وظایف آژانس روابط عمومی چیست؟
|
وظایف آژانس روابط عمومی چیست؟ |
|||
|
|
وظایف آژانس روابط عمومی چیست؟ |
|||
|
گردآورنده : مهدی گرائلی شیخ
آموزه ارتباط
افراد اجتماع در شیوه ارتباط با دیگران به دو گروه مجزا تقسیم می شوند و هر کدام با توجه به رده گروهی اش در برقراری ارتباطات اجتماعی و زبانی عمل می نماید و میزان موفقیت در یادگیری زبان از همین تیپ شخصیتی اش ناشی می شود:
افراد برون گرا در برقراری ارتباطات موثر با دیگران بسیار موفق هستند چرا که این افراد اجتماعی و خونگرم هستند و طیف وسیعی از عواطف و احساسات را از خود بروز می دهند بنابراین چنین افرادی در یادگیری عملی زبان و در برقراری ارتباط بسیار موفق هستند.
این افراد بر عکس برون گرا ها کم رو ،خجالتی گوشه گیر و خونسرد هستند فلذا در برقراری ارتباط با دیگران و نهایتا یادگیری عملی زبان درجا می زنند.
حال مقایسه کنید ببنید که اگر جزو گروه دوم هستید به فکر چاره اندیشی باشید و گرنه در یادگیری عملی زبان و برقراری ارتباط با دیگران با مشکل جدی مواجه خواهید شید این را من عملا در میان افراد زبان آموز مشاهده نموده ام.
هفت گام اساسي در برقراري ارتباطات موثر
مقدمه :
يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين مهارت اشاره مي كنيم.
گام اول: گوش دادن
درحالي كه به نظر ميرسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي بهكار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود. گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زير است:
- اينكه گوينده كيست؟
- ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟
- چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟
علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد، قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.
به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.
گام دوم: صريح و صادق بودن
صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند. تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شيندن نمي باشد. بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را حس مي كنند.
اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد. اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.
به خاطر داشته باشيم ابهام و عدم صداقت در ارتباطات انساني سرمنشاء بسياري از مسائل و مشكلات در ارتباطات فردي است.
گام سوم: همدلي و همدردي
اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم. بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم دنيازي ذهني طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: هم اتاقيام اعصاب من را خرد كرده است به هيچ وجه نمي توانم او را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه از دست او خيلي عصباني هستي، اين طور نيست؟ )
به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موفقيت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد. نكته قابل ذكر اينكه ميان همدلي و همدردي تفاوت وجود دارد، در همدردي شنوندنه سعي مي كند با احساسات و عواطف گوينده همنوايي داشته باشد. بدين معني كه خوشحال شدن به خوشحالي او و متاسف شدن به ناراحتي او منجر مي شود ولي همانطور كه اشاره شد در همدلي، شما الزاما” درصدد تاييد و موافقت با طرف مقابل خود نمي باشيد.
همدلي و همدردي هر دو در تداوم ارتباط نقش بازي مي كنند، با اين تفاوت كه در همدلي نقش منطق قويتر از احساس است و شنونده با همدلي به خوبي به حرفهاي گوينده گوش ميدهد تا بتواند براي حل مسئله به او كمك كند، ولي در همدردي صرفا” با تخليه هيجانات و عواطف منفي به او كمك مي كند.
گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل
ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار مشكل مي سازد. همانطور كه قبلا” نيز اشاره شد، ما بدين دليل با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم تا از طريق آن به حل مسائل و مشكلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود و رفع نيازهاي اجتماعي دست يابيم، در روابطي كه (( ارزيابي ديگران )) عنصر اصلي آن مي باشد نه تنها اهداف مذكور تحقق نمي يابد، بلكه آرامش لازم در ارتباطات انساني نيز از بين مي رود. بايد به خاطر داشته باشيم همه ما ميخواهيم ديگران با نظرات ما موافقت كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تاييد كنند، زير عقايد و نظرات ما براي خودمات كاملا” اهميت ندارند، اگر در ارتباط با ديگران اين تصور پيش آيد كه به نظرات آنها احترام نمي گذاريم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طي نمي نمايد.
در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.
گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب
اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند مخالفت كنيم. به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه مناسب دست يابيم. يكي از مناسبترين شيوهها براي مخالفت كردن با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيست ) و سپس در مقام موافقت و تاييد آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش عجيبي مي گذارد.
ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.
مثال: همكلاسي شما مي گويد: اصلا” حرفهاي تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما هميشه نبايد دربست و به صورت صددرصد حرفهاي ديگران را نپذيريم.
بايد به خاطر داشت كه لحن پاسخ شما نيز مهم است. اگر پاسخ تحقيرآميز باشد اين روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.
گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي
شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و محيط زندگي است.
آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال، آرزوها و نيازهاي خود و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران را واقع بينانهتر ببينيم و آنها را بپذيريم.
در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:
-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي داشته باشند؟
-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟
-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟
-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟
-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟
-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟
-زماني كه مسئله يا مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟
-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟
بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت، صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است. علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان و مشاوران نيز ضروري است.
گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده
اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشهاي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشنتر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:
آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشتهايم به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (( خطاي حسي )) گفته ميشود.
سيستم شناختي ما نيز بعضا” دچار خطا و تحريف ميشود. اين خطاها را روانشناسان شناختي (( تحريف شناختي يا خطاي شناختي )) مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال را به همان گونه كه هستند بازنمايي نميكنند، بلكه شكلهاي عجيب و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.
تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد ميكنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.
مثال: يكي از همكلاسيها را در دانشكده ميبينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.
در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوههاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.
-او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )
-حتما” من كاري كردهام ( شخصي سازي )
-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )
-رابطهام را بايد با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده )
همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوههاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.
بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان بسيار كمك كننده است.
سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم .
با تشکر : مهدی گرائلی شیخ
1) طراحی یک برنامه روابط عمومی کارا، مۆثرترین راه برای نفوذ و تأثیر واقعی بر مخاطبان و مشتریان می باشد. هیچ ابزار جایگزینی برای افزایش اعتبار شرکت و محصول، بهتر از ابزار روابط عمومی وجود ندارد .ابزاری که می تواند شما را به رهبر کسب و کار تبدیل کرده و وجهه شما را نزد نشریات تجاری، تحلیل گران مالی و صنعتی و سایر صاحب نظران بهبود بخشد. تشابه با بیشتر فعالیت های فروش و بازاریابی، هر چه بیشتر بر فعالیت های روابط عمومی تمرکز کنید نتایج بهتری خواهید گرفت. به طوری که طبق اصل پاره تو 80 درصد مطالب مثبت تقریباً از 20 درصد از تحلیلگران و رسانه های هدف یا سایر مخاطبان اصلی ارایه می شود. برای مثال، روابط عمومی بایستی با پیگیری کلیه اخبار شرکت و صنعت مربوط به موارد مربوط پاسخ مقتضی و مناسب دهد.
2) روابط عمومی در خارج از سازمان، نقش یک سفیر تجاری را دارد و در داخل سازمان به عنوان یک سامان دهنده مطرح است. به طوری که متخصصان روابط عمومی به طور روز افزونی در توسعه و یا پشتیبانی ابعاد مختلف ارتباطات مربوط به نام تجاری در یک برنامه بازاریابی و تبلیغاتی به کار گرفته می شوند. این نگرش هوشمندانه ای است که مفهوم ارتباطات را عین بازاریابی و معنی بازاریابی را عین ارتباطات می داند. این بدین معنی نیست که روابط عمومی فقط بایستی روی خارج از سازمان تمرکز کند. روابط عمومی می تواند نقش عمده ای در پشتیبانی یا راه اندازی کارکنان یا فعالیت های مربوط به ارتباطات فروش و حفظ مشتریان داشته باشد. اگر شما ارتباطات داخلی مۆثری نداشته باشید درباره ارتباطات خارجی شما چه خواهند گفت؟ اشخاص حرفه ای در روابط عمومی در دوران تحصیل خود روش های مقایسه گرایشات، تغییر تصورات، تغییر رفتارها، اندازه گیری نتایج و تنظیم دقیق تاکتیک ها را یاد می گیرند. برای مثال فقط روابط عمومی است که می تواند به شایعات منفی در داخل و خارج ایران خودرو پاسخ مناسب دهد.
3) اعتماد مشتریان را جلب کنید. روابط عمومی تنها مرجع صلاحیت دار برای بهبود نام های تجاری یا شرکت های بد نام و مخدوشی است که مشتریان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، تصور بدی از آنها دارند. یک برنامه عملیاتی دقیق و راهبردی روابط عمومی می تواند نتایج مطلوب را در پی داشته باشد و نشان دهنده مسئولیت اجتماعی یک سازمان باشد. برای مثال، روابط عمومی شرکت ایران خودرو با شرکت در امور عام المنفعه مانند امور خیریه، تصویر خوبی از ایران خودرو نزد مشتریان بجای می گذارد. مرجع سخنگویی در سازمان و پشتیبانی از بازاریابی مرتبط با رویدادها (Event Marketing) به عهده روابط عمومی است. اگر شما مرتباً رویدادهای محلی و ملی را زیر نظر دارید روابط عمومی می تواند شما را در بهبود RO درآمد سرمایه گذاری یاری کند. برای مثال، قرار گرفتن مدیران اجرایی و کارشناسان ارشد در رأس سازمان، می تواند کسب و کارهای جدید و فرصت های شراکت راهبردی را در پی داشته و ارزش عمومی شرکت شما را بالا ببرد ضمناً فعالیت های استخدام را تسریع و آگاهی بازار هدف را درباره محصولات شرکت افزایش دهد.
4) روابط عمومی می تواند برنامه های پیشبرد فروش را توسعه داده و مشتریان کنونی را افزایش دهد. برای مثال شما می توانید در صورتی که خوب عمل کنید داستان های موفقیت آمیزی درباره شرکت منتشر کنید. امروزه در برخی زمینه ها نقش تبلیغات غیر مستقیمی همچون روابط عمومی(Pablic Relations) در بازاریابی را بیشتر از تبلیغات مستقیم محیطی(Advertisting) می دانند. مثلاً بلایی که بر سر یک شرکت تولید کننده محصولات گوشتی داخلی آمد فقط و فقط با ابزار روابط عمومی قابل جبران بود نه با تبلیغات مستقیم.به علاوه روابط عمومی یک اهرم پرقدرت و بهینه برای عرضه و فروش ایده هاست؛ ورود به بازارهای جدید؛ تغییر عقاید تثبیت شده؛ راه اندازی، ادغام و تصاحب شرکت ها و در نهایت توسعه و پخش محصولات، خدمات، افکار و ایده های جدید از کارهایی است که روابط عمومی قادر به انجام آنهاست.
5) روابط عمومی جزء پیوسته ای از یک آمیزه بازاریابی یکپارچه و متعادل است که حداقل باید درصدی از بودجه بازاریابی بدان تخصیص یابد بودجه ای تقریباً برابر با 15 تا 20 درصد. از طرف دیگر، شاید شما نتوانید بودجه مناسبی برای روابط عمومی تخصیص دهید و بنابراین قسمتی از فعالیت های روابط عمومی را به منابع خارجی واگذار می کنید تا فعالیت های مربوطه به طرز بهینه ای انجام شوند که این هم به برنامه ریزی خوب شما بستگی دارد تا نام تجاری همه گیر شود، سطح وفاداری مشتریان افزایش یابد و در نهایت فعالیت های یکپارچه بازاریابی و فروش به ثمر نشیند. در نهایت لازم به ذکر است شناسایی افکار و تصورات مردم درباره شرکت فقط از طریق نظرسنجی های مستمر و علمی امکان پذیر است تا راه حل های پیشنهادی، کارایی بیشتری داشته باشند.
منبع: کارگزار روابط عمومی
تنظیم: مهدی گرائلی شیخ
مهدی گرائلی شیخ 1396/3/13
(یادداشت/ مهدی گرائلی شیخ)
📝📝📝 آثار مثبت و منفی شبکه های اجتماعی بر جامعه
آثار مثبت:
◀️ شبکه های اجتماعی می توانند نقش بسزایی را در تجارت از طرق مختلفی ایفا کنند. هم اکنون رسانه های بازاریابی سنتی مانند رادیو، آگهی های تلویزیونی و تبلیغات چاپی به دلیل هزینه های گزافی که میطلبند منسوخ شده اند، اما از طریق شبکه های اجتماعی، تجارت بدون هزینه ی مالی خاصی و تنها با صرف انرژی و زمان ممکن است.
◀️ شبکه های اجتماعی فرصت بسیار خوبی را برای نویسندگان و وبلاگ نویسان جهت انتشار مطالب و نقطه نظراتشان در بین تعداد بسیار زیادی از دیگر کاربران به وجود آورده است که این مورد قبل از به وجود آمدن این شبکه ها، بسیار سخت و با هزینه های گزافی ممکن بود.
◀️ در حال حاضر شبکه های اجتماعی تمام موانع ارتباطی را از میان برداشته است و هر فردی میتواند افکار و عقاید خود را در ارتباط با موضوعات گوناگون با دیگران به اشتراک بگذارد همچنین دانشجویان و متخصصان می توانند از طریق این بستر با افراد همفکر خود ارتباط برقرار نمایند و درباره موضوعات مختلف با یکدیگر هم فکری کنند.
◀️ دیگر اثر مثبت این شبکه ها، متحد کردن کاربران به سوی اهداف بزرگ می باشد که یکی از نمونه های آن، هشتگ های مرتبط با مناسبت ها و رویدادهای گوناگون می باشد که در این ارتباط می توان به هشتگ های بشردوستانه اشاره نمود.
آثار منفی:
🔴 یکی از آثار منفی رسانه ها یا شبکه های اجتماعی ایجاد نوعی اعتیاد می باشد. سپری کردن ساعت های بی شمار در شبکه های اجتماعی سبب انحراف تمرکز ما از کارهایمان می شود و همچنین سطح انگیزشی افراد و به خصوص نوجوانان و دانش آموزان را کاهش می دهد. این گروه سنی عمدتاً به جای تمرکز بر دانش و آگاهی عملی بر فناوری تکیه میزنند.
🔴 در صورتی که به کودکان اجازه استفاده از سایت ها و یا شبکه های اجتماعی داده شود، به شدت می توانند تحت تاثیر این فضا قرار گیرند؛ اما دلیل این نقطه نظر چیست؟ با توجه با آنکه برخی از کاربران شبکه های اجتماعی، تصاویر خشونت آمیز و یا دارای محتوای نامناسب را به اشتراک میگذارند، این عامل می تواند سبب ایجاد آسیب های رفتاری در کودکان و نوجوانان شود و این مورد در نهایت اثری منفی را در کل جامعه ایجاد میکند .
🔴 از دیگر آثار منفی شبکه های اجتماعی می توان به این مورد اشاره کرد که کاربران این شبکه ها در معرض هک قرار دارند؛ حتی اگر کاربران اقدام به فعالسازی تمام تنطیمات امنیتی شبکه اجتماعی مدنظر خود نمایند، ولی با این وجود باز هم امکان فاش شدن اطلاعات شخصی وجود دارد.
مهدی گرائلی شیخ – روابط عمومی اداره کل پست استان مازندران
برند سازی در مقابل بازاریابی
برند با نمادهای بصری و نقطه حائز اهمیت به یاد ماندنی فاصله زیاد دارد. برند ماموریت، چشمانداز، اصول اجرایی و تاکتیکهای سازمان را مستحکم میكند.
اسکینر برند را اینگونه تعریف میكند: یک نام، طرح، نماد یا هر ویژگی که یک محصول یا خدمت یک فروشنده را از بین بقیه فروشندهها متمایز میكند. وظیفه برند، شناسایی و ایجاد آگاهی و تضمین سطح کیفیت، کمیت، رضایت و کمک به ارتقا است. برند همچنین میتواند بهعنوان سخنگوی سازمانی در راستای رسیدن به اهداف و بهطور خاص بر اجرایی بودن روابط عمومی سازمان تولیدکننده محصول تاثیرگذار باشد و باید به ارزشها، رفتارها، جایگاهیابی و هویت مربوط شود.
پیوند با عملکرد و اعتبار
سازمانهای با عملکرد بالا ویژگیهای خاص مانند تمرکز، وحدت هدف، انرژی، چابکی، یادگیری و هویت را در هر موقعیت و سطوح به اشتراک میگذارند. اگر تمام ویژگیهای ذکرشده پرورش یابد، استانداردهای بالای عملکرد، حتی در مواجهه با رقابت شدید، میتوانند پایدار شوند. اعتبار بالای سازمانی، شاخصهای قوی اعتبار را به اشتراک میگذارد كه شامل کیفیت مدیریت، کیفیت محصولات و خدمات، نوآوری، ارزشها و سرمایههای بلندمدت، جایگاه مالی، نحوه استفاده از داراییهای شرکت، توانایی جذب، توسعه و نگهداری افراد با استعداد و مسوولیت در قبال ارتباطات و محیط میشود. این محرکها در صنایع مختلف وزنها و اولویتهای متفاوتی دارند.
برندسازی در مقابل بازاریابی
یک ذهنیت اشتباه وجود دارد که طبق آن بازاریابی و برندسازی یکسان در نظرگرفته میشود، البته که اینگونه نیست و اسكینر بازاریابی را اینگونه تعریف میكند: فرآیند برنامهریزی، ادراک، قیمتگذاری، ارتقای ایدهها، محصولات و خدماتی که تبادلی ایجاد میكنند تا اهداف سازمانی و شخصی را محقق كند. در محیط كسبوكار اخیر نقش بازاریابی و مفاهیم بازاریابی و برنامهریزی بازار تغییر نکرده است و این درحالی است كه روش ارتباطی کسبوکارها و مشتریان آنها به صورت مهیجی تغییر کرده است. مساله اصلی، درک این موضوع است که ارتباطات بازاریابی در محیط کسبوکار اخیر یک فرآیند دوطرفه است. رسانههای اجتماعی بسیار عالی این روش ارتباط را تسهیل و تشویق میكنند. درحالیکه توسعه سریع اینترنت و قالب رسانههای اجتماعی وابسته، سازمانها را بهعنوان فرصتهای عالی برای اتصال به عموم جامعه معرفی میكند.
نقش روابط عمومی در برندسازی
نقش روابط عمومی سازمانی، توسعه همگام با تغییر است. روابط عمومی تنها روی محصول شما تمرکز نمیکند و به شکلدهی ارسال استراتژیک پیام كسبوكار شما کمک میكند.
نقش روابط عمومی در مدیریت برند دارای دوبخش است: خالق روایت و تامینکننده امکانات رسانهای
خالق روایت: محیط کنونی کسبوکار با فقدان اعتماد و اطمینان مصرفکننده همراه است. در یافتههای تحقیق آمریکا درسال 2005 یک مثال از رشد این تفكر در مصرفکنندگان مشاهده میشود و فاش میسازد که 65 درصد از مطالعهکنندگان مجلات اعتقاد دارند که تبلیغکنندگان هزینه میکنند تا محصولات یا ویژگیهای آنها را در بخش مقالات مجلات جای دهند. این موضوع بیانگر تغییر مهمی در نگرش و ادراک مصرفکننده است. هدف از برندسازی ایجاد ارتباط با جوهر وجودی سازمان است و این نیازمند داستانی است که معمولا توسط محصول یا خدمت یا از طریق تبلیغات دهان به دهان مصرفکننده بهعنوان پیامی معتبر بازگو میشود.
رسانههای اجتماعی: رشد رسانههای اجتماعی و مخاطبان آنها بازی برای تبلیغکنندگان و بازاریابان را تغییر داده است. زیرا رسانههای اجتماعی بر پایه ارتباطات تعاملی و دوطرفه هستند که دقیقا نقطه مقابل مفهوم سنتی یک طرفه و فرستنده مدار (sender orientation) تبلیغات و ارتباطا ت بازاریابی است. ارتباطات فرستنده مدار روی فرد فرستنده تمرکز دارد. بهویژه تئوری ارتباط فرستنده مدار فرض میکند که طراحی پیام، کلید موفقیت ارتباط است. در پروتکل ارتباطی تبلیغات و بازاریابی فرستنده مدار یک طرفه سنتی، ارتباط تنها از طرف فرستنده که به موضوعی اشاره میکند، اتفاق میافتد. طراحی پیام، کلید موفقیت ارتباط پیام است واگر گیرنده پیام، معنی پیام را درک نکند ارتباط شکل نمیگیرد. (استیدمن، 1975)
رسانه اجتماعی، یکی از محدودههای بسیار زیاد از کسبوکار سازمانی است که واحد روابط عمومی میتواند در آن کمک کند. روابط عمومی از طریق گفتن داستان معتبر و حمایت از ذهنیت تبلیغات برند به تعهد ضروری برند و نگرش برند زندگی میبخشد. این مهمترین مساله در محیط و رسانه در حال تحول است. روابط عمومی با اهداف گسترده در ارتباطات سازمانی و بهعنوان نماینده سازمان و ایجاد خود فهمی(self-understanding)که به صورت فزاینده با مردم در ارتباط است، مورد استفاده قرار میگیرد. این موضوع برای جابهجایی بازار، تحریک مصرفکننده و اقتصاد مکالمهای (conversation economy) که از طریق مکالمه دوجانبه بین مصرفکننده و سازمان شکل گرفته، بسیار حائز اهمیت است. علاوه براین آگاهی اجتماعی فزاینده در بین مصرفکنندگان با تمرکز زیاد بر آنچه چه سازمانی هستند، بیشتر ازآنکه چه محصول یا خدمتی تولید میکنند، بهوجود آمده است.
علاوه براین وجود سیستم گسترده مصرفکننده و فقدان اعتماد و اطمینان مصرفکننده که بهواسطه رویدادهای دهه گذشته بهوجود آمده باعث فشار به کسبوکارها برای بازنگری استراتژیهای ارتباط تبلیغات و بازاریابی شده است. یکی از نتایج، یکپارچه سازی واحد روابط عمومی با واحد نوآوری برندسازی است. تکثیر کانالهای تلویزیونی و مجلات تخصصی، دسترسی سریع 24 ساعته به اخبار و رشد نمایی اینترنت به این معنی است که سازمانها جایی برای مخفی شدن ندارند. سازمانها باید با بیان علت و نشانه (sign)، آماده برای رد کردن داستانهای مخرب باشند و باید همیشه مطمئن باشند که پیام خود را منتقل میکنند. تمام این موارد نشان میدهند که روابط عمومی تا چه اندازه برای استراتژی برند، ساختن و حفظ اعتماد سازمان اهمیت دارد.
برای توسعه استراتژیهای موفق روابط عمومی باید 4 عامل را درنظر گرفت
1) شناسایی ویژگیهای مختلف و خصوصیات برند
2) ارزیابی ادراک تمام سهامداران خارجی
3) عملکرد ارتباطات سازمانی، استفاده از ویژگیهای برند و خصوصیات داخلی برای شکل دادن کارمندان در جایگاهیابی شرکت
4) ایجاد برنامه سالانه قابل ارزیابی، تعهد برند، ادراک مخاطبان اصلی رهبری سازمانی، ارتباطات مشتری، نوآوری بازار و مسوولیت سازمانی
مهدی گرائلی شیخ
روابط عمومی پست مازندران
وقتی قرعه استراتژی، نه به نفع مشتری و نه سازمان میافتد!
مهدی گرائلی شیخ/ روابط عمومی پست مازندران
در چند سال گذشته برخی از برندهای ایرانی برای افزایش فروش خود دست به اقدامات متفاوتی زدهاند؛ یکی از این اقدامات که بسیار همهگیر هم شده است، برنامههای رنگارنگ قرعهکشی است. قرعهکشیهایی که محصولات سازمان را به بلیتهای بختآزمایی مشتریان تبدیل میکنند. اگرچه این استراتژی گاهی میتواند تغییرات حباب گونهای در فروش سازمانها به وجود آورد و آن را بهصورت مقطعی با افزایشی مناسب همراه کند، اما تحقیقات در این حوزه نشان میدهد که پس از اتمام قرعهکشی افت فروش قطعی بوده و صدمات آن جبران ناپذیر است.
سایه قرعهکشی بر سر مدیران ایرانی
وقتی با مدیران سازمانهایی که قرعهکشی را جزو استراتژیهای اصلی خود قرار میدهند صحبت میکنیم، آنها بدون اینکه دلیل جواب دادن حتی کوتاهمدت این روش را بهصورت علمی بدانند، صرفا به نتایج حاصله اشاره میکنند و یا به عملکرد رقبا استناد کرده و برای اینکه در این رقابت کم نیاورده باشند، تن به این استراتژی میدهند اما وقتی با عینک جامعهشناسان به پدیده قرعهکشی در بازار مصرف ایران مینگریم چهار دلیل عمده خودنمایی میکند که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.
چه جامعهای قرعهکشی را دوست دارد؟
دلایل استفاده از قرعهکشی بیش از هر چیز به مسائل جامعهشناختی برمیگردد. بهعنوان مثال در یک نگاه عمومی در جوامعي که طبق آمار سازمان ملل، امید به زندگی در آنها چندان جایگاه درخشانی ندارد، درمییابیم که بسیاری از مردم نسبت به زندگی و آینده خود امیدوار نیستند. مردم در چنین شرایطی، راههای منطقی دستیابی به موفقیتها را چندان میسر نمیدانند، بلکه صرفا فکر میکنند که این اهداف یا از طریق دزدی و اختلاسها ممکن است یا با داشتن بختی بلند و اقبالی استثنایی. لذا بهجای انتخاب مسیر تلاش برای رسیدن به اهداف خود و انتخاب راههای معمول کسب درآمد، به راهکارهای یکشبه فکر میکنند که طبیعتا یکی از آنها برنده شدن در قرعهکشیهای مختلف است. برندها از این شرایط در راستای ارضای نیازهای محدودشده جامعه استفاده و کمپینهای قرعهکشی را راهاندازی میکنند.
از دیگر دلایل این موضوع میتوان به کمبود عمومی تفریح و سرگرمی اشاره کرد. جامعهای که بر اساس تحقیق سازمان ملل از ضعف شادی مردم رنج میبرد، به اینگونه تفریحات پناه میبرد. همچنین این واقعیت وجود دارد که اغلب مشتریان هیچ نوع از وفاداری را به یک برند ندارند و اتفاقا راهاندازی کمپینهای قرعهکشی به این موضوع بیشتر دامن میزند. مشتریان، محصولات برندهایی را خریداری میکنند که قرعهکشی بهتری داشته باشد، چراکه از دید آنها هیچ تفاوتی بین محصول و خدمات ارائهشده نیست که مزیت رقابتی آنها باشد. گرچه اگر برندها روی فعالیتهای ارتباطاتی خود و وفاداری مشتریان سرمایهگذاری کنند، میتوانند این پارامتر را تحتتاثیر قرار دهند اما هنوز ضعف و خلأ این مورد بهشدت دیده میشود.
قرعهکشی؛ خوب، بد یا زشت؟
گرچه مخاطبان از کمپینهای قرعهکشی استقبال میکنند، اما این کمپینها معضلاتی را برای سازمانهایی که آن را تدوین میکنند، به همراه دارد. یکی از معضلات جدی که گریبانگیر این سازمانها میشود، ایجاد سرخوردگی و بیاعتمادی مشتری است که این موضوع گاهی منجر به ترک همیشگی برند از طرف مشتری میشود، چراکه بهدلیل قانون احتمالات، تنها یک نفر از یک میلیون نفر (بیشتر یا کمتر) شانس دریافت جایزه را دارد؛ با توجه به این موضوع، طبیعتا کسانی که جایزه را دریافت نکردهاند، دچار حس ناامیدی، یأس و حتی بازنده بودن میشوند. همچنین خرید مازاد بر نیاز در خصوص افرادی که بهصورت افراطی به قرعهکشی واکنش نشان میدهند، بسیار معمول است. این اقدام مشتریان باعث انبار کردن بیش از اندازه محصول توسط مشتری و گاهی حتی سپری شدن تاریخ انقضای محصول میشود. این موضوع احساس دلزدگی را در بین مشتریان ایجاد کرده و درنهایت باعث افت تصویر برند در ذهن آنها میشود. از طرفی برخی افراد پس از اعلام نتایج قرعهکشی، حتی با وجود مدارک ارائهشده از طرف برند، مبنی بر صحت و درستی قرعهکشی، باز هم آن را متهم به دروغگویی و عدم امانتداری در قرعهکشی میکنند، چون در بهترین حالت، مشتری تمام تلاش خود را مثلا با خرید تعداد زیادی از محصولاتی که شاید اصلا به آن نیاز نداشته باشند انجام داده است تا شاید در قرعهکشی برنده شود و حال که این اتفاق نیفتاده، بیاعتمادی مشتریان نسبت به برند غیرقابلاجتناب است.
یکی از راهکارهایی که میتواند جایگزین قرعهکشی شود، استفاده از برنامههای وفاداری است اما این برندها حرفهایی دارند که از یک دید کاملا درست است. مثلا آنها مشتریان زیادی دارند و نمیتوانند برای همه آنها جوایزی در نظر بگیرند. به بیان دیگر، بسیاری از برندها از جمله برندهای مصرفی، مخاطبان بسیار عام و متنوع، در تعداد بالا دارند. از طرفی، حاشیه سود محصولات این برندها بسیار پایین است و این موضوع باعث شده ارزش درک شده مناسبی را نتوانند به مشتریان خود ارائه کنند، بنابراین با کم کردن و یا حذف تعهدات و پوشاندن این تعهدات با قرعهکشی و اقداماتی مبتنی بر شانس، در تلاشند تا از این طریق مشتریان را تحتتاثیر قرار دهند. این در حالی است که برندها میتوانند با شناسایی مشتریان با استفاده از ابزارهای وفاداری، کانال جدیدی از ارتباط با مشتریان را برای خود باز کرده و اطلاعات و سوابق خرید مشتریان را بهخوبی در سیستم خود ثبت کنند؛ کاری که با حضور شبکههای توزیع و لایههای پخش عملا غیرممکن است. اما با استفاده از ابزارهای وفاداری و شناسایی مشتریان میتوان بر روی این اقدام سرمایهگذاری کرد که برای مشتریانی که در رفتارهای خرید خود وفاداری نشان دادهاند، مزیتهای مداوم با ارزشهای درک شدهای را طراحی کنند.
