9 تکنیک بالابردن اعتماد به نفس

9 تکنیک برای ایجاد و افزایش اعتماد به نفس

اعتماد به نفس بالا می‌تواند شما را در هر زمینه ای از زندگی شگفت انگیز نشان دهد.

۱- از مقایسهٔ خود را دیگران دست بکشید

یکی از بهترین روش‌ها برای افزایش اعتماد به نفس این است که از مقایسهٔ خود با دیگران دست بردارید. مشکل اینجاست که شما فقط قسمت کوچکی از شخصیت آن فرد را که در حال مقایسه‌اش با خودتان هستید می‌بینید. هر شخص به صورت متفاوتی فکر می‌کند، درک می‌کند، احساس می‌کند و یاد می‌گیرد. شما تنها فرد در این جهان هستید که قابلیتی خاص دارید. منظور من توانایی‌های خارق‌العاده نیستند بلکه روش و راهی است که شما برای حل یک مسئله از آن استفاده می‌کنید.

یادتان باشد هیچ دو اثر انگشتی یکسان نیستند. وقتی شما خود را با فرد دیگری مقایسه می‌کنید، در ذهنتان او را در تمام مسائل بهتر از خود می‌بینید. این کار به هیچ وجه روش خوبی برای ارزیابی خودتان نیست. به جای این کار بهتر است نگران این باشید که چقدر خودتان را دوست دارید. شما احتمالاً شگفت زده خواهید شد وقتی ببینید افرادی که خود را دوست دارند چقدر شاد تر از افرادی هستند که خود را دوست ندارند.

۲-همیشه ارتباط چشمی برقرار کنید

اکثر مردم خیلی زیاد نگران این هستند که دیگران چگونه در مورد آن‌ها فکر می‌کنند. با ایجاد ارتباط چشمی می‌توانید خود را یک فرد شایسته، نترس، با اعتماد به نفس نشان می‌دهید.اثر ارتباط چشمی در افزایش اعتماد به نفس شما تاثیر شگرفی دارد . یک ترفند کوچک وجود دارد و آن این است که اگر شما از این ترس دارید که مستقیم به چشم طرف نگاه کنید، به جای چشمان طرف، به فاصلهٔ میان دو ابروی آن فرد نگاه کنید. در این حالت نه شما مستقیم به فرد نگاه کرده‌اید و نه آن فرد متوجه این موضوع می‌شود.

برای این کار شما باید مدتی تلاش کنید تا این کار عادت شما شود.

۳-تغذیهٔ سالم و ورزش

ظاهر شما علت اصلی اعتماد به نفس پایین در شماست. بهبود ظاهر شما می‌تواند به طرز شگفت انگیزی اعتماد به نفستان را افزایش دهد. به نظر من بهترین راهی که هم می‌توانید حس خوبی داشته باشید و هم اندامی مناسب، ورزش کردن است نه عمل جراحی زیبایی!!

هر ورزشی که انجام دهید خوب است چون باعث ترشح اندورفین می‌شود این مادهٔ شیمیایی موجب احساس نشاط و بالا رفتن روحیه در شما می‌شود. ورزش کردن به خودی خود باعث افزایش اعتماد به نفس شما می‌شود و ادامهٔ آن باعث تناسب اندام. از شما نمی خواهیم به یک قهرمان ورزشی تبدیل شوید. کمی با خودتان بیشتر مهربان باشید و سعی کنید روزانه یا حتی بصورت هفتگی فعالیت ورزشی را در برنامه خود قرار دهید.

بخصوص اگر یک فعالیت ورزشی همراه با دوستان و نزدیکان خود داشته باشید . در این حالت شما بیشتر لبخند می‌زنید و احساس خوبی خواهید داشت. لبخند بیشتر شما موجب افزایش اعتماد به نفستان می‌شود. به نظر شما آیا رابطه ای میان این دو وجود دارد؟

۴-شیک لباس بپوشید

آیا شنیده ایدکه می‌گویند «وقتی خوش‌تیپ باشید، احساس خوبی خواهید داشت» این واقعاً حقیقت دارد. وقتی شما شیک لباس بپوشید تأثیر مثبت بر خود و دیگران می گذارید این گونه لباس پوشیدن احساس راحتی خاصی به شما می‌دهد. برای شیک پوش بودن لازم نیست هزینه های بسیاری را به خودتان تحمیل کنید. فقط کافی است کمی در زمینه لباس و همنشینی رنگ ها در پوشیدن لباس اطلاعات کسب کنید. در بدترین حالت اگر خود را دارای سلیقه خوبی برای خرید لباس های شیک و مناسب نمی بینید از یکی از دوستان نزدیک خود که می تواند به شما کمک کند در خرید و ترکیب بندی لباس خود بهره بگیرید.

شیک لباس پوشیدن یکی از ساده‌ترین راه‌هاست که باعث افزایش اعتماد به نفس شما می‌شود.

۵-از دیگران تعریف کنید

مثبت اندیش باشید. این به شما اجازه می‌دهد تا نقاط قوت دیگران را ببینید و از آن‌ها تعریف کنید. خوب این چه ربطی به اعتماد به نفس داشت!؟ وقتی شما از دیگران تعریف می‌کنید به طور حتم آن‌ها هم همین گونه با شما رفتار می‌کنند و از نقاط قوت شما می‌گویند. به قول یک مثل قدیمی می‌گوید «اگر خواستید چیزی بدست بیاورید اول باید آن را به دیگران ببخشید» وقتی دیگران نقاط قوت شما را می‌گویند مانند یک ذره بین عمل می‌کنند که رفتار های مثبت شما را بهتر نشان می‌دهند و این موجب پیشرفت و افزایش اعتماد به نفس شما می‌شود.

۶-به افراد محتاج کمک کنید

در ظاهر کمک به بیچارگان و درماندگان ممکن است این گونه به نظر برسد که این کار موجب ناراحتی می‌شود. اما شاید ندانید که کمک کردن به نیازمندان یکی از بهترین احساسات را در شما ایجاد می‌کند. افرادی که به صورت داوطلبانه این کار را انجام می‌دهند معمولاً افراد با اعتماد به نفس، با اراده ای هستند. خوشبختانه این روزها به همت شما مردمان با انگیزه و مهربان در گوشه و کنار سرزمین مان مراکز بسیاری برای کمک به انواع قشر های نیازمند راه اندازی شده اند.

راستی یادتان نرود! کمک به افراد محتاج صرفا با پول نیست ، شما می توانید با ارائه رایگان کار و خدمتی که در آن تخصص دارید به افراد نیازمند کمک کنید. همین امروز اینترنت را برای یافتن مراکز خیریه در نزدیکی خود جستجو کنید.

به قول آنتونی رابینز : راز زندگی در بخشش است.

۷- با ترس‌ هایتان رو به رو شوید و از آن‌ها فرار نکنید

این دلیل عدم اعتماد به نفس در بیشتر مردم دنیاست. ترس‌های ما رابطهٔ مستقیم با احساسی دارد که ما از خود داریم. وقتی ما از چیزی می‌ترسیم، حس می‌کنیم که در آن زمینه ناتوان هستیم و این موجب کاهش اعتماد به نفس می‌شود. برای رفع این مورد شما باید با ترس‌ هایتان رو به رو شوید. از ترس‌ هایتان وحشت نکنید. بهترین راه این است که بفهمید چرا این ترس‌ ها در شما به وجود آمده اند.

یاد بگیرید هیچ گاه از شکست نترسید. هر شخصی بارها در زندگی شکست می‌خورد. شکست‌های شما زندگی‌تان را تعریف نمی‌کنند. شما مسئول پاسخگویی به شکست‌ هایتان و رفع آن‌ها هستید.

۸-همیشه اعتماد به نفس داشته باشید

اعتماد به نفس را همیشه با خود همراه کنید. در واقع من از شما نمی‌خواهم تلاش کنید که اعتماد به نفس داشته باشید و به خود استرس راه بدهید که مثلاً الآن من اعتماد به نفس دارم یا نه و …

      چند راه برای اینکه بتوانید اعتماد به نفس را در ظاهر خودتان نمایش دهید را برایتان می‌گویم.

–    با صدا و تن مناسب صحبت کنید.

–    نسبت به طرز ایستادنتان آگاه باشید.

–    حالت دست‌ها و بازوهایتان را مناسب و درست نگه دارید.

–    از دست‌های خود در زمانی که توضیح می‌دهید استفاده کنید.

۹-آنقدر وانمود کنید تا به دستش بیاورید

ممکن است این حرف را قبلاً نیز شنیده باشید. به نظر من در مورد اعتماد به نفس واقعاً درست است.

اگر شما در وضعیتی قرار بگیرید که احساس کردید اعتماد به نفس شما کم شده، وانمود کنید که اعتماد به نفس بالایی دارید. مطمئن باشید که اثر می‌کند. در آن لحظه فکر کنید یک فرد با اعتماد به نفس و محکم هستید. سعی کنید ظاهرتان را هم کنترل کنید. بهتر است برای اینکه بتوانید سریع این کار را انجام دهید یک فرد با اعتماد به نفس را در ذهن تجسم کنید.

در محل کار چقدر انرژی دارید؟

در محل کار چقدر انرژی دارید؟ شاداب و پرانرژی هستید یا بی‌حال و کلافه؟ در هر صورت همکارانتان با انرژی خود بر شما تاثیر می‌گذارند؛ چه مثبت و چه منفی.

ادامه نوشته

حتمالا شنیده‌اید که مصرف‌کنندگان نوشته تبلیغاتی را نمی‌خوانند، اما حالا وقت آن رسیده است که با حقیقت روبه‌رو شویم. در واقع، تنها 10 درصد خوانندگان مجله‌ها، به نوشته‌های تبلیغاتی توجه می‌کنند.

به گزارش  کاوشگران روابط عمومی به نقل از دنیای اقتصاد، شاید فکر کنید که این 10 درصد، ارزش این همه زحمت را ندارد، اما اشتباه می‌کنید. در بیشتر مواقع، این گروه کوچک می‌توانند مشتریان بالقوه‌ای باشند که می‌خواهند هرچه بیشتر در مورد محصول شما بدانند، پیش از آنکه تصمیمی بگیرند. نوشته شما باید به گونه‌ای باشد که آنها را متقاعد سازد که محصول شما را بخرند و نه کالای رقیب را.کلمه‌ها هستند که تفاوت‌ها را خلق می‌کنند. «کلمات» می‌توانند شما را بخندانند، بگریانند و وادار به خرید کنند. طراحانی که فکر می‌کنند واژه‌ها یکی دیگر از عوامل طراحی‌اند، از این نکته غافل مانده‌اند. نوشتن تبلیغات موثر به زمان نیاز دارد. نوشتن، هنر دشواری است و قانون‌های ویژه، سخت، محکم اما ساده‌ای برای نوشته تبلیغاتی وجود دارد.کلماتی که با مهارت توسط یک نویسنده تبلیغاتی ماهر نوشته می‌شوند، مصرف کننده را برانگیخته و وادار به خرید می‌کنند. به‌طور کلی، هرچه کمتر حرف بزنید، شنوندگان کلمات را بهتر به خاطر می‌سپارند .

20  قانون نوشتن تبلیغات موثر

• حاشیه نروید : به‌طور مستقیم به ویژگی‌های خود اشاره کنید. هر کلمه غیرضروری را حذف کنید. هر چقدر تعداد واژه‌هایتان بیشتر باشد، خوانندگان کمتری آن را خواهند خواند .

• برای تاثیر هر چه بیشتر تبلیغات، اصل پیام را در بدو امر اعلام کنید : پاراگراف اول را هرچه قوی‌تر و موثرتر بسازید. امتیازاتی را پیشنهاد کنید. پس از نوشتن نخستین پاراگراف، به توصیف مزایای اصلی محصولتان بپردازید. به خواننده آنچه را که باید در مورد محصولتان بداند، توضیح دهید و آن را پیوسته تکرار کنید .

• صریح باشید : اگر شما از زبان ساده استفاده نکنید، افراد عادی قادر به درک آن نخواهند بود. یک پیام ساده و صریح به شما فرصت می‌دهد که با مخاطبان بالقوه خود به‌گونه‌ای مستقیم حرف بزنید .

• با مخاطب خود مستقیم صحبت کنید : برخی نویسندگان تبلیغات بر این تصور هستند که با توده بی‌جان در ارتباطند. این روش خوبی نیست خواننده را در ذهن خود به‌خاطر آورید. با مخاطب خود حرف بزنید و به او گوش دهید. با مخاطبان خود درست همانند مردمی که هر روز با آنها روبه‌رو می‌شوید، رفتار کنید .

• از زمان حال استفاده کنید : زمان حال به شما اجازه می‌دهد که نظر خود را در نوشته‌تان ابراز کرده و بگویید که اکنون چه چیزی اتفاق می‌افتد و شما چه باید بکنید. همچنین می‌تواند در بیان رویدادی که در آینده رخ خواهد داد و شما اطمینان کامل به حضور این رویداد دارید، استفاده شود .

• از منطق و احساس استفاده کنید : آگهی شما نه‌تنها خواننده را در مورد یک امتیاز خاص مطلع می‌سازد، بلکه می‌تواند دارای یک امتیاز عاطفی نیز باشد. نوشته‌های تبلیغاتی منطقی نیز می‌توانند بسیار موثر واقع شوند. البته مشاهداتی نیز در خصوص تمایل کمتر خوانندگان عادی به خوانندن پیام‌های منطقی وجود دارد .

• پاراگراف خود را کوتاه و جذاب بسازید : یک موسسه آمارگیری مطرح در این مورد نظر قطعی خود را اعلام کرده است: «هر چقدر پاراگراف‌هایتان طولانی‌تر باشند، افراد کمتری آن را خواهند خواند ».

• از کلمات کوتاه و متداول استفاده کنید : پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کلمات کوتاه بر واژه‌های بلند برتری دارند. به همین ترتیب کلمات متداول بسیار موثرتر از واژه‌های مبهم‌اند. کلمات کوتاه و متداول به خوبی و به سرعت فهمیده می‌شوند و بهتر در ذهن باقی می‌مانند .

 • مثبت باشید : اگر شما ناچارید که از یک جمله منفی استفاده کنید، با خط کشیدن در زیر فعل منفی یا استفاده از حروف چاپی درشت‌تر، توجه خواننده را به آن جلب کنید .

اشتباه زندگی

اشتباهات زندگی

                     مقدمه

هر چند که انسانها در طول تاریخ اشتباهات کوچک و بزرگ زیادی را در راه رسیدن به موفقیت مرتکب شده‌اند، اما چیزی که مایه تعجب و شگفتی است این است که این اشتباهات به کرات در حال تکرار بوده، هستند و شاید در آینده‌ای نه چندان دور دوباره توسط نسل بعدی انسانها تکرار شوند! با کمی مطالعه و تحقیق در مورد این اشتباهات به این نتیجه می‌رسیم که متأسفانه به جای اینکه میزان اشتباهات با افزایش درک و آگاهی انسانها کاهش پیدا کند، روز به روز در حال افزایش است. هر چند که انسان در حال حاضر در حال گذران عمر خود در عصری است که به نام عصر فضا نام گرفته است.

   هر چند انسانها در اعصار گذشته دانش و تخصص علمی کمتری داشته‌اند، ولی در عوض از کیفیت روابط اجتماعی بسیار خوبی برخوردار بوده‌اند. در گذشته انسانها برای برقراری ارتباط با یکدیگر نیاز به گذران دوره‌های آموزشی نداشته‌اند، ولی در عصر حاضر یکی از بزرگترین مشکلات انسانها این است که چگونه خود و احساسات انسانی خود را نسبت به همدیگر بیان کرده و به راحتی بتوانند در محیط خانواده یا اجتماع با آنها ارتباط برقرار کنند.

تکرار خطا ، خطایی بزرگتر است.

این موضوع از آنجایی حائز اهمیت است که عدم توجه به این بحران! و صرف زمان برای مطالعه اشتباهاتی که انسانها برای رسیدن به موفقیت مرتکب شده‌اند، باعث کاهش کیفیت روابط فردی و اجتماعی انسانها در آینده خواهد شد و زندگی معنوی و اجتماعی او را با خطرات جدی رو به رو می‌نماید. امروزه خردمندان جوامع به این باور رسیده‌اند که تامین سعادت و خوشبختی انسان تنها با کمک پیشرفت‌های علمی میسر نبوده و تحقق کامل این هدف تنها به افزایش معنویات در زندگی بستگی دارد. هر چند که خداوند متعال هیچ وقت انسان را در پیمودن راه زندگی در این دنیا تنها نگذاشته و جوامع انسانی را با فرستادن پیامبران و امامان مورد رحمت و هدایت خود قرار داده است.

 اما تعدادی از انسانها با گمراه کردن دیگران هیچ وقت اجازه ندادند که عظمت الهی هدایت‌گر زندگی انسانهایی باشد که در تلاش برای رسیدن به موفقیت بوده یا هستند و در این بین تنها انسان‌های معدودی توانسته‌اند به نسبت استعداد و دریافت خود به درجه‌ای از کمال برسند. به نظر می‌رسد که قرن بیست و یکم ، قرنی باشد که انسانها در آن گرایش بیشتری در مسیر معنویات و اخلاقیات از خود نشان داده و از معنویت به عنوان آخرین سلاح بشریت برای بازگرداندن انسان به مدار اصلی انسانیت خویش استفاده نمایند. برای روشن‌تر شدن موضوع بیایید نگاهی به تعدادی از اشتباهاتی که انسانها در طول تاریخ برای رسیدن به موفقیت مرتکب شده و می‌شوند داشته باشیم و این گونه تصمیم بگیریم که نه تنها آنها را تکرار نکنیم.

خوشبختی به قیمت بدبختی دیگران

قرن‌هاست که بشر دچار توهم غم انگیزی در زمینه رسیدن به قدرت شده و همین توهم باعث بروز نبردهای خونین و بی‌عدالتی‌های فراوانی در سراسر جهان شده است. توهم این است که تعدادی از انسانها فکر کرده و می‌کنند که می‌توانند از ضرر و بدبختی دیگران به خوشبختی برسند، به همین دلیل در جست و جوی راه‌هایی برای سوءاستفاده و اغوای دیگران بوده اند. این مشکلی است که هنوز دست از گریبان تعدادی از انسانهای تشنه قدرت و موفقیت برنداشته است.

 بسیاری از مردم احساس می‌کنند که می‌توانند با خراب کردن دیگران به موفقیت برسند. یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید «دو راه برای داشتن بلندترین ساختمان در شهر وجود دارد. یکی این است که تمام ساختمان‌های بلند شهر را خراب کنی و دوم این است که روی ساختمان خودت کار کنی و آن را بلندتر کنی.» این مطلب دقیقا در مورد مسائل سیاسی ، اقتصادی و زندگی شخصی تک تک انسانها نیز صادق است.

نگرانی از مسائلی که خارج از کنترل شماست

نگرانی از مسائل خاصی که با گذر زمان حل می‌شود، فقط نیروی انسان را هدر می‌دهد. خداوند گاه معجزات خود را در مکان‌های باور نکردنی و به دست افرادی دور از انتظار و در زمان هایی غیرقابل تصور به انجام می‌رساند. زندگی نیز ما را دقیقا به آن طرف راهنمایی می‌کند، اما از راه‌هایی که انتظارش را نداریم. ظاهرا مردم در دنیای قدیم نیز انرژی فراوانی را صرف نگرانی در مورد اموری می‌کردند که خارج از کنترل آنها بوده است. اول اینکه بی‌معنی است در مورد چیزی نگران باشی که کنترلی بر آن نداری، زیرا اگر تو بر آن کنترلی نداری معنی ندارد که در مورد آن نگران باشی. دوم اینکه این هم بی‌معنی است که در مورد چیزهایی که بر آن کنترل داری نگران باشی، زیرا اگر واقعا کنترل داری نگرانی معنا ندارد.

    عدم حذف غیرممکن در زندگی

روزی سرخپوستی در جنگل گردش می‌کرد. او یک تخم عقاب را روی زمین دید و به خیال اینکه یک تخم مرغ معمولی است آن را در لانه یک مرغ گذاشت. جوجه عقاب نیز همانند دیگر جوجه‌های مرغ از تخم بیرون آمد و مانند آنها شروع به راه رفتن و دانه خوردن کرد. یک روز ، عقاب کوچک که اندکی بزرگتر شده بود متوجه پرواز پرنده باشکوهی در آسمان شد. پرسید این چه پرنده‌ای است؟ مرغ پاسخ داد: این یک عقاب است. زیباترین و قدرتمندترین پرنده دنیا! عقاب کوچک با خود اندیشید که چقدر خوب بود اگر او هم عقاب بود و می‌توانست مثل عقاب پرواز کند، اما چون باور داشت که یک جوجه مرغ معمولی است خیلی زود همه چیز را فراموش کرد و تمام عمرش را مثل یک مرغ خانگی زندگی کرد! جایی در مغز شما قرار دارد که سالهاست در آن بذرهای موفقیت خفته‌اند و حال آنکه اگر این بذرها را در مغز خود فعال کنید با قدرت رشد خود می‌توانند شما را به اوج برسانند.

 اگر شما طالب پیروزی هستید اما فکر می‌کنید توانایی آن را ندارید، موفق نمی‌شوید. فراموش نکنید که تنها معیار ذهن نیمه هوشیار افکاری است که شما بیشتر در مورد آنها فکر می‌کنید. اگر بیشتر به موفقیت فکر می‌کنید ضمیر ناخودآگاه شرایط درونی و بیرونی را طوری تغییر می‌دهد که به خواسته خود برسید. اما اگر دائما به مسائل منفی و ترس از شکست فکر می‌کنید، حتی اگر از بهترین امکانات هم برخوردار باشید به علت تفکر منفی ، خود شما خودتان را از درون شکست داده‌اید. ضمیر ناخودآگاه کور است و نمی‌تواند میزان دارایی یا کمبودهای مادی شما را ببیند. او فقط احساس می‌کند. به هر موضوعی بیشتر فکر کنید آن را در درون شما به صورت یک قانون درمی‌آورد. برای رسیدن به موفقیت تنها کلمه غیرممکن را از فرهنگ لغات زندگی‌تان حذف کنید و دیگر و تحت هیچ شرایطی به او اجازه بازگشت ندهید.

ترس از ریسک کردن برای پیروزی

آنهایی که واقعا قدر چیزهای باارزش را می‌دانند، حاضرند بهای آن را نیز با جان و دل بپردازند. کسی که آرزویی در سر دارد ولی حاضر نیست که بهای آن را بپردازد، فقط افسوس آن رویا را نصیب خود کرده است. هر چیز باارزشی قیمتی دارد. ترس از شکست چیزی است که انسان‌های بی‌شماری را از انجام کارهایی که به آن علاقه دارند دور نگه می‌دارد. فراموش نکنید که برای به دست آوردن چیزی حتما و حتما چیزهایی را از دست می‌دهید، این بستگی به ارزش چیزی دارد که مایلید آن را به دست آورید.

 گاهی اوقات ارزش چیزهایی که بدست آورده‌اید بسیار بیشتر از چیز‌هایی است که به منظور کسب موفقیت از دست داده‌اید، اما گاهی اوقات هم ارزش چیزی که بدست آورده‌اید بسیار کمتر از آنی است که شما بابت آن پرداخت کرده اید. دنیا پر از فرصت‌های مناسبی است که هنوز کسی در مورد آنها کاری انجام نداده است. شعار خواستن ، توانستن است را هرگز از یاد نبرید.

محدود دیدن

هیچ وقت فکر نکنید که به انتهای خط رسیده‌اید و دیگر کاری نمانده که شما انجام نداده‌اید. تا انسان انسان است و دنیا دنیاست همیشه فرصت برای انجام کارهای خاص وجود دارد. هیچ مرزی و مانعی برای انسانهای بااراده وجود ندارد. و با تمام کردن تحصیلات آکادمیک دست از تحصیل و پرورش ذهن خود برنمی‌دارند. متأسفانه چنین قبول کرده‌ایم که خواندن و مطالعه کردن فقط به منظور قبولی در امتحان و کسب مدرک بالاتر است و هنگامی که مدرک می‌گیریم نیاز به مطالعه تمام می‌شود! چنین تفکری نشانه سقوط شما در آینده‌ای نه چندان دور است.

اهداف شما قربانی افکار دیگران

تاریخ نشان داده است که انسان‌های موفق کسانی بوده‌اند که حاضر نشده‌اند افکار خود را به هیچ قیمتی به دیگران بفروشند. افراد موفق تاریخ همواره از میان انسان‌هایی برخاسته‌اند که افکار متفاوت و درستی را برای خود برگزیده‌اند و برای اثبات صحت و درستی آنها واقعا تلاش کرده‌اند. انسانها اکثرا خود را قربانی افکار منفی دیگران می‌کنند. نتیجه چنین اقدامی این است که دیگران به راحتی می‌توانند افکار خود را به شما تحمیل کنند.

 یکی از علائم اختصاصی افراد اهل عمل این است که آنها هیچ علاقه‌ای به کنترل دیگران ندارند. شما باید این حقیقت را همواره به خاطر داشته باشید که خودتان باید باغبان زندگی‌تان باشید. خودتان را از این افکار زائد که دیگران چه باید بکنند یا نکنند خلاص کنید. زمانتان را صرف اجرای طرح‌های زندگی خودتان کنید و کمتر دیگران را به پیروی از نحوه زندگی خود مجبور کنید.

فکر کردن به محدودیت‌ها قبل از اقدام به عمل

یکی از نوابغ تاریخ با عمل خود این تفکر زائد را بی‌اعتبار کرد که برای رسیدن به موفقیت باید از امکانات برخوردار بود. گاندی با ایمانی که به موفقیت داشت توانست کاری انجام دهد که برای همیشه نام او را در تاریخ بشر زنده نگاه خواهد داشت. او در مقایسه با همه هم عصران خود از قدرت بالقوه بیشتری برخوردار بود و این در حالی بود که او از مبانی ظاهری قدرت مانند پول ، ابزار جنگی ، سرباز و... هیچ بهره‌ای نداشت. او توانست بذر ایمان را در ذهن ۲۰۰ میلیون انسان بکارد و آنها را علیه دشمن بسیج کند و باعث استقلال کشورش گردد. او فراموش نکرده بود که لزوما همیشه قوی‌ترین‌ها یا ثروتمندترین‌ها ، پیروز نمی‌شوند. پیروز کسی است که فکر می‌کند می‌تواند پیروز شود.

باز کردن ذهن به روی هر نوع فکر

ذهن انسان مانند کندوی زنبور است. هیچ زنبور آلوده‌ای حق ورود به کندو را ندارد و هنگام ورود توسط نگهبانان کندو کشته می‌شود. اگر شما هم می‌خواهید طعم ثروت و موفقیت را بچشید باید کندوی مغز خود را با افکار شاد و سالم پر کنید تا بتوانید احساس شادابی را از آن به درون زندگی‌تان منتقل کنید. متأسفانه کندوی مغز انسان هیچ نگهبانی ندارد که مانع از ورود افکار آلوده به ذهن شوند. شما برای انتخاب افکارتان حق انتخاب دارید.

 ولی فراموش نکنید که ضمیر ناخودآگاه انسان تفاوتی میان اندیشه‌های مخرب و سازنده قایل نیست. هرچه به او بدهید با آن تغذیه می‌شود. همه چیز به این بستگی دارد که به چه افکاری اجازه ورود به ذهن می‌دهید. به یاد داشته باشید که افکار انسان قدرتی معادل نیروی برق دارند. اگر از نیروی برق درست استفاده کنید، می‌تواند باعث پیشرفت صنعت گردد در حالی که در صورت کاربرد غلط می‌تواند جانتان را از شما بگیرد.

باور به شانس بد

ذهن نیمه هوشیار اندیشه‌های منفی یا مخرب را درست به همان شکل اندیشه‌های سازنده به عمل تبدیل می‌کند. این همان پدیده غریبی است که میلیون‌ها نفر آن را تجربه کرده‌اند و بسیاری آن را بدبیاری یا بدشانسی می‌دانند. این در حالی است که کسی بدشانس آفریده نمی‌شود. میلیون‌ها نفر از مردم کره زمین گمان می‌کنند محکوم به فقر و شکست و ناکامی هستند. احساس می‌کنند نیرویی بر آنها حاکم است که مانع از ابتکار عمل آنها می‌شود. این در حالی است که خود این اشخاص باعث بدبیاری خود هستند، زیرا ذهن خود را تحت تأثیر باورهای منفی قرار داده‌اند.

