توسعه زیر ساخت ها

یکی از چالشهایی که برای توسعه کسب و کار همیشه پیش روی مدیران است، انتخاب یکی از این دو گزینه است: نخستین گزینه اینکه برای توسعه کسب و کار خودم، بهتر است ابتدا زیرساختها را توسعه دهم و دومین گزینه اینکه صبر کنم تا بازار من و مشتریان من بیشتر شوند و سپس، برای توسعه زیرساختهای سازمان یا شرکت خود برنامه ریزی کنم.

کسانی که به گزینه اول اعتقاد دارند، نخستین کاری که برای شرکت خود انجام می‌دهند توسعه زیرساخت است. اگر می خواهند پروژه‌های بزرگ بگیرند، ابتدا یک ساختمان بزرگ خریداری می‌کنند. یا یک تیم بزرگ کارشناسی تشکیل می‌دهند. یا یک وام میلیاردی می‌گیرند تا بتوانند هزینه اجرای برنامه ها و دستیابی به اهداف خود را تامین کنند.

اما کسانی که به گزینه دوم اعتقاد دارند، تا زمانی که مشتری به سراغشان نیاید، یا تا زمانی که فرصتهای جدید پیش روی آنها قرار نگیرد و قطعی نشود، بر روی زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری جدی نمی‌کنند. این گروه از مدیران تا زمانی که پروژه‌های میلیاردی روی میزشان نباشد، برای رشد شرکتشان در حد چند صد میلیون، هزینه نخواهند کرد.

زیر ساخت، در عمومی‌ترین حالت، یک دسته از عوامل ساختاری به هم پیوسته می‌باشد که تکیه‌گاه اسکلت یک ساختمان کامل را فراهم می‌آورد. این واژه در زمینه‌های متفاوت معانی گوناگونی می‌دهد، اما شاید در بسیاری موارد جهت اشاره به جاده‌ها، و مجرای فاضلاب از آن استنباط شود. ممکن است این عوامل گوناگون مجتمعا زیرسازه شهری، زیرسازه مربوط به شهرداری، یا بطور ساده سازه‌های عمومی نامیده شوند، اگرچه ممکن است به عنوان بخش خصوصی یا تشکیلات اقتصادی دولتی گسترش یافته و اداره شوند. ممکن است در دیگر موارد کاربردی، زیرسازه جهت اشاره به تکنولوژی اطلاعات، کانال‌های غیررسمی و رسمی ارتباطات، ابزارهای گسترش نرم‌افزاری، شبکه‌های سیاسی و اجتماعی، یا اعتقادات مشترکی که اعضای گروه‌های خاص حفظ کرده‌اند به کار رود. معذالک متضمن عمومی‌ترین موارد استفاده این تصور کلی می‌باشد که زیرسازه تشکیلات ساختاری را فراهم آورده و سیستم یا سازمان خادم را حمایت می‌کند، خواه این سیستم یک شهر، یک ملت، یا یک اجتماع باشد.

سلامت اداری با برون سپاری خدمات

امروزه سلامت اداری به عنوان یکی از مهمترین رویکرد ها در برخورد با فساد اداری مورد توجه صاحبنظران قرار گرفته است.در این راستا دیدگاه غالب در مدیریت، کاهش فعالیت های دولتی و حرکت به سمت برون سپاری می باشد.هدف این پژوهش بررسی رابطه برون سپاری خدمات دستگاه های دولتی و ارتقاء سلامت نظام اداری در دستگاه های اجرایی شهرستان بناب است.در این تحقیق چهار بعد از برون سپاری مورد توجه قرار گرفت که عبارتند از: هزینه های سازمان، کیفیت خدمات، شفافیت فرآیند ها و رویه ها، پاسخگویی مدیران. و رابطه بین این چهار بعد با سلامت اداری دستگاه های اجرایی شهرستان بناب مورد بررسی قرار گرفت.روش این پژوهش از نوع همبستگی- توصیفی است.در این تحقیق با استفاده از جدول مورگان و کرجسای تعداد نمونه 89 نفر به شکل تصادفی ساده از بین 120 نفر کل مدیران و ناظرین پروژه های برون سپاری انتخاب گردید. اطلاعات مربوطه از طریق دو پرسشنامه محقق ساخته با روایی محتوایی تائید شده توسط صاحب نظران و پایایی با ضرایب آلفای کرونباخ برای برون سپاری برابر 0/91 و برای سلامت اداری برابر 0/88 استخراج شد. نتایج با کمک نرم افزار spssو با استفاده از روش های آمار توصیفی ، آزمون ضریب همبستگی پیرسون و اسپرمن و رگرسیون چند گانه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که هزینه های سازمان ، کیفیت خدمات ، شفافیت فرآیند ها و رویه ها و پاسخگویی مدیران با سلامت اداری رابطه معنی دار و مستقیم دارد.و بیشترین ارتباط را با کیفیت خدمات دارد.

اهمیت رسانه های محلی برای روابط عمومی و پوشش خبری

برای هر مجموعه و کسب و کاری که در مسیر پیشرفت قرار دارد یکی از نخستین پرسش‌ها این است که اخبار خود را به کدام رسانه بدهد تا بهتر دیده شود. این مقاله به بررسی دلایل مناسب‌تر بودن رسانه‌های محلی برای اکثر کسب و کارها جهت انتشار اخبارشان می‌پردازد.

این مقاله به ارائه سه دلیل اصلی می‌پردازد که چرا مجموعه‌ها و کسب و کارها در گام‌های نخست باید مراکز رسانه محلی کوچکتر را هدف قرار دهند.

احتمال پوشش خبری برای داستان بیشتر است

یک کسب و کار در کدام رسانه شانس بیشتری برای دریافت پوشش خبری دارد: صفحه اول خبرگزاری ایرنا یا صفحه داخلی یک روزنامه محلی؟ مسلما روزنامه محلی، البته به این معنا نیست که مجموعه‌ها نباید مرزهای کاریشان را گسترش داده و برای جذب پوشش خبری ملی تلاش کنند، اما احتمال بیشتری دارد که بتوانند با استفاده از پوشش رسانه‌ای محلی و نشر چند خبر دست اول و دوم، موفقیتی بدست آورند.

فرصتی است تا مجموعه زیر و بم روابط رسانه‌ای را بیاموزد.

اکنون بهترین زمان است که مدیران مجموعه بدانند روابط رسانه‌ای چطور عمل می‌کنند. وقتی با رسانه محلی کار می‌کنند، راحت‌تر می‌توانند بایدها و نبایدهای روابط رسانه‌ای را بیاموزند. به این ترتیب وقتی شرکتشان رشد می‌کند و فرصت‌های جذاب‌تری بدست می آورند، برای اینکه بدانند چگونه باید بطور موثر با رسانه کار کنند، سردرگم نخواهند شد. بهتر است که اشتباهاتشان را الان مرتکب شوند تا اینکه در آینده رخ دهند.

رسانه‌های ملی به دنبال داستان‌های کوتاه و جذاب هستند.

بسیاری از مردم فراموش می‌کنند که درصد زیادی از خبرهای اکثر ناشران بزرگ رسانه‌ای، از اخبار محلی سراسر جهان تامین می‌شود. آن‌ها جذاب‌ترین داستان‌ها را پیدا کرده، انتخاب‌ می‌کنند و پوشش رسانه‌ای ملی یا جهانی به آن می‌دهند. بنابراین، پوشش خبری توسط رسانه های محلی می تواند اولین گام در مسیر بدست آوردن پوشش خبری ملی و سراسری‌ای باشد که بدنبالش هستند.

نویسنده مطلب: علی شیخ شعاعی

مأموریت پست برای ساماندهی پیک‌ها و شرکت‌های باربری

شرکت ملی پست با توجه به اینکه مسئولیت صرف توزیع را برعهده دارد، مأمور ساماندهی فعالیت عاملان توزیع نظیر پیک‌ها، شرکت‌های حمل‌و‌نقل هوایی، باربری و غیره شد.


به گزارش فاوانیوز به نقل از تسنیم، پای پیک‌های موتوری از نیمه دهه ۷۰ شمسی و براساس سیاست شهردار وقت جهت مقابله با ترافیک شهری به تهران باز شد.
رفته رفته تعداد کیوسک‌های پیک موتوری که زیرنظر شهرداری تهران بود با تقلید بخش خصوصی افزایش یافت تا جاییکه کمیسیون نظارت شهرستان تهران مجبور شد سامان‌دهی و نظارت بر آنها را به اتحادیه صنف حمل‌ونقل بار سبک شهری تهران واگذار کند.
براساس آخرین اظهارات رئیس اتحادیه پیک موتوری نیز در حال حاضر حدود هزار واحد صنفی دارای مجوز با عنوان شرکت‌های حمل‌ونقل بار سبک شهری هستند.
علی‌رغم تعیین نرخنامه واحد، صدور مجوز فعالیت صنفی و دریافت تعهدات کتبی مبنی بر التزام به قوانین صنفی اما همچنان پس از سال‌ها شاهد تخلف برخی پیک‌ها در بخش‌های مربوطه هستیم.
برخی موتورسواران پیک‌های دارای پروانه فعالیت همچنان کارت خدمتگزاری ندارند یا نرخ‌های دریافتی آنها از مشتریان به اندازه نرخنامه مصوب نیست که این قبیل موارد از اعتماد مشتریان می‌کاهد.
بالغ بر ۱۰ سال است که شاهد فعالیت پیک‌ها و همچنین قانون‌گریزی آنها هستیم؛ با این حال بعد از تدوین مقررات صنفی و نظارت‌های شهرداری، این بار قرار است شرکت ملی پست جمهوری اسلامی ایران به سمت ساماندهی این واحدهای صنفی برود.
سال گذشته مدیر عامل پست از راه‌اندازی سامانه تلفنی “۱۹۳” جهت ساماندهی پیک‌های موتوری و حمل‌ونقل کالا در شهر تهران خبر داد و گفت: این سرویس به صورت کامل در شهر تهران راه‌اندازی شده است و متقاضیان می‌توانند با شماره‌گیری تلفن ۱۹۳ کالاهای مدنظر خود را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در تهران تحویل داده یا بگیرند.
برای انجام این کار ۴۰ هزار موتورسوار به کار گرفته شدند که البته در این راستا تفاهمی بین پست و اتحادیه موتورسواران رد و بدل شد.
حال با گذشت نزدیک به یک سال از راه‌اندازی آن سامانه، اخیرا حسین مهری –مدیر عامل شرکت ملی پست- در جلسه ارزیابی عملکرد استان‌های شمال و شمال‌غرب کشور ضمن تشریح اساسنامه جدید شرکت ملی پست با بیان اینکه تصویب این مهم دو ماموریت جدید را برای شبکه پستی تعریف نموده است، اظهار کرد: به دنبال این رویداد مهم، فصلی تازه از فعالیت‌های پستی شروع شده است و این مجموعه به عنوان شرکت زیرساخت بخش پست، امور زیربنایی برای حضور اپراتورهای جدید پستی به بازار را فراهم می‌آورد.
رییس هیات مدیره پست افزود: به واسطه این سند قانونی شرکت ملی پست به عنوان بخش حاکمیتی در زمینه تجارت الکترونیک و خرید و فروش اینترنتی، بین‌الملل، تجزیه و مبادلات، GNAF، نمایندگی‌های پستی، تمبر و اوراق بهادار تجارت الکترونیک کشور در زمینه‌های نظارت و امنیت و مبادلات مالی قلمداد گردیده است.
وی با اشاره به حضور اپراتورهای پستی در آینده نزدیک گفت: شبکه پستی باید با استفاده از نقش حاکمیتی و توسعه زیرساخت‌های پستی، خدمات را در اختیار این اپراتورها قرار داده و خود بتواند در بازار حضوری قوی و فعال داشته باشد.
مدیرعامل شرکت ملی پست با بیان اینکه توزیع صرفا بر عهده شرکت ملی پست است، خاطر نشان کرد: باید با استفاده از وظایف قانونی خود فعالیت عاملان توزیع نظیر پیک‌ها، شرکت‌های حمل‌و‌نقل هوایی، باربری و غیره را ساماندهی کنیم.

مشتری مداری به زبان ساده

مشتری مداری همواره برای تمام کسب و کارها مفید بوده و توصیه شده است. اما امروزه رقابتی شدن شدید بازارها، توسعه شبکه‌های اجتماعی و قدرت انتخاب گسترده مصرف کنندگان موجب شده تا مشتری مداری به مهمترین مزیت رقابتی برای شرکت‌ها تبدیل شود.

اما مشتری مداری چیست؟ بر اساس تعریف مشتری مداری عبارت است از نوعی فرهنگ سازمانی که رفتارهای لازم جهت ارزش گذاشتن به مشتریان را به بهترین شکل ممکن ایجاد می‌نماید. همچنین بر اساس تعریفی دیگر مشتری مداری عبارت است از برداشت مشتریان از برآورده شدن خواسته‌ها و انتظارات آنها.

بنابراین نخستین گام در مشتری مداری این است که بدانیم “مشتری چه می خواهد؟” اگر بتوانیم پاسخ مناسب و کاملی برای این پرسش پیدا کنیم، آنگاه رضایت مندی و وفاداری مشتریان را خواهیم داشت.

در ادامه به معرفی خواسته‌ها و انتظارات با اهمیت از دیدگاه مشتریان خواهیم پرداخت که فراهم نمودن آنها توسط شما، کمک زیادی به ایجاد مشتری مداری خواهد نمود.

احترام به مشتری

اولین انتظار هر مشتری احترام است. اصولا همه ما دوست داریم که دیگران به ما احترام بگذارند و این خواسته زمانی که در جایگاه مشتری هستیم، بیشتر نیز می‌شود. به کارکنان خود آموزش دهید تا در هنگام گفتگو و برقراری ارتباط با مشتریان، با نهایت ادب و احترام رفتار نموده و حتی بیش از انتظار مشتری به او احترام بگذارند. طبیعی است که مشتریان نیز در مقابل احساس خوشایندی داشته و قدردانی خود را با وفاداری و تکرار خرید نشان خواهند داد.

کیفیت محصولات و خدمات

برای هر مشتری کیفیت محصولات و خدمات مهمترین عامل در وفاداری و تکرار خرید از یک فروشنده است. مشتری ممکن است قیمت بالاتر و یا نکات منفی دیگر را تحمل کند اما مطمئنا کیفیت پایین کالا و خدمات را تحمل نخواهد کرد. برای نگهداری مشتریان، تاکید زیادی بر حفظ کیفیت محصولات و خدمات خود داشته و در صورت عدم رضایت مشتری از کیفیت، به بهترین نحو به دنبال جبران و کسب رضایت مشتری باشید.

فراهم نمودن کالاها و خدمات مورد نیاز

مشتریان در هنگام مراجعه انتظار دارند شما تمام کالاها و خدمات مورد نیاز آنها را فراهم نمایید. این ویژگی موجب ایجاد حس اطمینان و آرامش در مشتریان نسبت به شما می‌گردد. بنابراین در هر زمینه‌ای که کار می‌کنید، سعی کنید تا طیف کاملی از محصولات و خدمات را تامین نمایید تا مشتریان کمتر با پاسخ منفی شما روبرو گردند.

آراستگی محیط و کارکنان

اولین چیزی که مشتریان می بینند وضعیت ظاهری محیط کسب و کار و کارکنان شما است. سعی کنید محیط شرکت یا فروشگاه شما آراسته و زیبا باشد، این حس خوبی از آرامش و اطمینان به مشتریان منتقل نموده و آنها را به حضور و خرید از شما تشویق می‌کند.

سرعت و دقت در ارائه خدمات

یکی از انتظارات مهم مشتریان، دریافت خدمات در کوتاه ترین زمان است. بنابراین طراحی یک سیستم و گردش کاری مناسب که در آن بتوانید به دقت و سرعت به درخواست‌های مشتریان پاسخ دهید، بسیار اهمیت دارد. کارکنان و امکانات مورد نیاز برای افزایش سرعت و دقت در ارائه خدمات را فراهم نمایید تا همواره مشتریانی راضی و خشنود داشته باشید.

مشتری مداری با قیمت مناسب

در عصر اینترنت، مشتریان می‌توانند به سرعت قیمت سایر تامین کنندگان را بدست آورند. بنابراین درصورتیکه قیمت شما با کیفیت ارائه شده متناسب نباشد، مشتری شما را به زودی ترک خواهد نمود. همواره سعی کنید تا از قیمت محصولات مشابه در سایر شرکت‌ها اطلاع یافته و در صورت لزوم قیمت‌های خود را اصلاح نمایید.

رضایت کارکنان

رضایت کارکنان یکی از عوامل ضروری برای رضایت مشتری است. در صورتیکه کارکنان شما از میزان حقوق و یا امکانات رفاهی خود ناراضی باشند، انگیزه خوبی نیز برای حفظ کیفیت محصولات و خدمات نخواهند داشت. همچنین نمی‌توان انتظار داشت که با روحیه‌ای مناسب و نهایت احترام با مشتریان برخورد نمایند. بنابراین طبیعی است که این نارضایتی به مشتریان هم منتقل خواهد شد.

نظرسنجی از مشتریان

شنیدن نظرات، انتقادات و پیشنهادات مشتریان، شما را متوجه نقاط قوت و ضعف خود نموده و به شما کمک زیادی در برنامه ریزی برای بهبود شرایط خواهد نمود. از سوی دیگر مشتری یا از کیفیت خدمات شما راضی است و یا ناراضی، در هر دو حالت از اینکه به نظر او احترام گذاشته و از او در مورد رضایت یا عدم رضایت پیگیری می‌نمایید، احساس خوبی داشته و اعتماد او به شما بسیار بیشتر خواهد شد.

 

پست مدرنیته

 

پست مدرن در فارسی به فرامدرن و پسامدرن ترجمه شده است که منظور وضعیت بعد از مدرن و یا مرحله تاریخی بعد از مدرن است. این لغت به پسانوگرایی و مابعد مجدد هم ترجمه شده است.

اهب حسن در مقاله ای با عنوان فرهنگ پسامدرن، معتقد است که کلمه پسامدرن نخستین بار توسط فردریکو دو انتیس در دهه 1930 به مثابه عکس العملی در برابر مدرنیسم ادبی به کار رفته است.

براساس پندار عده ای  از اندیشمندان ، پست مدرنیته حرکتی به سوی یک عصر فراصنعتی است که از این دوران با عناوین دیگری مانند جامعه مصرفی ، جامعه اطلاعاتی ، جامعه الکتریکی و یا دارای تکنولوژی سطح بالا و مانند آن یاد شده است.

آرنولد توینبی (1975-1889) فیلسوف و مورخ انگلیسی در نهمین جلد از کتاب پژوهش تاریخ در سال 1954، از زوال تمدن غرب به ورطه نابخردانگی و نسبیت گرایی یاد کرد، که به عقیده وی منشاء آن در تحولات دهه 1870 بوده است. لذا اصطلاح پست مدرن به مثابه امری مجازی و تحقیرآمیز منفی اش سود جست.

بعضی پست مدرن را دوره فرا صنعتی تلقی کرده اند. عده ای نیز آن را دوره ای متفاوت از دوره مدرن می دانند. البته عده ای از فلاسفه هم آن را مرحله ای از دوران مدرن می نامند که نقدی به خود مدرن است ولی از نظر ماهیت تفاوتی با عصر مدرن ندارد. عده ای هم پست مدرن را بیانگر مشکل مدرن می دانند بدون آنکه راه حل مشخصی ارائه دهد.

دکتر هاشم آغاجری استاد تاریخ دانشگاه، در این مورد معتقد است که: «پست مدرن نقد مدرنیته در فرایند تاریخ مدرنیته است و نباید آن را با هرگونه ضدیت و نقد مدرنیته از مواضع سنتی اشتباه گرفت… هدف متفکران پست مدرن به هیچ وجه بازگشت به دوران ماقبل مدرن نیست، زیرا دوران ماقبل مدرن و مدرن از نگاه پست مدرن ها در یک مسئله مشترک است و آن هم این است که هر دو به نوعی کلیت ثابت و امر عام و توتالیته هستند. منتهی توتالیته دوران ماقبل مدرن، یک نوع توتالیته مذهبی است و توتالیته دوران مدرن، عقل جدید است. پست مدرنیسم از این جهت که علامت بحران مدرنیته است آموزنده می باشد…

منطق پست مدرن اساسا منطق نفی است و نه اثبات؛ یعنی شورش علیه توتالیته عقل روشنگری و افکار و هرگونه حاکمیت مطلق و بلا منازع اصول و معیارهای ثابت و عام…

پست مدرنیته به این عقل (عقل مدرن) پشت کرد، اما رو به سوی جای مشخصی ندارد. لذا من فکر می کنم که پست مدرنیته تنها به عنوان یک راه آسیب شناختی برای مدرنیته تلقی می شود.

دکتر رضا داوری اردکانی استاد فلسفه دانشگاه تهران در این مورد چنین اظهار می دارد:

«پست مدرن با مدرنیته متفاوت است زیرا پست مدرن تشکیک در اصول و مبانی مدرنیته است بدون اینکه همه شئون و آثار و نتایج آن را رد کند یا طرح عالم دیگری به جای آن دراندازد. به عبارت دیگر وضع پست مدرن وضعی است که در آن مدرنیته با تحقق تمام امکاناتش وجود دارد اما اعتقاد به آن سست شده است».

چالز جنکز در مورد عصر پست مدرن می نویسد:

صنعتی شدن با سرعتی پر شتاب جای خود را به عصر پسا صنعتی می سپارد. کار در کارخانجات جای خود را به کار در منزل و ادارات می سپارد…

عصر پست مدرن عصر انتخاب های بی شمار و فزاینده است. عصری است که هیچگونه جریان ارتدکسی را نمی توان بدون خودآگاهی و طنز پذیرفت، زیرا تمام سنت ها برای خود واجد ارزش و اعتبارند. این امر تا حدودی نتیجه چیزی است که انفجار اطلاعات، ظهور دانش سازمان یافته، ارتباطات جهانی و سیبرنتیک خوانده می شود.

نکته مشترک در بین همه فلاسفه پست مدرن این است که عقلانیت، قطعیت علمی و خردگرایی محض مدرن را زیر سوال می برند. از دیدگاه پست مدرن مشکلات امروز جوامع مدرن مانند : کم بها شدن حیثیت انسان ، بی هویتی،  بحران های فرهنگی، یکسو نگری ، خشونت های بیش از حد، جنگ های ویرانگر، کم رنگ شدن روابط انسانی و بالاخره سیطره تکنولوژی بر زندگی انسان به سبب شرایطی است که زندگی مدرن و بینش مدرن برای انسان به وجود آورده است . لذا برای توجه و آگاهی نسبت به آن باید گوهر مدرنیته مورد وارسی مجدد قرار گیرد.

 بطور کلی پست مدرنیسم بیشتر از جنبه نقد مدرنیسم از آغاز پیدایش این جهان بینی تا کنون مطرح است. لذا پست مدرنیسم ضد جنبش فکری رنسانس، ضد عصر روشنگری و خردگرایی متعاقب آن، ضد انقلاب کبیر فرانسه و ضد ایدئولوژی لیبرالیست، کمونیست و هرگونه ایدئولوژی و فرا روایت است.

مدافعان پست مدرن آن را واکنشی در برابر عمیق ترین بحران های معنوی و فلسفی عصر ما و به معنی شکست و ناکامی روشنگری و عقلانیت می دانند …. پست مدرن دوران اعلام و ابراز مرگ پدیده هاست : مرگ ایدئولوژی ( فرانسوا لیوتار ) ، مرگ مولف (رولان بارت ) و مرگ معنا (ژاک دریدا )

اگرچه مدرنیسم طرحی مدون و معین و غایات مشخص برای جهان بعد از سنت ارائه کرد، ولی پست مدرنیسم فاقد این اصول تعیین شده و مرزبندی های دقیق و روشن است. همچنین باید بیان کرد که همه فلاسفه این نحله فکری در مورد مبانی نظری این نهضت هم رای و هم نظر نیستند، ولی بعضی خطوط فکری مشترک در مورد آنها قابل مشاهده است.

رنه دکارت، از پایه گذاران فلسفه مدرن

آب بحرانی ترین مسئله در قرن آینده

 

کم آبی مهم ترین بحران قرن آینده

 

رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران کم آبی را مهم ترین بحران قرن آینده در جهان دانست و گفت: هنوز بسیاری از افراد بحران کم آبی در کشور را باور ندارند.

بابک نگاهداری در گفتگو با خبرنگار مهر  با اشاره به رشد بی رویه جمعیت در تهران بیان کرد: در حال حاضر در تهران شرایطی حاکم شده است که منابع آب موجود در سد های کرج، لتیان و لار و چاه هایی که قرار بود فقط در ماه های اوج مصرف مورد استفاده قرار گیرند برای مردم تهران کافی نیست این در حالی است که سقف مجاز برداشت آب از منابع زیرزمینی نیز 250 میلیون متر مکعب در سال تعیین شده است که به ناچار بیش از حد مجاز از این منابع آب بهره برداری می شود.

سهم هر تهرانی از منابع آبی کشور

نگاهداری افزود: تهران تنها 2 درصد از منابع آبی کل کشور را به همراه 20 درصد از جمعیت ایران در خود جای داده است و زمانی شرایط سخت تر می شود که می دانیم سهم هر تهرانی از منابع آب تهران سالانه فقط 500 متر معکب است در حالی که این سرانه در کشور بالای 2000 متر مکعب در سال است.

وی تصریح کرد: یکی از اصلی ترین و البته واضح ترین مشکلاتی که برداشت بی رویه از منابع آبی در تهران ایجادکرده است کاهش عمق چاه هاست که در برخی از نقاط شهر حتی به 200متر نیز رسیده است.

 

افزایش آلودگی آب های سطحی

رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران با بیان این که آلودگی بی رویه آب ها در تهران از مهم ترین مشکلات و معضلات در حوزه کم آبی است، گفت: یکی از علل بحران آب در کلانشهر تهران افزایش آلودگی های سطحی و زیرزمینی این شهر به آلاینده های غیرمجاز صنعتی و زیستی است که خطرات جبران ناپذیری برای شهر و مردم آن به همراه دارد.

نگاهداری عدم توجه به موضوع تصفیه پساب ها، عدم توجه به الگوی مصرف آب و وجود سازه ها و وسایل ساختمانی در شهر و بناها و مدیریت نامناسب نهادهای مسئول را از عوامل تاثیرگذار بر فرآیند ایجاد بحران آب در شهر تهران دانست و یادآور شد: شهرداری از سازمان هایی است که اگرچه در عرضه آب نقش چندانی ندارد ولی یکی از مهم ترین عواملی است که در ایجاد تقاضا می تواند تاثیر گذار باشد.

این مسئول توضیح داد: آموزش و فرهنگ سازی نحوه مصرف توسط شهروندان از طریق ایجاد زمینه های مشترک، کنترل و اعمال فشار از طریق قوانین شهری موجود و نقش مصرف کننده به عنوان یک نهاد در توسعه شهری را می توان از مهم ترین کارکرد های شهرداری ها به خصوص در کلانشهر تهران دانست و با سرمایه گذاری فکری و مالی در این حوزه ها به رفع مشکل کم آبی کمک شایانی کرد.

رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران با  اشاره به برخی از فعالیت های انجام شده در این خصوص در این مرکز تصریح کرد: مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران در این زمینه راهکارهایی را در جهت کاهش اثرات عوامل موثر بر فرایند بحران آب پیشنهاد کرده است که استفاده از روان آب ها در بوستان ها در آبیاری فضای سبز بوستان، استفاده از شیوه های نوین آبیاری، تغییر پیاده رو ها از بتنی و تمام سنگ به ماسه و هدایت سیلاب ها به سفره های آب خوان از مهم ترین این پیشنهادات در حوزه شهر تهران است.

راهکارهای صرفه جویی در آب

نگاهداری اذعان کرد: انطباق میان کیفیت اب و نوع مصرف یکی از روش های موثر در مبارزه با کم آبی است که در اکثر نقاط دنیا به اهمیت آن رسیده اند ماجرایی که مشخص می کند هر ابی باید در چه بخشی صرف شود و همین امر می تواند بسیاری از هدر رفت های آب را از بین ببرد.

 

این مسئول گفت: آبیاری قطره ای و شیوه های نوین آبیاری نیز از روش های تایید شده در داخل و خارج کشور است که نه تنها مصرف آب را تا 70 درصد کاهش می دهد بلکه باعث افزایش کیفیت و کمیت محصول تا 90 درصد خواهد شد از سوی دیگر می توان با برنامه ریزی درست و هدایت شده کشت گیاهان سازگار با شرایط اقلیمی در مناطق خشک و کم اب در دستور کار قرار بگیرد هم چنین می توان آب باران را در مناطق شهری با توسعه سیستم جمع آوری و ذخیره آب از طریق سقف منازل همانند سد بزرگی از هدر رفت اب جلوگیری به عمل آورد.

