خجالتی بودن در روابط عمومی

خلاصه کتاب روانشناسی خجالت "

 

فصل اول

دور و تسلسل

آیا شما در كنار دیگران احساس آرامش نمی‌كنید؟ اگر پاسخ آری است؛ پس باید گفت این «دیگران» هستند كه شما را می‌ترسانند. آیا ترس و هراس شما از دیگران طبیعی است؟ آیا این طبیعی است كه یك نگاه، یك لبخند یا یك حركت دیگران اغلب از سوی شما به بدترین شكل تعبیر و تفسیر شود؟ پاسخ من اینست كه: تا حدودی عادی است.

 علائم خجالت

- تنگی نفس یا منقبض شدن عضلات

- لرزش لب‌ها و دست‌ها و پاها

- خشك شدن بزاق در دهان

- عرق كردن زیاد از حد

 

 اثرات خجالت

خجالت می‌تواند زندگی را متزلزل سازد و از رشد زندگی افراد جلوگیری می‌كند.

- خجالت مانع از تجلی‌افكار عالی‌است، و تلاش افرادی را كه می‌توانند تا بالاترین مراتب اجتماعی صعود كنند بی‌اثر می‌سازد.

- خجالت از پیشرفت افراد باهوش كه شایستگی مدیریت و رهبری را دارند جلوگیری می‌كند

- كم‌رویی باعث می‌شود عقاید مطرح نشود.

 كم‌رویی بسیاری از افراد را غمگین می‌كند. این‌گونه افراد گرچه در تمام زندگی رویای معاش و دوست بودن با دیگران را می‌بینند، ولی با جدا كردن خود از جمع،‌ رویای آنها شكل واقعی به خود نمی‌گیرد.

 

اثرات جسمی

ترس مهمترین  عامل در خجالت است.  گاهی ترس خیلی شدید نیست و فقط یك نوع دلواپس‍ ایجاد می‌كند. زمانی ترس آشكارتر شده و باعث انقباض در نای یا اطراف قلب می‌شود.

 

 اشكال در سخن گفتن

 

افراد كم‌رو به طور معمول از ناراحتی تنفسی رنج می‌برند. این ناراحتی با انقباض قفسه سینه ایجاد می‌شود، در نتیجه كلمات بصورت ضعیف و بیمارگونه به‌گوش می‌رسد.

 انقباض‌های عضلانی

افراد خجالتی از انقباض عضلات رنج می‌برند و این مانع از تحرك كافی در آنهاست. افزون بر این شخص خجالتی چون می‌داند یا اعتقاد دارد كه به او نگاه می‌كنند، پاهایش سفت و سخت شده و آنها را به‌زحمت روی زمین می‌كشد، همچنین انگشتان او می‌لرزد.

 خستگی

یك شخص كم‌رو پس از هر بار احساس «ترس از حضور در جمع» دچار خستگی زیادی می شود كه ناشی از حالت كلی انقباض عضلانی است.

 كسل شدن

حقیقت اینست كه شخص كم‌رو غیر از چیزی كه او را می‌ترساند‌، از همه چیز غافل است. میزان دقت و هوشیاریش كم می شود. و قدرت ادراك حسی او نیز همپای آن كاهش می‌یابد. به همین دلیل یك ناطق كم‌رو آنچه را كه درباره یك موضوع عنوان كرده است فراموش می‌كند.

 اختلال‌های عروقی

انقباض و انبساط رگ‌های بدن باعث سرخی یا پریدگی رنگ چهره افراد كم‌روست و این خود یكی از دلایل ناراحتی آنهاست.

 اختلال در غده‌های ترشح‌كننده بدن

با توقف ترشح بزاق؛ دهان و لب‌های آدم خجالتی خشك می‌شوند و دست‌ها و زیر بغل او فوق‌العاده عرق می‌كند.

 اثرات روانی

 احساس ترس و نگرانی

بطور كلی یك شخص خجالتی فردی لایق و ارزنده است؛ و با ناامیدی احتیاج دارد كه دیگران قدر و ارزش او را بدانند. آدم خجالتی از شكست در اجتماع می‌ترسد. او همیشه از اینكه دیگران او را حقیر بشمارند در هراس است.

شخص كم‌رو حتی زمانی كه مقاومت می‌كند و از فرار كردن دوری می‌جوید؛ اضطراب و دلهره وحشتناكی او را فرامی‌گیرد و بر او غلبه می‌كند.

 معمای ذهنی

اگر از یك شخص خجالتی حتی اگر باهوش هم باشد سوال شود ، خاموش می‌ماند و چنان به‌نظر برسد كه مات و مبهوت شده است. در شرایطی دیگر با صدای بلند می‌خندد اما جرأت گفتن حتی كلمه‌ای ندارد. پس از این حالت شخص كم‌رو مغزش از كار می‌افتد.

 بیشتر افراد خجالتی را می‌توان در سه حالت زیر مشاهده كرد

- حساس: خیلی راحت آشفته می شود. شخصیت خیلی عاطفی دارد. بالاتر از همه، شخص حساس غیرفعال است.

- عصبانی: خیلی بی‌ثبات، بی‌اختیار، غیرقابل تغییر و عاطفی است. چنین فردی غیرفعال است.

شجاع و متهور: چنین شخصی تندخو، جاه‌طلب، خشن و غیرقابل انعطاف. برخلاف دو گروه پیشین فعال است.

افراد حساس، عصبانی و خجالتی را خطر «واخوردگی یا كنار گذاشته شدن»؛ و دوری گزیدن دیگران از آنها تهدید می كند. زیرا این باور را دارند كه در سلك شكست‌خوردگان اجتماع خواهند بود! به همین خاطر است كه شخص خجالتی از حضور در جمع دوری می‌گزیند. در حقیقت آنها خودشان پیشتر از آنكه دیگران آنها را كنار بگذارند، گوشه‌گیری كرده‌اند. اشتباه افراد خجالتی درست در همین نقطه است. چرا كه با ترس از شكست پیش از آنكه حركتی را شروع كنند شكست می‌خورند.

 بررسی صفات دیگر افراد خجالتی

شخص خجالتی به‌خاطر داشتن احساس عاطفی تا حد زیادی تحت‌تاثیر حوادث است . او غیرفعال است، از این‌رو بجای تلاش برای عمل یا عكس‌العمل داشتن، هیجان‌های خود را مخفی می‌دارد. بنابراین یك شخص كم‌رو وقتی وارد عمل می شود اغلب درمی‌یابد كه مشكل او حل شده است.

 خجالتی‌ها به جامعه باز می‌گردند

اشخاص خجالتی از جامعه می‌ترسند، با این حال به جامعه باز می‌گردند چون:

- نیاز زیادی به محبت دیگران دارند.

- هم‌چنین نیاز دارند به دیگران محبت كنند.

شخص كم‌رو اغلب فعال نیست به این علت خیلی ناراحت است و ناشیانه عمل می‌كند. هنگام سخن گفتن تمام نشانه‌های تمایل به گریختن را از خود نمایان می سازند. شخص باید تسلط بر كلام و بیان آنها را بیاموزد و در حركات خود دقت كند.

بنابراین تكرار می‌كنم اجازه ندهید كه عواطف بر شما غلبه كنند.

 شخص خجالتی آسیب‌پذیر است

فرد خجالتی بخاطر آسیب‌پذیر بودن هنگام حمله بی‌دفاع است و قادر به عكس‌العمل سریع نیست. بخاطر غیرفعال بودن، فاقد هر نوع وسیله دفاعی است.

همیشه احساس می‌كند مورد تهدید است حتی زمانی كه كسی قصد سوئی نسبت به او دارد.

شخص خجالتی‌از اینكه مركز توجه و علاقه باشد رنج می‌برد. از سویی دیگر از بی‌تفاوتی متنفر است. در مجموع شخص خجالتی از سر و كار داشتن با دیگران خشنود نیست اما انتظار دارد كه دیگران در برخورد با او ادب و نزاكت را رعایت كنند.

شخص خجالتی همیشه در جمع مراقب است كه دیگران چه می‌گویند. او ساده‌ترین تغییرات را در صدا، خنده و نگاه افراد به‌خاطر می‌سپارد. این فرد تصور می‌كند با پنهان شدن در لاك دفاعی‌خود می تواند خود را حمایت كند، در حالیكه به این ترتیب فقط غذای فكری او تامین خواهد شد و بجای حمایت صدمه خواهد دید.

چگونه بر کمرویی در روابط غلبه کنیم/ مهارت های اجتماعی خود را افزایش دهیم

چگونه بر کمرویی در روابط غلبه کنیم/ مهارت های اجتماعی خود را افزایش دهیم

دست دادن
 
براي برخورداري از روابط بين فردي رضايت بخش، تقويت مهارت هاي اجتماعي بسيار مفيد است و همچنين كنترل سبك تفكر و تفسيرهايي كه ازموقعيت اجتماعي خود به عمل مي آوريم بسيار مهم است.

"كمرويي" به دستپاچه شدن در مقابل افراد و احساس ناراحتي كردن در حضور ديگران اطلاق مي شود. نكته مهم در مورد كمرويي اين است كه بيشتر افراد اين تجربه را به صورت مشترك دارند. افراد كمرو مي گويند كه در برقراري مكالمه و حفظ تماش چشمي با ديگران مشكل دارند و زماني كه مي كوشند با فردي ارتباط برقرار كنند، احساس ناراحتي مي كنند.

افراد كمرو مسائلی چون دل پيچه، تپش قلب، تعرق، سرخ شدن، افكار خود تحقيركننده، نگراني درباره ارزيابي منفي ديگران، مهارت اجتماعي ضعيف، بازداري اجتماعي و دست و پا چلفتي بودن را تجربه می کنند.

گاهي اوقات احساس كمرويي طبيعي است ولي مي توان ياد گرفت كه بر اين احساس خود غلبه كرد و يك فرد اجتماعي تر شد. افراد كمرو با پذيرفتن اينكه هميشه كمرو خواهند ماند و زندگي اجتماعي آنها به ابتكار ديگران وابسته است نگرش بدبينانه اي را اتخاذ مي كنند. وقتي افراد ياد بگيرند تعاملات اجتماعيشان را تحت كنترل خود درآورند مي توانند بر كمرویي غلبه كنند.

براي برخورداري از روابط بين فردي رضايت بخش،تقويت مهارت هاي اجتماعي بسيار مفيد است. همچنين كنترل سبك تفكر و تفسيرهايي كه ازموقعيت اجتماعي خود به عمل مي آوريد بسيار مهم است. افراد بايد طرز تفكر خود را درباره كمرويي تغيير دهند و در برقراري گفتگو نقش داشته باشند.

سازگاري با ديگران مستلزم برخورداري از مهارت هاي مكالمه اي خوب است. تحقيقات نشان داده كه مهارت هاي مكالمه اي افراد كمرو به شدت ضعيف است. افراد كمرو درآغازكردن مكالمات محتاط هستند، آنها سكوت را نمي شكنند و با اشتياق به گفته هاي فرد ديگر پاسخ نمي دهند.

افراد كمرو بايد مهارت هاي مكالمه اي خود را بهبود بخشند و خوشبختانه مي توان مهارت هاي مكالمه اي را ياد گرفت و بهبود بخشيد. افرادي كه در برقراري گفتگو مشكل دارند اغلب شكايت مي كنند كه چيزي براي گفتن پيدا نمي كنند. اين مشكل سه راه حل دارد؛ اول داشتن انتظارات واقع بينانه مهم است. افرادي كه زياد حرف مي زنند معمولا ياد گرفته اند بسياري از عقايد و افكار خود را قبل ار بيان كردن سانسور نكنند. آنها همچنين ياد گرفته اند توقعات خود را در مورد انجام مكالمه معني دار پايين آورند و به صحبت هاي كوتاه نيز رضايت دهند.هدف از صحبت كوتاه اين است كه ديگران متوجه شوند شما به آنها علاقه مند هستيد. وقتي براي اولين بار شخصي را مي بينيد لازم نيست براي اينكه علاقه خود را براي مكالمه به او نشان دهيد، به مدت طولاني صحبت كنيد رابطه عميق و معني دار بعدا ايجاد خواهد شد.

راه حل دوم براي بهبود بخشيدن مهارت هاي مكالمه اي خود آشنايي با ويژگي هاي مكالمه خوب است. يك ارتباط بين فردي خوب شامل دو مولفه اصلي است كيفيت ارتباط و عمق وارزش ارتباط. كيفيت ارتباط به صحبت كردن به شيوه اي كه بيانگر احساس آرامش، توجه، غير رسمي بودن، پذيش، درك و فهم و علاقه مندي باشد اشاره دارد. افرادي كه ارتباط شان با ديگران از كيفيتي بالا برخوردار است، مي دانند كه چه موقع سكوت را بشكنند و به طرف مقابل خود بفهمانند كه او رادرك مي كنند. منظور از عمق و ارزش ارتباط، ارتباطي است كه شخصي، عميق، دقيق و ارزشمند است. يكي از راههايي كه باعث مي شود ديگران حس كنند مكالمه شان براي شما عميق و با ارزش است،نشان دادن توجه خالصانه و صادقانه به چيزهايي است كه براي آنها مهم و معني دار است. راه حل سوم؛ براي افرادي كه در برقراري گفتگو مشكل دارند، تمرين حرف زدن با ديگران است.

براي غلبه بر كمرويي خود ما مي توانيم نقش موثري در اين مورد ايجاد كرده و ترس و طردشدگي را از خود دور كنيم و از خود در روابط اجتماعي مان ارزيابي منفي نداشته باشيم و اين نوع ارزيابي احتمالا به افسردگي، خشم، اضطراب و عزت نفس پايين ما منجر مي شود و اين احساسات دقيقا احساساتي هستند كه افراد تنها از آن رنج مي برند.

مقایسه روابط عمومی و تبلیغات

مقایسه روابط عمومی و تبلیغات

مقدمه:
بحث مرزهای روابط عمومی و تبلیغات، شباهتها و تضادهای آنها و سوالاتی مانند: آیا روابط عمومی همان تبلیغات است؟ آیا تبلیغات بخشی از روابط عمومی است؟ و آیا روابط عمومی وتبلیغات از یکدیگر مجزا بوده و از دو مقوله اند؟ سالهاست که به طور اعم بین عامه مردم وبه طور اخص در مجامع روابط عمومی ودفاتر تبلیغات ومحافل دانشگاهی وبعضا در رسانه های جمعی وبین مدیران ومسئولین موسسات مطرح است. به ویژه دانش پژوهان جامعه شناسی، علوم اجتماعی وانسانی و علوم ارتباطات اجتماعی کنجکاوانه ومشتاقانه در جستجوی یافتن پاسخهای مستدل وروشنی در این زمینه ها هستند اما حقیقت این است که تا کنون عمدتا راه به جای نبرده است
و کماکان ابهامات و تردیدها پابرجا و برقرارند زیرا صاحب نظران مرتبط با این موضوع اعم از خارجی وداخلی در آثار خود یا بدین مهم اشاره ای نداشتند ویا نظرات متفاوتی در این مورد ابراز داشته اند که در ذیل به بعضی از انها اشاره می شود
1- برخی از مفسران تفاوتی بین روابط عمومی و تبلیغات از لحاظ هدف و عملکرد نمی بینند وعقیده دارند که دراین رابطه اهداف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ومذهبی، ابزارهای ارتباطات را توجیه می کند. تبلیغات می تواند یک اسلحه در اسلحه خانه روابط عمومی باشد یا روابط عمومی را می توان به عنوان یک ابزار تبلیغات به کار گرفت
2- برخی دیگر از مفسران بر این باورند که در پشت هر روابط عمومی، قوه مجریه در کمین مبلّغ است و اینکه هر چه صدای اعتراض به تضاد در واقعیت بلندتر باشد احتمال و امکان تبلیغ در بعد منفی لغت وجود دارد و این امر در حال حاضر وجود دارد و صورت می گیرد
3- عده ای معتقدند (مانند anne van deer meiber) تبلیغ در همه جا می باشد هیچ کس از تبلیغ فرار نمی کند. بسیاری از شیوه های ارتباطی را می توان به عنوان تبلیغ به حساب آورد. تبلیغات ارتباطات و روابط عمومی به صورت نزدیکی در هم آمیخته شده اند. و تشخیص آن به سادگی نیست باید واقع گرایانه تشخیص دهیم که در همه فعالیتهای ارتباطی ما در روابط عمومی با زمینه اطلاعات با عناصر تبلیغاتی روبرو هستیم. تبلیغات می تواند اسبی باشد که کالسکه ای از فرشتگان را می کشد یا حیوان درنده خویی باشد که واگنی از شیاطین را می برد
4- از زمانی که لغت تبلیغات هم به صورت منفی و هم به صورت مثبت مورد استفاده قرار گرفت، باید پرسید که آیا این لغت حتی زمانی که به صورت مثبت استفاده می شود می تواند یک معادل کامل برای روابط عمومی باشد. عده ای از دست اندر کاران روابط عمومی در بعضی ازکشورها با این بیان موافقند وعده ای هم به دلایل تاریخی، فرهنگی و سیاسی – هرگز قبول ندارند که لغت تبلیغات نتوانسته است در یک حس مثبت بکار رود
خلاصه در بحث روابط عمومی و تبلیغات، صاحب نظران و اندیشمندان نتوانسته اند به یک نقطه نظر مشترک و جامع دست پیدا کنند. و علت آن شاید مشخص نبودن تعریف دقیق و جامع از روابط عمومی و تبلیغات است که سبب شده است وظایف روابط عمومی و تبلیغات با هم تداخل پیدا کند و صاحب نظران نظرات متفاوت و گاه متضاد را در این خصوص بیان کنند. پس باید به عنوان یک دست اندرکار امور روابط عمومی بدانیم حوزه فعالیت تبلیغات و روابط عمومی کدام است؟ تا بتوانیم به روشنی تمایز بین روابط عمومی و تبلیغات را بیابیم. برای این کار ابتدا به تعریفی دقیق از تبلیغات و انواع و اقسام آن و سپس به تعریف روابط عمومی و کارکردهای آن و در نهایت به تفاوتهای آنها می پردازیم

ادامه نوشته

استرس و راه های مقابله آن در روابط عمومی ها

هر چند توان و مهارت کنترل استرس در افراد مختلف، متفاوت است اما در برخی شرایط که در روابط عمومی ها بسیار دیده می شود ممکن است عامل استرس زا آنقدر جدی و قوی باشد که حتی مسلط ترین افراد نیز برای کنترل استرس خود در این شرایط با مشکل مواجه شوند.

 

هرچند در چنین وضعیتی ممکن است نتوانید تمام تنش خود را برطرف کنید اما با چند راه کار ساده حداقل می‌توانید سریعتر به کاهش سطح استرس خود کمک کنید و زودتر به آرامش مجدد دست یابید. این چند راه کار ساده عبارتند از:

- اندکی مکث کنید. پنجره را بگشایید و یا به فضای باز بروید و چند نفس عمیق بکشید. چند نفس عمیق می‌تواند شما را آرام کند به شرط اینکه در هنگام انجام این کار به مشکلی که سبب بروز استرس در شما شده فکر نکنید. اگر قرار است در یک جلسه سخنرانی کنید، پیش از آغاز سخنرانی چند نفس عمیق بکشید.

- گوش کردن به موسیقی‌های آرامش بخش و مورد علاقه برای چند دقیقه برای کمک به کنترل استرس مفید است. در صورتی که پیش از برگزاری یک ملاقات دچار استرس شده اید، می توانید از هدست برای کوش دادن به موسیقی استفاده کنید.

- همچنین صحبت کردن با همکارتان می تواند به شما در کاهش استرستان کمک کند. حتی اگر راجع به موضوعی صحبت کنید که هیچ ارتباطی با مشکلتان نداشته باشد.

- همیشه یک راه حل وجود دارد. گاهی اوقات در روابط عمومی ها روند کار آنطور که می خواهیم پیش نمی رود و این امری طبیعیست. بنابراین هرگز در هنگام بروز مشکلی که باعث ایجاد استرس در شما شده تصور نکنید که به آخر خط رسیده‌اید بلکه در عوض به یاد داشته باشید که همیشه برای هر مشکلی یک راه حلی وجود دارد این طرز تفکر نه تنها به شما آرامش می‌دهد بلکه کمک می‌کند انرژی خود را روی مشکل تان متمرکز کرده و در رفع آن موفق‌تر عمل کنید.

- علاوه بر موارد فوق قدم زدن نیز راه حل مفید و موثری برای کاهش استرس در لحظه بروز مشکلتان است. برای چند دقیقه مثلا در ساعت صرف ناهار از محل کار خود خارج شوید، به خیابان بروید و چند لحظه‌ای مردم را تماشا کنید یا به آسمان خیره شوید اما به مشکلتان فکر نکنید. پس از چند هفته ناگهان متوجه می‌شوید که دیدگاه متفاوتی نسبت به موضوعاتی که در ذهنتان است پیدا کرده‌اید.

اما در شرایط جدی‌تر که استرس مدت طولانی با شما باقی می‌ماند و زندگی عادی روزانه را مختل می‌کند،‌ می‌توانید با مراجعه به یک متخصص راه حل‌های موثرتری مثل آموزش مراقبه و یاحتی درمانهای دارویی و مشاوره‌ای بیابید.

منبع:تبیان

به چه قابلیت‌هایی برای تحول استراتژیک نیازمندیم

اجرای برنامه‌های تحول بدون در نظر گرفتن آمادگی و قابلیت سازمانی اثربخشی ندارد. می‌توان هر سازمان را به صورت مجموعه منحصربفردی از قابلیت‌ها تصور نمود. پرسشی که با این نگاه در ذهن شکل می‌گیرد، این مسئله است که برای تغییر و تحول به چه قابلیت‌هایی نیاز داریم؟ طبقه‌بندی چهار عاملی زیر رویکرد کلان‌نگرانه‌ای نسبت به قابلیت‌های تغییر و تحول است:

شایستگی‌ها: مهارت‌ها، دانش، باورهای موجود در ذهن کارکنان و بدنه سازمان

ابزارها: فناوری اطلاعات، پایگاه‌های داده، برنامه‌های اختصاصی سازمانی و سیستم‌های مرتبط

فرایندها: اقدامات، منابع و مسئولیت‌هایی که بر شیوه تقسیم کار و انجام امور حاکم هستند

ساختار حاکمیت: مسئولیت‌پذیری، شاخصه‌های کلیدی عملکرد، ساختار گزارش‌دهی

باید در نظر داشت که این چهار دسته تاثیر متقابل بر همدیگر دارند، بنابراین ضعف یا قوت سازمان در هرکدام از این چهار دسته قابلیت، سایر قابلیت‌ها را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. به همین دلیل، رهبران تغییر باید توجه دقیقی به این قابلیت‌ها و ترکیب آنها داشته باشند تا بتوانند برنامه‌های تغییر و تحول استراتژیک را در راستای افزایش توان ارزش‌آفرینی سازمان هدایت کنند.

