نقش وجايگاه روابط عمومي سازمانها درعصرفعلي چيست؟
روابط عمومي به عنوان اصلي ترين حلقه ارتباطي بين حكومت ،سازمان ، مديريت با مردم است و در فرآيند دسترسي مديران به افكار عمومي و جريان آزاد اطلاعات و ارتباطات تحقق اصل پرسشگري و پاسخگويي و بسط فرهنگ نظارت مردم بر عملكرد دولتمردان و نهادهاي اجرايي، مسئوليتي خطير دارد. لذا ضرورت دارد كه روابط عمومي به طور مستقيم در كار بازآموزي ، بازسازي و فرهنگ ساختن خود با تحولات و تغييرات مستمر اجتماعي و حرفه اي در گذر زمان باشد تا از ديگر بخشهاي اجتماعي و از پيكره عمومي دگرگوني ها جدا نيفتد.
روابط عمومي نه تنها بايد از تحولات زمان خويش تاثير پذيرد بلكه ضرورت ايجاب مي كند كه خود به عنوان عامل موثر در فرآيند مداوم اصلاحات و تغييرات مثبت اجتماعي نقش آفريني كند. زندگي در دنياي جديد نيازمند درك نقش پديده ها و نهادهايي است كه نقطه حساس آن افكار عمومي و نقش مردم است.
روابط عمومي از جمله نهادهاي نويني است كه در جهان كنوني جايگاهي ويژه دارد .
نميتوان در عصر ارتباطات زيست واز نقش روابط عمومي در جامعه ي دستخوش تغييرات پرشتاب و درهم تنيده غافل ماند.عصر ارتباطات عصر شتابندگي زمان و بهم پيوستن شبكه هاي گوناگون حيات فردي جامعه است ؛ نظام ها و شبكه هاي نوين ارتباطي زمان و مكان را كه از عناصر بنيادين زندگاني انساني هستند دگرگون مي سازنددر اين عصر مخاطب هر پيامي نه شي اي منفعل كه عنصري فاعل براي ارتباط و گفتگو مي باشد فهم تبيين كاركردهاي روابط عمومي آنهم از زاويه هاي علمي و تخصصي مساله مهم و پيش روي ما مي باشد.
روابط عمومي را به عنوان بازتاب شخصيت سازمان تعريف مي كنند همچنان كه شگفت انگيز است فردي بدون شخصيت بتواند شهرت بدست آورد لذا همين امر در مورد سازمانها نيز صادق است.
شخصيت يك سازمان يعني آنچه يك سازمان را تعريف ميكند، اعتقادات آن را پاسخ ميدهد و مقصد سازمان را تعريف مي كندو شايد بهترين تعريف در مورد روابط عمومي اين باشد: روابط عمومي يعني مديريت شهرت يك سازمان .
روابط عمومي موثر براي ايجاد ارتباط است چه داخلي و چه خارجي و بايد براي سازمان بنيادي تر باشد روابط عمومي بايد پيش تر از مرحله تصميم گيري آغاز شود يعني زماني كه نگرش ها توسط مديريت به سوي مسايل بالنده و سياستها تدوين شوند. ( اينجاست كه به بخشي از جايگاه روابط عمومي كه بايد به آن نگاه ويژه دا شت؛ نه طور ديگر مي رسيم).
البته اگر به روابط عمومي از زاويه ي بهتري نگاه كنيم خواهيم ديد كه ميتوان روابط عمومي را به عنوان يك مشاور امين و ارشد براي مديريت سازمان در نظر گرفت و مثال آن براي مديريت سازمان و مجموعه ، مثال يك آيينه ي تمامنما است كه ميتواند تمامي مشكلات و معضلات، موقعيتها و راه رسيدن به موفقيتها را بدون بزرگ نمايي يا كوچك نمايي با مديريت بر منابع انساني و نه متملقانه بلكه شفاف در جهت رسيدن به چشم اندازها و نيل به موفقيتهاي سازمان بيان كرد.
هيچ سازماني نميتواند براي موفقيت به شانس متكي باشد بنابراين روابط عمومي يك مسئوليت بنيادي و مديريتي عالي است. روابط عمومي نميتواند غريزي شكل گيرد زيرا جايي براي خوش بيني در زمينههاي حساس روابط انساني وجود ندارد.روابط عمومي سالم و موثر نياز به تفكر، برنامهريزي و سازماندهي دارد.
تدوين يك سياست ارزشمند و كارآمد روابط عمومي به اندازه تدوين ساير سياستهاي سازماني نياز به تفكر، توجه و مهارت دارد؛ لذا تمام متخصصان و انديشمندان روابط عمومي ميدانند بهترين رفتار سازماني هميشه سودآورترين رفتار سازماني است و روابط عمومي پلي است كه فعاليتهاي انجام شده در انزواي سازمان را عمومي ميكند و ربطي ميان سازمان و دنياي خارج است؛ روابط عمومي تكنيكي براي ارتباط است.