برندها از طریق راهاندازی باشگاه مشتریان میتوانند مشتریان را گروهبندی کنند و برای هر یک از این گروههای مشتریان، خدمات و جوایزی را در نظر بگیرند؛ جوایزی که لزوما مادی نیست و نیازهای معنوی مشتریان را هدف قرار میدهد. نیازهایی مانند آموزش، اطلاعات و همزمان شاید هیجان. از این طریق، هزینههای هنگفت کمپینهای قرعهکشی مستقیما به دست مشتریان میرسد. در این میان هزینه گزاف اطلاعرسانی قرعهکشیها نیز میتواند در اختیار مشتریان واقعی قرار گیرد و آنها را بهرهمند کند. ضمنا این موضوع بسیار حائز اهمیت است که با حضور قدرتمند شبکههای اجتماعی، این روزها تحقق تبلیغات دهانبهدهان در باشگاههای مشتریان بسیار سادهتر و سریعتر از گذشته است.
ده نکته که مشاوران روابط عمومی درباره مشاوره روابط عمومی نمی گویند
ما همیشه انتظارات مشتریان را مدیریت می کنیم. حداقل آنهایی که خوب هستند. این همیشه در پس ذهن ما قرار دارد زیرا مشتریان خوشحال = کسب وکار بیشتر. بنابراین ما همیشه مراقب تنظیم اهداف واقع گرایانه هستیم. ما به طور ثابت جویای این هستیم که چطور آن را انجام دهیم و آن را دائما تنظیم کنیم و همیشه منتظر فرصت هایی هستیم که وعده های خودمان را بیشتر از آنچه قول داده ایم عملی کنیم.
اریک هانسون- امروز من دوست دارم که درباره 10 چیز که مشاوران روابط عمومی به شما درباره مشاوره روابط عمومی نمی گویند، مطرح کنم.
1. ما اکنون «بله» می گوییم و جزئیات را بعدا در می یابیم.
یک چیزی که من در زمانی که در بخش آژانس کار می کردم یاد گرفتم زمانی بود که مشتریان می گفتند، آیا می توانید این کار را انجام دهید؟، ما می گفتیم: بله، اما بعدا در می یافتیم که دقیقا باید چه کار کنیم. ما همیشه نمی دانیم که خودمان دنبال چه چیزی هستیم، اما ما مطمئن بودیم که بهترین راه را برای درک آن پیدا می کردیم. به عنوان مثال، من با پروژه وب تا اندازه ای بزرگ موافق بودم، در آن زمان، من اساسا تجربه کمی درباره توسعه وبسایت داشتم. اما، بعد از اینکه تیم ما تشکیل شد، ما دریافتیم که منابع درست برای کدام هستند و چگونه می توان کار را به پیش برد.
2. ما ارائه بیش از اندازه داشتیم. بسیار زیاد.
اگر من بخواهم که یک سازمان را بسازم، من باید به افراد روابط عمومی بگویم که معمولا «افرادی لذت طلب» هستند. این بدین معناست که ما می خواهیم مشتریان خود را راضی کنیم و مهم نیست که آنها چقدر به ما می پردازند. این بدان معناست که گاهی این باعث می شود که مالکان آژانس (و خود ما به عنوان مشاوران روابط عمومی) به غم و غصه بیافتیم. اما این اتفاق می افتد. ما سعی می کنیم که آن را به عقب برانیم. ما سعی می کنیم انتظارات را مدیریت کنیم.
3. ما همیشه پروژه ها را کنفرانس می دهیم، حتی اگر ما پاسخ سوال را نداشته باشیم.
برداشت این نکته از چندین سال پیش در آژانس شرکا انجام شده است، زمانی که من در مک گلادری کار می کردم. من می توانستم آنها را «ببینم» که این را در گفتگو هایشان با شرکا تمرین می کنند. از ما سوالاتی پرسیده می شد که بیشتر اوقات جواب دقیق آن را نمی دانستیم، و آنها همیشه با یک پاسخ قوی باز می گشتند. حتی اگر آنها نمی توانستند جواب بدهند، آنها همانند یک شخص دانا عمل می کردند. برخی اوقات، همه نیازهای مشتریان باید شنیده و دیده شود.
4. ما بیشتر از مشارکت مردمی آنها را سرگرم می کردیم.
در حال حاضر، من یک پسربچه شاغل در آژانس نیستم. من فقط زمان خودم را در دو آژانس برای سالیان متمادی سپری کرده ام. بنابراین حتی اگر یک تن زمان در یک سمت آژانس داشته باشم، من فکر می کنم می توانم بگویم که مشاوره چگونه است، در واقع آنها بیشتر از هر چیزی از آن لذت می برند./ من نمی گویم که مشارکت مردمی سرگرم کننده نیست، بلکه باید دانست که داشتن تفریح بیشتر نیاز است.
5. استادان ما پاورپوینت هستند.
در حال حاضر، من در سوی دیگر این نور ایستاده ام، اما من می دانم که بسیاری از مشاورانی که می دانند پاورپوینت بخش اصلی هر مشاوره ای است. چرا؟ زیرا آن ابزار انتخاب حقیقت است وقتی که می خواهید پتانسیل های مشتری را به او نشان دهید. من خودم را یک متخصص پاورپوینت تصور نمی کنم، اما من چیزهایی را از افرادی که در بخش آژانس هستند می دانم.
6. همه ما در دمپایی های خود کار می کنیم.
به عنوان مشاور، برنامه زمانبندی ما باید دارای انعطاف بسیار زیادی باشد. در واقع، من می دانم که یک آژانس محلی MSP که یک «کار در هرجایی که نیاز است، اما فقط با خفه کردن فرهنگ شما» را انجام می دهد. بنابراین بله، ما از خانه هستیم و بر میزان ضعیفی از آموزش ها حرکت می کنیم. اما در اینجا یک مورد وجود دارد: آزادی عموما به نفع مشتریان است همچنان که مشاوران نیز جویای این هستند که هرچه تصمیم گرفتند بدون صحبت پذیرفته و اجرا شود.
7. کاری که سفر می طلبد. به نظر من خیلی افتضاح است.
مشاوران مایل هستند که برای کارهای زیادی سفر بروند. برای سایت های آژانس ها. برای تورهای رسانه ای. برای شوهای تجاری. شما باید اسم بنویسید. شما در جاده مالی ضعیفی هستید و بعد شما آنچه برای حدود یک سال و اندی انجام داده اید، می توانید به سرعت آن را رفو کنید. همه این ساعاتی که در فرودگاه هستید، رستوران های بی کیفیت. و شما مایلید به طور متوسط 18 ساعت در روز کار کنید، وقتی که در جاده هستید. این یعنی کاری که دوست ندارید انجام دهید، درست است؟
8. ما برای اینکه خوب به نظر برسیم پول می دهیم.
در طول حضور من در یکی از آژانس ها، چند هفته، من شروع به دریافت یک روند کردم: زنان واقعا در روزهای ملاقات با مشتریان بازی مد را شروع می کنند. اکنون، برای اینکه شفاف بگویم، من نمی گویم که زنان کمتر از فروشندگان در روزهای ملاقات با افراد غیر مشتری به نظر می رسند، فقط اینکه آنها واقعا در روزهایی که مشتریان را ملاقات می کنند خیلی متفاوت می شوند و وقتی که من می گویم «شیک و پیک» به این معنا نیست که آنها رسمی لباس می پوشند، اتفاقا برعکس آنها در این زمان ها کاملا غیر رسمی می پوشند. آنها مد روز را در نظر می گیرند. همچنین من یاد گرفتم که برخی اوقات مشتریان می خواهند مشاور آنها خوش سیما باشد. نه فقط اینکه آرایش کرده باشد و در عین حال چزی خارج از عرف نباشد.
9. ما بیشتر از شما متصل هستیم.
منظور من این نیست که یک کیندا را نصفه گاز می زنیم. بیشتر از این مساله حقیقتی اهمیت دارد که در پشت آن است. به عنوان یک مشاور، بخشی از شغل این است که متصل باشید. به رسانه، به همکاران، به فروشندگان. شما باید این را انتخاب کنید. بعلاوه، ما به طور معمول نه به طور کامل در ملاقات ها به عنوان دوستان شرکت قفل شده ایم. بنابراین برای ما آسان تر این است که در آن رویدادهای شبکه ای شرکت کنیم، زمانی که شما یک مشاور استخدام می کنید، یک بخش عمده از آنچه برای این می پردازید هزینه ای است که برای شبکه آنها پرداخت می کنید. شما برای همه اتصالات خودتان که آنها را از دست داده اید، هزینه پرداخت می کنید. چراکه این افراد می توانند به انحای مختلف برای شما منافعی به همراه داشته باشند.
10. ما همیشه انتظارات مشتریان را مدیریت می کنیم.
حداقل آنهایی که خوب هستند. این همیشه در پس ذهن ما قرار دارد زیرا مشتریان خوشحال=کسب وکار بیشتر. بنابراین ما همیشه مراقب تنظیم اهداف واقع گرایانه هستیم. ما به طور ثابت جویای این هستیم که چطور آن را انجام دهیم و آن را دائما تنظیم کنیم و همیشه منتظر فرصت هایی هستیم که وعده های خودمان را بیشتر از آنچه قول داده ایم عملی کنیم.
تعاريف
1-روابط عمومي عبارت است از هنري که به کمک آن ميتوان مؤسسه، سازمان و فرد را مورد علاقه و احترام کارمندان و مردمي که با آن سروکار دارند قرار داد.
2-روابط عمومي عبارتست از داشتن رابطه خوب با ديگران
3-روابط عمومي عبارتست از تلاشهاي يک سازمان جهت کسب همکاري مردم و گروههاي ديگري که براي آن سازمان اهميت دارند.
4-روابط عمومي آيينه تمام نماي يک سازمان است.
5-روابط عمومي بازوي يک سازمان در امر ارتباط و استقرار حسن نيت و تفاهم در مجموعه متبوع ميباشد.
6-روابط عمومي رابط بين سازمان و رسانههاي جمعي و عامه مردم است.
7-روابط عمومي گفتمان بين سازمان و مخاطب بمنظور رسيدن به تفاهم و هم فهمي با استفاده از فنون و ابزارهاي ارتباطي نوشتاري، ديداري و شنيداري است و هدف از آموزش كاربرد فنون و ابزارهاي ارتباطي در روابط عمومي را تحت عنوان "فنون روابط عمومي" نامگذاري مي كنند.
تکنيك هاي كاربردي در روابط عمومي:
. روابط عمومي بسياري از فنون را از روزنامه نگاري، مديريت سينما و ساير دانشها و وسايل ارتباط جمعي گرفته و با اصلاحات لازم، از آنها براي پيشبرد هدفهاي خود بهره برداري كرده است. در نوشتار حاضر، به 25 فن روابط عمومي پرداخته می شود.
١- نمايشگاه:
برگزاري نمايشگاه، يكي از فنون عمده در روابط عمومي است. منظور از نمايشگاه محلي است كه در آن محصولات يا خدمات سازمان در معرض ديد بازديدكندگان قرار مي گيرد. در نمايشگاه، مي توان از ساير ابزارهاي ارتباطي از قبيل نمايش فيلم، نصب تابلو، عكس، نمودارهاي رنگي، تابلوهاي گردان، تراكت و ... استفاده كرد. از ويژگي هاي مهم نمايشگاه، رعايت اصل عينيت در توليد پيام و اطلاع رساني است كه آثار ديرپايي را در مخاطب برجاي مي گذارد. روابط عمومي مي تواند افزون بر برگزاري نمايشگاه در مواقع ضروري، در نمايشگاه هاي كه از طرف ساير ارگانها برگزار مي شود، حضور داشته باشد.
دريك تقسيم بندي عمده نمايشگاه را مي توان از لحاظ مخاطب به دونوع تقسيم كرد:
الف) نمايشگاه عمومی: برای بازديد از اين نوع نمايشگاه که معمولا" عموم افراد را مخاطب قرار می دهد می توان از کليه اقشار جامعه دعوت کرد.
ب ) نمايشگاه تخصصی:نمايشگاه تخصصی برای طيف خاصی از مخاطبان يک سازمان برگزار می شود.مثل برگزاری نمايشگاه کتاب پزشکی که درمقابل نمايشگاه کتاب, يک نمايشگاه تخصصی به حساب می آيد.
برای موفقيت در برگزاری نمايشگاه , داشتن تقويم نمايشگاهی برای روابط عمومی به عنوان يکی از اجزای برنامه عمل سالانه ضرورت دارد.در تقويم يا برنامه نمايشگاهی بايد زمان برگزاری نمايشگاه, مخاطبان موردنظر, اهداف,نحوه برگزاری, هزينه های برگزاری, و محصولات يا خدمات قابل ارايه مشخص باشد.
دومين عامل موفقيت در برگزاری نمايشگاه, مديريت غرفه است. برای اين منظور, افزون بر طراحی اصولی غرفه بويژه رعايت اصول سادگی ترکيب و روشنی موضوع نمايشگاه, احترام به بازديدکنندگان, پيشگامی در ايجاد ارتباط با شرکت کنندگان در نمايشگاه,پاسخگويی کامل ومشتاقانه به پرسشهای بازديد کنندگان, بسيار اهميت دارد.
عامل سوم برای تسهيل امور برگزاری نمايشگاه, ساماندهی رابطان نمايشگاهی که در واقع نمايندگان بخشهای مختلف سازمان هستند, در قالب تشکيلاتی به نام دبيرخانه دايمی نمايشگاهها است.اعضای دبيرخانه با تشکيل جلسات مرتب می توانند هماهنگی های لازم را در راستای برگزاری هرچه بهتر نمايشگاههای موردنظر سازمان به عمل آورند.برای استفاده بهينه از ابزار نمايشگاه, توجه به موارد زير را توصيه می کنيم:
1-برای هر نمايشگاهی, دستور خاصی را که مبين امور مربوط به برگزاری آن از ابتدا تا انتهاست, تهيه و آن را دراختيار دست اندرکاران برگزاری نمايشگاه قرار دهيد.
2-به هنگام عرضه محصولات يا خدمات, به منظور ايجاد امکان ديد مناسب برای مخاطب, آنها را در فاصله بين 80 تا 180 سانتی متری از زمين قرار دهيد.
3- با استفاده از فنون هنری خاص مثل گرافيک, روح واحدی بين غرفه های مختلف حاکم کنيد.
4- از بازديدکنندگان بخواهيدنظر خودرا درباره چگونگی برگزاری نمايشگاه دربرگهای نظر خواهی خاصی که تهيه می کنيد,منعکس کنند.استفاده از دفتريادبود نيز پيشنهاد می شود.
5- در طراحی غرفه, سعی کنيد درصورت امکان غرفه ای را که می توان به شکل جزيره ساخت, انتخاب کنيد تا بازديدکنندگان از هرچهار طرف بتوانند غرفه شما را تماشا کنند.
6- از نورپردازی و رنگ نهايت استفاده را برای افزايش جذابيت نمايشگاه استفاده نموده لکن دقت شود در اينکار گرفتار زياده روی نشويم و جذابيت کلی غرغه فراموش نشود.
7- از ساير فنون روابط عمومی مثل بروشور,نمايش فيلم, تابلوهای گردان,نمودارهای رنگی,کاتالوگ و... نيز استفاده شود.
8- از رهبران فکری و مخاطبان مهم سازمان برای بازديد از نمايشگاه دعوت کنيد..
9-سه روز قبل از برگزاری نمايشگاه , با برگزاری کنفرانس خبری, جزئيات برگزاری نمايشگاه را از طريق رسانه ها به اطلاع عموم برسانيم.
10-در پايان نمايشگاه,گزارش کاملی از نحوه برگزاری نمايشگاه را همراه فهرست کاستيها,دستاوردها و انتظارات احتمالی, به رياست سازمان منعکس کنيم.
11- در نمايشگاه های بين المللی يا نمايشگاه هايی که احتمالا" بازديد کننده خارجی دارند, لازم است شرح عکسها و توضيحات نمودارها به زبان انگليسی درج شود و يکی از دست اندرکاران غرفه ها با اين زبان آشنايی کامل داشته باشد.
12-برنامههاي جنبي نمايشگاه، فرصتهاي خوبي براي اطلاعرساني و ايجاد ارتباط با مخاطبان هستند. براي اين منظور برگزاري مسابقات مختلف، توزيع هداياي ترويجي و توزيع انواع انتشارات توصيه ميشود.
13-برگزاري نمايشگاههاي مختلف مثل نمايشگاه کتاب يا عملکرد سازمان براي کارکنان در بخش روابط عمومي داخلي از اهميت بسياري برخوردار است.
2- سخنرانی:
يکی از فنونی که در روابط عمومی به کار گرفته می شود, سخنرانی است. سخنراني، ابزاري است که ميتوان با استفاده از آن در مدتي کوتاه پيامي را به عده زيادي ارائه داد. اين فن در برگزاري مراسم مختلف، آموزش و اطلاعرساني به کار گرفته ميشود و نوعي اطلاعرساني حضوري و چهره به چهره به شمار ميرود و اگر سخنران بتواند سخنان پرمحتوايي را با مهارت لازم به شنوندگان ارائه دهد، اثر گذاري و جريان ارتباط و اطلاعرساني به مراتب بيشتر خواهد شد. روابط عموميها براي اينکه از اين فن در بهترين شکل ممکن بهرهبرداري کنند، ميتوانند به ايجاد دفتر سخنرانان يا سخنگويان اقدام کنند.در اين دفتر، مسئولان و کارشناساني که استعداد لازم را براي ايراد سخنراني دارند، تحت آموزش قرار ميگيرند و آن دسته از کارشناساني که صرفاً ميتوانند مسئوليت نوشتن متون سخنراني را به عهدهدار شوند، مشغول به کار ميشوند. دفتر سخنرانان بايد با استفاده از مطالعات بخش افکارسنجي روابط عمومي در تهيه متون سخنراني، نيازهاي افکار عمومي را در سرلوحه معيارهاي تهيه متن سخنراني قرار دهند و در نوشتن مطلب به دو رکن زبان ارتباطي، يعني ساده نويسي، کوتاه نويسي توجه کافي داشته باشد.
براي بهرهبرداري بهينه از فن سخنراني در دو مورد بايد عمل شود:
الف – تهيه متن سخنراني
در تهيه متن سخنراني، بايد سه مرحله را پشت سرگذاشت. مرحله اول: شناسايي سخنران، دوم: شناسايي مخاطبان سخنراني و ويژگيهاي آنان، سوم: انتخاب موضوع سخنراني و محل سخنراني است. اين مرحله را مرحله مقدمهسازي مينامند. پس از اينکه از روابط عمومي تقاضاي تهيه متن سخنراني شد، کارشناس دفتر سخنگويان يا سخنرانان روابط عمومي با در نظر گرفتن ويژگيهاي سخنران از جمله تکيه کلامهاي او و به طور کلي روانشناسي سخنران و سطح اطلاعات و اهداف او به مطالعه مخاطبان (افرادي که قرار است در مراسم سخنراني حضور داشته باشند) و ويژگيهاي آنان از قبيل ميانگين سني، نسبت جنسي، وضعيت شغلي، سطح تحصيلات و ديدگاهها و گرايشهاي آنان ميپردازد و با در نظر گرفتن موضوع و محل سخنراني به مرحله دوم متن سخنراني، يعني گفتوگو با سخنران گام ميگذارد. دراين مرحله، هدف سخنراني، ديدگاه محوري سخنران و پرسشهاي سخنراني روشن ميشوند.
مرحله سوم، کارشناس روابط عمومي با انجام تحقيق، به تهيه اطلاعات مورد نياز براي گنجاندن در متن سخنراني اقدام ميکند. در مرحله چهارم، او بايد به سازماندهي اطلاعات و نوشتن متن سخنراني بپردازد. در اين مرحله بخشهاي اصلي متن سخنراني که شامل مقدمه، مطالب اساسي و نتيجهگيري هستند، نوشته ميشوند. در بخش مقدمه، کلياتي از موضوع و مهمترين بخش سخنراني در بخش مطالب اساسي، واقعيتها، آمار و اطلاعات (با تأکيد بر مقايسه و تشبيه) و در بخش نتيجهگيري نيز نظرگاههاي اصلي به صورت کوتاه و به شکل بيان نتايج مطرح ميشوند.
در مرحله پنجم، بايد تيتر و عنوان متن سخنراني را انتخاب کرد. پس از اين مرحله است که روابط عمومي متن سخنراني را براي آمادگي سخنران به او ميدهد. توصيه ميشود متن سخنراني با حروف درشت و خوانا نوشته شود تا سخنران به راحتي بتواند آنها را دريابد و بخواند.
ب- انجام سخنراني:
پس از اينکه متن سخنراني آماده شد و سخنران از نظر محتوا مشکلي نداشت، نوبت به ارايه سخنراني ميرسد. نقش روابط عمومي در اين مرحله فضاسازي مناسب محل سخنراني، دعوت از سخنرانان، اجراي برنامه، تهيه خبر از سخنراني، تصوير و عکس برداري از مراسم، کنترل وسايل صوتي، تأمين وسايل مورد نياز سخنران و معرفي سخنران است. اما سخنرانان را نيز بايد براي ارايه بهتر سخنراني آموزش داد. از جمله اينکه سخنران به هنگام سخنراني بايد به اين موارد توجه کند:
- نگاه خود را بين کليه شنوندگان حاضر تقسيم کند.
- حس کنجکاوي شنوندگان را برانگيزد.
- قبل و بعد از بيان هر ايده، مکث کند.
- کلمات مهم را با تأکيد بيان کند.
- وضعيت ظاهري مرتب و تميزي داشته باشد.
- از حرکات دست و چشم به طور کلي غير کلامي استفاده بجا بکند.
- نسبت به تغيير آهنگ صدا و سرعت بيان در مواقع لازم اقدام کند.
- موضوع اصلي را در لابلاي سخنراني يادآوري کند.
- با اعتماد به نفس و با جرأت سخنراني کند.
- شنوندگان خود را دوست داشته باشد.
روابط عمومي بايد با برگزاري دورههاي آموزشي و تشکيل کلاس، افراد مورد نظر سازمان را براي کسب مهارت در سخنراني آموزش دهد و سخنرانان حرفهاي را براي مواقع لازم در اختيار داشته باشد.
نکته آخر اينکه روابط عمومي بايد سعي کند از زيادهگويي سخنران جلوگيري کند و زمان کوتاه، تعيين شده و مفيدي در اختيار او قرار دهد تا شنوندگان با حوصله لازم به سخنان سخنران گوش دهند.
٣- سفر مطبوعاتي
سفر مطبوعاتي يکي ديگر از فنون روابط عمومي براي استفاده بهينه از مطبوعات در راستاي اطلاعرساني درباره عملکرد سازمان است. رابط عمومي ميتواند با انجام سفرهاي مطبوعاتي حجم قابل توجهي از صفحات مطبوعات را براي درج مطالب خود به دست آورد. منظور از سفر مطبوعاتي، دعوت از خبرنگاران مطبوعات و اعزام آنان براي بازديد طرحها و اقدامات سازمان و انعکاس آنان به خوانندگان مطبوعات است. مقدمات فراهم ساختن «سفر مطبوعاتي» با دعوت از نمايندگان مطبوعات آغاز ميشود. «سفر مطبوعاتي: بايد مبتني بر برنامهريزي باشد، به گونهاي که از ابتدا تا انتهاي سفر و جزييات آن از قبيل زمان دعوت از خبرنگاران، زمان حرکت، طرح و اقدامات قابل بازديد، محل اسکان، نحوه پذيرايي از ميهمانان در طول مسير سفر و محل اقامت، راهنماي سفر، امکانات مورد نياز، نحوه تردد در مسير طرحها و افراد پاسخگو به خبرنگاران اعزامي درباره طرحها در برنامه سفر براساس زمانبندي مشخص قرار گرفته باشد.
در سفر مطبوعاتي بايد دقت شود که تبعيضي بين خبرنگاران اعمال نشود و خدمات ويژهاي به آنها اعم از خبرنگاران داخلي و خارجي داده شود.
براي برگزاري مناسب سفر مطبوعاتي توصيه ميشود کميته خاصي در روابط عمومي مسئوليت برنامهريزي و اجراي اين کار را عهدهدار شود.
بايد توجه داشت که يکي از اهداف عمده «سفر مطبوعاتي» مشاهده طرحها توسط خبرنگاران و ايجاد باور عيني در آنان نسبت به پيشرفتها و دستاوردهاي سازمان است و اين باور ممکن است در طول زمان به طور مستقيم و غير مستقيم در انواع نوشتههاي آنان منعکس شود. نکته آخر اينکه در سفر مطبوعاتي، بايد خبرنگاران راديو و تلويزيون را نيز دعوت کرد و سفر را به مطبوعات منحصر نکرد.
٤- معاشرت مطبوعاتي
رسانهها مهمترين ابزار روابط عمومي براي تأثيرگذاري بر افکار عمومي و آگاهي از آن محسوب ميشوند. بهرهبرداري بهينه از رسانهها، نيازمند ايجاد ارتباطات تنگاتنگ و صميمانه با خبرنگاران و نمايندگان رسانههاست. براي اين منظور بايد به دنبال شيوههاي غيررسمي ارتباط با آنان بود. يکي از اين شيوهها، «ميهماني مطبوعاتي» است به اين ترتيب که خبرنگاران براي صرف ناهار در يک محيط دوستانه دعوت ميشوند و هدف از آن، توسعه ارتباطات دوستانه و غيررسمي است. در چنين ارتباطاتي گاه اطلاعات ميتواند در لابلاي گفت و گو با خبرنگاران به آنان منعکس شود.
شيوه ديگر، دعوت از خبرنگاران به صورت انفرادي و گفتوگو و تبادل نظر دوستانه با هر يک از آنان، پيشنهاد ميشود. در اين نشستها بايد فرصت اصلي در اختيار خبرنگار قرار داده شود و محيطي فراهم آيد تا خبرنگار براي کسب آگاهيهاي هر چه بيشتر در مورد سازمان ترغيب شود.
شيوه بعدي، حضور مسئول روابط عمومي و يا مسئولان بخش ارتباط با رسانهها در دفاتر مطبوعات، خبرگزاري يا گروههاي راديويي و تلويزيوني است. يک شيوه ديگر، دعوت از خبرنگاران براي حضور در مراسم جشن سازمان همراه با خانوادههاي آنان است.
رعايت و اجراي مجموعه اين شيوههاي ارتباطي يا آداب معاشرت، پس از مدتي سبب ايجاد ارتباط عميق و صميمانه بين مسئولان روابط عمومي با خبرنگاران ميشود و ميتواند در مواقع لازم، گرهگشا باشد.
٥- راهاندازي هستههاي مشورتي
«مشاوره با مديريت» يکي از وظايف عمده روابط عمومي است تا بتواند در جريان تصميمسازي سازمان مشارکت مؤثري داشته باشد. براي ارايه نظر مشورتي مؤثر به مديريت، راهاندازي هستههاي مشورتي، در روابط عمومي به عنوان يک فن کارآمد بسيار ضروري است. در اين فن، هستههاي مشورتي براساس نيازهاي سازمان و بر پايه تشخيص روابط عمومي در زمينههاي فعاليتي سازمان، شکل ميگيرد. در اين هستهها، موضوعاتي مورد بحث و بررسي قرار ميگيرند که در معرض بررسي افکار عمومي قرار ميگيرند و يا احتمال آن ميرود که در «هستههاي مشورتي» اطلاعات خام به «تصميم» تبديل شود و در واقع اين هستهها وظيفه «تصميمسازي» را عهده دار ميشوند. شما در روابط عمومي سازمان خود، ميتوانيد به سازماندهي اين هسته ها مبادرت کنيد تا در مواقع لازم با برگزاري جلسات، رهنمودهاي کارشناسي را براي ارائه به مديريت در اختيار روابط عمومي قرار دهيد.
براي راهاندازي «هستههاي مشورتي» صرفاً کافي است يکي از کارشناسان روابط عمومي به عنوان دبير هسته، وظيفه تهيه اطلاعات خام و توزيع آنها بين اعضاي هسته و دعوت از اعضاء، تشکيل جلسات، جمعبندي نتايج جلسات و تهيه گزارش مباحث آنها را به عهده گيرد. انتخاب ساير اعضاي هسته براساس تشخيص مدير روابط عمومي از بين افراد آگاه و خبره در موضوع تخصصي هسته از داخل و خارج سازمان صورت ميگيرد. با اين سازماندهي، روابط عمومي ميتواند به طور مستمر و منظم با ايجاد هماهنگي بين افکار عمومي و اهداف و برنامههاي سازمان، تصميمسازي مناسب و لازم را در اختيار مديريت قرار دهد.
خاطرنشان ميسازد که اطلاعات خام براي بررسي در هستهها از طريق تحليل محتواي مستمر محتواي رسانهها، سنجش افکار عمومي، گفت و گو با حضور کارکنان و مردم با مسئولان سازمان، جمعبندي و تجزيه و تحليل شايعات و نامههاي مردم و پيشنهادهاي دريافتي تهيه ميشود.
٦-نشريه داخلي
انتشار «نشريه داخلي» يکي از فنون روابط عمومي در بخش «درون سازماني» است. «نشريه داخلي» در يک سازمان، نوعي نشريه ادواري است که روابط عمومي با اهدافي همچون اطلاعرساني، پر کردن اوقات فراغت اعضاء و خانوادههاي آنان، پاسخگويي به پرسشهاي اعضاء، تقويت ارزشهاي کاري و سازماني و توسعه و تقويت تفاهم و بين مديريت و اعضاء به طور منظم و در فاصله زماني معين منتشر ميشود. در يک نشريه داخلي که براي استفاده اعضاء منتشر ميشود، معمولاً نشريه شامل بخهشاي مختلفي از جمله سرمقاله، مقاله، گزارش، پرسش و پاسخ، تريبون آزاد، پاي صحبت اعضاء و مسئولان، مصاحبه، اخبار پيشرفت طرحهاي سازمان، اخبار احکام انتصابات، ترفيع، عزل، نصب و اخبار جلسات و گردهماييهاست. از لحاظ تشکيلاتي، يک نشريه داخلي بايد شامل قسمتهاي تحريريه، توزيع، عکاسي، حروفچيني، صفحهبندي، طراحي و نظارت بر چاپ باشد.
اگر در روابط عمومي قرار شد نشريه داخلي منتشر شود، لازم است مقدمات اين مسئله در قالب يک طرح و با توجه به اين موارد مشخص شده و نسبت به فراهم ساختن آنها عمل شود؛ تعيين هدف نشريه، تعيين مخاطبان نشريه، تعيين کيفيت مورد نظر براي نشريه، انتخاب نام و عنوان نشريه، تعيين مسئولان و اعضاي هيأت تحريريه به نشريه، طراحي صفحههاي نشريه و يا نحوه صفحهيندي و عناوين مطالب نشريه، تصميمگيري درباره چاپ نشريه، تعيين چاپخانه، نوع کاغذ و ترکيب رنگها، تصميمگيري درباره طرح روي جلد نشريه، زمان انتشار و نحوه توزيع نشريه.