 

وی خاطرنشان کرد: استفاده از شیر های کم مصرف، بازیافت و تصفیه آب، استفاده از پساب های تهران که تا به امروز بیش از 70 درصد از آب های مورد استفاده شهر به شکل پساب رها می شود که قابلیت هدایت دوباره به سفره های زیرزمینی را دارد و هم چنین ایجاد اهرم های اجباری جهت راه اندازی سیستم پساب در واحد های صنعتی توسط نهادهای مربوطه نیز از دیگر راهکارهای ارایه شده در جلسات و نشست های تخصصی مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران است.

رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران مسائل فرهنگی و اجتماعی را نیز در هدر رفت آب تاثیر گذار دانست و عنوان کرد: یکی از مهم ترین مشکلات ما در حوزه آب این است که هنوز بسیاری از مردم و نهادهای حکومتی هنوز بحران آب را به رسمیت نشناخته اند و تا زمانی که این مسئله رسمیت نیابد نمی توان انتظار داشت درصدد رفع آن فعالیت کنند.

ایجادحساسیت روی مسئله بحران آب

نگاهداری ایجادحساسیت روی مسئله بحران آب و تبدیل حل آن به مطالبه عمومی را از مهم ترین راهکارها در حوزه فرهنگی دانست و اذعان داشت: آموزش کافی و مستمر از طریق روش های نوین در راستای نحوه استفاده از منابع آبی، تبلیغات اثر گذار و مشارکت دادن مردم در پناه حمایت های دولتی نیز میتواند در موضع فرهنگی راهگشایی برای رفع مشکلات کم آبی در شهر تهران باشد.

این مسئول اشاره کرد: در این خصوص نیاز به نگاه جدید و جدی وجود دارد شاید زمانی برسد که نیاز باشد با ایجادزمینه های فروش آب و راهکارهای درآمدزایی در حوزه آب با این بحران مبارزه کنیم و یا حتی با ایجاد کمپین های بزرگ برای کاهش مصرف آب گام برداریم.

رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران افزود: اگرچه همه این فعالیت هابه نوعی وظایف دولت و نهادهای حاکمیتی است اما وادار کردن ساختمان سازها در حوزه مدیریت اجرایی بحران اب، تشکیل جلسات پایش و مدیریت بحران در خشکسالی کشور، تقویت آبخوان های استان های هم جوار و تغذیه مصنوعی سفره های زیرزمینی و توجه به پروژه های سد سازی در تهران با توجه به اعتبارات زیادی که در این بخش هزینه می شود و همچنین استفاده از تجربیات جهانی در مقابله با کم آبی از راهکارها در زمینه برنامه های اجرایی و مدیریتی در شهر تهران است.

نگاهداری گفت: در این حوزه هم چنین می توان با مدیریت یکسان در عرضه و استفاده آب توسط یک سازمان، افزایش قیمت آب با توجه به میزان مصرف و ارائه راهکارهای مجزا برای هر معاونت در سازمان ها با توجه به زمینه فعالیت آن ها در مسیر کاهش مصرف آب گام برداشت.

این مسئول در شهرداری فعالیت در مسیر مبارزه با کم آبی را نیازمند وجود زیرساخت هایی دانست و تصریح داشت: در حوزه های فنی و زیرساختی نیز می توان با استفاده از فلش تانک ها در شستشوی سرویس های بهداشتی خانگی و عمومی، مطالعه بر روی توالت های خشک، مقابله با استفاده از آبگرمن های با تاخیر درگرم کردن آب در هنگام ارائه مجوز پایان کار ساختمانی نیز فعالیت کرد.

رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران در پایان از همه مدیران و مردم خواست که مشکل کم آبی در کشور را به چشم یک بحران بنگرند و در مسیر رفع آن حتی به اندازه صرفه جویی در مصرف یک لیوان آب حرکت کنند.

 

آثار باستانی و فرهنگ

آثار باستانی هر کشور پیشینه تاریخی آن کشور محسوب می گردد و این آثار دارای ارزش و اهمیت فراوانی هستند مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی پی می برند و آثار باستانی را میراثی همگانی می دانند. هر تکه ای از ایران دارای ارزش تاریخی است و تمدنی چند هزارساله است و برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمود. خوشبختانه برنامه وسیع ودامنه داری همانند یک جهاد ملی برای حفظ و نگهداری آثار معماری باستانی در کشور در حال انجام می باشد بنابراین شاید بررسی انچه در زمینه نگاهداری ومرمت آثار باستانی در پاره ای کشورهای اروپائی معمول گشته از نظر آگاهی مردم سرزمین ما بی فایده نباشد وتوجه به بهره گیری از تجربیات بیشماری که در این باره بعمل آمده است بتواند ما را در این راه یاری نماید. نخستین نکته ای که در امر تعمیر بناهای باستانی پیش می آید آنست که ازنظر اسلوب و شیوه چه رویه ای را باید پیش گرفت آیا هنگام تعمیر یک اثر تاریخی باید در نظر داشت که آنچه در معرض انهدام قرار گرفته است درست همانند آنچه بهنگام آبادانی در آن بنا به چشم می خورده است دوباره زنده کرد یا آنکه در ترمیم خرابی ها باید به بهتر ساختن بنا توجه نمود. در حدود یک قرن پیش کشورهای اروپایی پذیرفته بودند که هنگام تعمیر یک بنای تاریخی باید همه بخش های آن را به شیوه معماری و زینت های قرون میانه در آورد و این طرزتفکر چنان میان باستان شناسان ومعماران وهنرمندان طرفدار پیدا کرده بود که حتی پاره ای بناها راهم که نیازمند به مرمت نبود به این شیوه درآوردند به این ترتیب بسیاری از ساختمانها ی باشکوه رنسانس از میان رفت. اینگونه تغییرات بر آن نظر استوار بود که معمولا" یک ساختمان تاریخی دردوره های گوناگون پدیدار گشته وبخش های مختلف آن به شیوه های متنوع بوجود آمده است از اینرو لازمست برای بخشیدن هماهنگی بیشتر به تمامی اثر همه قسمتهای آنرا به شیوه واحد در آورد. ولی کم کم در مقابل این گروه عده دیگری پیدا شدند که نه تنها این رویه را نمی پسندیدند بلکه اعتقاد آنها بر آن بود که مجموعه یک بنای تاریخی هر چه باشد خود یک حقیقت تاریخی است و باید آنچنان که هست به آن احترام گذاشت و این گروه بر مبنای یک عکس العمل طبیعی آنچنان در عقاید خود جلو رفتند که اگر بر حسب مثال در یک بنای باستانی بخش بسیار زشت و ناپسندی هم که بهیچوجه نه ارزش هنری داشت نه ازنظر شیوه در خور اهمیت بود فرو می ریخت بر آن بودندکه باید آن بخش را بی کم و کسر به حال اول در آورد در هر حال چنین بنظر می رسد که در امر تعمیر ومرمت بناهای باستانی نمی توان یکباره ذوق و سلیقه را کنار گذاشت و کورکورانه از تاریخ پیروی کردهمچنین نمی توان یکباره سلیقه شخصی را جایگزین یک واقعیت تاریخی وباستانی نمود. ما در ایران بناهایی چون مسجد جامع کهنه اصفهان را داریم که خود گویای ده قرن بلکه بیشتر تاریخ معماری در ایران است بخش های گوناگون آن هر یک به شیوه زمان خود ساخته شده و تزیین گردیده است وهمه آنها به سهم خود دلپسند وزیباست وبعلت همبستگی شیوه در معماری ایرانی ضمن قرون متمادی تعادل هماهنگی هم در این بنا از میان نرفته است و ما هرگز نمی توانیم به خود اجازه دهیم درتعمیر این بنا شیوه سلجوقی را برصفوی یا صفوی را برتیموری رجحان دهیم ولی اگر درهمین بنا کاشی از کاشیکاریها بکلی از میان رفته باشد وهیچگونه سندی هم در دست نباشدکه از روی آن بتوان به نقش اولیه آن تزیین پی برد در آنحال شاید روا باشد هنگام پدید کردن آن بخش به حفظ هماهنگی در تمامی بنا وکیفیت ممتاز آن به هر حال بیشتر سلجوقی است تا صفوی آن قسمت را به شیوه عالی در آوریم واز کاشی خشتی که در دوره های بعد متداول گشت صرفنظر نمائیم. نکته دیگری که درامر تعمیر وتجدید بناهای باستانی پیش می آید آنست که پاره ای اوقات یک اثر تاریخی بکلی ویران گشته وهنگامی در صدد تعمیر آن بر می آیند که فقط چند پی باقی مانده وتوده ای به هم انباشته بیشتر از بنا به جای نمانده است در اینگونه موارد با توجه به مدارک واسناد این بنا را همانند آنچه در گذشته بوده است برپا کرد یا آنکه لازمست در ساختن مجدد آن ذوق وسلیقه تازه ای به کار برد ومهر قرن حاضر را برآن زد؟ البته اهل فن درهمه موارد بادوباره سازی بناها با همان مصالح وصد درصد با همان اسلوب پبشین موافق نیستند و در اینگونه موقعیت ها گذاشته از رعایت احترام عقیده مردمان شهری که اثر تاریخی به آن تعلق داشته است سنجش هنری وباستانشناسی را نیز به میان می کشند وفقط درصورت تشخیص ارزش فوق العاده آن ساختمان وباتوجه به هماهنگی احتمالی آن به بناهایی که در روزگاران بعد گرداگرد آن پدید شده است ساختن مجدد آنرا آنچنانکه تاریخ نشان می دهد تصویب می نمایند. از میان کشورهای اروپائی انگلیسی ها در امر تعمیر بناهای تاریخی وکلیساهای کشور خویش سلیقه خاصی دارند و آن اینست که معتقدند یک بنای باستانی را باید همچنان مخروبه بحال خویش گذاشت و سعی کرداطراف انرا با چمن کاری و هنر باغ آرائی زینت دادو منظره تاریخی زیبا و لطیفی که بیننده را بدنیای رویایی قرون ببرد پدید کرد ولی این نظر با آنکه خالی از پاره ای ملاحظات شاعرانه نیست در بسیاری موارد مشکلاتی پدید می کند که حل آنها ساده نیست. بر حسب مثال اگر طاق یک بنای باستانی فرو ریخته باشد و در عین حال دیوارهای این بنا گچ بری ها و نقاشیهائی داشته باشد آیا میتوان اجازه داد که برف و باران ودیگر عوامل طبیعی اندک اندک این آثار هنری را نابود سازد تا ما شاهد یک کهنگی طبیعی وفرسایش و انهدام باشیم که بدانوسیله شعر زمان را دریافت کنیم. حقیقت آنست که بسیاری از اینگونه بناها را درانگلستان با دست کاری بسیار اندک بحال خویش گذاشته اند کلیساهائی هستند که فاقد تزیینات بوده و در عین حال از سنگ وساروج ساخته شده اند بنحوی که میتوان احتمال داد این آثار که بیشتر آنها فاقدپوشش و سقف هستند بهمین گونه قرنها نیز بجای بمانند. البته ما در ایران در بسیاری از بناهای خویش نمی توانیم این رویه را پیش گیریم بویژه آنکه بخش بزرگی از بناهای باستانی ما از آجر وحتی خشت ساخته شده است و اگر کهنگی ناشی از زمان به پاره ای مصالح ساختمانی چون سنگ عظمت تازه ای بدهد بی شک ویرانی بناهائیکه از مصالح ظریف تر ساخته شده است جز برانگیختن حس تاثرزیبایی دیگری در برندارد وما در کشورخویش جز درتخت جمشید وپاسارگاد وصفه مسجد سلیمان و دیگر بناهائی از این نوع در دیگر جاها نمی توانیم از این شیوه پیروی کنیم. یکی دیگر از نکات بسیار مهم که در روزگار ما بعلت هجوم سیاحان وبازدید کنندگان به بناهای تاریخی پیش آمده است ویرانی وخرابی سریع تر اینگونه آثار بعلت فرسایش است . در کشورهای اروپائی خیلی زود به این نکته توجه شد ونگاهدارندگان بناهای باستانی دریافتند اگر به وسیله ای توجه سیل جمعیت را در اینگونه ساختمانها به بخش های گوناگون که گاهی اوقات لازمست تصنعی بوجود آید معطوف نکنند دیری نمی پاید که نگاهداری بنا از نظر استحکام غیر قابل امکان خواهد شد وبه این منظور نه تنها به ایجاد باغهای گردشی دراطراف بناهای تاریخی و تمرکز وسائل تفریح وسرگرمی در آنها دست زدند بلکه کوشیدند باایجاد نمایشگاههای موقتی وجالب درمجاورت آثار تاریخی از هجوم سیل جمعیت به درون بناها بکاهند. در زمینه محکم کاری دربناهای باستانی گروهی برآنندکه این بخشها باید بطور وضوح مشخص باشدوسعی نگردد کارنو را کهنه جلوه داد و در این امر با توجه به احترام گذاری به خطوط اصلی بنا و هیئت اولیه آن و بی آنکه هماهنگی ساختمان از دست برود بخش های نوساز رابطور آشکارا باسادگی هر چه تمامتر کناربخش های کهنه قرار داد واز این دوگانگی نهراسید زیرا هیچ عاملی در زمینه زیباشناسی آثار هنری بیش از دریافت گول خوردگی و دروغ در بیننده ایجاد یاس نمی نماید. بر حسب مثال اگر یکی از پایه های یک بنای سلجوقی که برروی ملاط میان آجرها مهر مشخص خود را دارد ویران شده و نیازمند به تعمیر باشد هیچ عیبی نخواهد داشت که این بخش را با آجرهای نو تعمیر کرد وملاط را هم بحال خویش گذاشت و از تقلید مهر زمان سلجوقی خودداری کرد زیرا در اینگونه تعمیرات هدف نهائی پیش گیری از انهدام بخشهای باقیمانده بناست نه تقلید بخش کهنه که البته در زمینه هر مورد خاصی ازتعمیر خطوط برجسته گچی و ویرانی بخش های سنگی و غیر آن باید راه حل مناسبی به فراخور موقعیت بنا پیش گرفت ونمی توان یکباره یک روش را بردیگر روشها ترجیح داد. تجربیاتی که ذکر شد می تواند معماران هنرمند ومهندسان با ذوق و اندیشمند ایرانی را برانگیزد که بخشی از کوششهای خویش را به مطالعه در نگاهداری بناهای زیباوباستانی کشور بزرگ ما که از این نظر در دنیا مقام والائی دارد معطوف نمود و مردم هنر دوست ما را به بزرگی وظیفه ای که در این زمینه درمقابل تاریخ دارند توجه دهد. همچنبن مبالغ هنگفتی که مردمان کشورهای گوناگون دنیا به نگاهداری بناهای باستانی کشور خویش تخصیص می دهند گویای اعتبار واهمیتی است که برای اینگونه ساختمانها قائلند در صورتیکه در مقام مقایسه بیشتر ساختمانهای باستانی ما هم از نظر قدمت و زیبایی و ارزش هنری بر بناهای باستانی دیگر کشورها رجحان دارد و هم از نظر شمار از آنها فراتر می رود و با یادآوری این نکته که این آثار بعلت کهنه تر بودن و فرسودگی به مراقبت وصرف هزینه های بیشتر نیازمند است توجه خاصی که لازمست به این امر معطوف گردد روشن تر میشود. جای تردید نیست که هر گونه هزینه ای در این راه بمصرف برسد نه تنها از نظر حفظ حیثیت ملی در خور تحسین است بلکه به بالا بردن در آمد کشور از طریق جلب سیاح و دیگر امکانات کمک فراوان خواهد نمود.

منبع: مجله هنر و مردم گردآورنده: سهیلا اسدی

هویت ایرانی از واقعیت تاریخی تا تحریف

چگونگی شکل گیری یک دولت نیرومند

فلات ایران حدود سه هزارسال قبل مورد توجه اقوام کوچ نشین آریایی قرار گرفت. آنان دام پرورانی بودند که از آسیای مرکزی و سیبری حرکت کردند و به تدریج در بخش هایی از فلات ایران ساکن شدند. گروهی از آنان در نواحی مرکزی، عده ای در دره ها و دشت های زاگرس اقامت گزیدند. اینان بیش تر کشاورزی و برخی هم زندگی کوچ نشینی را برگزیدند.

آریایی ها با اقوام بومی درآمیختند و سه گروه نامدار را تشکیل دادند؛ ماد ها در غرب، باختری ها در شرق و پارس ها در جنوب ایران.

مادها قومی آریایی بودند که در آغاز قرن هفتم و یا پایان قرن هشتم قبل از میلاد دولت مهمی را در نواحی مرکزی، شمال غربی و غرب ایران بنیان نهادند. از میراث هنری و فرهنگی آنان آثاری در همدان، سرپل ذهاب (حوالی کرمانشاه) به دست آمده است که نشان می دهد این اقوام در جهت شکوفایی ذوق، ابتکار و توانایی های هنری گام هایی برداشته و در پایه ریزی تمدن ایرانی تأثیر گذار بوده اند.

پارس ها از مهم ترین گروه های آریایی هستند که هخامنشیان از آنان تشکیل شد. چنین به نظر می رسد که آنان در حوالی شوش کنونی در ایالت «آن شان» در کشوری که به نام فاتح خود «پارسوماش» نام گرفت اقامت گزیدند.

کوروش اول حاکم پارسوماش بود. کوروش دوم حدود سال 558(ق.م) فرمانروای قبایل ایرانی شد. او مادها را شکست داد ولی از تمدن و فرهنگ مادها تاثیر پذیرفت. این حکمران مقتدر با تصرف ماد، پارت ها را مطیع خویش کرد و لیدی را که از طرف بابل، مصر و اسپارت حمایت می شد به تصرف خود درآورد.

بعد از فتح بابل، کوروش تمامی کشورهای غربی تا مرز مصر را مطیع خویش کرد. بدین گونه بر اثر ارادة بلند و همت استوار سربازانی گمنام که تحت فرماندهی وی عمل می کردند، ایران کشور عظیمی شد که از شمال به کوه های قفقاز، دریای خزر و رود سیحون، از مغرب به مدیترانه، از جنوب به عربستان و دریای عمان و از شرق به رود سند و کوه های هندوکش رسید.

با این قلمرو وسیع و اقتدار فوق العاده، افرادی که در برابر سپاهیان ایران شکست می خوردند مورد جور و ستم قرار نمی گرفتند و پیروان آنان در هر فرقه و دینی که بودند آزادی انجام مراسم مذهبی خود را داشتند. غارت و کشتار در تفکر و فرهنگ ایرانیان روش ناپسندی بود و نیروهای این دولت از جادة انصاف و عدالت خارج نمی شدند، به همین دلیل حتی مورد ستایش دشمنان و مخالفانشان بودند.

مقایسة دو قلمرو

سیاست ایران در عهد هخامنش بر کشورداری سالم، و رعایت آداب و رسوم درست مبتنی بود. توسعه روابط انسانی بر پایه عزت و مصلحت بود و به استانداران توصیه می شد زیردستان خود را به شیوه ای تربیت کنند که در پذیرش بخشی از وظایف محوله، تبحر لازم را به دست آورند. دولت مرکزی، رفتار حاکمان ایالات و نواحی کشور را ارزیابی می کرد و اگر در کارنامة آنان نشانه هایی از خشونت، سرکشی و ستم دیده می شد و یا در آبادانی شهرها و حفظ امنیت آن نقاط کوتاهی کرده بودند، برکنار می شدند.

در آن زمان، یونان در جنوب شرقی اروپا به عنوان گهوارة تمدن و فروزندة فرهنگ، دانش و حکمت به شمار می آمد ولی کوهستان ها، دره های عمیق و جزایر متعدد، مردم این سرزمین را از هم جدا می ساخت و هر قومی برای خودش حاکمیت خاصی قائل بود. همین امر و عدم توسعة وسایل ارتباطی اجازه نمی داد در یونان حکومت واحدی پدید اید. یونانیان جدا از هم می زیستند و رغبتی به اتحاد نداشتند، اما وقتی پیشرفت های شگفت آور و نفوذ سیاست نظامی ایران را در شرق و غرب دیدند به خود آمدند و در برابر خطری مشترک، اتحادیه های نظامی درست کردند.

اسپارت و آتن دو کشور مجزا و از نظر سیاسی و فرهنگی رودرروی هم بودند. در سرزمین اسپارت قوانین بی رحمانه ای برای اصلاح نژاد وضع شده بود. در این حکومت کودکانی که نقض بدنی و عضوی داشتند کشته می شدند، بازرسان مخصوصی خانواده ها را زیر نظر داشتند که افراد قوی و تندرست تربیت کنند و هدف این کنترل ها بهره گیری از نیروی انسانی در کارهای نظامی بود.

به بهانه دوری از تجملات، مردم در سرما و گرما لباس های سبک و یکسان می پوشیدند و اجازه نداشتند به خارج از اسپارت رفت وآمد کنند که مبادا تحت نفوذ دیگران قرار گیرند. حکومت اسپارت، جوانان را به راهزنی و خشونت تشویق می کرد و اگر جوانی هنگام دزدی دستگیر می شد به او تازیانه می زدند که چرا در کار خود موفق نشده است!

روش سیاسی کشور اسپارت بر انتخاب فرمانروایان با قرعه، رشوه خواری سران حکومت، ناسازگاری فرماندهان و دریاسالاران خودکامه استوار بود. به علت پرداختن به جنگ و خونریزی خزانه کشور تهی و وضع مردم آشفته شده بود. در این اوضاع، فساد و خلاف روز به روز افزایش می یافت.

ارسطو اعتراف می کند: اقوام یونانی و بنیان گذاران حکومت این قلمرو هیچ کدام بهترین هدف اجتماعی را در نظر نداشته اند و به جای آن که فضایل را هدف آموزش و تربیت قرار دهند به کارهای پست و فرومایه روی آوردند و فقط به اموری تمایل نشان دادند که سود مادی داشت.

تفاوت آشکار

برخلاف اسپارت در کشور آتن مردم به دنبال سواد و کسب معرفت بودند و در راه توسعه فرهنگی می کوشیدند ولی متاسفانه مردم به دو گروه شهروندان و بردگان تقسیم شده و زندگی طبقات پایین دچار آشفتگی شده بود.

زمین های کشاورزی در دست عده ای از اشراف بود. رباخواری رواج داشت و مردم به دلیل پریشانی و فقر زمین های خود را گرو می نهادند و پس از مدتی که نمی توانستند وام و سود آن را بدهند، زمین را از دست می دادند. مردم عادی بر اثر جرم و خطا به اعدام محکوم می شدند ولی آنان که امتیازاتی اجتماعی و اقتصادی داشتند در نهایت راهی زندان می شدند تا آن که «سولون» (قانون گذار بزرگ آتن) به اصلاحاتی دست زد و بین اقشار مردم تعادلی به وجود آورد. البته به موارد فوق باید شرک، خرافات، فالگیری و توسل به اوهام را نیز افزود. درحالی که در ایران یک سیاست کلی با رعایت عدالت و انصاف اساس ادارة کشور را تشکیل می داد و بین اقشار مردم امتیازات اجتماعی اقتصادی وجود نداشت.

در ایران عصر هخامنشی هرکس در زمینه علمی، ادبی و فرهنگی کوشش می کرد به مقام و القاب و منصب های عالی دست می یافت. یکی از دانشوران این عصر که سفرهای طولانی کرده و کتاب های ارزشمندی نوشته بود، «جاماسب» است. او با کسب اجازه از حاکم مرکزی در انجمن همدان که یک مرکز علمی بود پذیرفته شد. اعضای این انجمن همگی صاحب دل، دانشور و ادب پرور بودند. محل اجتماع این آکادمی علمی در ایران باستان، شهر همدان کنونی بود. آنان در علوم گوناگون تحقیق می کردند و با اکتشاف ها و اختراع های مهم شگفتی مردم جهان را برمی انگیختند.

نبرد آغاز می شود

کشور ایران بارها از سوی اقوامی که در جنوب اروپا می زیستند مورد هجوم قرار گرفت. داریوش برای حفظ حاکمیت قلمرو خود و تامین امنیت مردم با عملیات هم زمان و مشترک آبی خاکی، نیروی دریایی را از دریای سیاه و قوای زمینی را از تنگه بسفر و از راه خشکی به اروپا راند و از رود دانوب عبور کرد، سرزمین مقدونیه را گشود و برای جلوگیری از نفوذ یونانیان در آسیای غربی حاشیه امنیت ساخت و برای هدایت عملیات نظامی علیه یونان، مرکزی ایجاد کرد.

داریوش برای این که با آتنی ها و اسپارت ها اتمام حجت کرده باشد با فرستادن سفیرانی آنان را به پیروی یا اتحاد با خود فراخواند اما آنان فرستادگان او را کشتند و این حرکت، جنگ ایران و یونان را در سال 490(ق.م) به وجود آورد.

از جمله این نبردها جنگ ماراتن است که دو سردار ایرانی به نام های دایتس و آرتافرن با لشکرکشی به آتن در دشت ماراتن پیاده شدند و با یونانی ها درگیر شدند. سپاهیان یونانی که موقعیت منطقه را به خوبی می شناختند، حمله ایرانی ها را دفع کردند، داریوش می خواست با قوای بیش تر و سامان یافته ای به این نبرد ادامه دهد که اجل مهلتش نداد و جانشینی او به پسرش خشایارشا رسید.

ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن آورده است: این پدر و فرزند افراد لایقی بودند و می افزاید اگر تصور کنیم جنگ یونانیان و ایرانیان مبارزه ملتی متمدن با ملتی وحشی است دچار اشتباه بزرگی شده ایم.

اسپارت ها با کشتن قاصدان حاکم ایران یکی از اصول مهم روابط بین الملل را زیر پا نهادند، آنان برای جبران این خطا تصمیم گرفتند دو نفر را به دربار ایران بفرستند و تسلیم خشایارشا کنند اما این فرمانروا به قول هرودوت (مورخ یونانی) با عظمت روحی که داشت حاضر به مقابله مثل نشد و قوانین بین ملت ها را زیر پا نگذاشت، ولی ساکت هم ننشست و با درنگی چهارساله پی گیر مقدمات دومین حمله ایران به یونان شد. او از همه استان های کشور سپاه و تجهیزات جنگی خواست و لشکر بسیار بزرگی فراهم ساخت. خشایارشا با این سپاه عظیم از تنگه داردانل توسط پلی که با قایق ها ساخته بود گذشت و از راه دریای مرمره به یونان رسید.

لشکریان خشایارشا با کامیابی پیش رفتند. آن ها از طریق تنگة ترموپیل با سپاهیان یونانی درگیر شدند و شهر آتن را تصرف کردند.

یونانیان جنگ را از خشکی به دریا کشانیدند و در نزدیکی جزیره و خلیج سالامیس درگیری سختی بین هر دو طرف رخ داد و بدین گونه ایرانی ها موفق به تصرف یونان نشدند و جنگ دریایی به نفع یونانیان تمام شد.

جنگ ایران و یونان اولین مقابلة شرق و غرب بود. این جنگ موجب تحول در فرهنگ یونان شد و روم جانشین آن گشت، سپس اروپا از آن سر برآورد.

تحریف فرهنگ شرقی

زاک اسنایدر (zack snyder) کارگردان فیلم 300 که در این فیلم 117دقیقه ای یک ماجرای تاریخی را دستمایه کار خود قرار داده است، به شیوه ای تخیلی و اغراق آمیز بسیاری از واقعیت های تاریخی را تحریف کرده چنانچه هر انسان خردمندی جعلی و ضدایرانی بودن آن را درک خواهد کرد.

در این فیلم، ایرانیان به عنوان اقوامی وحشی، خون ریز و بی تمدن معرفی شده اند ولی اسپارتی ها متمدن، آزاده و باغیرت و سلحشورند. طراحی لباس و گریم چهرة ایرانیان شبیه اعضای گروه تروریستی القاعده است! این حرکت، مغرض بودن دست اندرکاران این فیلم را نشان می دهد. گویا دشمنانی که در عرصه های سیاسی و اقتصادی و مناسبات بین المللی موفق به انزوای ایران نشده اند درصددند نبردی هنری و فرهنگی را بر ضد ایرانی ها ترتیب دهند و از این طریق مانع رشد اندیشه های انقلابی و صدور ارزش ها شوند.

در سراسر فیلم، تمدن پارس ها بربرگونه، وحشی و تشنه به خون و جنایت نشان داده می شود و شخصیت خشایارشا همانند یک پادشاه مستبدِ محروم از تمدن و شبیه حاکمان آفریقایی تصویر شده است.

تحریف مهم این فیلم، پسندیده جلوه دادن ماجرای خیانت یونانی ها (کشتن مظلومانه سفیران ایرانی) و رفتار غیرانسانی درباره این فرستادگان دربار هخامنشی است اما از رعایت اصول دیپلماتیک و روابط انسانی از طرف خشایارشا در فیلم چیزی نمی بینیم.

در فیلم به تماشاگر القا می شود که سلطة ایرانیان به یونان برابر با بردگی و کشتار و سوزاندن است در حالی که واقعیت تاریخی بر اساس نوشته های ارسطو، هردوت و ویل دوارانت خلاف آن را ثابت می کند.