 

منبع :پيشرفته ترين تكنيك هاي مديريت

مکتب نئوکلاسیک یا روابط انسانی

بنیانگذار مکتب روابط انسانی یانئوکلاسیک التون مایو از استرالیا و استاد دانشگاه هاروارد و سرپرست برنامه تحقیقاتی مختلف است که معروف ترین آن، تحقیقات پنج ساله او از 1927 تا 1932 در کارخانه هاثورن {هاتورن} متعلق به شرکت وسترن الکتریک در شهر شیکاگوست.
التون مایو با استفاده از یک تیم تحقیقاتی در مطالعاتش که به نام «مطالعات هاثورن»معروف شد، تاثیر عوامل مادی خاص مانند
طول مدت کار روزانه، میزان نور، میزان تنفس بین ساعات کار، صدا، حرارت و نظایر آن (عوامل فیزیکی) بر تغییر مقدار تولید وکارآیی کارگران را مورد توجه قرار داد.

نتایج مطالعات هاثورن و مکتب روابط انسانی:
- عوامل اجتماعی و انسانی بیش از متغیرهای فیزیکی در کارآیی افراد موثر است.
- کشف «سازمان غیر رسمی» در مقابل روابط و سازمان رسمی مدیریت علمی
- تاکید بر اهمیت سیستم کامل ارتباطات بخصوص از پایین به بالا (از کارگر به مدیر) و اینکه تغییر در میزان تولید بیش از آنچه که به مسایل اقتصادی و فیزیکی مربوط شود، به مسایل روانشناسی و رفتاری مربوط می شود.
- مراودات کارکنان بر اساس خواسته های گروهی است و ارزش ها و هنجارهای گروهی و جمعی در شکل دادن به رفتار کارکنان از اهمیت زیادی برخوردار است.
- اهمیت توجه به احساسات و عواطف انسان در سازمان ها و موسسات و به طور کلی در فعالیت های گروهی
علاوه بر التون مایو، افراد دیگری مانند مک گریگور استاد دانشگاه ام. آی. تی صاحب تئوری 
X و Y، کریس آرگریس، استاد دانشگاهییل، جان دیوئی، کورت لوین، رنسیس لیکرت مدیر انستیتو تحقیقات اجتماعی دانشگاه میشیگان در تدوین و تکامل مکتب روابطانسانی یا نئو کلاسیک سهم عمده ای ایفا کرده اند.

التون مایو و رفتار سازمانی:
التون مایو در مکتب نئوکلاسیک بحث رفتار سازمانی را مطرح می کندو معتقد است افراد رفتار سازمانی ندارند.
تعریف رفتار سازمانی : انگیزه و تحرک در فعالیتهای اعضای یک سازمان ، روابط داخلی آنها با یکدیگر ، برداشتها و عکسالعملهای آنها در قبال مسائل مختلف ، رفتار سازمانی نامیده می شود . که ابتدا مورد توجه مکتب نئوکلاسیک قرار گرفت و موجب کشفگروه های غیر رسمی شد .
ویژگی ها :
1- شان و حرمت انسان در محیط کار حفظ شود .
2- هدفهای کارکنان در جهت رفاه آنها باشد نه صرفا در جهت هدفهای سازمانی .
3- مشارکت گروهی افراد و کارکنان در مدیریت و تصمیم گیری ها مد نظر قرار بگیرد .
4- امکان آزادی ، خلاقیت و ابتکار عمل به افراد داده شود .
5- جایگاه گروهها در محیط کار بدرستی شناسایی شود .

6- روابط غیر رسمی علاوه بر روابط رسمی در محیط کار بین مدیر و کارکنان ایجاد شود .

عوامل موثر در رفتار سازمانی: ادراکات، رشد شخصیت، انگیزش
ادراکات یعنی درک حسی ساده که امکان اشتباه را هم دارد و الیته ادراکات متفاوت است
رشد شخصیت یعنی آن قسمت که طوری افراد را در سازمان پروش دهیم که رفتار سازمانی را فراگیرند.

انگیزش یعنی ایجاد انگیزه در کارکنان برای ترغیب به انجام کار به بهترین نحو
خلاصه نظریات التون مایو :
1- باید روند تغییری در انسان ها ایجاد شود تا رفتار سازمانی پیدا کنند ( رفتار جمعی )

2- آگاهی و آموزش کارکنان را که موجب تغییر رفتار فردی میشود مورد توجه قرارداد . ( تغییر رفتار فردی )
3- باید کارکنان را با تکنیک معرفت آشنا کرد . ( معرفت )
4- در مدیریت باید از علوم مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، روان شناسی اجتماعی و… استفاده کرد.
( گرایش / میل )
بر این اساس، ابتدا باید گرایش یا میل در کارکنان ایجاد شود؛ سپس معرفت و در مرحله بعد، معرفت، موجب تغییر رفتار فردی و در نهایت منجر به تغییر رفتار جمعی می گردد.
آرگریس و رشد یافتگی
آرگریس معتقد است فرد در محیط سازمان برای درک سازمانی مراحلی را باید پشت سر بگذارد و از وابستگی به استقلال برسد.
کارکنان در محیط کار اول به سازمان وابسته و متکی هستند و بتدریج این وابستگی کاسته شده و به استقلالی نسبی با توجه به رفتار سازمانی پیدا می رسد . در این رابطه، تقسیم کار و توجه به رشد شخصیت افراد بسیار مهم است.
سوال گریس این است که چرا در سازمان ها این قدر کم کاری، تخریب وسایل و محیط متشنج مشاهده می شود؟ وی به این نتیجه رسید انسان برای درک رفتار سازمانی باید مراحلی را پشت سر بگذارد تا از وابستگی به استقلال برسد.
به نظر وی، ابتدا انسان متکی به دیگران است و به تدریج اتکا به دیگران کاهش می یابد. سپس فعال می شود و مراحل دیگر را طی می کند تا به استقلال نسبی می رسد. این مرحله رشد یافتگی است.
گریس معتقد است تقسیم کار و توجه به رشد شخصیت افراد در سازمان عامل مهمی در بروز رفتار سازمانی است و افراد باید برای رسیدن به رفتار سازمانی حداقلی از استقلال نسبی را برخوردار باشند.
خصوصیات رشد یافتگی (کسی که در سازمان رشد کرده باشد) :
1- اتکا به خود
2- فعال بودن
3- آینده نگر بودن
4- استقلال نسبی
خصوصیات رشد نیافتگی (کسی که در سازمان رشد نکرده باشد) :
1- متکی به سازمان
2- وابستگی کامل
3- غیر فعال بودن
4- لحظه ای فکر کردن

مکتب نئوکلاسیک و نظریه های مربوط به انگیزش در سازمان ها:

این نظریات با توجه به اینکه بر تاثیر انگیزه به عنوان عامل اساسی در ایجاد تلاش ها و فعالیت های افراد در سازمان توجه ویژه اینشان می دهند و در حقیقت روابط انسانی را در سازمان ها در قالب انگیزه های فیزیکی، اجتماعی و روانی مورد تاکید قرار میدهند، در این بخش یعنی در قالب مکتب نئوکلاسیک مورد بررسی قرار می گیرند:

اخلاق در روابط عمومی

دکتر حسین امامی، مدرس، مولف و پژوهشگر حوزه ارتباطات در کانال تلگرامی مردمداران نکات آموزشی در حوزه ارتباطات در قالب پادکست های کوتاه ارائه مي‌كند که گزارشي از آن در سایت انجمن روابط عمومي به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید.

وي در اولین قسمت از این مباحث آموزشی به موضوع اخلاق در روابط عمومی پرداخته و پنج نمونه از فعالیت های غیر اخلاقی در روابط عمومی را بیان كرده است. گزارش پياده شده اين پادكست را مي‌خوانيد:

زمانی که ما قانونی تعریف شده نسبت به یک مورد خاص در انجام دادن وظایف خود در روابط عمومی نداشته باشیم مجبور خواهیم شد برای خود یک سری اصول اخلاقی را تعریف کنیم و به واسطه این سیستم ارزشی است که ما تعیین می کنیم چه چیزی درست  یا غلط است و یا چه چیزی منصفانه و بر پایه عدالت  یا غیر منصفانه است.

دکتر امامی در ادامه گفت: بر اساس همین موضوع انجمن‌هاي تخصصي روابط عمومی کدهای اخلاقی را برای استفاده كارگزاران روابط عمومي و سازمان ها تدوین کرده‌اند.

این کدهای اخلاقی را به عنوان بیانیه رسمی رفتار صحیح اعضا تحت عنوان منشور اخلاقی که از آن نام می برند، می توانیم در هر سازمان یا دستگاهی آن را تعریف کنیم و بر اساس آن از پرسنل روابط عمومی بخواهیم تا نسبت به موارد آن متعهد باشد.

منشور اخلاقي روابط عمومي

اين مدرس دانشگاه گفت: از قدیمی ترین منشور اخلاقی در جهان می توانیم به انجمن روابط عمومی آمریکا PRSA اشاره کنیم که برای اولین بار در سال 1950 میلادی تدوین شد.

البته 50 سال بعد انجمن روابط عمومی آمریکا آن را بروز رسانی کرد. كار كردن در روابط عمومي در آمريكا با ايران اين تفاوت را دارد كه فردی که در روابط عمومی آمریکا فعالیت می کند حتما باید صلاحیت وی تایید شده باشد مانند پزشکان که دارای یک نظام پزشکی هستند و یا مهندسانی که باید دارای یک کد نظام مهندسی باشند.

برای فعالیت در روابط عمومی آمریکا صلاحیت هر فردی طی آزمونی باید تایید شده باشد. حتی در خصوص منشور اخلاقی نیز آزمون دهد تا بدانند كه واقعا دانش اصول اخلاقي را پيدا كرده و از این قواعد پیروی کند.

هیات مدیره انجمن روابط عمومی آمریکا نیز این حق را برای خود قائل شده که هر فردی از این کدهای اخلاقی تخطی کند عضویت وی لغو می شود و یا حتی باعث اخراج یک فرد از حوزه روابط عمومی می شود.

نمونه‌هايي از رفتارهاي نامناسب اخلاقي در روابط عمومي

وی در ادامه به پنج مورد غیر اخلاقی و یا رفتار نا مناسب در این منشور اخلاقی اشاره کرد و گفت: مورد اول اینکه فردی که نماینده ی یک شرکت تولیدی چوب اسکی است، چوب اسکی گران قیمتی که ویژه مسابقات است را به یک خبرنگار ورزشی رسانه ای  هدیه می دهد تا خبرنگار تحت تاثیر آن هدیه قرار گرفته و مطالبی را در طرفداری از این محصول بنویسد که این یک مورد غیر اخلاقی است.

 در مورد دوم  گفته شده که یک عضو انجمن فراتر از حد و حدود قانونی خود از یک مقام رسمی پذیرایی کرده است تا آن مقام گزارش مناسبی را در مورد آن کارمند روابط عمومی به مقامات مافوق اش ارائه دهد.

 مورد سوم بحث دروغ تعمدی است. یک عضو انجمن و یا یک مدیر روابط عمومی آگاهانه از ارائه اطلاعات مالی خود داری کند و یا یک عملکرد تحریف شده ای را به رسانه ها گزارش دهد و به قول معروف آمار دروغی را اعلام نماید این هم نمونه ای از رفتار غیر اخلاقی و نامناسب است.

اگر یک عضو انجمن اطلاعات نادرستی را در وب سایت یا یک رسانه معتبر که منشر شده است را مشاهده کند اما نسبت به آن و یا نسبت به اصلاح آن اقدامی نکند ویا حتی به دنبال اصلاح آن نباشد این نیز یک اقدام غیر اخلاقی است.

آخرین موردی را که در پایان این جلسه اعلام می کنم این که اگر یک مدیر روابط عمومی بخواهد عده ای را استخدام نماید و از قبل با آنها هماهنگ شده باشد که در فلان همایش یا گردهمایی به نفع سازمان و یا شرکت من صحبت کنید و یا یک فعالیت غیر رسمی را در آنجا داشته باشد این هم یکی از موارد غیر اخلاقی در حوزه روابط عمومی است. 

روابط عمومی در ایران (قبل از انقلاب اسلامی)

 

روابط عمومی به مفهوم امروزی آن تا قبل از جنگ جهانی دوم در ایران پدیده و حرفه ای ناشناخته بود. هر چند که از روش های روابط عمومی در انقلاب مشروطیت ایران بارها استفاده شد ولی به عنوان یک حرفه و فن شناخته شده مطرح نشد.

قبل از جنگ جهانی دوم در ایران اداره کل تبلیغات وجود داشت و بعضی از وزارتخانه ها و موسسه ها واحدی به نام اطلاعات دایر کرده بودند که عمده کار آنان راهنمایی و هدایت ارباب رجوع بود، اما در جنگ دوم جهانی که سالهای اشغال ایران و دوران هیجان ملت برای ملی شدن صنعت نفت بود، لزوم وجود اداره و واحدی به منظور شناساندن کارها و برنامه های هر موسسه به مفهوم واقعی آن احساس و ثابت شد و در همین ایام بود که اکثر سازمانها و دستگاه ها نسبت به تشکیل ادارات اطلاعات و انتشارات اقدام کردند و خود را به وسایل ارتباط جمعی نزدیک ساختند.
آنچه اکنون به عنوان روابط عمومی چه از نظر اصطلاح و چه از نظر حرفه روابط عمومی باز می شناسیم. برای نخستین بار در شرکت ملی نفت ایران ایجاد شده است. در شرکت سابق نفت ایران و انگلیس تا سال ۱۳۳۰ یک دفتر اطلاعات و مطبوعات وجود داشت و این دفتر رابط بین شرکت و مطبوعات بود. پس از ملی شدن صنعت نفت، دفتری تحت همان عنوان در شرکت ملی نفت ایران تشکیل شد و عنوان همین دفتر بود که بعدا" به روابط عمومی تبدیل شد. در شرکت سهامی تصفیه نفت وابسته به صنعت نفت ایران بود که دو نفر از افراد سرشناس علم ارتباطات و روابط عمومی چون دکتر حمید نطقی استاد دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی و ابوالقاسم راحت شاعر و روزنامه نویس در آن اشتغال به کار داشتند. تحول روابط عمومی تا آن اندازه بود که ظرف حدود ۲ سال انجمنی به نام انجمن روابط عمومی ایران و چند موسسه مشاوره در روابط عمومی به وجود آمد و حتی دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی این رشته را در سطوح لیسانس تدریس کرد.
از تشکیل نخستین روابط عمومی در دستگاههای دولتی، تاریخ دقیقی در دست نیست ولی از سال ۱۳۴۵ شمسی بود که وزارتخانه ها به تدریج اداره اطلاعات، تبلیغات و انتشارات را به نام روابط عمومی برگرداندند.

 تعدادی از آنها حتی تا چند سال بعد از انقلاب نیز فعالیت های روابط عمومی را با برخی فعالیت های دیگر تلفیق کرده بودند و بخش هایی نظیر روابط عمومی و انتشارات یا اداره اطلاعات و روابط عمومی را با هم به کار می بردند، در حالی که همین روابط عمومی ها اکنون به عنوان واحدهای مستقل در موسسه ها عمل می کنند، ولی موسسه هایی که در سالهایی اخیر ایجاد کرده اند آنها را با عناوین سازمانی دیگری چون روابط عمومی و دبیرخانه، روابط عمومی و دفتر مدیر کل، روابط عمومی و اموربین الملل و ... ترکیب کرده اند.
نخستین سمینار روابط عمومی در ایران نیز در تاریخ ۳۰ آذر سال ۱۳۴۲ توسط شرکت نفت در آبادان و دومین سمینار روابط عمومی در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ در کرمانشاه از سوی شرکت نفت برگزار شد.
وزارتخانه ها و موسسات های بزرگ دیگر ایران، به اقتباس از این شرکت و سالها پس از تأسیس دفتر روابط عمومی در شرکت ملی نفت ایران اقدام به تأسیس دفاتر روابط عمومی کردند.
پس از تشکیل واحدهای روابط عمومی در ایران، نیاز به آموزش مسئولان روابط عمومی و کارمندان این واحدها احساس شد. برای این منظور وزارت اطلاعات و جهانگردی سابق، اقدام به تشکیل کلاسهای کوتاه مدت آموزشی کرد. پاره ای از وازرتخانه ها، مانند وزارت امور خارجه، برای آموزش کارکنان و وابستگان خود در کشورهای خارج، رأسا" به تشکیل دورههای کوتاه مدت روابط عمویم اقدام کردند.
در سال ۱۳۴۵ برای تشکیل دانشکده ای در رشته روابط عمومی مطالعاتی صورت گرفت که در سال ۱۳۴۶ منجر به تشکیل "موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی" شد.
این موسسه عالی با اجرای آزمون ورودی از میان فارغ التحصیلان دبیرستان ها در رشته های ادبی، ریاضی، طبیعی و روزنامه نگاری، تعدادی دانشجو برای تحصیل در رشته لیسانس روابط عمومی برمی گزید. دانشجویان پس از طی ۴ سال تحصیل و گذراندن ۱۴۰ واحد درسی موفق به اخذ لیسانس در رشته روابط عمومی می شدند.
موسسه عالی "مطبوعات و روابط عمومی" در سال تحصیلی ۴۷-۱۳۴۶ فعالیت خود را آغاز کرد. فعالیتهای این دانشکده تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و هر سال تعدادی لیسانس روابط عمومی وارد بازار کار شدند.
پیش از پیروز انقلاب اسلامی شرکتهای بزرگ بخش خصوصی، بویژه آنها که بخشی از سرمایه شان را شرکتهای خارجی تشکیل میدادند دارای واحد روابط عمومی بودند ولی روابط عمومی بخش خصوصی در ایران بخش کوچکی از روابط عمومی را تشکیل می داد و حجم آن در برابر روابط عمومی بخش دولتی و نیمه دولتی بسیار ناچیز بود.
در ایران بر خلاف کشورهای سرمایه داری دفاتر خصوصی روابط عمومی که خدمات کارشناسانه به دفاتر روابط عمومی دولتی و غیر دولتی بفروشند، وجود نداشت و هنوز نیز وجود ندارد. تنها پیش از انقلاب اسلامی تعدادی بنگاه تبلیغاتی در تهران وجود داشتند که در زمینه آگهی های بازرگانی خدمات تخصصی خود را به واحدهای روابط عمومی دولتی و غیر دولتی می فروختند. سایر خدمات تخصصی دفاتر روابط عمومی از کارشناسان آزاد و یا دفاتر خاص این خدمت خریداری شد.
در کشورهای صنعتی روابط عمومی از بطن موسسه های بخش خصوصی تولید یافت. ولی در ایران این موسسه های دولتی بود که برای اولین بار روابط عمومی را به وجود آوردند.

 


منابع:
. کتاب تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات، علی میرسعید قاضی

 

گفتگوي آزاد وروابط عمومي

وابط عمومي بطور تاريخي اخلاق گراست و اساسا براي گفتگو با مردم شكل گرفت. اما رفته رفته با رشد روزافزون كاركرد تبليغاتي در واحدهاي روابط عمومي ماهيت كار روابط عمومي تغيير كرد و منولوگ (تبليغات) جاي ديالوگ (گفتگو) را گرفت و كاركردهاي اخلاقي روابط عمومي تضعيف شد.

به معنايي ديگر روابط عمومي براي گفتگوي بين سازمان و مردم شكل گرفت و امروزه اين گفتگو با فهمي كه روابط عمومي ها از اقتدار افكارعمومي پيدا كرده اند به گفتگوي آزاد  تبديل شده است. به معنايي ديگر امروزه يك روابط عمومي سرآمد تلاش مي كند با ترويج گفتگوي آزاد به مردم نزديك تر شود.

تفسير اخلاقي روابط عمومي به كاركرد آن از طريق گفتگو بر مي گردد و اساسا اگر گفتگو در روابط عمومي متوقف شود چيزي از روابط عمومي نمي ماند.

توسعه ديالوگ به جاي مونولوگ و توسعه ارتباطات افقي به جاي ارتباطات عمودي در درون و بيرون سازمان در واقع توسعه كاركرد اخلاقي روابط عمومي است. در زير با برخي از آداب گفتگوي آزاد آشنا مي شويم:

 

آداب گفتگوي آزاد

1-   روابط عمومي بايستي تلاش كند تا سازمان را انعطاف پذير كند. بخصوص روابط عمومي سازمانهاي دولتي بايستي از توهم دوران ارباب و رعيتي خارج شوند و انرژي لازم را جهت تغيير ديدگاه سنتي به ديدگاه نوين يعني مردمداري و مشتري مداري تزريق كنند.

2-   سازمانها بايستي ياد بگيرند كه فرصت و امكان برابر را به مردم بدهند و روابط عمومي ها بايستي براي ساختن جهاني انساني تر تلاش كنند. جهاني كه تمام مردم در آن فرصت و امكان برابر براي گفتگو داشته باشند.

3-   اخلاق در روابط عمومي يعني عمل از طريق گفتگو با مردم. گفتگو با مردم را متوقف نكنيد زيرا اگر اين كار انجام شود روابط عمومي متوقف شده است.

4-      در واقع ترويج گفتگوي آزاد ترويج اخلاق است و هر گاه گفتگويي حقيقي انجام مي گيرد در واقع اخلاق ترويج مي شود.

5-   صداقت پايه اصلي اخلاق است. در گفتگوي آزاد صداقت را به عنوان بهترين سياست انتخاب كنيد. زيرا تنها بر پايه صداقت است كه مي توان اعتماد مردم را جلب كرد.

6-   هميشه موانع بيشماري بر سر راه گفتن تمامي حقيقت وجود دارد اما حداكثر تلاش خود را بكنيد تا مردم بدانند كه سازمان شما با آنان صادق است.