٧- قفسههاي اطلاعات
ابجاد «قفسههاي اطلاعات» از جمله فنوني است که روابط عمومي مي تواند از طريق آن به بخشي از اهداف مهم خود در زمينه اطلاعرساني دست يابد. اين فن در بخش «درون سازماني» از قابليت بيشتري نيز برخوردار است و از آن ميتوان براي تقويت روحيه و بالا بردن سطح معلومات و اطلاعات اعضاء استفاده کرد. از اين فن براي نخستين بار ٥٠ سال پيش در يک شرکت آمريکايي و تحت عنوان «کافه ترياي افکار و انديشهها» استفاده شد. در قفسههاي اطلاعات که در دسترسترين امکان براي کارکنان ايجاد ميشوند، انواع کتابچهها، کتابهاي جيبي، کاتالوگ و بروشور، برگههاي لايي و به طور کلي اطلاعات کم حجم و در قطع کوچک قرار داده ميشود تا اعضاء به ميل خود و زمانهاي دلخواه، آنها را برداشته و براي مطالعه با خودببرند. معمولاً در بالاي اين قفسهها عبارتي همچون «براي مطالعه انتخاب کنيد» نوشته ميشود تا اعضاء به ميل خود نشريات دلخواهشان را انتخاب کنند.
٨- راهاندازي «بانک اطلاعات»
تشکيل «بانک اطلاعات» از جمله فنون مهم روابط عمومي است که براي پيشبرد بسياري از امور روابط عمومي، اهميت بسيار زيادي دارد. منظور از بانک اطلاعات، نگهداري منظم مجموعهاي از اطلاعات مورد نياز، بنيادي و اساسي روابط عمومي به صورت پردازش شده و با طبقهبندي خاص است که در مقاطع و در وضعيتهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرد. در «بانک اطلاعات روابط عمومي» وجود اطلاعات زير ضرورت دارد:
١- اطلاعات مربوط به تاريخچه، اهداف، سير تطور سياستها، اقدامات و برنامههاي سازمان به طور جامع.
٢- اطلاعات مربوط به اسامي و شماره تماس کارشناساني که روابط عمومي ميتواند براي مصاحبه با رسانهها، برگزاري ميزگردها، انجام سخنرانيها و... از آنان استفاده کند.
٣- اطلاعات مربوط به موضوعهايي که روابط عمومي ميتواند در مقاطع مختلف از آنها براي تهيه خبر، گزارش، مقاله و... استفاده کند.
٤- اطلاعات مربوط به موضوعهايي که روابط عمومي تواند با ارسال مستمر اطلاعات مربوط به سازمان به آنان، از «واسطههاي ارتباطي» مؤثر و توانمندي براي ارتباط با توده مردم بهرهمند شود
٥- اطلاعات مربوطه به اسامي مسئولان سازمان و اسامي سازمانهايي که روابط عمومي ميتواند در ارتباطات سازماني و درون سازماني خود از آنها بهرهمند شود
البته به غير از اطلاعات ياد شده، ساير اطلاعات نيز ميتوانند در بانک اطلاعات روابط عمومي تهيه شوند و در مواقع ضرروي مورد استفاده قرار گيرند.
٩- آرشيو تخصصي
راهاندازي و تشکيل «آرشيو تخصصي» در روابط عمومي، از جمله فنوني است که آمادگي روابط عمومي را براي سرعت بخشيدن به انجام امور دوچندان ميکند و امکان حفظ مستندات آن را فراهم ميآورد. منظور از «آرشيو تخصصي»، محلي است که توليدات روابط عمومي همراه با توليدات تخصصي مورد نياز روابط عمومي براساس اصولي علمي اطلاعرساني و آرشيو در آنجا نگهداري ميشود.
در آرشيو تخصصي، معمولاً انواع انتشارات، فيلمهاي توليدي، عکسهاي مسئولان و طرحهاي سازمان، اسلايد، کتابْ، کتابچه و نشريات ادواري مورد نياز نگهداري ميشود.
آرشيو فعال به عنوان نبض روابط عمومي عمل ميکند و ميتواند نقش مهمي در پيشبرد امور داشته باشد.
10- نظام پيشنهادها
«نظام پيشنهادها» يکي ديگر از فنوني است که روابط عمومي ميتواند از آن در کار «اطلاعيابي» بهرهبرداري مناسبي را به عمل آورد. در واقع اين فن، جايگزين صندوق پيشنهادها و شکايتهاي اعضاء ميشود که در حال حاضر، يک شيوه بسيار کهنه و با کارايي بسيار کم ارزيابي ميشود.
در «نظام پيشنهادها» براساس نياز سازمان و نيز به طور آزاد، برگهاي پيشنهاد طراحي شده و در مکانهاي پر رفت و آمد سازمان قرارداده ميشود تا اعضاء هر وقت که بخواهند با تکميل آن، پيشنهاد خود را به طور مکتوب ارايه دهند. از نظر ساختاري نظام پيشنهادها، وجود «دبيرخانه» و «ستاد اجرايي» که کار بررسي پيشنهادها و امور اجرايي نظام را بر عهده ميگيرد، ضروري است. همچنين يک «ستاد مرکزي» نيز با حضور بالاترين مقام سازمان، نمايندگان اعضاء، دو نفر از اعضاي ستاد اجرايي و معاون اداري-مالي سازمان تشکيل ميشود تا ضمن تصويب نهايي تصميمگيريهاي ستاد اجرايي، آنها را براي اجرا ابلاغ کنند.
با اجراي نظام پيشنهادها، انبوهي از ايدهها و نظرهاي اعضاء به صورت رايگان ، سازمان را از پشتوانه فکري قوي و انبوه بهرهمند ميسازد و آثار بسياري همچون تقويت حس مشارکت و احترام به خود در بين اعضاء را نيز در پي دارد.
در نظام پيشنهادها، از کليه پيشنهادهاي اعضاء استقبال ميشود و به پيشنهادهاي غيرقابل قبول به طور مکتوب و با تقدير و تشکر پاسخ منطقي داده ميشود به پيشنهادهاي مناسب نيز براساس درجه اهميت جوايز مناسب تعلق ميگيرد.
بايد خاطرنشان ساخت کار بررسي پيشنهادها در کميته اجرايي نظام پيشنهادها، از طريق گروههاي کارشناسي صورت ميگيرد که اين گروهها براساس موضوعهاي فعاليتي سازمان شکل ميگيرد.
روابط عمومي ميتواند در پايان هر سال به صاحبان بهترين پيشنهادها، در مراسمي با حضور مسئولان سازمان، پيشنهاد دهندگان و خانوادههاي آنها، جوايزي را تقديم کنند.
همچنين، انتشار «کتاب پيشنهادها» ميتواند در تکميل کار پيشنهادگيري، آثار مناسبي را برجاي بگذارد.
11- گزارش اداري
تهيه و تنظيم گزارش اداري از جمله فنوني است که در روابط عمومي کاربرد بسياري دارد، به گونهاي که اکثر امور تحقيقاتي، افکارسنجي، طرحها و اقدامات روابط عمومي ميتواند در قالب «گزارش اداري» به اطلاع مديران برسد.
يک گزارش اداري خوب، امکان آن را به مدير ميدهد تا در فرصت اندکي با مهمترين بخشهاي گزارش آشنا شود. در تهيه گزارش اداري، برداشتن چهار قدم شامل انديشيدن در پيرامون موضوع گزارش، تهيه نقشه يا طرح گزارش، گردآوري اطلاعات (تحقيق)، تهيه پيشنويس گزارش و کنترل، ضروري است گزارش نويس بايد سعي کند تا گزارش، ويژگيهايي همچون ارايه اطلاعات کافي و واقعي، سبک رسا و مناسب، ايجاز، هدف معين، سازماندهي مناسب و روشن، کوتاهي و سادگي را داشته باشد.
زماني که ميخواهيد گزارشي را تهيه کنيد، دو نکته ضروري را در نظر بگيريد:
١- سازماندهي گزارش: در سازماندهي گزارش، ميبايد به سازماندهي شکل و محتوا تواماً توجه داشت. گزارش اداري از نظر شکل بر سه قسمت تقسيم ميشود:
الف – بخش مقدماتي، شامل جلد، صفحه عنوان، شناسنامه، پيشگفتار، فهرست مطالب و فهرست ضمايم.
ب – بخش اصلي، شامل مقدمه، متن و نتيجه.
ج – بخش پاياني (مراجعه)، شامل ضمايم، واژهنامه، نام و فهرست منابع و مأخذ.
توجه کنيد در مقدمه گزارش، بيان هدف، طرح ضرورتهاي تهيه گزارش، بيان شيوه يا شيوههاي جمعآوري اطلاعات، بيان گرههاي ناگشوده و بيان اهداف گزارش لازم است. در متن گزارش اداري نيز بررسي دقيق موضوع بيان سير تاريخي موضوع، ذکر نکات مثبت گزارش و بيان نکات رها شده در گزارش همراه با ارايه نتايج آن ضرورت دارد.
اما از نظر محتوايي، گزارش بايد وضع مناسبي را داشته باشد. بهترين ابزار براي اين کار، گردآوري اطلاعات صحيح از راه شنيدن، ديدن و مطالعه کردن است. يک گزارش خوب از نظر محتوايي بايد جامع، منظم، روشن و رسا و در «طرح اهداف» گزارش کارآمد و مبنايي مناسب را براي تصميمگيري مديريت ارايه بدهد.
کارشناسان روابط عمومي چهار نوع گزارش اداري را پيوسته تهيه ميکنند. يک نوع از اين گزارشها، «گزارش دورهاي» است. منظور از «گزارش دورهاي» گزارشي است که حاوي اطلاعات معمولي روزمره هستند و در فاصلههاي زماني معين تهيه ميشوند. مثل گزارش ماهانه.
گونه د يگر از گزارشهاي اداري، «گزارش پيشرفت» است. اين نوع گزارش براي نشان دادن پيشرفت امور در مواقع لازم تهيه ميشود و هدف آن، مقايسه پيشرفت امور سازمان با برنامههاست. سومين نوع گزارش اداري، «گزارش آزمايش» است. اين نوع گزارش، وضعيت و موقعيت گذشته وفعلي سازمان را تجزيه و تحليل ميکند تا براساس آن براساس آينده برنامهريزي شود. بالاخره «گزارش توصيهاي» را بايد نام برد که بر مبناي سه نوع گزارش قبلي تهيه ميشود و شامل توصيههاي مختلف براي بهبود اجراي برنامههاي سازمان است. يک توصيه کاربردي بسيار مهم در روابط عمومي براي تهيه گزارش اداري، تهيه «نامه گزارش» است. «نامه گزارش»، وسيلهاي است که در فرصت اندک، نکات اصلي گزارش را در اختيار مدير قرار ميدهد و گزارش را از خطر بيتوجهي مدير به سبب کمبود وقت دور ميسازد.
١٢- تريبون آزاد اعضاء
«تريبون آزاد اعضاء» يکي از فنون روابط عمومي است که از آن در بخش ارتباطات مردمي بهرهبرداري ميشود. اين تريبون، فرصتي را به دست ميدهد تا اعضاء فعالانه در يک فضاي ارتباطي آزاد درباره موضوعهاي مورد نظر با مسئولان سازمان به گفت و شنود بپردازند. در واقع، منظور از تريبون آزاد اين است که روابط عمومي ابتدا با صدور اطلاعيهاي اعلام ميکند که تني چند از مسئولان سازمان (اين مسئولان با نام و عنوان شغلي مشخص ميشوند) در يک روز معين با حضور در اتاق کنفرانس به پرسشهاي نمايندگان اعضاء (يا اعضاء داوطلب) پاسخ ميدهند. همچنين از اعضاء داوطلب دعوت ميکند در صورت تمايل، براي حضور در جلسه ثبت نام کنند.
در روز برگزاري جلسه، پس از حضور مسئولان مورد نظر و اعضاء داوطلب که تعداد آنان براساس زمان جلسه تعيين ميشود، از بين اعضاء و به راي خود آنان، يکنفر به عنوان دبير جلسه انتخاب و هدايت جلسه به عهده او گذاشته ميشود. با انتخاب دبير، روابط عمومي و هيچيک از مسئولان حق دخالت در برگزاري جلسه را ندارند و دبير جلسه به ترتيب به کارکنان فرصت ميدهد تا نظرهاي خود را اظهار کنند و هر يک از مسئولان پاسخ لازم را ارايه دهند.
روابط عمومي ميتواند افزون بر ضبط تصويري برنامه، محتواي مباحث جلسه را در قالب يک گزارش اداري در اختيار مديريت قرار دهد. نبايد فراموش کرد حتي ضبط برنامه و تهيه گزارش از جلسه بايد با کسب اجازه از اعضاء حاضر باشد. ضمن اينکه موضوع جلسه ميتواند آزاد باشد، يا از طرف اعضاء حاضر مشخص شود و يا روابط عمومي آن را اعلام کند. «تريبون آزاد» آثار مهمي را بويژه از طريق ارتباطات ميانفردي در بين کارکنان برجاي ميگذارد و حس توجه و احترام را در آنان تقويت ميکند و به مسئولان و اعضاء فرصت ميدهد تا به صورت چهره به چهره در جريان آرا و ديدگاههاي يکديگر قرار گيرند.
13- برنامه ريزي براي «رهبران فکري»
يکي از فنون مهم براي پيشبرد امور روابط عمومي «برنامهريزي براي رهبران فکري» است. منظور از «رهبران فکري» افرادي هستند که نقش محرم و رابط را بين وسايل ارتباط جمعي و مردم بازي ميکنند. در واقع چرخه پيام از روابط عمومي به مردم به اين شکل است که پيام روابط عمومي در اختيار رسانهها قرار ميگيرد و پيام رسانهها به رهبران يا راهنمايان فکري ميرسد و در مرحله سوم، رهبران فکري، پيام را ميان اطرافيان خود پخش ميکنند.
از وظايف مهم روابط عمومي، شناسايي اين افراد است، اگرچه شناسايي جملگي اين افراد با توجه به گسترده بودن جامعه، وظيفهاي دشوار به نظر ميرسد، با اين وصف ميتوان قلمزنان در مطبوعات، نخبگان، صاحبان کسوت، افراد با نفوذ، ريش سفيدان، استادان و شخصيتهاي برجسته فرهنگي، مذهبي، ورزشي، سياسي و اجتماعي را در زمره رهبران فکري قرار داد.
پس از شناسايي رهبران فکري به ويژه آن گروه از رهبران فکري که از نظر نوع فعاليت و نحوه تفکر، ميتوانند در چرخه پيامرساني سازمان مؤثر واقع شوند، بايد فهرست کاملي از آنان را تهيه کرد. سپس بايد ترتيبي داد تا آنان به طور مستمر و منظم تغذيه اطلاعاتي شوند. ارسال نشريات موردي و ادواري سازمان، دعوت از آنان براي حضور در گردهماييها، جلسات سخنراني، افتتاحيهها و مراسم، سنجش ديدگاههاي آنان و ترتيب دادن جلسات گفت و گو بين مسئولان سازمان با آنان ميتواند راهکارهايي براي هدايت رهبران فکري باشد.
١٤- انتشار کتاب و کتابچه
«انتشار کتاب» يک فن رايج در فعاليتهاي روابط عمومي است. کتاب از جمله نشريات موردي است که در مواقع ضروري، نسبت به انتشار آن اقدام ميشود. به طور کلي، روابط عمومي يک سازمان، هنگامي که بخواهد براي پيامي ارزش و اهميت عمدهاي قايل شود و به نوشتهها و عکسها عمر طولانيتر ببخشد، چنانچه حجم مطالب ايجاب کنند، اقدام به انتشار کتاب ميکند. حجم کتاب معمولاً بايد بيشتراز حجم کتابچه باشد. کتابچه مجموعه دوخته شده و يا تا شده متشکل از هشت برگ يا بيشتر است و نوشته آن همراه با عکس، نمودار و جدول عرضه ميشود که بيشتر اوقات در قطع جيبي و يا پالتويي چاپ ميشود و داراي جلد است.
محتواي کتاب بايد به زبان ساده، با پرهيز از کاربرد اصطلاحات تخصصي (مگر با ذکر توضيح کامل) متناسب با آگاهيهاي مخاطب مورد نظر، کوتاه و جذاب تهيه شود.
قطع کتاب نيز از جمله مواردي است که در انتشار کتاب بايد مورد توجه قرار گيرد. از معروفترين قطعهاي رايج کتاب در ايران ميتوان به قطع وزير (٥/١٦×٢٤ سانتيمتر)، قطع جيبي (١١×١٦ سانتيمتر)، قطع پالتويي (١٢×٢٠ سانتيمتر)، قطع رحلي (٢١×٢٨ سانتيمتر) و قطع خشتي (١٩×٢٢ سانتيمتر) اشاره کرد.
بر کنار از قطع کتاب، بايد به اجزاي کتاب اشاره کرد. اجزاي کتاب شامل واحدهاي پيش از متن (جلد، صفح عنوان با سال انتشار، صفحه شناسنامه، صفحه تقويم نامه، صفحه سفيد، صفحه پيشگفتار مولف، صفحه قدرداني، صفحه فهرست و صفحه مقدمه)، متن و واحدهاي پس از متن که شامل پيوستها (واژهنامه، کتاب نامه، فهرست راهنما و نام نامه) است.
روابط عمومي پس از تهيه محتواي مناسب، تعيين قطع کتاب، تهيه طرحها، عکسها، جدولها و نمودارها بايد در زمان صفحهبندي کتاب با يک طراح مشورت کند و پس از آن، عمليات ليتوگرافي و چاپ را با گماردن يک فرد آگاه به امور فني چاپ تحت عنوان ناظر چاپ صورت دهد. بلافاصله پس از چاپ کتاب، روابط عمومي بايد با تهيه ليست افرادي که لازم است کتاب را دريافت کنند، در اسرع وقت نسبت به توزيع آن اقدام کند. اهميت اين مرحله به هيچ وجه کمتر از مرحله توليد کتاب نيست.
١٥- راهاندازي «روزنامه ديواري اعضاء»
يکي از فنوني که ميتواند در بخش «روابط عمومي داخلي» مد نظر قرار گيرد، راهاندازي روزنامه ديواري اعضاء است. اين فن، يکي از راههاي واداشتن اعضاء به نوشتن و مشارکت در کارها و توليد اطلاعات هنري است. براي اين منظور، بايد تابلوي مناسبي را در نظر گرفت و آن را به قسمتهاي مختلفي که بايد از هم تفکيک شوند، تقسيم کرد.
در مرحله بعد، مسئول روزنامه ديواري، بايد اول وقت هر روز، پس از دريافت مطالب مختلف از اعضاء آنها را گزينش و پردازش کرده به نام ارايه دهنده در روزنامه ديواري نصب کند. براي مثال، عناويني مثل «پيشنهاد براي بهبود امور جاري سازمان» و يا اظهارنظر درباره «مهمترين وظيفه سازمان» ميتوانند در رشد فکري اعضاء مؤثر واقع شوند. اگر شما از اين فن استفاده کرديد، توصيه ميشود در پايان هر ماه، ضمن تقدير کتبي از کليه افرادي که به روزنامه ديواري مطلب دادهاند، نويسندگان مطالب برتر را در روزنامه ديواري معرفي و جوايزي به آنان اعطا کنيد. همچنين اختصاصي دادن يکي از عناوين روزنامه ديواري به خلاقيتهاي فرزندان اعضا ميتواند مشارکت افراد خانواده اعضاء را نيز جلب کند.
16- برگزاري مراسم
برگزاري مراسم در مناسبتهاي مختلف، از فنون متداول در روابط عمومي است. مناسبت ميتواند درون و يا برون سازماني باشد. براي اين منظور يکي از کارهاي مهم در روابط عمومي تهيه «جدول مناسبتهاي» درون سازماني و برون سازماني مهم است.
پس از آن روابط عمومي بايد به برنامهريزي مراسم اقدام بکند و در تقويم مشخص، مراسم مورد نظر خود را براي مناسبت مشخص کند. توجه داشته باشيد که شما براي مناسبتي، ميتوانيد فهرستي از فنون روابط عمومي را منظور کنيد تا بتوانيد آن مناسبت را به شکلي با شکوه، گرامي داريد. براي مثال، پارچه نويسي، ايراد سخنراني، برپايي نمايشگاه، برگزاري مسابقه، برگزاري کنفرانس خبري، چاپ پوستر يا بروشور و... ميتوانند در بزرگداشت يک مناسبت مهم درون سازماني مورد توجه قرار بگيرند. يکي از اقدامات مهم در روابط عمومي براي برگزاري هر چه بهتر مراسم گراميداشت مناسبتها، تشکيل دبيرخانه دايمي مناسبتها و مراسم است که از طريق آن ضمن درگير ساختن ساير بخشهاي سازمان در برگزاري مراسم، هماهنگيهاي لازم نيز به عمل آيد.
17- برگزاري همايش
برگزاري همايش، از جمله فنوني است که در روابط عمومي به منظور آموزش، تبادل نظر و اطلاعرساني مورد استفاده قرار ميگيرد. همايش به تجمعي گفته ميشود که در آن روشهاي جديد در هر موضوعي مورد مطالعه قرار ميگيرد و بهترين و آسانترين راهها براي ارتقاي کيفي امور برگزيده ميشود. از جمله اقدامات روابط عمومي براي برگزاري همايش پيش از برگزاري آن، شامل تعيين عنوان، اهداف، تشکيل ستاد برگزاري و گروههاي کاري، تعيين زمان مدت همايش، طراحي مکان، دعوت از مدعوين و سخنرانان و تعيين افراد توانمند براي تهيه قطعنامه نهايي همايش در گروه تدوين قطعنامه است.
تشکيل يک ستاد خبري ويژه براي همايش نيز از جمله کارهايي است که ميتواند پوشش خبري مناسب همايش را به دنبال داشته باشد.
همايش ميتواند گونههاي مختلفي داشته باشد که از جمله آنها ميتوان به کنفرانس، کنگره، سمپوزيوم و سمينار اشاره کرد که نوع آن ار بيشتر در روابط عمومي کاربرد دارد.
1٨- انتشار بولتن
انتشار «بولتن» يکي از ديگر از فنون روابط عمومي است که در روابط عمومي کاربرد بيشتري در مقايسه با نشريه داخلي دارد. «بولتن» نشريهاي است که به وسيله دستگاههاي دولتي در زمينههاي خبري، آموزشي، فني، تخصصي و نظاير آن، که مرتبط با وظايف قانوني و در محدوده فعاليت آنهاست، به منظور ارتقاي سطح آگاهي اعضاء همان دستگاه و مسئولان ديگر دستگاهها در تعداد محدود، فواصل زماني معين، با چاپ يکرنگ و به طور رايگان منتشر و توزيع ميشود.
براي انتشار بولتن در يک سازمان، بايد طبق ماده ١٥ آييننامه قانون مطبوعات، نسبت به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام گردد. مطالب و اخبار بولتن بايد به طور عمده درباره اهداف و شرح وظايف مرکز درخواست کننده و فقط براي استفاده اعضاء باشد. همچنين تعداد صفحات بولتن نبايد از ٤٨ صفحه تجاوز کند و داراي چاپ ساده و حداکثر دو رنگ براي جلد باشد. در صورتي که بولتن علمي باشد، ميبايد از کميسيون بررسي نشريات علمي وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالي مجوز علمي دريافت شود.
19- مجله ويديويي
مجله ويديويي از فنون جديدي است که اخيراً استفاده از آن در روابط عموميها مورد توجه قرار گرفته است. در اين فن، کاربردهاي ويديو از نمايش فيلم براي اعضاء، ضبط تصويري برنامهها و مراسم، نمايش تصويري فعاليتها، آموزش و بخش همزمان برنامه با استفاده از تلويزيون مدار بسته فراتر رفته است و استفاده جديدي از آن به عمل ميآيد. براين اساس، اهم اخبار و فعاليتهاي تصويري مربوط به سازمان در طول يک زمان معين مثل هفته يا ماه به صورت برنامه تصويري کوتاه همراه با گفتار لازم تهيه ميشود و در محيط پر رفت و آمد سازمان مثل سالن اجتماعات يا طبقه همکف در معرض ديد اعضاء قرار ميگيرد.
٢٠- راهنمايي ارباب رجوع و تابلو راهنما
راهنمايي صحيح و اصولي ارباب رجوع از وظايف بسيار مهم روابط عمومي است که ميتواند نقش بارزي را در جلب رضايت ارباب رجوع ايفا کند. براي اين منظور نصب «تابلو راهنما» در ورودي سازمان از جمله فنوني است که به خدمت گرفته ميشود. تابلو راهنما بايد نشانگر وضعيت استقرار واحدهاي مختلف سازمان، از نظر طبقه اتاق باشد. ضمن اينکه در هر طبقه نيز بايد تابلو راهنماي طبقه که معرف شماره اتاق واحدهاي مستقر در طبقه باشد، نصب شود.
براي راهنمايي بهتر ارباب رجوع صرفا نصب تابلوي راهنما کافي نيست، بلکه استقرار بخشي به نام «اطلاعات مراجعان» در مبادي سازمان که با استفاده از رايانه و با مسئوليت افراد آگاه و خوش برخورد، بتواند بعضي از اطلاعات عمومي را در اختيار مراجعان قرار دهد، ضروري است. همچنين در سالن يا اتاقهايي که افراد و مسئولان مختلف استقرار مييابند، مشخص کردن نام و مسئوليت افراد از طريق «برگ نما» براي هدايت و سهولت کار مخاطب يا ارباب رجوع ضروري به نظر ميرسد. روابط عمومي يک سازمان بايد تلاش کند تا اطلاعات تابلوهاي راهنماي مادر و طبقات پيوسته به هنگام شود.
٢١- سفر تبليغاتي
«سفر تبليغاتي» يا برنامه بازديد از طرحها، اقدامات، توليدات و دستاوردهاي يك سازمان از جمله فنوني است كه درصدد است تا «مخاطبان مطلوب» را از نزديك با دستاوردها و اقدامات سازمان آشنا سازد و در آنان باور عيني نسبت به پيشرفتهاي سازمان ايجاد كند. در برنامهريزي سفرهاي بازديد از طرحها و اقدامات، روابط عمومي بايد افزون بر فهرست كردن طرحهايي كه قابليت بازديد را دارند، فهرست افراد و گروههايي كه بازديد آنان از طرحها ميتواند اثربخشي بيشتري را در پي داشته باشد، تهيه كند. دعوت از رهبران فكري، خبرنگاران رسانهها و جمعي از هريك از قشرهاي جامعه مثل قشر كارمندي، كارگري، دانشآموزي، دانشجويي و ... ارايه تعهدات براي بازديد آنان از طرحها و دستاوردهاي سازمان، ميتواند سازمان و پيشرفتهاي آن را به خوبي به مردم معرفي كند.
در برنامههاي بازديد، پذيرايي از بازديدكنندگان، اطلاعرساني دقيق به آنان، توضيح كامل جزييات موارد قابل بازديد و توزيع نشريات سازمان در بين آنان حايز اهميت است.
روابط عمومي يك سازمان بايد تقويم سفرهاي تبليغاتي خود را با مشخصاتي شامل عناوين پروژههاي قابل بازديد، زمان بازديد، تركيب بازديدكنندگان، برنامههاي جنبي بازديد و اهداف هريك تهيه و به عنوان يك جزء از «برنامه عمل سالانه» منظور كند.
نكته آخر در اين باره، تاييد بر فشرده نبودن برنامة بازديد است؛ به همين سبب اكتفا به حداقل پروژهها براي بازديد، پيشبيني جنبي با گرايش تفريحي و احياناً دادن هداياي تبليغاتي به بازديدكنندگان لازم است كه مورد توجه قرار گيرند تا براي بازديدكنندگان جاذبه بيشتري ايجاد شود.
٢٢- انتشار بروشور
انتشار بروشور يكي ديگر از فنون روابط عمومي در بخش انتشارات است. بروشور يا دفترچه راهنما، وسيلهاي ارتباطي است كه توضيحاتي دربارة موضوعهاي مشخص ارايه ميكند و به طور رايگان به مخاطبان عرضه ميشود. شما بايد بدانيد كه در تنظيم متن بروشور، انتخاب عنوان كلي بروشور، ذكر مقدمه و متن اصلي حايز اهميت هستند. در متن بروشور، شرح موضوع و در مقدمه، هدف و علت انتشار بروشور و در روي جلد آن افزون بر طرح يا عكس، عنوان بروشور، تاريخ انتشار و نام ناشر درج ميشود.
در تعيين شكل و محتواي بروشور، هدف از انتشار بروشور و مخاطبان آن، تعيين كننده هستند.
در نوشتن متن بروشور، توجه به آغاز و گسترش موضوع نوشته از مهم به كم اهميت و از ساده به مشكل، سادگي و رواني مطالب، پرهيز از كاربرد واژههاي تخصصي (مگر با توضيح كامل)، كوتاهي و اختصار و استفاده از تيترهاي متعدد همراه با نمودار، جدول، عكس و طرح ضروري است. به طور كلي ميتوان بروشورها را به دو دسته تقسيم كرد:
الف. بروشورهايي كه با هدف معرفي كلي يك سازمان به مخاطبان تهيه و درواقع شناسنامه موسسه تلقي ميشوند. بهتر است در اين بروشور علاوه بر درج تاريخچه، اهداف، وظايف، عملكرد و برنامههاي سازمان شماره تلفن موسسه نيز درج شود. در اين نوع بروشورها، از كلي بافي پرهيز كرده، و به بيان نمونههاي ملموس از دستاوردهاي سازمان پرداخت.
تعداد صفحات بروشور از چهار صفحه تا تعداد صفحات موردنظر قابل افزايش است، اما در هر صورت بايد مضربي از چهار را انتخاب كرد.
ب. بروشورهايي كه براي كاربرد خاص منتشر ميشوند مثلاً انتشار بروشور براي ارائه در يك نمايشگاه بينالمللي انتخاب حروف مناسب، استفاده بجا از رنگ، نوع كاغذ و عناصر گرافيكي، نكات ديگري هستند كه اعمال دقت در كاربرد بجا از آنها ميتوان بر جذابيت بروشور اضافه كند.
