افکـار عمومي :
اصطلاح افکار عمومي اگر چه ريشه در قرن 18 ميلادي دارد اما پديده اي است که در قرن 20 بر اثر تحولات شگفت انگيز فن آوري ارتباطي و اطلاعاتي به اوج شکوفائي خود ميرسد.
افکار عمومي در مجموع ديدگاه هاي مطرح شده از سوي گروهي از مردم پيرامون موضوعاتي است که به دليل اهميت و ارزش ويژه ي خود مورد استقبال و توجه همگان قرار مي گيرد.
افکار عمومي زماني که حادثه اي رخ مي دهد بصورت آشکار و نهان نمود مي کند. ديدگاه هاي فردي تحريک و بصورت خام در محيط مطرح مي شوند که از طريق گفت و شنودهـا ـ نگرشهـا تغيير ميکنند در چنين وضعيتي افکار عمومي بصورت يک توليد اجتماعي حاصل مي شود.
افکار عمومي : مجموعه اي از عقايد و مفاهيمي است که ارتباط بسيار نزديک با منابع و مصالح عموم دارد و در سطح گسترده اي در جامعه مطرح ميشود.
فرآيند شکل گيري افکار عمومي :
در پيدايي افکار عمويم هاله اي از ابهام و سرد در گمي وجود دارد. افکار زماني مورد بحث قرار ميگيرد که نمود عيني و آشکار داشته باشد و از اين مرحله به بعد است که بحث رهبري و هدايت فاکار عمومي آغـاز ميشود. برخي بر اين باورند که افکار عمومي تنها در حکومتهاي مردم سالار به وجود مي آيد و خود اين امر نشان گر نوعي مردم سالاري است فاکار عمومي در کشروهاي مردم سالار آشکار و علنـي و در کشورهاي خودکامه و حکومتهاي خودکامه کم و بيش پنهان و به شکل زمزمه هايي در گوشي جريان دارد. در واقع افکار عمومي زماني به عرصه ي حضور ميرسد که جامعه نسبت به يک پديده ي مهم اجتماعي از خود مقاومت نشان ميدهند بنابراين اشتراک فکري مردم با ويژگيهاي فرهنگي ـ مذهبي افکار عمومي محسوب نميشود. در جامعه اي که اشتراک عقيده ي کامل و اتقال نظر مطلق وجود داشته باشد, طبيعتاً ظهور افکار عمومي مطرح نيست افکار عمومي در جوامعي آشکار مي شود که حکومتها قانوني بودن خود را از توافق با کاسني که بر آنها حکومت ميکنند به دست مي آورند بنا بر اين سنگ بناي حکومتها صرفاً افکار نيست و همين امر منجر به بيان نظامي ترين و نيز آزادترين و مردمي ترين حکومتها ميشود.
در يک حکومت مردم سالار نقش رسانه ها خلق و ايجاد موضوعات مورد گفتگو ميان مردم است در چنين جوامعي بيشرين مسائلي که مورد توجه مردم است مد نظر رسانه ها نيز ميباشد رسانه ها اينجا در مرکز مدل قرار دارنـد زيرا نقش هماهنگي ميان اجزاي مختلف يک نظام را انجام ميدهنـد.
گروههاي فشـار در شکل گيري افکار عمومي از اهميت خاصي برخوردارند. درحال حاضـر اتحاديه هاي بازرگانيـ صنفـي ـ گروههاي نژادي ـ از جمله گروههاي فشار به شمار ميروند که هريک به نوبه ي خود ميتوانند در شکل گيري افکار عمومي دخالت داشته باشند. گروههاي فشار ممکن است سود طلب يا آرمانگرا باشند. ميزان تأثيري کم گروههاي فشار بر افکار عموم مي گذارد بستگي به قدرت مالي ـ نيروي انساني ـ ساختار و سازماندهي آن گروه دارد. گروه هاي فشار از روشهاي مختلفي براي تحت تأثير قرار دادن افکار عمومي استفاده مي کنند. تشکلهـا و افراد سياسي با استفاده از رسانه هاي جمعي از قبيل مطبوعات ـ نشريات و غيره مي کوشند در رونـد افکار عمومي و شکل گيري آن مؤثر باشند. به عبارت ديگر گروههاي فشار بطور پنهان و آشکار در افکار عمومي رخنه ميکنند.
