ویژگیهای فرهنگ سازمانی


 
درصورتی‌كه فرهنگ را سیستمی از استنباط مشترك اعضاء نسبت به یك سازمان بدانیم، یك سیستم از مجموعه‌ای از ویژگیهای اصلی تشكیل شده است كه سازمان به آنها ارج می‌نهد یا برای آنها ارزش قائل است.

 
 10 ویژگی عبارتند از:


1ـ خلاقیت فردی: میزان مسئولیت، آزادی عمل و استقلالی كه افراد دارند.
2ـ ریسك‌پذیری: میزانی كه افراد تشویق می‌شوند تا ابتكار عمل به خرج دهند، دست به كارهای مخاطره‌آمیز بزنند و بلندپرازی كنند.
3ـ رهبری: میزانی كه سازمان هدفها و عملكردهایی را كه انتظار می‌رود انجام شود، مشخص می‌نماید.
4ـ یكپارچگی: میزان یا درجه‌ای كه واحدهای درون سازمان به روش هماهنگ عمل می‌كنند.
5ـ حمایت مدیریت: میزان یا درجه‌ای كه مدیران با زیردستان خود ارتباط را برقرار می‌كنند، آنها را یاری می‌دهند و یا از آنها حمایت می‌كنند.
6ـ كنترل: تعداد قوانین و مقررات و میزان سرپرستی مستقیم كه مدیران بر رفتار افرادی اعمال می‌كنند.
7ـ هویت: میزان یا درجه‌ای كه افراد، كل سازمان (و نه گروه خاص یا رشته‌ای كه فرد در آن تخصص دارد) را معرف خود می‌دانند.
8ـ سیستم پاداش: میزان یا درجه‌ای كه شیوۀ تخصیص پاداش (یعنی افزایش حقوق و ارتقای مقام) بر اساس شاخصهای عملكرد كاركنان قرار دارد نه بر اساس سابقه، پارتی‌بازی و از این قبیل شاخصها.
9ـ سازش با پدیدۀ تعارض: میزان یا درجه‌ای كه افراد تشویق می‌شوند با تعارض بسازند و پذیرای انتقادهای آشكار باشند.
10ـ الگوی ارتباطی: میزان یا درجه‌ای كه ارتباطات سازمانی به سلسله مراتب احتیاجات رسمی محدود می‌شود. 


جیمز پرسی همین ویژگیها را با اندكی تفاوت به شرح زیر بیان می‌كند:
1ـ هویت یا شخصیت افراد
2ـ اهمیت كار گروهی
3ـ نگرش كاركنان
4ـ یكپارچگی
5ـ كنترل و سرپرستی
6ـ ریسك‌پذیری
7ـ میزان پاداش
8ـ میزان تضاد
9ـ میزان حمایت و راهنمایی مدیریت
10ـ نگرش سازمان (در مورد اهداف)
 
نتایج مطالعاتی كه به منظور میزان تعهد كاركنان و تعیین ارزشها عقاید اساسی آنان در برخی از سازمانهای موفق صورت گرفته است،

10 ویژگی فرهنگ سازمانی را با توجه به درجۀ اهمیتشان به شرح ذیل اعلام گردیده است: 


1ـ عملكرد
2ـ صداقت
3ـ رقابت
4ـ روحیه كار گروهی
5ـ روحیه سازمانی
6ـ نوآوری
7ـ حمایت مدیریت
8ـ موفقیتهای فردی
9ـ وفاداری
10ـ سابقه تاریخی سازمان 
درصورتی‌كه فرهنگ سازمانی از زاویه این 10 ویژگی مورد توجه قرار گیرد، تصویر كاملی از آن به دست می‌آید. این تصویر به‌صورت اساسی درمی‌آید كه منعكس‌كنندۀ نوع احساسات اعضاء، استنباط مشترك آنان، شیوۀ انجام امور و نوع رفتار آنان است.
 

نويسنده:حسن بنيانيان

فرهنگ سازمانی چیست؟

 


فرهنگ سازمانی موضوعی است كه به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به دنبال نظریات و تحقیقات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یكی از مباحث اصلی و كانونی مدیریت را تشكیل داده است.

مقدمه
 

فرهنگ سازمانی موضوعی است كه به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به دنبال نظریات و تحقیقات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یكی از مباحث اصلی و كانونی مدیریت را تشكیل داده است. جمعیت‌شناسان، جامعه‌شناسان و اخیراً روان‌شناسان و حتی اقتصاددانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته و در شناسایی نقش و اهمیت آن نظریه‌ها و تحقیقات زیادی را به‌وجود آورده و در حل مسائل و مشكلات مدیریت به كار گرفته‌اند. با بررسی كه توسط گروهی از اندیشمندان علم مدیریت به عمل آمده فرهنگ سازمانی به‌عنوان یكی از مؤثرترین عوامل پیشرفت و توسعه كشورها شناخته شده است. به‌طوری‌كه بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه موفقیت كشور ژاپن در صنعت و مدیریت یكی از علل مهم توجه آنها به فرهنگ سازمانی است.
فرهنگ سازمانی به‌عنوان مجموعه‌ای از باورها و ارزشهای مشترك بر رفتار و اندیشۀ اعضای سازمان اثر می‌گذارد و می‌توان نقطه شروعی برای حركت و پویایی و یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آید. فرهنگ سازمانی از اساسی‌ترین زمینه‌های تغییر و تحول در سازمان است نظر به اینكه برنامه‌های جدید تحول بیشتر به تحول بنیادی سازمانی نگاه می‌كند از این‌رو هدف این برنامه‌ها تغییر و تحول فرهنگ سازمان به‌عنوان زیربنا به بستر تحول است.

مفهوم فرهنگ
 
فرهنگ واژه‌ای است كه علمای علم اجتماع و پژوهشگران رشته مردم‌شناسی آن را به كار می‌برند و این واژه از گسترش وسیعی برخوردار است و آن‌چنان مفید واقع شده كه آن را در سایر علوم اجتماعی نیز به كار می‌برند. فرهنگ در قالب بحث تخصصی خود در حدود اواسط قرن نوزدهم در نوشته‌های علمای مردم‌شناسی پدیدار شد و كاربرد علمی كلمۀ فرهنگ در اواخر قرن مذكور توسط تایلر (1917ـ1832) مردم‌شناس انگلیسی صورت گرفت. 
یكی از مبانی اساسی علوم رفتاری با رشتۀ انسان‌شناسی آغاز می‌شود و یكی از رشته‌های فرعی انسان‌شناسی، انسان‌شناسی فرهنگی است كه با مطالعه رفتار سازمانی ارتباط نزدیك دارد. انسان‌شناسی فرهنگی با رفتار مكتسبه انسانها كه از فرهنگ آنها تأثیر می‌گیرد و نیز با فرهنگ متأثر از این رفتار سر و كار دارد. درواقع بدون فهم عمیق ارزشهای فرهنگی جامعه نمی‌توان رفتار سازمانی را به درستی فهمید.
نقشی كه فرهنگ در رفتار انسان ایفا می‌كند، یكی از مهم‌ترین مفاهیمی است كه در علوم رفتاری وجود دارد. هرچند تاكنون به‌طور كامل مورد ارزیابی قرار نگرفته است. فرهنگ آنچه را كه انسان یاد می‌گیرد و نیز نحوه رفتار او را تعیین می‌كند. 
در مورد اینكه فرهنگ چگونه به وجود می‌آید، باید گفت كه فرهنگ پدیده‌ای است كه با توجه به خواسته‌های طبیعی و نیروهای اجتماعی سرچشمه می‌گیرد. جغرافیای منطقه، تاریخ و رویدادهای قوم، زبان و ادبیات رایج در میان مردم، دین و مذهب، اقتصاد و شیوۀ معیشت مردم در پیدایش فرهنگ اثر گذاشته و در تركیبی سازگار با یكدیگر، مجموعه‌ای از ارزشها و باورهای چیره را پدید

می‌آورند كه بر رفتار انسانی تأثیر می‌گذارد و ارتباط میان مردم را آسان می‌سازد. 
به‌صورت خیلی كلی مفهوم فرهنگ عبارت است از، كیفیت زندگی گروهی از افراد بشر كه از یك نسل به نسل دیگر انتقال پیدا می‌كند. به عقیدۀ ادگار شاین فرهنگ را می‌توان به‌عنوان یك پدیده كه در تمام مدت اطراف ما را احاطه كرده است مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. به نظر وی هنگامی كه فردی، فرهنگی را به سازمان یا به داخل گروهی از سازمان به ارمغان می‌آورد می‌تواند به وضوح چگونگی به وجود آمدن، جای گرفتن و توسعه آن را ببیند و سرانجام آن را زیر نفوذ خود درآورده، مدیریت نماید و سپس تغییر دهد. 
پژوهشگران مسائل فرهنگی، كاربرد فرهنگ را در دو زمینه بیان می‌كنند:
1ـ فرهنگ در گسترده‌ترین معنی می‌تواند به فرآورده‌های تمدن پیچیده و پیشرفته اشاره داشته باشد كه در چنین معنایی به چیزهایی مانند ادبیات، هنر، فلسفه، دانش و فن‌شناسی بازمی‌گردد.
2ـ در زمینه دیگر فرهنگ از سوی مردم‌شناسان و دیگر كسانی كه انسان را بررسی می‌كنند به كار می‌رود در این معنی به آفریده‌های اندیشه، عادات، اشیاء عادی اشاره دارد كه در پی انباشت آنها سازگاری پیچیده‌ای بین انسان و محیط طبیعی وی پدید می‌آید.
 
تعریف فرهنگ
 
فرهنگ در زبان فارسی معانی مختلفی دارد كه مهم‌ترین آنها ادب، تربیت، دانش، مجموعه آداب و رسوم، علوم، معارف و هنرهای یك جامعه است.
از دیدگاه علمی تعاریف متعدد و متنوعی از فرهنگ ارائه گردیده كه در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:
در فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ عبارت است از دانش، ادب، علم، معرفت، تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یك قوم یا ملت.
فرهنگ لغات وبستر، فرهنگ را مجموعه‌ای از رفتارهای پیچیده انسانی كه شامل افكار، گفتار اعمال و آثار هنری است و بر توانایی انسان برای یادگیری و انتقال به نسل دیگر تعریف می‌كند.
به عقیده هافستد فرهنگ عبارت است از: اندیشه مشترك اعضای یك گروه یا طبقه كه آنها را از دیگر گروهها مجزا می‌كند و در جایی دیگر، فرهنگ به‌صورت مجموعه‌ای از الگوهای رفتار اجتماعی، هنرها، اعتقادات، رسوم و سایر محصولات انسان و ویژگیهای فكری یك جامعه یا ملت تعریف می‌شود.


ویژگیهای فرهنگ
 
با بررسیهای زیادی كه از فرهنگهای مختلف به عمل آمده، چنین به نظر می‌آید كه علی‌رغم تفاوتهای موجود، همۀ فرهنگها دارای ویژگیهایی هستند كه تعدادی از آنها را می‌توان به شرح زیر معرفی كرد: 
1ـ فرهنگ آموختنی است. فرهنگ خصوصیتی غریزی است و ذاتی نیست. فرهنگ نظامی است كه پس از زاده شدن انسان در سراسر زندگی آموخته می‌شود. 
2ـ فرهنگ آموخته می‌شود. انسان می‌تواند عادتهای آموخته‌شده خود را به دیگران منتقل كند. 
3ـ فرهنگ اجتماعی است عادتهای فرهنگی، ریشه‌های اجتماعی دارند و شماری از مردم كه در گروهها و جامعه‌ها زندگی می‌كنند در آن شریك اند. 
4ـ فرهنگ پدیده‌ای ذهنی و تصوری است. عادتهای گروهی كه فرهنگ از آنها پدید می‌آید به‌صورت هنجارها یا الگوهای رفتاری، آرمانی ذهنی می‌شوند یا در كلام می‌آیند.
5ـ فرهنگ خشنودی‌بخش است. هر فرهنگی كه نتواند از عهدۀ تعیین هدف اعلای زندگی برآید از برآوردن آرمانهای عالی حیات نیز ناتوان است. عناصر فرهنگی تا زمانی كه بر افراد یك جامعه خشنودی نهایی می‌بخشد می‌توانند پایدار بمانند. 

6ـ فرهنگ سازگاری می‌یابد. فرهنگ دگرگون می‌شود و فراگرد دگرگونی آن همراه با تطبیق و سازگاری است. 
7ـ فرهنگ یگانه‌ساز است. عناصر هر فرهنگ گرایش به آن دارند تا پیكری یكپارچه و به هم بافته و سازگار پدید آورند و این سازگاری به زمان نیاز دارد.
همچنین فردلو تانز نیز شش ویژگی با شرح زیر برای فرهنگ عنوان می‌كند: 
1ـ قابل یادگیری است.
2ـ اشتراكی است.
3ـ از یك نسل به نسل دیگر قابل انتقال است.
4ـ نمادی است. (استفاده از یك چیز برای نشان دادن چیز دیگری.)
5ـ دارای الگو است. (تغییر در یك بخش به تغییرات در بخش دیگر منجر می‌شود.(.
6ـ قابل تعدیل است. 
با توجه به مفهوم فرهنگ و ویژگیهای آن می‌توان نتیجه گرفت كه رفتار انسان اصولاً بر باورهای فرهنگی متكی است. باورهایی را فرهنگی می‌گوییم كه به‌صورت نسبی در جامعه پذیرش زیادی دارند. منشأ این باورها متفاوت است. گاهی ریشه در شرایط تاریخی یا جغرافیایی یا مذهبی یا حوادث ویژه و یا در علم دارد. ولی آنچه كه مسلم است این است كه بخش اعظمی از باورهای فرهنگی در قالب اصول اعتقادی ظاهر می‌شوند و یا همچنین می‌تواند از تعاملات سازمانی ناشی شود. 


تعریف سازمان
 
این موضوع كه باید سازمان را به‌عنوان نوعی فرهنگ به حساب آورد یعنی سیستمی كه اعضای آن استنباط مشتركی از سازمان دارند یك پدیدۀ نسبتاً تازه است. در گذشته تصور بر این بود كه سازمان یك وسیله یا ابزاری منطقی است كه می‌توان با استفاده از آن یك گروه از افراد را كنترل و كارهای آنها را هماهنگ كرد. این سازمان دارای سطوح عمودی، دوایر، سلسله مراتب اختیارات و از این قبیل ویژگیها بودند. ولی واقعیت این است كه یك سازمان بیش از اینهاست و مانند یك فرد دارای شخصیت است. 
هنگامی‌كه یك سازمان به‌صورت یك نهاد درمی‌آید دارای نوعی حیات و زندگی می‌شود كه با زندگی اعضای آن متفاوت است و به خودی خود دارای ارزش می‌شود. از این‌رو هنگامی‌كه سازمان به‌صورت یك نهاد درمی‌آید الگوی خاصی از رفتار مورد قبول همۀ اعضای سازمان قرار خواهد گرفت كه در همه جای سازمان به چشم می‌خورد. 
سازمان عبارت است از فرایندهای نظام‌یافته از روابط متقابل افراد برای دست یافتن به هدفهای معین. این تعریف از پنج عنصر تشكیل شده است: 
1ـ سازمان همیشه از افراد تشكیل می‌شود.
2ـ این افراد به طریقی با یكدیگر ارتباط دارند و بین آنها روابط متقابل برقرار است.
3ـ این روابط متقابل را می‌توان نظام بخشید.
4ـ كلیۀ افراد در سازمان دارای هدفهای مشخصی هستند و بعضی از این هدفها در عملكرد آنها اثر می‌گذارند. هر فرد انتظار دارد كه از طریق همكاری در سازمان به هدفهای شخصی خود نیز نایل شود.
5ـ این روابط متقابل همچنین نیل به هدفهای مشترك سازمان را میسر می‌كند و اعضای سازمانها برای دست یافتن به هدفهای فردی، حصول هدفهای مشترك سازمانی را دنبال می‌كنند. با توجه به تعریف فوق، سازمان چیزی جز روابط متقابل بین افراد نیست و ساختار سازمانی این روابط متقابل را كه شامل تعیین نقشها، روابط بین افراد، فعالیتها، سلسله مراتب هدفها و سایر ویژگیهای سازمان است، منعكس می‌نماید.
اگر به مفهوم سازمان توجه كنیم رابطه‌ای خاص میان دو مفهوم فرهنگ و سازمان می‌یابیم.

مفهوم فرهنگ سازمان
 
فرهنگ سازمانی موضوعی است كه به‌تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. فرهنگ از دیرباز برای شرح كیفیت زندگی جامعه انسانی به كار برده می‌شود. ولی دربارۀ فرهنگ سازمانی آنچه مربوط به كار و رفتار مردمان در سازمان است كمتر سخن گفته شده است.
از تركیب دو واژه فرهنگ و سازمان اندیشه‌ای تازه پدید آمده است كه هیچ‌یك از آن دو واژه این اندیشه را در بر ندارد. سازمان یك استعاره برای نظم و تربیت است درحالی‌كه عناصر فرهنگ نه منظم هستند و نه با نظم. فرهنگ كمك می‌كند تا دربارۀ چیزی جدای از مسائل فنی در سازمان سخن گفته شود و باعث می‌شود نوعی از روان همراه با نوعی رمز و راز پدید آید. بنابراین می‌توان گفت فرهنگ در یك سازمان مانند شخصیت در یك انسان است.
فرهنگ سازمانی پدیده‌ای است كه در سازمان است و همۀ اعضاء اتفاق نظر دارند كه یك دست ناپیدا افراد را در جهت نوعی رفتار نامرئی هدایت می‌كند. شناخت و درك چیزی كه فرهنگ سازمان را می‌سازد، شیوۀ ایجاد و دوام آن به ما كمك می‌كند تا بهتر بتوانیم رفتار افراد در سازمان را توجیه كنیم.

تعریف فرهنگ سازمانی
 
مقصود از فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترك است كه اعضاء نسبت به یك سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفكیك دو سازمان از یكدیگر می‌شود. كریس آرجریس، فرهنگ سازمانی را نظامی زنده می‌خواند و آن را در قالب رفتاری كه مردم در عمل از خود آشكار می‌سازند، راهی كه بر آن پایه به‌طور واقعی می‌اندیشند و احساس می‌كنند و شیوه‌ای كه به‌طور واقعی با هم رفتار می‌كنند تعریف می‌كند. 
ادگار شاین نیز فرهنگ سازمانی را این‌گونه تعریف می‌كند:
یك الگویی از مفروضات بنیادی است كه اعضای گروه برای حل مسائل مربوط به تطابق با محیط خارجی و تكامل داخلی آن را یاد می‌گیرند و چنان خوب عمل می‌كند كه معتبر شناخته شده، سپس به‌صورت یك روش صحیح برای درك، اندیشه و احساس كردن در رابطه با حل مسائل سازمان به اعضای جدید آموخته می‌شود. جیمز پرسی معتقد است كه افراد یك سازمان دارای ارزشهای مشترك، عقاید، معیارهای مناسب برای رفتار، زبان مخصوص، رمزها و سایر الگوی فكری و رفتاری هستند و به‌طور خلاصه، فرهنگ سازمان را الگویی از مقاصد مشترك افراد سازمان تعریف می‌كند. 
به عقیدۀ پژوهشگر دیگری، فرهنگ سازمانی عبارت است از اندیشۀ مشترك اعضای یك سازمان كه آنها را از سازمان دیگر متمایز می‌كند. این پژوهشگر می‌نویسد، علی‌رغم اینكه تعریف واحدی از فرهنگ سازمانی وجود ندارد ولی می‌توان گفت كه همۀ افرادی كه در این زمینه مطالعه نموده‌اند همگی توافق دارند كه فرهنگ؛
1ـ كلی است كه از مجموع اجزای آن بیشتر است.
2ـ تاریخچه سازمان را منعكس می‌كند.
3ـ به مطالعۀ انسان‌شناسی مانند رسوم و نهادها مربوط می‌شود.
4ـ توسط گروهی از افراد كه یك سازمان را تشكیل داده‌اند شكل گرفته است.
5ـ حركت آن كند و سخت است.
6ـ تغییر آن به سختی صورت می‌گیرد.
با توجه به تعریف عنوان‌شده به این نتیجه می‌رسیم كه تقریباً تمامی پژوهشگران از فرهنگ سازمانی به‌عنوان مجموعه‌ای از ارزشها، باورها، عقاید، فرضیات و هنجارهای مشترك حاكم بر سازمان یاد می‌كنند. در واقع فرهنگ سازمانی همان چیزی است كه به‌عنوان یك پدیدۀ درست به اعضای تازه وارد آموزش داده می‌شود و آن بیانگر بخش نانوشته و محسوس سازمان است.

نويسنده: دکتر حسن بنیانیان

اخلاق درروابط عمومي

دکتر حسین امامی، مدرس، مولف و پژوهشگر حوزه ارتباطات در کانال تلگرامی مردمداران نکات آموزشی در حوزه ارتباطات در قالب پادکست های کوتاه ارائه مي‌كند که گزارشي از آن در سایت انجمن روابط عمومي به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید.

وي در اولین قسمت از این مباحث آموزشی به موضوع اخلاق در روابط عمومی پرداخته و پنج نمونه از فعالیت های غیر اخلاقی در روابط عمومی را بیان كرده است. گزارش پياده شده اين پادكست را مي‌خوانيد:

زمانی که ما قانونی تعریف شده نسبت به یک مورد خاص در انجام دادن وظایف خود در روابط عمومی نداشته باشیم مجبور خواهیم شد برای خود یک سری اصول اخلاقی را تعریف کنیم و به واسطه این سیستم ارزشی است که ما تعیین می کنیم چه چیزی درست  یا غلط است و یا چه چیزی منصفانه و بر پایه عدالت  یا غیر منصفانه است.

دکتر امامی در ادامه گفت: بر اساس همین موضوع انجمن‌هاي تخصصي روابط عمومی کدهای اخلاقی را برای استفاده كارگزاران روابط عمومي و سازمان ها تدوین کرده‌اند.

این کدهای اخلاقی را به عنوان بیانیه رسمی رفتار صحیح اعضا تحت عنوان منشور اخلاقی که از آن نام می برند، می توانیم در هر سازمان یا دستگاهی آن را تعریف کنیم و بر اساس آن از پرسنل روابط عمومی بخواهیم تا نسبت به موارد آن متعهد باشد.

منشور اخلاقي روابط عمومي

اين مدرس دانشگاه گفت: از قدیمی ترین منشور اخلاقی در جهان می توانیم به انجمن روابط عمومی آمریکا PRSA اشاره کنیم که برای اولین بار در سال 1950 میلادی تدوین شد.

البته 50 سال بعد انجمن روابط عمومی آمریکا آن را بروز رسانی کرد. كار كردن در روابط عمومي در آمريكا با ايران اين تفاوت را دارد كه فردی که در روابط عمومی آمریکا فعالیت می کند حتما باید صلاحیت وی تایید شده باشد مانند پزشکان که دارای یک نظام پزشکی هستند و یا مهندسانی که باید دارای یک کد نظام مهندسی باشند.

برای فعالیت در روابط عمومی آمریکا صلاحیت هر فردی طی آزمونی باید تایید شده باشد. حتی در خصوص منشور اخلاقی نیز آزمون دهد تا بدانند كه واقعا دانش اصول اخلاقي را پيدا كرده و از این قواعد پیروی کند.

هیات مدیره انجمن روابط عمومی آمریکا نیز این حق را برای خود قائل شده که هر فردی از این کدهای اخلاقی تخطی کند عضویت وی لغو می شود و یا حتی باعث اخراج یک فرد از حوزه روابط عمومی می شود.

نمونه‌هايي از رفتارهاي نامناسب اخلاقي در روابط عمومي

وی در ادامه به پنج مورد غیر اخلاقی و یا رفتار نا مناسب در این منشور اخلاقی اشاره کرد و گفت: مورد اول اینکه فردی که نماینده ی یک شرکت تولیدی چوب اسکی است، چوب اسکی گران قیمتی که ویژه مسابقات است را به یک خبرنگار ورزشی رسانه ای  هدیه می دهد تا خبرنگار تحت تاثیر آن هدیه قرار گرفته و مطالبی را در طرفداری از این محصول بنویسد که این یک مورد غیر اخلاقی است.

 در مورد دوم  گفته شده که یک عضو انجمن فراتر از حد و حدود قانونی خود از یک مقام رسمی پذیرایی کرده است تا آن مقام گزارش مناسبی را در مورد آن کارمند روابط عمومی به مقامات مافوق اش ارائه دهد.

 مورد سوم بحث دروغ تعمدی است. یک عضو انجمن و یا یک مدیر روابط عمومی آگاهانه از ارائه اطلاعات مالی خود داری کند و یا یک عملکرد تحریف شده ای را به رسانه ها گزارش دهد و به قول معروف آمار دروغی را اعلام نماید این هم نمونه ای از رفتار غیر اخلاقی و نامناسب است.

اگر یک عضو انجمن اطلاعات نادرستی را در وب سایت یا یک رسانه معتبر که منشر شده است را مشاهده کند اما نسبت به آن و یا نسبت به اصلاح آن اقدامی نکند ویا حتی به دنبال اصلاح آن نباشد این نیز یک اقدام غیر اخلاقی است.

آخرین موردی را که در پایان این جلسه اعلام می کنم این که اگر یک مدیر روابط عمومی بخواهد عده ای را استخدام نماید و از قبل با آنها هماهنگ شده باشد که در فلان همایش یا گردهمایی به نفع سازمان و یا شرکت من صحبت کنید و یا یک فعالیت غیر رسمی را در آنجا داشته باشد این هم یکی از موارد غیر اخلاقی در حوزه روابط عمومی است.


برچسب‌ها: امامی, انجمن روابط عمومی, اخلاق, روابط عمومی, شبکه های اجتماعی

جايگاه خلاقيت وذوق هنري در روابط عمومي

جايگاه خلاقيت وذوق هنري در روابط عمومي

 

مقدمه:

   روابط عمومي يك اداره ونهادبراي موفقيت، نياز به مجموعه اقداماتي دارد كه به مقبوليت وبهبود امور سازماني كمك نمايد .براي اين منظور، هرگز نبايد اين گونه تلقي كرد كه با مطالعه يك وياچند كتاب فني وتخصصي روابط عمومي وارتباطات والگوبرداري از روابط عمومي هاي ديگر، مي توان به موفقيت هاي بزرگ .خارق العاده اي دست يافت ،بلكه بايد به اين نكته اذعان داشت كه كار روابط عمومي، ظرافت خاصي دارد وداشتن «ذوق هنري» مي تواند تلفيقي از روش هاي گوناگون را به منظور بهبود امور وخروج از بحران را ارائه نمايدکه شاید درهیچ جای دیگری نظیری برای آن نتوان یافت وبه عبارت بهتر ،نقش «خلاقيت مدير روابط عمومي» نقشي ممتاز است كه مي تواندمتناسب با هرموقعيت مثمر ثمر  واقع گرددواداره وسازمان رابرای رسیدن به اهداف عالی یاری نماید.

 

 

چند نكته ي اجرايي مفيد در زمينه بهبود امور روابط عمومي :

1)مبناي كار روابط عمومي قبل از هرچيز بايد براساس رضاي خداوند متعال وتلاش درجهت رضايت خلق خدا قرار گیرد.

2)تلاش درجهت كسب تخصص لازم دركار روابط عمومي بايد به عنوان يك اصل مهم فراموش نگردد و در اين مورد ، بهتر است به شعار كنگره ی روابط عمومي توجه شود كه :  «يا بايد متخصص شد ويا بايد كار روابط عمومي را كنار نهاد وبه حرفه ی ديگري روي آورد .»

3)فرهنگ جامعه نبايد دراطلاع رساني ها وفعاليت هاي روابط عمومي ناديده انگاشته شود.

4)روابط عمومي بایستی اطلاعات را متناسب با موقعيت سازماني به گونه اي طبقه بندي نمايد كه مسئولان رده بالاي سازماني ،مياني و ارباب رجوع را  درحد خود نسبت به اداره وسازمان مطلع نمايد وسطح رضايتمندي عمومي را فراهم كند.

5)روابط عمومي موفق هم اطلاع رساني مي كند هم  اطلاع يابي را دردستور كار خود قرار مي دهد.

6)روابط عمومی موفق باید برای شادابی وپویایی اداره وسازمان خود تلاش مستمری را به کار گیرد واز ابزارهای مختلف برای این منظور بهره جوید.امالازم است این عمل بسیار سنجیده وبا تدبیر انجام گیرد وضمن احترام به سلایق وافکار مختلف ،اقدامات انجام شده با اهداف وچشم انداز سازماني وقوانین ومقررات کشوری همخواني داشته باشد.

7)درفعاليتهاي روابط عمومي ،مراد تنها انتقال وانتشار اطلاعات نيست ،بلكه هدف برقراري ارتباط مطلوب وبهينه ی اجتماعي است.

8)روابط عمومي بايد از اهداف سازمان بااطلاع باشد وقدرت تجزيه وتحليل عملكرد اداره سازمان درارتباط با رسيدن به اهداف مورد نظر را داشته باشد.  

9)روابط عمومي بايد يك كار گزار ارتباطي خوب بوده وابتكار وخلاقيت داشته باشد

10)روابط عمومي بايد به گونه اي عمل كند كه بازيچه ي دست ساير واحدها قرا نگيرد.

11)روابط عمومي بايد هم آهنگ با تحولات قرن ۲۱  از ابزارهاي اطلاع رساني استفاده لازم را به عمل آورد.

12)روابط عمومي بايدبراي افزايش كارايي واثربخشي مجموعه  تلاش نمايد وانگيزه لازم رابراي رسيدن به اين منظور فراهم نمايد.

 

 

الگوهاي هماهنگي استراتژي روابط عمومي:

الگوهاي هماهنگي استراتژي روابط عمومي:

همانطور که می دانیم اهمیت هماهنگی تا آنجاست که می‌توان مدیریت را معادل هماهنگی دانست. سایر وظایف مدیریت از قبیل برنامه‌ریزی، سازماندهی و کنترل خود از ابزارهای هماهنگی محسوب می‌شوند (اعرابی، 1385). برقراری هماهنگی همواره یکی از نگرانی‌های مدیران سازمان‌ها بوده‌است. سؤال اساسی این است‌که مدیران چگونه می‌توانند بین شرایط محیط و قابلیت‌های درونی سازمان هماهنگی بوجود آورند تا عملکرد سازمان را بهبود بخشند؟ و چگونه به گزینه‌هایی برای هماهنگی استراتژیک می‌رسند؟

از آنجا که محیط خارجی به صورت مداوم در حال تغییر است و اغلب نمی‌توان شرایط آینده را پیش بینی کرد، برقراری هماهنگی بسیار مشکل بوده و مستلزم رفع نواقص و کاستی‌های داخلی و ایجاد قابلیت‌های جدید در طول زمان می‌باشد. ایتامی ‌در سال 1987، این موضوع را تحت عنوان هماهنگی پویا مورد بررسی قرار می‌دهد و نقش مدیریت را در دنیای امروز، هم ایجاد و هم رفع این هماهنگی دانسته است. مدیریت باید به سختی تلاش‌کند تا بین استراتژی‌ها، سیستم‌ها و فرایندها ارتباط برقرار کند تا موجب بهبود عملکرد سازمان شود. از سوی دیگر، سازمان باید به طور مستمر تغییرکند تا به قابلیت‌های جدیدتری دست یابد و بتواند به سمت آینده جهت‌گیری کند. بنابراین، هماهنگی استراتژیک مستلزم ایجاد قابلیت‌های پایدار در طول زمان برای کسب فرصت‌های بیرونی است. این هماهنگی می‌بایست بتواند در سطوح مختلف سازمان، در درون هر زیرسیستم، در تعامل میان زیرسیستم‌ها با یکدیگر، در تعامل سیستم‌ها با سیستم‌هایی که محیط آنها را تشکیل می‌دهند (شامل سیستم‌های فعال در محیط داخل سازمان و سیستم‌های برون سازمانی) بطور موفقیت‌آمیزی برقرار‌ شود. تنها در این شرایط است‌که می‌توان به شکل‌گیری یک کل واحد که از عهدة برآوری انتظارات و اهداف گوناگون سازمان برآید، امیدوار بود. برای ایجاد هماهنگی و انسجام بین استراتژی روابط عمومی و سایر عناصر سازمانی، لازم است الگویی محور هماهنگی قرار گیرد. در این بخش، به چند الگوی رایج برای ایجاد هماهنگی اشاره می گردد:

 

 

 

 

الف) الگوی بخردانه (عقلایی، سلسله مراتبی)

 

این الگوها در میانه دهه 1980، با نگرش عقلایی، منطقی متکی بر استراتژی سازمان طراحی شده‌اند. الگوهای بخردانه که با اسامی دیگری نیز نامیده می‌شود (الگو‌های سازگار/ میشیگان یا الگوی  کنترلی/  اشنایدر یا الگوی روابط زنجیره ای و سلسله مراتبی)، یکی از رویکردهای مطرح هستندکه به علت سهولت و سادگی و متکی بودن به منطقی روشن بسیار مورد استفاده قرار‌می‌گیرند. این الگو‌ها فقط در صورتی قابل طراحی هستند که استراتژی سازمان به صورت آماده، از قبل تهیه شده باشد. البته در این صورت هرگونه اشتباه و انحراف در فرایند تدوین استراتژی سازمان، عیناً به استراتژی روابط عمومی نیز سرایت می‌کند. از ویژگی‌های این الگو می‌توان به زنجیره‌ای بودن، در نظرگرفتن همه عوامل با تساوی احتمال و برقراری هماهنگی‌های عمودی اشاره کرد. بدین ترتیب استراتژی روابط عمومی، مستقیماً بر اساس استراتژی سازمان و همسو وهم راستا با آن تعیین می گردد

ب) الگو‌ی فزاینده (طبیعی، دایره ای)

در پاسخ به چالش هماهنگی، از اواخر دهة 1980، الگوهای دیگری با عنوان الگو‌های فزاینده (طبیعی، دایره ای) مطرح شد. مطابق این الگو؛ (الف) می‌دهد (ب)، اما عوامل دیگری نیز وجود دارد که بر (ب) تأثیر می‌گذارد؛ به نام (ج) که می‌توان آنها را عوامل نهادی یا عوامل واقعی کننده نامید. این الگوها در فرایند تدوین استراتژی روابط عمومی، به نقش عوامل سیاسی و نهادی درون و بیرون سازمان بسیار بیشتر از محاسبات و عوامل کمی ‌و فنی، توجه نشان می‌دهند

 

ج) الگوی یکپارچه (ترکیبی، همه جانبه)

نگرش نقاط مرجع استرات‍ژیک به طراحان استراتژی این امکان را می‌دهد که ضمن بهره‌مندی از مزایای هر دو الگوی بخردانه و فزاینده، با ملاک قراردان معیارهای محوری، اولویت‌های کلی سیستم را تعیین کرده و در استراتژی بگنجانند، به طوری که کلیه گروههای ذینفع مطابق مبانی و اصول مورد نظر، هدایت و مدیریت شوند. نقاط مرجع استراتژیک هدف یا الگوهای شاخصی است که تصمیم‌گیرندگان سازمانی برای ارزیابی راه‌ها یا گزینه‌های خود به‌کارمی‌برند تا بتوانند بدان وسیله تصمیم‌های استراتژیک را اتخاذ کنند و اولویت‌های کل سیستم را به آگاهی‌گروه‌های ذینفع اصلی برسانند (بامبرگر و مشولم،2000).

بحران نگرش به حرفه روابط عمومی در ایران:

بحران نگرش به حرفه روابط عمومی در ایران:


در حال حاضر بدلیل عدم شناخت مسئولین از نقش روابط عمومی در سازمان این حرفه در نازلترین جایگاه ارزشی خود قرار دارد.

باید به یاد داشته باشیم که خلاء اطلاعات زمینه بروز بحران خواهد بود و شایعه نیز رواج پیدا می‌کند. با توجه به اینکه روابط عمومی باید سمبل افکار و همه در خواسته‌های مخاطبان خود باشند. چون باید با مردم رو راست بود. نداشتن نظام جامع ارتباطی نیز به این بی توجهی به روابط عمومی دامن میزند زیرا باعث بروز بی اعتمادی در جامعه می‌شود.

چرا باید روابط عمومی همیشه فدا شود و یا سلاخی گردد. آیا دیواری کوتاه‌تر از دیوار روابط عمومی در این مملکت پیدا نمی‌شود؟ با وجود اساتید روابط عمومی ـ دانشگاها ـ منابع فراوان و سایت‌ها، هنوز این حرفه گمنام و ناشناس می‌باشد. روابط عمومی را در دنیا کنونی نمی‌بینید.

چه کارهای شایسته در همه سطوح مختلف و مهم در جهان صورت می‌دهد و این عملکردها ادامه دارد. آیا هیچ مدیری در این مملکت یک بار یک مقاله درباره اهمیت روابط عمومی خوانده است. فکر نمی‌کنم. البته باید این سوال را از خود روابط عمومی هم پرسید که چه کرده ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟

روابط عمومی‌ها به سوی پانسمان اولیه رو آورده‌اند. در حالی که این زخم باید جراحی کامل شود. بجای ارتباط درست و شفاف، موثر با افکار عمومی فقط خواستیم ظاهر زخم را بپوشانیم. باید روابط عمومی اعتماد آفرینی کنند و آن را توسعه دهند. نه اینکه در جا بزنند. زیرا دولت نیز به روابط عمومی توانمند و پویا و حرفه‌ای نیز نیازدارد. نه با شرایط روابط عمومی فعلی کشورما. زیرا روابط عمومی با کمترین امکانات کار انجام میدهند. باید بودجه‌ای که برای روابط عمومی ها هزینه می‌شود نتایج و آثار آن برای مردم جامعه قابل لمس کردن باشد و تاثیر آن در زندگی‌شان دیده شود.

در عصر حاضر و شرایط کنونی با گسترش باور نکردنی ابزارهای اطلاع رسانی خصوصاٌ در فضای مجازی، اطلاع رسانی توسط روابط عمومی ها نه یک امر معمولی بلکه یک کار عظیم تخصصی و وظیفه هر سازمان میباشد که برای تصمیم گیری‌های و تصمیم‌سازی‌ها خود برنامه مدون و به روز داشته باشند. که نتیجه آن نزدیک‌تر شدن مردم به دولت و احترام به حقوق و افکار عمومی خواهد بود.

بیاییم روابط عمومی‌ها را بادیگر حرفه‌ها این مملکت مقایسه نکنیم و روابط عمومی‌ها را با جایگاه واقعی و تاریخی آن و با عملکردهای مثبت آن بهتر ببینم. نه اینکه جایگاه آن تقلیل دهیم. زیرا روابط عمومی‌ها هم دانش است و هم هنر و باید به دور از هر گونه دغل و ناراحتی باشد. لذا مسئول روابط عمومی‌ باید دانشمند هنرور و متعهد باشد.

(قربانعلی تنگشیر)

جایگاه روابط عمومی الکترونیک در ایران


روابط عمومی الکترونیک به نوعی از روابط عمومی اطلاق می شود که در آن از ابزارهای الکترونیکی نظیر سیستم پاسخگویی الکترونیک، رادیو،  Voice و نظایر آن برای انجام ماموریت های روابط عمومی استفاده می شود قرار دادن متون انتشاراتی تولید شده در روابط عمومی با همان شکل و فرمت مثلا در قالب PDF نیز در چارچوب روابط عمومی الکترونیک قرار می گیرد.
در روابط عمومی الکترونیک به جای بهره گیری از شیوه های سنتی مواجهه با مشتریان یا مخاطبان، از تکنولوژی های الکترونیکی به منظور سهولت، سرعت و فراگیری بیشتر استفاده می شود.
در هر صورت فرآیند گام گذاشتن روابط عمومی از شکل سنتی به عرصه الکترونیک، یک جهش و گام اساسی برای ورود به دنیای مجازی Cyberspace محسوب می شود و سنگ بنای سایر فعالیت های روابط عمومی در فضای آنلاین در همین مرحله گذاشته می شود.
روابط عمومی دیجیتال:
شاید بتوان گفت بعد از پروسه تبدیل روابط عمومی سنتی به روابط عمومی الکترونیک، انجام فعالیت ها در چارچوب روابط عمومی دیجیتال، دومین گام بنیادی در این راستا تلقی می شود. در روابط عمومی دیجیتال متون تولیدی و محتوای مورد نظر Contents از فرمت معمولی چاپی "printed" به فرمت صفر و یک تبدیل و به عبارت دیگر در این حالت، صفحات pdf تبدیل به صفحات HTML می شود. در روابط عمومی دیجیتال هنوز محتواها همان محتواهای روابط عمومی سنتی هستند با این تفاوت که قابلیت جستجو(Search) و کپی مطالب به صورت Text برای مخاطب وجود دارد.
برخی از اسناد، نامه ها، فرم ها و تقاضاها به وسیله ابزارهایی نظیر Email امکان ارسال و نقل و انتقال دارند، اما جهت فعالیت هنوز یک طرفه است؛ یعنی هنوز ارتباط فرد به فرد یا چهره به چهره در فضای سایبر، برقرار نشده است و همه چیز در یک چارچوب به شدت بوروکراتیک و مطابق ضوابط حاکم بر فضای رسمی و اداری روابط عمومی ها صورت می گیرد.

