نقش و نقش و تاثير ارتباطات و روابط عمومي درجهان معاصر
ارتباطات شرط بقا و تکامل انسا ن وجا معه
از گذشته تاکنون ارتباطات با همنوع، همواره يکي از مسايل بسيار مهم براي انسان محسوب ميشده و از صورتهايي مانند استخدام دوندگان براي حمل پيامهاي فرمانروايان، استفاده از دود، نور، پرچم، کبوتران نامهبر، اسب، به علائم الکتريکي تحت عنوان تلگراف، امواج راديويي و تصويري تا ارتباطات ماهوارهاي و سيستمهاي پيشرفته انتقال همزمان و سريع اطلاعات، صوت و تصوير از طريق کابل فيبر نوري تکامل يافتهاست.
ارتباطات شرط بقاء وتکامل انسان و کلیه سازمان ها و نهادهایی است که توسط آن به وجودآمده اند. انسان از زمانی که درک کرد می تواند با برقراری ارتباط بین خود،طبیعت و همنوعانش به زندگی بهتری دست پیدا کند گام در وادی توسعه و پیشرفت گذاشت و روز به روز اشکال مختلف ارتباط پیچیده ترو فنی تر شد و از آنجایی که نوع ارتباط انسان مختص اوست و ویژگی ها و پیچیدگی های آن نیز اختصاص به نوع انسان دارد، از اهمیت خاصی برخوردار است .
نقش و تاثيرمثبت ارتبا طات در جهان معا صر
در نگرش جديد، رسانههاي همگاني بهعنوان بخشي از تماميت ارتباطات در صحنه جهاني ارزيابي شدند. ودر يک جمعبندي کلي آثار متفاوتي در نقش و تاثير ارتباطات در جهان معاصر محسوس است که ازجمله آثار مثبت آن ، ميتوان به تسهيل همگرايي سياسي در داخل جوامع و بين ملتها در صحنه بينالمللي، توسعه شهرنشيني، ارتقاي سطح سواد، افزايش درآمد سرانه و تقويت پيوندهاي اجتماعي بين جوامع که نهايتا روند دستيابي به "رفاه اقتصادي" را هموار خواهد کرد ، افزايش مناسبات و مبادلات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و علمي ميان ملل و اقوام گوناگون و از ميان رفتن فواصل جغرافيايي و کمک به برقراري تفاهم، همبستگي، همگوني و همکاري بينالمللي ، اشاره کرد. کمک به پيشبرد سياستهاي ملي و افزايش سطح مشارکت اجتماعي و برقراري وضع مناسب براي حل و فصل بحران نفوذ، مشارکت، هويت و مشروعيت ، توانايي کمک به برقراري صلح جهاني از طريق تغيير در تصورات طرف مناقشه و ايجاد تصورات دوستانه و گسترش صلح و ثبات و امنيت، کارکرد آموزشي و دادن اطلاعات به ملتهاو آگاه ساختن ملل از سنتهاي ريشهدار ملي و تاريخي و کمک بهگسترش آزادي و احترام به حقوق انساني از ديگر آثار مثبت آن است.
روابط عمومي يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات انسا ني
بسياري از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند انسان موجودي است اجتماعي و از بارزترين نمادهاي شخصيت در انسان، اجتماعي بودن است. اوج اجتماعي بودن انسان در حوزه ارتباط عمومي او با ديگران شكل مي گيرد.ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنا بر بعضي ديدگاه ها اساس شخصيت انسان را شكل مي دهد. دامنه ارتباطات، دامنه بسيار گسترده و وسيعي است و يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات انساني، روابط عمومي است، چه به عنوان يك فرآيند ارتباطي كه ميان سازمان ها و موسسات و جامعه پديدار مي شود، چه به عنوان يك نهادي كه بخشي از سازمان ها را تشكيل مي دهد.
در عصري که ما در آن بسر مي بريم ، روابط عمومي به عنوان يک جريان هميشه پويا در عرصه جهاني ، ملي و منطقه اي مي تواند نگاه جامعه و به ويژه مسوولان را به خود معطوف نمايد . نگاهي که بعضاً نيازمند توجه است و چشم پوشي از آن قابل اغماض نيست چرا که به حاشيه بردن روابط عمومي در سازمان مي تواند براي يک سازمان تبعات ناگواري داشته باشد .
بايد قبول کنيم که روابط عمومي در کشور ما آن گونه که بايسته و شايسته است به جايگاه واقعي خود دست نيافته است هر چند که در اين رابطه پيشرفت هاي محسوسي صورت گرفت اما نسبت به ساير کشورهاي جهان مي توان گفت که ما هنوز در ابتداي راه هستيم ، در ابتداي همين راه بايد گفت اين روزها درا کثر سازمان ها و نهادها ، روابط عمومي با بي مهري روبرو شده اند واين نکته را هم مي توان گفت که بي مهري به روابط عمومي زماني براي مديران وسازمان ها مکشل آفرين خواهد شد .امروزه نقش روابط عمومي و حيطه فعاليت آن بر هيچکس پوشبده نيست . تمامي فعالان جامعه در بخش هاي مختلف فرهنگي ،سياسي ،اقتثادي و ... جوياي روابط عمومي هايي هستند که آنان را در طراحي روش هاي معقول و تعيين خط مشي هاي مرتبط با آينده ياري دهند .
تعريف روابط عمومي
روابط عمومي به عنوان عاملي براي پيوند فرهنگها، اخلاق، سنن ، آرا و نظرات در جامعه است. اين مجموعه در نظامهاي سياسي فراز و نشيبهاي فراواني را در طول تاريخ پشت سر گذاشته است.
تاكنون ازروابط عمومي تعريف جامعي ارايه نشده است. برخي صاحبنظران آن را علم، برخي دگير آن را هنر قلمداد ميكنند. عدهاي نيز آن را مديريت ارتباطات بين سازمان و گروههاي استراتژيك ميدانند. اما انجمن بينالمللي روابط عمومي آن را چنين تعريف ميكند: « روابط عمومي بخشي از وظايف مديريت سازمان است و علمي ممتد، مداوم و طرح ريزي شده است كه از طريق آن افراد و سازمانها ميكوشند تا تفاهم وپشتيباني كساني را كه براي سازمان يا مؤسسه اهميت دارند، به دست آورند.»هر
روابط عمومي در نظامهاي سياسي معاصر « گذشته و حال»، داراي شرايط خاصي بوده است. با انقراض سلسله قاجار در سال 1925 و آغاز حاكميت سياسي پهلوي، اين نظام به منظور فشار بر افكار عمومي، رسانههاي گروهي و مطبوعات را به انحصار خود در آورد.