وسايل گروه فشـار :
وسايل مشروع يا نامشروعي که گروههاي فشار براي تسلط بر افکار عمومي به کار مي گيرند بسيار گوناگون است که از ماين اين موارد چهار وسيله عموميت و اهميت بيشتري دارد .
1) تدابير اقتصادي : گروههاي فشار با در اختيار قرار دادن طرحهاي گوناگون يا هداياي بي شمارو يا رشوه دادن جامعه يا عامه ي مورد نظر را تحت تسلط خود در مي آورنـد.
2) تدابير حقوقي : گروههاي فشار با اعمال نظر در ميان مسئولان تصميم گيرنده حقوقي خواستها و نظريات خود را از طريق تدوين قوانين و مقررات اجتماعـي بر مردم تحميل ميکنند. در واقع آنها با رخنه در سازمانهاي حقوقي و اجراي قانون با مخالفان خود برخورد ميکنند.
3) اقدامات تخريبي : گروههاي فشار به طور پنهان و آشکـار براي در هم شکستن مقاومت مردم و سلطه بر عقايد آنها به تخريب تشکلهـا و جماعتهاي مختلف مي پردازند.
4) تدابير تبليغاتي : گروههاي فشـــار به علت توانمندي مالي با استفاده از بنگاههاي تبليغاتــي از طريق رسانه هاي داخلي و حتي ماهواره اي به نفوذ در افکار عمومي و دگرگون سازي آن مي پردازنـد.
در فرآيند شکل گيري افکار عمومي سه عامل به شرح ذيل دخالت دارند :
1) کانالهاي ارتباطي که تلفيقي است از رسانه هاي جمعي و ميان فردي در اينجا نقش رسانه هاي جمعي در پالايش و شکل دادن افکار عمومي از طريق ارائه رويدادهاي اجتماعي و برتري بخشيدن به بعضي از مسائل اهميت بسار زيادي دارد. رسانه هاي جمعي با طرح موضوعهاي مختلف و جلب توجه عامه ي مردم در مردم آگاهـي ايجاد مي کند. در واقع رسانه هاي جمعي در تمامي مراحل شکل گيري افکار عمومي از پيدايي آگاهي در ميان مردم تا قضاوت نهايي همچنان فعال هستند. الگوي دو مرحله اي پيام کمک کرد که ارتباطات ميان فردي در به کار بردن و استفاده از رسانه هاي جمعي مشخص شود.
2) موضوعات و مسائلي که بر حوادث و اتفاقات در محيط گوناگوني رخ ميدهند و از طريق عمل آگاهانه ي
رسانه ها در جامعه بازتاب مي يابـد. در اين هنگام نوعي ارتباط و کنش متقابل ميان مردم پديده مي آيـد. در اين هنگام در مورد موضوع همگاني به بحث مي پردازند. و سرانجام هرکس بر سر ديدگاه خود مي ماند و به داوري مي پردازنـد.
" کابريل تارد" انديشمند اواخر قرن نوزدهم کليد فهم افکار عمومي شناخت فرآيندهاي شکل گيري افکار است. تارد مطبوعات را تعيين کننده ي موضوعاتي مي بيند که در بين مردم به بحث گذاشته ميشود. او استدلال ميکند کليد اصلي در تبديل افکار عمومي به افکار عمومي, گفتگوي شخصي و خصوصي است. تارد در تأکيـد بر مرکزيت گفتگــو در شکل گيري افکـار عمومي, سالهـا از دانشمنـدان علوم اجتماعـي معاصر جلوتر بود.
اخيراً شکل گيري افکار عمومي در يک مجمع عمومي تبادل افکار اطلاعات معيني به نام شبکه ي صلح که يک شبکه ي بين المللي کامپيوتري است مورد بررسي قرار گرفته است.