7-   اگر فرصت گفتگوي آزاد براي مردم مهيا شود مردم نماينده نمي خواهند و نيازي نيست بار نمايندگي مردم به دوش كسي بيفتد. فقط كافي است اجازه بدهيد مردم در گقتگو فرصت و امكان برابر پيدا كنند.

 

 

مشكلات خبر نويسي در روابط عمومي

صرفنظر از اینکه خبر را گزارشی از رویدادهای عینی و واقعی اتفاق افتاده یا جاری بنامیم یا از آن به عنوان پیامی که احتمال صدق و کذب در آن وجود دارد ، تعبیر کنیم در حوزه روابط عمومی آنچه که برای یک روابط عمومی کارآمد مهم است ،نوع نگاه خبری و دخالت دادن احساسات و افکار و.. براساس عقلانیت در خبرنویسی است.یک کارگزار روابط عمومی برای انعکاس دقیق ، شفاف و کامل آنچه که در حوزه قلمرواش می گذرد ناگزیر از رعایت همه اصول و چارچوب های خبر نویسی است.

روابط عمومی نیازمند این است که جامعیت را دردر خبر رعایت کند تا همه ابهامات ذهنی و سوالات ارباب رجوع و عامه را درباره سازمان متبوعش پاسخ دهد ؛ باید به روشنی خبر توجه داشته باشد تا در نهایت سادگی مطالب را به صورت قابل فهم به اطلاع مردم برساند ؛ همچنین یک روابط عمومی قوی باید همواره به درستی خبر منتشر شده اش اطمینان حاصل کند تا مجبور نشود بیش از آنچه گفته توضیح دهد زیرا در صورت نادیده گرفتن درستی و صحت اخبار در دراز مدت باید سلب اعتماد و اطمینان از دستگاه متبوع خویش را به نظاره بنشیند.

در کنار اینها توجه به ارزشهای خبری چون دربرگیری ، شهرت، برخورد، تازگی ، بزرگی و فراوانی مقدار ، استثناء و عجیب و شگفتی ، مجاورت جغرافیایی و معنوی و ... توجه داشته باشد و در تنظیم خبر عناصر ششگانه که ، کجا، کی ، چه ، چرا؟، چگونه؟ را مد نظر قرار دهد..

در سایه توجه به این موارد و نکات است که می توان از خروجی یک روابط عمومی ، نشر یک خبر درست،روشن ، رسا و کامل را انتظار داشت.

مشکلات خبر نویسی در روابط عمومی:

در نظام اداری دنیا در برخی موارد نقش روابط عمومی تاحد اجرای منویات مدیر موسسه یا آن سیستم تنزل پیدا می کند که این امر در کشورهای صنعتی و پیشرفته نمود کمتری دارد ودر کشورهای جهان سوم ملموس تر است و این تفاوت از نوع نگاه سیستماتیک این جوامع حکایت دارد.

در کشورهای جهان سوم که شاخص های مختلف قابل قیاس با کشورهای پیشرفته نیست نوع خبر نویسی روابط عمومی ها همه متأثر از عوامل متعددی است که شاید اصلی ترین آن نگاه مدیریتی از بالا به پائین است.

نظام اداری کشورهای جهان سوم در موارد متعدد ، متأثر از نظام اجتماعی و سیاسی آنان است و هنگامی که نوع مدیریت در جامعه ای به جای مدیریت افقی و مبتنی بر مشورت ،برمدیریت عمودی ،یکجانبه و از بالا به پائین استوار باشد ، قطعا همه ابعاد سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد.هنگامی که کارگزاران روابط عمومی در مقابل دیدگان خود باید ها و نبایدها ی نوشته و نانوشته ای را بینند قطعا نباید از آنها انتظار انعکاس اخبار عینی و واقعی را داشت ؛ هنگامیکه آنان باید سطر به سطر و مورد به مورد اجراکننده ودستورها و نظرهای مدیر مجموعه شان باشند ؛ انتظار خبر رسانی دقیق و کامل و مبتنی بر اصول خیال واهی است و اینجاست که فروع جای اصول را می گیرند. متأسفانه در برخی موارد مشاهده شده است که مدیر مجموعه تحت تأثیر یک سری القائات و نگرشهای احساسی و نه عقلانی ، دستور به چاپ یا درج و ارسال خبری کرده است بقیه موارد را می توان حدس زد که نتیجه این اقدام پروپاگاندایی و تبلیغاتی و به اصطلاح طبل توخالی چیست و این چالشی اساسی در کار روابط عمومی به ویژه در حوزه خبرنویسی است.

در کنار این چالش می توان به چالشهای دیگری هم اشاره کرد . نوع نگاه به مقوله روابط عمومی و خبرنویسی درآن به ویژه در کشورما یک نوع نگاه غیرتخصصی است و نمی توان از یک غیر متخصص انتظار ابداع و تنوع در خبر نویسی را داشت . شرایط به گونه ای رقم خورده است که برخی از روابط عمومی ها به آفت کلی گویی، کلیشه گویی ، بی توجهی به ارزشها و عناصر خبری ،رویکرد احساسی و نه عقلانی ، اجرای کامل دستورات مدیریتی ، نگاه سازمانی به قضایا و .. مبتلا شده اند

بارها بارها مشاهده شده است که مثلا بدون توجه به ارزش و شهرت و قواعد حاکم برآن در خبرنویسی یک سازمان اقدام به ارسال خبری کلی ،بی محتوا و کلیشه ای کرده که درآن منبع خبر با عنوان جناب آقای .. مدیر محترم و .. آورده شده است که ارزش این خبر را به حد یک نامه اداری درجه چندم تنزل داده است و قطعا در هیچ رسانه ای قابل چاپ یا پخش نیست چون هیچ اطلاعاتی به مخاطبان نمی دهد.

در موارد دیگر باز هم بدون توجه به قواعد خبر نویسی ، یک نامه اداری با آمارهای فراوان در یک قالب خشک ورسمی با عنوان خبر ارسال می گردد که در اغلب موارد به خاطر خشک و مبهم بودن به جای پخش یا چاپ روانه سطل آشغال شده است.به این موارد ، نگارش احساسی و شعارگونه به اصطلاح خبرهای منتشر شده از سوی روابط عمومی ها را هم می توان اضافه کرد.بر اساس قواعد روانشناسی آنجا که پای احساس و شعر و شاعری و شعار به میان می آید ؛ عقلانیت نمی تواند جولان دهد و هنگامیکه به جای عینیت و واقع گرایی ، روابط عمومی ها شعار نویسی را در نامه های اداری و به اصطلاح خبر تقویت کنند ، نباید انتظار انعکاس رسانه ای آن را داشته باشند.

چه باید کرد ؟

بی توجهی به در برگیری خبرها ، اطلاع نداشتن از وقایع پیرامون ، در نظر نگرفتن بازخوردهای منفی و مثبت، بی توجهی به اصول خبر، نگاه یکجانبه و مونولوگ به جای دیالوگ از جمله آسیبهای است که روابط عمومی ها را دچار چالش می کند و باید برای آن چاره و تدبیری اساسی اندیشیده شود.

برای برون رفت چالشهای خبرنویسی در روابط عمومی موارد زیر پیشنهاد می شود:

  • برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت و بلند مدت
  • جایگزین شدن رویکردهای تخصصی به جای تصمیمات و رویکردهای غیر تخصصی
  • اطلاع از آخرین تحولات در عرصه و مقوله اطلاع رسانی
  • توجه جدی به اصول ومبانی خبرنویسی
  • استقلال روابط عمومی ها و رهایی آنها از عوامل درون و برون سازمانی مختلف
  • تفویض اختیارات به روابط عمومی ها صورت کامل

در سایه توجه به مواردی اینچنینی است که پویایی و کارآمدی روابط عمومی ها محقق می شودو به تبع آن یک سازمان پویایی، نشاط، دوام و بقایش را تضمین خواهد کرد

 

مشكلات خبر نويسي در روابط عمومي

صرفنظر از اینکه خبر را گزارشی از رویدادهای عینی و واقعی اتفاق افتاده یا جاری بنامیم یا از آن به عنوان پیامی که احتمال صدق و کذب در آن وجود دارد ، تعبیر کنیم در حوزه روابط عمومی آنچه که برای یک روابط عمومی کارآمد مهم است ،نوع نگاه خبری و دخالت دادن احساسات و افکار و.. براساس عقلانیت در خبرنویسی است.یک کارگزار روابط عمومی برای انعکاس دقیق ، شفاف و کامل آنچه که در حوزه قلمرواش می گذرد ناگزیر از رعایت همه اصول و چارچوب های خبر نویسی است.

روابط عمومی نیازمند این است که جامعیت را دردر خبر رعایت کند تا همه ابهامات ذهنی و سوالات ارباب رجوع و عامه را درباره سازمان متبوعش پاسخ دهد ؛ باید به روشنی خبر توجه داشته باشد تا در نهایت سادگی مطالب را به صورت قابل فهم به اطلاع مردم برساند ؛ همچنین یک روابط عمومی قوی باید همواره به درستی خبر منتشر شده اش اطمینان حاصل کند تا مجبور نشود بیش از آنچه گفته توضیح دهد زیرا در صورت نادیده گرفتن درستی و صحت اخبار در دراز مدت باید سلب اعتماد و اطمینان از دستگاه متبوع خویش را به نظاره بنشیند.

در کنار اینها توجه به ارزشهای خبری چون دربرگیری ، شهرت، برخورد، تازگی ، بزرگی و فراوانی مقدار ، استثناء و عجیب و شگفتی ، مجاورت جغرافیایی و معنوی و ... توجه داشته باشد و در تنظیم خبر عناصر ششگانه که ، کجا، کی ، چه ، چرا؟، چگونه؟ را مد نظر قرار دهد..

در سایه توجه به این موارد و نکات است که می توان از خروجی یک روابط عمومی ، نشر یک خبر درست،روشن ، رسا و کامل را انتظار داشت.

مشکلات خبر نویسی در روابط عمومی:

در نظام اداری دنیا در برخی موارد نقش روابط عمومی تاحد اجرای منویات مدیر موسسه یا آن سیستم تنزل پیدا می کند که این امر در کشورهای صنعتی و پیشرفته نمود کمتری دارد ودر کشورهای جهان سوم ملموس تر است و این تفاوت از نوع نگاه سیستماتیک این جوامع حکایت دارد.

در کشورهای جهان سوم که شاخص های مختلف قابل قیاس با کشورهای پیشرفته نیست نوع خبر نویسی روابط عمومی ها همه متأثر از عوامل متعددی است که شاید اصلی ترین آن نگاه مدیریتی از بالا به پائین است.

نظام اداری کشورهای جهان سوم در موارد متعدد ، متأثر از نظام اجتماعی و سیاسی آنان است و هنگامی که نوع مدیریت در جامعه ای به جای مدیریت افقی و مبتنی بر مشورت ،برمدیریت عمودی ،یکجانبه و از بالا به پائین استوار باشد ، قطعا همه ابعاد سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد.هنگامی که کارگزاران روابط عمومی در مقابل دیدگان خود باید ها و نبایدها ی نوشته و نانوشته ای را بینند قطعا نباید از آنها انتظار انعکاس اخبار عینی و واقعی را داشت ؛ هنگامیکه آنان باید سطر به سطر و مورد به مورد اجراکننده ودستورها و نظرهای مدیر مجموعه شان باشند ؛ انتظار خبر رسانی دقیق و کامل و مبتنی بر اصول خیال واهی است و اینجاست که فروع جای اصول را می گیرند. متأسفانه در برخی موارد مشاهده شده است که مدیر مجموعه تحت تأثیر یک سری القائات و نگرشهای احساسی و نه عقلانی ، دستور به چاپ یا درج و ارسال خبری کرده است بقیه موارد را می توان حدس زد که نتیجه این اقدام پروپاگاندایی و تبلیغاتی و به اصطلاح طبل توخالی چیست و این چالشی اساسی در کار روابط عمومی به ویژه در حوزه خبرنویسی است.

در کنار این چالش می توان به چالشهای دیگری هم اشاره کرد . نوع نگاه به مقوله روابط عمومی و خبرنویسی درآن به ویژه در کشورما یک نوع نگاه غیرتخصصی است و نمی توان از یک غیر متخصص انتظار ابداع و تنوع در خبر نویسی را داشت . شرایط به گونه ای رقم خورده است که برخی از روابط عمومی ها به آفت کلی گویی، کلیشه گویی ، بی توجهی به ارزشها و عناصر خبری ،رویکرد احساسی و نه عقلانی ، اجرای کامل دستورات مدیریتی ، نگاه سازمانی به قضایا و .. مبتلا شده اند

بارها بارها مشاهده شده است که مثلا بدون توجه به ارزش و شهرت و قواعد حاکم برآن در خبرنویسی یک سازمان اقدام به ارسال خبری کلی ،بی محتوا و کلیشه ای کرده که درآن منبع خبر با عنوان جناب آقای .. مدیر محترم و .. آورده شده است که ارزش این خبر را به حد یک نامه اداری درجه چندم تنزل داده است و قطعا در هیچ رسانه ای قابل چاپ یا پخش نیست چون هیچ اطلاعاتی به مخاطبان نمی دهد.

در موارد دیگر باز هم بدون توجه به قواعد خبر نویسی ، یک نامه اداری با آمارهای فراوان در یک قالب خشک ورسمی با عنوان خبر ارسال می گردد که در اغلب موارد به خاطر خشک و مبهم بودن به جای پخش یا چاپ روانه سطل آشغال شده است.به این موارد ، نگارش احساسی و شعارگونه به اصطلاح خبرهای منتشر شده از سوی روابط عمومی ها را هم می توان اضافه کرد.بر اساس قواعد روانشناسی آنجا که پای احساس و شعر و شاعری و شعار به میان می آید ؛ عقلانیت نمی تواند جولان دهد و هنگامیکه به جای عینیت و واقع گرایی ، روابط عمومی ها شعار نویسی را در نامه های اداری و به اصطلاح خبر تقویت کنند ، نباید انتظار انعکاس رسانه ای آن را داشته باشند.

چه باید کرد ؟

بی توجهی به در برگیری خبرها ، اطلاع نداشتن از وقایع پیرامون ، در نظر نگرفتن بازخوردهای منفی و مثبت، بی توجهی به اصول خبر، نگاه یکجانبه و مونولوگ به جای دیالوگ از جمله آسیبهای است که روابط عمومی ها را دچار چالش می کند و باید برای آن چاره و تدبیری اساسی اندیشیده شود.

برای برون رفت چالشهای خبرنویسی در روابط عمومی موارد زیر پیشنهاد می شود:

  • برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت و بلند مدت
  • جایگزین شدن رویکردهای تخصصی به جای تصمیمات و رویکردهای غیر تخصصی
  • اطلاع از آخرین تحولات در عرصه و مقوله اطلاع رسانی
  • توجه جدی به اصول ومبانی خبرنویسی
  • استقلال روابط عمومی ها و رهایی آنها از عوامل درون و برون سازمانی مختلف
  • تفویض اختیارات به روابط عمومی ها صورت کامل

در سایه توجه به مواردی اینچنینی است که پویایی و کارآمدی روابط عمومی ها محقق می شودو به تبع آن یک سازمان پویایی، نشاط، دوام و بقایش را تضمین خواهد کرد

 

چگونه رسانه ها جهاني شدند؟

جهاني شدن رسانه ها يك اتفاق نيست و ما بايد ببينيم در چند سال اخير در ارتباطات و رسانه ها چه اتفاقاتي افتاده است.
به وجود آمدن شركتهاي چندمليتي رسانه يي و غولهاي اطلاعاتي يكي از دلايل جهاني شدن رسانه ها است. اين شركتهاي بزرگ و غول پيكر هر روز بزرگتر مي شوند.يكي از دلايل اصلي جهاني شدن رسانه منافع اقتصادي است و كسي كه منافع اقتصادي داشته باشد بالطبع قدرت سياسي، فرهنگي و… را نيز خواهد داشت. چون لازمه تمام قدرتها منافع اقتصادي است.

* ابزارها خوب است. اما اينكه چه كسي ، براي چه كاري و چگونه از اين ابزارها استفاده كند، مهم است. داشتن يك كامپيوتر دليل بر پيشرفت ما نيست و يكي از مسائلي كه كشورهايي مثل ايران بايد بر روي آن فكر و برنامه ريزي كنند اين است كه فرهنگ بومي خود را با فرهنگ جهاني تطبيق بدهد. از اين جمله هر كسي مي تواند تعبيرهاي مختلف بكند. بعضي ممكن است اينطور تعبير كنند كه اين تطبيق فرهنگ يعني اينكه ما مثل امريكا يك كشور پيشرفته بشويم. جواب من اين است كه حتي امريكا هم به جز يكسري موارد كامل نيست و نمي تواند به عنوان يك الگوي كامل در پيش روي ما قرار بگيرد. من فكر مي كنم مشكل ما آنجاست كه فرهنگ استفاده از تكنولوژي ها و فرهنگ بهره برداري از اين ابزار تكنولوژي را نداريم.يكي از موارد و مشكلاتي كه در اين زمينه من به آن برخورد كردم و آن را بدون فايده مي دانم جايگزيني يا مشابه سازي كلمات براي بعضي ابزارهاست. مثلاً كلمه جايگزين رايانه براي كامپيوتر چه معني دارد. در زماني كه ما به سوي جهاني شدن در حركت هستيم، اين كار يعني هدردادن وقت، انرژي و ايجاد يك سرگرمي و سردرگمي است، چه اشكالي دارد كه ما هم مثل همه زبانها كامپيوتر را همانگونه تلفظ كنيم حتي فرانسويها هم كه اينقدر بر روي زبان و فرهنگشان تعصب دارند آنقدر روي اين كلمه حساسيت نشان ندادند.واقعيت اين است كه تكنولوژيها آنجا به وجود آمدند. اسمشان هم بايد به همان صورت گفته شود..

* زبان ها، فرهنگها، آداب، ارزشها، بينشها جزو فرهنگ هستند. ولي كاري كه الآن فرهنگستان انجام مي دهد اضافه كردن كلمات است و جانشيني براي آنان صورت نمي گيرد. اگر كلمات را جانشين مي كردند اين كار بسيار اشكال داشت اما به نظر من هرچه بتوانيم كلمات مشتركمان را بيشتر بكنيم بهتر است.

به عنوان مثال ما بعضي كلمات را كه كلمات بيگانه يي هستند از جمله نوكيا، چيپس، دوو و غيره را تغيير نداده ايم و با اين كلمات زندگي مي كنيم.پس ما براي جهاني شدن در حال حاضر بايد كار با كامپيوتر و زبان و فرهنگ استفاده از آن را ياد بگيريم. ما در جهاني شدن در چه مرحله يي هستيم و فكر مي كنيد بايد چكار كنيم تا بتوانيم همگام با اين فرهنگ پيش برويم؟

* فرهنگ عمومي ما (البته نه تنها ايران بلكه در خيلي از كشورهاي در حال توسعه) فرهنگ هايي هستند كه ريشه هاي تاريخي دارند و جاافتاده هستند و حالا با يك پديده جديدي مواجه شده اند و نمي دانند كه بايد با آن چكار كنند. اين كار نياز به يك برنامه ريزي در سطح مملكتي دارد كه شرايط جهاني شدن را نيز در آن، در نظر بگيرند.و اين برنامه ريزي در چهارچوب جهاني شدن اطلاعات و غيره بايد صورت بگيرد و بايد فضايي صورت بگيرد كه اجازه دهد تكنو لوژيهاي جديد جاي خود را باز كنند و براي اينكه اين تكنولوژيها جا پيدا كند باز مي رسيم به آموزش و پرورش. يعني بايد از دبستان شروع كنيم و تعليم بدهيم و بچه ها را آماده كنيم تا با جهاني كه در پيش رويشان قرار دارد و مدام در حال تغيير و تحول است آشنا شوند و اگر اين فضا بسته باشد و اجازه ندهند كه آنان آگاه بشوند، آموزش ببينند و ياد بگيرند و روشهاي استفاده از اين ابزارهاي اطلاعاتي را به نحو احسن ياد بگيرند دچار اشتباه و خطاي بزرگي شده ايم.

 • نفع ما از جهاني شدن چيست؟ يعني ما فقط بايد مصرف كننده باشيم. آيا نفعي براي جهان داريم يا خير؟

 متأسفانه يكي از مشكلات ما جهان سومي ها، اين است كه ما فقط مصرف كننده ايم. جهاني شدن اين فرصت را به ما مي دهد كه يك كشور توليدكننده باشيم و بتوانيم كالاهاي خود را به سراسر جهان توزيع كنيم. و لازمه آن، عضويت در شبكه جهاني است.در اين بحث بايد تحقيق كنيم كه ايران چه چيزي را مي تواند به دنيا عرضه كند كه ديگر كشورهاي دنيا نمي توانند بكنند و نكرده اند. شما در حوزه ارتباطاتي، در ژاپن اخيراً سريال هاي موفقي مي بينيد. در امريكا سريالهاي ژاپني موفق ترين سريال ها هستند.در ۴سال اخير رسانه ها كار پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشتند كه دوران كوتاهي بود كه آزادي نسبي را براي آنان دربرداشت. بحثهايي به وجود آمد كه براي همه مفيد بود. و حركت جهاني بسيار خوبي بود و انعكاس جهاني خوبي داشت اما بسته شدن ۳۰ روزنامه بازتاب خوبي در جهان نداشت يعني ما عملاً به دنيا ثابت كرديم كه نمي توانيم عقايد همديگر را تحمل كنيم. و حال اگر ما نمي توانيم به عقايد يكديگر احترام بگذاريم و همديگر را تحمل بكنيم چطور مي توانيم صحبت از گفت وگوي تمدنها بكنيم. بخصوص در تمدني كه سابقه طولاني دارد و پيشروترين تمدن در دنياست. اين اصلاً قابل هضم نيست. و اين وظيفه همه دست اندركاران مطبوعاتي و سياسي است كه به اين نكته توجه كنند كه آزادي بيان حق همه است و لازمه يك كشور پيشرو و موفق است.

10 مشکل عمده روابط عمومي در ايران:

      

10 مشکل عمده روابط عمومي در ايران:

1-    فقدان يک اتحاديه صنفي و حرفه اي فراگير و قدرتمند در سطح کشور متشکل از روابط عمومي هاي بخش خصوصي و دولتي .