علی رغم نشان دادن عظمت فرهنگ و معماری یونان در این فیلم و از سوی دیگر نمایش لشکر یک میلیون نفری ایرانیان، هیچ نشانه ای از اقتدار ایران و نحوة عبور سپاهیان خشایارشا از مسیرهای سخت و پل های شناور که در کتاب هردوت هم آمده است، دیده نمی شود. ادعای خدایی از طرف خشایارشا که در فیلم مزبور مطرح شده واقعیت ندارد و حتی مدارک یونانی و اروپایی این موضوع را تایید نمی کنند.

البته باید دانست که هویت فرهنگی و خویشتن اصیل ایرانی را شاهان و فرمانروایان مستبد نساخته اند بلکه این مردمان فداکار، خوش فکر، باذوق و خلاق بوده اند که در عرصه حکمت، معرفت و دانش، خوش درخشیده اند و تمدن ایرانی را بالنده و شایستة مباهات دانسته اند. دانشورانی چون ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و ادیبان و شاعرانی چون فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی از درون این فرهنگ غنی سربرآوردند.

اگرچه این حرکت مذموم است و حتی اعتراض جراید و نشریات و شخصیت های هنری و فرهنگی غیرایرانی را هم برانگیخت ولی به راستی دربارة تاریخ پربار ایران، ما خودمان چقدر کوشیده ایم که تاریخ این سرزمین را نه به افراد خارجی بلکه به جوانان این مرزوبوم با جلوه های هنری مناسب معرفی کنیم، البته این فیلم حقیر تر از آن است که بتواند آسیبی به جامعة کهن و تمدن پرشکوه تاریخی ایران بزند ولی این دلیل نمی شود از کنار این گونه فیلم ها خاموش و بی تحرک بگذریم.

پیش از این نیز «الیور استون» با ساخت فیلم «اسکندر» به برجسته سازی لشکرکشی وی به شرق پرداخت و در این مسیر تا جایی پیش رفت که صورت فرمانروای ایران را شبیه «بن لادن» گریم کرد گویی این فیلم یورش بوش به عراق و افغانستان را توجیه می نمود. در فیلم اسکندر، ایرانی ها مردمی ترسو و بی تمدن تصویر شده بودند و در مقابل اسکندر سرداری شجاع و عادل بود که می توانست نماد سیاستمداران غرب باشد که می خواهند دموکراسی مورد قبول خود را به وسیله فشار سیاسی و نظامی و زور گلوله و تانک صادر کنند.

در فیلم 300 که طی تحریفی آشکار سپاهی سیصدنفره به راحتی ارتش میلیونی ایران را شکست می دهد نوعی پشتیبانی هنری از تجاوز آمریکا به عراق و افغانستان و اشغال این دو کشور نهفته است. البته پیش تر نازی های آلمان نیز برای حمایت از جنگ علیه چکسلواکی و لهستان اقدام به ساخت چنین فیلم هایی کرده اند.

منابع

1. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 2 (یونان باستان).

2. دکتر شرف الدین خراسانی، نخستین فیلسوفان یونان.

3. دکتر نصرت الله بختورتاش، بنیاد استراتژی در دولت هخامنشی.

4. م. آ، دانادارمایف، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ترجمه: روحی ارباب.

5. جورج کامرون ، ایران در سپیده دم تاریخ، ترجمه: حسن انوشه.

6. دکتر محمدجواد مشکور، تاریخ ایران زمین.

7. دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، سخن ها را بشنویم.

8. مهدی پرتوی آملی، چکیده های تاریخ، ج 1.

 

نقش موسیقی در تبلیغات

امروز تقريبا ديگر شكي باقي نمانده كه همه هنرها به‌طور عرضي با همديگر ارتباط دارند، چرا كه منشا همه آنها تجلي زيبايي است. اين زيبايي در معماري و مجسمه‌سازي به شكل نسبت‌هاي طول و عرض و ارتفاع اتفاق مي‌افتد. در يك چهره، تناسبات هستند كه زيبايي مي‌آفرينند. اين ارتباط به شكلي است كه تمام مديوم‌هاي هنري در كنار هم مي‌توانند به اوج تاثيرگذاري بر روان و احساسات انسان‌ها دست يابند. در سال‌هاي اخير محققان به يافته‌هاي جديدي درباره نقش موسيقي در بالا بردن قدرت نفوذ و تاثيرگذاري تبليغات دست يافته‌اند. اين محققان معتقدند شناخت طبع موسيقي افراد مي‌تواند داده‌ باارزشي براي ساختن تبليغات تاثيرگذار باشد. آنان دريافته‌اند كه دنياي موسيقي و تبليغات شباهت‌هاي زيادي با يكديگر دارند. در تبليغات پايدار و موثر عوامل متعددي مي‌تواند اثر داشته باشد كه در اين ميان موسيقي نقش به‌سزايي خواهد داشت. در فضاي رسانه‌اي فعلي و در حالي كه آژانس‌هاي تبليغاتي براي تاثيرگذاري بر مشتري از هيچ كاري دريغ نمي‌كنند، توليد يك تبليغات به يادماندني كار سختي است. استفاده از موسيقي مي‌تواند پيام تبليغات را سريع‌تر منتقل كند و آن را به‌ يادماندني‌تر كند. موسيقي احساسي را در بيننده تبليغ ايجاد مي‌كند كه به محصول منتقل مي‌شود؛ يعني بسياري معتقدند كه اگر موسيقي تبليغات دوست‌داشتني باشد، بينندگان خود محصول را نيز دوست خواهند داشت. تبليغات به درك صحيح فرهنگي و اجتماعي بالايي براي فروش محصولات نياز دارد. صرفا در تبليغ يك محصول با نمايش ويژگي‌هاي برتر آن نمي‌توان آن را به فروش رساند بلكه بايد نقاط تاثيرگذاري فرهنگي آن را بررسي كرد. موسيقي مي‌تواند به عنوان يك پيام‌رسان فرهنگي، اجتماعي عمل كند. يكي از اوليه‌ترين كاربردهاي موسيقي در تبليغات، سرگرمي است. زماني كه يك تبليغات به نحو سرگرم‌كننده‌اي ساخته شود، نه به عنوان يك پيام بلكه به شكل برنامه‌اي جذاب تماشا مي‌شود و موسيقي نقش مهمي در آن دارد. خود موسيقي نيز مي‌تواند سرگرم‌كننده باشد ولي بايد بتوان آن را با پيام مهمي كه در حال انتقال است هماهنگ كرد. يك نكته روشن راجع به موسيقي اين است كه قابليت اين را دارد كه بيشتر در ذهن شنونده باقي بماند. زماني كه يك پيام در داخل موسيقي جايگذاري مي‌شود، مدت زيادي در ذهن شنونده مي‌چرخد و حتي ممكن است آن را بخواند. در اين زمينه، اريك بيسچك (Eric Bieschke)، دانشمند ارشد پاندورا عنوان كرده است: «براي ما كاملا آشكار شده است كه دنياي موسيقي عالي و دنياي تبليغات عالي براي افراد به شدت شبيه به يكديگر هستند. پاندورا مديا يك كسب‌وكار ارائه‌دهنده خدمات مرتبط با موسيقي است. اين شركت سال‌ها آهنگ‌هايي را كه افراد در اين سايت گوش مي‌كردند يا سفارش مي‌دادند را مورد تحليل قرار داده و توانسته به داده‌هاي باارزشي درباره طبع موسيقي افراد دست يابد؛ داده‌هايي كه مي‌توانند سرنخ‌هاي بسيار خوبي براي ساختن تبليغاتي كه براي افراد مختلف تاثيرگذار باشند، در اختيار آژانس‌هاي تبليغاتي قرار دهند. بنا بر اين گزارش امروزه شركت‌هايي وجود دارند كه تلاش مي‌كنند با توسعه الگوريتم‌هايي درباره علايق مشتريان، حدس‌هاي دقيق‌تري درباره نحوه تاثيرگذاري روي رفتار آنها بزنند. تركيب پيام‌هاي تبليغي با موسيقي منجر به انتقال بخش‌هاي احساسي و منطقي به شنونده مي‌شود. گوينده حقايق منطقي را مي‌گويد و موسيقي احساس را منتقل مي‌كند. همچنين موسيقي ابزار فوق‌العاده‌اي براي هدف قرار دادن قشر خاصي از جامعه است، با توجه به علاقه برخي به سبك يا خواننده خاص، به راحتي مي‌توان محصول مرتبط به آنها را با چنين موسيقي‌اي برايشان به نمايش گذاشت. تحقيقات بسياري در زمينه تاثيرگذاري موسيقي در پيام تبليغاتي انجام شده است. در يكي از اين تحقيق‌ها، موسيقي به عنوان ياري‌دهنده انتقال مفهوم شناخته شده است. موسيقي می‌تواند تبليغات را قابل فهم‌تر كند. اغلب تحقيقات نشان مي‌دهند كه اگر مفهوم موجود در پيام با سبك و نوع موسيقي استفاده شده در آن هماهنگ باشد، تصوير مثبتي از برند در ذهن ايجاد خواهد شد، همچنين ممكن است برعكس اين اتفاق نيز براي يك برند بيفتد. يك عامل مهم فيزيكي در فروشگاه‌هاي خرده‌فروشي كه بر مصرف‌كننده تاثير مي‌گذارد پخش موسيقي است. تحقيقي كه در اين زمينه انجام شده است، نشان داده كه بسته به اينكه موسيقي ملايم يا تند پخش شود افراد آهسته‌تر يا تند‌تر قدم برمي‌دارند و وقتي كه موسيقي آرام پخش شد فروش ۳۸% بالاتر رفت. در تحقيقي ديگر در يك رستوران متوسط نشان داده شده با پخش موسيقي ملايم افراد حدودا 56 دقيقه وقت صرف مي‌كنند كه غذاي خود را تمام كنند و با پخش موسيقي تند زمان غذا خوردن به ۴۵ دقيقه كاهش مي‌يابد. اما پخش موسيقي ملايم تنها فروش نوشابه را زياد كرده است. اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه محيط فيزيكي مي‌تواند بر رفتار مصرف‌كننده تاثير بگذارد. البته در رستوران‌هايي كه حاشيه سود كم دارند و بايد حجم فروش آنها زياد شود، پخش موسيقي تند باعث مي‌شود كه مشتريان غذاي خود را زود تمام كرده و رستوران را ترك نمايند تا براي ديگران جا باز شود. 

جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی ادبی

جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی ادبی

«جامعه شناسی ادبیات» که بخشی از جامعه شناسی عمومی است به «فرامتن» و بهتر بگوییم هرآنچه که خارج از خود متن است، می پردازد. در این حوزه، تولید و توزیع کتاب، خوانندگان، نویسندگان، منتقدان، نهادهای ادبی و... قرار می گیرند و اما «جامعه شناسی ادبی » که یکی از شاخه های علوم ادبی است، توجه خود را به «متن و معنای متن» معطوف می کندو به دنبال گسترش درک متن و تأویل آن است و با رویکردی زبان شناسانه از دیدگاههای واج شناسی، آواشناسی، دستور زبان، نشانه شناسی و معناشناسی به بررسی متن و معنا و تفسیر آن می پردازد. ژاک دریدا، میشل فوکو، رولان بارت، ویلتای و لویی آلتوسر از جمله دانشمندان معاصری هستند که در این حوزه فعالیت می کنند.

درحوزه جامعه شناسی ادبیات دو دیدگاه قابل طرح و مورد بحث است. یکی دیدگاه ماتریالیستی و دیگر دیدگاه ایده آلیستی که البته به هر دو دیدگاه انتقاداتی نیز وارد است. ماتریالیستها بین ادبیات و جامعه پیوندی بازتابی و مکانیکی برقرار می کنند و ادبیات را تنها به بازتاب مسائل اجتماعی و بویژه اقتصادی محدود می کنند. نگاه آنان به ادبیات تک بعدی است و استقلال زیبایی شناختی ادبیات و پدیده های ادبی را نادیده می گیرند. در واقع جامعه شناسان ادبیات که دیدگاهی ماتریالیستی دارند با سطحی نگری قادر به درک و تعریف پدیده پیچیده ای چون ادبیات نیستند و همچون دیدگاه مجرد ایده آلیستی که مدعی استقلال مطلق آفرینش هنری وادبی است. ایده آلیستها ارتباط پیچیده بین آفرینش ادبی با واقعیت اجتماعی را نادیده می گیرند و آنقدر با ادبیات مجرد و ایده آل برخورد می کنند که به روح مطلق می رسند و از واقعیت اجتماعی دور می شوند. آنان به کلی منکر پیوند ادبیات با پدیده های اجتماعی و تاریخی می شوند.

جامعه شناسی ادبیات سه جزو لاینفک کتاب، اثر ادبی و خواندن دارد که هر کدام به طور تخصصی در شاخه های جامعه شناسی کتاب، جامعه شناسی آفرینش ادبی و جامعه شناسی خواندن مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرند.

تأمل بر این دیدگاه‌ها ما را به این نكته می‌رساند كه نذرت بودن، دلمشغولی داشتن به ادبیات و نویسنده بودن به منزله این نیست كه یكباره همه چیز را در سراشیبی بگذاریم و راه خود را از آغاز بیاغازیم. ادبیات سلسله‌ای از شبكه‌های دانش است كه از گذشته‌های دور دست ما تا امروزمان وجود دارد و امتداد می‌یابد. درست شبیه به همین اجتماع و جامعه‌ای كه در آن زندگی می‌كنیم و نفس می‌كشیم.


منبع:
روزنامه شهروند
فرهنگ شناسی

نقش رسانه ها در انتخابات

 

انتخابات مظهر آرا و نظرات افراد جامعه برای اثرگذاری در سیاستهای کلان جامعه و تعیین سرنوشت خویش است .

در انتخابات مردم با آرای خود تزی را انتخاب و ارائه دهندگان آن را برای اجرا برمی گزینند .

در جوامع غربی که احزاب کارکرد واقعی دارند هر حزبی نماینده تفکری خاص است و بخشی از جامعه را نمایندگی می کند اگرچه در غرب آراء و نظرات ساخته می شود و به مردم القاء می گردد و در واقع این صاحبان زر و زور هستند که نظرات خود را از زبان مردم بیان می کنند . در اینجا سئوالی پیش می آید که چه نیازی هست سران رژیمهای غربی با هزینه های زیاد نظرات خود را به مردم القاء و سپس از طریق آنها به منصه ظهور برسانند ؟

مردم در جامعه نقش مهمی دارد و اگر بخواهیم فعالیتی را در جامعه انجام دهیم بدون جلب رضایت مردم امکان پذیر نیست فلذا در جوامع غربی برای مشارکت دادن مردم در فعالیتهای اجتماعی با صرف هزینه های گزاف مردم را پای صندوقهای رای می آورند تا آرا و نظرات سردمداران غربی را به صندوقها بریزند در حالیکه در جوامع اسلامی حاکمان موظفند براساس آموزه های اسلامی و قوانین الهی حکومت کنند و چون قوانین اسلامی براساس فطرت انسان پایه ریزی شده وفق نیازها و علائق ذاتی انسانهاست .

انقلاب اسلامی هم که نتیجه انقلاب درونی مردم کشورمان در برابر طغیان سردمداران رژیم طاغوت بود پس از پیروزی برای تشکیل نظام حکومتی و اداره کشور بر آراء مردم تکیه داشت . انتخاب جمهوری اسلامی بعنوان نظام حکومتی و اداره کشور اولین انتخاباتی بود که برگزار شده و مردم با مشارکتی بالا در آن شرکت داشتند .

بعد از آنهم انتخابات قانون اساسی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان و ریاست جمهوری تابحال برگزار گردیده است که باتوجه به نوپا بودن انقلاب و مردم سالاری دینی در کشورمان درصد مشارکت مردم نسبت به کشورهای غربی که مدتهاست دمکراسی را تمرین می کنند به مراتب بیشتر و در واقع شگفت آور است .

علی رغم حضور گسترده مردم در انتخاباتها بازهم کشورهای مدعی دمکراسی نظام اسلامی را فاقد پشتوانه مردمی می دانند که این از عناد آنها نسبت به اسلام و نظام اسلامی ناشی می شود و دروغ بودن ادعای دمکراسی شان ،چراکه در کشورهای همسایه که مورد حمایت غرب هست هنوز مردم از حقوق اولیه تسلط بر سرنوشت خویش محروم هستند .

از اول انقلاب تاکنون طیفهای مختلف با گرایشهای متفاوت در مصدر قدرت جای گرفته اند که این خود نشانه آزادی مردم در انتخابات و تاثیر رای آنان در انتخاب کارگزاران کشور است . برخلاف جوامع غربی که بوسیله تبلیغات سنگین ، پرحجم و مستمر نظرات صاحبان زر و زور به مردم القاء می شود ولی در کشورمان مردم عملکرد گروهها را با موازین اسلامی و مصالح جامعه سنجیده و به آنان رای می دهند . در ایران تبلیغات نقش ناچیزی در انتخاب افراد دارد و تنها ابزاریست برای معرفی خود و نظراتشان در حالیکه در غرب این تبلیغات است که تعیین می کند کدام طیف مصدر قدرت را دست بگیرد و تبلیغات در غرب مناسبتی نبوده و منحصر به زمان انتخابات نمی شود بلکه دستگاه عظیم تبلیغات غرب بطور مستمر مشغول شکل دهی به افکار عمومی در کشورهای غربی است .

در آستانه انتخابات در کشورمان رسانه های غربی و عوامل داخلی شان دست بکار می شوند تا درصد مشارکت مردم را پایین بیاورند آنان در هر دوره ای موضوعی را دستمایه تبلیغاتشان می کنند . دوره ای تغلب در انتخابات در دوره دیگر رد صلاحیتها و ….

رسانه های جمعی در رونق بخشیدن به انتخابات نقش بسزایی دارند . رسانه ها می توانند آراء و نیازهای واقعی مردم را دسته بندی کرده و منعکس نمایند تا هم مسئولین از خواست عموم مطلع شده و سیاستهای کشور را برآن اساس تنظیم و اجرا نمایند و هم مردم یقین کنند که آراء آنها به درستی به مسئولین منتقل شده است و از جهتی دیگر رسانه ها می توانند چهره های مردمی و مومن را به مردم معرفی کنند و همچنین عملکرد مسئولین را نقد منصفانه نمایند تا مردم در انتخابشان واقع بین بود و اسیر تبلیغات کاذب نشوند در این میان انتقال اطلاعات اگر به درستی انجام نشود نتیجه سوء خواهد داشت .

از چندماه پیش تبلیغات رسانه های وابسته به نظام سلطه و عوامل داخلی آن بر علیه دولت عدالت محور و مردمی افزایش یافته است . آنها تمام توان خود را بکار گرفته اند تا از انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری جلوگیری کنند . آنان با سیاه نمایی ، تخریب ، بزرگنمایی ضعف ها ، نادیده گرفتن خدمات ارزنده دولت نهم و…تلاش می کنند تا اقبال مردم نسبت به دولت نهم و شخص دکتر احمدی نژاد کمرنگ و احیاناً از بین ببرند که وظیفه ماها بعنوان مدافعات انقلاب اسلامی و دست آوردهای آن این است که افشاگر ترفندهای رسانه ای این گروه وابسته به نظام سلطه باشیم چراکه همه امید نظام سلطه آن است که گفتمان انقلاب و امام به دست فراموشی سپرده شده و اسلام آمریکایی در این کشور فراگیر شود اسلامی که دین را فقط در حد و اندازه اعمال فردی قبول دارد و در بقیه موارد گفتمان غربی و نظام ظالمانه حاکم بر جهان را بدون در نظر گرفتن مصالح کشورمان می پذیرد .

دفاع منطقی از عملکرد دولت نهم با ارائه آمار و ارقام خدمات دولت و مقایسه آن با عملکرد دولتهای قبلی روش موثریست که نباید از نظر دور داشت . شیوه دیگر جمعبندی و ارائه دیدگاههای وابستگان به غرب و نیز نوع برخورد آنها با اعتقادات مردم و حملات آنان به مقدسات مورد احترام مردم هست همچنین با ارائه مقالات تحلیلی آراء و نظرات وابستگان به غرب را نقد کرده و منشاء آنها را که غرب است نشان دهیم تا مردم بدانند که اینها بلندگوی غربیها هستند و از خود چیزی ندارند .

در پایان بخشهایی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب که در جمع زائران حریم رضوی و مردم مشهد ایراد نمودند ذکر می شود

“مردمسالاری دینی با حرف ایجاد نمی شود بلکه نیازمند شرکت و حضور و اراده ملت و ارتباط ” فکری ، عقلانی و عاطفی مردم ” با تحولات کشور است و تحقق این مسئله جز با انتخابات صحیح ، همگانی و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست ”
“انتخابات سرمایه گذاری عظیم و سپرده گذاری ملت برای اداره صحیح کشور و دستیابی به آینده ای روشن است ، و هر رأیی که به صندوق ریخته می شود اهمیت دارد وبه این سرمایه گذاری ملی می افزاید”.

مقام معظم رهبری خطاب به نامزدهای فعلی واتی انتخابات افزودند : “توجه کنید که انتخابات فقط ابزاری برای در دست گرفتن قدرت نیست بلکه وسیله ای است برای ارتقای توان کشور ، افزایش اقتدار ملی و آبرومند کردن ملت ، بنابراین در تبلیغات و رفتار خود به این مسائل اهمیت دهید و مبادا کسی در فعالیت انتخاباتی خود به گونه ای حرف بزند و رفتار کند که دشمن را به طمع بیاندازد . نامزدها خود را به مردم عرضه کنند تا مردم با هوشیاری هرگونه که تشخیص می دهند عمل کنند”

ایشان همچنین فرمودند “هر یک از شما حتماً حرفی دارید و طبعاً حرف فرد مقابل را رد می کنید اما دراین روند از جاده انصاف خارج نشوید وبه کتمان حقایق نپردازید”

ایشان با انتقاد از برخی که بیهوده تلاش می کنند از هم اکنون انتخابات ?? خرداد ریاست جمهوری را در ذهن مردم خدشه دار کنند افزودند : “تاکنون حدود ?? انتخابات در کشور برگزار شده و مسئولان وقت رسماً سلامت و صحت انتخابات را تضمین کرده اند و به همین علت مردم تحت تاثیر حرفهایی که تلاش می کنند انتخابات ریاست جمهوری را از هم اکنون متزلزل وخدشه دار جلوه دهند قرار نمی گیرند .

ایشان متذکر شدند :”گاهی که از دولت دفاع و حمایت می کنم برخی معنایی ناصحیح برای این مسئله جعل می کنند در حالیکه من براساس وظیفه همیشه از دولتها و خدمتگزاران کشور حمایت کرده ام بخصوص هنگامی که می بینم دولتی بیشتر به محرومان رسیدگی می کند و در مقابل ظلم و استکبار می ایستد و مورد تهاجم غیر منصفانه نیزقرار می گیرد ،اما این سخنان و رفتار بنده ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست “

 

روابط عمومی هوشمند، شکل تکامل یافته روابط عمومی دیجیتالی است

روابط عمومی هوشمند، شکل تکامل یافته روابط عمومی دیجیتالی است

 

دکتر جلالی استاد فناوری اطلاعات

امروزه روابط عمومی هوشمند در دنیا در راستای استفاده از فناوری های جدید بخصوص در حوزه ی ارزش های شبکه های اجتماعی ،فیس بوک و اینترنت و تویتر و...قابل تبیین است به خصوص در توسعه اجتماعی باید به این روابط عمومی توجه نشان داده شود.روابط عمومی که می تواند به مانند دودایره ای دریک مدار فرض شود که می تواند با نوع عملکردخود در قبال مردم به شکلی ظاهر شود که یک طرف آن ایجاد شادی وعشق وطرف دیگر ایجادکننده غم ونفرت کند.بدیهی است آنچه امروزه از روابط عمومی ها انتظار است اشاعه خوبی وعشق وتصمیم خوب است وانچه باید از آن مبرا باشند ناامید کردن وایجاد نارضایتی ونفرت در مردم است.

 ازطرفی توجه به رویکرد  روابط عمومی هوشمند در قرن 21 اهمیت به سزایی دارد.در واقع همپای تحولات جهانی در عرصه های مختلف باید روابط عمومی ها مجهز به مکانیزم های متفاوت از دوران گذشته باشند.باید تلاش شود که موضوع روابط عمومی در برنامه پنجم وششم توسعه کشوردیده شودواین همایش ها وسمپوزیوم ها باید کمک کند که برای ارتقاء روابط عمومی درایران به دولت برنامه داده شود.روابط عمومی باید درسایه هوشمندی به چنان اقتداری برسد که تمامی فعالیت هایش رادرفضای محازی وسایبری به پیش برد وسرعت وکیفیت را توامان سازد.

ازسویی دیگر فضای سایبری به نوعی همان فضای سنتی است که همه چیز آن به فضای مجازی منتقل شده است به عبارتی همه ان اقدامات وفعالیت ها در فضای سنتی اینبار با سرعت ودقت وهزینه کمتری در فضای مجازی انجام می شود.همچنین روابط عمومی هوشمند شکل جدیدی از روابط عمومی سنتی است که بر اثر همین موج تغییرات فناوریهای نوین درحال پیدایش است .نگاهی به تحولات فناوری وگسترش آن درجهان چرایی ضرورت رفتن به سوی روابط عمومی هوشمند را مشخص می کند.

یک مدل مفهومی روابط عمومی هوشمند در حوزه عملیاتی بایدعملکرد استراتژیک داشته و با شناسایی ذینفعان و کسانی که قرار است خدمات به آنها رسانده شود وارد فضای سایبر می شود.همچنین فضای رسانه ای مابه سمت رسانه های اجتماعی می رود.نمونه بارز آن سایت های خبری چون تابناک است که با توجه به قدمت کوتاه آن گوی سبقت را از بسیاری از رسانه های قدیمی وگسترده چاپی گرفته است.

بهرحال دنیای امروزدنیای مجازی است بایدسیرکنی وپروازکنی .روابط عمومی هوشمندزمانی ماهیت واقعی به خود میگیرد که من مخاطب وقتی با آن برخورد می کنم که هر فعالیتی می توانیم انجام دهیم .

ایجاد شادی و نشاط و عشق در فضای کار مهمترین ویژگی است که روابط عمومی های چالاک  باید بدان توجه داشته باشند.وقتی سخن از روابط عمومی هوشمند به میان می آید،منظور شکل توسعه یافته ی روابط عمومی دیجیتالی است که با استفاده از فناوری های جدید و مدیریت دانش در فضای سایبر نظیر اینترنت و شبکه های اجتماعی با مخاطبان روابط نزدیک برقرار می کند و با تغییرات سریع دنیا در این حوزه همسو می شود .

ایران از لحاظ کاربران اینترنت درآسیا دررتبه چهارم قرارداردکه دراین مسیر 41درصد درجستجوی اطلاعات واخبار ،19درصد به دنبال دریافت خدمات بانکی والکترونیکی ،16درصد درحال دانلودکردن ف14درصد حضور درشبکه های اجتماعی و10درصد مشغول خریدهای اینترنتی می باشند.

بهرحال برخی از مصادیق تکنولوزی شاید خوشایندنباشد ولی تغییر ایجاد می شود چه بخواهیم وچه نخواهیم درگذر توسعه تکنولوژیهای ارتباطی اجتناب ناپذیر خواهدبودودراین دنیای ارتباطی روابط عمومی هوشمند باید دارای برنامه باشدتا از قافله تمدن وفضای سایبر عقب نمانند.روابط عمومی ها باید از فضای سایبری که فراهم شده به عنوان یک سرمایه اجتماعی نگاه کرده واز امکانات وقابلیت های آن که از دیدفنی خودکارسازی اموراست بهره لازم را ببرند وروابط عمومی هوشمندی شوند که 24ساعت روزانه و7رورهفته بدون تعطیلی بتوانند پاسخگویی مخاطبانشان باشند.وازدید اجتماعی نیز به دنبال راهبردهای منطقی منطبق با نیازهای جامعه حرکت نمایند.چراکه هوشمندسازی روابط عمومی تنها فیزیکی نیست بلکه زمانی یک روابط عمومی هوشمند تلقی     می شود که درون خود را از منابع هوشمند حرفه ای وکارا وتوانمند تجهیز نماید.

دستیابی به امکانات متوسط جهان رویکردی است که باید به شکل جدی  به آن نگاه شود. روابط عمومی هوشمند را "آیی سی" می نامیم .یعنی اطلاعت را جمع آوری کرده و پردازش  و تحلیل کرده و با استفاده از الگاریتم هوشمند ارائه خدمات دقیق را آسان مینماید.

امروز فضای سایبر به خانه ها رخنه کرده و وجود دارد ،وجود موبایل ، اینترنت و شبکه های ماهواره ای و... در این شرایط روابط عمومی هوشمند در مسیر توسعه تکنولوژی هایی روز دنیا برای انطباق با شرایط به سرعت در حال تغییر حرکت میکند.

در واقع ارائه های راهبردهای منطقی که با نیازهای واقعی جامعه منطبق باشد رامی توان  بر سه محور منابع انسانی ،توانمندی درسطوح کارشناسی و سیستمیک که توانایی اندازه گیری شاخصه ها را داشته باشدمتصورشد.