 احساس دلسردی و ناامیدی تمام وجودشان را پر کرده است و احساس می‌کنند که در این دنیا هیچ چیز امیدبخشی برای آنها وجود ندارد و آنها همان کسانی هستند که محکومان ابدی سرنوشت هستند که هیچ چیز از خودشان نداشته و مجبورند دوران محکومیت زندگی خود را در زندان دنیا سپری کنند! اندیشمندان بسیاری در طول تاریخ تلاش کردند به انسان بیاموزند درمان مشکلات انسان از طریق تغییر ذهنیت او امکان پذیر است، اما انسانهای کمی موفق شدند صدای آنها را بشنوند و به گفتار آنان عمل کنند. شما هم می‌توانید آن صداها بشنوید، فقط اگر واقعا بخواهید.

ندیدن عواقب و پیامدها

اغلب اعمال انسانی به صورت مقطعی و بدون فکر به آینده صورت می‌گیرد. انسان‌های بی‌شماری وجود دارند که بدون تفکر و پیش بینی عواقب احتمالی اعمال خود تصمیم به کاری می‌گیرند و در آخر هنگامی که شکست به سراغ آنان می‌آید، انگشت اتهام خود را به سوی دیگران نشانه می‌روند. متأسفانه هنگامی که انگشت اتهام خود را به سمت دیگران نشانه می‌گیرم و آنان را به عنوان عاملان اصلی شکست‌هایمان معرفی می‌کنیم، فراموش می‌کنیم که یک انگشت به سوی آنها و سه انگشت به سوی خود ما اشاره می‌کند، اما ما فقط آن یک انگشت را می‌بینیم!

در اندیشه گذشته

می‌گویند گذشته چراغ راه آینده است، اما این به این معنی نیست که اگر گذشته موفقی نداشته‌‌اید در آینده نیز بدبخت خواهید بود. به جای اینکه بیشتر زمان خود را صرف فکر کردن به گذشته کنید، خود را ترغیب کنید که به آینده مثبتی فکر کنید. گذشته‌ها ، گذشته و به تاریخ پیوسته است. به جای فکر کردن به ناکامی‌های گذشته برای آینده خود برنامه‌ریزی کنید، اما فراموش نکنید که نباید تار و پود آن از جنس گذشته باشد. برنامه‌ای می‌تواند شما را به خوشبختی برساند که تار و پود آن از جنس آینده و امید به موفقیت باشد. هنگامی که برای خود برنامه‌ریزی می‌کنید به یاد داشته باشید که خود شما مسئول تک تک اعمالتان هستید.

سطحی نگری

یکی از بزرگترین دلایل شکست انسان این است که معمولا از روی ظاهر رقبای خویش در مورد توانایی آنان قضاوت می‌کند. هیچ کسی را در هیچ مقام و شأنی نباید دست کم گرفت. فراموش نکنید که ذهنیت منفی نسبت به دیگران هرگز نمی‌تواند باعث موفقیت شما گردد. در هر کجای این دنیا که زندگی می‌کنید، درسی از ایمان برای شما در نظر گرفته شده، فقط باید چشم‌هایتان را باز کنید و با تأمل به آنها نگاه کنید. از مناظر زیبای طبیعت گرفته تا کوچک‌ترین ماهی دنیا که در اعماق اقیانوسی تاریک زندگی می‌کند، هر کدام درسی از ایمان را در خود پنهان کرده‌اند. تنها چیزی که انسان به آن نیاز دارد، اطاعت است. خداوند به تعداد تک تک انسانها راهی برای رسیدن به موفقیت ترسیم کرده است.

 هر کسی فقط باید به دنبال راه خودش باشد. تنها در صورتی می‌توانید راه حقیقی‌تان را در زندگی پیدا کنید که قبل از اینکه به سهم مادی خود از دنیا بیندیشید به این فکر کنید که هستید و هدف از خلقت شما در این دنیا چه بوده است. باید به پاسخ این سؤال برسید که خلق این همه زیبایی برای چه بوده و در عوض خداوند از شما چه انتظاری دارد؟ علت اینکه بیشتر انسانها در زندگی شکست می خورند این است که قبل از اینکه به این موضوع بیندیشد که کیستند و برای چه آمدند به دنبال سهم مادی خویش از دنیا می‌گردند و زمانی متوجه اشتباه خویش می‌گردند که دیگر زمانی برای جبران باقی نمانده است.

عبرت نگرفتن از شکست

هلن کلر چند روز پس از تولدش ناشنوا ، نابینا و لال شد. به رغم این همه بدبیاری او توانست نام خود را در لیست بزرگان تاریخ بشر ثبت کند. او توانست با اراده خود ثابت کند که اگر کسی خود را شکست‌خورده نپندارد، در شمار شکست خوردگان قرار نمی‌گیرد. برای رسیدن به موفقیت باید به مطالعه شکست‌ها پرداخت. باید همانند کیمیاگران قدیم که در جست و جوی راهی برای تبدیل فلزات به طلا بودند، در جست و جوی هنری بود که بتوان به کمک آن از شکست‌هایمان برای موفقیت‌های حتمی آینده‌مان پله بسازیم. بتهوون آهنگساز آلمانی نیز ناشنوا بود ولی به یکی از بزرگترین آهنگسازان جهان تبدیل شد.

حرف آخر

چند هزار سال قبل پیشینیان برجسته ما روی همان خاکی راه می‌رفتند که ما امروزه راه می‌رویم، از همان هوایی تنفس می‌کردند که ما امروز تنفس می‌کنیم (آلودگی را فراموش کنید)، و از گرمای همان خورشیدی برای رشد محصولاتشان استفاده می‌کردند که امروز ما استفاده می‌کنیم. برای رسیدن به موفقیت باید به مطالعه تاریخ پرداخت و اسرار پیروزی بزرگان تاریخ را لابه لای صفحات پر گرد و غبار آن خارج کرد. هدف از مطالعه تاریخ باید رسیدن به این فهم باشد که این متفکرین می‌خواستند که ما با چه چیزهایی آشنا شویم و از چه مسائلی برای رسیدن به موفقیت فاصله بگیریم.

 این ضرب‌المثل فرانسوی را به یاد داشته باشید که: غیرممکن غیرممکن است. شما می‌توانید افکار منفی که همانند خاری هستند از مغزتان خارج کرده و به جای آن گل سرخ بکارید. در زمان چیدن خارها ممکن است سختی‌های زیادی را تحمل کنید، اما به این موضوع ایمان داشته باشید که اگر بتوانید سختی این کار را تحمل کنید، به زودی صاحب باغی می‌شوید که بوی خوش گلهای آن تمام زندگی شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد

راه های مقابله با مشکلات زندگی

 
 منو
 کاربر Online
633 کاربر online
راههای مقابله با مشکلات زندگی
تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی شخصیت
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی مرضی > اختلالات روانی
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی مرضی > بهداشت روانی
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی شخصیت
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی مرضی > اختلالات روانی
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی مرضی > بهداشت روانی
(cached)

 

مقدمه

آیا شما از این که بعضی‌ها چگونه با زندگی کنار می‌آیـنـد، شگفت زده نمی‌شوید؟ آنها همیشه تیزهوش ، خوشرو و بانشاط هستند و هیچگاه در برابر مشکلات تسلیم نمی‌شوند و در هنگام مواجهه با آن استوار می‌ایستـنـد. در مـقـابـل ، افـرادی هم هستـنـد کـه همـواره شـکایت دارند و گـلـه می‌کنند، از کاه ، کوه می‌سازند و زندگی را بـا اخم و تـخم سـپـری می‌کنند.

هر کسی به نوبه خود دارای مشکلات ، استرس‌ها و تنش‌های مخصوص به خود است. امـا اگـر شما بیاموزید که چگونه با آنها کنار بیایید در پـایان ، پیروز از میدان خارج می‌گردید. معجزه‌هـا بـه خـودی خود روی نـمی‌دهنـد، ایـن شـما هستید که باید آنها را خلق کنید. اگر مشکلی دارید، به جای آن که منتظر بمانید تا مشکل خود به خود حل شود ، قدم نخست را بردارید و آن را حل کنید. بـرای بـرآمدن از پــس مشکلات به نکات زیر توجه کنید.

به خودتان بگویید که می‌توانید از پس آن برآیید.

نـه مشـکـل و نـه تـوانایی خود را برای حل آن مشکل دست کم نگیرید. مـمـکن اسـت عـادت کـرده بـاشیـد تا با مشکلات سـطحـی بـرخـورد کـنید و یا آنها را نادیده بگیرید تا زمانی که مشکلات آنقدر بزرگ شونـد کـه ندانید چگونه و از کجا شروع کنید. بـه خـاطر داشته باشید که هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.

قدرت در دستان خود شما است.

شـما قدرت آن را دارید که مشکلی را حل کنید و یا به مشکلی دامن بزنید. این بـستگی بـه آن دارد که واکنش‌تان نسبت به آن مشکل مثبت باشد یا منفی. واکنش منفی معمولا شامل احساس تهدید و خـطـر نـسـبت به مشکل است که یک واکنش زنجیره وار را پدید می‌آورد. فرد بـیمناک ، احـساس خشم توام با نفرت در خود می‌کند. نفرت و خشم تنها مشکل را وخیم‌تر می‌کند. برای مثال: اگـر شما اضافه وزن داشته باشید، از این که زیاد غذا می‌خورید از خودتان متنفر می‌شوید. شـمـا می‌باید مثبت بیندیشید. خود را دوست بدارید، سپس خواهید دید که اراده تغییر شکل ظاهری خود را در خویش خواهید یافت.

از کاه ، کوه نسازید.

آیا عادت دارید مشکلات را اغراق آمیز جلوه دهید؟ اگـر الان بیکار هستید این بدین مفهوم نیست که هیچگاه قادر نخواهید بود شغـلـی بـیابید. و اگـر شـرکــت‌تان از رونق افتاده، بدین مفهوم نیست که به پایان خط رسیده‌اید. بـه خـاطـر داشته باشید که بسیاری از افراد دیگر در شرایط بسیار بدتری نسبت به شما قرار دارند. از منظر دیگری به مشکلات بنگرید و از خـود سـؤال کـنـیـد بـدتـرین اتـفاقی که می‌توانست برای شما روی دهد چه می‌توانست باشد؟ آیا می‌توانم آن را حل کنم؟

از احتمالات غافل نشوید.

هـر مشـکلی راه حـلـی دارد و به قول معروف ، پایان شـب سیه سپید است. اعتقاد داشته باشید جای مشکلی که برایتان پیش آمده، می‌توانست مشکلی بس وخیم‌تر و مصیبت‌بارتر برایتان رخ دهد که چنین نشده است.

متعهد به خود باشید.

اکثر افراد شکست می‌خورند اما نـه بـه خاطر آنـکه فــاقد هـوش ، فراست ، توانایی ، فرصت یا استعداد می‌باشند، بلکه به این علت کـه از مشکل خود به عنوان بهترین فرصت یاد نمی‌کنند. کـه می‌توانند از آنها درس بگیرند یا آن را به سمت و سوی دلخواه خود سوق دهند. در صورتی که اشتیاق خود را به زندگی از دست ندهید، حتی اگر زندگی تهی و پوچ به نظر آید شما قادرید موفق شوید.

صحبت کنید و گوش دهید.

به یاد داشته باشید که کلید حل مشکلات بـیشتر اوقات در دست منبع دیگری غیر از خودتان است. هرگاه نیاز به کمک دارید، قدم پیش بگذارید و درخواست کمک کنید. درخواست کمک ، عمل ناپسندی نیست. در حقیقت بیشتر از آنکه می‌اندیشید، دیگران به کمک شما خواهند شتافت. هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.

بیندیشید، بیندیشید و باز هم بیندیشید

از خـود سؤال کنید کـه واقـعـا مـشـکـل شما چیـست؟ بـیـکاری یـا اعتـمـاد به نفس پایین؟ مشکل شما عدم سرمایه کافی است یا خستگی و بـی‌حوصلگی؟ چگونه می‌توانید مشکل خود را حل کنید؟ به دقت به مشکلات بپردازید و سپس مرحله به مرحله آن را حل کنید.

منتظر چه چیزی هستید؟ معجزه‌هـا بـه خـودی خود روی نـمی‌دهنـد.

ایـن شـما هستید که باید آنها را خلق کنید. اگر مشکلی دارید ، به جای آن که منتظر بمانید تا مشکل خود به خود حل شود ، قدم نخست را بردارید و آن را حل کنید. آگـاه بـاشـیـد کـه مشکلات با گذشت زمان بدتر و جدی‌تر می‌گردند. پس اگر حقیقتا خواستار حل مشکلتان هستید، قدم پیش بگذارید و از پس آن برآیید.

خودانگیخته باشید

شمـا تـنـها فردی هستید کـه قـادر بـه تـحـت تـأثـیـر قـرار دادن افکارتان می‌باشید. افراد فقط می‌توانند شما را راهنمایی کنند ولی عاقبت این خود شما هستید که می‌توانـید ایجاد تحول کنید. بیشتر اوقات این مشکل نیست که باید حل گـردد، بـلـکه اتـخـاذ تـصمیم حل آن مشکل از سوی شماست که اهمیت دارد. که برخی اوقات افراد شهامت آن را ندارند.

ارتباط با مردم

آیا سعی می‌کنید با مردم ارتباط برقرار کنید؟ داشتن ارتباط یکی از جنبه‌های مهم زندگی است. امروزه عصر ما را عصر ارتباطات می‌نامند. در زمینه روابط انسانی جا برای پیشرفت زیاد است، بسیاری از مردم عصر ما در زمینه ایجاد ارتباط دوستانه با دیگران با مشکلات عدیده ای رو به رو هستند که از آن جمله می‌توان به منافع شخصی متضاد ، افکار منفی بازدارنده ، آزردگی‌های بی‌دلیل ، ناتوانی در همدردی با دیگران ، غرض ورزی و لجاجت کینه توزانه ، ناشکیبایی در مقابل تفاوت‌های فردی و ... اشاره کرد. وقتی از دوستی دل آزرده می‌شوید ، دل از او بر نکنید، به جای این کار بنشینید و فکر کنید و راه‌هایی برای بهبود روابط بیابید. هنر دوستی با دیگران ، از جمله والاترین هدف‌های زندگی است. دوستان خوب پشتوانه‌های با ارزشی در زندگی هستند.

در زندگی برنامه‌ریزی داشته باشید.

مسلما همه باید در زندگی هدف داشته باشند. این هدف باید به قدری با ارزش و جذاب باشد که شما را برای فعالیت و تلاش برانگیزد. همیشه در رویای خود ببینید که به هدف‌تان رسیده‌اید. این کار انگیزه شما را بالا می‌برد. برای این کار نیز برنامه‌ریزی لازم است. هرگز ، باری به هر جهت ، زندگی نکنید. زندگی گذران عمر نیست. چنین افکاری ، پوچی آور است. با برنامه‌ریزی مرتب و زمان‌بندی‌شده برای رسیدن به هدف تلاش کنید. همه اینها مستلزم خلاقیت شماست.

نیروی خلاق درون

موفقیت‌های کوچک خود را بی‌اهمیت جلوه ندهید. این موفقیت‌ها پایه‌هایی هستند که می‌توانید نیروی درون خود را بر محور آن بنا کنید. باید یاد بگیرید تا در ذهن خویش لحظات خوب زندگی را مجسم کنید و در قلب‌تان آنها را احساس کنید تا ملکه وجود شما شوند. بارها و بارها نیروی موفقیت را در وجود خویش تولید کنید. باید درک کنید که انسانی ارزشمند هستید ، تقصیرها را فراموش کنید. تصویر موفقیت را در ذهن خویش وسعت بخشید و آن را با تجربه‌های جدید تکمیل کنید.

واقع بین باشید.

قبل از هر چیز واقعیات زندگی را تصدیق کنید. با در نظر گرفتن واقعیت‌ها، هدف‌گیری و برنامه‌ریزی نمایید. با تحریف حقایق و با دروغ گفتن به خود هیچ چیز عاید شما نخواهد شد. این کار ممکن است اهداف شما را منحرف کند.

عفو خود و دیگران

قبل از هر چیز باید خود را مشمول عفو قرار دهید. باید خود را از تصمیمات غیرعاقلانه و حرف‌های احمقانه گذشته تبرئه کنید. خطاها و لغزش‌های گذشته را به خود ببخشایید. از شکنجه دادن خویش به خاطر عقل و درایتی که باید در گذشته به خرج می‌دادید و ندادید، دست بکشید. خاطره تلخ صدها لغزش و خطای گذشته را از ذهن خود بشویید. زندگی خلاق ، بدون بخشیدن خود امکان پذیر نیست. کسی که توانایی بخشیدن خود را ندارد، شب از بی‌خوابی رنج می‌برد و روز از ملالت و خستگی. باید درک کنید که شما انسان هستید و انسان کامل و بی‌عیب و نقص وجود ندارد. به موفقیت‌های خود بیندیشید. وقتی خود را می‌بخشید به احتمال زیاد توانایی بخشیدن دیگران را نیز پیدا می‌کنید. شهد و شیرینی عفو خود و دیگران را بچشید.

غلبه بر احساس تنهایی

میلیون‌ها انسان از بیم تنهایی عذاب می‌کشند. غلبه بر احساس تنهایی کاری دشوار است. انسان تنها ، تن به معاشرت کسانی می‌دهد که آنها را دوست ندارد و به انجام فعالیت‌هایی می‌پردازد که چندان شوقی بدان ندارد. تنهایی به معنای فیزیکی چندان مفهومی ندارد، چون غالبا در اطراف همه ، کسانی هستند. این احساس تنهایی است که مسئله ساز است. غم و غصه نیز موجب تنهایی است.

برای تسلط بر احساس تنهایی از تحمیل محدودیت‌های غیرمنطقی برخود بپرهیزید. به عقاید دیگران احترام بگذارید ، با تمام قوا به جنگ احساس ناتوانی بروید. جای دلتنگی برای گذشته را با احساس جدید توجه به روزهای خوش آینده عوض کنید. با قبول خود ، دیگران را نیز می‌پذیرید و براحساس تنهایی فائق آیید. هر روز موفقیت‌های گذشته را در آینده ذهن خود مجسم سازید تا هر روز با اعتماد به نفس بیشتر و با تصور ذهنی قوی‌تری به استقبال زندگی بروید.

روز خلاق شما

مسلما دنیای ما دنیای بی‌عیب و نقصی نیست. اما باید بدانید علیرغم همه ایرادها ، نکته‌های مثبت هم هست و بر شماست که آنها را بیابید. در دنیای امروز است که باید خوش زیستن را یاد بگیرید. خلاقیت برای امروز ، هدف‌گذاری برای امروز، بیایید امروز را مغتنم بشماریم. برای ایجاد خلاقیت می‌توانید از عوامل زیر کمک بگیرید: تمرکز با شجاعت ، خودپردازی ، نظم و ترتیب ، اشتیاق ، رشد پیوسته ، هنر گوش کردن ، مُهر تایید ، پیروزی. قدم نخست برای رسیدن به روز خلاق ، فکر کردن به آن است. برای این کار باید ذهن خود را متمرکز کنید و با حذف افکار مزاحم ، در جهت تحقق خواسته‌های خود گام بردارید. لازمه این کار رها شدن از احساسات منفی است.

خود پردازی

برای تسلیم نشدن در زندگی باید از امکانات و توانایی‌های خود استفاده کنید. برای تدارک زندگی خلاق باید لحظاتی از زندگی هر روز را به خلوت با خویش اختصاص دهید. با خودپردازی از اشتباهات خود درس بگیرید. تحمل شنیدن صحبت‌های دیگران را در خود پرورش دهید. گوش کردن ، هنر درک کردن نیز هست. تسلیم گرفتاری‌های زندگی نشوید. به تصویر ذهنی خود بها دهید و بر آن مهر تایید بزنید.

نظم و ترتیب ، کلید طلایی شماست.

بدون آن زندگی خلاق میسر نیست. از تخیل خود در جهت تحقق آرزوهایتان مدد بگیرید. خود را در حال رسیدن به آنها مجسم کنید. برای رسیدن به هدف ، اشتیاق داشته باشید و انگیزه خود را از دست ندهید. باید به حرکت و پیشرفت ادامه داد. از روز خلاق خود استفاده کنید. برای استفاده از منابعی که در اختیار دارید هیچ وقت دیر نیست.

مباحث مرتبط با عنوان

روابط عمومی و امور بین الملل

دفتر ریاست، روابط عمومی و امور بین الملل

دفتر حوزه ریاست
دفتر حوزه ریاست با هدف تهیه و تنظیم برنامه های روزانه،هفتگی،ماهانه و دیدارهای داخلی و خارجی و جلسات سخنرانی و هماهنگی با واحد های ذیربط ایجاد گردیده است.
برخی از مهمترین وظایف این دفتر به شرح ذیل می باشد:
  • تهیه مستندات قانونی لازم در مورد طرحها و نظرات قابل ارایه به مجامع و مراجع قانونی
  • انجام بازرسی مستمر دوره ای و یا موردی از حوزه های ستاد و ادارات کل استانی و ارائه پیشنهادات و راه حلهای مناسب جهت رفع نواقص و بهبود وضعیت با هماهنگی مدیر کل حوزه
  • طبقه بندی کنترل و بازبینی و ارجاع نامه های با عنوان رئیس پژوهشگاه اعم از وارده و صادره و انجام سایر امور دفتری
  • تنظیم گزارش جلسات، سفرها، بازدیدها و ابلاغ مصوبات آن و همچنین اعلام و ابلاغ دستورات رییس پژوهشگاه به واحدهای تابعه و پیگیری امور ارجاعی تا حصول نتیجه
  • هماهنگی های لازم جهت برگزاری جلسات هیات امنای پژوهشگاه
  • پاسخگویی به مراجعان حضوری و راهنمایی و هدایت آنها به قسمت های مختلف ذیربط و در صورت نیاز هماهنگی با واحدهای مربوطه
  • گردآوری، تهیه و تنظیم گزارش فعالیت های پژوهشگاه استاندارد و انتشار در رسانه های گروهی
  • انجام اقدامات لازم برای برگزاری سمینارها، همایشهای علمی و کنفرانسها در راستای پیشبرد اهداف و مأموریتهای پژوهشگاه 
  • برگزاری نمایشگاه های تخصصی و انجام هماهنگی های لازم جهت شرکت  واحدهای تابعه در نمایشگاه های مرتبط با وظایف و مأموریتهای پژوهشگاه
  • مشارکت در تهیه و تنظیم و انتشار کتب، نشریات، دستاوردهای علمی و پژوهشی پژوهشگاه 
 
امور بین الملل
برخی از مهمترین وظایف واحد امور بین الملل به شرح ذیل می باشد:
  • انجام کلیه امور مربوط به سفرهای خارجی رئیس پژوهشگاه، مسئولان و کارشناسان برای شرکت در اجلاسیه های کمیته های فنی ایزو و مجامع بین المللی و منطقه ای مرتبط
  • فراهم آوردن موجبات شرکت مدیران، مسئولان و کارشناسان پژوهشگاه در اجلاسیه های بین المللی و منطقه ای خارج کشور
  • برگزاری اجلاسیه ها و دوره های آموزشی بین المللی و منطقه ای در ایران به میزبانی پژوهشگاه و برنامه ریزی و هماهنگی جهت توسعه ی آنها
  • هماهنگی و مشارکت در برگزاری همایشها و کنفرانسهای بین المللی و منطقه ای مرتبط پژوهشگاه
  • فراهم آوردن موجبات شرکت مدیران، مسئولان و کارشناسان پژوهشگاه در دوره های آموزشی سازمان ملی بهره وری آسیایی(APO)، سازمان ملل و سایر سازمان های مرتبط با استانداردسازی و کیفیت
  • بررسی و تهیه گزارش سفر های خارجی مدیران، مسئولان و کارشناسان پژوهشگاه و هماهنگی، پیگیری و انجام اقدامات لازم به منظور استفاده از تجربیات سفر در بهبود فعالیتهای پژوهشگاه
  • تهیه و بررسی برنامه ی سالیانه و اولویت بندی اعزام مدیران، مسئولان و کارشناسان پژوهشگاه به خارج از کشور
  • مطالعه و بررسی دوره های آموزشی الکترنیکی در خارج از کشور برای استفاده ی مسئولان و کارشناسان پژوهشگاه
  • بررسی و پیگیری عضویت در سایر سازمان های بین المللی مرتبط با استانداردسازی و کیفیت جهت توسعه فعالیتهای بین المللی پژوهشگاه
  • توسعه همکاری های منطقه ای و تلاش برای تاسیس و عضویت در تشکل منطقه ای استاندارد سازی (مانند: RISCAM) در مقاطع مختلف زمانی
  • تامین نسخه های الکتریکی استانداردهای ایزو برای دبیران تدوین و درخواست کنندگان داخل کشور
  • تهیه و انتشار نشریات ادواری، هفته نامه ها و ماهنامه های مشتمل بر آخرین اخبار ملی و بین المللی و پیشرفت های علمی و فنی با استاندارد سازی و وظایف پژوهشگاه، استخراج شده از جدیدترین نشریات و سایت های ملی و بین المللی
  • انتشار مجموعه مقالات جهانی در زمینه ی استاندارد سازی و کیفیت و وظایف پژوهشگاه به صورت ادواری
  • مطالعه و بررسی تطبیقی وضعیت پژوهشگاه های متناظر سایر کشورها از نظر ارکان، تشکیلات، روشها، نیروی انسانی، مالی و اقتصادی با پژوهشگاه استاندارد جمهوری اسلامی ایران و تهیه گزارش های لازم در مقاطع زمانی مختلف از جمله هم زمان با سفر هیات های اعزامی
  • استخراج و ترجمه آخرین مقالات جهانی در زمینه های مرتبط با استانداردسازی و وظایف مرتبط با پژوهشگاه و ارائه آن به کلیه سازمان ها و نهادهای سیاست گذار مرتبط با موضوع در داخل کشور
  • انعقاد تفاهم نامه های همکاری با سازمانهای عضو ایزو و سایر سازمان های بین المللی و منطقه ای در راستای وظایف پژوهشگاه، با هدف گسترش هرچه بیشتر فعالیتهای بین المللی و تحکیم مواضع در مجامع جهانی
  • شرکت فعال در جلسات کمیسیونهای مشترک ایران با کشورها و گروه های کاری مشترک و تعیین و تبیین زمینه های همکاری در یادداشت تفاهم نامه های مرتبط
  • تعامل دوسویه و فعال با موسسه استاندارد
  • برنامه ریزی و ایجاد هماهنگی لازم در زمینه ارتباطات بین المللی پژوهشگاه و پیگیری امور به اجرای آن   
       
 روابط عمومی
برخی از مهمترین وظایف واحد روابط عمومی به شرح ذیل می باشد:
  • تهیه مقالات و گزارشها درباره عملکرد پژوهشگاه به منظور ارائه به رسانه های گروهی
  • پاسخگویی به رسانه ها و تهیه جوابیه ها در خصوص مطالب و اخبار منتشر شده در ارتباط با پژوهشگاه استاندارد
  • برنامه ریزی و هماهنگی برای تهیه تولید برنامه های رسانهای از قبیل رادیو- تلویزیون، مطبوعات و ...
  • برنامه ریزی و هماهنگی جهت برگزاری کنفرانسهای خبری و مطبوعاتی ریاست و مدیران پژوهشگاه 
  • بررسی اخبار مندرج در رسانه ها و تهیه بریده جراید، اخبار و مطالب درباره استاندارد و وظایف مرتبط با پژوهشگاه و جمع بندی آنها به منظور ارائه به ریاست و مدیران پژوهشگاه
  • برنامه ریزی و هماهنگی برای بازدیدهای اقشار مختلف جامعه از قبیل دانشگاهیان، دانش آموزان ،گروه ها و افراد حقیقی و حقوقی جهت آشنایی با وظایف و فعالیت های پژوهشگاه
  • نظارت بر تهیه و چاپ انواع نشریات، بولتن های داخلی، بروشورها و جزوات اطلاع رسانی و آموزشی
  • نظارت بر تهیه عکس و فیلم از مراسم و برنامه های پژوهشگاه و تهیه آرشیو عکسها و فیلم های گرفته شده به طریقه ی علمی
  • برنامه ریزی و توجه به حسن اجرای تشریفات اداری لازم در سفرها، بازدیدها، دیدارها، نشست ها ی داخلی و خارجی ریاست پژوهشگاه
  • همکاری مستمر با رسانه های گروهی به منظور انعکاس فعالیت های پژوهشگاه، ترویج فرهنگ و دانش استاندارد سازی و کیفیت
  • ایجاد زمینه های همکاری با سازمان ها و دستگاه ها و پژوهشگاه های مختلف برای گسترش دامنه فعالیت های مرتبط با استانداردسازی و فعالیت های پژوهشگاه استاندارد 

پیامبر اکرم(ص) و منشور بزرگ حقوقی و تربیتی

مجله نامه جامعه خرداد 1386، شماره 33
پیامبر اکرم(ص) و منشور بزرگ حقوقی و تربیتی /قسمت دهم
 
 
99

حقوق در نگاه نبوی(ص)

در قرآن کریم، نهج البلاغه و رساله حقوق امام سجاد(ع) جامع ترین و عادلانه ترین اصول مربوط به حقوق بشر وجود دارد. برخی از محققان و دانشوران علوم اسلامی، حقوق بشر را از منظر اسلام، و غرب مقایسه نموده اند و امتیازات نظام حقوقی اسلام را معرّفی کرده اند.([1])

در منشور نورانی رسول اعظم(ص) حقوق و وظایف و باید و نبایدهای مربوط به چهار گروه ذکر شده است:

1. حقوق برادران و خواهران ایمانی.

