بررسی نقش روابط عمومی در ارتقای سطح آگاهی مخاطبان(قسمت اول)


چکیده 
روابط عمومی چه نقشی در ارتقای سطح دانایی و آگاهی جامعه دارد؟ در این مقاله برای پاسخ به این پرسش، ضمن ارایه برخی تعاریف در مورد روابط عمومی و اشاره به کارکردهای آن با تاکید بر عنصر اطلاع رسانی، توانایی روابط عمومی ها در ارتقای سطح آگاهی مردم از طریق برقراری ارتباط با مخاطبان در بستر رسانه ها بررسی می شود. همچنین بر مبنای نظریه هایی همچون نظریه سیستم ها و نظریه نقش واسطه ای رسانه، نقش روابط عمومی به عنوان نهاد یا بخشی از سازمان های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه که منبع اخبار و اطلاعات هستند، تبیین می شود.

در نهایت با بررسی وظایف روابط عمومی و اجزای آن ، مهارت های مورد نیاز برای افراد دست اندرکار و شاغل در روابط عمومی و تاکید هر یک از این بخش ها بر نقش وسایل ارتباط جمعی به عنوان عنصر اساسی اشاعه اطلاعات در روابط عمومی،  این نتیجه به دست می آید که روابط عمومی ها با به کار بردن کانال های ارتباطی به عنوان واسطه ای بین خود و جامعه و تقویت محتوای آنها، یعنی ارایه اطلاعات در مورد سازمان خود، سطح آگاهی و دانش مردم را بالا می برند.

بر این اساس، روابط عمومی ها، از طریق فعال کردن بخش امور رسانه ای خود، با سپردن آن به افراد متخصص و ماهر در رشته های ارتباطات، روزنامه نگاری و به کار بردن تکنیک های روابط عمومی، می توانند در ارتقای سطح آگاهی افکار عمومی و مخاطبان خود نقش داشته باشند.

1- مقدمه 
تصور دنیای امروز بدون اطلاع و آگاهی از رویدادهای مختلف سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جهت برنامه ریزی و بهبود سطح زندگی برای گروه ها و اقشار مختلف جامعه امکان پذیر نیست. بر این اساس، بررسی نقش روابط عمومی به عنوان یکی از نهادهایی که می تواند نقش بسزایی در ارتقای سطح آگاهی جامعه داشته باشد، ضروری است.

با توجه به اینکه ما در عصری زندگی می‌کنیم که به عصر ارتباطات و اطلاعات مشهور شده ‌است و هر بیست ماه یک بار میزان دانش و آگاهی انسان‌ها دو برابر می‌شود، به هر میزان که سازمان‌ها و موسسات و نهادهای دولتی و غیردولتی با انسان‌ها و افراد پرسشگر و کنجکاو و حساس و علاقه‌مند به کسب اطلاعات از طریق فعالیت‌های روابط عمومی به صورت دو طرفه یا دو سویه و با استفاده از ابزار و ادوات ارتباطی مختلف و گوناگون (شفاهی و کتبی و دیداری و شنیداری) به ارتباط که تعریف خلاصه آن یعنی مبادله اطلاعات و اخبار به منظور هدایت رفتار انسانی است، بپردازد و به نقش و اهمیت آن آشنا باشند، همانا مشارکت و در نتیجه پیشرفت و توسعه روزافزون را به‌ دست خواهند آورد. علاوه بر توسعه، سطح آگاهی و اطلاعات مردم نیز ارتقا خواهد یافت.

در این مقاله با بررسی دقیق تر مفهوم روابط عمومی، وظایف و اجزای آن، نقش آن در ارتقای سطح آگاهی و دانش افکار عمومی بررسی می شود. زیرا هر روابط عمومی داده های مربوط به سازمان اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را منتشر می کند که مجموع این انتشار اطلاعات، موجب افزایش سطح اطلاعات مردم در مورد موضوعات و مقوله های مختلف در جامعه خواهد شد.

به اعتقاد علی اکبر جلالی، نویسنده کتاب روابط عمومی 2 ، روابط عمومی عصر حاضر، بر مبنای اصول جامعه اطلاعاتی، باید توجه خاص خود را به دو عنصر اطلاعات و ارتباطات معطوف کند. تولید اطلاعات، توزیع اطلاعات و استفاده از اطلاعات از یک سوی و ارتقای دانش نظری روابط عمومی، تسلط بر ارتباطات اجتماعی و استفاده مناسب از رسانه های نوین در جهت شکل دهی به افکار عمومی از سوی دیگر، نیازهای عصر حاضر در روند سیر تکاملی روابط عمومی هزار سوم می باشند.

2- چارچوب نظری
برای کسب شناخت بیشتر در مورد روابط عمومی و نقش آن در ارتقای سطح آگاهی مخاطب، می توان به خیلی از منابع علمی و پژوهشی مراجعه کرد.

حقیقت این است که روابط عمومی موضوعی پیچیده و چند وجهی است و بر نظریه ها و کنش های مرتبط با حوزه های مختلف و متنوعی مانند مدیریت، رسانه، ارتباطات و روان شناسی مبتنی است.(فاوکس،1389،11 ) در عین حال مبنای این اطلاعات را نیز باید مورد توجه قرار داد. لذا در این بخش مبنا و چارچوب نظری این فرض  که «روابط عمومی در بالا بردن آگاهی و دانش جامعه نقش دارد»، به طور خلاصه شرح داده می شود.

2-1 - نظریه سیستم ها
به اعتقاد صاحب نظران پیشرو در این نظریه، اطلاعات کمیتی است که بین سازمان ها و اقشار مختلف مردم با سطح تغییر متفاوت منتقل می شود و  کارگزاران روابط عمومی، مدیریت این تبادل اطلاعات را بر عهده دارند.

2-2- نقش واسطه ای رسانه های همگانی
صاحبنظران ارتباط توده، بطور کلی درباره نقش اساسی رسانه های همگانی در جامعه، دو پیش فرض را در نظر می گیرند: اول اینکه رسانه ها با عملی که در تولید، تکثیر و توزیع دانش و اطلاعات در جامعه انجام می دهند، به ایجاد ذهنیت و تجربیات مشترک در جامعه کمک می کنند. دوم اینکه رسانه های همگانی یک نقش واسطه ای را بین واقعیت های عینی اجتماعی و تجربه های شخصی ایفا می کنند.

با توجه به نخستین فرض، رسانه های همگانی، از نظر کارکرد، توانایی انتقال همه گونه دانش را دارا بوده و به جای بسیاری از نهادهای دیگر عمل می کنند. با توجه به دومین فرضیه اساسی، صاحبنظران معتقدند که رسانه های همگانی بین واقعیت های عینی اجتماعی و تجربیات شخصی، نقش «واسطه» را بازی می کنند و این نقش را از چند طریق ایفا می نمایند: رسانه ها غالباً بین ما ( به عنوان دریافت کننده ) و آن قسمت از تجربیات بالقوه که خارج از ذهنیت و یا تماس مستقیم با ما است، قرار می گیرند. همچنین بین ما و سایر نهادهایی که با آنها سروکار داریم قرار می گیرند، مانند نهادهای دولت و تشکیلات وابسته به آن و نهادهای صنعتی.نهادهایی و سازمان هایی که تشکیلات روابط عمومی آنها بیشترین بهره را از رسانه ها (به عنوان واسطه) می برند.

ادامه دارد