روابط عمومی آنلاین:
در این مرحله، روابط عمومی گامی بلند و شتابان به سمت تحول ماهیت فرآیندهای روابط عمومی برمی دارد. با آنلاین شدن روابط عمومی، خدمات به صورت شبانه روزی در اختیار مخاطب و مشتری قرار می گیرد و برای رسانه های مبتنی بر web اعتبار قائل می شود و خبردهی و خبریابی مبتنی بر فضای وب مرسوم خواهد شد و از طرفی اخبار روابط عمومی علاوه بر رسانه های مکتوب printed Media و رسانه های صوتی و تصویری، برای رسانه های آنلاین و اینترنتی نیز ارسال می شودهمچنین همایش های خبری آنلاین برگزار امکان انتشار همزمان مصاحبه ها و گفتگوهای زنده روی اینترنت فراهم می شود، تکذیبیه ها و پاسخ های رسمی برای نشریه های الکترونیکی، سایت ها، وبلاگ ها، و خبرگزاری های اینترنتی فرستاده می شود .
به طور کلی روابط عمومی آنلاین نسبت به محتوای تولید شده در اینترنت عکس العمل نشان می دهد  و از سویی شرکت در چت روم ها (chatrooms) و ارسال نامه ها از طریق پست الکترونیکی فعال می شود.
روابط عمومی سایبر:
شاید بتوان گفت کامل ترین و جامع ترین شکل متصور برای روابط عمومی الکترونیک، روابط عمومی سایبر است.منظور از روابط عمومی سایبر، فرآیندی است که در آن روابط عمومی به صورت کاملا آنلاین درآمده که ویژگی تعاملی و مشارکت پذیری آن بسیار برجسته و بارز است. مخاطب یا مشتری در روابط عمومی سایبر در جایگاه اول اهمیت ایستاده است و به جای توده های انبوه به تک تک افراد توجه کامل می شود. هیچ نامه ای بدون پاسخ نمی ماند و هیچ انتقادی از نظرها پنهان نمی شود، کارکنان روابط عمومی سایبر نه فقط در ساعات اداری، بلکه در تمام مدت شبانه روز و در تمام ایام هفته بدون تعطیلی و در تمام زمان ها و مکان ها به انجام فعالیت می پردازند.
گاهی رخدادی در یک روز تعطیل نیازمند توجه، واکنش یا پاسخ است و این کار باید توسط کارکنان روابط عمومی سایبر و با استفاده از اختیارات و سطوح دسترسی Access آنها به وب سایت سازمانی یا پست الکترونیک یا پیام رسانان فوری صورت گیرد.
بنابراین در روابط عمومی سایبر، مفهوم کار و ساعت کاری تغییر پیدا می کند وحضور در چنین نهاد یا سازمان یا بخشی به منزله یک شغل Fulltime محسوب می شود. داشتن تخصص های ویژه، تسلط به نرم افزارها (software) و مهارت های دیجیتالی Digital Skills از جمله ضرورت های نیروهای روابط عمومی سایبر است
ارائه خدمات آنلاین بدون نیاز به حضور مشتری یا مخاطب بخش دیگری از فعالیت های روابط عمومی سایبر است که آن را تا حد زیادی به فرآیند تجارت الکترونیک نزدیک می کند.     
شاید بتوان گفت بدون ورود سازمان به عرصه تجارت الکترونیکی امکان استقرار کامل روابط عمومی الکترونیک نیز وجود ندارد و چه بسا زیرساخت ها و بسترهای فنی و مخابراتی و ارتباطی این دو پدیده و فعالیت مشترک باشد.
استفاده از تازه ترین تکنولوژی های اطلاعاتی همچون پادکستینگ (podcasting)، خبرخوان (RSS)، ویکی پدیا (wikipedia)، کانترینگ (countering)، سرچ کردن (Searching)، مانیتور کردن (monitoring) ، تالارهای گفتگو (Forum )  ، خبرنامه های الکترونیکی ( Newsletter)  ، گروههای ایمیلی ( MAil Groups)  چت رومها (   Chatrooms ) مسنجرها (Messengers ) وبلاگ سازمانی (Weblog)  از دیگر ویژگی های روابط عمومی سایبر است، در حقیقت یک روابط عمومی سایبر باید پا به پای پیشرفت تکنولوژی، بر مهارت های خود بیفزاید و به اصطلاح از قافله فناوری عقب نباشد.
داشتن وبلاگ در این مرحله بسیار ضروری است. سیستم های نظرسنجی اینترنتی، افکارسنجی های مبتنی بر وب نیز در این چارچوب مورد بررسی قرار می گیرند.
داشتن یک وب سایت سازمانی قوی با امکانات چند رسانه ای (Multimedia) و فعالیت در خارج از مرزهای جغرافیایی یک کشور، روابط عمومی سایبر را تبدیل به حوزه ای بین المللی می کند که با مخاطبان جهانی مواجه است. جایگاه سازمان در موتورهای جستجو، امکان جستجو در سایت، پاسخ فوری به نظردهندگان، دخالت دادن مخاطبان در فرآیندهای تصمیم گیری و فعالیت ها، تعامل با سازمان های همسو از دیگر مواردی است که روابط عمومی سایبر به آن توجه دارد.
روابط عمومی اینترنتی
برخی سازمان ها اصولا بر بستر اینترنت متولد شده اند و در همان فضا فعالیت می کنند و حیات و ممات آنها وابسته به جایگاه شان در اینترنت است. مهم ترین فعالیت این سازمان ها در عرصه اینترنت برای بقا و رشد و توسعه، در چارچوب روابط عمومی اینترنتی انجام می شود. کارکنان چنین نهادی هر یک از برخی جهات به کارمندان بالقوه و بالفعل روابط عمومی تبدیل می شوند.
در روابط عمومی اینترنتی با مفهوم و چارچوب فوق، همه امور, فوق العاده تخصصی و فنی است و استفاده حداکثری از تکنولوژی های نرم افزاری و اطلاعاتی صورت می گیرد.
روابط عمومی اینترنتی خود به دنبال ابداع شیوه ها و متدهای جدید برای رشد سازمان و ارتقای جایگاه آن در جهان است.
روابط عمومی مجازی
روابط عمومی مجازی را می توان نوعی از روابط عمومی دانست که وجود خارجی ندارد، هرچند ممکن است سازمان اصلی متبوع آن در جهان واقعی وجود داشته باشد. این فرآیند اشاره به نوعی از فعالیت روابط عمومی دارد که فعالیت های آن در چارچوب سازمان بروکراتیک نیست و هر یک از ماموریت های آن توسط بخش خصوصی یا اشخاص منفرد در خارج از سازمان انجام می شود.
روابط عمومی در این شکل، به صنعت تبدیل می شود و امور آن توسط متخصصان هر فن با استفاده از تازه ترین تکنولوژی ها صورت می پذیرد و نتایج آن در اختیار سازمان قرار می گیرد.
به هر حال واقعیت این است که امروزه فعالیت روابط عمومی از قالب های سنتی خود خارج شده و اشکال متنوع و متفاوتی به خود گرفته است. وجه مشترک همه این فعالیت ها، استفاده از تکنولوژی های اطلاعاتی وافزایش قدرت تعامل با مخاطب- مشتری می باشد.
در واقع آنچه روح روابط عمومی الکترونیک را می سازد، بینش حاکم بر آن است و تکنولوژی  ابزاری برای تحقق این آرمان می باشد.
جایگاه ایران
با توجه به وضعیت موجود زیرساخت های فناوری اطلاعات در ایران وکیفیت کارکرد روابط عمومی ها از نظر فعالیت های الکترونیک و اینترنتی، می توان گفت در میان همه اشکال روابط عمومی مدرن، ما فعلا در حد فاصل روابط عمومی الکترونیک و روابط عمومی دیجیتال قرار داریم.
وجود سیستم های پاسخگویی الکترونیک در بخش مخابرات سازمان ها، قرار دادن نسخه pdf  بروشورهای منتشر شده بر روی اینترنت و وب سایت هایی با فرمت html و Text، نشانه هایی از رویکرد روابط عمومی ها به این پدیده های جدید به شمار می روند.
در هر صورت از یاد نباید برد که EPR، به عنوان وسیله ای برای خدمت رسانی سریع تر و گسترده تر به مردم محسوب می شود و هر قدر دامنه استفاده مردم و سازمان های دولتی و حتی بخش خصوصی از این تکنولوژی های جدید ارتباطی فراگیرتر شود، گام های بلندتری برای دستیابی به رشد و توسعه در ایران اسلامی برداشته خواهد شد.

 

نقش و نقش و تاثير ارتباطات و روابط عمومي درجها‌ن معا‌صر

ارتباطات همواره به‌عنوان یكی از موضوعات بسیار مهم برای بشر محسوب شده است و امروز در عصرارتباطات ودردورانی قرار داریم كه قدرت در دست جوامعی است كه از نیرومندترین شبكه‌های ارتباطی و به تبع آن، از بیشترین اطلاعات برخوردار باشند و این حقیقت انكارناپذیر تمدن كنون جهانی است.

ارتباطات شرط بقا‌ و تکامل انسا ن وجا معه
از گذشته تاکنون ارتباطات با همنوع، همواره يکي از مسايل بسيار مهم براي انسان محسوب مي‌شده و از صورتهايي مانند استخدام دوندگان براي حمل پيامهاي فرمانروايان، استفاده از دود، نور، پرچم، کبوتران نامه‌بر، اسب، به علائم الکتريکي تحت عنوان تلگراف، امواج راديويي و تصويري تا ارتباطات ماهواره‌اي و سيستمهاي پيشرفته انتقال همزمان و سريع اطلاعات، صوت و تصوير از طريق کابل فيبر نوري تکامل يافته‌است.
ارتباطات شرط بقاء وتکامل انسان و کلیه سازمان ها و نهادهایی است که توسط آن به وجود‌آمده اند. انسان از زمانی که درک کرد می تواند با برقراری ارتباط بین خود،طبیعت و همنوعانش به زندگی بهتری دست پیدا کند گام در وادی توسعه و پیشرفت گذاشت و روز به روز اشکال مختلف ارتباط پیچیده ترو فنی تر شد و از آنجایی که نوع ارتباط انسان مختص اوست و ویژگی ها ‌و پیچیدگی های آن نیز اختصاص به نوع انسان دارد، از اهمیت خاصی برخوردار است .

نقش و تاثيرمثبت ارتبا طات در جهان معا صر
در نگرش جديد، رسانه‌هاي همگاني به‌عنوان بخشي از تماميت ارتباطات در صحنه جهاني ارزيابي شدند. ودر يک جمع‌بندي کلي آثار متفاوتي در نقش و تاثير ارتباطات در جهان معاصر محسوس است که ازجمله آثار مثبت آن ، مي‌توان به تسهيل همگرايي سياسي در داخل جوامع و بين ملتها در صحنه بين‌المللي، توسعه شهرنشيني، ارتقاي سطح سواد، افزايش درآمد سرانه و تقويت پيوندهاي اجتماعي بين جوامع که نهايتا روند دستيابي به "رفاه اقتصادي" را هموار خواهد کرد ، افزايش مناسبات و مبادلات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و علمي ميان ملل و اقوام گوناگون و از ميان رفتن فواصل جغرافيايي و کمک به برقراري تفاهم، همبستگي، هم‌گوني و همکاري بين‌المللي ، اشاره کرد. کمک به پيشبرد سياستهاي ملي و افزايش سطح مشارکت اجتماعي و برقراري وضع مناسب براي حل و فصل بحران نفوذ، مشارکت، هويت و مشروعيت ، توانايي کمک به برقراري صلح جهاني از طريق تغيير در تصورات طرف مناقشه و ايجاد تصورات دوستانه و گسترش صلح و ثبات و امنيت، کارکرد آموزشي و دادن اطلاعات به ملتهاو آگاه ساختن ملل از سنتهاي ريشه‌دار ملي و تاريخي و کمک به‌گسترش آزادي و احترام به حقوق انساني از ديگر آثار مثبت آن است.

روابط عمومي يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات انسا ني
بسياري از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند انسان موجودي است اجتماعي و از بارزترين نمادهاي شخصيت در انسان، اجتماعي بودن است. اوج اجتماعي بودن انسان در حوزه ارتباط عمومي او با ديگران شكل مي گيرد.ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنا بر بعضي ديدگاه ها اساس شخصيت انسان را شكل مي دهد. دامنه ارتباطات، دامنه بسيار گسترده و وسيعي است و يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات انساني، روابط عمومي است، چه به عنوان يك فرآيند ارتباطي كه ميان سازمان ها و موسسات و جامعه پديدار مي شود، چه به عنوان يك نهادي كه بخشي از سازمان ها را تشكيل مي دهد.


در عصري که ما در آن بسر مي بريم ، روابط عمومي به عنوان يک جريان هميشه پويا در عرصه جهاني ، ملي و منطقه اي مي تواند نگاه جامعه و به ويژه مسوولان را به خود معطوف نمايد . نگاهي که بعضاً نيازمند توجه است و چشم پوشي از آن قابل اغماض نيست چرا که به حاشيه بردن‌ روابط عمومي در سازمان مي تواند براي يک سازمان تبعات ناگواري داشته باشد .
بايد قبول کنيم که روابط عمومي در کشور ما آن گونه که بايسته و شايسته است به جايگاه واقعي خود دست نيافته است هر چند که در اين رابطه پيشرفت هاي محسوسي صورت گرفت اما نسبت به ساير کشورهاي جهان مي توان گفت که ما هنوز در ابتداي راه هستيم ، در ابتداي همين راه بايد گفت اين روزها درا کثر سازمان ها و نهادها ، روابط عمومي با بي مهري روبرو شده اند واين نکته را هم مي توان گفت که بي مهري به روابط عمومي زماني براي مديران وسازمان ها مکشل آفرين خواهد شد .امروزه نقش روابط عمومي و حيطه فعاليت آن بر هيچکس پوشبده نيست . تمامي فعالان جامعه در بخش هاي مختلف فرهنگي ،سياسي ،اقتثادي و ... جوياي روابط عمومي هايي هستند که آنان را در طراحي روش هاي معقول و تعيين خط مشي هاي مرتبط با آينده ياري دهند .

تعريف روابط عمومي
روابط عمومي به عنوان عاملي براي پيوند فرهنگ‌ها، اخلاق، سنن ، آرا و نظرات در جامعه است. اين مجموعه در نظام‌هاي سياسي فراز و نشيب‌هاي فراواني را در طول تاريخ پشت سر گذاشته است.
تاكنون ازروابط عمومي تعريف جامعي ارايه نشده است. برخي صاحب‌نظران آن را علم، برخي دگير آن را هنر قلمداد مي‌كنند. عده‌اي نيز آن را مديريت ارتباطات بين سازمان و گروه‌هاي استراتژيك مي‌دانند. اما انجمن بين‌المللي روابط عمومي آن را چنين تعريف مي‌كند: « روابط عمومي بخشي از وظايف مديريت سازمان است و علمي ممتد، مداوم و طرح ريزي شده است كه از طريق آن افراد و سازمان‌ها مي‌كوشند تا تفاهم وپشتيباني كساني را كه براي سازمان يا مؤسسه اهميت دارند، به دست آورند.»‌هر
روابط عمومي در نظام‌هاي سياسي معاصر « گذشته و حال»، داراي شرايط خاصي بوده است. با انقراض سلسله قاجار در سال 1925 و آغاز حاكميت سياسي پهلوي، اين نظام به منظور فشار بر افكار عمومي، رسانه‌هاي گروهي و مطبوعات را به انحصار خود در آورد.

نقش روابط عمومی در ارتباط انسانی

انسان موجودی مدنی الطبع و اجتماعی خلق شده است او را گریزی جز زندگی کردن با دیگران و  برقراری ارتباط با آنها نیست. این ارتباط دامنه وسیعی دارد.

 

تربیت فرزندان و اداره خانواده نیاز به برقراری ارتباط صمیمی و نزدیک دارد. کار کردن در مدارس، بیمارستان ها، کارخانه ها و ... مستلزم برقراری رابطه با همکاران و ارباب رجوع است. تفکر و زبان دو مزیت انسان است که سبب پیدایش عقیده و فرهنگ و تمدن می شود و انتقال هر یک از آنها فقط با برقراری ارتباط امکان پذیر است.


انسان تنها موجودی است که با روش ساختار یافته به عبادت می پردازد و با زبانی فصیح مانند دعا و نماز با خالق خود رابطه بر قرار می کند و نیازهای خود را با او در میان می گذارد.


کار و زندگی در سازمان های جدید افق های جدیدی از ارتباط را برای انسان گشوده است. مدیران و کارکنان ناگزیرند برای تصمیم گیری دور هم بنشینند و با تبادل نظر راه حل های مختلف را مورد بررسی قرار دهند. در نهایت بهترین راه حل را انتخاب کنند. ابلاغ تصمیمات و سیاست های سازمانی از سلسله مراتب بالاتر سازمان به سطوح پایین اجرایی نیاز به پیمودن مجاری ارتباطی گوناگون دارد و همواره هر روز ده ها و صد ها نامه و دستورالعمل به بخش های مختلف سازمان ارسال می شود.


تغییر سبب پیدایش مقاومت های شدیدی در مقابل تغییرات می شود. اگر همه کارها و وظایف مدیریت را در کنار هم بگذاریم و آنها را از نظر حجم، تکرار و فراگیر بودن مورد برسی قرار دهیم هیچ یک از کارکردها به اندازه ارتباط تکراری، فراگیر و پر حجم نیست. اگرچه ارتباط همیشه خود به خود یک هدف نیست، ولی به عنوان ابزار مدیریت در همه کارهای مدیریت دخالت دارد.


تصمیم گیری، برنامه ریزی، سازماندهی، انگیزش نظارت و کنترل، ارزشیابی و رهبری بدون برقراری ارتباط ممکن و اثر بخش نخواهد بود. سرعت دستیابی به اطلاعات و همکاری با دیگران به منظور سازگاری یا مقابله با عوامل نامساعد خارجی فقط با ارتباط و روابط سریع و اثر بخش امکان پذیر می باشد. به همین دلیل علوم مربوط به رفتار و روابط بین ا نسان ها و ارتباط جایگاهی خاص پیدا کرده است.
واژه های کلیدی: انسان، رفتار، مدیریت، روابط انسانی، مدیر روابط عمومی
 
مقدمه: ضرورت رفتار و روابط   
در طول تاریخ، انسان همواره مجبور به برقرار کردن ارتباط با دیگران بوده است. هرگاه دو انسان در جایی می زیسته اند بین آنها روابط انسانی نیز وجود داشته است. این رفتار و روابط، تنها به روابط مطلوب و مثبت مربوط نمی شود بلکه روابط غیرمطلوب ناخواسته منفی را نیز در بر می گیرد. اجتماعات، گروه ها، شهر ها، فرهنگ ها، آداب و رسوم، جنگ ها و صد ها موضوع دیگر در زندگی انسان، اشکال مختلف رفتار و روابط بین افراد است و دلیلی بر اجتناب ناپذیر بودن روابط بین آنهاست. قدمت رفتار و روابط بین انسان ها به کهنگی سابقه حیات انسان هاست.


روابط انسانی از رابطه یا روابطی که بین دو یا چند انسان وجود دارد، صحبت می کند. روابط انسانی مظهر وجود و ارزش انسان ها می باشد. روابط انسانی پدیده رفتاری اجتماعی گروه های انسانی است که شکل و نوع آن به عنوان وجه تمایز انسان و سایر موجودات به شمار می رود. بقول ارنولد جی توین بی ـ مورخ و فیلسوف مشهور انگلیسی: قدرت برقراری روابط با دیگران و داشتن رفتار مطلوب و چگونگی ارتباطی که یک انسان با دیگران دارد از تمام دانش و مهارت های او مهمتر و ارزشمند تر است.  انسان ها ناگزیر به ارتباط با دیگران هستند. در صورتی که ابن ارتباط بتواند سبب همدلی و درک متقابل شود باعث رضــایت خاطر و لذت و در غیر این صورت موجب ناخشنــودی و رنج می گردد.
 برقراری روابط انسانی عمده ترین عامل خوشبختی و موفقیت هر کس در زندگی او می باشد. رابطه یک معلم با شاگردانش رابطه مدیر با همکاران و زیردستانش در میزان موفقیت آنها امری سرنوشت ساز است. همه انسان ها به داشتن توانایی ارتباط با سایر انسان ها نیاز دارند که این توانایی اصطلاحاً مدیریت برقراری روابط انسانی می نامیم.


انسان همواره از دیر باز به اهمیت روابط و رفتار انسانی پی برده است. برقراری روابط آن قدر مهم و سرنوشت ساز است که موفقیت هر انسانی را می توان از روی نوع رابطه او با دیگران ارزیابی کرد.


به عقیده دکتر میر کمالی، موفقیت هر مدیر بستگی به کار او با سایر افراد دارد. کار با افراد منوط به برقراری رابطه مناسب با آنهاست. به عقیده وی مدیریت معین کار کردن با انسان ها، میان انسان ها و برای انسان هاست و مهم ترین جنبه کارهای انسان ها برقراری روابط انسانی با آنهاست. اهمیت و حساسیت ایجاد روابط انسانی آن را به عنوان یک دانش مطرح می سازد. اما به عقیده دکتر میر کمالی، علاوه بر قبول اطلاق دانش برای روابط انسانی باید آن را هنر و مهارت دانست. ایجاد روابط انسانی به ظرافت ها و شیوه های خاصی نیاز دارد که علاوه بر طلب دانش، هنر مهارت های ویژه ای را در شرایط زمانی و مکانی می طلبد.
 
 تاریخچه رفتار و روابط در سازمان
مری پارکر فالت، یکی از پیشاهنگان توجه به رفتار و روابط انسانی است که نوشتــه های زیادی درباره جنبه انسانی مدیریت دارد. تحصیلات او در رشته های اقتصاد و فلسفه بود و می توان او را در زمره فیلسوفان اجتماعی و روانشناسان قرار داد. او که کار خود را به عنوان مدد کار اجتماعی آغاز کرد، در مسائل مدیریت نیز به مطالعه و بررسی پرداخت. فالت مدیریت را فرایندی اجتماعی دانست و با اینکه دستورات صرفا" از طرف سلسله مراتب بالاتر صادر می شود و به تمام سطوح پایین تر جریان یابد مخالف بود. فالت معتقد بود که باید همه افراد در سرتاسر سازمان بتوانند بر حسب موقعیت خودشان تصمیم بگیرند. ایده ها و افکار او راه گشای انتقال از تفکر کلاسیک به جنبش روابط انسانی بود و حتی می توان او را به عنوان یک پیشاهنگ در آنچه امروز به آن نظریه اقتضایی نامیده می شود به حساب آورد.


فالت در کتاب " تجربه خلاق "  (Creative  Experience) مشکل اساسی در سازمان ها در تمام سطوح و انواع، اعم از سازمان های بازرگانی، آموزشی و غیره را ساخت و نگهداری روابط انسانی پویا و هماهنگ می داند. از نظر او رابطه با زیردستان از وظایف مدیر است و معتقد بود بیان ایده ها و نظرات حق مسلم هر زیر دستی می باشد . او برقراری هماهنگی بین مدیریت و سایر عوامل سازمان را بسیار پر اهمیت می شمرد. او چهار اصل را تحت اصطلاح در هماهنگی برای ایجاد روابط انسانی در سازمان ها لازم اجرا  می داند که عبارتند از:  


1.  هماهنگی به وسیله ارتباط مستقیم با افراد مسئول مربوط.
2. هماهنگی در مراحل اولیه تشکیل سلزمان.
3. هماهنگی از طریق ارتباط متقابل بین عوامل موجود در هر موقعیت و شرایط که به آن اصطلاحا" رابطه دو جانبه می گوییم.
4. هماهنگی به عنوان یک فرایند مداوم و مستمر.


بنابر عقیده فالت، هماهنگی علاوه بر آن در مراحل اولیه حساسیت و اهمیت بیشتری دارد در همه احـــوال به طور مستقی، دو جانبه و به صورت یک جریـــان مستمر پیگیری می شود. اساس اندیشه های فالت، فکر مشارکت در کار و تاکید بر این عقیده است که در جامعه آزاد منش وظیفه مدیریت، فراهم ساختن موقعیتی است که در آن افراد داوطلبانه آماده همکاری می شوند.


اساس فلسفی نظریه روابط انسانی بر این اندیشه استوار است که حرمت و شان انسان در محیط کار احیا شود.  هدف های سازمان در جهت رفاه کارکنان مورد تجدید نظر قرار گیرد، در تصمیم گیری و مدیریت از مشارکت گروهی افراد استفاده شود، امکان آزادی عمل و ابتکار به افراد داده شود و شغل آنان تلاش برانگیز و رضایت بخش گردد. و بالاخره اهمیت و جایگاه گروه ها در محیط کار به درستی شناخته شود.


از سال های 1950 به بعد هم زمان با تحولات که در علوم رفتاری به وجود آمد علم مدیریت نیز تغییرات زیادی پیدا کرد. از آنجا که مدیریت علمی تبلور جنبه انسانی کار و نگرش روابط انسانی جنبه اجرایی و انجام وظایف را نادیده گرفت مدیریت رفتاری هر دو جنبه مدیریت یعنی بعد انسانی و بعد کاری مدیریت را مورد توجه قرار داد.


 پیو ( pugh ) می گویـد: رفتار سازمانی یعنی مطالعه رفتار، وظایف و کار سازمــان ها و رفتار گروه ها و افراد در داخل آنها. رفتار سازمانی بر درک و پیش بینی رفتار انسان در داخل سازمان تاکید دارد. این شاخه از علم مدیریت به رفتار فرد، گروه و آنچه به عنوان رفتار سازمانی مطرح می شود توجه دارد.
 
٭ تعاریف رفتار و روابط سازمانی
در چند دهه اخیر اصطلاح روابط انسانی با واژه دیگری تحت عنوان رفتار سازمانی مترادف شده است. اما حقیقت این است که رفتار سازمانی به مطالعه رفتار در سازمان می پردازد و رفتار را در حالت واقعی آن و به همان صورت که در سازمان اتفاق می افتد توصیف می کند و علت های به وجود آورنده آن را توضیح می دهد.


به عقیده مورهد و گریفین رفتار سازمانی علمی است توصیفی نه تجویزی. رفتار سازمانی به عنوان یک علم از قضاوت های ارزشی می پرهیزد اما روابط انسانی چیزی برتر و بیشتر از رفتار سازمانی است. روابط انسانی از یک بار ارزشی و انسانی برخوردار است و در باره درستی و نادرستی رفتار و روابط به ارزیابی و انتقاد می نشیند. رفتار سازمانی، روابط انسانی را در بر نمی گیرد ولی روابط انسانی، رفتار سازمانی را در بر می گیرد. رفتار سازمانی در سازمان ها به صورت محدود مورد استفاده قرار می گیرد ولی روابط انســـانی می تواند در همه و برای همه افراد و جمعیت ها به کار برده شود. در حالی که ضرورت های سازمانی بر رفتار سازمانی حاکم است روابط انسانی این محدودیت را نمی پذیرد. به لحاظ اهمیت، ارزش و ابعاد مختلف روابط انسانی، تعاریف فراوانی از این علم شده است که ما به معدودی از آنها اشاره می کنیم.


 پرهیزکار در تعریف خود گفته است: روابط انسانی عبارت است ایجاد،دتوسعه و گسترشی که بتواند انگیزه های پر ثمری را از راه موفقیت گروهی در راه نیل به هدف های سازمانی از طریق ایجاد رضایت مندی در اعضا بوجود آورد. در تعریف فوق به نظر می آید که برقراری روابط انسانی از وظایف اساسی مدیریت است و مدیر باید در محیط سازمانی خود چنان روابطی را به وجود آورد و بعدا" آن را گسترش دهد که سبب پیدایش انگیزه برای گسترش موقعیت و رضایت در افراد در راه رسیدن به اهداف سازمان شود.


دیویی روابط انسانی را چنین تعریف کرده است: روابط انسانی یگانه ساختن و تلفیق افراد با کار است به نحوی که این یگانگی اسباب برانگیختگی آنان را فراهم کرده و موجب می شود به نحوی بارور، معاضرت آمیز، صرفه جویانه و رضایت روحی و اجتماعی به کار اشتغال ورزند. دیویی سعی می کند که در تعریف خود مساله رضایت روانی وسیله ای برای رسیدن به اهداف سازمان و تعریف جنبه اقتصادی سازمان قرار دهد. به عقیده او روابط انسانی به مطالعه رفتار انسان ها در محیط سازمان می پردازد تا در نتیجه آن نتایج کار سازمان بهتر شود.


 از نظر دکتر کمالی روابط انسانی بدین صورت تعریف شده است: فرایند برقراری، حفظ و گسترش روابط هدف دار پویا و دو جانبه در بین اعضای یک سیستم یا سازمان اجتماعی که با تامین نیازهای منطقی فردی، اجتماعی و روانی فرد و گروه سبب تفاهم احساس رضایت و سود مندی متقابل و بوجود آمدن زمینه های انگیزش و رشد و تسهیل رسیدن به اهداف سازمان شود. در تعریف فوق به عنوان مثال بر یک مدیر آموزشی فرض است که اگر در محیط کارش بین او و همکارانش رابطه دو جانبه زنده و با هدف سازندگی وجود ندارد تا این رابطه را به وجود آورد و آن را توسعه دهد.      رابطه پویا و دو جانبه رابطه ای است که بر اساس نیازها و شرایط طرفین و سازمان از کیفیت و قوت لازم برخوردار باشد در عین حال این رابطه باید برای دو طرف قابل استفاده و سود بخش باشد.
  
٭ هدف های روابط انسانی
با توجه به تعاریفی که از روابط انسانی شد از آنجا که روابط انسانی به رفتار متقابل انسان های سازمان اجتماعی توجه خاص دارد و سعی می کند که اثر بخشی و کارائی سازمان را به شکل مطلوبی با تکیه بر اهمیت جنبه انسانی سازمان بالا برد و در عین حال با تامین نیاز های منطقی مادی و روانی افراد و گروه ها مراتب رضایت آنها را فراهم سازد.


٭  روابط انسانی دارای اهداف زیر است:
1. شناخت خصوصیات فردی
 هدف روابط انسانی شناخت شخصیت، نیاز ها، انگیزه های رفتاری و خصوصیات خلقی، عاطفی و احساس افراد و فردی مدیر افراد سازمان است. از آنجا که هر یک از عوامل  فوق تاثیر زیادی در رفتار و ارتباط انسان ها با سایر افراد دارد علم روابط انسانی در صدد است که شخصیت، نیازها، انگیزه ها و همچنین ویژگی ها ی خلقی، عاطفی و احساسی افراد را مورد دقت و بررسی قرار داده و با پیشنهاد راه های عملی به زدایش جنبه های منفی و تقویت جنبه های مثبت این خصوصیات آن چنان که در برقراری روابط انسانی موثر واقع شوند می پردازد.


2. شناخت کنش و واکنش ها
دومین هدف روابط انسانی شناخت تمامی کنش ها و واکنش ها بین مدیر و سایر کارکنان با یکدیگر و کارکنان و ارباب رجوع است. رفتار هنجار های گروهی در بین اعضاء سازمان تاثیر زیادی بر رفتار و روابط در سازمان دارد. مدیریت روابط انسانی باید خصوصیات رفتار هر گروه و روابط متقابل افراد آن گروه را مورد شناسایی قرار دهد. مدیر باید موضع رفتاری و رابطه گروه ها را با خود مورد ارزیابی قرار دهد و ویژگی های اساسی این واکنش را مشخص کند.


 3. شناخت ریشه تفاوت ها و اختلافات
 هدف روابط انسانی شناخت ریشه های اساسی اختلافات و تعارضات رفتاری در روابط مدیر، کارکنان و ارباب رجوع و پیدا کردن راه های عملی هماهنگی رفتاری بین آنهاست. موقعی یک سازمان آموزشی می تواند به اهداف خود برسد که بین مدیر، کارکنان، معلمان، دانش آموزان و اولیاء اهداف و مشترک و هماهنگی رفتاری وجود داشته باشد. برای نیل به چنین منظوری باید از تمام اختلافات و تعارضات تا آنجا که ممکن است کاسته و بر میزان همدلی و هماهنگی و تفاهم بین افراد و گروه ها افزوده گردد.


 4. پیدا کردن راه های جلب همکاری
 هدف روابط انسانی پیدا کردن راه های عملی جلب همکاری بین مدیریت، کارکنان و افراد ذینفع از طریق ایجاد علایق و اهداف مشترک است. مدیریت روابط انسانی نه تنها باید بین افراد و گروه های سازمانی هماهنگی ایجاد کند بلکه باید با به وجود آوردن علایق و اهداف مشترک موجبات استحکام و دوام این هماهنگی ها را فراهم سازد.


5. پیدا کردن راه های عملی تشویق و تنبیه
 یکی از اهداف روابط انسانی در همه سازمان ها یافتن راه های عملی تشویق و تنبیه مناسب کارکنان است. مدیر باید رفتار و عملکرد های فراد سازمان را مورد دقت و توجه قرار دهد و به طور عملی موجبات رغبت و علاقه مندی بیشتر افراد را با تشویق های مناسب و یا احتمالاً با تنبیهات بجا و به موقع فراهم سازد.


 6.  بوجود آوردن جو مناسب
پیدا کردن راه های عملی برای  بوجود آوردن محیط و جو انسانی مناسب، اعتماد دوستی سالم، روابط متقابل بین کلیه کارکنان سازمان از مهمترین اهداف روابط انسانی است.
مدیریت روابط انسانی، نه تنها به رفتار و روابط افراد توجه دارد و بهبود و اصلاح این روابط می پردازد. بلکه محیط و جوی در سازمان به وجود می آورد که دانه ها و نهال های دوستی، مودت، اعتماد و امنیت را نیز بارور می سازد.


 7. تقویت روحیه کسب رضایت مندی افراد.
 هدف روابط انسانی تقویت روحیه و بدست آوردن رضایت مندی کارکنان سازمان است. روحیه خوب و وجود رضایت مندی به منزله وجود انرژی درونی در افراد سازمان است. در سازمانی که روحیه قوی نیست انرژی لازم برای انجام کار وجود ندارد. در چنین محیطی خستگی، پژمردگی، عدم تمایل و دلسردی مانع رسیدن به اهداف سازمان می گردد. مدیریت روابط انسانی موظف است روحیه افراد سازمان را به طرق مقتضی تقویت کند تا آنها انرژی و نشاط لازم را برای کار و فعالیت داشته باشند.


8. ارضاء و برآوردن نیاز های منطقی
 تامین نیاز های منطقی افراد و گروه ها در هر سازمانی از اهداف مدیریت روابط انسانی است. هماهنگ ساختن و تلفیق نیاز های فردی، گروه و سازمان از اهداف رفتار و روابط در سازمان است. مدیریت روابط انسانی می کوشد که شرایط و امکانات لازم را برای تامین نیازهای افراد و گروه ها فراهم آورد تا بـــدان وسیله کارکنان با علاقه و انگیزه رضایت بیشتری ضمن رسیدن به اهداف و نیاز های فردی و گروهی خودشان به اهداف سازمان جامه عمل بپوشانند.


9. برقراری روابط عمومی
یکی از هدف های اساسی مدیریت روابط انسانی جلب همکاری افراد ما فوق، صاحب نظران و افرادی که به نحوی در امور سازمان موثر هستند می باشد. از آنجا که ممکن است در هر سازمانی افراد مختلفی در از پیش پا برداشتن مشکلات و تنگناهای مختلف سازمان دارای قدرت و نفوذ باشند برقراری رابطه با این افراد از ضروریات مدیریت به حساب می آید. در یک مدرسه، رئیس منطقه آموزشی، شهردار، مسئولین مرکز درمانی و بهداشت و اولیاء دانش آموزان هر کدام از اختیارات و امکانات خاصی برخوردارند که یک مدیر موفق باید با برقــراری ارتباط مناسب با آنها، در حد امکانات و توانایی ها استفاده کند. برقراری روابط انسانی منحصرا " به محیط سازمان مربوط نمی شود  برقراری روابط پویا و موثر با مردم و ارباب رجوع از شرایط موفقیت است. 


 10ـ مطالعه، بررسی و یافتن شیوه های مدیریت و رهبری مناسب در سازمان
بسیار اتفاق می افتد که مدیران علل شکست یا عدم موفقیت خود را رفتار و یا نوع فعالیت های زیردستان یا افراد همکار خود می دانند و به رفتار و نوع مدیریت خود کمتر می اندیشند. علی رغم آنکه موفقیت مدیر به نحوه فعالیت افراد  بستگی دارد اما بسیاری از ناکامی های مدیریت به واسطه رفتار و شیوه های نامناسب رفتاری خود مدیر است. مدیریت روابط انسانی سعی دارد که با بررسی و مطالعه مستمر در رفتار و شیوه های مدیریت و رهبری سازمان ضمن بر طرف کردن اشکالات و ناتوانایی های موجود، به روش های بهتر و موثر تر دست یابد.
  جوانب مهم روابط انسانی در ارتباط با وظایف مدیران روابط عمومی و محتوای آن به زعم «گریفیث » (1956) عبارتند از:
ـ انگیزه: عوامل روان شناختی، جامعه شناختی، فرهنگی و اقتصادی موثر در شکل گیری رفتار فردی و گروهی در محیط سازمان.
 ـ  ادراک: تلقی و برداشت مدیر از نقش خود و دیگران و روابط متقابل در محیط کار و مسائل و مشکلات ناشی از تضاد در میان ادراکات.
 ـ  ارتباط: کار روابط عمومی مستلزم برقراری ارتباط و مبادله ی معانی و اطلاعات است . ارتباط موثر مستلزم توانایی در استفاده از مهارت های اصلی است.


 ـ ساختار قدرت: همه سازمان های اجتماعی را نوعی قدرت، یکپارچه و فعال نگه می دارد. دانش در این زمینه به مدیران کمک می کند که مکانیسم های تنظیم کننده رفتار سازمانی را به درستی درک کرده از آنها استفاده نمایند.


 ـ اختیار: تجلی قانونی قدرت، اختیار است. با وجود سادگی این مفهوم در قلمرو مدیریت، درک پیچیدگی ناشی از ترکیب آن و اثرات رفتاری آنها مشکلاتی را برای مدیران فراهم می سازد.
ـ روحیه: روحیه معیار موفقیت مدیر در ایجاد روابط انسانی خوب در محیط کار است. روحیه صرفاً به یک حالت روحی زنده و با نشاط اشاره نمی کند بلکه در عین حال حاکی از تعهد  و وابستگی به یک هدف مشترک گروهی و جدیت و تلاش برای تحقق آن است.


 ـ تصمیم گیری: تمام فعالیت ها و اقدامات مدیر بستگی به تصمیم گیری معتبر و درست دارد. در فراگرد تصمیم گیری است که تمام دانش و معلومات و مهارت هایی که در بالا به ان اشاره کردیم مدد کار واقع می شوند. بعلاوه مدیر باید در این زمینه از فراگرد تصمیم گیری معقول مطلع باشد.


 ـ رهبری: مدیـر روابط عمومی نقش رهبــری را بر عهده دارد و بنا بر این باید بر معنای ضمنی و پیامد های آن واقف باشد رهبری یک فراگرد گروهی است و رهبری کار آمد و موثر در گروه خواست هر مدیری است.
عناوین فوق هسته اصلی دانش و معلوماتی را تشکیل می دهد که بر اساس آن، مدیران روابط عمومی می توانند به فهم روابط انسانی محیط کار خود نائل شوند. این مجموعه امروزه از طریق برنامه های تدوین شده کوتاه مدت یا دراز مدت به مدیران روابط عمومی عرضه می گردد.


٭ بهبود روابط انسانی در مدیریت یک سازمان
از بهبود روابط انسانی در محیط سازمان دو هدف عمده و اساسی مورد نظر است:
1. حفظ حرمت و شان مقام انسانی در محیط کار        
2. افزایش بهره وری سازمان از طریق استفاده اصولی و بهتر از منابع انسانی
پنج اصل مهم و اساسی در زمینه تاثیر متقابل روابط انسانی و مسئولیت مدیران روابط عمومی و اداره بهتر  به ویژه در ادارات و سازمان ها به شرح زیر ارائه می شود.
الف: نقش و طبیعت کار وظایف مدیران روابط عمومی، تحصیل دانش و کسب مهارت های مربوط به ایجاد روابط گروهی و میان فردی را ضروری می سازد.


مدیر روابط عمومی باید توجه اساسی و عمده خویش را به شناخت رفتار و عملکرد انسان ها معطوف کند. انسان هایی که با آنها به نوعی ارتباط کاری مداوم و یا برخورد عاطفی گذرا دارد. مدیران روابط عمومی با شناخت آگاهی از علوم رفتاری می توانند و باید در برخورد با سایر همکاران رفتار سازنده و مدبرانه داشته باشند.


ب: اثر بخشی و موفقیت مدیران روابط عمومی، دقیقا به دانش و مهارت های آنان در ایجاد روابط گروهی نزدیک و میان فردی بستگی دارد. عملکرد فردی و حرفه ای مدیران روابط عمومی در چالش برای رفع مشکلات و تحقق هدف ها مستقیما به میزان درک و درجه آگاهی آنان از اجتماع کاری، و محدوده ای که  سازمان و یا اداره در آن واقع شده است.


فرهنگ و بینش مردم به نیروهایی که آنان را تحت تاثیر و تغییر قرار می دهد بستگی دارد. مدیران روابط عمومی باید در حد لازم و قابل قبول با بحث های مربوط به انگیزش و انگیزه هایی که کارکنان و سایر مدیران و مسوولان را به کار و کوشش جدی وا نمی دارد. ادراک ارتباطات و نحوه صحیح ارسال پیام،  ساختار قدرت و اختیار در سازمان های اجرایی و ستادی، عوامل موثر در روحیه کارکنان، پویایی های گروهی و شناخت رهبری گروه های غیر رسمی آشنا شود.