روابط عمومی هوشمند را" آیی سی" مینامیم .یعنی اطلاعت را جمع آوری کرده و پردازش  و تحلیل کرده و با استفاده از الگاریتم هوشمند ارائه خدمات دقیق را آسان مینماید.

 یک ویژگی دیگر بهینه بودن روابط عمومی هاست که به این منظور است که از امکانات موجود نیز به نحو مطلوب استفاده کنند .

امروزه فیس بوک و برخی دیگر از شبکه ها اجتماعی ،فضایی تجاری و بازرگانی را ایجاد کرده اند که  اجتناب از آنها تا حدی غیر ممکن به نظر می رسد.

اینترنت یک سرمایه ی اجتماعی محسوب می شود که روابط عمومی ها باید به آن توجه ویژه داشته باشند و در رابطه با عمومیت بخشی آن به سایر  ابعاد جامعه و تسری رویکردهای آن به سیاست و سایر جوانب تلاش کنند و ترس از گسترش این شبکه ها از میان برداشته شود.

ازسویی دیگر باید ببینیم که برای رسیدن به روابط عمومی هوشمندباید از چه امکانات وابزاری بهره بگیریم که مشخصه هایی نظیر برخط بودن وحضوردرشبکه اجتماعی است به عبارتی روابط عمومی هوشمند درفضای سایبرهمواره درتلاش است تا رابطه نزدیکی با اجتماعات برخط برقرارکرده ونسبت به آنچه مخاطبان به صورت برخط ارائه می کنند وسئوال می کنند حساسیت نشان دهد. روابط عمومی هوشمند نیازمند سازمان های نوین نیز می باشدکه شامل سازمان های مجازی ،یادگیرنده ومبتنی بر اقتصاددانش بنیان وبهر ه مند از شبکه های توانمند برای کار از راه دور است .

از منظری دیگری سئوالات مختلفی درحوزه شبکه اجتماعی و روابط عمومی هوشمنددرفضای سایبر وجوددارد.

1-چطوریک شبکه اجتماعی می تواند درمعرفی یک روابط عمومی هوشمندنقش داشته باشد؟

2-چطوریک روابط عمومی هوشمندمی تواند خودرادرشبکه اجتماعی معرفی کند؟

3- چطوریک شبکه اجتماعی که تعدادی ازمردم عادی که برای دوست یابی وموضوعات خاص گردهم آمده اند می تواند در توسعه روابط عمومی هوشمندموثرباشد؟

4- چطوریک روابط عمومی هوشمندکه دریک یا چند شبکه اجتماعی عضوشده است می تواند موقعیت خودراارزیابی واندازه گیری نماید؟

5-چه تعداداز سازمانها وشرکت های بخش خصوصی وارد فضای شبکه اجتماعی به عنوان بستر محیط کسب وکار جدیدشده اند؟

6-آیا آینده روابط عمومی هوشمندروشن است وچه انتظاراتی از آن بایدداشت؟

مبحث آخراینکه به واقع اینده روابط عمومی به کمک سمت سو خواهد بود بدون تردید تصویر وویدئو حرف اول را خواهد زد وبسیاری از نامه ها وگزارش ها در قالب فایل های ویدئویی تهیه وارائه خواهد شد ودرمرتبه بعدی نوآوری وخلاقیت تعیین کننده همه چیز برای روابط عمومی ها خواهدبودویک سیستم روابط عمومی پویا وهوشمند درفضای سایبر با درنظرگرفتن محدودیت های نرم افزاری وسخت افزاری ومنابع انسانی حرفه ای به دنبال به دست آوردن یک وضعیت بهینه باید باشد لذا مدیران روابط عمومی ها باید تلاش کنند در شرایط حاضر ضمن بهینه کردن وضعیت موجود ،پهنای باند اینترنت را به عنوان بسترروابط عمومی الکترونیک وهوشمند افزایش یابد چراکه اگر همین امروز پهنای باند اینترنت درایران 100برابر شود باز نسبت به میانگین جهانی پایین تر هستیم.امرئزه انبوه داده در سازمان ها وشرکت ها ی بزرگ تجاری وغیرتجاری باعث شده تا ابزارها ی هوشمندسازی درخدمت روابط عمومی های هوشمند قرارگیرد .واقعیتی که امروز حادث شده بر خلاف آنچه تصور می شود این است که دیگر رسانه های اجتماعی نظیر فیس بوک محل ملاقات وکپ وگفت جوانان ونوجوانان نیست بلکه بسیاری از افراد بزرگ سال وسازمانها به این شبکه پیوسته اند وان را از ماهیت قبلی ان خارج کرده اند براساس تحقیق صورت گرفته تنها 26درصد جوانان درحال حاضر در فیس بوک حضوردارند .بهرحال ایجادیک محیط کارمشارکتی موفق درروابط عمومی هوشمند فقط با به کارگیری ابزارفنی وپایگاه مناسب اطلاعاتی وارتباطی محقق نمی شودبلکه اقدامات موفق وموثر نیاز به تغییر اساسی نگاه مدیران به خصوص منابع انسانی سازمانی است.روابط عمومی هوشمند سیستم یکپارچه ای است که هرکارگزار یا مدیری دریک گره ازاین شبکه قرارداردوباکمک فناوریهای نوین ونرم افزارها ی توسعه یافته ماموریت خودرا انجام می دهد.اگرمدیران روابط عمومی دانش بنیان باشند وبتوانند مدیریت دانش را بفهمند روابط عمومی هوشمند استقرار می یابدوازسوی مدیران ارشد حمایت می شودواین راهی جز توجه به آموزش ، بهر ه گیری از دانش روز دنیا وتکیه بر خرد جمعی اتفاق نخواهد افتاد.

 

آداب معاشرت بین المللی. آداب دست دادن یا مصافحه

 

آداب معاشرت بین المللی. آداب دست دادن یا مصافحه

 

دست دادن در گذشته های بسیار دور، هدف دوستانه نداشت و به خاطر کنترول کردن دستهای جانبین وکسب اطمینان از پنهان نبودن سلاح در آنها، انجام داده میشد. دست دادن با گذشت زمان جایش را از بی اعتمادی و کنترول دستها، آهسته آهسته به تبارز دوستی، صفا و صمیمیت سپرد

سلام دادن ، با دست دادن رابطهء بسیار نزدیک دارد . بعباره دیگر ، هردو ادب معاشرت لازم و ملزوم اند .
وقتی به کسی نزدیک می شویم و می گویم سلام ، ایجاب می کند تا با هم دست داده مصافحه کنیم . مصافحه یعنی دست دادن به یکدیگر ، دستهای یکدیگر را فشردن.
. دست دادن در آدب معاشرت بین المللی نیز دارای اصول و قواعد است .
دست دادن از لحاظ سن و سال :
کسی که بزرگتر است ، باید اول دستش را دراز کند ؛
ادب معاشرت بین المللی ایجاب می کند تا وقتی که بزرگسال دست خود را دراز نکرده ، خردسال نباید دستش را پیش کند ؛
از نظر رتبه و موفق اجتماعی :
کسی که بلند رتبه است و موقف اجتماعی بالاتر دارد ، اول باید دست خود را پیش کند ؛
از لحاظ جنس :
زن باید اول دست خود را پیش کند . تا وقتی که زن دست خود را بطرف مرد پیش نکرده ، مرد نباید دستش را دراز کند . هرگاه زن دست خود را به طرف مرد دراز کند و مرد از دادن دست با او خود داری ورزد ، این ادب مرد از دیدگاه آداب معاشرت بین المللی ، پسندیده نیست .
دست ندادن مردان با زنان و زنان با مردان از دیدگاه دین مقدس اسلام موضوعی بیخی جدا و خارج از این مبحث است
از دیدگاه برابری جنس و سن و سال :
همویی که خود را بیشتر با ادب و بانزاکت می پندارد ، اولتر دستش را بطرف جانب مقابل دراز می کند ؛

یاد آورم می شوم که دست دادن به اساس جنس تنها در روابط انسانها در سطح جهانی منظور است ، نه در سطوح ملی ، فرهنگی ، دینی و مذهبی یک کشور مشخص.
هرگاه ما را به کسی معرفی می کنند ، اول شخصی باید دست خود را دراز کند که ما به او معرفی می شویم . اگر او دستش را هنگام معرفت به طرف ما پیش نکند ، ما نیز نباید این کار را بکنیم ؛
گاهی دست دادن با بوسیدن دست انجام داده می شود. ( این شکل دست دادن ها هم در سطوح ملی و هم در سطح جهانی عملی می شود ، منتهی با اهداف و معانی متفاوت . بطور مثال ، در افغانسان هنگام سلام دادن تنها دست والدین ، ریش سفیدان و سرسفیدان را می بوسیم و اما در سطح جهانی بیشتر مردها هنگام سلام دادن با خانمها ، دست خانمها را نیز می بوسند که این گونه بوسه ها نوعی احترام نسبت به زن تلقی می گردد .
مرد هنگام بوسیدن دست زن، باید خود را کمی به پیش خم کند . این عمل ، نشانه تبارز احترام بیشتر مرد به زن است. اگر مردی می خواهد دست زنی را به علامت احترام ببوسد ، آنگاه زن نباید دستش را عقب بکشد . شرط نیست که هر مرد دست هر زنی را در هرجایی که بخواهد ببوسد ، مرد باید نسبت به زنی که دستش را می بوسد ، شناخت درست وقبلی داشته باشد . معمولاً ادب دست بوسی زنان توسط مردان در سطح جهانی ، در محافل رسمی و بسیار مهم صورت می گیرد. دست بوسیدن زنان در سر راه و ازدحام مردم لازم نیست. زن حین دست دادن با مردی که می خواهد دستش را ببوسد ، باید دست خود را طوری بطرف مرد دراز کند که مرد به گرفتن آن مجبور نگردد. یعنی زن خودش دست خود را کمی بطرف مرد دراز کند. ( دیدن این گونه آداب معاشرت به خصوص در کشور های غربی ، سبب تعجب خصوصاً اکثر زنان افغانی می شود ، چون در کشور ما افغانستان آداب پذیرفته شده همچنان در این ارتباط فرق می کند . از همین جا ، یعنی تفاوتها درتعمیل آداب معاشرت است که گاهی سلسله یی از تضاد ها و سؤ تفاهمات و نارضایتیها بین مردمان بومی درغرب و مهاجران خارجی را بمیان میآورد.
اکثر مردان در افغانستان هنگام مصافحه و دست دادن با مردان، روبوسی و بغلکشی هم می کنند و زنان افغان نیز اکثراً حین سلام دادن و دست دادن با همجنسان شان روبوسی می کنند؛ اما اکثریت مردان با زنان نامحرم دست نمیدهند و روبوسی نمی کنند . در حالی که دست دادن و روبوسی مردان با زنان، یکی از آدب معاشرت بین المللی است .
گاهی دست بوسی به چاپلوسی نیز توجیه می گردد که کاملاً چیزی دیگری است. هستند آدمهایی که در مواقع بسیار مهم و در انظار مردم ، دستهای شخصیتهای معروف سیاسی و غیر سیاسی را می بوسند که این عمل بی تردید از نظر من یا چاپلوسی است و یا به گفته بیدل :
تواضع های دشمن ، مکر صیادی بود بیدل
که خم خم رفتن صیاد، آفتهاست مرغان را
در دست دادن نیز مانند سلام دادن نه زیاده روی شود و نی کوتاهی . بهتر است در یک روز دوبار دست داده شود ، یکی حین سلام دادن و یکی هم هنگام خداحافظی ؛ دست دادن باید نرم و آرام و مختصر باشد نه سخت و با فشار که دست طرف مقابل را آزار بدهد هنگام دست دادن اگر دست کمی تکان داده شود بهتر است اما نه با کلان سالان. لازم نیست با دستهای آلوده به چیزی با کسی دست داد ؛ دست دادن مردان با دستکش ادبی شایسته محسوب نمیشود . اما زنان با دستکش نیز می توانند دست بدهند . هنگام دست دادن باید به چشمهای جانب مقابل نگاه کرد . معمولاً با دست راست دست داده می شود . گاهی دودسته هم دست میدهند که از نظر آداب معاشرت بین المللی آنقدر پسندیده نیست .
گردآوری، ترجمه وتألیف دکتور فرید طهماس.

 

 

خانه تکانی ذهنی

خانه تکانی ذهنی

 

ذهن ما مانند خانه ای است که مهمان های خوانده و ناخواندۀ زیادی به آن رفت و آمد می کنند. این مهمان ها گاهی افکار، خاطرات، آرزوها و تصاویر خوشایند و ناخوشایند هستند که در ذهن جا خوش می کنند. و گاه مدتی گذرا در ذهن حضور یافته سپس آن را ترک می کنند.

همانطور که می دانید حضور بسیاری از افکار و خاطرات و تصاویر ناخواسته، جز خستگی نتیجه دیگری برای ذهن به بار نمی آورند. بنابراین برای ذخیره انرژی روانی باید خانه تکانی ذهنی کرد و درست مانند خانه تکانی منزل که اسباب و لوازم فرسوده، ناکارآمد و به دردنخور را دور می ریزیم، ذهن را از محتویات نامناسب خالی کنیم و آرام و پرانرژی به فعالیت های سازنده بپردازیم.
البته ما به موازات این کار، باید افکار، خاطرات و تصاویر موجود در ذهن را دوباره طبقه بندی کنیم. پس ابتدا به این سؤالات پاسخ دهید:
- در خانه ذهن شما چه می گذرد؟ آیا ذهن شلوغی دارید؟
- آیا ذهن شما مملو از خاطرات تلخ و گزنده است؟
- آیا افکار منفی در ذهن تان خانه کرده اند؟
- آیا تصاویر ناخوشایند هرچند وقت یکبار در ذهن شما رژه می روند؟
- آیا این افکار، خاطرات و تصاویر در کنترل شما هستند یا ناخواسته و بدون این که بخواهید یا نقشی داشته باشید، می آیند و می روند؟

همراهان خوبم! پاسخ صادقانه به سؤالات بالا، منجر به راهبردهای مؤثری می شود که برای رهایی از ذهن مغشوش باید آن را یاد گرفته و به کار ببندید. باید مانند طبیعت، که هر بهار، نو می شود و نیز مانند بسیاری از سلول های بدن که در طول زندگی نو می شوند و مانند پوشاک خود که هر چند وقت یکبار آن را نو می کنیم، ذهن خود را نیز با دور ریختن منفی بافی ها و کهنه پرستی ها نو کنیم…

برای خانه تکانی ذهن لازم است دست کم به مدت یک ماه ذهن تان را از صبح تا شب درنظر بگیرید و مراقب افکار، خاطرات و تصاویری که در طول ماه، مهمان شما هستند باشید. باید دفترچه یادداشتی داشته باشید؛ افکار، خاطرات و تصاویر مزاحم، منفی و غیرلازم را در آن ثبت کنید و هر روز تمرین کنید که بخشی از آنها را دور بریزید و به آن فکر نکنید. برای مقابله با افکاری که به سختی می توانید آنها را دور بریزید بهتر است زمان خاصی را مشخص سازید، مثلاً اگر قرار است این افکار و خاطرات ناراحت کننده یا غیرضروری را بررسی کنید، بهتر است فقط پنج دقیقه در روز را به آن اختصاص دهید. تعیین مناطق خاص نیز می تواند مفید باشد مثلاً فقط در حیاط خانه، فقط موقع واکس زدن کفش ها یا فقط در حمام اجازه دارم به این افکار فکر کنم.

اگر از افکار و خاطرات ذهنی خود می توانید پند یا تجربه ای بگیرید آن تجارب را یادداشت کرده و در زندگی روزانه تان به کار بگیرید، اما بقیه را به دور افکنید.

با خانه تکانی ذهنی، پر از مهمان هایی خواهید شد که به دعوت شما در ذهن تان حضور دارند و به شما انرژی مثبت می دهند و شما را شاد می سازند. به این ترتیب، از وجود افکار منفی و خاطرات ناخوشایند خبری نخواهد بود.

منبع: مریم جهانبخش  کارشناس ارشد مشاوره

 

چطور میان درآمدها و هزینه‌ها تعادل برقرار کنیم؟

وقتی در یک خانواده مدیریت درستی بر روی دخل‌وخرج انجام شود، خانواده دارای یک ثبات نسبی شده و از همین رو تربیت و حرکت خانواده هر دو در یک مسیر و هم‌تراز هم حرکت و می‌توانند یک خانواده پویا و مستحکم را به جامعه معرفی کنند.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، آیکُس نُمُس، شاید اولین واژه‌ای است که از اقتصاد در ذهن همه اهالی این رشته متبادر می‌شود؛ واژه‌ای یونانی و به مفهوم قواعد خانوار و یا مدیریت خانوار است. به معنای عامیانه‌تر یعنی: قواعدی که منجر به مدیریت دخل‌وخرج خانواده شده و باعث ثبات در مدیریت خانواده می‌شود.

اگر این فرایند مدیریت بر اقتصاد خانواده رخ دهد بدون تردید از چالش‌های اخلاقی، دینی، اجتماعی و بینش‌های منسوخ در آینده‌نگری می‌توان خانواده را مصون داشت.


خوب است در ارتباط با همین بحث به فرمایشی از حضرت حبل‌المتین امیرالمؤمنین علی (ع) اشاره‌کنم، فرمودند:
قِوامُ العَیشِ حُسنُ التَّقدیرِ وَ مِلاکُهُ حُسنُ التَّدبیرِ (کتاب‌شریف غررالحکم، ج 4، ص 515)
استحکام زندگی، حسن تقدیر در معیشت و ملاک آن حسن‌تدبیر و مدیریت است

وقتی در یک خانواده مدیریت درستی بر روی دخل‌وخرج انجام شود، خانواده دارای یک ثبات نسبی شده و از همین رو تربیت و حرکت خانواده هر دو در یک مسیر و هم‌تراز هم حرکت و می‌توانند یک خانواده پویا و مستحکم را به جامعه معرفی کنند.


در همین‌جاست که باید به دنبال نشانی از قواعد پیشتاز و اجرای درست در آن خانواده گشت تا بر روی این رفتار اعضای خانواده به ثمره‌ای برسیم که اقتصاددانان پیشتاز به دنبال آن بودند. پس بدون تردید اگر بخواهیم یک تعریف جامع از همه نحله‌های اقتصادی را برای خانواده ذکر کنیم، چیزی نیست جز اینکه «هر خانواده، یک سازمان اقتصادی کوچک است که نیاز به مدیریت منابع و مصارف دارد»


در همین راستا ضرورت یک برنامه صحیح و جامع را نمی‌شود فراموش کرد، برنامه‌ای که بتواند مدیریت صحیح از منابع و مصارف را به خانواده گوشزد کند. به نظر در اضلاع گوناگون مدیریت مالی خانواده، چیزی مهم‌تر از هزینه نیست. مدیریت صحیح درآمد و برنامه‌ریزی‌های مالی نیز به ما کمک می‌کند اولاً از همان میزان درآمد حداکثر بهره‌برداری را داشته باشیم. البته قبل از بررسی هزینه‌ها باید هزینه‌های یک خانواده را طبقه‌بندی کنیم.
در طبقه‌بندی هزینه را باید نباید تمام هزینه‌های یک خانواده یکنواخت بنامیم، چراکه در یک خانواده که در جامعه می‌توان بر روی آن نام یک خانواده متوسط را نهاد از انواع و اقسام هزینه‌ها موجود است که در طبقه‌بندی هزینه‌هاست که رخ می‌نمایند. طبقه‌بندی هزینه‌ها و تدوین یک برنامه مدون برای دخل‌وخرج یک خانواده به ما کمک می‌کند:
اولاً از همان میزان درآمد حداکثر بهره‌برداری را داشته باشیم.
ثانیاً بین درآمد و هزینه‌های خانواده تعادل ایجاد کنیم.
در طبقه‌بندی می‌توان هزینه‌ها را بر دو شکل مورد نقد و بررسی قرار داد، یکی طبقه‌بندی بر مبنای هزینه و دیگری طبقه‌بندی بر مبنای زمان. در طبقه‌بندی بر مبنای زمان به نسبت میزان نوسان هزینه‌های ثابت، زمان را در نظر می‌گیرند.
اگر هزینه‌های ثابتی چون اجاره خانه، هزینه‌های تأمین‌اجتماعی و یا آبونمان مصارف خدماتی به‌صورت هر شش ماه یک‌بار متغیر هستند؛ باید طبقه‌بندی زمانی را بر اساس شش‌ماه تدوین کرد و یا اگر در ابتدای هرسال این هزینه‌ها دچار تغییر و تحول می‌شوند، پس مبنای طبقه‌بندی زمانی را باید بر روی یک سال نگاشت؛ اما اگر این طبقه‌بندی بر اساس هزینه باشد شاهد شکل جامع‌تری خواهیم بود البته نباید فراموش کنیم که در یک خانواده و در طبقه‌بندی هزینه‌ها هر دو مبنا باید لحاظ شود؛ اما در طبقه‌بندی بر اساس هزینه‌ها باید چهار نوع هزینه را موردنظر قرار داد.
ابتدا هزینه‌های ثابت
دوم هزینه‌های جاری
سوم هزینه‌های متغیر
چهارم هزینه‌های دوره‌ای؛
که هریک از این موارد را در یادداشت‌های بعدی به‌تفصیل شرح خواهم داد.

منبع: صبح نو

تجارت شفاف راهی به سوی جهانی شدن

تجارت شفاف راهی به سوی جهانی شدن

تلاش برای عضویت دائم در سازمان جهانی تجارت (WTO) شاید همزمان با پذیرفتن ایران در این سازمان به‌عنوان عضو ناظر در اوایل دهه 1370 شروع شد؛ زمانی که دولت مصائب جنگ را پشت سر گذاشته بود و وقت شکوفایی و به دنبال آن جهانی کردن اقتصاد بود. بیش از یک دهه گذشت تا ایران به‌عنوان عضو ناظر پذیرفته شد و حالا 10 سال دیگر را پشت سر گذاشتیم و اقتصاد ایران هنوز در صف پیوستن به سازمان جهانی تجارت است. رییس انجمن علمی بازرگانی ایران که اخیراً به همین بهانه متخصصان حوزه تجارت و بخش‌خصوصی را در اتاق بازرگانی ایران دور هم جمع کرده، معتقد است غائله تحریم‌ها ایران را از پیوستن به WTO و حضور در اقتصاد جهانی عقب راند. وی با بیان اینکه اساساً پیوستن به این سازمان از طریق دولت‌ها انجام می‌گیرد، به «فرصت امروز» می‌گوید: در اغلب کشورها برای عضو شدن در این سازمان، دولت به نیابت از بخش‌خصوصی در مذاکرات و رایزنی‌ها شرکت می‌کند. امروز دیگر چیزی به نام بخش‌خصوصی ملی در دنیا وجود ندارد، اگر بخش‌خصوصی کشور ما می‌خواهد رشد کند باید به بخش‌خصوصی در جهان پیوند بخورد. این بخش باید پیشقراول توسعه باشد و حالا وقتش است در مذاکرات و رایزنی‌ها در الحاق با سازمان جهانی تجارت نقشش را ایفا کند. به گفته اسفندیار امید بخش، با وجود تحریم‌ها هیچ دولتی قادر به حل مسئله پیوستن به WTO نبوده و همچنان هم همین‌طور است.

بهبود فضای کسب‌وکار، رشد اشتغال و ورود اقتصاد ملی به فضای جهانی از جمله مزایایی است که این متخصص به آنها اشاره می‌کند. وی مـی‌افــزایـد: بخش‌خصوصی واقعاً اگر بخواهد رشد کند مهم‌ترین مسیرش الحاق کشور به سازمان جهانی تجارت است. امیدبخش با بیان اینکه در حال حاضر در تولید یک کالا در جهان بخش‌های خصوصی چندین کشور دخالت دارند، ادامه می‌دهد: در این فرآیند بسیاری از قوانین و مقررات باید تغییر کرده و با قوانین جهانی سازگار شود و همه اینها به نفع ما خواهد بود چرا که به دنبال این تغییرات فضای کسب‌وکار به سطح استانداردش خواهد رسید.

 

رییس انجمن علمی بازرگانان ایران با بیان اینکه در برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه به این مسئله پرداخته شده، معتقد است در سیاست‌های کلی برنامه ششم به این مسئله اشاره نشده است. وی می‌افزاید: در برنامه پنجم در بند «و» ماده 104 در این مورد آمده بود که سیاست‌های تجاری باید به تدریج با WTO همسو شود. امیدبخش با این بند مخالف است و در تشریح دلایلش می‌گوید: این نوع نگارش به معنای بستن دست مذاکره‌کنندگان است یعنی اینکه طرف تجاری ما می‌گوید شما پیشاپیش متعهد شده‌اید که خودتان را با سازمان سازگار کنید. به گفته وی، در این صورت مذاکره‌کنندگان تحت‌فشار خواهند بود و همین‌طور مجلس هم از قانونی که تصویب کرده، کوتاه نخواهد آمد. استفاده از نظرات کارشناسان تجاری و همچنین متخصصان انجمن علمی بازرگانی توصیه‌ای است که وی برای تدوین‌کنندگان قانون برنامه ششم دارد.

روهام قلیچی، دیگر متخصص این حوزه برخورد با عضویت ایران را در این سازمان کاملا سیاسی می‌داند. این استاد دانشگاه با بیان اینکه ایران کشور کوچکی نیست و درست برعکس، کشوری مهم و تاثیر‌گذار در منطقه است به «فرصت امروز» می‌گوید: با توجه به‌موقعیت استراتژیکی ایران که با کشورهای بسیاری، حدود 16 کشور هم مرز است عضویت در WTO مزایای بسیار و البته معایبی هم خواهد داشت. قلیچی، گردش مالی بالا، جهانی شدن تعرفه‌ها، حضور سرمایه‌گذاران خارجی در ایران، اشتغال و بهبود فضای کسب‌وکار و تولید را از مزایای آن عنوان می‌کند و در معایب آن می‌گوید: عضویت ما در این سازمان سیستم تجارت ما را در منطقه تغییر خواهد داد و درصورتی که کشورهای همسایه ما عضو نباشند، از آنجا که تجارت ما از منطقه‌ای به جهانی تغییر خواهد یافت، بروز مشکلاتی درخصوص تجارت در مرزها قابل پیش‌بینی است، چراکه تعرفه‌ها جهانی خواهد شد.

به گفته وی، زیرساخت‌ها در ایران برای پیوستن به WTO فراهم نیست و تا این بستر فراهم نشود امکان الحاق به این سازمان دور از انتظار است. این استاد دانشگاه تأکید می‌کند: ما حتماً باید زیرساخت‌هایمان را درست کنیم. اگر امروز عضو شویم، تجارت ما دچار مشکلاتی خواهد شد و برگشتی نخواهیم داشت، ما در بحث تجارت حریف کشورهای اطراف‌مان نیستیم. ببینید در ترکیه صنعت پوشاک و نساجی چقدر پیشرفت کرده است. این متخصص شفاف بودن تجارت را از مهم‌ترین اصول این سازمان می‌داند و با اشاره به گفته مقام معظم رهبری مبنی بر برچیده شدن اقتصاد دولتی، توضیح می‌دهد: ما در صورت پیوستن به این سازمان راهی جز شفاف‌سازی تجارت نداریم، همه اطلاعات باید شفاف باشد، جایی برای رانت یا واردات قاچاق از مبادی رسمی و غیر‌رسمی نیست. آمار گمرکات باید شفاف‌تر شود.

به گفته این استاد دانشگاه، دفتر نماینده تام‌الاختیار این سازمان در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت در فروردین سال گذشته بر چیده شد. قلیچی ادامه می‌دهد: کار این دفتر بررسی و آماده‌سازی برای عضویت دائم در سازمان بود، اگرچه فقط در محدود تألیف تعدادی دفترچه قانون و مقررات انجام شد، درحالی‌که باید تمامی نهادها و دستگاه‌ها را با این مسئله درگیر می‌کرد. مذاکرات و رفت‌و‌آمدهایی انجام شد، اما خروجی قابل توجهی نداشتند. وی با بیان اینکه عضویت در سازمان مشروط است و در صورت تأیید صلاحیت به عضویت دائم تبدیل خواهد شد، درخصوص ضرورت و اهمیت این مسئله در دولت می‌گوید: به نظر من اگر قرار است این کار انجام شود، پیشنهاد می‌شود نهاد ریاست جمهوری یا معاون اول ایشان شخصاً امور آن را به دست بگیرند، چون این اقدام جهانی و بالاتر از سطح وزارتخانه است و رییس‌جمهور یا معاون اول ایشان در مقامی هستند که بتوانند به همه وزارتخانه ابلاغ کنند. 

