انگیزه در نيروي فروش، عوامل توزيع، سهامداران، خرده فروش ها، 5-معرفي كالا و خدمات جديد،6- ایجاد وفاداري نام و نشان تجاري، 7-سرو كار داشتن با موضوعات مشتري و در خيلي روش هاي ديگر به حمایت از بازاریابی سازمان برمی خیزد.

فراموش نکنیم در بسیاری از فعالیت ها اثر تبلیغات موثر را در بازاریابی روابط عمومی، مورد نظر قرارداده  و از آن حداکثر بهره برداری را داشته باشیم و البته برخي از اين اهداف براي سعي و تلاش هايی که امر تبليغات انجام می دهد مهم خواهند بود. بنابراين ارتباط بين تبليغات و روابط عمومي بايد خيلي تاثيرگذار و نزديك باشد.

همسویی تبلیغات و بازاریابی در روابط عمومی

هماهنگي و نتیجه فعالیت ها تنها زماني امكان پذیر خواهدبود که مديريت روابط عمومی بتواند بازاريابي، تبليغات و روابط عمومي را با هم و در کنار هم  درك كند و به آن اعتماد كند .

تبلیغات و بازاریابی در هر دو طرف و هر دو سمت دارای محدوديت هاي خواهند بود، كه كار كردن با هم ضرورت آن را ايجاد
 مي كند تا این محدودیت ها کم رنگ شده و اثرات آن شفاف شود .

هر چند وجود استقلال براي هر دو طرف نياز است و بازاریابی و تبلیغات باید هر یک به صورت جداگانه حرکت کنند اما داشتن نقاط مشترك بين تبلیغات و بازاریابی که روابط عمومی آن را به هم متصل می کند ضروری است. هماهنگي زمان بندي بين روابط عمومي و تبليغات سازمان در آغاز یک فعالیت اقتصادی و توليد يك محصول جديد یا در شروع یک حرکت خدماتی می رسد، اما ممكن است لازم و نیاز نباشد كه هر دو طرف در ادامه راه در يك نگرش مشابه با هم كار كنند.

برنامه ريزي  در فعالیت های روابط عمومی

هماهنگی ایجاد نخواهد شد مگر اینکه روابط عمومی و تبلیغات در طرح ریزی و برنامه ریزی با دقت عمل کرده و ساکت ننشینندو حرکتی از خود نشان دهند و با پیش بینی دوره فعالیت ها اهداف را همسو و هم جهت با هم داشته باشند.

ایجاد زمان بندي منتقدانه است .

به طور مختصر روابط عمومي و تبليغات هر دو به طور حتم در پيشرفت هدف و برنامه بازاريابي سهم خواهند داشت. روابط عمومي و تبليغات هر دو بايد به ارائه نظرات خود به طور جداگانه در مورد هدف بازاريابي بپردازند و برنامه های کلی و جامع را برای
فعالیت های خود پیش بینی و ارائه کنند. اين بدين معني است كه برنامه ريزي كردن برای رسیدن به پيشرفت و رسیدن به هدف شامل مواردي خواهد بود برگرفته از طرح هایی که توسط روابط عمومی و تبلیغات ارائه شده است. براي مثال يك كميپين یا برنامه کامل ممكن است يك تبليغات قوي را در آغاز جهت جذب يك مشتري به كار بندد و در زماني دیگر روابط عمومي ارتباط رسانه اي را براي توسعه و زياد كردن مخاطبين بعدي به عنوان هدف تعيين نماید و از ابزارهای بازاریابی نسبت به جذب مشتریان حرکت کنند .

    در بسیاری از موارد  كيفيت اگاهي دادن مهم است و شناخت از محیط و مخاطبین امری اجتناب ناپذیر اگر چه تبلیغات به طور سنتی و قدیمی تحت نظم و ترتیب انجام می شود بستگی دارد ولی نوآوری جدید در تبلیغات با در دستور کار قرار گیرد.