از مباحث دیگر روابط انسانی می توان از تصمیم گیری و مهمتر از همه رهبری در سازمان های دموکراتیک نام برد که یک سازمان ایده آل باید نمونه بارز و زنده آن باشد. گریفیث عقیده دارد که این موضوعات هسـته اصلی تبادل افکار و تعامل دو سویه را تشکــیل می دهد که برای درک روابط انسانی در تمام ســازمان های اجتماعی لازم و ضروری است.
مدیران روابط عمومی باید بدانند که موفقیت در ایجاد ارتباط درست و معقول که عملی پیچیده، حساس، زمان گیر و طولانی است مستلزم مدارا و موفقیت در کار کردن با مردم و انجام دادن کارهای سازمانی به صورت گروهی و جلب مشارکت همگان است.
پ. مدیران روابط عمومی که دارای دانش و مهارت های لازم برای ایجاد روابط گروهی و میان فردی هستند به طریقی عمل و رفتار می کنند که آنان را از مدیران فاقد چنین مهارت ها و دانش رفتار سازمانی کامل تر و کاملا " متمایز و مشخص می سازد.
ت: مطالعه و تحصیل دانش روابط انسانی و کسب مهارت های مربوط به ایجاد روابط گروهی و میان فردی، به تغییر نگرش دید گاه ها و سرانجام تا اندازه ای تغییر رفتار سازنده سازمان به مدیر روابط عمومی کمک می کند.
البته همه افراد از مطالعه و تحقیق و آمــوزش های دانش و روابط انسانی و رشد مهارت های حرفه ای و انسانی به یک اندازه بهره مند نمی شوند. این تفاوت ها به سابقه، ساخت ویژه سازمان و  به ویژه نحوه آموزش مدیران روابط همومی بستگی دارد. بطوری که چنین دیدگاه هایی معمولا " به تغییر نگرش ها و رفتارهای مطلوب مورد نظر نظام مدیریت و سازمانی منتهی می شود.  البته مراعات اصول روابط انسانی در فرایند کار و زندگی و تجربه کاروزی و زندگی حرفه ای فعال  نیز به تکوین رفتــار های بهنجــــار منتهی می شود و بلافاصله بعد از آمــوزش ها و یک شبه اتفاق نمی افتد.


پژوهشگرانی که در دانشگاه بــزرگ تربیت مدیر آمریکا و عملکرد بعدی فارغ التحصیلان آنها را مورد بررسی قرار داده اند دریافته اند که آموزش روابط انسانی و درس هایی که آموزش روابط انسانی و درس هایی که به نوعی به رفتار سازمانی و روانشناسی کار و رشته های وابسته مربوط می شود به تغییر نگرش ها و رفتار های مطلوب مورد نظر پژوهشگران منتهی شده است.


این مدیران در مقایسه با مدیران ناآگاه دیدگاه های باز و آزاد نشانه ای دارند و در مجموع عملکرد بهتر و سازنده ای داشته اند. درصد زیادی از این مدیران کار فعال و سازنده با مرئوسان را کار لذت بخش و مثرثمر گزارش داده اند. مرئوسان هم کار با چنین مدیرانی را لذت بخش و اثربخش دانسته اند. مدیران فراوانی گزارش داده اند که در اثر شرکت در دوره های مدیریت روابط انسانی به مفاهیم، نگرش ها و دیدگاه هایی دست یافته اند که در کار و زندگی شخصی و حرفه ای آنان نتایج مثبتی داشته اند و در کل، درک و فهم جدیدی درباره انسان ها و نحوه کار و سر کردن با آنها پیدا کرده اند.


ث: کسب دانش و درک و فهم روابط انسانی در گروه های کوچک و بزرگ کاری، ایجاد ارتباط مؤثر، رشد مهارت های حرفه ای و انسانی و استفاده علمی از آنها مستلزم داشتن توانایی و ویژگی های خاص شخصیتی است که همه افراد آن ها را ندارند. (لازمه استفاده عملی از مهارت های ایجاد روابط انسانی مطلوب، محیطی است که برقراری روابط انسانی سالم و سازنده در آن ممکن و عملی باشد.


 مدیر روابط عمومی واجد شرایط لازم رهبری می تواند تا اندازه ای در ایجاد چنین محیطی موثر باشد. عوامل و نیروهای موثر دیگر از جمله سطح فرهنگ اجتماعی محل کار، خواست و اراده مدیران مافوق در سازمان و افراد ذی نفوذ و معتمدان ، نحوه و میزان آشنایی و همکاری مرئوسان و سایر نیروهای شاغل در سازمان در مورد مسائل گوناگون از شرایط اساسی و ضرورت برای تحقق اندیشه های روابط انسانی است.


کیت دیویس اعلام می کند که تحقق اندیشه های روابط انسانی مستلزم دانش تخصصی در روابط انسانی و مهارت عملی در ایجاد روابط گروهی و میان فردی از یک طرف و توانایی و اراده معطوف به قدرت و عمل در به کار بستن آنها در شرایط و موقعیت عادی و دشوار طرف دیگر است. مدیر روابط عمومی باید بداند که برای انجام دادن کارها، شرط اول جلب همکاری و مشارکت و همه دست اندرکاران سازمان متبوع خود است.
 با ملاحظات فوق می توان از نوشته های فوق به این نتیجه گیری مهم دست یافت که به منظور بهسازی برقراری روابط انسانی سالم و سازنده در کلیه ادارات و سازمان ها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
مدیر روابط عمومی باید در مورد عواملی که به سایر همکاران مربوط می شود حساس و از پی آمدهای آن آگاه باشد.
 
نتیجه گیری
 عواملی که به همه دست اندرکاران و همکاران سازمان  مربوط می شود:
1. مدیریت روابط انسانی برخلاف تصور عامه، مکتب رضایت و شادکامی همه نیست مکتبی که در آن همه کارکنان و مدیران از هم رضایت خاطر دارند و روی هم رفته ساده لوحانه شاد جلوه می کنند.
3. مدیران روابط عمومی برای انجام دادن وظایف اداری و کاری خود نه می توانند و نه باید همه را راضی نگه دارند.
4. هیچ سازمانی آزادی کامل برای افراد تأمین نمی کند تا مطابق میل و اراده خود رفتار کنند. اگر سازمانی چنین عمل کند موجودیت خود را به خطر می اندازد. هنر مدیریت و رهبری در آن است که شرایطی فراهم آید تا افراد با سعی در رسیدن به هدف های سازمانی در سطح معقولی هم به هدف های خود برسند.
 
منبع
. فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش،
 

 

 

روابط عمومی و ارتباط با رسانه ها

روابط عمومی و ارتباط با رسانه ها


انسان در عصر انقلاب ارتباطات و انفجار اطلاعات زندگی می کند، عصری که مصداق عینی دهکده جهانی مارشال مک لوهان بوده و بشر برای زیستن به حداقل اطلاعات که او را یاری می نماید نیاز دارد.

آنچه در موسسات و سازمان ها ارزش و اهمیت داشته و آنان را در نیل به اهداف عالی یاری می دهد برقراری ارتباط است لذا هر اندازه ارتباط برای ارائه اطلاعات فراگیر باشد دستیابی به اهداف جوامع و سازمان ها سریع تر خواهد شد و روابط عمومی در این میان نقش عمده را ایفا می کند، چرا که روابط عمومی به عنوان یک علم دارای اصول منطقی، نظریه، الگو و معرفت شناسی بوده و از قدرت پیش بینی نتایج و قابلیت تکرار پذیری و ظرفیت بالا برای سازمان دهی روابط اجتماعی و بهبود عملکرد سازمان های اجتماعی برخوردار است.

بهره گیری مناسب از روابط عمومی ها از ظرفیت ها و توانمندی های اطلاع رسانی رسانه های جمعی برای ارتباط و اثر بخشی از موضوعات مهمی است که همواره در الویت برنامه رسانه ای روابط عمومی های کارآمد قرار می گیرد.

بدون تردید روابط عمومی ها برای تحقق این هدف نیازمند ایجاد برقراری ارتباطی علمی- تخصصی و منطقی با تمام رسانه های ارتباطی است.

روابط عمومی در دنیای امروز از حیاتی ترین و ضروری ترین بخش سازمانهاکه هدفش ایجاد کانال های ارتباطی در درون و بیرون مجموعه هاست.

تعاریف روابط عمومی

تعاریف متعددی از روابط عمومی موجود است. تعاریف وظایف را تعیین و اهداف را مشخص می سازد. علوم اجتماعی و انسانی تعریف خاصی را نمی پذیرد و برای آنان تعاریف گوناگونی موجود است.

روابط عمومی تعاریف متعددی را پذیرفته است. فقط از یک زاویه یعنی ارتباط با سازمان بررسی می شود تعاریف متفاوت از هم دیده می شوند.

1-      چشم سازمان

2-   گوش سازمان

3- آئینه تمام نمای سازمان

4-  زبان سازمان

5-  وکیل مدافع سازمان

6-   تصویر ساز سازمان

و ...

با توجه به موقعیت، روابط عمومی یک وظیفه اول می پذیرد و با توجه به وظیفه اول در موقعیت تعریف می شود و این گوناگونی عیب و نقص روابط عمومی نیست، اما باید جهت مشخص و تعاریف تعیین شود.

همچنان که یک انسان در موقعیت های مختلف وظایف مختلف می گیرد و در هر موقعیت یکی از وظایف او وظیفه اول است. روابط عمومی هم با توجه به وظیفه اول تعریف می پذیرد و همان طور که خوراک اطلاعاتی انسان در مواقع مختلف متفاوت است و در موقعیتهای مختلف آمادگی و پذیرش و نیاز به اطلاعات خاص را داراست روابط عمومی دارای وظایف و مسوولیتهای متنوعی می شود.

مثلا یک مرد در خانه پدر است. وظیفه اول او پدری است و در یک اداره ممکن است ریس باشد وظیفه اول او ریاست است و در یک تیم فوتبال ممکن است بازیکن باشد وظیفه اول او بازیگری است.

در کتاب چگونه روابط عمومی کنیم آمده است:

_ مجموعه ارتباط انسانی و فعالیت های اداری در راستای جلوه صحیح کارهای یک فرد خاص یا یک موسسه را، اکثرا از طریق وسایل ارتباط جمعی، در اصطلاح نزدیک به نیم قرن اخیر روابط عمومی می گویند.

_ هنیر است برای پذیرا شدن این امر به مردم که آنچه انجام داده ایم صحیح است.

_ آئینه یک موسسه است هرچه شفاف تر بهتر

_ هنر یافتن ایجاد حسن نیت متقابل است

_ فنی است برای کوشش در راه یابی برای پذیرا ساختن هدف و کارها به مردم به راههای گوناگون بر پایه و اساس شناخت جامعه و افکار عمومی با آگاهی کامل از هدف موسسه

دایره المعارف آمریکا روابط عمومی را به طور خلاصه این گونه تعریف می کند: یک زمینه فعالیت مربوط است به روابط سازمانهای صنعتی، شرکتها، مشاغل، دولت، اتحادیه ها و یا سایر سازمانها که هر یک با مردمی چون کارمندان، مشتریان، سرمایه داران، تهیه کنندگان کالا، اعضای احزاب و یا عامه مردم رو به رو هستند. کارهای روابط عمومی شامل است بر تقویم افکار عمومی، ارزیابی و تفسیر آن بر حسب منافع یک سازمان، شناساندن سازمان به مردم مربوط، به خود و همچنین معرفی آن مردم به سازمان، به این طریق روابط عمومی دو وظیفه داخلی و خارجی دارد.

همچنین دایره المعارف "وبستر" می گوید:

حسن رابطه و ایجاد حس نیبت بین یک شخص یا یک سازمان با اشخاص و گروه های دیگر یا با جامعه از طریق توزیع مطلب و توسعه رابطه آن با مطالعه و سنجش عکس العملها.

روابط عمومی کوشش مدبرانه ای است برای ترغیب وتشویق مردم یا نفوذ در افکار آنان به وسیله به کار بردن وسایل ارتباطی برای آن که مردم نظر خوب نسبت به یک موسسه داشته باشند و آن را محترم بشمارند حمایت و پشتیبانیکند و در فراز و نشیب ها در کنار او باقی بمانند.

در ایران روابط عمومی به قول موسس رشته روابط عموومی و غیره است.

روابط عمومی چیزی است که بستر ارتباط را به وسیله آن باید آماده کنیم.

دکتر محسنیان راد: روابط عمومی عبارت است از فعالیتهای ارتباطی و تدابیری که سازمان ها و موسسات برای ایجاد و خلق نگرش مطلوب و مقابله با نگرش های مختلف در پیرامون کار خویش دنبال می کنند. بر این اساس، تبلیغات، تنها بخشی از فعالیتهای روابط عمومی به شمار    می رود.

پروفسور حمید مولانا: استاد علوم ارتباطات دانشگاه امریکن واشنگتن آمریکا: روابط عمومی یک نوع تبلیغات است. تبلیغات به صورت خیلی بزرگتر نه به صورت آگهی، آگهی یک رشته فرعی از تبلیغات است. روابط عمومی در واقع رابطی است بین سازمان ها و مردم و سعی دارد که اهداف سازمان ها را برای مردم تشریح  کند و عکس العمل آنها را به تصمیم گیران و به سازمان تحویل دهد.

نشریه اخبار روابط عمومی تعریفی اینگونه از روابط عمومی ارائه    می دهد:

روابط عمومی وظیفه ای مدیریتی است که رفتار مردمی را که با آن سروکار دارند ارزیابی می کند. سیاستها و طرز عملهای یک فرد یا سازمان را در ارتباط با منافع عمومی شناسایی و در نهایت برنامه های عملی را طراحی و اجرا می کند تا درک پذیرش عمومی برای سازمان را به دست آورد.

رکس هارلود که از پیشگامان روابط عمومی در جهان است و تالیف گوناگون دراین رشته دارد، این تعریف را پیشنهاد می کند: روابط عمومی عبارت است از دانشی که به وسیله آن، سازمانها آگاهانه می کوشند به مسوولیت اجتماعی خویش عمل نمایند تا بتوانند تفاهم و پشتیبابی کسانی را که برای موسسه اهمیت دارند، به دست آورند.

کتاب روابط عمومی نوشته آقای دیباج  نخستین کتابی است که در سال 1345 توسط شرکت ملی نفت ایران منتشر شد. نویسنده این کتاب در صفحه سوم، این تعریف را پیشنهاد کرده است: روابط عمومی عبارت است از: ایجاد حسن تفاهم و قبول عامه با استفاده از قواعد و اصول علوم اجتماعی.

در گزارش تحقیقی پیرامون روابط عمومی در ایران در بخش تعریف روابط عمومی، در پرسشنامه ارسالی به روسای روابط عموومی بخش خصوصی و دولتی، پرسش به این شکل آمده بود، تعریف روابط عمومی چیست؟ بررسی و طبقه بندی پاسخ ها نشان داد که 70 درصد پاسخ دهندگان چنین تعریفی را پیشنهاد کرده بودند:

روابط عمومی عبارت است از: سلسله اقداماتی در راستای ایجاد ارتباط و حسن رابطه وتفاهم و آشنایی، به منظور جلب همکاری مراجعه کنندگان، جلب مشتری ها و عموم.

تعریف انجمن های روابط عمومی: انجمن جهانی روابط عمومی در ماه می 1960، تعریف زیر را برای روابط عمومی تدوین و تصویب کرد. همین تعریف در نشست سال 1987 مکزیکو مورد تایید قرار گرفت.

روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است. عملی است مستمر، مداوم و طرح ریزی شده که از طریق آن افراد و سازمانها می کوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سروکار دارند به دست آورند.

انجمن روابط عمومی آمریکا: روابط عمومی کوششی است برای تاثیرگذاری و ایجاد تغییر در افکار عمومی از طریق نظارت، تحقیق و ارزیابی اطلاعات و فرآیندهاست.

موقعیها و وظایف روابط عمومی:

به طور کلی با بررسی اجمالی بر تعاریف مطرح شده می توان آن ها در شش گروه قرار داد:

الف: روابط عمومی هنر است، علم است، فن است.

ب: روابط عمومی ایینه تمام نمای سازمان و جایگاه دریافت و انتقال اطلاعات است.

ج: روابط عمومی وظیفه تبلیغ، ترغیب، تشویق و نفوذ در افکار عمومی را بر عهده دارد.

د: روابط عمومی پل ارتباطی مردم و سازمان و جایگاه دریافت و انتقال اطلاعات است.

و: روابط عمومی اعمال مدیریت، فلسفه مدیریت، فلسفه اجتماعی مدیریت، مشاوره مدیریت و کارکرد ارتباطی مدیریت است.

با توجه به آنچه گذشت می بینیم که هیچکدام از تعارف کامل نیستند و به نظر می رسد می توان برای روابط عمومی در موقعیت های متفاوت، وظایف متفاوتی ترسی کرد که در الویت قرار می گیرند و آن را وظیفه اول روابط عمومی در یک موقعیت خاص می نامیم و به همین مناسبت جدولی را به طول پیشنهادی ترسیم می کنیم، اگر چه مطمئنا این جدول نه کامل است و نه مطلق، به طور مثال در جامعه مدنی وظیفه اول روابط عموومی مشارکت است پس روابط عمومی عبارت است از ایجاد روحیه مشارکت عمومی.

به طور خلاصه وظیفه روابط عمومی عبارت است از:

_ فلسفه روابط عمومی مردم داری است.

_ هدف روابط عمومی ایجاد، حفظ و تداوم ارتباط است.

_ وظیفه روابط عمومی اطلاع رسانی و پاسخ گویی است.

و تعریف روابط عمومی، ایجاد، حفظ و تداوم تفاهم بین سازمان و مخاطبان است.

در ارتباط با جدول موقعیت و وظایف روابط عمومی بیان شده است.

 

 

موقعیت ارتباطی

 

وظیفه اول

 

تعریف

 

ویژگیهای کارشناس روابط عمومی

جامعه مدنی

مشارکت

ایجاد روحیه مشارکت عمومی حسن رابطه متقابل

پاسخگو

سازمان

اطلاع رسانی

 

گوش و زبان سازمان

قانونمندی

ارتباطات مردمی

ایجاد ارتباط

پل ارتباطی مردم و سازمان

ارتباطگر

تبلیغات

نفوذ در افکار

تبلیغ غیرمستقیم

هنرمند

رسانه ها

انتقال صحیح اطلاعات

جایگاه دریافت و انتقال اطلاعات

اهل قلم

اخلاق

دوستیابی

مکانی است برای دریافت دوستان بیشتر

منظم، منسجم، متواضع

 فصل مشترک

تامل در کارکردهای رسانه ها و روابط عمومی نشان می دهد که این دو از لحاظ شیوه های کاری و اهداف، دارای شباهتها و فصلهای مشترک زیاید هستند که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:

1-       اطلاع رسانی:

یکی از وظایف اصلی رسانه ها، اطلاع رسانی به مردم است. رادیو، تلویزیون و مطبوعات هر روزه انبوهی از اطلاعات و پیامها را به صورت نوشته یا صدا و تصویر در قالب های مختلف همچون خبر، گزارش، مقاله، مصاحبه، فیلم، نمایش و ... به مردم عرضه می کنند.

از طرف دیگر مطالعه شرح وظایف روابط عمومی حاکی از آن است که روابط عمومی نیز همچون رسانه ها، درصدد اطلاع رسانی است و این از وظایف عمده آن محسوب می شود. فعالیتهای ارتباطی از قبیل برگزاری مصاحبه، مراسم، جلسه گفت و شنود، برپایی نمایشگاه، اجرای برنامه های بازدید اقشار مختلف مردم از پروژه ها، ارسال خبر و گزارش به رسانه ها، انتشار کتاب، بروشور، کاتالوگ، ترتیب دادن سخنرانی و ... همه و همه به نیت اطلاع رسانی صورت می گیرد. بنابراین "اطلاع رسانی" نخستین فصل مشترک روابط عمومی و رسانه های محسوب می شود.

2-    تاثیرگذاری بر افکار عمومی:

تاثیرگذاری بر افکار عمومی و جلب توجه آن، از اهداف مشترک رسانه ها و روابط عمومی است. همچنین، هر دو از افکار عمومی تاثیر پذیرفته و سعی دارند برای کارآیی بیشتر پس فرستهای آن را درباره عملکرد خود بررسی کنند.

3-  مخاطبان یکسان:

رسانه ها و روابط عمومی دارای مخاطبان یکسان هستند که همانا مردم است، گرچه ممکن است که روابط عمومی با هدف تاثیرگذاری خاص، مخاطبان خود را به طبقات مختلف تقسیم کرده و دایره و شعاع پیام آن محدودتر از رسانه باشد.

4-   عدم استفاده از فنون و ابزارهای مشترک:

رسانه ها و روابط عمومی هر دو از فنون و ابزارهایی یکسان استفاده می کنند. استفاده از عکاسی، تصویربرداری، نویسندگی، خبرنویسی، گزارش نویسی، گرافیک، طراحی و ... بخشی از فنون و ابزارهای مشترک هستند که این دو به کار می برند.

وجود این چهار فصل مشترک بین روابط عمومی ها و رسانه ها، نشان می دهد که آن ها برای همکاری و همیاری، از زمینه های لازم برخوردار هستند، با این وصف، بهتر است، پیش از هر گونه نتیجه گیری در این خصوص، تعارض های موجود در این دو نیز مورد توجه قرار گیرد.

تعارض ها

مهمترین تعارض های موجود بین روابط عمومی ها و رسانه را می توان اینگونه برشمرد:

1-       تعارض اهداف:

یکی از تعارض های روابط عمومی با رسانه ها این است که معمولا روابط عمومی ها به دنبال برجسته سازی نقاط قوت و پوشاندن نقاط ضعف عملکرد سازمان متبوع خود هستند، در حالی که اغلب رسانه های می کوشند نقاط ضعف سازمان ها را به اطلاع مردم برسانند. این وضعیت، تعارض را به حداکثر می رساند، چرا که روابط عمومی ها معمولا از طرح نقاط ضعف سازمان خود ناخرسند هستند.

2-    پیشینه تاریخی پیدایش روابط عمومی:

مطالعه تاریخچه روابط عمومی نشان می دهد که در واقع یکی از عوامل بسیار مهم پایه گذاری روابط عمومی، برقراری حسن رابطه با مطبوعات و سایر رسانه ها به منظور ایجاد تعادل و کاهش تعارض آن با حاکمیت و حفظ منافع آن بوده است. لذا یکی از نخستین اهداف شکل گیری روابط عمومی، جلب همکاری مطبوعات بوده است که در اوایل قرن نوزدهم، پرچم مبارزه با حاکمیت را به دست گرفته بودند. همچنین پیشینه تاریخی را باید یکی از تعارض های پایدار بین مطبوعات و روابط عمومی ها ذکر کرد.

بر کنار از دو تعارض یاد شده، عوامل دیگری نیز هستند که مانع برقراری ارتباط مطلوب بین روابط عمومی و رسانه های می شوند.

موانع ارتباط مطلوب

تعارض هایی که به آن ها اشاره شد، موضوعاتی عمومی هستند که در اغلب جوامع می توان آن ها را مشاهده کرد، ولی موانعی نیز وجود دارند که مانع از برقراری ارتباط مطلوب بین روابط عمومی ها و رسانه های می شوند که در زیر به مهمترین آنها اشاره می شود:

*عدم آشنایی از محدودیت های همدیگر:

از عوامل مهم در شکل گیری ارتباط نامطلوب بین روابط عمومی ها و رسانه ها، آشنا نبودن آن ها به محدودیتهای همدیگر است. از یک طرف، روابط عمومی ها گمان می کنند مطبوعات و رادیو و تلویزیون می توانند و باید کلیه مطالب آن ها را به شکل دلخواه روابط عمومی منعکس کنند. از طرف دیگر، از محدودیتهای سازمانی و مشکلات درون سازمانی روابط عمومی اطلاع کافی ندارند و گمان می کنند روابط عمومی به راحتی و آسوده خاطری می تواند اطلاعات لازم را در اختیار آنها قرار دهد.

*ضعف آموزش حرفه ای:

این مسئله نیز بین روابط عمومی ها و رسانه ها مشترک است، به گونه ای که از یک طرف، در رسانه ها و به ویژه مطبوعات، مسئله کمبود نیروی انسانی آموزش دیده وجود دارد و از طرف دیگر این مسئله در روابط عمومی ها نیز مشهود است، به گونه ای که هم اینک تنها 3/12 درصد کارکنان روابط عمومی ، دارای آموزش تخصصی در زمینه های ارتباطات و روابط عمومی هستند، در مقابل تعداد روزنامه نگاران متخصص و آموزش دیده نیز از 14 درصد فراتر نیم رود. بنابراین یکی از موانع اصلی در راه برقراری ارتباط مطلوب بین رسانه ها و روابط عمومی ها، مسئله کمبود نیروی انسانی متخصص در این دو کانون ارتباطی است وباید آن را یک مسئله مشترک نام داد. چرا که هر دو با آن مواجه هستند و لازم است به طور کلی در تبیین مسایل موجود بین رسانه ها و روابط عمومی ها، نارسایی های هر دو مورد توجه قرار گیرد و قهر بین این دو به گردن یک طرف نیفتد.

*کمبود خبرنگاران متخصص و عدم ثبات خبرنگاران در حوزه های کاری:

یکی از موانع موجود در تحکیم روابط رسانه ها و روابط عمومی ها، کمبود خبرنگاران تخصصی است، به عبارت دیگر، عدم تسلط علمی خبرنگار به موضوعات مربوط به حوزه کاری خود، بعضا باعث طرح موضوع هایی از طرف وی می شود که در بهبود روابط او با روابط عمومی ، ایجاد اشکال می کند. همچنین تعویض پی در پی حوزه خبرنگاران _در حالی که خبرنگار در مدت کار در آن حوزه به اطلاعات شایان توجهی دست می یابد_ فهرست تحکیل روابط را از بین می برد. این مانع را باید از موانع مربوط به رسانه ها دانست.

*ضعف خبرنویسی در روابط عمومی ها:

یکی از عوامل موثر در عدم برقراری ارتباط مطلوب بین رسانه ها و روابط عمومی ها، عدم درج اخبار ارسالی از طرف روابط عموومی ها در مطبوعات است. از عوامل عمده عدم درج اخبار روابط عمومی ها در مطبوعات می توان به تکیه خبرنویسان روابط عمومی به ارزش های سازمانی در مقابل ارزرشهای خبری، نابهنگامی اطلاعات ارسالی، عدم تسلط به شیوه های علمی نگارش در روابط عمومی و عدم آشنایی با نگارش مطبوعاتی اشاره کرد. عامل دیگر، سهل انگاری در تهیه خبر توسط کارشناسان روابط عمومی و عدم تولید اخبار نو و کامل از طرف آنان است.

*موانع فرهنگی و اجتماعی:

یکی از موانع موجود بر سر راه اطلاع رسانی، در کشور ما موانع فرهنگی و اجتماعی است. به رغم تمایل بعضی از روابط عمومی ها برای ارائه اطلاعات مورد نیاز رسانه ها، برخی از مسوولان یک سازمان مانع از انجام این کار می شوند. بعضی از مسوولان این کار را نوعی ریا و تظاهر می دانند و اطلاعات را در اختیار روابط عمومی قرار نمی دهند و یا از انجام مصاحبه با رسانه ها خودداری می کنند.

* گرایش مطبوعات به مصاحبه با افراد بالای هرم قدرت در سازمانها:

اکثر خبرنگاران رسانه ها می کوشند اطلاعات مورد نیاز خود را از مقامات بالای یک سازمان کسب کنند، در حالی که بعضا مدیران اجرایی اشراف بیشتری نسبت به امور دارند. گر چه عامل "شهرت" به عنوان یکی از ارزشهای خبری مطرح است، با این حال، گرایش یک سویه خبرنگاران به مصاحبه با مسوولان رده بالا در حد وزیر یا معاون وزیر و کمبود وقت آنان به روابط بین رسانه ها و روابط عمومی خدشه وارد می کند.

اخلاق رسانه ای

روزنامه نگاری به عنوان حرفه ای است که با حقوق شهروندان ارتباط دارد و در برگیرنده تمام عوامل اسنانی موثر در شکل گیری مطبوعات است. در تاریخ جهان غرب 3 رویکرد به علم اخلاق وجود داشت:

1-       رویکرد انسانی که در آن محور علم و اخلاقیات انسان است.

2-    طبیعت گرایی که شامل اخلاق مادی گرایانه _اخلاق انطباقی_ اخلاق رفتاری است.

3- اخلاق انگیزش_ اخلاق هدفدار_ اخلاق تکمیلی و اخلاقی که اخلاقی بودن یک عمل را بر اساس نتایج آن می سنجد.

بسیاری از روزنامه نگاران امروزه در پاسخ به عینیت گرایی در روزنامه نگاری می گویند که این آرمان دست نیافتنی است چرا که عینیت گرایی مفهومی معرفت شناسانه است و تبعات اخلاقی دارد. روزنامه نگاری به رویکردی نیاز دارد که به جنبه های اخلاقی احترام بگذارد.

سوال این است که منظور از جنبه اخلاقی چیست؟

هنجار اخلاقی همان اصل اخلاقی و جنبه اخلاقی نیست بلکه یک هنجار تنها از طریق اصل اخلاقی به هنجار اخلاقی تبدیل می شود.

آنان اعتقاد دارند که عشق به دیگری هنجار اساسی در جنبه اخلاقی است و اگر عملی با دستورات الهی همخوانی نداشته باشد یک عمل اخلاقی بد است. در عین حال اخلاق به این ویژگی می پردازد که یک عمل باید از چه سرعتی و از چه نوعی باشد تا به آن اخلاق بگوییم. در حالیکه هنجار اخلاقی می گوید که یک عمل اخلاقی چگونه باید باشد تا اخلاقا خوب شمرده شود . هنجارها دستورها و رهنمودهایی هستند که انسان ها باید مطابق آن ها رفتار کند.

یکی از اعمالی که در طبیعت انسان وجود دارد تهعد و مسوولیت انسان است و کسی که سعی کند از مسوولیت بشر بکاهد از لحاظ اخلاقی به روش بد عمل نموده است.

رسانه ها باید عزت نفس داشته باشند این صفت حسنه باعث می شود که روزنامه نگار باور کند که می تواند آزادانه کاری انجام دهد. کاری که سودمند و از نظر اجتماعی برجسته است. در کل پدیده اخلاقی تحت 3 مقوله قرار می گیرد:

1-       قضاوت اخلاقی

2-    عاطفه اخلاقی

3-  اراده اخلاقی

برای مثال قانون روزنامه نگار را از انجام عملی به ظاهر غیر اخلاقی منع می کند و با خبرنگار رسانه مقررات اخلاقی که خود به آنها اعتقاد دارد زیر پا می گذارد مسلما پیامدهای عاطفی مثل پشیمانی و یا ملامت درون شدیدتر از ترس ، تنبیه و یا حالت شرمساری است که معمولا به یک قانون شکن دست می دهد. آزادی مطبوعات یعنی آزادی خدمت به اجتماع به مخاطبان به شهروندان نه مجوزی برای امیال و بروز خواسته های شخص و خدای نکرده هواهای نفسانی و هر چه خواست بنویسد.

کارگزاران رسانه ها و دست اندرکاران به یک فرهنگ رسانه ای که مبتنی بر نظلام اخلاقی باشد نیازمندند. مواردی که رسانه ها در ایجاد یک فرهنگ مبتنی بر اخلاق رسانه ای باشد احتیاج دارد. به شرح زیر می باشد:

1-     سعه صدر و صداقت در فعالیتهای رسانه ای

2-   وجود امنیت کاری و ایجاد آن

3- حفظ استقلال نویسندگان و روزنامه نگاران

4-  آموزش مداوم حرفه رسانه

5-  لحاظ نمودن جنبه های اخلاقی رسانه ای

در بعضی از کشورها کاهش آزادی مطبوعات موجب تزلزل شدید اخلاقی در رسانه ها را موجب شده است. نظام اخلاقی رسانه ها مبتنی بر اصولی است و اصولی که یک روزنامه نگار لازم دارد به شرح زیر می باشد:

1-     اصل راستگویی

2-   اصل استقلال

3- اصل دقت

4-  اصل عدالت

5-  اصل انسانیت

6-   اصل بی طرفی

رسانه ها با اینکه فکر می کنند آزاد هستند که هر کاری انجام دهند _ هر چه خواستند گزارش دهند _ ولی این آزادی به این مفهوم نیست که به جامعه و انسان ها ضرر برسانند چه از نظر معنوی چه از نظر مالی و موقعیت اجتماعی، آنان مجاز نیستند در سایه آزادی مطبوعات به اعتقادات مالی، اخلاقی، مذهبی و حتی قومی توهین نمایند. شایستگی و نزاکت را مراعات نمایند، یا گزارشهای غیر دقیق و غیر کارشناسی بدهند.

اخلاق رسانه های اخلاق ارزش است و زمینه ارزش گذاری است که به عوامل رسانه اعم از مدیر مسوول، نویسنده، خبرنگار، سردبیر،... کمک می کند تا اصول و قواعدی به وجود آورند که با اصول و عملکرد اخلاقی مطابقت داشته باشند. در ضمن عقل و ادراک تعیین می کند که از لحاظ اخلاقی چه کاری پذیرفته و چه کاری ناپسند است. یک کارگزار رسانه حقیقت را می گوید ما در رسانه های مکتوب جهت، عینیت گرایی را داریم. رسانه های اخلاقی بر ارزش های اخلاقی و معنوی تاکید می ورزند.

در اخلاق رسانه وجدان گرایی نیز وجود دارد. یعنی تکیه بر وجدان سال بشری. وجدان عبارتست از: ویژگی خاص آدمی یعنی آگاهی از درستی یا نادرسی رفتار و نیات و منش خود. همراه با احساس وظیفه برای انجام دادن کار نیک و مطابق نظریه وجدان گرایان سیستم اخلاقی در رسانه باید تکامل چهار ویژگی باشد.

1- حقیقت گرایی

2-    عدالت

3-  استقلال

4-   التزام به ارزشهای الهی و انسانی

بالطبع اهمیت نقش روزافزون رسانه ها در حیات اجتماعی انسان معاصر امری غیرقابل انکار است. اهمیت مساله رسانه ها و کارکرد وسیع اطلاعاتی و تبلیغاتی آن باعث شده که به آن از وجوه مختلف نگریسته شود.

نگرش روزنامه نگاران و دست اندرکاران روابط عمومی ها پس از آگاهی با فصل مشترک ها، تعارض ها و موانع ارتباط روابط عمومی ها و رسانه ها، به نظر می رسد آشنایی با سطح آگاهی روزنامه نگاران و دست اندرکاران روابط عمومی ها نسبت به وظایف یکدیگر به پیشبرد بحث کمک کند.

نتایج یک تحقیق نشان می دهد که از نظر دست اندرکاران روابط عمومی، شش وظیفه مهم روابط عمومی به قرار زیر است:

1-       روابط عمومی باید نقش پل ارتباطی را بین مسوولان دستگاه، مردم و رسانه ها داشته باشد

2-     روابط عمومی باید با رسانه ها بر اساس حسن تفاهم و اعتماد متقابل ارتباط داشته باشد.

3-   روابط عمومی آیینه تمام نما از ماهیت دستگاه خود می باشد.

4-    روابط عمومی باید از ارسال اخبار مفرضانه به رسانه ها پرهیز کند.

5-    ارسال جوابیه به رسانه ها باید با در نظر گرفتن موازین اخلاقی و قانونی همراه باشد.

6-     روابط عمومی باید انتقادهای مطبوعات را به اطلاع مسوولان سازمان برساند.

روزنامه نگاران نیز با پنج مورد از شش وظیفه مهم روابط عمومی از نظر دست اندرکاران روابط عمومی موافق بوده اند. تنها مورد اختلاف آنان، موردی بوده است که روزنامه نگاران چنین عنوان کرده اند. روابط عمومی باید با حریم و چارچوب وظایف و اختیارات رسانه ها به خوبی آشنا باشد. اما سایر مواردی که در این باره، بین روزنامه نگاران و دست اندرکاران روابط عمومی ها اختلاف نظر وجود دارد به شرح زیر است:

1-       ارایه تصویر مثبت از ماهیت دستگاه به جامعه مخاطب از طرف رسانه ها

2-    جلوگیری از ارتباط مستقیم رسانه ها با مسوولان سازمان توسط روابط عمومی

3-  کمک روابط عمومی به رسانه ها برای طرح انتقادات خود درباره سازمان

4-   تامین هر گونه اطلاعات مورد نیاز رسانه ها توسط روابط عمومی

5-   جلوگیری از درج هر گونه خبر منفی در رسانه ها درباره سازمان توسط روابط عمومی

6-    خودداری روابط عمومی از دادن هدایا به خبرنگاران

 نتایج یک تحقیق دیگر که دیدگاه های دست اندرکاران روابط عمومی ها را درباره وظایف و رسالت مطبوعات بررسی کرده است، با تاکید بر وجود همبستگی زیاد بین دیدگاه های روزنامه نگاران و دست اندرکاران روابط عمومی، موارد اختلاف آنان را اینگونه عنوان می کند:

1-       روزنامه نباید از کنترل مرئی و نامرئی دولت آزاد باشد

2-    روزنامه باید حافظ روح دموکراسی و آزاد باشد

3-  روزنامه باید حافظ روح دموکراسی و آزاد اندیش باشدپ

4-   روزنامه باید از حقوق مردم در مقابل خواستهای نامعقول هیات حاکمه دفاع کند

5-   روزنامه باید با هرگونه سانسور و خودسانسوری مبارزه کند

6-    روزنامه باید منعکس کننده نظرهای مردم باشد

7-    روزنامه باید منافع و اسرار روابط عمومی را حفظ کند

8-    روزنامه باید هر گونه اخبار دریافتی از روابط عمومی را بدون تحقیق و بررسی منتشر کند

9-     روابط عمومی باید افزون بر بیان رویداد، آن را تجزیه و تحلیل کند

 دقت در نتایج و تحقیق یاد شده نشان می دهد به طور کلی و اشتراک فکری روابط عمومی و رسانه ها درباره وظایف و رسالت های همدیگر بر اختلاف فکری آنها می چرخد ، ضمن این که بعضی موارد اختلاف به راحتی قابل حل و فصل هستند. برای مثال، پرهیز از دادن هدایا به خبرنگاران ، آشنایی روابط عمومی با حریم و چارچوب قانونی وظایف و اختیارات رسانه ها، ارایه اخبار به شکل روشن و جامع و انعکاس نظرات مردم در روزنامه و حفظ اسرار روابط عمومی ها، از جمله موارد اختلافی هستند که به سادگی می توان آن ها را حل و فصل کرد. در مقابل، بعضی خواسته های غیرمنطقی نیز بین خبرنگاران و دست اندرکاران روابط عمومی ها به چشم می خورد. برای مثال، عدم درج هرگونه مطلبی از روابط عمومی ها توسط رسانه ها، حفظ منافع روابط عمومی ها توسط روزنامه ها، ارایه تصویر مثبت از سازمان در رسانه، حذف روابط عمومی توسط رسانه ها برای برقراری ارتباط با مسوولان و جلوگیری از انعکاس هر گونه خبر منفی درباره سازمان توسط رسانه های، مواردی هستند که نیاز به اتخاذ تدابیر و کاربرد برنامه های مناسب برای اصلاح نگرش هر دو طرف دارد.

می توان نتیجه گرفت که در شکل گیری عوامل موثر در سوء تفاهعم کنونی بین رسانه ها و روابط عمومی ها، افزون بر زمینه های تاریخی، هم دست اندرکاران روابط عمومی ها و هم روزنامه نگاران نقش موثر داشته اند.

لذا برای رفع این سوء تفاهم هر دو طرف باید سهم شایسته ای را بر عهده گیرند.

چه باید کرد؟

پس از طرح مباحث بالا این پرسش پیش می آید که برای رفع سوء تفاهم و ایجاد و تعمیق تفاهم موجود بین رسانه ها و روابط عمومی چه باید کرد؟

به نظر می رسد برای حصول به این هدف، هر کدام از آنها باید اقداماتی را انجام دهند که در زیر مورد توجه قرار می گیرد:

الف) روابط عمومی ها:

به نظر می رسد با توجه به اینکه روابط عمومی برای رسیدن به اهداف، ناچار است رسانه ها را به خدمت گیرد، باید در این راستا پیشگام شود و موارد زیر را مورد توجه قرار دهد:

1-   پایبندی به اصول اخلاق حرفه ای روابط عمومی: کمترین تاثیری که این کار بر جای می گذارد، عدم توسل به شیوه های تطمیع و یا تهدید خبرنگار است. برای مثال روابط عمومی ها، ارسال آگهی به یک رسانه را به انعکاس اخبار خود توسط رسانه ها کنند و از رسانه توقع داشته باشد که به خاطر دریافت چندآگهی، هر گونه اخبار ارسالی روابط عمومی را بی کم و کاست منعکس کند.