2. حقوق همسایگان و کسانی که انسان در محل سکونت، یا کار با آن ها همسایه است.

3. حقوق عموم انسان ها، صرف نظر از دین و مذهب و گرچه در همسایگی انسان قرار نداشته باشند.

4. حقوق حیوانات که انسان در زندگی با آنان مرتبط است.

در بخش پیشین، حقوق و وظایف برادران و خواهران مؤمن در برابر یکدیگر مورد توجه قرار گرفت. اینک سه مورد باقی مانده را بررسی می کنیم:

الف. حقوق همسایگان

همسایگی در محلّ زندگی، محلّ کار و محلّ تحصیل، حقوق و وظایفی را پدید می آورد که اگر از جانب دو طرف رعایت گردد، زندگی سهل تر و شیرین تر می شود؛ و چنانچه از هر دو سو، یا یک طرف نادیده انگاشته شود، امنیّت و محبّت و آرامش از فضای جامعه رخت بر می بندد. حقوق همسایه؛ همچون دیگر حقوق، ریشه در قانون خدا و هدایت های پیامبران بزرگ الهی دارد.

در این منشور زندگی ساز، چهار نکته مهم درباره همسایگان آمده است:

1. برتری جویی بر همسایگان؛ رسول گرامی(ص) فرمود: هر کس ساختمانی را به انگیزه ریا و سمعه بسازد؛ روز قیامت از طبقه هفتم زمین به صورت آتشی که شعله می کشد و بر گردنش آویخته است، حمل خواهد کرد. و او با چنین حالتی درون آتش افکنده خواهد شد؛ مگر این که توبه کند.

سؤال شد: یا رسول الله(ص) منظور از این که خانه ای برای ریا و سمعه ساخته شود، چیست؟ فرمود: خانه ای که بیش از نیاز او، و برای برتری جویی بر همسایگان و فخر فروشی بر برادرانش ساخته شود.([2])

2. دزدیدن از زمین همسایگان؛ پیامبر اعظم(ص) فرمود:

و من خَان جاره شبراً من الأرض جعله الله طوقاً فی عنقه من تخوم الأرض السّابعة حتّی یلقی الله یوم القیامة مطوّقاً، إلاّ أن یتوب و یرجع([3])؛ هرکس یک وجب از زمین همسایه را به خیانت بگیرد، خداوند آن را به صورت طوقی از اعماق هفتم زمین در گردن او قرار می دهد و روز قیامت با این گردن بند به دیدار خدا می رود؛ مگر این که توبه کند و بازگردد.

3. آزار همسایگان؛ آزار همسایه صورت های گوناگون دارد. بوق زدن های بی جا، مزاحمت در پارک وسایل نقلیه، سدّ معبر، ریختن برف و زباله در مسیر رفت و آمد و جلو منازل، سر و صدای اهل خانه و بلند کردن بی اندازه صدای رادیو و تلویزیون، تقاضای غیر منطقی و ناروا از همسایگان، جاری ساختن فاضلاب به سمت کوچه و منازل همسایگان، دودزایی دودکش بخاری و آب گرمکن و ... از جمله اذیت و آزارهای همسایه است. آزار رسانی به همسایگان عنوانی فراگیر است و به شکل های گوناگون از برخی افراد سر می زند.

پیامبر گرامی(ص) در این زمینه می فرماید:

من آذی جاره حرّم الله علیه ریح الجنّة، و مأواه جهنّم و بئس المصیر؛

و من ضیّع حقَّ جاره فلیس مِنّا؛

و ما زال جبرئیل(ع) یوصینی بالجار حتی ظننت أنّه سیورثه. ([4])

هرکس همسایه اش را اذیت کند، بوی بهشت را خداوند بر او حرام می کند و جایگاهش جهنم است و بد جایگاهی است و هر کس حق همسایه اش را ضایع کند، از ما (پیامبر و خاندان او:) نیست، و جبرئیل(ع) همیشه درباره همسایه سفارش می کند؛ تا آن جا که گمان کردم او را از وارثان قرار خواهد داد.

اذیت کردن، رعایت نکردن حقوق و نیکی کردن به همسایگان مراحل سه گانه رفتار با همسایه است که آن بزرگوار نسبت به دو نوع اوّل هشدار داده و بر رفتار نیکو با آنان تأکید کرده است.

4. بی مهری با همسایه؛ و نهی رسول الله(ص) أن یمنع أحدالماعون جاره، و قال: من منع الماعون جاره منعه الله خیره یوم القیامة و وکلّه إلی نفسه، و من وکِّله إلی نفسه فما أسوءَ حاله([5])؛رسول خدا(ص) از این که ماعون ـ ما یحتاج عمومی، مثل؛ دیگ و ظروف و تیشه و ... ـ ابزار مورد نیاز را از همسایه دریغ کنیم، نهی فرمود: هر کس این امو را از همسایه دریغ دارد، خداوند روز قیامت خیرش را به او ندهد و او را به خودش وانهد. و کسی را که خدا به خود واگذارد؛ چه حال بدی خواهد داشت.

ب . حقوق بشر در نگاه نبوی(ص)

اسلام، بشر را موجودی ملکوتی و آسمانی می شناسد و جایگاه او را بس فراتر از گیاه روییده در طبیعت می داند. انسان برخوردار از روح الهی و ابعاد فرامادّی است. دو مقوله ی حقوق و وظایف، مولود هدف داری جهان و انسان است. هر اقدامی که به تحقق اهداف الهی کمک کند، کاری مثبت و ارزشی است و هر فعالیتی که مزاحم برنامه ی تکوین و تشریع و اهداف بلند الهی باشد، برخلاف حق و وظیفه است.

اولین و مهم ترین حق و وظیفه ی انسان ها، شناخت آفریننده هستی و برقراری ارتباط و تقرّب به او و حرکت در خطّ فرمان اوست.

ایمان که شامل: خداگرایی، خداشناسی و رفتار براساس فرمان اوست، مهم ترین حق و اساسی ترین وظیفه ی انسان هاست. در پرتو ایمان و اسلام انسان حقوق و وظایفی خاص پیدا می کند، که در بخش نهم از همین مجموعه، ـ منشور حقوقی تربیتی ـ مورد توجه قرار گرفت. اینک به نگارش حقوق بشر در نگاه نبوی(ص) می پردازیم:

حقوق بشر دارای دو شاخه مهم باید و نبایدهاست:

1. بایدها؛ تکالیف و وظایف اثباتی انسان ها را در برابر یکدیگر نشان می دهد.

2. نبایدها؛ قلمرو، ممنوعیت ها و محدودیت های رفتاری انسان ها نسبت به یکدیگر را ترسیم می کند. دو مشکل اصلی حقوق بشر در نگاه غرب نشینان و غرب زدگان این است که از حقوق بشر فراوان سخن می گویند، ولی کمتر به یادآوری وظایف او مایلند؛ گویی بشر سرتاپا حق است و هیچ وظیفه ای ندارد.

نکته ی دوم این است که منشأ حقوق بشر را قراردادهای اجتماعی و بشری می دانند، و برای خداوند و آفریننده انسان و جهان، سهمی در قانون گذاری و تعیین باید و نبایدها، قایل نیستند و حال آن که در فرهنگ اسلامی همه ی حقوق، ریشه در حقوق الهی دارد و همه ی عالم، قلمرو حکومت عادلانه و حکیمانه ی اوست. هیچ باید و نبایدی در زندگی اجتماعی بدون پشتوانه ی تصویب و تأیید الهی، اعتبار ندارد. او حرام و حلال را باید تعیین کند و احکام واجب و مستحب و مکروه و حرام و مباح به فرمان او و دستور انبیا و اولیای او مشخّص می شود.

در منشور نورانی نبوی(ص)، حرام ها و ممنوع ها، فهرستی بسیار بلندتر و مفصل تر از واجبات و بایدها دارد و شاید به همین دلیل به عنوان حدیث مناهی معروف شده است.

حدود سی مورد از نبایدها را رسول گرامی(ص) در مورد حقوق بشر یادآوری فرموده و بیش از ده مورد فعالیت های اثباتی و بایدهای اجتماعی را گوشزد کرده است.

فهرست نبایدها و حرام های یاد شده در منشور نبوی(ص) عبارت است از:

1. ممنوعیت دفاع از ظالم، 2. ممنوعیت کمک به ظالم، 3. ممنوعیت ستایش از قدرتمندان ستمگر، 4. ممنوعیت فروتنی و کرنش در برابر ظالمان، 5 . ممنوعیت پذیرش ولایت و حکومت ظالمانه از سوی ستمگران، 6 . ممنوعیت ساختمان سازی تشریفاتی و فخرفروشی و تحقیر دیگران، 7. حرمت ستم بر کارگران و کارکنان در مورد پرداخت حقوق، 8 . حرمت تعدّی و خیانت به اراضی همسایگان، 9. ممنوعیت هتک حرمت به زنان مسلمان یا زنان یهودی، مسیحی و مجوسی، 10. حرمت نگاه کردن به خانه ی همسایگان و شکستن حریم خصوصی آنان، 11. ممنوعیت راه رفتن های متکبرانه، 12. ممنوعیت پوشیدن جامه های غرورآمیز، 13. ممنوعیت ستم بر بانوان در مورد مهریه، 14. ممنوعیت کتمان شهادت، 15. تحریم آزاررسانی به همسایگان، 16. ممنوعیت نادیده گرفتن حق همسایه، 17. ممنوعیت نگاه های حرام، 18. ممنوعیت مصافحه با زنان نامحرم، 19. ممنوعیت ندادن لوازم عاریتی به همسایگان، 20. حرمت آزاررسانی به همسر (زن یا مرد)، 21. حرمت خیانت در امانت، 22. حرمت شهادت دروغ، 23. ممنوعیت خرید و فروش اجناس مسروقه و اختلاس شده، 24. حرمت اشاعه فحشا و افشای کارهای زشت و حرام، 25. ممنوعیت درشتی و بدخویی با شوهر و تحمیل امور بر او، 26. ممنوعیت تأخیر در پرداخت حقوق حق داران، 27. حرمت همکاری و کمک به سلطان جائر حتی در آوردن تازیانه، 28. ممنوعیت کارگزاری و کدخدایی؛ مگر این که طبق احکام الهی عمل شود.

علاوه بر اعلام حرمت و ممنوعیّت بر امور فوق، پیامبر اعظم(ص) در این منشور زندگی ساز بر اموری تأکید فرموده و وظایفی را یادآور شده است:

1. فروسازی خشم و غضب، 2. صبر در برابر اخلاق ناروای همسر، 3. تحکیم و حفظ روابط خویشاوندی و صله ارحام، 4. تأکید بر حمایت از نابینایان، 5 . بردباری و شکیبایی در برابر بیماری ها و لب فروبستن از اعتراض در نزد دیگران، 6 . تأکید بر حمایت از بیماران، 7. تأکید بر پرداخت صدقه، 8 . تأکید بر نماز گزاردن بر میت و شرکت در آن و نیز یاری رساندن در تجهیز و تکفین و تدفین او، 9. تأکید بر گریستن از خوف خدا، 10. تأکید بر حضور در مساجد، 11. تأکید بر گفتن اذان، 12. تأکید بر حضور در صف اوّل و حضور هنگام تکبیر اوّل امام جماعت، 13. تأکید بر این که هیچ کار شرّی کوچک شمرده نشود، 14. تأکید بر این که هیچ کار خیری، بزرگ تلقی نگردد.

نکات فوق بخشی از رهنمودهای برگرفته از حدیث شریف مناهی النبی(ص) است که در جلد چهارم کتاب شریف من لایحضره الفقیه از صفحه 5 تا 17 آمده است. آنچه در این مقاله و بخش های قبلی یادآوری شد، گزارش کوتاهی از محتوای رهنمودها است، که همراه با گردآوری دیگر سخنان آن رسول رحمت و تدبّر بیشتر، هزاران چشمه ی نور و روشنایی از آن می جوشد و راه و رسم زندگی بهتر را به بشریت نشان می دهد.

ج . حقوق حیوانات در منشور نبوی(ص)

رسول اعظم(ص) در این پیام پر ارج از توجه به حقوق حیوانات هم غفلت نکرده و پنج نکته ی ارزشمند را در این باب یادآوری فرموده است:

1. وَ نَهی عَنْ قتل النحل([6])، 2. و نهی عن الوسم فی وجوه البهائم([7])، 3. و نهی عن ضرب وجوه البهائم([8])، 4. و نهی أن یحرق شیءٌ من الحیوان بالنّار([9])، 5 . و نهی عن سبّ الدیک، و قال: إنّه یوقظ للصلاة([10])

محتوای این پنج عبارت چنین است:

1. نهی از کشتن زنبور عسل، 2. منع از داغ نهادن و نشانه گذاری در چهره ی حیوانات، 3. نهی زدن بر چهره و سر و روی حیوانات، 4. اجازه نداشتن بر سوزاندن هیچ حیوانی با آتش، 5 . منع از دشنام و بدگویی به خروس؛ چرا که فرمود: این حیوان، انسان را برای نماز بیدار می کند.

ختام و سپاس

خدای بزرگ را سپاس گزارم که به برکت نام گذاری سال 1385 ه . ش به نام رسول اعظم(ص) از سوی رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، توفیق رفیق راه شد و ده مقاله ی کوتاه در شرح و ترجمه ی حدیث شریف مناهی النبی(ص) فراهم آمد و زمینه ی قرائت و تدبّر در این میراث گران قدر نبوی(ص) برای نویسنده فراهم گردید. از دست اندرکاران گرامی نامه ی جامعه هم صمیمانه تشکر می کنم که با پی گیری های خویش در این خدمت فرهنگی سهمی شایسته دارند. امیدوارم توفیق معرفت و اطاعت از رهنمودهای رسول گرامی(ص) بیش از پیش نصیب ما و عموم بشریت گردد و سال جدید، سال اتحاد و همبستگی امت اسلامی باشد.

--------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

[1]. ر.ک؛ علامه محمدتقی جعفری1، شرح نهج البلاغه، دوره ی 27 جلدی و نیز حکمت اصول سیاسی اسلام.

[2]. و من بنی بنیاناً ریاءً و سمعة حمله یوم القیامة من الأرض السابعة و هو نار تشتعل ثمّ تطوّق فی عنقه و یلقی فی النّار فلا یحبسه شیءٌ منها دون قعرها إلاّ أن یتوب. قیل: یا رسول الله کیف یبنی ریاءً و سمعةً؟ قال: یبنی فضلاً علی ما یکفیه استطالة منه علی جیرانه و مباهاة لإخوانه. من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 10.

[3]. همان.

[4]. همان، ص 11.

[5] . همان، ص 12.

[6] . من لایحضره الفقیه، ج 4 ، ص 9.

[7] . همان، ص 9.

[8] . همان، ص 8 .

[9] . همان، ص 6 .

[10]. همان، ص 6 .

16 راه و روش برای برقراری ارتباط با دیگران

یادگاری
چهارشنبه 24 آبان‌ماه سال 1391
۱۶ راه و روش‌ برقراری ارتباط با دیگران

یکی از بزرگترین سختی‌های زندگی در دنیا آدم‌هایی هستند که می‌خواهید با آنها ارتباط برقرار کنید.

چه قصد شروع یک کار جدید را داشته باشید، چه بخواهید از کار قبلی‌تان بیرون بیایید، بخواهید دونده ماراتن شوید یا ۲۰ کیلو وزن کم کنید، هیچ فرقی نمی‌کند.

سریع‌ترین راه برای پر کردن فاصله بین جایی که الان هستید و جایی که می‌خواهید باشید، به آدم‌های دور و برتان بستگی دارد.

محیط شما تعیین‌کننده همه‌چیز است

سوال اینجاست که برای آن چه می‌کنید؟

مشکل این است که ۸۰ درصد از آدم‌های دور و بر ما از کارشان لذت نمی‌برند.

این یعنی محیط اطراف اکثر افراد شدیداً مسموم است. این افسردگی آدم‌ها را افزایش داده و به همین علت خیلی از ما دوست داریم تنها باشیم. آدم‌های اطراف ما اعتقاد دارند که ما قادر به انجام هیچ کاری نیستیم.

بنابراین قطعاً باید محیطمان را تغییر دهیم.

طی چند سال گذشته مطالعات زیادی درمورد روش‌های برقراری ارتباط با دیگران انجام شده است. اینطور که به نظر می رسد، انتخاب افراد الهام‌بخش و پرشور در اطرافمان آنقدرها که فکر می‌کنید سخت نیست.

اینجا ۱۶ راه آسان عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند فوراً تاثیری فراموش‌نشدنی گذاشته و بتوانید اطرافتان را با کسانی پر کنید که غیرممکن‌ها را به نظرتان عادی جلوه دهند.

1. دوستیابی کنید. این پایه کار است. ایجاد ارتباطات خوب چیزی جز دوستیابی نیست. وقتی می‌خواهید به کسی نزدیک شوید، بپرسید، «اگر این آدم دوست صمیمی من بود یا کسی بود که دوست داشتم صمیمی‌ترین دوستم باشد، چطور رفتار می‌کردم؟ » شما با دوستان نزدیکتان هیچ پنهان‌کاری ندارید و درمورد خودتان حرف می‌زنید. به دوستانتان اولویت دهید. به حرف‌هایشان گوش دهید. مشکلات آنها را بشنوید تا بتوانید به هر طریقی که در توانتان است به آنها کمک کنید. طبق آن رفتار کنید.

2. ارزشی فوری و واقعی بدهید. آشنا شدن با آدمها نیازمند بهتر کردن زندگی آنهاست. چه با لبخند زدن به آنها باشد، چه با پیشنهاد یک کار جدید به آنها، چه معرفی یک کتاب خوب یا هر چیز دیگری، همیشه راهی برای کمک کردن به آدمها هست. به هر فرد بعنوان فرصتی برای افزدن ارزش استفاده کنید. سخاوتمند باشید و به موفقیت دیگران کمک کنید.

3. بدانید چه چیزی برای آنها مهم است. تحقیق کنید. هرچه کمکتان خاص‌تر باشد، بهتر است. باید درمورد کسانیکه دوست دارید با آنها آشنا شوید، هرچه می‌توانید اطلاعات جمع کنید. بلاگ‌ها و کتاب‌های آنها را بخوانید، درمورد علایق، خانواده، هیجانات و کارشان اطلاعات بگیرید. همه‌چیز یک بازی است. با ابزارهای آنلاین امروز، دیگر هیچ بهانه‌ای برای نداشتن اطلاعات درمورد آدم‌ها نیست.

4. زمینه مشترک پیدا کنید. همه آدمها با هم وجه مشترک دارند. این را بعنوان یک چالش جالب نگاه کنید. هرچه سریعتر بتوانید این ایده‌ها، اعتقادات و علایق مشترک را پیدا کنید، سریعتر می‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید. با مدرسه، دانشگاه، رستوران، شهر یا برنامه تلویزیونی مشترک شروع کنید. همینطور پیش بروید و کم‌کم وارد مسائل عمیق‌تر شوید.

5. دقت کنید. راحت‌ترین راه برای جذاب به نظر رسیدن این است که خودتان را مجذوب نشان دهید. نسبت به هرچه که درمورد دیگران می‌فهمید خود را علاقه‌مند نشان دهید. نه به خاطر اینکه بتوانید فوراً جوابی بدهید، به این دلیل که دریچه‌ای به دنیای آنها باز کنید. آدمها دوست دارند داستانشان را تعریف کنند. شما برای شنیدن این داستان خود را علاقه‌مند نشان دهید.

6. علاقه خود را بروز دهید. باید جالب به نظر برسید. بهترین راه برای این کار این است که علایقتان، ایده یا عقیده‌ای که شدیداً نسبت به آن هیجان دارید را در نظر بگیرید. شور و هیجان شما نسبت به علایقتان در تاثیرگذاری‌تان بر دیگران تعیین‌کننده است. هیچکس‌ دوست ندارد با آدم‌های بی‌تفاوت حرف بزند. این مطمئن‌ترین راه برای این است که به کسی تبدیل شوید که ارزش حرف زدن را داشته باشد.

7. خودتان باشید. سعی نکنید مثل یک نفر دیگر به نظر برسید. انتقادپذیر باشید. داستان واقعی زندگی و اهدافتان را بیان کنید. درمورد همسر، بچه‌ها و مشکلاتتان با دیگران حرف بزنید. حرف زدن درمورد آب‌وهوا هیچ ارتباطی ایجاد نمی‌کند.

8. مهمترین واژه دنیا را استفاده کنید. اسم‌های آنها را به خاطر بسپارید. هیچ چیز بهتر از شنیدن اسمتان نیست، مخصوصاً از زبان کسی که به تازگی با او آشنا شده‌اید. و اینکه «من اسم‌ها یادم نمی‌ماند» اصلاً عذر خوبی نیست. تمرین کنید. همان لحظه که اسمشان را می‌شنوید، آن را یادداشت کنید. بلند آن را تکرار کنید. یک تصویر یا فکر جالب با او مرتبط کنید. هر کاری بکنید که آن را به خاطر بسپارید.

9. ارتباط‌دهنده باشید. گروه‌ها را با هم مرتبط کنید. میزبان رویدادهای مختلف باشید. دوستانی که علایق مشترک دارند را به هم معرفی کنید. هیچ خدمتی بالاتر از این نمی‌توانید در حق دوستانتان انجام دهید.

10. یک زندگی جالب داشته باشید. زندگی داشته باشید که شنیدن داستان آن برای همه جذاب باشد--مخصوصاً برای خودتان. کارهایی انجام دهید که معمولاً نمی‌کنید. فقط بودن در محیطی جدید باعث می‌شود بدون اینکه تلاشی کرده باشید، با گروه‌های جدیدی از آدمها آشنا شوید. هرچه کارهای بیشتری انجام دهید و امتحان کنید، حرف‌های بیشتری برای تعریف کردن خواهید داشت.

11. داستان تعریف کنید. آدمها با انرژی و احساس با هم ارتباط می‌گیرند نه واقعیات و موقیتها. هر زمان که توانستید سعی کنید با تعریف کردن داستان با دیگران ارتباط برقرار کنید و از آنها همه بخواهید که برای شما داستان بگویند. خاطرات جالب زندگی خودتان را هم می‌توانید تعریف کنید تا دیگران از آنها لذت ببرند.

12. طوری لباس بپوشید که جلب‌توجه کند. منظورمان این نیست که کفش‌های غواصی پا کنید یا هر چیز مسخره دیگر، باید در ظاهرتان چیزی داشته باشید که بسیار خاص و فقط متعلق به شما باشد. مثل نوع پیراهن یا کلاهی که سرتان می‌گذارید، ظاهرتان باید طوری باشد که دیگران فوراً متوجه شما بشوند.

13. قدردان باشید و تشکر کنید. هیچ فرصتی را برای تشکر کردن از آدمها حتی برای کوچکترین کارها از دست ندهید، مخصوصاً اگر در کار مهمی کمکتان کرده باشند. راه‌هایی تازه برای تشکر کردن پیدا کنید.

14. غریبه‌ها را دوست ببینید، نه دشمن. وقتی وارد اتاقی می‌شوید، به صورت‌های ناآشنا به چشم دوستانتان نگاه کنید، انگار که سال‌هاست آنها را می‌شناسید.

15. به آدمها توجه کنید. وقتی واقعاً توجهی به اطرافیانتان نداشته باشید و آنها برایتان اهمیتی نداشته باشند، هیچکدام از موارد بالا به درد نخواهد خورد. وقتی ارزشی برای کسی که در زندگیتان است قائل نباشید، مطمئناً نخواهید توانست این کارها را انجام دهید. اگر قرار باشد به طریقی قوی با دیگرن ارتباط برقرار کنیم، باید نگاهمان را به آنها تغییر دهیم.

16. خودتان را نشان دهید. ارتباطات در خانه یا دفترکارتان اتفاق نمی‌افتند. باید بیرون بروید، سلام کنید و با دیگران آشنا شوید. این می‌تواند با ایمیل و ارتباط آنلاین شروع شود. اما این فقط یک شروع است. هیچ چیز تاثیرگذارتر از ارتباط از نزدیک نیست. نباید خودتان را پشت تکنولوژی پنهان کنید. از دفترکارتان و پشت کامپیوتر بیرون بروید و به محل‌هایی بروید که افرادی جالب آنجا رفت‌وآمد می‌کنند.

این آدمهای اطراف ما هستند که دنیایمان را کنترل می‌کنند می‌توانند رویاهایمان را نابود کنند یا آنها را ممکن سازند. انتخاب آن ۱۰۰٪ بر گردن خودتان است.


برگرفته از وب گروه بزرگ ایران ســــــــان iransun.net

5 روش مبارزه با افسردگی

اگر احساس افسردگی می کنید، بهتر است کاری برای مبارزه با آن انجام دهید. افسردگی خود به خود رفع نمی شود. علاوه بر کمک گرفتن از پزشک یا تراپیست، این 5 روش را نیز مورد ملاحظه قرار دهید تا حس بهتری داشته باشید.
امتیاز خبر: 96 از 100 تعداد رای دهندگان 103213

مجله اینترنتی برترین ها





برترین ها: اگر احساس افسردگی می کنید، بهتر است کاری برای مبارزه با آن انجام دهید. افسردگی خود به خود رفع نمی شود. علاوه بر کمک گرفتن از پزشک یا تراپیست، این 5 روش را نیز مورد ملاحظه قرار دهید تا حس بهتری داشته باشید.

1. ورزش کنید.

هر روز 15 تا 30 دقیقه پیاده روی کنید یا برقصید، بدوید یا دوچرخه سواری کنید. افرادی که افسردگی دارند زیاد دوست ندارند فعالیت کنند. ولی باید خودتان را مجبور به این کارها نمایید. اگر به انگیزه نیاز دارید از دوستتان بخواهید شما را همراهی کند. وقتی عادت ورزش برای شما همیشگی شد، مدت زیادی طول نمی کشد که تغییری در روحیه خود حس می کنید. علاوه بر ورزش ایروبیک، حرکات یوگا نیز به تسکین حس افسردگی کمک می کنند. در وبسایت های مخصوص یوگا حرکاتی را می یابید که می توانید آنها را در منزل تمرین کنید. دو جنبه دیگر از یوگا – تمرینات تنفسی و مدیتیشن – هم به دادن حس بهتر به افراد افسرده کمک می کنند.


