چرا آمازون در حالی که محصول kindle برایش زیان آور است، همچنان این محصول را می فروشد؟

مقاله جالب ذیل  پاسخ این سؤال را می دهد:

چه بیزنس هایی از روش های غیرواضح و عجیب پول در می آورند؟

روش های زیادی برای پول در آوردن وجود دارند. ولی شاید با روش های زیر کمتر آشنا باشید:

مک دونالد: آنها بیشتر از اینکه از فروش همبرگر پول دربیاورند، از فروش «حق امتیاز» شعبه های خود کسب درآمد می کنند. امروزه مک دونالد، یکی از موفق ترین کمپانی های حوزه املاک به شمار می رود.

زمانی بود که بخش فروش قطعات و تجاری تویوتا بیشتر از فروش خودروهایش درآمد عایدش می کرد. مثلا اتوموبیل های مسابقه ای MG، هزینه قطعاتشان از خود خودرو بیشتر بود.

-کمپانی Best Buy که ظاهرا در حوزه فروش وسایل الکترونیکی فعالیت دارد، حاشیه سود بسیار کمی از این کار می برد. در عوض، عمده سود کمپانی از بخش مالی، گارانتی های طولانی مدت، بیمه، و تعمیرات حاصل می شود.

- شرکت های هواپیمایی ارزان قیمت معمولاً از فروش بلیت، حتی زیان هم می کنند. ولی با استفاده از فروش غذا در هواپیما، هزینه حمل چمدان اضافه، و سیستم رزرو صندلی کسب درآمد می کنند.

آمازون از فروش کتابخوان های کیندل، سود بسیار کمی دارد. سود اصلی اش از فروش «محتوا» برای کیندل هاست که خود آمازون، اصلی ترین فروشنده ی آن است.

موسیقیدانان معمولا سود اصلی شان را از تورهایی که برگزار می کنند می برند، نه فروش سی دی هایشان.

ورزشکاران معروف، ممعمولاً از قراردادهای اسپانسری و تبلیغات، بیشتر از آنچه که از خود ورزش به دست می آورند، کسب درآمد می کنند.

سود پمپ بنزین ها از فروش بنزین نیز تقریباً صفر است. در عوض، آنها از کارواش، فروش لوازم خودرو، روغن و سایر محصولات مرتبط کسب درآمد می کنند.

سینماها و تئاترها بیشتر از آنکه از فروش بلیت پول به دست آورند، از فروش پاپکورن و سایر تنقلات کنار سالن سینما کسب سود می کنند.

مهمترین هدف هر بیزنسی، داشتن مزیت رقابتی بوده که به معنای کسب سود بیشتر نسبت به رقبا است. بهتر است مدل های نامتعارف کسب سود مازاد را شناخته و از آن در تدوین طرح کسب و کار، بهره ببریم.

منبع :دانستنی های مدیریت

 

شکست آبشاری و فناوری هراسی

شکست آبشاری و فناوری هراسی در آینده زندگی ما غرق در تجلیات فناورانه خواهد شد،اما یادمان باشد که فناوری‌های پيچيده همواره موفق نيستند. در گذشته، اگر ابزاری خراب می‌شد، تعمير آن کمابیش ساده بود. اگر ماشين شما كار نمي‌كرد، چهار يا پنج مساله وجود داشت كه میتوانست عامل خرابی باشد و تعمير هر يك از آنها توسط راننده، به سادگی امکان پذیر بود. امروزه مشكلات پیچیده‌تر شده و به احتمال زياد، به تنهایی قادر به حل مشكل نخواهيد بود. افزون براین، با هوشمند شدن و ارتباط بيشتر وسایل، اين خرابی‌ها ممكن است بسيار فاجعه آمیز تر شود. عبارت شكست آبشاری (Cascading Failure) به خرابی در يكي از اجزای شبكه اشاره دارد كه میتواند تمام شبكه را به زانو در آورد. اگر كليد خانه را گم كنيد، مشكل بزرگی است، اماً دنيا به آخر نمیرسد. در آينده كليد خانه وجود ندارد! شما توسط كارت هوشمند و يا سنجش زيستي وارد خانه ميشويد. بنابراين اگر كارت هوشمند شما گم شود يا حسگر اثر انگشت شما از کار بیفتد، مشكل و دردسر بزرگي پيش آمده، چون ممكن است رمز آن به ساير ابزار درون خانه ما نيز متصل شده باشد. بنابراين قادر به روشن كردن سيستم گرمايش مركزي و يا درست كردن يك فنجان قهوه نیز نخواهيد بود، چون تنظيمات دستگاه گرمايش مركزی و دستگاه قهوه ساز شخصی سازي شدهِ شما، به كارت هوشمند افراد خانوار يا سيستم ورودي متصل شده است. بنابراين مردم به دنبال محصولات قديمی با فناوری با پیچیدگی كمتر خواهند بود و يا محصولات جديد را قطعه قطعه ميیكنند تا اجزای غيرضروري را بر دارند. در بلند مدت، فناوری اين مشكل پيچيده را حل خواهد كرد (اما نمي‌توان به آن اعتماد كرد) سناريوی محتمل‌تر ديگر اينست كه شرکت‌ها به اختراع و توليد اسباب بازی‌هایی مانند يخچال اينترنتی ادامه می‌دهند و برخي ارواح فريب خورده نيز آنها را خريداري می‌کنند! زندگي ما در حال حاضر به اندازه كافي پيچيده است و ما فناوری‌های رویایی مانند خانه‌هاي هوشمند را نمی‌خواهیم، مگر اينكه ثابت شود كه اين ابزار جديد نسبت به نوع قبلی برتری دارد. آيا فناوری های تازه زندگي را ساده‌تر مي‌كند و آيا اين وسيله دنيا را به مكان بهتري تبديل مي‌كند؟ بی تردید فناوریها دشواریهایی را نیز باخود به همراه دارند و ما برای انتخاب درست باید به قابلیتها و دشواریهای فناوری بیندیشیم.

منبع :پيشرفته ترين تكنيك هاي مديريت دکتر یوسفی

ویژگی یک سازمان اخلاق‌مدار

_مواجهه عادلانه در توزیع فرصت‌ها و امکانات: در سازمان نه ‌تنها تبعیض نباشد، بلکه احساس تبعیض(چه واهی چه واقعی) نیزنباشد.

 _شایسته‌ سالاری در واگذاری مسوولیت ‌ها

_نقد‌پذیری، ایجاد سیستمی برای اخذ دیدگاه‌ها‌، تحلیل آنها و ارائه پاسخ و اقدام مقتضی نسبت به انتقادات و پیشنهادات

_پیش‌بینی‌پذیری: یعنی سازمان به لحاظ سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی رفتار آن به گونه‌ای باشد که ذی‌نفعان بتوانند بر مبنای استحکام و ثبات سیاست‌ها و رویه‌ها سازمان، قدرت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی داشته باشند.

_تامین امنیت شغلی: تعریف سنتی امنیت شغلی، یک تعریف حقوقی و قانونی است یعنی تداوم شغل در چارچوب قرارداد یا قانون مگر به ادله محکمه پسند. در حالی‌که تعریف جدید امنیت شغلی چنین است: تواناسازی منابع انسانی یک سازمان به‌گونه‌ای که در این حرفه یا حرفه‌های مشابه همیشه به این فرد نیاز باشد.

_حمایت از جایگاه حرفه‌ای و ایجاد زمینه و ابزار برای ارتقای توانایی حرفه‌ای

_ جبران خدمت مکفی و عادلانه و تلاش برای ارتقای امنیت معیشتی و رفاه همکاران

_پایبندی به راهبردهای توسعه حرفه‌ای و ایجاد زمینه و ابزار برای ایفای کیفی وظایف و ارتقای مهارت‌ها و توان حرفه‌ای

_تقویت ارتباط آسان و صمیمی کارکنان با مدیران سازمان و تقویت مدیریت مشارکتی

_ وفاداری و تعهد به اهداف و رسالت سازمان

_تقویت چابکی سازمانی و ایجاد زمینه برای افزایش چابکی کارکنان: چابکی به معنای تغییر جهت در حین سرعت است. سازمان چابک سازمانی است سریع‌، دقیق‌، بهره‌ور، منعطف و به روز در تصمیم‌گیری و اجرا.

_حمایت و حراست از جایگاه‌، منزلت و حقوق کارکنان سازمان: کارکنان ما حق خطا دارند و باید حق خطا به رسمیت شناخته شود و اگر کارکنان در راستای ایفای وظیفه شغلی و حفظ منافع سازمان خود هم پای آنها به محاکم قضایی کشیده شد، سازمان او باید تمام قد پشت او باشد و از او حمایت کند.

_توجه به بهداشت روانی کارکنان سازمان

_ امانتداری: امانتداری رفتار ارتباطی با امری است مبتنی بر استفاده بهینه از آن امر. استفاده بهینه به مفهوم اقتصادی با کارایی و اثر بخشی ارتباط پیدا می‌کند. جمع کارایی و اثربخشی هم یعنی بهره‌وری. بنابراین مفهوم امانتداری در اخلاق حرفه‌ای به بهره‌وری مربوط می‌شود. مواجهه حقوق با امانتداری یک مواجهه حداقلی است اما مواجهه اخلاقی با امانت‌داری یک مواجهه حداکثری است. به این ترتیب، تلاش برای ارتقای ویژگی‌های فوق در هر سازمان یا شرکت، تلاش در جهت بهبود بنیه اخلاق حرفه‌ای در آن سازمان یا شرکت خواهد بود؛ فرآیندی که باعث افزایش بهره‌وری،‌ تقویت بنیه رقابتی، تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها‌، مدیریت تعارض‌ها‌، هم‌افزایی سازمانی‌، اعتمادآفرینی و بهبود مناسبات در ارتباطات انسانی و تعالی و سرآمدی سازمانی خواهد شد.