2-  رعایت اصول خبر و گزارش نویسی برای رسانه ها: روابط عمومی ها باید با شیوه های علمی تهیه خبر و گزارش آشنا باشند تا بتوانند ابخاری را به رسانه ها ارسال کنند که به راحتی از فراگرد دروازه بانی بگذرد و در گزینش نهایی اخبار قابل انعکاس آن ها قرار گیرد. برای مثال، اگر آنها بیشتر اخباری را به رسانه ها ارسال کنند که ماهیت توسعه ای داشته باشد، روزنامه ها و رادیو و تلویزیون بیشتر استقبال می کنند. متاسفانه بعضی از اخبار ارسالی روابط عمومی به جای طرح "چرایی" و "چگونگی" خبر بر روی عامل "شهرت" تاکید می کنند و فاقد محتوای کافی هستند. روابط عمومی ها باید بین اخبار ارسالی به صداو سیما و اخبار ارسالی به مطبوعات تفکیک قائل شوند، زیرا اخباری که برای صدا و سیما ارسال می شود، باید کوتاه و دارای جنبه های بصری و تصویری باشد. نکته دیگر در بحث اخبار، ارسال اطلاعات تکمیلی همراه با اخبار ارسالی، ارسال خبر در برگ ویژه_که در آن به نشانی و تلفن مسوول خبر روابط عمومی، تاریخ ارسال خبر، مکان و تاریخ خبر همراه با تیتر، لید و متن خبر اشاره شده باشد_ ارسال اخبار در ایام "کم خبری" و تنظیم اخبار به تفکیک سرویس خبری مثل سرویس علمی، سرویس هنری و تنظیم فهرست آخرین مهلت ارسال خبر به هر یک از رسانه هاست که باید روابط عمومی در برنامه خبری خود به آن ها توتجه کند. اگر روابط عمومی اینگونه عمل کند، در واقع ضریب نیازمندی رسانه ها را به خود افزایش می دهد و زمینه را برای همکاری بیشتر فراهم می سازد.

3- سازماندهی مناسب برای ارتباط با رسانه ها: منظور از سازماندهی مناسب در روابط عمومی ها برای ارتباط با رسانه ها، فراهم ساختن زمینه های لازم برای ارتباط اصولی با آنهاست. در این راستا، اولین گام، لحاظ داشتن " بخش ارتباط با رسانه ها" در تشکیلات روابط عمومی به عنوان یک بخش مستقل است است، گام دوم، جذب نیروی های متخصص روابط عمومی و روزنامه نگاری است، گام سوم طراحی تشکیلاتی این بخش است، به گونه ای که در بخش یاد شده به زیر بخش های خبر، ارتباط با تلویزیون، ارتباط با مطبوعات و ارتباط با رادیو توجه شود.

4-  حفظ و تعمیق با رسانه ها: باری حفظ و تعمیق ارتباط با رسانه ها، روابط عمومی باید شیوه های مختلفی را به کار ببرد. یکی از این شیوه ها، برگزاری جلسات هماهنگی با خبرنگاران است که می تواند به شکل انفرادی یا عمومی برگزار شود و در خصوص مشکلات، انتظارها و راه های تامین نیازهای متقابل بحث و بررسی شود. همچنین بازدید مسوولان سازمان از رسانه ها و آشنایی با نحوه کار آنها می تواند راهگشا باشد. توسعه همدلی با خبرنگاران از طریف ارسال نامه های تقدیر و تشکر پس از هر مصاحبه با حضور از کنفرانس خبری، ارسال نشریات سازمان برای آن ها و ... نیز می تواند در این راه موثر واقع شود.

5-  تشکیل اتاق خبرنگاران: به عنوان یک راه کار عملی و ابتکاری، توصیه می شود روابط عمومی ها اتاقی را به خبرنگاران اختصاص داده و در آن اطلاعات لازم را قرار دهند تا خبرنگاران در فرصت های ممکن و دلخواه به آنجا مراجعه کرده و از نزدیک اطلاعات لازم را دریافت کنند. مشاوره با خبرنگاران در این مواقع می تواند زمینه متنوع و گسترده ای را فراهم سازد.

6-  تقدیر از رسانه های فعال و برگزیده: تقدیر از رسانه های فعال و برگزیده بر اساس معیارهای روشن و اصولی به منظور ایجاد رقابت بین رسانه ها و اظهار مراتب سپاسگذاری از آنها به دور از هرگونه هدف تطمیع، می تواند در تحکیم روابط رسانه ها و روابط عمومی ها موثر واقع شود، به شرطی که نخست جنبه نقدی نداشته باشد. دوم، از مجاری رسمی و به شکل علمی صورت گیرد و سوم ، هدف اصلی از این کار، حفظ حرمت حرفه ای کارگزاران رسانه ها باشد.

ب) رسانه ها: رسانه ها نیز با توجه به نیازی که به روابط عمومی ها به عنوان پل ارتباطی خود با مسوولان و یکی از منافع خبری دارند، لازم است اقداماتی را به منظور حصول تفاهم فیمابین و تعمیق آن به عمل آورند که در اینجا فهرست وار به چند مورد اشاره می شود:

1- گماردن خبرنگار تخصصی در هر یک از سازمان ها بر اساس وظایف عمده آن سازمان: برای مثال، در یک وزارتخانه اقتصادی، باید خبرنگاری فعالیت کند که از اطلاعات کافی درباره مسایل اقتصادی برخوردار باشد.

2- ثبات خبرنگاران حوزه ها: خبرنگاری که حوزه کاری خاص را بر عهده دارد، باید در آن حوزه ثبات داشته باشد تا بتواند در پی ریزی ارتباط نزدیک و صمیمی با سازمان موفقی باشد و با ریزترین تا درشت ترین فعالیت آن سازمان آشنایی کافی داشته باشد.

3- پایبندی به اصول شرافت حرفه خبرنگاری و اخلاق مطبوعاتی رسانه های: گاهی مشاهده می شود که خبرنگارانی با فراموش نیازمندی رسانه خود به روابط عمومی، انعکاس اخبار یک سازمان برای مسوولان روابط عمومی آن سازمان مثبت تلقی می کنند. انعکاس اخبار روابط عمومی باید مبتنی بر اصول روزنامه نگاری بوده و خبرنگار نیز به دنبال بهره مندی از حمایت های احتمالی و ممکن نباشد.

4- تقدیر از روابط عمومی های فعال: همان طور که پیشتر اشاره شد تقدیر و پاس داشت فعالیتهای طرف مقابل می تواند به استحکام روابط عمومی منجر شود. لذا، پیشنهاد می شود هر یک از رسانه ها نیز فعال ترین روابط عموومی را از دیدگاه خود و بر اساس میزان همکاری انتخاب و معرفی کنند.

وظایف دولت و تشکل های حرفه ای

بر کنار از وظایف مربوط به رسانه ها و روابط عمومی ها، دولت و تشکل های حرفه ای روزنامه نگاری و روابط عمومی نیز باید اقداماتی را به عمل آورند. بخشی از این اقدامات می تواند شامل موارد زیر باشد:

1-   برگزاری نشست های مختلف بین دست اندرکاران رسانه ها و روابط عمومی ها که می تواند از نشست یک روزه تا برپایی همایش چند روزه را در برگیرد.

2-  معرفی خط مشی رسانه ها: به روابط عمومی ها که می تواند با انتشار دفترچه راهنما، روابط عمومی ها را یاری دهد تا در تنظیم سیاست های خبری با هر یک از رسانه ها، آن ها را لحاظ کنند.

3- توسعه نسبی استقلال روابط عمومی ها، یکی از مسایل بعضی از روابط عمومی ها، عدم استقبال مدیران از انجام مصاحبه و دادن اطلاعات برای حل این مسئله ، به نظر می رسد باید با تصویب قوانین لازم، روابط عمومی بتواند از اختیارات و قدرت عمل بیشتری برای عملکرد مطلوب در سازمان برخوردار شوند

4-  تقدیر از ابتکارات و عملکرد بهتر رسانه ها و روابط عمومی ها در توسعه روابط خود، برای این منظور، پیشنهاد می شود در ارزیابی روابط عمومی های برتر، به این بخش از فعالیتها، امتیاز بیشتری منظور شود. همچنین در جشنواره مطبوعات می توان از مطبوعاتی که شیوه بهینه تری برای ارتباط با روابط عمومی به کار می برند، تقدیر کرد.

5-  هدایت رسانه ها و روابط عمومی ها با برجسته سازی اهداف مشترک و برای آنها ، به گونه ای که هدف مشترک به چشم پوشی بر بعضی از نارسایی ها منجر شده و آنها را در یک مسیر به پیش ببرد.

6-  توجه بیشتر به موضوع آموزش: همان طور که پیشتر مورد توجه قرار گرفت، هم رسانه ها و هم روابط عمومی ها، دچار مسئله ضعف آموزش حرفه ای هستند. همین مسئله عامل بسیار مهمی در بروز توقعات ناروا در بین آنها نسبت به همدیگر است.

7-  کاربردی شدن دروس روابط عمومی در دانشگاه: دانشگاه نیز می تواند در اصلاح روابط بین روابط عمومی ها و رسانه ها، نقش ارزنده ای را به عهده گیرد. کاربردی کردن دروس روابط عمومی و تحویل فارغ التحصیلانی به جامعه روابط عمومی که از توانمندی محلی برای نگارش مطبوعاتی و ارتباط با رسانه ها برخوردار باشند، بخشی از این نقش می تواند باشد. همچنین، پیش بینی دوره کارورزی در مطبوعات برای دانشجویان رشته روابط عمومی و نیز پیش بینی دوره آشنایی با روابط عمومی برای دانشجویان روزنامه نگاری، می تواند تکمیل کننده این فراگرد باشد.

بر اساس آنچه که گفته شد، روابط عمومی ها و رسانه ها برای دستیابی به ارتباط مطلوب، نیازمند نگاه محبت آمیز به همدیگر هستند. تاکید بر اشتراکها و قبول مسوولیت توسط هر یک از آنها می تواند برنامه و هدف بهبود روابط رسانه ها و روابط عمومی ها قرین توفیق سازد. واقعیت گرایی و درک ینازهای متقابل و محدودیتهای یکدیگر می تواند زمان لازم را برای رسیدن به این توفیق، تسریع بخشد. برای این منظور رابطه روابط عمومی و رسانه ها و بالعکس، باید بر اساس حسن تفاهم، اعتماد متقابل و اعتقاد به اصل هدف واحد  "آگاه کردن جامعه" باشد. بی تردید، همیاری  و نقش هدایت دولت و شکل های حرفه ای روزنامه نگاری و روابط عمومی می تواند روند حصول به هدف یاد شده را با سرعت بیشتری همراه سازد.

ارتباط روابط عمومی و رسانه ها

در اینجا، پس از بحث در خصوص ضرورت ارتباط با رسانه ها به طرح مهمترین کارآیی که باید در بخش ارتباط با رسانه ها مورد توجه قرار گیرد، می پردازیم.

رسانه ها به عنوان یک امکان بالقوه، مناسب ترین فرصت را برای ارتباط روابط عمومی و افکار عمومی فراهم می سازد.

به طور کلی دو نگرش عمده در زمینه ارتباط با روابط عمومی و رسانه ها وجود دارد:

الف: روابط عمومی ها نقطه مقابل رسانه ها هستند. رسانه ها مدافع منافع مردم و روابط عمومی ها مدافع منافع سازمان

ب: روابط عمومی ها و رسانه ها دو شاخه تنومند درخت ارتباطات و مکمل همدیگر هستند و هر دو منافعی یکسان را از این ارتباط متقابل جستجو می کنند.

_ روابط عمومی در جست و جوی زمان و فضای رایگان در رسانه هاست.

_ رسانه در جستجوی افکار و اطلاعات سهل الوصول و رایگان و تازه است.

عوامل موثر بر ارتباط روابط عمومی ها و رسانه ها عبارتند از:

الف: مدیریت و مالکیت رسانه ها: دولتی بودن، خصوصی بودن و یا تعاونی بودن مالکیت رسانه در انعکاس اخبار و مطالب نقش دارد.

ب: سیاست ها و خط مشی ها: تعلقات سیاسی، اقتصادی و ... در انعکاس مطالب موثر است.

ج: زمینه انتشار: هر چه موضوع نشریه به عمل کرد سازمان نزدیک باشد احتمال انعکاس مطالب بیشتر است.

د: شرایط سیاسی – اجتماعی: تراکم خبری به علت رویدادها و وقایع سیاسی به عدم چاپ یا کوتاه شده اخبار چاپ شده می انجامد.

ه: دوره انتشار: نشریات بر اساس دوره انتشار یعنی روزانه، ماهانه و ... مطالب خاص چاپ می کنند.

و: مناسبتها: روزهای ویژه مرتبط با عملکرد سازمان موقعیت انعکاس مطالب را بیشتر می کند.


 رسانه ها و کانال های ارتباطی

 vخبرگزاریها

vشبکه های تلویزیون

vشبکه های رادیویی

vروزنامه های سراسری

vمجلات عمومی

vمجلات تخصصی

vرسانه های محلی

vنشریات دانشگاهی

vشبکه های ملی "اینترنت"

 برنامه های پیشنهادی

 vبرگ ویژه خبر

vمیهمانی مطبوعاتی

vارسال بیانیه

vارسال جوابیه

vکنفرانس خبری

vمصاحبه اختصاصی

vتور خبری

vانتشار خبرنامه ویژه رسانه ها

vارسال بریده جراید

vمقاله نویسی برای رسانه ها

vاتاق خبرنگاران

vانتخاب خبرنگاران و رسانه برتر

 

 

vبرگ ویژه خبر

متداول است روابط عمومی سربرگ ویژه اخبار را طراحی و چاپ می کند و اخبار در سربرگ ویژه تایپ و ارسال می شود. در واقع روابط عمومی ها با این عمل به خبر به عنوان موضوعی ویژه نگاه می کنند این مضمون همچنین کمک می کند که خبرنگاران رابط اخبار ما را در بین امواج خبری شناسایی کنند و از انعکاس مطالب مدیریت های دیگر سازمان به عنوان خبر جلوگیری شود.

 vمیهمانی مطبوعاتی

شاید یکی از عمده ترین مشکلاتی که بین روابط عمومی و رسانه ها فاصله می اندازد عدم شناخت خبرنگاران از مسایل و مشکلات و ماموریت های سازمان باشد به همین منظور روابط عمومی ها مراسم میهمانی مطبوعاتی، برگزار می کنند عموما این میهمانی ها با صرف شام همراه است. انتخاب شام به علت فرصت آزاد خبرنگاران در شب است دعوت از خبرنگاران برای نهار عموما با مشکل روبرو می شود. خبرنگاران فرصت می کنند در این مراسم با مدیران شرکت گفتگوهای اختصاصی داشته باشند یکی از محورهای این مراسم سخنرانی یکی از مسوولان ارشد و مطلع سازمان درباره کلیات ماموریت ها و اهداف سازمان است زیرا بر عکس آنچه ما فکر می کنیم بسیاری از خبرنگاران از ابتدایی ترین اطلاعات سازمان ها مطلع نیستند و نمی دانند ما چه می کنیم. بررسی انتظارات خبرنگاران و انتظارات سازمان نیز یکی از محوری ترین مباحث این میهمانی هاست. این میهمانی ها بایستی فصلی برگزار شود چرا که عموما طی یک دوره فصلی تغییرات زیادی درگروه خبرنگاران به علت ترک روزنامه، تغییر سرویس، تغییر ماموریت و... پیش می آید. در هر میهمانی مناسب خواهد بود تعدادی از مدیران ثابت تغییر کنند. بسیاری از این میهمانی ها عموما همزمان، با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی اتفاق می افتد به طوری که پس از برگزاری کنفرانس مطبوعاتی که عموما صبح اتفاق می افتد خبرنگاران به شام دعوت شده و هدایای فرهنگی نیز به آنان اعطاء می شود.

 vکنفرانس خبری

کنفرانس خبری عموما در جهت اعلان آخرین خبر که تازگی و گستردگی دارد برگزار می شود. برگزاری این کنفرانس ها هنگام بروز حوادث و بحران های خاص نیز جهت توضیح ابهامات به خبرنگاران و افکار عمومی پیشنهاد می شود. در کنفرانس خبری که یک یا چند نفر پاسخگوی سوالات خبرنگاران هستند و یکی از آزادترین انواع مصاحبه هاست تمامی خبرنگاران حق شرکت در آن را دارند این کنفرانس بایستی فصلی برگزار شود و در آغاز آن گزارش از عملکرد فصل گذشته و برنامه های آتی سازمان در فصل آینده به خبرنگاران ارائه شود سپس برنامه های توسط خبرنگاران به نقد کشیده شود و برنامه پرسش و پاسخ آزاد برگزار گردد.

مناسب نیست در یک کنفرانس خبری با تراکم و انبوه اطلاعات و اخبار از حضور مداوم و مستمر در رسانه های محروم شویم بهتر است تنها یک یا حداکثر دو موضوع را که تازگی دارند موضوع اصلی کنفرانس قرار دهیم.

* کنفرانس های ویژه با موضوعات خاص در مواقع رویدادهای مهم، افتتاح نمایشگاه ها، سمینارها و اتفاقات و بحران ها برگزار می شود. در ابتدا در چنین کنفرانس هایی موضوع اصلی کنفرانس به گفتگو گذاشته می شود. سپس بخشی به سوالات خارج از موضوع کنفرانس اختصاص می یابد عنوان این مطلب که موضوع کنفرانس فلان است و سوالات فقط در این حیطه باشد بازتابهای منفی و مخرب در پی دارد و برخورد درستی نیست. خبرنگاران مطبوعات، صدا و سیما، خبرگزاریها، واحدمرکزی خبر و خبرنگاران آزاد در این جلسات شرکت می کنند.

طی نامه ای که خبرنگاران دعوت میشوند نام مصاحبه شونده، موضوع مصاحبه، محل، ساعت و هدف مصاحبه بایستی به روشنسی اعلان شود. این دعوت عموما حداقل یک هفته قبل با تاریخ مشخص و دقیق به رسانه ها اعلام می شود و یک روز قبل از برگزاری آن طی تماس تلفنی علاوه بر دعوت مجدد با خبرنگاران موضوعات و یا احتمالا تغییرات هماهنگ می شود. کنفرانس خبری دعوت روابط عمومی از رسانه هاست که این اجابت ها در جای دیگری در مصاحبه اختصاصی پاسخ داده می شود.

 vمصاحبه اختصاصی

خط و مشی رسانه ها و یا برنامه های خاص رسانه ها و یا ایام ویژه و مناسبتها به درخواست مصاحبه اختصاصی منجر می شود به خصوص وقتی که برگزاری کنفرانس های خبری به تعویق بیفتد یا اصلا برگزار نشود.

برنامه های زنده یا حضور رییس سازمان یا فردی که وی معرفی می کند و از رده های بالای سازمانی و آشنا با مسایل است انجام می گیرد حتی الامکان فرد منتخب بایستی شغل مرتبط با مسایل و موضوعات برنامه داشته باشد و در این زمینه مطلع باشد.

مصاحبه اختصاصی دعوت رسانه ها از روابط عمومی است که یکی از انتظارات دوطرفه روابط عمومی و رسانه هاست، خبرنگاران می بایستی سوالات کلی مصاحبه خود را به روابط عمومی ارسال کنند. پیشنهاد میشود برخوردهای اداری محض در این مورد کارگشا نیست. در مورد برگزاری مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری حدالمقدور نبایستی سخت گیری شود زیرا انعکاس خبر از این واحد، رسانه های زیادی را تحت پوشش قرار می دهد.

روابط عمومی ها بایستی متوجه باشند وقتی انتظار حضور خبرنگاران را در کنفرانس خبری دارند می بایست مصاحبه های اختصاصی نیز پاسخ درست بدهد.

 vتور خبری و بازدید از واحدهای خاص سازمان

خبرنگاران برای اینکه عملا با کارکردهای سازمان آشنا شوند بایستی در ارائه خدمات ما حضور یابند این حضور تاثیرات درستی بر قضاوت آنان می گذارد. خبرنگاران لازم است درباره آنچه می اندیشند آشنایی حداقلی داشته باشند.

تور خبری یک برنامه مفید مطلوب است که همراهی گروه خبرنگاران بر عهده اعضای (مردم دار) روابط عمومی است در کنار نماینده روابط عمومی لازم است فردی کاملا مطلع با مسایل و مشکلات مکانیک که بازدید می شود در جمع خبرنگاران حضور داشته باشد. برنامه های تور خبری که عموما یک روزه برگزار می شود حاوی شاخص های عمده ای از جمله: حتی الامکان حمل و نقل توسط یک وسیله نقلیه، برنامه تفریحی در کنار بازدید، ناها و .. است.

 vارسال اخبار

یکی از راحت ترین و کنترل شده ترین راههای انعکاس مطالبَ، ارسال اخبار از سوی روابط عمومی به رسانه هاست که چنانچه تازگی نداشته باشد با استقبال مواجه نمی شود در این مواقع می بایستی به نظرات کارشناسان رسانه ها در روابط عمومی احترام گذاشت. ممکن است بسیاری از مواردی که ارسال می کنیم حاوی ارزشهای مهم نباشد. تولید خبری بایستی فرآیند مداوم و مستمر باشد. برگزاری بسیاری از نشستها و انعکاس بسیاری از مطالب آنها عموما ابعاد خبری دارند. تشخیص ماهیت خبر و تنظیم خبر از علمی ترین امور روابط عمومی است و دقت شود که تنظیم خبر، امری کاملا علمی و تخصصی است که عموما با دخالت در تنظیم خبر جهت آن تغییر می کند و بازتاب مطلوبی ندارد.

vشبه خبر

مواردی در اطراف ما ممکن است موجود باشد یا ممکن است به وجود آوریم که ارزش خبری دارند. دعوت از مسوولان عالیرتبه برای شرکت در نمایشگاهها، سمینارها، مراسم و یا بازدید از مراکز فعالیت سازمان عموما بار خبری دارد. دعوت از خبرنگاران برای بازدید از نمایشگاهها و محل های فعالیت سازمان همچنین پیامد خبری خواهد داشت، سفرهای خبری (تور خبری) برگزاری مسابقات فرهنگی و ورزشی و ... می تواند شکل اخبار به خود بگیرد.

 vارسال بیانیه

ارسال بیانیه به مناسبت های ملی، مذهبی و موارد تخصصی و یا در مواقع ضروری جزو گروه شبه اخبار است.

 ۷ارسال جوابیه

انعکاس و بازتاب نظرات و پیشنهادات افکار عمومی در رسانه های می تواند مثبت یا منفی باشد که عموما نقش منفی دارد و در ارتباط با نقاط ضعف و مشکلات است و روابط عمومی ها را وادار به جوابیه ها عموما با ماهیت توضیح، تکذیب، تصحیح، تشکر و ... انعکاس می یابد که بیشترین جوابیه ها تکذیب موارد انعکاس یافته است به هر حال می بایست در بخش از جوابیه از حسن توجه و راهنمای مردم تشکر کرد و به جای کلمه تکذیب از اصلاحیه استفاده نمود.

 ۷انتشار خبرنامه ویژه رسانه ها

هر چه خبرنگاران از اوضاع سازمان ما بیشتر مطلع باشند در انعکاس درست اخبار ما را یاری خواهند کرد اخبار عمومی که به نوعی می تواند ارتباط سازمان را با رسانه ها بیشتر کند از جمله سخن رانی ها، گفتگوها، توانمندیها و مشخصات مدیران، انتخابات جدید مدیران و تلفن های ارتباطی آنان و... خبرنگاران را با ما بیشتر آشنا می کند. در این خبرنامه بایستی ذکر شود که ویژه رسانه هاست.

 ۷ارسال بریده جراید

رابطان خبری رسانه ها عموما عملکرد چند سازمان را پوشش می دهند و فرصت بررسی انعکاس اخبار سازمان ما را ندارند لذا تهیه بریده جراید ماهنامه که می تواند با خبرنامه ویژه رسانه ها نیز تلفیق شود امری موثر تلقی می شود.

 ۷مقاله نویسی برای رسانه ها

مقاله نویسی برای مطبوعات به خصوص و تهیه پیام های قابل طرح و اطلاعات مفید با موضوع بندی میتواند کارگزاران رسانه ها را درجهت اطلاع رسانی کمک کند بسیاری از اطلاعاتی که ما داریم و هرگز محرمانه نیستند چنانچه در اختیار بعضی از سرویس های خاص و برنامه های مرتبط قرار گیرند قابل استفاده هستند. کارشناسان سازمان که اهل قلم ونوشتن هستند بایستی طی اطلاعیه ای دعوت به همکاری شوند سپس درباره شرایط رسانه ها با آنان گفتگو کرده و به آنان یاری رسانیده تا مطلب تخصصی سازمان را به مطالب علمی- عمومی مبدل کنند و برای انعکاس آن با رسانه ها هماهنگ شود. به خصوص چنین راهبردی در مناسبت ها بسیار کارگشاست.

 vشناسایی برنامه های مرتبط و نیمه مرتبط با فعالیتهای سازمان به ما کمک می کند که روش ها و مکانهای حضور خود را در برنامه ها بیابیم.

راه های برقراری ارتباط نامحدود است اما بایستی قالبهای ارتباط با رسانه ها را تعریف کرده و توسعه دهیم و در جهت رشد کیفی تهیه وتولید خبر و کیفیت بالای اطلاع رسانی حرکت کنیم.

·      اتاق خبرنگاران

اتاق ویژه خبرنگاران از جمله راهبردهایی است که در روابط عمومی های کشورهای پیشرفته پیش بینی می شو خبرنگاران می توانند با مراجعه به اتاق خبرنگاران که در روابط عمومی ایجاد شده است به مطالعه آخرین عملکردها، خط مشی ها و آمار و اطلاعات سازمان بپردازند عموما بسیاری از مصاحبه ها در چنین فضاهایی برگزار می شود.

 

·      انتخاب خبرنگار و رسانه برتز

درجهت قدردانی و ایجاد رقابت توسط روابط عمومی ها پس از بررسی پیام های انعکاس یافته رسانه ها و خبرنگاران برتر در زمینه های گوناگون انتخاب شده و معرفی می شوند این مراسم با حضور رییس سازمان و با اعطای هدایا و لوح تقدیر انجام می شود.

نتیجه گیری

هدف هر کنش ارتباطی، رساندن پیام است و هر کلمه هر جمله یا هر پارگراف و یا متنی مفهوم را به گونه ای مختص به خود به گیرنده می رساند. درمورد روزنامه ها نیز، کارگزاران روابط عمومی باید به 3 نکته زیر توجه کنند تا بدانند چه خبر و مطلبی را، در چه زمانی، به چه کسی در روزنامه تحویل دهند.

1-       خط مشی روزنامه

2-    سازمان روزنامه

3-  مسوولان هر بخش از سازمان روزنامه

همچنین در تهیه و ارسال اطلاعیه خبری به هر روزنامه 3 عامل را باید درنظر داشت:

1-       اطلاعیه باید درقلمرو سیاست خبری آن روزنامه، دارای ارزش خبری باشد.

2-    به سردبیر، دبیر شهری یا دبیر قسمتی که برای آن سرویس تهیه شده تسلیم شود.

3-  از نظر زمانی در وقت مناسب به مسول مربوط برسد تا فرصت تنظیم و چاپ موجود باشد.

·   مهمترین فصل مشترک روابط عمومی و رسانه ها عبارست است از اطلاع رسانی، تاثیرگذاری بر افکار عمومی، مخاطبان یکسان و استفاده از فنون و ابزارهای مشترک

·   ویژگی های مهم مصاحبه شامل ارتباط شفاهی، برنامه ریزی قبلی، کسب اطلاعات دارای ارزش خبری، طرح پرسش و پاسخ و وجود دو طرف مصاحبه کننده و مصاحبه شونده هستند.

·   برگزاری جلسات با نمایندگان رسانه ها توسط روابط عمومی می تواند درجلب نظر خبرنگار به تهیه خبر و گزارش و توسعه روابط فیمابین موثر واقع شود.

مثبت اندیشی  و زیبانگری در روابط عمومی

 

                                                             

                            " مثبت اندیشی  و زیبانگری در روابط عمومی"

 

 

 


زیبانگری بیاموزیم زشتی رخت خواهد بست:


مثبت اندیشی در روابط عمومی یعنی همدلی و مردم داری . در روابط عمومی منفی نگری جایگاهی ندارد. در تمامی موجودات هاله ای از انرژی وجود دارد. انسان برترین موجودی است که می تواند این انرژی را کنترل و بر دیگران اثر گذارد. همواره باید مثبت فکر کنید و حتی به شوخی نیز افکار منفی را منتقل نکنید. انتقال انرژی مثبت رابطه دو سویه است. محبت، عشق، انفاق، صبر، احسان به همنوع و امیدواری از شاخص های انرژی مثبت است. ما باید خود را در معرض انرژی های مثبت قرار دهیم.


سطح ارتعاشات مثبت را افزایش دهیم


افزایش ارتعاشات مثبت اندیشی یعنی ،ما هرچه از عوامل ایجاد کننده ی انرژی منفی دوری کنیم و خود را در معرض ارتعاشات انرژی مثبت جهان پیرامون خود قرار دهیم به سمت مثبت نگری پیش خواهیم رفت. اگر غالب تفکراتی که در ذهن ما می گذرد، منفی باشد این موضوع وارد زندگی ما می شود و هاله ای از بدبینی و سیاهی در ذهن ما شکل می گیرد. از نمونه های بدبینی می توان به فیلترگذاری منفی، شخصی سازی و به خود گیری، به پیشواز فاجعه رفتن و قطبی سازی ( مطلق نگری ) اشاره کرد. 


چشم ها را باید شست      جور دیگر بایددید

 

مثبت بودن را تمرین کنیم 


در ادامه میتوان به این نکته تاشاره کرد که، ما باید مثبت بودن را در هر حرفه ای تمرین کنیم. شکرگزاری یکی از راه های تمرین در مثبت اندیشی است. شکرگزاری انسان را به خالق خود وصل می کند و خالق حال و هوای آرامش را در او ایجاد می کند و باعث آرامش او می شود. یادگیری  یکی دیگر از راهکارهای مثبت اندیشی است. یادگیری نشاط و روحیه دهی را در فرد افزایش می دهد و افزایش سطح آگاهی انرژی مضاعفی به او می دهد. ارتباط نزدیک با طبیعت، خلوت کردن با خود، بخشش، تحریک و ورزش، قدرت خنده، مهربانی و.... عوامل مثبت اندیشی می باشد.

مهارت های یک مدیر روابط عمومی مثبت اندیش

یک مدیر موفق باید به تصمیم گیری، برنامه ریزی، سازمان دهی، ارزیابی، بودجه بندی، جذب اعتبارات، جذب نیرو و تقویت منابع انسانی، ارتباط با کارکنان و مدیران ارشد را در اولویت قرار دهد. اما یک مدیر مثبت اندیش باید صادق، برون گرا، اهل عمل و سخت کوش، تیزبین و ریزبین، یادگیرنده، گوش دهنده، پیش بینی کننده، آرام کننده، صبور، خلاق، روانشناس، دانش دوست، جاه طلب برای سازمان، با وقار و متواضع، دارای هوش هیجانی بالا و... باشد.

 

تاثیر مطالعه رمان بر مهارت‌های ارتباطی

تاثیر مطالعه رمان بر مهارت‌های ارتباطی

 

 

موقعیت و وضعیت کارگزاران و متخصصان ارتباطات در تعامل با دنیای پیرامون و خدمات‌گیری و خدمات‌رسانی آن‌ها از جنبه‌های شهروندی و حرفه‌ای در چند سطح تعریفمی‌شود. طبیعتا برای فعالیت و حرکت در این سطوح و لایه‌ها به اقتضائات، امکانات و قابلیت‌هایی نیاز است تا با بهره از آن‌ها بتوان به شایسته‌ترین و بهترین شکل ممکن در سودبری و سودرسانی نقش آفرید. اگر دنیای امروز با همه‌ی بزرگی خود در دو واژه «جهان ارتباطات» خلاصه شده، پربیراه نخواهد بود مدعی شویم که توانمندی‌ها و خدمات کارشناسان ارتباطات نیز باید به پهنای دنیا گسترش یابد و هرکدام بخشی از این مهم را بر عهده گیرند ...

آشنایی با درونمایه‌های رفتاری شخصیت‌ها

 

سوای این که شخصیت‌های یک داستان در عالم واقع وجود دارند یا خیر یا تنها بعضی از ویژگی‌هایشان با واقعیت سازگار است یا این که قهرمان خودِ واقعی یا خودِ خیالی نویسنده باشد، آنچه رمان و ادبیات را از دیگر هنرها (عکاسی، سینِما، نقاشی، …) متمایز و بسیار برجسته می‌سازد، قابلیت شخصیت‌پردازی درونی و بیرونی با هم است...

توجه به درهم‌تنیدگی واقعیت و خیال

 

همان‌طور که پیشتر اشاره شد، شخصیت‌‌پردازی در رمان بهترین جلوه‌ی تداخل واقعیت و تخیل است. وجود واقعیات عینی برای شکل‌دهی و تعریف شخصیت‌ها و حوادث داستان، جزو ترجیحات اولیه خواننده نیست. او بیشتر به دنبال سرگرمی و تفریح است. با این حال برای همراهی با‌ شخصیت‌ها، رمان‌هایی را ترجیح می‌دهد که بهتر بتواند آن‌ها را باور کند. همین درهم‌آمیختگی واقعیت و خیال و برآیند این دو به سمت باور، او را با نسبت‌ها و نسبیت‌ها آشناتر می‌سازد...

شناخت بهتر انسان و دنیا

 

همان‌طور که اشاره شد، رمان‌های موفق برای خواننده باورپذیرترند؛ زیرا شخصیت‌های داستان و پیچیدگی‌های روحی و رفتاری آن‌ها هرچه باشد، در تناسب و پیوند عمیقی با فضای داستان، جغرافیا، تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم و دیگر شرایطی است که شخصیت‌ها در آن به سر می‌برند...

همذات پنداری 

 

غرق شدن در تفکرات شخصیت‌های داستان، سهیم شدن در احساسات و آزمودن تجربه‌های آ‌ن‌ها، خواننده را غیر از «شاهد و ناظر» به «شخص درگیر» نیز مبدل می‌کند و موجب می‌شود او با شخصیت‌ها مربوط و مرتبط شود و با آن‌ها احساس همبستگی و پیوستگی پیدا کند...

مشاهده از زوایای دیگر 

 

در رمان خواننده با زوایای دید متفاوت نسبت به وقایع و اتفاقات آشنا می‌شود؛ زوایایی که در دانسته‌ها و تجربیات متفاوت هریک از شخصیت‌ها ریشه دارد. این تفاوت در دیدگاه‌ها در بعضی موارد به پیچیدگی داستان می‌افزاید و در بعضی جاها از سختی و دشواری آن می‌کاهد. آشنایی با زوایای دید دیگر و پی‌بردن به این مطلب که به تعداد اشخاص دیدگاه‌های متفاوت وجود دارد، ... 

افزایش دامنه واژگانی

 

از واضح‌ترین و قطعی‌ترین ویژگی‌های یک رمان‌خوان، دامنه وسیع واژگانی اوست. رمان‌های مختلف، با نویسنده‌ها و سبک‌های متفاوت، با موضوعاتی در بازه‌های زمانی و جغرافیایی گوناگون و در بستر‌ها و فرهنگ‌های متنوع، هرکدام به تناسب از کلمات و اصطلاحات ویژه‌ای بهره می‌برند... 

ایجاد سرگرمی

 

در رمان حتی پیچیده‌ترین مفاهیم فلسفی یا تناقض‌های ذهنی نیز با بهره از شیوه‌های رمان‌نویسی به صورتی سرگرم‌کننده و همراه با جریانات و حوادث جذاب داستان به خواننده منتقل می‌شوند. در رمان می‌توان مسایل غامض و دشوار را به صورتی سطحی و به شکل روزمرگی‌ها به تصویر درآورد یا به عکس، مسایلی پیش و پا افتاده را به دغدغه‌‌ی بزرگ خواننده مبدل کرد.

تعاریف روابط عمومی

تاکنون تعاریف متعددی برای روابط عمومی از سوی صاحب نظران ارائه شده است ؛ اما جمعبندی و رسیدن به یک تعریف مشخص که بتواند تمامی فعالیتهای روابط عمومی و ارتباط آن با  مدیریت، روانشناسی،جامعه شناسی،ارتباطات اجتماعی،سینما،عکاسی،تبلیغات و بازاریابی را مشخص نماید، طی سالهای اخیر مورد توجه صاحب نظران و استادان بوده وتاکنون تعاریف و دیدگاههای مختلفی در خصوص وظایف و کارکردهای روابط عمومی مطرح شده که اهم آنها به شرح ذیل است :

 در سال 1976، رکس هارلو ضمن بررسی 472 تعریف های ارائه شده از روابط عمومی ، تعریف زیر را ارائه نمود: " روابط عمومی ، نوع دیگری ازعملکرد مدیریتی است که به ایجاد و حفظ خط مشی های متقابل در زمینه شناخت، فهم و پذیرش روابط کمک کرده و موجب همکاری متقابل میان سازمان و مخاطبان آن می شود. همچنین  روابط عمومی شامل چگونگی اداره مشکلات یا مسائل سازمان است که به مدیریت کمک می کند تا از افکار عمومی آگاهی یابد و به آنها پاسخ گوید و نیز مشخص کند که مدیریت برای تاَمین منافع عمومی چه وظایفی دارد و از سوی دیگر مدیریت سازمان را در اعمال تغییرات مختلف یاری می دهد و در این زمینه از پژوهش و نیز فنون ارتباطات  به گونه ای که با اصول اخلاقی سازگار باشد ، بهره می برد."

 تعریف هارلو، ما را از مراجه به سایر تعاریف بی نیاز می کند اما به جای ماهیت روابط عمومی ، کارکرد آن را توضیح می دهد .

  در سال 1978 ، مجمع جهانی انجمن های جهانی روابط عمومی در اجلاس خود در مکزیک ، تعریف ذیل را برای روابط عمومی ارائه کرد :"روابط عمومی ، نوعی دانش اجتماعی و فنی است که که گرایش های مختلف را تحلیل کرده وپیامدهای آنها را پیش بینی می کند و رهبران سازمان را در انجام دادن طرح های برنامه ریزی شده ای که بتواند ضمن حفظ منافع سازمان ، منافع عمومی را هم تاَمین نماید،راهنمائی می کند."

 در تعریف فوق ، روابط عمومی علاوه براینکه علم تلقی می شود، در زمره یک کار اجرائی که قابل سنجش و اندازه گیری است ، محسوب شده و متخصصان روابط عمومی در انجام دادن اموربه جنبه های خلاقانه و آزادتر آن توجه می کنند.

 در سال1987، انجمن جهانی  روابط عمومی تعریف ذیل را بر اساس دیدگاه های انجمن روابط عمومی انگلستان ، ارائه کرد :" روابط عمومی ، کوشش برنامه ریزی شده و مداومی است که به منظور ایجاد و حفظ حسن نیت و شناخت بین سازمان و مخاطبان آن صورت می گیرد ."

 تاکید این تعریف ، بر کلمات " برنامه ریزی شده" و "مداوم" نشان می دهد که "حسن نیت " و"شناخت" به آسانی و خود به خود پدید نمی آید ودر واقع باید "حفظ"  و "ایجاد"  شود و مشخص می کند که فعالیت های روابط عمومی باید"برنامه ریزی شده" باشد و هدف آن، به وجودآوردن "حسن نیت" و"شناخت" است.

 نکته دیگری که در این تعریف مورد تاکید قرار می گیرد ، این است که برخلاف تصور بسیاری ، وظیفه روابط عمومی این نیست که برای سازمان خود تبلیغ کند ، بلکه باید شناخت درستی از مخاطبان به سازمان ارائه کند.

 همچنین کلمه "مخاطبان" به گروه های بسیار متفاوتی از مردم که در ارتباط با سازمان هستند اشاره می کند، مانند: مشتریان ، کارمندان ، هیاَت مدیره ، اهالی محل ، گروه های سیاسی و تجاری، که دارای نیازهای اطلاعاتی مختلف و خواسته های متفاوتی هستند که شناخت این نیازها و خواسته ها ، از مهارت های مهم روابط عمومی است .

 در سال 1997 ، "فیلیپ کیچن" با خلاصه کردن برخی تعاریف نتیجه گرفت که روابط عمومی :

- فعالیتی مدیریتی است .

 - دامنه وسیعی از فعالیت ها و اهداف را شامل می شود

 - کاری دوسویه یا متعامل است .

 - با گروه هائی از مخاطبان ، نه یک گروه و افراد خاص ، مواجه است .

 - روابط باید دراز مدت ، ونه کوتاه ، باشد.

   در سال 2003 ،" ویلکاکس" اعلام کرد که مفاهیم ذیل در تعاریف مختلف روابط عمومی مشترک است :

 - آگاهانه : روابط عمومی عملی آگاهانه و ارادی است ، نه اتفاقی .

 - برنامه ریزی شده : روابط عمومی عملی سازماندهی شده است ، نه مقطعی

 - عمل براساس عملکرد سازمان : روابط عمومی نمی تواند موَثر باشد ، مگر آنکه بر اساس عملکرد واقعی سازمان باشد .

 - توجه به منافع عمومی : روابط عمومی باید برای سازمان و مخاطبانش مفید باشد .

 در سال 2003 ،‌" نسمان " مفاهیم زیر را در خصوص روابط عمومی به نظرات ویلکاکس اضافه کرد:

  1– ایجاد و تقویت اعتماد

 2 – جذابیت و شیوائی  پیام ها. 

 3 – نماینده و انطباق دهنده  منافع سازمان 

 4 - جلب توجه افکار عمومی .

 5 – ایجاد ارتباط با مخاطبان  و حفظ آن

 6 -  حل کردن مناقشات .

 7 - ایجاد وفاق .