ادوارد لينكولن، مشاور بريتانيايي و مدير امور ويكينسون سورد مي گويد :بسیاری از مشاوران روابط عمومي کارشناسان روابط عمومی باید در نظر بگیرند و در مواقع ضروری هشدارهای لازم را برای پیشرفت کار مدیران پیشنهاد کنند با یک هشدار به موقع نشاط را امر جمع موجود آورند و از دلسردی و بی میلی و در نهایت از دست رفتن انگیزه جلوگیری کنند.این احساس همواره باید در ورابی عمومی به عنوان یک شرط لازم برقرار باشد تا همسو با بازاریابی بتواند حرکت کند.

زمانبندي

یکی از اصول اولیه در بازاریابی زمانبندی است و نباید دوره های مختلف تبلیغات ، بازاریابی با فعالیت های اصلی روابط عمومی موجب تداخل فعالیت ها شده و به جای استفاده از فرصت ها نتیجه عکس بدهد . دقیقاً باید برای هر سر فصلی زمان آن کاملاً کنترل شود. برنامه ريزي فعاليت هاي روابط عمومي و تبليغات منتقدانه( نكوهشي) است .

براي مثال فعالیت های روابط عمومي در آغاز توليد يك محصول یا آغاز یک پروژه  خدماتی باید زمان بندی شود تا از ابتدای فرایند فعالیت ها نتایج ارتباطات اجتماعی آن و نحوه تعامل با مخاطبین کاملاً مشخص شود و روابط عمومی می تواند گزارش انتقادي و چالش هایی را که در مورد محصول تولید و یا خدمات وجود دارد  قبل از اينكه تبليغات شروع شود و قبل از بازاریابی ارائه دهد.

اين موضوع مي تواند به طور آشكارا در برنامه ريزي تبليغات تاثیر داشته باشد . هيچ مقاله نويسي در مورد كالايي كه مردم در مورد ان تبليغاتي را نديده يا نشنيده باشند نمي نويسد تا اينكه تبليغات در مورد آن كالا شروع شود.

برنامه نویسان زيادي به اين موضوع معتقد هستند که تبلیغات تحت تاثیر پوشش خبری و رسانه ای است و این موضوع عاقلانه است که به دنبال پوشش خبری برای محصولاتی که هیچ نوع تبلیغات خاصی ندارند می تواند بسیار مفید و ارزشمند باشد.

نقش روابط عمومی در تبلیغات 

ايجاد يك هماهنگي موثر بين روابط عمومي و تبليغات بدون داشتن يك ديد واضح از نقاط قوت و ضعف هر كدام كار دشواري است.

مخاطبين

تبليغات مي تواند به طور خيلي صحيح و دقيق به مخاطبين خارجي انتقال پيدا كند و هدايت شود . فعاليت هاي ارتباطي رسانه اي ممكن است به طور خوب و مطلوبی به مخاطبين انتقال داده شود ،‌اما هيچ تعهد و ضمانتي در افشاي آن وجود نداشته باشد. اين بستگي به ارزش خبرها و جاذبه روابط دارد .
(تكنيك هاي روابط عمومي عامل موثری  براي دستيابي و مخاطبين به رسانه ها است و در رقابت ها و حمايت های مالي،
مي تواند یکی از عوامل اصلی باشد و  این حرکت در بازاریابی و تمركز كردن روي عده اي خاص و قليل  از مخاطبين یا در سطح گسترده  باید همواره مدنظر قرارگیرد و بتوانیم از تکنیک های روابط عمومی برای تبلیغات و بازاریابی به بهترین شکل ممکن استفاده نماییم.

راهکارهایی برای افزایش اعتماد به نفس

نويسنده:حجت الاسلام مهدی گرجی

اشخاصی که اعتماد به نفس بالایی دارند خود و دیگران را تشویق به انجام کارهای خوب کرده و برای خوب بودن و شناخت دیگران به عنوان انسان‌های خوب تلاش می‌کنند.
 اشخاصی که اعتماد به نفس بالایی دارند، ارزش خود را برای دوست داشتن دیگران و مورد علاقه واقع شدن از سوی آنان حفظ می‌کنند. خود را شایسته توجه دانسته و دیگران را نیز مورد توجه قرار می‌دهند. حرف‌های دیگران را می‌شنوند. ارزش خود را برای شناخت خود و اطرافیان حفظ می‌کنند.