به گزارش «فرصت امروز»، یمن آخرین کشوری است که در سال گذشته در WTO پذیرفته شد. پیش از این کشورهای روسیه، چین، اوکراین، عربستان، تایوان پس از سال 2000 به این سازمان پیوستند که به گفته کارشناسان پیش از الحاق اقتصادی مشابه ایران داشتند. گفتنی است در این سازمان رایزنی‌ها در نشست‌های غیررسمی در زمینه موافقت اعضا با قبول یک عضو جدید بسیار تأثیر‌گذار است.براساس گفته‌های این دو کارشناس، به نظر می‌رسد روند پیوستن به WTO که به‌شدت به آماده کردن زیرساخت‌ها وابسته است، زمان‌بر است. تجربه کشورهایی که به این سازمان پیوسته‌اند نیز این مسئله را خاطرنشان می‌کند. اما از آنجا که شفاف‌سازی تجارت از زمینه‌های پیوستن به این سازمان جهانی است، بدیهی است اگرچه بخشی از حساسیت‌ها برای عضو شدن، از جانب متخصصان و کارشناسان به قصد حرفه‌ای انجام شدن کار باشد اما بخشی از مقاومت‌ها هم می‌تواند از جانب کسانی باشد که از رانت‌ها و قاچاق‌های کلان سود می‌برند.

 یمن آخرین کشوری است که در سال گذشته در WTO پذیرفته شد. پیش از این کشورهای روسیه، چین، اوکراین، عربستان، تایوان پس از سال 2000 به این سازمان پیوستند که به گفته کارشناسان پیش از الحاق اقتصادی مشابه ایران داشتند.

 

مراحل استقرار ایزو در سازمان ها

مراحل استقرار ایزو در سازمانها

قدم اول:

توجیه مدیریت ارشد سازمان نسبت به مزایا و مراحل كار و همچنین نقش مدیریت ارشد در مراحل مختلف استقرار تا اخذ نتیجه :

از آنجائیكه در ویرایش 2000 استاندارد ایزو 9000 نقش مدیریت و بویژه مدیریت منابع از الزامات اصلی می باشد، بنابراین مرحله توجیه مدیریت و كسب اعتقاد و همراهی وی و پشتیبانی مستمر او از اهم فعالیتهای آغازین می باشد. در صورت كمرنگ شدن تعهد و پشتیبانی مدیریت، استقرار ایزو اثر بخش نخواهد بود. برای اطمینان از اجرای اثر بخش سیستم كیفیت، مدیریت یك نفر از مدیران اجرایی را به عنوان نماینده مدیریت معرفی می نماید. این فرد زیر نظر مدیریت فعالیت داشته و وظیفه نظارت بر اجرای نظام مدیریت كیفیت را بعهده دارد.

قدم دوم:

برنامه ریزی منابع مورد نیاز برای استقرار سیستم مدیریت كیفیت:

توصیه می شود یك روش اجرایی برای استقرار سیستم تعریف و نقش تمامی افراد درگیر در پروژه مشخص شود و افرادی كه بعنوان كمیته های راهبری، اجرایی، مستند سازی، ممیزی داخلی در مراحل استقرار خواهند داشت و نقش سایر واحد ها از قیل واحد های اداری و مالی در برقرار تسهیلات از جمله تامین امكانات اداری، چاپ، تكثیر و تامین نیروی انسانی مورد نیاز مشخص گردد.


قدم سوم:

برگزاری آموزش های عمومی و   تخصصی:

این آموزش ها شامل برگزاری سمینارهای عمومی مدیریت كیفیت،   كلاس های آشنایی با الزامات و نیاز   مندیهای استاندارد، مستند سازی و   ممیزی خواهد بود.

 


قدم چهارم:

شناسایی فرآیند ها و اهداف و تدوین مستندات مربوطه:

این مستندات می تواند شامل نمودار های فرآیند ها، نظامنامه ، روش های اجرایی، دستورالعمل های كاری و هر گونه فرم های مورد نیاز نظام كیفیت باشد.


قدم پنجم:

اجرای مستندات و برنامه های رسیدن به اهداف:

از آنجائیكه اجرای برنامه های رسیدن به اهداف تعریف شده توسط مدیریت در تمامی واحد ها لازم الاجراء می باشد، لذا این قدم می بایست با نظارت مدیریت ارشد سازمان یا نماینده مدیریت انجام و منابع مورد نیاز تخصیص داده شود.

 

قدم ششم:

ممیزی داخلی و اندازه گیری فرآیند ها:

اندازه گیری فرآیند ها از طرق مختلف انجام   می شود. یكی از راه های ارائه شده دراستانداردانجام ممیزی داخلی است. ممیزین داخلی از درون سازمان هستند كه مسئولیت  كنترل و نظارت   بر اجرای برنامه های به اهداف را مطابق روش اجرایی ممیزی داخلی بر عهده خواهند داشت. در   صورتیكه گزارش ممیزین   داخلی نشان  دهنده  عدم اجرای برنامه ها و مستندات باشد، در این صورت مدیریت باید نسبت به رفع موانع اقدام نموده و با برگزاری جلسات با مدیران واحد ها نسبت به توصیه اقدامات اصلاحی و اعلام حمایت و پشتیبانی خود اقدام نماید. در صورتیكه گزارش ممیزین داخلی مواردی را در خصوص عدم انطباق نشان ندهد در این صورت سازمان برای ممیزی خارجی( قدم بعدی) آماده می باشد.

قدم هفتم:

انجام ممیزی خارجی:

این مرحله ، آخرین مرحله استقرار نظام مدیریت كیفیت است. در این مرحله ممیزین شركت گواهی كننده پس از آمادگی اولیه نسبت به حضور در محل سازمان متقاضی اقدام نموده و نسبت به ممیزی نظام مدیریت مطابق با استاندارد درخواستی اقدام می نمایند. در صورتیكه برنامه های لازم مطابق استاندارد تدوین، اجراء و اثبات شود در این صورت سازمان برای اخذ گواهی توصیه شده و گواهینامه خود را دریافت خواهد كرد و در غیر این صورت می بایست در زمان مقرر نسبت به اصلاح خود اقدام نماید. گواهینامه صادر شده سه سال اعتبار داشته و در طول این مدت سالی یك یا دوبار به منظور اطمینان از تداوم رعایت الزامات استاندارد نسبت به ممیزی های مراقبتی اقدام خواهد شد .

مزایای ثبت سیستم مدیریت برای سازمانها :

شرکتها و سازمانها صرفنظر از نوع و اندازه و میزان سود آوری علاقمندی زیادی برای ثبت سیستمهای مدیریتی همچون ISO 9001ISO 14001, OHSAS 18001 دارند، زیرا باید نیازهای بازار، رضایت مشتری یا نیازمندیهای قانونی و تجاری را پوشش دهند. اجرای سیستماتیک و موفق این استانداردها با هدف ارتقاء بهره وری و کاهش هزینه موجب می شود سازمانها از قابلیت رقابتی بالا برخوردار گردند و به سود آوری برسند.

علل اساسی علاقمندی سازمانها برای دریافت گواهینامه های استاندارد بین المللی ISO عبارتست از:

• بهبود فرآیند های سازمانی

• تولید محصول با کیفیت بهتر

• کمک به بازاریابی و فروش بیشتر محصول و ایجاد تقاضا

• حصول اطمینان ازبرآورده سازی نیازها و انتظارات مشتریان

آمار ها نشان میدهد از مزایای استقرار و ثبت سیستمهای مدیریت کیفیت در شرکتها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

83% بهبود کنترل مدیریت گزارش

70% بهبود واقعی در ارائه خدمات به مشتریان

64% موفقیت در انعقاد قرارداد فروش و ارائه خدمات

48% افزایش سهم بازار


تعداد زیادی از شرکتها و موسسات دولتی از تامین کنندگان خود درخواست ثبت سیستم مدیریتی همچون ISO 9001ISO 14001, OHSAS 18001 جهت رعایت حداقل شرایط شرکت در مناقصات و انعقاد قرارداد را دارند. این موضوع بخصوص برای موسسات و شرکتهایی که تمایل به همکاری با اتحادیه اروپا و کشورهای عضو تجارت جهانی را دارند از اهمیت خاصی برخوردار است. به نحوی که شرط مهم و اساسی در انعقاد قرارداد تامین کننده، ثبت سیستم مدیریتی می باشد.

در حال حاضر در بین صنایع مختلف در داخل کشور ثبت گواهینامه های ISO به عنوان یک نیازمندی بدیهی جهت حفظ توانایی رقابت و کیفیت محصول و رعایت قوانین و مقررات دولتی به شمار می آید.

 

دیجیتالی شدن رسانه و تاثیر آنها در زنذگی

 

مقدمه :

يكي از ملاك‏هاي تقسيم‏بندي تاريخ بشري بر اساس كشف يا تحول ابزاري بوده است. آنچنان كه هر دوره از تاريخ بشري را با يكي از تحول‏هاي ابزاري بشر يا كشف او نام‏‏گذاري كرده‏اند . عصر آهن، عصر كشاورزي،عصر صنعتي و.....امروزه ما با گذر از جامعه صنعتي در جامعه‏اي زندگي مي كنيم كه از آن به عنوان جامعه اطلاعاتي ياد مي كنند.بي‏شك يكي از بزرگترين تحولات در عرصه رسانه‏ها در جامعه اطلاعاتي ‏، ديجيتالي شدن فرايند انتقال اطلاعات آنهاست . هر تحول تكنولوژيكي در طول تاريخ پيامدهاي را نيز به همراه داشته است؛ پيامدهايي خواسته يا ناخواسته ديجيتالي شدن رسانه و نقش آن در زندگي اجتماعي با تاكيد بر جوانان موضوع بحث و تحقيق و تبادل نظر ما در ادامه مي باشد.

دنياي امروزي به ارتباط مستمر يا كنش متقابل ميان مردمي كه بسيار جدا از يكديگرند وابسته است . اما اگر ما تا اين اندازه به ارتباط از راه دور وابسته نبوديم ، تعليم وتربيت به صورت توده گير نه ضروري بود و نه ممكن . در فرهنگهاي قديمي بخش اعظم دانش موجود آن چيزي بود كه يكي از انسان شناسان ، به نام كليفورد گرتس ، دانش محلي ناميده است .

 سنتها در اجتماع محلي انتقال مي يافت و اگر چه انديشه هاي كلي فرهنگي به تدريج در مناطق وسيعي منتشر مي گرديد ، فرايندهاي انتشار فرهنگي ، طولاني ، كند و ناپيوسته بود . امروز ، ما در " كل جهان " زندگي مي كنيم به شيوه اي كه براي ژا پل ديديون ، يا هر كسي كه قبل از حدود سال 1800 زندگي مي كرد كاملا غير قابل تصور مي بود . ما از اوضاع و رويدادهاي هزاران مايل دورتر آگاهيم _ ارتباط الكترونيكي چنين آگاهي اي را تقريبا در هر لحظه فراهم مي كند . تغييرات در انتشار اطلاعات ، و در تكنولوژي هاي اطلاعات ، همانند هر جنبه توليد صنعتي بخشي از توسعه جوامع امروزي است . در قرن بيستم ، حمل ونقل سريع و ارتباط الكترونيكي انتشار جهاني اطلاعات را بسيار شدت بخشيده اند.

 رسانه هاي همگاني ( روزنامه ها ، مجلات ، سينما و تلويزيون ) اغلب در ارتباط با سرگرمي در نظر گرفته مي شود ، و بنابراين در زندگي اكثر مردم نسبتا كم اهميت قلمداد مي گردد. چنين ديدگاهي كاملا گمراه كننده است . ارتباطات همگاني در بسياري جنبه هاي فعاليتهاي اجتماعي ما دخالت دارد . براي مثال ، معاملات پولي اكنون اساسا بر پايه مبادله اطلاعاتي قرار دارد كه در كامپيوترها نگهداري مي شود . حساب بانكي توده اي از اسكناس نيست كه در گاو صندوق نگهداري شود ع بلكه ارقامي است كه روي برگ حساب چاپ شده و در كامپيوتر ذخيره مي شود . هر كس كه از كارت اعتباري استفاده مي كند به يك سيستم بسيار پيچيده اطلاعاتي متصل مي شود كه با وسايل الكترونيكي ذخيره شده و انتقال مي يابد . حتي وسايل سرگرمي مانند روزنامه ها يا تلويزيون تاثير فراگيري برتجربه ما داند . اين امر تنها به اين علت نيست كه آنها بر نگرشهاي ما به شيوه هاي خاصي تاثير مي گذارند ، بلكه از آن روست كه انها وسيله دسترسي به اطلاعاتي هستند كه بسياري فعاليتهاي اجتماعي به ان بستگي دارد . تنها يك فرد تارك دنيا ، ممكن است به طور كامل از رويدادهاي خبري كه بر همه ما تاثير مي گذارد بركنار باشد كاملا مي توان گمان كرد كه تارك دنياي قرن بيستم هم يك راديو داشته باشد !

 

تاريخچه كوتاه در مورد رسانه‌هاي جهاني

سيستم رسانه‌اي جهاني از لحاظ تاريخي عميق‌تر از آن است كه به نظر مي‌آيد. در واقع هر بحثي پيرامون رسانه‌هاي جهاني بايد از اواخر قرن 19 يعني وقتي كه يك شبكه گسترده جهاني از شركت‌هاي تلگراف (ارتباطات كابلي) و آژانس‌هاي خبري به عنوان شركت‌هاي فراملي در آن زمان ظهور پيدا كرد آغاز شود. تا اواخر قرن 19 هم بريتانيا و هم امريكا تجارت جهاني را در مورد آزادي كابل‌ها پذيرفتند و به نحو تجاوزكارانه‌اي اين سياست‌ها را براي گسترش دسترسي به بازارهاي خارجي از طريق شركت‌هايي مثل شبكه‌هاي كابلي امريكايي، كمپاني‌هاي تلگراف انگليسي ـ امريكايي و شركت توسعه شرقي تلگراف وستريونيون استفاده كرده‌اند. اين سياست‌ها همچنين براي پشتيباني كارتل‌هاي كابلي و اهرم‌هاي قدرت براي دسترسي به بازارهاي داخلي به منظور بهره‌برداري دو طرفه شركت‌هاي ارتباطي خارجي امريكا و انگليس استفاده شده‌اند.

بعد از جنگ جهاني اول در رسانه‌هاي جهاني فاصله‌اي به وجود آمد و تحقيقات در اين رشته به شكل زيادي به مطالعه در مورد تبليغات و توانايي مردم در دريافت اخبار خارجي تمايل داشت. ايده رسانه‌هاي جهاني و همچنين با توافقات بين‌المللي، تكنولوژي‌هاي رسانه‌اي جديد (راديو، تلويزيون، پخش ماهواره‌اي و نظاير آن) را براي عمل كردن داخل مرزهاي ملي محدود مي‌كرد. تنها اين جمله در دهه 1970 و 1980 تغيير كرد كه كشورهايي كه به نام كشورهاي توسعه‌يافته ناميده مي‌شدند در يونسكو و اتحاديه جهاني مخابرات(7) تلاش كردند سياست‌هاي جديدي را به تصويب برسانند تا قادر باشند تخصيص عادلانه‌اي از منابع ارتباطات صورت گيرد.

اين فشار نظم نوين جهاني ارتباطات و اطلاعات و دسترسي بيش‌تر به اخبار و رسانه‌هاي قديمي همچنين تنوع بيش‌تر جريان اطلاعات بين همه كشورها و توزيع عادلانه اطلاعات را اقتضا مي‌كرد. در اصل يونسكو و اتحاديه جهاني مخابرات به ترتيب تحت مطالعات اصلي كميسيون مك برايد و ماتيلز نتيجه گرفتند كه نوآوري‌هايي را كه آن‌ها مورد توجه قرار داده بودند انجام دهند. به طور مثال كوشش براي رسيدن به آزادي و تعادل جريان اطلاعات، گسترش مشاركت كشورهاي توسعه‌يافته در هر دو سازمان، تخصيص بيش‌تر منابع به صورت عادلانه براي عموم (به طور مثال امواج راديويي و مكان‌هاي مداري براي ماهواره‌هاي ثابت) و افزودن زيرساخت‌هاي ارتباطي براي ايجاد برنامه‌هايبين‌المللي توسعه ارتباطات و فراهم كردن حمايت‌هاي فني و مالي براي اخبار محلي و آژانس‌هاي راديو و تلويزيوني صورت گرفت.

البته اهداف نظم نوين جهاني ارتباطات و اطلاعات به صورت منحرف‌شده‌اي صورت تحقق به خود گرفت، اما اين كوشش‌ها به يك سيستم جهاني متمايل شد كه بتواند نيازهاي كشورها را بهتر از آنچه كه دنباله روي كوركورانه از تسلط اروپا و امريكاي شمالي ايجاب مي‌كرد منعكس كند. نظم نوين جهاني ارتباطات و اطلاعات به زودي با انتقام كشورهايي روبه‌رو شد كه از ايده يك نظم نوين ارتباطات جهاني براساس برابري و توزيع مجدد قدرت و منابع رنجيده بودند. اين كشورها ـ امريكا، انگليس و سنگاپور ـ يونسكو را ترك و تهديد كردند كه اگر تغييرات فراگير داخلي صورت نگيرد اتحاديه جهاني مخابرات نيز به همان سرنوشت دچار خواهد شد. آن‌ها طالب اولويت رقابت و خصوصي‌سازي به همان صورتي بودند كه در توافق‌نامه جهاني تجارت و گمرك(8) لحاظ شده بود، در نتيجه تجارت آزاد و ارتباطات دوباره زنده شد و اقتدار يونسكو و اتحاديه جهاني مخابرات دوباره تعريف شد و بحث در مورد نظم نوين جهاني ارتباطات و اطلاعات كم‌رنگ شد.

بدين ترتيب يونسكو مجدداً جريان آزاد اطلاعات را پذيرفت و در نتيجه انگليس، امريكا و سنگاپور بازگشتند و سازمان تجارت جهاني مجدداً براساس دكتريني كه اساس آن نظام سياسي ارتباطات جهاني در حال تكوين بود به تمام اعضايش اجازه مي‌داد كه بدون هيچ محدوديتي اطلاعات را بين مرزها مبادله كند. با از بين رفتن نظم نوين جهاني ارتباطات نظم جديد داخلي و مشي اساسي براي بخش‌هاي خصوصي در اتحاديه جهاني مخابرات، سازمان همكاري مؤسسه اقتصادي(9) و سازمان تجارت جهاني به وجود آمد. اين آژانس‌ها چند نقش جديد را براي تلاش در زمينه ايجاد بازارهاي ارتباطي جديد و چارچوب سياسي پذيرفتند.

1. تحقيقاتي كه روش اصلي و دسترسي به منابع ارتباطي را در مناطق مختلف جهان با حمايت از خصوصي‌ٍسازي، رقابت و توسعه قالب‌هاي خود تظيمي جديد در بعضي از كشورها پوشش مي‌دادند.

2. نقش مكمل حمايتي. به طور مثال توسعه مراكز دوربرد(10) به عنوان منابع اجتماعي كه براي مردم در كشورهاي توسعه‌يافته با دسترسي بيش‌تر به خدمات ارتباطات راه دور تهيه مي‌شوند.

3. تهيه منابع مالي براي حمايت‌هاي قانوني و ظرفيت‌هاي سياستگذاري در كشورهاي توسعه‌يافته و ترجيحاً شبكه‌ها و خدمات اطلاعاتي كه امروزه در بازارهاي اختصاصي هستند

 

ارزیابی بلوغ مدیریت دانش، چیستی و چرایی

نویسنده احمد سپهری

 

جهان امروز، در حال ورود به اقتصاد دانش‌محور است. به منظور کسب و تقویت مزیت رقابتی در اقتصاد جهانی، سازمان‌های امروزی نیاز به تجهیز و تقویت موثر منابع دانشی خود دارند. در این اقتصاد، مدیریت دانش و سرمایه‌های فکری جزو مهم‌ترین دارایی‌های سازمانی محسوب می‌شوند و موفقیت سازمان‌ها عمدتا ریشه در قابلیت‌های فکری آنها دارد.

امروزه پیاده‌سازی یک راهبرد مدیریت دانش کارا و تبدیل سازمان به یک سازمان مبتنی بر دانش، به‌عنوان شرطی اساسی برای موفقیت سازمان‌هایی در نظر گرفته شده به‌گونه‌ای که وارد اقتصاد دانش‌محور می‌شوند.

 

با توجه به اینکه هدف مدیریت دانش حداکثرسازی نرخ بازگشت سرمایه به سازمان است، استفاده از شاخص‌های سنجش جهت متقاعد کردن مدیران و ذی‌نفعان نسبت به مزایا و ارزش نوآوری‌های مدیریت دانش سازمانی ضروری است. در واقع شناسایی شاخص‌های نیازمند بهبود مدیریت دانش سازمان برای کسب و حفظ دانش ارزشمند سازمان ضروری به نظر می‌رسد.

ارزیابی بلوغ مدیریت دانش اجازه می‌دهد شرکت‌هایی که در حال اجرای پروژه‌های مدیریت دانش هستند، فعالیت‌های مدیریت دانش خود را به‌صورت جامع ارزیابی کنند و به‌صورت سیستماتیک و نظامند جایگاه و موقعیت خویش را در مدیریت دانش تشخیص دهند و دقیقا موانع پیشرفت را شناسایی و تغییرات و تنظیمات لازم را اجرا و منابع مورد نیاز برای رسیدن به مراحل بعدی را تعیین کنند. برای این منظور، سازمان‌ها به استفاده از مدل‌های ارزیابی بلوغ روی آورده‌اند.

یک مدل بلوغ مدیریت دانش به سازمان کمک می‌کند تا پیشرفت نسبی خود را در زمینه اجرای مدیریت دانش در سطحی مشروح‌تر ارزیابی کند. این مدل را می‌توان مجموعه‌ای از عناصر ساختارمند توصیف کرد که سطوح مختلف بلوغ مدیریت دانش در یک سازمان را تشریح می‌کنند. بنابراین مدل بلوغ مدیریت دانش، شناختی از سطوح بلوغ مدیریت دانش هر سازمان براساس ارتباط آن با مجموعه‌ای از فعالیت‌های مدیریت دانش استاندارد ایجاد می‌کند.

این مدل، یک ارزیابی عینی از سطح فعالیت‌های مدیریت دانش در هر سازمان ارائه می‌کند و اطلاعات ارزشمندی در زمینه اقدامات مناسبی را که باید سازمان برای رسیدن به سطح بعدی بلوغ از نظر توسعه مدیریت دانش انجام دهد، فراهم می‌سازد. مدل بلوغ مدیریت دانش زیر‌بنایی فراهم می‌کند که نقشه راه مدیریت دانش سازمان روی آن ایجاد می‌شود. این مدل، طول زمان مورد نیاز برای هر سطح بلوغ را مشخص نمی‌کند و زمان توقف یک سازمان در یک سطح مشخص، ممکن است از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت باشد.

مدل‌های ارزیابی بلوغ مدیریت دانش

مدل‌های بلوغ، چگونگی توسعه یک موجودیت را طی زمان تشریح می‌کنند که این موجودیت می‌تواند هر موضوع مورد علاقه‌ای را در برگیرد اعم از انسان‌ها، یک واحد سازمانی، فناوری، فرآیند یا.... به‌طورکلی، مدل‌های بلوغ از ویژگی‌های زیر برخوردارند:

- توسعه مدیریت دانش در سازمان، با تعداد محدودی سطح بلوغ (به‌طور معمول در چهار تا شش سطح)، ساده‌سازی شده و تشریح می‌شود.

- هر سطح با نیازمندی‌های مشخصی تعریف می‌شود که سازمان باید در آن سطح به آنها دست یافته باشد.

- سطوح به ترتیب از یک سطح اولیه شروع شده و تا سطح پایانی که نشانگر درجه کمال مربوطه است بالا می‌روند.

- طی مراحل توسعه، پیشرفت مدیریت دانش در هر مرحله تنها از یک سطح به سطح بعدی امکان‌پذیر بوده و امکان پرش از روی یک سطح وجود ندارد.

با توسعه تعریف پولاک برای بلوغ فرآیند، می‌توان بلوغ مدیریت دانش را به مفهوم حد تعریف شده، مدیریت شده، تحت کنترل و اثربخش بودن مدیریت دانش تعبیر کرد، بنابراین مدل بلوغ مدیریت دانش یک سازمان، مراحل رشد مورد انتظار در فرآیند توسعه مدیریت دانش در آن سازمان را تشریح می‌کند. در ساخت یک مدل ایده‌آل بلوغ مدیریت دانش، محققان، نیازمندی‌های مختلفی را مشخص کرده‌اند:

1- برای اهداف و حیطه‌های مختلف تجزیه و تحلیل، قابل کاربرد باشد.

2- دیدگاه‌های فعالان واحدهای مختلف مرتبط با فعالیت‌های مدیریت دانش در سازمان را مدنظر قرار دهد. پالزان و پیرس به‌طور خاص، پیشنهاد می‌کنند که پرسنل سازمان باید در ارزیابی بلوغ مدیریت دانش در سازمان مشارکت داده‌ شوند.

3- رویکرد نظام‌مند و ساخت‌یافته‌ای ایجاد کند که شفافیت روند و قابل اعتماد بودن نتایج ارزیابی را تضمین کند.

4- خروجی‌های مدل به‌صورت نتایج کمی و کیفی قابل ارائه باشد.

5- زیرساخت مدل جامع بوده و به مفاهیم و مدل‌های اثبات شده مدیریتی مستند باشد.

6- یادگیری و بهبود مستمر در سازمان را پشتیبانی کند.

تاکنون در سطح دنیا، مدل‌های بلوغ متعددی در ارتباط با مدیریت دانش توسط متخصصان پیشنهاد شده است که برخی از مهم‌ترین آنها در ذیل اشاره می‌شود:

* مدل قابلیت بلوغ (CMM)

* مدل بلوغ قابلیت یکپارچه شده (CMMI)

* مدل عمومی بلوغ مدیریت دانش (G-KMMM)

* مدل ارزیابی مدیریت دانش دیوید اسکیرم

* مدل بلوغ مدیریت دانش زیمنس (KMMM)

* مدل کیفیت فرآیندهای دانش (KPQM)

* مدل سازمان بهره‌وری آسیایی (APO)

* مدل بلوغ مدیریت دانش مرکز بهره‌وری و کیفیت آمریکا (APQC)

اکثر مدل‌های ارزیابی بلوغ مدیریت دانش پنج سطحی هستند و سه بعد تکنولوژی، سازمان و فرآیند جزو ابعاد اصلی به شمار می‌آیند. در این مدل‌ها مانند مدل سازمان بهره‌‌وری آسیایی (APO) روش‌های ارزیابی مبتنی بر روش‎های کمی هستند. در روند ارزیابی پرسشنامه‎هایی در سازمان منتشر می‎شوند و براساس نتایج آماری به‌دست آمده، می‎توان سطح بلوغ مدیریت دانش سازمان را مشخص کرد.

مشکلی که این مدل‌ها با آن مواجهند، این است که ابعاد مورد سنجش در پرسشنامه ارزیابی بلوغ، از وزن یکسانی برخوردار هستند و مجموع نمرات حاصل از این ابعاد سطح بلوغ سازمانی را مشخص خواهد کرد.

بنابراین در این فرآیند ارزیابی مشخص نمی‌شود که سازمان در چه بعدی نقاط قوت و در چه بعدی نقاط ضعف دارد. مشکل دیگری که اکثر مدل‎های ارزیابی بلوغ مدیریت دانش با آن مواجه هستند، این است که در تحلیل نهایی تنها سطح سازمان از نظر بلوغ مشخص می‎شود و هیچ گونه نقشه راهی که سازمان را یاری کند تا در مسیر رشد قرار بگیرد، ارائه نمی‎کنند.

در مقایسه مدل‎های مطرح شده، در بالا مدل APQC  دارای مزیت‎هایی است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

- شناخت كامل سازمان به لحاظ فاكتورهای دخیل در پیاده‌سازی مدیریت دانش

- شناسایی نقاط ضعف و قوت فرآیندها

- رویکرد کیفی در اجرا مبتنی بر مصاحبه‎های نیمه ساختاریافته

- تدوین نقشه‌راه مدیریت دانش سازمان با استفاده از نتایج حاصل از ارزیابی.

به منظور آشنایی بیشتر با مدل APQC در ادامه به معرفی اجزای این مدل می‌پردازیم.

مدل بلوغ مدیریت دانش مرکز بهره‌وری و کیفیت آمریکا (APQC)

مدل بلوغ مدیریت دانش APQC، نقشه راهی برای حرکت از فعالیت‌های مدیریت دانش ناپایدار و نابالغ به سوی بلوغ، رویکردهای منظم و هم‌راستا با ضرورت‌های راهبردی کسب‌وکار را فراهم می‌کند. سطوح بلوغ مدیریت دانش با مراحل پیاده‌سازی APQC  یکپارچه شده‌اند به‌گونه‌ای که پیاده‌سازی در هر مرحله، پایه و اساسی برای موفقیت و آغاز مرحله بعد فراهم می‌کند.

صرف نظر از اینکه سازمان مدیریت دانش را شروع کرده، هدایت نخستین پیاده‌سازی پروژه‌های پایلوت مدیریت دانش، یا ایجاد آمادگی برای احیا و تقویت رویکردها و ابزارهای مدیریت دانش به سایر حوزه‌های سازمان، باید نقشه راه با مایلستون‌ها و نقاط بازرسی داشته باشد.