 صاحب نظر دیگری به نام " اتانگ " در سال 1996 به تشریح  سه  کارکرد  مشابه  روابط عمومی وعلوم سیاسی پرداخت  :

 1 – نمایشی ( فن بیان ، سخن وری ، تبلیغ ) : این موارد  زبان وتصاویر را که برای معرقی سازمان و ارتباط آن با عموم به کار می رود ، دربرمی گیرد و شامل ارتباطات نوشتاری، شفاهی و بصری است .

 2 – محاوره ای ( مذاکره و مصالحه) : کارکنان روابط عمومی مانند پل ارتباطی هستند که صداهای متفاوت مخاطبان داخل و خارج  را به سازمان انعکاس می دهند وصدای سازمان را هم به گوش مخاطبان مختلف می رسانند و نظرات سایر افراد و گروه ها را نیز در نظر می گیرند .

 3 – مشورتی (رایزنی کردن) :روابط عمومی های پویا نظیر: برنامه ریزی برای  مبارزات انتخاباتی و روابط عمومی های واکنش گرا نظیر: مقابله با بحران ها را در بر می گیرد .

 مطابق نظرات اتانگ ، هم در روابط عمومی و هم درعلوم سیاسی، جمع آوری اطلاعات از راههای مختلف ، باعث  موفقیت در موارد فوق خواهد شد و کارکنان روابط عمومی نیاز دارند تا از مباحث مربوط به توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و صنعتی، و ویژگی های سازمانی ومنطقه فعالیت سازمان خود وجوامع محلی، ملی وجهانی آگاهی داشته باشند .

 مشکلات مربوط به تعاریف روابط عمومی که بتواند تمامی اهداف ، فعالیتها و کارکردهای آن را یک جا دربرگیرد و توضیح دهد همچنان از نظر صاحب نظران باقی است ؛ اما به عقیده بسیاری ، آخرین تعریفی که انجمن جهانی روابط عمومی ارائه کرده ، تعریفی دقیق و ساده است که نمی کوشد تمامی فعالیت ها را فهرست کند ودانشجویان و کارکنان روابط عمومی می توانند با ارزیابی آن به اقداماتی که باید انجام دهند ، پی ببرند .

 " فعالیت  روابط عمومی ، روشی است که  سازمان ها برای حفظ اعتبار محصولات، خدمات یا کارکنان خود با هدف دستیابی به شناخت ، درک متقابل و حمایت در پیش می گیرند ."

 این تعریف گاه به شکل ساده تر اینگونه ارائه می شود:

 "  روابط عمومی ، در مورد شناخت و اعتبار سازمان است، که از آنچه شما   می گوئید و انجام می دهید و دیگران در باره شما می گویند،ناشی می شود . "

تکنولوژی های کاربردی در روابط عمومی الکترونیک

واقعیت این است که با افزایش ضریب نفوذ اینترنت در ایران که هر ساله شاهد رشد این میزان نیز هستیم بسیاری از سرویس های ارایه شده به مردم شکل جدیدی به خود می گیرد ، امروزه با استفاده از فناوری های اطلاعاتی و شبکه های الکترونیکی و سرویس های اینترنتی می توان بسیاری از خدمات مرسوم در دولت و یا شرکتهای بخش خصوصی را از طریق شبکه های مذکور به مردم ارایه داد و از این طریق ضمن صرفه جویی در وقت و انرژی و هزینه ها باعث جلب رضایتمندی مردم شد.

در همایش روابط عمومی الکترونیک موضوعی تحت عنوان تکنولوژی های کاربردی در روابط عمومی الکترونیک در قالب یک مجموعه مقالات ارایه شده بود که سرفصل های اصلی آن بدین شرح است :

1- تهیه خبرنامه الکترونیک در روابط عمومي الكترونيك Neswletters
2- ایجاد ایمیل و مدیریت آن و كاربرد ايميل در روابط عمومي الكترونيك Email
3- ارسال و دریافت ایمیل همراه پیوستهای اسنادی Attachments & Forwarding
4- الزامات راه اندازی وب سایت و كاربرد وب سايت در روابط عمومي الكترونيك Website & CMS
5- راه اندازی وبلاگ و مدیریت آن و كاربرد وبلاگ در روابط عمومي الكترونيك Weblogs
6- كاربرد آر اس اس ها و خبرخوانها در روابط عمومي الكترونيك RSS & News Readers
7- تکنیکها و امکانات موتورهای جستجو Search Engines
8- كاربرد پادکست ها در روابط عمومي الكترونيك Podcasting
9- کاربرد SMS در روابط عمومی الکترونیک
10- مهارتهاي نوشتن برای وب Writing For the Web
11- جمع آوری الکترونیکی اخبار در روابط عمومي الكترونيك Internet Cliping
12- روزنامه نگاری سایبر در روابط عمومي الكترونيك Cyber journalism
13- تبلیغات اینترنتی در روابط عمومي الكترونيك Internet Advertising
14- تکنولوژی های الکترونیک در EPR
15- وب 2 Web 2.0

در واقع فرآیند تبدیل یک روابط عمومی سنتی به روابط عمومی الکترونیک مستلزم پیاده سازی تکنولوژی های مذکور است اینترانت ، اکسترانت ، کیوسک های اطلاع رسانی ، کیوسکهای اینترنتی ، سرویس های تلفن گویا ، سرویس های ارزش افزوده تلفن همراه و سایر فناوری های الکترونیکی آن چنان با فناوری های اینترنتی و دنیای آنلاین گره خورده اند که جدا کردن آنها بسیار مشکل است از سوی دیگر امروزه سرویس های یک پارچه که مبتنی بر استفاده همزمان از تمام تکنولوژی ها است در سازمانها متداول شده است . در چنین شرایطی ضرورت ایجاب می کند که در راستای اجرای طرح ملی دولت الکترونیک در ایران که یک تکلیف قانونی برای دولت است ، حرکت به سمت روابط عمومی الکترونیک به عنوان بخش پیشتاز دولت و سازمانها در اولویت کاری دستگاه ها قرار گیرد . بررسی ها نشان می دهد که در این زمینه بخش خصوصی به دلیل درک واقعی از ضرورتهای زمان ، جلو تر از بخش دولتی است . ماجرای کله پاچه آنلاین را که یادتان هست .
و نکته آخر آنکه یکی از مهمترین موارد برای پیاده سازی روابط عمومی الکترونیک ، فرهنگ سازی و آموزش عمومی و نیروی انسانی سازمانها است .
دوستی می گفت برای ارسال یک مطلب با مدیر یکی از روابط عمومی ها تماس داشته است و به او گفته ایمیلت را بده ، او گفته ایمیل ندارم اما می توانم آدرس پست الکترونیکم را به شما بدهم !!

سحنرانی ای از دکتر شکر خواه در خصوص روابط عمومی دیجیتال مطالعه می کردم که آقای دکتر به نکات کلیدی و مؤثری در روابط عمومی دیجیتال اشاره کرده بودند در بخشی از آن به کاربری تکنولوژیک در روابط عمومی دیجیتال اشاره شده بود که از طریق ایمیل جویای توضیحات بیشتر از آقای دکتر شدم که به فاصله کمتر از دو ساعت پاسخم را دریافت کردم ضمن تشکر ایشان و لطف و عنایت همیشگی وی به اصحاب روابط عمومی پاسخ استاد شکرخواه در زیر می آید.

در پاسخ به پرسش مربوط به روابط عمومی دیجیتال باید بگویم در آن مقاله منظور من از کاربری تکنولوژیک این بوده که روابط عمومی های سنتی درحرکت به سمت روابط عمومی دیجیتال نیاز به کسب مهارت های دیجیتالی برای استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی دارند و وجود روابط عمومی دیجیتال دلیل حذف تمامی رفتارهای سنتی نیست. اما منظورم از رفتار همان گردش کار (workflow) است؛ نه فلسفه کار.
شما فلسفه کارتان را بالاخره ناچارید در قالب تکنیک هائی عملیاتی کنید؛ شرایط دیجیتالی، تکنیک های دیجیتالی می خواهد و شرایط غیر دیجیتال هم تکنیک های خودش را دارد. یک مثال ساده بزنم. شما می خواهید کتاب بخوانید؛ خب کتاب را از قفسه بر می دارید و می خوانید؛ اما اگر این کتاب یک ebook باشد؛ جور دیگری در مسیر خواندن قرار می گیرد؛ اما نکته اینجاست که کدامیک به شما یا مجموعه شما جواب می دهند و برایتان کاراتر و موثرترند(به هر دلیلی). یا مثلا تفاوت های نامه فرستادن از طریق پست با نامه فرستادن یا گرفتن از طریق ایمیل از همین جنس گردش کار است و نه فلسفه نامه نگاری ضمن اینکه ایمیل در درازمدت ممکن است شکل کلاسیک نامه نگاری را کاملا از دور خارج کند و ما به ازای آن باشد.

چگونگی ارتقای خلاقیت در کارمندان

مدیران شرکت ها باید بدانند چگونه کارمندان خود را همیشه خلاق و با انگیزه نگه دارند

برای شرکت های نوپا بسیار مهم است که همیشه هوشیار، زیرک و مشتاق باشند تا بتوانند به مراحل بالای کاری صعود کنند. برای این منظور نیز باید نیروهای پرانرژی، خلاق با فکرهای باز استخدام کنند و به آنها انگیزه درست بدهند. یک مدیر موفق باید بداند چگونه کارمند خود را از نظر روحی و ذهنی همیشه با انگیزه و خلاق نگه دارد.دانیل پینک در کتاب Drive خود نوشته است :مردم زمانی بهترین کار خود را انجام می دهند که به آنها احساس استقلال، موقعیت برای نمایش مهارت ها و این باور که کار آنها ارزشمند است، داده شود. وی اشاره می کند که پول همیشه مشوق خوبی نیست و کارمندان دوست دارند که بازیکن باشند نه بازیچه.پینک به «زمان 20 درصدی» گوگل به عنوان یک نمونه عالی اشاره می کند که به واسطه آن کارمندان می توانند یک روز در هفته هر کاری دوست دارند انجام دهند. در همین فرصت های خودمختار بودن، کارمندان گوگل سرویس های بزرگی همچون جی‌میل، اخبار گوگل، اورکات و AdSense را به وجود آورده اند. تشویق و محرک های داخلی نقش بسیاری در کارکرد بهتر کارمندان دارند، اما محرک های خارجی همچون ترفیع، پاداش نقدی، کمیسیون، مقام، ساعت کار تغییرپذیر و ... نیز در این امر بی اثر نیستند. از نظر ما، یک مدیر موفق کارمند خود را با تلفیق هر دو نوع محرک ها، خلاق و راضی نگه می دارد.مدیران با درک طرز فکر و تشخیص نوع رفتار و اخلاق کارمند می توانند انگیزه های او را افزایش دهند. با این کار در واقع به کار خود کمک می کنند زیرا خلاقیت بیشتر کارمندان به طور مستقیم روی سود بیشتر شرکت اثر می گذارد.با شناخت تیپ های مختلف شخصیتی، بهتر می توانید به کارمندان خود انگیز بدهید.
 1.
شخصیت های «تحلیل گر» همیشه دوست دارند در مورد سوددهی و تاثیر داشتن تلاش های آنها در موفقیت پروژه، اطمینان حاصل کنند. برای این منظور، در موقعیت های خاص به رهبر و فردی نیاز دارند که از نظر آنها کارشناس و چیره دست باشد. این افراد اگر بخش اعظمی از کار را خودشان یک تنه انجام داده باشند به هیچ عنوان دوست ندارند که شما به همه اعضای گروه پاداش بدهید.
 2.
افرادی که ذاتا و اساسا «ساختار نگر» هستند، دوست دارند بدانند تلاش های آنها در پیشرفت کمپانی تاثیر دارد. آنها اصولا مدیرانی را ترجیح می دهند که بسیار سازمان یافته، ماهر و نکته سنج هستند. آنها دوست دارند به صورت کتبی، با رفتاری بسیار پسندیده و بسیار خاص مورد تشویق قرار بگیرند. ایمیل نیز از نظر آنها پسندیده ترین روش ارتباطی است.
3.
 افراد «حراف» و افرادی که زیاد توضیح می دهند وقتی در بحث آزاد و روبه روی درهای باز قرار می گیرند با انگیزه بهتر کار می کنند. آنها دوست دارند در جمع با شکوه و جشن مورد تقدیر و سپاس قرار بگیرند.
4.
 افراد «اجتماعی» دوست دارند به صورت فردی احساس ارزشمند بودن داشته باشند و بدانند کاری که انجام می دهند تاثیر بسیاری روی پروژه دارد. اگر مدیری به آنها بگوید که به کارشان اعتماد کامل دارد، آنها حتی بیشتر از انتظار برای پروژه تلاش می کنند. آنها ترجیح می دهند شخصی و از صمیم قلب مورد تشویق قرار بگیرند. به عنوان یک مدیر، اگر عادت دارید به صورت کتبی کارمندان را تقدیر کنید بهتر است برای این تیپ افراد، نامه را خودتان دستی بنویسید.
5.
 کارمندان «خلاق» همیشه به دنبال دلیل هستند. برای آنها اهداف درازمدت ارزش بیشتری از فردی دارد که آنها را هدایت می کند. آنها عموما دوست دارند با مسایل غیرعادی و غیرقابل تصور تقدیر شوند.
6.
 کارمندان «ساکت» و کم حرف اصولا به مسایل پرسروصدا و نمایشی نیازی ندارند. در عوض حفظ حریم شخصی برایشان بسیار مهم است و دوست دارند رودررو و بدون حضور هیچ فرد دیگری مورد تقدیر قرار بگیرند.
 7.
دوست داران آرامش» تمایل دارند همه افراد در مسیرهای تعیین شده حرکت کنند. آنها هرگز انتظار تشویق و قدر دانی ندارند و این بستگی به مدیر دارد که این کار را انجام دهد یا خیر.
 8.
افرادی که روی کار گروهی متمرکز هستند، ممکن است به مدیر و روند پروژه اعتماد داشته باشند یا امیدشان از بین برود. آنها دوست دارند بدانند چگونه مورد تقدیر قرار می گیرند و باید به قول هایی که می دهید، حواستان باشد.
9.
 افراد «سخت‌گیر» متفکران مستقل هستند. اگر با آنها موافقت کنید، بسیار انگیزه پیدا می کنند. آنها ممکن است به شما بگویند چه چیزی را به عنوان پاداش قبول دارند.
10.
افراد «انعطاف پذیر» همیشه همراه گروه حرکت می کنند و هرگز هیچ پروژه ای نمی تواند آنها را از مسیر اخلاق و اعتقاداتشان جدا کند. آنها به هر صورتی که تقدیر شوند، خوشحال خواهند شد.

 

 

 

نقش موثر روابط عمومی در بازاریابی

یکی از نکات بسیار حساس در تعامل با مردم نقش شاخه های تبلیغات و بازاریابی در روابط عمومی است و برخی عقیده دارند که این سرشاخه از یکدیگر مجزا است. در صورتی که با ساده انگاری و کوچک شمردن نقش کلیدی روابط عمومی به بیراهه خواهیم رفت و به صورت مستمر اصرار بر جداکردن آن دارند و معلوم نیست هدف از این جزئی نگری چیست. یکی از ابزار های ارتباط با مردم و تعامل با مخاطبان در روابط عمومی ها، بازاریابی است . کارشناس روابط عمومی با شناخت کامل مشتری می تواند انگیزه جذب را افزایش دهد. روابط عمومي به عنوان يك تكنيك حمايت از بازار، به خوبي شناخته شده است. بازاريابي در موسسه های بازاريابي بزرگ جهان در کشور های صنعتی به عنوان روند پيش بيني رفتار های مشتری و راضي نمودن او تعريف شده است.
 به طور تلويحي و ضمني ،‌در اين تعريف ايجاد حسن نيت بين سازماندهي سفارشات كالا و ارائه خدمات به خريدار، نياز احساس شده است.  يك بازاريابي كه به نحو مطلوبی هدف گذاري شده است مي تواند بوسيله فاكتورهايی که توسط مدیریت قابل کنترل نمی باشد، خراب و ويران شود. اطمینان مشتری از خدمات خوب، محصولات با کیفیت با وجود عواملی همچون آسیب های بهداشتی، امنیتی و آلودگی که اغلب پوشش های خبری گسترده ای را دارند، کاهش یافته و موجب رضایت می شود.

 به نظر می رسد هر سازمانی در هر دوره باید گزارش فعالیت های خود را به سهامدارن ارائه کند و میزان موفقیت خود را در بازاریابی ارائه کند. در اینجا نقش روابط عمومی در جذب سهامداران خشمگین در مجمع عمومی سالانه حساس و موجب می شود توجه بیشتری را نسبت به اعلام امکانات گسترده که برای خدمات با ارائه یک محصول جدید دارند آرامش نسبی ایجاد کند.

به طور معمول عده ای از رقبا در هر حرفه یا صنفی سعی می کنند برنامه های سازمان را با مخدوش کردن اهداف آن ( نزدیکان) در متوقف کردن و در برنامه ریزی گسترده سازمان ، شرکت و موسسه کارخانه خرابکاری می کنند. هر چند در بازار رقابتی سالم این حرکت خلاف اخلاق حرفه ای است ولی روابط عمومی با بازاریابی اصولی، در جلوگیری از آن نقش موثری در ایجاد فرصت ها خواهد داشت.

 كارخانه هاي زيادي وجود دارند که در آن مديریت بازاريابي هيچ مسئوليتي براي ارتباط با مخاطبينی كه اثر خيلي فوق العاده اي در موفقيت آن شركت دارند، قبول نمي كنند.( يعني هيچ كاری در اين خصوص انجام نمي دهد)، اين موضوع مي تواند شامل كارمندان، سهامداران،توليد كنندگان، دولت ملي، مسئولين محلي و يا گروه هاي مشاور باشد. در سال هاي اخير شركت های بزرگ صنعتی با گرايش به  بازاريابي قوي تمام نيروي روابط عمومي خود را برای حمایت و حفظ نشان تجاري خود بسیج کرده اند تا بتوانند برند خود را حفظ کنند و به نحوی به این درک رسیده که روابط عمومی می تواند با تبلیغ نام تجاری بازاریابی مناسبی داشته باشد.(در جهت حمايت از نام و نشان تجاري خود هستند .
شرکت هایی که روابط عمومی فعال و توانمند نداشته و یا کمتر از این تخصص بهره می گیرند با قبول یک نگرش ساده و سازمان ضعیف خود ریسک برخی خطرات را می پذیرند. يك چنين مشكلاتي مي تواند زماني كه عموم حسن نيت دارند بوجود بيايد يا زماني كه مشتري فشار مي آورد و يا رابطه هاي پارلماني و يا صنعتي وجود دارد.

یا به طور حتم، سازمانی که دارای روابط عمومی خوب و شناخته شده ای است باعث می شود انتقادات نسبت به آن سازمان کمتر و حمایت ها نسبت به ان افزایش یابد .امروزه محیط های اجتماعی روابط سازمانی و شرایط اقتصادی بسیار پیچیده شده است و شناسایی این محیط می تواند نقش موثری در بازاریابی ایجاد کند.

با وجود اين، روابط عمومي به عنوان نقش آغازين در يك سازمان، در موارد زيادي به حمايت از بازاريابي سازمان برمي خيزد مانند:1-بهبود آگاهي،‌2- هدايت كردن فروش،‌3-تقويت تاثير بهبود فروش و تبليغات،‌4- ایجاد انگیزه در نيروي فروش، عوامل توزيع، سهامداران، خرده فروش ها، 5-معرفي كالا و خدمات جديد،6- ایجاد وفاداري نام و نشان تجاري، 7-سرو كار داشتن با موضوعات مشتري و در خيلي روش هاي ديگر به حمایت از بازاریابی سازمان برمی خیزد.

فراموش نکنیم در بسیاری از فعالیت ها اثر تبلیغات موثر را در بازاریابی روابط عمومی، مورد نظر قرارداده  و از آن حداکثر بهره برداری را داشته باشیم و البته برخي از اين اهداف براي سعي و تلاش هايی که امر تبليغات انجام می دهد مهم خواهند بود. بنابراين ارتباط بين تبليغات و روابط عمومي بايد خيلي تاثيرگذار و نزديك باشد.

همسویی تبلیغات و بازاریابی در روابط عمومی

هماهنگي و نتیجه فعالیت ها تنها زماني امكان پذیر خواهدبود که مديريت روابط عمومی بتواند بازاريابي، تبليغات و روابط عمومي را با هم و در کنار هم  درك كند و به آن اعتماد كند .

تبلیغات و بازاریابی در هر دو طرف و هر دو سمت دارای محدوديت هاي خواهند بود، كه كار كردن با هم ضرورت آن را ايجاد
 مي كند تا این محدودیت ها کم رنگ شده و اثرات آن شفاف شود .

هر چند وجود استقلال براي هر دو طرف نياز است و بازاریابی و تبلیغات باید هر یک به صورت جداگانه حرکت کنند اما داشتن نقاط مشترك بين تبلیغات و بازاریابی که روابط عمومی آن را به هم متصل می کند ضروری است. هماهنگي زمان بندي بين روابط عمومي و تبليغات سازمان در آغاز یک فعالیت اقتصادی و توليد يك محصول جديد یا در شروع یک حرکت خدماتی می رسد، اما ممكن است لازم و نیاز نباشد كه هر دو طرف در ادامه راه در يك نگرش مشابه با هم كار كنند.

برنامه ريزي  در فعالیت های روابط عمومی

هماهنگی ایجاد نخواهد شد مگر اینکه روابط عمومی و تبلیغات در طرح ریزی و برنامه ریزی با دقت عمل کرده و ساکت ننشینندو حرکتی از خود نشان دهند و با پیش بینی دوره فعالیت ها اهداف را همسو و هم جهت با هم داشته باشند.

ایجاد زمان بندي منتقدانه است .

به طور مختصر روابط عمومي و تبليغات هر دو به طور حتم در پيشرفت هدف و برنامه بازاريابي سهم خواهند داشت. روابط عمومي و تبليغات هر دو بايد به ارائه نظرات خود به طور جداگانه در مورد هدف بازاريابي بپردازند و برنامه های کلی و جامع را برای
فعالیت های خود پیش بینی و ارائه کنند. اين بدين معني است كه برنامه ريزي كردن برای رسیدن به پيشرفت و رسیدن به هدف شامل مواردي خواهد بود برگرفته از طرح هایی که توسط روابط عمومی و تبلیغات ارائه شده است. براي مثال يك كميپين یا برنامه کامل ممكن است يك تبليغات قوي را در آغاز جهت جذب يك مشتري به كار بندد و در زماني دیگر روابط عمومي ارتباط رسانه اي را براي توسعه و زياد كردن مخاطبين بعدي به عنوان هدف تعيين نماید و از ابزارهای بازاریابی نسبت به جذب مشتریان حرکت کنند .

    در بسیاری از موارد  كيفيت اگاهي دادن مهم است و شناخت از محیط و مخاطبین امری اجتناب ناپذیر اگر چه تبلیغات به طور سنتی و قدیمی تحت نظم و ترتیب انجام می شود بستگی دارد ولی نوآوری جدید در تبلیغات با در دستور کار قرار گیرد.

ادوارد لينكولن، مشاور بريتانيايي و مدير امور ويكينسون سورد مي گويد :بسیاری از مشاوران روابط عمومي کارشناسان روابط عمومی باید در نظر بگیرند و در مواقع ضروری هشدارهای لازم را برای پیشرفت کار مدیران پیشنهاد کنند با یک هشدار به موقع نشاط را امر جمع موجود آورند و از دلسردی و بی میلی و در نهایت از دست رفتن انگیزه جلوگیری کنند.این احساس همواره باید در ورابی عمومی به عنوان یک شرط لازم برقرار باشد تا همسو با بازاریابی بتواند حرکت کند.

زمانبندي

یکی از اصول اولیه در بازاریابی زمانبندی است و نباید دوره های مختلف تبلیغات ، بازاریابی با فعالیت های اصلی روابط عمومی موجب تداخل فعالیت ها شده و به جای استفاده از فرصت ها نتیجه عکس بدهد . دقیقاً باید برای هر سر فصلی زمان آن کاملاً کنترل شود. برنامه ريزي فعاليت هاي روابط عمومي و تبليغات منتقدانه( نكوهشي) است .

براي مثال فعالیت های روابط عمومي در آغاز توليد يك محصول یا آغاز یک پروژه  خدماتی باید زمان بندی شود تا از ابتدای فرایند فعالیت ها نتایج ارتباطات اجتماعی آن و نحوه تعامل با مخاطبین کاملاً مشخص شود و روابط عمومی می تواند گزارش انتقادي و چالش هایی را که در مورد محصول تولید و یا خدمات وجود دارد  قبل از اينكه تبليغات شروع شود و قبل از بازاریابی ارائه دهد.

اين موضوع مي تواند به طور آشكارا در برنامه ريزي تبليغات تاثیر داشته باشد . هيچ مقاله نويسي در مورد كالايي كه مردم در مورد ان تبليغاتي را نديده يا نشنيده باشند نمي نويسد تا اينكه تبليغات در مورد آن كالا شروع شود.

برنامه نویسان زيادي به اين موضوع معتقد هستند که تبلیغات تحت تاثیر پوشش خبری و رسانه ای است و این موضوع عاقلانه است که به دنبال پوشش خبری برای محصولاتی که هیچ نوع تبلیغات خاصی ندارند می تواند بسیار مفید و ارزشمند باشد.

نقش روابط عمومی در تبلیغات 

ايجاد يك هماهنگي موثر بين روابط عمومي و تبليغات بدون داشتن يك ديد واضح از نقاط قوت و ضعف هر كدام كار دشواري است.

مخاطبين

تبليغات مي تواند به طور خيلي صحيح و دقيق به مخاطبين خارجي انتقال پيدا كند و هدايت شود . فعاليت هاي ارتباطي رسانه اي ممكن است به طور خوب و مطلوبی به مخاطبين انتقال داده شود ،‌اما هيچ تعهد و ضمانتي در افشاي آن وجود نداشته باشد. اين بستگي به ارزش خبرها و جاذبه روابط دارد .
(تكنيك هاي روابط عمومي عامل موثری  براي دستيابي و مخاطبين به رسانه ها است و در رقابت ها و حمايت های مالي،
مي تواند یکی از عوامل اصلی باشد و  این حرکت در بازاریابی و تمركز كردن روي عده اي خاص و قليل  از مخاطبين یا در سطح گسترده  باید همواره مدنظر قرارگیرد و بتوانیم از تکنیک های روابط عمومی برای تبلیغات و بازاریابی به بهترین شکل ممکن استفاده نماییم.

روابط عمومی در فضای مجازی

 

روابط عمومی در فضای مجازی

روابط عمومی در حال سپری کردن دوران تحولات پیچیده ای است. از یک طرف فعالیت های مبتنی بر وب دو به شدت در حال گسترش است. از طرف دیگر مخاطبان هستند که خواهان مشارکت بیشتر در عرصه اجتماع می باشند. در طول ده سال گذشته تحولات اساسی در دسترسی مردم به اخبار اتفاق افتاده است. واحدهای روابط عمومی طی این دهه گذشته تحت فشار شدیدی بودند. طی دهه گذشته رشد بی نظیری در شبکه های اجتماعی اتفاق افتاده است. اکنون بیش از یک میلیارد نفر تنها عضو فیسبوک هستند. اگرچه در کشور ما آمار دقیق وجود ندارد اما شبکه های اجتماعی اعم از فیسبوک و سایر رسانه های اجتماعی مخاطبان بسیاری دارند.


در حوزه روابط عمومی و فضای مجازی سوالاتی مطرح هستند که عمده آنها عبارتند از:
1. اما فضای مجازی چیست؟
2. اما چرا باید روابط عمومی سازمان های مختلف وارد فضای مجازی شوند؟
3. چرا حتما رسانه های اجتماعی بایستی به عنوان یکی از فعالیت ها وکارهای روابط عمومی شناخته شود؟


پاسخ اولیه به این سوالات بسیار ساده است. گذشته از چیستی فضای مجازی، اینکه اشتراک گذاری اطلاعات در شبکه های اجتماعی خیلی سریعتر از هر بخش دیگر سازمان ها به روابط عمومی ها مرتبط می شود؛ در نگاه اول شاید رسانه های اجتماعی فایده چندانی برای روابط عمومی ها به ارمغان نیاورند و حضور در رسانه های اجتماعی جذابیت زیادی برای روابط عمومی ها نداشته باشد. اما رسانه های اجتماعی و فضای مجازی صدای جامعه را به طور رساتر به روابط عمومی ها می رسانند.


مردم نظرات خودشان را در سایت ها و وبلاگ های مختلف در مورد شرکتی که ما مسئول روابط عمومی آن هستیم بیان می کنند و ما می توانیم نظرات مردم را با هزینه پایین تر و سریعتر و بدون واسطه از آنها دریافت کنیم.


فضای مجازی به فضایی می گویند که در آن دهکده جهانی تبدیل به یک جهان پهناور و بدون مرز شده است. ما با کمترین هزینه و تنها در یک دقیقه به هر نقطه از جهان ارتباط برقرار کنیم. وقتی که اینترنت وارد بخش های مختلف زندگی آدم ها شد و ابزارهای ارتباطی از طریق شبکه جهانی بیشتر و بیشتر شد، شکل تازه ای از ارتباطات بوجود آمد.


شبکه های اجتماعی ایده ای بود که می توانست تمامی ابزارهای رسانه ای را در یک بسته سهل الوصول و کاربر پسند در اختیار همه مخاطبان اعم از مخاطبان روابط عمومی قرار دهند. همانطور که خیلی از شما در شبکه های اجتماعی عضو هستید، ما در شبکه های اجتماعی تنها یک نوع از ارتباط را نداریم. به طور مثال ما در رادیو فقط صدا داریم و در تلویزیون فقط صدا و تصویر داریم. در روزنامه فقط متن داریم. اما در شبکه های اجتماعی همه این ها را در کنار هم داریم.


امروزه شکلی نوین از اینترنت به وجود آمده است و یکی از عادت های روزانه ما شده است؛ خیلی ها روی موبایل هایشان هم اینترنت دارند و از اپلیکیشن های مختلف استفاده می کنند. اما اگر به ده الی پانزده سال پیش بازگردیم، ممکن است هیچ کدام از این ها وجود نداشته باشد.


شرایط جدید روابط عمومی در فضای مجازی
اینترنت و به ویژه محیط ارتباطات شبکه ای گسترده با بی نهایت های مشخص اکوسیستم جدیدی برای کسب و کارهای امروز آفریده است. ما می بینیم که شرکت های مختلف اینکه رتبه شان در الکسا یا موتورهای جستجو بالاتر باشد دارند رقابت می کنند.


حوزه جدیدی در روابط عمومی با نام سئو پی آر شکل گرفته است. چراکه موتورهای جستجو می توانند جستجوی راحت تر مخاطبان را به طور راحت برای صاحبان صنایع فراهم کنند و علاوه بر آن هزینه تبلیغات شان را پایین تر می آورند. محیط اینترنت، فضایی هوشمند است با گستره ای از ارتباطات بی شمار و ظرفیت مشارکت بی نهایت و ویژگی که اینترنت و فضای مجازی و به ویژه شبکه های اجتماعی دارند این است که مذاکرات در این گونه رسانه ها همه با هم است. یعنی ما پیش تر در وب یک، یک نفر تولید محتوا می کرد و مدیری آن را تایید می کرد و خیل عظیمی از مخاطبان آن را می خواندند. اما در وب دو که شبکه های اجتماعی و رسانه های اجتماعی جزئی از وب دو هستند به این شکل نیست. همین کار روح روابط عمومی در فضای مجازی است که اگر مدیران روابط عمومی آن را به خوبی درک کنند می توانند از پتانسیل های اینترنت به نفع فعالیت های روابط عمومی استفاده کنند.


روابط عمومی در فضای مجازی شرایطی را ایجاد می کنند که در آن این مردم هستند که همه تولید محتوا می کنند و همه آنها می خوانند و با استفاده از خرد جمعی فضای مجازی اداره می شود. انواع مخاطبان سازمان اعم از مصرف کنندگان، سرمایه گذاران، سهامداران، رقبا و همه این ها را می توانیم به گونه ای راحت تر در اینترنت پیدا کنیم و با آنها در تماس باشیم و نظرات آنها را درباره خودمان کشف کنیم.

                                                                                   " روابط عمومی پست استان اردبیل "

روابط عمومی و سازمانهای غیر رسمی در فضای مجازی

 

افراد به این منظور در سازمان ها گرد هم می آیند تا کارها و فعالیت هایی را که به تنهایی ازعهده ی انجام آنها بر نمی آیند، به کمک همدیگر پیش ببرند. سازمان رسمی وسیله ی انجام بخش عمده ای از اینگونه فعالیت ها به شمار می آید. سازمان رسمی به معنی ساختار آگاهانه ای از نقش ها در یک سازمان می باشد که بصورت رسمی سازماندهی شده اند.
توصیف سازمان به عنوان رسمی، به معنی آن نیست که در درون آن هیچ چیز غیر قابل انعطاف و زائدی وجود ندارد. سازمان رسمی اگر مدیر درست آن را سازماندهی کرده باشد؛ باید انعطاف پذیر باشد. ساختار باید محیطی را فراهم آورد که در آن فرد به آسانی بتواند نقش خود را به گونه ای اثر بخش چه در زمان حال و چه در آینده در راستای هدف های گروهی ایفا کند..( koontz ۱۹۹۰, ۱۳۵ )
سازمان رسمی در سازمان چهره ی دومی نیز دارد که به عنوان سازمان غیر رسمی شناخته شده است. سازمان غیر رسمی در دل سازمان رسمی پدیدار می شود و بدون آن نمی تواند ایجاد شود. در هر صورت سازمان عیر رسمی، سایه ی سازمان رسمی بوده و در عین حال بر آن اثر می گذارد و دارای خصوصیاتی متفاوت با سازمان رسمی است .
نویسندگان کلاسیک مدیریت، سازمان غیر رسمی را هرگونه فعالیت شخصی مشترک بدون آگاهی از هدف مشترک می دانند، اگر چه به نتایج مشترک منجر شوند. " کیت دیویس " ، سازمان غیر رسمی را به عنوان شبکه ای از روابط اجتماعی و شخصی میداند که به وسیله ی سازمان رسمی ایجاد نشده، اما همکاری افراد با یکدیگر را افزایش می دهد.
برخی از مدیران با شناختی که از میزان تأثیر سازمان های غیر رسمی بر فعالیت و عملکرد سازمان رسمی دارند، به گونه ای سعی در شناخت روابط سازمان های غیر رسمی و عضویت در آن را دارند تا بدین وسیله به رشد و تکامل سازمان رسمی کمک نمایند .
روابط عمومی به عنوان اصلی ترین کانال ارتباطات درون سازمانی می تواند در شکل گیری، عضویت و حتی هدایت اینگونه سازمان ها نقش داشته باشد. ولی امروزه با رشد تکنولوژی و آگاهی های مردم و با وجود و حضور روز افزون فن آوی های نوین ارتباطات در ادارات، سازمان ها و حتی منازل عامه ی مردم؛ سازمان های غیر رسمی نیز دچار تغییر شده اند و با خروج از شیوه ی سنتی خود، در یک فضای مجازی شکل جدیدی یافته اند.
وبلاگ های گروهی سازمان های مختلف که نویسنده یا نویسندگان آنها مشخص نیست، حضوری فعال در میان کارکنان دارند، به طوری که همه ی کارکنان در هر روز بیش آن یک بار به آن سر زده مطالب آن را مطالعه می کنند و نظرات خود را در آن منعکس می نمایند.
چنین وبلاگ هایی در حقیقت پیوند بین کارکنان یک سازمان را به صورت زنجیره ای در یک فضای مجازی شکل می دهند. آنان در این فضا اخبار دست اول سازمان خود را بدون هیچ واسطه، روتوش یا ممیزی بازگو می کنند و مانند چشم های تیز بین و گوش های حساس سازمان تمامی فعالیت های ریز و درشت سازمان را به رشته ی نقد در می آورند.
هر چند که این نوع از سازمان های غیر رسمی، پیچیده تر از نوع سنتی آن بوده و حتی عملکرد و میزان تأثیر گداری آن بر سازمان رسمی نیز ممکن است متفاوت تر باشد؛ ولی روابط عمومی با شناخت کامل از چنین فضایی و تسلط کامل بر آن، می تواند در جهت دهی و هدایت و حتی رهبری چنین سازمان هایی نیز تأثیر گذار باشد.
در چنین شرایطی اگر روابط عمومی با مهارت های روابط عمومی الکترونیک آشنایی نداشته باشد و مدیران نیز به آن اعتقادی نداشته باشند؛ بدون شک رشد فزاینده ی سازمان های غیر رسمی در فضای مجازی، حرکت سازمان رسمی را نیز به سمتی سوق خواهند داد که چرخه و کنترل امور از دست مدیریت خارج شده و به گونه ای دیگررقم خواهد خورد.

 

 

ارتباط موثر شغلی در محیط کار نقش و تقویت ارتباطات در مدیریت


ارتباط موثر شغلی در محیط کار

نقش وتقویت ارتباطات در مدیریت



در كسب و كار، روابط نقش مهمي بازي مي كنند. وقتي با آدم هاي موفق صحبت مي كنيم
آنها دليل موفقيت شان را در نوع رابطه و اعتمادي مي دانند كه بين شركاء و دوستان برقرار كرده اند.حقيقتاً ايجاد روابطي خوب كه منجر به تجارتي موفق گردد، كار مشكلي نيست. اين كار به يك تنظيم ذهني نياز دارد. يعني مي بايست مترصد امكانات باشيد و در عين حال به اعمالتان آگاه باشيد. مي توانيد موانعي كه در مسير گسترش روابط مورد نيازتان پيش مي
آيد از ميان برداريد.

با افراد به طور مستقيم ارتباط برقرار كنيد. مسئوليت برقراري ارتباط را برعهده ديگران نگذاريد و از واسطه كردن ديگران پرهيز كنيد.در كسب و كار، ( روابط ) نقش مهمي بازي مي كنند،همه ما اين موضوع را مي دانيم اما اغلب آنقدر درگير مسائل روزانه مي شويم كه به بهترين راه هاي ممكن براي ايجاد ارتباط فكر نمي كنيم.ما با چند تن از كساني كه توانسته اند روابط بسيار موفقي ايجاد كنند،گفتگويي داشته ايم تا ياد بگيريم روش آنها چيست و اين نوع ارتباط چگونه به آنها كمك كرده است.

به نيازهاي ديگران توجه كنيد

همه مي دانند كه هدف از تلاش براي ايجاد ارتباط،در نهايت اين است كه بتوانيم با هم و در كنار هم كاركنيم،اما براي رسيدن به چنين هدفي مي بايست ( توجه به ديگران ) را سرلوحه تلاش خود قرار دهيم.جري ايكاف (
Jerry Acuff) يكي از نويسندگان كتاب «مرز ارتباطات تجاري» در اين باره مي گويد: ""بايد دقت كنيد كه ديگران براي چه چيز ارزش قائلند"" .
به اعتقاد وي،كليد دست يافتن به چنين چيزي در «صبور بودن» و «كنجكاو بودن» است.مدير يك شركت ديگر اظهار مي دارد : براي پي بردن به اين نكته كه هنگام كار با ديگران چگونه مي توان رابطه اي موفق برقرار كرد،مي بايست زمان صرف كرد.كافي است،به حرفهاي آنها توجه كنيم،آنگاه به خوبي درخواهيم يافت كه به چه چيز نياز دارند.

با ديگران تبادل نظر كنيد

پي بردن به اينكه چه عاملي در افراد انگيزه ايجاد مي كند نكته اي مهم است اما بلافاصله پس از آن بايد بتوانيد اعتماد ايجاد كنيد.به اعتقاد «ايكوف» بهترين روش اين است كه با حالتي خستگي ناپذير،ثابت قدم و قابل پيش بيني گام برداريد يعني نشان دهيد آنقدر ارزشمند هستيد كه ديگران بخواهند با شما ارتباط برقراركنند.اما براي آنكه از نظر ديگران شخصيتي خود شيفته ( از خودراضي ) به نظر نرسيد بهتر آنست كه قبل از انجام هر كاري ديگران را در ايده هاي خوب خود سهيم كنيد.
جان پالومبو (
John palumb ) رئيس شركت بازاريابي DVC در اين باره مي گويد:«هرگاه كسي را ملاقات مي كنم، اگر نكته آموزشي مفيدي را به او نگويم، كارم را به درستي انجام نداده ام ،حال چه او براي حرف من اهميت قائل باشد چه نباشد فرقي نمي كند».او هميشه به افرادي كه در دايره شغلي اش هستند فكر مي كند و سپس آنها را به سوي
ابراز مشتاقانه عقايد و نقطه نظرات هدايت مي كند.پالومبو مي گويد: «متاسفانه اكثر مردم به حرف هاي هم گوش نمي دهند درحاليكه چه بسيار برايم پيش آمده كه به خاطر توجه به حرف هاي ديگران توانسته ام از علايق آنها مطلع شوم و بر اساس آن گام بردارم.ممكن است به چيزي برخورد كنم و فكر كنم آها! در شركت فلاني از اين خوششان مي آيد،زيرا در ملاقاتي كه با هم داشته ايم به حرف هايشان گوش كرده ام اغلب مردم حتي اين كار را هم نمي كنند.»