2. با تغذیه خوب به خودتان برسید.

افسردگی بر اشتها هم اثر می گذارد. البته در افراد مختلف این موضوع متفاوت است، بعضی ها اصلاً دوست ندارند چیزی بخورند و بعضی ها زیادی غذا می خورند. اگر افسردگی بر اشتهای شما اثر گذاشته است، باید به تغذیه خود دقت کنید. تغذیه درست بر روحیه و خلق و خو و انرژی شما تأثیر دارد. میوه، سبزیجات و وعده های غذایی منظمی داشته باشید، حتی اگر احساس گرسنگی نمی کنید، سعی کنید چیزی بخورید، مثلاً میوه بخورید.

3. مشکلات را شناسایی کنید و زیاد به آنها فکر نکنید.

سعی کنید موقعیت های مشکل زا که افسردگی شما را بیشتر می کنند بشناسید. اگر می دانید چه چیزی شما را ناراحت می کند در مورد آن با دوستتان حرف بزنید. حرف زدن روش خوبی برای آزاد کردن احساسات و دریافت کردن توجه از سوی دیگران است. اگر کسی را ندارید که این چیزها را به او بگویید، باز کردن سفره دلتان برای دفتر خاطرات هم گزینه خوبی است.

وقتی درد دل می کنید و افکار و احساسات خود را بیرون می ریزید، به چیزهای مثبت رو می کنید. برای حل مشکلات اقدامی بکنید. اگر به کمکی نیاز داشتید کمک بخواهید. حس ارتباط با دوستان و خانواده می تواند افسردگی را تسکین دهد.

4. نیمه پر لیوان را ببینید.

افسردگی بر افکار فرد اثر می گذارد و باعث می شود که همه چیز منفی، ناامیدکننده و تیره و تار به نظر برسد. اگر افسردگی باعث شده که فقط چیزهای منفی را ببینید، تلاش کنید تا چیزهای خوب و مثبت زندگی را هم ببینید. سعی کنید اول به یک چیز و بعد به چیزهای دیگر فکر کنید. نقاط قوت خود، استعدادها و نعمت هایی که دارید برای خود برشمارید. مهمتر از همه فراموش نکنید که نسبت به خودتان صبر داشته باشید تا افسردگی تان به تدریج درمان شود و از بین برود. درمان افسردگی پروسه ای زمان بر است.


5. حرف دلتان را بزنید.

وقتی افسرده می شوید، حس خلاقیت و سرگرمی و تفریح را از دست می دهید. از تخیل تان استفاده کنید، به کارهایی مانند نقاشی، طراحی، خیاطی، نویسندگی، رقص، شعر گفتن یا موسیقی بپردازید. این کارها نه تنها استعدادهای شما را شکوفا می کنند، بلکه حس مثبت شما را رو می کنند و افسردگی شما کمتر می شود. با دوست یا حیوان خانگی خود بازی کنید یا با هم کار سرگرم کننده ای انجام دهید. چیزهای خنده دار پیدا کنید. فیلم های کمدی ببینید. خندیدن به بهبود روحیه کمک می کند.

9 عبارتی که افراد با هوش هرگز در مکالمه ها به کار نمی برند

دیگران حرف‌های ما را بسیار متفاوت‌تر از آنچه منظور ماست،‌ تفسیر می‌کنند. وقتی شما بدون ملاحظه چیزی می‌گویید، حرف‌های‌تان منجر به ایجاد احساسی بد در سایرین می‌شود.

9 عبارتی که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برندبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، موسسه‌ی تلنت اسمارت (TalentSmart) با آزمایشِ هوشِ عاطفیِ (EQ) بیش از یک میلیون نفر، کشف کرده که آگاهی اجتماعی،‌ مهارتی است که بسیاری از افراد از آن بی‌بهره هستند. ما دچارِ کمبودِ آگاهیِ اجتماعی هستیم زیرا اغلب بر حرف‌هایی که می‌خواهیم در جوابِ سایرین بدهیم و تاثیر حرف‌های دیگران روی خودمان تمرکز داریم به همین دلیل معمولا توجهی به دیدگاه دیگران نداریم. این مسئله،‌ مشکل‌آفرین است زیرا آدم‌ها پیچیده هستند و شما نمی‌توانید بدون توجه کامل به افراد، آنها را درک کنید. خوبیِ آگاهیِ اجتماعی این است که می‌توان تنها با اصلاحاتی اندک در گفتار، به طور عمیقی روابط با افراد را بهبود بخشید.
 

به این دلیل افرادی که هوش عاطفی بالاتری دارند، مراقب هستند تا در محاورات خود از برخی اصطلاحات رایج خودداری کنند. در ادامه ۹ مورد از بدترین جملات منفی که باید از آنها اجتناب کنید، بیان می‌شود.
 

۱. خسته به نظر می‌رسی
 
افراد خسته،‌ از نظر دیگران اصلا جذاب نیستند. آنها اغلب چشمانی گود‌افتاده و موهایی آشفته دارند،‌ تمرکز ندارند و بدخُلق به نظر می‌رسند. گفتن این عبارت به افراد به این معنی است که آنها ویژگی‌های مذکور را دارا می‌باشند.
 
به جای گفتن این عبارت بگویید: «همه چیز رو‌به‌راه است؟»
 

برخی افراد وقتی می‌بینند کسی خسته و آشفته به نظر می‌رسد، می‌خواهند به او کمک کنند بنابراین می‌پرسند آیا همه چیز خوب است یا نه. به جای توجه به وضعیت ظاهری نامناسبِ فرد، تنها حالش را بپرسید تا باب گفتگو باز شود و او بتواند احساسش را با شما در میان بگذارد. مهم‌تر از هر چیز این است که از نظر او، شما فردی دلسوز و همراه خواهید بود نه گستاخ و بی‌ملاحظه.
 

۲. وای! چقدر لاغر شدی
 
باز هم یک عبارت به ظاهر خوب که در واقع نوعی تعارف است. این جمله، این حس را در فرد ایجاد می‌کند که مورد نقد قرار گرفته است. گفتن عبارت «چقدر لاغر شده‌ای» باعث می‌شود طرف مقابل فکر کند که قبلا چاق یا نامناسب به نظر می‌رسیده است.
 

به جای گفتن این عبارت بگویید: «عالی به نظر می‌رسی.» این عبارت خیلی خوب است. سعی کنید به جای مقایسه‌ی ظاهر فرد با گذشته‌اش،‌ تنها از ظاهر مناسب فعلیِ او تعریف کنید و به ظاهر قبلی‌اش اشاره نکنید.
 

۳. لیاقتت بیشتر از اینهاست
 
 
وقتی کسی از رابطه‌ای شخصی یا حرفه‌ای خارج شده است،‌ گفتن این عبارت به این معناست که او انتخاب مناسبی نداشته و سلیقه‌ی خوبی ندارد.
 

به جای گفتن این عبارت، به او بگویید: «خودش ضرر کرده». این عبارت نشان‌دهنده‌ی دید خوش‌بینانه و مشتاقانه‌ی شماست و دارای لحن منتقدانه نیست.
 

۴. تو همیشه… یا تو هیچ‌وقت…
 
هیچ‌کس همیشه یا هرگز کاری را انجام نمی‌دهد. افراد خودشان را در یک بُعد یا موقعیت نمی‌بینند، بنابراین نباید آنها را این‌گونه توصیف کنید. این عبارات باعث می‌شود افراد موضع دفاعی بگیرند و دلشان نخواد حرف شما را بشنوند. که حالت خیلی بدی است، زیرا احتمالا شما وقتی این عبارات را به کار می‌برید که می‌خواهید چیز مهمی بگویید و بحث راه بیاندازید.
 

به جای این عبارات به سادگی به این نکته اشاره کنید که طرف مقابل چه کاری انجام داده که به نظر شما اشتباه بوده. حقیقت را بگویید. اگر تکرار این رفتار،‌ واقعا مسئله‌ساز شده است می‌توانید بگویید «به نظر می‌رسد که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی» یا «متوجه شده‌ام که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی».
 

۵. نسبت به سن‌ات خیلی جوان به نظر می‌رسی
 
عبارت «تو نسبت به» به عنوان یک توصیف‌کننده می‌تواند توأمان هم مهربانانه هم بی‌ادبانه باشد. هیچ‌کس نمی‌خواهد تا دمِ مرگ مانند یک ورزشکار عالی به نظر برسد یا خیلی خوب باشد. افراد تنها می‌خواهند سالم و متناسب باشند.
 
به جای گفتن این عبارت بگویید: «فوق‌العاده به نظر می‌رسی.»
 

این عبارت معجزه می‌کند. عبارات هوشمندانه نیازی به توصیف‌کننده ندارند.
 

۶. به تو گفته بودم که…
 
ما گاهی بعضی چیزها را فراموش می‌کنیم. به نظر می‌رسد که بیان این عبارت و تکرار آن نوعی توهین تلقی می‌شود و پذیرش آن برای افراد سخت است، مخصوصا افرادی که واقعا مشتاق هستند تا دیدگاه شما را بدانند. تکرار این جمله بیان‌گر آن است که شما شخصیت متزلزلی دارید یا خود را بهتر از دیگران می‌دانید یا هر دو. افرادی که از این عبارت استفاده می‌کنند واقعا چنین احساسی دارند.
 

به جای اینکه این عبارت را تکرار ‌کنید، ببینید چطور می‌توانید حرف‌های‌تان را به طور واضح‌تر و جالب‌تری منتقل کنید. به این ترتیب هیچ‌کس حرف‌های شما را فراموش نخواهد کرد.
 

۷. موفق باشی
 
مسلما اگر برای کسی آرزوی موفقیت بکنید،‌ دنیا به آخر نمی‌رسد اما می‌توانید آرزوی بهتری برای او داشته باشید، زیرا این عبارت به طور نامحسوسی بر این دلالت دارد که او برای موفق شدن به شانس نیاز دارد.
 
به جای گفتن این عبارت بگویید: «من مطمئنم که از پسِ این کار برمی‌آیی.»
 

این جمله بهتر از آرزوی موفقیت است، زیرا نشان می‌‌دهد که آن شخص شایستگی و اعتماد به نفس لازم برای کسب موفقیت را دارد و شما با گفتن این جمله از سایرین که تنها آرزوی موفقیت می‌کنند متمایز خواهید شد.
 

۸. حق انتخاب با توست یا هر طور خودت صلاح می‌دانی
 
شاید نسبت به سوال و نظری که از شما خواسته شده، بی‌تفاوت باشید اما نظر شما برای کسی که سوال را پرسیده مهم است و گرنه نظرتان را نمی‌پرسید.
 
به جای گفتن این عبارت بگویید: «من نمی‌توانم با قاطعیت در این مورد نظری بدهم، اما به نظر من بعضی موارد هستند که بهتر است آنها را مد نظر داشته باشی…»
 

وقتی نظرتان را ارائه می‌دهید،‌ حتی اگر بی‌طرف باشید و نظر خاصی نداشته باشید، نشان می‌دهید که برای کسی که از شما نظر خواسته اهمیت قائل هستید.
 

۹. حداقل من هرگز…
 
این عبارت منفی یک روش پرخاش‌گرانه برای توجیه اشتباهاتِ خود و معطوف کردن توجه دیگران به اشتباه سایر افراد است (کسی که حالا دیگر باید اشتباه او را بخشیده باشید).
 
به جای آن بگویید: «متاسفم.»
 

پذیرش اشتباهات بهترین راه برای منطقی و آرام کردن بحث است. پذیرشِ خطا یک راه شگفت‌انگیز برای جلوگیری از تشدید آن است.
 

ختم کلام
 

در مکالمات روزانه، چیزهایی به ظاهر کوچک وجود دارند که می‌توانند همه چیز را عوض کنند. این پیشنهادات را در صحبت‌های‌تان لحاظ کنید و از بکاربردن عبارات منفی اجتناب کنید تا بازخوردهای مثبت آن را در زندگی ببینید.
 
منبع: عصرایران
 

 
 
روابط عمومی  ›› روابط عمومی الکترونیک

روابط عمومی الکترونیک  
 
 
مدیر سایت
تعداد پست :
134
۱۶:۲۴   ۱۳۹۱/۳/۸
       
 
 
دولت الکترونیک و نقش آن در توسعه

نگارش: محمد نریمان فرد *
با توجه به آمار و رشد گرايش اقتصاد جهان به تجارت الكترونيك وجود مولفه‌هاي مكمل آن مثل بانكداري الكترونيك و دولت الكترونيك یک ضرورت انكارناپذير است.

مقدمتا به سه نکته اشاره می‌شود.
1- یکی از مباحثی کلانی که در حال حاضر اقتصاد ایران با آن روبه‌رو است واگذاري فعاليت‌هاي اقتصادي و كاهش تصدي‌گري دولت در توليد و اداره بنگاه‌هاي اقتصادي (‌اجراي اصل 44 قانون اساسي) است. در این راستا نقش تجارت و دولت الکترونیک غیر‌قابل انکار است.
2- از دیگر مباحثی که در حال حاضر نظام اقتصادی با آن روبه‌رو است، بحث فساد اقتصادی است که جلوگیری از آن منشا توسعه فعاليت‌هاي بخش خصوصي، بهبود توليد و افزايش كارآيي و بهره‌وري است. یکی از بهترین راهکارها در این زمینه نظارت بر فعالیت کارکنان دولت از يك طرف و اصلاح ساختار نظام اداري و اقتصادي و مقررات‌زدايي و خصوصي‌سازي از طرف ديگر است. در این زمینه می‌توان از تجارت و دولت الکترونیک به عنوان یک زیر ساخت نام برد.
3- در راستای حركت به سمت توسعه اقتصادي بايد دولت از بودجه مصوب نهايت استفاده را با توجه به مولفه‌های اقتصادی روز دنیا به عمل آورد و در راستاي افزايش رشد اقتصادي كشور و پويايي اقتصاد ملي گام بردارد. تسريع در انجام پروژه‌هاي زیربنايی اقتصادی از جمله گسترش دولت الکترونیک نوعي كاهش هزينه در راستاي ایجاد زمینه رشد اقتصادي به حساب مي‌آيد. ضمنا تاخير در انجام آن هزينه‌هاي زيادي را بر اقتصاد كشور تحميل می‌کند.
دولت الکترونیک
حركت به سوي يك دولت الكترونيك با استفاده از فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات صورت می‌پذیرد؛ بنابراين بايد نسبت به ايجاد زير ساخت‌هاي مناسب مخابراتي، امنيت در تبادل اطلاعات و تدوين قوانين و مقررات حقوقي مناسب اقدام کرد.
اگر هرچه زودتر به استقبال دولتي الكترونيك نرويم در آينده بايد هزينه‌هاي هنگفتي را بپردازیم. برقراری دولت الكترونيك مستلزم فراهم شدن فضايي است كه در آن هر شهروندي مي‌تواند هر خدمتي را كه از طريق سازمان‌ها و موسسات دولتي ارائه مي‌شود به راحتی از طريق خدمات الكترونيكي و بزرگراه‌هاي اينترنتي دريافت كند. استقرار دولت الكترونيك به معنی حذف بسياري از موارد وقت گير و مزاحم در مسير خدمت‌رساني است.
براي ايجاد يك جامعه الكترونيكي نيازمند فرهنگ‌سازي و اجبار (مثل اقدام سازمان سنجش به ثبت نام در آزمون‌ها) هستیم که مي‌تواند از مهم‌ترين راهكارها براي جذب مردم قلمداد شود. دركنار تمامي مزايا بايد به محدوديت‌ها، مسائل امنيتي و جرائم اينترنتي نظیر پولشويي، فرار از ماليات، سرقت هويت مشتري توجه خاص داشت. اگر در این راستا نرم‌افزارها براي مقابله با خطرات احتمالی به روز باشند می‌توان نسبت به ایجاد اعتماد مردم که از مهم‌ترين انتظارات آنان است، اقدام کرد.
از چالش‌هاي دولت الكترونيك، نبود يك متولي خاص براي به‌روز‌رساني اطلاعات و تعامل بين سازمان‌هاي دولتي است. همچنين امضاي ديجيتالي بايد به مرحله‌اي از كارآيي برسدكه اكثر موسسات مالي چنين خدماتي را ارائه دهند.
تجارت الکترونیک
نقش تجارت الكترونيك در افزایش کارآيي تجاری در اقتصاد ملی بر کسی پوشیده نیست. رقابتي شدن بازارها وبهبود كيفيت، سرعت بخشيدن به انجام مبادله، تقويت موضع رقابتي كشور در جهان، بهره‌گيري از فرصت‌هاي صادرات و واردات کالا و خدمات از دیگر منافع تجارت الکترونیک است.
تجارت الكترونيك با بهره‌گيري از شبكه اطلاع‌رساني جهاني و اينترنت و همچنين وب جهاني براي عرضه و فروش كالا و خدمات صورت مي‌پذيرد. سرعت بالاي رشد فناوري مبادله الکترونیکی داده‌ها (EDI) باعث شده كه تجارت الكترونيك به نماد عصر حاضر تبديل شود. تجارت الكترونيك به دليل افزایش سرعت و كارآيي و كاهش هزينه‌ها، عرصه جديدي را در رقابت گشوده است تا آنجا كه گفته مي‌شود عقب افتادن از اين سير تحول نتيجه‌اي جز منزوي شدن در عرصه اقتصاد جهاني نخواهد داشت.
مزایای مهم تجارت الكترونيك را می‌توان به ترتیب زیر خلاصه کرد:
* تسهیل و جهاني شدن تجارت و رشد اقتصادي، افزايش سطح رفاه زندگي مردم از طريق تاثیر در افزايش توليد، اشتغال، سرمايه گذاري، فروش و درآمد؛
* كاهش هزينه رفت‌و‌آمد، كاهش ترددها، ترافيك شهري و در نتيجه كاهش آلودگي محيط زيست؛
* رقابتي شدن بازارها و ايجاد حسن رقابت و در نتيجه بهبود كيفيت كالاها، بهره‌وری در توليد محصولات و حذف هزينه‌هاي دلالي و در نتيجه خلاقيت و نوآوري؛
* صرفه‌جويي و كاهش هزينه‌ها از جمله انبارداري، ایجاد زمینه كار در 24 ساعت و افزايش ارتباط با مشتريان و ارتباط رو در رو با مشتري و پاسخ آنلاين، تسريع در تحويل محصولات.
بانكداري الكترونيك
بانكداري الكترونيك به طور كلي انواع كانال‌هاي ارتباطي ميان بانك و مشتري حقيقي و حقوقي را شامل مي‌شود. بانكداري الكترونيك استفاده از فناوري‌هاي پيشرفته نرم‌افزاري و سخت‌افزاري است که مبتني بر اینترنت و مخابرات براي مبادله منابع و اطلاعات مالي به صورت الكترونيكي است و دیگر نياز به حضور مشتري در شعبه بانک نبوده و كارهاي بانكي به صورت اعتباري انجام مي‌شود.
يكي از مهم‌ترين اقدامات بانك‌ها در راه تبديل شدن به يك بانك الكترونيكي توسعه سخت افزاري و نرم‌افزاری شبكه‌هاي بانكي، ايجاد خطوط پرسرعت در بانك‌ها، آشنا‌سازي مردم با انواع پرداخت‌ها و مبادلات الکترونیک نظیر ماليات، بيمه، قبوض و ... است.
براي توسعه تجارت الكترونيك در كشور، ورود به بازارهاي جهاني و عضويت در سازمان‌هايي نظير سازمان تجارت جهاني، داشتن نظام بانكي كارآمد از الزامات اساسي به شمار مي‌آيد. چند سالی است که برخي از روش‌هاي ارائه خدمات بانكداري الكترونيك مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اما تا رسيدن به سطح كشورهاي پيشرفته در زمينه بانكداري الكترونيك راهي طولاني در پيش است.
سيستم بانكي ايران هنوز به قلم و كاغذ متكي است و رايانه و دستگاه خود پرداز كه مشتريان مي‌توانند با كارت‌هاي بانكي روزانه مقادير معيني پول از حساب خود يا عابر بانك‌ها (ATM) برداشت كنند، نباید تنها مظاهر بانكداري الكترونيك باشد. هدف بانكداري الكترونيك عدم مراجعه به شعبه بانك است، اما در ايران بعضا بدون مراجعه به بانك كاري امكان‌پذير نيست. كارشناسان تجارت الكترونيك اطمينان نكردن مردم به اين سيستم‌ها را یکی از علل اصلي فراگير نشدن بانكداري الكترونيك در ايران عنوان مي‌كنند. برخی از مردم حاضرند هزينه و... براي رسيدن به بانك بپردازند و ساعت‌ها در راه رسيدن در ترافيك سپري شود و نيز در صفوف طويل بانك‌ها بمانند تا قبوض خود را بپردازند تا با خيال راحت مطمئن باشند كه قبض‌شان پرداخت شده است.
تجارت گردشگری
فن‌آوری اطلاعات نقش موثری در توسعه گردشگري دارد گردشگران باید به اطلاعات مطمئن، معتبر و دقيق دسترسی داشته باشند. ایجاد بانك اطلاعات گردشگري در ایران مي‌تواند سهم بسزايي در بهبود كمي و كيفي اطلاعات فراهم شده براي گردشگران بين‌المللي داشته باشد. صنعت گردشگري ایران با معضلات بنيادي بسياري مواجه است، ولی تجارت الكترونيكي می‌تواند فرصت‌هاي طلايي را تشخيص داده و به‌كار گيرد.
سخن آخر
براي آشنايي مردم مي‌توان استفاده از خدمات الكترونيكي در پرداخت قبوض، بيمه، ماليات‌ها و... را اجباري كرد. ضمنا آشنايي محصلان، دانشجويان، معلمان و مديران مي‌تواند كمك شاياني حداقل براي سال‌هاي آتي باشد. اگر خدمات الكترونيكي بي‌نقص و كامل ارائه شود تا بتواند مشكلات مردم را حل كنند مطمئنا مورد استقبال قرار مي‌گيرد.
اخیرا در زمينه تجارت الكترونيك اقداماتی نظیر: ايجاد تغييرات در سيستم اطلاع‌رساني بازرگاني و نقطه تجاري ايران و تاسيس مركز ملي شماره گذاري كالا و خدمات ايران و تشكيل شوراي عالي تجارت الكترونيكي اتفاق افتاده است. تغييرات در نظام بانكي (شبكه شتاب) و ارائه كارت‌هاي بانكي گوناگون در رشد بانکداری الکترونیک نقش داشته است، تغييرات در نظام گمركي كشور و نهايتا اقداماتي در زمينه توسعه شبكه مخابراتي نیز قابل‌ذکر است، اما ضعف زيرساخت‌هاي مخابراتی (دسترسي به اينترنت و شبكه، ترافيك خطوط، پهناي باند مخابراتي، گران بودن ارتباطات تلفني، مسائل امنيتي سيستم مخابراتي و پروتكل‌هاي مختلف مخابراتي) از عوامل کند بودن گسترش تجارت الکترونیک در کشورمان بوده است. نداشتن پوشش ماهواره‌اي مناسب و قوانين و مقررات محدود‌كننده، باعث افزايش هزينه استفاده از اينترنت است. همچنین مشکلاتی نظیر دسترسي و استفاده از كامپيوتر، ضعف قوانين و مقررات، تخلفات محتمل در تجارت الكترونيكي و نظام قضايی نامتناسب با آن مزید بر علت است.

فرصتی برای هم نشینی با کتاب

فرصتی برای هم نشینی با کتاب

همیشــه فکــر می‌کــردم کتاب‌فروش‌ها راحت‌ترین شغل دنیا را دارند. تصور کنید در داخل مغازه‌ای نشسته‌اید که عطر کتاب‌های نو در آن پیچیده و هر لحظه با رمان‌های هیجان‌انگیزی که با قلم نویسنده‌های بزرگ دنیا نوشته شده، خود را سرگرم می‌کنید. شما از صبح تا شب تنها به صندلی خود تکیه می‌دهید و به مطالعه مشغول می‌شوید؛ از آن سو، طرف فروشنده‌ها کار خودشان را انجام می‌دهند و پول روی پول شما می‌گذارند. اگرچه بهترین و والاترین مسئله در دنیا این است که هر روز بر سطح آگاهی شما افزوده شود و دغدغه‌ای از نظر مالی نداشته باشید، اما این موضوع شاید تنها در تخیلات بگنجد و کمتر بتوان مصداقی واقعی برای آن پیدا کرد، زیرا سرانه مطالعه در ایران، گویای همه چیز است.

library1

امکانات و الزامات سرمایه‌گذاری
با توجه به اینکه کتاب و اقلام فرهنگی در سبد مصرفی ما ایرانی‌ها جایگاه چندانی ندارد بنابراین برای راه‌اندازی یک کتابفروشی نخستین و مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید مکان‌یابی مناسب است. بهترین مکان برای راه‌اندازی این کسب‌و‌کار جاهای شلوغ و پرتردد است. به طور کلی مناطقی که در آن مردم از سطح درآمد مناسبی برخوردارند فروش کتاب و محصولات فرهنگی هم رونق بیشتری دارد. اگر قصد سرمایه‌گذاری در حوزه کتاب‌های دانشگاهی و علمی را دارید، حوالی دانشگاه و مراکز علمی جای مناسبی برای شروع فعالیت شماست. پس از مکان‌یابی مناسب، گام اول کسب مجوزهای لازم است که باید از اتحادیه کتابفروشان اخذ شود. خوشبختانه چون فعالیت شما در عرصه فرهنگی جای می‌گیرد فرآیند کسب مجوز بسیار سریع انجام می‌شود و در صورت داشتن شرایط و مدارک لازم چیزی حدود 2 تا 3 هفته طول می‌کشد.

از بعد دانش فنی برای راه‌اندازی یک کتابفروشی احتیاج به داشتن مدرک خاصی ندارید ولی باید توجه داشته باشید که تجربه فعالیت در این حوزه می‌تواند بسیار مفید باشد. برای شروع سرمایه‌گذاری فارغ از هزینه اجاره یا خرید مکان که در مناطق مختلف متفاوت است و آن را به عهده مخاطبان گرامی می‌گذاریم، حداقل باید یک سرمایه 50میلیونی در اختیار داشته باشید. از این مبلغ حدود 30درصد یعنی چیزی بین 15 تا 20میلیون صرف هزینه‌های طراحی داخلی شامل قفسه‌بندی فروشگاه، پیشخوان و غیره می‌شود.

توجه داشته باشید که هر قدر فضای کتابفروشی شما بزرگ‌تر باشد هم باید هزینه بیشتری برای طراحی داخلی آن بپردازید و هم باید سلیقه بیشتری در طراحی و چیدمان فضای آن به خرج دهید. در کتابفروشی‌های بزرگ طراحی فضای داخلی تاثیر زیادی در جذب مشتری دارد. 20 تا 25میلیون باید برای خرید کتاب و پر کردن قفسه‌ها کنار بگذارید. در ابتدا خریدها به‌صورت نقدی صورت می‌گیرد تا بتوانید اعتماد بازار را به‌دست آورید اما پس از مدتی کار در این بازار می‌توانید خریدهایتان را به‌صورت نسیه انجام دهید. برای مجهز کردن فروشگاه به سیستم کامپیوتری و اطلاع از موجودی کتاب باید بین 4 تا 6میلیون تومان هزینه کنید. برای شروع با 2 یا 3 نیروی کار می‌توانید یک کتابفروشی را اداره کنید که حداقل ماهانه 3 تا 4میلیون تومان برای شما آب می‌خورد.
احتیاط، لازمه ورود به بازار
این روزها بازار نشر و در پی آن بازار کتاب و کتابفروشی‌ حال و روز خوبی ندارد. شرایط اقتصادی خانوارها، کیفیت پایین برخی کتاب‌ها چه به لحاظ محتوایی و چه به لحاظ صحافی، طراحی ظاهری و غیره سبب شده تا کتاب، اندکی از سبد مصرفی خانوار فاصله بگیرد اما با این وجود همچنان هستند کسانی که کتاب و مطالعه برایشان از اهمیت بالایی برخوردار است. جدای از این حرف‌ها همچنان می‌توان به بازار کتاب و ورود به آن امیدوار بود به شرط آنکه با احتیاط و مطالعه بیشتری وارد این کسب‌وکار شوید.