2-      موضوع روابط عمومي در کشور ، از نظر قوانين و مقررات ،جايگاه روشن ، باثبات و شايسته اي ندارد . همچنين ، قوانين و مقررات کارآمد و شفاف در مورد رديفهاي بودجه اي و مديريت هزينه در روابط عمومي ها ديده نميشود.

3-    انتصاب افراد غير متخصص به عنوان مديران روابط عمومي سازمانها و کمبود شديد نيروي انساني آموزش ديده ، مبتکر و دلسوز.

4-    عدم وجود باور و اعتقاد لازم و کافي در بين مديران سطوح بالاي جامعه و سازمانها در مورد جايگاه ، اهميت و خاصيت روابط عمومي.

5-  اغلب مديران سازمانها ، روابط عمومي را وسيله اي براي ثبات جايگاه و ارتقاء و موفق جلوه دادن خود ميخواهند و روابط عمومي ها اقتدار و اختيار كافي ندارند.

6- بدليل وارداتي بودن دانش روابط عمومي در ايران، ساختار اداري و فرهنگي جامعه ايراني، بطور مطلوب و نهادينه با روابط عمومي انس و سازگاري پيدا نكرده و اين دانش و حرفه بخوبي بومي سازي نشده است.

7-کمبودمنابع و فرصتهاي مطالعاتي براي كارشناسان و اساتيد و عدم حمايتهاي لازم و کافي در حوزه چاپ و نشر در سطح سازمانهاي ذيربط بويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.

8- ناهمگون بودن ترکيب جمعيتي ،سني و تحصيلي کارکنان روابط عمومي ها و هم چنين ضعف شديد درنوع ساختار روابط عمومي ها در مقايسه با ساير بخشهاي سازماني.

9-ضعف در برنامه ريزي و اجرا ي طرحها و نداشتن استراتژي و چشم انداز مطلوب و مشخص ساليانه درون سازماني و برون سازماني و ناديده گرفتن روابط عمومي ها در برنامه هاي توسعه .

10-  جزيره اي عمل کردن روابط عمومي هاو فقدان تعامل سازنده، مستمر و کار آمد بايكديگر و نهاد هاي مرتبط داخلي و بين المللي.

روابط عمومی آنلاین؛ تحول ارتباطات در دنیای گسترده اینترنت

طی 10 سال اخیر، حوزه روابط عمومی پیشرفت های قابل توجهی داشته است. به طوری که این حرفه وابسته به مطبوعات باید از این به بعد با گنجاندن صفحات وب و مسائل تاثیرگذار بر آن مانند حمایت ارتباطی قوی، بیش از پیش مورد ارزیابی قرار گیرد. این امکان وجود دارد که یک برند، صرفنظر از اینکه مربوط به چه بخشی باشد، با انتخاب دیگری در موتورهای جستجو قابل مشاهده باشد.

هدف روابط عمومی آنلاین جدای از روابط عمومی کلاسیک نیست بلکه فقط روش های مورد استفاده آنها متفاوت است. شبکه های اجتماعی زمینه تبادل نظر را با مصرف کنندگان را فراهم نموده و روابط عمومی آنلاین مرز میان عموم مردم با شرکت های تجاری را از میان برداشته است. آنها کاربران فضای مجازی را شرکای خود می داند و از رسانه های مختلف برای ارتباط با مرکز هدف استفاده می کند.

 تاثیرگذاری مشتریان

 چند سالی است که مطبوعات مانند یک نیروی تقویت کننده منحصر به فرد بین شرکت های تجاری و مشتریان بالقوه عمل می کند و درنتیجه روزنامه نگاران تنها تاثیرگذرانی هستند که می توانند اطلاعات را انتقال دهند تا یک علامت تجاری را  به عموم مردم بشناسانند.

از این پس تقریبا همه مصرف کنندگان به طور سیستماتیک اطلاعات را جستجو می کنند و به خصوص نظرات دیگر کاربران را پیش از خرید یک محصول یا تقاضای خدمتی در نظر می گیرند. کاربران حتما رضایتمندی یا ناخرسندی خود را از طریق وبلاگ ها، شبکه های اجتماعی و روش های ارتباطی بیان می کنند که در نتیجه کم کم به تاثیرگذاران واقعی تبدیل خواهند شد.

به لطف شبکه های اجتماعی و اینترنت در دنیای امروز دیگر هیچ واسطه ای میان شرکت های تجاری و عموم مردم وجود ندارد. روابط عمومی ها نه تنها باید رسانه ها را مدنظر داشته باشند بلکه با میلیاردها کاربر روبرو هستند که باید در حوزه رقابتی بسیار مشکل، رضایت آنها را جلب کنند.

شناخت این مسئله و تعدد زیاد این علائم تجاری زمینه اغوای این سازندگان تازه را به وجود آورده است که متاسفانه همیشه  هم از روش های خوبی استفاده نمی شود.

 روابط عمومی آنلاین و کلاسیک؛ دو رویکرد مکمل

معمولا روابط عمومی آنلاین و کلاسیک در ارتباط با مطبوعات و رسانه ها در تضاد با هم مطرح می شوند در حالی که بهتر است این روش ها مکمل هم باشند زیرا هر دو ضروری هستند. امروزه مطبوعات؛ چه صفحات اینترنتی و چه صفحات کاغذی مقبولیت زیادی در نزد مردم دارند.

هدف روابط عمومی آنلاین جدای از روابط عمومی کلاسیک نیست بلکه فقط روش های مورد استفاده آنها متفاوت است. شبکه های اجتماعی زمینه تبادل نظر را با مصرف کنندگان را فراهم نموده و روابط عمومی آنلاین مرز میان عموم مردم با شرکت های تجاری را از میان برداشته است. آنها کاربران فضای مجازی را شرکای خود می داند و از رسانه های مختلف برای ارتباط با مرکز هدف استفاده می کند.

البته باید به این نکته توجه داشت که نمی توان  کاربر اینترنت را مانند روزنامه نگار مورد خطاب قرار داد.  حال آنکه یک روزنامه نگار به خاطر انتقال اطلاعات به عموم مردم حقوق می گیرد اما کاربران به جز در موارد استثنا چنین شرایطی ندارند با اینکه آنها نیز نظرات و شناخت خود را با دیگران به اشتراک می گذارند. این تغییر شرایطی را به علاقمندان مطبوعات تحمیل کرد تا خود را با شیوه های نوین ارتباطات تطابق دهند و رسانه های جدید و مدیریت روابط عمومی دیجیتال نیز به وجود آمد.

 تجارت و کاربران؛ تبادلی برد- برد

روابط عمومی آنلاین خود را به ارائه پست های حمایتی محدود نمی کند. البته گوگل اخیرا این روش را برای بسیاری از کارمندان به وسیله برخی علائم تجاری و کاربران تایید کرده بود اما چندان مورد توجه آنها قرار نگرفت.

برای جلب توجه کاربران باید تبادلی پیشنهاد شود که برای هر کدام از آنها مفید باشد زیرا به خاطر داشته باشید که هیچ چیز نمی تواند کاربر را به بررسی اطلاعات مجبور کند. شریک شدن با کاربران اقدامی مؤثر است که سبب جذب سرمایه گذاری و قابلیت های مرتبط با اینترنت به ویژه تکنیک های پیشرفته جستجو می شود. از همین رو بیشتر شرکت ها به سمت نمایندگی های مخصوص روابط عمومی آنلاین و جستجوی پیشرفته تمایل پیدا کرده اند. در این صورت متخصصان مسئولیت شناسایی عوامل تاثیر گذار بر شرکت و معرفی به شرکاء را به عهده دارند. این شرایط به شرکت تجاری امکان می دهد تا از توصیه های کاربران ویژه بهره مند شوند و دقیق به مرکز هدف بزند.

منبع :کاوشگران روابط عمومی

           روابط عمومی در دنیای اینترنت؛ مرگ یا تجدید حیات؟        

            روابط عمومی در دنیای اینترنت؛ مرگ یا تجدید حیات؟        

                    

            ارتباطات > رسانه و روزنامه‌نگاری - مریم پرستش: بی‌تردید امروزه، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی شرایط را برای ارتباط شرکت‌ها با مخاطبان و مشتریان شان آسان‌تر کرده است و اگرچه در گذشته، مرزبندی دقیقی میان حوزه بازاریابی و روابط عمومی قرار داشت، اما تاثیر اینترنت باعث کمرنگ تر شدن این مرزبندی شده است.        

       
       

و اگرچه در گذشته، مرزبندی دقیقی میان حوزه بازاریابی و روابط عمومی قرار داشت، اما تاثیر اینترنت باعث کمرنگ‌تر شدن این مرزبندی شده است.

در حدود یکصد سال است که از آغاز فعالیت حوزه روابط عمومی می گذرد و همیشه رکن اصلی هر شرکت بوده است. به عبارت ساده‌تر، وظیفه بخش روابط عمومی مدیریت برقراری ارتباط میان یک شرکت یا سازمان و مخاطبان آن است، بنابراین همیشه هر شرکتی به یک بخش روابط عمومی نیاز دارد. اما برخی کارشناسان معتقدند که شرایط جدید ممکن است به نابودی حوزه روابط عمومی منجر می‌شود، در حالیکه سایرین معتقدند که اینترنت به ارتقاء کارامدی و بازدهی این حوزه کمک خواهد کرد. بنابراین در چنین شرایطی این سوال پیش می آید که چگونه می‌توان از رسانه‌های اجتماعی و اینترنت برای ارتقاء فعالیت‌های روابط عمومی در یک شرکت بهره گرفت؟ در ادامه، چگونگی استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای ارتقاء فعالیت‌های بخش‌های اصلی مطرح در حوزه روابط عمومی توضیح داده می‌شود.

تاثیر رسانه های اجتماعی و اینترنت بر روابط عمومی

از گذشته، همیشه برندها در تیررس انتقادهای مثبت و منفی عموم مردم بوده اند، اما با افزایش محبوبیت و استفاده از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، ابزاری جدید برای انتقال نظرها در مورد شرکت‌ها و خدمات یا محصولات آنها فراهم شده است. اما نقطه تمایز این ابزار جدید، مجازی بودن آن است. زمانی که به برند یک شرکت در اینترنت اشاره می شود، احتمال اینکه مورد توجه مخاطبان بیشتری قرار گیرد، افزایش می‌یابد. بنابراین، اگر یک شرکت حضوری فعال در این دنیای مجازی نداشته باشد، فرصتی مغتنم را برای انتقال پیام و شناساندن برند خود از دست می دهد.

همچنین، استفاده روزافزون از رسانه های اجتماعی نحوه ارتباط افراد با یکدیگر و انتقال اطلاعات را تغییر داده است و تقریبا اکثر حوزه‌ها سعی دارند تا استراتژی هایی را برای استفاده مفید از رسانه اجتماعی اتخاذ کنند. حوزه روابط عمومی نیز از این امر مستثنا نیست چراکه کارشناسان این حوزه سعی دارند با مخاطبان خود در ارتباط باشند و نظرات آنها را جویا شوند و در این راه، از کانال های اجتماعی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات با مخاطبان اصلی خود استفاده می کنند.

در مجموع می‌توان نحوه تاثیر رسانه اجتماعی بر حوزه روابط عمومی را در سه بخش خلاصه کرد:

گفت و شنود در برابر گفتار یک طرفه

کارشناسان روابط عمومی نباید این واقعیت را نادیده بگیرند که در عصر انفجار اطلاعات، مخاطبانشان در هر لحظه در معرض حجم بالایی از اطلاعات هستند. در این میان، یک ارتباط مستقیم و دو طرفه با مخاطب، می تواند فرصتی مغتنم را برای شرکتها فراهم کند تا در هر لحظه، بازخوردها و عکس العمل های مربوط به تجارت شرکت خود را دریافت کنند که رسانه های اجتماعی این فرصت را به خوبی ایجاد می کنند. ارتباط میان افراد از طریق تبادل نظر در رسانه های اجتماعی باعث می شود تا مخاطبان هدف، با برند تجاری شرکت آشناتر شوند و همچنین، موانع ارتباطی برطرف شود چراکه مخاطب احساس نمی کند شرکت به او به عنوان ابزار یک فروش بالقوه می نگرد.

منبع: کاوشگران روابط عمومی

نقش روابط عمومی ها در ترویج کتابخوانی

نقش روابط عمومی‏ ها در ترویج فرهنگ کتابخوانی

اگر ﻓﺮﻫﻨﮓ را ﺷﺎﻟﻮده و ﺑﻨﻴﺎن ﺗﻔﻜﺮ و ﺗﻔﺎﻫﻢ اﻧﺴـﺎﻧﻰ و ﺑﺴﺘﺮی مهم در احیای تمدن نوین اسلامی بدانیم، در این بین کتاب به عنوان یکی از تجلیات اندیشه‏ای فرهنگ، سهمی سترگ بر جنبه‏های سخت‏افزارانه و نرم‏افزارانه این تمدن‏سازی دارد و نمودِ بیرونی این مولفه‏ فرهنگی مستلزم هنجار‏پذیری و ارتقاء موقعیت آن در گستره‏های فردی و اجتماعی انسانی است.

بدیهی است فرهنگ کتاب و کتابخوانی به عنوان یکی از مولفه‏های مهم توسعه فرهنگی جامعه محسوب می شود که از یک سو در مسیر حرکت پیشرفت تولید علم و ارتقاء جایگاه جهانی کشور در علم که ذیل سیاست‏های کلی «علم و فناوری»تعریف می‏شود، و از سوی دیگر به عنوان پدافند غیرعامل فرهنگی نقش بسزایی در توسعه کشور و همچنین تحقق اهداف سیاست‏های کلی نظام در امور «پدافند غیرعامل» وایفا می‏کند؛ همچنین تحقق سیاست‏های کلی برنامه پنجم توسعه در امور فرهنگی و اجتماعی با نگاه به چشم انداز 1404 با ترویج فرهنگ کتابخوانی ممکن خواهد بود.

این در حالی‏است که با اذعان به جایگاه والای کتاب در احیاء و تعمیق اندیشه انسان‏ برای تحقق تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی و به عنوان مهمترین مولفه بسط فرهنگ جامعه، سوگمندانه باید معترف بود علیرغم تاکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر نهادینه کردن فرهنگ کتاب و کتابخوانی، اکنون کتاب در محاق تغافل فرهنگی و مسئولانه مدیران، از موقعیت مطلوبی در جامعه برخورد نمی‏باشد و هنوز مطالعه به عنوان یک نیاز اساسی و دائمی در بین اقشار مختلف نهادینه‏ نشده است.

در رئوس مطالبات رهبری در حوزه کتاب سه گروه مورد خطاب قرار می‏گیرند که برای هر گروه وظایف و مطالباتی مطرح شده استاولین گروه مردم هستند که در واقع مصرف‏کننده کتاب بوده و فرهنگ کتابخوانی مستقیما متوجه این قشر است و از سویی اقدامات دو گروه دیگر ناظر به گروه اول است. گروه دوم مولفان و ناشران هستد که برای مردم متناسب با نیازهایشان کتاب تولید می‏کنند. گروه سوم مسئولان و متولیان فرهنگ کشور هستند که مستقیم و غیر مستقیم دست‏اندرکار امور کتاب محسوب می‏شوند

حال که بحث در خصوص روابط عمومی‏ و نقش آن در ترویج فرهنگ کتابخوانی است می‏توان روابط عمومی‏ها را جزء سومین گروه مخاطب رهبری دانست که با انجام برنامه‏های ترویجی و تبلیغی و در عین حال انجام فعالیت‏‏های ابتکارانه و خلاقانه، نقش مهمی در گسترش فرهنگ کتابخوانی در جامعه خواهند داشت. به واقع نوع نگاه و اقدامات این گروه هم بر اقدامات و فعالیت‏های گروه دوم یعنی تولیدکنندگان کتاب موثر است و هم برای ایجاد ترغیب و گرایش به کتاب و کتابخوانی در گروه اول.

هر چند هدایت افکار عمومی و تجمیع ظرفیت نهادهای مختلف برای حرکت مردم در مسیر کتاب و کتابخوانی نیازمند زمان است و با کارهای ضربتی و کوتاه مدت قطعا نتیجه مطلوب حاصل نمی‏شود اما همانگونه که پیشتر گفته شد متاسفانه روابط عمومی‏های فرهنگی نیز فاقد استراتژی مناسب در این زمینه هستند و غالبا بصورت منفعل عمل می‏کنند. حال آنکه که روابط عمومی و ارتباطات از ابزارهای ترویجی به حساب می‏آیند و می‏توانند با سازوکارهای راهبردی، در لایه‏های مختلف جامعه نفوذ کرده و اهداف فرهنگی (از جمله ترویج فرهنگ کتابخوانی) را در جامعه تحقق بخشند. اما با نگاه آسیب‏شناسانه به روابط عمومی در ایران ملاحظه می‏شود که غالبا فعالیت‏های روابط عمومی‏ها یا در قالب دفاع از ابعاد سیاسی سازمان‏ها است و یا حمایت صِرف از خود ِ سازمان؛ بی آنکه توجهی به نقش «مخاطب» به عنوان جامعه هدفِ ترویج، داشته باشند.

انتخاب موثرترین و مهم‏ترین وسایل و تاکتیک‏های ارتباطی با مخاطب از میان انبوه وسایل ارتباطی موجود در جامعه یکی از مسائل حساس و مهم است. چرا که این امکان را به روابط عمومی می‏دهد تا پیام‏های خود را به نحو موثرتری به جامعه هدف برساند. تاکتیک‏های نوشتاری، گفتاری، بصری و چندرسانه‏ای و رسانه‏ای از جمله این راه‏های ارتباطی می‏باشند.

امروزه که عصر ارتباطات با حضور رسانه‏ها معنا پیدا می‏کند، با ظهور رسانه‌های نوپدید در سدة اخیر، روابط عمومی‏ها با بهره بردن از ظرفیت رسانه‌ها دچار تحولی شگفت‌آور شده‏اند به گونه‌ای که امروزه رسانه‌ها یکی از ارکان روابط عمومی‏ها محسوب می‏شوند. از طرفی رسانه‏ها به دلیل گستره مخاطبین خود به عنوان یکی از ابزارهای مهم ترویجی محسوب می شوند که اگر به نحو شایسته‏ای در کنار روابط‌ عمومی‏ها قرار گیرند، می‌توانند کتابخوانی را به شیوه‌‌ای جدید و رویکردی نوین در جامعه گسترش دهند. از همین رو تکیه بر هم‏پیوستگی روابط عمومی و رسانه و در نظر گرفتن نقش محوری برای روابط عمومی به عنوان تکیه گاه و ریشه انجام یک تبلیغ و ترویج خوب است.

در تعریف‏های کلاسیک و تعریف‏های جدیدتر، ترویجرا یک فضای سه پایه می‏بینند. یعنی می‏گویند ترویج مجموعه‏ای است از ATLو BTL PR در بین این ابزار ترویجی، PR یا همان روابط عمومی با دو پایه دیگر متفاوت است. بدین نحو که BTL و ATL ارتباط یکسویه با جامعه هدف است اما روابط عمومی ارتباط دو سویه است که باید از روی موانع ارتباطی بگذرد، پیام هدف ِ تعیین شده را به مخاطبش برساند و بتواند پیام مخاطب را تحلیل کند و به مدیران ارشد فرهنگی برگرداند. پس پیام به عنوان مهمترین عنصر در روابط عمومی نقش اساسی دارد. از همین روست که می‏توان روابط عمومی را ایجاد رابطه خوب با مخاطبین، از طریق ایجاد «تصویر مناسب» از هدف در ذهن افراد و گروه‏های مرجع تعریف کرد.

به طور کلی در فرآیندهای ارتباطی همواره اصل بر تفاهم است. در ارتباطات نه تنها «تحمیل» جایی ندارد بلکه از «اقناع» نیز تا حد امکان پرهیز می‏شود. چه آنکه اقناع بصورت نرم رویکردی سلطه‏جویانه به همراه دارد که در بلند مدت باعث مقاومت مخاطب در برابر پیام می‏شود. از سوی دیگر روابط عمومی‏ها در بحث ترویج باید به «تحقیق» اتکای ویژه و واقعی داشته باشند. در واقع اتکا به تحقیق و نیل به واقعیت‏های بی‏پیرایه از گروه هدف، این امکان را برای روابط عمومی‏ها فراهم می‏آورد که روند ترویج را در بهترین جهت خود هدایت کند.

حال که صحبت از اهمیت کتابخوانی و کارکرد روابط عمومی در این حوزه است، لازم است به نقش کتابخانه‏ها و روابط عمومی آنها نیز اشاره‏ کنیم. کتابخانه‏های عمومی به عنوان یکی از مراجع مهم فرهنگی بصورت مستقیم و غیر مستقیم در بسط و توسعه فرهنگی نقش عمده‏ و زیربنایی دارند که با قرار دادن افکار، عقاید و حاصل اندیشه‏های خلاق در کنار یکدیگر، وسیله‏ای برای ایجاد علاقه به مطالعه و تحقیق برای افراد جامعه پدید می‏آورد. در واقع کتابخانه‏های عمومی سنگ بنای توسعه علمی، فرهنگی، اجتماعی و شکوفایی استعدادهای افراد یک جامعه هستند. به همین دلیل یکی از معیارهای اصلی برای سنجش پیشرفت جامعه در دنیای امروز میزان هماهنگی کتابخانه‏های آن جامعه با تغییرات ایجاد شده در سایر بخش‏های جامعه است

از آنجا که کتابداری و اطلاع‏رسانی همواره به لحاظ نظری و کاربردی در حال تغییر و تحول پیوسته است و این تحول شرط ماندگاری و نیز ضرورتی برای مؤثر واقع شدن در فرآیند توسعه و پیشرفت جوامع بشری می‏باشد، باید با تجهیز کتابخانه‏ها به تکنیک‏های پیشرفته‏تر خطر جدایی کتابخانه‏ها و کتابداران از جامعه هدف را کاهش داد. در این جاست که نقش روابط عمومی‏ها نمود پیدا می‏کند.