شکل 2، پنج سطح بلوغ را نشان ‌می‌دهد. در ادامه، هر سطح با فعالیت‌های کلیدی که سازمان‌ها برای حرکت به سطح بلوغ بعدی باید انجام دهند، شرح داده می‌شود.

مدل بلوغ APQC. png

سطح اول، آغاز

این سطح، پایه‌ای‌ترین سطح بلوغ در سازمان‌هایی است که مدیریت دانش را آغاز کرده‌اند. در این سطح، سازمان‌ها فاقد فرآیندها و اقدامات پایدار برای شناسایی، کسب، اشتراک، انتقال و به‌کارگیری موفقیت‌آمیز دانش اصلی هستند. ویژگی این سطح، اشتراک و انتقال تصادفی و غیر‌رسمی دانش است که تاثیری بر کسب‌وکار ندارد. برای حرکت سریع از این سطح بلوغ، اهداف زیر باید مرتبط شوند و انجام شوند:

- توضیح دادن مدیریت دانش به شیوه‌ای که کارکنان سازمان بتوانند با مدیریت دانش مرتبط شوند.

- ایجاد یک تصویر از آنچه بر حسب خروجی‌های کسب‌وکار قابل دستیابی است.

- افزایش علاقه‌مندی و درک ذی‌نفعان کلیدی و رهبران ارشد

- جست‌وجوی حوزه‌هایی از سازمان که از جریان دانشی سود خواهند برد.

سطح دوم، توسعه

تمرکز این سطح روی ایجاد نخستین تکرار از راهبرد مدیریت دانش است. راهبرد برای مدیریت دانش باید به راهبردهای کسب‌وکار سازمان به‌طور محکم پیوند بخورد. فرصت‌ها و ارزش‌ها باید ارزیابی شود و به شکل یک business case مستند شود. اهداف سطح دوم عبارتند از:

- توسعه مدیریت دانش از طریق رهبری

- ایجاد پشتیبانی برای راهبرد یکپارچه مدیریت دانش

- یافتن منابع برای پشتیبانی از طرح‌های اولیه مدیریت دانش

راهبری و هدایت، عوامل کلیدی موفقیت برای تضمین حرکت موفقیت‌آمیز از فعالیت‌های سطح دوم است. پشتیبانی سطح ارشد برای ایجاد مسئولیت‌پذیری برای عملکرد فعالیت‌های مدیریت دانش و حمایت از راهبرد و برنامه مدیریت دانش به منظور بهبود فرآیندهای کسب‌وکار مهم است.

سطح سوم، استانداردسازی

تمرکز اولیه در سطح سوم، مدیریت راهبردی فرآیندها و رویکردهایی است که در سطح دوم شناسایی و تعریف شده‌اند. شناسایی فرصت‌ها به منظور به‌کارگیری رویکردها و فرآیندهای انتخاب شده مدیریت دانش، تامین بودجه و منابع برای پایلوت‌ها، برقراری ارتباط با راهبردها، اجرای راهبردهای مدیریت تغییر و اصلاح رویکردها و فرآیندهای مدیریت دانش به متدولوژی‌های استاندارد و تکرار شونده از اهداف این مرحله است. فعالیت‌های کلیدی در این سطح عبارتند از:

- مدیریت رویکردها و فرآیندهای مدیریت دانش به‌طوری که استاندارد شده و تکرار شونده باشند.

-  طراحی و اجرای فرصت‌های پایلوت

- به‌کارگیری درس‌آموخته‌ها برای تسهیل بهبود مستمر متدولوژی‌ها.

سطح چهارم، بهینه‌سازی

در سطح چهارم، پایه‌های مدیریت دانش ایجاد و استاندارد شده‌اند. سطح چهار شامل توسعه طرح‌های اولیه مدیریت دانش در سرتاسر سازمان از طریق استانداردسازی و اهرمی کردن رویکردها و فرآیندهای ‌مدیریت دانش (هم‌راستا با راهبردهای مدیریت دانش) است. در این سطح، رویکردها و فرآیندهای مدیریت دانش سازمان باید برای ایجاد توانمندی قدرتمند سازمانی با یکدیگر کار کنند.

فعالیت‌های کلیدی این سطح عبارتند از:

- تدوین راهبردهای توسعه، اهرمی کردن متدولوژی‌های استاندارد مدیریت دانش در سازمان و توسعه به یک بخش جدید یا حوزه‌های کارکردی جدید.

- مدیریت رشد و کنترل آشفتگی‌هایی که ممکن است از اهرمی کردن این متدولوژی‌ها در سازمان ایجاد شوند.

سطح پنجم، نوآوری

زمانی که یک سازمان به سطح پنجم می‌رسد، رهبران، توانمندی‌های مدیریت دانش را برای پشتیبانی از مدل و راهبردهای کسب‌وکار در نظر می‌گیرند. به‌ هرحال ممکن است با اینکه سازمانی رویکردها و فرآیندهای مدیریت دانش را به‌عنوان بخشی از راهبرد توسعه اهرمی کرده، اما قادر به دستیابی به خروجی مطلوب کسب‌وکار نباشد.

هدف اولیه در سطح پنجم بلوغ، بهبود فرآیندهای اصلی کسب‌وکار از طریق بهینه‌سازی رویکردها و فرآیندهای استاندارد مدیریت دانش و وارد کردن آنها، به‌صورت پشت سر هم، درون فرآیندهای اصلی کسب‌وکار به منظور دستیابی به خروجی‌های مطلوب و نوآوری است. فعالیت‌های کلیدی در این سطح عبارتند از:

- وارد کردن متدولوژی‌های استاندارد مدیریت دانش در مدل کسب‌وکار

- نظارت بر صحت متدولوژی‌های کسب‌وکار

- هم‌راستا کردن ارزیابی عملکرد و تقدیر با راهبردهای مدیریت دانش

- تراز کردن چارچوب سازمانی مدیریت دانش با کنترل محلی.

 

هوشمندی و چابکی سازمانی رمز بقا و موفقیت در دنیای امروز

نویسندگان: محمد نیکبخت، داوود باقری

در محیط کسب‌وکار امروز که تغییرات اساسی، پی‌درپی و سریع در حوزه‌های مختلف، همواره چالش‌های فراوانی را برای سازمان‌ها ایجاد کرده و سودآوری، سهم بازار و چه بسا بقای آنها را تهدید می‌کند تنها شرکت‌هایی می‌توانند با خیال راحت به بازی ادامه داده و با موفقیت به پیش بروند که از یکسو در شناسایی، پیش‌بینی یا خلق این تغییرات پیشرو و پرقدرت بوده و از سوی دیگر از توان و سرعت کافی جهت انطباق و همگام شدن با این تغییرات برخوردار باشند. در این مقاله سعی بر آن شده تا با تعریف مجدد دو واژه هوشمندی و چابکی سازمانی و معرفی یک رویکرد جدید به این دو مفهوم اساسی که در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر می‌توانند تاثیر چشمگیری بر عملکرد سازمان‌ها داشته باشند، پرده از راز موفقیت شرکت‌های بزرگ در هزاره سوم برداریم.

 

تعریف هوشمندی سازمانی: در ادبیات حوزه برنامه‌ریزی و مدیریت استراتژیک عوامل تاثیرگذار بر سازمان به دو دسته عوامل محیط دور و محیط نزدیک تقسیم می‌شوند. عوامل محیط دور شامل عوامل سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیک، قانونی، محیط زیست و... عوامل محیط نزدیک شامل رقبا، مشتریان، شرکای تجاری، سهامداران، منابع انسانی، فرآیند‌ها می‌شود. در رویکرد اخیر، هوشمندی سازمانی به معنای سطح توانمندی سازمان در شناسایی، پیش‌بینی یا خلق تغییر در هرکدام از موارد بالا که بر میزان موفقیت سازمان تاثیرگذار هستند، است که به سطوح زیر تقسیم می‌شود:

سطح 1 (خواب): سازمان‌هایی که در این سطح از هوشمندی قرار دارند هیچ‌گونه آگاهی از وضع موجود سازمان و محیط کسب‌وکار نداشته و از تغییرات آن بی‌اطلاع هستند و بدیهی است که هر تغییری می‌تواند سازمان را تهدید کند. این سازمان‌ها معمولا از بروز تغییرات غافلگیر شده و قدرت مقابله با تهدیدات یا بهره‌برداری از فرصت‌ها را ندارند.

سطح 2 (بیدار): در این سطح از هوشمندی، سازمان‌ها قدرت شناسایی و تشخیص وضع موجود و تغییرات به‌وجود آمده یا در حال وقوع را دارند و می‌توانند تهدیدها و فرصت‌های ایجاد شده را شناسایی کنند ولی شاید برای مقابله با تهدیدها یا استفاده از فرصت‌ها کمی دیر شده باشد.

سطح 3 (هوشیار): در این سطح از هوشمندی، سازمان‌ها توان پیش‌بینی تغییرات آینده را دارند و می‌توانند فرصت‌ها و تهدیدهایی را که در آینده ایجاد می‌شود شناسایی و برای استفاده از فرصت‌ها یا مقابله با تهدیدها خود را آماده کنند.

سطح 4 (هوشمند): در این سطح از هوشمندی، نه تنها سازمان‌ها قدرت پیش‌بینی تغییرات آینده را دارند بلکه خود خالق این تغییرات هستند. آنها به دنبال خلق فرصت برای خود یا تهدید برای رقبای خود هستند. آنها واکنشی عمل نمی‌کنند، کنشی عمل می‌کنند. خودشان جریان ساز هستند و دستخوش هیچ جریانی قرار نمی‌گیرند.

عوامل موثر بر هوشمندی سازمانی: دسترسی به منابع اطلاعاتی گسترده پیرامون عوامل محیط دور و نزدیک، سرعت دسترسی به منابع اطلاعاتی نسبت به رقبا، سرعت و دقت تجزیه و تحلیل اطلاعات به‌دست آمده از منابع، برخورداری از دانش و علم روز پیرامون عوامل محیط دور و نزدیک، خلق ایده، تولید دانش و نوآوری و ایجاد تغییرات شامل می‌شود.

تعریف چابکی سازمانی: سازمان‌ها از طریق اجرای مجموعه‌ای از فرآیندها به دنبال نیل به اهداف مشخص خود هستند. فرآیند تامین و خرید مواد اولیه، فرآیند طراحی محصول، فرآیند ساخت محصول، فرآیند عرضه محصول، فرآیند ایجاد تغییرات، فرآیند تصمیم‌گیری یا حتی فرآیند هوشمندسازی سازمان تنها تعداد کمی از فرآیندهایی است که در سازمان‌های مختلف اجرا می‌شوند. در رویکرد اخیر، چابکی سازمانی به معنای سطح سرعت و دقت سازمان در اجرای فرآیندهای مختلف تعریف شده در آن سازمان است که به سطوح زیر تقسیم می‌شود:

سطح 1 (سست): سازمان‌هایی که در این سطح از چابکی قرار دارند از سرعت لازم برای اجرای اقدامات، فعالیت‌ها و فرآیندها برخوردار نیستند و به همین دلیل نمی‌توانند در زمان مناسب خود را با تغییرات وفق دهند. نمی‌توانند در زمان مناسب تهدیدها را شناسایی کنند یا با آنها مقابله کنند. نمی‌توانند به موقع فرصت‌ها را تشخیص داده و از آن بهره ببرند. آنها حتی در صورت هوشمندی سازمانی بالا نیز با وجود اینکه قدرت تشخیص تغییرات را دارند ولی از سرعت کافی برای واکنش نسبت به تغییرات برخوردار نیستند.

سطح 2 (سرحال): در این سطح از هوشمندی، سازمان‌ها با سرعت و دقت بالا فرآیندها را تعریف و اجرا می‌کنند و می‌توانند به سرعت به تغییرات واکنش نشان داده و اقدام لازم را انجام دهند. سطح 3 (چابک): در این سطح از هوشمندی، نه‌تنها سازمان‌ها از سرعت و دقت بالا برای اجرای فرآیندها برخوردارند، بلکه همواره به دنبال راه‌هایی برای سریع‌تر و دقیق‌تر کردن فعالیت‌ها هستند. آنها مدام فرآیندهای درون سازمان را بازنگری کرده و بهبود می‌بخشند. این عوامل عبارتند از:

عوامل موثر بر چابکی سازمانی عبارتند از: تجربه و مهارت پرسنل، دانش و سواد پرسنل، تمرکز و آزادی فکر پرسنل، توان فیزیکی و انرژی پرسنل، روحیه و انگیزه پرسنل (شایسته سالاری، ارزیابی عملکرد، نظام پاداش و...)، آگاهی پرسنل از فرآیندها، آزادی عمل و تفویض اختیار به پرسنل، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، اثر بخشی فرآیندها، سهولت فرآیندها، زیرساخت‌ها و تکنولوژی.

دو مقوله درجه هوشمندی و چابکی سازمان در فضای متغیر محیطی توأمان از عوامل موفقیت سازمان محسوب می‌شود که ارتباط این دو، به صورت ماتریسی بیان می‌شود: کلام آخر اینکه در هوشمندی سازمانی به دنبال پاسخ به این سوالات هستیم که چه کاری را در چه زمانی و چگونه باید انجام دهیم و در چابکی سازمانی به دنبال انجام هرچه سریع‌تر و دقیق‌تر آن کار هستیم و وجود هر دوی آنها رمز موفقیت یک سازمان را با توجه به شرایط متغیر محیطی ایجاد می‌کند.

 

کتاب و کتاب خوانی

بهرام گلزاده:

در شرایط کنونی و برغم توسعه گسترده و حیرت آور فناوری های جدید ارتباطی و شبکه ارتباطات مجازی در جهان، تالیف و انتشار سنتی کتاب و کتاب خوانی همانند روزنامه و روزنامه خوانی همچنان جایگاه و اهمیت و نقش خود را داراست و هیچکس نمی تواند مدعی شود که روش سنتی در سایه ی شیوه های جدید و مدرن اطلاع رسانی و کسب آگاهی قرار گرفته هرچند تکنولوژی جدید تحول عظیم و شگرفی در این عرصه ایجاد کرده است و کسی نمی تواند منکر این دگرگونی شود. 

کتاب و کتابخوانی، هنوز در میان مخاطبان و علاقه مندان به مطالعه و تحقیق جایگاه ویژه خود را دارد و بخشی از سبد فرهنگی این اقشار را به خود اختصاص می دهد. همانطوریکه روزنامه مکتوب همچنان ویژگی و نفوذ خود را حفظ کرده و نمی توان گفت که به دلیل وجود شبکه ارتباطی مجازی و اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی، از شمار خوانندگان روزنامه کاسته شده است. بلکه باید گفت که فناوری های جدید به صورت جدی به کمک روش های سنتی آمده و البته تاثیرات خود را بر میزان اطلاعات و آگاهی افراد جوامع گذارده است. 

هنوز که هنوز است روزنامه های پرتیراژ جهانی و منطقه ای با وجود بهره گیری گسترده از اینترنت و سایبر در جهت اطلاع رسانی به موقع و حضور موثر در اطلاع رسانی، به دنبال مجهز کردن روزنامه خود به پیشرفته ترین سیستم های توزیع همزمان و به موقع هستند. برخی روزنامه های عربی سالانه مبالغ هنگفتی را هزینه مطالعه و اعزام کارشناس به خارج از کشور ، برای مطالعه در خصوص آخرین پیشرفت ها در زمینه سیستم نوین توزیع می کنند تا از گردونه عقب نمانده و روزنامه و نشریه ی خود را مجهز به آخرین پیشرفت ها برای رسیدن به موقع تولیدات خبری به دست مخاطب و تاثیر گذاری در هدایت افکار عمومی نمایند. 

برای نمونه برخی روزنامه های عرب زبان در حال حاضر، در اولین ساعات صبح در چندین پایتخت کشورهای مهم عربی، همزمان توزیع می شوند. در بخش کتاب هم به همین گونه است و چاپ و انتشار کتاب همچنین از اولویت های نهادهای فرهنگی جهانی است. 

این یک تصور غلط است که فکر کنیم توسعه شبکه ارتباطی اینترنتی، مخاطب و علاقه مندان به مطالعه و تحقیق را از کتاب بی نیاز کرده است. هر چیز جای خود را دارد و کتاب و انتشار مکتوب و سنتی آن، همچنان بر حضور و ایفای نقش جدی خود تاکید می ورزد. پس دولت ها و سیاست گذاران فرهنگی نباید از این مقوله مهم غافل شوند، بلکه باید به منظور ترویج فرهنگ تالیف و انتشار کتاب و کتاب خوانی در جامعه با هدف بالا بردن آگاهی و اطلاعات مردم و سطح فرهنگ جامعه، برای تولید علم بیشتر تلاش وافر نمایند. 

هیج دولت و ملتی از اینکه فرهنگ کتاب خوانی و درک معارف بیشتر و فهم افزون تر علوم و آشنایی با پیشرفت ها در جامعه اش، توسعه و گسترش کمی و کیفی بیابد لطمه نمی بیند بلکه بی تردید نفع آن، متوجه جامعه خواهد بود. اداره یک جامعه اهل مطالعه و فهیم و با فرهنگ، به طریق اولی آسان تر از جامعه ای است که از علم و دانش فاصله دارد و قطعا به صرفه و صلاح نیز نزدیک تر است. پس نباید به بهانه های گوناگون و بدون منطق، در مسیر تالیف و نشر کتاب و صنعت چاپ، و ترویج فرهنگ کتاب خوانی در جامعه خلل و مانع ایجاد کرد. 

حل این معادله بسیار ساده است که آیا تاثیر پذیری یک ملت و فرهنگ عقب مانده و بی اطلاع و بی سواد، از فرهنگ بیگانه محتمل تر و پرهزینه تر است یا ملت و فرهنگی که اهل مطالعه و تحقیق و پژوهش است؟ بی تردید جامعه ای که در آن فضای مطالعه، پژوهش و تحقیق، به لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری، به شکل مطلوب و بدون قید و بندهای دست و پاگیر فراهم باشد کمتر از فرهنگ و القائات بیگانه تاثیر می پذیرد تا جامعه ای که از فرهنگ مطالعه و تحقیق دور است. 

در تمامی زمینه های فرهنگی اینگونه است که وقتی دولت ها و متولیان فرهنگ عمومی، حداقل ها را برای جامعه در این حوزه فراهم کردند دیگر جامعه بویژه قشر حساس و پرانرژی و پرسشگر جوان، که کنجکاو و به دنبال دانستن بیشتر است، برای رفع نیاز طبیعی و فطری خود، چشمش و تمایلات فکری اش، به طور مطلق و یکسویه، به بیرون از مرزها و بهره مندی صرف از محصولات و تولیدات فرهنگی بیگانه نخواهد بود و در آنجایی هم که در برخی زمینه هانیاز به تبادل فرهنگی پیدا شد که بی تردید اینگونه خواهد بود، اولویت بر حفظ و ارتقاء فرهنگ بومی و تبادل فرهنگی خواهد بود و نه مصرف کننده صرف تولیدات دیگران. طی این مسیر بسیار حساس و ظریف، تنها با انعطاف و تدبیر و مدیریت، و فراهم کردن زمینه لازم برای تالیف، انتشار کتاب و کتاب خوانی، ممکن خواهد شد. 

و به بیان ساده تر، اصل باید بر فراهم کردن بستر لازم و سیاست گذاری و نظارت بر امر کتاب، از طرف متولیان دولتی امر فرهنگ، و تحقیق و پژوهش و تولید از جانب مردم و بخش خصوصی غیردولتی باشد. 

این ضرورت اجتناب ناپذیر در طول سالیان پس از انقلاب اسلامی مورد تاکید موکد قرار گرفته است اما اینکه تا چه اندازه جدی گرفته شده و در عمل موفق بوده و توانسته با حذف موانع، نیازهای جامعه را تامین نماید، باید به بررسی و ارزیابی آمار تالیف و انتشار کتاب به لحاظ کمی و کیفی و استقبال جامعه از کتاب و کتابخوانی و مقایسه آن با سایر دغدغه های اجتماعی پرداخت.

شش دلیل اهمیت وبلاگ نویسی برای روابط عمومی‌ها

 

برای دست اندرکاران ارتباطات درک مکانیسم وبلاگ نویسی اهمیت فراوان دارد و اینکه قادر باشند در زمان لازم از آن استفاده نمایند. برای آن دسته از افراد شاغل در روابط عمومی که به مشتریان درباره آن مشاوره می‌دهند؛ کمک می‌کند تا وبلاگ نویسی را انجام دهند. یک وبلاگ همچنین یک ابزار فوق العاده ارزشمند برای صاحبان کسب و کار است.

وبلاگ ( Weblog )  یا بلاگ ( Blog ) پدیده ای نوین ارتباطی است که  تعاملات انسانی را درحوزه ی نوشتاری، دیداری وشنیداری به شدت تحت تأثیر خود قرار داده است. برای  افراد حرفه‌ای روابط عمومی، وبلاگ نویسی ممکن است بسیار طبیعی به نظر برسد اما این کار همیشه آسان نیست؛ به خصوص اگر شما دارای یک شغل تمام وقت باشید و یا یک کسب و کار را اداره نمایید. این مقاله به قلمDorothy Crenshaw ، شش دلیل را برمی‌شمارد که بر اساس آن روابط عمومی‌ها باید دارای وبلاگ باشند. 

وبلاگ نویسی کسب و کار در مدت شش سال اخیر به طور نسبتا چشمگیری پیشرفت کرده است. به نظر می‌رسد هر فردی که به بازاریابی محتوا وارد می‌شود بسیار به سختی می‌تواند در مقابل آن ایستادگی کند. اگرچه در این میان نقش محتوای وبلاگ به عنوان مرکز جامعه، به نفع پلتفورم‌های رسانه‌های اجتماعی کاهش یافته است. امروزه افراد به احتمال زیاد تمایل به اظهار نظر در فیس بوک، اینستاگرامو یا مدیوم در مقایسه با وبلاگ شما دارند. بنابراین بسیار کمتر احتمال دارد که خشنودی و رضایتی از تعداد بسیار کامنت‌ها حاصل شود و نظرات هرزنامه وبلاگ به حدی خارج از کنترل هستند که حتی بلاگرهای بزرگی مانند Chris Brogan اخیرا کارکرد نمایش عمومی نظر را غیرفعال کرده‌اند.

با این حال، من فکر می‌کنم پیش بینی مرگ وبلاگ نویسی، بسیار زود و پیش از موعد است. برای دست اندرکاران ارتباطات درک مکانیسم وبلاگ نویسی اهمیت فراوان دارد و اینکه قادر باشند در زمان لازم از آن استفاده نمایند. برای آن دسته از افراد شاغل در روابط عمومی که به مشتریان درباره آن مشاوره می‌دهند؛ کمک می‌کند تا وبلاگ نویسی را انجام دهند. ما با چالش‌ها به خوبی رفتارهای صعودی آشنا هستیم. یک وبلاگ همچنین یک ابزار فوق العاده ارزشمند برای صاحبان کسب و کار است که در اینجا به چرایی آن اشاره می‌کنیم:

1. محتوای تازه به راندن و عملکرد CEO کمک می‌کند. محتوای با کیفیت بالا و قابل جستجو بخشی از هر روابط عمومی موفق یا کمپین بازاریابی است و افزایش وبلاگ نویسی خود شاید بی دردسرترین روش برای به روز رسانی محتوا بدون اندیشیدن درباره آن باشد. آنچه که ممکن است باعث کمبود در درک دقیق استراتژی هدف باشد، می‌تواند از طریق وبلاگ نویسی بارها و به طور مرتب ایجاد شود.

2. وبلاگ یک ابزار فروش کلیدی است. محتوا، موضوع و طرح فروش شرکت را گسترش می‌دهد. روش‌های بسیار دیگری برای بیرون کشیدن محتوا وجود دارد اما یک وبلاگ متمرکز بر صنعت، موثرترین و اصلی ترین روش برای بیان کردن پیام‌ها است. در کسب و کار، استعداد کارکنان ما همان چیزی است که در حال فروش آن هستیم. بنابراین چرا نباید آن استعداد و اینکه چگونه می‌اندیشیم، خلق می‌کنیم و فعالیت هفتگی، برجسته شود.

3. وبلاگ یک ابزار مهم استخدام است. تماس مستقیم و فیلتر نشده با حوزه‌های مهم، کلید موفقیت برای یک شرکت‌ خدمات حرفه‌ای است و در کسب و کار ما پیدا کردن کارکنان با استعداد گاهی اوقات از یافتن مشتریان بزرگ سخت‌تر است. از آنجا که ما وبلاگ خود را ارتقاء داده‌ایم بنابراین متوجه افزایش قابل اندازه گیری در کمیت و کیفیت رزومه‌های ناخواسته دریافتی از سوی فارغ‌التحصیلان جدید و اخیر ارتباطات هستیم.

4. وبلاگ نویسی مسیر اجتماعی شما را تغذیه می‌کند. یافتن محتوای مرتبط برای به اشتراک گذاری در شبکه‌های اجتماعی از طریق روند گردشی پست‌های وبلاگ آسانتر می‌شود.

 5. یک وبلاگ، برند مفید روابط عمومی است. زمانی که درحال مشاهده سایت‌های سازمان‌های خلاق یا هر شرکت دیگری هستید، اکثرما به این توجه می‌کنیم که آیا وبلاگ به روز شده است.  این حالت می‌گوید که شما به موضوعات و رویدادهای جاری صنعت متصل شده‌اید و ناگزیر به فرصت‌های قابل مشاهده اضافی در قالب دعوت نامه‌های سخنگو و به اشتراک گذاری محتوا با دیگر جوامع حرفه‌ای مرتبط منجر می‌شود.

6. وبلاگ نویسی یک نظم فوق العاده است. شما ممکن است از وبلاگ نویسی ترس داشته باشید، سعی کنید از آن اجتناب نمایید و یا حتی گاهی اوقات از آن متنفر باشید. اما زمانی که به آن روی می‌آورید یک احساس زیبا و مرحله‌ای بسیار توانمند ساز است که شما را به سمت چیزهای بعدی سوق می‌دهد.