٢٣- برگهاي لايي
انتشار «برگهاي لايي» از جمله فنوني است كه روابط عمومي ميتواند براي پيشبرد اهداف خود مدنظر داشته باشد. «برگهاي لايي» ميتواند در قطع دستي، پالتويي، جيبي يا مجلهاي منتشر و در لابلاي نشريه داخلي، روزنامهها و همراه با فيش حقوقي اعضاء توزيع شود. در برگهاي لايي بايد مهمترين پيام سازمان براي كاركنان يا مخاطبان برون سازماني درج شود. در اين برگها به سبب كمبود فضا بيشتر مطالب درج ميشود و استفاده از عكس، و نمودار و جدول كنار گذاشته ميشود.
٢٤- پاسخگويي به رسانهها
مطالعه مطالب مندرج در روزنامهها، مجلات و ضبط و كنترل برنامههاي راديويي و تلويزيوني و پاسخگويي به پرسشها، تنوير ابهامات و ارايه توضيحات ضروري و يا به عبارت كليتر، «پاسخگويي به رسانهها» يكي از فنوني است كه روابط عمومي در بخش ارتباط با رسانهها به خدمت ميگيرد. روابط عمومي ميتواند در صورت نياز به پاسخگويي، ضمن پاسخ به مورد مشخص، مطالبي را نيز در كنار آن ارايه دهد. «حق پاسخگويي» براساس اصل 23 قانون مطبوعات به رسميت شناخته شده است و روابط عمومي از زمان درج مطلب نيازمند پاسخگويي، تنها يكماه فرصت دارد تا جوابيه خود را به رسانهها بويژه سانهاي که مطلب مورد نظر در آن به چاپ رسيده ارسال کند ضمن اينکه متن جوابيه نبايد از دو برابر اصل مطلب تجاوز کند و يا در آن به يک شخصيت حقيقي يا حقوقي توهين شود.
توجه داشته باشيد که اگر رسانهاي همراه با جوابيه ارسالي روابط عمومي، مطالب يا توضيحات مجددي را درج کند، حق جوابگويي مجدد براي روابط عمومي محفوظ خواهد ماند.
پاسخهاي روابط عمومي به رسانهها ميتواند به شکل تکذيب، توضيح، اصلاح و يا تأييد باشد. زماني مطلبي تکذيب ميشود که خلاف واقع باشد. ارسال توضيح به رسانهها، زماني صورت ميگيرد که مطلب چاپ يا منعکس شده، ناقص يا مبهم باشد اما اگر در انعکاس بخشي از مطلب اشتباهي صورت گرفته باشد، «اصلاحيه» ارسال ميشود.
تأييد مطلب يا خبر زماني صورت ميگيرد که مطلب درج شده يا منعکس شده با وجود صحت احتمال اثر سويي داشته باشد. در اين صورت، روابط عمومي ميتواند با تأييد خبر مطالب جديدي را مطرح کند و آثار سوء قبلي را از بين ببرد.
زماني که ميخواهيد پاسخ را تنظيم کنيد، دقت کنيد تا شماره روزنامه يا مجله يا نام برنامه، تاريخ انتشار يا پخش آن در (روز-ماه-سال) عنوان مطلب يا برنامه، صفحه سطر و ستون يا ساعت و شبکه منعکس کننده مطلب، به نام فردي که مطلب در پاسخ نوشته يا گفته او ارسال ميشود و نام و مشخصات کامل فرستنده پاسخ را در آن ذکر کنيد.
لحن جوابيه روابط عمومي بايد مثبت و از هرگونه تندروي و گلايه دور باشد. سرعت در ارسال جوابيه براي تنوير افکار عمومي بسيار مهم است و روابط عمومي به محض درج هرگونه مطلب نيازمند توضيح بايد آن را با مسئول ذيربط در ميان گذارد و پس از دريافت توضيحات او، نسبت به تنظيم جوابيه اقدام کند.
توصيه ميشود روابط عمومي ستونهاي ويژهاي که مطبوعات به خوانندگان اختصاص ميدهند و تقريباً جايگاه مشخصي را در مطوبعات دارند و نيز آن دسته از برنامههاي راديويي و تلويزيوني را که پيامهاي مردم را پخش ميکنند، کنترل کنند و با ايجاد ارتباطت با آنها، پاسخهاي خود را در کوتاهترين وقت تنظيم و به اطلاع مردم برسانند.
٢٥- آگهي و گزارش آگهي
آگهي و گزارش (رپرتاژ) فنوني هستند که در روابط عمومي کاربرد بسياري دارند، آگهي، وسيلهاي است که پيام دهنده در ازاي پرداخت وجه، از طريق انتشار آن پيام خود را به مخاطب ميرساند. در تهيه و تنظيم آگهي بايد نکاتي را مد نظر قرار داد. يکي از اين نکات، توجه به «مخاطب آگهي» است. براين اساس است که عنوان آگهي مشخص ميشود. نکته دوم، متن آگهي است که بايد متناسب با موضوع باشد. نکته بعدي روشني و رسايي متن آگهي است و بالاخره، عنوان پيام دهنده و سازمان يا فردي که اقدام به نشر آگهي ميکند، در زير متن آگهي ميآيد. در آگهي، هدف اطلاعرساني است مثل آگهي مناقصه مزايد و...
در مقابل آن در «گزارش آگهي» هدف، تبليغ خدمت، کالا و يا يک فعاليت است. تهيه و تنظيم «گزارش آگهي» به مراتب علميتر از آگهي است. در نگارش گزارش آگهي بايد سعي شود که پيام تبليغي در قالب خير به اطلاع مردم برسد و جنبههاي خبري مطلب برجسته شود. به طور کلي در تنظيم گزارش آگهي توجه به سه نکته زير اهميت دارد.
١- پرهيز از بزرگنمايي خبر: متن گزارش آگهي نبايد شکل آگهي شناخته شده را پيدا نکنند و تأثيرگذاري خود را از دست بدهد.
٢- برجسته سازي جنبههاي خبري: گزارش آگهي در واقع نوعي تبليغ است، ولي در ظاهر شکل خبري دارد. برخلاف آگهي که به طور مستقيم و آشکارا شکل تبليغي دارد.
٣-خوداري از انتخاب شيوه «گزارش آگهي» در زماني که مطلب داراي ارزش خبري است. شيوه تهيه و تنظيم گزارش آگهي همان شيوههاي تهيه گزارش خبري است. با اين تفاوت که در گزارش آگهي تنها جنبههاي مثبت موضوع مدنظر قرار ميگيرد و گهگاه از فرصت نيز استفاده ميشود. ضمن اينکه مطلب با مثالهاي بارز و کلمات ساده و بيپيرايه بيان ميشود. بايد سعي کنيد در موارد نادر و در صورتي که امکان انعکاس مطلب را از راههاي ديگر نداريد، به نگارش آگهي متوسل شويد. زيرا زماني که مطلب شما داراي ارزش خبري است ميتواند به شکل خبر انعکاس يايد و نبايد به سراغ «گزارش آگهي» برويد.
وظایف روابط عمومی در موقعیت بحران
بحرانها به عنوان تهدیدی برای نقش یک سازمان تلقی میشوند که در این حالت یکی از اهداف مدیریت بحران حمایت و یا ترمیم و نقش سازمان در بحران است.
«ناپلئون بناپارت» میگوید: «حکومت را میتوان با زور و سرنیزه به دست آورد، اما برای حفظ آن ناچار باید به افکار عمومی تأکید کرد.»
این جمله معروف «ناپلئون» اهمیت فوقالعاده افکار عمومی را میرساند که در واقع افکار عمومی از لشکر و حشم قدرتمندتر و نگهدارنده قدرت و حکومت است. در جهانی که ما آن را با نام دنیای ارتباطات میشناسیم و قدرت وسایل ارتباط جمعی حرف اول را میزند، بدون شک این افکار عمومی است که قدرت را به رسانهها اعطا کرده است. رسانهها امروز ضمن ارتباط با افکار عمومی و نفوذ بر آن قدرت بلامنازعه عصر حاضر را به دست آوردهاند. در دنیای امروز به جز رسانهها و در زیرمجموعه ارتباطات »روابط عمومی« قرار دارد.
روابط عمومی بخشی از سازمانهاست که ارتباط مستقیم با افکار عمومی دارد و در واقع هدف اساسی و ماهیت وجودی روابط عمومی ایجاد، حفظ و تداوم تفاهم با افکار عمومی است. پس لازم است برای نزدیک شدن به این هدف روابط عمومی پاسخگوی سئوالات و ابهامات حاصل شده از سوی افکار عمومی باشد و در راستای تنویر افکار عمومی تلاش کند از این طریق روابط عمومی نیز میتواند راهبر و راهنمای افکار عمومی باشد.
با چنین مقدماتی و اشاره به اینکه قدرت افکار عمومی فوقالعاده است همچنانکه میدانید جریانات و رفتارهای خاصی در جامعه افکار عمومی را وادار میکند تا در مقابل موضوعات سازمانها، ایدئولوژیها و... جهت بگیرد گاهی تغییر جهت افکار عمومی بحران ایجاد میکند. این بحران میتواند از بروز یک شایعه تا تهاجم علنی و برخورد فیزیکی در جامعه خود را نشان بدهد.
«اگر افکار عمومی بتواند یک رئیس جمهور را از کار برکنار کند در آن صورت میتواند در هر برنامه ارتباط کاری، اغتشاش و درهمریختگی به وجود آورد هر چند که حسن نیت داشته باشد.»
بسیاری از این شایعات و ابهامات و هیجانات که افکار عمومی را به دنبال خود میکشاند زاییده حوادث و عدم برنامهریزی هستند و در بیشتر مواقع روابط عمومیها مسئولیت پیدا میکنند که از ارتباط خود با افکار عمومی برای تغییر افکار آنان بهره گیرند. پس اگر اتفاقی افتاد روابط عمومی چه باید انجام دهد. بعضی میگویند روابط عمومی از متن و بطن رویدادها برخاسته است، پس این توانایی را دارد که به سهولت با رویدادها ارتباط برقرار کند. برقراری ارتباط با رویدادها و افکار عمومی کار را آسانتر میکند. پس نباید به حوادث بیتوجهی کرد. بیتوجهی به حادثه یعنی بروز بحران و شناسایی حوادث بحرانزا و اولویتبندی آنها از مهمترین امور است.
شناسایی بحرانها، اولویتبندی بحرانها و تدوین چرخه حیات حوادث )تولد، رشد، بلوغ و نزول( از مرحله تهیه بالقوه تا مرحله بحرانزا از جمله امور اساسی روابط عمومی است.
به طور کلی رویدادهای غیرمترقبه به دو گروه عمده تقسیم میشوند:
الف - رویدادهایی که بیشتر عوامل اجتماعی سبب ایجاد آن میشود، چون جنگ، تصادف و...
ب - رویدادهای طبیعی که حاصل موقعیت طبیعی هستند، چون زلزله، سیل، خشکسالی، فوران آتشفشان و...
با خلاصهای کوتاه و با اعتقاد به این که درست به همان ترتیب و اندازهای که بحران میتواند پیشبینی شود برای مقابله با آن نیز میتوان برنامهریزی کرد. باید یادآور شد که کار اصلی روابط عمومی پیشگیری است، نه درمان. روابط عمومی برای تعیین تکلیف وظایف و تنظیم درست و به روابط عمومی مدیریت امور ستاد بحران موقع آنچه باید انجام شود میتواند سه مرحله را برای بحران مشخص کند:
الف - مرحله قبل از بحران
ب - مرحله حین بحران
ج - مرحله بعد از بحران
الف - مرحله قبل از بحران
اولین گام در مدیریت بحران، شناسایی خطرات است. یکی از راههای شناسایی بحران شناسایی حوادث بحرانزا و اولویتبندی آنهاست.
شناسایی اولویتبندی برنامهریزی
پاسخگویی به پیامهای کذب، آنچه تحریف شده است، آنچه در ابهام است و بسیاری از موضوعات بحرانزا، کار روابط عمومی است و اما متأسفانه بسیاری از کارکنان و واحدهای روابط عمومی تنش میآفرینند. در مواقع بروز تنش و تشنج بر سرعت و هیجان آن میافزایند، زیرا هرگز نمیدانند بررسی و رفع مشکلات بحرانی از کجای روابط عمومی واقع شده است و چه باید بکنند.
ستاد بحران که پاسخگوی شایعات، ابهامات و هیجانات است، زیرمجموعه مدیریت امور و رویدادها است. به طور کلی بحرانهای عینی و ذهنی به چند شکل عمده بروز میکند: حوادث غیرمترقبه، هیجانات، شایعات و... که مجموعهای از انتقادات، شکایات، ابهامات، تحریفات را دربرمیگیرد.
حوادث غیرمترقبه به طور کلی عنوان شد، اما درباره شایعه باید گفت که وسیله انتقال شایعه کلام )شفاهی( است. کارکرد عمده شایعه نیز این است که شایعه سخنچینی و پیشگویی جای هر خلاء اطلاعاتی را پر میکنند.
ابهام + اهمیت = شایعه
هر گاه مسئلهای مهم در جامعه باشد و یا بروز کند، اما نسبت به آنها ابهام و پوشیدگی ایجاد شود و اخبار آن به درستی و صادقانه مطرح نشود، اهمیت و ابهام افکار عمومی را وادار میکند که جوینده حقیقت و اطلاعات باشند، سپس فرصتی ایجاد میشود تا فرصتطلبان و عنادورزان از آن بهره گیرند، اما به طور عمده علت شایعه بیاطلاعی مردمان از وقایع ملموس است.
شکایات یکی دیگر از وضعیتهای بحرانی است که چنانچه به آن پرداخته نشود به شهرت و حسن شهرت یک مؤسسه و تولیدات آن لطمات جدی وارد میشود، اما با اینکه انتقادات و شکایات رایگانترین و درستترین شکل مشاوره است، «شکایت در فرهنگ ما بار مثبتی ندارد و همواره یا از شکایت خود صرف نظر کردهایم و یا آن را با مجادله و دعوا اشتباه گرفتهایم.» در حالیکه «تولیدکننده باید بپذیرد که مشتری حق شکایت دارد و باید گوش شنوایی برای حرفهای او داشته باشد و گمان نکند که کشمکش در بین است.»
«امروزه شکایتگرایی جزئی از کیفیتگرایی است. مصرفکننده و مشتری باید نسبت به آنچه دریافت میکنند حساسیت نشان دهند و بازخور مناسب ارائه دهند، زیرا فرآیند شکایت فرآیندی آموزنده و مثبت است.»
در چنین مواقعی اصل معروف تجارت نباید یادمان برود که: »همیشه حق با مشتری است، حتی اگر حق با او نباشد.« پس نظرات مخاطبان برای کسب شهرت و حسن شهرت باید مورد توجه قرار گیرد و در این راه هزینه کردن ضروری است. عموماً کارشناسان زبده روابط عمومی با دریافت نظرات و پیشنهادات مخاطبان که مجموعهای از انتقادات و راهنمایی است در جهت عدم بروز بحران برنامهریزی میکنند و بهرههای فراوانی از چنین اطلاعات سرگردانی در جامعه میبرند.
روابط عمومی با ایجاد ستاد بحران در زیرمجموعه مدیریت امور با بهرهگیری از اندیشههای مدیران مرتبط با مردم برنامهها را در راستای اطلاعرسانی به مخاطبان، مشاوره بر مدیریت، ارتباط با مردم و نفوذ بر روی تصمیمات و تصمیمگیران در مواقع بحران تدوین میکند. ستاد بحران موظف است با بهرهگیری از نظرات و پیشنهادات مردمی سنجش کند که سازمان در چه طیفی درست به مدیریت و مطلوبیت از نظر افکار عمومی قرار دارد و درست و به موقع اطلاعرسانی کند. مشاوره درست به مدیریت و سیاستگذاری سازمان بدهد با مردم بجا ارتباط برقرار کند و در تصمیمات مؤثر باشد.
با چنین نگاهی عمدهترین وظایف روابط عمومی در وضعیت بحران عبارت است از:
الف - مشاوره به سیاستگذاری سازمان و مدیریت سازمان
ب - اطلاعرسانی به موقع از کانالهای درست
ج - ارتباط رودررو و مستقیم با مردم که کاملترین و مؤثرترین شکل ارتباط است
د - نفوذ بر روی تصمیمات و مؤثر در تصمیمگیری
اما وقتی روابط عمومی مسئولیت مییابد که تصمیم بسازد، تصمیم بگیرد و به درستی ارتباط برقرار کند و اطلاعات درست انتشار دهد، میبایست اطلاعات در اختیار داشته باشد و پیش زمینههای آن را ایجاد کرده باشد.
الف - ایجاد بانک اطلاعات
در مواقع آرامش و قبل از بروز بحران میتوان در زمان بحران ما را در تصمیمگیری درست و سریع یاری کند. به این ترتیب که قبل از بروز بحران واحدهای کمکی را شناسایی کرده باشیم، آدرس، تلفن، فاکس، مسئولان و محل واحدهای کمکی و به خصوص واحدهای کمکی لازم برای حوادث و رویدادهای غیرمترقبه همچون آتشنشانی، بیمارستانهای محلی، هلالاحمر را شناسایی کرده باشیم. تهیه بریده جراید از حوادث قبلی که همیشه به روز باشد از منطقه، کشور و جهان میتواند ما را در پاسخگویی یاری رساند.
ب - آموزش و پژوهش
آموزش مصاحبههای تلویزیونی، رادیویی، تلفنی و کنفرانس مطبوعاتی برای مدیران ارشد و مدیران محلی درباره حساسیت خبرها و مصاحبه در موقعیت بحران بخشی از سنگینی بار روابط عمومی را کم میکند، آنان باید بدانند چگونه، چقدر و چه اطلاعاتی به خبرنگاران ارائه کنند و از حقیقتگویی ترس نداشته باشند.
آموزش خبرنگاران و آشنایی آنان با کاستیها و قوتهای سازمان بخشی از مشکلات را رفع میکند، تحلیل تمایلات و خواستهها و نظرات و پیشنهادات مردم درباره عملکرد سازمان برای برنامهریزی و تصمیمگیری فوقالعاده مهم است.آموزش کمکهای اولیه برای نیروی انسانی که ممکن است از موقعیت رویدادها و حوادث غیرمترقبه قرار دارند میتواند ما را آمادهتر داشته باشد. نظرسنجی برای بررسی وضعیت موجود و جلوگیری از بروز بحران یا کاهش شدت بحران یکی از تکنیکهای روابط عمومی در مرحله قبل از بحران است. به هر حال بحرانهای عمده تکنیکهای خود را میطلبد که باید شناسایی شوند و برنامهریزی مناسب آن انجام شود که تنها به گوشهای از آن اشاره شد.
ب - مرحله حین بحران
با بروز بحران کار عمده روابط آغاز میشود. شایعات و اخبار دروغ و یا اشتباه، کار روابط عمومی را سخت میکند. «قانون بسیار مهم ارتباطات در وضعیت بحرانی: 1 - به همه آن را بگو 2 - زود بگو 3 - با صداقت بگو»
رسانههای بخش عمدهای از کار را به عهده دارند، پس باید برای جلوگیری از اخبار اشتباه و احیاناً دروغ همکاری با رسانهها را به سرعت آغاز کرد. در این میان استفاده از رادیو را بعضی از کارشناسان جدیتر مصاحبه کردهاند.
از نکات مهم دیگر اینکه »در وضعیت بحرانی روزنامهنگاران در ارائه مطالب خود تحت فشار بسیار شدیدی هستند، اگر شما اطلاعات مورد نیاز آنها را در اختیارشان نگذارید یا اگر تغذیه اطلاعاتی آنان با سرعت کافی انجام نگیرد، آنها به منابع دیگر برای دریافت اطلاعات لازم متکی میشوند که ممکن است از درستی و صحت کافی برخوردار نباشد.«
در چنین مواقعی تحریف اشکال متفاوتی پیدا میکند. دکتر «علی اسدی» میگوید: »متون تحریف طیف وسیعی از دروغ تا کتمان حقایق را دربرمیگیرد. تحریف میتواند به شکل متهم کردن مخالفان باشد. میتواند تعریف از طرفداران خود و بزرگ کردن امتیازات آنها باشد، به علاوه ممکن است تحریف در اطلاعات آماری باشد یا غیرآماری مثل مخدوش کردن اطلاعات، حذف برخی از اطلاعات به طور کلی اطلاعات داده شده یکسویه و به سود مبلغ باشد.«(26)
1 - بایکوت یا کتمان کردن اطلاعات و اخبار 2 - بزرگ کردن دوستان و بایکوت مخالفان 3 - ارائه آمار ناقص، مبهم و مجهول 4 - برجستهسازی موارد کماهمیت 5 - نتیجهگیری غیرواقعی از اخبار درست یا اخبار نادرست 6 - پرداختن به مطالب فرعی و جزئی 7 - تلفیق مطالب پراکنده، غیرمرتبط و نتیجهگیری غیرمنطقی و گفتن بخشی از حقیقت اشکالی از تحریفات هستند.
«تحریف به طور کلی یعنی ارائه اخبار و مطالب به نحوی که مخاطب پی به اصل واقعیت نبرد و یا تصویری نیمه و ناقص از واقعیت به دست آورد که باعث ایجاد کلیشههایی در ذهن گردد که منطبق با واقعیت نباشد.»
شاید یکی از مهمترین راههای جلوگیری از تحریف این باشد که مسئولان روابط عمومی باید همیشه اطلاعات را به موقع در اختیار سازمان و مخاطبان خود قرار دهند تا خبری جعلی چاپ نشود و مجبور به خبر اصلاحی شوند، زیرا خبر جعلی تأثیر بیشتری از خبر اصلاحی دارد و به راستی که ارسال و انعکاس اخبار غلط و دروغ و ناقص خود بحران است. اغلب تابلوهای راهنما، صدور مجوز برای کسانی که حق ورود به منطقه بحران را دارند، انتقال خبرنگاران به محل حادثه، ارسال مکتوب اطلاعات لازم به مدیران در جهت اینکه راهحل را بیابند و از آخرین اتفاقات خبر داشته باشند از جمله اموری است که در حین بحران انجام میگیرد. سمعی و بصری روابط عمومی نیز باید به جدّ نسبت به ثبت و ضبط حوادث کوشا باشد تا در مواقع لازم دلایل مستند در اختیار داشته باشد.
به هر حال «هر دستگاهی که هماهنگی عملیات امداد را در پی هر رویداد غیرمنتظره بر عهده میگیرد، چنانچه از یک روابط عمومی مبتنی بر پایههای علمی مقتدر و مجهز برخوردار باشد میتواند نقش مؤثری در توسعه پایدار ایفا کند.» اما اگر دیده شود یک سازمان در مرکز یک بحران، بیاحتیاط، بیتوجه، گیج، فاقد قدرت در برخورد با مشکل و بحران و بیمیل و ناتوان در فراهم آوردن اطلاعات لازم باشد بحرانی که به شهرتش آسیب رسانده است ادامه خواهد یافت و به شکلی قابل توجه سازمان را با مشکلات مواجه خواهد کرد.
ج - مرحله بعد از بحران
با پایان یافتن بحران، تقدیر از خبرنگاران درستکار و سازمانهایی که روابط عمومی را برای بهبود وضعیت یاری رساندهاند از وظایف روابط عمومیهاست. گزارشی از مجموعه حوادث از ابتدا تا انتها و به روایتهای مختلف، اما شفاف برای مدیران و گزارشگران مطبوعات ارسال میشود.
ارسال گزارشهای صادقانه و به روایات مختلف به رسانهها، اعتماد آنان را به روابط عمومی بیشتر میکند، زیرا باور این است که روابط عمومیها به خصوص در و مواقع بحران پردهپوشی میکنند، پس روابط عمومی با ارسال گزارشها میتواند به گزارشهای بعد از بحران رسانهها کمک کند، زیرا عموماً رسانهها بعد از بحرانها به تفسیر تحلیل و تشریح حادثهها میپردازند.
برای تحلیل و تفسیر آنچه اتفاق افتاده است گزارشگران به مجموعهای از اطلاعات حادثه به روایتهای مختلف و انجام گفتگو کارشناسان و مدیران نیازمند هستند. آنان نیازمند مصاحبه برای پیشگیری وقایع در آینده خواهند و به شما رجوع خواهند کرد، پس باید مدیران از موضوع و احتمال آن مطلع کرد و در تصمیمسازی به مدیران کمک کند تا از مصاحبه کردن طفره نروند.
نتیجهگیری
در حوادث از بین رفته منابع و بیشتر از همه نیروی انسانی به عنوان اصلیترین و باارزشترین منبع و سرمایه عمدهترین بحث است. مخاطبان و کارکنان سازمان جزء منابع انسانی هستند که در ارتباط با رویدادها و بحرانها درباره آنان صحبتی نشد، اما ضروری است که باید در ارتباط با آنان برنامهریزی کرد.
مخاطبان در حیطه مأموریتها ممکن است مریض یا مصدوم شوند و یا ممکن است به طور طبیعی رخت از جهان بربندند. کارکنان نیز در گردونه حوادث در معرض بیماری، مصدومیت و یا مرگ طبیعی و غیرطبیعی واقع هستند که این موارد نیز از زمره موقعیتهای بحران محاسبه میشود. همه موارد ممکن است انفرادی یا دسته جمعی اتفاق بیفتد. بحران منابع شاید عمدهترین بحرانها باشد، زیرا در بطن نیروی انسانی میتواند تمام بحرانها زاییده شود، این اهمیت ارتباطات سازمان را نشان میدهد.
در پایان یادآوری نکاتی ضروری است:
- در عصر اطلاعات که مردم تشنه اطلاعات هستند پنهان کردن اطلاعات اشتباهی مسلم و واضح است، پس لازم است با ارائه اطلاعات به طور شفاف از بروز هر گونه شایعه که به اعتبار و شهرت و حسن شهرت سازمان و تولیدات آن لطمه وارد میکند جلوگیری کنیم.
- دستاندرکاران رسانههای جمعی و صاحبنظران را با عملیات مهم و مفید سازمان آشنا کنیم و از آنان بخواهیم تا از نزدیک کاستیها و قوتهای سازمان را لمس کنند.
- نقاط بحران را شناسایی کرده و در جهت رفع و عدم تشدید آن برنامهریزی و سرمایهگذاری کنیم.
و نهایتاً اینکه اهمیت و ارزش و قدرت اطلاعات را شناسایی و با برنامهریزی دقیق و به کارگیری درست آن و پایداری و حیات مستمر سازمان کمک کنیم.
تهیه و تنظیم : مهدی گرائلی
جامعه براي وصول به كارآمدي نيازمند تعامل بين تشكل هاي مردمي و دولت است و از سوي ديگر انبوه مخاطبان مردمي هر روز نياز به پاسخگويي داشته و سوالات جديدي را در خصوص عملكرد سازمان ها و تشكلات اداري مطرح مي سازند.
برقراري پيوند ميان دولت وملت به عنوان يكي از وظايف روابط عمومي در عصر جهاني شدن قدري متفاوت از گذشته است، گسترش شبكه هاي اطلاع رساني ضرورت شفاف سازي در عملكردها رابيشتر نمايان مي سازد و از سوي ديگر دستگاه هاي اداري براي حفظ و استمرار بقاي خود در شرايط حساس و پر رقيب نيازمند مشاركت، همفكري و همياري توده هاي مردمي براي پيشبرد اهداف خود هستند.
روابط عمومي در عصر جهاني شدن نه تنها بايد جوابگوي سوالات و مسايل ايجاد شده قبلي باشد، بلكه بايستي توان برآورد تغييرات آينده و بلند نظري متناسب در راه كارهاي آتي را نيز براي سازمان متبوع خود با بهره گيري از امكانات متعدد فراهم سازد.
نقش هدايت گرانه روابط عمومي در همسو كردن افكار عمومي با اهداف سازمان مي تواند از چالش ها و بحران ها جلوگيري كند و طبيعي است كه اين مهم جز از طريق دريافت بازخورد ادعا وانعكاس آن به مديريت عالي سازمان جهت تصميم گيري و برنامه ريزي حاصل نمي شود.
بهره گيري از فناوري اطلاعات در حوزه روابط عمومي به عنوان ابزارهايي است كه جهت اثر بخشي در تسريع انجام امور و جلوگيري از مخاطرات بايد به آن توجه جدي شود.
عصر حاضر در حقيقت عصر بي حوصلگي در دريافت اطلاعات است، اگر روابط عمومي هادر انجام اين امر خطيركوتاهي ورزند، مطبو عات و ساير مخاطبان اطلاعات خود را از ساير مبادي دريافت خواهند كرد.
امروزه رشد سريع شبكه هاي ارتباطاتي و افزايش دانش و آگاهي عمومي ايجاب مي كند كه افراد جامعه كه افراد جامعه در اداره امور نقش و دخالت داشته باشند و دولت ها نيز بر اساس رويه هاي دمكراتيك تلاش دارند بستر مشاركت مردم در اين زمينه را فراهم سازند . يكي از نهادهايي كه به مشاركت مدني مردم در تصميم گيري ها كمك شايسته خواهد كرد، روابط عمومي است.
عملكرد اثر بخشي و كارآيي دولت ها نيازمند جديت وتوجه به موضوع پاسخگويي به خواست هاي عمومي جامعه است. شناخت نيازها و ضروت پاسخگويي و تقويت آن در مجموعه مديريت و با توجه به اين كه دولت در عصر جهاني شدن بيشتر به يك نهاد خدمتي گرايش دارد و در حقيقت قدرت خود را از طريق دمكراسي اعمال مي كند، بنابراين تقويت ساختارهاي دمكراتيك و پيوندهاي اجتماعي ميان مردم و دولت ضرورتي اجتناب ناپذير است .و به همين دليل ارايه گزارش هاي لازم از عملكرد بخش هاي مختلف دولت توسط روابط عمومي به شفاف سازي جريان اطلاعات ميان دولت و مردم كمك كرده و با برقراري ارتباط لازم ميان دولت و مملت امكان گسترش خدمات عمومي و بهره گيري از مشاركت مردم در تحقق اهداف سازماني بيشتر ميسر خواهد شد.
روابط عمومي در جهاني كه هم به سمت باز شدن از نظر سيستماتيك مي رود و هم با مهارت و تيز بيني تاثير گذاري مي كند، نيازمند اين است كه علاوه بر توليد اطلاعات به اطلاع رساني آن چنان مبادرت نمايد كه حوزه اي امن براي سازمان و تشكيلات خود به ارمغان آورد.