همچنان می‌توانید در صورت فروش، به یک حاشیه سود 20 تا 25درصدی اتکا کنید که به طور معمول برای فروش اغلب کتاب‌ها وجود دارد.البته در مورد برخی کتاب‌ها مانند رمان‌ها، کتاب‌های مذهبی، شعر و داستان حتی تا 50درصد سود هم قابل حصول است، اما با این وجود شما می‌توانید با خلاقیت و روابط عمومی بالا و ارائه خدماتی از قبیل فراهم آوردن فضایی برای صرف چای، قهوه و نوشیدنی و مطالعه کتاب برای مشتریان خود (کافه کتاب) و ایجاد فضایی برای عرضه صنایع دستی، اختصاص بخشی برای عرضه لوازم التحریر و غیره جذابیت کار خود را برای مشتریان بالا ببرید.

بنابراین توصیه این است که با احتیاط وارد بازار شوید. با توجه به سلیقه مشتریان، کتاب‌ها را گزینش کنید و در قفسه‌ها قرار دهید. تجربه کاری و دانش فنی در این کار بسیار مهم است. آشنایی به بازار و محصولات جدید، تسلط به بازار و اطلاعات مناسب از کتاب و بازار نشر و مطالعه مستمر، رمز موفقیت شما در کار است. جالب است بدانید اغلب فروشندگان کتاب دو یا حتی سه برابر کتابخوان‌ها مطالعه می‌کنند.  در نهایت نکته مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که باید در کارتان صبور باشید. شما در بازاری ورود پیدا کرده‌اید که احتیاج به یک سرمایه‌گذاری تقریبا بلند‌مدت دارد. چون دست کم سه سال زمان لازم است تا کتابفروشی شما در منطقه جا بیفتد و مشتریان خود را به‌دست آورید و با سلیقه بازار آشنا شوید. با وجود ریسک پذیری بالا در صورت موفقیت، درآمد ماهانه 3میلیون به بالا نصیبتان خواهد شد.

فرصت‌ها و تهدیدهای بازار
مهم‌ترین تهدید برای سرمایه شما عدم شناخت سلیقه مخاطبان است چراکه این امر می‌تواند منجر به این شود که شما کتاب‌هایی را خریداری کنید که قادر به فروش آن نیستید و سرمایه شما به اصطلاح سوخت می‌شود. به گفته فعالان بازار در این حرفه رقبا یا سایر کتابفروشی‌ها نمی‌توانند تهدیدی جدی برای سرمایه شما به حساب آیند. عدم تخصص و تجربه کافی در شناخت بازار و نیازهای مشتریان و مکان‌یابی نامناسب هم از دیگر تهدیدهای سرمایه‌گذاری در این کسب‌و‌کار است. ارائه خدمات متمایز، تنوع در ارائه محصول به مشتریان و روابط عمومی و برخورد مناسب با مشتریان از فرصت‌های شما برای پیشی گرفتن از رقباست.

توجه داشته باشید هر چه فضای کتابفروشی شما بزرگ‌تر باشد توانایی ما در طراحی داخلی و فضا‌سازی مناسب برای جذب مشتری بیشتر است. برای شروع باید تقریبا همه نوع کتاب بیاورید تا طیف وسیع‌تری از مشتریان را تحت پوشش قرار دهید اما کم‌کم با پیشرفت کار و گذر زمان دایره مشخص‌تری از کتاب‌ها با توجه به نیاز مخاطبان در قفسه‌های کتابفروشی شما جای می‌گیرد.

توصیه فعالان بازار
به گفته رضا خجسته، مدیر داخلی فروشگاه نشر ثالث، نگاه حرفه‌ای به کار می‌تواند عامل موفقیت شما در این کار باشد. تیم حرفه‌ای، نیروی کار توانمند و با روابط عمومی بالا در پیشرفت این کار بسیار موثر است. وی در ادامه می‌گوید: «فروشگاه‌های بزرگ عموما در این کار موفق‌ترند بنابراین باید با شناخت و تجربه کافی وارد بازار شد.» وی با اشاره به اینکه افراد با سطح درآمدی بالاتر عموما بیشتر کتاب می‌خرند، می‌افزاید: «توجه به منطقه جغرافیایی و سطح درآمدی افراد در مکان‌یابی کتابفروشی نکته‌ای است که نباید آن را فراموش کرد.»
محمدعلی بهروزی یکی دیگر از فعالان بازار کتاب اظهار می‌کند: «توصیه من به تازه واردها این است که با تامل بیشتری به این بازار وارد شوند و از مشورت با افراد باتجربه استفاده کنند یا لااقل چند سالی در بازار کتاب فعالیت داشته باشند و سپس اقدام به سرمایه‌گذاری در این بازار کنند.» وی در ادامه افزود: «کسانی که با انگیزه اقتصادی صرف، وارد بازار می‌شوند ممکن است با شکست مواجه شوند چون سرمایه‌گذاری در این بازار یک سرمایه‌گذاری بلند‌مدت است و دست‌کم دو تا سه سال زمان لازم است تا کتابفروشی شما شناخته شود و مشتریان خاص خود را بیابد.»

فرصتی برای هم نشینی با کتاب

فرصتی برای هم نشینی با کتاب

همیشــه فکــر می‌کــردم کتاب‌فروش‌ها راحت‌ترین شغل دنیا را دارند. تصور کنید در داخل مغازه‌ای نشسته‌اید که عطر کتاب‌های نو در آن پیچیده و هر لحظه با رمان‌های هیجان‌انگیزی که با قلم نویسنده‌های بزرگ دنیا نوشته شده، خود را سرگرم می‌کنید. شما از صبح تا شب تنها به صندلی خود تکیه می‌دهید و به مطالعه مشغول می‌شوید؛ از آن سو، طرف فروشنده‌ها کار خودشان را انجام می‌دهند و پول روی پول شما می‌گذارند. اگرچه بهترین و والاترین مسئله در دنیا این است که هر روز بر سطح آگاهی شما افزوده شود و دغدغه‌ای از نظر مالی نداشته باشید، اما این موضوع شاید تنها در تخیلات بگنجد و کمتر بتوان مصداقی واقعی برای آن پیدا کرد، زیرا سرانه مطالعه در ایران، گویای همه چیز است.

library1

امکانات و الزامات سرمایه‌گذاری
با توجه به اینکه کتاب و اقلام فرهنگی در سبد مصرفی ما ایرانی‌ها جایگاه چندانی ندارد بنابراین برای راه‌اندازی یک کتابفروشی نخستین و مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید مکان‌یابی مناسب است. بهترین مکان برای راه‌اندازی این کسب‌و‌کار جاهای شلوغ و پرتردد است. به طور کلی مناطقی که در آن مردم از سطح درآمد مناسبی برخوردارند فروش کتاب و محصولات فرهنگی هم رونق بیشتری دارد. اگر قصد سرمایه‌گذاری در حوزه کتاب‌های دانشگاهی و علمی را دارید، حوالی دانشگاه و مراکز علمی جای مناسبی برای شروع فعالیت شماست. پس از مکان‌یابی مناسب، گام اول کسب مجوزهای لازم است که باید از اتحادیه کتابفروشان اخذ شود. خوشبختانه چون فعالیت شما در عرصه فرهنگی جای می‌گیرد فرآیند کسب مجوز بسیار سریع انجام می‌شود و در صورت داشتن شرایط و مدارک لازم چیزی حدود 2 تا 3 هفته طول می‌کشد.

از بعد دانش فنی برای راه‌اندازی یک کتابفروشی احتیاج به داشتن مدرک خاصی ندارید ولی باید توجه داشته باشید که تجربه فعالیت در این حوزه می‌تواند بسیار مفید باشد. برای شروع سرمایه‌گذاری فارغ از هزینه اجاره یا خرید مکان که در مناطق مختلف متفاوت است و آن را به عهده مخاطبان گرامی می‌گذاریم، حداقل باید یک سرمایه 50میلیونی در اختیار داشته باشید. از این مبلغ حدود 30درصد یعنی چیزی بین 15 تا 20میلیون صرف هزینه‌های طراحی داخلی شامل قفسه‌بندی فروشگاه، پیشخوان و غیره می‌شود.

توجه داشته باشید که هر قدر فضای کتابفروشی شما بزرگ‌تر باشد هم باید هزینه بیشتری برای طراحی داخلی آن بپردازید و هم باید سلیقه بیشتری در طراحی و چیدمان فضای آن به خرج دهید. در کتابفروشی‌های بزرگ طراحی فضای داخلی تاثیر زیادی در جذب مشتری دارد. 20 تا 25میلیون باید برای خرید کتاب و پر کردن قفسه‌ها کنار بگذارید. در ابتدا خریدها به‌صورت نقدی صورت می‌گیرد تا بتوانید اعتماد بازار را به‌دست آورید اما پس از مدتی کار در این بازار می‌توانید خریدهایتان را به‌صورت نسیه انجام دهید. برای مجهز کردن فروشگاه به سیستم کامپیوتری و اطلاع از موجودی کتاب باید بین 4 تا 6میلیون تومان هزینه کنید. برای شروع با 2 یا 3 نیروی کار می‌توانید یک کتابفروشی را اداره کنید که حداقل ماهانه 3 تا 4میلیون تومان برای شما آب می‌خورد.
احتیاط، لازمه ورود به بازار
این روزها بازار نشر و در پی آن بازار کتاب و کتابفروشی‌ حال و روز خوبی ندارد. شرایط اقتصادی خانوارها، کیفیت پایین برخی کتاب‌ها چه به لحاظ محتوایی و چه به لحاظ صحافی، طراحی ظاهری و غیره سبب شده تا کتاب، اندکی از سبد مصرفی خانوار فاصله بگیرد اما با این وجود همچنان هستند کسانی که کتاب و مطالعه برایشان از اهمیت بالایی برخوردار است. جدای از این حرف‌ها همچنان می‌توان به بازار کتاب و ورود به آن امیدوار بود به شرط آنکه با احتیاط و مطالعه بیشتری وارد این کسب‌وکار شوید.

همچنان می‌توانید در صورت فروش، به یک حاشیه سود 20 تا 25درصدی اتکا کنید که به طور معمول برای فروش اغلب کتاب‌ها وجود دارد.البته در مورد برخی کتاب‌ها مانند رمان‌ها، کتاب‌های مذهبی، شعر و داستان حتی تا 50درصد سود هم قابل حصول است، اما با این وجود شما می‌توانید با خلاقیت و روابط عمومی بالا و ارائه خدماتی از قبیل فراهم آوردن فضایی برای صرف چای، قهوه و نوشیدنی و مطالعه کتاب برای مشتریان خود (کافه کتاب) و ایجاد فضایی برای عرضه صنایع دستی، اختصاص بخشی برای عرضه لوازم التحریر و غیره جذابیت کار خود را برای مشتریان بالا ببرید.

بنابراین توصیه این است که با احتیاط وارد بازار شوید. با توجه به سلیقه مشتریان، کتاب‌ها را گزینش کنید و در قفسه‌ها قرار دهید. تجربه کاری و دانش فنی در این کار بسیار مهم است. آشنایی به بازار و محصولات جدید، تسلط به بازار و اطلاعات مناسب از کتاب و بازار نشر و مطالعه مستمر، رمز موفقیت شما در کار است. جالب است بدانید اغلب فروشندگان کتاب دو یا حتی سه برابر کتابخوان‌ها مطالعه می‌کنند.  در نهایت نکته مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که باید در کارتان صبور باشید. شما در بازاری ورود پیدا کرده‌اید که احتیاج به یک سرمایه‌گذاری تقریبا بلند‌مدت دارد. چون دست کم سه سال زمان لازم است تا کتابفروشی شما در منطقه جا بیفتد و مشتریان خود را به‌دست آورید و با سلیقه بازار آشنا شوید. با وجود ریسک پذیری بالا در صورت موفقیت، درآمد ماهانه 3میلیون به بالا نصیبتان خواهد شد.

فرصت‌ها و تهدیدهای بازار
مهم‌ترین تهدید برای سرمایه شما عدم شناخت سلیقه مخاطبان است چراکه این امر می‌تواند منجر به این شود که شما کتاب‌هایی را خریداری کنید که قادر به فروش آن نیستید و سرمایه شما به اصطلاح سوخت می‌شود. به گفته فعالان بازار در این حرفه رقبا یا سایر کتابفروشی‌ها نمی‌توانند تهدیدی جدی برای سرمایه شما به حساب آیند. عدم تخصص و تجربه کافی در شناخت بازار و نیازهای مشتریان و مکان‌یابی نامناسب هم از دیگر تهدیدهای سرمایه‌گذاری در این کسب‌و‌کار است. ارائه خدمات متمایز، تنوع در ارائه محصول به مشتریان و روابط عمومی و برخورد مناسب با مشتریان از فرصت‌های شما برای پیشی گرفتن از رقباست.

توجه داشته باشید هر چه فضای کتابفروشی شما بزرگ‌تر باشد توانایی ما در طراحی داخلی و فضا‌سازی مناسب برای جذب مشتری بیشتر است. برای شروع باید تقریبا همه نوع کتاب بیاورید تا طیف وسیع‌تری از مشتریان را تحت پوشش قرار دهید اما کم‌کم با پیشرفت کار و گذر زمان دایره مشخص‌تری از کتاب‌ها با توجه به نیاز مخاطبان در قفسه‌های کتابفروشی شما جای می‌گیرد.

توصیه فعالان بازار
به گفته رضا خجسته، مدیر داخلی فروشگاه نشر ثالث، نگاه حرفه‌ای به کار می‌تواند عامل موفقیت شما در این کار باشد. تیم حرفه‌ای، نیروی کار توانمند و با روابط عمومی بالا در پیشرفت این کار بسیار موثر است. وی در ادامه می‌گوید: «فروشگاه‌های بزرگ عموما در این کار موفق‌ترند بنابراین باید با شناخت و تجربه کافی وارد بازار شد.» وی با اشاره به اینکه افراد با سطح درآمدی بالاتر عموما بیشتر کتاب می‌خرند، می‌افزاید: «توجه به منطقه جغرافیایی و سطح درآمدی افراد در مکان‌یابی کتابفروشی نکته‌ای است که نباید آن را فراموش کرد.»
محمدعلی بهروزی یکی دیگر از فعالان بازار کتاب اظهار می‌کند: «توصیه من به تازه واردها این است که با تامل بیشتری به این بازار وارد شوند و از مشورت با افراد باتجربه استفاده کنند یا لااقل چند سالی در بازار کتاب فعالیت داشته باشند و سپس اقدام به سرمایه‌گذاری در این بازار کنند.» وی در ادامه افزود: «کسانی که با انگیزه اقتصادی صرف، وارد بازار می‌شوند ممکن است با شکست مواجه شوند چون سرمایه‌گذاری در این بازار یک سرمایه‌گذاری بلند‌مدت است و دست‌کم دو تا سه سال زمان لازم است تا کتابفروشی شما شناخته شود و مشتریان خاص خود را بیابد.»

خلاقیت و روابط عمومی

 

خلاقیت و روابط عمومی

مقدمه: بر كسي پوشيده نيست كه در جوامع امروزي ارتباطات نقش بسيار مهمي در پيشبرد اهداف يك سازمان ايفا مي كند. بهبود كمي و كيفي فعاليتهاي سازمان، افزايش بهره وري از امكانات ونيروي انساني درسايه انعكاس فعاليتهاي سازمان با جامعه و بهره گيري از امكانات و قابليتهاي اجتماع و مشاركت عمومي افراد آن مي باشد. در اين راستا روابط عمومي ها به عنوان حلقه ارتباطي سازمانها با جامعه نقش بسيار مهمي دارند. هرچه  اين حلقه ارتباطي گسترده تر و محكم تر باشد، به همان اندازه سازمان در پيشبرد اهداف و فعاليتهاي خود موفق تر خواهد بود. پس روابط عمومي ها براي اينكه بتوانند اين حلقه ارتباطي سازمان را با جامعه حفظ كنند، بايد در جستجوي  تكنيكها ، الگوها و شيوه هاي مناسب و جديد باشند يكي از اين شيوه ها و الگوها خلاقيت است كه عامل مهم موفقيت برنامه هاي روابط عمومي است كه اگر بدرستي بكار گرفته شود بسياري از ضعف هاي فني و اجرايي را پوشش مي دهد و چون موضوع كار روابط عمومي از تنوع  و حيطه بالايي برخوردار است امكان ظهور خلاقيت  در آن به مراتب بيشتر از ساير  حوزه هاي كاري سازمانها است .

تعريف خلاقيت

از خلاقيت  تعريفهاي زيادي شده است كه در ذيل به مهمترين آنها اشاره مي شود:

خلاقيت يعني تلاش براي ايجاد يك تغيير هدفدار  در توان اجتماعي  يا اقتصادي يك سازمان. خلاقيت  بكار گيري  توانايي هاي ذهني براي بوجود آوردن انديشه ، فكر و مفهوم جديد . ‌خلاقيت به معناي خلق كردن چيزي تازه و منحصر به فرد  است كه به گونه اي مناسب و مفيد موجب حل يك مسأله، سؤال، يا نياز علمي، صنعتي و يا اجتماعي مي شود. ونيز خلاقيت  يعني ارائه  فكر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاء‌كيفيت يا كميت فعاليتهاي سازمان  مانند افزايش  توليدات  يا خدمات، كاهش  هزينه ها و...

ضرورت  خلاقيت :

تمام پيشرفتهاي  امروز بشر در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سياست و اجتماع مديون خلاقيت است. خلاقيت كليدي ترين  مسأله در جامعه ما و تمام جوامع در حال توسعه است كه اگر به درستي با آن برخورد و زمينه ها و بسترهاي آن فراهم شود بسياري از مشكلات آنها حل خواهد شد.

صاحب نظران معتقدند با ورود به هزاره سوم ضروري است مردم مهارتهايي را آموزش ببينند كه از آنها  مي توان به خلاقيت  و برقراري ارتباط مؤثر اشاره كرد به گونه اي كه انسانها بتوانند بخوبي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و با بهره گيري از خرد جمعي  و زايش افكار نو مشكلات را  از بين ببرند. امروزه، مردم ما نيازمند آموزش  خلاقيت هستند. آنچنان  كه لحظه به لحظه محيط  اطراف خويش را كاوش  نموده و با خلق افكار نو  به سوي يك جامعه سعادتمند  قدم بردارند.

زمينه ها و بسترسازي خلاقيت :

نتايج و تحقيقات صورت گرفته نشان مي دهد خلاقيت زماني در ميان اجتماعي از انسانها  متجلي مي شود كه آنها از مرحله همدلي با يكديگر گذر كرده اند . در اين مرحله  انسان ها به سرنوشت  يكديگر  حساس بوده و در جهت  رشد يكديگر  مي كوشند و هر كسي  خود را پل  پيروزي ديگري قرار مي دهد و در نهايت سبب مي شود  جرياني  از علم و دانش وتجربيات ميان آنها جاري شود كه همين، زمينه ساز نوآوري و خلاقيت خواهد شد . براستي كه هيچكس قادر نيست به دنياي علم و دانش انسانها نفوذ كرده و آنها را وادار كند كه  انديشه هاي خود را به ديگران منتقل كند و تنها زماني اين واقعيت رخ مي دهد كه يك احساس خوب و مثبت  در بين انسانها  نسبت به يكديگر  پديد آيد.  به همين خاطر، يكي از عوامل  مؤثر در بروز خلاقيت در يك جامعه، زمينه سازي و بسترسازي در بين انسانها جهت ايجاد  فرهنگي  است كه در آن  همگان  در تلاش براي رشد ديگري هستند زيرا خلاقيت  نه ژنتيكي است و نه مربوط به نژادي خاص بلكه اكتسابي است و زمينه اش در نهاد همه انسانها وجود دارد كه نياز به آموزش، زمينه  سازي و فرهنگ سازي دارد.  

عوامل و راه هاي مؤثر  خلاقيت  در روابط عمومي

ايجاد خلاقيت در روابط عمومي علاوه بر فرهنگ سازي كه  در بالا ذكر شد، بستگي به سه فاكتور اساسي و مهم دارد كه عبارتند از :

الف) نيروي  انساني

ب)  محيط سازماني

ج) مديريت 

الف ) نيروي انساني

منبع گرانبهاي يك مجموعه يا سازمان كه نقش اساسي در تحقق اهداف و سياستهاي كلي آن دارد نيروي انساني است لذا براي اينكه بتوانيم از نيروي انساني براي نهادينه كردن خلاقيت به نحو احسن استفاده كنيم بايد به دو عامل اساسي توجه كرد:

عامل اول) استفاده از  نيروهاي كار آمد

در روابط عمومي بايد كساني مشغول بكار شوند كه علاوه بر اينكه  تحصيل كرده  اين رشته  باشند از ويژگيها و خصوصيات  يك فرد خلاق  برخوردار باشند. از جمله :

1- برخورداري از سلامت روحي و رواني :

افراد خلاق افرادي هستند كه از سلامت رواني برخوردار هستند اين افراد قادرند فكر و انديشه و حرف هاي تازه را پشت سرهم مطرح كنند بدون اينكه دچار ركود شوند. بهره مندي از ذهني سالم، باز و گشوده اين امكان را براي قوه خلاقه فراهم مي كند تا از آنچه مي خواهد، تصوير روشني بيافريند و بالاخره عملي منشأ موفقيت و پيروزي است كه در وراي آن انديشه اي سالم نهفته باشد. همانگونه كه ورزش، عضلات را قوي تر و سالم تر مي كند، تفكر و مطالعه كتابهاي خوب و مفيد و نگارش تجارب، افكار و منش ها نيز باعث تقويت و سالم تر شدن روان و ذهن مي گردد و نهايتا موجب باروري و شكوفايي خلاقيت مي شود.

2-   انعطاف پذيري:

توانايي كنار گذاشتن چارچوب هاي ذهني گذشته و توانايي ديدن انديشه هاي جديد  و بررسي افكار نو و پذيرش مناسبت ترين و كارآمدترين باورها انعطاف پذيري است. هراندازه خلاقيت و نوآوري بيشتر باشد به همان اندازه انعطاف پذيري بيشتر شده  و وقت كمتري به حراست و دفاع از افكار غلط گذشته صرف خواهد شد. 

3-   ابتكار:

يعني به پشتوانه انديشه سالم، ذهني پويا و منعطف در هر زمان بتوان پيشنهاد تازه اي را ارائه داد.

4-   ترجيح دادن پيچيدگي نسبت به سادگي:

برخلاف افراد عادي كه همواره در جستجوي راهكارهاي بي دغدغه و آسان بوده و راههاي پيموده شده را مي پيمايند، افراد خلاق، پيچيدگي  را انتخاب كرده و به دنبال يافتن  راه حل آسان   و ساده  براي آنها  هستند.

5-   استقلال رأي  و داوري :

افراد خلاق مطيع  بي چون و چراي مسئول بالاتر و  افراد با نفوذ  خود نبوده  و داراي  نظرات  و پيشنهادات  متفاوت  از ديگران  هستند.

6-   تمركز نيروي ذهن بر بالاترين  هدف:

اين افراد هميشه و در هر شرايطي ذهن و نيروي خود را بر روي يك موضوع ويژه متمركز كرده و به دنبال دستيابي به هدفي والا و بلند مرتبه هستند . 

عامل دوم) كار آمد سازي كاركنان 

براي اينكه بتوانيم در بين كاركنان موجود خلاقيت  ايجاد كنيم تا از آنها به نحو احسن استفاده شود بايد به ويژگيهاي  ذيل توجه كرد:

1-   بهره وري كاركنان با انگيزش آنان ارتباط كاملا مستقيمي دارد به عبارت ديگر، در گير شدن با كار و چنگ انداختن بر مشكلات، نيازمند پشتوانه انگيزشي است .

2-   بروز انديشه و رفتار ابتكاري در كاركنان با پرورش حس مفيد بودن و احترام به شخصيت  كاري آنان افزايش مي يابد. مشاركت در حركات سازنده سازماني
و توليد، احترام به انديشه وتلاش آنان، قدرداني  از اقدامات مثبت و شكوفا سازي استعدادهاي آنان همواره  از خواسته هاي كاركنان  خلاق مي باشد.

 ب) محيط سازماني

 سياستها و تلاشهاي ابتكاري كاركنان زماني مي تواند به مرحله عمل واجرا در آيد كه سازمان مطبوع آنها بتواند با داشتن  ويژگيها و خصوصيات  ذيل، محيط و بستري مناسب را فراهم كند. برخي از اين ويژگيها  و خصوصيات  را مي توان  اين گونه برشمرد:.

1-   رقابت كامل و فشرده : در يك محيط كاري در صورتي خلاقيت ايجاد مي شود كه تك تك افراد رقابت مثبت و سازنده داشته باشند.

2-   فرهنگ خوب و پويا :برپايه  يك فرهنگ خوب و پويا اتلاف وقت مفهومي  ندارد. بديهي است در چنين بستري بحث رقابت و خلاقيت، بهتر شكل مي گيرد.

3-   دسترسي به مديران: كاركنان به راحتي بتوانند  افكار و نظرات خود را مستقيم  و بدون واسطه  به گوش مدير برسانند و پيشنهادهاي خود را ارائه نمايند.

4-   احترام به افراد: كاركنان به اين  باور دست يابند  كه مي توانند همگام با  نيازهاي سازمان رشد كنند. درسازمان خلاق كار بصورت گروهي انجام مي شود و گروههاي  كيفيت  نيز  نقش مؤثري در جهش آنها دارند .

5-   ارائه خدمات عمومي: هدف نهايي توجه به  نياز جامعه و جلب رضايت  آحاد مردم است.

6-   امنيت شغلي، روابط دائمي و بلند مدت كاركنان از ديگر  ويژگيهاي  آن است.

7-   مديران، عامل تغيير و تحول را با خشنودي پذيرفته و در برابر آن مقاومت نمي كنند طبيعي  است در چنين محيطي، ضرورت  ندارد كه مدير وقت زيادي از خود را براي چگونگي با تغييرات اختصاص دهد زيرا همه به اين باور رسيده اند كه تغيير يك ارزش است.

در محيط يا سازمان فقير از حيث خلاقيت، تمايل به ريسك، بروز فكر انتقادي و ميل به تغيير، كاهش قابل توجهي مي يابد و علت پديد آمدن چنين حالتي را بايد عمدتا در رفتارهاي كليشه اي و مملو از محدوديتها ، ارزيابيهاي ناكام كننده، روح محافظه كاري،‌ مقررات دست و پا گير، نا امني شغلي، ابهام در هدف و بي توجهي به افراد خلاق  بايد جستجو كرد.

 ج- مديريت 

نقش مديريت در مجموعه هايي مثل روابط عمومي كه خلاقيت  و نوآوري از ضروريات  و عامل اصلي آن به شمار مي رود، بسيار مهم و حساس است. زيرا مديريت مي تواند توانايي و استعداد خلاقيت  و نوآوري را در افراد ايجاد، ترويج و تشويق كند و يا رفتار و عملكرد او مي تواند مانع اين امر حياتي شود.

هنر مدير خلاق عبارت است از: استفاده از خلاقيت ديگران و پيدا كردن ذهن هاي خلاق. مدير بايد فضايي بيافريند كه خودش بتواند  خلاق باشد و افراد  سازمان را هم  نيز براي خلاقيت تحريك  كند . و اين فضا فضايي است كه از كار روزمره به دور است و اقتضاء مي كند تا هر كسي مشكلش را خودش حل كند.

تكنيكهاي بروز خلاقيت :

الف-  آموزش مستقيم

ب - فهرست كردن ويژگيها

ج - روشهاي گروهي  

الف ) آموزش مستقيم

در اين تكنيك خلاقيت را مي توان با آموختن راههاي خلاق شدن و پرهيز از كاربرد رهيافتهايي كه در حل مشكلات معمول است زياد كرد. اين روش كه بنام آموزش مستقيم معروف است بر اين پايه  فرضي قرار دارد كه چون  افراد بيشتر تمايل دارند  كه در حل مشكلات از راه حل هاي رايج استفاده كنند اين امر آنها را از بكارگيري  توانمنديها و ظرفيتهاي  واقعي شان باز مي دارد بنابراين روش آموزش  مستقيم  كه در جستجوي  راه حل هاي  بديع  و نو است  زمينه مساعدي براي رشد انديشه هاي خلاق  فراهم  مي سازد. 