در باب نقش روابط عمومی در کتابخانه‏ها حرف بسیار است و باید بطور مجزا و در قالب یادداشتی آسیب شناسانه به این مهم پرداخت . اما تنها به این نکته اشاره می‏شود که متاسفانه در کتابخانه‏های ما بخشی به نام روابط عمومی یا وجود ندارد و یا بسیار حاشیه نشین است. در واقع بیشترین بار مسئولیت روابط عمومی‏ها بر دوش کتابداران است که با برقرار ارتباط موثر دوسویه با جامعه هدف، کتابخانه‏ها را قادر می‏سازد که اطلاعات مناسب را به دست آورده و برای دنبال کردن شیوه‏های دسترسی به اطلاعات در مخاطبین ایجاد انگیزه نماید و نقش خود را در پیشبرد و جست‏ وجو و بازیابی سریع اطلاعات افزایش دهد.

کلام آخر

با بهره‏مندی روابط عمومی‏های سازمان­ها از کتاب و تعمیق مطالعه بین مخاطبین، هدف و پیام (دریافت و انتقال پیام) از طریق رسانه کتاب به اطلاع جامعه هدف می­رسد. در واقع رسانه کتاب در ماندگاری و تعمیق پیام ــ در کنار سایر قالب‏های اطلاع رسانی در کار روابط عمومی‏ها ــ برای مخاطبین به یاری روابط عمومی‫ها می‫آیند.

به عبارت دیگر، از آنجا که در هر بافت فرهنگی ـ به تناسب ویژگی‫های آن بافت ـ شیوه‫ها و شکل های گوناگونی برای آگاهی‫بخشی عمومی وجود دارد، روابط عمومی‫های هر سازمان ــ در کنار سایر قالب‏های اطلاع رسانی ـ باید پیام و هدف خود را از طریق کتاب و در قالبی مکتوب در میان مخاطبین خود فرهنگسازی کنند؛ بگونه‫ای که مخاطب برای اطلاع از یک پیام مزبور به کتاب­های حوزه مربوطه (عمومی، تخصصی و ...) مراجعه کند. اینجا که کتاب در ماندگاری و تعمیق پیام برای مخاطبین، به یاری روابط عمومی­ها آمده و بدین ترتیب کارکرد اطلاع‫رسانی روابط عمومی‫ها به صورت عمیق و زیرساختی محقق می‫شود.

لذا روابط عمومی‫ها که پل ارتباطی با مردم هستند و به عنوان یک واسطۀ اثرگذار، درون و بیرون یک سازمان را به هم مرتبط می‫سازند، در حوزه فعالیت‫های خود جهت ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی دو کار می‫توانند انجام دهند: یکی اینکه جامعه مخاطب را نسبت به پیام و هدف خود از طریق کتاب «آگاه» کنند.

و دیگر اینکه محتوای پیام را در کنار سایر قالب‫های اطلاع‫رسانی، از طریق قالب مکتوب در اختیار مخاطب قرار دهند. چرا که فرهنگ مکتوب ماناتر و تاثیر در ذهن عمیق‫تر خواهد.

در پایان به منظور تحقق نقش روابط عمومی در ترویج و توسعه فرهنگ کتابخوانی پیشنهاد می‌شود:

- برگزاری «نشست‌های تخصصی کتاب و روابط عمومی» به منظور بررسی راهکارهای عملیاتی و تدوین استراتژی کلان برای تحقق نقش ترویجی روابط عمومی‏ها در کتابخوان کردن جامعه

- تشکیل کمیتة تخصصی کتاب در روابط عمومی‏ سازمان‏ها افزون‌تر بحث کتاب در درون سازمان‏ها

- تشکیل واحد روابط عمومی در کتابخانه‏های عمومی و یا برگزاری کارگاه‏های آموزشِ روابط عمومی کاربردی برای کتابداران

- پیوست بودن کتاب در تمام برنامه‌های فرهنگی روابط عمومی‏ ها

همچنین با توجه به در پیش‏رو بودن هفته کتاب و کتابخوانی دعوت می‏کنم از مدیران روابط عمومی‏ها در نهاد ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، نهاد کتابخانه‏های عمومی در استان‏های مختلف، و ... دست به قلم شده و نظرات، راهکارها و ایده‏های خود را در خصوص «نقش روابط عمومی‏ها در گسترش فرهنگ کتابخوانی در جامعه» را به نگارش درآورند.

منابع

1. مرکز پژوهش‏های علوم انسانی اسلامی صدرا (1392)، الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، تهران: انتشارات انقلاب اسلامی

تاریخچه روابط عمومی اسلامی

تاریخچه روابط عمومی اسلامی

- در تاریخ اولین روابط عمومی در زمان حضرت سـلیمـان را " هدهد " به عهده داشت که با سفر به سرزمین صبا، پیام حضرت سلیمان را به بلقیس پادشاه شهر صبا بردند و بالعکس پیام ملکه را برای سلیمان آوردند که نحوه اطلاع رسانی به صورت مکتوب انجام شد.

- در دوران اسلامی " بلال حبشی " مسوول روابط عمومی پیامبر اکرم (ص) بود که به صورت شفاهی برنامه های پیامبر اعظم (ص) را به مردم ابلاغ می کردند.

- در دوران امام حسین (ع) به خصوص در شهر کربلا " حضرت زینب (س) بود که به عنوان روابط عمومی توانست پیام قیام عاشورا را به مردم کوفه، شام و مدینه برساند. موفق ترین برنامه حضرت زینب (س) در شهر کوفه رسوا کردن یزید و در شهر شام توانست با برقراری ارتباط صحیح و تبلیغ درست یزید را تسلیم و او را به حقانیت امام حسین (ع) واقف نماید.

تاريخچه روابط عمومي در جهان

سازمان ها, نهادها و شركت ها همواره مي‌كوشند از دروازه‌اي عبور كنند كه پشت آن نگرش‌هاي مخاطبان چونان رودخانه‌اي خروشان در گذر است. آن ها مي‌خواهند نگرش‌ها را تغيير دهند و با آن ها به مقابله بپردازند و بالاخره آن ها را به نگرش‌هاي مطلوب تبديل كنند. كليد اين دروازه در دست پر قدرت روابط عمومي‌هاست. روابط عمومي‌ها نه از دروازه‌هاي بسته هراس دارند و نه به تكاپوهاي عبث مي‌پردازند, موفقيت در اين است كه به خوبي مي‌دانند چگونه «پيام صحيح و درست» را از «راه درست و صحيح» به «مخاطب موردنظر» برسانند.

روابط عمومي در واقع محصول ابتكار، اختراع و شخص و گروهي خاص نبوده و نمود اوليه‌اش نيز در جاي مشخص تجلي نيافته, بلكه ضرورت‌هاي زندگي نوين اجتماعي امروز و پيشرفت‌هاي صنعتي و علمي باعث ايجاد و گسترش و توسعه آن شده است.

امروزه از حرفه روابط عمومي به عنوان يك «فن» و «هنر» براي تسهيل ارتباط دو سويه بين دولت مردان و آحاد مردم ياد مي‌شود و با پيچيده‌تر شدن روزافزون نظام اجتماعي, در ضرورت گسترش و توسعه اين حرفه و علم جديد بيش از پيش اتفاق نظر حاصل مي‌آيد, تا جايي كه در عصر حاضر كمتر سازمان و نهادي خود را بي‌نياز از واحدي تحت عنوان روابط عمومي مي‌بيند.

اصطلاح روابط عمومي براي نخستين بار در سال 1906 در ايالات متحده آمريكا و در نوشته‌هاي اداره «اتحاديه راه‌آهن ايالات متحده» توسط «اي وي لي» كه يك خبرنگار اقتصادي بود, در شهر نيويورك تاسيس شد.

«لي» در آغاز فعالیت روابط عمومی خود, اقدام به انتشار اعلاميه‌اي به نام «اعلاميه اصول» كرد که هدف از روابط عمومی را اطلاع رسانی به مردم معرفی نمود نه تبلیغات بازرگانی و سیاسی.

در كشورهاي ديگر از جمله انگلستان, در سال 1911 نخستين فعاليت‌هاي روابط عمومي به مفهوم امروزي با همين نام آغاز شد. پس از اين دو كشور، به تــدريج در ساير كشورهاي صنعتي آلمان, فرانسه, هلند و ... واحدهاي روابط عمومي تشكيل شد و راه براي پيدايش حرفه روابط عمومي هموار نمودند.

امروز كليه سازمان هـاي دولتي و غيردولتي و موسسه‌هاي بازرگاني, صنعتي و غـــيرانتــــفاعي, دانشگاه ها،اتحاديه‌ها و ... در هر كشور, كوشش مداوم دارند كه پشتيباني و همكاري عمومي را به خود جلب كنند. جلب پشتيباني و همكاري افكار عمومي حقيقتاً يك جزء از كارهاي روزانه هر يك از موسسه‌ها در جوامع مدرن امروز است. دستگاه روابط عمومي توانسته است در اين زمينه نقش اساسي ايفاء كرده و از فعاليت‌هاي خود در ايجاد سازگاري و هماهنگي بين سازمان ها از يك طرف و افراد و گروه ها از طرف ديگر نتايج مطلوب به دست آورد.

نکته حائز اهمیت اینکه، روابط عمومی؛ یکی از ابعاد حیاتی مدیریت راهبــردی به شمــار می آید، دست اندرکاران این رشته، صرفاً خود را یک متخصص که پیام ها را از سازمان به مشتریان و یا از مشتریان به سازمان می رساند، نمی دانند؛ حالا دیگر تمامی مدیران در سازمان های موفق و پیشرو به این نتیجه رسیده اند که روابط عمومی بخشی از مدیریت است و از ایـن رو، دست اندرکاران روابط عمومی نیز، خود را مشاور مدیریت در مسائل و مشکلات سازمان به حسـاب می آورند. آنان از این مسأله آگاهند که دنیای امروز، به سرعت در حال تغییر است و هر سازمانی که نتواند خود را با آن سازگار سازد، از گردونه رقابت خارج شده و امکان بقاء ندارد و از این رو، وظیفه خـود می دانند تا با بهره گیری از فنون و شگردهای ارتباطی گوناگون، به بقاء و پیشرفت سازمان خود کمک کنند. اما این به تنهایی کافی نیست؛ چرا که شناخت علائق و ذائقه های مخاطبان امر پیچیده ای است و علاوه بر شناخت مهارت های حرفه ای روابط عمومی، مستلزم آگاهی از نظریه ها و مفاهیم مرتبط با روابط عمومی است.

تاریخچه روابط عمومي در ايران

روابط عمومي به مفهوم امروزين آن تا قبل از جنگ جهاني دوم در ايران حرفه‌اي ناشناخته بود, هر چند كه از روش‌هاي روابط عمومي در انقلاب مشروطيت ايران بارها استفاده شد ولي به عنوان يك حرفه و فن شناخته شده مطرح نشد. قبل از جنگ جهاني دوم در ايران اداره كل تبليغات وجود داشت و بعضي از وزارتخانه‌ها و موسسه‌ها واحدي به نام اطلاعات داير كرده بودند كه عمده كار آنان راهنمايي و هدايت ارباب رجوع بود, اما درطول دوران جنگ جهاني دوم كه سال هاي اشغال ايران و دوران هيجان ملت براي ملي شدن صنعت نفت بود, لزوم وجود اداره و واحدي به منظور شناساندن كارها و برنامه‌هاي هر موسسه به مفهوم واقعي آن احساس شد و در همين ايام بود كه اكثر سازمان ها و دستگاه‌ها نسبت به تشكيل اداره اطلاعات و انتشارات اقدام كردند و خود را به وسايل ارتباط جمعي نزديك ساختند.

آنچه اكنون به عنوان روابط عمومي مي‌شناسيم, براي نخستين بار در سال 1330 در شركت نفت ايران توسط دكتر حميد نطقي، پدر روابط عمومي و استاد دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي ایجاد شد.

از تشكيل نخستين روابط عمومي در دستگاه‌هاي دولتي, تاريخ دقيقي در دست نيست ولي از سال 1345 شمسي بود كه وزارتخانه‌ها به تدريج اداره اطلاعات, تبليغات و انتشارات را به نام روابط عمومي برگرداندند. تعدادي از آنها حتي تا چند سال بعد از انقلاب نيز فعاليت‌هاي روابط عمومي را با برخي فعاليت هاي ديگر تلفيق كرده بودند در حالي كه همين روابط عمومي‌ها اكنون به عنوان واحدهاي مستقل در موسسه‌ها و سازمان ها عمل مي‌كنند.

وزارتخانه‌ها و موسسه‌هاي بزرگ ديگر ايران, به اقتباس از اين شركت و سال ها پس از تأسيس دفـتر روابط عمومي در شركت ملي نفت ايران اقدام به تأسيس دفاتر روابط عمومي كردند.

پس از تشكيل واحدهاي روابط عمومي در ايران, نياز به آموزش مسوولان روابط عمومي و كارمندان اين واحد احساس شد، براي اين منظور وزارت اطلاعات و جهانگردي سابق, اقدام به تشكيل كلاس هاي كوتاه مدت آموزشي كرد.

در سال 1345 براي تشكيل دانشكده‌اي در رشته روابط عمومي, مطالعاتي صورت گرفت كه در سال 1346 منجر به تشكيل «موسسه عالي مطبوعات و روابط عمومي» شد. اين مؤسسة عالي با اجراي آزمون ورودي از ميان فارغ‌التحصيلان دبيرستان‌ها در رشته‌هاي ادبي, رياضي, طبيعي, روزنامه‌نگاري, تعدادي دانشجو براي تحصيل در رشته ليسانس روابط عمومي انتخاب كرد و به دنبال آن به صورت رسمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تهران رشته علوم ارتباطات اجتماعی در دو گرایش روابط عمومی و روزنامه نگاری را ایجاد و به تربیت کارشناسان روابط عمومی پرداختند.

منابع

- راهبردهای عملی روابط عمومی، تالیف هوشمند سفیدی

- تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات، تالیف علی میرسعید قاضی

- روابط عمومی و ارتباط با رسانه، تالیف هوشمند سفیدی

- درسنامه روابط عمومی، تالیف پائولا ماتنز کوهن، ترجمه سیدمحمود هاشمی

- کارکردهای روابط عمومی، تالیف کاظم متولی

- روابط عمومی و تبلیغات، تالیف کاظم متولی

- روابط عمومی ستون خیمه سازان، تالیف مجید محمدپور

- فنون روابط عمومی، تالیف هوشمند سفیدی

- سایت های اینترنتی

+ نوشته شده توسط محمد معادیفر در ۱۳۸۹/۰۹/۱۰ و ساعت 8:50 | /**/آرشیو نظرات

آیا می‌خواهید خوش‌صحبت باشید؟

برای خوش صحبت بودن لازم است مجموعه‌ای از مهارت‌های خاص ارتباطی را در چنته‌تان داشته باشید. بعضی آدم‌ها استعداد حرف زدن دارند، و می‌توانند با هر کسی در مورد هر چیزی حرف بزنند و بعضی آدم‌ها هم هستند که برای دو کلام حرف زدن کلی رنج و زحمت می‌کشند.

 

مشکل گروه دوم این نیست که نمی‌دانند چه بگویند؛ بلکه این است که نمی‌دانند چگونه به مهارت‌های ارتباطی‌شان شکل دهند تا بتوانند مکالمه‌ای مثبت و روان داشته باشند.

آن گرین، رییس و مدیرعامل شرکت کوپرکاتز و شرکا – شرکت ارتباطات و آموزش رسانه که اشخاصی نظیر ریچارد برانسون از جمله مشتریان‌شان هستند – می‌گوید: “‌مکالمه‌ خوب نیازمند مجموعه‌ای از بِده ‌بِستان‌های مناسب است، درست مثل بازیِ گرفتن و پرتاب کردن توپ. وقتی کسی از شما سوال می‌پرسد – مثل این است ‌که کسی توپ را به سمت‌تان پرتاب می‌کند – همیشه باید به گونه‌ای به این سوال پاسخ دهید که جریان این گفت‌وگو به صورت روان ادامه پیدا کند، یعنی این‌که توپ را به سمت مقابل پرتاب کنید و هرگز اجازه ندهید توپ زمین بیفتد.‌”‌

 

به گفته‌ی گرین مثلا اگر از موسیقیدانی پرسیده شود، “‌چه نوع موسیقی می‌نوازید؟‌”‌، اگر وی جواب دهد “‌انواع مختلف‌”، مکالمه در همین جا خاتمه پیدا می‌کند. گرین می‌گوید: “‌نکته‌ی کلیدی این‌ است که باید به شیوه‌ای استادانه و با جزییات پاسخ را ارائه دهید. پاسخ تاثیرگذارتر به این سوال، مثلا می‌تواند این باشد که ‘‌انواعی مختلف از موسیقی را می‌نوازم، ولی در بیست‌ سالگی که در جنوب زندگی می‌کردم بیش‌تر موسیقی کانتری می‌نواختم، که پایه و اساس حرفه‌ی موسیقی‌ام در نیویورک شد.‌’ این پاسخ چیزی را به طرف مقابل منتقل می‌کند، و به وی این امکان را می‌دهد تا مکالمه‌ای مهیج‌تر به وجود بیاورد.‌”

 

 

 

اگر مکالمه‌ها را مثل یک بازی تنیس کلامی ببینیم، می‌توانیم مکالمه‌ای روان و جاری داشته باشیم؛ ولی برای خوش‌صحبت بودن لازم است مهارت‌های ارتباطی بیش‌تر در چنته داشته باشیم. در ادامه به ۶ عادت خوش‌صحبت‌ترین آدم‌ها اشاره می‌کنیم که هرگاه شما شرایطی جدید در یک مکالمه به وجود می‌آورید، آنها استادانه و با مهارت از آنها استفاده می‌کنند.

 

۱. بیش‌تر از آن‌که حرف بزند، گوش می‌دهند
به گفته‌ی سلست هدلی، مجری برنامه‌ی در فکر دوم در رادیو سراسری جرجیای ایالات متحده، مفهوم کنایه‌ای در خوش‌صحبت بودن این است که صحبت کردن مهم‌ترین مسئله نیست؛ در حقیقت، گوش دادن نکته‌ای است که حائز اهمیت است. متاسفانه، گوش دادن مهارتی است که بسیاری از آدم‌ها در آن مهارت ندارند؛ بیشتر آدم‌ها ترجیح می‌دهند فقط حرف بزنند.

 

 

 

وی در برنامه‌ی تد تاک در ۲۰۱۵ در مورد “‌۱۰ راه برای مکالمه‌ی بهتر‌” گفت: “‌وقتی شروع به صحبت می‌کنم، بر همه چیز کنترل دارم. مجبور نیستم به چیزهایی گوش دهم که به آنها علاقه‌ای ندارم. من در مرکز توجه هستم. می‌توانم هویتم را تقویت کنم.‌”

 

 

 

دلیل دیگر که صحبت کردن را بیش‌تر ترجیح می‌دهیم این است که وقتی گوش می‌دهیم، ممکن است به راحتی حواسمان پرت شود و از چیزهایی که می‌خواهیم بگوییم منحرف شویم. به گفته‌ی هدلی، فردی معمولی می‌تواند حدود ۲۲۵ کلمه در دقیقه حرف بزند، ولی می‌توانیم بیش از ۵۰۰ کلمه در دقیقه بشنویم. وی می‌گوید: “‌بنابراین ذهن‌مان دائما می‌خواهد ۲۷۵ کلمه‌ی اضافه در دقیقه را جبران کند. توجه کردن به حرف‌های دیگران واقعا انرژی و تلاشی زیاد می‌طلبد، ولی اگر نتوانید این کار را انجام دهید، نمی‌توانید مکالمه‌ای خوب داشته باشید.‌”

 

 

 

۲. دائما تجربه‌های گذشته‌شان را در مکالمه‌ها نقل نمی‌کنند
به عقیده‌ی هدلی، آدم‌های خوش‌صحبت هرگز در مورد هر موضوع، خودشان و گذشته‌شان را وارد نمی‌کنند. اگر شخصی در مورد از دست دادن یکی از اعضای خانواده‌اش صحبت می‌کند، هرگز شما نیز در مورد از دست دادن یکی از اعضای خانواده‌تان شروع به صحبت نکنید.

 

 

 

وی می‌گوید: “‌اگر شخصی درباره‌ی دردسرهای محل کارش حرف می‌زند، به آنها نگویید شما هم چه‌قدر از شغل‌تان متنفر هستید. این دو مسئله با هم یکسان نیستند. اصلا ربطی به هم ندارند. همه‌‌ی تجربه‌ها فردی و منحصر به هر فرد هستند. و نکته‌ی مهم‌تر این‌که، اصلا این بحث راجع به شما نیست. نیاز نیست از این فرصت استفاده کنید به دیگران ثابت کنید چه‌قدر خوب هستید یا تا الان چه‌قدر عذاب کشیده‌اید. مکالمه‌ها همیشه فرصت‌های تبلیغاتی نیستند.‌”

 

 

 

۳. اگر چیزی را نمی‌دانند، به آن اقرار می‌کنند
به عقیده‌ی مارک لوی، رییس شرکت برندسازی نوآوری لوی و نویسنده‌ی کتاب نابغه‌ی تصادفی: با نوشتن، بهترین ایده‌ها، بینش‌ها و محتوای‌تان را خلق کنید، آدم خوش‌صحبت از این‌که نشان دهد موضوعی را متوجه نشده است، ترس ندارد. وی می‌گوید: “‌بسیاری از آدم‌ها به خاطر اینکه سعی می‌کنند خودشان را همه جا دانا و کامل جلوه دهند، دائما آبروریزی می‌کنند و خودشان را به دردسر می‌اندازند، ولی اگر اجازه دهیم طرف مقابل‌مان بفهمد موضوعی را نمی‌دانیم یا از درکش عاجز هستیم، حقیقتا به وی احترام گذاشته‌ایم.‌”

 

 

 

اگر موضوعی گیج تان کرده است، لوی توصیه می‌کند این‌گونه در موردش سوال بپرسید: “‌می‌خواهم مطمئن شوم آیا منظورتان را درست درک کرده‌ام یا خیر. ممکن است این موضوع را به شکلی دیگر بگویید؟‌”

 

 

 

وی می‌گوید: “‌با این کار، نه تنها شخص مقابل کاملا احساس می‌کند به حرف‌هایش گوش کرده‌اید، احتمالا از این‌که آن موضوع را به شکلی دیگر بگوید، با علاقه استقبال خواهد کرد.‌”

 

 

 

۴. همیشه مطالعه می‌کنند
به عقیده‌ی سوزان بِیتس، نویسنده‌ی کتاب مهم‌ترین ویژگی رهبری، علم دستیابی به حضور اجرایی فوق‌العاده، همیشه سعی کنید با علاقه مطالعه کنید و از موضوعات متنوع، از مسائل جهانی گرفته تا کسب‌وکار و فرهنگ، مطلع شوید.

