تعاملات روابط عمومی و رسانه ها
تعاملات روابط عمومی و رسانه ها
تعاملات میان روابط عمومیها و رسانهها، همواره از موضوعات چالشی دنیای ارتباطات بوده است. به همین انگیزه به بررسی ابعاد مختلف تعامل روابط عمومی و رسانه پرداختهایم.
از نظر اغلب اساتید روابطعمومیها، رسانهها عمدتا دروغگو، جوساز، صفحه پرکن و دارای غرض و مرض هستند و خبرنگاران نیز مزدورانی هستند که برای منافع مادی یا خوشامد مدیرانشان دست به قلم میبرند. البته شخصا مدیران روابطعمومیای نیز میشناسم که اکیدا دستور دادهاند ارسال هرگونه جوابیه به رسانهها ممنوع است.
این دسته از مدیران اعتقاد دارند اگر ارتباط روابط عمومی با رسانهها به حدی بود که منجر به درج گزارش نادرست در باره آن سازمان شد مقصر خود روابطعمومی است که با رسانهها ارتباط کافی ندارد که این وضعیت پیش آمده است. ناگفته پیداست که تعداد این دسته از مدیران روابط عمومی در کشور اندک است و پیداکردن چنین مدیرانی، سخت و طاقتفرساست.اما به راستی آیا خبرنگاران و رسانهها دشمن خونی روابط عمومیها هستند یا دوست و همکار و رفیق شفیق؟ آیا اگر یک رسانه یا خبرنگار، خبربنویس و خبربیار یک روابطعمومی باشد و جز مدح و ثنا و اطلاعرسانی شفاف کار دیگری انجام ندهد ،کار خوبی کرده و به رسالت خود عمل کرده است؟ یا اگر یک رسانه به انتقاد و کالبدشکافی عملکرد یک سازمان بپردازد و کارکردهای ضعیف آن سازمان را نقد کند رسانه خوبی است و دوست روابط عمومی است؟
واقعیت این است که افراط و تفریط در کار ما همواره مشاهده میشود؛ نه رسانه مجیزگوی ضرورتا رسانه خوبی است و منافع سازمان را تأمین میکند و نه رسانه منتقدی که شمشیر را از رو بسته و تر و خشک را با هم میسوزاند رسانه خوبی است. رسانه باید آیینه سازمان باشد؛ یعنی اگر رسانهای واقعیتهای موجود را عینا منعکس کرد نباید از او توقع بیشتری داشت. اگر آقای وزیر یا مدیر عامل سازمان اشکالی دارد یا ضعفی از خود بروز داده است یا مشکلی را نتوانسته حل کند نباید از رسانههای کشور انتظار لاپوشانی و درز گرفتن مسائل و مشکلات را داشت. آیینه چون نقش تو بنمود راست، خودشکن آیینه شکستن خطاست.
از سوی دیگر وظیفه ذاتی روابطعمومیها حفظ منافع سازمان است نه حفظ منافع آقای مدیر. مدیران متعددی میآیند و میروند اما آن چیزی که باقی میماند سازمان است. روابط عمومی باید منافع دراز مدت سازمان را بر منافع کوتاه مدت آقای مدیر ترجیح بدهد. البته الان خواهید گفت که اگر روابطعمومی چنین کند، بلافاصله توسط مدیر عالی سازمان عزل خواهد شد و دیگر فرصتی برای کسب و حفظ منافع سازمان باقی نخواهد ماند.
هنر مدیریت روابطعمومی نیز در همین نکته است. حرفه روابطعمومی به همین جهت یک هنر نامیده شده است و مدیر روابطعمومی باید هنر راه رفتن روی طناب منافع مدیر و منافع سازمان را به خوبی بداند. روابطعمومی سنگر مبارزه سازمان با رسانهها نیست که هر وقت انتقادی متوجه سازمان شد سعی کند آن را دفع کند و بلافاصله موضع بگیرد و زمین و زمان را به نادانی و غرضورزی و بیاطلاعی متهم کند. روابط عمومی تسهیلکننده روابط آزادانه و قانونمند رسانهها با سازمان است و به همین جهت روابط عمومی باید دوست و یار و همکار رسانهها و خبرنگاران و گزارشگران رسانهها باشد.
انبوه خبرهای ارسالی روابطعمومی به رسانه، در سطل زباله قرار میگیرد و دیده نمیشود چرا، چون آن سازمان تحمل حتی یک انتقاد ساده را نداشته است. خب با این وضعیت چه میخواهید بکنید. طبق قانون مطبوعات هیچ مقام دولتی یا غیر دولتیای حق ندارد رسانهای را وادار به درج یک خبر یا مقاله بکند. هر چند امروز فصل حقوق رسانهها در قانون مطبوعات چندان جدی گرفته نمیشود اما خبرنگاران به مرور زمان و به تجربه یاد گرفتهاند که چگونه از این حق خود استفاده کنند