یکی از چالشهایی که برای توسعه کسب و کار همیشه پیش روی مدیران است، انتخاب یکی از این دو گزینه است: نخستین گزینه اینکه برای توسعه کسب و کار خودم، بهتر است ابتدا زیرساختها را توسعه دهم و دومین گزینه اینکه صبر کنم تا بازار من و مشتریان من بیشتر شوند و سپس، برای توسعه زیرساختهای سازمان یا شرکت خود برنامه ریزی کنم.

کسانی که به گزینه اول اعتقاد دارند، نخستین کاری که برای شرکت خود انجام می‌دهند توسعه زیرساخت است. اگر می خواهند پروژه‌های بزرگ بگیرند، ابتدا یک ساختمان بزرگ خریداری می‌کنند. یا یک تیم بزرگ کارشناسی تشکیل می‌دهند. یا یک وام میلیاردی می‌گیرند تا بتوانند هزینه اجرای برنامه ها و دستیابی به اهداف خود را تامین کنند.

اما کسانی که به گزینه دوم اعتقاد دارند، تا زمانی که مشتری به سراغشان نیاید، یا تا زمانی که فرصتهای جدید پیش روی آنها قرار نگیرد و قطعی نشود، بر روی زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری جدی نمی‌کنند. این گروه از مدیران تا زمانی که پروژه‌های میلیاردی روی میزشان نباشد، برای رشد شرکتشان در حد چند صد میلیون، هزینه نخواهند کرد.

زیر ساخت، در عمومی‌ترین حالت، یک دسته از عوامل ساختاری به هم پیوسته می‌باشد که تکیه‌گاه اسکلت یک ساختمان کامل را فراهم می‌آورد. این واژه در زمینه‌های متفاوت معانی گوناگونی می‌دهد، اما شاید در بسیاری موارد جهت اشاره به جاده‌ها، و مجرای فاضلاب از آن استنباط شود. ممکن است این عوامل گوناگون مجتمعا زیرسازه شهری، زیرسازه مربوط به شهرداری، یا بطور ساده سازه‌های عمومی نامیده شوند، اگرچه ممکن است به عنوان بخش خصوصی یا تشکیلات اقتصادی دولتی گسترش یافته و اداره شوند. ممکن است در دیگر موارد کاربردی، زیرسازه جهت اشاره به تکنولوژی اطلاعات، کانال‌های غیررسمی و رسمی ارتباطات، ابزارهای گسترش نرم‌افزاری، شبکه‌های سیاسی و اجتماعی، یا اعتقادات مشترکی که اعضای گروه‌های خاص حفظ کرده‌اند به کار رود. معذالک متضمن عمومی‌ترین موارد استفاده این تصور کلی می‌باشد که زیرسازه تشکیلات ساختاری را فراهم آورده و سیستم یا سازمان خادم را حمایت می‌کند، خواه این سیستم یک شهر، یک ملت، یا یک اجتماع باشد.