 

 

 

وی‌ می‌گوید: “‌با جسارت همه‌ی تعارفات و شوخی‌ها را کنار بگذارید و با مطرح کردن موضوعات بسیار جالب به گفت‌وگوها‌ی‌تان جان دهید. با شخص مقابل‌تان هماهنگ و در هر مرحله با وی همراه باشید، و در مورد ایده‌ها و نظراتش کنجکاوی کنید.‌”

 

 

 

هم‌چنین لوی معتقد است، مطالعه‌‌ی زیاد به شما امکان می‌دهد ایده‌ها و داستان‌های‌تان را در حوزه‌های دیگر نیز ارائه دهید. وی می‌گوید: “‌اگر یک متخصص کسب‌وکار بخواهد در یک مکالمه به نکته‌ای اشاره کند، غالبا ایده، نظر، یا داستانش مربوط به جهان کسب‌وکار است. پس از مدتی، حرف‌هایش تکراری می‌شوند. دائما داستان‌های تکراری در مورد کسب‌وکار از وی می‌شنویم، و کم‌کم از لحاظ روانی از وی خسته می‌شویم.‌”

 

 

 

به عقیده‌ی لوی، آدم خوش‌صحبت “بذر صحبت را در همه جهات پخش می‌کند‌”. وی می‌گوید: “‌اگر مثلا در مورد بهره‌وری در محیط کار صحبت می‌کنید، چه‌قدر خوب است اگر در یک داستان تاریخی یا ایده‌های الیزابت گیلبرت یا حتی سیاه چاله‌ها، چیزی مرتبط با بهره‌وری در محیط کار پیدا و آن را عنوان کنید. استفاده از ایده‌های مرتبط با موضوع در حوزه‌های مختلف، مخاطب‌تان را هوشیار و علاقه‌مند نگه می‌دارد، و در حقیقت تحولِ انگاره‌ها به همین صورت متولد شده‌اند.‌”

 

 

 

۵. دائما دنبال اشارات و نشانه‌ها هستند
به عقیده‌ی پارکر اِلِن، استاد مدیریت و توسعه‌ی سازمانی در دانشگاه نورت‌ایسترن، آدم‌های خوش‌صحبت با چشم‌های‌شان به حرف‌های‌تان گوش می‌کنند، و به دنبال زبان بدن یا تغییراتی در احوالات‌تان هستند که از این طریق بتوانند اطلاعاتی را در مورد سطح علاقه‌تان به مکالمه جمع‌آوری کنند. این کار به آنها کمک می‌کند در لحظات ضروری بتوانند مکالمه را اصلاح کنند یا جهتش را تغییر دهند.

 

 

 

وی می‌گوید: “‌این کار هم چنین به افراد امکان می‌دهد در مورد طرف مقابل‌شان آگاهی داشته باشند؛ این آگاهی می‌تواند مربوط به اهداف یا انگیزه‌های اصلی طرف مقابل برای ادامه‌ی مکالمه باشد. این صداقت آشکار باعث می‌شود افراد بتوانند نظرات و سوالات‌شان را صادقانه و واقعی مطرح کنند، و همین باعث ایجاد اعتماد می‌شود.‌”

 

برای این‌که دیگران به ما اعتماد کنند و صمیمانه حرف‌های دل‌شان را به ما بگویند، رعایت این مسئله بسیار حائز اهمیت است.

 

 

 

۶. درگیر جزییات کوچک نمی‌شوند
تاکنون برای همه اتفاق افتاده است در یک مکالمه، فردی برای این‌که تاریخی خاص یا نام شخصی را به خاطر بیاورد، مدام با خودش کلنجار می‌رود، و موضوع بحث را به کلی منحرف می‌کند. به عقیده‌ی هدلی، جزییات کوچک در مکالمه بحث را شلوغ می‌کنند، و آدم خوش‌صحبت هرگز موضوع بحث را با سال، نام، تاریخ و جزییات کوچک سنگین نمی‌کند. وی می‌گوید: “‌ّ[برای شنونده] اصلا اهمیت ندارد. آن‌چه برای دیگران مهم است، شما هستید. آنها به شما و آن‌ چیزی اهمیت می‌دهند که به طور کلی بیان می‌کنید. بنابراین، جزییات را فراموش کنید. آنها را دور بریزید.‌”

 

 

 

منبع: فست‌کمپانی
ترجمه: سایت بازده

 

چطور در جمع مثل آب خوردن حرف بزنیم؟

افرادی که اعتماد به نفس شان پایین آمده و در جمع دوستان نمی توانند به راحتی صحبت کنند، می توانند با بکارگیری چند راهکار ساده مورد توصیه کارشناسان، بر این مشکل خود غلبه کنند. خودگویی (گفت و گو با خود) های مثبت، مهربانی با خویشتن، توجه به دیگران، اندیشیدن به اینجا و اکنون، غلبه بر ناآرامی های عصبی و مشاهده پیامد مثبت از جمله راهکارهایی است که در این زمینه توصیه می شوند.

خودگویی (گفت و گو با خود) 
برای غلبه بر احساس دستپاچگی در موقعیت های اجتماعی از خودگویی های مثبت استفاده کنید؛ مثلا اینکه:
من از خودم رضایت دارم، نیازی به تأیید دیگران ندارم.
با اشتیاق به صحبت های اطرافیان گوش می دهم و از همین طریق با آنها ارتباط برقرار می کنم.
با افراد غریبه، در مهمانی ها آشنا خواهم شد و صحبت می کنم بدون آنکه نگران باشم در مورد من چه فکر می کنند.

مهربانی به خویشتن
اگر هنگامی که در جمع هستید، این فکر در ذهنتان مانور می دهد که دیگران در مورد شما چه قضاوتی می کنند، دستپاچه و مضطرب خواهید شد. اما باید این نکته را به خودتان یادآوری کنید که بسیار بعید است دیگران با همان معیارهای سختگیرانه ای که شما در مورد خودتان دارید، در مورد شما فکر و قضاوت کنند.

توجه به دیگران
منطقی این است که قبل از قرار گرفتن در یک موقعیت یا جمع خاص، در مورد تاثیری که بر آن جمع می گذارید، فکر کنید؛ اما وقتی در آن جمع قرار گرفتید، دیگر باید این افکار را از خود دور کنید و تمام تمرکزتان بر کیفیت تعامل با اطرافیان باشد.


اندیشیدن به اینجا و اکنون
اگر در شرایطی قرار گرفته اید که شما را یاد خاطره ای ناگوار از گذشته می اندازد و به همین سبب دچار اضطراب و دستپاچگی می شوید، سعی کنید ذهنتان را بر اینجا و اکنون متمرکز کنید.

غلبه بر ناآرامی های عصبی
افرادی که در موقعیت های اجتماعی و ارتباطی دچار دستپاچگی می شوند، عوارض جسمانی مشابه علائم اضطراب از خود نشان می دهند. توانایی برای غلبه بر این علایم اضطرابی کمک زیادی به کنترل دستپاچگی افراد می کند.
بنابراین در برابر واکنش عرق کردن، سعی کنید مچ دست هایتان را زیر آب سرد بگیرید تا به خنک شدن تمام بدن کمک کند.
در هنگام بروز لکنت زبان، مکث کنید و لیوانی آب بنوشید یا نفسی آرام بخش و عمیق بکشید.
در برابر لرزش و تکان، پیش از رویدادهای مهم ورزش کنید. تمرینات آرام سازی ذهن نیز می تواند بسیار موثر باشد.


مشاهده پیامد مثبت
عصبی شدن به معنای آن نیست که هیچ کاری درست پیش نمی رود. بلکه افراد عصبی و دستپاچه عادت دارند وضعیت را فاجعه آمیز پیش بینی کنند. برای غلبه بر این وضعیت لازم است که به خودتان حرف های مثبت بزنید مثلا اینکه دوست دارم در امتحان موفق شوم اما اگر رد بشوم دنیا تمام نمی شود.
منبع: خلاقیت

روابط عمومي و جايگاه آن در تعاملات اجتماعی

روابط عمومي و جايگاه آن در تعاملات اجتماعی

مقدمه

قرن حاضر را علاوه بر قرن تسخير فضا ،عصر اتم ، کامپيوتر، ليزر و غيره ناميده اند اما به عنوان شاخص ترین آنها، عصر ارتباطات هم نامگذاري گرديده است که دراین تفسیر دنیا شبيه دهکده جهاني مي ماند که در اين حلقه ارتباطات انسانها بهم نزديک و افکار و اعمال انسانها و جمعيت ها ديگر از ديد و نظر يکديگر پنهان نيست .در قرآن کريم سوره مبارکه آل عمران در آيه شريفه ۲۰۰   (يا ايها الذين آمنوا صبرو و صابرو و رابطو واتقوالله لعلکم تفلحون ) ضمن دعوت امت به برقراري رابطه اجتماعي ، داشتن شکيبايي و در پيش گرفتن تقواي الهي را براي رسيدن به رستگاري و فلاح مورد تأکيد قرار داده است. موضوعي که امروزه به عنوان اخلاق در روابط عمومي به شکلي بسيار ناقص در مجامع روابط عمومي مطرح است دراين آيه شريفه با زيبايي هر چه تمامتر بيان و اشاره مي شود .

ادامه نوشته

دروغ؛ در روابط‌عمومیٍ اخلاق‌مدار جایگاهی ندارد

دروغ؛ در روابط‌عمومی اخلاق‌مدار جایگاهی ندارد

محمد امامی: یکی از پدیده‌های اجتماعی که در جامعه ما متاسفانه رواج دارد، «دروغ» و «دروغگویی» است و باالطبع این پدیده اجتماعی با تاسف فراوان در عرصه «روابط‌عمومی» نیز جریان دارد.

دروغ و دروغگویی افزون بر این که یک اختلال شخصیتی است، و ریشه‌ها و عواملی دارد که بنای ما در این مجال تشریح این ریشه‌ها و عوامل نیست، و جدای برخی از موارد که نوعی عادت بیمارگونه است، روشی اجتماعی و منفعت محور است که انسان با آدم‌های یگر درگیر می‌شود، دست به کنترل آنان می‌زند، و روشی برای هدایت کردن جریان‌هاست به شکلی که یک فرد یا جریان تمایل دارد.

ادامه نوشته

تجارت شفاف راهی به سوی جهانی شدن

تجارت شفاف راهی به سوی جهانی شدن

تلاش برای عضویت دائم در سازمان جهانی تجارت (WTO) شاید همزمان با پذیرفتن ایران در این سازمان به‌عنوان عضو ناظر در اوایل دهه 1370 شروع شد؛ زمانی که دولت مصائب جنگ را پشت سر گذاشته بود و وقت شکوفایی و به دنبال آن جهانی کردن اقتصاد بود. بیش از یک دهه گذشت تا ایران به‌عنوان عضو ناظر پذیرفته شد و حالا 10 سال دیگر را پشت سر گذاشتیم و اقتصاد ایران هنوز در صف پیوستن به سازمان جهانی تجارت است. رییس انجمن علمی بازرگانی ایران که اخیراً به همین بهانه متخصصان حوزه تجارت و بخش‌خصوصی را در اتاق بازرگانی ایران دور هم جمع کرده، معتقد است غائله تحریم‌ها ایران را از پیوستن به WTO و حضور در اقتصاد جهانی عقب راند. وی با بیان اینکه اساساً پیوستن به این سازمان از طریق دولت‌ها انجام می‌گیرد، به «فرصت امروز» می‌گوید: در اغلب کشورها برای عضو شدن در این سازمان، دولت به نیابت از بخش‌خصوصی در مذاکرات و رایزنی‌ها شرکت می‌کند. امروز دیگر چیزی به نام بخش‌خصوصی ملی در دنیا وجود ندارد، اگر بخش‌خصوصی کشور ما می‌خواهد رشد کند باید به بخش‌خصوصی در جهان پیوند بخورد. این بخش باید پیشقراول توسعه باشد و حالا وقتش است در مذاکرات و رایزنی‌ها در الحاق با سازمان جهانی تجارت نقشش را ایفا کند. به گفته اسفندیار امید بخش، با وجود تحریم‌ها هیچ دولتی قادر به حل مسئله پیوستن به WTO نبوده و همچنان هم همین‌طور است.

بهبود فضای کسب‌وکار، رشد اشتغال و ورود اقتصاد ملی به فضای جهانی از جمله مزایایی است که این متخصص به آنها اشاره می‌کند. وی مـی‌افــزایـد: بخش‌خصوصی واقعاً اگر بخواهد رشد کند مهم‌ترین مسیرش الحاق کشور به سازمان جهانی تجارت است. امیدبخش با بیان اینکه در حال حاضر در تولید یک کالا در جهان بخش‌های خصوصی چندین کشور دخالت دارند، ادامه می‌دهد: در این فرآیند بسیاری از قوانین و مقررات باید تغییر کرده و با قوانین جهانی سازگار شود و همه اینها به نفع ما خواهد بود چرا که به دنبال این تغییرات فضای کسب‌وکار به سطح استانداردش خواهد رسید.

 

رییس انجمن علمی بازرگانان ایران با بیان اینکه در برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه به این مسئله پرداخته شده، معتقد است در سیاست‌های کلی برنامه ششم به این مسئله اشاره نشده است. وی می‌افزاید: در برنامه پنجم در بند «و» ماده 104 در این مورد آمده بود که سیاست‌های تجاری باید به تدریج با WTO همسو شود. امیدبخش با این بند مخالف است و در تشریح دلایلش می‌گوید: این نوع نگارش به معنای بستن دست مذاکره‌کنندگان است یعنی اینکه طرف تجاری ما می‌گوید شما پیشاپیش متعهد شده‌اید که خودتان را با سازمان سازگار کنید. به گفته وی، در این صورت مذاکره‌کنندگان تحت‌فشار خواهند بود و همین‌طور مجلس هم از قانونی که تصویب کرده، کوتاه نخواهد آمد. استفاده از نظرات کارشناسان تجاری و همچنین متخصصان انجمن علمی بازرگانی توصیه‌ای است که وی برای تدوین‌کنندگان قانون برنامه ششم دارد.

روهام قلیچی، دیگر متخصص این حوزه برخورد با عضویت ایران را در این سازمان کاملا سیاسی می‌داند. این استاد دانشگاه با بیان اینکه ایران کشور کوچکی نیست و درست برعکس، کشوری مهم و تاثیر‌گذار در منطقه است به «فرصت امروز» می‌گوید: با توجه به‌موقعیت استراتژیکی ایران که با کشورهای بسیاری، حدود 16 کشور هم مرز است عضویت در WTO مزایای بسیار و البته معایبی هم خواهد داشت. قلیچی، گردش مالی بالا، جهانی شدن تعرفه‌ها، حضور سرمایه‌گذاران خارجی در ایران، اشتغال و بهبود فضای کسب‌وکار و تولید را از مزایای آن عنوان می‌کند و در معایب آن می‌گوید: عضویت ما در این سازمان سیستم تجارت ما را در منطقه تغییر خواهد داد و درصورتی که کشورهای همسایه ما عضو نباشند، از آنجا که تجارت ما از منطقه‌ای به جهانی تغییر خواهد یافت، بروز مشکلاتی درخصوص تجارت در مرزها قابل پیش‌بینی است، چراکه تعرفه‌ها جهانی خواهد شد.

به گفته وی، زیرساخت‌ها در ایران برای پیوستن به WTO فراهم نیست و تا این بستر فراهم نشود امکان الحاق به این سازمان دور از انتظار است. این استاد دانشگاه تأکید می‌کند: ما حتماً باید زیرساخت‌هایمان را درست کنیم. اگر امروز عضو شویم، تجارت ما دچار مشکلاتی خواهد شد و برگشتی نخواهیم داشت، ما در بحث تجارت حریف کشورهای اطراف‌مان نیستیم. ببینید در ترکیه صنعت پوشاک و نساجی چقدر پیشرفت کرده است. این متخصص شفاف بودن تجارت را از مهم‌ترین اصول این سازمان می‌داند و با اشاره به گفته مقام معظم رهبری مبنی بر برچیده شدن اقتصاد دولتی، توضیح می‌دهد: ما در صورت پیوستن به این سازمان راهی جز شفاف‌سازی تجارت نداریم، همه اطلاعات باید شفاف باشد، جایی برای رانت یا واردات قاچاق از مبادی رسمی و غیر‌رسمی نیست. آمار گمرکات باید شفاف‌تر شود.

به گفته این استاد دانشگاه، دفتر نماینده تام‌الاختیار این سازمان در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت در فروردین سال گذشته بر چیده شد. قلیچی ادامه می‌دهد: کار این دفتر بررسی و آماده‌سازی برای عضویت دائم در سازمان بود، اگرچه فقط در محدود تألیف تعدادی دفترچه قانون و مقررات انجام شد، درحالی‌که باید تمامی نهادها و دستگاه‌ها را با این مسئله درگیر می‌کرد. مذاکرات و رفت‌و‌آمدهایی انجام شد، اما خروجی قابل توجهی نداشتند. وی با بیان اینکه عضویت در سازمان مشروط است و در صورت تأیید صلاحیت به عضویت دائم تبدیل خواهد شد، درخصوص ضرورت و اهمیت این مسئله در دولت می‌گوید: به نظر من اگر قرار است این کار انجام شود، پیشنهاد می‌شود نهاد ریاست جمهوری یا معاون اول ایشان شخصاً امور آن را به دست بگیرند، چون این اقدام جهانی و بالاتر از سطح وزارتخانه است و رییس‌جمهور یا معاون اول ایشان در مقامی هستند که بتوانند به همه وزارتخانه ابلاغ کنند. 

به گزارش «فرصت امروز»، یمن آخرین کشوری است که در سال گذشته در WTO پذیرفته شد. پیش از این کشورهای روسیه، چین، اوکراین، عربستان، تایوان پس از سال 2000 به این سازمان پیوستند که به گفته کارشناسان پیش از الحاق اقتصادی مشابه ایران داشتند. گفتنی است در این سازمان رایزنی‌ها در نشست‌های غیررسمی در زمینه موافقت اعضا با قبول یک عضو جدید بسیار تأثیر‌گذار است.براساس گفته‌های این دو کارشناس، به نظر می‌رسد روند پیوستن به WTO که به‌شدت به آماده کردن زیرساخت‌ها وابسته است، زمان‌بر است. تجربه کشورهایی که به این سازمان پیوسته‌اند نیز این مسئله را خاطرنشان می‌کند. اما از آنجا که شفاف‌سازی تجارت از زمینه‌های پیوستن به این سازمان جهانی است، بدیهی است اگرچه بخشی از حساسیت‌ها برای عضو شدن، از جانب متخصصان و کارشناسان به قصد حرفه‌ای انجام شدن کار باشد اما بخشی از مقاومت‌ها هم می‌تواند از جانب کسانی باشد که از رانت‌ها و قاچاق‌های کلان سود می‌برند.

 یمن آخرین کشوری است که در سال گذشته در WTO پذیرفته شد. پیش از این کشورهای روسیه، چین، اوکراین، عربستان، تایوان پس از سال 2000 به این سازمان پیوستند که به گفته کارشناسان پیش از الحاق اقتصادی مشابه ایران داشتند.

 

روابط عمومی و فرهنگ سازی

روابط عمومی و فرهنگ سازی

 

روابط عمومی به دلیل وظیفه درون سازمانی و برون سازمانی، بیش از همه در اعتلا و رشد فرهنگ و رفتار با انسان سر و کار دارد تا از زمینه ها و امکانات و ابزارهای خوبی جهت این اعتلا قدم برداشته و با مخاطب شناسی برای اقناع و نفوذ در مخاطبین دست یابد.

همچنین روابط عمومی از طریق شناخت علمی و صحیح مخاطبان به راهبردهای معین و اجرای برنامه های سازماندهی شده به اطلاع رسانی و تدوین فرهنگ صحیح فردی و اجتماعی بپردازد وبا تعمیم وسیع برای ترویج و تبلیغ یعنی جاانداختن رفتارها و الگوهای مناسب رفتاری به مقوله “فرهنگ سازی” به اجرا در آورد.

تبلیغ، ترویج، اقناع، اطلاع رسانی، آموزش، زمینه سازی، فضاسازی و… روش ها و راهبردهایی هستند که به عنوان وظایف و کارکردهای روابط عمومی در فرایند فرهنگ سازی نقش موثری دارند.

با مطالعه در نقش و کارکردهای روابط عمومی می توان به امر “فرهنگ سازی” که در درون هر یک از وظایف جای دارد دست یافت.

 روابط عمومی از طریق سه وظیفه اصلی می تواند به فرهنگ سازی بپردازد:

۱-         اطلاع یابی

در این بخش به تهیه و تولید اطلاعات لازم در مورد فرهنگ بپردازد.

۲-         اطلاع شناسی

در این بخش روابط عمومی به شناخت علمی وتجزیه و تحلیل یافته های خود در مورد فرهنگ وارزش های فرهنگی پرداخته و فرهنگ صحیح و مناسب را تنظیم کند.

۳-         اطلاع رسانی

در این بخش  به ترویج و اشاعه فرهنگ صحیح دست می زند و آن را به جامعه انتقال می دهد.

 اگر پنج نقش عمده برای روابط عمومی در نظر گرفته شود با کمی دقت می توان نقش فرهنگ سازی را در درون آن پیدا کرد:

۱-         نقش نمایشی

در این نقش با استفاده از سخنرانی، مراسم و برپایی نمایشگاه می توان به فرهنگ سازی پرداخت.

به طور مثال با برپایی نمایشگاه سلامت می توان فرهنگ صحیح سلامتی را در میان مردم رواج داد و یا با سخنرانی و مراسم های خاص مثل راهپیمایی کودکان در روز هوای پاک ،فرهنگ ترافیک را اصلاح کرد.