 

 

منبع:www.prdaily.com

تنظیم: هومن بهلولی

 

رضایت مشتری رمز بقای سازمان‌ها در کسب و کار رقابتی

 

 

در حالی که ده‌ها سال پیش هنری فورد روبه مشتریان گفت: «هر رنگ اتومبیل که بخواهند به آنان خواهد داد شرط آن که سیاه باشد»,‌امروزه تولیدکنندگان اتومبیل در کشورهای صنعتی از مشتریان می‌خواهند با استفاده از چراغ جادوی خود- کامپیوترهای خانگی- آنها را در محل احضار نمایند تا همچون علاءالدین دست به سینه از محضر مشتری خواهش کنند نه تنها رنگ بلکه مدل چراغ, سپر و... اتومبیل موردنیازشان را مشخص کنند تا در کوتاه‌ترین زمان آن را طبق سفارش,‌در محل مورد نظر تحویل دهند.
به راستی چه چیز فوردهای متکبر را واداشته است تا زاویه نگاه خود را تغییر داده و به جای تحقیر مشتری, او را در جایگاه یک انسان صاحب حق و انتخاب‌گر قرار دهند؟ آیا نگرش آنان نسبت به انسان متحول شده است؟ و یا جبر ناشی از شرایط آنها را واداشته به خواسته و انتظارات مشتریان خود اهمیت دهند.
در سال‌های اخیر در شرایطی که امکان تولید انبوه ناشی از توسعه شتابان فناوری و حضور رقبای متعدد در بازار زمینه فزونی عرضه نسبت به تقاضا را فراهم کرده است برای تولیدکننده چاره‌ای جز جلب رضایت مشتری باقی نمانده است. سرمایه‌گذار و تولیدکنندگان نه از سردلسوزی و ارزش مداری بلکه از روی ناچاری و به عنوان یک استراتژی برای افزایش درآمد و سود به جلب رضایت مشتری و فراگیری رموز دلبری روی آورده‌اند. درهر گوشه جهان که اقتصاد رقابتی فضای انحصاری را در هم می‌نوردد, نگرش مشتری مداری و جلب رضایت مشتری قانون اول کسب و کار تلقی شده و جریمه سرپیچی کنندگان از این قاعده حذف بی رحمانه از صحنه بازار است.
● رضایت مشتری چیست؟
هر مشتری پس از دریافت خدمت یا خرید و استفاده از یک کالا ممکن است به طور کلی راضی و یا ناراضی باشد, پرسش این است که رضایت چیست و رضایت مشتری چگونه ایجاد می‌شود, در پاسخ باید گفت رضایت احساس مثبتی است که در فرد پس از استفاده از کالا یا دریافت خدمت ایجاد می شود, احساس مورد نظر از تقابل انتظارات مشتری و عملکرد عرضه کننده به وجود می‌آید. اگر کالا وخدمت دریافت شده از جانب مشتری هم سطح انتظارات ارزیابی شود,‌در او احساس رضایت ایجاد می‌شود, در صورتی که سطح خدمت و کالا بالاتر از سطح انتظارات مشتری باشد موجب ذوق زدگی و سطح پایین‌تر خدمت و کالا نسبت به انتظارات منجر به نارضایتی مشتری می‌شود. درجه رضایت, نارضایتی و ذوق‌زدگی افراد در هر زمان و در هر مورد متفاوت بوده و همواره به میزان فاصله سطح انتظارات و عملکرد عرضه کننده در غالب کیفیت کالا و خدمات مربوط می‌شود.
● رضایت مشتری چه اثری در کسب و کار یک عرضه کننده دارد؟
همه ما حداقل تجربه ارتباط با خرده فروشان محله خود را می‌توانیم در ذهن مرور کنیم. فروشنده با انصاف, خوش رفتار و با حوصله همواره انگیزه خریدهای بعدی را در ما تقویت می‌کند و برعکس در زمانی که بافروشندگان گرانفروش و بداخلاق روبه‌رو شده‌ایم, اغلب ترجیح داده ایم برای خریدهای بعدی حتی به فروشگاه دورتری مراجعه کنیم. بارها از همسایگان و آشنایان توصیه خرید از فلان فروشگاه رادریافت کرده‌ایم و زمانی که از ماشین لباسشویی با نام تجاری الف راضی بوده‌ایم هنگام خرید اجاق گاز, ناخودآگاه تمایل به خرید اجاق گاز الف رادر خود احساس کرده‌ایم.
بررسی‌ها نشان می‌دهد رضایت مشتری حداقل از سه طریق منجر به افزایش درآمد و سد عرضه کننده می‌شود. تکرار خرید مشتری راضی- در مورد کالاهای روزمره همچون شیر و ماست- خرید کالای جدید از جانب مشتری راضی با صرف کمترین هزینه تبلیغات وخرید کالا توسط مشتریان جدیدی که توسط مشتریان راضی به کالا تمایل پیدا کرده‌اند. نباید فراموش کرد که مشتریان راضی ناخودآگاه به یک رسانه بدون هزینه جهت انجام تبلیغات برای عرضه کننده تبدیل می‌شوند. اهمیت این امر وقتی بیشتر خود را نشان می‌دهد که بدانیم در اغلب موارد تاثیر این گونه پیام‌ها بسیار بیشتر از تبلیغات پرهزینه رسمی شرکت است. به همین دلیل است که امروز در کشورهای صنعتی برنامه‌های ارتباط با مشتریان به منظور دلبری و وفادار کردن آنان در سرلوحه برنامه‌های بازاریابی عرضه کنندگان قرار گرفته است. دیگر هیچ عرضه کننده‌ای به فروش یک بار به مشتری نمی‌اندیشد. عرضه کنندگان هوشیار هزینه‌های لازم برای جلب رضایت و وفادار کردن مشتری را به امید حفظ او برای خریدهای بعدی به عنوان سرمایه‌گذاری تلقی کرده و از آن استقبال می‌کنند.
در صورت نارضایتی مشتری, تمامی مکانیزم‌های در جهت عکس عمل کرده, درآمد سود و عرضه کننده را کاهش می دهد. استمرار چنین وضعیتی درمدت نه چندان طولانی عرضه کننده را از صحنه بازار حذف می‌کند. لازم است به این نکته توجه شود که مشتری ناراضی بریده از سازمان را به سادگی نمی‌توان به جمع مشتریان بازگرداند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد مشتریان ناراضی در انتقال احساس خود به دیگران فعال‌تر عمل می‌کنند (نرخ انتقال پیام مشتریان ناراضی به دیگران تقریباً دو برابر مشتریان راضی است) به همین دلیل است که نارضایتی مشتریان بیش از رضایت آنان, برتغییر درآمد اثر می‌گذارد.
● برای ایجاد رضایت مشتری چه باید کرد؟
اکنون که تاثیر رضایت مشتری بر توسعه و رشد کسب و کار مشخص شد,‌باید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که یک عرضه کننده کالا یا خدمت از چه طریق می تواند زمینه لازم برای جلب رضایت مشتری را فراهم کند.
● شناسایی انتظارات مشتری
در مدل‌های پیشین کسب وکار عرضه کنندگان بدون توجه به خواست مشتری, کالا و خدمات را تنها با تمرکز بر امکانات و شرایط خود تولید و عرضه می‌کردند. از قضا بسیاری از آنان نیز موفق بودند, البته این موفقیت بیش از آن که به عملکرد آنان وابسته باشد به شرایط غیر رقابتی ناشی از محدودیت عرضه و نبود رقیبان توانمند مربوط می‌شد. اما چنان که اشاره شد در عصر جدید, حضور رقیبان قدرتمند در صحنه کسب و کار,موجب تغییر وضعیت شده و جلب رضایت مشتری در دستور کار قرار گرفته است.
در فرآیند جلب رضایت مشتری مهمترین گام شناسایی انتظارات مشتری است. شناسایی انتظارات مشتری جز با مراجعه به وی و دریافت دیدگاه‌های او میسر نیست. دیگر عصر از ظن خود یار مشتری شدن سپری شده و برای آگاهی از سر درون مشتری باید به آوای او گوش فرا داد. به این منظور و برای شناسایی انتظارات مشتری, امروزه عرضه کنندگان ضمن بهره‌گیری از تکنیک‌های آماری به نظر سنجی از مشتریان –با استفاده از روش‌های مختلف پستی, تلفنی و حضوری- اقدام می‌کنند. در این راستا توجه به عواملی که انتظارات مشتری از یک خدمت, کالا یا نام تجاری را شکل می‌دهد از اهمیت زیادی برخوردار است. مهمترین این عوامل به شرح زیر است:
▪ نیاز و خواسته مشتری
▪ باورهای مشتری
▪ تجربه‌های پیشین مشتری در ارتباط با همان عرضه کننده
▪ پیام‌های دریافتی مشتری از عرضه کننده از طریق ارتباطات دوسویه یا تبلیغات متنوع عرضه کننده.
▪ تجربه‌های پیشین مشتری در ارتباط با سایر عرضه کنندگان
▪ نظرات دریافتی مشتری از دوستان و آشنایان در ارتباط با تجربه‌های آنان از این کالا و خدمت یا انواع مشابه آن.
▪ عوامل موقعیتی که مربوط به شرایط مشتری در زمان خرید می‌شود, مثل میزان پول در دسترس, زمان موجود برای خرید و...
یک عرضه کننده هوشیار با آگاهی از عوامل فوق ضمن اقدام به کسب اطلاعات در مورد هر یک, برنامه شناسایی انتظارات مشتری را با بهره‌گیری از اطلاعات دریافتی تنظیم می‌کند.
● طراحی کالا و خدمت بر اساس نیازها و انتظارات
زمانی که تولیدکننده بداند مشتری چه می‌خواهد و انتظارات وی از کالا یا خدمت مورد نظر در چه سطحی است, با استفاده از مهندسان توانمند می‌تواند به طراحی کالا یا خدمت اقدام کند. در این مرحله لازم است ویژگی‌های کالا یا خدمت مورد نظر متناسب با ابعاد مختلف نیاز و انتظارات مشتری تعریف و طراحی شود. اگر در تعریف و طراحی این انطباق به خوبی شکل نگیرد باید منتظر نارضایتی مشتری پس از دریافت و استفاده از کالا یا خدمت باشیم.
● تولید و تحویل بر اساس طراحی انجام شده
پس از شناسایی ابعاد مختلف انتظارات مشتری و تبدیل انتظارات به ویژگی‌های مناسب در مرحله طراحی, نوبت به تولید کالا یا خدمت براساس ویژگی‌های طراحی شده می‌رسد. گاهی دو مرحله پیشین به خوبی انجام می‌گیرد اما در مرحله تولید به دلایلی از قبیل نبود یا کمبود امکانات و عدم توجه کافی و دقیق به مختصات تعریف شده در طراحی, آنچه تولید می‌شود همان چیزی نیست که مشتری انتظار دارد. این مشکلات و ناهماهنگی‌ها گاهی در مرحله تحویل نیز خود را نشان داده و نارضایتی مشتری را سبب می‌شود. تمایل به جلب رضایت مشتری, عرضه کننده را ملزم می‌کند برنامه ریزی مناسب برای فراهم کردن منابع مالی, مواد, اسباب و تجهیزات مناسب برای تولید, سیستم و روش‌ها و ابزار مناسب برای تحویل مطلوب و موردنظر مشتری را فراهم کند.
● مدیریت انتظارات مشتری
عرضه کنندگان از طریق ابزارهای گوناگون ارتباطی ممکن است پیام‌های متنوع خود را به مشتری انتقال دهند. پیام‌های تبلیغاتی از رسانه‌های مختلف از قبیل تلویزیون, رادیو, تابلوهای خیابانی, نشریه‌ها و پیام‌هایی که از طریق فروشندگان به مخاطبان منتقل می‌شود, از این نوع به شمار می‌روند. چنان که اشاره شد این پیام‌ها در شکل‌گیری سطح انتظارات تاثیر دارد. لازم است عرضه کننده باآگاهی از اهمیت موضوع نسبت به طراحی برنامه‌های ارتباطی اقدام کند. باید همواره به این اصل اساسی توجه کنیم که قول کمتری بدهیم ولی بیشتر و بهتر از آنچه قول داده‌ایم, عرضه کنیم. این روش همواره مشتری را به احساس ذوق‌زدگی رسانده و در نهایت موجب تقویت ارتباط و وفاداری مشتری به نام تجاری عرضه کننده می‌شود. متاسفانه برخی افراد تصور می‌کنند تبلیغات به مفهوم مبالغه و گزافه‌گویی است. این افراد به جای این که از طریق برنامه‌های ارتباطی نقاط مثبت و امتیازات رقابتی کالا را تبلیغ کنند به اشتباه اقدام به بزرگ‌نمایی همه ابعاد کالا و خدمت کرده و از این طریق سطح انتظارات مشتری را بدون دلیل ارتقا می‌دهند. از آنجا که کالا یا خدمت آنان نمی‌تواند آن سطح از انتظارات را پاسخ دهد در نهایت مشتری ناراضی می‌شود. عرضه کننده با توجه به اهمیت موضوع, ضمن برنامه‌ریزی, از طریق برنامه‌های ارتباطی می‌تواند به کنترل سطح انتظارات مشتریان بالقوه و بالفعل خود اقدام کند. گاهی لازم است برای مقابله با رقیبان, سطح انتظارات مشتریان بالقوه و به تبع آن سطح کیفی کالا و خدمات خود را ارتقا دهیم. این استراتژی نیز با برنامه‌ریزی و به کارگیری رسانه‌ها,‌پیام‌ها و روش‌های مناسب قابل اجرا است.
● سنجش رضایت مشتری
چنان که اشاره شد در بازار امروز سودآوری و رشد سازمان‌ها, رابطه مستقیم و تنگاتنگی با درجه رضایت مشتریان دارد. یکی از مهمترین اقدامات در چرخه جلب رضایت مشتری سنجش میزان رضایت او از کالا و خدمات دریافتی است. در این مرحله واحد بازاریابی سازمان عرضه کننده رأساً یا از طریق مؤسسات تحقیقاتی مستقل با اجرای برنامه‌های نظرسنجی مناسب میزان رضایت مشتریان از ابعاد مختلف عملکرد عرضه کننده, کالا و خدمات دریافتی را می‌سنجد. درجه رضایت مشتریان, علاوه بر این که میزان موفقیت سازمان عرضه کننده در دستیابی به بخشی از اهداف را نشان می‌دهد, امکان اصلاح و بهبود کیفیت و روش‌ها را برای سازمان عرضه کننده فراهم می‌کند. به دلیل اهمیت روزافزون امر سنجش رضایت مشتری, برخی سازمان‌های عرضه کننده برنامه‌های دوره‌ای مناسب برای این امر طراحی کرده‌اند. البته هنوز سازمان‌های زیادی وجود دارند که به دلیل ناباوری نسبت به این امر مهم, هرگونه پرداخت و تحمل هزینه در این رابطه را بی‌مورد می‌دانند. این سازمان‌ها باید به این نکته توجه کنند که بی توجهی به احساس مشتری می‌تواند در آینده نزدیک به وخیم شدن اوضاع منجر شود.



منبع : مرکز توسعه و تبادل دانش فناوری اطلاعات

وضعیت تحقق دولت الکترونیک در ایران                                                 

وضعیت تحقق دولت الکترونیک در ایران                                                 (خبر گزاری مهر)

ما کجاییم؟

بررسی شاخص های توسعه فناوری اطلاعات کشورهای جهان، هر دو سال یک‌بار توسط سازمان ملل متحد منتشر می‌شود و براساس آخرین آماری که مربوط به سال ۲۰۱۴ می شود ایران در رتبه شاخص دولت الکترونیکی و ارائه برخط خدمات دولتی، در رتبه ۱۰۰ در میان ۱۸۴ کشور جهان قرار دارد و جایگاه اش نسبت به بازه های زمانی قبلی ۲ پله صعود را نشان می دهد.

شاخص توسعه دولت الکترونیکی از ترکیب سه زیرشاخص «خدمات برخط»، «زیرساخت‌های فناوری اطلاعات» و «منابع انسانی» تشکیل شده که در زیرشاخص خدمات برخط کشورهای کره جنوبی، هلند، انگلستان، دانمارک و آمریکا ۵ کشور ابتدایی لیست را تشکیل می‌دهند و کشور کره جنوبی جایگاه اول این لیست را در اختیار دارد.  در این رتبه بندی کشور امارات با ۲۱ پله صعود رتبه ۲۸ دنیا را در ارائه خدمات آنلاین به خود اختصاص داده است.

در بررسی های صورت گرفته از وضعیت شاخص های دولت الکترونیک در منطقه نیز که مربوط به سال ۲۰۱۲ می شود، ایران رتبه ۱۶ را در میان ۲۴ کشور منطقه به خود اختصاص داده و بعد از اردن و قرقیزستان و قبل از مصر قرار دارد. در بخش خدمات آنلاین نیز ایران رتبه ۱۰ را در میان ۲۴ کشور منطقه در اختیار دارد و رشد ۴ پله ای نسبت به بازه های زمانی قبلی دارد. در این آمار دو کشور امارات و بحرین در منطقه بهترین خدمات آنلاین دولتی را ارائه می دهند.

از لحاظ آمادگی شاخص های توسعه فناوری اطلاعات که یکی از آنها دولت الکترونیکی محسوب می شود و از سوی بانک جهانی اعلام شده، ایران رتبه ۱۲ را در میان ۱۷ کشور منطقه به خود اختصاص داده که البته این آمار مربوط به سال ۲۰۱۰ بوده و کشورهای عمان، مصر و عربستان در جایگاه بالاتری از ایران و آذربایجان بعد از کشورمان قرار دارد.

دولت الکترونیکی اولویت کشورها

مطالعات تطبیقی دولت الکترونیک در چند کشور که چندی پیش از سوی مرکز پژوهش های مجلس انجام شد، نشان می دهد که بسیاری از کشورهای اروپایی، آسیایی، آمریکای جنوبی و آفریقایی در حال توسعه دولت الکترونیک خود هستند. برای مثال هم اکنون کشورهای استرالیا، کانادا، چین، دانمارک، فنلاند، فرانسه، نیوزلند و انگلستان با پیاده سازی مدل دولت الکترونیک و ارائه خدمات بر محور الکترونیک، شعار «جامعه اطلاعاتی برای همه» را در کشورشان اجرایی کردند.

استرالیا یکی از نمونه های موفق این کشورها است. این کشور با تاسیس یک اینترنت دولتی برای ارتباطات امن آنلاین و تاسیس یک مرکز اطلاعات به عنوان مکانی بر دستیابی به اطلاعات خدمات دولتی ، ارائه خدمات رفاه عمومی را برای همه به صورت الکترونیکی برروی اینترنت فراهم کرده است. همچنین در چین پروژه دولت آنلاین به اجرا درآمده و تمامی امور اداری روزانه به صورت آنلاین انجام می شود.

در این کشورها، خدمات عمومی که قابلیت الکترونیکی شدن را دارند در ۹ گروه کشاورزی و محیط زیست، آموزش، سلامت، امنیت عمومی و حقوقی شهروندی، قانون و قضا، مالی، ارتباطات ، حمل و نقل، کسب و کار، دین و فرهنگ اولویت بندی شده است.

رابطه روانشناسی  و اقتصاد

رابطه روانشناسي و اقتصاد

 

 

 

 

علي مصباح

در مهر ماه سال 1368 به مناسبت اولين سمينار بازسازي اقتصاد جهمور اسلامي ايران, ز دانش پژوهان رشته روانشناسي بنياد فرهنگي باقر العلوم u در خواست شد تا در زمينه هاي مشترك روانشناسي با اقتصاد و بويژه موارد كاربرد روانشناس در اقتصاد مقالاتي تهيه نمايند.

بر اساس تقسيم كاري كه در اين زمينه انجام شد سلسله مقالاتي تهيه و به سمينار ارائه گرديد كه هر يك مكمل ديگري به حساب مي آيند. اين مقالات عبارتند از:

1- رابطه علوم انساني در پرتو انسان شناسي
2- رابطه روانشناسي و اقتصاد
3- روانشناسي جامعه در حال بازسازي
4- كار برد روانشناسي در محيط كار

 

 

اقتصاد:

زندگي اجتماعي با هدف تامين هر جه بهتر نيازها ي انسانها شكل گرفته است. بطور كلي مي توان احتياجات بشر را به دو دسته « مادي » و « معنوي » تقسيم نمود. نيازهاي مادي نيز به خود داري دو شاخه فرعي هستند:

1- نيازهاي كه مستقيماً توسط افراد ديگر بشري تامين و ارضاء مي گردند؛ مانند : نياز جنسي و...
2- نيازهاي ماديي كه بر آوردن آنها مستلزم استفاده از طبيعت است؛ همچون نياز به خوراك, پوشاك, مسكن و...

اين بخش از نيازها ي مادي انسان, در جامعه توسط «نهاد اقتصاد» تكفل و تامين مي‌گردد. نهاد اقتصاد همچون نهادهاي ديگر, يك مفهوم جامعه شناختي انتزاعي است و عينيت و تبلور آن در قالب موسسات توليدي, تجاري ,بانكها و.. مي‌باشد.

در قلمرو مسائل اقتصاد دو شيوه بحث وجود دارد:

1- پرداختن به روابط تكويني موجود در رفتارهاي اقتصادي, كه نتائج چنين تحقيقاتي « علم اقتصاد » خواند مس شود.
2- ارزيابي و ارزش گذاري وضعيت اقتصادي موجود در رابطه با تامين عدالت اجتماعي يا هر گونه هدفي كه سياستگزاران اقتصادي در نظر مي گيرند كه به شكل گيري « نظام اقتصادي » مي انجامد.

براي علم اقتصاد تعاريف مختلفي شده است چنانكه « آدام اسميت » آنرا « بررسي در ماهيت و علل ثروت ملل » دانسته و« پل ساموئلسن » در تعريف آن مي‌گويد: « بررسي روشهاي كه بشر با وسيله يا تدون وسيله پول براي بكار بردن منابع كمياب بمنظور توليد كالاها و خدمات در طي زمان و همچنين براي توزيع كالاها و خدمات بين افراد و گروهاي در جامعه بمنظور مصرف در زمان حال و آينده انتخاب مي‌كنند. 2 در كتاب « در آمدي بر اقتصاد اسلامي » نيز تعريف جامعتري براي شده كه: « مقصود از 000 علم اقتصاد دانشي است كه رفتارهاي بشري را در زمينه توليد, توزيع و مصرف, تجزيه و تحليل مي‌كند تا قدرت پيش بيني پديده هاي اقتصادي را بدست آورد. » 3

اما نظام اقتصادي « عبارتست از طرح كلي و هما هنگي كه خطوط اصلي ارزشهاي مورد نظر يك مكتب را در زمينه عدالت اجتماعي از بعد اقتصاد نشان مي‌دهد. » 4 بنا بر هر نظام اقتصادي بر اساس ديدگاه انسان شناسانه خود و تفسيري كه از عدالت اجتماعي دارد اهداف و ايده آلهاي خويش را تعيين مي نمايد.

نظام اقتصادي اسلام, تنها در صدد رفع نيازهاي ضروري بشر نيست وبا تامين آنها كار خود را تمام شده نمي داند بلكه در صدد ايجاد عدالت اجتماعي, تامين رفاه براي همه, فراهم ساختن عزت, بي نيازي و قدرت اقتصادي براي جامعه اسلامي است. و اين هدف از خلال آيات و روايات بسياري بخوبي رخ مي نمايد كه مشتاقان پژوهش در اين زمينه را به منابع اصيل اسلامي و نيز كتابهائي كه در اين زمينه تاليف گشته ارجاع مي دهيم. 5

روانشناسي

مكاتب مختلف روانشناسي بر اساس ديدگاههاي كه براي تحقيق پيرامون مسائل رواني بر گزيده اند, تعاريف متفاوتي براي اين علم ارائه نموده اند. اين تعاريف طيف و سيعي از ديدگاهها را شامل مي‌شود كه در يك قطب آن محدود ساختن مطالعات روانشناختي در « مطالعه ذهن » قرار دارد و در قطب مخالف, توجه انحصاري به « رفتارهاي محسوس و ملموس ». ولي در مجموع مي توان گفت: « روانشناسي علمي است كه از افعال, انفعالات, استعدادها و ساير پديده هاي رواني و ارتباط آنها با يكديگر و علل پيدايش آنها بحث مي‌كند ». 6

هدف روانشناسي نيز غالبا « ايجاد سازگاري بين فرد با شرايط متغير محيط » ذكر مي‌شود لكن شايد صحيحتر آن باشد كه بگوئيم: هدف روانشناسي به فعليت رساندن تمامي استعدادهاي بشر براي رسيدن به كمال و سعادت است.

اينك پس از بيان تعريف و هدف روانشناسي و اقتصاد, روابط متقابل اين دو بخصوص نقش روانشناسي و كاربرد آن در زمينه هاي اقتصادي با وضوح بيشتري قابل بررسي است.

رابطه روانشناسي و اقتصاد

از آنجا كه هدف اقتصاد غرب, فراهم كردن نيازهاي مادي انسان است و مكاتب گوناگون اقتصادي غرب, شالوده تحقيقات و نظريات خويش را بر اين بنا نموده اند كه « انسان عقلا ئي در پي حد اكثر كردن سود مادي خود مي‌باشد »؛ بنا بر اين از هر وسيله ممكن از نفوذ سياسي و اجتماعي و تلاش در وضع قوانين و استفاده از آن در جهت منافع خويش گرفته تا بهره گيري از علوم و تكنولوژي براي رسيدن به اين هدف بهره برداري مي نمايند و استفاده اقتصاده غرب از يافته هاي روانشناسي نيز دقيقا در همين راستا قرار مي گيرد. با توجه به اين طرز بر خورد, دور از انتظار نيست كه با مراجعه به تاريخچه روانشناسي مشاهده كنيم كه پايه گذاران گروههاي تحقيق و موسسين دانشكده هاي مشهوري كه در زمينه تحقيقات روانشناسي صنعتي, روانشناسي حرفه اي, راهنمايي شغلي و 000 به تحقيق مي پردازند, عمدتا صاحبان كارخانجات بزرگ و تجاوز و بازرگانان عمده هستند 7 كه براي حل مشكلات و پيچيدگايهاي مسائل كارگري و فروش خود و بعضا در جهت سوء استفاده از روانشناسي براي بهره برداري بيشتر از نيروي كار ارزانتر و بالا بردن ضريب اطمينان عدم اعتصابات و 000 دست بر امان روانشناسان شده اند. همين امر بخوبي نشان دهنده اين واقعيت است كه بررسي و درك روابطي كه در اين محدوده وجود دارد در حد خود داراي كارآئي بوده و مي تواند به بالاي بردن كارآئي كارگردان وسود موسسات اقتصادي كمك قابل توجهي بنمايد. همانگونه كه امروزه در كشور هاي صنعتي, در كارخانجات, ادارات, ارتش و تمامي ارگانهاي كشوري و لشكر از روانشناسان و تحقيقات آنها سود مي برند.

كاربرد روانشناسي در عرصه اقتصاد, طيفي وسيع از مسائل را در بر مي گيرد كه در اينجا اجمالا به آنها اشاره مي كنيم و تفصيل آن در خود خواهد آمد. روانشناسي امروز مدعي است كه در زمينه هاي شخصيت, انگيز, هوش, حافظه, كسب مهارت, يادگيري, پيشرفت تحصيلي, تستهاي كارآئي, علائق شغلي و تحصيلي, درمان ناهنجاريها, بهداشت رواني ,‌ تعامل اجتماعي, تنظيم روابط بين فردي, و عناوين بسياري از اين قبيل داده هاي تجربه شده در اختيار دارد كه در قلمرو اقتصاد ,كاربردي وسيع داشته باشد. و بهمين دليل, رشته هاي اختصاصي اين علم, كاربرد اصول روا شناختي در بخشهاي مختلف اقتصادي را مورد مطالعه قرار داده اند. رشته هائي از قبيل روانشناسي صنعتي, روانشناسي اجتماعي, روانشناسي مديرت, روانشناسي تربيتي, بهداشت رواني در كارخانجات, مددكاري اجتماعي, مشاوره و راهنمائي, شغلي و حرفه اي و برخي رشته هاي فرعي ديگر, تاثير شگرفي كه در بهبود وضع اقتصادي داشته اند, مورد توجه و استقبال دست اندر كاران توليد, توزيع و مصرف قرار گرفته اند. طبق آمار ارائه شده, امروز حدود 13 در صد از دارندگان دكتري در روانشناسي, در كشورهاي غربي, در سازمانهاي تجاري, دولتي, پژوهشي و صنعتي مشغولي بكار هستند. 8روانشناسي صنعتي با طرح موضوعاتي از قبيل: رفتار نيروي كار, فعاليتهاي عقلي و حركتي كه در صنايع گوناگون بكار مي رود, توزيع كار و ساعتهاي آن, خستگي, استراحت, كارآئي, روابط انساني در صنعت, سنجش شايستگي, رضايت حرفه اي, ارزيابي مشاغل, آموزش ضمن خدمت, آزمونهاي رواني و000 سعي در بكار گيري اصول روانشناختي در محيطهاي كار دارد.

روانشناسي مديريت, با تكيه بر جنبه هاي رواني كه يك مدير موفق بايد دارا باشد و نيز اصولي كه بايد در حسن اداره امور بكار گير همچون توجه به نيازها ي كارگران, شخصيت دادن به افراد, ايجاد جو رقابت سالم و 000 نقش مهمي در تصحيح تفكر و روند كار و بالا بردن توليد و ايجاد رضايت حرفه داشته است. چنانچه قانون « ضد انحار » يا « امحاء قدرت متمركز و زياد اقتصادي » كه در سال 1947 در ژاپن به اجرا در آمد با آنكه بطور كامل عملي نشد, اما با تجزيه تنها 18 شركت بزرگ از 325 شركت عمده به شركتهاي كوچكتر, زمينه رقابت شديدي آنان فراهم آورد اين رقابت شديد بعنوان خصيصه بارز اقتصاد بعد از جنگ ژاپن در آمد. فشار رقابت موجب توسعه كارخانجات و ماشين آلات و پيشرفت تكنولوژي شد و اين بنوبه خود رشد اقتصادي ژاپن را بوجود آورد. اقتصادي بوجود آمد كه ويژگي آن رقابت شديد در همه صنايع و بويژه صنايع شيميائي و سنگين بود.

در صنايع نساجي كه شركتهاي زيادي وجود داشت رقابت شديدتر بود. اين شرايط موجبات ايجاد يك مكانيسم خوب را در بازار فراهم ساخت كه بصورت يك عامل قوي در رشد اقتصادي در آمد. 9

روانشناسي اجتماعي كه مسائلي از قبيل رفتار جمعي _ فرد در گروه _ عوامل اجتماعي انگيزش, هيجان و ادراك - تفاوتهاي فردي و طبقاطي و نژادي – رفتار در گروههاي كوچك – مناسبات بين اشخاص – همرنگي با جماعت – ارتباط جمعي تبليغات و متقاعد سازي و 000 را مورد بحث قرار مي‌دهد در زمينه

هاي مختلف توليد, توزيع و مصرف نقش بسزائي ايفا مي‌كند. مبالغ هنگفتي كه توليد كنندگان فرآورده هاي تقريبا يكسان صرف تبليغات و متقاعد ساختن افراد براي خريد و مصرف فرآورده هاي خود مي سازند صدها مليون دلاري كه شركتهاي بزرگ, ساليانه صرف تبليغ فرآورده هاي خود مي سازند و ترفتند هائي كه در تبليغات براي نماياندن امتيازات غير واقعي كالا مي رود 10, مقدار نفوذ يكي از مباحث روانشناسي اجتماعي در جنبه هاي اقتصادي زندگي بشر را بخوبي نمايان مي سازد.