منبع: پیشرفته ترین تکنیک های مدیریت دکتر یوسفی

 

هفت مهارت رهبری که اغلب مدیران فاقد آن هستند

نشریه فوربس در یکی از شماره‎های سال 2016 خود، به هفت مهارت و ويژگي رهبری اشاره نموده که اغلب مدیران، فاقد آن می‎باشند. این مهارت‎ها و ويژگي ها عبارتند از:

دریافت دیدگاه‎ها و نقطه‎نظرات دیگران:

بسیاری از مدیران نمی‎توانند دنیا را از نگاه ذینفعان مختلف سازمان همچون مشتریان، هیات مدیره، کارکنان و نهادهای قانون‎گذار ببینند.

 کنترل هیجانات و احساسات:

مدیران موفق، زمانی که در موقعیت ناراحت‎کننده یا خوشحال‎کننده‎ای قرار می‎گیرند، نفسی عمیق کشیده و هیجانات خویش را کنترل می‎نما‎یند.

 کنجکاوی مفهومی:

مدیران موفق زمانی که در برابر ایده‎ای جدید قرار می‎گیرند، دوست دارند بیشتر در مورد آن بدانند، اما مدیران ضعیف معمولا" با گفتن جمله‎هایی همچون "سیاست‎ شرکت، اجازه چنین کاری را نمی‎دهد" و یا این‎که "این تصمیم به شما ربطی ندارد"، کنجکاوی خاصی در برابر ایده‎‎های جدید از خود نشان نمی‎دهند.

 تفکر انتقادی:

تفکر انتقادی برای همه مهم است، اما اهمیت آن قطعا" برای افرادی که گروهی از مردم را مدیریت می‎کنند، بیشتر است.

تفکر سیستمی:

مدیران ضعیف، توانایی دیدن رابطه و وابستگی میان مسائل مختلف و حل یکپارچه آن‎ها را ندارند، در نتیجه، بیشتر به دنبال حل یک مساله در فضای ایزوله هستند. چنین راه‎حل‎هایی، معمولا" پایدار نخواهند ماند.

فروتنی:

مدیران قوی اغلب باور دارند که پاسخ همه مسائل را نمی‎دانند و به عقل‎جمعی و مشورت، محتاج هستند. آن‎ها خود را خردمندتر و باهوش‎تر از سایرین نمی‎دانند.

مربی‎گری:

مربیگری، هنر گوش‎دادن و هم‎د‎لی است. مدیران ضعیف، اغلب بر دستورات مدیریتی و قوه قهریه تکیه دارند تا انجام فرایند مربی‎گری.

 منبع :پيشرفته ترين تكنيك هاي مديريت

 

چگونه ايده هاي ماندگار توليد كنيم.

برادران هیث، نویسندگان کتاب ایده عالی مستدام پس از بررسی صدها ایده ماندگار در دنیا، شش اصل مشابه را در آن‎ها به شرح زیر مشاهده کردند:

اصل اول: سادگی

وکیل مدافع موفقی می‌گوید "اگر شما در دادگاه، درباره ده نکته بحث کنید، حتی اگر همه آنها نکات خوبی باشند، هنگامی‌که قضات به اتاق هیئت منصفه می‌روند هیچ‌کدام از آنها را به خاطر نمی‌آورند". برای کاهش اضافه‌های ایده و رساندن آن به مفهوم اصلی، باید در کاهش و حذف مسلط باشیم و می‌بایست بی‌رحمانه اولویت‌بندی کنیم. ماموریت ما فقط کوتاه گفتن چیزها نیست، عبارات بسیار کوتاه الزاماً ایده‌آل نیستند. گفتار حکیمانه، ایده‌آل است. باید ایده‌هایی بسازیم که علاوه بر سادگی، عمیق و با مفهوم باشند.

اصل دوم: غیره منتظره بودن

می‌توانیم از غافلگیر کردن برای جلب توجه افراد استفاده کنیم؛ احساسی که نقش آن افزایش هوشیاری و تمرکز است. اگر پیام ما از میان پارازیت‎ها عبور نکند و توجه افراد را جلب نکند، نمی‎توانیم به پیش برویم. اگر استفاده از غافلگیری در خدمت پیام اصلی ما باشد، بسیار قدرتمند خواهد بود. اما غافلگیری زیاد طول نمی‌کشد. برای بردباری افراد در توجه به ایده، باید اشتیاق و حس کنجکاوی ایجاد کنیم.

اصل سوم: ملموس بودن

باید ایده خود را در چارچوب اطلاعات ملموس و فعالیت‌های انسانی توضیح دهیم. ایده‌های ماندگار به طور طبیعی پر از تصاویر واضح و ملموس‌اند. ایده‎های ملموس راحت‎تر به یاد آورده می‎شوند. اما ممکن است این سوال را بپرسید که چه چیزی موضوعی را ملموس می‎کند؟ پاسخ ساده این است که چیزی را که بتوان با حواس پنج‎گانه خود بررسی نمود، ملموس است.

اصل چهارم: باورپذیر بودن

ایده‌های ماندگار باید اعتبار خود را داشته و باورپذیر باشند. به راه‌هایی نیاز داریم تا افراد، خود ایده ما را بیازمایند. در تنها مناظره ریاست جمهوری در سال 1980 میان رونالد ریگان و جیمی کارتر، ریگان می‌توانست آمارهای بی‌شماری را که نشان‌دهنده رخوت اقتصادی بودند، بیان کند. به جای آن، وی از سوال ساده‌ای استفاده کرد: "قبل از اینکه رای بدهید از خود بپرسید آیا وضع من از چهار سال قبل بهتر شده است؟".

اصل پنجم: احساسی بودن

باید کاری کنیم تا حس خاصی در مخاطبان ایده ایجاد شود. هدف از احساسی کردن پیام‎ها این است که کاری کنیم دیگران به آن اهمیت بدهند. احساسات باعث برانگیخته شدن افراد برای اقدام می‎شود. فراموش نکنید مردم معمولا" به خودشان اهمیت می‎دهند؛ لذا سعی کنید علایق و سلایق شخصی آن‎‎ها را در ایده خود مورد توجه قرار دهید.

اصل ششم: داستانی بودن

باید داستان بگوییم. آتش‌نشانان بعد از هر آتش‌سوزی داستان خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و با این کار تجربیات خود را چند برابر می‌کنند. شنیدن داستان‌ها مانند شبیه‌ساز پرواز عمل می‌کند که ما را برای پاسخ سریع‌تر و موثرتر آماده می‌سازد. داستان‎ها می‎توانند به طور همزمان، احساس و ادراک ما را درگیر خود سازند. داستان‎ها ماندگاری بالایی دارند و پیام خود را ساده و با احساس منتقل می‎کنند.

 

 منبع :پيشرفته ترين تكنيك هاي مديريت

اصل حد بی کفایتی (اصل پیتر)

اصل پیتر یا اصل حد بی کفایتی در سازمان میگوید:

کارکنان به دلیل نشان دادن شایستگی در یک شغل به شغل بالاتر میروند و این روند تا آنجا ادامه می یابد که کارمند به حد بی کفایتی در یک شغل میرسد و همان جا باقی میماند.

 لارنس پیتر" معتقد است در سلسله مراتب سازمانها همه کارکنان مایلند که به حد بی کفایتی برسند و علم سلسله مراتب شناسی باید این مسئله را بررسی نماید.

 همانطور که گفته شد اصل پیتر یا اصل حد بی کفایتی، به مدیران و کارکنانی اشاره میکند که دارند در شغل خود دست و پا میزنند و دیگر نمیتوانند گامی به جلو بردارند؛ یعنی به بی کفایتی رسیده اند.

یکی از مهارتهای مدیران ارشد این است که نگذارند کارکنانشان به حد بی کفایتی برسند. مدیران هوشمند افراد را همیشه در جایگاه قبل از حد بی کفایتی نگه میدارند تا نه کارمند تخریب شده و از بین برود و نه سازمان افراد بی انگیزه و غیر اثربخش را در خود داشته باشد.

منبع:تکنیک های مدیریتی

تعیین هدف فروش

فروشندگان قدرتمند هدفمند هستند.برای موفقیت در کار فروشندگی هدف فروش خود را تعیین کنید و سپس آن ها را بنویسید .اهداف وقتی نوشته شوند قدرت می یابند .

به عنوان یک فروشنده برای خود اهداف  فروش روزانه و هفتگی تعیین کنید.مشخص کنید در روز باید با چند نفر تماس بگیرید  و آن را به عنوان هدف برای خود قرار بدهید.وقتی بدانید روزانه باید به تعداد مشخصی تماس برسید آن وقت متمرکز تر و با انگیزه تر کار می کنید.

آیا همین قدر که حداکثر تلاشمان را بکنیم کافی است؟ فقط سعی کنیم هر روز تا جایی که می توانیم تماس بگیریم؟!

یک دونده دو را تصور کنید که برای مسابقات المپیک خودش را آماده می کند.آیا همین که هر روز تا جایی که توان دارد، بدود برای موفقیتش کافی است؟یا اینکه باید بر اساس یک برنامه تنظیم شده هر روز مسافت مشخصی را بدود؟

اهداف روزانه و هفتگی به ما کمک می کند سریعتر به موفقیت برسیم.دقت داشته باشید اهداف باید نوشته شوند.اهداف مکتوب از قدرت بالاتری برخوردارند.

افرادی که اهداف مکتوب دارند ده برابر دیگران موفق ترند.