ارتباط موثر شغلی(قسمت دوم)


واقعاً اين كار نه زمان زيادي لازم دارد و نه پول بيشتري

يكي از اعضاي هيئت مديره يك بخش سرمايه گذار در تجارت كالاي مصرفي به نام اندروويتمن (
Andrew Whitman ) ضمن ديدار از نمايشگاههاي بازرگاني مربوط به صنعت غذا،يادداشت هايي براي ارايه به همكارانش برداشت. بعدها روزي با يك عضو هيئت رئيسه كه از رقباي سرسختش به شمار مي رفت صحبت مي كرد و وقتي متوجه شد كه آن فرد نتوانسته از آخرين نمايشگاه ديدن كند،يادداشت هايش را در
اختيار او گذاشت.از آن پس اين عمل "وتيمن" به عنوان يك عمل ارزنده در تقويت روابط تجاري رواج پيدا كرد.
ويتمن اعتقاد دارد:« اطلاعات مربوط به كار من انحصاري و سري نيست و من آنرا به هر كسي كه به آن اطلاعات نياز داشته باشد ارسال مي كنم چرا كه اين راه خوبي براي تماس برقراركردن با افراد است. »
او مي گويد: ۵۰درصد از افرادي كه آن اطلاعات را دريافت مي كنند يادداشت هايي برايم مي فرستند بدين ترتيب،متقابلاً، نظرات جالبي به دستم مي رسد و همين امر باعث تعميم و زايش بحث هاي مهم حرفه اي ( في مابين همتايان تجاري ) در مورد اوضاع جاري اين صنعت مي شود.

از هر موقعيتي براي برقراري ارتباط استفاده كنيد

شما مي بايست پيوسته در اين فكر باشيد كه چگونه و كجامي توانيد روابطي را ايجاد و آنها را تقويت كنيد.يعني از هر فرصتي مثل نوشيدن
چاي،صرف ناهار و شام و يا هر نوع ارتباط و تماسي كه در مسافرت ها دست مي دهد استفاده كنيد و گرنه مجبور خواهيد بود راه دور و درازي را براي رسيدن به اين هدف طيكنيد.
زماني كه رئيس شركت مشاوره شروود (
Sherwood ) به نام مارتين پيچنسون ( Martin Pichinson ) از مقرش در لوس آنجلس در تلاش براي گسترش روابط تجاري اش با شركت سيليكون Silicon Valley بود از هر موقعيتي براي تماس با همتايان تجاري اش به سرعت
استفاده مي كرد.
او مي گويد:وقتي كسي تلفن مي كرد ومي گفت كه احتمال دارد با من معامله اي داشتهباشد و از من وقت ملاقات مي خواست،صبح روز بعد در محل آنها حاضر مي شدم و فرصت را از دست نمي دادم،يعني با پرواز 5 صبح حركت مي كردم و ساعت 8براي صرف صبحانه در آن اداره بودم.
به اعتقاد وي،مي بايست هر موقعيتي را به سرعت تأييد وگرنه رقبا اين كار را خواهند كرد
.موقعيت هاي از دست رفته بزرگترين مايه تأسف و اندوه يك رئيس يا مؤسس به شمار مي روند.
« كريگ دانولف» كه در رأس يك شركت تجاري بازاريابي كامپيوتري است از اينكه نتوانست از موقعيت هايي كه در«
Icat»بدست آورد استفاده كند،هنوز احساس تأسف مي كند. ( آيكات، يك شركت تجاري معتبر نرم افزاي بود كه دانولف در سال ۱۹۹۸ آنرا به Intel فروخت ).
دانولف مي گويد:« آنوقت ها من حتي پير اميديار (
Pierre omidyar ) از ( Ebay ) راگاهي در كنفرانسها مي ديدم و ما براي دقايقي با هم صحبت مي كرديم. » اما دانولف هيچگاه فراتر از آن برخوردهاي رسمي پيش نرفت.
او مي گويد:« من به دنبال دولت يابي نبودم و گرنه همه زمينه ها براي ايجاد ارتباط مهيابود و با اندكي سعي مي توانستم دوستاني داشته باشم و اين دوستي مي توانست براي آيكات هم سودمند و مفيدباشد ولي آنموقع هيچ دليلي براي اينكار نمي ديدم. اغلب در روز ملاقات با افراد با آنها صحبت مي كردم اما بعد از آن همه درگير زندگي مي شديم و سرمان مشغول كار خودمان مي شد و سراغي از هم نمي گرفتيم »


ويژگيهاي خود را بشناسيد

حقيقتاً ايجاد روابطي خوب كه منجر به تجارت موفقي گردد،كار مشكلي نيست. اين كار به يك تنظيم ذهني نياز دارد يعني مي بايست مترصد امكانات باشيد و در عين حال به اعمالتان آگاه باشيد مي توانيد موانعي را كه در مسير گسترش روابط مورد نيازتان پيش مي آيد، از ميان برداريد.
«جيمز تام » نويسنده كتاب مشاركت بنيادي در اين باره مي گويد:به رفتارتان نگاه كنيد و بازتاب آنرا بسنجيد. او مي گويد: رفتارهاي دفاعي كه ممكن است مانع پيشرفت شما باشند را شناسايي كنيد مثلاً احتمال دارد وقتي كه وحشتزده و ترسان مي شويم يا ديگري را غرق در اطلاعات كنيم يا در سكوت فرو رويم كه اين مي تواند يك اخطار اوليه باشد.وقتي چنين رفتاري را در خود تشخيص داديد خواهيد توانست اقداماتي را بعمل آوريد آنگاه يا لازم است كه آهسته تر پيش رويد يا مي بايست براي خنثي كردن آن رفتار هر كاري از دستتان برمي آيد بكنيد.با افراد مستقيماً ارتباط برقرار كنيد.يا مسئوليت برقراري ارتباط را بر عهده ديگران نگذاريد يا از واسطه كردن ديگران پرهيز كنيد.وقتي دانولف از آيكات بيرون آمد اين اطمينان را داد كه شخص ديگري از عهده ايجاد روابط كليدي برخواهد آمد اما ترجيح مي داد كه آن شخص هر كسي غير از خود او باشد.دانولف مي گويد:افراد زيادي در اطرافم بودند كه شخصيت جذاب تري از من داشتند و من مطئمن بودم كه يكي از آنها مي توانست ارتباط خوبي با بقيه برقراركند، به همين دليل از همه مي خواستم كه براي ايجاد روابط دوستانه سراغ فرد ديگري بروند.
ولي از آن زمان تا كنون دانولف تغيير كرده و مي گويد:حالا براي ارتباط برقراركردن،تلاش بيشتري مي كنم و ديگر مثل گذشته پرشتاب عمل نمي كنم حالا به ديگران
Emailهايي مي زنم تا آنها را از ياد نبرم.هر چند چنين ارتباطي خيلي قوي و پررنگ نيست اما مفيد است،خب به هر حال هر كسي مشغله اي دارد و نيازي به رفتار دراماتيك نيست.

ارتباط مستقيم برقرار كنيد

هيچگاه فكرنكنيد كه برقراري ارتباط از طريق شبكه مي تواند مانند ارتباط رودررو مؤثر باشد. به گفته ويتمن، متأسفانه ارتباطات شبكه اي براي خيلي ها هدف شده است.
او مي گويد:« ارتباط گران شبكه اي بيكاراني هستند كه قبلاً بيكار نبوده اند،همه شبكه را به هم توصيه مي كنند ولي آنها در شبكه چه مي كنند؟ آنها مرتباً افرادي كه هيچوقت با آنها صحبت نكرده اند، فرا مي خوانند و همه حرفشان يا «من» ، «من» ، «من» است، يا «به كمكت احتياج دارم» ، ولي چنين كاري ايجاد ارتباط نيست بلكه نوعي چاپلوسي و تن آسايي است. »

هيچگاه مأيوس نشويد

حفظ رابطه در تجارت مثل حفظ رابطه در مدرسه نيست.يعني در تجارت ممكن است با وجود آنكه طي سالها دليلي براي صحبت با كسي نداشته ايد، بتوانيد ارتباطي را دوباره آغاز كنيد.
دانولف مي گويد: من اخيراً
Email هايي به فرد ويلسون نائب رئيسي كه سالها قبل او را كنار گذاشته بودم،زدم. او مرا به خاطر آورد و ما ارتباطمان را از سرگرفتيم. حفظ ارتباط به مايجتاج زيادي نياز ندارد.
------------------------------------------



ارتباطات و مدیریت(قسمت اول)


1
. فرآيند ارتباطات

معني و اهميت واژه ارتباطات، در مدیریت چيست؟
ارتباط كاركنان، روندي مداوم بوده و مستلزم وجود مهارت در ارسال و دريافت پيام است. واژه ارتباطات به مفهوم انتقال اطلاعات از يك فرد به فردي ديگر و درك آن، توصيف شده است. اين فرآيند به عنوان مسئوليت يك مدیر، گاهي اوقات ((ارتباطات كاركنان)) ناميده مي شود.
هر چند كه فرايند ارتباطات بين مدیران با يكديگر و نيز بين مدیران میانی و مدير ارشد نيز از اهميت مشابهي برخوردار است.
واژه ارتباطات به ندرت براي توصيف ابزارهاي الكترونيكي و مكانيكي انتقال و در يافت اطلاعات مثل: روزنامه، نشريه خبري، چاپگرهاي رايانه اي، راديو، تلفن و فيلم هاي ويدئويي به كار مي رود. ارتباطات كاركنان، داراي خصوصيات و محدوديتهاي فراوان اما ظريف و پيچيده اي است و به همين علت بايد با دقت هدايت شود.

براي اينكه افراد منظور شما را دريابند، چه كمكي مي توانيد به آنها بكنيد؟
براي شروع، نگران مطالبي كه گاه و بي گاه گفته ايد نباشيد. حتي ميتوانيد از يك كارمند بخواهيد كه حرفهاي شما را تكرار كند. تمرين ديگر اين است كه كاركنان را به سئوال كردن وا داريد. اين كار، نقاط ضعف و درك افراد را براي شما روشن خواهد كرد، اما بهترين توصيه اين است كه دقيق باشيد و از بيان عبارت نارسا و به كار بردن مفاهيمي كه باعث ابهام ميشوند، خودداري ورزيد
.

به جاي اينكه بگوييد :
((شتاب دستگاه را كمي اضافه كن.))
بگوييد : ((من ميخواهم دور اين دستگاه در هر دقيقه بين 1900 تا 2100 باشد.))

به جاي اينكه فرمان بدهيد :
((اين مطلب را هر چه زودتر تايپ كن.)) بگوييد :((من تايپ شده اين نامه را تا ساعت 2 بعد از ظهر امروز احتياج دارم )).

به اين ترتيب انتظارات شما از لحاظ كميت، كيفيت و استانداردهاي زماني دقيقاً مشخص مي شوند.

ارتباطات چگونه سازمان را فعال مي كنند؟
سازمان با تامين ارتباط بين طرح ها و عمليات، فعال مي شود. شما ممكن است نقشه هايي بزرگ و كاركنان خوبي داشته باشيد، اما تا هنگامي كه كاري انجام نشود، در حقيقت چيزي نداريد. بدون ارتباط مؤثر، نه انگيزش و نه رهبري كاري از پيش نمي برند. اين همان چيزي است كه آغاز كننده اصلي است و نقشه ها را به تعاماًَ به اجرا در مي آورد.
مدیران شايسته، ارتباط كاركنان را به خوبي مي شناسند. آنها مي دانند كه تصورات كاركنان از رهبرانشان به چگونگي رد و بدل كردن اطلاعات در فرآيند ارتباطات بستگي دارد.
چنانچه كاركنان از احساسات و خواسته هاي شما اطلاع نداشته باشند، بهترين ايده هاي مديريتي در دنيا بي فايده است. ارتباطات خوب، به خصوص وقتي یک مدیر در حال پروش روحيه جمعي است يا وقتي كه كاركنان به واسطه تغييرات سازماني پي در پي، يا تنگناهاي اقتصادي، احساس ناامني و تهديد مي كنند، از اهميت زيادي برخوردار است.

منظور از فرآيند ارتباطات چيست؟
ارتباطات در مفهوم وسيع، سلسله اقداماتي است كه موجب مي شوند ايده اي از ذهن يك نفر به ذهن ديگري انتقال يافته، درك شده و به اجرا درآيد.
عامل اساسي در تمام ارتباطات انساني اين است سرپرست ها براي تاثير بيشتر، بايد با كاركنان رابطه اي نزديك برقرار سازند، نسبت به برداشتهاي ديگران از اطلاعات و عقايد، حساسيت نشان دهند و حرفهايي را كه ممكن است باعث كندي روند كار شوند، به حداقل برسانند.
اين كار مستلزم آن است كه مدیران مهارت بيشتري در به كار گيري كلام و نوشته (علايم غير كلامي كه از چهره و بدن به ديگران منتقل مي شود) داشته باشند.
آخرين- و نه كم ارزش ترين- توصيه اين است كه به مدیران توصيه مي شود مهارت خود را در دريافت اطلاعات از ديگران كه لازمه آن گوش دادن مؤثر و توجه به واكنش ها و سؤالات است، افزايش دهند.

ارتباطات و مدیریت(قسمت دوم)

برخي مردم از ((ارتباطات سه بعدي)) صحبت مي كنند، منظور آنها از اين عبارت چيست؟

ارتباط نبايد همچون خياباني يك طرفه باشد. براي سهولت عمليات در يك سازمان پيچيده امروزي، ارتباطات بايد به سه شيوه برقرار شود :

1- نه تنها بايد اطلاعات را از بالا به پايين (به سمت كاركنان) و از پايين به بالا (براي مدير) فراهم كنيد بلكه كاركنان نيز بايد افكار و احساساتشان را از پايين به بالا به شما انتقال دهند.
2- از آنجا كه همكاري ميان گروهي در ميان مدیران میانی بسيار مهم است بنابراين بايد يك جريان افقي اطلاعات هم بين مدیران میانی وجود داشته باشد.
3- تبادل اطلاعات با منابع خارجي نظير : گروههاي كاركنان، فروشندگان خارجي، مشتريان وادارات دولتي نيز مي بايد وجود داشته باشد.

2. روش هاي ارتباطات

يك مدیر اثربخش چگونه روش ارتباطي مورد استفاده خو
د را انتخاب مي كند؟

مدیران اثر بخش، روش هاي ارتباطي خود را براساس تحليل دقيق بر روي عوامل محيطي بر مي گزينند. اين امر به وظيفه خاص و اهداف شما بستگي دارد. اگر وظيفه شما ارائه پيامي طولاني است و يا پيام بايد به صورت دائمي ثبت شود، مي توانيد از نوشته استفاده كنيد. از سوي ديگر اگر سرعت، عدم رعايت تشريفات و يا نفوذ شخصي اهميت دارد،
صحبت كردن ترجيح دارد.انتخاب ديگر مدیران، حول اين محور است كه آيا با كارمند يا گروه ارتباط كاملي برقرار مي شود؟ ارتباط نفر به نفر اين امكان را به مدیران مي دهد كه ، جريان اطلاعات را كنترل كرده و آن را هدايت كنند. در ايجاد ارتباط با جمع كاركنان يك بخش، مدیران بايد آنها را به مشاركت و توسعه مسئوليت دعوت كرده و كمك كنند كه روحيه جمعي تقويت شود
.
اين امر مستلزم آن است كه مدیر چيزي بيشتر از يك تسهيل كننده كار باشد و به گروه كمك كند تا مشكلات را كشف كرده و به سمت اهداف مورد نظر در جهت حل مشكلات حركت كند.
ارتباط نفر به نفر چگونه ممكن است مؤثر و سودمند واقع شود؟

ارتباط با هر يك از كاركنان، به خصوصيات منحصر به فرد آنان بستگي دارد و براي تمامي آنان نمي توان از روشي يكسان استفاده كرد.
اهميت اين مطلب، زماني كه روابط شما با كاركنان توسعه مي يابد، بيشتر آشكار خواهد شد. افراد دوست دارند تفاوت هايشان شناخته شده و متناسب با خودشان با آنان رفتار شود. سرپرستان بايد با توجه به اين مهم، از بين روشهاي گوناگون نوشتاري و گفتاري، روش مناسبي را براي برقراري ارتباط برگزينند.

ارتباطات گفتاري :

در روش ارتباط گفتاري، شخصي كه مورد خطاب قرار ميگيرد به سرعت از پيام ارسال شده آگاه ميشود و سرعت، لحن صدا، حالت، حركت بدن و خطوط چهره به طور جدي واكنش هاي افراد را تحت تاثير قرار مي دهند.

1- .صحبت هاي غير رسمي :

اين گونه صحبتها، اساسي ترين شيوه هاي برقراري ارتباط هستند. همچنين براي ارتباطات روزانه، راهنمايي ها، تبادل اطلاعات، مرور پيشرفت كار و جلسات انضباطي و حفظ روابط شخصي مناسب هستند. حتي اگر صحبتها خيلي خلاصه باشد، باز هم مطمئن باشيد كه اين گونه ارتباط، امكان تبادل دو طرفه را فراهم مي آورد. همچنين، وقتي مسائل عاطفي مطرح باشند، ارتباط چهره به چهره بر نوشتن يا تلفن كردن ترجيح دارد.

2- قرار ملاقات :

قرار ملاقات براي ارزيابي منظم و مرور و بررسي جلسات كار، مناسب است. جلساتي كه زمينه ساز چنين ملاقاتهايي هستند، با ارائه اطلاعات كافي و كاهش حرفهاي اضافي، مفيد و مؤثر خواهند بود.
بسياري از مدیران براي پروژه هاي گسترده يا به خاطر برخي كاركنان (به ويژه افراد جديدي كه داراي مشكل بوده و يا آنهايي كه زياد مسافرت

مي كنند) ملاقاتهايي دائمي به صورت روزانه (بسيارمنحصر)، هفتگي(طولاني تر) و يا ماهيانه (بسيار گسترده) برگزار مي كنند.

3.ارتباط تلفني :

ارتباط تلفني براي كنترل هاي فوري، انتقال و يا اخذ اطلاعات، تذكر يا اطلاع رساني به كار مي رود. در هر صورت، شخصيت تلفني شما در بعضي مواقع واقعيت (چهره به چهره) شما را نفي مي كند. بنابراين، بايد طنين صداي خود را به هنگام گفت و گوي تلفني كنترل كنيد.
همچنين، از آنجا كه در برخي موارد، گفت و گوهاي معمول تلفني از اعتبار كافي برخوردار نيستند، گاهي بايد يادداشتهايي در تاييد پيام خود ارسال کنيد.


ارتباطات و مدیریت(قسمت سوم)


ارتباطات نوشتاري :

تمامي پيغامهاي رسمي، اداري و يا طولاني كه به تعداد زيادي از كاركنان مربوط شوند، بايد به صورت نوشتاري تهيه مي شوند. از ارتباط نوشتاري، مي توان براي اصلاح ارتباط نوشتاري گذشته نيز استفاده كرد. ارتباط گفتاري خطر فراموشي پيام را در پي دارد، گاهي نادرست فهميده و يا به خاطر آورده مي شود و به همه كاركنان منتقل نمي شود.

1. يادداشتهاي درون سازماني :

براي ثبت غير رسمي سؤالات يا پاسخ ها به كار مي آيند. اين يادداشتها هنگامي كه قرار است چندين نفر پيامي طولاني را دريافت كنند، مي توانند مفيد واقع شوند.
يادداشتها، راه ساده اي براي اطلاع رساني به بالادستان هستند تا در هنگام استراحت آنها را مطالعه كنند. از يادداشتها نبايد بيش از اندازه استفاده شود، زيرا تاثير خود را از دست داده و مورد بي توجهي قرار خواهند گرفت.

2. نامه ها :

معمولاً به افراد نوشته مي شوند، بيشتر از يادداشت رسميت دارند و براي اطلاعيه هاي اداري، ثبت بيانيه هاي رسمي، ارتباطات طولاني و حتي ارتباط با مخاطبي كه در دسترس است، مفيد هستند. نامه ها غالباً حاوي تفكرات و عقايد موجود براي تصميمات آتي و بوده و به عنوان بخشي از بررسي مداوم مشكلات، ارزشمند هستند.

3. گزارش ها :

بيشتر از نامه ها جنبه عمومي و رسمي دارند. از گزارشها براي انتقال اطلاعات، تحليل ها و پيشنهاد به سرپرستان و همكاران استفاده مي شوند. گزارش اگر براساس مستندات و يا نتايج و مطالعات، تحقيقات دقيق تهيه شود، اثر بخش تر خواهد بود. گزارش بايد با دقت ويژه اي، حقايق عيني را از حدسيات خيالي و كلي گويي ها تفكيك كند.
براي برقراري ارتباطات مؤثرتر با گروههاي كاركنان، چه مي توانيد بكنيد؟

جهت ارسال پيام هاي كوتاه و هدفمند به آن دسته از كاركنان كه از لحاظ سن، جنسيت و كار، با يكديگر مشابه هستند، مي توان از روشي استفاده كرد كه اين روش براي پرهيز از ورود انبوهي نامه، يادداشت و اعلاميه هاي مفيد است كه تنها براي تعداد كمي از دريافت كنندگان آنها، جذابيت دارند.
در ذيل فرم هاي ارتباطي متفاوت و متناسبي براي آشنايي شما خلاصه شده است :

ارتباط گفتاري :

برقراري ارتباط گفتاري مؤثر با گروهها، نيازمند مهارتهايي ويژه است. هر چند كه مهارت هاي مفيد در يك جلسه، ممكن است براي جلسه اي ديگر كافي نباشند. توانايي شما براي هدايت جلسه اي كه كاركنان شما در آن حضور يافته اند به اين معني نيست كه جلسه اي كه توسط رئيس شما اداره مي شود نيز داراي همان توانايي باشيد.
احتمال دارد براي برخي اختلافات شركت كنندگان يك جلسه، مهارت زيادي از خود نشان دهيد، اما هنگامي كه از نظر عاطفي درگير موضوع مورد بحث هستيد، برخورد واقع بينانه بسيار مشكل تر خواهد بود.

1. گردهمايي غير رسمي كاركنان :

اين نوع گردهمايي ها فرصتي مناسب براي رد و بدل شدن اطلاعات مفيد و مورد علاقه عموم و تحقق يكپارچگي گروه است. آنها در رويارويي چهره به چهره با يكديگر، فرصت خوبي براي هماهنگي، فعاليت و درك متقابل خواهند داشت.
اجتماع غير رسمي كاركنان به صورت مداوم در مواقع مورد نياز، در ابتدا يا انتهاي هر روز، يا هنگام صرف ناهار يا نوشيدن چاي، به صورت بسيار كوتاه برگزار مي شود.

2. جلسات برنامه ريزي شده :

نوعي فعاليت تقريباً رسمي تلقي مي شود. اشتباه رايج در اين گونه جلسات اين است كه دستور جلسه را بدون هماهنگي با شركت كنندگان تعيين كنيم. اكثر شركت كنندگان از اينكه در آماده كردن گزارشها، پيشنهادها و اطلاعات مورد نياز، مشاركت داده شده و مورد سؤال قرار گيرند، لذت

مي برند.
به هر حال، يك جلسه برنامه ريزي شده اگر به درستي جهت داده شود، فوق العاده مفيد خواهد بود. در غير اين صورت، باعث هدر رفتن وقت، ايجاد خصومت و دلسردي شركت كنندگان در آينده، خواهد گرديد.

3. گردهمايي گروهي :

اين نوع جمع شدن در مورد گروه كثيري از كاركنان يا مديران كه به خاطر موضوع هايي مانند توليد محصولي جديد، اخذ تصميم هاي اضطراري در مواقع بحراني، معرفي كاركنان كليدي و يا سياست هاي جديد صورت مي گيرند، به دليل بهره گيري از موقعيت هاي ويژه
بسيار ارزشمند هستند، اما به واسطه احساسات تند و سؤالات خصمانه اي كه ممكن است مطرح شوند، به رياست شخصي با تجربه، ماهر، صبور و پر قدرت نياز دارند.


ارتباطات و مدیریت(قسمت چهارم)

ارتباط دیداري :

برقراري ارتباط نوشتاري با فرد يا گروهي از كاركنان، عموماً يك تاثير غير قابل پيش بيني در بر دارد. ارتباطي نوشتاري كه طرحي دقيق دارد، مي تواند تاثير ويژه اي داشته باشد.

1. اطلاعيه هاي تابلوي اعلانات :

براي اعلام پيام هاي طولاني و رسمي در مورد خط مشي هاي جديد، مناسب هستند. اين اطلاعيه ها اگر با تصوير همراه باشند، در محلي نصب شوند كه توجه افراد پيوسته به آنها معطوف شود، حاوي موضوعات مورد علاقه كاركنان باشند و به موقع تعويض شوند، بسيار مؤثر خواهند بود.
اكثر اطلاعيه هاي تابلوي اعلانات بايد همراه با ديگر فرم هاي نوشتاري باشند. در غير اين صورت، اطميناني وجود ندارد كه توسط همه كاركنان ديده يا خوانده شوند
.
2. پوستر، نمايش و نمايشگاه :

اين ابزارها مي توانند به جلب توجه كاركنان از راه ديدن، كمك كنند. تهيه يا برگزاري آنها معمولاً پر هزينه بوده و به فضاي مناسبي كه به درستي آماده شده باشد، نياز دارند. عمومي ترين موضوعات آنها، معرفي محصولات جديد، پيشرفت كيفي محصولات يا خدمات، است.

3. وسايل سمعي و بصري :

فيلم، اسلايد،
CD، نوار ويدئو، نوار صوتي و ديگر وسايل بصري، داراي ارزشهاي بالقوه زيادي هستند و مي توانند به صورتي مؤثر مورد استفاده قرار گيرند. بسياري از اين وسايل همچون فيلم، نيازمند معرفي همه جانبه و پيگيري دقيق مطالب هستند. البته استفاده از تمامي وسايل سمعي و بصري بايد با آمادگي كافي، طرح و برنامه و مهارت هاي اجرايي توام باشد.

كدام يك از روش هاي ارتباطي بهتر از بقيه است؟

هر موقعيتي، به روشي متناسب، نياز داشته و يا تركيبي از چند روش را مي طلبد. برخي از مشكلات نيازمند واكنشي فوري هستند (صحبت غير رسمي، تلفني يا يادداشت دستي) . بعضي كاركنان، تنها هنگامي چيزي را قبول دارند كه روي كاغذ ثبت شده باشد. بنابراين ارتباط چهره به چهره با آنها باعث تلف شدن وقت است. اگر همان پيام قرار است به تعداد زيادي منتقل شود، يك يادداشت يا نشست جمعي بهترين شيوه است. در چنين حالتي، موفق ترين ارتباط توسط سرپرستان وقتي انجام مي شود كه :

1- شرايطي را كه با آن روبرو مي شوند به سرعت تجزيه و تحليل كنند.
2- بسياري از راههاي حصول ايده ها، آموزشها و احساسات خود را مي شناسند و به كار
مي برند.

آيا يك مدیر بايد از شايعات، به عنوان يك وسيله ارتباطي بهره بگيرد؟

به شايعات توجه كنيد، چرا كه آنها خود شيوه اي براي اطلاع از جريان امور هستند، اما به عنوان اطلاعات درست به آنها اعتماد نكنيد و نگذاريد اطلاعاتي از اين دست وارد گروههاي كاري شود، زيرا كاركنان، ديگر حتي به روشهاي ارتباط رسمي شما نيز اعتماد نخواهند كرد.

شايعات، در مواقع : نبود ارتباط خوب با كاركنان، هنگامي كه تفاهمي در مورد مقررات داخلي وجود ندارد، وقتي كه موقعيتي براي پيشرفت نيست و يا زماني كه كاركنان بازخوردي از نتايج كارشان دريافت نمي كنند، بيشتر رواج پيدا مي كنند.
اگر در مورد آنچه كه مورد علاقه كاركنان است يا آنها را آزار مي دهد سريعاً مطالبي بيان نكنيد، شايعات به سرعت رشد مي كنند. در هر صورت، عمده ترين بخش شايعات، بر مبناي خبرهاي ناقص، جهت گيري ها و دروغ هاي آشكار استوار بوده و تحقيقات نشان مي دهند كه حتي اگر كاركنان اطلاعات زيادي از طريق شايعه كسب كرده و از آن لذت برده باشند، اكثراً ترجيح مي دهند حقايق را از سوي سرپرستان بشنوند.
شما مي توانيد به محض بروز شايعات با آنها مقابله كنيد و به اين ترتيب از بسياري از نگراني هاي كاركنان جلوگيري كرده و جوي اميدوار كننده به وجود آوريد و به كاركنان خود نشان دهيد كه از حقايق استقبال مي كنيد.

ارتباطات و مدیریت(قسمت پنجم)


3. ارتباطات غير كلامي

چه نوع ارتباطاتي مؤثرتر از صحبت كردن هستند؟

پيام هايي كه از طريق اعمال شما انتقال مي يابند.رفتارها و اعمال غير كلامي، مهارت هاي مهم و حياتي ارتباطي هستند. گفتن و نوشتن،
متداول ترين روش هاي ارتباطي هستند، اما صرف نظر از آنچه شما مي گوييد، كاركنان بيش از هر چيز تحت تاثير اعمال شما قرار مي گيرند.
آنچه انجام مي دهيد و آنگونه كه با آنها رفتار مي كنيد، مقاصد حقيقي شما را اثبات مي كنند. يك چشمك زدن ساده به كارمندي كه نيازمند كمك است، شاهدي واقعي است بر اينكه حضور او در تيم تا چه اندازه براي شما ارزشمند است.حتي در كارهاي ساده تر مثل آموزش كسي كه كار جديدي به او واگذار شده است، نحوه نشان دادن (نمايش) شما گوياي علاقه شما به اوست حتي اگر كلمه اي رد و بدل نشود. به همين ترتيب، به جاي تقاضا از يك كارمند براي آمدن به دفترتان، رفتن به اطاق او براي گفتگو با وي، تصويري حمايتي از كمك به پروژه را در بر دارد. بهترين ارتباطات، تركيبي از ارتباطات گفتاري و نوشتاري توام با اعمال هماهنگ است.

((زبان اندام)) چه مفهومي دارد؟

حركات غير كلامي بدن يا حركات چهره كه نيات واقعي ما را به ديگران انتقال مي دهند، به عنوان زبان اندام تلقي مي شوند. آنها علايمي مانند اخم كردن، بالا انداختن شانه و يا حركتي با دست هستند كه متاسفانه گاهي سوء تعبير هم مي شوند. مثلاً : · تكان دادن مداوم سر (بالا و پايين) نشان دهنده موافقت با گوينده
است. · تكان دادن سر (چپ و راست) نشانه عدم موافقت است.· ضربه زدن با انگشتان دست يا ضربه ملايم با پا، يا نگاه كردن به ساعت به
اين معني است كه : ((عجله كن طاقتم تمام شد يا اينكه وقت ندارم)). · بالا بردن ابرو ممكن است علامت ترديد، تعجب و دودلي باشد.
· گرد كردن چشمها غالباً به معني ناباوري است. · جمع كردن لبها توام با اخم، نشان دهنده نارضايتي يا حتي نفرت است.

بسياري از حركات بدن، مثل موارد بالا غير ارادي و عميقاً ريشه دارند و تغيير آنها براي شما دشوار است، اما سعي كنيد بسنجيد آيا مردم ابتدا به كلمات شما واكنش نشان مي دهند يا به زبان غير كلامي شما؟ به علائم غير كلامي ديگران دقت كنيد، چرا كه مي توانند سرنخ هايي در مورد تفكر آنها به شما بدهند
.

شنيدن تا چه اندازه مهم است؟ آيا بسيار زياد؟

شنيدن كه حداقل يك سوم از ارتباطات شما را شامل مي شود، جرياني فعال است كه ارتباط چشمي را نيز طلب مي كند. گوش كردن گاهاً استفاده از تاييد زباني، مهارتي است كه به طور پيوسته بايد تمرين شود تا رضايت گوينده و شنونده را به طور همزمان فراهم آورد.مترجم: نيلوفر نصيري
http://behandish.blogfa.com

------------------------------------------


7 مرحله براي کنار آمدن با افراد مشکل ساز


بسیاری از افراد در محیط کار شما هستند که کنار آمدن با آنها مشکل است. آنها بخشی از کار خود را به دوش شما می اندازند وبرای شما مشکلاتی را فراهم می کنند به راستی برخورد درست با این افراد چیست؟

همسایه شمابا سرو صدای زیاد برای شما مزاحمت ایجاد می کند و نیمه شب شما را بیدار می کند به راستی شما چگونه باید با آنها رفتار کنید؟ این مشکلات قسمتی از زندگی هر شخصی است. ما در محیط کار در زندگی تنها نیستیم و با انسانها در ارتباطیم. ارتباط ما با همکاران، فرزندان، همسر، دوستان، پدر و مادر باید بر پایه درستی استوار باشد. اگر شما مشکلاتتان را با دیگران حل نکنید این مشکلات روز به روز حادتر می شود. به عنوان یک کارمند ممکن است اخراج شوید. به عنوان یک کارفرما ممکن است کارمندان خوب خود را از دست بدهید و به عنوان یک همسر ممکن است ازدواج شما دچار بحران شود. راه حلی که اکثر افراد در مقابل مشکلاتشان با انسانها به آن تن در می دهند تحمل کردن است ولی از آنجایی که هر فرد یک ظرفیت تحمل دارد بعد از مدتی مشکلات بیشتر می شود وشما دچار استرس و اضطراب ناشی از این فشارهای روانی می شوید راه حل درست مواجه نشدن با مشکل و فرار از آن نیست بلکه راه حل درست، روبرویی صحیح با مشکلات است. وقتی با مشکلات مواجه می شوید و آنها را حل می کنید احساس شگفت انگیزی خواهید داشت چرا که از عهده حل مشکلات بر آمده اید و بر ترس خود غلبه کرده اید. البته مواجهه با افراد و مشکلات نیاز به برنامه ریزی دارد و شما باید خود را برای این مسئله از قبل آماده سازید. در ادامه 7 مرحله که شما باید در رفتار با افرادی که برای شما مشکلاتی ایجاد می کنند انجام دهید آورده شده است :

1- تصمیم بگیرید که مشکلاتتان را با آن فرد خودتان به طور مستقیم و بدون دخالت دادن دیگری حل کنید.
2- قبل از روبرو شدن با آن فرد مشکل را به صورت دقیق بنویسید و هدف خود را نیز برای حل آن مشکل و رویارویی با آن فرد مشخص کنید.
3- نکات و دلایل مورد نیاز برای اثبات حرفتان را یادداشت نمائید. واقعیت ها و دلایل و شواهدی هست که ممکن است نیاز باشد شما برای آن فرد مطرح کنید قبل از شروع صحبت این مسائل را برای خود روشن سازید.
4- واکنشها و مخالفتهایی را که انتظار می رود آن فرد در مقابل شما اعمال نماید، یادداشت کنید: یعنی تمام نگرانیهایتان را از نصیحت با آن فرد و یا حتی واکنشهایی که او ممکن است در طول صحبت داشته باشد را بنویسید تا این نگرانی ها در شما کم رنگ تر شود.

5- یادداشتهای خود را سازماندهی کنید و دلایلی کافی به آن اضافه کنید.

 6- مکان صحبت را در جایی در نظر بگیرید که کسی مزاحم شما نشود و در فضایی که کاملا بتوانید خودرا کنترل کنید.
7- صحبت خود را با آن فرد آغاز کنید. در ابتدا مستقیما به چشمان آن فرد نگاه کنید، مشکل اصلی را که شما در صدد حل آن هستید را برای او کاملا شرح دهید، به صحبتهای او به طور کامل گوش کنید و مطمئن شوید که منظور شما را خوب فهمیده است، روی نکات اساسی مورد نظرتان تاکید نید، اگر او در مقابل شما واکنشهایی نشان داد راه حلهایی را که قبلا در مورد واکنشهای او در نظر گرفته اید اعمال کنید، صحبتهای خود را ادامه دهید
و به صحبتهای او به طور کامل گوش کنید، تسلیم نشوید آنقدر مکالمه را ادامه دهید و در جهت درست آن را رهبری کنید تا به اهداف از پیش تعیین شده خود برسید.هر چقدر بیشتر بتوانید افراد مشکل ساز را آرام کنید در این کار ماهر تر می شوید و زمان لازم برای مکالمه شما با آنها کاهش می یابد. زمانی که در رام کردن افراد مهارت پیدا کنید افراد احترام بیشتری برای شما قائل می شوند و شما را شجاع و با صداقت خواهند دانست وبه این ترتیب دوستان شما بیشتر می شوند، دشمنان شما با شما دوست می شوند و همکاران و کارمندان شما فعال تر خواهند شد.

این را بدانید که افراد شجاع با کنترل ترسهایشان به اهداف خود می رسند و کنترل امور را به دست می گیرند.
------------------------------------------

حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب

مطلب مرتبط : ارتباط موثر اجتماعي و موفقيت

آموزش عکاسی در محیط های تاریک


کسانی که تجربه غارنوردی دارند، می دانند که گشت و گذار در هر قدم از مسیرطولانی غارها، پر از هیجان و لذتی است که دوست دارید آن را ثبت کنید، یادگاری از آن داشته باشید و بعدها دیگران را در این لذت شریک کنید. اما در فضای تنگ و مرطوب و تاریک غار چطور می توان عکس خوب گرفت و این لحظه ها را ثبت کرد؟ ما به شما می آموزیم!
فضای غارها همیشه گسترده و عریض نیست. در مواردی که فضا تنگ و فشرده است نمی توانید از لنز نرمال برای عکاسی استفاده کنید. در این صورت باید کمی هزینه کنید و لنز جدید بخرید که البته پرداخت هزینه بالای لنز برای کسانی که عاشق ثبت تجربه های غارنوردی هستند، ممکن است کمی سخت باشد

ارتباط با رسانه ها؛ وظیفه فراموش شده روابط عمومی ها

 

ارتباط با رسانه ها و ارائه اخبار به آنها یکی از وظیفه های ذاتی روابط عمومی هاست که برخی این وظیفه را به فراموشی سپرده اند و کار اطلاع رسانی را به طور کلی تعطیل کرده اند و یا به قرار دادن اخبار در سایت دستگاه مربوطه خود منحصر کرده اند.

برخی مسئولان این روابط عمومی ها با تشخیص ندادن تفاوت سایت اطلاع رسانی با رسانه های جمعی، خود را درگیر رقابتی بی حاصل با رسانه ها کرده و سعی می کنند اخبار را زودتر روی سایت خود قرار دهند.

هر چند نوسازی سایت های برخی ادارات با تاخیر انجام می شود ولی در صورت به روز بودن هم، سایت کارکرد دیگری دارد و هرگز جای یک رسانه را نمی گیرد، ضمن آنکه انتشار همزمان یک خبر در سایت یک اداره و نیز رسانه های جمعی مانعی ندارد و حتی بر وزن کار می فزاید.

ادامه نوشته

چالش هاي روابط عمومي ها


اگرچه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد. چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

کارشناسان علوم ارتباطات مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!

 

1- مقدمه

با توجه به اینکه از پیدایش روابط عمومی در ایران حدود نیم قرن می گذرد هنوز روابط عمومی با مسایل مختلفی مواجه است. متاسفانه بررسی تاریخی این دانش در ایران نشان می دهد که به رغم وجود اندیشه ها و ایده های اصلاح طلبانه برای توسعه آن، هیچ گونه اقدام عملی بنیادی در این زمینه صورت نگرفته است به همین دلیل است که امروزه روابط عمومی ها بیشتر وقت خود را صرف برطرف ساختن مشکلات خود می کنند. ورود به این مشکلات، توان و شرایط ایفای وظایف و رسالت راستین را از روابط عمومی گرفته است.

چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی ( نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دست یابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه " خطر مدیریت مداری " را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد.

چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است. نادیده انگاشتن و لحاظ نکردن برخی از بخش های مهم روابط عمومی در تشکیلات آن و عنوان های شغلی را باید از مسایل مهم در طراحی تشکیلاتی روابط عمومی دانست. متاسفانه در برخی موارد روابط عمومی را با تشکیلاتی نظیر حراست، گزینش و بازرسی در یک ردیف تحت عنوان ادارات کل قرار می دهند که این کار اقدامی نادرست است. چرا که گستره فعالیت های روابط عمومی در درون و بیرون سازمان فراگیرتر از فعالیت واحدهای دیگر است. به همین لحاظ، ارتقای جایگاه روابط عمومی و سطح تشکیلات آن باید به گونه ای باشد که بتواند در یک فضای ارتباطی مناسب به رسالت خود عمل کند.

نکته دیگر اینکه میان مدیر روابط عمومی و مدیریت سازمان نباید فاصله ای وجود داشته باشد. در برخی سازمان ها، مدیران روابط عمومی به سختی می توانند با مدیر سازمان ارتباط مستقیم داشته باشند که دلیل این مساله نگرش منفی و نادرست مدیریت آن سازمان نسبت به روابط عمومی است. اگر چه ساختارها با توجه به وضع سازمانی و نوع ماهیت دستگاه ها تعریف می شود ولی نباید در ترکیب اصلی بدنه تشکیلاتی سازمان تفاوتی میان واحدهای مختلف وجود داشته باشد.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متاسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. به همین دلیل باید موانعی که سر راه پژوهش وجود دارد را برطرف کرد، برخی از این موانع عبارتند از:

 1-بی اعتقادی به پژوهش و تحقیق در مدیریت سازمان ها.

2-ناآشنایی و نداشتن تخصص کافی مدیران روابط عمومی در زمینه دانش روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی.

3-نامشخص بودن جایگاه و تشکیلات روابط عمومی درمجموعه سازمانی روابط عمومی را یک مجموعه خدماتی می دانند.