 راهکارهایی برای افزایش اعتماد به نفس:

۱ -در مقابل آینه بایستید و از خود تعریف کنید: این کار در کسب اعتماد به نفس، بسیار مؤثر است. هر روز صبح چند دقیقه این کار را انجام دهید. سعی کنید هنگام نگاه کردن در آینه به موارد مثبت چهره خود نگاه کرده و از آن تعریف کنید.

۲- در حال زندگی کنید: اگر در حال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه نمایید، فردای شما هم تضمین خواهد شد. چرا که فردای شما محصول عملکرد صحیح امروز شما است. اگر عمر خود را در حسرت دیروز با نگرانی فردا سپری کنید، لحظه‌ها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا نیز می‌باشد.

۳- دست دادن خودرا محکمتر کنید: به اصطلاح شل و وارفته دست ندهید، به خصوص اگر نظامی هستید، محکم و قدرتمند دست بدهید و همچنین گرم و صمیمانه.

۴- به موفقیت‌های خود نگاهی بیندازید: از موفقیت‌هایی که تاکنون داشته‌اید، برای خود لیست تهیه کرده و همراه خود داشته باشید و هرگاه احساس عدم اعتماد به نفس کردید، نگاهی به آن بیندازید.

۵- به خودتان تبریک بگویید: حتی از گفتن جمله‌هایی مانند شب بخیر و دوستت دارم به خود امتناع نورزید. حتی برای خود جشن تولد بگیرید و در کل به خودتان برسید.

۶- نیروی نگاه خود را تقویت نمایید:
افراد نظامی به خصوص آن‌هایی که در شغل فرماندهی بوده‌اند ناخودآگاه نیروی قدرتمندی دارند، اگر می‌خواهید به این مرحله برسید، تمرین مؤثر زیر را انجام دهید: «ساچمه‌ای سیاه را در وسط سینی قرار دهید، و سعی کنید با نگاه خود از فاصله ۲ متری آن را حرکت دهید.»

۷- همیشه با خود مبلغی پول داشته باشید: وجود مقداری پول در جیب و کیف شما، اعتماد به نفستان را زیاد می‌کند، تاکنون شما شاید این موضوع را بسیار تجربه کرده باشید.

۸- مهم‌تر از همه نه گفتن را یاد بگیرید: بسیاری از افراد، قدرت نه گفتن را ندارند و این موارد برای آنان مشکل‌هایی ایجاد نموده است. اگر پیشنهاد یا درخواستی به شما می‌شود که میل ندارید آنرا بپذیرید، با قاطعیت اما با احترام بگویید نه.

۹- فکر کنید که اعتماد به نفس بی‌نظیری دارید: هرگز این فکر را به خود راه ندهید که اعتماد به نفس ندارید، همیشه سعی کنید نسبت به خود فکرهای مثبت و والایی داشته باشید. اگر خودتان فکر کنید که اعتماد به نفس ندارید، چه‌طور انتظار دارید که دیگران فکر کنند که شما اعتماد به نفس دارید. فراموش نکنید که به هرچه فکر کنید، به سرتان می‌آید. اگر فکر کنید که کاری را نمی‌توانید انجام دهید به طور حتم نمی‌توایند. آنچه مهم است، فقط افکار شماست.

۱۰- سرعت راه‌رفتن خود را بیشتر کنید: کسی که اعتماد به نفس دارد گام‌های مستحکم بر می‌دارد و هدفمند راه می‌رود. قوی، قدرتمند و پر انرژی باشید.