۲-         نقش ا ظهاری

در این نقش، روابط عمومی با پاسخگویی و خبرسازی می تواند به اطلاع رسانی، تبلیغ و آموزش فرهنگ درست در زمینه های مختلف بپردازد.

به عنوان مثال وزارت بهداشت می تواند با تهیه خبر در مورد موادغذایی آلوده، مردم را به استفاده درست از موادغذایی ترغیب کند. یا نیروی انتظامی می تواند با اطلاع رسانی و فرهنگ سازی رانندگی شیوه های درست رانندگی را به مردم آموزش دهد.

۳-         نقش مشورتی

روابط عمومی می تواند با تبیین و جا انداختن تاثیر و اهمیت افکارعمومی در فرایند تصمیم گیری و سیاستگذاری مدیران ارشد، ضمانت اجرایی فرهنگ سازی را تامین کند. اینجاست که نقش روابط عمومی نه به عنوان تسهیل گر و مجری ارتباطی بلکه به عنوان سیاستگذار به اثبات می رسد.

۴-         نقش مذاکره ای

در این نقش روابط عمومی با استفاده از ابزارها و فعالیت های خاص حرفه ای به ایجاد سازش و تفاهم بین سازمان و گروه های مخاطب دست می یابد واز رهگذر این گونه فعالیت ها می تواند فرهنگ صحیح و پویا را تبلیغ کند. اینجاست که مخاطب شناسی به عنوان یکی از وظایف روابط عمومی اهمیت می یابد.

۵-         نقش تفسیری

در این جا روابط عمومی به کار علمی تری در زمینه فرهنگ سازی دست می زند و آن تجزیه و تحلیل گروه های مخاطب و سنجش افکار عمومی و تحلیل محتوای آن ها است.

لازم به ذکر است که ساختن فرهنگ و رفتار یک جامعه قبل از همه نیازمند شناخت و آگاهی از فرهنگ و رفتارهای مردم آن جامعه است، لذا شناخت فرهنگ، خرده فرهنگ ها و الگوهای رفتاری حاکم بر مردم جامعه بسیار با اهمیت است. روابط عمومی می تواند از طرق مطالعات پیمایشی مانند نظر سنجی  و پرسشگری به شناخت علمی از فرهنگ و رفتار مردم اطلاع یابد و این گامی مهم در فرهنگ سازی محسوب می شود.

 روابط عمومی همچنین با استفاده از ابزارها و تکنولوژی های ارتباطی همچون تیزر و آگهی تبلیغاتی، بیلبورد، تابلوهای الکترونیکی، ساخت فیلم های کوتاه و شیوه های دیگر در ترویج فرهنگ های صحیح در هر چیزی بهره گیرد

تعاملات  روابط عمومی و رسانه ها

تعاملات  روابط عمومی و رسانه ها

 


تعاملات  میان روابط عمومی‌ها و رسانه‌ها، همواره از موضوعات چالشی دنیای ارتباطات بوده است. به همین انگیزه به بررسی ابعاد مختلف تعامل روابط عمومی و رسانه پرداخته‌ایم.

از نظر اغلب اساتید روابط‌عمومی‌ها، رسانه‌ها عمدتا دروغگو، جوساز، صفحه پرکن و دارای غرض و مرض هستند و خبرنگاران نیز مزدورانی هستند که برای منافع مادی یا خوشامد مدیرانشان دست به قلم می‌برند. البته شخصا مدیران روابط‌عمومی‌ای نیز می‌شناسم که اکیدا دستور داده‌اند ارسال هرگونه جوابیه به رسانه‌ها ممنوع است.

این دسته از مدیران اعتقاد دارند اگر ارتباط روابط عمومی با رسانه‌ها به حدی بود که منجر به درج گزارش نادرست در باره آن سازمان شد مقصر خود روابط‌عمومی است که با رسانه‌ها ارتباط کافی ندارد که این وضعیت پیش آمده است. ناگفته پیداست که تعداد این دسته از مدیران روابط عمومی در کشور اندک است و پیدا‌کردن چنین مدیرانی، سخت و طاقت‌فرساست.اما به راستی آیا خبرنگاران و رسانه‌ها دشمن خونی روابط عمومی‌ها هستند یا دوست و همکار و رفیق شفیق؟ آیا اگر یک رسانه یا خبرنگار، خبر‌بنویس و خبربیار یک روابط‌عمومی باشد و جز مدح و ثنا و اطلاع‌رسانی شفاف کار دیگری انجام ندهد ،کار خوبی کرده و به رسالت خود عمل کرده است؟ یا اگر یک رسانه به انتقاد و کالبدشکافی عملکرد یک سازمان بپردازد و کارکردهای ضعیف آن سازمان را نقد کند رسانه خوبی است و دوست روابط عمومی است؟

واقعیت این است که افراط و تفریط در کار ما همواره مشاهده می‌شود؛ نه رسانه مجیزگوی ضرورتا رسانه خوبی است و منافع سازمان را تأمین می‌کند و نه رسانه منتقدی که شمشیر را از رو بسته‌ و‌ تر و خشک را با هم می‌سوزاند رسانه خوبی است. رسانه باید آیینه سازمان باشد؛ یعنی اگر رسانه‌ای واقعیت‌های موجود را عینا منعکس کرد نباید از او توقع بیشتری داشت. اگر آقای وزیر یا مدیر عامل سازمان اشکالی دارد یا ضعفی از خود بروز داده است یا مشکلی را نتوانسته حل کند نباید از رسانه‌های کشور انتظار لاپوشانی و درز گرفتن مسائل و مشکلات را داشت. آیینه چون نقش تو بنمود راست، خودشکن آیینه شکستن خطاست.

از سوی دیگر وظیفه ذاتی روابط‌عمومی‌ها حفظ منافع سازمان است نه حفظ منافع آقای مدیر. مدیران متعددی می‌آیند و می‌روند اما آن چیزی که باقی می‌ماند سازمان است. روابط عمومی باید منافع دراز مدت سازمان را بر منافع کوتاه مدت آقای مدیر ترجیح بدهد. البته الان خواهید گفت که اگر روابط‌عمومی چنین کند، بلافاصله توسط مدیر عالی سازمان عزل خواهد شد و دیگر فرصتی برای کسب و حفظ منافع سازمان باقی نخواهد ماند.

هنر مدیریت روابط‌عمومی نیز در همین نکته است. حرفه روابط‌عمومی به همین جهت یک هنر نامیده شده است و مدیر روابط‌عمومی باید هنر راه رفتن روی طناب منافع مدیر و منافع سازمان را به خوبی بداند. روابط‌عمومی سنگر مبارزه سازمان با رسانه‌ها نیست که هر وقت انتقادی متوجه سازمان شد سعی کند آن را دفع کند و بلافاصله موضع بگیرد و زمین و زمان را به نادانی و غرض‌ورزی و بی‌اطلاعی متهم کند. روابط عمومی تسهیل‌کننده روابط آزادانه و قانونمند رسانه‌ها با سازمان است و به همین جهت روابط عمومی باید دوست و یار و همکار رسانه‌ها و خبرنگاران و گزارشگران رسانه‌ها باشد.

انبوه خبرهای ارسالی روابط‌عمومی به رسانه، در سطل زباله قرار می‌گیرد و دیده نمی‌شود چرا، چون آن سازمان تحمل حتی یک انتقاد ساده را نداشته است. خب با این وضعیت چه می‌خواهید بکنید. طبق قانون مطبوعات هیچ مقام دولتی یا غیر دولتی‌ای حق ندارد رسانه‌ای را وادار به درج یک خبر یا مقاله بکند. هر چند امروز فصل حقوق رسانه‌ها در قانون مطبوعات چندان جدی گرفته نمی‌شود اما خبرنگاران به مرور زمان و به تجربه یاد گرفته‌اند که چگونه از این حق خود استفاده کنند

نقش دين در بهبود روابط اجتماعي چيست؟

نقش دين در بهبود روابط اجتماعي چيست؟

 

از آنجا كه دين انسان را موجودي اجتماعي دانسته و رابطه انسانها با يكديگر را امري گريز ناپذير مي داند ﴿وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا ﴾ زخرف/32 « و بعضى از آنها را بر بعضى مراتبى برترى داديم تا يكديگر را به خدمت گيرند [و چرخه زندگى بگردد]» براي چگونگي روابط انسانها با يكديگر نيز برنامه هايي دارد و از سويي برخي روابط موجود بين انسانها را تأييد و برخي را رد مي كند دين با پايه ريزي جامعه اي مبتني بر ارزش هاي انساني و معنوي، نقش محوري و اساسي در ترسيم ساختارهاي اجتماعي دارد جنبه هاي اجتماعي احكام عبادي و معاملاتي اسلام و تقدم حقّ جامعه بر فرد و مصلحت عمومي بر مصلحت فردي، تشويق به ايثار، تعاون و همكاري توجه به اموال عمومي مانند زكات، خمس، غنايم جنگي، خراج، جزيه، قصاص و...، و امنيت اجتماعي بر توجه دين اسلام نسبت به جامعه دلالت دارد; كه جامعه مطلوب خواهان اوست .. 
دين و مذهب در حوزه اجتماعي به دنبال پي ريزي جامعه اي است كه در آن ارزش ها و اصول انساني و معنوي حاكم باشد و اين ارزش ها و اصول در روابط اجتماعي افراد از كوچك ترين واحد اجتماع يعني خانواده تا سطح كلان جامعه تبلور پيدا كند. تعاليم الهي جامعه اي را ترسيم مي كند كه در كنار تامين نيازهاي مادي انسان ها و افراد جامعه به نيازهاي معنوي آنان نيز توجه شود و پيشرفت مادي و معنوي را براي افراد جامعه به ارمغان بياورد براي نيل به اين اهداف بايد ساختارهاي اقتصادي،  فرهنگي و اجتماعي متناسب و همسو با اهداف و آرمان هاي جامعه شكل بگيرد. بنابراين دين در پايه ريزي و شكل گيري و جهت دهي اجتماعي در يك جامعه ديني كه محور روابط اجتماعي براساس آرمان ها و اهداف ترسيم شده براي جامعه تأثيري محوري و اساسي داردبنا بر اين مذهب و اديان الهي آثار و كاركردهاي بسيار متعدد و سازنده اي در حوزه فردي و اجتماعي دارند ؛ با توجه به گستردگي مصاديق آثار، خدمات و كاركردهاي مثبت دين، تنها به نمونه هايي از اين آثار و كاركردها مي پردازيم:
 
نقش دين در تمدن و فرهنگ انساني
كلا اديان الهي و آسماني و مخصوصا دين اسلام در ترويج فضايل، آرمان ها، آداب مثبت و خصلت هاي نيكو، و علم نقش مؤثري داشته اند. اسپنسر در اين باره مي گويد: « بيان آداب و فضايل جوامع كه پايه ي تمدن آن هاست، ناشي از دين است» المنار، شيخ محمد عبده، ، تقرير رشيد الرضا، ج 4، ص 429 
 
نقش دين در وضع يا تشريع قوانين و روابط اقتصادي مخصوصا معاملات با يكديگر  
از آنجا كه خالق متعال به بهترين نحو به مصالح و مصالح فردي و اجتماعي آگاه است روابط اقتصادي انسانها با يكديگر را تشريح كرده برخي از روابط موجود را امضا كرده چنانكه مي فرمايد ﴿ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ﴾ نساء/29 « اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اموال همديگر را به ناروا مخوريد -مگر آنكه داد و ستدى با تراضى يكديگر، از شما (انجام گرفته) باشد» و برخي را نفي مي كند ﴿ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ﴾ بقره/278 « اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از خدا پروا كنيد؛ و اگر مؤمنيد، آنچه از ربا باقى مانده است واگذاريد» 
از جمله معاملاتي مانند بيع و اجاره و مضاربه و مزارعه و ... در مورد مسائل اقتصادي را جايز دانسته و ربا و رشوه و ... را حرام مي داند. 
در جنبه روابط انساني نيز ازدواج دائم و موقت را راه رابطه انسانها با ديگر دانسته و هر گونه رابطه غير مشروع را جايز نمي داند.
  حل تنازعات و تعارضات ميان انسانها 
دين با شناختي كه از انسان دارد و او را در موارد مختلف به عجول بودن ﴿ وَ كانَ اْلإِنْسانُ عَجُولاً﴾ اسراء/11 و آزمند بودن ﴿ إِنَّ اْلإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعًا﴾ معارج/19 توصيف كرده است براي حل اختلافات ممكن بين انسانها قوانيني را جعل كرده است كه اگر اختلافي پديد آمد حل شده و ماده نزاع از ميان برداشته شود. در حال حاضر قوانين مدني جمهوري اسلامي ايران برگرفته از شريعت مبين اسلام است.
 
پشتيباني از اخلاق 
گرچه بر مبناي حسن و قبح عقلي و ذاتي، عقل توان درك كليات حسن و قبح اشيا و پاره اي از جزئيات را دارد; ولي انسان در بخش مهمّي از مصاديق حسن و قبح به شريعت و دين محتاج است; علاوه بر اين كه در مدركات عقل نيز احكام اخلاقي دين، نقش تقويت كننده اي را ايفا مي كند و هم چنين عقايد و باورهاي ديني، پشتوانه و ضامن اجرايي اخلاق اند; علاوه بر اين كه دين در پيدا كردن هويت اخلاقي به افراد مدد مي رساند. ﴿ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانًا﴾ فتح/29 « محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاده ى خداست و كسانى كه با او هستند، بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند. [همواره ] آنها را در ركوع و سجود مى بينى كه فضل و خشنودى خدا را مى جويند» 
   بيان چگونگي تعاملات بين افراد با يكديگر در يك جامعه و بيان اصول كلي روابط با بيگانگان

يعني تبيين اصول سياست خارجي. در اين باره مي توانيد به كتابهاي زير مراحعه كنيد:
·
مشي و سياست محمد
·
سياست و حكومت در قرآن 
·
سياست خارجي پيامبر 
·
فقه سياست خارجي
   دين اسلام اصول كلي را براي رابطه انسان با طبيعت نيز بيان كرده است كه در اين باره مي توانيد به كتابهاي زير مراحعه كنيد   
·
اسلام و محيط زيست، آيت الله جوادي آملي
·
مباني حفاظت از محيط زيست در اسلام، صادق اصغري
 
همبستگي بين افراد جامعه
همبستگي و وفاق، اساس يك زندگي اجتماعي است و زوال آن موجب فرو ريزي ساخت جامعه و از هم پاشيدگي حيات اجتماعي است. از طرفي، هر فردي بر اساس غريزه خويشتن دوستي، نفع خويش را مي طلبد; گرچه به ضرر ديگران بينجامد و اين حالت غريزي، موجب اختلاف درگيري است. دين با تبيين حيات دنيوي و مقدمه خواندن آن براي زندگي اخروي و نيز دعوت به گرايش هاي معنوي و تربيت ويژه ي اخلاقي، اين وحدت و انسجام و همبستگي را فراهم مي آورد. هم چنان كه اوّلين ارمغاني كه دين اسلام به ايران داد، تبديل افكار و عقايد مذهبي متشتت به عقيده ي واحد بود. قرآن براي تداوم هميشگي، رفع اختلاف و دور نگه داشتن جامعه از اختلاف، پيروي از صراط مستقيم، تمسك به حبل اللّه، پذيرفتن داوري دين و توجه به شعاير الهي را پيشنهاد مي دهد. برخي جامعه شناسان مي گويند دين پيوستگي هاي اعضاي جوامع و الزامات اجتماعي را كه به وحدت آنان كمك مي كند ازدياد مي بخشد. 
درآمدي به جامعه شناسي دين ص43
 
كنترل افراد جامعه
باورهاي اعتقادي، به ويژه اعتقاد به خدا و معاد، ضامن اجرايي ارزش ها و هنجارهاي ديني اند و اين ضمانت اجرايي، در كنترل جامعه و سلامت آن نقش به سزايي دارد; به عبارت ديگر، افراد جامعه و حكومت با سه روش، كنترل و نظارت مي شوند; نخست، نظارت بيروني رسمي كه از طريق احكام جزايي و انواع مجازات ها صورت مي پذيرد; دوم، نظارت بيروني غير رسمي كه دعوت خداوند به امر به معروف و نهي از منكر به عنوان عاملي بازدارنده در مقابل انحرافات جامعه مصداق بارز آن است ﴿ وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ آل عمران/104 «و بايد از ميان شما، گروهى، (مردم را) به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند» نوع سوم كنترل دروني است كه از طريق باورهاي اعتقادي تحقق مي يابد و اين نوع نظارت، علاوه بر هزينه كم، تأثير و نقش بيش تري را ايفا مي كند. 
  زدودن عقائد باطل و خرافي از جوامع انساني 
خرافه ها و عصبيت هاي كور، بزرگ ترين مانع رشد و تكامل و ترقي انسان هاست كه زدودن آن ها از مبارزه با شرك و بت پرستي، طاقت فرساتر است. تقليدهاي كوركورانه از باورهاي باطل گذشتگان، مانند مادّه پنداشتن فرشتگان، نگرش منفي به زن و فرزند كشي، تكاثر اموال، تفاخر و ده ها بيماري ديگر، تنها به دست دين زدوده شده اند و امروزه نيز با عصبيت هاي مدرن و خرافه هاي پست مدرن رو به روييم كه زوال آن ها تنها توسط دين اصيل اسلام ميسّر است دين علم را وسيله اي براي تامين زندگي بهتر انسان مي داند و انسان را براي فراهم كردن زندگي همراه با معنويت و راحتي خانواده مسئول مي داند.

 

منبع 

 

· انتظار بشر از دين، آيت الله جوادي آملي
·
درآمدي به جامعه شناسي دين، دكتر مسعود جلالي مقدم
·
دين و جامعه، مقصود فراستخواه
·
كلام جديد، عبدالحسين خسرو پناه، گفتار دهم كاركردهاي دين

 

بازاریابی خدمات، راهکاری ارزشمندتر از آنچه فکر کنید

 مارکتینگ (Marketing ) یا ترجمه نادرست آن «بازاریابی» عصای دست بسیاری از صنعتگران و صاحبان برند و همچنین ارائه کنندگان کالا و خدمات شده است. خبر خوب این است که امروز اکثر شرکت های خصوصی و دولتی ایرانی به دپارتمان و نیروهای متخصص این حوزه مجهز شده اند. 

 بگذریم از تفکر، میزان دانش و سطح تجربه فعالان بازاریابی و شناخت ایشان از تاکتیک ها و تکنیک های بازاریابی و مطابقت سازی اصولی آن با بازار و مخاطب ایرانی (که بالا و پایین زیادی دارد)، مهم این است که مدیران ارشد شرکت ها به این بلوغ فکری رسیده اند که رویکرد بازاریابی است که می تواند در بحران های اقتصادی، شرایط رکود و رقابت های شدید موجب حفظ بقا و کسب موفقیت های بیشتر  شود.

 

شاید تا امروز تمرکز اصلی کشور و صاحبان سرمایه تولید و بازاریابی کالاهای مختلف بوده و کمتر مشاهده شده که نسبت سهم خدمات به تولید، عدد قابل توجهی شود. این در حالی است که کشورهای پیشرفته از سال های گذشته با تمرکز حداکثری بر بسترسازی ارائه خدمات، علاوه بر کسب درآمد، اشتغال زایی و رسیدن به سوددهی بالا نسبت به صادرات خدمات اقدامات اساسی به انجام رسانده اند و سهم بسزایی در موفقیت خود و بالا رفتن جایگاه کشورشان از حیث تولید ناخالص داخلی داشته اند.

 خدمات نوعی فعالیت اقتصادی است که با پیامد ایجاد تغییر مورد نظر دریافت کننده خدمت، در مکان ها و زمان های خاص، برای مشتریان ایجاد ارزش می کنند و منافعی را مهیا می سازند.مدیران سازمان ها به ویژه سازمان های خدماتی برای دستیابی به خدمت برتر و متمایز باید سه گام اصولی را در دستور کار خود قرار دهند که عبارتند از:

 - تشخیص جایگاه خدمات سازمان، براساس انتظارات و درک نیازهای مشتری.

 

- مشخص کردن افق خدمت سازمان.

 

- تنظیم برنامه های اجرایی برای رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب.

 

نکته قابل توجه این است که حضور در حوزه خدمات و مشخصا بازاریابی خدمات مختص آن دسته از فعالانی که ارائه کننده خدمت یا سرویس هستند نمی شود، بلکه در بازاریابی نوین یا نسل سوم بازاریابی ارائه کنندگان کالا نیز باید با ارائه خدمات در سه بخش قبل از فروش، حین فروش و پس از فروش علاوه بر ایفای نقش خود به عنوان یک بنگاه پایبند بر رضایت مشتری، بتوانند از محل این اقدامات به درآمد های جدید یا سود بیشتر دست پیدا کنند.

 بازاریابی خدمات شاخه ای از بازاریابی است و به عنوان یک رشته مجزا از اوایل سال 1980 میلادی پدید آمده است. بازاریابی خدمات با هدف ترویج فعالیت های اقتصادی ارائه شده توسط یک کسب و کار به مشتریان خود مطرح شده و ممکن است در حوزه های مختلف از قبیل انواع ارتباطات حضوری و از راه دور، فروش مستقیم، بهداشتی و درمانی، مالی، گردشگری، مسافرت هوایی و خدمات حرفه ای باشد.

 

خدمات بازاریابی معمولا به هر دو شکل کسب و کار B2C   و B2B ارتباط پیدا می کند و این تصور اشتباهی است که مخاطب ما در حوزه خدمات فقط شرکت ها یا فقط مصرف کننده است.

 

بازاریابان خدمات اغلب از یک آمیخته بازاریابی گسترش یافته استفاده می کنند که شامل 7 P’s است و عبارتند از محصول، قیمت، مکان، ترویج، مردم، شواهد فیزیکی و فرآیند.

 با در نظر گرفتن تمام موارد مطرح شده در بیان اهمیت بازاریابی خدمات و سودده بودن این نوع از کسب و کار با علم به اینکه می تواند گستره فعالیت سازمان را به حداکثر ممکن برساند، گهگاه بعد حضور فیزیکی نیز با ظهور تجارت الکترونیک و تلفیق مقوله خدمات و بستر تجارت الکترونیک کم اهمیت شده تا جایی که می توان بدون نیاز به ایجاد نقاط تماس و فروش فیزیکی و با تفکر فرا منطقه ای اقداماتی در مسیر نیل به اهداف سازمان به انجام رساند. در این مسیر و همگام با بازاریابی نوین تلفیق دانش بازاریابان و متخصصان فناوری اطلاعات می تواند موجب نوآوری و توسعه کسب و کارها شود.