پيشرفته ترين تكنيك هاي مديريت

به چه قابلیت‌هایی برای تحول استراتژیک نیازمندیم

اجرای برنامه‌های تحول بدون در نظر گرفتن آمادگی و قابلیت سازمانی اثربخشی ندارد. می‌توان هر سازمان را به صورت مجموعه منحصربفردی از قابلیت‌ها تصور نمود. پرسشی که با این نگاه در ذهن شکل می‌گیرد، این مسئله است که برای تغییر و تحول به چه قابلیت‌هایی نیاز داریم؟ طبقه‌بندی چهار عاملی زیر رویکرد کلان‌نگرانه‌ای نسبت به قابلیت‌های تغییر و تحول است:

شایستگی‌ها: مهارت‌ها، دانش، باورهای موجود در ذهن کارکنان و بدنه سازمان

ابزارها: فناوری اطلاعات، پایگاه‌های داده، برنامه‌های اختصاصی سازمانی و سیستم‌های مرتبط

فرایندها: اقدامات، منابع و مسئولیت‌هایی که بر شیوه تقسیم کار و انجام امور حاکم هستند

ساختار حاکمیت: مسئولیت‌پذیری، شاخصه‌های کلیدی عملکرد، ساختار گزارش‌دهی

باید در نظر داشت که این چهار دسته تاثیر متقابل بر همدیگر دارند، بنابراین ضعف یا قوت سازمان در هرکدام از این چهار دسته قابلیت، سایر قابلیت‌ها را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. به همین دلیل، رهبران تغییر باید توجه دقیقی به این قابلیت‌ها و ترکیب آنها داشته باشند تا بتوانند برنامه‌های تغییر و تحول استراتژیک را در راستای افزایش توان ارزش‌آفرینی سازمان هدایت کنند.

 

منبع :پيشرفته ترين تكنيك هاي مديريت

نکات كليدي برای مدیران

به میدان بیایید! وقتی افراد تیم شما ببینند شمااهل عملید و شخصا پا به میدان می گذارید، ازشما الهام میگیرند تا بیشتر فعالیت کنند و راه شما را ادامه دهند.

- وقت خود را متمرکز کنید! به قانون 20/80توجه کنید. بیشترین توجه و وقت خود را صرف 20درصد از افرادتان کنید که 80درصد نتایجتان را بوسیله آنها می گیرید.

- محیط دوست داشتنی بیافرینید! افرادتان می خواهند از محیط کارلذت ببرند. تلاش کنید تا محیط کار برای همه ی شما لذت بخش شود.

- موانع را حذف کنید ! بوروکراسی ، خلاقیت و نوآوری را ازبین می برد. برخی کاغذبازی ها را حذف کنید.

-بازخوردبدهید! زیردستان شما بازخوردمی خواهند. بازخورد برای حداکثرکردن بهره وری ضروری است. اعضای تیم شمابایدنظرشما را نسبت به عملکردشان و فعالیت هایشان بدانند.

- اهداف کوچکترهم تعیین کنید! داشتن اهداف بزرگ برای آینده و رشد ضروریست اما باید هدف های کوچکی که درزمان های نزدیک هم به آن می توان رسید داشته باشید،تا انرژی و احساس تیم تقویت شود.برای رسیدن به هدف های کوچک جشن بگیریدتاهمه باهم برای رسیدن به هدف های بزرگ انرژی بگیرید.

- اطلاعات رابه اشتراک بگذارید! تاجایی که می توانید اطلاعات را در اختیار همه قراردهید.  تعداد زیادی ذهن ، ازمسیر منحرف نمی شوند. این به معنای رعایت نکردن امنیت نیست به معنای دادن اطلاعات کافی و مناسب و سنجیده به اعضای تیم است.

- تشکرکنید! مردم دوست دارند که از آنها بخاطر کاری که انجام می دهند قدردانی شود. یک یادداشت تشکر کوچک هزینه ای ندارد ، اما تفاوت زیادی ایجاد می کند. همه ی اعضای تیم شما نیاز دارند تا فعالیت ها و تلاشهایشان دیده شود.

- تفویض اختیارکنید! هیچکس نمی تواند آن کار را به خوبی شما انجام دهد! اما بازهم لازم است که تفویض اختیار کنیدتابرای انجام وظایفی که مناسب سطح شما است ،وقت داشته باشید

- کارتیمی را تقویت کنید! همکاران شمااگر بتوانند کارتیمی رابخوبی تجربه کنند نتایج آن برای همه اعجاب انگیز خواهدبود. لذت و موفقیت همزمان نصیب اعضای تیم خواهدشد.

-صادق باشید! بدون صداقت ممکن نیست که سایرین رهبری شما را به معنای واقعی بپذیرند. برای اینکه  یک رهبرواقعی وشایسته باشید پیوسته و صادقانه برای داشتن روحیه سالمتر تلاش کنید.

- آموختن را متوقف نکنید! شما الگوی اعضای تیمتان هستید. بنابراین پیوسته آموختن یکی از وظایف کلیدی شماست . آنرا در هیچ شریطی متوقف نکنید. اعضای تیم  خود را هم به آموختن و رشد تشویق کنید.

منبع:مجله مدیریت و رهبری

بازاریاب خوب

چندی پیش درجایی نوشته بود: بازاریاب خوب کسی است که بتواند یخ را به اسکیمو بفروشد!!!

ما هم‌اکنون در نسل سوم بازاریابی یا همان بازاریابی انسان محور قرار داریم، اما متاسفانه کماکان شاهد این هستیم که بسیاری از شرکت‌ها و مدیران، علم بازاریابی را مترادف با حقه‌بازی، فریب و امثال آن می‌دانند.

این کج فهمی، بد فهمی و نا فهمی‌ها نسبت به بازاریابی، سبب ایجاد تصویری غلط، غیرواقعی و جعلی از علم بازاریابی در اذهان انسانها گردیده، به طوری که بسیاری از افراد از علم بازاریابی گریزان، دلزده و خسته شده‌اند.

علم بازاریابی هیچگاه در پی آفریدن و خلق نیازهای کاذب و پوشالی مانند: فروختن یخ به اسکیموها نیست؛ بازاریابی به دنبال ارائه راه‌حل برای مسایل، مشکلات و دغدغه‌های اساسی انسانها و به طور کلی تبدیل جهان به مکانی بهتر است.

بازاریابی، صرفا ابزار فروش نیست، بازاریابی عامل اعطای ارزش‌های حقیقی و بزرگ و یاری رسان انسانهاست. به بیانی دیگر، بازاریابی در مقابل و در نبرد با انسانها نیست، بازاریابی در کنار انسانها است.

بنابراین بازاریاب خوب کسی نیست که یخ را به اسکیمو بفروشد، بازاریاب خوب کسی است که جهت رفع نگرانی ها و کاستی‌های اسکیمو، عمیقا اندیشه‌ کند و سپس به وی راه‌حل عطا نماید.

منبع:مجله مدیریت و رهبری

افزايش كاريزما

يكي از مهمترين رازهای رسيدن به موفقیت جذابيت (كاريزما) است و قبل از هر چيز بايد بدانيم كه جذابيت چيزی غير از زيبايی میباشد .

شخص ميتواند صورت زيبايی نداشته باشد اما بسيار جذاب باشد و هم چنين ميتواند بسيار زيبا باشد اما اصلاً جذابيت نداشته باشد.

جذابيت و گيرايی يك ويژگی كاملاً اكتسابی است و به راحتی و با راهکارهای زیر میتوانید به ان دست پیدا کنید :

همیشه ظاهری آراسته داشته باشيد :

تميز و مرتب باشيد ، هماهنگي و پاكيزگي شما، ناخودآگاه دیگران را به سمت شما جذب ميكند.

بيشتر سكوت كنيد:

غالباً افراد به اشتباه براي اين كه جذاب‌تر شوند، بيشتر شلوغ ميكنند و به خطا ميروند.

نرم و ملايم سخن بگوييد:

هنگامي كه نرم و ملايم صحبت ميكنيد افراد را جذب خود ميكنيد و به راحتي ميتوانيد بر روي آنها تأثير بگذاريد.

فرد محترمی باشيد:

بی‌احترامي به خود یا به ديگران و بی ادبی در كلام و رفتار همگی از جذابيت شما ميكاهد.

زياد شوخی نكنيد اما بسيار تبسم كنيد:

شوخی زیاده از حد و لودگی کردن از انرژی ذهنی و جذابيت شما ميكاهد.

قاطعيت  داشته باشید :

 افرادی كه شخصيت قاطعی دارند و هدف ها و ارزش‌های معينی برای خود دارند.

منبع:پیشرفته ترین تکنیک های مدیریت

 

راهبردهای عملی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

 

اعتماد به نفس داشته باشید. برای اینکار پیروزیهای قبلی خود و توانایی‌های خود را همواره مدنظر داشته باشید.

علائم و ناراحتیهای خود را که در قدرت تصمیم گیری شما دخالت می‌کنند، بشناسید و تلاش کنید آنها را رفع کنید.

تغذیه مناسب داشته باشید. تغذیه مناسب با افزایش قوای ذهنی، در تمام زمینه‌های ذهنی قدرت شما را بالا خواهد برد.

معلومات خود را افزایش دهید. افزایش معلومات هم در مسائلی که در حال حاضر باید برایشان تصمیم گیری کنید لازم است و هم در افزایش معلومات به صورت کلی و روزانه در موارد مختلف مدنظر است.

در حین تصمیم گیری، تلاش کنید موضوع را از جنبه‌های مختلف بشناسید و به ابعاد مختلف آن پی ببرید.

از افراد آشنا به موضوع حتما کمک بگیرید.

از یک نظم منطقی برای تصمیم گیری استفاده کنید. به عنوان نمونه می‌توانید مشقهای مختلف تصمیمتان را بررسی کنید، دلایل مخالفت و موافقت خود را بر هر مشق یادداشت کنید. به این ترتیب و با الویت بندی و امتیاز دادن به زمینه‌هایی که با آنها موافق هستید، تصمیمی را اتخاذ کنید که کمترین شکست و بیشترین احتمال پیروزی را به همراه داشته باشد.