مصاحبه با استفاده کنندگان از اين شبکه نشان ميدهـد که يک بحث سياسي که از طريق فضاي الکترونيک اين گونه شبکه هاي کامپيوتري صورت مي گيرد ميتواند زمينه ي مطلوبي براي مطالعه ي شکل گيري افکار عمومي باشد. اين بررسي نشان ميدهد که استفاده کنندگان از شبکه به شکل منحصر به فردي در تبادل افکار درگير ميشود که نه تنها براي خود آنها بلکه براي محققانـي که تمايل دارنـد فرآينـد شکل گيري افکار عمومي را درک کنند دستاوردهايي به همراه داشته است.
3) تـــارد :
تارد در زمره ي نخستين افرادي است که در مورد جماعت سخن گفته است او ميگويد: جماعت, قديمي ترين گروه اجتماعي بعد از خانواده است. به نظر او پديده جماعت قابل گسترش است و در آينده به تدريج از حد و اندازه ي يک گروه اجتماعي فراتر رفته و گستردگي بسيار وسيعي خواهد يافت تارد مطبوعات را از جمله عوامل پيدايي جماعت معرفي ميکند.
به اين ترتيب مطبوعات ميتوانند با ابعاد رشته هاي ارتباطي آگاهي , انديشه و اراده ي مشترک را در زمان واحدي بوجود آورنـد. در مورد ماهيت عموم يا جماعت بايد يادآوري کرد که جماعت گروهي از مــــردم هستند که از ويژگيهاي مشترک نسبتاً پايدار, تمايلات و منافع مشترکي برخوردارند و به شيــوه هاي گوناگون و غير مستقيم به يکديگر پيوند مي خورنـد و واحد اجتماعي بزرگي را به وجود مي آورنـد. همان گونه که گفته شد رابطه ي افکار شخصي و عمومي از اهميت بنيادين برخوردار است.
شايعه و افکار عمومي:
شايعه و افکار عمومي به دليل پيوند با انسان پديده اي اجتماعي است که در تمام جوامع انساني متداول است و تصور جامعه اي بدون وجود شايعه اي امري محال به نظر مي رسد محتواي شايع گاه ساختگي و غيرواقعي است و زماني نيز مي توانند نشان گر بخشي از يک واقعيت اجتماعي باشد که انسانها بدون بيکاري در صحت و نادرستي آن در ريشه هاي آن در انتشار شايعه دخالت عمده اي دارد شايعه در زمان بحران و رسوايي هاي اجتماعي پديد مي آيد و گاهي به عنوان ابزار سياسي در جهت ايجاد تشنج در جامعه استفاده مي شود به کمک شايعه مي توان دولتها را عوض کرد گسترش شايعه مي توانند موجب تشنج در ميان گروههاي انساني بشود و امنيت ملي جامعه را به خطا اندازد.
شايعه:
1- در تمام جوامع وجود دارد
2- جنگ رواني ايجاد مي کند.
3- درگيري گروههاي انساني
مفهوم شايعه و ويژگيهاي آن: ( * )
شايعه پديده اي است بر اساس شنيده ها و زمينه ي قبلي افکار عمومي شکل مي گيرد و يا از خبري که ابتدائي ترين نوع خبر است و يا بر پايه هياهوئي بي اساس پديد مي آيد. برخي کارشناسان تبليغات شايعه را انتقال پيام يا خبري مي دانند که از طريق شفاهي در اندک زماني محدود مي تواند در سطح جامعه انتشار يابد بي آنکه منبع آن شناخته شود از اينرو مي توان شايعه را به عنوان يک گزارش تأييد نشده دانست که اساسا" انتقال آن از طريق شفاهي صورت مي گيرد . شايعه کسي را قانع نمي کند.
بر اساس پژوهشهاي انجام شده در شايعات دو فرآيند وجود دارد: ( * )
1- فرآيند تعديل ( به جزئيات تبديل شدن) که معناي آن تحويل و تبديل به جزئيات است.
2- برجسته سازي است که اين امر در مواردي آشکار مي شود که اگر جزئيات خاصي از بين برود بر روي جزئيات ديگر تأکيد بيشتري بعمل مي آيد.
در اين مورد در پژوهشهاي ميداني و آزمايشگاهي نشان داده اند که وقتي دگرگوني مي شود که هيچ شباهتي به اصل داستان ندارد.