امروزه و در عصر در جهاني شدن چه بخواهيم و چه نخواهيم بقاي سازمان ها ونهادها در گرو تاييد مردم است، بنابراين ضرورت ايجاب مي كند كه روابط عمومي جهت تاييد اهداف سازماني خود به افكار عمومي با ديده احترام بنگرد تا با جلب رضايت مخاطبان به اهداف خود دست يابد و در حقيقت مي توان گفت بازتاب هاي مردمي سرلوحه اهداف و سياست گذاري هاي موسسه است و طبيعي است عرصه رقابت در ميان سازمان هاي اقتصادي كار روابط عمومي را در هدف گيري مخاطبان و كارزارهاي تبليغاتي و تحليل درست اوضاع بيشتر از گذشته دشوار مي سازد.
و بايد گفت روابط عمومي در عصر جهاني شدن بايستي موازنه اي ميان اطلاعات وارتباطات فراهم سازد و در حقيقت مي توان گفت روابط عمومي در دنياي جديد و عصر جهاني شدن بايستي اين درك را در مجموعه سازماني ايجاد نمايد كه اين عصر فرصتي است كه در آن ارتباطات مبناي امنيت و ثبات هستند.
تهیه و تنظیم :مهدی گرائلی
نقش و اهمیت روابط عمومی در تبلیغات مدرن
مقدمه:
صنعت. تبلیغات. با همه. سوابقی. که. در کشور ما دارد هنوز هم. جوان. و هم. غیر علمی. است.. این.واقعیت. نباید کسی. را بر آشفته. کند که. تبلیغات. در کشور ما در حد سایر فنون. و هنرهای. رسانه.ای. ما(نسبت. به. جهان. رسانه.ها) است.
تبلیغات. در جهان. امروز و در عصر انفجار اطلاعات.، در مراودات. اقتصادی. و فرهنگی. ازجایگاه.علمی. تخصصی. و در ابعادی. وسیع.تر، هنری. برخوردار است.. فرد فعال. در عرصه. تبلیغات. بابهره.گیری.ازعلوم. مختلف. از جمله. روان.شناسی.، جامعه.شناسی. و نیز شناخت. فرهنگ. و آداب. و رسوم. مخاطبان.،می.تواند در عرصه. رقابت.ها، بهترین. و کارآمدترین. شیوه.ها را به. کار گیرد.با تمام. توجهی. که. دنیای. پیشرفته. به. این. امر نشان. می.دهد و درصد بالایی. از هزینه.ها را به. امرتبلیغات. اختصاص. می.دهد، در کشور ما با وجود نیاز حیاتی. به. توسعه. اقتصادی.، این. امر ناشناخته. و موردبی. مهری. قرار گرفته. است.
تعريف روابط عمومي:
روابط عمومي تعاريف گوناگوني دارد اما در يك جمله كوتاه ونسبتاً نزديك به مفهوم ( آينه تمام نماي يك موسسه است.)
بخش بزرگ رسالت روابط عمومي ها ارائه كردن ، نشان دادن وانتشار وپخش فعاليتها وعملكردهاي واقعي دستگاه زيربط به جامعه ، گروه و جمعيتي كه بنحوي با آنها در ارتباط هستند مي باشد .
و در نهايت روابط عمومي عبارتست از ابلاغ اطلاعات واقعي مؤسسه به مخاطبين زيربط و كسب نظريات انها به منظور ايجاد حس تفاهم.
تعريف مفهومي روابط عمومي :
درسال ۱۹۸۷، انجمن روابط عمومي (IPR) تعريفي از روابط عمومي ارايه کرد که هنوز مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين تعريف، روابط عمومي عبارت از تلاش برنامه ريزي شده و مداومي است که به منظور ايجاد و حفظ حسن نيت و شناخت بين سازمان و مخاطبان آن صورت مي گيرد. کلمات"برنامه ريزي شده" و "مداوم" نشان مي دهند که حسن نيت و شناخت، به آساني يا به خودي خود به وجود نمي آيند و در واقع بايد"ايجاد" و "حفظ " شوند و نيز مشخص مي کنند که فعاليت هاي روابط عمومي ، برنامه ريزي شده است و نيز هدف روابط عمومي ، به وجود آوردن حسن نيت و شناخت است و کسب شهرت يا تاييد نيست. در آخرين تعريفي که IPR ارايه کرد، روابط عمومي را عبارت از روشي تلقي کرد که سازمان ها براي حفظ اعتبار؛ محصولات؛ خدمات يا کارکنان خود با هدف دستيابي به شناخت و حمايت در پيش مي گيرند. ظاهرا اين تعريف از تعريف هاي ديگر کامل تر است، زيرا کوتاه بوده و وظيفه روابط عمومي سازمان را( آنچنان که بسياري تصور مي کنند) کسب شهرت نمي داند و به شناخت اهميت مي دهد. براي روابط عمومي واژه ها و مصداق ها و تعابير ديگري نيز به کار برده اند که براي جلوگيري از اتلاف وقت مختصري از آنها بيان مي شود :روابط عمومي مغر متفکر و موتور محرکه و شريان حياتي و دايمي دستگاه است .
روابط عمومي هنر و علم اجتماعي است که درون و برون دستگاه را به هم پيوند مي دهد.روابط عمومي هدف و چگونگي کليد برنامه ها را ترسيم مي کند .روابط عمومي مشاور امين مدير و کليه کارکنان دستگاه است. پس لازم است که مدير و کارکنان صد در صد به وي اعتماد دشته باشند.روابط عمومي آيينه زيبايي هاست . يک اطاق شيشه اي است که از هر طرف آن همه چيز زيبا ديده مي شود.روابط عمومي چشم و چراغ يک دستگاه است. روابط عمومي است که بايد همه چيز را ببيند و همه چيز را نيز زيبا بنماياند .روابط عمومي حافظ منافع دستگاه مربوطه و مردمي است که با آن سر و کار دارند.
تعريف کاربردي روابط عمومي :
مديريت ارتباطات يک سازمان با مخاطبان آن بخش از مسئوليتها و وظايف ارتباطي، مديريت سازمان که از طريق آن مديران مي کوشند براي دستيابي به اهداف سازماني با محيط خود سازگار و هم صدا شده يا در صورت نياز در محيط تغييرات مطلوب ايجاد نموده و شرايط محيط را، به شرط مساعد بودن استمرار بخشند.روابط عمومي عبارت است از تلاش ها و اقداماتي آگاهانه، برنامه ريزي شده و سنجيده ، جهت استقرار و کسب تفاهم متقابل، بين يک سازمان و گروه ههاي مودنظر آن.روابط عمومي عبارتست از تلاش هاي آگاهانه و قانوني به منظور تفاهم و استقرار اعتماد و شناخت متقابل ياعموم که براساس تحقيق علمي و عملي صحيح ومستمر ميسراست.روابط عمومي عبارت است از تلاشهاي مستمر و منطبق با روش هاي علمي و عملي که مديريت سازمان هاي بخش خصوص و دولتي به منظور ايجاد تفاهم و پيدايش حس علاقمندي و تحصيل پشتيباني گروه هايي که سازمان با آنها سرو کار دارد يا فکر مي کند در آينده سرو کار خواهد داشت به عمل مي آورد.روابط عمومي در هر سازمان چشم بينا ، گوش شنوا ، زبان گوياي آن سازمان ، سيستم و پل ارتباطي بين مردم و مسئولين به حساب مي آيد و سازمان را از نظريات انتقادات و خواست هاي مخاطبان آگاه مي سازد تا مديريت سازمان را در اتخاذ تصميم مناسب براي برآوردن نيازهاي مخاطبان ياري رساند و در حقيقت بايد مغز تجزيه و تحليل گر افکار عمومي باشد و بتواند از داده ها پيشنهادهاي سازنده و همسو با افکار عمومي ارائه نمايد. بي شک بي اعتنايي به روابط عمومي عواقب سوء و زيان باري را براي هر تشکيلات به همراه خواهد داشت .روابط عمومي علاوه بر انتقال و انعکاس اخبار بايد از حالت انفعالي به دور باشد و با فعاليت اثربخش خويش زمينه هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي و سياسي را ارتقاء داده و با پويايي و تحرک خاصي تحليلگر مسائل مختلف باشد .
تاريخچه روابط عمومي :
ظهور وپيدايش روابط عمومي از اوائل قرن بيستم ميلادي در كشور آمريكا و چند كشور اروپايي و حدوداً از سال 1320 به بعد در ايران مي باشد .
آقاي ايوي لي پدر روابط عمومي آمريكا و موجد و طراح برنامه هاي نوين روابط عمومي است ، ايشان عقيده داشت كه سياست پرده پوشي مؤسسات علّت عمده سؤ ظن مردم نسبت به آنها مي باشد وي در سال 1906 اولين دفتر روابط عمومي را در نيويرك تاسيس كرد و بيانيه اصول را منتشر كرد .
در ايران در دهه سي ابتدا در شركت نفت و سپس بتدريج در ادارات مختلف كشور دفاتر روابط عمومي فعال گرديد
تعريف تبليغات :
تبليغات جمع تبليغ و به معني ابلاغ و رساندن پيام است .
تبليغات در عمل گاهي مقدس و مشروع تلقي مي شود اين در حالي است كه كاربرد آموزشي و ترويج مطالب اخلاقي ، مذهبي و علمي داشته باشد .
در جايي راهنما و اطلاع رسان محسوب مي گردد اين در موقعي است كه نقش باز گو كننده عقايد گروه،جمعيت و حزب و تشكيلاتي را ايفا كند و يا توضيح دهنده پيشرفتها و كاركردها و اطلاعات واقعي رويدادها و مشخصات صحيح اشياء و كالاهايي باشد .
گاه وازه تبليغات در اذهان عمومي با سوء ظن همراه است اين در مواردي است كه مخاطبين پيام رامشكوك ، ناقص ، دروغ ، مغرضانه مي پندارند و در مقابل آن واكنش منفي نشان مي دهند .
تاريخچه تبليغات:
از همان ابتداي خلقت و اولين تبادل لبخند هاي آدم و حوا ، القائات شيطان به آ دم براي ترغيب وي به خوردن ميوه ممنوعه در بهشت ، حك اولين تصاوير و نقوش و خطوط انسانهاي نخستين بر ديواره هاي غارها و همچنين سخنرانيها ، ترانه ها ، سنگ نبشته ها ، فرامين مشهور تاريخي و نمونه هاي بسياري از اين دست همه به نوعي تجلي و تحرك تبليغي بوده است .
در ابتدا تبليغات به وسيله پيامهاي شفاهي و به طريق چهره به چهره و اقوال كوچه و بازار صورت مي گرفته است . و بعدها كتاب مهمترين وسيله نشر اطلاعات و تبلغ گرديد ، تبليغات مذهبي به وسيله مساجد ، منابر و مناره ها و گلدسته ها ، كليسا ها ، معابد و مدرسه و كتاب انجام گرفت . پيشرفت علوم و صنايع و هنر و ادبيات و تكنولوژي مدرن باعث شد تا تبليغات به صورت مجهز به ابزار روز و شيوه هاي جديد بشود .
انواع تبلیغات بر اساس هدف:
تبلیغات آگاه کننده:برای معرفی از منحنی عمر کالا مورد استفاده قرار میگیرد همچنین زمانی که هدف ایجاد یک تقاضای اولیه باشد از این نوع تبلیغات بهره گرفته می شود.آگاه کردن بازار از وجود کالای جدید، آگاه کردن بازار از تغییر قیمت و اعلام موارد استفاده جدید یک کالامورد استفاده قرار میگیرد.
تبلیغات متقاعد کننده: زمانی که رقابت تشدید می شود و هدف شرکت ایجاد تقاضای انتخابی است مورد استفاده قرار میگیرد همچنین برای تشویق مصرف کنندگان به استفاده از مارک و متقاعد کردن مشتری به خرید کالا در زمان حاضر مورد استفاده قرار میگیرد.
تبلیغات تبلیغات یادآوری کننده: برای تبلیغ کالاهای بالغ بسیار مورد استفاده قرار میگیرد زیرا این نوع تبلیغات کالارا همیشه در ذهن و خاطر مصرف کنندگان نگاه می دارد.برای یادآوری به مصرف کنندگان درباره اینکه:
احتمال بروز نیاز به کالا در آینده نزدیک وجود دارد ، ایجاد تقاضای مجدد ،یاد آوری محل خرید کالا و به خاطر سپردن کالا در طول فصول مورد استفاده قرار می گیرد.
تبلیغات تقویت کننده: برای حفظ خریداران جاری که کالارا انتخاب کرده اند انجام می شود.
تاکتیک های تبلیغاتی عبارتند از:
1- برجسته سازی
2= تکرار، تاکید و تایید
3- تاکتیک کلی بافی
4- استفاده از نخبگان
5- زمانبندی
شيوه هاي تبليغات:
1- تبليغات مستقيم:
پيام دهنده پيام خود را هر چند با رنگ و لعاب و بوق و كرنا همراه كرده باشد اما صريح و بي پروا به مخاطبين خود ابلاغ مي كند در اين روش مستمعين و بيندگان متن يا تصويري را به عنوان پيام و اطلاعيه
( تبليغي)دريافت مي كنند و پيام دهندگان نيز در موقع و مقام( مبلّغ ) قرار دارند وشناخته مي شوند .
از خصوصيات ديگر تبليغات مستقيم گسترده بودن ميدان عمل براي عاملان آن است در اين روش اكثر ابزار و وسايل تبليغي را مي توان به كار گرفت .
2- تبليغات غير مستقيم:
از عنوان آن پيداست كه اين نوع تبليغات نمود و ظهور علني و صريح ندارد . با اين شيوه ، اهداف تبليغي پيامهاي غير مستقيم صادره و منتشره پنهان و غير محسوس است .
از ويژگي اين نوع تبليغ آنست كه پيامهاي آن از كانال هاي نامريي و پنهاني و يا غيره منتظره عبور داده مي شوند و معولاً مخاطبين دفعتاً و به طور غافلگيرانه آنها را دريافت مي كنند و در حقيقت به آنها تحميل مي گردد .
در اين نوع تبليغات لزوماً از اشكال و قانونمنديهاي مشخص و مكرر پيروي و استفاده نمي شود بلكه در ساخت و ساز آنها بيشتر از فرصت هاي پيش آمده و موقعيت هاي جديد و حوادث پيش بيني نشده سود برده مي شود .
نقش روابط عمومی در تبلیغات:
صنعت تبلیغات با همه سوابقی که در کشور ما دارد هنوز هم جوان و هم غیر علمی است. اینواقعیت نباید کسی را بر آشفته کند که تبلیغات در کشور ما در حد سایر فنون و هنرهای رسانهای ما نسبت به جهان رسانهها است.
تبلیغات در جهان امروز و در عصر انفجار اطلاعات، در مراودات اقتصادی و فرهنگی از جایگاهعلمی – تخصصی و در ابعادی وسیعتر، هنری برخوردار است. فرد فعال در عرصه تبلیغات با بهرهگیری ازعلوم مختلف از جمله روانشناسی، جامعهشناسی و نیز شناخت فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان،میتواند در عرصه رقابتها، بهترین و کارآمدترین شیوهها را به کار گیرد.
با تمام توجهی که دنیای پیشرفته به این امر نشان میدهد و درصد بالایی از هزینهها را به امرتبلیغات اختصاص میدهد، در کشور ما با وجود نیاز حیاتی به توسعه اقتصادی، این امر ناشناخته و موردبی مهری قرار گرفته است.ایجاد یک هماهنگی موثر بین روابط عمومی و تبلیغات بدون داشتن یک دید واضح از نقاط قوت و ضعف هر کدام کار دشواری است .تبلیغات می تواند به طور خیلی صحیح و دقیق به مخاطبین خارجی انتقال پیدا کند و هدایت شود . فعالیت های ارتباطی رسانه ای ممکن است به طور خوب و مطلوبی به مخاطبین انتقال داده شود ،اما هیچ تعهد و ضمانتی در افشای آن وجود نداشته باشد. این بستگی به ارزش خبرها و جاذبه روابط دارد
تکنیک های روابط عمومی عامل موثری برای دستیابی و مخاطبین به رسانه ها است و در رقابت ها و حمایت های مالی،می تواند یکی از عوامل اصلی باشد و این حرکت در بازاریابی و تمرکز کردن روی عده ای خاص و قلیل از مخاطبین یا در سطح گسترده باید همواره مدنظر قرارگیرد و بتوانیم از تکنیک های روابط عمومی برای تبلیغات و بازاریابی به بهترین شکل ممکن استفاده نماییم.
جایگاه تبلیغات:
هر سازمان برای جهت دهی افکار عمومی، در جهت ایجاد نگرشهای مثبت با بهرهگیری از ابزارتبلیغات، قادر است سه قالب رفتاری را اعمال کند.
1- ایجاد انگیزههای لازم به منظور حفظ و نگهداری نگرشهای مثبت در گروههای اجتماعی داراینگرش مطلوب نسبت به عملکرد سازمان.
۲- ایجاد تغییرات نگرشی در گروههای دارای نگرشهای بی تفاوت و ایجاد انگیزه در جهت تغییرات مثبت.
۳- برنامه ریزی در جهت شناسایی گروههای دارای نگرشهای منفی و مخالف و ایجاد تغییرات لازم در نگرشاین افراد در جهت مثبت .
البته این نکته را نمیتوان نادیده گرفت که گروههای دارای نگرشهای منفی از نظر روانی،گرایشهای لازم برای پذیرش تغییر را دارا هستند. چرا که نگرشهای منفی این گروهها حاصل نیازهایسرکوب شده و توقعهای بی پاسخ این افراد از سازمان است. به عبارت دیگر با یک برنامه ریزی دقیقبرای این گروهها، شناسایی نیازها و خواستههای آنان و تلاش در جهت تأمین نیازهای معقول گروههایمخاطب دارای نگرش منفی، خواه ناخواه انگیزههای لازم برای تبدیل و تغییر ایجاد میشود.
آنچه در این زمینه حایز اهمیت است، آن که مسئولیت حفظ و نگهداری و یا ایجاد تغییر درنگرشهای گروههای مخاطب هر سازمان، برعهده روابط عمومی سازمان است و از جمله ابزاری که دراین زمینه مورد بهره برداری قرار میگیرد تبلیغات است که شیوههای اجرایی آن باتوجه به نتایج حاصلاز بررسیها و پژوهشهای لازم در این زمینه تعیین میشود.
ضرورت تبلیغات در جامعه امروز:
دهههای اخیر بستر تحولات عمیقی در اقتصاد جهانی بوده است و تحولاتی که نمود آن دراقتصادهای ملی و منطقهای بیش از پیش به چشم میخودر. امروز در دورانی به سر میبریم که در آناقتصاد ملی و منطقهای نیز معنایی نمییابد. حلقه رقابت در عرصه تجارت هر روز تنگتر و پیچیدهترمیشود و خلق مزیتها و تولید و فروش کالا محور فعالیتهای اقتصادی قرار میگیرد. بدون تردید آیندهاز آن کسانی خواهد بود که با درایت و تدبیر و به کارگیری مناسبترین روشها و ابزار، گوی سبقت را ازرقیبان بی شمار و قدرتمند بربایند. ما نیز اگر بخواهیم بمانیم راهی جز تجهیز و تربیت همه عوامل مؤثردر عرصههای تولید و فروش نداریم.
راهی بی بازگشت را پیش رو داریم. راهی که شاید با تبیین محورهای اصلی بتوانیم شناخت کاملاز آن داشته باشیم. این محورها عبارتند از :
محور اول: ایجاد بینش و درک صحیح از مفهوم تبلیغات و قایلشــدن تفـاوتهای اسـاسی بیـن ایـن اصطلاح بـا بــاور ســـــازی و روابط عمــــومـــی و نهادینه کردن فرهنگ تبلیغات به عنوان صنعتی که باور تولید میکند.
محور دوم: افزایش سطح دانش عمومی در زمینه تبلیغات با بهرهگیری ازسیستمهای آموزشی مدرن و به روز از یک سو و تعریف ساختار یک نظام آموزشی برای تربیت نیروهایمتخصص، مجهز به دانش روز ساماندهی افکار عمومی.
محور سوم: تعریف یک نظام اجرایی برای شفاف سازی شیوههای اجرایی و شناسایی گروههایحرفهای و تعیین پارامترهای مشخص برای تمایز آنان با گروههای غیر حرفهای فعال در عرصههایتبلیغاتی.
نیاز و اهمیت تبلیغات:
اهمیت تبلیغات در عصر مدرن با توجه به رشد تولید و در نتیجه رقابت در بازار افزایش یافته است. شکی نیست که زندگی ما بدون حضور تبلیغات باعث محرومیت ما از خیلی چیزهای ارزشمند می شود. اکنون با توجه به نقش حیاطی تبلیغات در زندگی امروز ما، می توان بعضی از آثار و مزایای تبلیغات را برای طرفین مختلف چنین بر شمرد:
الف. تولیدکنندگان
تبلیغات به طرق ذیل برای تولید کنندگان سودمند می باشد:
1- تبلیغات به معرفی کالاهای جدید کمک می کند.
2- تبلیغات موثر باعث ایجاد طعم و ذائقه ی جدید میان مردم و تحریک آنها نسبت به خرید کالای جدید می شود
3- تبلیغات موجب افزایش فروش کالاهای موجود از طریق ورود به بازارهای جدید و جلب مشتریان تازه می شود
4- تبلیغات به ایجاد تقاضای مداوم کالا یاری می رساند.
5- تبلیغات به برخورد نیروهای رقیب در بازار کمک می کند. اگر یک کالا به طور مداوم تبلیغ نشود این احتمال وجود دارد که رقبایش بازار آن را از طریق افزایش تبلیغات بربایند.
6- تبلیغات با یادآوری تعهد به ارتقاء کیفیت به مشتریان، موجبات شناخته شدن یک شرکت را فراهم می کند.
7- تبلیغات منجر به افزایش روحیه کارکنان شرکت می شود.
فروشندگان احساس بهتری دارند چون وظایف آنها در صورتی که کالای آنها نزد مردم شناخته شده باشد، آسانتر می شود.
با نگاهی جامعه شناسانه می توان در مورد تبلیغات مقایسه ای بین دو جامعه سنتی و نوین انجام داد. در یك جامعه سنتی بنا بر عقیده «فردیناندو تونیس» جامعه شناس آلمانی اعضای تشكیل دهنده آن با هم روابطی دوستانه و صمیمی دارند و بیشتر افراد، یكدیگر را می شناسند كه بهترین نمونه آن خانواده، خویشاوند و قبیله است. در این جامعه نیازی به ارتباطات و تبلیغات وسیع و فعالیت های انتشاراتی قوی نیست. مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی، انتشاراتی قوی وجود ندارد چون همه چیز آشكار است و در كمترین زمان ممكن همه از یك مسئله یا خبر آگاه می شوند.
اما در جامعه نوین كه اعضای آن به جای همبستگی طبیعی، هدف مشخص و منفعت طلبانه ای را دنبال می كنند و از طریق سازمان ها و روابط رسمی به هم نزدیك می شوند ناچار هستند برای مبادلات، اطلاعات و تمایلات خود از وسایل غیرمستقیم مانند نامه، كتاب، رسانه و غیره استفاده كنند.
در جامعه نوین، روابط افراد، خشك، رسمی و سطحی است. افراد در جوامع صنعتی و شهری امروز برای به دست آوردن سود بیشتر با هم در رقابتی شدید درگیرند. فردگرایی روز به روز بین اشخاص گسترش می یابد؛ چون با پیشرفت تكنولوژی و تبلیغات، گذشته از جنبه های مثبت آن فرد ترجیح می دهد به جای رابطه با همسایه خود پشت میز كامپیوتر یا پای تلویزیون و ماهواره بنشیند... .
اگر در سده هجدهم میلادی پیام رسانی در كشورهای اروپایی از سوی روشنفكران به اعتباری جنبه ترقی خواهانه داشت، امروز استعمار كهنه و نو از طریق بمباران شدید تبلیغاتی به روش های گوناگون، بیشتر جهان را زیر سلطه منفعت خود گرفته است.
البته اگر كشوری از محصولات و كالاهای خود، اندیشه خودی، هویت ملی تبلیغات نافذ و قوی به مردم ارائه دهد چه بسا تأثیر و نفوذ بیگانه كمتر خواهد بود. البته هیچ گاه نباید راستی و درستی را در تبلیغات فراموش كرد.
تبلیغات تجاری به شرطی می توانند سودمند باشند كه هدف شخصی را با راهبردی طولانی مدت دنبال كرده و در فعالیت های مستمر بازاریابی شركت داشته باشد.
در حقیقت تبلیغ می خواهد گوشه ای از ذهن یك مصرف كننده یا گروهی از مصرف كنندگان را پر كند، چون مصرف كننده در دنیای امروز با انبوهی از اطلاعات روبه روست كه برای سهولت، آنها را در ذهنش به دسته های كوچك تر تقسیم می كند. پس باید توجه كافی و لازم به شگردهای تبلیغات و اصول آن داشت.
رسیدن به موفقیت در امر تبلیغ، كار آسانی نیست. باید تصمیم هایی كه در این مورد گرفته می شود به صورت پله پله و آجر روی آجر باشد تا بتوان دیوار بلندی ساخت.
یكی از پژوهشگران بازاریابی بر این باور است كه برای موفقیت، بایستی به چند نكته اساسی توجه كرد: 1- بازار را بشناسیم و بدانیم مشتریان چه كسانی هستند و چه می خواهند 2- آنها را تقسیم بندی كنیم، چون مصرف كنندگان، گروه های اجتماعی نامتجانسی هستند 3- اولویت بندی مشتریان و مصرف كنندگان 4- جایگاه یابی: به این معنا كه نام تجاری بتواند جایگاه مناسبی به دست آورد و حاوی مزیت رقابتی باشد كه مشتری را جلب و جذب كند.
نهادینه کردن فرهنگ تبلیغات:
هر سازمانی که در متن جامعهای پدید میآید، بر اساس یک نیاز اجتماعی و دارا کارکردهایی درخدمت جمع و جامعه است، تا بتواند به صورتی همانگ، خدمات خود را به جامعه که منشا آن است،عرضه کند. انتخاب شیوههای معرفی در سرح افکار عمومی بر عهده روابط عمومی یک سازمان است کهبرای انجام این مهم نیز وظایفی بر عهده دارد.
1- حراست از محیط سازمان
2- انتقال میراث فرهنگ خود از نسلی به نسل دیگر
3- ایجاد همبستگی بین اجزای جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی
4- اشاعه فرهنگ خاص سازمان در سطح جامعه
در این راستا نقش هایی را نیز بر عهده دارد. این نقشها عبارتند از: وظیفه اخلاقی (حمایت ازهنجارهای سازمانی)، امکان اعطای پایگاه اجتماعی با واگذاری اختیارات و امتیازات خاص به افراد وگروهها با آشکار کردن واقعیات یا ارتقای پایگاههای آنان و همچنین برخی وظایف دیگر نظیرتأثیرگذاری بر جامعه، ایجاد حس مشارکت و همراهی نقشها و…
برای دست یابی به اهداف فوق لازم است برنامه ریزی دقیقی شکل گیرد. روابط عمومی با تعیینسیاستهای خاص برای ساماندهی افکار عمومی در زمینه معرفی یک محصول یا خدمت باید سره اصلرا به عرصه اجرا در آورد:
1- معرفی
2- تکرار نام و اعلام ویژگیهای و خصوصیات
3- وفاداری به نام با رعایت سه صال میتوان اطمینان یافت که زمان بهره برداری در سطح گسترده ازارتباطات و انگیزههای ایجاد شده در سطح افکار عمومی فرا رسیده است.
اما آنچه در این زمینه فعالیت را دشوار میسازد، آن است که در جامعه امروز ما به دلیل عدمشناخت و آگاهی در زمینه مقوله تبیغات از سوی افکار عمومی، این واژه بار منفی بر خود گرفته است.سازمانها “تبلیغات” را معادل “هزینه” ارزیابی میکنند. حال آنکه تبلیغات چنانچه در مسیر واقعی خود وبر مبنای اصول علمی حرکت کند، به نوعی سرمایه گذاری تبدیل میشود. اما چگونه میتوان فرهنگ تبلیغات را نهادینه کرد؟
این موضوع نه تنها باید به عنوان طرح هایی بلند مدت و میان مدت برای سیاست گذارانمحسوب شود، بلکه کلیه دستگاههای فرهنگ ساز و مجریان آنها نیز باید استراتژیهای شفاف و روشنیبرای تبیین این مطلب داشته باشند. از جمله موانعی که به راحتی قابل گذشت نیست و به صورتغیرمحسوس و نامرئی عمل میکند همان موانع غیر فرهنگی بر سر راه تبلیغات است. حتی واژههای بهکار گرفته شده در عرصه تبلیغات طی دهههای اخیر به گونهای است که دست اندرکاران اجرایی تبلیغاترا “سوادگر” و عمل آنان را “سوداگرانه” تعبیر کردهاند. این در حالی است که میدانیم صنعت تبلیغات یکصنعت استراتژیک در توسعه اقتصادی میباشد. آیا این ترمزی بر سر راه تبلیغات نیست؟
در یک کلام برای نهادینه کردن فرهنگ تبلیغات باید به افکار عمومی تفهیم کنیم که دستاندرکاران عرصه تبلیغات جزیی از فرهنگ سازان این مرز و بوم هستند و از سوی دیگر از دست اندرکارانعرصه تبلیغات بخوایم که فرهنگ این عرصه را رعایت کنند و با رفتارهای حرفهای در جهت نهادینهکردن فرهنگ حرفهای خود کوشا باشند.
نقش دانش در تبلیغات:
همه ساله دانش آموختگان بسیاری از مؤسسات آموزش عالی کشور فارغ التحصیل میشوند کهاندکی از فن تبلیغات میدانند. فارغ التحصیلان رشتههای روزنامه نگاری، روابط عمومی، مدیریت،گرافیک و… دانش آموختگانی هستند که هر یک در معدود واحدهای آموزشی خود، تا حدودی با مباحثسازماندهی افکار عمومی، شیوههای اقناع و تبلیغ، شیوههای تأثیرگذاری بر مخاطبان و… آشنا شدهاند.اما به دلایلی از جمله: عدم تطابق سرفصلهای آموزشی با واقعیات اجرایی سطح کشور، عدم دسترسی به منابع جدید، عدم ارایه صحیح آموزشها از سوی آموزش دهندگان، عدم وجود پارامترهای مشخص برایانتخاب و گزینش دانشجویان و بسیاری دیگر از موارد، تعداد اندکی از این گروههای فارغ التحصیل بامبحث تبلیغات آشنا هستند.