همواره به یاد داشته باشیم که در اکثر انتخابهای ما، انتخاب کامل و بدون عیب و نقصی وجود ندارد و هر انتخاب ما متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخابها می‌توانستند داشته باشند. به عبارتی تصمیم گیری بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین احتمال شکست انجام می‌شود.

منبع:مجله دانستنی ها

تاریخ پست

 

بخش زیر از فرهنگ باستان کرونر (Kröner) آلمانی که در مورد پست و تاریخچه مختصر آن نوشته شده، به فارسی برگردانده شده‌است.: پست ابتکار ایرانیان می‌باشد و آنهم بصورت پست دولتی که رابط بین دولت و استانهای کشور پهناور ایران یعنی از شرق فلات قاره ایران تا آخرین مرزهای مودرایه (مصر) قرار داشت. همان‌طور که از نام پارسی آن انگرئیون = رفتن (----» فرشته) [فرشته = فرسته = فرستاده و مأمور ایزد که پیامها را به آدمیان می‌رساند] برمی‌آید، ابتدا پیادگان و سپس سواران آنرا بعهده داشتند. پیوسته در ایستگاه‌ها اسپان تازه‌نفس نگاهداری می‌شدند، بگونه‌ای که انسان می‌توانست بسرعت براه خویش ادامه دهد. این اصل کلی پست تا اختراع راه آهن باقی بود. راه‌ها بوسیله سنگهای مخصوصی جزء بندی شده بودند که به پارسی پاره سنگ = پرسنگ = فرسنگ = ۶، ۷۲ کیلومتر نامیده می‌شدند (گزنفون کتاب بازگشت) [ این اصل جزء بندی راه‌ها از روی روش هخامنشیان تا اوایل سده بیستم میلادی هنوز حتی در اروپا تقلید می‌شد و مورد استفاده داشت. عباراتی نظیر مایل ستون و یا مایلن شتاین در زبانهای اروپای خود موید این جریان هستند و از این امر سرچشمه می‌گیرند. اصل ایده پاره سنگ هخامنشیها خود از اقتباسی بود از کارهای سارگون دوم پادشاه آشوریها. واژه مایل استون به انگلیسی و یا مایلن شتاین به آلمانی برگرفته شده از میلیاریوم لاتین است که خود برگرفته از میله سنگی یا همان پاره سنگ پارسی می‌باشد].

در یونان بواسطه دولتشهرها پست وجود نداشت. در مصر بطالمه (پتولومه ایها = جنگجویان) شیوه پست ایرانی را بکار می‌بردند که از گاه آگوستوس مورد تقلید رومیان نیز قرار گرفت [ پتولومه ایها (بطالمه) همان‌طور که در پیش نیز اشاره رفت، جنگجویان اسکندر بودند که پس از مرگ وی در مودرایه دولت مستقل بپا نمودند و از سال ۳۲۳ تا ۴۰ پ.م. که دولت ایشان توسط ژولیوس سزار برچیده شد، حکومت مصر را در دست داشتند. همگی فرمانروایان این سلسله نام پتولمه و نام دومی را دارا بودند].

پست رومی کورزوس پوبلیکوس = گردش همگانی دولتی نامیده می‌شد [هدف از ایجاد کورزوس پوبلیکوس در متصرفات روم، ایجاد ارتباط سریع میان استانهای متصرفات بود و برای اینکار از دوندگان جوانی استفاده می‌شد که پیام یا نامه از نفر قبل خویش دریافت کرده و سریعاً به نقطه دوم می‌رساندند].

واژه پست تا به امروز در تمامی زبانهای اروپائی و برخی دیگر زبانها خود را حفظ نموده پست هنوز در بیشتر کشورها نهادی دولتی هستند .

پست دولتی روم نامه‌ها را توسط مأمورینی که از این طریق منبع درآمدی دولتی نداشتند و خود دولت هم از این بابت درآمدی نداشت، پخش می‌گردید. مخارج تعمیر جاده‌ها، ساختمانها و ایستگاه‌های پست و اصطبلهای و حقوق مأمورین را می‌بایستی که اهالی شهرهایی که مأمورین پست از آنها عبور می‌کردند، فراهم می‌کردند بدون اینکه بعضاً از آن مورد استفاده‌ای داشته باشند و این امر موجبات نارضایتی عمومی را فراهم کرده بود.

حقیقتاً به گاه باستان اسباب مراسلات عمومی وجود نداشته و برای فرستادن نامه‌های ضروری مردم مجبور بودند که از ابتکارات خود بهره برند و متکی بر رفت و آمدهای احتمالی باشند. در قرون وسطی پست رومی کورزوس پوبلیکوس تا فرو ریختن قسطنطنیه به سال ۱۴۵۳ م. در روم شرقی هنوز وجود داشت. در غرب این پست تا حد زیادی از بین رفته بود و عمدتاً از نظایر پست قصابان (مردم نامه‌های خود را به قصابان که برای خرید دام جهت ذبح کردن، از محلی به محل دیگر می‌رفتند، می‌سپردند) استفاده می‌گردید. بهنگام رنسانس، سیستم پست باستانی توسط خانواده اشرافی میلان «دلا توره ا تاسو» دوباره بازسازی گردید که نخست شمال ایتالیا و تیرول و سپس تمامی متصرفات روم را در آلمان زیر پوشش خویش قرار می‌داد...

بر این نوشته فرهنگ کرونر باید افزود که پست بمعنای غیرهمگانی یا کاملاً در خدمت مقاصد دولتی، بسیار پیشتر از هخامنشیان وجود داشته‌است. اصولاً از زمان پیدایش خط و دریافتن اینکه پیامهای دیپلماتیک و یا نظامی را می‌توان بصورت نوشتاری (کتبی) به مقصد اعزام داشت، پست بوجود آمد، هرچند که مورد استفاده همگانی نداشت. در کشورهای مصر، هتیتی و بابل باستان مراسلات نظامی را توسط پست پیاده (در موارد عاجل پست سواره) و یا بعضاً کبوترهای نامه بر انجام می‌دادند.

اما ایده کلی استفاده از پست به شیوه امروزی را مدیون ابتکار هخامنشیان و تکامل روش ایشان می‌باشیم.

منبع :دانش نامه آزاد

 

10 مشکل عمده روابط عمومی در ایران

 

1-فقدان یک اتحادیه صنفی و حرفه ای فراگیر و قدرتمند در سطح کشور متشکل از روابط عمومی های بخش خصوصی و دولتی .
2- موضوع روابط عمومی در کشور ، از نظر قوانین و مقررات ،جایگاه روشن ، باثبات و شایسته ای ندارد . همچنین ، قوانین و مقررات کارآمد و شفاف در مورد ردیفهای بودجه ای و مدیریت هزینه در روابط عمومی ها دیده نمیشود .
3- انتصاب افراد غیر متخصص به عنوان مدیران روابط عمومی سازمانها و کمبود شدید نیروی انسانی آموزش دیده ، مبتکر و دلسوز .
4-عدم وجود باور و اعتقاد لازم و کافی در بین مدیران سطوح بالای جامعه و سازمانها در مورد جایگاه ، اهمیت و خاصیت روابط عمومی .
5-اغلب مدیران سازمانها ، روابط عمومی را وسیله ای برای ثبات جایگاه و ارتقاء و موفق جلوه دادن خود میخواهند و روابط عمومی ها اقتدار و اختیار کافی ندارند .
6-بدلیل وارداتی بودن دانش روابط عمومی در ایران ، ساختار اداری و فرهنگی جامعه ایرانی ،بطور مطلوب و نهادینه با روابط عمومی انس و سازگاری پیدا نکرده و این دانش و حرفه بخوبی بومی سازی نشده است .
7-کمبودمنابع و فرصتهای مطالعاتی برای کارشناسان و اساتید و عدم حمایتهای لازم و کافی در حوزه چاپ و نشر در سطح سازمانهای ذیربط بویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی .
8-ناهمگون بودن ترکیب جمعیتی ،سنی و تحصیلی کارکنان روابط عمومی ها و هم چنین ضعف شدید درنوع ساختار روابط عمومی ها در مقایسه با سایر بخشهای سازمانی .
9-- ضعف در برنامه ریزی و اجرا ی طرحها و نداشتن استراتژی و چشم انداز مطلوب و مشخص سالیانه درون سازمانی و برون سازمانی و نادیده گرفتن روابط عمومی ها در برنامه های توسعه .
10- جزیره ای عمل کردن روابط عمومی هاو فقدان تعامل سازنده ،مستمر و کار آمد بایکدیگر و نهاد های مرتبط داخلی و بین المللی

منبع :اخبار روابط عمومی ها

آشنایی با وزیر تبلیغات  هیتلر

پاول یوزف کوبلز

سیاست‌مدار ناسیونال  سوسیالیست  آلمانی که از 1933 تا1945 وزیر رایش برای تبلیغات و روشنگری مردم بود.

او از نزدیک‌ترین دوستان و همکاران آدولف هیتلر بود و شهرت او تا حد زیادی ناشی از خطابه‌های پرشور و تبحرش در سخن‌وری

گوبلز پیش از ورود به حکومت آلمان به روزنامه‌نگاری، کار در بانک و کارگزاری بازار بورس اشتغال داشت. او در ۱۹۲۴ وارد حزب نازی شد و به ریاست حزب در ایالت برلین منصوب شد. در1928 در مقام یکی از کلیدی‌ترین اعضای حزب قرار گرفت.

وی تحصیلات خود را در زمینه‌های ادبیات و فلسفه در دانشگاه‌های بن، هایدلبرگ و فرایبورگ انجام داد. وظیفهٔ او به عنوان وزیر به دست گرفتن کامل کنترل جامعه در همهٔ بخش‌های زندگی اجتماعی بود، چه در سطح عمومی و فرهنگی و چه در سطح خصوصی. گوبلس توانست در عرض کوتاهترین مدت تمام رسانه‌های آن روز را یکپارچه کند و تحت کنترل خود درآورد. او به زودی قدرت فیلم را به عنوان یک رسانهٔ مناسب برای پروپاگاندا شناخت و از آن نهایت استفاده را برای تأثیر در افکار عمومی و پخش ایده‌های ضدیهودی کرد. شهرت او بیشتر بخاطر وزارت تبلیغات در رایش سوم به مدت ۱۲ سال و ارائهٔ تبلیغات عظیم برای جذب جامعهٔ آلمان به اهداف و ارزش‌های هیتلر و حزب نازی است.