۱۱- سر خود را بالا نگه دارید: این کار باعث می‌شود جریان خون از قلب به مغز (خون شریانی) و از مغز به قلب خون وریدی) به آسانی انجام پذیرد. حجم ریه‌ها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود. راه‌های هوایی از قبیل نای، نایژه‌ها، حلق وبینی تا حدودی در یک امتداد قرار گیرند و تنفس، راحت‌تر شود، میزان دید بیشتر شود، به برازندگی ظاهری شخص کمک کند و از همه مهم‌تر، اعتماد به نفس شخص را زیاد می‌کند.

۱۲- با ترس خود روبه‌رو شوید: مطمئن باشید چیزی که از آن ترس دارید به آن بدی که شما فکر می‌کنید نیستند. روبه‌رو شدن با آنچه شما از آن می‌ترسید باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود.

۱۳- صحبت کنید: اغلب اوقات در مورد یک موقعیت با یک شخص دچار توهماتی می‌شویم که درست نیستند، اگر شک و تردید و سؤالی برای شما پیش بیاید و آن را رفع نکنید، این شک و تردید روی رفتار شما تأثیر می‌گذارد.

۱۴- مغلوب نشوید: چیز دیگری را انتخاب کنید. شما با یک تجربه ناموفق مغلوب نمی‌شوید، به این فکر کنید که آیا هیچکس قبل از موفقیت شکست نخورده است. تنها چیزی که احتیاج دارید یک راه متفاوت است.

۱۵- عذر تراشی نکنید: شایع‌ترین بهانه‌ای که می‌تواند در برابر هر تغییر مثبتی آورده شود، این است که من ذاتاً این‌طور هستم یا من این‌طور بزرگ شده‌ام، خیر، عذر شما پذیرفته نیست.

۱۶- مهارت‌های ارتباطی خود را گست

منبع :برنا

رنگ ها در روابط عمومی

رنگ ها در روابط عمومی

 

انسان از طریق حواس پنجگانه خود با محیط اطراف و سایر همنوعانش «ارتباط» برقرار می کند و در این میان «بینایی» که تعریف عملی آن دیدن است، مهمترین، دقیقترین و پرکاربردترین حسی است که انسان برای ایجاد ارتباط بهتر از آن بهره می جوید.

برای برقراری ارتباط از طریق حس بینایی لازم است «درک بصری» حاصل آید تا پیام هایی رد و بدل شود. اهمیت فوق العاده ارتباط بصری در این است که برای فهمیدن یک پیام بصری لازم نیست انسان سواد بصری تحصیل کند. زیرا این توانایی را اغلب افراد به طور ذاتی دارا هستند. البته ناگفته نماند آموختن مهارتها و تکنیک های برخی از شاخه های هنری از قبیل طراحی، نقاشی، گرافیک، سینما، تئاتر، عکاسی و ... می تواند این حس را برای درک بهتر تقویت کند.

 برتری ارتباط بصری به این سبب است که پیام را زودتر و راحت تر منتقل کرده و قابلیت دریافت آن را آسان تر می کند، مخاطبان فراوان رسانه های تصویری به نسبت دیگر رسانه ها، خود دلیلی بر برتری ارتباط بصری است.

 

 عناصر ده گانه بصری

آنچه امکان دیدن یا به عبارت دیگر ایجاد ارتباط بصری را مهیا می کند به عبارتی ده عنصر است که شامل نقطه، خط، سطح، حجم، بافت، نور، ریتم، سایه و روشن، حرکت و رنگ می باشد. از کنار هم قرار گرفتن نقطه ها «خط» و وقتی خطوط به هم متصل می شوند «سطح» پدیدار می شود و هرگاه سطوح، خارج از یک صفحه صاف به هم می پیوندند و در کنار یکدیگر قرار می گیرند «حجم» را تشکیل می دهند. اما در میان عناصر ده گانه، «رنگ» از ارزش بیشتری برخوردار است زیرا رنگ به تنهایی قادر است برخی عناصر را بسازد. به عنوان مثال با رنگ می توان نقطه، خط، سطح، حجم و حتی بافت یا سایه و روشن را ایجاد کرد در حالی که هرگز نقطه، خط و یا عناصر دیگر نمی توانند در ارتباط بصری نقش رنگ را ایفا کنند.