ب) فهرست كردن ويژگيها

 در اين روش تصميم گيرنده ابتدا ويژگي اصلي مربوط به راه حل هاي مرسوم را  پيدا كرده و سپس هريك از ويژگيهاي اصلي را جدا جدا بررسي مي كند. و آنگاه  تا جايي كه ممكن است نسبت به تغيير هر كدام از آنها  همت مي گمارد و در راستاي همين تغيير هر طرحي دارد ولو آنكه خنده دار نيز باشد، بدون چشم پوشي فهرست مي كند. و وقتي كه فهرست جامعي تهيه  كرد و اشكالات را مشخص نمود گزينه هاي مؤثر و سودمند را انتخاب  و بقيه  را حذف مي كند و...

ج ) روشهاي  گروهي

بيشترين تلاش در زمينه پرورش و بروز خلاقيت را مي توان در حوزه كارهاي گروهي مشاهده كرد.

يكي از تكنيكهاي متداول در ايجاد خلاقيت، برگزاري جلسات  خلاقيت زاست  كه به جلسات  طوفان فكري شهرت دارد. اين جلسات، غير رسمي و كاملا آزاد است كه پيشنهاد ها  و راه حل هاي همكاران درباره يك موضوع خاص ماننده نحوه برگزاري نمايشگاه، انتخاب شعار تبليغاتي،رفع  يك مشكل  به وجود  آمده و...  جمع آوري مي كنند. در برگزاري جلسات  توفان فكري بر ويژگيهاي زير تأكيد مي شود:

1-   پيشنهادها زياد و متنوع  هستند و در تقابل  افكار پيشنهادهاي  جالبي يافت مي شود.

2-   افراد شركت  كننده در جلسه از پيشنهادها و راه حلهاي ظاهرا غير ممكن اجتناب  نمي كنند.

3-   در اين جلسات افراد مختلف با گرايش ها و تخصص هاي مختلف حضور مي يابند .

4-   جلسات طوفان فكري خارج از موقعيت هاي اداري تشكيل شده و حتي  از نظر  محل  برگزاري هم متفاوتند .  

نتيجه گيري

اگر روابط عمومي ها بخواهند داراي نقش محوري در فرايند تصميم گيري سازمانها باشند بايد همگام با پيشرفت هاي علم و تكنولوژي زمينه و بستري مناسب را جهت  ارتقاء توانمنديها و فعاليتهاي  خود فراهم كنند. اين بستر و زمينه خلاقيت  است كه نياز به كار دسته جمعي ، هم دلي ، آموزش ، تشويق ، تغيير نوع نگرش و... دارد. 

روابط عمومی و برنامه ریزی

روابط عمومی و برنامه ریزی

مقدمه
انسانها با حركت در مسير تكامل و رشد عقلاني خود، به‌تدريج برضرورت برنامه‌ريزي در زندگي واقف شدند و آن را به منزله ابزاري در خدمت مديريت و رهبري نظامهاي اجتماعي، مورد توجه قرار دادند. سازمانها و موسسه‌هاي اداري امروز، به حديپيچيده شده‌اند كه بدون اقدام به برنامه‌ريزي‌هاي دقيق، امكان ادامه حيات ندارند. برنامه‌ريزي مستلزم آگاهي از فرصتها و تهديدهاي آتي و پيش‌بيني شيوة مواجهه با آنهاست برنامه ريزي از وظايف بسيار مهم مديران است و با ساير وظايف آنها نيز ارتباط دارد. 
اگر نگرش مبتني بر برنامه‌ريزي به سراسر زندگي افراد تسري يابد، نوعي تعهد به عمل بر مبناي تعقل و تفكر آينده‌نگر و عزم راسخ بر استمرار آن، ‌برايشان ايجاد مي‌شود. بعلاوه تحقق اهداف فردي و سازماني نيز مستلزم برنامه‌ريزي است. 

* تعریف برنامه ریزی
براي برنامه‌ريزي تعاريف متعددي ارائه شده است، به طوري كه گويا هر يك از نظريه‌پردازان سعي كرده است با توجه به زمينه تخصصي خود آن را تعريف كند. 
در اينجا چند مورد از تعاريف ارائه مي‌شود:
- تعيين هدف، و يافتن يا پيش بيني كردن راه تحقق آن. 
- تصميم گيري در مورد اينكه چه كارهايي بايد انجام گيرد. 
- مجموعه فعالیت های منظم و هماهنگ جهت رسیدن به یک یا چند هدف مشخص و معیین. 
- برنامه‌ريزي‌ فرايندي‌ پويا است‌ كه‌ با بكارگيري‌ منابع‌ علاوه‌بر استقرار نظم‌ در اجراي‌تصميمات‌، امكان‌ ارزشيابي‌ مستمر فعاليتهاي‌ انجام‌ شده‌ و بازخورد آنها را فراهم‌مي‌كند. 

مفهوم‌ برنامه‌ريزي‌
برنامه‌ريزي‌ عملي‌ است‌ خردمندانه‌ و ارادي‌،در جهت‌ تعيين‌ سازماندهي‌ و زمان‌ بندي‌ مجموعه‌اقدامات‌ هماهنگ‌ و سازگاري‌ كه‌ مصمم‌ به‌ انجام‌آنها هستيم‌ با هدف‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ در مدت‌ زمان‌ مشخص‌، بر اساس‌ منابع‌ بالقوه‌ و بالفعل‌ درمحيطي‌ دروني‌ و تحت‌ تأثير محيط بيروني‌ بااستفاده‌ از ابزار و فنون‌ مناسب‌ و لازم‌ براي‌برنامه‌ريزي‌ با توجه‌ به‌ منابع‌ مالي‌ موجود و ياقابل‌ دستيابي‌. 

ضروت برنامه ریزی
برنامه‏ريزى، قبل از هر گونه اقدام، مسئله‏اى عقلى است و به تبيين و استدلال چندانى نياز ندارد و روشن است كه اقدام به هر كارى، بدون بررسى جوانب مختلف آن و قبل از برنامه‏ريزى لازم، بيان‏گر نقصان عقل يا عدم بهره‏گيرى مناسب از اين نعمت بزرگ الهى است و پيروزى و موفقيت در كار را نصيب انسان نخواهد كرد. فلسفه ی برنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد، بخش انفلاک ناپذیر مدیریت است؛ فرد 
و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارند، بنابراین برنامه ریزی، برای رسیدن به جزئیترین اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر است. نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته است. « همۀ نهادها در محیطی متحول فعالیت می کنند. 

اهداف برنامه ریزی
1ـ افزايش احتمال رسيدن به هدف،‌ از طريق تنظيم فعاليتها،
2ـ افزايش منفعت اقتصادي از طريق مقرون به صرفه ساختن عمليات،
3ـ متمركز شدن بر طرق دستيابي به مقاصد و اهداف، و احتراز از انحراف از مسير،
4 ـ مهيا ساختن ابزاري براي كنترل

مراحل برنامه‌ريزي
برنامه‌ريزي مستلزم طي مراحل متعددي است كه در اينجا، 12 مرحله از شناسايي مقتضيات موجود تا پي‌گيري پيشرفت كار مطرح شده‌اند:
1ـ شناسايي مقتضيات موجود (فرصتها و محدوديتها)
2ـ تعيين اهداف كوتاه مدت
3ـ كسب اطلاعات كامل دربارة فعاليتهاي ضروري:
4ـ طبقه‌بندي و تحليل اطلاعات 
5ـ ارائه فرضيه‌هايي بر مبناي پيش بيني وضعيت آينده
6ـ بررسی گزینه ها و برنامه‌هاي جايگزين
7ـ ارزيابي گزینه های گوناگون
8ـ انتخاب گزینه مناسب
9 ـ تدوين برنامه‌هاي فرعي و پشتيباني
10- تنظيم توالي فعاليتها و جداول زماني
11 ـ بيان كردن برنامه‌ها در قالب ارقام بودجه و برنامه تخصيص منابع مالي 
12 - ارزيابي ميزان پيشرفت كار

ویژگیهای برنامه ریزی
برنامه‌ريزي يك فرايند ذهني آگاهانه با خصوصيات زير است:
1ـ تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه
2ـ جمع‌آوري اطلاعات
3ـ مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد
4ـ تعريف اهداف
5ـ تأمين مقدمات
6ـ پيش‌بيني شرايط آينده7ـ ساخت زنجيره‌هاي متفاوتي از اقدامات مبتني بر تصميمات متوالي
8ـ رتبه‌بندي و انتخاب گزينه‌ها
9ـ تعريف سياست
10ـ تعريف معيارهاي ارزيابي برنامه ریزی

نقش روابط عمومی در توسعه اقتصادی و اجتماعی

به گزارش گروه اقتصاد خبرگزاری میزان، امروزه نقش ارتباطات و روابط عمومی دراستراتژی سازمان، نقشی موثرقلمداد می‌شود و جایگاه روابط عمومی به عنوان ابزار مدیریتی بر مبنای حرکت‌های علمی و حرفه‌ای از مشخصه‌های جدید روابط عمومی درعصر ارتباطات قلمداد می شود.

روابط عمومی صاحب سبک، به عنوان حلقه اصلی ارتباطات میان مدیران، کارکنان و جامعه، مسئولیتی خطیر به عهده دارد.

از زمانی که روابط عمومی به عنوان یکی از ارکان مدیریت و بخشی از نظام رسانه ای مطرح شده، اهمیت آن در مسئولیت ارتباطی سازمان‌ها، بنگاه های اقتصادی و نهاد های فرهنگی اجتماعی نمود تازه‌ای پیدا کرده است

باردیگر باید یادآورشویم، نمادهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه در گرو ساز و کارهایی هایی همچون توزیع عادلانه اطلاعات، روشن‌گری افکارعمومی، مردم مداری و احترام به حقوق انسان ها به منظور افزایش سطح مشارکت مردمی است که ماموریت انجام آن به عهده مدیریت روابط عمومی سازمان‌ها است.

رهبر معظم انقلاب نیز درباره نقش و جایگاه ارتباطات و روابط عمومی در کشور می فرمایند : روابط عمومي‌ها بايد ببينند خلايي كه وجود آنها را ضروري كرده است چيست. عشق به خدمت‌گاهي در برخي از افراد و دستگاه‌ها موجب مي‌شود كه قلمرو وسيع‌تري را براي كار خود جست‌وجو كنند و در نتيجه تداخل بخش‌هاي مختلف پيش مي‌آيد.

بعضي معتقدند كه روابط عمومي‌ها بايستي حقيقت مطلب در مورد دستگاه‌ها را بيان كنند زيرا مردم انتظار و توقع دارند كه همه واقعيت‌ها را بشنوند. بعضي هم عقيده دارند علاوه بر گفتن اين حقيقت بايد نظر مردم نسبت به آن وزارتخانه نيز مشخص و منعكس شود. عده‌اي مي‌گويند تنها چيزهاي اميدبخش را بايد به مردم گفت و مطالب يأس‌آفرين را نبايد ارايه داد.

روابط عمومي‌ها بايد روش خود را از بين اين سليقه‌ها انتخاب كنند. بايد مشخص كنيد انتظار مردم و دستگاه‌ها از شما چيست. بايد با مردم صادقانه رفتار شود.

بر این اساس ، فعالان حوزه ارتباطات و روابط عمومی با تبیین جایگاه علمی و عملیاتی خویش می توانند گام های موثری در توسعه پایدار ایران اسلامی بردارند.

امید است ، فعالان عرصه ارتباطات و روابط عمومی ، ضمن بکارگیری منویات مقام معظم رهبری ، اصول علمی و اخلاق حرفه ای، با نگاه مخاطب محوري و پاسخگويي، ازطريق به‌كارگيري روش‌هاي ارتباطي مؤثر، نزد افكارعمومي و ارتقاي منزلت آن توفيق روزافزون حاصل گردد.

یادداشت از مجید طلیمی
قائم مقام مرکز اطلاع رسانی وزارت صنعت، معدن و تجارت

افکار عمومی در روابط عمومی

افکـار عمومي :

اصطلاح افکار عمومي اگر چه ريشه در قرن 18 ميلادي دارد اما پديده اي است که در قرن 20 بر اثر تحولات شگفت انگيز فن آوري ارتباطي و اطلاعاتي به اوج شکوفائي خود ميرسد.

افکار عمومي در مجموع ديدگاه هاي مطرح شده از سوي گروهي از مردم پيرامون موضوعاتي است که به دليل اهميت و ارزش ويژه ي خود مورد استقبال و توجه همگان قرار مي گيرد.

افکار عمومي زماني که حادثه اي رخ مي دهد بصورت آشکار و نهان نمود مي کند. ديدگاه هاي فردي تحريک و بصورت خام در محيط مطرح مي شوند که از طريق گفت و شنودهـا ـ نگرشهـا تغيير ميکنند در چنين وضعيتي افکار عمومي بصورت يک توليد اجتماعي حاصل مي شود.

افکار عمومي : مجموعه اي از عقايد و مفاهيمي است که ارتباط بسيار نزديک با منابع و مصالح عموم دارد و در سطح گسترده اي در جامعه مطرح ميشود.

فرآيند شکل گيري افکار عمومي :

در پيدايي افکار عمويم هاله اي از ابهام و سرد در گمي وجود دارد. افکار زماني مورد بحث قرار ميگيرد که نمود عيني و آشکار داشته باشد و از اين مرحله به بعد است که بحث رهبري و هدايت فاکار عمومي آغـاز ميشود. برخي بر اين باورند که افکار عمومي تنها در حکومتهاي مردم سالار به وجود مي آيد و خود اين امر نشان گر نوعي مردم سالاري است فاکار عمومي در کشروهاي مردم سالار آشکار و علنـي و در کشورهاي خودکامه و حکومتهاي خودکامه کم و بيش پنهان و به شکل زمزمه هايي در گوشي جريان دارد. در واقع افکار عمومي زماني به عرصه ي حضور ميرسد که جامعه نسبت به يک پديده ي مهم اجتماعي از خود مقاومت نشان ميدهند بنابراين اشتراک فکري مردم با ويژگيهاي فرهنگي ـ مذهبي افکار عمومي محسوب نميشود. در جامعه اي که اشتراک عقيده ي کامل و اتقال نظر مطلق وجود داشته باشد, طبيعتاً ظهور افکار عمومي مطرح نيست افکار عمومي در جوامعي آشکار مي شود که حکومتها قانوني بودن خود را از توافق با کاسني که بر آنها حکومت ميکنند به دست مي آورند بنا بر اين سنگ بناي حکومتها صرفاً افکار نيست و همين امر منجر به بيان نظامي ترين و نيز آزادترين و مردمي ترين حکومتها ميشود.

در يک حکومت مردم سالار نقش رسانه ها خلق و ايجاد موضوعات مورد گفتگو ميان مردم است در چنين جوامعي بيشرين مسائلي که مورد توجه مردم است مد نظر رسانه ها نيز ميباشد رسانه ها اينجا در مرکز مدل قرار دارنـد زيرا نقش هماهنگي ميان اجزاي مختلف يک نظام را انجام ميدهنـد.

گروههاي فشـار در شکل گيري افکار عمومي از اهميت خاصي برخوردارند. درحال حاضـر اتحاديه هاي بازرگانيـ صنفـي ـ گروههاي نژادي ـ از جمله گروههاي فشار به شمار ميروند که هريک به نوبه ي خود ميتوانند در شکل گيري افکار عمومي دخالت داشته باشند. گروههاي فشار ممکن است سود طلب يا آرمانگرا باشند. ميزان تأثيري کم گروههاي فشار بر افکار عموم مي گذارد بستگي به قدرت مالي ـ نيروي انساني ـ ساختار و سازماندهي آن گروه دارد. گروه هاي فشار از روشهاي مختلفي براي تحت تأثير قرار دادن افکار عمومي استفاده مي کنند. تشکلهـا و افراد سياسي با استفاده از رسانه هاي جمعي از قبيل مطبوعات ـ نشريات و غيره مي کوشند در رونـد افکار عمومي و شکل گيري آن مؤثر باشند. به عبارت ديگر گروههاي فشار بطور پنهان و آشکار در افکار عمومي رخنه ميکنند.

 

 

وسايل گروه فشـار :

وسايل مشروع يا نامشروعي که گروههاي فشار براي تسلط بر افکار عمومي به کار مي گيرند بسيار گوناگون است که از ماين اين موارد چهار وسيله عموميت و اهميت بيشتري دارد .

1)    تدابير اقتصادي : گروههاي فشار با در اختيار قرار دادن طرحهاي گوناگون يا هداياي بي شمارو يا رشوه دادن جامعه يا عامه ي مورد نظر را تحت تسلط خود در مي آورنـد.

2)    تدابير حقوقي : گروههاي فشار با اعمال نظر در ميان مسئولان تصميم گيرنده حقوقي خواستها و نظريات خود را از طريق تدوين قوانين و مقررات اجتماعـي بر مردم تحميل ميکنند. در واقع آنها با رخنه در سازمانهاي حقوقي و اجراي قانون با مخالفان خود برخورد ميکنند.

3)    اقدامات تخريبي : گروههاي فشار به طور پنهان و آشکـار براي در هم شکستن مقاومت مردم و سلطه بر عقايد آنها به تخريب تشکلهـا و جماعتهاي مختلف مي پردازند.

4)    تدابير تبليغاتي : گروههاي فشـــار به علت توانمندي مالي با استفاده از بنگاههاي تبليغاتــي از طريق رسانه هاي داخلي و حتي ماهواره اي به نفوذ در افکار عمومي و دگرگون سازي آن مي پردازنـد.

 

در فرآيند شکل گيري افکار عمومي سه عامل به شرح ذيل دخالت دارند :

 

1)    کانالهاي ارتباطي که تلفيقي است از رسانه هاي جمعي و ميان فردي در اينجا نقش رسانه هاي جمعي در پالايش و شکل دادن افکار عمومي از طريق ارائه رويدادهاي اجتماعي و برتري بخشيدن به بعضي از مسائل اهميت بسار زيادي دارد. رسانه هاي جمعي با طرح موضوعهاي مختلف و جلب توجه عامه ي مردم در مردم آگاهـي ايجاد مي کند. در واقع رسانه هاي جمعي در تمامي مراحل شکل گيري افکار عمومي از پيدايي آگاهي در ميان مردم تا قضاوت نهايي همچنان فعال هستند. الگوي دو مرحله اي پيام کمک کرد که ارتباطات ميان فردي در به کار بردن و استفاده از رسانه هاي جمعي مشخص شود.

2) موضوعات و مسائلي که بر حوادث و اتفاقات در محيط گوناگوني رخ ميدهند و از طريق عمل آگاهانه ي

رسانه ها در جامعه بازتاب مي يابـد. در اين هنگام نوعي ارتباط و کنش متقابل ميان مردم پديده مي آيـد. در اين هنگام در مورد موضوع همگاني به بحث مي پردازند. و سرانجام هرکس بر سر ديدگاه خود مي ماند و به داوري مي پردازنـد.

 

 

" کابريل تارد" انديشمند اواخر قرن نوزدهم کليد فهم افکار عمومي شناخت فرآيندهاي شکل گيري افکار است. تارد مطبوعات را تعيين کننده ي موضوعاتي مي بيند که در بين مردم به بحث گذاشته ميشود. او استدلال ميکند کليد اصلي در تبديل افکار عمومي به افکار عمومي, گفتگوي شخصي و خصوصي است. تارد در تأکيـد بر مرکزيت گفتگــو در شکل گيري افکـار عمومي, سالهـا از دانشمنـدان علوم اجتماعـي معاصر جلوتر بود.

اخيراً شکل گيري افکار عمومي در يک مجمع عمومي تبادل افکار اطلاعات معيني به نام شبکه ي صلح که يک شبکه ي بين المللي کامپيوتري است مورد بررسي قرار گرفته است.

مصاحبه با استفاده کنندگان از اين شبکه نشان ميدهـد که يک بحث سياسي که از طريق فضاي الکترونيک اين گونه شبکه هاي کامپيوتري صورت مي گيرد ميتواند زمينه ي مطلوبي براي مطالعه ي شکل گيري افکار عمومي باشد. اين بررسي نشان ميدهد که استفاده کنندگان از شبکه به شکل منحصر به فردي در تبادل افکار درگير ميشود که نه تنها براي خود آنها بلکه براي محققانـي که تمايل دارنـد فرآينـد شکل گيري افکار عمومي را درک کنند دستاوردهايي به همراه داشته است.

3)  تـــارد :

تارد در زمره ي نخستين افرادي است که در مورد جماعت سخن گفته است او ميگويد: جماعت, قديمي ترين گروه اجتماعي بعد از خانواده است. به نظر او پديده جماعت قابل گسترش است و در آينده به تدريج از حد و اندازه ي يک گروه اجتماعي فراتر رفته و گستردگي بسيار وسيعي خواهد يافت تارد مطبوعات را از جمله عوامل پيدايي جماعت معرفي ميکند.

به اين ترتيب مطبوعات ميتوانند با ابعاد رشته هاي ارتباطي آگاهي , انديشه و اراده ي مشترک را در زمان واحدي بوجود آورنـد. در مورد ماهيت عموم يا جماعت بايد يادآوري کرد که جماعت گروهي از مــــردم هستند که از ويژگيهاي مشترک نسبتاً پايدار, تمايلات و منافع مشترکي برخوردارند و به شيــوه هاي گوناگون و غير مستقيم به يکديگر پيوند مي خورنـد و واحد اجتماعي بزرگي را به وجود مي آورنـد. همان گونه که گفته شد رابطه ي افکار شخصي و عمومي از اهميت بنيادين برخوردار است.

 

 

 

 

شايعه و افکار عمومي:

 

شايعه و افکار عمومي به دليل پيوند با انسان پديده اي اجتماعي است که در تمام جوامع انساني متداول است و تصور جامعه اي بدون وجود شايعه اي امري محال به نظر مي رسد محتواي شايع گاه ساختگي و غيرواقعي است و زماني نيز مي توانند نشان گر بخشي از يک واقعيت اجتماعي باشد که انسانها بدون بيکاري در صحت و نادرستي آن در ريشه هاي آن در انتشار شايعه دخالت عمده اي دارد شايعه در زمان بحران و رسوايي هاي اجتماعي پديد مي آيد و گاهي به عنوان ابزار سياسي در جهت ايجاد تشنج در جامعه استفاده مي شود به کمک شايعه مي توان دولتها را عوض کرد گسترش شايعه مي توانند موجب تشنج در ميان گروههاي انساني بشود و امنيت ملي جامعه را به خطا اندازد.

 

 

شايعه:

1-         در تمام جوامع وجود دارد

2-         جنگ رواني ايجاد مي کند.

3-         درگيري گروههاي انساني

 

مفهوم شايعه و ويژگيهاي آن:  ( * )

 

 شايعه پديده اي است بر اساس شنيده ها و زمينه ي قبلي افکار عمومي شکل مي گيرد و يا از خبري که ابتدائي ترين نوع خبر است و يا بر پايه  هياهوئي بي اساس پديد مي آيد. برخي کارشناسان تبليغات شايعه را انتقال پيام يا خبري مي دانند که از طريق شفاهي در اندک زماني محدود مي تواند در سطح جامعه انتشار يابد بي آنکه منبع آن شناخته شود از اينرو مي توان شايعه را به عنوان يک گزارش تأييد نشده دانست که اساسا" انتقال آن از طريق شفاهي صورت مي گيرد . شايعه کسي را قانع نمي کند.

 

بر اساس پژوهشهاي انجام شده در شايعات دو فرآيند وجود دارد:  ( * )

 

1- فرآيند تعديل ( به جزئيات تبديل شدن) که معناي آن تحويل و تبديل به جزئيات است.

2- برجسته سازي است که اين امر در مواردي آشکار مي شود که اگر جزئيات خاصي از بين برود بر روي جزئيات ديگر تأکيد بيشتري بعمل مي آيد.

در اين مورد در پژوهشهاي ميداني و آزمايشگاهي نشان داده اند که وقتي دگرگوني مي شود که هيچ شباهتي به اصل داستان ندارد.

در اين فرآيند بخشي از داستان بزرگتر شده و مورد تأکيد بيشتري قرار مي گيرد.

 

ويژگيهاي شايعه:

 

1 ـ منبع نامشخص 2- مخاطبان ناهمگون و پراکنده  3- مجراهاي انتقال رسمي و غير رسمي 4- شبکه هاي پخش ناپايدار 5- سرعت شگفت انگيز 6- محتواي تازه و به روز 7- بده و بستان جمعي 8- هزينه ي اندک  9- قابليت پذيرش بسيار 10- ناموثق ترين نوع خبر 11- ابزاري براي مقابله با محروميت 12- قابليت کنترل بسيار دشوار 13- نوعي فرافکني 14- توليد ساده 15- بازتاب غير قابل پيش بيني 16- مبارزه با آن پيچيده و دشوار است 17- بدون هر گونه احساس گناه.

 

چگونگي پيدايي شايعه و تاريخ:

 

شايعه از جمله پديدارهاي جمعي است که دريشه در گذشته ي دور دارد امپراطوريهاي رم باستان دچار بلاي شايعه بودند و عده اي را به عنوان خبرچين در بين مردم مي فرستاند که وظيفه ي اين افراد رفتن به ميان مردم و گزارش کردن شنيده هاي خود به پادشاه بود گزارشهايي که هر روز به قصر مي رسيد محک خوبي براي سنجش افکار عمومي بود. در صورت لزوم خبرچين ها با توسل به پخش شايعه اي خاص ضد حمله اي را ترتيب مي دادند اين پديده در گذشته به هنگام بحرانهاي

 

 

 

عمومي از قبيل جنگ، قحطي، حوادث طبيعي رواج يافت. در گذشته و حال علل و عوامل مختلفي به بروز شايعه در شرايط زماني و مکاني مختلف کمک کرده اند که آنها به شرح زير هستند.

اولين عامل پيدائي شايعه وجود يک رخداد مهم در جامعه است به عبارت ديگر حادثه اي که جنبه ي عمومي داشته و کم و بيش همگان را در بر مي گيرد و از اهميت بالايي برخوردار است.

دومين عامل وجود ابهام در موضوع مورد نظر است که اين امر مي تواند ناشي از عدم وجود اخبار موثق در مورد يک حادثه ي مهم باشد. زيرا سيستم انتقال اخبار و اطلاعات در اثر وجود سانسور در رسانه هاي جمعي فعاليت درستي نداشته باشد. در نتيجه اعتماد مردم به مراکز خبري کاهش مي يابد.

سومين عامل: عامل ارضاي نياز و محروميت است اگر جامعه اي به جاي ارضاي نيازهاي خود دچار محروميت شود شايعه امکان رشد بيشتري پيدا مي کند در واقع مي توان گفت که شايعه نوعي مکانيسم جبراني کاذب است که شايعه پردازان از طريق آن بسياري از نيازهاي دروني خود را به بيرون منعکس مي کنند و بدين ترتيب از شدت فشارهاي دروني خود کاسته و در کوتاه مدت به آرامش نسبي مي رسند.

 

اهداف شايعه ساز از پخش اخبار کذب و شايعات بي اساس:

 

1-    ايجاد بدبيني نسبت به نظام و مسئولان يک جامعه

2-    افزايش نگراني و اضطراب در مردم

3-    ترور شخصيت

4-    ايجاد فضاي ناسالم اجتماعي

5-    ايجاد تقابل وصف بندي ميان قشرهاي مختلف مردم.

 

عامل انگیزه نیز در ایجاد شایعه نقش دارد:

 

1-    ایجاد وجاهت اجتماعی: در مواردی شایعه به انتقال دهنده ی پیام نوعی اعتبار می بخشد و او را هر چند به طور ظاهری و موقتی صاحب موقعیت اجتماعی می کنند زیرا با اینکه کسی به درستی نمی داند شایعه از کجا سرچشمه گرفته و منبع اصلی آن  در کجاست با اینحال انتقال دهنده ی شایعه چنین وانمود می کند که خبر خود را از یک منبع مهم و با نفوذ کسب کرده و با انتصاب خود به منبع مهم و صاحب نفوذ خواه واقعی خود را شخص مهمی جلوه می دهدکه با اشخاص با نفوذ و با اهمیت در تماس است. سازمان دهندگان شایعه معمولا با آگاهی از وجود چنین انگیزه هایی در انسان عملا چنین قصدی را تشویق می کنند زیرا بدرستی می دانند که شایعه از اینطریق بهتر و سریعتر عمل می کند.

