مشکلات ناشی از عدم رشد و توسعه همزمان برند و شهرت جبران‌ناپذیر است

 

برند و شهرت به شدت با یکدیگر مرتبط بوده اما مترادف هم نیستند، اگر چه در هر دو روش‌ها و اهداف کاری تقریبا یکسان است و هر دو با استفاده و بکاریگیری ابزارهای مختلف ارتباطات به دنبال ایجاد درک بهتر از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های سازمان مطبوع خود در بین مخاطبان می‌باشند.

یک نام تجاری به عنوان عاملی که باعث تمایز، تمایل و انگیزه خریداران در تقاضای بیشتر محصولات می‌شود، از درجه اهمیت بالایی در بازارهای پولی و مالی برخوردار است و علاوه بر بازدهی و سود مالی موجب افزایش اعتبار که به واقع یکی از ارزشمندترین دارایی یک موسسه مالی و یا بنگاه اقتصادی است، خواهد شد.

همواره در مفهوم برند مشتری به عنوان محور اصلی مورد بحث و نظر قرار می‌گیرد در حالیکه در شهرت این شرکت و موسسه است که محور تمامی سیاست‌گذاری‌ها و اهداف در نظر خواهد شد و به طور ایده‌آل، یک نام تجاری و یک کسب‌وکار در پشت یک شهرت قوی ایجاد می‌شود و از اعتبار و سازگاری شهرت برای جذب مردم، سرمایه‌گذاران، سهامداران و... استفاده می‌کند.

عدم تمرکز بر شهرت می‌تواند منجر به تولید و عرضه محصولات یا خدماتی شود که در بازار وجود داشته و با عدم استقبال از سوی مخاطبان روبرو شود، از سوی دیگر، تمرکز صرف بر روی نام تجاری و غفلت از شهرت می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد و منجر به پایین آمدن قیمت سهام، مشکلات در جذب استعدادهای برتر و حتی تحریم محصول یا خدمت از سوی مشتری شود، به همین دلیل است که لزوما وجود یک نام تجاری قوی باعث افزایش اعتبار نخواهد شد و از سوی دیگر، اعتبار به تنهایی سبب ایجاد یک برند قوی نمی‌شود.

برای اینکه موفقیت در فروش و عرضه محصولات و خدمات دارای دوام و ثبات باشد و نیز شاهد ارتقای روزافزون و توامان برند و شهرت سازمان باشیم، می‌بایستی تیم‌های ارتباطات و بازاریابی با تعیین و صرف زمان‌های مشخص، علاوه بر آموزش هدفمند که در راستای برآورده‌سازی نیازهای مخاطب صورت می‌گیرد، نسبت به یکپارچه‌سازی استراتژی‌های فروش و جذب مخاطب در سازمان اقدام نمایند.