 

تنالیته و فام

رنگ ها دارای دو ویژگی عمده هستند: تنالیته و فام.

این دو ویژگی در رنگ های مختلف متفاوت و متغیر است لذا میزان تنالیته و فام هر رنگ را می توان با توجه به مورد استفاده آن کم یا زیاد کرد.

تنالیته چیست؟ میزان «تیرگی» یا به عبارتی خاکستری موجود در رنگ است. به عنوان مثال تیرگی بر جای مانده از رنگ قرمز روی کاغذ پس از کپی گرفتن به مراتب بیشتر از تیرگی بر جای مانده از رنگ زرد است. زیرا میزان تنالیته موجود در رنگ قرمز بیشتر از رنگ زرد است.

همچنین هر چه رنگ قرمز به قهوه ای نزدیک تر شود تنالیته آن بالا می رود، پس می توان گفت هر رنگ تنالیته خاص خود را داراست که کم و زیاد کردن آن رنگ را تغییر می دهد.

فام چیست؟ «براقیت» موجود در هر رنگ را فام می گویند. دو رنگ با تنالیته برابر، در صورت اختلاف میزان فام به طور کامل با یکدیگر متفاوت می باشند. به عنوان مثال اغلب افراد آگاهانه و یا ناآگاهانه سعی می کنند پوشاک و یا اقلام مورد احتیاج خود را تکیه بر تنالیته یا فام رنگ ها، همخوان انتخاب کنند که به طور معمول این عمل سلیقه ای انجام می شود.

 

تأثیر روانی رنگ

وقتی رنگ ها کنار یکدیگر قرار می گیرند نحوه ترکیب آن ها «فضایی» را ایجاد می کند که دو گونه است.

 اول فضای ظاهری که می توان با عکس برداری یا فیلمبرداری آن را ضبط کرد مثل نمای یک صحنه که برادقی سخنرانی یا برگزاری مراسم جشنی طراحی و دکوربندی می شود و دیگر فضایی که نوع و چگونگی استفاده از رنگ، در اذهان بینندگان ترسیم می کند؛ از همین جا بحث تأثیر روانی رنگ آغاز می شود چرا که، فضایی که توسط رنگ در افکار یک جمع ساخته می شود کاربردهای متعددی دارد از جمله آن که: رنگ می تواند خود حامل و ناقل پیام باشد و با بیننده ارتباط مستقیم برقرار سازد مانند سیاهپوش کردن مساجد و تکایا در ایام خاصی که خود انتقال دهنده پیام عزاداری و اندوه است.

 رنگ قادر است در انتقال پیام نقش متمم را داشته و به منبع ارائه پیام کمک کند تا پیامش را آسان تر به مخاطب انتقال داده و آن را تفهیم کند. در اینجا رنگ به خدمت پیام رسان در می آید و با او همراه می شود تا پیام در حد ممکن موافق مقصود پیام دهنده در اختیار مخاطب قرار گیرد.

 مثل هنرجویی که متأثر ار فضای رنگی کارگاه نقاشی اعتبار انتقال پیام اش فزونی می یابد یا مجری یک برنامه جنگ تفریحی تلویزیونی که از دکور استودیو متأثر می شود و به اصطلاح حس می گیرد.

 گاهی رنگ، زمینه ای در ذهن مخاطب فراهم می سازد و باعث می شود مخاطب پیام را با پیش برداشتی جذب و هضم کند در این صورت پیام می تواند توأم با القاء نیز باشد.

 به نظر می آید قبل از صدور پیام، «رنگ» صفتی در ذهن مخاطب می سازد و موجب می شود ذهن در مورد پیام پیش داوری کند و آن را زشت یا زیبا، منفی و یا مثبت، لطیف یا خشن تلقی کند. به عبارت دیگر رنگ بسته ای می شود که پیام درون آن جای می گیرد و مشتری متأثر از بسته آن در مورد محتوایش قضاوت می کند.