4-نداشتن نیروی انسانی متخصص و پژوهشگرانی که بتوانند موضوعات مورد توجه مخاطبان را مطالعه و مسائل مربوط به سازمان را آسیب شناسی کنند.

 5-تخصیص ندادن و نبود بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای انجام طرح های پزوهشی.

به طور کلی روابط عمومی به دلیل اینکه مورد قبول دستگاه ها نیست و دچار نبود وکمبود تخصیص اعتبارات برای فعالیت های خود است، مشکلات فراوانی را به دوش می کشد. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمبود کارشناس متخصص درعلوم ارتباطات مواجه هستند.

مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش موثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آن است که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی می کنند. در جامعه ایران نگرش به روابط عمومی صرفا تبلیغاتی است که این امر تحریف افکار و دورشدن روابط عمومی از رسالت اصلی خود شده است. مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

 1-جابه جا شدن وظایف

 2-گسترش یافتن وظایف

 3-ناهمگون بودن وظایف

 4-پیش بینی شدن وظایف

5-موازی بودن وظایف

به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود. به این معنا که وظایف هم سنخ با یکدیگر ترکیب شود، وظایف جابجا شده به مسئولان مربوطه سپرده، وظایف گسترش یافته غیر ضروری با ارکان مربوطه تعویض شود و وظایف گسترش یافته ضروری در قالب شرح وظایف جدید قرار گیرد و وظایف پیش بینی نشده در قالب ساختار جدید رسمیت یافته و وظایف موازی در هم ادغام شود.

کارشناسان روابط عمومی مهمترین وظیفه یک روابط عمومی پویا و فعال را تلاش برای انتشار فعالیت ها و اهداف سازمانی از یک سو و برانگیختن توجه عمومی نسبت به عملکرد سازمان یا مجموعه از دیگر سو برشمرده اند. بر این اساس، هر یک از مسئولان روابط عمومی ها باید در تعامل و همکاری با رسانه های جمعی به اشتراک نظر درباره ارائه و انتقال بخشی از رویدادهای مرکز یا مجموعه کاری خود دست یابند. متاسفانه در سال های اخیر این تعامل و همکاری یک سویه بوده و روابط عمومی ها کمتر بر کارکرد رسانه های جمعی در انتقال اطلاعات و اخبار توجه نشان داده اند!

 

2- برخوردهای سلیقه ای با رسانه های جمعی

یکی از مسایلی که در خصوص نحوه عملکرد روابط عمومی ها، به چشم می خورد گزینشی عمل کردن آنهاست. روابط عمومی برخی از سازمان ها و نهادها فقط با تعداد انگشت شمار و البته گلچین شده ای از رسانه ها ارتباط می گیرند که این مساله، موضوع اطلاع رسانی را به طور کامل تحت الشعاع قرار می دهد.

روابط عمومی ها باید دایره نقدپذیری خود را گسترده تر کنند. اگر مسئولان روابط عمومی در واکنش به انتقادات مثبت و سازنده فعالیت رسانه های جمعی را درباره سازمان یا مرکز متبوع خود محدود کنند خود آسیب می بینند و به تدریج از فضای اطلاع رسانی دور می شوند. متاسفانه برخی روابط عمومی ها به دلیل ترسی که از انتقاد رسانه ها دارند با برخی از رسانه ها ارتباطی ندارند و به تعبیری مانع این ارتباط می شوند؛ این در حالی است که روابط عمومی قوی و تخصصی آن است که به خود اعتماد دارد، بنابراین با همه یکسان عمل کرده و نه تنها واهمه ای از نقد و ایراد آنها ندارد بلکه از انتقاد مناسب استقبال می کند.

 در برخی موارد عملکرد رسانه ها نیز به این مساله دامن می زند. به عنوان مثال برخی مواقع روابط عمومی ها مطلبی برای رسانه ها ارسال می کنند و بعد از انتشار متوجه می شوند که محتوای مطلب و تیتر با محتوایی که آنها برای رسانه ها ارسال کرده اند، همخوانی ندارد یا مطلبی عنوان می شود که مورد نظر گوینده سازمان نیست و این باعث می شود که بین روابط عمومی ها و رسانه ها سوء تفاهم به وجود آید و منجر به این شود که روابط عمومی فقط با رسانه هایی خاص ارتباط و تعامل داشته باشد.


3-نقش مدیران حرفه ای در فضاسازی رسانه ای

کارشناسان روابط عمومی بر نگاه حرفه ای در هدایت یک روابط عمومی و برقراری تعامل و همکاری با رسانه های جمعی تاکید می کنند. واقعیت این است که متأسفانه جایگاه حساس و بسیار مهم روابط عمومی ها کمتر مورد توجه مدیران سازمانی و اجرایی قرار دارد و بعضا این بی توجهی ها جایگاه روابط عمومی را در حد یک اداره تبلیغی درون سازمانی تنزل داده است.

خصوصیات ذاتی و تجربه از مهم ترین ملاک هایی است که نبود آنها در برخی مدیران روابط عمومی موجب می شود کارکرد و خروجی مناسب نداشته باشند.

ممکن است در یک مجموعه سازمانی، سیاست مدیر ارشد این باشد که به صورت بسته عمل کند. این نگاه مدیر روابط عمومی را وادار می کند تا خود را با خواسته های مدیر سازمان منطبق کند که در نهایت باعث پس رفت روابط عمومی می شود.
وی همچنین مدیریت قوی و توانمند در روابط عمومی ها را مهمترین عامل در تغییر نگاه برخی مدیران سازمانی می داند و می گوید: «یک مدیر حرفه ای می تواند رئیس سازمان را نیز از نگاه بسته خارج کند.»

اگر چه جایگاه روابط عمومی در رشد و اعتلای حرکت یک سازمان و مجموعه بسیار تاثیرگذار است اما متأسفانه کمتر به این جایگاه توجه شده و بعضا برخی افراد که تخصص، تجربه و آموزش کافی برای احراز این پست حساس را ندارند به کار گمارده می شوند که سبب افت فعالیت رسانه ای یک مجموعه نیز می شود.

برخی از مدیران روابط عمومی فعالیت مجموعه مدیریتی خود را با رسانه های جمعی تقسیم بندی می کنند و در این تقسیم بندی ها برخی از مطبوعات تحریم می شوند که البته این حرکت مانع از شکل گیری ارتباط مناسب حرفه ای با رسانه های جمعی می شود.

 مهمترین مؤلفه اقتدار روابط عمومی بینش مدیر آن دستگاه به افکار عمومی است و این که مدیریت، نظام ارتباطی را به طور کامل به روابط عمومی بسپارد، اما این بحث در بسیاری از موارد مشکل است؛ روابط عمومی ها با اقتدار عمل نمی کنند و تمام نظام ارتباطی دستگاه در اختیار روابط عمومی نیست.

یکی از این زیرساخت ها خود مدیریت روابط عمومی است؛ به این معنا که اگر در یک واحد روابط عمومی مدیریت متخصص و باتجربه مستقر نباشد، به طور قطع این زیرساخت ها به وجود نمی آیند و اگر هم به وجود آیند آسیب خواهند دید؛ این مشکل در حال حاضر در روابط عمومی ها مشهود است.

 

4- جایگاه آموزش در روابط عمومی ها

واقعیت این است که مقوله روابط عمومی و نقش و اثرگذاری آن کمتر مورد توجه مدیران اجرایی و مدیران سازمان ها و مجموعه ها قرار دارد. اما سوای از این بی توجهی ها در عرصه آموزشی نیز رویکرد بر روابط عمومی بسیار قابل تأمل است. متأسفانه اساتیدی که در دانشگاه این رشته را تدریس می کنند اشراف و تخصص روابط عمومی را ندارند و فارغ التحصیلان روابط عمومی بازار کار خوبی ندارند؛ بنابراین دانشجویان این رشته، با علاقه و عشق درس نمی خوانند و در نتیجه نمی توان انتظار کارشناس و تخصص آگاه دراین حوزه را داشت.

روابط عمومی به دلیل عدم حمایت مدیران اجرایی- که روابط عمومی را به عنوان یک مزاحم می بیند و توجه و اهمیت چندانی به آن نمی دهند- مهجور واقع شده و به دلیل نبود حمایت از این حوزه کاری، افرادی که جایگاه تخصصی ندارند برای مدیریت دراین حوزه انتخاب می شوند و در نتیجه نمی توانند کار تخصصی روابط عمومی را به خوبی انجام دهند.

 تحقیق و پژوهش یکی از فعالیت های مهم و به عبارتی از ارکان روابط عمومی است. اگر سنجش افکار عمومی را یکی از فعالیت های عمده و مهم روابط عمومی بدانیم پس بهره گیری از روش های پژوهشی و تحقیق گامی بلند برای دستیابی به اهداف روابط عمومی است. امروزه در روابط عمومی های نوین و کارآمد تحقیقات و پژوهش به ویژه سنجش افکار موجب شده تا تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها در سازمان مخاطب محور شده و سطح فعالیت ها و موفقیت های سازمان ارتقاء یابد.

اطلاع رسانی صحیح و هدفمند زمانی بطور منطقی و اصولی محقق می شود که زمینه پژوهشی داشته باشد. طبعاً در یک ارتباط دو سویه هم زمینه اعتماد مخاطبان را فراهم سازد و هم با ارزیابی دیدگاه های مخاطبان و تبادل اطلاعات زمینه مشارکت فعال و پویای آنان ایجاد می شود.

بررسی و شناخت و مطالعه مداوم محیط داخل و خارج سازمان یک وظیفه مهم روابط عمومی است پیشرفت روز افزون وسایل ارتباط جمعی و بهره گیری از فن آوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی موجب شده است تا روابط عمومی هایی بتوانند در عرصه فعالیت سازمان موفق باشند که پژوهش محور و تحلیلگرا باشند.

 امروزه روابط عمومی را کوشش مدبرانه ای برای ترغیب و تشویق مردم یا نفوذ در افکار آنان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی تعریف می کنند. روابط عمومی در واقع رابطی است بین سازمان ها و مردم و سعی دارد که اهداف سازمان را برای مردم تشریح و از مردم بیشتر خبرگیری کند و عکس العمل آنان را به تصمیم گیران سازمان تحویل دهد. 
اگر به نقش روابط عمومی به عنوان پل ارتباط با رسانه و مخاطبان بیشتر توجه شود گام بهتر و مؤثرتری در کیفی سازی برنامه ها برداشته شده است.

 روابط عمومی در جوامع اطلاعاتی آینده نقش مهمی در امر اطلاع رسانی بهینه، ارائه سرویس ها و خدمات به جامعه خواهد داشت. ویژگی های خاص روابط عمومی دیجیتال سبب تسهیل دسترسی شهروندان و مخاطبان به اطلاعات و خدمات موردنیاز، بهبود پاسخگویی و اطلاع رسانی به مخاطبان و ساده سازی فرآیندهای ارتباطات و کاهش هزینه ها خواهد شد.

 گذر از عصر صنعتی به عصر دیجیتالی مستلزم این است که غیر از متخصصان فنی، دیگران نیز بتوانند به تحولات مدیریت جدید و مهارت های ارتباطات کمک کنند. از این رو مهمترین نقش مدیران روابط عمومی آشنایی با تاثیرگذاری فناوری های جدید بر سازمان هاست.

 

5-چرا روابط عمومی جایگاهی ندارد؟

به اعتقاد علمای علم ارتباط، برآورده کردن انتظارات کارکنان و مشتریان، در نظر گرفتن شرایط بازار و رقبا، روان کردن مسیر جریان اطلاعات در درون و بیرون سازمان، حضور و مشارکت در برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت سازمان، کسب اطلاعات، پردازش آن، تفسیر و تلخیص و در اختیار گذاشتن آن در سطوح مدیران برای اطلاح برنامه های در جریان و ده ها موردی که به نوعی مستقیما با سازمان و مخاطبان آن ارتباط دارد، بسیار مهم تر از کسب نظر رضایت مدیران ارشد سازمان است. گفته می شود روابط عمومی ها حلقه واسط بین دولت و مردم بوده و یکی از ابزارهای مهم اطلاع رسانی به جامعه و اطلاع یابی از نظر دیدگاه مردم و انعکاس آن به دولت مردان بشمار می روند. به عبارت دیگر روابط عمومی ها با عملکرد خوب و اثر گذار خود می توانند بازیگر نقش خطیر و حساس ایجاد ارتباط فعال و اثر بخش بین کارگزاران حکومتی و مردم باشند و فاصله ها را کاهش دهند و زمینه ایجاد تفاهم و هم اندیشی بین مسئولان و مردم را فراهم سازند و تصمیم گیری ها را به سمت منافع عمومی سوق دهند و نهایتا زمینه تحقق یک جامعه دموکراتیک فراهم شود. این نقش روابط عمومی، یک نقش کلی در جامعه است که در اجرا وظیفه خطیر سیاست گذاری، برنامه ریزی و عملکردی و دست یابی به هدف ها و ارزیابی میزان توفیق یا عدم توفیق آن را بدنبال دارد . دست یابی به چنان نقشی، سازمان متشکلی را طلب می کند تا بدرستی جایگاه روابط عمومی را تشخیص داده و از آن حمایت کند .این حمایت در قالب اعتماد می تواند کارساز تر شود . چرا که در سایه اعتماد مدیران سطح بالا، اقتدار روابط عمومی تثبیت می شود. حمایت های دیگر نظیر حمایت مادی و انسانی نیز در سایه اعتماد و اقتدار حاصل می شود. زمانی که بحث اقتدار در سازمان مطرح می شود، مشکل عمده ای در ساختار سازمانی ایجاد می گردد. چرا که مدیران رده بالا و برخی از مدیران هم سطح، موضع خود را در مقایسه با جایگاه روابط عمومی در سازمان، ضعیف تر ارزیابی می کنند و غافل از آنند که دست آوردهای روابط عمومی که حاصل زحمات زیاد مجموعه کارکنان آن واحد است، در جهت اقتدار کلی سازمانی است و اساسا روابط عمومی به لحاظ ساختاری و فلسفه فکری خود نمی تواند فردی عمل نموده و بدنبال منافع غیر سازمانی باشد. طبیعی است عملکرد مدیر روابط عمومی پس از گذشت مدتی که صرف شناخت ساختار و ظرفیت سازمانی و افراد درون و برون سازمانی می شود، نه تنها نمی تواند روال گذشته سازمان را هدایت کند، بلکه به رویکرد های دیگری گرایش پیدا می کند که عوام این تغییرات را ناشی از تحول تلقی می کنند. این انحراف، در سایه خواسته های مدیران، نداشتن تخصص فردی، نداشتن تجربه و آگاهی در زمینه های روابط عمومی، بیشتر از همه مصلحت اندیشی، بروز نموده و عملا اینگونه مدیران منابع، اعم از مادی و انسانی را به هدر می دهند.

علاوه بر هدر رفتن منابع و انرژی های انسانی و عدم دست یابی به اهداف سازمانی، طرز تلقی و تعاریف روابط عمومی در اذهان سطوح مدیران را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها را به مرور با عملیات غیر علمی و غیر حرفه ای در زمینه روابط عمومی بتدریج اجتماعی می کنند. بطوریکه تلقی آنان از یک روابط عمومی، برآورده شدن خواسته های مدیران و اطاعت از دستورات شان است که گاهی تا حد یک منشی گری یا اداره کننده دفتر یک مدیر، این جایگاه سقوط می کند. به کلام ساده می توان گفت یکی از دلایل عدم شناخت افراد جامعه، در سطوح عام و حتی کارکنان و مدیران و متأسفانه در برخی موارد مدیران ارشد سازمان ها، از جایگاه روابط عمومی، حاصل عملکرد ناکارآمد مدیران روابط عمومی در گذشته بوده است که بعلت نداشتن تخصص و آگاهی به سمت و سوی مختلف خدماتی گرایش پیدا کرده اند و نهایتاً سازمان را نیز از داشتن یک روابط عمومی که می توانست بسیار ثمر بخش باشد محروم ساخته اند.

 

 6- چالش های روابط عمومی در ایران

بر اساس نظریه کارشناسان این علوم ، چالش های روابط عمومی در ایران را می توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات، اعتبارات، آموزش، نحوه عمل، نیروی انسانی و وجود نگرش های منفی) و فرعی (نداشتن متولی مشخص، نبود تشکل های حرفه ای کافی و نبود قانون مندی مسئولیت های استراتژیک و حرفه ای روابط عمومی) تقسیم کرد. دستیابی تشکیلاتی را می توان به عنوان نخستین چالش روابط عمومی در سازمان دانست. منظور از دستیابی تشکیلاتی ، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است . نمودارهای تشکیـلاتی در تاریخ روابط عمومی ایران حاکی از نبود تفکر و تلاش در ایجاد بـخش هایی در تشکیلات روابط عمومی است که متناسب با تحولات اجتماعی ایران باشد. به رغم این که در کشور گرایش زیادی برای حرکـت به سمت " جامعه مدنی " و توانمندی و قابلیت های روابط عمومی وجود دارد، تاکنون کمتر روابط عمومی توانسته است از این وضع برای تسریع روند جریان توسعه خود استفاده کند.

چالش دوم روابط عمومی، وابستگی صرف روابط عمومی به مدیریت سازمان است. این وابستگی کامل گاه "خطر مدیریت مداری" را در روابط عمومی یک سازمان افزایش می دهد. چالش سازمانی سوم " آمیختگی تشکیلاتی " روابط عمومی با سایر بخش های تشکیلاتی سازمان چون اطلاعات، انتشارات، امور بین الملل و حوزه ریاست است.

چالش دیگر روابط عمومی، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است. متأسفانه تعداد نیروهای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است. به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص، جوابگوی نیاز دستگاه ها نیستند. در طراحی ساختار سازمانی روابط عمومی در هر سازمان باید ویژگی های خاص آن سازمان را لحاظ کرد. نحوه طراحی تشکیلات روابط عمومی در ایران بیانگر ناهمگونی در عنوان های شغلی، واحدهای سازمانی و نحوه نگرش به فعالیت های روابط عمومی است. برای این منظور تدوین الگوی مشخص و ایده آل برای واحدهای روابط عمومی در سازمان ضروری است. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی روزمرگی و درگیری با کارهای عادی و جاری است. این امر باعث می شود روابط عمومی از برنامه ریزی های کلان و استراتژیک غافل شود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمـبود کارشناس متخصص درعلـوم ارتباطـات مواجه هستند. مشکل دیگر ناآگاهی مدیران ارشد سازمان ها از نقش و مؤثر روابط عمومی در اقناع و جلب مشارکت مردم است که این امر مستلزم آموزش های لازم جهت تغییر نگرش مدیران ارشد است. دلیل اینکه روابط عمومی در کشورمان جایگاه واقعی خود را ندارد آنست که مدیران نگرش مثبتی به نقش مدیریتی روابط عمومی ندارند و آن را واحد زائد و مزاحم تلقی میکنند . روابط عمومی کانال ارتباطی سازمان و مخاطبان و انتقال دهنده نظرات، پیشنهادات و انتقادات مخاطبان به سازمان است.

در نحوه فعالیت روابط عمومی آسیب های وجود دارد که موجب ناکارآمدی روابط عمومی می شود .مهمترین این آسیب ها عبارتند از:

۱) جابه جا شدن وظایف

 ۲) گسترش یافتن وظایف

 ۳) ناهمگون بودن وظایف

 ۴) پیش بینی شدن وظایف

 ۵) موازی بودن وظایف

 به همین دلیل پیشنهاد می شود برای رفع این آسیب ها و کاستی ها، ساختار سازمانی مناسب برای روابط عمومی طرح ریزی شود.

 

 7- پیشنهاد های لازم برای توانمندی روابط عمومی ها

۱) توجه جدی به افکار همه کارکنان در ایجاد حرکت، اصلاح و جریان سازی سالم بدون در نظر گرفتن امیال و رویکردهای سیاسی مخرب که متأسفانه یکی از معضلات روابط عمومی هاست.

۲) ارائه مشاوره های مؤثر به مدیران ارشد سازمان که این در صورتی محقق خواهد می شود که مدیر روابط عمومی بهره ای از علوم مشاوره ای، روانشناسی، علوم تربیتی، جامعه شناسی، مردم شناسی و ... داشته باشد؛ که این موضوع خلأ بزرگی در بسیاری از مدیران روابط عمومی های فعلی است.

۳) دفاع از جایگاه روابط عمومی در مقابل دخالت های غیرمسئولانه واحدها و افراد.

۴) حفاظت از حریم سازمان در مقابل جوسازی ها، خلاف گویی ها، دروغ پردازی ها، تهدیدها و ... این در حالی محقق می شود که مدیر روابط عمومی خود مبرا از این مسائل باشد.

۵) خروج روابط عمومی از موضع انفعالی به موضع فعال

۶) تغییر فرهنگ سازمانی غلط، به این نکته باید توجه کرد، کارگزار روابط عمومی موقعی در جهت تغییر فرهنگ سازمانی می تواند حرکت کند که با مقوله فرهنگ آشنایی داشته و دیگر این که با علم رفتار سازمانی مأنوس باشد.

۷) ایجاد حسن رابطه بین کارکنان، مشاوران و مدیران سازمان.

۸)کمک در جذب استعدادهای درخشان کارکنان یا به عبارتی ایجاد بستری مناسب در جهت بالندگی اندیشه کارکنان.

۹) تقویت ارزش ها و ویژگی های مطلوب انسانی.

۱۰) معرفی الگوهای آموزشی مناسب درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۱) سازماندهی خبری سازمان (تلاش برای اطلاع یابی و اطلاع رسانی به موقع با روش ها و ابزارهای ارتباطی.

۱۲) تدوین نظام ارتباطی منسجم و تبلیغی شفاف و روشن.

۱۳) تغییر نگرش مسئولان نسبت به نقش روابط عمومی و جایگاه و اهمیت آن.

۱۴) جهت گیری و جهت دهی سازمان به سوی کارمند محوری.

۱۵) همکاری فعال و مستمر با مطبوعات و رسانه ها.

۱۶) تأکید هماهنگ بر بهبود روابط درون سازمانی و برون سازمانی.

۱۷) تنظیم برنامه مدون و سالیانه برای عمل به شعائر و برگزاری مراسم مذهبی و غیره...

۱۸)- انعکاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم ممیزی نمودن آن به مسئولان و دریافت بازخورد آن جهت ارائه به کارکنان.

۱۹)برگزاری جلسات داخلی بین کارکنان و مدیران به صورت ماهیانه یا فصلی.

۲۰) تهیه مقاله های علمی در حوزه فعالیت های سازمان و نشر آن در رسانه های گروهی.

۲۱) معرفی مطلوب مقالات و تحقیقات کارکنان در سطح سازمان.

۲۲) انعکاس تجربه های موفق کارکنان سازمان.

۲۳) چاپ بروشور پیام های آموزشی، پژوهشی و دیگر فراورده های سازمانی.

۲۴) تهیه فیلم برای معرفی سازمان.

۲۵) ایجاد برنامه نظامند همدردی با خانواده های سازمان.

۲۶) تهیه و تنظیم منشور اخلاقی روابط عمومی سازمان.

2۷) وجود مراکز آموزشی با محیط عملی و کاربردی روابط عمومی.

 ۲۸) ارایه آموزش کوتاه مدت به طور مستمر برای کارکنان روابط عمومی ها صورت گیرد.

۲۹) نهادهای حرفه ای و تخصصی اثر گذار بر حوزه روابط عمومی ایجاد شود.

۳۰) مدیریت سازمان ها از روابط عمومی حمایت کند.

۳۱) نشریات تخصصی متعددی در حوزه روابط عمومی منتشر شود.

۳۲) کارهای زاید و موازی از وظایف روابط عمومی حذف شود.

۳۳) وظایف روابط عمومی تخصصی شود.

 

8- نتیجه گیری

روزی که شاهد ارتقاء جایگاه روابط عمومی در کشوربه عنوان مهمترین بخش شناسایی، پیش بینی مسائل و شکل بخشیدن به رویدادها و آینده باشیم و یشرفت های بعدی میسر خواهد شد. اگر مدیران سازمانی می خواهند هنر مردم داری را تحقق بخشند، لازمه آن به کارگیری مدیران روابط عمومی کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراری ارتباط با مخاطبان است. 
به هر حال جوامع امروزی اینک در حال گذار به جامعه اطلاعاتی آینده هستند، جامعه ای که در فناوری های اطلاعات و ارتباطات تمامی ابعاد زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. جامعه ما نیز ناگزیر از این روند خواهد بود و خواه ناخواه به این سمت و سو کشیده خواهد شد. در همین راستا دولت و مسئولان نظام ضمن آنکه باید دغدغه های رهبری معظم انقلاب را درخصوص روابط عمومی های دستگاه خود جدی تلقی نمایند، چاره ای باقی نمی ماند که با اندیشیدن و تدابیر لازم، تلاش مضاعف نمایند تا با لحاظ کردن تغییرات ضروری، روابط عمومی های سنتی را به سوی روابط عمومی های دیجیتال سوق داده و آماده سازند و این امر مهم محقق نخواهد شد مگر با ایفای نقش مدیران که فناوری جدید را درک کنند و آگاهی مناسب از آن داشته باشند.

 

منابع

۱- خلیل، طارق، (۱۳۸۱)، مدیریت تکنولوژی، ترجمه سیدمحمد اعرابی و داود ایزدی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

۲- الوانی، سیدمهدی، (۱۳۷۸)، مدیریت عمومی، نشرنی

۳- اسبورن، الکس، (۱۳۶۸)، پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت، ترجمه: حسن قاسم زاده، انتشارات نیلوفر

4-مورهد و گریفین، (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: سیدمهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده، انتشارات مروارید

5- رابینز، استیفن (۱۳۷۸)، رفتار سازمانی، ترجمه علی پارساییان و سیدمحمد اعرابی، جلد اول، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی .
6- ال دفت، ریچارد (۱۳۷۸)، مبانی تئوری و طراحی سازمان، ترجمه علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

6- طوسی، محمدعلی، (۱۳۷۲)، فرهنگ سازمانی، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی‌.

7-رابینز، استیفن (۱۳۷۴)، رفتار سازمانی، ترجمه: علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، جلد سوم، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

8- تدبیر ( ماهنامه علمی – آموزشی در زمینه مدیریت )، ” مدیریت خلاق، در عصر تحولات پرشتاب ” (میزگرد )، شماره۷۵، سال هشتم، شهریور ۱۳۷۶

 

موانع توسعه نيافتگي روابط عمومي در ايران

موانع توسعه نيافتگی روابط عمومي در ايران 
 
 مقدمه   
      چيزي که بسياري از متخصصان و کارشناسان روابط عمومي درباره آن توافق دارند اين است که جايگاه فعلي روابط عمومي در ايران چندان رضايت بخش نيست و از پتانسيل هاي موجود به خوبي بهره برداري نمي شود. هنوز در بخش هاي مختلف روابط عمومي، نقصان زيادي وجود دارد. در حوزه حقوقي، پيشرفت قابل توجهي به دست نيامده است. 
     بسياري از سازمان ها و شرکت هاي دولتي و خصوصي از فقدان ساختارهاي مناسب ارتباطي و اطلاع رساني رنج مي برند. تصويري از ماموريت ها و چشم اندازهاي روابط عمومي وجود ندارد و به اقتضاي روزمره گي و مناسبتي، کارهايي صورت مي گيرد و اين دور تسلسل همچنان ادامه دارد. 
   به طور کلی موانع ظهور روابط عمومي در ايران می تواند موارد زير باشد:
 
انحراف از فلسفه وجودی روابط عمومي
     فلسفه روابط عمومي در مقبوليت، اثرگذاري و رضايتمندي است و اگر نتيجه فعاليت هاي روابط عمومي ملموس در زندگي روزمره نباشد، کم کم بي اثر و کمرنگ مي شود. به ويژه در عصر رسانه هاي اجتماعي که همه فعاليت ها بايد خروجي ملموس و جهت گيري اجتماعي داشته باشند.
      از طرف ديگر، بايد توجه داشت فلسفه وجودي روابط عمومي در خلال زمان دچار تغيير نمي شود اما ابزارها و کانال هاي جديد دايما در حال رشد و تکامل هستند به طوري که امروزه با نسخه جديدي از حرفه روابط عمومي يعني «روابط عمومي 2» مواجه هستيم و تعاريف ابزارهاي سنتي روابط عمومي را دچار تغيير کرده است. اين امر علاوه بر تسريع در اطلاع رساني، صرفه جويي اقتصادي و کاهش هزينه ها، صرفه جويي در وقت و زمان، قالب هاي جديد نشر مطالب و محتوي و برقراري ارتباط با مخاطبان را کاملا دگرگون و بهينه سازي کرده است.
     متاسفانه انحراف از فلسفه روابط عمومي در دوره معاصر گسترده تر و ساختارمندتر شده است. اين انحراف را هم در تشکل هاي روابط عمومي مي توان به وضوح مشاهده کرد، هم در سازمان ها و سوءاستفاده هايي که از صنعت روابط عمومي براي بهره برداري هاي شخصي مي شود و هم در سطح کارگزاران روابط عمومي که فلسفه روابط عمومي را با يک علامت سوال بزرگ مواجه کرده است.
 
 دوری از اخلاق حرفه ای
     روابط عمومي بدون اخلاق، کالبد بي جاني است که شايد بتوان چند روزي با رنگ و لعاب دادن به آن ديگران را فريب داد ولي براي هميشه نمي توان همه را فريفت. از منظر علم  روابط عمومي، کارگزاران روابط عمومي داراي نقش اساسي در مسووليت هاي اجتماعي هستند و روابط عمومي بدون رعايت اصول اخلاقي، قابل تصور نيست. شايد بتوان گفت معيار اصلي سنجش روابط عمومي اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نظام اخلاقي جوامع مختلف، نقش روابط عمومي کامل نخواهد بود. 
      در همين ارتباط بايد اشاره کرد که متوليان روابط عمومي در سطح بين المللي نيز به مساله اخلاق و پايبندي کارگزاران روابط عمومي به اصول اخلاقي توجه ويژه اي داشته اند و در اين زمينه مي توان به تدوين و انتشار منشورهاي مختلف اخلاقي روابط عمومي در نقاط مختلف جهان اشاره کرد.
 البته گاهي اوقات كارگزاران روابط عمومي با نقض مقررات حرفه اي و شغلي و استانداردهاي اخلاقي، خود بزرگترين مانع تعالي و رشد روابط عمومي ها به حساب مي آيند. اين كارگزاران عالباً فاقد تعهد و تخصص هستند و از فلسفه روابط عمومي آگاهي ندارند و نمي دانند كه روابط عمومي ها چگونه عمل مي كنند و لذا به علت چنين ناآگاهي و بي مبالاتي، هويت هنرهشتم را زير سوال مي برند.
 
فقدان سيستم باز
      در زمينه توسعه نيافتگي روابط عمومي دو نظريه وجود دارد. يک نظريه، کلان نگر است. حاملان اين نظريه معتقدند اگر سيستم باز باشد روابط عمومي هم در جايگاه خود قرار خواهد گرفت چون روابط عمومی زاده دموکراسی است.
     نظريه ديگر، مبتني بر «وضع موجود» يا خودنگر است و پرسشي که حاملان آن مطرح مي کنند اين است که در وضع موجود چه کار بايد کرد؟ در وضع موجود، چه نسخه اي مي توان براي پيشرفت و اعتلاي حرفه روابط عمومي تجويز کرد؟ آيا بايد تا ايجاد يک سيستم باز، دست روي دست گذاشت و تسليم شرايط موجود شد؟ 
     لذا اگر بخواهيم يک ارزيابی واقع بينانه از وضع موجود داشته باشيم درمی يابيم که بيشتر سازمان هاي دولتي ما داراي سيستم هاي بسته هستند و از همين رو در آن ها روابط عمومي ها جايگاهي ندارند.
 
نبود نگرش حرفه ای
      هيچ جامعه اي بدون استفاده عالمانه از حرفه و صنعت روابط عمومي نمي تواند حيات خود را حفظ کند و يکي از ارکان اصلي موفقيت هر کشوري، برقراري و استمرار ارتباطات با پشتوانه فرهنگ و ارزش هاي بومي و محلي است. وقتي به فرهنگ ايراني اسلامي و پيشينه آن نگاه مي کنيم، مشاهده مي شود هنر ارتباطات و مردمداري بسيار غني است؛ ارتباطاتي که سرشار از معنويت، انسانيت و اخلاق توام با خلاقيت و تفکر والاي انسانی است. بايد به اين ميراث و تمدن گرانبها بيش از پيش نگاه ارتباطي داشت و از توانمندي هايي که در بطن اين هنر و فرهنگ وجود دارد نيز با بازشناخت همه جانبه، از آن در برنامه ريزي ها در همه عرصه هاي ملي و بين المللي بهره گرفت. 
به نظر، هر چند روابط عمومي به عنوان روشي مثبت شناخته شده، اما بسياري از سازمان ها با توجه به نگرش فرودستانه مديران آن از روابط عمومي در جهت پنهان کاري، فريبکاري، رفوگري و  مبهم گويي استفاده مي کنند و نتيجه اين فعاليت ها، باعث تنزل جايگاه سازماني روابط عمومي و شان کارگزاران آن و سلب اعتماد پرسنل سازمان و مردم جامعه از سازمان ها و در نهايت متوليان امر شده است.
 
فقدان الگوی کارامد
      بزرگ ترين چالش روابط عمومي کشور در حال حاضر، فقدان الگوي روابط عمومي کارامد و يک هسته تصميم گيري با مديريت متمرکز است.  اگر روابط عمومي بخواهد در اين زمانه رقابت تنگاتنگ، نتيجه بدهد بايد همه سعي خود را در باب طراحي و ارايه الگوهاي جديد بکار ببرد.
 
 ضعف بستر هاي حقوقي
      در بخش مقررات و بستر هاي حقوقي، قوانين خوب و به روزي وجود دارد اما ضمانت و پشتوانه اجرايي آن بشدت ضعيف و ناکارامد است و همين امر سبب شده است تا بسياري از  آيين نامه هاي روابط عمومي قابليت اجرايي پيدا نكنند.
 
اشکال ساختاری در فرآيند آموزش
      در حوزه آموزش هم چنين ضعف و اشکال ساختاري وجود دارد. وقتي آموزش کارگزاران روابط عمومي مبتني بر يک سيستم فرسوده و مندرس است صحبت از آموزش مردم و فرهنگ سازی توسط  روابط عمومي کمي خنده دار به نظر مي رسد. 
     ما نبايد فراموش كنيم كه در تربيت يك متخصص روابط عمومي، دچار اشكالات متعدد هستيم. استادان بايد خودشان را با دانش روز روابط عمومي هماهنگ كنند تا دانشجويي كه فارغ التحصيل  مي شود از دو جنبه تئوري و عملي توانايي برخورد با مسايل و مشكلات اين حوزه را داشته باشد.
مساله ديگر كه لازم است به آن اشاره شود اين است كه چون نظام آموزشي ما در تربيت متخصص روابط عمومي ناتوان است جايگاه و اهميت روابط عمومي در سازمان بروز پيدا نمي كند و صرفا به عنوان يك شغل براي امرار معاش مطرح است.
 
رواج سطحي نگري در امر پژوهش
     رواج مطالعات کمي يکي ديگر از اين موانع است. اگر تحليل و اطلاعات درستي از انواع و اقسام تحقيق هاي صورت گرفته در حوزه روابط عمومي وجود داشته باشد اين سطحي نگري کاملا قابل مشاهده است. در واقع در مطالعات کمي، رمزگشايي صورت نمي گيرد و زواياي پنهان مسايل گشوده نمي شود.
 
تنگناهای روابط عمومي بين‌المللي
       در جهان امروز علم روابط عمومي ابعادي غول‌آسا پيدا كرده است. تاثير اين حرفه جذاب در روابط اقتصادي، تحولات بازار، ايجاد اعتماد و مسووليت اجتماعي و مديريت شهرت به عنوان اولويت‌ها و مولفه‌هاي اصلي «روابط عمومي بين‌المللي» غيرقابل كتمان است.
      ايران به عنوان يكي از اعضاي اصلي جامعه جهاني نيازمند است تا با گام‌هايي شتابان، خود را به قافله گريزان تحولات علم روابط عمومي در عرصه جهان برساند. روابط عمومي در ايران، عليرغم جواني و تنگناها و نارسايي‌ها و سوءاستفاده‌هاي حرفه‌اي و اخلاقي، پويايي و جسارت علمي و عملي خود را نشان داده است..
 
فرصت سوزی در استفاده بهينه از فناوری اطلاعات
فرصت هاي زيادي براي دست يابي به روابط عمومي مؤثر و ايده آل وجود دارد. اينترنت يكي از اين فرصت هاست. متاسفانه دركشور ما روابط عمومي به دليل ساختار فرسوده اي كه دارد تا به حال در استفاده از اين ابزارها و تکنولوژی ها چندان موفق نبوده است. 
 
ناتواني تشكل ها
     نقش تشكل هاي روابط عمومي را نبايد ناديده گرفت. استراتژي تشكل هاي روابط عمومي بايد مبتني بر ارتقاء‌ سطح آگاهي حرفه اي و عمومي، حمايت و همكاري نزديك با اشخاص متخصص و سازمان هاي ملي، محلي و بين المللي و حمايت از نوآوري و ابتكار و مشاركت تخصصی فعالان روابط عمومي به عنوان بخشي از يك برنامه گسترده باشد.
     اين برنامه بايد براي ياري رساندن به فعالان روابط عمومي در تجربه مشاغل خصوصي روابط عمومي هم متكي باشد تا بخش هاي خصوصي رشد كنند و در نهايت هنر هشتم به جايگاه واقعي خود دست يابد. هر چند ابتكار و نوآوري بخشي از برنامه استراتژيك تشكل هاي  روابط عمومي محسوب مي شود، متاسفانه اين وظيفه اساسي و اصلي به فراموشي سپرده شده و اين حس را به طور بالفعل پرورش مي‌دهد كه تشكل هاي روابط عمومي در ايران، سستي ها و گرفتاري هاي عظيمي دارند.
 
نکته پاياني
روابط عمومي در ايران در دهه گذشته با فراز و نشيب ها و چالش هاي زيادي مواجه بوده و نسل جديد روابط عمومي به عنوان طلايه دار تغيير و تحول، فعاليت ها و اقدامات بسيار مناسب و موثري را براي توسعه اين حوزه در کشور انجام داده اند.
     برگزاري کنفرانس هاي بين المللي، ايجاد ارتباطات بين المللي، راه اندازي موسسات خصوصي و تشکل های حرفه ای، انتشار نشريات تخصصي، برگزاري دوره هاي متعدد آموزشي،تاسيس رشته روابط عمومي در مقاطع کارشناسي و کارشناسی ارشد و ساير اقدامات از اين دست نشان  مي دهد که روابط عمومي ايران در حال پيشرفت است و البته براي دستيابي به جايگاه حرفه اي خود، بايد در عرصه هاي ديگر نيز فعاليت خود را گسترش داده به ويژه در عرصه روابط عمومي دولتي که به هيچ عنوان جايگاه در شان و قابل قبولی ندارد. 

آیین سخنرانی و سخنوری یکی از موضوعات اصلی در حوزه روابط عمومی

مقدمه
آیا تاکنون در موقعیتی قرار گرفته‌اید که مجبور شوید برای جمع کوچک و یا بزرگی از دوستان و یا سایر مردم جامعه صحبت کنید؟ در آن لحظه چه احساسی به شما دست داده است؟


اکثر افرادی که برای اولین بار در چنین موقعیتی قرار گرفته‌اند خاطره خوشی از آن ندارند، و متاسفانه بعضی به جای رفع این ضعف کوچک به عناد با خود می‌پردازند و به این ترتیب ممکن است ضمن بدبینی نسبت به خود و احساس خود کم‌بینی از بسیاری مسئولیت‌ها دوری جسته و در انجام وظیفه کوتاهی کنند و شاید به واسطه همین ضعف متحمل ضررهای بیشماری در زندگی‌شان بشوند.


از این رو خواندن مطالب این مقاله، که خلاصه‌ای از کتاب آیین سخنوری اثر دیل کارنگی می‌باشد؛ به این دسته از دوستان پیشنهاد می‌شود. لازم به تذکر است که مطالب این مقاله صرفا برای شخصی که می‌خواهد سخنران بزرگی بشود نمی‌باشد، بلکه می‌تواند ما را در بیان هر حقیقتی یاری کند.

ادامه نوشته

تاریخ پست

 

بخش زیر از فرهنگ باستان کرونر (Kröner) آلمانی که در مورد پست و تاریخچه مختصر آن نوشته شده، به فارسی برگردانده شده‌است.: پست ابتکار ایرانیان می‌باشد و آنهم بصورت پست دولتی که رابط بین دولت و استانهای کشور پهناور ایران یعنی از شرق فلات قاره ایران تا آخرین مرزهای مودرایه (مصر) قرار داشت. همان‌طور که از نام پارسی آن انگرئیون = رفتن (----» فرشته) [فرشته = فرسته = فرستاده و مأمور ایزد که پیامها را به آدمیان می‌رساند] برمی‌آید، ابتدا پیادگان و سپس سواران آنرا بعهده داشتند. پیوسته در ایستگاه‌ها اسپان تازه‌نفس نگاهداری می‌شدند، بگونه‌ای که انسان می‌توانست بسرعت براه خویش ادامه دهد. این اصل کلی پست تا اختراع راه آهن باقی بود. راه‌ها بوسیله سنگهای مخصوصی جزء بندی شده بودند که به پارسی پاره سنگ = پرسنگ = فرسنگ = ۶، ۷۲ کیلومتر نامیده می‌شدند (گزنفون کتاب بازگشت) [ این اصل جزء بندی راه‌ها از روی روش هخامنشیان تا اوایل سده بیستم میلادی هنوز حتی در اروپا تقلید می‌شد و مورد استفاده داشت. عباراتی نظیر مایل ستون و یا مایلن شتاین در زبانهای اروپای خود موید این جریان هستند و از این امر سرچشمه می‌گیرند. اصل ایده پاره سنگ هخامنشیها خود از اقتباسی بود از کارهای سارگون دوم پادشاه آشوریها. واژه مایل استون به انگلیسی و یا مایلن شتاین به آلمانی برگرفته شده از میلیاریوم لاتین است که خود برگرفته از میله سنگی یا همان پاره سنگ پارسی می‌باشد].