 در هنگام وزارت او تمام شاخه‌های رسانه‌های عمومی و هنر را در اختیار داشت و تمام سعی خود را برای جمع کردن مردم پشت هیتلر و دولت او به کار بست.او حتی وقتی شکست آلمان در جنگ قطعی شده بود، به هیتلر وفادار ماند و نهایتاً پس از ورود ارتش سرخ به برلین در ۱ مه ۱۹۴۵ خودکشی کرد .

 وی به هنگام مرگ تنها ۴۸ سال داشت.گوبلز در جنگ جهانی دوم تئاتر را قدغن اعلام کرد

منبع :ویکی پدیا -دانشنامه آزاد

تفاوت روابط عمومی و تبلیغات

 

یکی از بزرگترین تفاوتهای روابط عمومی و تبلیغات در برنامه‌ریزی است به طوری که روابط عمومی برای بلندمدت برنامه‌ریزی می‌کند اما تبلیغات در کوتاه‌ترین زمان ممکن به‌دنبال نتیجه است و البته این ریسک کار را بالا می‌برد. روابط عمومی با صبر و حوصله و اختصاص زمان به مشتری برای فکر کردن و نیز همین زمان برای شرکت در جهت جلب رضایت هرچه بیشتر مشتری و ارائه خدمات بهتر سعی در دائمی کردن مشتریان و مخاطبان شرکت دارد.

ارئه چهره واقعی و شفاف شرکت به مشتریان، از وظایف مهم روابط عمومی است و اگر این درک بوجود آید که مشتریان صاحبان اصلی شرکت هستند و بدون وجود آنها شرکت و سود دهی معنی نخواهد داشت در می‌یابیم که باید به روابط عمومی حرفه‌ای به دیده یک عنصر و یک لازمه در هر سازمانی نگریسته شود.

مدیران عامل و مدیران رده‌های بالا زمان کافی برای رسیدگی به سیل اطلاعاتی که هر روزه به سازمان‌ها سرازیر می‌شوند، ندارند والبته تمام این اطلاعات نیز به کار آنها نمی‌آید در این زمینه دسته بندی این اطلاعات، به روز آوری آنها و شناخت ارتباط آنها با سمت‌های متفاوت مدیران نه تنها به صرفه جویی در زمان آنها کمک فراوانی می‌کند بلکه باعث جلوگیری از پراکندگی و سردر گمی واحدهای مختلف سازمان می‌شود. این کاتالیزور تصمیم گیری در سازمان تا حد زیادی به مشتریان نیز کمک می‌کند. و آنها هم می‌دانند برای مطالبات خود به کجا مراجعه نمایند.

امروزه مشتری مداری نه به عنوان یک شعار که به عنوان یک رکن اصلی در سود آوری و بقای سازمان‌ها و شرکت‌ها به موضوعی حیاتی تبدیل شده‌است و دیگر نمی‌توان با شعار دادن بدون عمل گفت که سازمانی به این امر پرداخته‌است یا سازمان این ادعا را داشته باشد در حالیکه در عمل مشتریان رضایتی از سازمان ندارند.

بازگو کردن واقعیت‌های سازمان‌ها برای مشتریان و حد این شفاف سازی دغدغه اصلی روابط عمومی‌ها است چرا که آنجا که پای بازگو کردن اسرار سازمان در میان است میان حقوق مشتری و اسرار سازمان باید به بهترین نحو توازن برقرار کرد.

ساختن چهره‌ای مناسب از سازمان در میان مردم و مخاطبان اصلی سازمان یا شرکت و نیز مطرح کردن نام یا برند در بین این همه سازمان و شرکت که روزانه به تعداد آنها افزوده می‌شود، کاری است که تنها یک روابط عمومی حرفه‌ای و آگاه از عهده آن بر می‌آید.

روابط عمومی به دنبال سود دو طرفه است و مثل تبلیغات تنها به سود سازمان خود فکر نمی‌کند و در واقع روابط عمومی تلاش دارد تا با ارتباطی هدفمند و مؤثر، ضمن برآوردن نیازهای سازمان خود در جهت شکل دهی صحیح به ارتباط مشتریان و سازمانش اقدام کند و از این طریق ارتباط مخاطبان با سازمان را تسهیل کنند.

منبع :ویکی پدیا- دانشنامه آزاد

 

اهمیت روابط عمومی ها

اهمیت روابط عمومی ها

بعضی‌ها خیال می‌کنند؛ روابط عمومی تشکیلاتی بسیار بزرگ و عریض و طویل است که به اندازه یک چاپخانه بزرگ به نیرو نیاز دارد؛ بعضی‌ها هم هستند که گمان می‌کنند روابط عمومی یک چیز لوس و تشریفاتی است که به هیچ دردی نمی‌خورد و حتی یک نفر هم برای این‌کار زیاد است. شما بین چاپخانه‌داران یا لیتوگرافی از این حرف‌ها نشنیده‌اید؟
تازه آن‌هایی هم که به داشتن روابط عمومی باور دارند؛ بیشتر فکر می‌کنند که کار روابط عمومی پذیرایی از میهمانان و یا چسباندن عکس و تزیین در و دیوار است.

” برتراند کانفیلد ” ، از مولفان معروف روابط عمومی در آمریکا ، در کتاب خود تحت عنوان ” روابط عمومی ، اصول ، موارد و مشکلات آن ” در تعریف روابط عمومی می نویسد : ” روابط عمومی، فلسفه ای اجتماعی – مدیریتی است که مدیران مسئولیت شناس، این فلسفه را با کمال صراحت در مقررات و خط مشی خود بیان می کنند و کلیه اقدامات خود را با فلسفه اجتماعی منطبق می سازند . آنگاه کلیه اقدامات و اعمال موسسه را که ناشی از فلسفه اجتماعی مدیریت بوده به اطلاع مرتبطین خود می رسانند تا حسن نیت و تفاهم مردم را جلب کنند “باید گفت روابط عمومی دارای ماهیتی رسانه ای است و در طبقه بندی ها، در

صف رسانه ها قرار می گیرد . در حوزه مباحث رسانه ای ، روابط عمومی هایی را موفق می دانند که با به خدمت گرفتن شیوه ها و روش های نوین ارتباطی و مهارت های ارتباطی ، بتواند حد اکثر همکاری را جلب و بیشترین بهره وری را از رسانه های جمعی کسب کنند.د ر۲۰ سال گذشته، روابط عمومی در ایران، توانسته کم و بیش به بالادستی هایش بفهماند که روابط عمومی پوستر چسبان نیست. یا آنها را قانع کرده که نظرسنجی از مردم چیز بدی نیست. اما تصور بر این است که هنوز نتوانسته به تبیین روابط عمومی آرمانی دست یابد و انرژی خود را بر توسعه آن متمرکز کند. در این راسنتا همه می دانند کار کردن برای

کارکنان در یک نهاد یا سازمان، بدون همراهی و همگامی کارکنان به بار نخواهد نشست، همراه کردن کارکنان، جلب مشارکت و اعتماد آنان برای پیشرفت های مادی و معنوی سازمان از جمله وظایف و کارکردهای اساسی روابط عمومی است.تقویت روابط عمومی ها جهت تقویت روابط عاطفی مدیران و کارکنان، جایگاه روابط عمومی در اطلاع رسانی دولت و فرهنگ سازی در سازمانها از دیگر کارکردهای این نهاد است. توجه ویژه به روابط عمومی، به عنوان نهادی که می تواند:

به صورت نظام مند، برنامه ریزی شده و سنجیده در جهت ایجاد، حفظ و گسترش تعامل و تفاهم مدیران با کارکنان اقدام کند، بسیار حائز اهمیت است

منبع :سایت تحلیلی مگ ایران

دولت الکترونیک

دولت الکترونیک

تشکیل دولت الکترونیک طی سال های اخیر در جهان مورد توجه جدی قرار گرفته و بسیاری از سازمان های دولتی برای ارایه خدمات خود به مردم به استفاده از این پدیده روی آورده اند. از جمله مهمترین مزایای دولت الکترونیک آن است که همهٔ افراد را اعم از حقیقی و یا حقوقی و خصوصی یا دولتی قادر می سازد از طریق سایت های اینترنتی و به دور از محدودیت های مکانی و زمانی به اطلاعات و خدمات دولتی دسترسی پیدا کنند .
ازجمله مصادیق بارز مزیت چنین دولتی را میتوان از بین رفتن رانت دانست چرا که لازمهٔ چنین دولتی شفافیت کامل است در چنین سیستمی دیگر نیاز به حضور فیزیکی دو طرف در یک محل واحد وجود ندارد بلکه هر یک از طرفین با استفاده از امکاناتی که شبکه اینترنت در اختیارشان می گذارد به رتق و فتق امور می پردازند. شهروندان عادی می توانند از طریق سایت اینترنتی و سازمان های دولتی به آن دسته از خدمات و اطلاعات دولتی که مورد نیازشان است دسترسی پیدا کنند،صاحبان کسب و پیشه میتوانند در جریان آخرین بخش نامه ها،مزایده ها و مناقصه های دولتی و... قرار گیرند و حلقه کامل کننده همه اینها دو سویه بودن این بستر است.به صورتی که از یک طرف مراجعه کنندگان به چنین سایت هایی بتوانند به این اطلاعات دسترسی داشته باشند و از طرف دیگر صاحبان سایت ها بتوانند نه تنها از مراجعه کنندگان باز خورد داشته باشند .بلکه مراحل بعدی چنین عملیاتی را تکمیل و مثلا در یک مزایده الکترونیکی شرکت کنند و قیمت ها و شرایط حضور را از طریق اینترنت به ثبت برسانند و نتیجه آن را هم در موعد مقرر از همین طریق مشاهده کنند دولت الکترونیک مزایای دیگری نیز دارد که در حالت کلی میتوان به ارایه بهتر خدمات دولتی به شهروندان از طریق دسترسی به اطلاعات و اداره مؤثرتر امور دولتی اشاره کرد در نتیجه رانت خواری، مفاسد اداری و هزینه های دولت کمتر و دقت و شفافیت امور آن بیشتر خواهد شد که البته تمامی مزایای گفته شده که خود ادعایی بر وجود دموکراسی در یک کشور و هم چنین تلاش برای تحقق حق دسترسی آزادانه به اطلاعات می باشد در سایه وجود یک روابط عمومی الکترونیک در دولت الکترونیک محقق خواهد شد.