لذا به طور مختصر به چند مورد از اصليترين وظايف روابط عمومي در سازمان اشاره ميكنيم كه البته در سازمانهاي مختلف اين وظايف متنوع است:
-اطلاع رساني عمومي در مورد اهداف، برنامهها، اقدامات و عملكرد سازمان.
- تبليغ و اشاعه فرهنگ سازماني
-سخنگو و نمايندهي سازمان در مجامع و رسانههاي گروهي
-پل ارتباطي سازمان با جامعه .
-مديريت موثر بر روابط عمومي و منابع انساني و ايجاد هماهنگي بين واحدهاي مختلف سازمان
همانگونه كه پدر علم روابط عمومي جناب آقاي دكتر حميد منطقي با يك بيان شيوا و كامل در خصوص جايگاه روابط عمومي مي گويد: « روابط عمومي در متن است نه حاشيه، ضرورت است نه لوكس و درخود مديريت است نه بيرون از آن» اما لازم مي دانم اشاراتي هم از منظر يك حكومت ديني و مردم سالاري به روابط عمومي داشته باشيم.
از منظر يك حكومت ديني و از منظر حكومت مردم سالاري ديني بحث روابط عمومي پايه و مبناي ديگري دارد.
براي اينكه مسئوليت ورسالت روابط عمومي را تشريح كنيم بايد ازاين زاويه نگريست يعني به رابطه مردم با مسئولين تا بتوان آن را تعريف كنيم از نظر مردمسالاري ديني مردم در ارتباط با سازمان هامشتري نيستند،رغيب نيستند طرف معامله هم نيستند بلكه مردم صاحب و مالك و متولي اصلي هستند تنها نظامي كه بدون حضور ، مشاركت ، دخالت و نظارت مستمر آحاد مردم نه بر پا مي شود و نه ادامه حيات ميدهد ، نظام مردم سالاري ديني است مردم صاحبان اصلي كشورو صاحبان اصلي همه امور و متوليان اداري كشورند؛ لذا در ارتباط با مردم دستاوردها و نتايج فراواني حاصل مي شود كه عبارت است از :
1- كسب اعتماد متقابل بين مردم و مسئولين.
2- جلب همكاري و مشاركت.
3- نظارت همگاني.
4. پاسخگويي مستقيم و روابط عمومي مسئول مستند سازي و جريان يافتن اين فكر در جامعه است
همانگونه كه ازكلام وحي ومعصوم هم به اين اهميت اشاره شده: در قرآن كريم آيه شريفه 200 آل عمران مي فرمايند« يا ايها الذين امنو اصبرو و صابروا و رابطوا واتقوا...لعلكم تفلحون» در اين آيه شريفه ضمن دعوت امت به برقراري رابطه اجتماعي و داشتن شكيبايي و گرفتن تقواي الهي براي رسيدن به رستگاري و فلاح مطرح شده است.
وصيت نامه حضرت علي (ع) به حسنين (ع) « عليكم بالتواصل والتعادل و اياكم والتدابر و التقاطع» بر شما لازم است كه پيوندهاي دوستي و محبت را محكم كنيد و بذل و بخشش را فراموش نكنيد و از پشت كردن بهم و قطع رابطه بر حذر باشيد.
لذا يك روابط عمومي خوب مي تواند با الهام گرفتن از اين اشارات نقش مناسبي را در پيوند مديران و كاركنان داشته باشد مثل خوني كه در رگهاي سازمان جاري است و تكاپو و جنب و جوش سيستم را ملموس مي كند اينجانب كه نقش گوش و چشم و مهمتر زبان سازمان را بعهده دارد يك روابط عمومي موفق با نگاهي جامع و ارتباطي تنگاتنگ با كاركنان و مجموعه و ارزيابي موفقيتها و مشكلات موجود در سيستم كاري و انعكاس به موقع آن و آگاه نمودن مدير مجموعه از كاستي ها و موفقيتهاي موجود مي تواند گامي موثر در روند تكاملي و تصميمگيري و تصميمسازي سازمان داشته باشد لذا مي توان گفت كه روابط عمومي هنر بكارگيري آگاهانه و هوشمندانه تمامي ابزارها براي نفوذ در افكار عمومي است كه اين همان مديريت بر افكارعمومي است با در نظر گرفتن اين موضوع كه حوزه فعاليت آن فرابخشي بوده و در تمامي بخشها ورود پيدا كرده و با تعامل بين تمامي قسمتها در روند تكاملي مجموعه سازمان نقش بسزايي ايفاد مي كند.