روابط عمومی و ضرورت شناخت افکار عمومی
روابط عمومی و ضرورت شناخت افکار عمومی
با پیچیدهتر شدن و پیشرفت نظام اجتماعی، ضرورت و نیاز اجتماع به روابطعمومی فزونی یافته و آن را به نهادی که میتواند به صورت نظاممند، برنامهریزی شده و سنجیده در جهت ایجاد، حفظ و گسترش تعامل و تفاهم سازمانها با جامعه هدف گام بردارد، تبدیل کرده است.
در دنیای امروز که تبادل افکار، اطلاعات، دانش، هنر و تبلیغات در حجم فزآینده ای در جریان است، شناخت افکارعمومی مخاطبان بهعنوان نخستین گام در تبیین سیاستها و چشماندازهای پیش روی سازمان از درجه اهمیت بسیاری برخوردار شده است.
با این شناخت، دولتها میتوانند میزان حمایت مردم را از برنامهها و سیاستهای خود ارزیابی کنند، سازمانها و ارگانهایی همچون رادیو، تلویزیون و مطبوعات بدون آن نمیتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند و تأثیر لازم را بر افکارعمومی بگذارند، سازمانهای صنعتی و اقتصادی هم از این شناخت بینیاز نیستند و برای فروش کالاها و خدمات خود باید سلیقه و نیازهای مردم را بشناسند.
نزدیک کردن اذهان عمومی به واقعیتهای موجود در سازمان، بهعنوان یکی از نقشهای مهم روابطعمومی در سازمان، همواره مورد توجه قرار داشته و لزوم توانایی در شناخت افکارعمومی و اقدام آگاهانه، کارکردهای روابطعمومی را افزایش داده و کارکردهای متفاوتی را پیش روی آن قرار داده است.
اگر برنامهریزیهای صورت پذیرفته در حوزه ارتباطات و روابطعمومی یک سازمان را تلاشی طراحی شده برای شناسایی نیازها و تأثیرگذاری بر افکار، احساسات و رفتارهای گروههای هدف آن سازمان در نظر بگیریم، شناخت فرایند شکلگیری افکار و احساسات، بخش بسیار مهمی از این برنامهریزی را شکل میدهد و به بیان دیگر، شناخت هرچه دقیقتر، جامعتر و سریعتر از نیازها و انتظارات، دستیابی به اهداف طراحی شده را بیش از پیش آسان خواهد کرد و در مواقع اضطراری و بحرانی به یاری سازمان خواهد آمد.
وظایف و نقشهای روابطعمومی در رویارویی با نیازهای اجتماع، نوع فعالیتهای روابطعمومی در داخل و خارج سازمان، تعیین عوامل مؤثر در ارتقای جایگاه روابطعمومی و دهها مورد دیگر را میتوان از جمله موارد مؤثری برشمرد که با شناخت افکارعمومی و تطبیق شرایط موجود در سازمان و فعالیتهای روابطعمومی ارتباطی