یکی از ارکان اصلی دولت الکترونیک دموکراسی دیجیتال است: یعنی دولت باید با استفاده از وب عملیات را شفاف تر و خود را پاسخگو تر سازد.در نهایت دولت ها میتوانند قوانین مناسب را با همکاری مستقیم و کسب نظر از خود مردم که خود تبلور حق آزادی بیان در یک حکومت دموکراتیک است و از کانال روابط عمومی ها وضع کنند و رأی دادن در انتخابات مختلف را مستقیم از طریق شبکه انجام دهند.دولت های الکترونیکی فرصت های زیادی را بوجود می آورند که می توان موارد ذیل را برای آن در نظر گرفت .

برقراری عدالت اجتماعی از طریق اعطای فرصت های مساوی وعمومی به مردم در بهره گیری از مزایا و امکانات ملی (نظیر اعلام مناقصه ها ،مزایده ها و واگذاری شرکت ها و سازمان های تولیدی از طریق رسانه های نوین که مورد استفاده در روابط عمومی الکترونیک است به مردم)از طرف دیگر اگر دولت های الکترونیک بتوانند با ارایه خدمات بهتر ،مطمئن تر و سریع تر در جلب اعتماد بیشتر مردم به برقراری وفاق عمومی و ثبات اجتماعی کمک خواهند کرد.


شرایط ایجاد دولت الکترونیک بدین قرار است :

▪ دسترسی مستقیم به اطلاعات و خدمات دولتی
▪ ارتباط مستقیم با مقامات و ادارات دولتی
▪ صرفه جویی در زمان و ساعات کار در ادارات
▪ افزایش کیفیت و دسترسی به خدمات
▪ تسهیل ارتباطات میان نهاد ها و موسسات دولتی با بخش خصوصی و با شهروندان علاوه بر مدیریت منسجم و پیشرفته تحول اساسی روابط عمومی های سازمان ها و نهاد های دولتی و رسیدن به مفهوم واقعی روابط عمومی الکترونیک در راه رسیدن به هدف مورد نظر ما یعنی ایفای نقش روابط عمومی در تحقق اصل حق دسترسی آزادانه به اطلاعات برای رسیدن به دولت الکترونیک با شرایط بالا بسیار ضروری است.

 

منبع :کاوشگران روابط عمومی

همدلی چگونه ایجاد می شود؟

یکی از اصول ارتباطات کارآمد و ویژگی مهمی که موجب توسعه ی روابط انسانی می گردد، « همدلی » است.

 همدلی ، نیرویی توانمند برای محقق ساختن اهداف و برنامه های سازمان و کارآمدترین دلیل برای پیشبرد رشد شخصی و روابط انسانی و ارتباط با دیگران است. در یک سازمان با نیروی همدلی می توان بسیاری از گره های پیچیده را گشود ، بسیاری از غیر ممکن ها را ممکن ساخت و راههای دشوار کار و فعالیت و تحقق اهداف و برنامه ها را پیمود.اما در اینجا پرسش مهم این است که « همدلی چگونه ایجاد می شود ؟ » . برای اینکه به این پرسش پاسخ دهیم ، خوب است به تعریف و معنای همدلی توجه کنیم ، همدلی را می توانیم توانایی درک فرد مقابل به همان اندازه که او خود را درک می کند تعریف کنیم، همدلی به معنای توانایی درک طرف مقابل به همان ظرافتی است که او خود را درک می کند.بنابر این به نظر می رسد چنانچه بخواهیم در فضای سازمان « همدلی » ایجاد شود ، باید فضایی ایجاد کنیم که هم کارکنان بتوانند خود را به جای مدیران بگذارند و آنان را درک کنند و هم مدیران بتوانند تا به درون کارکنان راه یابند و مسایل و امور را از دید آنان ببینند، به کارکنان به گونه ای کامل و بدون خشک اندیشی و پیشداوری گوش فرا دهند و به موضوع هایی که برای کارکنان اهمیت دارد به همان اندازه توجه کنند که آنان توجه دارند.اما چنانچه در سازمان شاهد بی تفاوتی هستیم که نقطه مقابل همدلی است ، این حالت بیانگر نبود احساس ، نبود دلبستگی یا نبود توجه است و چنانچه در روابط کارکنان با یکدیگر ، مدیران با یکدیگر و کارکنان با یکدیگر که از اهمیت زیادی برخوردار است، بی تفاوتی به شکل رایج و متداول درآید ، بسیار ویرانگر و زیان آور می شود.مدیران و کارکنان باید به نیازهای یکدیگر پاسخ مناسب و درست بدهند ، ناراحتی یکدیگر را احساس کنند ، احساس یکدیگر را درک کنند و نسبت به آن آگاهانه و به موقع واکنش مناسب نشان دهند و این روشن ترین معنای همدلی است.بدیهی است سازمانی که از کارکنان و مدیران همدل برخوردار است، هریک از کارکنان و مدیران ، نه تنها باعث دگرگونی های سازنده در دیگران می شوند ، بلکه به خود نیز کمک می کنند تا در راستای مثبت تکامل یابند.« همدلی » مدیران و کارکنان و درک آنان از یکدیگر و شناخت و آگاهی نیازهای یکدیگر و پاسخگویی مناسب به این نیازها ، می تواند این فرصت را برای افراد فراهم آورد که دارای افق دید گسترده تر باشند و سازمان را یاری می رساند تا نسبت به دستیابی به اهداف و برنامه هایش حساسیت ژرفتر و بیشتری داشته باشد.اما برای ایجاد فضای همدلی، « صداقت » ضرورتی انکارناپذیر است. صداقت ، یعنی شخص به راستی آن چیزی باشد که هست ، بدون اینکه خودنمایی کند و یک شخص قابل اعتماد در شرایط گوناگون ، بیرون و درونش یکی است.صداقت برای هرگونه روابط پویا مورد نیاز است و نداشتن صداقت منجر به عدم توفیق در ایجاد رابطه با دیگران می شود. نکته ی مهم این است که مسیر همدلی و صداقت مسیری دوسویه است که نباید انتظار داشت صرفا کارکنان با مدیران همدلی کنند و یا صرفا مدیران با کارکنان همدلی کنند.پس برای ایجاد فضای « همدلی » در سازمان هم مدیران و هم کارکنان باید صادقانه و به دور از هرگونه خودنمایی کاذب ، خود را به جای یکدیگر گذاشته و درک و احساس صحیحی از یکدیگر داشته و نسبت به آن واکنشی به موقع و مناسب نشان دهند.

منبع:کاوشگران روابط عمومی

اعتمادسازی در روابط عمومی

یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهره وری و بالندگی سازمان، جلب اعتماد عمومی است که نقش مهمی را نیز در ایجاد گسترش ارتباط و افزایش رضایت مخاطبین بعهده دارد.

اعتماد عمومی زمانی اتفاق می افتد که مراجعین سازمان رضایت کامل خود را از خدمات دریافتی ابراز نموده و اطمینان کامل را کسب نمایند. در این میان، روابط عمومی با انجام وظایف اصلی خود می تواند نقش اساسی را در فرآیند اعتماد سازی مخاطبین نسبت به سازمان ایفاء نماید. به اعتقاد کارشناسان، اطلاع رسانی دقیق و شفاف سازی اطلاعات، در زمینه اعتمادسازی و افزایش سطح آگاهی مردم بسیار مؤثرترند، بطوری که روابط عمومی ها برای تأمین نیازهای اطلاعاتی مخاطبان باید دقت لازم را داشته باشند تا امکان انتقال پیام برای تحقق اهداف پیش بینی شده فرآهم آید.انتشار پیام ارتباطی متناسب با توقعات مخاطبین، پرهیز از یکنواختی پیام، متنوع نمودن برنامه های ارتباطی و بکارگیری فن آوری نوین اطلاع رسانی از مهمترین نکاتی هستند که باید در تهیه، تنظیم و انتشار پیامهای ارتباطی لحاظ شوند تا پیام تأثیر مورد نظر خود را بر مخاطب داشته باشد.علاوه بر اطلاع رسانی، پاسخگویی و دریافت نظرات مردمی و همچنین توجه به آموزش کارکنان، در جریان اعتمادسازی بسیار تأثیرگزار هستند. پاسخگویی مقوله ایست حساس و در عین حال فرآیندی را شامل می شود که مخاطب با برقراری ارتباط درصدد دریافت راه حل مناسب برای رفع نیاز و خواسته های خود است. این روش، شیوه ای مؤثر بر کارآمد سازی نظام اداری و جلب اعتماد عمومی بشمار می رود و در نهایت به اعتمادسازی پایداری در نزد مخاطبین منجر می شود.بر کسی پوشیده نیست که نظرخواهی بمنظور شناخت نگرش آنها نیز مهم بوده و می بایست که این امر پیوسته و مستمر جریان داشته باشد چرا که تحقق اعتماد مردم در گرو تأثیرگزاری نظرات آنان در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های هر سازمان است. از طریق این شیوه، می توان حمایت و اعتماد بیشتر مخاطبان را بدست آورد و با ایجاد ارتباطی مستمر به تعیین خط مشی و تدوین چشم انداز پرداخت. بنابراین لازم است که روابط عمومی در هر سازمانی تلاش کند تا با اطلاع رسانی دقیق، پاسخگویی مناسب و شفاف نگرش افراد و آموزش مستمر، تفاهم و اعتماد افراد را نسبت به سازمان بدست آورد.