در این راستا بحث تخصص گرایی در زمینه تبلیغات به کلی منتفی میشود. چرا که بسیاری از ایندانش آموختگان به واقع قادر به مرحله اجرا گذاردن تئوریهای آموخته خود نیستند. به نظر میرسد بهادادن به بحث تبلیغات در سیستم آموزشی کشور و به خصوص در ساختار آموزش عالی بسیار حایزاهمیت میشود.
در حال حاضر در نظام آموزشی کشور تنها دانشکده صدا و سیما با جذب دانشجویان علاقهمندبرای این رشته تخصصی توانسته است جایگاهی را برای عرصه تبلیغات تعریف کند. علیرغم اهمیتخاص این توجه، به نظر میرسد که این گروه قادر به پاسخ گویی نیازهای بسیار جامعه امروز کشورنباشند. ضمن آن که به دلیل نوپا بودن این رشته مشخص شدن نتایج حاصل از این آموزشها موکولمیشود به فراغت از تحصیل این دانش آموختگان طی سالهای آینده و آغاز فعالیتهای اجرایی آنان درسطح جامعه و تطبیق آموختههای آکادمیک این گروه با تجربیات حاصل از فعالیتهای اجرایی که همهاینها حداقل یک پروسه زمانه نسبت طولانی (حداقل پنج تا هفت سال آینده) را طلب میکند که باتوجهبه شرایط جهان امروز که دقیقهها و ثانیهها بر سرنوشت جوامع تأثیر گذارند، انتظار برای به بار نشستنتلاشها در یک پروسه زمانی حداقل پنج ساله ما را در چرخهای باطل برای باز هم با تأخیر همگام جهانشدن میاندازد.
اهمیت پژوهش در تبلیغات:
درک نیازهای جامعه برای ارایه آموزشهای لازم و تربیت نیروهای متخصص نیاز بهپژوهش هایی بنیادین دارد. آنچه امروز در جامعه ما کمتر بدان پرداخته میشود، پرداختن به مقولهپژوهش در عرصه تبلیغات است. زیستن در عصر ارتباطات، گسترش دامنه نیازهای اجتماعی و تخصصیشدن فعالیتهای خاص را میطلبد. در این راستا نیاز به پژوهش برای تبادل اطلاعات، دست یابی بهشیوههای نوین و گام برداشتن هم پای سایر کشورها، حقیقتی انکارناپذیر است. تبلیغات نیز از این قاعدهمستثنی نیست.
آنچه در این زمینه حایز اهمیت است آن که تبلیغات باید براساس تحقیق و پژوهش در زمینهانتخاب سرفصلهای مناسب آموزشی، شیوههای مناسب معرفی کالاها و خدمات و نیازهای مخاطبانصورت گیرد تا بازدهی طولانی مدت داشته باشد و این نیاز به علومی چون جامعهشناسی و روانشناسیدارد که هر روابط عمومی باید از مشاوره متخصصان این رشتهها برخوردار باشد.
رفتارهای حرفهای در تبلیغات:
عرصه تبلیغات شاید به دلیل ناشناخته بودن آن در جامعه در حال گذار ایران و شاید به دلیلپرهیزهای نامریی سیاست گذاران آن، طی سالهای اخیر جولانگاه فعالیت گروههای غیر تخصصی درکنار گروههای متخصص شده است.
هیأت نظارت بر کانون تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به عنوان متولی تبلیغات کشور،مقررات و شرایط پیچیدهای برای اعطای امتیاز کانونهای آگهی به متقاضیان و همچنین نظارت کاملیبر فعالیتهای آنان ندارد.
همین دلیل سبب شده است تا غیر حرفهایها در این عرصه توان اعلام حضور داشته باشند.رفتارهای غیرحرفهای گروههای غیر حرفهای آن چنان آسیبهای شدیدی بر پیکره نحیف این صنعتوارد آورده است که مدتهای طولانی برای ترمیم این آسیبها مورد نیاز است.
تبلیغات آمیزهای از دانش، بینش و روش
نوباوری مبنای هر گونه نوآوری و نوآفرینی است که خود از اساسیترین عوامل موفقیت در بازاررقابت آینده به شمار میرود. نوباوری یعنی اعتقاد و احترام واقعی به تازگی، تحول، ابتکار، خلاقیت وابداع و با ارزش دانستن و ارج گذاشتن برای هر گونه کوشش و پویش در راه زایش ایدهها و فکرها وآفرینش تازههاست.
آینده متعلق به نوآوران و نوآفرینان است. زیرا هر اندازه رقابت بیشتر میشود و تکنولوژیپیشرفت میکند و اقتصاد به سوی جهانی شدن حرکت میکند، انتظارات و ترجیحات مخاطبان دگرگونمیشود و دیگر نمیتوان “با آن چه موجود است” پانسی برای “آن چه مطلوب است” یافت.
آینده از تکرارها میگریزد و با کهنگیها میستیزد. یکنواختی را از اندیشه و عمی میزداید و باشور و نشاط در به روی تازگی، تنوع و تمایز میگشاید. آینده از آن کسانی است که با نوآوری، نوآفرینی،هم افزایی و هم سویی حرکت میکنند. زیرا هر اندازه دامنه رقابت بیشتر باشد قدرت فردی عمل کردنکمتر میشود و نیاز به همکاری و همبستگی افزایش مییابد.
تبلیغات دارای ارزشهای فرهنگی است و مبنای فرهنگ تبلیغات ارتباط با انسانها و احترام بهآنهاست. دنیای آینده دنیای رقابت، سبقت و سرعت است که سستی، ایستایی، کهنگی و کهنه گرایی رامردود میسازد و مخاطب باوری را محور فعالیت قرار میدهد و شناخت واقع بینانه را مبنای هرگونهسازندگی و بالندگی میداند.
فعالیت در عرصه تبلیغات در جامعه امروز ما نیازمند دانش بیشتر، بینش عمیقتر و وسیعتر وآشنایی با روشهای متفاوت و برتر است. تبلیغات در آغازین سالهای هزاره سوم در جامعه ما نیازمندافرادی است که حرفهای بیندیشند، ببینند، بگویند، عمل کنند و رشد کند تا نیازهای امروز جامعه رابرآورده سازند و جامعه را در مسیر رشد و بالندگی و توسعه قرار دهند.
تبليغات نوين :
تبليغات طي گذر زمان تغييرات زيادي داشته و متناسب با پيشرفتهاي هر دوره ويژگيهاي خاص خود را دارا بوده است. امروزه با پيشرفتهاي شگرف در عرصه فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي شاهد به وجود آمدن شكلهاي جديدي از تبليغات هستيم كه طيف متنوعي از اشكال گوناگون تبليغات را از تبليغات برروي تابلوهاي كامپيوتري گرفته تا تبليغات از طريق گوشيهاي موبايل، تبليغات اينتراكتيو و تبليغات در شبكه جهاني اينترنت شامل ميشود
ويژگيهاي تبليغات نوين :
1- بياعتقادي مبلغان به گفتههاي خودشان و تبعيت نكرن تبليغات از ايدئولوژي، برخلاف مبلغان مذهبي يا مسيونرهاي گذشته.
2- پنهانكاري تبليغات در عصر جديد: به معناي پخش استنتاجها يا از منابع پنهان يا با اهداف نهان.
3- حكومت نامرئي مبلغان در عصر جديد، در اين عصر، مبلغان جديد، ذهن ما را شكل ميدهند و ذائقه ما را تعيين ميكنند و بدين گونه ما تحت سلطه كساني قرار گرفتهايم كه شناختي از آنها نداريم.
4- علمي بودن تبليغات جديد: تبليغات نوين، تلاشي است، در راستاي مفهومي اجتماعي براي ساختن الگوهاي رفتاري
شكلهاي نوين تبليغات :
در حال حاضر حجم بالايي از تبليغات در فناوريهاي ارتباطي نوين و به ويژه اينترنت مورد استفاده قرار ميگيرد. يك نمونه از اين نوع تبليغات استفاده از آگهيهاي هوشمندانه به منظور جلب توجه مخاطبان است. مثلاً چنانچه كاربري در موتور جستجوي گوگل كلمه نرگس را تايپ كند، گوگل علاوه بر آنكه پاسخها را در مورد كلمه نرگس (به ترتيب ميزان مراجعه كه به آن شده است) در اختيار كاربر ميگذارد بلكه در سمت راست و بالاي صفحه، يك فروشگاه گل (كه از گوگل خواسته برايش تبليغ كند) معرفي خواهد كرد. اين روش چند مزيت دارد:
1- مزاحم، تحميلي و آزار دهنده نيست، چون از پاسخها جدا شده است.
2- فرمت بسيار سادهاي دارد.
3- آگهي كاملاً با پرسش كاربران مرتبط است.
از ديگر اشكال تبليغات نوين ميتوان به شيوه متعامل و اينتراكتيو اشاره كرد كه ايجاد يك رابطه متقابل ميان مصرف كننده و شركت تبليغاتي ميكند و تبليغات براي هر كس متناسب با سطح سواد، درآمد و نياز متغير خواهد بود. اگر به راديو اينترنتي ياهو كه توسط كمپاني لانچ تأمين ميشود مراجعه كرده باشيد خواهيد ديد كه براي نام آهنگ، خواننده و آلبوم سه نظر سنجي جدا وجود دارد و شنونده به آنها امتياز ميدهد و به تدريج نرم افزارهاي ياهو ذائقه مشتري خود را تشخيص داده و آهنگهاي مورد علاقهاش را بيشتر پخش ميكند.
شيوه ديگر،تبليغات از طريق بنر است. بنر پيام فعالى است كه به شكلى هنرى شامل تصاوير و متنهاى ثابت ومتحرك روى صفحههاى وب ظاهر میشود و بينندگان را به سايتهاى آگهى دهنده هدايت میكند. بنر استاندارد ۴۶۸ پيكسل پهنا و ۶۰ پيكسل ارتفاع دارند. گروهى ديگر از بنرها كه به «بند انگشتى» يا «تمبر پستى» معروفند در حاشيه اين صفحهها قرار میگيرند. بنرها بدليل هزينه كم در طراحي و پست از متداولترين اشكال تبليغات اينترنتي به شمار ميآيند.
بنرهای ثابت: بنر ثابت به بنري اطلاق ميشود كه تبليغ را بصورت يك تصوير و در اندازهاي ثابت ارائه ميكند. از آنجا كه بنرها در بسياري از سايتها نمايش داده ميشوند، نرخ رويت بالايي دارند ولي نرخ كليك در آنها پائين است.
بنرهاي انيميشندار (بنرهاي پويا): در حقيقت بنرهاي ثابتي هستند كه از فنآوري انيميشن در طراحي و ساخت آنها استفاده شده است. اين نوع بنرها بدليل برخورداري از انيميشن نسبت به بنرهاي ثابت غالباً نرخ كليك بالاتري دارند. بنرهاي ثابت و انيميشندار هر دو ابزاريهاي مناسبي براي معرفي نام تجاري ميباشند.
بنرهای تعاملی: شكل ديگري از بنرها، بنرهاي تعاملي هستند. در اين نوع بنرها كه به تازگي بسيار مشهور شدهاند، براي كاربران اين امكان فراهم است كه ارتباط دو طرفهاي را با تبليغ کنندگان برقرار نمايند. به عنوان مثال گزينههايي به منظور ورود اطلاعات براي كاربران در نظر گرفته شده و به تناسب اطلاعاتي كه كاربران وارد ميكنند، پاسخهايي به آنها داده ميشود. از بنرهاي تعاملي غالباً در خريدها و ثبت نامهاي اينترنتي و مواردي از اين قبيل استفــاده مــيشــود. در اغــلب موارد بــنرهاي تعاملــي با اسـتفاده از Java Script، Java Applet ، HTML، ساخته ميشوند
خرده سايتها، شيوه تبليغاتي ديگري در اينترنت هستند كه از پنجرههاي كوچكي (كوچكتر از اندازه معمولي پنجره مرورگر) تشكيل شدهاند و هنگام جستوجوي در اينترنت ناگهان بر روي صفحه نمايشگر ظاهر ميشوند و حاوي نوشتهها و تصاوير تبليغاتي هستند و به پنجرههاي جهنده نيز معروفند.
پست الكترونيك زير مجموعه فناوري اينترنت بوده و سالها قبل از وب مورد استفاده قرار ميگرفته است و در سالهاي اخير با افزايش تعداد كاربران اينترنت براي تبليغات مورد توجه قرار گرفته است. براساس آمار تعداد نامههاي الكترونيك تبليغاتي كه كاربران اينترنت سالانه دريافت ميدارند از 40 عدد در سال 1994 به بيش از 1600 عدد در سال 2005 افزايش يافته است. پايين بودن هزينه، اثربخشي بالا و مديريت آسان از جمله مزاياي آن به حساب ميآيد.
شكل جديدي از تبليغات نيز توسط شبكههاي تلويزيوني كابلي به شكلي هوشمندانه در اختيار بينندگان قرار ميگيرد. به عنوان مثال در هنگام پخش يك فيلم سينمايي با مضمون فلسفي، هيچگاه نوشابه يا خوراكي تبليغ نميشود. از يك برنامهاي كه مورد علاقه بيننده است استفاده ميشود تا محصولات مرتبط با همان علاقه نيز به بيننده معرفي شوند. به عبارت ديگر يك رابطه منطقي ميان تبليغ و برنامه وجود دارد.
استفاده از تابلوها يا صفحات الكترونيكي بزرگ برروي وسايل نقليه از جمله اتوبوسها نيز از شيوههاي جديد تبليغات محسوب ميشوند كه در كشورهايي چون ژاپن، آمريكا، هنگ كنگ و... به تبليغ يا اطلاع رساني مشغولند.
نوع جديد ديگري از تبليغات ارسال پيام بر روي تلفن همراه است. به دليل نزديك بودن و در دسترس بودن هميشگي تلفن همراه در نزد صاحبان آنها، شانس ديدن، و پسنديدن محصولات تبليغاتي را به شدت بالا ميبرد.
بزودي پژوهشگران ژاپنى تبليغات رسانهاى جديدى را به نام «باران اطلاعات» به جهان عرضه خواهند كرد. شبكه خبرى بى.بى.سى در آخرين گزارشهاى خود اعلام كرد محققان آزمايشگاه ژاپنى «سايبر سالوشن» تا چند سال ديگر پروژكتورهايى را اختراع میكنند كه درنقاطى خاص بارانهاى اطلاعى توليد خواهند كرد. قطرههاى بارانى در اثر برخورد با زمين حركتهاى مواج توليد میكنند و همچنين اگر مردم وارد اين منطقه بارانى شوند میتوانند آگهیها را از طريق قطرههايى كه روى دست آنها میافتد، ببينند.
به اعتقاد «يوكوايشى» از پژوهشگران اين پروژه، تبليغاتى كه روى دست مصرف كننده ظاهر میشود میتواند او را متقاعد كند كه اين پيام واقعاً براى او تهيه شده است
اهمیت تبلیغات مدرن :
هنگامی که کاربر عنوانی برای جستجو وارد می کند، موتور جستجو آگهی هایی را که مستقیما مربوط به موضوع جستجو باشد، برمی گرداند. بنابراین کاربران آنها را مشاهده و دنبال می کنند. حتی این گونه آگهی ها موثرتر از نتایج دیگر جستجو هستند زیرا نشان دهنده اعتبار تبلیغ کننده و علاقه او به جذب مشتریان است.
مراجعین وب هدفمند هستند و به تبلیغاتی که به هدف آنها مربوط نشود، توجهی نمی کنند. برای موفقیت، آگهی ها باید با اهداف و آنچه در ذهن کاربران است، هماهنگ باشد.دلایل مختلفی برای عدم موفقیت تبلیغات روی وب وجود دارد. اما این موضوع زمانی قابل توجه است که آگهی به موضوع مورد علاقه کاربر مربتط باشد و باز هم شکست بخورد. چرا این اتفاق می افتد؟برای شروع باید علل موفقیت تبلیغات متنی در موتورهای جستجو را بررسی کنیم.هر کاربری به دنبال یک هدف است – ممکن است دنبال اطلاعاتی درباره دوربینهای دیجیتال باشد یا بخواهد کتابی خریداری کند. در هر صورت، توجه کاربر کاملا به مسائلی معطوف است که به نحوی او را به هدف خود می رساند.
هنگامی که کاربر عنوانی برای جستجو وارد می کند، موتور جستجو آگهی هایی را که مستقیما مربوط به موضوع جستجو باشد، برمی گرداند. بنابراین کاربران آنها را مشاهده و دنبال می کنند. حتی این گونه آگهی ها موثرتر از نتایج دیگر جستجو هستند زیرا نشان دهنده اعتبار تبلیغ کننده و علاقه او به جذب مشتریان است.
متوجه شدیم که رمز موفقیت تبلیغات مطابق بودن آن با اهداف کاربر است. برای رسیدن به این مقصود، آگهی های متنی روش موثری است. تبلیغات گرافیکی نگاه بیننده را به خود جذب می کند. اما تبلیغات هدفمند تضمینی برای جلب توجه و ذهن بیننده است. بنابراین باید مسائل جانبی و نمایشی نامربوط را کنار بگذارید و بسیار صریح موضوع فروش خود را به اطلاع بیننده برسانید. البته به همراه یکی لینک به صفحه ای که اطلاعات جزئی درباره محصولات در آن قرار دارد. انتظار انتقال تمام اطلاعات از طریق یک آگهی بسیار غیر منطقی است و کسانی که سعی دارند مطالب زیادی را به زور در یک تبلیغ کوچک بگنجانند، منافع ابرمتنها را از دست می دهند.آگهی هایی که در مواقع مختلف ناگهان ظاهر می شوند یا تبلیغ در سایتهای خبری و دیگر سایتها بسیار وسوسه کننده است اما با این کارها موفق نمی شوید زیرا در راستای هدف بیننده پیش نمی روید. کاربران اکنون می خواهند خبری را مطالعه کنند یا مشغول هر کار دیگری هستند که به خاطر آن به سایت آمده اند و تبلیغات در این زمان حتی اگر کشش زیادی داشته باشند، مورد توجه واقع نمی شوند.و هنگامی که کار آنها به اتمام می رسد و آماده دریافت تبلیغات هستند، آن آگهی ها دیگر وجود ندارند.
بسیاری مواقع پیش آمده است که مشغول انجام کاری روی سایت هستیم و متوجه آگهی جالبی می شویم. این اتفاق معمولا در زمانهای مرده ای که منتظر باز شدن صفحه جدیدی هستیم پیش می آید. یک پیغام روانی در ذهن ما ایجاد می شود که برگردیم و آن را ببینیم. اما حدس بزنید چه اتفاقی افتاده است؟ در برگشت آگهی دیگری در آن محل قرار دارد و این مغایر با یکی از اصول اولیه طراحی مناسب است
مکینتاش در سال ۱۹۸۴، به طراحان توصیه کرد که اطلاعات را به طور ناگهانی از کاربران نگیرند. این مسئله مصداقهای متفاوتی دارد، ذهن کاربران در صورت مواجه شدند با ظاهر متفاوت یک صفحه مغشوش خواهد شد.مثلا زمانی که در حال خواندن روزنامه هستید، صفحه ها را برمی گردانید و داستان را دنبال می کنید و ناگهان چشمتان به آگهی جذابی می افتد به احتمال زیاد به خواندن خبر ادامه می دهید اما پیامی در ذهنتان حک می شود که بعدا برگردید و آنرا ببینید. در برگشت هنوز هم آگهی در محل قبلی وجود دارد.
وب سایتها هم باید به همین ترتیب عمل کنند. نباید میان کار مردم مزاحم آنها شد. باید به نحوی به آنها امکان داد تا بعدا به آن مراجعه کنند. حتی اگر از آن صفحه خارج شده باشند. مثلا می توان در محل مخصوص تبلیغات دکمه ای قرار داد که ده آگهی آخر را نمایش دهد. ما پیش گویی می کنیم که با این کار موفقیت آگهی ها افزایش می یابد. این راهکار شبیه روشی است که در صفحات اصلی سایت استفاده می شود و آرشیوی از رویدادهای اخیر سایت در آن تشکیل می شود.متاسفانه اکثر وب سایتهای کنونی راه اشتباهی را برای تبلیغات طی می کنند و هر روز حجم آنها را بیشتر و آزاردهنده تر می کنند. حرکت در خلاف جهت اصلا راه عاقلانه ای نیست.آیا می خواهید آگهی شما مؤثر باشد ؟
در سایتی که خوب طراحی شده آگهی بدهید. از منافع ابرمتنها غافل نشوید. و از همه مهم تر به مسائل روانشناسی بینندگان دقت کنید.
رسانه ها و روابط عمومي ها:
عدم اعتماد متقابل ميان رسانه ها (بويژه مطبوعات) با روابط عمومي ها يک مشکل و بيماري تاريخي است که از عوارض بيماري کلي ساختار سياسي - اجتماعي جامعه است. اين ارتباط بويژه ميان روابط عمومي ها و خبرنگاران مطبوعات داراي چالش هاي بيشتري است زيرا روزنامه ها نگاه انتقادي بيشتري به عملکرد سازمان و دستگاه ها و قواي حکومتي دارند. از ديرباز و از زماني که رسانه ها و روابط عمومي ها، هويت مستقل و حرفه اي خود را پيدا کرده اند، بحث ارتباط روابط عمومي با رسانه ها و متقابلارسانه ها با روابط عمومي ها با چالش هاي خاص خود همراه بوده است.رسانه ها معمولاروابط عمومي ها را پنهانکار معرفي مي کنند و اعتقاد دارند آنها اخبار مورد نياز رسانه ها را باتوجه به مصلحت ها و مقتضيات سازماني خود پنهان مي کنند و روابط عمومي ها نيز بر اين باورند که رسانه ها اخبار آنها را آن گونه که بايد منتشر نمي کنند و در مقابل انتشار اخبار و اطلاعات مربوطه به رسانه ها چشمداشت برخورداري از امتيازات مادي و معنوي در اختيار آن سازمان را دارند. اين قلم اعتقاد راسخ دارد اين عدم اعتماد اجتماعي و حرفه اي و معضل ارتباطي ميان اين دونهاد جهت ده و افکار ساز ناشي از توسعه نيافتگي کشورماست و لذا نگارنده معتقد است مشکل مطرح شده تنها از طريق بسط دموکراسي در جامعه و پاسخگو شدن نهادهاي قدرت و ساختار سياسي - اجتماعي، حل خواهد شد همان طور که رشد و توسعه رسانه ها و مطبوعات نيز از همين طريق ميسر مي شود.روابط عمومي ها و رسانه ها، دو بال مهم اطلاع رساني به جامعه هستندکه مي توانند با کمک يکديگر به گردش آزاد اطلاعات و کسب وجهه سازمان و اعتماد مردم ياري رسانند. روابط عمومي ها بايد براي ارتباط دائمي و علمي با رسانه ها هميشه پيشقدم باشند، تا بتوانند از پتانسيل هاي موجود در عرصه رسانه ها بهره هاي بيشتري ببرند و فقط به برگزاري و تشکيل جلسه هاي مطبوعاتي و ارتباطي خبري اکتفا نکنند. تحقق اين مهم يعني استفاده بهتر و بيشتر از توان رسانه ها منوط به ايجاد و تعامل منطقي وعملي با رسانه هاست که سهم روابط عمومي ها و تلاش براي ايجاد اين ارتباط بسيار بالاست. آنها هستند که بايد براي ايجاد ارتباط به سراغ رسانه ها بروند، برداشتن ديوار بين آن دو براي دستيابي به توسعه پايدار لازم و ضروري است.
روابط عمومي با طعم وب 2:
استفاده از ابزارهاي وب 2 براي روابط عمومي ها موجب تغيير پارادايم هاي موجود شده، به گونه اي که مي تواند منجر به تکامل الگوهاي روابط عمومي شود. اين تغييرات بنيادين که به صورت کند و آهسته ولي ممتد در فضاي مجازي شکل مي گيرد، همگي آرام آرام در تار و پود وب رسوخ کرده و روابط عمومي ها نيز از آن تغييرات، بي بهره نمانده اند. جاي تعجب نيست که بسياري از صاحبنظران روابط عمومي، به رسانه هاي اجتماعي به عنوان نيروي انقلابي که مي تواند راه روابط عمومي ها را تغيير دهند نگاه مي کنند و نگران کارکردهاي آن در روابط عمومي هستند.
از سوي ديگر اکنون روابط عمومي ها با مخاطباني مواجه شده اند که ذائقه آنها نيز تفاوت کرده اند. اول اينکه وب ها، مردمي تر و کارپسندتر شده اند به گونه اي که، مصرف کنندگان اطلاعات، تمايل دارند که خود توليدکننده محتوا باشند. ديگر آنکه وب ها هوشمندتر شده اند که حاصل از خرد جمعي است. بنابراين هنر روابط عمومي ها و دارندگان وب سايت هاي مبتني بر وب 2 داشتن يک سايت کامل و مجهز از داده و اطلاعات نيست بلکه آنها در پي اين بايد باشند که داده ها را تبديل به "دانش" کنند. به عبارتي به جاي اينکه سرور سايت روز به روز سنگين تر شود، با ورود هر اطلاعاتي، آن سايت هوشمندتر مي شود.اما آنچه به روابط عمومي در وب 2 طعم مي دهد همچنان بر پايه حفظ و برقراري ارتباط، تعامل و گفتگو مبتني است و مهمتر اينکه شيوه هاي ارايه و توليد محتوا با توجه به ذائقه مخاطبان تغيير کرده است. از سوي ديگر با در نظر گرفتن مباحث تئوريک جديد در عرصه روابط عمومي، به اختصار به ديدگاه هاي صاحبنظران اين حوزه اشاره مي شود. پرفسور جيمز گرونيک نظريه پرداز روابط عمومي معتقد است: "رسانه هاي اجتماعي مانند خيلي از ابزارها و تکنيک ها که در روابط عمومي آمدند ديگر مُد زودگذر نيستند بلکه رسانه هاي اجتماعي دقيقا روابط عمومي ها را در جايگاه مرکزي خودشان قرار داده اند و شکل جديدي از روابط عمومي را مطرح کرده اند."
شکل جديد روابط عمومي که پرفسور گرونيک مطرح مي کند به ويژگي ها و مهارت هايي نياز دارد که همگي سازنده و شکل دهنده فضاي روابط عمومي با طعم وب 2 است. مهارت هايي که از روابط عمومي سنتي همچنان باقي مانده و امروزه اهميت شان دو چندان شده است و مهارت هاي جديدي که لازم است کارشناسان و فعالان عرصه روابط عمومي از آن مطلع باشند و آنها را فرا بگيرند.
پيوند تبليغات و روابط عمومي با يکديگر:
مقوله تبليغات، مقوله اي است که به لحاظ لفظ با آن آشنايي داريم، سخني هم هست که مي گويد: تبليغات سلاح خيلي برنده اي است و هرکس مجهز به اين سلاح باشد قطعا در صحنه توفيق بيشتري خواهد داشت. به طور کلي مي توان گفت: تبليغات ابزاري است که روابط عمومي ها از آن بهره مي گيرند و براي استفاده و بهره مندي از آن بايد اين ابزار را بشناسند و طريقه استفاده آن را بدانند. روابط عمومي مدون و برنامه ريزي شده يکي از ابزارهاي قوي مديريت افکار است، روابط عمومي به عنوان اصلي ترين حلقه ارتباط بين مديران و کارکنان، مسئوليت خطيري در فرآيند دسترسي مديران و افکار جمعي کارکنان دارند.
بدون شک روابط عمومي به عنوان يک «فن» و «هنر» نقش بسزايي در برقراري و تسهيل ارتباط دوسويه بين مديران سازمان و کارکنان دارد، به طوري که امروزه کمتر سازماني را مي توان يافت که خود را بي نياز از روابط عمومي بداند و در عين حال موفقيت هاي چشمگيري را در زمينه هاي مورد نظر و تحقق اهداف از پيش تعيين شده به دست آورده باشد.
اگر در رأس اين حوزه مديري لايق، متين و کارآمد وجود داشته باشد، مي تواند با به کار گماري کارگزاراني با مهارت در اين موضوعات منشأ اثر در جهت تحقق اهداف سازماني باشند
نقش مخاطب در عملکرد روابط عمومی و مبلغین تبلیغات:
با توجه به اینکه روابط عمومی یک جریان دوسویه است عکس العمل و بازخورد مخاطب برای او فوق العاده اهمیت دارد.در جریان تبلیغاتی بیشترین نیاز افزایش فروش و در آمد است و توجه به نیازهای مخاطبان و سوالات آنها امری نیست که مبلغ به دنبال آن باشد.مبلغ خواهان عکس العمل که مقاصد مبلغ را ارضا می کند نه مقاصد مخاطبان را.
اما در روابط عمومی مراجعه کنندگان و مصرف کنندگان از حقوق و امتیازاتی برخوردار هستند که آگاهی از آنها برای تک تک دست اندرکاران تولید و موسسه ضروری است و در واقع در جریان دوسویه فعالیت نیز دوطرفه و دوسویه است و فعالیت نیازمند تفکر و هوشمندی است اما مبلغان با اعتقاد به الگوهای نظریه تزریقی و گلوله جادویی نقشی برای مخاطبان قائل نیستند.