روانشناسي تربيتي با آنكه در اساس, بمنظور تحقق اهداف نظامهاي آموزش و پرورش پايه‌گذاري شده است, لكن امروز كشورهاي استكباري و جهانخوران از آن بعنوان ابزاري كار آمد براي شكل دادن به افكار و جهت بخشيدن به تخصصهاي نيروي انساني در كشورهاي تحت سلطه در جهت منافع هر چه بيشتر كشورهاي سلطه جو, سوء استفاده مي نمايند. ادوارد بر من در تحقيقي كه بر روي فعاليتهاي موسسات بظاهر غيرانتفاعي امريكائي بنام بنيادهاي كارنگي, فورد و راكفلر انجام داده نشان مي‌دهد كه نقش بنيادهاي مذكور در ايجاد و توسعه مراكز دانشگاهي در آسيا و آفريقا, و قبولاندن نظامهاي خاص آموزشي به كشورهاي آفريقائي بنام نظامهاي « منابسب », و تاثير آنها در تثبيت نظريه هاي معيني در زمينه توسعه اقتصادي بعنوان »علمي« و »عيني«, نقش پيشقراولان فرهنگي امپرياليسم آمريكا است, و مهمترين وظيفه آنها مشروعيت بخشيدن به يك نظام جهاني است كه ايالات متحده آمريكا, بيشترين نفع را از آن مي برد. 11

روانشناسي مهندسي نيز تلاش مي‌كند تا رابطه ميان انسان و ماشين را بصورتي هر چه رضايتبخش تر در آورد و ماشينها بگونه اي ساخته شوند كه اشتباهات آدميان به حداقل برد. روانشناسان مهندسي در ساختن سفينه هاي فضايي, طرح زيستگاههاي زير آبي براي پژوهشهاي اقيانوس نگاري و طرح دست و پا و ساير اندامهاي مصنوعي براي معلولين مشاركت دارند.

اينها نمونه هايي از كاربرد روانشناسي در اقتصاد است كه در خدمت هدف »سود هر چه بيشتر« قرار گرفته و اين هدف را نيز در حد خود تامين نموده است. ولي به اعتراف برخي انديشمندان غربي »راهي كه جوامع توسعه يافته در پيش مي گيرند, انجام گروههاي اجتماعي, آزادي و حتي خوشبختي افراد را تهديد مي‌كند. « افرادي كه ناگزير به تمكين در برابر مقررات معيشتي بسيار دشواري مي باشند و اين همه تحت لواي آرمانهاي كاملا ماده گرا, و ارزشهاي اجتماعي و اقتصادي ملهم از دغده سود دهي و عقلانيت قرار دارد 12. و براي رهايي از اين مخمصه به اين نتيجه رسيده اند. كه »بشريت براي آنكه واقعا نجات پيدا كند, بايد اهميتي را كه در حال حاضر براي ماشينها مغزهاي الكترونيكي قائل است, براي شخصيت آدمي, بعنوان عاليترين تجلي زندگي, قائل شود«. 13

با توجه به هدف اسلام از نظام اقتصادي كه تامين عدالت اجتماعي و رفاه براي همه و عزت و قدرت براي جامعه اسلامي در راه رسيدن انسان به كمال نهايي است. بهره گيري از اصول روانشناختي در اقتصاد اسلامي دو تفاوت عمده با كاربرد آن در اقتصاد غرب پيدا مي‌كند:

1. هدف: هدف از بكار گيري اين اصول پيدا نمودن نزديكترين راه براي پياده كردن عدالت اجتماعي خواهد بود و نه سود بيشتر.
2. محتوي: عناصري از روانشناسي كه در پرتو انسان شناسي اسلامي كشف شده اند مي‌توانند آثار كار بردي خويش را در اقتصاد نيز نشان دهند. نمونه اين عناصر, عنصر اراده و اختيار انسان است كه اساس تكامل معنوي و راه رسيدن به هدف نهايي خلقت بشر مي‌باشد.

از آنجا كه امروز روانشناسي مسلما اين اصل را باور ندارد, در تحقيقات و نتيجه گيريها و دستور العملهاي تربيتي و كاربردي خويش آنرا به حساب نمي آورد بلكه رفتار انسان را محصول دو عامل جبري »توارث و محيط« مي‌داند و در نتيجه براي حجت بخشيدن يا تغيير رفتار, تنها سعي در فراهم آوردن محيطي دارد كه فرد را جبراً در مسير دلخواه براند, ولي از ديدگاه اسلامي انسان آزاد آفريده شده است تا با اراده و انتخاب آگاهانه راه خويش و سر نوشت خود را تعيين نمايد. بر اساس اصول انسان شناسي اسلام, هر چند فراهم كردن محيط و زمينه مناسب, راه را براي انتخاب هموار مي سازد ولي علاوه بر چنين زمينه چينيها مي بايست اولا بينش صحيحي به افراد داده شود, و ثانيا راههاي تقويت اراده را به آنان آموخت و بر عمل به آنها پافشاري نمود. تا انسانها به جاي آنكه هم چون چرخ دنده هاي يك ماشين بزرگ بنام اقتصاد, به دور خود بچرخند, راه رسيدن به كمال و تحقق آرمانهاي اسلامي در جامعه را با آگاهي و بصيرت و عينيت كامل بپيمايند.

هم چنين از نظر اسلام, كاربرد تكنيكهاي روانشناختي رد زمينه هاي مختلف و از جمله اقتصاد, بدون حد و مرز نيست و آنچه اين مرز را مشخص مي سازد, ايجاد و حفظ عدالت اجتماعي است. درست است كه اگر روانشناختي شناخت صحيحي از انگيزه ها, خواسته ها و نيازهاي انسان بدست دهد, مي توان با بكار گيري دقيق و زيركانه اصول آن, كارگران را به كار بيشتر با مزد كمتر ترغيب نمود, يا جذابيت بيشتر براي كالايي با مرغوبيت كمتر ايجاد نمود, يا اعتصابات كارگري را حتي اگر براي رفع ظلم بر پا شده, به حداقل رسانيد ولي از نظر اسلام كاربرد روانشناسي يا هر يافته علمي ديگر, در مواردي كه منجر به بي عدالتي گردد, يا در خدمت افراد يا گروه خاصي براي تسلط بر افراد يا گروههاي ديگر جامعه در آيد, ممنوع و غير قابل پذيرش است.

بدليل اين گونه تفاوتهاي عمده مي بايست در اين زمينه يك كار تحقيقي و تطبيقي جدي و گسترده صورت گيرد تا اصول و تكنيكهاي روانشناختي و حد و مرز بكارگيري آنها بر اساس ديدگاههاي اسلامي به روشني تبيين گردد تا در مسير رشد و باز سازي اقتصادي نيز مورد استفاده قرار گيرد. اين كار و صدها مشابه آن, همكاري و همدلي تمامي نيروهاي فرهنگي كشور از دانشگاهي و حوزوي را مي طلبد. اميد آنكه با اتحاد همه قشرهاي جامعه و بخصوص دست اندر كاران مسائل فرهنگي و تحقيقي, هر روز شاهد پيشرفت و ترقي جمهوري اسلامي و دست يابي به اهداف و آرمانهاي والاي الهي آن باشيم.

بازاریابی خدمات

 

نویسنده: محمد آیتی گازار، 
صنایع خدماتی بسیار متنوع هستند. هر دو بخش دولتی و خصوصی از طریق دادگاهها، اداره‌های‌کار بیمارستانها، مراکز مالی، بیمه‌ها، آژانسهای تبلیغاتی و ... به ارائه خدمات می‌پردازند. بسیاری از مشاغل خدماتی، نظیر تعمیرکفش و آرایشگاه‌ها کوچکند، لذا بازاریابی را پرهزینه می‌دانند و به سراغ آن نمی‌روند. همچنین فعالیتهای دیگری نظیر مراکز آموزش عالی و بیمارستانها هم با چنان تقاضایی روبرو بوده‌اند که تا بحال نیازی به بازاریابی احساس نکرده‌اند. بازاریابی برای مشاغل پزشکی و حقوقی مالی نظیر حسابرسان نیز مغایر با اصول و موازین آنها تلقی می‌شود. بهمین دلایل تا چندی پیش موسسات خدماتی از نظر استفاده از بازاریابی پشت سر موسسات تولیدی حرکت می‌کردند. اما از آنجایی که کیفیت خدمات در مقایسه با کالا قابل مشاهده نیست و از ثبات کمی برخوردار بوده و مدام در حال تغییر است و حاصل خدمت تنها تحت تأثیر ارائه کننده خدمت نیست بلکه تمامی فرآیند ایجاد خدمت در آن تأثیرگذار می‌باشد، لذا بازاریابی خدمات از بازاریابی کالا تفکیک شده و علاوه بر بازاریابی سنتی بیرونی (با استفاده از 4 پی) به بازاریابی داخلی و بازاریابی متقابل نیاز دارد (کاتلر، 1383، 814).


 
شکل: بازاریابی در صنایع خدماتی
بازاریابی داخلی به این معنا است که یک مؤسسه خدماتی برای تأمین رضایت مشتری باید کلیه کارکنان ستادی خود را به خوبی آموزش دهد و ترغیب کند که به صورت گروهی با هم همکاری نمایند. برای اینکه یک مؤسسه بتواند کیفیت خدمات خود را در سطح بالایی حفظ کند تمام کارکنان باید به سوی مشتری گرایش داشته باشند و اکتفا به دایره بازاریابی که عهده‌دار بازاریابی سنتی می‌باشد کافی نیست، لذا در حالی که دیگر قسمتهای شرکت به راه قبلی خود ادامه می‌دهند. بازاریابان باید سایر افراد شاغل در سازمان را به اٍعمال رویه‌های بازاریابی دعوت کنند بطوری که بازاریابی داخلی بر بازاریابی بیرونی پیشی گیرد (اسماعیل‌پور، 1384، 331).
بازاریابی متقابل نیز به این معنا است که برداشت ذهنی از کیفیت یک خدمت بشدت، به ارتباط متقابل میان خریدار و فروشنده بستگی دارد. در بازاریابی کالا، کیفیت محصول کمتر به نحوه‌ی دسترسی با آن کالا ارتباط دارد. اما در بازاریابی خدمات، خصوصاً در خدمات تخصصی، کیفیت خدمت به تحویل دهنده خدمت و کیفیت ارائه آن بستگی دارد. در اینجا قضاوت مشتری درباره‌ی کیفیت خدمت فقط به کیفیت فنی، همچون موفقیت عمل جراحی، محدود نمی‌شود بلکه احساس وظیفه، مثلا میزان نگرانی یک پزشک و قوت قلب دادن وی را نیز شامل می‌شود. بنابراین، افراد متخصص نباید چنین تصور کنند که به صرف ارائه خدمت فنی خوب رضایت مشتری ایشان تأمین شده است. بلکه آنان باید از توانایی‌ها و مهارتهای لازم درباره‌ی بازاریابی متقابل برخوردار باشند (کاتلر، 1383، 814 و 815).
امروزه با تشدید رقابت، افزایش سطح هزینه‌ها، کاهش بهره‌وری و کاهش کیفیت خدمات به بازاریابی جامع و کامل نیز نیاز بیشتری احساس می‌شود. مؤسسات خدماتی سه وظیفه عمده بازاریابی را بر عهده دارند، آنها می‌باید تمایز رقابتی، کیفیت خدمات و بهره‌وری خود را افزایش دهند.
منابع و ماخذ:
________________________________________
اسماعیل‌پور، حسن (1384)، مدیریت بازاریابی، انتشارات نگاه دانش، چاپ اول، ص 327-331
کاتلر، فلیپ، (1383)، مدیریت بازاریابی، (مترجم: بهمن فروزنده)، انتشارات آتروپات
استراتژی‌های بازاریابی خدمات
شاید برای تشریح و به تصویر كشیدن چگونگی بازاریابی در بازار شدیدا رقابتی كنونی بهتر باشد از واژگان و مفاهیم نظامی استفاده كنیم.
فرض كنید یك استراتژی تدافعی تلاش می‌كند تا جلوی حركات جدی رقبا مانند قیمت‌های پایین، كیفیت بهبود یافته، ارسال بهتر یا خدمات وابسته را سد كند.
با ایجاد مانع بر سر تهدیدات جدید، رقیب را وادار می‌كنید تا از منابع با ارزش خود استفاده كند.
معمولا، یك موقعیت تدافعی در مقایسه با حركات تهاجمی برای تسخیر كسب‌وكار شما به انرژی و منابع كمتری نیاز دارد. جنگ تهاجمی برای تهیه‌كننده‌های دست دوم و سوم یا وقتی می‌خواهید یك مشتری را از جایی ببرید مناسب است.
در چنین موقعی باید نقاط ضعف رقیبان را پیدا كنید و روی آن متمركز شوید. استراتژی تهاجمی در جایی بسیار موفق است كه سر رقیب را نشانه نگرفته باشد؛ اما متوجه نقاطی شود كه رقیب در آن از موقعیت محكمی برخوردار نیست. توجه ما باز هم به قیمت، خدمات و ارسال است.
استراتژی معمول دیگر، جنگ از جناحین است. زمانی از این جنگ استفاده كنید كه احتمال برتری یافتن بر رقیب تقریبا غیرممكن باشد.
استراتژی چهارم و شایع‌ترین تاكتیك در صنعت، جنگ چریكی است كه برای كسب و كارهای كوچك مناسب است. زیرا معمولا توان آن را ندارند كه با تولیدكنندگان بزرگ مقابله كنند.
كسب و كارهای كوچك با استفاده از این استراتژی‌، بخش های كوچك بازار را تسخیر می‌كنند و به دفاع از آن می‌پردازند.
اهمیت این استراتژی در این است كه معمولا كسب و كارهای بزرگ به دنبال بخش‌های كوچك بازار نیستند؛ زیرا آنقدر برای آنها سودآور نیست كه ارزش حمله داشته باشد.
برای موفقیت در بازاریابی چریكی نباید مانند كسب‌وكارهای بزرگ عمل كنید بلكه، باید آماده باشید تا در صورتی كه رقابت خیلی سخت‌ یا گران شد، سریعا صحنه را ترك كنید.
اگر چه ممكن است به نظر برسد كه در ظاهر در جنگ بازاریابی تمركز اصلی علیه رقبا است، اما لزوما این طور نیست. نظریه برنامه‌ریزی بازاریابی مشتری‌مدار هنوز ضروری است. بدون اینها ممكن است تلاش‌های شما در میدان نبرد بیهوده باشد.
برای پیروزی، داشتن كاركنان خوب با گرایش قوی به بازاریابی هنوز مهم‌ترین ملزومات هستند. مدیران موفق می‌دانند كه كاركنان متعهد مزیتی برجسته در بازاریابی به حساب می‌آیند و از نظر رقابتی نقطه قوت سازمان محسوب می‌شوند.
هیچ استراتژی در میدان جنگ بازاریابی موفق نخواهد شد؛ اگر سربازان آن به كار خود به عنوان وظیفه آن هم با جان‌‌ودل نگاه نكنند. شكست ارتش آمریكا با آن همه برتری نظامی در ویتنام به همین دلیل بود؛ زیرا سربازان ویتنام برای عقیده و هدف خود می‌جنگیدند.
موفقیت در كسب و كار به ادراك در بازاریابی نیازمند است و تا زمانی كه مدیران، ژنرال‌های بازاریابی باشند به آن لطمه‌ای وارد نخواهد شد.
این ژنرال‌ها باید قابلیت انعطاف، شجاعت، جسارت، آشنایی با قوانین و مقررات بازی و اقبال داشته باشند و در نهایت مانند ژنرال‌ها فكر كنند.
منبع: كتاب مباحث و موضوعات بازاریابی خدمات نوشته پرویز درگی
کلیدها , بازاریابی

هوشمند سازی مشتری مداری در عصر نوین

  ناگفته پیداست که نوع نگاه مشتریان به مأموریت ها و راهبردهای سازمان های امروزی کاملاً با قرن گذشته متفاوت است . در حال حاضر که فناوری اطلاعات و ارتباطات در تمامی جنبه های زندگی انسان رسوخ کرده است، نوع انتظار مشتری و ادراک وی نسبت به سازمان و قابلیت های آن ، نه تنها افزایش یافته است بلکه سطح دریافت اطلاعت و تبادل آن نیز به سمت و سوی مکانیزه شدن پیش می رود. بحث مهمی که امروزه، اکثر قریب به اتفاق سازمان ها و شرکت ها چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی با آن رو به رو هستند و از آن به عنوان امتیاز رقابتی در بازار یاد می کنند، مسأله مدیریت بهینه روابط با مشتری است . موضوعCRM(Customer Relationship Management) از کلیدی ترین موضوعات در سازمان های موفق امروزی است. سازمان هایی که خواست و نیاز مشتریان را به خوبی می شناسند، ارزیابی می کنند و با استفاده از پتانسیل فناوری اطلاعات و ارتباطات، نسبت به برآورد کردن این نیازها تلاش می کنند. شناسایی، ارزشیابی و تحلیل نیازهای مشتریان سازمان در مناطق مختلف، نیاز به سازو کارهای اصولی و هدفمند و مبتنی بر فناوری روز دارد تا نتیجه آنالیزهای منطقی ، راه صحیحی را در اختیار مأموریت های سازمانی قرار دهد . تجربه نشان داده است، سازمان هایی که رفتار سازمانی آن ها براساس شناخت صحیح از نیازهای مشتریان استوار شده است، توانسته اند در درازمدت با نوآوری و خلاقیت ، سهم خود را از بازار ارتقا دهند . در واقع ، هوشمند سازی ، مشتری مداری و ارزش گذاری به این اصل در همه بخش های سازمان، موضوعی است که نه تنها تعهد سازمان را در برابر مشتریان هدف نشان می دهد ، بلکه راهی ارزنده در جذب و ترغیب مخاطبانی است که می توانند در فهرست مشتریان هدف سازمان قرار بگیرند . مشتری مداری بر اساس قابلیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات ، در حقیقت ابزاری را در اختیار مدیر سازمان قرار می دهد تا همواره نبض مشتریان هدف خود را بدست گیرد و نیاز، هفتگی و ماهانه آن ها را مورد سنجش قرار دهد و با دید درست تحلیل نماید . وقتی ساز و کار ارتباط مخاطبان با سازمان، دیجیتالی ، هدفمند و اثربخش باشد، مشتریان بیش از پیش به حفظ ارتباط با سازمان و نهادهای گوناگون آن علاقمند می شوند . در بحث مدیریت نوآوری و خلاقیت در سازمان، در واقع نخستین فاز از فرآیند نوآوری سرویس / محصول است . در این فاز، نیازهای مخاطبان سازمان بررسی ، شناسایی و تحلیل می شود و خروجی این بخش به فاز دوم ، که توسعه سرویس / محصول است، ارسال می گردد . این مسأله ، اهمیت روابط صحیح با مشتریان را بیان می کند . مقالات بسیار زیادی در سال های اخیر درباره اهمیت مشتری مداری سازمان ها برای کسب ایده ها و نظرات مشتریان اصلی و تحلیل آن ها در جهت کسب اطلاعات قوی درباره نیاز مشتریان و بازار ، تألیف و منتشر شده است . استفاده از شبکه های اجتماعی، راه اندازی سایت ها و انجمن های اطلاعاتی ، قرار دادن سیستم هوشمند ارتباط با مشتری از طریق تلفن همراه و چت آنلاین با مخاطبان سازمان، از مهم ترین ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتریان است . این ابزارها، حتی امروزه دربانک های اروپایی برای ارتقای مشتری مداری استفاده می شود .

سمیه نیکانلو

 

مدیریت برفشار های روحی محیط کار

امروزه مدیریت بر فشارهای روحی و روانی و به کنترل درآوردن این پدیده مخرب سهم اساسی و تأثیرگذار در روند موفقیت هر سازمان دارد. زیرا فشارهای روانی در سازمانها یکی از چالش های جدی مدیران در عصر صنعتی شدن جوامع است و بازدهی سازمان ها را تا حد زیادی کاهش داده و به تبع این موضوع موجب معضلات رفتاری و تعارض در روند انجام امور سازمانها شده است. از سوی دیگر دامنه فشار عصبی تا آنجا گسترده شده است که به صورت پدیده ای فراگیر در سازمان ها شده و تنها معدودی از سازمان ها توانسته اند با توسل به راهکارهای مناسب از آثار مخرب و زیانبار آن در امان بمانند. نگرانی افراد نسبت به کار، خانواده، فرزند، دوری اعضاء خانواده از یکدیگر، مشکلات اجتماعی، تنگناهای اقتصادی، انتظارات و توقعات سازمان ها از کارمندان، پیشرفت تکنولوژی و نگرانی مدیران از عقب ماندن از دانش روز و توقعات کارکنان دست بهم داده سبب می شوند که مدیران و کارکنان سازمان ها در طول روز همواره دچار هیجانها، تنشها، نگرانیها، بیم و امیدهای گوناگون شوند، تنش ها و هیجان هایی که گاه با توان بدنی، عصبی و روانی افراد تناسبی نداشته و با آن سازگار نمی باشد.
افزون بر این از آنجا که اغلب کارکنان هر سازمان یک سوم اوقات شبانه روز خود را در محیط کار می گذرانند، فشارهای کاری می تواند یکی از مهمترین علل افسردگی جسمی و ذهنی در این افراد باشد. فردی که مورد حمله فشارهای عصبی و روحی قرار می گیرد، مسلماً در تصمیم گیری و برنامه ریزی، برقراری روابط با دیگران، شیوه اجرایی اثربخشی کار و در نهایت کارایی و بهره وری دچار مشکل خواهد شد. از همین رو، برخی از روانکاوان مجرب در راهبرد روانی سازمان ها بر این باورند که به هنگام رویارویی با فشارهای عصبی و هیجان های استرس زا اگر مدیران توان کنترل اعصاب و هیجان های خود را ندارند، بهتر است که با مدیریت صحیح اثرات آن را تحت کنترل درآورند.
در این راستا ممکن است این سئوال در ذهن بسیاری از مدیران مطرح شود که چرا باید فشار عصبی سازمان را جدی گرفت و این پدیده را بررسی نمود؟ نگرش های متفاوتی در این زمینه ارائه شده است. کیت دیویس و جان نیواستورم عقیده دارند که فشارهای عصبی عبارت است از فشاری که مردم در زندگی احساس می کنند که شدت و درجه آن با توجه به تحمل پذیری افراد متفاوت است. گوردون (۱۹۹۸) معتقد است فشارهای عصبی به یک حالت فیزیولوژیکی و روانی اشاره دارد، یعنی هنگامی که فرد در محیطی قرار می گیرد که ناراحتی، تشویش و اضطراب داشته و احساس کند که از پا درمی آید. یکی از راهکارهای کنترل فشارهای عصبی، مدیریت این فشارها می باشد.
مدیریت فشارهای عصبی به مفهوم واکنش حقیقی نسبت به مسایل زندگی به وسیله کاهش مطلوب استرس و تنشهای زیاد است. وقتی افراد با چالشهای زندگی روبرو می شوند، به تنهایی نمی توانند در مقابل استرس و تنش ها، واکنش سریع و موثری داشته باشند، اما هنگامی که در مقابل این هیجانات تفکر و عمل همراه با کنترل داشته باشند، در آن صورت می توانند عکس العمل مناسب و مؤثری ارایه دهند. بنابراین برای رویاروئی صحیح با فشارهای روحی و روانی در محیط کار سه راهکار را می توان پیشنهاد نمود: مرحله اول: جلوگیری از فشارهای عصبی و تعدیل یا حذف عوامل ایجاد کننده استرس است. در این مرحله، عوامل استرس ساز سازمانی شناسایی می شوند و اقدامات لازم در مورد حذف یا کنترل آنها صورت می گیرد. مرحله دوم: آگاهیهای مدیران و افراد سازمانها را درخصوص عوامل ایجاد کننده فشارهای عصبی ارتقاء می دهد. مرحله سوم: با توجه به علایم استرس بدخیم ناشی از فشارهای عصبی اقدام لازم برای بهبودی و ایجاد آرامش در مدیریت، کارکنان و در نهایت سازمان را پی می گیرد.
در این راستا روش های متناسب برای کاهش فشارهای عصبی به منظور کمک به مدیران عبارتند از:
۱) با دوستان، خانواده و دیگر گروه های ارشادی درباره نگرانی ها و فشارهای عصبی خود گفتگو کنید و از آنها کمک بگیرید.
۲) ۱۵ الی ۲۰ دقیقه در روز با آسودگی کامل بنشینید عمیقاً نفس بکشید و به یک موضوع آرامش بخش بیاندیشید.
۳) یاد بگیرید و بپذیرید که شماهمه چیزها را نمی توانید تغییر بدهید و راه حل همه مشکلات در دست شما نمی باشد.
۴) زمانی که عصبی می شوید قبل از هر گونه واکنش تا شماره ۱۰ بشمارید و چند نفس عمیق بکشید!
۵) برای غلبه بر فشارهای عصبی از کشیدن سیگار پرهیز کنید.
۶) جهت فائق آمدن بر موقعیتهای بد تلاش کنید، راهکار مناسب برای حل معضلات را پیدا کنید.
۷) مرتباً ورزش کنید و از طریق تحرک کافی و تغذیه سالم تعادل روحی و جسمی داشته باشید.
۸) چنانچه فکر می کنید اضطراب دارید سعی نمائید هرطور امکان دارد آرامش خود را حفظ نمائید.
۹) برای حل مسایل و مشکلات برنامه ریزی داشته باشید.
۱۰) یاد بگیرید به آنچه که دوست ندارید و در جهت منافع اعتباری و مادی سازمان شما نمی باشد نه بگوئید و از دادن وعده و وعید احتراز کنید.
۱۱) به یک گروه حمایتی بپیوندید و با انجام امور خیریه به احساسات انسان دوستـانه خود عمق بیشتری بخشید.
۱۲) در صورت لزوم برای اطمینان از سلامت روحی و روانی خودبا یک مشاور یا یک فـرد متخصـص در این زمینـه دیدار کنید.

منبع : مرکزاطلاعات‌فنی‌ایران

ده راهکار برای وفادارسازی مشتریان "بخش سوم "

قابل دستیابی باشید.

اگر از سازمان خود بیرون بیاییم و حاضر باشیم خود را در معرض آسیب ها  و نگرانی ها  و شکایات مخاطبان  قرا ر دهیم، مخاطبان به ما بازخورد می دهند . مخاطبان مایل به بحث در مورد ناخوشایند ترین تجربه خود هستند و اگر ما را در جریان تجربیات ناخوشایند خود  از کسب و کار مان قرار دهند به این معنی است که به ما و توانایی هایمان اعتماد دارند .  این نوع از اعتماد بسیار ارزشمند است  . بنا بر این به مخاطبان خود این موضوع را اعلام کنید که حاضر به شنیدن ناراحتی ها و پیشهاداتشان هستید.  اگر بدانید وقتی تمام توجه خود را به این مخاطبان معطوف می کنید  چه تاثیر بر روی  وفاداری مشتریانتان  ایجاد می کند ، هیچگاه این موضوع را دست کم نمی گیرید .

کمک کننده باشید

زمانی را برای کمک به  موفق شدن  دیگران در نظر بگیریم . کمک ما می تواند تغییرات بزرگی  برای یک نفر دیگر به همراه داشته باشد و کسی چه می داند شاید روزی او در اوج باشد و در آن زمان فرصت های متعددی در پیش رو دارد و چه بسا این فرصت های بزرگ را با ما در شریک شود و همراهی ما را طلب کند .زمانی که کسی از شما درخواست کمک می کند به این فرصت نگاه کنید که چطور می توانید با کمک به او،  شبکه ای از مشتریان وفادار برای خود ایجاد کنید . من عاشق این جمله هستم : زمانی که در اوج قرار گرفتید ، نفر بعدی را بالا بکشید .

درک بالایی داشته باشیم

توانایی و تمایل ما برای درک دیگران مزایای بسیاری برایمان به همراه  خواهد داشت .مثالی از درک شرایط دیگران این جمله معروف است که اگر می خواهی بدانی چرا کسی اینگونه راه می رود کفشهایش را بپوش . اگر توانایی درک شرایط دیگران را داشته باشیم،  مذاکرات ما بسیار نرمتر و موثر تر خواهد شد. چرا که ما با درک شرایط دیگران توانایی یافتن و ارایه راه حل هایی را خواهیم داشت که برای دیگران قابل اجرا و جذاب است . در نتیجه، این موضوع باعث پیشرفت پروژه های ما در تمام زمینه هاست .  شاید به نظر شما این موضوع عملکرد مناسبی به دنبال نداشته باشد . اما واقعیت این است که در این شرایط  آدم هایی که سعی در درک آنها داشته اید از شما سپاسگزارند و شما را حمایت می کنند . مردمی که از شما سپاسگزارند به سمت شما بازمی گردند و شما می توانید مشتریان وفادار و حمایتگر داشته باشید.

سپاسگزار باشیم

 از همراه بودن مشتریان خود سپاسگزار باشیم و این فرهنگ را در کسب و کار خود رواج دهیم . تمام افراد فعال درکسب و کار ما باید با تمام وجود عاشقانه پاسخگو و سپاسگزار همراهی مشتریان باشند .
به یاد داشته باشید که با نادیده گرفتن مشتریان روزی  آنها را برای همیشه  از دست می دهید و با توجه واقعی به مشتریان نه تنها همیشه به شما وفادار خواهند بود، بلکه با احساس خوشایند خود در مورد شما ، از روش های متفاوتی باعث توسعه کسب و کارتان می شوند.

غزال نیک روش

برگرفته از سخنان استفان کی  مخترع . نویسنده و کار آفرین

 http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=3831262