در اين فرآيند بخشي از داستان بزرگتر شده و مورد تأکيد بيشتري قرار مي گيرد.
ويژگيهاي شايعه:
1 ـ منبع نامشخص 2- مخاطبان ناهمگون و پراکنده 3- مجراهاي انتقال رسمي و غير رسمي 4- شبکه هاي پخش ناپايدار 5- سرعت شگفت انگيز 6- محتواي تازه و به روز 7- بده و بستان جمعي 8- هزينه ي اندک 9- قابليت پذيرش بسيار 10- ناموثق ترين نوع خبر 11- ابزاري براي مقابله با محروميت 12- قابليت کنترل بسيار دشوار 13- نوعي فرافکني 14- توليد ساده 15- بازتاب غير قابل پيش بيني 16- مبارزه با آن پيچيده و دشوار است 17- بدون هر گونه احساس گناه.
چگونگي پيدايي شايعه و تاريخ:
شايعه از جمله پديدارهاي جمعي است که دريشه در گذشته ي دور دارد امپراطوريهاي رم باستان دچار بلاي شايعه بودند و عده اي را به عنوان خبرچين در بين مردم مي فرستاند که وظيفه ي اين افراد رفتن به ميان مردم و گزارش کردن شنيده هاي خود به پادشاه بود گزارشهايي که هر روز به قصر مي رسيد محک خوبي براي سنجش افکار عمومي بود. در صورت لزوم خبرچين ها با توسل به پخش شايعه اي خاص ضد حمله اي را ترتيب مي دادند اين پديده در گذشته به هنگام بحرانهاي
عمومي از قبيل جنگ، قحطي، حوادث طبيعي رواج يافت. در گذشته و حال علل و عوامل مختلفي به بروز شايعه در شرايط زماني و مکاني مختلف کمک کرده اند که آنها به شرح زير هستند.
اولين عامل پيدائي شايعه وجود يک رخداد مهم در جامعه است به عبارت ديگر حادثه اي که جنبه ي عمومي داشته و کم و بيش همگان را در بر مي گيرد و از اهميت بالايي برخوردار است.
دومين عامل وجود ابهام در موضوع مورد نظر است که اين امر مي تواند ناشي از عدم وجود اخبار موثق در مورد يک حادثه ي مهم باشد. زيرا سيستم انتقال اخبار و اطلاعات در اثر وجود سانسور در رسانه هاي جمعي فعاليت درستي نداشته باشد. در نتيجه اعتماد مردم به مراکز خبري کاهش مي يابد.
سومين عامل: عامل ارضاي نياز و محروميت است اگر جامعه اي به جاي ارضاي نيازهاي خود دچار محروميت شود شايعه امکان رشد بيشتري پيدا مي کند در واقع مي توان گفت که شايعه نوعي مکانيسم جبراني کاذب است که شايعه پردازان از طريق آن بسياري از نيازهاي دروني خود را به بيرون منعکس مي کنند و بدين ترتيب از شدت فشارهاي دروني خود کاسته و در کوتاه مدت به آرامش نسبي مي رسند.
اهداف شايعه ساز از پخش اخبار کذب و شايعات بي اساس:
1- ايجاد بدبيني نسبت به نظام و مسئولان يک جامعه
2- افزايش نگراني و اضطراب در مردم
3- ترور شخصيت
4- ايجاد فضاي ناسالم اجتماعي
5- ايجاد تقابل وصف بندي ميان قشرهاي مختلف مردم.
عامل انگیزه نیز در ایجاد شایعه نقش دارد:
1- ایجاد وجاهت اجتماعی: در مواردی شایعه به انتقال دهنده ی پیام نوعی اعتبار می بخشد و او را هر چند به طور ظاهری و موقتی صاحب موقعیت اجتماعی می کنند زیرا با اینکه کسی به درستی نمی داند شایعه از کجا سرچشمه گرفته و منبع اصلی آن در کجاست با اینحال انتقال دهنده ی شایعه چنین وانمود می کند که خبر خود را از یک منبع مهم و با نفوذ کسب کرده و با انتصاب خود به منبع مهم و صاحب نفوذ خواه واقعی خود را شخص مهمی جلوه می دهدکه با اشخاص با نفوذ و با اهمیت در تماس است. سازمان دهندگان شایعه معمولا با آگاهی از وجود چنین انگیزه هایی در انسان عملا چنین قصدی را تشویق می کنند زیرا بدرستی می دانند که شایعه از اینطریق بهتر و سریعتر عمل می کند.