در یونان بواسطه دولتشهرها پست وجود نداشت. در مصر بطالمه (پتولومه ایها = جنگجویان) شیوه پست ایرانی را بکار می‌بردند که از گاه آگوستوس مورد تقلید رومیان نیز قرار گرفت [ پتولومه ایها (بطالمه) همان‌طور که در پیش نیز اشاره رفت، جنگجویان اسکندر بودند که پس از مرگ وی در مودرایه دولت مستقل بپا نمودند و از سال ۳۲۳ تا ۴۰ پ.م. که دولت ایشان توسط ژولیوس سزار برچیده شد، حکومت مصر را در دست داشتند. همگی فرمانروایان این سلسله نام پتولمه و نام دومی را دارا بودند].

پست رومی کورزوس پوبلیکوس = گردش همگانی دولتی نامیده می‌شد [هدف از ایجاد کورزوس پوبلیکوس در متصرفات روم، ایجاد ارتباط سریع میان استانهای متصرفات بود و برای اینکار از دوندگان جوانی استفاده می‌شد که پیام یا نامه از نفر قبل خویش دریافت کرده و سریعاً به نقطه دوم می‌رساندند].

واژه پست تا به امروز در تمامی زبانهای اروپائی و برخی دیگر زبانها خود را حفظ نموده پست هنوز در بیشتر کشورها نهادی دولتی هستند .

پست دولتی روم نامه‌ها را توسط مأمورینی که از این طریق منبع درآمدی دولتی نداشتند و خود دولت هم از این بابت درآمدی نداشت، پخش می‌گردید. مخارج تعمیر جاده‌ها، ساختمانها و ایستگاه‌های پست و اصطبلهای و حقوق مأمورین را می‌بایستی که اهالی شهرهایی که مأمورین پست از آنها عبور می‌کردند، فراهم می‌کردند بدون اینکه بعضاً از آن مورد استفاده‌ای داشته باشند و این امر موجبات نارضایتی عمومی را فراهم کرده بود.

حقیقتاً به گاه باستان اسباب مراسلات عمومی وجود نداشته و برای فرستادن نامه‌های ضروری مردم مجبور بودند که از ابتکارات خود بهره برند و متکی بر رفت و آمدهای احتمالی باشند. در قرون وسطی پست رومی کورزوس پوبلیکوس تا فرو ریختن قسطنطنیه به سال ۱۴۵۳ م. در روم شرقی هنوز وجود داشت. در غرب این پست تا حد زیادی از بین رفته بود و عمدتاً از نظایر پست قصابان (مردم نامه‌های خود را به قصابان که برای خرید دام جهت ذبح کردن، از محلی به محل دیگر می‌رفتند، می‌سپردند) استفاده می‌گردید. بهنگام رنسانس، سیستم پست باستانی توسط خانواده اشرافی میلان «دلا توره ا تاسو» دوباره بازسازی گردید که نخست شمال ایتالیا و تیرول و سپس تمامی متصرفات روم را در آلمان زیر پوشش خویش قرار می‌داد...

بر این نوشته فرهنگ کرونر باید افزود که پست بمعنای غیرهمگانی یا کاملاً در خدمت مقاصد دولتی، بسیار پیشتر از هخامنشیان وجود داشته‌است. اصولاً از زمان پیدایش خط و دریافتن اینکه پیامهای دیپلماتیک و یا نظامی را می‌توان بصورت نوشتاری (کتبی) به مقصد اعزام داشت، پست بوجود آمد، هرچند که مورد استفاده همگانی نداشت. در کشورهای مصر، هتیتی و بابل باستان مراسلات نظامی را توسط پست پیاده (در موارد عاجل پست سواره) و یا بعضاً کبوترهای نامه بر انجام می‌دادند.

اما ایده کلی استفاده از پست به شیوه امروزی را مدیون ابتکار هخامنشیان و تکامل روش ایشان می‌باشیم.

منبع :دانش نامه آزاد

 

جایگاه وبلاگ «بلاگ» درارتباطات  وروابط عمومی                                 

مقدمه :

وبلاگ«بلاگ»،پدیده ای نوین درعالم ارتباطات است که باعث تحول شگرف در تعاملات انسانی درقرن۲۱ شده وبه جرأت می توان مدعی تأثیر گذاری آن درافکار عمومی شد .صرف نظر از این که تعریف وبلاگ یا بلاگ چیست ،نقش وجایگاه ویژه ی آن در تولید علم ،فرهنگ وهنر ،جهت دهی به اذهان عمومی از اهمیت خاصی برخورداراست وشاید از لابه لای برخی وبلاگها ی ساده که به وسیله ی اشخاصی معمولی تهیه شده اند،مطالب ونظراتی یافت شود که تاکنون برزبان هیچ یک از دانشمندان جهان جاری نشده است وبرعکس این موضوع ،برخی دیگر از وبلاگهای به ظاهر علمی چیزی جز سرقت ادبی نیستند ،زیرا بدون ذکر منبع ومأخذ با «کپی پیست» حاصل دسترنج دیگران را به نام خود ثبت می کنند بدون آن که نقشی درتهیه مطالب داشته باشند،درحالی که این سری افراد نمی دانند چنانچه منبع  مقاله ویا مطالب دروبلاگ ذکر شود ،براهمیت واعتبار  اثر علمی  ویا عناوین وبلاگ افزوده می شود  .بنابراین میزان تأثیر گذاری وبلاگ ها به منابع ومستندات آن هابستگی دارد واین نکته مهمی است که می تواند میزان اعتبار وبلاگها را تا حد زیادی افزایش ببخشد.

ادامه نوشته

نقش روابط عمومی کارآمد در سازمانها

اندیشه ورزان و فرهیختگان حوزه روابط عمومی، در بین کارکردهای روابط عمومی، مهمترین  کارکرد روابط عمومی درعصر اطلاعات را ،اطلاع رسانی و ارتباطات، عنوان می کنند.

 روابط عمومي مدون و برنامه ريزي شده يكي از ابزارهاي قوي مديريت افكار است. روابط عمومي به عنوان اصلي ترين حلقه ارتباط بين مديران و كاركنان، مسئوليت خطيري در فرآيند دسترسي مديران و افكار جمعي كاركنان دارند.

بدون شك روابط عمومي به عنوان يك «فن» و «هنر» نقش بسزايي در برقراري و تسهيل ارتباط دوسويه بين مديران سازمان و كاركنان دارد، به طوري كه امروزه كمتر سازماني را مي توان يافت كه خود را بي نياز از روابط عمومي بداند و در عين حال موفقيت هاي چشمگيري را در زمينه هاي مورد نظر و تحقق اهداف از پيش تعيين شده به دست آورده باشد.

ادامه نوشته

الگوهای ماندگار: بازخوانی یک تجربه روابط عمومی

هزاران سال طول کشید تا دریانوردان، قاره‌های بزرگ جدید را کشف کنند. اما برای گذشتن از دریای سرکش دولت چین و سیر در دنیای اقتصادی، تجاری، اجتماعی و فرهنگی آن، فعالیت دریانوردان مجرب و از آن جمله متخصصین روابط عمومی، در عین سودآوری، جانفرسا و هیجان‌انگیز است. خانم مارگارت یافی‌یو، درباره تجربیات مفیدش در راستای پیشرفت شرکت‌های خارجی در چین توضیحاتی داده است که در زیر می‌خوانید. بیوگرافی او در پایان مقاله گنجانده شده است.


در چین، روابط عمومی به عنوان یک بخش خدماتی کاملا حرفه‌ای در حدود سال 1984 پایه‌گذاری شد. در آن سال، روزنامه‌ای دولتی به‌نام اکونومیک دیلی برای اولین بار عبارت روابط عمومی را به‌کار برد. در همان سال، دو شرکت بزرگ روابط عمومی وارد چین شده و شروع به ارائه خدمات خود کردند.


شروع اصلاحات اقتصادی، دل‌گرم شدن سرمایه‌گذاران خارجی و فراهم شدن فرصتی مناسب برای شرکت‌های خصوصی را در پی داشت تا از این رهگذر شرکت‌های دولتی نیز تشویق و تحریک به پیشرفت شوند. طی این فرایند، چند نوع شرکت تجاری و به‌طور همزمان سیستم‌های مختلف مدیریتی به‌وجود آمدند. در این دوره شرکت‌هایی با سرمایه‌گذاری‌های مشترک چین و کشورهای خارجی، شرکت‌های تعاونی چینی-خارجی، شرکت‌های کاملا خارجی، شرکت‌های دولتی، شرکت‌های خصوصی و شرکت‌های تجاری تاسیس و جایگزین ادارات دولتی قدیمی شدند. آن‌ها پیش از این توسط «سیستم‌های برنامه‌ریزی شده اقتصادی» مدیریت می‌شدند. به عبارت دیگر فعالیت‌شان بر اساس اهداف از پیش تعیین شده بود. شرکت‌های جدید توسط «سیستم‌های اقتصادی و بازاری» که بر پایه اهداف مدیریتی و در نظر گرفتن نیروهای موثر بازاری بنا نهاده شده بودند، هدایت و مدیریت می‌شدند. بنابراین، شرکت‌های موجود یا شرکت‌هایی بودند که مانند موسسات دولتی اداره و سازماندهی می‌شدند و یا شرکت‌های مدرنی که توسط روش‌ها و مفاهیم وارداتی خارجی اداره می‌شدند.


در حالی که بعضی شرکت‌ها، سخت در تلاش بودند تا دست به اصلاح زده و مدیریت‌شان را تحت روش‌های جدید مدرنیزه کنند، بسیاری از شرکت‌ها نیز تنها به تغییراتی سطحی بسنده کردند. برخی، از متخصصین روابط عمومی برای تبلیغ شکل و یا ماهیت جدید شرکت یاری خواستند. گروهی، موفق به دسترسی به بازارهای داخلی و جهانی شدند و بعضی نیز تلاش کردند تا در بورس کشورهای آن‌سوی دریاها فعالیت کنند. سایرین حتی پس از صرف هزینه‌های کلان در تبلیغات، با شکست مواجه شدند.


با گذشت دو دهه و نیم از آغاز فعالیت روابط عمومی حرفه‌ای در چین، چنین نتیجه گرفته‌ایم که روش‌های سنتی تبلیغات که با اشباع کردن مطبوعات به هر قیمتی همراه است‌، با وجود سیستم‌های نوین اقتصادی بازده چندانی ندارند. ما مجبور به استفاده از طرحی مناسب و به‌کارگیری روشی متفاوت برای هر کدام از متقاضیان بودیم تا آنان را در نایل شدن به اهدافی مانند شهرت و نام و نشان شرکت، کسب محبوبیت عمومی به‌عنوان گروه پیشگام در عرصه صنعت، افزایش اقبال عمومی به شرکت یا افزایش سهام شرکت در بازار، یاری کنیم. با وجود تنوع فعالیت متقاضیان، به‌دلیل نیازهای مشترکی که داشتند، یک‌سری دوره‌های آموزشی را منطبق با وضعیت بازار چین در زمینه‌های مختلفی چون روابط عمومی، تبلیغات، طرح‌های بازاری و هماهنگی ورابطه با دولت، ترتیب دادیم.


طرح‌های بازاری


جهت ارائه خدمات بهتر به متقاضیان، به ارائه طرح‌های بازاری پرداختیم. ما در این زمینه، متفاوت از سایر شرکت‌های طراح طرح‌های بازاری هستیم، زیرا در تنظیم و تدوین سیاست‌ها و راه‌کارهای بازاریابی، طرح‌های فروش و فعالیت‌های تبلیغی همکاری بسیار نزدیکی با متقاضیان برقرار می‌کنیم.
بر اساس نیازها و اهداف متقاضیان، دو نوع طرح کلی ارائه می‌کنیم: ا. طرح‌های عمودی، که عموما موردنیاز متقاضیان صنعت‌گر است و 2. طرح‌های افقی که بیشتر مناسب حال متقاضیانی است که محصولات مصرفی تولید می‌کنند.


طرح‌های عمودی بازار


طرح‌های عمودی، ساختارهای حاکم را – که شامل سیاست‌های اقتصادی، ساختار دولت و اثرات مرتبط با آن است – بر اساس زمینه‌ تجارت و یا نوع تولیدات متقاضی تجزیه و تحلیل می‌کند. به این مثال توجه کنید:


طی روند اصلاحات در چین،تعدادی از ادارات دولتی، قوانینی را در راستای تمایلات و اهداف خود وضع کردند. بعضی از این قوانین نه تنها جزء فعالیت‌های پذیرفته شده بین‌المللی نیستند بلکه حتی بسیاری از آن‌ها زیان‌بار و یا در تقابل با استراتژی ملی اصلاحات اقتصادی نیز هستند.


در سال 1995 یک موسسه دولتی مجموعه قوانینی را تحت عنوان «قوانین زیست محیطی چین در مورد صادرات و واردات محصولات شیمیایی» منتشر کرد. این قوانین، مانع فعالیت بعضی شرکت‌های بین‌المللی شیمیایی در چین گردید. ما مامور شدیم تا در مورد «تمایلات و دیدگاه‌های مختلف موجود نسبت به قوانین، ادارات و مسئولین مربوطه» تحقیقی انجام دهیم. ما با وزارت اقتصاد و تجارت، گمرک، وزارت صنایع شیمیایی، موسسه ملی حمایت از محیط زیست و ستاد ملی حمایت از قوانین زیست محیطی تماس برقرار کردیم تا در این مورد با مسئولین مربوطه به بحث نشسته و نظریات آنان را جویا شویم. بر اساس نتایج آن بررسی، برای متقاعد کردن مسئولین مربوطه و بخش‌هایی که اصول پذیرفته شده بین‌المللی را می‌پذیرند، طرحی پیشنهاد کردیم.


یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث کندی روند پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی (WTO) شده، این است که هنوز، قواعد محدود کننده‌ای برای خارجیان در زمینه بعضی صنایع کلیدی و مهم مانند ارتباطات مخابراتی وجود دارد. با وجودی که هنوز منتظر انجام اصلاحات در این زمینه هستیم، اما برخی از متقاضیان طرح‌هایی در مورد صنایع ارتباطات مخابراتی ارائه کرده‌ایم. این طرح به تجزیه و تحلیل ساختار صنایع ارتباطات مخابراتی، موسسات قانونگذاری مربوطه، روند قانون‌گذاری، تمایلات و سرانجام فشار وارده بر سرمایه‌گذاران احتمالی پرداخته است.


در طی این سال‌ها که به جمع‌آوری اطلاعات و افزایش تجربه سپری شد، اطلاعات و تجارب خود را در بخش‌های فوق تخصصی تجاری مانند تولید آسانسور، تولید برق و ذخیره سوخت به‌کار گرفتیم. در جریان هم‌کاری با بخش‌های دولتی توانستیم بر دامنه اطلاعات مورد نیاز خود جهت تعیین یک خط مشی تجاری موفق بیفزاییم.


نمونه دیگر، تحقیقی است که در مورد یک شرکت خارجی تولید کننده آسفالت انجام دادیم. برای کمک به متقاضی در مورد ساخت کارخانه تولید آسفالت در چین، تعداد زیادی از بنادر دریایی دور دست و تسهیلات حمل و نقل را جهت تعیین مکان‌های احتمالی کارخانه مورد بررسی قرار دادیم. همچنین تحقیقاتی در مورد طرح‌های احداث جاده طی دو دوره«برنامه پنج ساله» انجام دادیم. به‌دلیل وسعت چین، مجبور بودیم که بر اساس تفاوت‌های اقلیمی در نقاط مختلف کشور و نوع مواد تشکیل دهنده سطحی و مقاومت آن‌ها و البته ضمن در نظر گرفتن نوع نگرش مسئولین مربوطه به بخش‌های متفاوت جغرافیایی و اثر این تفاوت‌ها بر فروش، اطلاعات جامع و کافی به‌دست آوریم.


طرح افقی بازار:


طرح افقی، مربوط به محصولات مصرفی مانند ماءالشعیر، شکلات، پاک کننده‌ها، محصولات نظافت شخصی و لوازم آرایشی است. این طرح همچنین برای رستوران‌ها نیز مناسب است.
ما معمولا با دیگر شرکت‌های طراح طرح‌های بازاری جهت بهره‌مند شدن از تحقیقات آن‌ها نیز، همکاری می‌کنیم. طرح‌ها باید با توجه به سطوح مختلف درآمد، سلایق متفاوت در مصرف و آینده‌نگری در توسعه بازار شهرهای مختلف در بخش‌های گوناگون کشور، تنظیم شوند. طرح‌های پیش بازاری تولیدات جدید به ارزیابی فرصت‌ها و محیط رقابت کمک می‌کند و به متقاضی این امکان را می‌دهد که به طرح مطلوب تولید، قیمت‌گذاری مناسب، نحوه پخش و برنامه‌های فروش دست یابد. نمونه تحقیقات پس بازاری، شامل سیستم‌های کنترل کننده خرده فرشی جهت ارزیابی میزان تاثیرگذاری برنامه‌ها و فعالیت‌های بعدی متقاضیان است.


طرح‌های افقی به پیچیدگی و ظرافت طرح‌های عمودی نیستند. شرکت‌های بسیاری وجود دارند که خدمات و اطلاعات مربوط به طرح‌های صنعتی را عرضه می‌کنند. با این وجود، طرح‌های افقی هم مشکلات خاص خود را دارند. یک نمونه قابل ذکر، در مورد یک شرکت بزرگ سرمایه‌گذار در بازی‌های المپیک است که برای جلب «افکار عمومی» به‌عنوان سرمایه‌گذار انحصاری بازی‌های ملی چین در چند رویداد ورزشی سرمایه‌گذاری کرد. اما به‌دلیل عدم وجود شناخت کافی از موسسات مربوطه در مورد این‌که کدام اداره دولتی حق تملک بر سازمان‌ بازی‌های ملی و کدام اداره حق صدور مجوز تبلیغات را دارد، پس از گذشت چند سال به نتیجه دل‌خواه خود نرسید.


خلاصه
برای بررسی این‌که تحت چه شرایطی یک شرکت در چین می‌تواند به موفقیت دست یابد، از طرح‌های بازاری کمک گرفتیم. روابط عمومی بخش جدایی ناپذیر کسب موفقیت در تجارت است و استفاده از طرح‌های بازاری مرحله اساسی آغازین برای اطمینان از حصول نتایج رضایت‌بخش است.


از خوانندگان انتظار می‌رود نقطه نظرات و تجارب خود را در این زمینه در اختیار ما قرار دهند. چنین به نظر می‌رسد که طرح‌های بازاری سنتی ناکارآمد باشند. شرکت‌ها باید به بصیرت و درک درست از ساختار، سنت و روش‌های موجود در این کشور دست یابند چرا که هنوز هم «سیستم‌های برنامه‌ریزی شده اقتصادی» در کنار «اقتصاد بازاری» نوین به ایفای نقش خود مشغول است. اگر محیط تجارت را به‌درستی درک نکنید، پول و زمانتان را به هدر خواهید داد.


آموزش
ما یک‌سری برنامه‌های کلی آموزشی در زمینه تجارت و نیز یک‌سری برنامه‌های ویژه، مربوط به متقاضیان خاص جهت توسعه منابع انسانی روابط عمومی برگزار کردیم. این برنامه‌ها شامل هشت دوره‌ می‌باشند:

 

شش مهارت اصلی در روابط عمومی موفق

تجربه ثابت کرده است که نتایج فعالیت روابط عمومی یا بخش ارتباطات هر چه که باشد باز هم مشتریان و همکارانی هستند که همیشه انتقاد می کنند و به کوچکترین نقاط ضعف ایراد می گیرند که گاه حتی اصلا درست هم نیست. روابط عمومی باید خود را مجهز به سلاحی کند که بتواند با این انتقادات به خوبی برخورد نماید. این امر تنها با گذر تجربه زمان و تمرین و تسلط بر حرفه ایجاد می شود.

 

 

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ، تجربه ثابت کرده است که نتایج فعالیت روابط عمومی یا بخش ارتباطات هر چه که باشد باز هم مشتریان و همکارانی هستند که همیشه انتقاد می کنند و به کوچکترین نقاط ضعف ایراد می گیرند که گاه حتی اصلا درست هم نیست. روابط عمومی باید خود را مجهز به سلاحی کند که بتواند با این انتقادات به خوبی برخورد نماید. این امر تنها با گذر تجربه زمان و تمرین و تسلط بر حرفه ایجاد می شود.

 

مسلما آموزش حرفه ای " مدیریت روابط عمومی" باید از دوران تحصیل دبیرستان آغاز شود و لازمه آن ارائه اطلاعات مهم در این زمینه است چرا که این حرفه نیز مانند دیگر زمینه های روابط عمومی بدون برنامه ریزی شکل نمی گیرد و مبتنی بر اصول ضروری خواهد بود. مدیریت روابط عمومی شغلی مهم در برنامه راهبردی شرکت است و به دلیل نقش ارتباطی با مخاطبان مختلف می تواند به طور مؤثر و فعال در ارزش گذاری سرمایه شرکت نقش داشته باشد.  علاوه براطلاعات تئوریک، توجه به پیشرفت بعضی ویژگی ها نیز برای موفقیت یک روابط عمومی خوب اجتناب ناپذیر است. در ادامه شش مورد از این ویژگی ها که می تواند شاخص واقعی از توانایی مدیر روابط عمومی باشد معرفی می شود.


ارتباط انسانی: گرچه کاملا بدیهی است اما بر اساس تعریف  کلی، روابط عمومی شغلی است که بر مبنای روابط فردی شکل می گیرد. رعایت حداقل همدلی، ابراز وجود و مهارت های اجتماعی برای پذیرش گروه های مختلف که طرفداران شرکت هستند، ضروری خواهد بود.  


رضایت شغلی:روابط عمومی در طولانی مدت شکل می گیرد و هرگز یک عملکرد ، نشان دهنده مجموعه سیاست های این بخش شرکت نیست. مسلما شهرت طی سال ها شکل می گیرد اما می توان در عرض چند ساعت این محبوبیت را از بین برد. فعالیت روابط عمومی هرگز به پایان نمی رسد. زمانی که یک پروژه به پروژه دیگری متصل می شود فعالیت های ارتباطی شکل می گیرد و در کنار هم یا به طور پیاپی ادامه می یابد اما از هم جدا نمی شوند. معروفیت یک شرکت به فعالیت های خرد و کلان روزانه روابط عمومی آن وابسته است.


قدرت و نشاط:حرفه روابط عمومی طاقت فرساست زیرا معمولا صبح خیلی زود با بررسی نشریات آغاز می شود تا اطلاعات به سرعت در اختیار تصمیم گیران شرکت قرار گیرد و تا پایان شب با جلسات، اعطای نمایندگی، بررسی اتفاقات و فعالیت های مختلف ادامه می یابد. روابط عمومی نه تنها باید مقاومت خوبی داشته باشد بلکه انرژی کافی و حتی شور و نشاط نیز از لازمه های این شغل است. انرژی در کار و شور و نشاط ویژگی های مهم مجموعه روابط عمومی محسوب می شود.


تمایل به کسب اطلاعات و قرار گرفتن در جریان امور:مدیر روابط عمومی باید همواره در جریان امور مربوط به اخبار عمومی و بخش های مختلف حوزه تحت نظر خود باشد تا بتواند نقش خود را به خوبی ایفا کند. ارتباط فردی مبتنی بر توانایی گفتگو و پاسخگویی به انتظارات در زمانی است که مخاطب سؤالی در مورد حوزه فعالیت شرکت یا اطلاعات دارد. روابط عمومی که نتواند کارهای مشابه با امور شرکت را ایجاد کند و از یادآوری فعالیت های شرکت احساس رضایت نداشته باشد به هیچ وجه نمی تواند نماینده قابل و خوبی برای معرفی شرکت باشد.

یکی از بهترین ابزارها برای کسب اطلاعات نشریات روزانه است. این کار صبحگاهی مختص به روابط عمومی است که اگر نتواند یا نخواهد آن را انجام دهد به واقع یک شانس ارزشمند را از دست داده است.


خوش زبانی و فصاحت در گفتار:گرچه مسائل ظاهری و نحوه اطلاع رسانی مهم و ضروری است اما یک شرکت باید بتواند شخصیت مطلوبی از خود را در یک مجموعه نشان دهد. این در حالی است که روابط عمومی صلاحیت واقعی در زمینه گفتگو را دارد و با سهولت و خوش زبانی قاطع می تواند مسائل مختلف را مطرح کند. فصاحت و بلاغت که به نوعی شیوه متقاعد کردن به کمک کلمات است جز ویژگی هایی محسوب می شود که روابط عمومی نه می تواند و نه باید از آن غافل شود.


نفوذ پذیری به انتقادات: تجربه ثابت کرده است که نتایج فعالیت روابط عمومی یا بخش ارتباطات هر چه که باشد باز هم مشتریان و همکارانی هستند که همیشه انتقاد می کنند و به کوچکترین نقاط ضعف ایراد می گیرند که گاه حتی اصلا درست هم نیست. روابط عمومی باید خود را مجهز به سلاحی کند که بتواند با این انتقادات به خوبی برخورد نماید. این امر تنها با گذر تجربه زمان و تمرین و تسلط بر حرفه ایجاد می شود.


اگر علاوه بر تشکیل یک سازمان منظم و مناسب توانستید ارتباط صحیح انسانی برقرار کنید، به این شناخت رسیدید که برای رسیدن به تصور ذهنی از موفقیت و اعتبار یک شرکت باید همواره تلاش کرد، مقاومت خستگی ناپذیر و شور و شوق صادقانه را در خود پرورش دادید، برای گفتگو در جمع و ایجاد روابط اجتماعی تردیدی نداشتید و انتقادات باعث وحشت شما نشد؛ پس در این صورت برگ برنده یک مدیر روابط عمومی موفق در دست شما خواهد بود!

 

 منبع: کاوشگران روابط عمومی

رضایت مشتری رمز بقای سازمان‌ها در کسب و کار رقابتی

 

 

در حالی که ده‌ها سال پیش هنری فورد روبه مشتریان گفت: «هر رنگ اتومبیل که بخواهند به آنان خواهد داد شرط آن که سیاه باشد»,‌امروزه تولیدکنندگان اتومبیل در کشورهای صنعتی از مشتریان می‌خواهند با استفاده از چراغ جادوی خود- کامپیوترهای خانگی- آنها را در محل احضار نمایند تا همچون علاءالدین دست به سینه از محضر مشتری خواهش کنند نه تنها رنگ بلکه مدل چراغ, سپر و... اتومبیل موردنیازشان را مشخص کنند تا در کوتاه‌ترین زمان آن را طبق سفارش,‌در محل مورد نظر تحویل دهند.
به راستی چه چیز فوردهای متکبر را واداشته است تا زاویه نگاه خود را تغییر داده و به جای تحقیر مشتری, او را در جایگاه یک انسان صاحب حق و انتخاب‌گر قرار دهند؟ آیا نگرش آنان نسبت به انسان متحول شده است؟ و یا جبر ناشی از شرایط آنها را واداشته به خواسته و انتظارات مشتریان خود اهمیت دهند.
در سال‌های اخیر در شرایطی که امکان تولید انبوه ناشی از توسعه شتابان فناوری و حضور رقبای متعدد در بازار زمینه فزونی عرضه نسبت به تقاضا را فراهم کرده است برای تولیدکننده چاره‌ای جز جلب رضایت مشتری باقی نمانده است. سرمایه‌گذار و تولیدکنندگان نه از سردلسوزی و ارزش مداری بلکه از روی ناچاری و به عنوان یک استراتژی برای افزایش درآمد و سود به جلب رضایت مشتری و فراگیری رموز دلبری روی آورده‌اند. درهر گوشه جهان که اقتصاد رقابتی فضای انحصاری را در هم می‌نوردد, نگرش مشتری مداری و جلب رضایت مشتری قانون اول کسب و کار تلقی شده و جریمه سرپیچی کنندگان از این قاعده حذف بی رحمانه از صحنه بازار است.
● رضایت مشتری چیست؟
هر مشتری پس از دریافت خدمت یا خرید و استفاده از یک کالا ممکن است به طور کلی راضی و یا ناراضی باشد, پرسش این است که رضایت چیست و رضایت مشتری چگونه ایجاد می‌شود, در پاسخ باید گفت رضایت احساس مثبتی است که در فرد پس از استفاده از کالا یا دریافت خدمت ایجاد می شود, احساس مورد نظر از تقابل انتظارات مشتری و عملکرد عرضه کننده به وجود می‌آید. اگر کالا وخدمت دریافت شده از جانب مشتری هم سطح انتظارات ارزیابی شود,‌در او احساس رضایت ایجاد می‌شود, در صورتی که سطح خدمت و کالا بالاتر از سطح انتظارات مشتری باشد موجب ذوق زدگی و سطح پایین‌تر خدمت و کالا نسبت به انتظارات منجر به نارضایتی مشتری می‌شود. درجه رضایت, نارضایتی و ذوق‌زدگی افراد در هر زمان و در هر مورد متفاوت بوده و همواره به میزان فاصله سطح انتظارات و عملکرد عرضه کننده در غالب کیفیت کالا و خدمات مربوط می‌شود.
● رضایت مشتری چه اثری در کسب و کار یک عرضه کننده دارد؟
همه ما حداقل تجربه ارتباط با خرده فروشان محله خود را می‌توانیم در ذهن مرور کنیم. فروشنده با انصاف, خوش رفتار و با حوصله همواره انگیزه خریدهای بعدی را در ما تقویت می‌کند و برعکس در زمانی که بافروشندگان گرانفروش و بداخلاق روبه‌رو شده‌ایم, اغلب ترجیح داده ایم برای خریدهای بعدی حتی به فروشگاه دورتری مراجعه کنیم. بارها از همسایگان و آشنایان توصیه خرید از فلان فروشگاه رادریافت کرده‌ایم و زمانی که از ماشین لباسشویی با نام تجاری الف راضی بوده‌ایم هنگام خرید اجاق گاز, ناخودآگاه تمایل به خرید اجاق گاز الف رادر خود احساس کرده‌ایم.
بررسی‌ها نشان می‌دهد رضایت مشتری حداقل از سه طریق منجر به افزایش درآمد و سد عرضه کننده می‌شود. تکرار خرید مشتری راضی- در مورد کالاهای روزمره همچون شیر و ماست- خرید کالای جدید از جانب مشتری راضی با صرف کمترین هزینه تبلیغات وخرید کالا توسط مشتریان جدیدی که توسط مشتریان راضی به کالا تمایل پیدا کرده‌اند. نباید فراموش کرد که مشتریان راضی ناخودآگاه به یک رسانه بدون هزینه جهت انجام تبلیغات برای عرضه کننده تبدیل می‌شوند. اهمیت این امر وقتی بیشتر خود را نشان می‌دهد که بدانیم در اغلب موارد تاثیر این گونه پیام‌ها بسیار بیشتر از تبلیغات پرهزینه رسمی شرکت است. به همین دلیل است که امروز در کشورهای صنعتی برنامه‌های ارتباط با مشتریان به منظور دلبری و وفادار کردن آنان در سرلوحه برنامه‌های بازاریابی عرضه کنندگان قرار گرفته است. دیگر هیچ عرضه کننده‌ای به فروش یک بار به مشتری نمی‌اندیشد. عرضه کنندگان هوشیار هزینه‌های لازم برای جلب رضایت و وفادار کردن مشتری را به امید حفظ او برای خریدهای بعدی به عنوان سرمایه‌گذاری تلقی کرده و از آن استقبال می‌کنند.
در صورت نارضایتی مشتری, تمامی مکانیزم‌های در جهت عکس عمل کرده, درآمد سود و عرضه کننده را کاهش می دهد. استمرار چنین وضعیتی درمدت نه چندان طولانی عرضه کننده را از صحنه بازار حذف می‌کند. لازم است به این نکته توجه شود که مشتری ناراضی بریده از سازمان را به سادگی نمی‌توان به جمع مشتریان بازگرداند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد مشتریان ناراضی در انتقال احساس خود به دیگران فعال‌تر عمل می‌کنند (نرخ انتقال پیام مشتریان ناراضی به دیگران تقریباً دو برابر مشتریان راضی است) به همین دلیل است که نارضایتی مشتریان بیش از رضایت آنان, برتغییر درآمد اثر می‌گذارد.
● برای ایجاد رضایت مشتری چه باید کرد؟
اکنون که تاثیر رضایت مشتری بر توسعه و رشد کسب و کار مشخص شد,‌باید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که یک عرضه کننده کالا یا خدمت از چه طریق می تواند زمینه لازم برای جلب رضایت مشتری را فراهم کند.
● شناسایی انتظارات مشتری
در مدل‌های پیشین کسب وکار عرضه کنندگان بدون توجه به خواست مشتری, کالا و خدمات را تنها با تمرکز بر امکانات و شرایط خود تولید و عرضه می‌کردند. از قضا بسیاری از آنان نیز موفق بودند, البته این موفقیت بیش از آن که به عملکرد آنان وابسته باشد به شرایط غیر رقابتی ناشی از محدودیت عرضه و نبود رقیبان توانمند مربوط می‌شد. اما چنان که اشاره شد در عصر جدید, حضور رقیبان قدرتمند در صحنه کسب و کار,موجب تغییر وضعیت شده و جلب رضایت مشتری در دستور کار قرار گرفته است.
در فرآیند جلب رضایت مشتری مهمترین گام شناسایی انتظارات مشتری است. شناسایی انتظارات مشتری جز با مراجعه به وی و دریافت دیدگاه‌های او میسر نیست. دیگر عصر از ظن خود یار مشتری شدن سپری شده و برای آگاهی از سر درون مشتری باید به آوای او گوش فرا داد. به این منظور و برای شناسایی انتظارات مشتری, امروزه عرضه کنندگان ضمن بهره‌گیری از تکنیک‌های آماری به نظر سنجی از مشتریان –با استفاده از روش‌های مختلف پستی, تلفنی و حضوری- اقدام می‌کنند. در این راستا توجه به عواملی که انتظارات مشتری از یک خدمت, کالا یا نام تجاری را شکل می‌دهد از اهمیت زیادی برخوردار است. مهمترین این عوامل به شرح زیر است:
▪ نیاز و خواسته مشتری
▪ باورهای مشتری
▪ تجربه‌های پیشین مشتری در ارتباط با همان عرضه کننده
▪ پیام‌های دریافتی مشتری از عرضه کننده از طریق ارتباطات دوسویه یا تبلیغات متنوع عرضه کننده.
▪ تجربه‌های پیشین مشتری در ارتباط با سایر عرضه کنندگان
▪ نظرات دریافتی مشتری از دوستان و آشنایان در ارتباط با تجربه‌های آنان از این کالا و خدمت یا انواع مشابه آن.
▪ عوامل موقعیتی که مربوط به شرایط مشتری در زمان خرید می‌شود, مثل میزان پول در دسترس, زمان موجود برای خرید و...
یک عرضه کننده هوشیار با آگاهی از عوامل فوق ضمن اقدام به کسب اطلاعات در مورد هر یک, برنامه شناسایی انتظارات مشتری را با بهره‌گیری از اطلاعات دریافتی تنظیم می‌کند.
● طراحی کالا و خدمت بر اساس نیازها و انتظارات
زمانی که تولیدکننده بداند مشتری چه می‌خواهد و انتظارات وی از کالا یا خدمت مورد نظر در چه سطحی است, با استفاده از مهندسان توانمند می‌تواند به طراحی کالا یا خدمت اقدام کند. در این مرحله لازم است ویژگی‌های کالا یا خدمت مورد نظر متناسب با ابعاد مختلف نیاز و انتظارات مشتری تعریف و طراحی شود. اگر در تعریف و طراحی این انطباق به خوبی شکل نگیرد باید منتظر نارضایتی مشتری پس از دریافت و استفاده از کالا یا خدمت باشیم.
● تولید و تحویل بر اساس طراحی انجام شده
پس از شناسایی ابعاد مختلف انتظارات مشتری و تبدیل انتظارات به ویژگی‌های مناسب در مرحله طراحی, نوبت به تولید کالا یا خدمت براساس ویژگی‌های طراحی شده می‌رسد. گاهی دو مرحله پیشین به خوبی انجام می‌گیرد اما در مرحله تولید به دلایلی از قبیل نبود یا کمبود امکانات و عدم توجه کافی و دقیق به مختصات تعریف شده در طراحی, آنچه تولید می‌شود همان چیزی نیست که مشتری انتظار دارد. این مشکلات و ناهماهنگی‌ها گاهی در مرحله تحویل نیز خود را نشان داده و نارضایتی مشتری را سبب می‌شود. تمایل به جلب رضایت مشتری, عرضه کننده را ملزم می‌کند برنامه ریزی مناسب برای فراهم کردن منابع مالی, مواد, اسباب و تجهیزات مناسب برای تولید, سیستم و روش‌ها و ابزار مناسب برای تحویل مطلوب و موردنظر مشتری را فراهم کند.
● مدیریت انتظارات مشتری
عرضه کنندگان از طریق ابزارهای گوناگون ارتباطی ممکن است پیام‌های متنوع خود را به مشتری انتقال دهند. پیام‌های تبلیغاتی از رسانه‌های مختلف از قبیل تلویزیون, رادیو, تابلوهای خیابانی, نشریه‌ها و پیام‌هایی که از طریق فروشندگان به مخاطبان منتقل می‌شود, از این نوع به شمار می‌روند. چنان که اشاره شد این پیام‌ها در شکل‌گیری سطح انتظارات تاثیر دارد. لازم است عرضه کننده باآگاهی از اهمیت موضوع نسبت به طراحی برنامه‌های ارتباطی اقدام کند. باید همواره به این اصل اساسی توجه کنیم که قول کمتری بدهیم ولی بیشتر و بهتر از آنچه قول داده‌ایم, عرضه کنیم. این روش همواره مشتری را به احساس ذوق‌زدگی رسانده و در نهایت موجب تقویت ارتباط و وفاداری مشتری به نام تجاری عرضه کننده می‌شود. متاسفانه برخی افراد تصور می‌کنند تبلیغات به مفهوم مبالغه و گزافه‌گویی است. این افراد به جای این که از طریق برنامه‌های ارتباطی نقاط مثبت و امتیازات رقابتی کالا را تبلیغ کنند به اشتباه اقدام به بزرگ‌نمایی همه ابعاد کالا و خدمت کرده و از این طریق سطح انتظارات مشتری را بدون دلیل ارتقا می‌دهند. از آنجا که کالا یا خدمت آنان نمی‌تواند آن سطح از انتظارات را پاسخ دهد در نهایت مشتری ناراضی می‌شود. عرضه کننده با توجه به اهمیت موضوع, ضمن برنامه‌ریزی, از طریق برنامه‌های ارتباطی می‌تواند به کنترل سطح انتظارات مشتریان بالقوه و بالفعل خود اقدام کند. گاهی لازم است برای مقابله با رقیبان, سطح انتظارات مشتریان بالقوه و به تبع آن سطح کیفی کالا و خدمات خود را ارتقا دهیم. این استراتژی نیز با برنامه‌ریزی و به کارگیری رسانه‌ها,‌پیام‌ها و روش‌های مناسب قابل اجرا است.
● سنجش رضایت مشتری
چنان که اشاره شد در بازار امروز سودآوری و رشد سازمان‌ها, رابطه مستقیم و تنگاتنگی با درجه رضایت مشتریان دارد. یکی از مهمترین اقدامات در چرخه جلب رضایت مشتری سنجش میزان رضایت او از کالا و خدمات دریافتی است. در این مرحله واحد بازاریابی سازمان عرضه کننده رأساً یا از طریق مؤسسات تحقیقاتی مستقل با اجرای برنامه‌های نظرسنجی مناسب میزان رضایت مشتریان از ابعاد مختلف عملکرد عرضه کننده, کالا و خدمات دریافتی را می‌سنجد. درجه رضایت مشتریان, علاوه بر این که میزان موفقیت سازمان عرضه کننده در دستیابی به بخشی از اهداف را نشان می‌دهد, امکان اصلاح و بهبود کیفیت و روش‌ها را برای سازمان عرضه کننده فراهم می‌کند. به دلیل اهمیت روزافزون امر سنجش رضایت مشتری, برخی سازمان‌های عرضه کننده برنامه‌های دوره‌ای مناسب برای این امر طراحی کرده‌اند. البته هنوز سازمان‌های زیادی وجود دارند که به دلیل ناباوری نسبت به این امر مهم, هرگونه پرداخت و تحمل هزینه در این رابطه را بی‌مورد می‌دانند. این سازمان‌ها باید به این نکته توجه کنند که بی توجهی به احساس مشتری می‌تواند در آینده نزدیک به وخیم شدن اوضاع منجر شود.



منبع : مرکز توسعه و تبادل دانش فناوری اطلاعات