2-    اطمینان آفرینی و حمایت عاطفی: در اینجا شایعه بدان امید بیان می شود که شنونده خواهد توانست آنرا تکذیب یا رد کند یا اینکه بازگو کردن شایعه ممکن است تنش گوینده را با شریک کردن دیگران در تحمل آن کاهش دهد. در این موارد ممکن است فرد بجای افکار در پی جلب همدردی باشد.

3-    فرافکنی: فرد ممکن است بدین سبب شایعه را بازگو کند که بخواهد از ترسها، آرزوها و خصومتهایی را که احتمالا از وجود آنها در خود آگاه نیست رهایی یابد.

4-    پرخاشگری: ممکن است فرد به منظور صدمه زدن به افراد دیگر شایعه را انتقال دهد به عبارت دیگر او ممکن است قصد تهمت زدن و غیبت کردن و در خطر انداختن دیگران را داشته باشد.

5-    پیش کش کردن مطالب خوشایند: شایعه ممکن است به منظور خود شیرینی نزد شنونده و یا ارائه اخبار خوشایند به او بازگو شود. این کار ممکن است با اظهارات ستایش آمیزی که میزان کمی از حقیقت را در بر دارد و یا اصلا حقیقت ندارد شروع شود و پس از مدتی این اظهارات به حقیقت تبدیل شود.

 

زمینه ی پذیرش و سرعت انجام شایعه:

 

هر شایعه مخاطبان خاص خود را دارد و در پذیرش و انتشار آن افراد معینی با ویژگیهای مشخص دخالت دارد. شایعات اقتصادی در میان تجار و بازرگانان بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرند و در انتشار آن مشارکت می ورزند. تعطیلات مدرسه برای دانش آموزان جالب است اما در آمادگی پذیرش شایعه تفاوتهای فردی و اجتماعی و فرهنگی نیز دخالت دارند. افرادی که از لحاظ اعتماد به نفس در سطح پایینی هستند و همچنین از حوادث اطراف خود بی خبرند بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند. در جامعه ی ما بدلیل وجود فرهنگ عمیق شفاهی و ضرب المثلهای مشهوری مانند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها و یا زیر کاسه نیم کاسه ای است. پذیرش انتشار شایعه از نیروی خاصی برخوردار است یک شایعه سرعت چشمگیری دارد چنانچه سرعت آن را 600 کیلومتر در ساعت تخمین می زنند. یک روان شناس و جامعه شناس آلمانی به نام مرتون که پژوهشهای جالبی در زمینه ی شایعه و شایعه پردازی انجام داده است به این نتیجه رسید که شایعات به دلیل گیرائی و کششی که دارند همواره سریعتر از خود شایعه ساز با سرعتی باور نکردنی در جامعه حرکت می کنند. این پژوهشگران برای اثبات این فرضیه پژوهشی را در این زمینه انجام داد بدین ترتیب که از طریق یک تعمیرکار اتومبیل شایعه کرد که یک دست بریده در صندوق عقب اتومبیلی دیده شده است مرتون سپس به تعقیب شایعه پرداخت و با کمال تعجب دریافت که به هر جا که می رسد دست بریده زودتر از او رسیده است.

 

چگونگی خنثی سازی و مبارزه با شایعه در افکار عمومی:

 

برای دستیابی به نوعی ایمنی در برابر شایعه در یک جامعه و ارائه ی راهکارهای اساسی مؤثر در ناکام گذاشتن فرآیند شایعه اقداماتی به نظر می رسد که می توان به صورت زیر خلاصه کرد.

 

1)    حضور مسئولان در میان مردم

2)    پرهیز از شعارهای بدون عمل

3)    ارائه به موقع خبر و پرهیز از وجود سانسور در اطلاع رسانی

4)    ارائه یک تحلیل و جمع بندی مشخص از شرایط حاکم بر کشور و در میان گذاشتن واقعیات و مشکلات با مردم.

نقش روابط عمومی و رسانه در هدفمندی یارانه‌ها

 

ارتباطات >  ارتباطات و روزنامه‌نگاری - یکی از مهم‌ترین شاخصه‌ها و معیارهای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، آگاهی بخشی و اطلاع‌رسانی دقیق، شفاف و بدون ابهام است که از وظایف اصلی روابط عمومی‌هاست.

 

در زمینه تأمین یکی از بهترین حقوق شهروندی، یعنی حق دسترسی آزاد به اطلاعات قانونی تحت عنوان قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات با 24 ماده و 7 تبصره، در تاریخ ششم بهمن ماه 1387 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، و در تاریخ 31/5/1388 از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام با الحاق یک تبصره ماده(10) به تصویب نهایی رسید.

 

براساس این قانون هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی را دارد. مگر آنکه قانون منع کرده باشد. با توجه به این نکته که طرح هدفمند کردن یارانه‌ها باعث خواهد شد تا نسبت به اینکه هر خانوار مشمول کدام یک از دهک‌های جامعه می‌شدند. لزوم اطلاع‌رسانی درست از طرف روابط عمومی‌ها هر دستگاه اجرایی در کشور را کاملاً مشخص و معلوم می‌نمود.

 

از جهت دیگر از طریق انتشار و اعلان عمومی و رسانه‌های همگانی از جمله صدا و سیما، مطبوعات به معنای عام کلمه و فضای مجازی از طریق سایت‌های خبری، رسالت مهمی در جهت تدوین برنامه‌های سازمان‌دهی شده برای اطلاع‌رسانی کامل و ارتباط با مردم بر دوش خود می‌کنند. در این زمینه سازمانی تحت عنوان سازمان هدفمندی یارانه‌ها دایر شد که مسئولیت اصلی اطلاع‌رسانی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها به این سازمان واگذار شده است. ما در هر جامعه‌ای با طبقات و اقشار مختلفی با درجات متغیری از لحاظ اقتصادی مواجه هستیم و در جهت تحقق عدالت هر چه بیشتر آگاه کردن عموم مردم در این مورد بسیار کار ساز است.

 

در حقیقت برای جلوگیری از حق خوری سودجویان و فرصت‌طلبان و در عین حال آشنایی هر چه بیشتر اقشار به‌خصوص اقشار با درآمد پایین باید ابعاد طرح هدفمند کردن یارانه‌ها توسط روابط عمومی‌ها چه بخش دولتی و چه بخش خصوصی در سراسر کشور برای مردم به‌نحوی درست تبیین شود تا راه برای تحقق عدالت باز شود. روابط عمومی‌ها با تکنیک‌های اطلاع‌رسانی و روش‌های اقناع مخاطب باید در قلوب مردم رسوخ کرده تا بتوانند این طرح عظیم اقتصادی کشور را متحول گردانند.

 

روابط عمومی‌ها با تجربیات گرانقدر خود که طی سال‌های خدمتی خود با تلخی و شیرینی‌های زیادی به‌دست آوردند، می‌توانند بهترین راهکارهای اجرایی موفق را در اختیار مردم شریف و عزیز قرار دهند چون هر کدام از روابط عمومی‌ها بحران‌های زیادی را در طول خدمت خود تجربه کرده‌اند. روابط عمومی‌ها یاران دوران‌های سخت‌اند. توفان‌های سهمگین را تحمل کرده‌اند بنابراین بهترین انتخاب درست برای اطلاع‌رسانی در طرح هدفمندی یارانه‌ها هستند، با توجه به بحث روابط عمومی الکترونیک که نقش جدیدی در حوزه مسئولیت آموزش مهارت‌های شهروندی را به‌عهده دارد روابط عمومی می‌توانند از اینترنت به‌عنوان بازوی توانمند خود در بحث اطلاع‌رسانی استفاده کنند. زیرا هم‌اکنون در دنیا بیشتر نیازهای بشری در بحث اطلاع‌رسانی الکترونیکی صورت می‌گیرد. دوران کاغذ، فیلم، فکس به پایان رسیده است. مزایای جامعه الکترونیک به 4 عامل؛ 1- تربیت شهروندان الکترونیک2- تحقق دولت الکترونیک3- توسعه بانکداری الکترونیک 4- فراهم‌آمدن شرایط تجارت الکترونیک بستگی دارد.

 

نتیجه آنکه اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها در ایران سال 1389 بدون استفاده از فناوری رایانه‌ها و ظرفیت شبکه اینترنت و همکاری شبانه روزی رسانه‌ها و روابط عمومی‌ها صورت‌پذیر نبوده است و جا دارد هنوز هم به مردم اطلاعات بیشتر و کامل‌تری به‌صورت خیلی ساده و با بیان صمیمی و در زمان‌های مناسب داده شود تا مردم با علاقه به اجرای آن همت گمارند.

 

روابط عمومی و بخش خصوصی

 

برای هموارکردن فرایند توسعه، دستیابی به شیوه‌های نوین اطلاع‌رسانی در کشورهای در حال توسعه دارای اهمیت است. ابزارهای اطلاع‌رسانی کشور باید نیازهای اطلاعاتی و حرفه‌ای برنامه‌ریزان، مدیران اجرایی، مشاوران، گروه‌های آموزشی و مهم‌تر از همه مخاطبان را تأمین کنند. در این راستا درصورتی که مدیریت کلان و سازمان روابط عمومی خود را نه به‌عنوان یک واحد تشریفاتی که براساس عملکرد حرفه‌ای آن به‌عنوان واحد اطلاع‌رسانی سازمان پذیرفته باشد نقش این واحد در بهبود کمی و کیفی عملکرد سازمان و گسترش بازارهای خدماتی و مصرفی آن قابل توجه است.

 

از سوی دیگر یکی از ارکان توسعه که بر اقتصاد کشور تأثیر مستقیم دارد فعالیت بخش خصوصی است. براساس اصل 44 قانون اساسی، نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه 3بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامه‌ریزی منظم و صحیح استوار است.

 

بخش دولتی شامل تمامی صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو و سدها و شبکه‌های بزرگ آب‌رسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه‌آهن و مانند اینهاست که به‌صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است. امروز که عصر ارتباطات نامیده می‌شود اطلاع‌رسانی از عملکرد و فعالیت‌های بیمه‌ها از جمله عوامل حیاتی محسوب می‌شود و روابط عمومی هر مؤسسه بیمه‌ای به‌عنوان واحد اطلاع‌رسانی نقش مهمی را ایفا می‌کند.

 

البته این ساختار در تمامی سازمان نیز حائز اهمیت است اما به‌دلیل بافت فرسوده ساختار اداری کشور و بروکراسی حاکم بر آن این نقش در روابط عمومی‌های بخش دولتی و تا حدی غیردولتی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد اما باز هم در بخش خصوصی با توجه به نقش و اهمیت اصول اقتصادی اعتقادی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌‌شود که پرداختن به آن نه تنها زمینه‌های رشد و گسترش آن را فراهم می‌سازد که مشتریان حیاتی توسعه نیز که از اهداف اصل کشور محسوب می‌شود تأثیر مستقیم دارد.

 

روابط عمومی‌ها همواره پرتلاش‌ترین واحدهای هر سازمان هستند اما در بسیاری از موارد فعالیت‌های این واحد پرتلاش در سازمان‌ها نادیده انگاشته شده و سرفصل مجزایی از فعالیت‌های آنان در عملکرد سازمان‌ها ارائه نمی‌شود. در نتیجه برای اثربخشی روابط‌عمومی‌ها در صنعت باید بررسی برنامه‌های مناسب آموزشی و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز روابط عمومی در صنعت با هماهنگی مراکز آموزش مرتبط صورت پذیرد تا روابط عمومی بیمه نیز داشته باشیم.

 

مهندس قربانعلی تنگ شیر، عضو انجمن مدیریت ایران

درک قدرت تجاری روابط عمومی

 

نويسنده:مهدی باقریان - مدیر مؤسسه کارگزار روابط‌عمومی

مقدمه:

 

همان طور که می دانیم روابط عمومی، مولود عصر جدید نیست و در گذشته همزمان و همپای توسعه علمی، عقلانی، تکنیکی و اقتصادی جوامع از این ابزار بسیار مهم به شکل های مختلف استفاده می شد.

 

چرا که بشر در کلیه مراحل زندگی، دارای نیازهای ارتباطی بوده و این نیازها را از مجراهای مختلف و به کمک ابزارهای متفاوت، پیگیری می کرده است.

 

کتاب های مختلفی که در این زمینه منتشر شده نمونه های زیادی از این که بشر در قرون و اعصار گذشته در مناطق مختلف دنیا به وسیله چه ابزارهایی نیازهای ارتباطی خود را برآورده می کرده ارایه داده اند.

 

اقدامات ارتباطی بشر در مراحل اولیه مبتنی بر ارتباطات حضوری و چهره به چهره بوده البته که نوع ابزارها و شیوه ها و میزان توانایی و وسعت و گستره اثرگذاری آن ها با امروز تفاوت های زیادی داشته است.

 

ادبیات و سنگ نوشته های به جامانده از قرون مختلف، بولتن های سنگی، اقدامات شاهان هخامنشی و حکمای دولت شهرهای یونان، اعضاء سنای روم، سخنرانی پادشاهان و سرداران رومی، همه و همه نشانگر اهمیت افکار عمومی است.

 

«به طور مثال، یک سند تاریخی وجود دارد که امپراتور هند، آسوکا (Asoka) از فرامین [حک شده بر روی] صخره ها و ستون ها برای اموری مانند در میان گذاشتن سیاست های حکومت او در قبال رعایایش و تشویق آن ها به پذیرفتن سیاست های متحده، ایجاد هماهنگی میان رعایا و تبلیغ بودیسم- که او بعدها در زندگی خود به این آیین گروید- استفاده کرد.

 

در شبه جزیره عربستان مجموعه ای از دست نوشته مدور بر روی کاغذ زبر (طومار) در حدود 2000 سال قبل از میلاد به عنوان توصیه ای برای کشاورزان به منظور افزایش محصول شان، کشف شده است. (به دایره المعارف روابط عمومی، 2005 رجوع شود) بخش عظیمی از خطبه های کتاب «نهج البلاغه» حضرت علی (ع) پر است از «رویارویی روشنگرانه و حکیمانه ایشان با مردم و ترغیب آنان به اندیشیدن و قضاوت صحیح در مسایل و حمایت از حکومت صالح.» (تاریخچه روابط عمومی، مهدی آقاپور، 1383)

 

اما معنای جدید روابط عمومی، زاییده عصر جدید و منشاء بحران ها و مبارزات اجتماعی و سیاسی از یک سو و ادامه حیات اقتصادی سازمان های عظیم تولیدی و تجاری و موسسات بازرگانی از سوی دیگر است.

 

از یک طرف، مردم در برابر اجحافات این موسسات به ستوه آمده و از طرف دیگر بنگاه های اقتصادی با پی بردن به اهمیت افکار عمومی و حمایت آن، دست به یک سری اقداماتی زدند که سبب شکل گیری روابط عمومی شد.

 

این منازعات و درگیری ها که با اقدامات عملگرایانه سازمان ها و جنبش های غیر دولتی و مردمی همراه شد در سال های بعد نتیجه داد.

 

همین امر در سایر مناطق و کشورهای دیگر به شکل های مختلف اتفاق افتاد و در برخی از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران به دلیل عدم حاکمیت روش ها و تک بعدی بودن ساختار قدرت هنوز مبارزات و منازعات حرفه ای و حقوقی یا آغاز نشده و اگر هم به صورت محدود در برخی جاها آغاز شده، وارد مرحله جدی خود نشده است.

 

شواهد و مطالعات موجود نشان می دهد پیدایش روابط عمومی در ایران مبتنی بر تحولات بازرگانی و اقتصادی بوده ولی توسعه آن مستلزم عملگرایی و ایجاد و تقویت پتانسیل های بالقوه و بالفعل روابط عمومی سیاسی به ویژه جنبش های عملگرا و مردمی است.

 

 

ادامه نوشته

اخلاق درروابط عمومي

دکتر حسین امامی، مدرس، مولف و پژوهشگر حوزه ارتباطات در کانال تلگرامی مردمداران نکات آموزشی در حوزه ارتباطات در قالب پادکست های کوتاه ارائه مي‌كند که گزارشي از آن در سایت انجمن روابط عمومي به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید.

وي در اولین قسمت از این مباحث آموزشی به موضوع اخلاق در روابط عمومی پرداخته و پنج نمونه از فعالیت های غیر اخلاقی در روابط عمومی را بیان كرده است. گزارش پياده شده اين پادكست را مي‌خوانيد:

زمانی که ما قانونی تعریف شده نسبت به یک مورد خاص در انجام دادن وظایف خود در روابط عمومی نداشته باشیم مجبور خواهیم شد برای خود یک سری اصول اخلاقی را تعریف کنیم و به واسطه این سیستم ارزشی است که ما تعیین می کنیم چه چیزی درست  یا غلط است و یا چه چیزی منصفانه و بر پایه عدالت  یا غیر منصفانه است.

دکتر امامی در ادامه گفت: بر اساس همین موضوع انجمن‌هاي تخصصي روابط عمومی کدهای اخلاقی را برای استفاده كارگزاران روابط عمومي و سازمان ها تدوین کرده‌اند.

این کدهای اخلاقی را به عنوان بیانیه رسمی رفتار صحیح اعضا تحت عنوان منشور اخلاقی که از آن نام می برند، می توانیم در هر سازمان یا دستگاهی آن را تعریف کنیم و بر اساس آن از پرسنل روابط عمومی بخواهیم تا نسبت به موارد آن متعهد باشد.

منشور اخلاقي روابط عمومي

اين مدرس دانشگاه گفت: از قدیمی ترین منشور اخلاقی در جهان می توانیم به انجمن روابط عمومی آمریکا PRSA اشاره کنیم که برای اولین بار در سال 1950 میلادی تدوین شد.

البته 50 سال بعد انجمن روابط عمومی آمریکا آن را بروز رسانی کرد. كار كردن در روابط عمومي در آمريكا با ايران اين تفاوت را دارد كه فردی که در روابط عمومی آمریکا فعالیت می کند حتما باید صلاحیت وی تایید شده باشد مانند پزشکان که دارای یک نظام پزشکی هستند و یا مهندسانی که باید دارای یک کد نظام مهندسی باشند.

برای فعالیت در روابط عمومی آمریکا صلاحیت هر فردی طی آزمونی باید تایید شده باشد. حتی در خصوص منشور اخلاقی نیز آزمون دهد تا بدانند كه واقعا دانش اصول اخلاقي را پيدا كرده و از این قواعد پیروی کند.

هیات مدیره انجمن روابط عمومی آمریکا نیز این حق را برای خود قائل شده که هر فردی از این کدهای اخلاقی تخطی کند عضویت وی لغو می شود و یا حتی باعث اخراج یک فرد از حوزه روابط عمومی می شود.

نمونه‌هايي از رفتارهاي نامناسب اخلاقي در روابط عمومي

وی در ادامه به پنج مورد غیر اخلاقی و یا رفتار نا مناسب در این منشور اخلاقی اشاره کرد و گفت: مورد اول اینکه فردی که نماینده ی یک شرکت تولیدی چوب اسکی است، چوب اسکی گران قیمتی که ویژه مسابقات است را به یک خبرنگار ورزشی رسانه ای  هدیه می دهد تا خبرنگار تحت تاثیر آن هدیه قرار گرفته و مطالبی را در طرفداری از این محصول بنویسد که این یک مورد غیر اخلاقی است.

 در مورد دوم  گفته شده که یک عضو انجمن فراتر از حد و حدود قانونی خود از یک مقام رسمی پذیرایی کرده است تا آن مقام گزارش مناسبی را در مورد آن کارمند روابط عمومی به مقامات مافوق اش ارائه دهد.

 مورد سوم بحث دروغ تعمدی است. یک عضو انجمن و یا یک مدیر روابط عمومی آگاهانه از ارائه اطلاعات مالی خود داری کند و یا یک عملکرد تحریف شده ای را به رسانه ها گزارش دهد و به قول معروف آمار دروغی را اعلام نماید این هم نمونه ای از رفتار غیر اخلاقی و نامناسب است.

اگر یک عضو انجمن اطلاعات نادرستی را در وب سایت یا یک رسانه معتبر که منشر شده است را مشاهده کند اما نسبت به آن و یا نسبت به اصلاح آن اقدامی نکند ویا حتی به دنبال اصلاح آن نباشد این نیز یک اقدام غیر اخلاقی است.

آخرین موردی را که در پایان این جلسه اعلام می کنم این که اگر یک مدیر روابط عمومی بخواهد عده ای را استخدام نماید و از قبل با آنها هماهنگ شده باشد که در فلان همایش یا گردهمایی به نفع سازمان و یا شرکت من صحبت کنید و یا یک فعالیت غیر رسمی را در آنجا داشته باشد این هم یکی از موارد غیر اخلاقی در حوزه روابط عمومی است.


برچسب‌ها: امامی, انجمن روابط عمومی, اخلاق, روابط عمومی, شبکه های اجتماعی

جايگاه خلاقيت وذوق هنري در روابط عمومي

جايگاه خلاقيت وذوق هنري در روابط عمومي

 

مقدمه:

   روابط عمومي يك اداره ونهادبراي موفقيت، نياز به مجموعه اقداماتي دارد كه به مقبوليت وبهبود امور سازماني كمك نمايد .براي اين منظور، هرگز نبايد اين گونه تلقي كرد كه با مطالعه يك وياچند كتاب فني وتخصصي روابط عمومي وارتباطات والگوبرداري از روابط عمومي هاي ديگر، مي توان به موفقيت هاي بزرگ .خارق العاده اي دست يافت ،بلكه بايد به اين نكته اذعان داشت كه كار روابط عمومي، ظرافت خاصي دارد وداشتن «ذوق هنري» مي تواند تلفيقي از روش هاي گوناگون را به منظور بهبود امور وخروج از بحران را ارائه نمايدکه شاید درهیچ جای دیگری نظیری برای آن نتوان یافت وبه عبارت بهتر ،نقش «خلاقيت مدير روابط عمومي» نقشي ممتاز است كه مي تواندمتناسب با هرموقعيت مثمر ثمر  واقع گرددواداره وسازمان رابرای رسیدن به اهداف عالی یاری نماید.

 

 

چند نكته ي اجرايي مفيد در زمينه بهبود امور روابط عمومي :

1)مبناي كار روابط عمومي قبل از هرچيز بايد براساس رضاي خداوند متعال وتلاش درجهت رضايت خلق خدا قرار گیرد.

2)تلاش درجهت كسب تخصص لازم دركار روابط عمومي بايد به عنوان يك اصل مهم فراموش نگردد و در اين مورد ، بهتر است به شعار كنگره ی روابط عمومي توجه شود كه :  «يا بايد متخصص شد ويا بايد كار روابط عمومي را كنار نهاد وبه حرفه ی ديگري روي آورد .»

3)فرهنگ جامعه نبايد دراطلاع رساني ها وفعاليت هاي روابط عمومي ناديده انگاشته شود.

4)روابط عمومي بایستی اطلاعات را متناسب با موقعيت سازماني به گونه اي طبقه بندي نمايد كه مسئولان رده بالاي سازماني ،مياني و ارباب رجوع را  درحد خود نسبت به اداره وسازمان مطلع نمايد وسطح رضايتمندي عمومي را فراهم كند.

5)روابط عمومي موفق هم اطلاع رساني مي كند هم  اطلاع يابي را دردستور كار خود قرار مي دهد.

6)روابط عمومی موفق باید برای شادابی وپویایی اداره وسازمان خود تلاش مستمری را به کار گیرد واز ابزارهای مختلف برای این منظور بهره جوید.امالازم است این عمل بسیار سنجیده وبا تدبیر انجام گیرد وضمن احترام به سلایق وافکار مختلف ،اقدامات انجام شده با اهداف وچشم انداز سازماني وقوانین ومقررات کشوری همخواني داشته باشد.

7)درفعاليتهاي روابط عمومي ،مراد تنها انتقال وانتشار اطلاعات نيست ،بلكه هدف برقراري ارتباط مطلوب وبهينه ی اجتماعي است.

8)روابط عمومي بايد از اهداف سازمان بااطلاع باشد وقدرت تجزيه وتحليل عملكرد اداره سازمان درارتباط با رسيدن به اهداف مورد نظر را داشته باشد.  

9)روابط عمومي بايد يك كار گزار ارتباطي خوب بوده وابتكار وخلاقيت داشته باشد

10)روابط عمومي بايد به گونه اي عمل كند كه بازيچه ي دست ساير واحدها قرا نگيرد.

11)روابط عمومي بايد هم آهنگ با تحولات قرن ۲۱  از ابزارهاي اطلاع رساني استفاده لازم را به عمل آورد.

12)روابط عمومي بايدبراي افزايش كارايي واثربخشي مجموعه  تلاش نمايد وانگيزه لازم رابراي رسيدن به اين منظور فراهم نمايد.

 

 

اتاق فكر چيست؟(Think tank)

 

اتاق فكر چيست؟(Think tank)

 

شاید موضوع اتاق فکر، موضوع تازه و نویی به نظر نرسد اما نقش ارزشمند اتاق‌‌های فکر در تعاملات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تاثیر مثبت آن در توسعه و ارتقای سازمان‌ها، به‌ویژه سازمان‌های ارایه دهنده خدمات به قشرهای متفاوت جامعه، باعث شده است که این تشکیلات غیر‌ساختارمند گذشته، امروزه جایگاهی در ساختار سازمان‌ها پیدا کند.
یکی از عادت‌‌های بدی که دامنگیر جامعه ماست، عمل پیش از تفکر یا تفکر پس از عمل است که راه برون رفت از این سیکل معیوب، نهادینه سازی الگوی عمل مبتنی بر معرفت است. اتاق فکر، مغزی برای اندیشیدن، ذهنی برای پرواز کردن و فکری برای گشودن است. اتاق فکر عرصه‌ای است که در آن خرد جمعی به منصه ظهور می رسد . در این فضا شرکت‌کنندگان درخصوص مسایل و موضوعات مورد بحث به اجماعی همگانی دست می‌یابند، چرا که در اینجا دیگر از روابط قدرت خبری نیست.