 

در همین راستا شرکت های تولید کننده کالا نیز می توانند با ایجاد پلتفرم های ارائه خدمات در مسیر ایجاد مشتریان وفادار گام بردارند و از این موضوع بهره برداری حداکثری از قبیل افزایش سهم مشتری و بستر سازی ورود محصولات جدید کنند.

 

جهت اطلاع به آن دسته از فعالان کسب و کار که به دنبال رویه مشخصی برای شکل دهی کسب و کار خدمات محور یا راه اندازی بخش خدمات برای پشتیبانی و کمک به فروش کالا هستند گام های اساسی در بازاریابی خدمات به شرح زیر ارائه می شود:

 

 تعیین ماموریت سازمان در حوزه ارائه خدمات بخش بندی بازار و تعیین بازار هدف، ایجاد جایگاه مناسب برای خدمات، تدوین آمیخته بازاریابی خدمات، تهیه و تدوین طرح های برنامه ریزی و عملیاتی بازاریابی خدمات،ایجاد سازمان خدماتی مشتری گرا.

 برخی انتظارات مشتریان از خدماتی که توسط شرکت ها ارائه می شود شامل سرعت، صحت، دقت، تنوع، نحوه ارائه و طبقه بندی کردن اطلاعات، نحوه برخورد، آگاهی و دانش کافی، راهنمایی و مشاوره است. 

  در پایان پیشنهاد می شود علاقه مندان و فعالان در حوزه بازاریابی خدمات از مدل PROMPT برای ایجاد مزیت خدمت بهره برند:

  1- اولویت بندی مشتریان را در دستور کار خود قرار دهید،2- قابل اتکا و قابل اعتماد باشید، 3-سازماندهی ساختارها براساس مشتریان، 4-اندازه گیری رضایت مشتریان و شناسایی مشتریان ناراضی (شاکی و ساکت)، 5- آموزش کارکنان و 6- تکنولوژی محور باشید.

 

پای لنگ اخلاق، اعتماد و صداقت در روابط عمومی

 

از طریق روابط روشن و درست می توانیم به تقویت روابط ادامه دهیم، اعتماد عموم مردم را بدست بیاوریم و اهمیت صداقت در روابط را تقویت کنیم.

 

این آخر هفته شاهد بودیم که سخنگوی کاخ سفید اطلاعات غلطی را ارائه داد و پس از آن رسانه ها را برای گزارش واقعیات سرزنش کرد. این موضوع بلافاصله بعد از واکنش شدید به اخبار دروغی در رسانه های اجتماعی که باعث افزایش شک و تردید شده و باعث سردرگمی در مردم شده است، اتفاق افتاد. من گمان می کنم که این موضوع نادیده گرفتن پر سرو صدای حقیقت با کم کردن سطوح اعتماد در رسانه ها، دولت و تجارت آن چنان که در فشارسنج اعتماد ادلمن نشان داده شده است، مرتبط است.


به عنوان مدیر مرکز آرتور دابلیو پیج برای درستی در ارتباطات عمومی در دانشگاه Penn State، من این موضوع را مورد توجه قرار داده ام، و تمایل دارم که سه روش که می تواند به بازگرداندن احترام به صداقت و درستی در ارتباطات کمک کند، ارائه دهم:

 


1) در پیگیری صداقت تسلیم نشوید.
بیایید خودمان را در بالاترین استانداردهای صداقت در نظر بگیریم، بدون توجه به اینکه دیگران چه می کنند. این بدان معناست که در تصمیم گیری هایمان شفاف باشیم و صداقت در اولویت کار ما قرار داشته باشد، و آنچنان که آرتور دابلیو پیج اشاره می کند: «حقیقت را بگوئید» و «آن را با عمل ثابت کنید.»


ما استانداردهای اخلاقی داریم بنابراین بیائید نگاه دوباره ای به آنها داشته باشیم. آنها ما را به سمت «حفاظت و پیشرفت جریان آزاد اطلاعات درست و قابل اعتماد هدایت می کنند، از تضاد علایق دور می مانند و اطلاعاتی را آشکار می کنند که عموم مردم نیاز دارند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند.


2) از دیگران توقع داشته باشید که صادق باشند.
فراتر از استانداردهای شخصی، بیایید تا از کارمندان خودمان، شرکای مان، مدیریت و سهامداران بخواهیم که صداقت و درستی داشته باشند. با ارزش نهادن به صداقت و رد کردن پذیرش اطلاعات غلط در جامعه از دیگران، ما اهمیت حقیقت را در سازمان های مان و در جامعه خودمان تقویت می کنیم. اصول آرتور دابلیو پیج به ما یادآوری می کنند که: «شخصیت واقعی یک تشکیلات اقتصادی توسط مردم آن بیان می شود.» و این به معنی تنظیم استانداردها برای صداقت و درستی برای تمام افراد وابسته به آن سازمان است.


اخیراً من تحقیقی را به انجام رساندم در مورد آموزش اخلاق در شرکت های روابط عمومی و چیزی که بارها و بارها در مصاحبه ها شنیدم این بود که اخلاق از بالا (رأس امور) آغاز می شود. کارمندان رفتارهایی را می پذیرند که آنها را در مدیران و رهبران شان ببینند همچنین من متوجه شدم که برخی آژانس های روابط عمومی، سنجش های صداقت و اخلاق را در بازبینی های سالانه از کارمندان شان اعمال کرده اند. اخلاق تبدیل به چیزی ورای یک کد رفتاری می شود بلکه نسبتاً طرح قابل اجرایی برای ارزیابی و ارتقاء رفتارهای اخلاقی است.


3) از متخصصینی که صداقت را در روابط عمومی اجرا می کنند، تجلیل کنید.

سازمان هایی از جمله IPR به رهبران برجسته خود در حوزه روابط عمومی افتخار می کنند. من معتقدم که ما باید به پیدا کردن مدل هایی از صداقت در روابط عمومی ها و حوزه های روزنامه نگاری ادامه دهیم و آنها را به عنوان نمونه هایی برای داشتن اشتیاق در این حوزه ها معرفی می کنیم.


با درک اینکه چگونه دیگران با معضلات اخلاقی مبارزه کرده اند و انتخاب های درستی انجام داده اند یا از انتخاب های شان آموخته اند، ما می توانیم راه پیش روی خودمان را ببینیم. در مرکز پیج ما در شش ماه گذشته تلاش کردیم تا یک جایزه سالانه را تهیه کنیم، جایزه فوستر برای صداقت در روابط عمومی، که به افتخار مؤسس شرکت لاری فوستر نامگذاری شده است.


اگر ما با تعریف انجمن روابط عمومی آمریکا از روابط عمومی به عنوان «یک فرآیند ارتباطی استراتژیک که روابط سودمند متقابل را بین سازمان ها و عموم مردم می سازد.» قبول کنیم، پس می توانیم ارزش صداقت و درستی را در مواجهه و برخورد با عموم مردم درک کنیم. از طریق روابط روشن و درست می توانیم به تقویت روابط ادامه دهیم، اعتماد عموم مردم را بدست بیاوریم و اهمیت صداقت در روابط را تقویت کنیم.

 

نوشته شده توسط Denise Bortree
 

منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

 

نقش روابط عمومی در مدیریت و ارتباطات ریسک شهرت

درباره این که چرا کارگزاران روابط عمومی باید به ارتباطات ریسک بپردازند بحثی وجود ندارد. در غیر این صورت این وظیفه بر عهده مدیرانی که مسئول این حوزه هستند یا مشاوران آن ها خواهد بود؟


بحث در این باره به نقطه مشخصی نرسیده است گرچه به عقیده گی و هیث (1995), روابط عمومی باید متخصصین فنی را در طرح های ارتباطی دخیل نماید. سکوت الزاما نشان دهنده حمایت از جانب مدیران ریسک, مشتریان و کارفرمایان نمی باشد: این که کارگزاران می توانند نقش بسیار گسترده ای در ارتباطات ریسک داشته باشند بدیهی به نظر نمی رسد. زمانی که پرداختن به مقولات خطر و ریسک شامل مسائل فنی و جزئی باشد، قابلیت فرضی "مدیریت ریسک شهرت" مفید واقع نخواهد شد.


شهرت مفهومی پیچیده و چندبعدی است و نشان دهنده میزان (عدم) محبوبیت یک شرکت در میان گروه های ذی نفع خارجی می باشد. مدیریت ریسک شهرت خود رشته ای نوپا است. طبق نظر کومبز و هالیدی, "ما در حال درک چگونگی استفاده از پاسخ های ارتباطی برای حفاظت از شهرت هستیم." همچنین با توجه به بدگمانی برخی از مفسرین, حوزه ای بسیار مبهم به نظر می رسد.


در یک مورد, کارگزار روابط عمومی دیوید برن اشتاین (David Bernstein), در نقد مدیریت استراتژیک ریسک شهرت نوشته لارکین (Strategic Reputation Risk Management, Larkin, 2003) و توصیف نگارنده از مدیریت ریسک شهرت,‌ تصریح کرد که تا به حال به صورت آگاهانه با چنین مقوله ای روبرو نشده است. به عقیده او در صورتی که مدیریت ریسک شهرت وجود داشته باشد, بی شک زیرگروهی از مدیریت شهرت یا مدیریت ریسک خواهدبود.


به عقیده او کتاب بر این نکته تأکید دارد که ریسک موضوعی جذاب تر از مدیریت شهرت است. پاور در اشاره به جایگاه مدیر ریسک می نویسد: مشارکت روزافزون مخاطبین و گروه های ذی نفع در تنظیم مقررات ریسک با مدیریت مشروعیت درک شده فعالیت ها و تصمیمات سامان دهنده ارتباطی تنگاتنگ دارد. استراتژی های ارتباطات ریسک به همان اندازه به مدیریت ریسک شهرت یا ثانوی توسط سامان دهندگان, مسئولین اجتماعی و دولت مربوط است که به تنظیم ریسک اولیه.


با وجود تحلیل نسبتا تند برن اشتاین و ابهام احتمالی روابط عمومی درباره اصطلاحات, کارگزاران اغلب خود را حافظ و نگهبان شهرت مشتریان و کارفرمایان می دانند. پرداختن به آسیب های احتمالی برای موقعیت سازمان نسبت به مخاطبین کلیدی, هسته اصلی ارتباطات محسوب می شود و دارای اولویت است زیرا شهرت می تواند منبع نامحسوسی باشد که به مزیت رقابتی پایدار بیانجامد.


وجهه مثبت این پیام را به گروه های ذی نفع ارسال می کند که شرکت دارای جذابیت است؛ و در نتیجه تمایل به همکاری با شرکت در آن ها افزایش می یابد. طبق نظر رابرتز و دولینگ (2002),‌ ایجاد شهرت الزاما نباید بر سود و زیان فعلی شرکت تأثیر مستقیم داشته باشد تا در آینده به مزیت منجر شود. حتی فعالیت هایی که هیچ گونه تأثیر مثبتی بر فرایندهای فعلی مالی ندارند (مانند مؤسسات خیریه مک دونالد برای کودکان بیمار یا طرح های مبارزه با استعمال دخانیات توسط فیلیپ موریس) همچنان حائز اهمیت هستند زیرا شهرتی را ایجاد می کنند که برای بقا در طول زمان ضروری می نماید.


منظور از ریسک شهرت این است که این دارایی های حیاتی و نامحسوس در معرض آسیب یا حتی نابودی قرار دارند, که در این صورت عواقب مالی برای شرکت های مورد نظر خواهند داشت. ریسک شهرت مقوله ای بسیار جدی برای مدیران بخش های خصوصی و دولتی می باشد.


روابط عمومی برای محافظت در برابر این خطر به کار گرفته می شود: حفاظت از شهرت بخشی از وظیفه معمول و سنتی واحد ارتباطات و امور شرکت است. اما با وجود این که کارگزاران مرتبا توجیه می شوند که از ریسک شهرت دوری کنند, هنگامی که حیطه بزرگتری از ارتباطات ریسک مد نظر باشد (اطلاع رسانی درباره خطرات و آسیب های احتمالی), کمتر نمایان می شوند.

 

منبع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

بررسی شیوه کسب وکار کمپانی خدمات پستی تی. اِن. تی

 

اعتبار یک کسب و کار را می توان تحت تاثیر شیوه تفکر مصرف کنندگان در رابطه با محصولات و خدمات آن ارزیابی کرد.

کیفیت بالای خدمات، مصرف کنندگان را ترغیب می کند که مشتری دائم یک برند شوند.

از سوی دیگر خدمات ضعیف یک شرکت می تواند به ضرر سازمان باشد چون طبیعتا اطمینان مشتریان خود را از دست خواهد داد.

شرکت استرالیایی TNTدر سال 1946 به وسیله کن توماس تاسیس شد.

امروزه تی.ان.تی به کسب و کاری بین المللی تبدیل شده و پیشرو در تجارت بی تو بی (به معنای مبادله تجاری بین دو بنگاه تجاری) در زمینه خدمات پستی است. این کمپانی سالانه حدود 150میلیون کالا را جابه جا می کند.

تی. ان. تی بیش از 10هزار کارمند در سراسر بریتانیا و ایرلند را تحت پوشش قرار داده است.

دفتر مرکزی این شرکت چند ملیتی خدمات پستی در هوفدورپ هلند قرار دارد.

وقتی قرعه استراتژی، نه به نفع مشتری و نه سازمان می‌افتد!

 

وقتی قرعه استراتژی، نه به نفع مشتری و نه سازمان می‌افتد!

 

مهدی گرائلی شیخ/ روابط عمومی پست مازندران

در چند سال گذشته برخی از برندهای ایرانی برای افزایش فروش خود دست به اقدامات متفاوتی زده‌اند؛ یکی از این اقدامات که بسیار همه‌گیر هم شده است، برنامه‌های رنگارنگ قرعه‌کشی‌ است. قرعه‌کشی‌هایی که محصولات سازمان را به بلیت‌های بخت‌آزمایی مشتریان تبدیل می‌کنند. اگرچه این استراتژی گاهی می‌تواند تغییرات حباب گونه‌ای در فروش سازمان‌ها به وجود آورد و آن را به‌صورت مقطعی با افزایشی مناسب همراه کند، اما تحقیقات در این حوزه نشان می‌دهد که پس از اتمام قرعه‌کشی افت فروش قطعی بوده و صدمات آن جبران ناپذیر است.

سایه قرعه‌کشی بر سر مدیران ایرانی

وقتی با مدیران سازمان‌هایی که قرعه‌کشی را جزو استراتژی‌های اصلی خود قرار می‌دهند صحبت می‌کنیم، آنها بدون اینکه دلیل جواب دادن حتی کوتاه‌مدت این روش را به‌صورت علمی بدانند، صرفا به نتایج حاصله اشاره می‌کنند و یا به عملکرد رقبا استناد کرده و برای اینکه در این رقابت کم نیاورده باشند، تن به این استراتژی می‌دهند اما وقتی با عینک جامعه‌شناسان به پدیده قرعه‌کشی در بازار مصرف ایران می‌نگریم چهار دلیل عمده خودنمایی می‌کند که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.

 چه جامعه‌ای قرعه‌کشی را دوست دارد؟

دلایل استفاده از قرعه‌کشی بیش از هر چیز به مسائل جامعه‌شناختی برمی‌گردد. به‌عنوان مثال در یک نگاه عمومی در جوامعي که طبق آمار سازمان ملل، امید به زندگی در آنها چندان جایگاه درخشانی ندارد، درمی‌یابیم که بسیاری از مردم نسبت به زندگی و آینده خود امیدوار نیستند. مردم در چنین شرایطی، راه‌های منطقی دست‌یابی به موفقیت‌ها را چندان میسر نمی‌دانند، بلکه صرفا فکر می‌کنند که این اهداف یا از طریق دزدی و اختلاس‌ها ممکن است یا با داشتن بختی بلند و اقبالی استثنایی. لذا به‌جای انتخاب مسیر تلاش برای رسیدن به اهداف خود و انتخاب راه‌های معمول کسب درآمد، به راهکارهای یک‌شبه فکر می‌کنند که طبیعتا یکی از آنها برنده شدن در قرعه‌کشی‌های مختلف است. برندها از این شرایط در راستای ارضای نیازهای محدودشده جامعه استفاده و کمپین‌های قرعه‌کشی را راه‌اندازی می‌کنند.

از دیگر دلایل این موضوع می‌توان به کمبود عمومی تفریح و سرگرمی اشاره کرد. جامعه‌ای که بر اساس تحقیق سازمان ملل از ضعف شادی مردم رنج می‌برد، به این‌گونه تفریحات پناه می‌برد. همچنین این واقعیت وجود دارد که اغلب مشتریان هیچ نوع از وفاداری را به یک برند ندارند و اتفاقا راه‌اندازی کمپین‌های قرعه‌کشی به این موضوع بیشتر دامن می‌زند. مشتریان، محصولات برندهایی را خریداری می‌کنند که قرعه‌کشی بهتری داشته باشد، چراکه از دید آنها هیچ تفاوتی بین محصول و خدمات ارائه‌شده نیست که مزیت رقابتی آنها باشد. گرچه اگر برندها روی فعالیت‌های ارتباطاتی خود و وفاداری مشتریان سرمایه‌گذاری کنند، می‌توانند این پارامتر را تحت‌تاثیر قرار دهند اما هنوز ضعف و خلأ این مورد به‌شدت دیده می‌شود.

 قرعه‌کشی؛ خوب، بد یا زشت؟

گرچه مخاطبان از کمپین‌های قرعه‌کشی استقبال می‌کنند، اما این کمپین‌ها معضلاتی را برای سازمان‌هایی که آن را تدوین می‌کنند، به همراه دارد. یکی از معضلات جدی که گریبان‌گیر این سازمان‌ها می‌شود، ایجاد سرخوردگی و بی‌اعتمادی مشتری است که این موضوع گاهی منجر به ترک همیشگی برند از طرف مشتری می‌شود، چراکه به‌دلیل قانون احتمالات، تنها یک نفر از یک ‌میلیون نفر (بیشتر یا کمتر) شانس دریافت جایزه را دارد؛ با توجه به این موضوع، طبیعتا کسانی که جایزه را دریافت نکرده‌اند، دچار حس ناامیدی، یأس و حتی بازنده بودن می‌شوند. همچنین خرید مازاد بر نیاز در خصوص افرادی که به‌صورت افراطی به قرعه‌کشی واکنش نشان می‌دهند، بسیار معمول است. این اقدام مشتریان باعث انبار کردن بیش ‌از اندازه محصول توسط مشتری و گاهی حتی سپری شدن تاریخ انقضای محصول می‌شود. این موضوع احساس دل‌زدگی را در بین مشتریان ایجاد کرده و درنهایت باعث افت تصویر برند در ذهن آنها می‌شود. از طرفی برخی افراد پس از اعلام نتایج قرعه‌کشی، حتی با وجود مدارک ارائه‌شده از طرف برند، مبنی بر صحت و درستی قرعه‌کشی، باز هم آن را متهم به ‌دروغگویی و عدم امانت‌داری در قرعه‌کشی می‌کنند، چون در بهترین حالت، مشتری تمام تلاش خود را مثلا با خرید تعداد زیادی از محصولاتی که شاید اصلا به آن نیاز نداشته باشند انجام داده است تا شاید در قرعه‌کشی برنده شود و حال که این اتفاق نیفتاده، بی‌اعتمادی مشتریان نسبت به برند غیرقابل‌اجتناب است.

یکی از راه‌کارهایی که می‌تواند جایگزین قرعه‌کشی شود، استفاده از برنامه‌های وفاداری است اما این برندها حرف‌هایی دارند که از یک دید کاملا درست است. مثلا آنها مشتریان زیادی دارند و نمی‌توانند برای همه آنها جوایزی در نظر بگیرند. به ‌بیان ‌دیگر، بسیاری از برندها از جمله برندهای مصرفی، مخاطبان بسیار عام و متنوع، در تعداد بالا دارند. از طرفی، حاشیه سود محصولات این برندها بسیار پایین است و این موضوع باعث شده ارزش درک شده مناسبی را نتوانند به مشتریان خود ارائه کنند، بنابراین با کم کردن و یا حذف تعهدات و پوشاندن این تعهدات با قرعه‌کشی و اقداماتی مبتنی بر شانس، در تلاشند تا از این طریق مشتریان را تحت‌تاثیر قرار دهند. این در حالی است که برندها می‌توانند با شناسایی مشتریان با استفاده از ابزارهای وفاداری، کانال جدیدی از ارتباط با مشتریان را برای خود باز کرده و اطلاعات و سوابق خرید مشتریان را به‌خوبی در سیستم خود ثبت کنند؛ کاری که با حضور شبکه‌های توزیع و لایه‌های پخش عملا غیرممکن است. اما با استفاده از ابزارهای وفاداری و شناسایی مشتریان می‌توان بر روی این اقدام سرمایه‌گذاری کرد که برای مشتریانی که در رفتارهای خرید خود وفاداری نشان داده‌اند، مزیت‌های مداوم با ارزش‌های درک شده‌ای را طراحی کنند.

برندها از طریق راه‌اندازی باشگاه مشتریان می‌توانند مشتریان را گروه‌بندی کنند و برای هر یک از این گروه‌های مشتریان، خدمات و جوایزی را در نظر بگیرند؛ جوایزی که لزوما مادی نیست و نیازهای معنوی مشتریان را هدف قرار می‌دهد. نیازهایی مانند آموزش، اطلاعات و همزمان شاید هیجان. از این طریق، هزینه‌های هنگفت کمپین‌های قرعه‌کشی مستقیما به دست مشتریان می‌رسد. در این میان هزینه گزاف اطلاع‌رسانی قرعه‌کشی‌ها نیز می‌تواند در اختیار مشتریان واقعی قرار گیرد و آنها را بهره‌مند کند. ضمنا این موضوع بسیار حائز اهمیت است که با حضور قدرتمند شبکه‌های اجتماعی، این روزها تحقق تبلیغات دهان‌به‌دهان در باشگاه‌های مشتریان بسیار ساده‌تر و سریع‌تر از گذشته است.