منبع:کاوشگران روابط عمومی

 

اعتمادسازی در روابط عمومی

یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهره وری و بالندگی سازمان، جلب اعتماد عمومی است که نقش مهمی را نیز در ایجاد گسترش ارتباط و افزایش رضایت مخاطبین بعهده دارد. اعتماد عمومی زمانی اتفاق می افتد که مراجعین سازمان رضایت کامل خود را از خدمات دریافتی ابراز نموده و اطمینان کامل را کسب نمایند. در این میان، روابط عمومی با انجام وظایف اصلی خود می تواند نقش اساسی را در فرآیند اعتماد سازی مخاطبین نسبت به سازمان ایفاء نماید. به اعتقاد کارشناسان، اطلاع رسانی دقیق و شفاف سازی اطلاعات، در زمینه اعتمادسازی و افزایش سطح آگاهی مردم بسیار مؤثرترند، بطوری که روابط عمومی ها برای تأمین نیازهای اطلاعاتی مخاطبان باید دقت لازم را داشته باشند تا امکان انتقال پیام برای تحقق اهداف پیش بینی شده فرآهم آید.انتشار پیام ارتباطی متناسب با توقعات مخاطبین، پرهیز از یکنواختی پیام، متنوع نمودن برنامه های ارتباطی و بکارگیری فن آوری نوین اطلاع رسانی از مهمترین نکاتی هستند که باید در تهیه، تنظیم و انتشار پیامهای ارتباطی لحاظ شوند تا پیام تأثیر مورد نظر خود را بر مخاطب داشته باشد.علاوه بر اطلاع رسانی، پاسخگویی و دریافت نظرات مردمی و همچنین توجه به آموزش کارکنان، در جریان اعتمادسازی بسیار تأثیرگزار هستند. پاسخگویی مقوله ایست حساس و در عین حال فرآیندی را شامل می شود که مخاطب با برقراری ارتباط درصدد دریافت راه حل مناسب برای رفع نیاز و خواسته های خود است. این روش، شیوه ای مؤثر بر کارآمد سازی نظام اداری و جلب اعتماد عمومی بشمار می رود و در نهایت به اعتمادسازی پایداری در نزد مخاطبین منجر می شود.بر کسی پوشیده نیست که نظرخواهی بمنظور شناخت نگرش آنها نیز مهم بوده و می بایست که این امر پیوسته و مستمر جریان داشته باشد چرا که تحقق اعتماد مردم در گرو تأثیرگزاری نظرات آنان در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های هر سازمان است. از طریق این شیوه، می توان حمایت و اعتماد بیشتر مخاطبان را بدست آورد و با ایجاد ارتباطی مستمر به تعیین خط مشی و تدوین چشم انداز پرداخت. بنابراین لازم است که روابط عمومی در هر سازمانی تلاش کند تا با اطلاع رسانی دقیق، پاسخگویی مناسب و شفاف نگرش افراد و آموزش مستمر، تفاهم و اعتماد افراد را نسبت به سازمان بدست آورد. منبع:کاوشگران روابط عمومی

چرا بعضی کارکنان روابط عمومی کاری را که از آنان انتظار می‌رود انجام نمی‌دهند؟

چرا بعضی کارکنان روابط عمومی کاری را که از آنان انتظار می‌رود انجام نمی‌دهند؟

چنان چه می‌دانید اکثر مردم در اوقات کاری یا پیش از آن چه از آنان انتظار می‌رود کار می‌کنند، حسن همکاری دارند، سخت‌کوش هستند و قابل اعتماد و زود بر سر کار می‌آیند و دیر می‌روند، وجودشان در محیط کار مسرت آمیز است ولی تعداد اندکی نیز به نظر می‌رسد هیچ کاری را درست انجام نمی‌دهند. متاسفانه وضعیت‌هایی به چشم می‌خورد که در آن‌ها حتی کسانی که خوب کار می‌کنند، کار را غلط انجام داده یا اصلاً انجام نمی‌دهند. آیا تاکنون از خود به عنوان یک مدیر سئوال کرده‌اید چرا کارکنان، کاری را که از آنان انتظار می‌رود انجام نمی‌دهند؟

مطالعات متعدد، دو دلیل کلی برای این پرسش مطرح می کنند:

الف – مدیر، درباره‌ی کارکنان اشتباه کرده بود.

ب – مدیر، از انجام دادن کار درست در مورد کارکنان غفلت ورزیده بود.

به عبارت دیگر، کار نکردن کارکنان ناشی از ضعف مدیریت بود. لهذا، اگر مدیران بتوانند ابتدا اقدام مناسبی برای رفع و یا اجتناب از عواملی که در زیر به آن می‌پردازیم کنند، عملکرد صحیح از سوی کارکنان محقق خواهد شد:

1. کارکنان دلیل و ضرورت کار کردن را نمی‌دانند.

2. کارکنان چگونه کار کردن را نمی‌دانند.

3. کارکنان نمی‌دانند چه کاری از مورد انتظار است.

4. کارکنان فکر می کنند روش‌ کاری مدیر مناسب نیست.

5. کارکنان فکر می‌کنند روش کاری خودشان مناسب‌تر است.

6. کارکنان فکر می‌کنند انجام دادن کار دیگری مهم است.

7. کارکنان پاداشی از خوب کار کردن به دست نمی‌آورند.

8. کارکنان گمان می‌کنند که کار مورد نظر را انجام می‌دهند.

9. کارکنان با وجود کار نکردن پاداش می‌گیرند.

10. کارکنان به سبب انجام دادن کاری که به عهده آنان است، تنبیه می‌شوند.

11. کارکنان برای انجام دادن کاری، پی‌آمد منفی پیش بینی می‌کنند.

12. کارکنان هیچ نتیجه منفی از عملکرد نامطلوب خود نمی‌بینند.

13. موانع خارج از حیطه‌ی نظارت، برای کار کردن وجود دارد.

14. محدودیت‌های شخصی، کارکنان را از کار کردن باز می‌دارد.

15. کارکنان، مشکلات شخصی و خانوادگی دارند.

16. ماهیت کار، که تقریباً نشدنی و غیر قابل انجام است.

منبع:خانه روابط عمومی

چهار حقیقت روابط عمومی کدامند؟

 چهار حقیقت روابط عمومی کدامند؟

چهار استراتژی در حوزه روابط عمومی که به شما معرفی می کنیم، در صورت بکارگیری و استفاده صحیح منافع زیادی برای شما به دنبال خواهند

یک داستان جذاب موجب جلب توجه مخاطب می شود .

اگر از این راهکار بخوبی استفاده شود می تواند شرکت و سازمان شما را برای انتقال پیام های کلیدی خودش به مخاطبین هدف خود به شکلی یاری دهد که در اذهان آنها الهام بخش معنا باشد. توجه داشته باشید که هر کارمندی در مجموعه شما دارای دیدگاه خودش می باشد و این به این معنا است که هر یک از آنها گوینده یک داستان هستند. توجه داشته باشید که بیان داستان های مختلف تا زمانی که یک هسته و درون مایه یکسانی را دنبال می کنند اشکالی نداشته و در نهایت یک پیام مشخص و ثابت را انتقال می دهند .

برای شناخت این داستان می توانید این سوالات را مطرح کنید: چه تفاوتی با رقبای خود داریم؟ فرهنگ سازمان ما چیست؟ در کجای صنعت قرار داریم؟ چه کاری انجام می دهیم که پیش از این توسط دیگران انجام نشده است؟ چرا یک مشتری باید ما را انتخاب

ویدئو همواره پادشاه تمامی انواع محتوا است .

هر شرکتی می تواند از قدرت ویدئو در زمینه روابط عمومی بهره مند شود. استفاده از محتوای ویدئویی روشی بسیار خوب و مناسب برای درگیر کردن مخاطب و انتقال پیام مورد نظر شما می باشد. همچنان که می بینید شرکت های مختلف که در حوزه تبلیغات و روابط عمومی فعالیت دارند، همواره بیشتر و بیشتر نسبت به استفاده از این نوع محتوا در استراتژی های تبلیغاتی و  بازاریابی  خودشان و مشتریان خودشان اقدام می کنند و از این طریق بر اهمیت استفاده از ویدئو تاکید می کنند .

توجه داشته باشید که رسانه های بسیار زیادی امروزه برای تامین محتوای خود سعی در استفاده کردن و اشاره کردن به ویدئو های تهیه و منتشر شده در بخش های مختلف دارند و در صورتی که شما از این موارد در محتوای خود استفاده کنید از احتمال قرار گرفتن در محتوای آن رسانه های برخوردار می

تخصص همیشه دارای ارزش است .

بسیاری از شرکت ها و کسب و کارهای مختلف رویای قرار گرفتن بر روی صفحه اول مجلات اقتصادی بزرگ را در سر می پرورانند، اما جز برخی موارد بسیار معدود، چنین چیزی ب راحتی ممکن نمی شود و بدست آوردن چنین فرصتی نیازمند کار و تلاش بسیار زیاد است، پس از هر فرصتی به راحتی چشم پوشی نکنید .