اتاق‌های فکر چهار ویژگی‌ عمده دارند:
 1- جمع اندیشی
 - تولید فرآورده‌های فکر و انتقال به مخاطب 2
  معطوف بودن کوشش‌ها به مسایل روز -3
4 - -درگیر نشدن در مسایل اجرایی و تشریفات رسمی سیاستگزاری


در اینجا کمیت بسیار مهم بوده و از تعداد پیشنهادهای بیشتر استقبال می‌گردد، زیرا احتمال رسیدن به راه حل بهتر را افزایش می‌دهد. در این روش یک گروه 5 الی 15 نفره با حضور یک رییس (البته نه از نوع روسای خودمحور) برای اداره نمودن جلسه و یک دبیر برای ثبت پیشنهادهای صورت گرفته با استفاده از برخی ابزار و امکانات تشکیل جلسه می‌دهند.
دستور کار جلسه قبلا با وضوح کامل به اعضا اعلام می‌شود . باید مطمئن شد تمامی اعضای گروه موضوع موردنظر را درک نموده باشند. اعضا در طی جلسه به نوبت پیشنهادهای خود را اعلام و دبیر جلسه آنها را یادداشت می‌نماید. با این حال این روش قواعدی دارد که به این شرح می‌باشد:
اظهار نظر آزاد و بی‌واسطه و هر چند غیرمعمول بلامانع است (از ایده‌‌های غیرمعمول استقبال می‌شود)1-
 به هیچ اندیشه ای انتقاد نمی‌شود (انتقاد ممنوع است).2-
 حداکثر نظرات ارایه و جمع‌آوری می‌شود (تاکید بر کمیت نظرات و ایده‌هاست)3-

ورزش و اثرات مثبت آن بر روح و روان

 

 

ورزش و اثرات مثبت آن بر روح و روان
 
 
اثرات مثبت ورزش بر روح و روان‌‌ ، در این مطلب درباره ی چگونگی اثر ورزش در پیشگیری از افسردگی و سایر اختلالات روحی و انحرافات اجتماعی برای شما صحبت می کنیم.
● پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیه ‌ی عمومی فرد
در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده ‌ی شیمیایی از بدن به نام "سروتونین" بیشتر می ‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می ‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌ کنند. بنابراین در میان افرادی که به ‌طور مرتب ورزش می‌ کنند، به ندرت می ‌توان شخص افسرده‌ای یافت.
از طرفی با ورزش کردن، تولید "اندورفین" و "اپی نفرین" و "سیتوکین‌ها" نیز افزایش می ‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیه ‌ی عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمره‌ ی زندگی به شخص ورزشکار اعطا می ‌کنند.
در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده ‌ی شیمیایی از بدن به نام سروتونین بیشتر می ‌شود.کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می ‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌ کنند.
● تأثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد
مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه است و علاوه بر داشتن هیکلی متناسب و خوش فرم از روحیه‌ ی بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین می ‌کند.
مسلماً کارفرمایان در استخدام افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.
● پیشگیری از ابتلا به آلودگی ‌های اجتماعی
یک فرد سالم و ورزشکار قطعاً به ‌طور ناخودآگاه از سیگار دوری می‌ کند، چون در می‌ یابد با ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر به وضوح انرژی وی را کم کرده و او را ضعیف ‌تر می ‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می جوید.
از طرفی، در یک محیط ورزشی سالم، از این گونه افراد و آلودگی‌ ها کمتر می ‌توان اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌ های اجتماعی بسیار پایین بوده و به دلیل روحیه‌ ی ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌ های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی جوانمردی و ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌ کنند.
ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیده ‌ی مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع‌ بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می ‌کنند.
● تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی
تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت‌ جسمانی خلاصه نمی‌ شود.
بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ ‌پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و... حرفه ‌ای هستند و نیاز به یاد گیری و حتی مربیان مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می ‌طلبند.
بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیده ‌ی مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع‌ بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می ‌کنند. به گونه‌ ای که در یک شخص غیر ورزشکار این قابلیت‌ های مغز، خاموش می ‌ماند و به تدریج ذهن تنبل و سست می ‌شود و این گونه افراد، بیشتر تمایل دارند در یک گوشه بنشینند و در فکر فرو روند!
به طور کلی می ‌توان گفت ورزش در کلیه ‌ی اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیه‌ ی مراحل زندگی انسان تأثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد.
 
منبع : مجله الكترونيكيvesta news

روابط عمومي و كيفيت

روابط عمومی در یک تعریف عبارت است از : «یک وظیفه ارتباطی مدیریت که به وسیله آن سازمان خود را با محیط اطراف وفق می دهد ، آن را تغییر می دهد ، یا آن را حفظ می کند تا به هدف خود دست یابد ( لانگ و هیزلتون )» . در واقع این نهاد برای ارائه عملکردی اثر بخش در تعامل با سه سطح مخاطبان خود یعنی کارکنان ، مشتریان و جامعه وظایفی همچون آگاهی، ارائه مشاوره به مدیریت و تصمیم سازی ، مدیریت بحران ، ایفای مسئولیت های اجتماعی ، ارتباط موثر با شبکه کارکنان و . . . را عهده دار است .


 اما آنچه طی سال های اخیر نقش روابط عمومی را در سازمان ها بیش از پیش جلوه گر ساخته ، کارکردهای این نهاد در اجرای خواسته های مدل های کیفیت و تعالی سازمانی است که به واقع می توان گفت پاسخگوی بسیاری از نیازهای مدل های مذکور در عرصه های مختلفی همچون رهبری ، کنترل و تصمیم گیری است . این نوشته بر آن است نگاهی به این نقش مهم روابط عمومی ها داشته باشد .  

کیفیت و روابط عمومی:

امروزه استقرار مدل های کیفیت درسازمان ها برای ارزیابی و بهبود فعالیت سازمان ها امری ضروری است و سازمان ها در تلاشند با پیاده سازی مدل های کیفیت ، همواره شناخت کاملی از محیط سازمان خود داشته و برنامه ریزی های درستی داشته باشند . ساختار شفاف و قاعده مند ، مدیریت مدبرانه و صحیح منابع ، موفقیت پایدار ، اصلاح و بهبود ساختارها و رویه ها برای دستیابی به بهترین ها منطبق با خواست و نیاز جامعه، بخشی از مهم ترین علل رویکرد سازمان ها برای پیاده سازی مدل های روزآمد کیفیت است .

 

در استانداردهای نظام مدیریت کیفیت بر مبنای سری ایزو 9000-2000 ، هشت اصل کاربردی برای مدیریت کیفیت تعریف شده که عبارتند از : تمرکز بر مشتری ، رهبری ، مشارکت کارکنان ، رویکرد فرایندی رویکرد سیستمی به مدیریت ، بهبود مستمر ، تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها  و بالاخره ارتباط سودمند و دوطرفه با تامین کنندگان. (صادق فر)

  در اصل اول(تمرکز بر مشتری) که مهم ترین اصل در نظام مدیریت کیفیت است ، سازمان ها باید نیازهای حال و آینده مشتریان را درک و آن ها را برآورده کنند. علاوه بر این باید برای برآوردن انتظارات مشتریان خود برنامه ریزی و تلاش کنند. تمرکز بر مشتری و درک نیازهای حال و آینده آنان موجب پاسخگویی منعطف و سریع سازمان به فرصت های بازار و در نتیجه افزایش سود سهام و سهم بازار برای سازمان خواهد شد.
  اصل مهم دیگری هم وجود دارد تحت عنوان : تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها. بر مبنای این اصل در هر سازمان تصمیمات موثر بر مبنای تجزیه و تحلیل داده ها و و تولید اطلاعات میسر است. تصمیمات آگاهانه، افزایش توانایی برای اثبات اثربخشی تصمیمات گذشته بر مبنای مراجع و سوابق واقعی و همچنین افزایش توانایی برای بازنگری، به چالش کشیدن و تغییر عقاید و تصمیمات از جمله مزایای به کارگیری اصل تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها است. به کارگیری اصل تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها در سازمان عموما باعث می شود که: از کفایت و دقت داده ها و اطلاعات اطمینان حاصل شود ،  داده ها برای کسانی که به آنها نیاز دارند در دسترس باشد ،  داده ها و اطلاعات با استفاده از روش های معتبر تجزیه و تحلیل شوند و تصمیم گیری و اقدامات اجرایی بر مبنای تجزیه و تحلیل واقعی در کنار تجارب صورت پذیرد. 

  دکتر ابوالفتح لامعی در کتاب مبانی مدیریت کیفیت، کیفیت را این چنین تعریف می کند « کار درست را انجام دادن، به نیازها و انتظارات مشتریان پاسخ دادن». (ماهنامه تدبیر / 137)  این تعریف از کیفیت خود دو اصل مهم فوق را در بر می گیرد. 

 اندیشمندان علم مدیریت با تکیه بر تجارب سازمان های موفق و پیشرو ، همواره در پی یافتن راه حل هایی برای بهبود وضعیت و حرکت به سمت تعالی بوده اند که نتیجه تحقیق و مطالعات آنها منجر به خلق ابزارهایی همچون 5s - BSC- ISO- SIXSIGMA- PM - CRM   شده است و بر این اساس جوایز کیفیت در دنیا بنیان نهاده شده است که عبارتند از الف- مدل دمینگ ( مدل ژاپنی ) ، مدل مالکوم بالدریج ( مدل آمریکایی ) و مدل efqm ( مدل اروپایی ) (بانک رفاه /1385)

  اما چگونه می توان ارتباطی بین مفاهیم مطروحه در حوزه های مختلف تعالی با روابط عمومی ها ایجاد کرد و اصولا آیا روابط عمومی ها ظرفیت و توان پاسخگویی به خواسته های اساسی مدیریت در سازمان ها را دارند .  

 امروز باید روابط عمومی را یک وظیفه استراتژیک سازمان قلمداد کرد که نقش اساسی آن در دولت ، مدیریت وجهه و اعتبار، روابط کارکنان ، بازاریابی و فروش و روابط رسانه ای تبیین می شود .  این موارد جنبه های مختلف زندگی سازمانی هستند که اساس دارایی های نامشهود و منابع کلیدی ارزش آفرینی سازمان محسوب می شوند و می دانیم که در مدیریت دانش محور ارزش آفرینی دارایی های نامشهود بیش از دارایی های مشهود است . (دکتر الوانی /1388).

 اما روابط عمومی به واقع چیست ؟ برای روابط عمومی در دو حوزه مفهومی و عملکردی می توان تعریف ارائه کرد : در تعریف مفهومی ، روابط عمومی عبارت است از « بخشی از مسئولیت ها و وظایف ارتباطی مدیریت سازمان که از طریق آن مدیران می کوشند برای دستیابی به اهداف سازمان ، با محیط خود سازگار شده یا در صورت نیاز ، در محیط ، تغییراتی مطلوب ایجاد کرده و شرایط محیط را به شرط مساعد بودن استمرار بخشند » ( منوچهر انصاری / 1386). 

این تعریف مرحله نخست برقراری ارتباط را در اندیشه و عمل مدیران باز می شناسد و آن را بخشی از وظایف مدیران می داند که تنها توسط کارشناسان روابط عمومی عینیت خارجی می یابد . اما روابط عمومی در تعریف کاربردی آن عبارت است از مدیریت ارتباطات یک سازمان با مخاطبان آن . 

در تعریف کاربردی ، از کلمه مخاطب استفاده شده که تبیین مفهوم آن در روابط عمومی ضرورت دارد . در ارتباطات ، مخاطب همان گیرنده پیام است اما در روابط عمومی همه اشخاص حقیقی ، حقوقی و مجازی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از یک سازمان ، فعالیت و برنامه تاثیر می پذیرند و بر آن تاثیر  می گذارند . ( منوچهر انصاری /1386). روابط عمومی ها از منظر کیفیت کار، مساعدت در تحقق اهداف سازمان ، اعتقاد به شفافیت امور و پاسخگویی ، رعایت حقوق شهروندان ، شناخت مسئولیت های حکومتی و حق نظارت مردم بر کارها به سه دسته توجیه گر ، تبیین گر و تحلیل گر تقسیم بندی می شوند . روابط عمومی توجیه گر مدیر محور است و به طور مستمر در توجیه دیدگاههای مدیران و منافع سازمان خود می کوشد و در این راه همه ابزارهای موجود را به کار می گیرد . روابط عمومی تبیین گر یک نوع روابط عمومی توصیف کننده و روایت گر است که به دنبال رویدادها حرکت می کند و فقط به تشریح و گزارش آنها می پردازد . اما روابط عمومی تحلیل گر یک روابط عمومی با برنامه است که پیشاپیش امور و روندها حرکت می کند ، به سطح مشاور مدیر ارتقا می یابد و در تعیین خط مشی سازمان مشارکت می کند . روابط عمومی تحلیل گر یک روابط عمومی مخاطب مدار است و به اهداف بلندمدت می اندیشد . این روابط عمومی خواسته ها و گرایش های مخاطبان سازمان را تشخیص داده و به مدیران سازمان انتقال می دهد . به این ترتیب ، روابط عمومی با ارائه مشاوره های تخصصی به سیاستگزاران سازمان نقش قابل ملاحظه ای در تدوین سیاست ها و برنامه های اجرایی سازمان ایفا می کند . 

از دیدگاه کیفیت ، روابط عمومی تحلیل گر ، یک روابط عمومی پیشبرنده اهداف سازمان است و مقوله های مهمی همچون تمرکز بر مشتری که بخشی از مهم ترین مخاطبان سازمان را شکل می دهد ، تصمیم سازی برای مدیران سازمان و مشارکت همه اجزای سازمان را پوشش می دهد . 

کیفیت متاثر از کدامیک است: روابط عمومی یا بازاریابی؟

 سئوالی که در اینجا پیش می اید این است آنچه در مدل های تعالی و کیفیت مطرح می شود بیشتر حوزه های مربوط به روابط عمومی را شامل می شود یا بازاریابی. در واقع آیا فرایندهایی که منجر به بهبود کیفیت خدمات می شود متاثر از روابط عمومی است یا بازاریابی. برای پاسخ باید به تعریف و تفکیک حوزه های مورد بحث پرداخت . روابط عمومی با بازاریابی تفاوت دارد ، هر چند از برخی جهات نیز اشتراکاتی با آن دارد . اشتراک آنها در اینجاست که هر دو با روابط و ارتباطات یک سازمان سروکار دارند و از ابزارهای ارتباطی مشترکی برای برقراری ارتباط با عموم مخاطبان بهره می گیرند اما نگرش ها متفاوت است. روابط عمومی با مسئله ایجاد حسن نیت برای سازمان سرو کار دارد ، در حالی که بازاریابی با مشتریان و فروش کالا و خدمات سروکار دارد . از دیدگاه گرونیگ سردبیر مجله برتری روابط عمومی و مدیریت ارتباطات ، متخصصان روابط عمومی دوست دارند درباره بازارهای مصرف، مصرف کنندگان و مشتریان صحبت کنند و متخصصان روابط عمومی تمایل دارند درباره عموم ، مخاطبان و گروههای ذینفع صحبت به میان آورند . این گروهها می تواند هر یک از همان عموم مردمی باشد که تحت تاثیر یک سازمان قرار می گیرند یا می توانند بر یک سازمان اثر بگذارند . مانند کارکنان ، جوامع ، سهامداران ، دولت ها ، اعضا ، دانشجویان ، عرضه کنندگان ، و مصرف کنندگان . ( دکتر اعرابی و ایزدی  / 1386 ) اما ایده پردازان روابط عمومی به تفاوت بنیادی دیگری نیز مابین روابط عمومی و بازاریابی اشاره می کنند . از نظر آنها روابط عمومی « برتر» خالی از ترغیب و تشویق است و هدف ایده ال آن خلق درک و همکاری متقابل است؛ بر خلاف بازاریابی که به دنبال ترغیب است و صرفا می خواهد کالاها و خدمات را بفروشد . در کنار اینها عده ای از اندیشمندان نیز معتقد به رابطه متقابل و تنگاتنگ بین روابط عمومی و بازاریابی هستند . فیلیپ کاتلر اندیشمند حوزه بازاریابی معتقد است روابط عمومی p  پنجم استراتژی بازاریابی است که از چهار p یعنی محصول product ، قیمت price ، مکان place و پیشبرد promotion  تشکیل می شود . او جمله معروفی دارد که می گوید : « روابط عمومی دیرتر به ثمر می نشیند ، اما وقتی که ثمر می دهد ، می تواند شرکت را به سمت بازار سوق دهد » . در واقع وقتی که از روابط عمومی برای پشتیبانی مستقیم از اهداف بازاریابی یک سازمان استفاده می شود ، آن را ارتباطات بازار یابی می نامند . ( دکتر اعرابی و ایزدی / 1386) کیفیت نیز با این نگاه و نگرش به روابط عمومی همراستاست . کیفیت نه تنها جلب رضایت بلند مدت مشتریان را به منظور تحقق اهداف سازمان ضروری می داند، بلکه ارتباط با مردمی که با سازمان سروکار دارند و نیز افزایش آگاهی مردم ، اطلاع دادن و آموزش ، ایجاد درک متقابل ، اعتماد سازی ، پیداکردن دوستان جدید و متقاعد کردن مردم را نیز مد نظر قرار می دهد . 


در تعریف TQM ( مدیریت جامع کیفیت ) آمده است کیفیت برآوردن خواسته های بیان شده یا ضمنی مشتریان به طور کامل است. این تعریف، یک تعریف اصلی است و برخی تعاریف دیگر از آن استنتاج شده است. مانند تعاریفی از قبیل: مجموعه ای از ویژگی ها و مشخصات محصول یا خدمت که قادر به برآوردن نیازهای صریح یا ضمنی است( 1994، ISO)، انطباق با خواسته ها( 1979، Crosby) و تناسب برای استفاده ( 1988، Juran) . باید به این نکته توجه داشت که در تمام این تعاریف، جلب رضایت مشتریان و برآوردن خواسته های آنان مهم ترین عامل است. (محمد علی گودرزی / 1385).

در مدل تعالی سازمانی EFQM که به دلیل جامعیت، چارچوب غیر تجویزی ، ساختار شفاف و قاعده مند مورد اقبال بسیار زیادی در سطح داخلی و خارجی مواجه شده است، نیز توجه به مشتری و مشتری مداری از هر دو بعد روابط عمومی و بازاریابی بسیار مشاهده می شود . مفاهیم بنیادین این مدل عبارتند از دستیابی به نتایج متوازن ، ارزش افزایی برای مشتریان ، مدیریت به وسیله فرایندها ، کامیابی از طریق کارکنان ، پرورش خلاقیت و نوآوری ، ایجاد مشارکت ها و مسئولیت پذیری برای آینده پایدار . در مفهوم ارزش افزایی برای مشتریان می خوانیم :

سازمان های متعالی می‌دانند که مشتریان دلیل اصلی وجود سازمان و تلاش برای خلق ارزش و نوآوری برای آنها از طریق درک و پیش بینی نیازها و انتظارات (مشتریان) هستند . درعمل سازمان های متعالی:

· گروه‌های متفاوت مشتریان را ‌شناخته و به آنها پاسخ داده و نیازها و انتظارات متفاوت آنها را پیش‌‌بینی می کنند.

· یک گفتمان با مشتریانشان بر اساس آزادی (بدون پنهان کاری) و شفافیت برقرار و حفظ می کنند .

· برای خلق نوآوری و ارزش آفرینی برای مشتریان، تلاش بسیار می‌کنند.

·  از اینکه کارکنان ابزار، شایستگی ها، اطلاعات و توانمندی های لازم را برای حداکثرسازی تجربه مشتریان در اختیار دارند، اطمینان می یابند.

· تجارب و ادراکات مشتریانشان را بطور مستمر پایش و بازنگری کرده و به هر بازخوردی به صورت سریع و اثربخش واکنش نشان می‌دهند.

· مشتریان را در توسعه محصولات ، خدمات و تجربیات جدید و نوآورانه شرکت می‌دهند.

·عملکردشان را با بهترین های مرتبط برای درک نقاط قوت به منظور حداکثرسازی ارزش خلق شده برای مشتریان، مقایسه می کنند . 

 این توجه به نقش مهم روابط عمومی ها در برقراری ارتباط مستمر با جامعه ذینفعان زمانی در این مدل بیشتر مشهود است که بدانیم کسب امتیازات فراوانی بر اساس این مدل معطوف به ارائه عملکردی درست ، اصولی ، منطقی ، شفاف و پاسخگو از سوی روابط عمومی است . 

مدل تعالی EFQM دارای 9 معیار است که بر اساس مفاهیم 8 گانه استوار شده است و مبنای ارزیابی سازمان محسوب می شود . این معیار ها در دو دسته توانمندسازها و نتایج طبقه بندی می شوند . توانمندسازها 5 معیار مجموعا 500 امتیازی و نتایج نیز 4 معیار 500 امتیازی دارند که مجموعا 1000 امتیاز می شود و اگر سازمانی بتواند این مدل را کاملا در مجموعه خود پیاده کند می تواند 1000 امتیاز بگیرد ( بانک رفاه / 1388 ) . نکته حائز اهمیت برای روابط عمومی ها آنکه نتایج مشتریان و نتایج جامعه که مستقیما با عملکرد روابط عمومی ها در ارتباطات است 260 امتیاز دارد و این می تواند دلیلی باشد بر اهمیتی که مدل تعالی EFQM برای مباحث مرتبط با حوزه روابط عمومی قائل است .

استراتژی در روابط عمومی 

 گاهی بهبود کیفیت ، خود یک استراتژی است . راهبرد یا استراتژی به طرح عملیاتی درازمدتی گفته می‌شود که به منظور دستیابی به یک هدف مشخص طراحی شده باشد.( ویکی پدیا )  سازمان های سرآمد، ماموریت و آرمان خود را از طریق ایجاد یک راهبرد متمرکز بر منافع ذینفعان پیاده می کنند و خط مشی ها ، برنامه ها ، مقاصد و فرایندها را برای تحقق چنین راهبردی ایجاد ، توسعه و جاری می سازند . راهبردها بر اساس مدل های تعالی حائز ویژگی هایی هستند، نظیر آنکه باید بر درک نیازها و انتظارات ذینفعان و محیط بیرونی مبتنی باشد ، بر درک عملکرد و توانمندی های داخلی مبتنی باشد ، راهبرد و خط مشی های پشتیبان ایجاد ، بازنگری و به روز شود و بالاخره این راهبردها باید منتشر ، پیاده و پایش شود . 


  به این ترتیب روابط عمومی باید استراتژی های کارکردی خود را با استراتژی های کلی سازمان منطبق سازد و وظایفی را بر عهده بگیرد . روابط عمومی اغلب حرکت در مسیر برنامه ها و اهداف سازمان را به عنوان فعالیت حرفه ای خود انجام می دهد . کارشناسان این حوزه آگاهند اغلب تصمیمات روابط عمومی بر اهداف و آرمان های سازمان تاثیر می گذارد ، در تصمیم گیری ها باید تعهد نسبت به منابع را در نظر بگیرد ، در تصمیمات خود باید شرایط دشوار و پیچیده سازمان ، واحدهای تجاری یا سهام دارانی که به نحوی بر تصمیمات تاثیر گذارند یا از انها تاثیر می پذیرند لحاظ شود و تصمیماتی بر اساس بیشترین هوشمندی موجود و دانش لحاظ کند چرا که پیامدهای آن به چرخه تصمیم گیری بلند مدت سازمان منتقل می شود . ( دکتر اعرابی /1388) به صورت کلی می توان گفت استراتژی روابط عمومی منبعث از استراتژی سازمان است و اگر این واحد سازمانی به وظایف و عملکرد خود واقف نباشد یا در اجرای آن قصور داشته باشد استراتژی کلان سازمان، در اجرا مشکلات فراوانی خواهد داشت و به ثمر نخواهد نشست . 

  آنچه در این نوشتار به اختصار به آن پرداخته شد بیان اهمیت کارکرد روابط عمومی در سازمان برای پیشبرد اهداف آن بود و به آن پرداختیم که همه مدل های کیفیت در جهان ، اجرای برنامه ها و اهداف خود را در گرو همراستا و همداستان بودن روابط عمومی با سازمان و اهداف کلان آن می دانند . اخذ و پایش نگاه ذینفعان ، تبلیغ محصول و خدمت ، ترویج  فرهنگ سازمانی و اهداف استراتژیک آن و اطلاع رسانی همه جانبه برنامه ها و اقدامات کوتاه ، میان و بلند مدت سازمان و تاکید بر حفظ رابطه ساختارمند مدیریت ، کارکنان و مشتریان بخش های مهمی از مسئولیت روابط عمومی است که با اهداف کلان کیفیت در هر سازمانی همسو است . 


نویسنده:
مهرشاد کاکاسلطانی - کارشناس ارشد ارتباطات

۴۰ عادت آدم های موفق



۱) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

۲) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

۳) روی راه حل ها تمرکز می کنند.

۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

۵) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

۶) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.

۷) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.

8) سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.

۹) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.

۱۰) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.

۱۱) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.

۱۲) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.

۱۳) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

۱۴) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.

۱۵) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.

۱۶) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.

۱۷) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

۱۸) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.

۱۹) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.

۲۰) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.

۲۱) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.

۲۲) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.

۲۳) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.

۲۴) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.

۲۵) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

۲۶) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.

۲۷) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.

۲۸) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

۲۹) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.

۳۰) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.

۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.

۳۲) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.

۳۳) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.

۳۴) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

۳۵) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.

۳۶) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

۳۷) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.

۳۸) وقت شان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترل شان خارج است صرف نمی کنند.

۳۹) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.

۴۰) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.

منبع :عصر ايران

نويسنده :کرایگ هایپر

اصول طلایی مشتری مداری

مشتری از دیدگاه ماهاتما گاندی:
مشتری مهمترین ناظر بر فعالیتهای ماست
او به ما وابسته نیست  ، ما به او وابسته هستیم
مشتری در کار ما یک هدف زود گذر نیست ، بلکه مشتری هدف و غایت همه اقدامات ماست.
او یک فرد خارجی در سازمان ما محسوب نمی شود ، بلکه مشتری جزئی از سازمان ماست.
ما با خدمتی که به مشتری ارائه می نماییم به او لطف نمی کنیم ، بلکه او از این طریق فرصتی برای ادامه کار به ما می دهد و در  حق ما لطف می کند.
 
 
 
اصول طلایی مشتری مداری:
  •   مشتری مداری با استخدام هر عضوی از سازمان آغاز می شود
  •   احترام در همه جا و برای همه مشتریان ضروری است
  •   مشتری مداری کنار آمدن با مشتریان ناسازگار است
  •   شکایات مشتری ارزان ترین راه شناخت مشتریان است
  •   ارتباطات مشتری را با گوش کردن مدیریت کنید
  •   رضایت کارکنان رابطه ای مستقیم با رضایت مشتریان دارد
  •   مشتری داور نامریی و نهایی موفقیت یا شکست است
  •   هیچ کس مجبور نیست با ما معامله کند
  •   صداقت و خوشنامی دروازه ورود مشتریان به سازمان است
  •   مطمئنا اولویت های مشتریان با اولویت های شما تفاوت دارد
  •   مشتری بر اساس ظاهر شما و ظاهر محیط شما قضاوت می کند
  •   مشتری مشاور اول ما برای بهبود مستمر است زیرا مشتری بهتر از هر کس دیگر نیازهای ما را   می  داند
  •   جذب مشتری راحت تر از نگهداری مشتری و نگهداری مشتری راحت تر از رضایت مشتری است
  •   هزینه جذب مشتری بیش از هزینه نگهداری مشتری و هزینه نگهداری مشتری بیشتر از هزینه رضایت مشتری است
  •   مشتری حرف اول و آخر را می زند
  •   صادقانه به حرف و حق مشتری احترام بگذارید
  •   تبلیغ کافی است ، درباره همه چیز اطلاعات بدهید
  •   در ارتباطات همیشه مثبت نگر و 1 باشید
  •   با ذهنیت مثبت " من خوبم – تو خوبی" ارتباط را آغاز کنید
  •   بایستی به آنچه مشتری می گوید گوش فرا دهیم و سرعت در پاسخگویی را اصل اول رضایت مشتری قرار دهیم
  •   ارتباط برقرار کنید ، ارتباط بازی پینگ پونگ است اگر یکی بازی نکند بازی انجام نمی شود، پس برای مشتری فرصت گفتگو مهیا کنید
  •   برنده – برنده بیندیشید ، نزدیک ترین راه شکست ، اصرار برای پیروزی بر مشتری است
  •   روابط ما خواسته یا ناخواسته رضایت مشتری را شکل می دهد . مشکلات را حتی الامکان باکمک مشتری حل کنید
  •   هرگز در برخورد با مشتریان تبعیض قائل نشوید چرا که احترام "در همه جا" و " برای همه" مشتریان ضروری است
  •   حتی اگر یقین دارید که حق با شماست از بحث کردن با مشتری اجتناب کنید
  •   هرگز تماس مشتریان را بدون پاسخ نگذارید
  •   اگر شما از مشتریان خود مراقبت نکنید دیگران این کار را انجام می دهند.
  •   هیچگاه احساس نکنید هرآنچه را که می توانستید برای مشتری انجام داده اید همیشه به فکر خدمات بهتر باشید
  •   حتی اگر دشمن هم برای خرید بیاید با تمام وجود بایستی او را راضی کنید
  •   شناخت ، قدم اول برای دستیابی به رضایت مشتری است پس لازم است نیازهای  در حال تغییر مشتریان شناسایی و پیش بینی شود
  •   مشتری زمانی راضی می شود که محترمانه با او برخورد شود و خدمات دوستانه و مفید به او ارائه شود
  •   رضایت خودتان بخشی از رضایت مشتری است
  •   همواره 50 درصد نارضایتی  مشتریان از بی اطلاعی است