2- اطمینان آفرینی و حمایت عاطفی: در اینجا شایعه بدان امید بیان می شود که شنونده خواهد توانست آنرا تکذیب یا رد کند یا اینکه بازگو کردن شایعه ممکن است تنش گوینده را با شریک کردن دیگران در تحمل آن کاهش دهد. در این موارد ممکن است فرد بجای افکار در پی جلب همدردی باشد.
3- فرافکنی: فرد ممکن است بدین سبب شایعه را بازگو کند که بخواهد از ترسها، آرزوها و خصومتهایی را که احتمالا از وجود آنها در خود آگاه نیست رهایی یابد.
4- پرخاشگری: ممکن است فرد به منظور صدمه زدن به افراد دیگر شایعه را انتقال دهد به عبارت دیگر او ممکن است قصد تهمت زدن و غیبت کردن و در خطر انداختن دیگران را داشته باشد.
5- پیش کش کردن مطالب خوشایند: شایعه ممکن است به منظور خود شیرینی نزد شنونده و یا ارائه اخبار خوشایند به او بازگو شود. این کار ممکن است با اظهارات ستایش آمیزی که میزان کمی از حقیقت را در بر دارد و یا اصلا حقیقت ندارد شروع شود و پس از مدتی این اظهارات به حقیقت تبدیل شود.
زمینه ی پذیرش و سرعت انجام شایعه:
هر شایعه مخاطبان خاص خود را دارد و در پذیرش و انتشار آن افراد معینی با ویژگیهای مشخص دخالت دارد. شایعات اقتصادی در میان تجار و بازرگانان بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرند و در انتشار آن مشارکت می ورزند. تعطیلات مدرسه برای دانش آموزان جالب است اما در آمادگی پذیرش شایعه تفاوتهای فردی و اجتماعی و فرهنگی نیز دخالت دارند. افرادی که از لحاظ اعتماد به نفس در سطح پایینی هستند و همچنین از حوادث اطراف خود بی خبرند بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند. در جامعه ی ما بدلیل وجود فرهنگ عمیق شفاهی و ضرب المثلهای مشهوری مانند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها و یا زیر کاسه نیم کاسه ای است. پذیرش انتشار شایعه از نیروی خاصی برخوردار است یک شایعه سرعت چشمگیری دارد چنانچه سرعت آن را 600 کیلومتر در ساعت تخمین می زنند. یک روان شناس و جامعه شناس آلمانی به نام مرتون که پژوهشهای جالبی در زمینه ی شایعه و شایعه پردازی انجام داده است به این نتیجه رسید که شایعات به دلیل گیرائی و کششی که دارند همواره سریعتر از خود شایعه ساز با سرعتی باور نکردنی در جامعه حرکت می کنند. این پژوهشگران برای اثبات این فرضیه پژوهشی را در این زمینه انجام داد بدین ترتیب که از طریق یک تعمیرکار اتومبیل شایعه کرد که یک دست بریده در صندوق عقب اتومبیلی دیده شده است مرتون سپس به تعقیب شایعه پرداخت و با کمال تعجب دریافت که به هر جا که می رسد دست بریده زودتر از او رسیده است.
چگونگی خنثی سازی و مبارزه با شایعه در افکار عمومی:
برای دستیابی به نوعی ایمنی در برابر شایعه در یک جامعه و ارائه ی راهکارهای اساسی مؤثر در ناکام گذاشتن فرآیند شایعه اقداماتی به نظر می رسد که می توان به صورت زیر خلاصه کرد.
1) حضور مسئولان در میان مردم
2) پرهیز از شعارهای بدون عمل
3) ارائه به موقع خبر و پرهیز از وجود سانسور در اطلاع رسانی
4) ارائه یک تحلیل و جمع بندی مشخص از شرایط حاکم بر کشور و در میان گذاشتن واقعیات و مشکلات با مردم.