هر چند که ممکن است شما اشاره شدن به نام کسب و کار خود را در یک مطلب کوتاه در یک مجله اقتصادی آن هم در حد چند کلمه را چیزی مهمی تلقی نکنید، اما بدانید که اشاره شدن به نام یا لوگو شما هر چند کوتاه باز هم ارزش بسیار زیادی برخوردار است و سنگ بنایی برای بنیان یک پوشش خبری قوی به حساب می آید. چنین سنگ بنایی نه تنها موجب تقویت موقعیت و تخصص شما در صنعت می شود، بلکه شرکت شما را به عنوان موضوعی مهم و دارای ارزش برای پوشش داده شدن توسط دیگر رسانه ها معرفی می

همواره باید در شبکه های اجتماعی حضور داشته باشید .

با ظهور شبکه های اجتماعی مصرف اخبار از انواع مختلف شکل و رویه متفاوتی به خود گرفته است. نسل قدیمی تر شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام، لینکداین و همچنین نسل جدید تر آنها مانند پریسکوپ و اسنپ چت به کاربران اجازه می دهد تا اخبار مورد نیاز خود بر اساس نیاز و سلیقه خود مرتب کنند .

هیچ رسانه بهتر و جدید تری نسب به این شبکه ها برای برقراری ارتباط با مخاطب هدف شما وجود ندارد. چرا که امروزه خبرنگاران، مشتریان و مشتریان بالقوه همه و همه تنها برای یافتن اخبار ویژه و جدید به این شبکه ها رجوع می کنند. البته برای استفاده بهینه از این شبکه ها، سیاست های مناسب در زمینه شبکه های اجتماعی باید تهیه و تنظیم شود

به گزارش  کاوشگران روابط عمومی به نقل از آی بازاریابی،

قانون 15 دقیقه

 


 این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!

ساموئل اسمایلز ،مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، براین اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

:1-اگر روزی 15 دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد

:2-اگر روزی 15 دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چندسال موفقیت.نصیبتان،خواهدشد.


3-اگر روزی 15دقیقه رابه فراگیری زبان اختصاص دهیداز هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است .

:4-اگر روزی 15دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت

:5-اگر روزی 15 دقیقه مطالعه وسلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

زیبایی روش یا قانون 15 دقیقه در این است که آن قدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت نداریدآن را به تاخیر نمی اندازید.

جالبتر اینکه، کشور ژاپن امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون میداند.

ساموئل اسمایلز ، کتاب اخلاق و اعتماد به نفس

جایگاه روابط عمومی ها

جایگاه روابط عمومی ها

رویکرد كاهش هزينه نبايد به تنزل جايگاه روابط عمومي ها منجر شود

دبير كل سمپوزيوم بين المللي روابط عمومي اظهار كرد: رويكرد كاهش هزينه نبايد به تنزل جايگاه حرفه روابط عمومي ها منجر شود.
________________________________________
به گزارش خبرگزاری ایرنا، هوشمند سفيدي به تنزل جايگاه حرفه روابط عمومي ها و ادغادم آن با حوزه رياست سازمان ها اشاره كرد و گفت: در دولت يازدهم با عنايت به توجه به مقوله اطلاع رساني و روابط عمومي، انتظار اين است كه تدابير اصولي دولت تدبير و اميد نسبت به تقويت و صيانت از جايگاه حرفه روابط عمومي بيشتر شود.
دبيركل سمپوزيوم بين المللي روابط عمومي تصريح كرد: اكنون شاهد افول و تنزل جايگاه روابط عمومي هستيم كه مي طلبد دولت يازدهم با تدابير اصولي نسبت به ارتقا و حفظ جايگاه اين حرفه تلاش كند.
سفيدي، توجه نكردن به جايگاه و اهميت روابط عمومي ها و خارج شدن آن از اولويت هاي بسياري از مديران را ناشي از بي توجهي نسبت به جايگاه افكار عمومي و نيز بي توجهي به استفاده از توان ارتباطي آن در پيشبرد امور ارزيابي كرد. 
به گفته وي، استقلال روابط عمومي و ارتباط مستقيم با عالي ترين مقام يك سازمان، لازمه ماهيت آن است.
دولت يازدهم اميد را به عرصه روابط عمومي بازگرداند
دبيرخانه سمپوزيوم بين المللي روابط عمومي نيز در بيانيه اي از تنزل جايگاه روابط عمومي در سازمان ها و استانداري ها انتقاد و با اشاره به اينكه بخشنامه ها و آئين نامه هاي معتبر روابط عمومي در كشور، بر ارتقاي جايگاه روابط عمومي حتي ايجاد معاونت مستقل در وزارتخانه ها و سازمان هاي بزرگ و استقلال روابط عمومي و قرار گرفتن آن در بالاي هرم سازماني زير نظر عالي ترين مقام سازمان تأكيد دارند.
اين بيانيه مي افزايد: ادغام روابط عمومي در حوزه مديريت و رياست سازمان يا مديرعامل در سازمان هايي مثل مديريت و برنامه ريزي، بنياد مستضعفان و انقلاب اسلامي، زنگ خطر و هشداري است كه بايد به آن توجه شود.
در ادامه اين بيانيه با اشاره به اينكه اخيراً در استانداري ها نيز جايگاه روابط عمومي تنزل يافته، اين رويكرد را مغاير با اصول ارزشي مردمداري و بر خلاف منويات مقالات عاليرتبه كشور در خصوص تقويت اطلاع رساني دانسته است.
بيانيه سمپوزيوم بين المللي روابط عمومي در پايان با جلب توجه متوليان اطلاع رساني و روابط عمومي در كشور به واكنش لازم، سكوت آنان را مغاير با مسئوليت حرفه اي دانسته و از دولت تدبير و اميد درخواست كرده است تا با اتخاذ تدابير اصولي، اميد را به عرصه روابط عمومي كشور برگرداند

خبرگزاری ایرنا دی ماه 94

آداب حضور در شبکه‌های اجتماعی

آداب حضور در شبکه‌های اجتماعی از قول دکتر محمدعلی تهرانی دانشیار دانشگاه علامه گروه روزنامه نگاری : ‌‌1-هر چیزی را فورأ به اشتراک نگذارید. ابتدا آنرا با دقت بخوانید و کمی در آن تأمل کنید. 2-هر چیزی را ازهر جایی کپی نکنید. ۳ - لطفا از شدت آزادی بیانی که در گروه‌های مجازی وجود دارد، ذوق‌زده نشوید! شاید مسیر را گم کرده باشید و به بیراهه بروید. ۴ - اول از همه، اهداف گروه‌تان را مشخص کنید. ۵ - هر کسی را به هر گروهی اضافه نکنید. ۶ - حجم خبرهایي را که به اشتراک می‌گذارید خودآگاهانه و با وسواس کنترل کنید! ۷ - گاهی تماشاگر باشید. ۸ - واکنش سریع نشان ندهید. ۹ - همیشه حواس‌تان باشد که چه پست می‌کنید. ۱۰ - مطالب متناسب با مخاطب پست کنید. ۱۱ - گاهي وقتها مي توانيد با كم يا زياد كردن کلمات یا جملات، پيام قبلي را اصلاح و يا تكميل نماييد. 12هوشيارانه عمل كنيد چون شاید در آينده، از أثرات منفی این پيامها، در شرایطی عليه خودتان یا خانواده تان استفاده شود! ۱۳ - دقت کنید که اشاعه دهنده بی بند و باری و فحشا نباشید. ۱۴ - آبروی دیگران، بازیچه شما و ابزاری برای سرگرمی دوستانتان نیست! ۱۵ - در به اشتراک گذاشتن فایلها و عکسها، کمی دوراندیش باشید! شاید قربانی بعدی شما باشید. ۱۶ - در هر شرایطی که قراردارید، ترویج دهنده افکاری سازنده و سالم باشید. ۱۷ - اگر شما را در گروهي عضو كردند و شما هيچ كس را نمي شناسيد و يا از هدف گروه بي اطلاعيد، سریعأ از آن خارج شويد. ۱۸ - پيامي كه قبول نداريد به ديگران ارسال نكنيد! ۱۹ - توجه كنيد كه امروزه يكي از راههاي شناخت شخصيت شما همين شبكه هاي اجتماعي است. 20در انتقاد از دیگران انصاف را رعایت کنید. ۲۱ - در مبارزه با نظرات و عملکرد دیگران از جاده مردی و مردانگی خارج نشوید. ۲۲ - همیشه خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال خود بدانید. ۲۳ - از دین استفاده ابزاری نکنید. ۲۴ - خرافه پرستی را ترویج نکنید.

   10 روش برگزیده از پیتر دراکر برای تکنیک های مذاکره

10روش برگزیده از پیتر دراکر برای تکنیک های مذاکره

پیتر دراکر اندیشمند و صاحبنظر بزرگ آمریکایی در عرصه مدیریت معتقد است ، هنر متقاعد کردن رازموفقیت انسانها و یاشرکتهای تجاری موفق است  .
امروزه بسیاری از شرکتها جهت برنده شدن در مناقصات و مزایده ها در عرصه تجارت ، از متخصصین زبده درامر مذاکرات تجاری بهره می گیرند .
در اینجا برای شما چند راهکار در مذاکرات تجاری را ذکر می کنیم که حاصل تجربیات این مشاوران حرفه ای می باشد:

1-هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای مذاکره قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان مطلع شوید .

2-همیشه دو خریداررا درکنار هم قرار دهید  
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.

3-همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.
  4-هیچگاه خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.

  5-همیشه برای ترک مذاکره آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک مذاکره باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که مذاکره ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.

  6-فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتماد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.

7-یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید. سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.

  8-در مورد همه چیز تحقیق کنید
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در جریان مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
  9-هیچگاه در وسط کار مذاکره را بر هم نزنید

در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا مذاکره را تمام کنید، اما مهم این است که مذاکره نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن

است. آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن مذاکره نداشته باشید .

10-همیشه  مودب باشید
مهم نیست که طرف مقابلتان با شما بد حرف می زند مهم این است که شما مودب باشید .