مرزهای روابط عمومی و تبلیغات با توجه به اهداف، ماهیت پیام و تاثیرگذاری آن:
هدف روابط عمومی :تعامل با مخاطب تامین منافع سازمان و مخاطب ، ایجاد، حفظ و تداوم ارتباط
هدف تبلیغات :اقناع و ترغیب مخاطب ،تامین منافع سازمان ، تاثیر ، نفوذ و تسلط بر مخاطب
روابط عمومی مسئولیت اجتماعی دارد و در برابر افکار عمومی پاسخگوست
تبلیغات مسئولیت اقتصادی دارد و در برابر سازمان پاسخگوست
ماهیت پیام در روابط عمومی مشارک آمیز و دوسویه است در تبلیغات سلطه آمیز و یک سویه است
نقش مخاطب در روابط عمومی فعال و هوشمند است در تبلیغات بی نقش و منفعل
تاثیرگذاری روابط عمومی دیررس است در تبلیغات زودرس
فناوری اطلاعات، تبلیغات مدرن ، برای بازاریابی:
فناوری اطلاعات و ارتباطات ؛ یکی از ابزارها، برای پیشبرد برنامه ها داست و اغلب از سوی مدیران بازاریابی و روابط عمومی نادیده گرفته میشود. مدیران ارتباط را محدود به همان قسمت هایی از روابط عمومی می دانند که وظایفش محدود به تبلیغات درون سازمانی است ، در حالی که اهمیت روابط عمومی در بازاریابی در جذب منافع و منابع برون سازمانی است . از نگاه روابط عمومی برای ایجاد ارتباط و بازاریابی ، تبلیغات مدرن گران نیست ، زیرا ایجاد روابط عمومی هم ارزان نیست . یکی از تفاوت های فاحش بین Advertising و PR همین نکته است که تبلیغات همیشه جزو ابزارهای گرانقیمت محسوب میشود درحالی که مدیران دارای روابط عمومی می توانند با صرف هزینه ارتباطی ، ارزانترین و سریع ترین روش تبلیغاتی را برای رسیدن به اهداف خود پیدا نمایند . به کمک روابط عمومی؛ تصویر خوبی از برند خود در ذهن مخاطب ایجاد کنید روابط عمومی معمولا به دو صورت عمل میکند؛ به وجود آوردن تصویر مثبت برای سازمان و از بین بردن شایعههای بهوجودآمده علیه سازمان. این روزها مردم دید خیلی خوبی نسبت به تبلیغات ندارند. اما به عنوان مثال دیدن شما از طریق یک رسانه مانند مجله، تلویزیون، رادیو و … به مراتب اعتماد مشتری شما را بیشتر جلب خواهد کرد.تبلیغات منفی رقبا علیه خودتان را خنثی کنیددر دنیای رقابتی امروز همیشه باید مواظب تخریب رقبا باشید. یکی از بهترین راه ها برای مقابله با این نوع شایعه ها استفاده از روابط عمومی است که قطعا ابزار آن نیز رسانه های متفاوت خواهند بود.به ارتباطات خود بیشتر و بیشتر اهمیت بدهید. در این روش باید با افراد زیادی مرتبط شوید . این اشخاص میتوانند شامل خبرنگارها و سرمایه گذاران نیز باشند. ارتباطات خوب را دستکم نگیرید ابزارهای دیگری هم علاوه بر روابط عمومی در IMC وجود دارند اما قطعا قابل باور بودن پیامی که از این طریق به مخاطب شما منتقل میشود از همه روشهای دیگر بیشتر است. بیل گیتز میگوید : ” اگر تنها یک دلار در زندگی برایم مانده باشد، آنرا در PR سرمایه گذاری میکنم”
برنامههای بازاریابی همواره باید مورد ارزیابی شود ، شاید لازم باشد در زمینه روابط عمومی ، از تبلیغات مدرن استفاده کرده و بهتر از قبل فعالیت کنید
نکاتی جهت حفظ احترام مخاطب در تبلیغات:
1- تبلیغات بایستی رنگ ها و طرح های مناسب به کار ببرد تا عامل تخریب روحیه مردم نشود
2- تبلیغات باستی واژه درست به کار ببرد زیرا متون نامناسب بر اخلاقیات و گفتار مردم تاثیر گذار است و استفاده از مفاهیم بیگانه به فرهنگ جامعه لطمه وارد میکند.
3- تبلیغات باید فواید کالارا معرفی کند
4- تبلیغات باید اطلاعات شفاف را ارائه کند
جایگاه روابط عمومی در دنیای کنونی:
روابط عمومی مفهومی است که به بیان ساده دیدگاههای افراد و برداشت های آنها را از موضوعی خاص تغییر می دهد که این تغییر دیدگاه به تغییر رفتار منجر می شود . پایه علمی روابط عمومی به سرعت از روزنامه نگاری به گروههای ارتباطات منتقل شد .
روابط عمومی مفهومی است که به بیان ساده دیدگاههای افراد و برداشت های آنها را از موضوعی خاص تغییر می دهد که این تغییر دیدگاه به تغییر رفتار منجر می شود . پایه علمی روابط عمومی به سرعت از روزنامه نگاری به گروههای ارتباطات منتقل شد . دو علت برای این تغییر وجود دارد . اول اینکه ماهیت پیچیدگی کار روابط عمومی از یک جهت یابی ساده تحول پیدا کرد و کار تبلیغ را به سوی جهت یابی پویشی پیچیده راند . تحولی که در آن بر وظیفه ارتباطات در مقام عامل تسهیل کننده مناسبات میان کنشی سازمانها و گروهها تأکید می شود.
دوم اینکه گسترش برنامه های روابط عمومی در گروههای دانشگاهی ارتباطات نشان دهنده در خور بودن آنها به عنوان جایگاه توسعه نظریه و پژوهش روابط عمومی است پیچیدگی های فزاینده وظایف روابط عمومی منجر به نقش پیچیده تر و تخصصی تری برای روابط عمومی شده است . احتمالاً به دلیل این تغییر نقش در روابط عمومی و تغییرات دیگر در اقتصاد است که بسیاری از کارکنان تمام وقت روابط عمومی ها ، سازمان های بزرگ را به قصد پیوستن به کارگزاری های روابط عمومی ترک کرده اند در این میان تکنولوژی به شدت بر روابط عمومی تأثیر گذاشته است . برای مثال واژه پردازی رایانه ای ، پخش ماهواره ای ، گرافیک رایانه ای ، پردازش آنی اطلاعات و همایش دور بُردی ، ابعاد تازه ای به فراگرد ارتباطات افزوده اند . اگر چه رایانه ها به کنش متقابل ارتباطی کمک می کنند ، اما برای این که متخصصان روابط عمومی درباره کمک های بالقوه این نوزایی الکترونیک به روابط عمومی ، بصیرت پیدا کنند جهت یابی تازه ای لازم است.
کانتور (1985) تأکید تکنولوژی بر روابط عمومی را در سطحی کلی تر توصیف کرده است : آن جا که اظهار داشته رسانه های ارتباطی مختلف این قابلیت را دارند که هدف شرکت را تحقق بخشند ، ارزش های اساسی را مورد حمایت قرار دهند و تغییر روابط عمومی را برنامه ریزی کنند . وی این امر را در این جمله که : «این میدان مسابقه روابط عمومی است » جمع بندی کرده است . گذشته از این ضرورت دارد متخصصان با این تکنولوژی آشنا شوند ، آن را به کار گیرند و شناختی از قابلیت این ابزارها به دست آورند تا به مشارکت کنندگان مؤثر در فراگرد تصمیم گیری سازمان های بین المللی تبدیل گردند.
دو گروهی که در حوزه های عملی و علمی روابط عمومی فعالیت می کنند به مسئولیت فزاینده و بالنده روابط عمومی پاسخی حرفه ای می دهند.
پهنه روابط عمومی بیشتر کانونی بین المللی پیدا کرده است . تکنولوژی راه امکانات ارتباطی جدیدی را به روی آن گشوده و کارشناسان حرفه ای در امر روابط عمومی مدام با تضادهای عمده درگیرند که حداقل بخشی از این پیشرفت ها و تحولات در روابط عمومی مرهون نیروهای اجتماعی و پیشرفت های تکنولوژیکی است . مسئولیت های روز افزون و تعهدات گسترده تری که بر عهده روابط عمومی نهاده شده کارشناسان سازمان ها را به مطالعه پیگیر برنامه آموزشی نظریه و معیارهای حرفه ای برانگیخته است.
مرگ تبلیغات مدرن و دگرگونی تبلیغات اینترنتی :
در زمانهای گذشته حتی تا چند سال اخیر همیشه قدرت فروش و تبلیغات دست سازندگان، تولید کنندگان و صاحبان برند و محصول بود. آنها با هر ترفند، تکینک، فشار و کششی سعی در جذب مخاطبان می کردند آنها با تکنیک های مختلف تبلیغاتی سعی در تبلیغ برند، محصول و خدمت خود بودند. ولی همانطور که هر چیزی روزی فنا شدنی است و هیچ قدرتی پا برجا نبوده، مرگ قدرت تبلیغات نیز فرارسید. مخاطبان دیگر از دست تبلیغات خسته شده اند و چشم دیدن هیچ تبلیغی را ندارند و حتی گاهی شروع به مبارزه با این غول بی شاخ و دم را بر سر دارند. دیگر شرکت ها با بهترین تیزرها، بیلبوردها، بنرها و سایت ها نیز نمی توانند مخاطبی جذب کنند و فروش خود را افزایش دهند. براستی بر سر تبلیغات چه آمده است؟ در آمارهای بررسی شده برخی از شرکت های بزرگ و کوچک، بودجه های تبلیغاتی کلانی مشاهده می شود که بدون هیچ اثربخشی دورریخته شده است، این نوشته کوتاه که به طور خلاصه به بررسی نسل جدید تبلیغات پرداخته است سعی دارد تا به بررسی تبلیغات پست مدرن و وب ۲ ، که در دنیای تبلیغات دگرگونی و شگفتی خاصی پدید آورد بپردازد.
خستین کنفرانس در باره ویژگی های اساسی نسل دوم اینترنت در اکتبر ۲۰۰۴ در هتل نیکو سان فرانسیسکو برگزار و با استقبال بی نظیر جهانی مواجه شد. این کنفرانس درب های تازه ای به جهان کسب و کار و اینترنت باز کرد و دیدگاه جهانیان را بر نادیدنی هایی از بازاریابی تجارت و تکنولوژی باز کرد.
در این کنفرانس ها رهبران تجاری خلاق و پیشرو و مدیران مبدع و کارآفرین در قالب کنفرانسها و نشستهایی دور هم جمع می شوند تا ایده های بکر و تحول آفرین را سازماندهی کنند ارلی یکی از صاحبنظران و مبتکران نسل دوم اینترنت با همکاری مرکز بین المللی مدیا الیو وب۲را به عنوان موضوع سری کنفرانسهای سالانه ای انتخاب کردند که با اقبال عموم اصحاب اینترنت مواجه شد و توجه بسیاری از کارشناسان بازاریابی و علمای اقتصاد را به خود جلب کرد. پس از این کنفرانس بود که مرگ تبلیغات مدرن و به ویژه تبلیغات وب ۱ فرا رسید و چشمان هزاران نفر به جهان دیگری از تبلیغ که همانا وب ۲ می باشد باز شد.
مرگ رسانه :
«ژان بودریار»، یکی از نظریهپردازن اصلی رسانه پستمدرنیسم مشخصه دوران پسامدرنیته را گسستگی میان تصویری که رسانهها و علوم از جهان ارایه میدهند، میداند. او به همین دلایل مرگ رسانهها را اعلام میکند. رسانههایی که در پوست مغز و استخوان مخاطبان به ویژه با پیشرفت تکنولوژی اینترنت و وب، به طرز ناگواری جا گرفته و از اصل و ماهیت خود دور افتادهاند. در تبلیغات پستمدرن همانطور که پیام واژگون میشود و ساختارشکنی بر پیکره آن وارد میآید، رسانه نیز که در ارتباط بسیار نزدیکی با پیام است نیز شالودهشکنی میشود. به گفته بودریار: «رسانه پیام است، این هم به معنای مرگ پیام است و هم به معنای مرگ رسانه، چون دیگر رساننده نیست.
وقتی که بودریار نظریه مرگ رسانه را اعلام میکند، رسانههای تبلیغاتی نیز کارکرد تکراری و خستهکننده دوران مدرن خود را از دست میدهند. در تبلیغات پست مدرن و وب ۲ هم نوع رسانه و هم کیفیت و کمیت و هم کارکرد آن
تفاوت های بین تبلیغات سنتی و تبلیغات مدرن:
تبلیغات سنتی غالبا چهره به چهره یا رودررو است و از عمق و تاثیرگذاری بیشتری بر مخاطب برخوردار است
در تبلیغات سنتی ارتباط گر در معرض دید و در دسترس مخاطبان است.
شخصیت ،خصوصیات فردی ،رفتاری ،صدا و حالات چهره و قیافه در تبلیغات سنتی نقش مهمی دارد
در تبلیغات سنتی از ابزارهای تکنولوژیک و پیچیده یا استفاده نمی شود و اگر هم استفاده شود بسیار محدود است
در تبلیغات سنتی فضا در دست مبلغ است و آن را کنترل میکند بازخوردش آنی و فوری است و مخاطبانش گسترده و ناهمگون می باشد
در تبلیغات مدرن مخاطبان گسترده و ناهمگون می باشد
تکثیر پیام ریاد می باشد و ارتباط سطحی و ناپایدار است
در تبلیغات مدرن همه چیز نسبی است چون رسانه ها به عامل بیرونی چون مخاطب وابسته است
پراکندگی رسانه ها در تبلیغات مدرن ظاهرا مشهود است. در تبلیغات مدرن از رسانه های مختلفی که ظاهرا بیربط به بازاریابی محصول است استفاده می کنند.
در تبلیغات مدرن اعتقاد به استفاده از هر چیزی و ترکیب وجود دارد هر چند ناسازگار و بیربط باشد به همین علت در این سبک از ترکیب چند رسانه ای استفاده می شود.برای نمونه بیلبرد تلویزیونی ترکیب دو رسانه بیلبورد و تلویزیون با یکدیگر استدگرگون میشود.
تبلیغات وب ۲ و تبلیغات فرامدرن چیست؟
اکنون دورانی فرارسیده است که به طور میانگین ۸ ساعت از عمر هر فردی با اینترنت می گذرد دیگر رسانه هایی مانند تلویزیون رادیو روزنامه و مجلات نقش کمرنگی دارند هر فرد به طور متوسط سعی می کند تا اخبار و برنامه های مورد علاقه خود را در حین کار و پشت دستگاه رایانه خود که بسیار انعطاف پذیر و در دسترس است نگاه کرده و از آنها استفاده کند. در کشور آلمان چند شبکه تلویزیونی در حین شروع به کار به خاطر مخاطب کمتر ورشکست شده اند دیگر دوران برخی از رسانه ها آرام آرام به پایان می رسد و بشر امروزی زندگی خود را پشت ماشین هوشمند کوچکی به نام اینترنت و کامیپیوتر به سر می برد. هنوز از وب۲ و تبلیغات وب ۲ تعریف کاملا مشخص و واضحی ارایه نشده است. اما به طور کل وب۲ را “نسل جدید اینترنت” می نامند در واقع به خاطر رشد شبکه های اینترنت و تبلیغات در آنها کارکرد اینترنت و تبلیغات در آن با چالشهایی مواجه شده است.
با توجه به حجم عظیم تبلیغات در رسانه های مختلف چگونه می توان مخاطبان را به سوی محصول و خدمت جذب کرد؟ چگونه می توان در رقابت های تبلیغاتی پیروز شد؟ چگونه می توان اینترنت را کاربر گرا و مورد استفاده همگان کرد؟ آیا امکان استفاده مطلوب از وب سایتها در شرایطی که میلیونها خبر، مطلب، پیام و تبلیغات را عرضه میدارند وجود دارد؟ آیا راهی هست که اینترنت را تعاملی تر کند؟ چرا تبلیغات اینترنتی انتخابی شده است؟ آیا راهی برای اثربخشی بهتر تبلیغات در اینترنت وجود دارد؟ تبلیغات در اینترنت چگونه می تواند ارزش و فروش محصول یا خدمت را افزایش دهد و…
وب۲ نام تکنولوژی خاصی نیست بلکه یک اصطلاح عمومی است برای آنچه که “نسل جدید اینترنت” و “نسل جدید تبلیغات” نامیده شده و مشخصه عمده آن این است که متمرکز بر مخاطب و کاربر است. در تبلیغات «وب ۲» نیز برخلاف تبلیغات در گذشته که تمرکز بر رسانه و پیام بوده است تمرکز بر مخاطب و کاربران است و سعی می کند در تبلیغات و بازاریابی مخاطب را نیز وارد میدان کرده و به او سود یا ارزش برساند«وب ۲»یک رویکرد نو با استفاده از برخی فن آوری های نوین برای پاسخ به این چالشها است.
از جمله مفاهیم و فناوریهایی که بر تبلیغات فرامدرن و تبلیغات وب ۲ مؤثر هستند میتوان از ویکیها، پادکستها و RSSها نام برد. چند نمونه از وب سایتها و تکنیک های تبلیغات وب ۲ شامل موارد زیر می باشد.
ویکیپدیا دایرةالمعارفی است که تحت «وب۲» طراحی شده است.این دایره المعارف آن لاین توسط کاربران نوشته و مدام ادیت میشود. در این تکنیک تبلیغاتی و بازاریابی مخاطبان را وارد بازی می کنند و سعی می کنند محصولی که توسط خود مخاطبان ساخته می شود توسط خود آنها نیز تبلیغ شده و به فروش برسد.
Technerati یک موتور جستجوی وبلاگ است که وبلاگها را بنا بر اینکه دیگر وبلاگها چقدر به آنها لینک داده اند ردیف می کند. در این تکنیک تبلیغات پست مدرنی دیگر رقابت تبلیغاتی کنار گذاشت شده وسعی می شود تا مخاطبا را در انتخاب آزاد گذاشت.
Flicker سایتی که هر کسی می تواند تصویری(عکسی) ارائه کند و همه در این تصاویر سهیم و شریکند و می توانند از آن استفاده کنند.
در واقع در تبلیغات پست مدرن و تبلیغات وب۲ رابطه کاربر با اینترنت به معنی واقعی کلمه تعاملی می شود.دیگر این خود کاربران هستند که تبلیغات می کنند و به گسترش پیام رسانی کمک می کنند و خود کاربران نیز عضوی از رسانه تبلیغاتی می شوند. در حقیقت در تبلیغات پست مدرن مشتریان و مخاطبان با روشها و استراتژیهای خاصی، خود وارد صحنه میشوند. برای نمونه در شبکهX تلویزیون گفته شد: «بینندگان عزیز سریع شبکه Yرا انتخاب کنید» وقتی که مخاطبان شبکه Y را انتخاب کردند با تبلیغ یک محصولی مواجه شدند که بسیار جالب و دیدنی بود.
امروزه افراد، شرکتها و سازمانها (در هر سطح و اندازه ای که باشند) از وب سایتها برای ایجاد یا گسترش کسب و کار آنلاین استفاده می کنند. جهان اینترنت و تجارت هر لحظه مترصد فرصتی است برای گشودن افقی در کسب و کار وب.
تبلیغات پست مدرن:
در واقع اصطلاح «پست» به معنای ماورا و نقطه پایان اشاره دارد پستمدرنیسم نیز در صدد به پایان رساندن مدرن و اعلام پایان مدرنیته در تمامی زمینههای علمی، فرهنگی، اجتماعی، ادبیات،فلسفه،سینما، هنر، تبلیغات، بازاریابی و …است. از هنگامی که کاتلر پایهگذار بازاریابی مدرن شناخته شد و بر بازاریابی مدرن «مشتری پادشاه است» تأکید کرد، محققان دیگری با پژوهشهایی، نظریههای مخالف او را ثابت کردند و به همین صورت بازاریابی ضد کاتلری و بازاریابی پستمدرنی پدیدار شد که ثابت میکرد مشتریان از اینکه همان لحظه نیازشان برآورده شود و از این همه توجه خسته شدهاند. بلکه مشتریان میخواهند، قدم بزنند، قیمت کنند، کمی تجربه کنند، ببینند، بشنوند، و سپس خودشان خرید کنند. در بازاریابی پستمدرن از اینکه مشتری همان لحظه ارضا شود، اجتناب میشود و با پژوهشها و بررسیهایی ثابت میکند با به تاخیر انداختن رفع نیاز مشتری، مشتری به کالا ارزش میدهد و حاضر است آن را با قیمت بهتری خریداری نماید. به همین صورت در تبلیغات نیز مخاطبان از این همه رنگ، صدا و حرکت به تنگ آمدهاند و آسایشی ندارند. در شبکههای ماهواره و تلویزیون مخاطبان با مشاهده تیزرهای تبلیغاتی سریع شبکهها را تعویض میکنند. مخاطبان از این همه بوق، صداها، رنگها و شعارها خسته شدهاند. در گذر از مدرنیته و در دنیای پستمدرن گاهی شرکتهایی با کمترین شعار و با کمترین سر و صدای تبلیغاتی بیشترین سود را از آن خود کردهاند. (مانند بانک ولزفارگو، شرکت اپل، شرکت مایکروسافت و ….
ویژگی های مهم تبلیغات پسامدرن و تبلیغات وب۲:
با شروع مباحث وب ۲ برخی مایلند جنبههای تکنیکی آن را برای مخاطبانی همچون متخصصان تبلیغات برنامهنویسان و طراحان وب تشریح کنند. بعضی نیز به کاربردهای تجاری آن نظر دارند و میخواهند وب ۲ را به صورت پلتفرم platform ترسیم کنند که روشهای هوشمندانهای برای کسب وکار آنلاین دارد. در این بخش به طور خلاصه و ساده برخی از ویژگی های تبلیغات وب ۲ و همین طور تبلیغات پست مدرن ارایه می شود. ۱- وب و تبلیغات بهعنوان یک پلتفرم
یکی از مهمترین ویژگی های تبلیغات پست مدرن و وب۲، پلتفرم بودن آن است وب۲ را میتوان بهصورت مجموعهای از اصول و شیوهها در نظر گرفت که منظومهای کامل از سایتها، که همه یا بعضی ازاین اصول را دنبال میکنند، در حول هسته آن با فواصل کم وزیاد قرار گرفتهاند. در واقع در وب ۲ بازار و اینترنت به ابزاری مانند کتابخانه مانند تبدیل می شود در صورتی که در وب ۱ اینترنت به ابزاری مانند روزنامه و مجله مانند تصور
اغلب خدمات تبلیغی را بهعنوان یک “سرویس وب” در نظر نمیگیرند. هر بَنِر تبلیغاتی در واقع یک همکاری یکپارچه و بی وقفه بین دو وب سایت است که یک صفحه وبِترکیبی را بهخواننده، که او هم پشت یک کامپیوتر دیگر است، نشان میدهد.
اگر بگوییم نتاسکیپ نماد وب۱ است، بدون شک میتوان گوگل را نماد بارز بازاریابی و تبلیغات پست مدرن و وب۲ دانست.
برداشت نت اسکیپ از “وب بهعنوان پلتفرم” مطابق با الگوهای نرمافزاری قدیمیبود. محصول اصلیاین شرکت یک مرورگر وب بود؛ یک برنامه کاربردی عمومی.
استراتژی آن نیز این بود که با استفاده از تسلطی که در بازار مرورگر داشت، بازاری برای محصولات سرور گرانقیمت ایجاد کند.
در نهایت، هم مرورگرهای وب و هم وب سرورها بهکالاهایی عادی و بدون ارزش افزوده تبدیل شدند.
در مقابل، گوگل از همان ابتدا خود را بهصورت یک برنامهکاربردی تحتوب ذاتی شروع کرد. هیچ وقت فروخته نشد یا به صورت یک بسته نرمافزاری عرضه نشد، بلکه بهصورت یک سرویس ارائه شد که مشتریان مستقیما یا غیرمستقیم برای استفاده از آن پول میپرداختند. در این مدل هیچیک از محدودیتها و مشکلات قدیمی صنعت نرمافزار وجود ندارد. هیچ زمان انتشار برنامهریزی شده و اجباری برای نرمافزار وجود ندارد و فقط بهبودهای مداوم در آن اعمال میشود. هیچ مدل مجوزدهی یا قابلفروشی نیست، بلکه فقط استفاده است.
در دنیای پست مدرن، گوگل در زیربنا نیاز بهقابلیتی دارد که نت اسکیپ هرگز بهآن نیاز نداشت؛ مدیریت بانکاطلاعات. گوگل فقط مجموعهای از ابزارهای نرمافزاری نیست، بلکه یک پلت فرم پایگاه داده تخصصی است. بدون داده،این ابزارها بلااستفاده خواهند بود. بدون نرمافزار، دیتا قابل مدیریت نیست. مجوزدهی نرمافزار و داشتن کنترل بر APIها، یعنی اهرمهای قدرت در دوران گذشته، دیگر کارایی ندارند. چراکه نرمافزار اصلا نیازی بهتوزیع شدن ندارد و فقط اجرا میشود. ولی بدون توانایی جمعآوری و مدیریت دادهها نیز، نرمافزار کاربرد خود را از دست خواهد داد. در حقیقت، ارزش محصول خدمت و نرمافزار بهمقدار و پویایی دادههایی وابسته است که مدیریت میکند.
ديدگاه جامعه شناسي در مورد تبليغات:
از دیدگاه جامعه شناسی توجه به فرهنگ و خرده فرهنگ مردم جامعه برای امر تبلیغات از ضروریات به شمار می رود چون تمایلات پیشین مردم، ارزش ها، هنجارها و باورداشت های مردم اقتضا می كند آن قسمت از برنامه ها را كه به نظرشان مهم است بهتر و بیشتر در خاطر بسپارند.
ولی متأسفانه در كشور ما مصرف كننده هنوز برای خرید كالا به دوستان و تجربه آشنایان مراجعه می كند كه یكی از علل چنین وضعیتی، ضعف نظام ارتباطی و تبلیغاتی ماست. اغلب سازمان های تبلیغاتی حتی با تبلیغ گسترده نتوانسته اند اعتماد مشتری را جلب كنند. از این رو تبلیغات دهان به دهان رشد بیشتری پیدا كرده و گاه دیده می شود مخاطب با آغاز برنامه های تبلیغاتی در تلویزیون یا رادیو، كانال را عوض كرده یا به كارهای شخصی خود می پردازد و تنها چیزی كه باقی می ماند هزینه های هنگفت تبلیغاتی برای شركت های مختلف است.
نتيجه گيري:
روابط عمومی و تبلیغات دو عبارت متفاوت است وهرگز نباید آنها را به یک معنی تصور کرد زیرا زمینه کار روابط عمومی ادراک و شناخت است که از آن به عنون قوای فکری سازمان یاد می شود . در حالی که زمینه کار تبلیغات ، بازاریابی و تحرک احساسات و عواطف است که از آن به عنوان قوای احساس سازمان نام برده می شود پس همیشه سعی کنیم علاوه بر ترغیب به اقتناع مخاطبان نیز توجه کنیم تا تفاهیم آنها را بدست آوریم وبه نظر دکترینهای روابط عمومی مهمترین نتیجه اخلاقی که از این مقاله می شود گرفت دراین یک جمله نهفته است که « مدیر ارشد هر سازمانی شایسته و لایق همان روابط عمومی است که دارد » نه کمتر ونه بیشتر
اخبار رسمی چیست؟
اخبار رسمی یک پلتفرم ارتباط رسانهای است که به وسیلهی آن میتوانید فرآیندهای روابط عمومی، برندینگ و بازاریابی کسب و کار خود را بصورت کارآمدتر، سریعتر و ارزانتر مدیریت کنید و حضور قدرتمندی در رسانهها داشته باشید.
پلتفرم اخبار رسمی، یک راهکار روابط عمومی را در اختیار شما قرار خواهد داد که از طریق آن میتوانید به تقویت فعالیتهای بازاریابی و ارتباط خود با رسانهها بپردازید.
«اخبار رسمی» امکان ارتباط سادهی کسب و کارها با طیف وسیعی از رسانهها و دیده شدن در آنها را فراهم میکند.
فعالیتهای روابط عمومی و بازاریابی محتوایی که از موثرترین رویههای روز هستند، با «اخبار رسمی» قدرت بیشتری خواهد داشت.
ارتباط موثر با رسانهها و افکار عمومی، قدرت هدایت اذهان را در اختیارتان قرار خواهد داد؛ که میتواند در صحنهی رقابت، پیروز میدان را تعیین کند.
آمادگی برای واکنش به تحولات بازار از طریق فعالیتهای رسانهای، باعث بیمه شدن کسب و کار شما در برابر بحرانها میشود.
با راهکار روابط عمومی اخبار رسمی، تنها چند گام ساده با در اختیار گرفتن دفتر آنلاینتان و حضور در رسانهها فاصله دارید
گزارش جامعی از بازدید مطالب و اخبار شرکتتان را دریافت کنید. اطلاع بیدرنگ از وضعیت توزیع مطالب، مدیریت دیدگاهها و نظرات خوانندگان و نیز جمعآوری انعکاس اخبارتان در سایر رسانهها هیچگاه به این سادگی نبوده است.
این گزارشها، تاثیر بسزایی در بهبود فعالیتهای روابط عمومی و تقویت جایگاه کسب و کارتان در میان مردم و رسانهها خواهد داشت.
اخبار رسمی، حلقه گمشده روابط عمومی ما بود. آشنایی با اخبار رسمی جهشی در روابط ما با دنیای بیرون از شرکتمان بود.
اخبار رسمی را به عنوان یک پلتفرم سریع و مطمئن تجربه کردم. سریع از آن جهت که دیگر دغدغه پیدا کردن خبرنگار را ندارم و مطمئن از اینکه خبرم به شکلی هست که مخاطب، خود آن را پیدا میکند.
اخبار رسمی یکی از کارآمد ترین سرویس های فعال در داخل کشور هست که به شرکت ها این امکان رو میده تا با کمترین هزینه، در معتبر ترین مراجع خبری دیده بشن
اگر برداشت اولیه مثبت باشد پایه و اساس ارایه خدمات به مشتری شکل خوبی پیدا می کند و اگر برداشت اولیه منفی باشد باید تلاش خیلی بیشتری برای تغییر ذهنیت مشتری صورت دهید.حال سوال این است: ما چگونه می توانیم برداشت اولیه مثبتی در ذهن مشتری ایجاد کنیم؟
مردم اول شما را می بینند و بعد صدای شما را می شنوند.اولین گام برای ایجاد یک برداشت اولیه مناسب ، ظاهر شماست.اگر ظاهر مناسبی نداشته باشید ،باعث می شود یک مانع اولیه در برابر برداشت اولیه مثبت مشتری ایجاد شود.لباس پاکیزه و متناسب با کسب و کار خود بپوشید.لباس شما باید مرتب باشد.سر وضع شما باید مرتب و متناسب با کسب و کار شما باشد : موی شما،آرایش چهره شما،ریش شما ،کفش شما،زیور آلات شما و ….
در یکی از مقالات قبلی به نام زبان بدن سازمان در رابطه با محیط کسب و کار و سازمان به طور مفصل صحبت کردم.محیط کسب و کار شما باید مطابق با انتظار مشتری و حتی فراتر از انتظارات وی باشد.برای نفوذ در دل مشتری محیط باید تمیز و مرتب باشد.جا برای نشستن مشتری موجود باشد و به طور کلی مشتری باید احساس راحتی داشته باشد.
همه ما در دوران کودکی اصول رفتار مودبانه را آموخته ایم ولی در کسب و کار و تعاملات خود با مشتریان گاهی اوقات این اصول را فراموش می کنیم.
به طور کلی فرمت تصویر و تلویزیون ها به سه گروه اصلی تقسیم بندی میشوند
👇👇👇👇👇
1-فرمت استاندارد: در این حالت تصاویر از دقت 720 پیکسل به صورت افقی و حداکثر 576 پیکسل به صورت عمودی برخوردارند که معمولا در تلویزیون های استاندارد دیده میشود.
این همان کیفیت فیلمهای dvd موجود در بازار است.
2-فرمت HD: در فرمت HD کاربر قادر خواهد بود تصاویر را با دقت 1280 پیکسل به صورت افقی و 720 پیکسل به صورت عمودی مشاهده کند که در این صورت کیفیت قابل مشاهده بهبود فراوانی می یابد.این فرمت را تحت عنوان HD Ready نیز می شناسند.
3-فرمت Full HD: در فرمت Full HD کیفیت تصویر به بهترین حد خود می رسد و کاربر قادر خواهد بود کوچکترین جزئیات تصویر را به راحتی مشاهده کند. در این فرمت تصویر حداکثر 1920 پیکسل به صورت افقی و 1080 پیکسل به صورت عمودی قابل مشاهده خواهد بود. پس به همین علت به این نوع فرمت 1080 نیز اطلاق میشود که در کل نشان دهنده حداکثر پیکسل های تصویر در حالت عمودی است.
سایزهای فرمت استاندارد SD
👇👇👇👇👇
720×576
576i
16:15
D1/DV PAL
—------------------------
704×576
576p
12:11
EDTV PAL
—------------------------
720×480
480i
8:9
DV NTSC
—------------------------
720×486
480i
8:9
D1 NTSC
—------------------------
704×480
480p
10:11
EDTV NTSC
سایزهای فرمت استاندارد HD
576p2
704x576
405,504
Progressive
25, 50
—------------------------
720p
1280×720
921,600
Progressive
23.976, 24, 25, 29.97, 30, 50, 59.94, 60
—------------------------
1080i
1920×1080
2,073,600
Interlaced
25, 29.97, 30
—------------------------
1080p
1920×1080
2,073,600
Progressive
23.976, 24, 25, 29.97, 30, 50, 59.94, 60
—------------------------
2K
2048x1536
3,145,728
Progressive
—------------------------
2160p
3840×2160
8,294,400
Progressive
مزیت تصویر HD به سیستمهای استاندارد فعلی ( PAL,NTSC,SECAM) در چیست؟
👇👇👇👇👇
سه مورد تفاوت اساسی بین HDTV و آنچه بنام تلویزیون استاندارد مشهور است(یعنی NTSC , PAL , SECAM )وجود دارد. این سه مورد عبارتند از : افزایش رزولوشن تصویر، استفاده از نسبت تصویر عریض 16:9 به عنوان استاندارد و توانایی پشتیبانی از صدای چند کاناله مانند دالبی دیجیتال.
انواع رابطها در ویدئو ، سیستم ، تلویزیون
1- كامپوزيت
اين نوع ورودي داراي پايين ترين كيفيت اما بالاترين رنج سازگاري است. هر دستگاهي كه داراي ورودي ويدئو باشد، حتماً شامل ورودي كامپوزيت هم هست. دستگاه مورد نظر را مي توانيد با استفاده از يك سيم رابط 75 اهمي با جك RCA به تلويزيون متصل كنيد.( Capable of SDTV at 480i )
2- S ویدئو
اين سيستم ورودي، كيفيت بالاتري را ايجاد مي كند و اغلب دستگاهها بجز سيستم هاي VCR شامل اين ورودي مي باشند. براي اتصال داراي يك سيم مخصوص بخود مي باشد و با استفاده از سوكت هاي مولتي پين قابليت اتصال را پيدا مي كند. ( SDTV at 480i and EDTV at 480p )
3- كامپوننت
اين ورودي براي اتصال رسيورهاي ماهواره اي، دستگاه DVD، و بلو ري (Blue Ray) كاربرد دارد كه با يك سيم سه سر 75 اهمي به تلويزيون متصل مي شود. ( Capable of SDTV at 480i, EDTV at 480p, HDTV at 720p, 1080i & 1080p )
4- VGA
سيستم اتصال آنالوگ RGB كه در ابتدا در ساخت كامپيوتر ها مورد مصرف قرار مي گرفت.( Capable of SDTV at 480i, EDTV at 480p, HDTV at 720p, 1080i & 1080p )
DVI-5
يكي از پر كيفيت ترين انواع ورودي هاست. اين سيستم اتصال ديجيتالي تصاوير مي تواند تنها با كمك يك آدابپتور به سيستم هايي كه داراي خروجي HDMI هستند متصل گردد. همچنين مي توان از آن براي اتصال تلويزيون به كامپيوتر نيز كمك گرفت كه به اين منظور يك سيم مخصوص به انضمام سوكت مولتي پين مورد نياز است. ( Capable of SDTV at 480i, EDTV at 480p, HDTV at 720p, 1080i & 1080p )
HDMI -6
مي توان گفت اين مشخصه همان سيستم DVI است با اين تفاوت كه صداي ديجيتال و لينك كنترل هم به آن اضافه شده و در شمار اصلي ترين مشخصه هاي تلويزيون هاي نسل جديد قرار مي گيرد. براي اتصال Blue-Ray به تلويزيون نيز از همين مورد استفاده مي شود. بايد موقع خريد به اين مطلب توجه كنيد كه تلويزيون منتخب شما داراي چند ورودي HDMI مي باشد. سعي كنيد حداقل 3 تا 4 ورودي HDMI داشته باشد تا بتوانيد در آن واحد دستگاههاي مختلفي را به آن متصل نماييد. ( Capable of SDTV at 480i, EDTV at 480p, HDTV at 720p, 1080i & 1080p )
تاثیر شبکه های اجتماعی در بازاریابی الکترونیکی
مقدمه:
به طور کلی شبکه های اجتماعی به عنوان ساختارهای اجتماعی ساخته شده از گره ها میباشند که معمولا افراد یا سازمان ها به وسیله یک یا چند نوع خاص ارتباط مثل تبادلات مالی،دوستی،تجارت،احساسات،تعصبات،سرگرمیها و عادات بهم مرتبط میشوند.شبکه های اجتماعی مردم را با همهی علاقه مندی های متفاوت به هم متصل میکنند. یکی از ناحیه های گسترشیافته در استفاده از این شبکه ها محیط های صنفی و به صورت شرکت درآمده می باشد.
محققان اجتماعی سالیان زیادی به این سوال اساسی که چگونه تمایلات،رفتارها و نوآوریها از طریق شبکه های اجتماعی گسترش پیدا میکنند علاقه مند بوده اند.
مدل های شبکه های اجتماعی بیشتر وصفی و توصیفی هستند تا پیشگویانه و در سطح های بسیار درشت و عموما با تعداد کمی از پارامترهای جهانی ساخته می شوند و برای پیشگویی واقعی از رفتارهای آینده مناسب نیستند.در گذشته به علت کم بودن تعداد شبکه های در دسترس برای مطالعات آزمایشی و تجربی و نیز اینکه اطلاعات کمی در مورد گره ها وجود داشت با کمبود اطلاعات زیادی مواجه بودیم.خوشبختانه رشد و افزایش اینترنت این تراژدی را تغییر داد.
امروزه حجم عظیمی از اطلاعات در شبکه های اجتماعی، بلاگ ها،سایت های تسهیم اطلاعاتی و سایت های شبکه های اجتماعی و نیز بازی های آنلاین در دسترس هستند.
این شبکه ها عموما دارای ده ها هزار تا میلیون ها گره بوده و اغلب شامل مقدار زیادی از اطلاعات کافی برای ساخت چنین گره هایی می باشند.
شبکه های اجتماعی گرایشی جدید در بازاریابی الکترونیکی :
در دنیای بازاریابی الکترونیکی مدل های کسب و کار جدیدی معرفی شده اند و گرایشات جدیدی نیز در حال ظهور میباشند.یکی از آخرین گرایشات،وب سایت های شبکه های اجتماعی هستند که نه تنها تعداد زیادی کاربر و بازدید کننده را جذب کردهاند بلکه مکانی برای قرار دادن تبلیغات آنلاین شرکت ها و کمپانی های مختلف می باشد.
کسب و کارها استفاده از شبکه های اجتماعی را به عنوان راهی برای کمک به ارتباط کارکنان،مشتریان برای به دست آوردن اطلاعات و کمک را آغاز کرده اند. کمپانی های کسب و کار از سرویس های شبکه های اجتماعی برای حمایت از محصولات خود و یا سرویس دهی به مشتری به عنوان گرایشی جدید استفاده می کنند. علاوه بر شبکه های اجتماعی استفاده شده به وسیله کمپانیها، فراهم آوردن سرویسهای کارمندان یا مشتریها، شبکه های اجتماعی آنلاین محبوب مثل Ning.com تبلیغات آنلاین از خرده فروشیها و شرکتهای دیگر را جذب می کنند. قرار دادن تبلیغات آنلاین در وب سایت های شبکههای اجتماعی از مزیت حجم بازدید بالای مشتریان بالقوه بهره مند خواهند شد. اکثر کسب و کارهای آنلاین از مدلهای درآمدی چندگانه استفاده می کنند و تقریباً تمام وب سایت های شبکه های اجتماعی از مدلهای درآمدی تبلیغات، حق اشتراک و کارمزد پیوند استفاده می کنند. ولی منبع درآمد اصلی شبکه های اجتماعی آنلاین تبلیغات و کارمزد پیوند می باشد. حق اشتراک سهم کمتری در میزان درآمد آن ها دارد .
آیا شبکه های اجتماعی تجارت الکترونیک را بهبود می بخشد؟
شبکه های اجتماعی تاثیر بسیار مهمی بر چگونگی ارتباط کاربران اینترنت دارند. امروزه کاربران اینترنت به دنبال تحقیق و تقسیم اطلاعاتشان هستند. نتایج نشان می دهد هنگامی که اکثر کاربران در شبکه های اجتماعی درگیر نباشند، آنهایی که با دوستانشان از طریق شبکه های اجتماعی تراکنش و داد و ستد دارند، معمولاً منفعت های مهمی در فرم رضایت بالاتر کاربران بدست می آورند. کاربران به این شبکهها ملحق شده،پروفایلهای خود را منتشر و پشتیبانی کرده و ارتباطاتی را با دوستانشان ایجاد می کنند.
نتیجه این ارتباطات اجتماعی سندی است که نشان دهنده سطح و مقدار اعتماد ایجاد شده بین کاربران مرتبط می باشد . افراد بسیاری معتقدند که افزایش بازارهای آنلاین با خصوصیات و ویژگی های شبکه های اجتماعی باید اعتماد مابین طرفین تراکنش و رضایت کاربران را بهبود بخشد.
مشتریان بازارهای آنلاین سنتی مانند craigs list ، eBayبه طور معمول با افرادی کاملاً غریبه داد و ستد انجام میدهد که بنابراین آنها را در برابر متقلّبین آسیب پذیر می نماید.در حالی که یک بازار اجتماعی ویژگی های شبکه های اجتماعی را با جامعه خرید آنلاین جمع کرده و به مشتریان اجازه خرید از دوستان یا دوستان دوستانشان را میدهد.
برای ارزیابی تاثیر شبکه های اجتماعی بر بازارهای آنلاین ارتباط کاربران و رفتار آنها از طریق یک پایگاه دادهای بزرگ از کاربران overstock Auction مورد مطالعه قرار گرفته است.
Overstock Auction یک خانه حراجی مشابه با UBID و eBay می باشد. ولی از لحاظ اجتماع شبکه های اجتماعی،با جامعه بازار،تک و منحصر به فرد می باشد. همانند دیگر شبکه های اجتماعی این حراجی نیز کاربران را تشویق به ایجاد یک پروفایل از طریق یک صفحه اختصاصی همراه با تاریخچه فردی ، عکس و ارتباط با دوستان می نماید.ولی بر عکس شبکه های اجتماعی معمولی این سایت شامل اولویت های خرید و سیاست های بازگشت می باشد.
Overstock Auction از اعضای 2 شبکه مختلف حمایت و پشتیبانی میکند. کاربران می توانند از طریق ایجاد رابطه دوستی با سایر کاربران،عضو شبکه اجتماعی شوند و کاربرانی که آیتم هایی را خرید یا فروش می نماید قسمتی از شبکه کسب و کاری خواهند شد.جایی که هر لینک،2 کاربر را که در آن تراکنش سهیم و دلالت داشته اند را بهم متصل می کند.
برای هدایت و راهنمایی تصمیم گیریهای مالی آن ها،این وب سایت اطلاعات کاربران برای چگونگی ارتباط با هر شرکت تجاری بالقوه ای را پیشنهاد میدهد.
Overstock Auction شبکهای اجتماعی و خردهفروشی آنلاین با چهار صد هزار کاربر است که نام تجاری کالاها را پیشنهاد و قیمت آنها را از طریق اینترنت کاهش و تخفیف قائل می شود.
گراف و آنالیز ارتباطی در Over stock:
گراف شبکه کسب و کار دارای 398989 کاربر در حالی که گراف شبکه شخصی دارای 85200 کاربر می باشد. 52484 کاربر هر دو شبکه شخصی و کسب و کاری را دارا می باشند و بر این نکته دلالت دارد که % 86 از کاربران شبکه کسب و کار در Over stock دارای شبکه شخصی نمی باشند. بنابراین اکثر کاربران علاقهمند به تراکنش های مالی بوده و ناآگاه و یا بی علاقه به شبکه اجتماعی Over stock می باشند .
%38 از همه کاربران که برابر 32716 نفر می باشند دارای پروفایل اجتماعی هستند ولی هرگز فعالیت و تراکنش اقتصادی انجام نمی دهند.
جدول 1-دادههای شبکه اجتماعی over stock
اعتقاد بر این است که Over stock می تواند با آگاه ساختن کاربران از منفعت شرکت در شبکه های اجتماعی بسیار موفقتر شود.
در مرحلهی بعد این بازرسی که آیا کاربران تمایلی به داشتن دوست مشترک در هر دو شبکه اجتماعی و کسب و کار دارند صورت گرفت که هدف از این کار مشاهده میزان اشتراک مابین این دو شبکه میباشد.
برای هر کاربر درصد این که دوستان شبکه اجتماعی او جزء دوستان شبکه کسب و کاری او هستند نیز محاسبه شد. همان طور که قبلاً هم مشاهده شده بود 86% از کاربران در پایگاه داده شبکه شخصی ندارند و برای 85200 کاربر باقی مانده مشاهده شد که 94% از آن ها کمتر از 50% دوست مشترک در هر دو شبکه دارند که در حقیقت 82% از کاربران کمتر از 1% دوست مشترک در هر دو شبکه شخصی و کسب و کاری دارند .
اگر فرض شود که کاربر،خرید هر آیتم معلوم و معینی از یک دوست را بر غریبه ترجیح می دهد این ذهنیت ایجاد می شود که کاربران اغلب قادر به قرار دادن کالاهای مطلوب خود در شبکه های اجتماعی نمی باشند. هنگامی که معکوس حالت قبل محاسبه شد مشاهده شد که 6% از کاربران %100 دوستان و ارتباطات شخصی آنها در شبکه های کسب و کاری آنها نیز شرکت دارند. بنابراین، این کاربران فقط با دوستان اجتماعی خود داد و ستد دارند و یا شرکای کسب و کاری خود را به ملحق شدن در شبکه های شخصی خود دعوت می نمایند.
هدف از انجام آزمایش ذکر شده مشخص کردن اثر شبکه های اجتماعی بر رضایت تراکنش های تجربه شده خریداران در Over stock بود .
تراکنش،اگر خریدار یا فروشنده نرخ و بهای مثبتی را از این تراکنش دریافت کند موفق تلقی میشود. بنابراین یک نرخ موفق تراکنش برای هر کاربر به عنوان درصد تراکنش موفق نسبت به همه تراکنش های انجام شده به وسیله کاربر نیز تعریف میشود.
آزمایش انجام شده این نکته را بیان می نماید که فقط 22% از همه تراکنش های انجام شده بین شرکا از طریق شبکه های اجتماعی برقرار شده است و اگر چه این نرخ پایین است، ولی این شرکا نرخ موفقیت بالایی را در تراکنش هایشان دریافت نموده اند .
نرخ داد و ستد و کاسبی در Over stock درست و صحیح بوده که ارتباطی قوی و غنی با سطح رضایت کاربران بعد از انجام تراکنششان دارد .
در نهایت مشخص می گردد که کاربران از طریق دوستان خود در شبکه های اجتماعی تراکنش های کمی را انجام می دهند. اگر چه باز خورد کاربران نشان می دهد که تراکنش بین شرکای مرتبط در شبکه های اجتماعی رضایت بالای کاربران را شامل می شود.
شبکه های اجتماعی و تجارت الکترونیک:
این روزها مشتریان به طور چشمگیری رفتارهایشان را همراستا با تکنولوژی و محیط اقتصادی دنیا تغییر می دهند . آن ها حجم زیادی از اطلاعات را به دست می آورند ، از محصولات با خبر،با آن ها آشنا و اعتمادشان را نسبت به تبلیغات از دست میدهند. محصولات و خدمات سفارشی را ترجیح می دهند و کانال های خرید خود را تغییر می دهند. بنابراین کسب و کارها برای بقای خود مجبور به اصلاح یا حتی تغییر استراتژی های تبلیغاتی خود برای از عهده بر آمدن تغییرات،حقایق و رفتارهای مشتریان خود می باشند . این روزها تجارت الکترونیک در حال انتقال از حالت تراکنش پایه به سمت شبکه اجتماعی پایه یا اعتماد پایه می باشند .
چرا ایجاد ارزش مهم است :
هنگامی که در مورد تغییر در کسب و کار صحبت می شود خواه این تغییرات در ساختار سازمانی باشد و خواه در مورد وارد کردن تکنولوژی جدید،لازم است این اطمینان حاصل شود که این تصمیم تغییر، استراتژیک و کارآمد باشد. اگر چه بعید است که هر تغییری در فرم پولی جامه عمل پوشیده شود ولی لازم است که این تغییر کمپانی را در مدت زمان کوتاه یا بلند در مسیری خوب، تحت تاثیر قرار دهد.
تا اندازهای دشوار است که در مورد خوب یا بد بودن سرمایه گذاری شرکت ها در تکنولوژی های موبایل و الکترونیک قضاوت شود،که البته شبکه های اجتماعی نیز یکی از مثالهای چنین سرمایه گذاری هایی می باشند.
برای اتخاذ یک تصمیم درست در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی، لازم است متدی غیر از مدل پولی انتخاب شود. بر اساس نظریه جلسی ( T.jelassi) تکنولوژی اگر طوری ساخته و اجرا شوند که محدودیت های ممکن در داخل ساختار زندگی روزمره کاربران را توسعه و شرح بدهد هنگامی که موانع از بین بروند به جای این که انتخاب های متعددی فراهم شود برای کاربران بالقوه ارزش ایجاد خواهد کرد و می تواند فرصت هایی را برای حمایت بیشتر در مقایسه با تکنولوژی های موجود پیشنهاد کند. برای واضح نمودن آن، ویژگی های یک ارزش است که تعیین می کند چگونه آن ارزش می تواند ایجاد شود
این که چگونه یک ارزش در داخل مدیریت زنجیره تامین ایجاد می شود بایستی فهمیده شود.به طور کلی ایجاد ارزش تفاوت بین منفعت مشتری ( یا میل پرداخت حداکثری برای کالا ) و هزینه های فراهم سازی کالا می باشدکه شکل شماره 1 این نظریه را بیان میکند. اگر چه ارزش ایجاد شده فقط برای فروشنده نیست و مشتری را نیز شامل می شود.
شکل 1- ایجاد ارزش بستگی به وضعیت سود و هزینه دارد
بر اساس نظریه جلسی و شکل شماره 2 ایجاد ارزش فقط به مرئی نمودن سود نبوده و ایجاد مزیت های رقابتی به وسیله تنظیم نمودن استراتژی کمپانی را نیز شامل می شود. میل به پرداخت مشتری مهم و حیاتی است و به وسیله ممتاز نمودن کالا یا خدمات پیشنهاد شده و تلاش های سازمانی به دست خواهد آمد .
شکل2-ارزش ایجاد شده بین تولید کننده و مشتری توزیع میشود.
با هدف معرفی و تسهیل نمودن کانال های جدید تبلیغاتی لازم است که بر ایجاد ارتباطات طولانی مدت، کاهش نرخ فرار مشتری، افزایش سود بخشی مشتریان کم سود و پرورش مشتریان ارزش بالا تمرکز شود. با بهبود مدیریت ارتباط مشتری (CRM) مشکل کمبود اعتماد تا حدی از طریق شبکه های اجتماعی کاهش می یابد.
برای ایجاد ارزش به وسیله شبکه های اجتماعی لازم است که بفهمیم آیا داشتن آنها خوب است یا باید آنها را داشته باشیم.ارزش از طریق زنجیره ارزش کامل و درست بعد از معرفی تکنولوژی ایجاد خواهد شد . ایجاد ارزش به وسیله استفاده از تکنولوژی جدید بیشتر یک هنر است تا یک علم .
افراد زیادی نسبت به اعتبار شبکه های اجتماعی و رفتار مشتریان نسبت به آن بدبین هستند ولی قدرت تجربه آنلاین و ارتباط دوستی آنلاین،خصوصیت و ویژگی،های زیادی از یک جامعه حقیقی را به وب سایت می دهد ولی تشدید و افزایش ارزشهای بالا بستگی به خلاقیت و نوآوری کمپانی خواهد داشت.
شبکه های اجتماعی به طریقی ، تجارت الکترونیک را تغییر داده اند و آن را به سمت مسیری جدید سوق دادهاند. با این کار تجارت الکترونیک بر بعضی مسائل ایجاد شده توسط کسب و کار الکترونیکی و بنگاه های الکترونیکی غلبه نموده است. میزان ارزش ایجاد شده با این روش مهم است که فهمیده شود و این مهم بستگی به میزان استفاده از تکنولوژی خواهد داشت نه کپیبرداری از فعالیتهای ساده.
در این قسمت شبکه های اجتماعی از دیدگاه استراتژی کسب و کار و از طریق ایجاد مدل های کسب و کار برای وب سایتهای شبکه اجتماعی آنلاین با استفاده از نیروهای 5 گانه پورتر مورد آنالیز واقع می شوند.سپس این مدل برای یکی از شبکه های اجتماعی پیاده سازی خواهد شد.
مدل نیروهای پنجگانه پورتر:
آنالیز نیروهای پنجگانه، چارچوبی برای مدیریت کسب و کار می باشند که در سال 1979 توسط پورتر ایجاد گردید . این آنالیز اثر نیروهای نزدیک به کمپانی که توانایی آن ها برای رفع نیاز مشتریان و فراهم کردن سود را شامل می شود آزمایش می کند. تغییر در هر یک از این نیروها کمپانی را نیازمند دستیابی و ارزیابی دوباره بازار می نماید .
شکل 3-نیروهای وارد بر کمپانی
1- قدرت خریدار : هنگامی زیاد است که خریدار حق انتخاب زیادی داشته باشد و هنگامی کم است که حق انتخاب زیادی نداشته باشد . به عنوان یک تامین کننده کالا و خدمات سازمان ها آرزو دارند که قدرت خریدار را کاهش دهند.
2- قدرت فروشنده : هنگامی زیاد است که خریدار حق انتخاب پایینی داشته باشد مبنی بر این که از چه کسی خرید کند و هنگامی پایین است که خریداران حق انتخاب زیادی داشته باشند . قدرت فروشنده و قدرت خریدار عکس یکدیگرند.
3- تهدید جایگزینی کالا یا خدمات : بستگی به گرایش خریدار برای جایگزینی، هزینه تغییر خریدار، سطح آگاهی از محصولات متفاوت و همچنین هزینه های اضافی عملکرد جایگزینی دارد. این تهدید زمانی بالا است که محصولات و خدمات متناوب زیادی وجود داشته باشد و هنگامی پایین است که تناوب زیادی برای انتخاب کردن وجود نداشته باشد.
4- تهدید وارد شوندگان جدید: این تهدید زمانی بالاست که ورود برای رقیبان جدید به بازار آسان باشد و هنگامی پایین است که منع ورود مهمی برای آن ها وجود داشته باشد.
5- رقابت و همچشمی میان رقبای موجود: هنگامی بالاست که رقابت تندی در بازار وجود دارد و هنگامی پایین است که رقابت ساده تری وجود داشته باشد .
مدل نیروهای پنجگانه پورتر را برای یکی از سایت های شبکه های اجتماعی Ning.com استفاده میکنیم.هدف بیان چگونگی استفاده از این مدل در آنالیز مدل کسب و کار است. این سایت برای کاربران خود سرویس های رایگانی، برای ایجاد میزبانی شبکه های اجتماعی خود فراهم می آورد. البته این سرویس های رایگان محدودیت هایی مثل محدودیت فضای دیسک را نیز شامل می شوند.
مانند بسیاری از شبکه های اجتماعی دیگر تبلیغات آنلاین در صفحه های شبکه های اجتماعی ایجاد شده توسط کاربران قرار میگیرد. مدل درآمد دیگر این سایت سرویس حق بیمه « premium service» می باشد که کاربران را به صورت ماهیانه شارژ می نماید.
همان طور که در شکل 4 نیز نمایش داده شده است خریداران اصلی، کمپانیهای تبلیغ کننده و مشترکین حق بیمه هستند.
شکل4-دید مفهومی کاربرد نیروهای پورتر در Ning.com
قدرت خریدار تا زمانی که تبلیغ کنندگان و کاربران حق بیمه همین سرویس ها را از وب سایت های شبکه های اجتماعی دیگر دریافت کنند زیاد است . توجه به این نکته جالب است که فروشندگان اصلی این سایت شبکه اجتماعی، بازدید کنندگانی هستند که این سایت شبکه اجتماعی را بازدید می کنند. دلیل اصلی آن تعداد و انواع انسانهایی هستند که از این سایت بازدید می کنند و مشخص می کند که این سایت چقدر برای تبلیغ کنندگان بالقوه جذاب است.
در مقایسه، بقیه انواع فروشندگانی که سخت افزار ، نرم افزار و پهنای باند شبکه را برای سایت فراهم می آورند نقش کم اهمیتتری را ایفا می کنند.
قدرت فروشنده نیز بالاست به این دلیل که سایت های شبکه های اجتماعی زیادی وجود دارند که بازدید کنندگان ممکن است آنها را برای بازدید انتخاب نمایند. برای کاهش قدرت فروشنده Ning نیاز دارد تا سرویس های جذابی را برای کاربرانش فراهم آورد تا به آنها اجازه دهد که شبکه های اجتماعی جذابی را ایجاد و بازدید کنندگان مشتری را جذب نمایند .موقعی که تعداد اعضا افزایش مییابد ، قدرت فروشنده نیز کاهش می یابد، چرا که اکثر مردم ترجیح می دهند به شبکه های اجتماعی که دوستانشان قبلاً در آن عضو بوده اند ملحق شوند.
تهدید جایگزینی کالا و خدمات نیز در این مورد بالاست چون سرویسهای متناوب دیگری در دسترس خریداران می باشد . این جا هزینه تغییر ، شبکه های اجتماعی خواهد بود که در Ning میزبان می باشند. هزینه تغییر موقعی که اعضای Ning تصمیم به ترک آن و ملحق شدن به فراهم آورنده شبکه اجتماعی دیگری میگیرند بالا خواهد رفت. تهدید وارد شوندگان جدید نیز در این مورد بالاست زیرا از زمانی که Ning شروع به فعالیت کرده است شبکه های اجتماعی آنلاین بسیار دیگری نیز تاسیس شده اند و منع ورود قوی نیز هنوز در این مورد وجود ندارد.
از زمانی که شبکه های اجتماعی مشابه زیادی وجود داشته است رقابت و همچشمی در بین آن ها نیز شدید و تند بوده است.
آنالیز انجام شده از مدل های کسب و کار به این نکته اشاره دارد که تبلیغات، کارمزد پیوند و سرویس های بر مبنای حق اشتراک از مدل های اصلی درآمدی وب سایت های شبکه های اجتماعی می باشد.
آنالیز نیروی پنچ گانه این موضوع را برای شبکه های اجتماعی آنلاین آشکار می سازد که برای ماندن در عرصه رقابت باید سرویس های نو و با کیفیت را فراهم آورند تا هم کاربران جدید را به خدمت بگیرند و هم اعضای قدیمی باقی بمانند. خصوصیات و کیفیت سرویس های فراهم آورده شده است که مشخص می کند آیا مردم به این سایت شبکه اجتماعی قلاب خواهند خورد یا خیر.
در آینده شبکه های اجتماعی آنلاین سرویس های دیگری مانند فروش کالا را نیز به خدمات خود اضافه نموده تا راه درآمد جدیدی را نیز ایجاد کنند .
جمعبندی:
بازاریابی سنتی به خاطر افزایش خوی مشتری به سمت تبلیغات تلویزیونی و نامه های مستقیم در حال انقراض است.
با افزایش محبوبیت سیستم های پیشنهاد محصول، وب سایت های شبکه های اجتماعی و برنامههای گفتگوی آنلاین و شبکههای اجتماعی بزرگ در همه جا وجود خواهند داشت.
شبکه های اجتماعی به طریقی تجارت الکترونیک را متحول ساخته و آن را به سمت مسیری جدید سوق می دهند که با این روش تجارت الکترونیک بر مسائل و مشکلات موجود در کسب و کار و بنگاه های الکترونیکی غلبه کرده است.
تحقیقات اخیر نشان می دهد که بیان شفاهی میان مشتریان برای رشد و توسعه یک کمپانی به مراتب مثبت تر و بهتر خواهد بود.بازار یابی به طرق شفاهی مزیتی اساسی دارد چرا که پیشنهاد و توصیه از یک دوست یا منبع مورد اطمینان می تواند کمبود اعتبار موجود در تبلیغات را جبران نماید.
ماورای بازاریابی، بهینه سازی شفاهی به طور بالقوه قابلیت کاربرد در هر دستگاه و گروه که با وجود منابع کم، از آن انتظار و بازدهی اجتماعی بالایی میرود، خواهد داشت.
در آینده شبکه اجتماعی آنلاین سرویس های دیگری مانند فروش کالا را نیز به خدمات خود اضافه نموده تا راه درآمد جدیدی را نیز ایجاد کنند
تهيه و تنظيم : مهدي گرائلي شيخ -روابط عمومي پست مازندران